۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۵, چهارشنبه

توافقنامه ‌امنیتی بوش، مقدمه طرح سلطه آمریكا بر جهان است- ارتش آمریکا: تقصیر ژنرال عراقی است!

تحلیلگر عرب و سردبیر سابق روزنامه فرامنطقه‌ای "الحیات" با اشاره به طرح توافقنامه امنیتی بغداد-واشنگتن گفت: توافقنامه امنیتی بغداد-واشنگتن توافقی برای حضور دائمی آمریكا در عراق و تحقق مقدمات طرح امپراتوری آمریكاست. "جهاد الخازن" كه در زمان كنونی ستون نویس روزنامه الحیات است، در پاسخ به به این سوال كه در نگاهی كلی توافقنامه امنیتی عراق_آمریكا را چگونه ارزیابی می‌كنید، گفت: امیدوارم "نوری المالكی" نخست‌وزیر عراق از امضای چنین توافقی جدا بپرهیزد، زیرا این توافق، تفاهم دو طرف ضعیف و قوی است و توافقنامه‌های این چنینی همیشه به زیان طرف ضعیف است. الخازن با بیان این كه دو طرف این توافق هم‌سطح نیستند، افزود: فكر نمی‌كنم حتی شمار اندكی هم در عراق باشند كه از امضای توافقنامه بلند مدت نظامی با آمریكا حمایت كنند؛ امیدوارم چنین توافقنامه‌هایی كه برای تحت فشار قرار دادن نوری المالكی است به امضا نرسد چون در نهایت این المالكی است كه مسوول پیامدهای آن خواهد بود و از وی می‌خواهم به ملت خود تكیه كند و منافع آن را در نظر بگیرد. الخازن كه سردبیر سابق روزنامه الشرق‌الاوسط نیز بوده در پاسخ به این سوال كه چرا به نظر شما این توافق به سود عراق نیست، گفت: چگونه ممكن است امضای چنین توافقنامه‌ای به سود ملت عراق باشد در حالی كه قرار است برای همیشه پایگاه‌های نظامی آمریكا در آن باقی بماند. ما اصلا نمی‌خواهیم در هیچ جای خاورمیانه پایگاه نظامی آمریكایی باشد؛ نه در عراق و نه در هیچ كشور عربی و نه در تركیه. اصلا چرا باید این پایگاه‌ها در منطقه باشد؟ وجود این پایگاه‌ها امنیت منطقه را تهدید و دولت‌ها را علیه ملت‌های خود تحریك می‌كند. سردبیر پیشین روزنامه فرامنطقه‌ای الحیات در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر این كه به نظر شما مهم‌ترین هدف آمریكا از امضای چنین توافقنامه‌ای با عراق چیست گفت: طراحان سیاست‌ خارجی آمریكا دو گروهند. گروه نخست گروهی است كه افكار تشكیل امپراتوری و سیطره بر جهان را در سر می‌پروراند مثل افرادی همچون "دیك چنی" معاون رئیس‌جمهور آمریكا و "دونالد رامسفلد" وزیر سابق دفاع آمریكا و گروه دوم نومحافظه‌كاران آمریكا هستند كه در حقیقت لابی اسرائیل در سازمان ملل متحد و به طور كلی طرحان سیاست ‌خارجی آمریكا به سود اسرائیل هستند. بنابراین امكان ندارد این دو گروه طوری طرح‌ریزی كنند و توافقنامه‌ای ارائه كنند كه به سود اعراب و مسلمانان باشد. بنابراین تلاش همه ما باید بر این نكته متمركز شود كه هیچ پایگاه نظامی در آمریكا شكل نگیرد. جهاد الخازن در پاسخ به اینكه آیا بهتر نیست چنین توافق امنیتی میان خود كشورهای منطقه كه منافع امنیتی و مسائل مختلفی همچون فرهنگ و زبان مشتركی برخورداند شكل بگیرد، تاكید كرد: بهترین و منطقی‌ترین توافقنامه كشورهای منطقه رعایت "حسن هم‌جواری" است و در این خصوص، نه به ارتش یكدیگر نیاز داریم و نه به پایگاه نظامی مشترك و تنها به رابطه و مناسبات همیشگی و پایدار سیاسی_تجاری كه در مجرای طبیعی خود باشد، نیاز داریم تا همه طرف‌های موجود در منطقه به یكدیگر اعتماد داشته باشند و هیچ كشوری نگران این نباشد كه دیگری به منافع آن چشم طمع داشته باشد و این امر هم با اتحاد میان كشورهای منطقه ممكن است. سردبیر سابق روزنامه الحیات در پاسخ به این سوال كه آیا پارلمان عراق چنین توافقنامه‌ای را تصویب خواهد كرد یا خیر، با ابراز نگرانی شدید خود تاكید كرد: این همان چیزی است كه مرا به شدت می‌ترساند و امیدوارم پارلمان عراق هرگز چنین كاری نكند. جهاد الخازن در پاسخ به سوالی دیگر، درباره یكی از بندهای این توافقنامه كه مصونیت قضایی نیروهای آمریكایی را در عراق تامین می‌كند (قانون كاپیتولاسیون) از این امر ابراز بی‌اطلاعی و شدیدا ابراز تعجب كرده، ولی تاكید كرد: ملت عراق آزاد است و هرگز چنین امری را نمی‌پذیرد. چنین چیزی به هیچ‌وجه پذیرفتنی نیست؛ بعید است عراق چنین چیزی را بپذیرد. ملت عراق چه در گذشته و چه در حال، ملت آزاده‌ای بوده و هست. وی در پاسخ به این سوال كه نقش ایران و كشورهای منطقه را در امضا شدن یا نشدن این توافقنامه چگونه ارزیابی می‌كند، گفت: ایران و سوریه مخالف این امر هستند. ولی ایران باید هر چه زودتر شك و نگرانی‌های كشورهای منطقه از جمله كشورهای حاشیه خلیج[فارس] را برطرف كند و به سران آن اطمینان دهد. وی با بیان این كه طی دو ماه اخیر با بیشتر وزرای خارجی عرب دیدار كرده، گفت: آنها درباره سیاست خارجی ایران هنوز نگرانی‌هایی دارند و "محمود احمدی نژاد" در سفر خود به كشورهای منطقه به سران آن اطمینان‌ خاطر داده است؛ نمی‌دانم چقدر موفق بوده، ولی چیزی كه مهم است تداوم سیاست ایران در اطمینان‌بخشی به كشورهای منطقه است چون ایران كشور دوست، همسایه و متحد ماست و بر خلاف اتهامات بیان شده چشم طمع به هیچ كشوری در منطقه ندارد و از سران آن می‌خواهم كه اهمیت اوضاع را دریابند. "سید عبدالله الحیدری" از مسئولان ائتلاف واحد عراق چندی پیش در گفت وگو با فارس برای نخستین بار از مفاد این توافقنامه پرده برداشت و از آن به نام توافقنامه‌ای "ننگین" و "ذلت‌بار" یاد كرد و امضای آن را مایه سرافكندگی ملت عراق و مقامات این كشور خواند. وی با تأكید بر اینكه تحقق محورهای توافق واشنگتن و بغداد، عراق را به پایگاه نظامی دائمی برای آمریكا تبدیل می‌كند، گفت: پنتاگون (وزارت دفاع آمریكا) قصد دارد دست‌كم ۱۴ پایگاه نظامی در سراسر عراق تأسیس كند و بدتر از آن، بندی است كه باید از آن به نام ذلت‌بارترین بند این توافق‌نامه یاد كرد كه متأسفانه بر باقی‌ماندن نیروهای آمریكایی در عراق تحت عنوان "حضور بلندمدت" و بدون تعیین ضرب‌الاجل تأكید می‌كند. جهاد الخازن تحلیلگر و روزنامه‌نگار مشهور عرب، از طایفه مارونی‌های لبنان است كه تاكنون منصب سردبیری روزنامه‌های فرامنطقه‌ای الحیات و الشرق الاوسط و روزنامه "عرب‌نیوز" را بر عهده داشته است. فارس ارتش آمریکا: تقصیر ژنرال عراقی است!گزارش اشتباه یک ژنرال ارتش عراق درباره کشف یک مجموعه بزرگ سلاح در شهر کربلا، آمریکا را دچار سوء تفاهم کرد.روزنامه لس آنجلس تایمز در گزارشی نوشت: "ظاهرا مقامات آمریکایی اخیرا قصد داشتند برخی مواد منفجره که ادعا می شد ساخت ایران است را مقابل خبرنگاران در کربلا به نمایش گذاشته و سپس آنها را منهدم کنند، اما نمایش این تجهیزات پس از تحقیقات کارشناسان آمریکایی لغو شد."براساس این گزارش ایالات متحده پس از آنکه متوجه شد هیچ یک از این سلاح ها ساخت ایران نیستند از نمایش آنها صرف نظر کرد.یک سخنگوی ارتش آمریکا علت این تصمیم را ناشی از سوء تفاهم به وجود آمده بر اثر گزارش یک ژنرال ارتش عراق در کربلا دانست و گفت: "این ژنرال عراقی اشتباها گزارش داده بود این اقلام منشا ایرانی دارند."این گزارش می افزاید: "کارشناسان نظامی آمریکا پس از انجام تحقیقات متوجه شدند که این سلاح ها اصلا ایرانی نیستند."ارتش آمریکا اخیرا مدعی کشف ۲۰ هزار قلم سلاح، مهمات و مواد منفجره توسط نیروهای عراقی در شهر کربلا شد.برپایه این گزارش در یک رویداد جالب توجه دیگر که طی هفته گذشته رخ داد سرلشگر کوین برگنر یک سخنگوی ارتش آمریکا برای اولین بار ایران را به حمایت از خشونت های جاری در عراق متهم نکرد.وی که روز چهار شنبه مقابل رسانه ها درباره کشف زرادخانه بزرگ سلاح در کربلا سخن می گفت هیچ اشاره ای به ایران نکرد و این در حالی است که چندی پیش از آن مقامات ارتش آمریکا و پنتاگون ادعا کرده بودند: "سلاح های ساخت ۲۰۰۸ ایران در مخفی گاه های بزرگ سلاح در بصره کشف شده است."آمریکا در طول چند سال گذشته پس از اشغال عراق همواره ایران را به تجهیز و آموزش شبه نظامیان عراقی و ارسال سلاح به این کشور متهم کرده و این در حالی است که ایران این اتهامات را رد کرده است.چندی پیش یک هیات از نمایندگان پارلمان عراق در سفر به تهران با مقامات کشورمان در خصوص برقراری ثبات و امنیت در این کشور رایزنی کرد. عصر ایران

The wandering Palestinian







NAHR AL-BARED in Lebanon was a wind-blown huddle of tents when the first refugees straggled here from Galilee in 1948, the year of the Palestinian nakba or catastrophe. Yet the camp somehow prospered, in spite of the Lebanese laws restricting Palestinians, and despite the influx of yet more refugees during Lebanon's 1975-90 civil war. By last year it had grown into a crowded but congenial town of 35,000, complete with apartment blocks, schools and clinics. The seaside camp was home to the busiest market in northern Lebanon, but also to a growing band of dour, bearded and fearsomely well-armed Islamist radicals.
They hailed mostly not from Palestine but from Saudi
Arabia, Iraq, Syria and other countries that were making life difficult for jihad-obsessed Sunni militants. Nahr al-Bared's regular
residents tended to shun them. But there was little they could do to keep the 500 or so newcomers out. The feeble Lebanese state takes no responsibility for its 12 Palestinian camps, and the refugees' own institutions have weakened with the decline of the once-dominant Palestine Liberation Organisation (PLO).more..

دنباله مطلب

راز بقا در 60 سالگی اسرائيل


http://www.roshangari.net/روشنگری. هفته نامه اکونوميست در 60 سالگی تاسيس اسرائيل مقاله ای دارد تحت عنوان,فلسطينی های آواره,. مقاله راز ماندگاری مقاومت را به خوبی نشان ميدهد. گزارش کوتاه شده ای از اين مقاله را ميخوانيد. *** مقاله با توصيفی از وضعيت پناهندگان فلسطينی در اردوگاه نهرالبارد واقع در شمال لبنان بعد از تهاجم سال گذشته شروع ميشود.[ فجايع مخوفی که بر پناهندگان غيرنظامی در اين تهاجم رفت اساسا به افکارعمومی گزارش نشد و نه فقط توسط رسانه های غربی. زيرا حتی احزاب اسلامی بويژه حزب الله لبنان مداخله و جانبداری از پناهندگان را به نفع خود نمی ديدند.م] اکونوميست نوشته است حدود500 جهادی که به اين اردوگاه آمدند فلسطينی نبودند، بيشتر آنها از عربستان سعودي، عراق، سوريه وديگر کشورها آمده بودند و از دست فلسطينی های ساکن اردوگاه کارزيادی ساخته نبود، زيرا دولت لبنان هيچ مسووليتی در رابطه با 12 اردوگاه پناهندگی فلسطينی خود برعهده نميگيرد و موسسات خود پناهندگان نيز بعد از سقوط سازمان آزادی بخش فلسطين(PLO)قدرتی ندارد.اما به هرحال خانه های همه پناهندگان زير آتش سنگين ارتش لبنان با خاک يکسان شد وکليه 20000 پناهنده ساکن آنها مجبور به ترک اردوگاه شدند. حالا اردوگاه به آرامی بازسازی ميشود و پناهندگان به خانه های کناره اردوگاه که کمتر آسيب ديده اند باز ميگردند. صاحب قهوه خانه موقت که در جاده اصلی و مخروبه بساط خود رادوباره برپاکرده، يک تابلو رنگارنگ را برافراشته که روی آن نوشته است: , ماالبارد رادوباره می سازيم و به فلسطين باز ميگرديم.


23ارديبهشت :طرح 5 ميليارد دلاري، آمريكا براى نفوذ در قلب بغداد

خليج‌فارس- 4 مه 2008 - نيوزويك: آمريكا طرحى براى دگرگونى قلب بغداد كه اكنون منطقه امنيتى سبز نام دارد، در دست تهيه دارد. اين طرح كه شامل ساخت هتل‌هاى مجلل و مراكز خريد عظيم است، بخشى از فهرست رؤيايى يا آن طور كه برخى ناظران آن را توصيف مي‌كنند خيال پردازى دور از واقعيتى است كه براساس آن طى 5 سال منطقه سبز بغداد كه تحت مراقبت آمريكايي‌ها قرار دارد، از دژى محصور در قلب بغداد تبديل به نماد آينده اين شهر مي‌شود. يك رابط نظامى در اين باره به آسوشيتدپرس مي‌گويد كه اين طرح 5 ميليارد دلاري، مورد حمايت پنتاگون قرار دارد و به‌نظر مي‌رسد كه برخى سرمايه‌گذاران سرشناس در عرصه ساخت هتل‌هاى بين‌المللى و طرح‌هاى توسعه، در آن ذي‌نفع هستند. انگيزه واشنگتن براى پيگيرى چنين طرحي، ايجاد يك محدوده نفوذ در اطراف ساختمان جديد سفارت آمريكا در بغداد است كه هزينه ساخت آن بالغ بر 700 ميليون دلار برآورد مي‌شود. اين محدوده، حكم ديوار حائل را براى ساختمان جديد سفارت خواهد داشت. پيش‌بينى مي‌شود كه پس از انتقال كاركنان و دواير سفارت به ساختمان جديد در سال آينده، هزينه كلى طرح سفارت خانه جديد به يك ميليارد دلار برسد.

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۱, شنبه

سالگرد تأسيس اسراييل را جشن نمی گيريم برگردان: محمد علی اصفهانی


شصتمين سالگرد رسميت بخشيدن به غصب سرزمين فلسطين، و حلال کردن جان و مال و خون انسان فلسطينی بر «نژاد برتر» و «قوم برگزيده»، يهوديانی آزاده، بار ديگر سکوت را در هم شکستند تا بر اين حقيقت روشن گواهی دهند که ميان انسان تا انسان، فاصله، نه قوم و تبار و مذهب و مسلک و مرام و نژاد، که تنها انسان است و بس.و اين بار، از انگلستان.بيش از صد تن از برجسته ترين چهره های دانشگاهی و فرهنگی و هنری و سياسی يهودی انگليسی در نامه يی به روزنامه ی گاردين، اعلام کرده اند که نمی خواهند و نمی توانند بر اجساد نيمه جان فلسطينيان، بر خانه های ويران شده، بر سفره های تهی مانده از نان، بر نعش های برهم انباشته ی مرد و زن و پير و جوان، و برگلبرگ های پرپر شده و فرو ريخته ی جان کودکان شيرخواره ی فلسطينی از دامان مادرانشان بر خاک، پای بکوبند و دست بيافشانند.ترجمه ی متن اين نامه را همراه با نام ها، و نيز با توضيحاتی که به نظرم لازم می آمد در زير آورده ام.۲۰ ارديهشت ۱۳۸۷۹ مه ۲۰۰۸
در اين ماه مه، سازمان های متعدد يهودی، شصتمين سالگرد تأسيس دولت اسراييل را جشن می گيرند. و اين، در صورتی که صدها سال زجر و آزار يهوديان را که در اوج خود به هولوکاست انجاميد به خاطر داشته باشيم قابل درک است.امّا، ما يهوديانی هستيم که در اين جشن شرکت نخواهيم کرد.زمان آن فرا رسيده است که روايت ديگر را نيز بدانيم. روايت تقاصی که از مردمی ديگر در آن سوی جهان، به جرم يهود ستيزی اروپا، و نسل کشی هيتلر در اين سوی جهان، گرفته شده است.همچنان که ادوارد سعيد می گفت، آنچه هولوکاست با يهوديان کرد، اشغال فلسطين به وسيله ی يهوديان، بر مردم فلسطين روا داشت.در سال ۱۹۴۸، در ماه آوريل، همان ماهی که در آن، کشتار دير ياسين اتفاق افتاد (۱) و همان ماهی که شهروندان عادی فلسطين، در بازار حيفا مورد آن حمله ی معروفِ پر از تلفات قرار گرفتند، اجرای طرح «دالت» (۲) آغاز شد.اين طرح، طرح ويران کردن قريه های فلسطينی و بيرون انداختن ساکنان اصلی آن ها بود.ما اين را جشن نمی گيريم.در ژوئيه ی ۱۹۴۸، در دل گرمای سوزان تابستان، هفتاد هزار فلسطينی را از رام الله و اللُد بدون آب و بدون غذا به بيابان پرتاب کردند. و در ميان راه، صدها تن از اين فلسطينيان جان باختند. اين به عنوان «راه پيمايی مرگ» شناخته شده است. (۳)ما اين را جشن نمی گيريم.[در همان آغاز کار] هفتصد و پنجاه هزار فلسطينی آواره شدند و چهارصد قريه ی فلسطينی از نقشه ی جهان زدوده و محو شد.و اين، هنوز پايان پاک سازی قومی و نسل کشی نبود و نيست.هزاران فلسطينی، در حالی که شهروند اسراييل بودند، در سال ۱۹۵۶ از «الجليل» اخراج شدند.و هزار ها فلسطينی ديگر نيز، به هنگامی که اسراييل نوار غزه و کرانه ی رود اردن را اشغال کرد، به سرنوشتی اينچنين گرفتار آمدند.بر مبنای قوانين بين المللی و همچنين بر مبنای قطعنامه ی ۱۹۴ سازمان ملل متحد، پناهندگان از حق بازگشت به سرزمين خود و يا دريافت غرامت برخوردارند. [در حالی که اسراييل اين حق طبيعی و مسلّم پناهندگان فلسطينی را حتّی به صورت ظاهری و شفاهی و واهی هم که باشد به رسميت نشناخته است؛ و بلکه بر عکس، رسماً و کتباً مردودش دانسته است ـ م]ما اين را جشن نمی گيريم.ما نمی خواهيم اين را جشن بگيريم. ما نمی خواهيم تولد دولتی را خجسته بداريم که با تروريسم، با کشتار دسته جمعی، و با دزدی زمين مردم بنا شده است.ما نمی توانيم تولد دولتی را جشن بگيريم که بر پاکسازی قومی و نسل کشی، اصرار می ورزد. که به قوانين بين المللی تجاوز می کند. که بر مردم عادی غزه تنبيه دسته جمعی شنيع و مهيب و هولناکی را تحميل می کند. که فلسطينيان را از حقوق انسانی آن ها و از آرزو ها و آمال ملّيشان محروم می سازد.ما آن هنگام، جشن خواهيم گرفت که عرب و يهودی، در خاورميانه يی سرشار از صلح و مسالمت، با حقوقی مساوی و همسان، با هم و در کنار هم زندگی خواهند کرد.[توضيحات، در پايين صفحه، بعد از نام ها
آمده است.]
Seymour Alexander
Ruth Appleton
Steve Arloff
Rica Bird
Jo Bird
Cllr Jonathan Bloch
Ilse Boas
Prof. Haim Bresheeth
Tanya Bronstein
Sheila Colman
Ruth Clark
Sylvia Cohen
Judith Cravitz
Mike Cushman
Angela Dale
Ivor Dembina
Dr. Linda Edmondson
Nancy Elan
Liz Elkind
Pia Feig
Colin Fine
Deborah Fink
Sylvia Finzi
Brian Fisher MBE
Frank Fisher
Bella Freud
Catherine Fried
Uri Fruchtmann
Stephen Fry
David Garfinkel
Carolyn Gelenter
Claire Glasman
Tony Greenstein
Heinz Grunewald
Michael Halpern
Abe Hayeem
Rosamine Hayeem
Anna Hellman
Amy Hordes
Joan Horrocks
Deborah Hyams
Selma James
Riva Joffe
Yael Oren Kahn
Michael Kalmanovitz
Paul Kaufman
Prof. Adah Kay
Yehudit Keshet
Prof. Eleonore Kofman
Rene Krayer
Stevie Krayer
Berry Kreel
Leah Levane
Les Levidow
Peter Levin
Louis Levy
Ros Levy
Prof. Yosefa Loshitzky
Catherine Lyons
Deborah Maccoby
Daniel Machover
Prof. Emeritus Moshe Machover
Miriam Margolyes OBE
Mike Marqusee
Laura Miller
Simon Natas
Hilda Meers
Martine Miel
Laura Miller
Arthur Neslen
Diana Neslen
Orna Neumann
Harold Pinter
Roland Rance
Frances Rivkin
Sheila Robin
Dr. Brian Robinson
Neil Rogall
Prof. Steven Rose
Mike Rosen
Prof. Jonathan Rosenhead
Leon Rosselson
Michael Sackin
Sabby Sagall
Ian Saville
Alexei Sayle
Anna Schuman
Sidney Schuman
Monika Schwartz
Amanda Sebestyen
Sam Semoff
Linda Shampan
Sybil Shine
Prof. Frances Stewart
Inbar Tamari
Ruth Tenne
Martin Toch
Tirza Waisel
Stanley Walinets
Martin White
Ruth Williams
Naomi Wimborne-Idrissi
Devra Wiseman
Gerry Wolff
Sherry Yanowitz

توضيحات:
عنوان و لينک نامه:We're not celebrating Israel's anniversary
www.guardian.co.uk/world/2008/apr/30/israelandthepalestinians
۱ ـ «دير ياسين»، قريه ی کوچکی در فلسطين بود. با جمعيتی در حدو ۱۲۰۰ نفر. در نهم آوريل ۱۹۴۸ دو گروه تروريستی اسراييلی که رهبر يکی از آن ها مناخيم بگين نخست وزير بعدتر اسراييل بود؛ و رهبر آن ديگری، اسحاق شمير، باز هم چون آن يکی، نخست وزير بعدتر اسراييل، قرار گرفت.اين دو گروه تروريستی، به رهبری دو نخست وزير آينده ی اسراييل، دست به قتل عام تمامی مردم اين قريه ی کوچک و فقير زدند؛ و بنا به نوشته ی مطبوعات همان زمان، موفق شدند که ۲۵۴ نفر از آن ها را به قتل برسانند، و مابقی را وحشتزد، زخمی، و لت و پار شده فراری دهند. البته بعد تر، جايزه ی صلح نوبل نيز به رهبر يکی از آن دو گروه ـ مناخيم بگين ـ تقديم شد!ماه آوريل، همچنين يادآور قتل عام سهمگين مردم شهر کوچک قانا در جنوب لبنان، به وسيله ی يک نخست وزير ديگر اسراييلی ـ و باز هم برنده ی جايزه ی صلح نوبل ـ يعنی شيمون پرز است در سال ۱۹۹۶.همان قتل عامی که نزار قبانی، در منظومه ی بلند خود «چهره ی قانا» آن را ترسيم می کند:
پريده رنگ، همچون سيمای عيسیو هوای دريا در ماه آوريل...باران های خون و اشک...... بر روی اجسادماوارد قانا شدندو پرچم نازيان رابر فراز سرزمين جنوب بر افراشتندو ايّام آدمسوزی را باز گردانيدند...... گندمزاران راو درختان زيتون راو بوته های تنباکو رادر هم کوبيدند.و آوای بلبلان را.کادموس رادر مرکبش در هم کوبيدنددريا را درهم کوبيدندو افواج مرغان دريايی را.حتّی بيمارستان ها را هم در هم کوبيدندحتّی مادران شيرده راو کودکان مدرسه يی را.زيبايی زنان جنوبی را در هم کوبيدندو باغستان های چشم های عسلی را غارت کردند...ده سال، بعد نيز در سال ۲۰۰۶ در جريان تجاوز ۳۳ روزه به لبنان به منظور آماده سازی حمله ی آمريکا به ايران و سوريه، و «استقرار دموکراسی از دمشق تا تهران»، نخست وزير فعلی اسراييل، باز قتل عامی ديگر را در همان قريه ی معصوم مرتکب شد. اين يک البته بر خلاف آن دو نخست وزير ديگر هنوز به دريافت جايزه ی صلح نوبل، مفتخر نشده است. بعد از نابودی تمام مردم غزه، که تروريست به دنيا می آيند و تروريست زندگی می کنند و تروريست می ميرند، مخصوصاً کودکانی که قرار است نسل های آينده ی تروريست ها را تشکيل دهند، شايد با ياری «محمودعباس» آژان آمريکا و غرب به گفته ی رابرت فيسک، و رييس احتمالی «دولت ويشی» از نوع فلسطينی آن به گفته ی جان پيلجر، نخست وزير فعلی اسراييل هم بتواند جايزه ی صلح نوبل را از طرف «جامعه ی جهانی» دريافت کند. که گفته اند: «تا سه نشه، بازی نشه».در ارتباط با آنچه در اين قسمت آمد، می توانيد به صفحات متعدد «خبر و نظر» سايت ققنوس، و مخصوصاً به لينک های زير، مراجعه کنيد:
http://www.ghoghnoos.org/honar/honarg/honarg01/kabbani_ghana.html
http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar03/warschawski-l.html
http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar06/pilger-gaza.html
http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar03/welcome.html
۲ـ «طرح دالت» که نام آن از حرف عبری «دالت» معادل «دال» در فارسی و عربی گرفته شده است، طرحی است که در فاصله ی پاييز ۱۹۴۷ تا بهار ۱۹۴۸ به وسيله ی يک گروه شبه نظامی يهودی در منطقه ی فلسطين به اجرا در آمد. با هدفِ تصرّف هرچه بيشتر زمين های مردم ساکن فلسطين (مسيحی، يهودی، مسلمان، و ...) به دولتی که قرار بود بر مبنای اصالت برتری نژاد و قوم و مذهب يهود در انتگريست ترين و بنيادگرا ترين تعريف آن، در دل خاورميانه تشکيل شود.۳ ـ «راه پيمايی مرگ» يا به زبان انگليسی Death marches در معنای عام آن، به راندن گروه های انسانی به اسارت در آمده، از نقطه يی به نقطه ی ديگر، توسط دشمن، با زور و بدون توجه به وضع و حال آن ها و زنده ماندن يا کشته شدنشان بر اثر مشقت های راه پيمايی، اطلاق می شود.در اينجا نويسندگان نامه، به «راه پيمايی مرگ» معروف در جريان جنگ جهانی دوم نظر دارند که طی آن، نازی ها ـ که نه عرب بودند؛ نه عرب تبار بودند؛ و نه فلسطينی بودند؛ و نه فلسطينی تبار بودند؛ و نه مسلمان بودند؛ و نه مسلمان تبار بودند ـ در اين سوی جهان، در اروپا، هزاران اسير را ـ که اکثريّتشان را يهوديان تشکيل می دادند ـ از اردوگاه های نزديک به مرزها، به اردوگاه های داخل آلمان بردند. با همان شيوه ی رفتار اسراييليان با هفتاد هزار فلسطينی، در دل گرمای سوزان تابستان، و در حالی که حتی آب آشاميدنی را نيز ـ به نوشته ی نويسندگان يهودی اين نامه ـ از آنان دريغ می داشتند. تا جايی که صدها تن از آن بی پناهان، که تنها و تنها جرمشان فلسطينی بودن و فلسطينی زاده شدن بود، در راه جان باختند. يعنی به قول قاتلانشان تلف شدند...

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۰, جمعه

پيام تجليل و قدر داني داريوش همايون !! به م. سحر

"م.سحر" شعري سروده كه مورد تشويق و تقدير قرار گرفته است ,از جمله
"داريوش همايون" عضو سابق حزب" فاشيستي سومكا " "وزير اطلاعات "رژيم دست
نشانده " پهلوي" و "دبير كل حزب رستاخيز"! وشايد بي جانباشد كه ياد آوري
نمائيم كه" شاه" وقتي احساس خطر سر نگوني به "مشام مباركشان "رسيد ,براي
آرام نمودن مردم, مشتي از نوكران خانه زاد !و متملقان! خود راكه مورد تنفر مردم بودند
بدستور ملوكانه :هويدا, نصيري , داريوش همايون و...دستگير و روانه زندان ساخت
ولي درد سرنگوني با اين مسكن دوا نشد!



طرف آقای داریوش همایون ،ـ

اندیشمند و روزنامه نگار و مرد سیاسی معاصر
این پیام دریافت شد:


ـ24 آوریل 08

دوست عزیزم با درود و سپاس. قصیده بلند شما یادآور بهار است، با همان قدرت و انرژی و پرخاش بجا.ـ
من برانگیختگی شما را خوب درک می کنم و با آن انبازم.

ـارادتمند

د. همایون

چه رازی در تطهیر و تبرئه رهبران حزب توده ایران کبیر توخی - تورنتو

چه رازی در تطهیر و تبرئه رهبران حزب توده ایران
که برادران تنی خلق و پرچم و خاد میباشند، وجود دارد
؟
در نشریه قاره ای شهروند شماره ١١٧١ مورخ ٣ اپریل ، یعنی درست ٢٤ روز بعد از دایر شدن
گرامی داشت صدمین سال ٨ مارچ روز زن از طرف "اتحاد زنان آزادیخواه"، یک نوشته و بخشهای از دو نوشته دیگر در پشت و روی یک ورق شهروند چاپ شده _ البته نه اتفاقی _ که از یک سوخوش سلیقه گی ویرستار گرامی شهروند را در ذهن خواننده متبادر می نماید، از سوی دیگر دو نقد از دو نویسنده و سومی آن که در ظاهر قصه ای است مربوط به « آن روزکه استالین مُرد » که شاید هم مرتب گرامی صفحات نشریه بلند آوازه و نازنین قصه گک ای دوریس لسینگ را به خاطری در پهلوی دو نقد دگر جابجا ساخته تا هر سه نگاشته دست به دست هم داده ، انرژی شان بیشتر شده ، تفکرات و باور های دایر کنندگان آن محفل پر شکوه را به نقد ، نقد تلویحی و نقد تعقیدی بکشند.
پاسخ به نوشته ی خانم محترم فرزانه جان اسدی نژاد را می گذارم به خانم های عضو " اتحاد زنان آزادیخواه " و اما نوشته خانم مغیثی زیر عنوان « یادی از مریم فیروز » در همین نشریه به دست نشر سپرده شده را در همین مختصر به ارزیابی می گیرم .

از محتوای این نوشته در تعجب اندر نشدم ؛ زیرا از پیش میدانستم که دست اندرکاران مخفی حزب توده ( توده ای ها نیز مانند برادران تنی آنها یعنی " حزب دموکراتیک خلق افغانستان " [ که آنرا به خاطر سهولت در مطالعه باید " حـد خـا " نامید ] در پهلوی حزب شان یک تشکل کاملا مخفی و دور از حزب را سازمان داده بودند ) ، هواداران شان و آنانی که خود شان را دارای "قضاوت سالم" وانمود می نمایند ، افراد سر شناس حزب توده را بنا بر دلایلی برخ دیگران کشیده از کار و کارنامه های گذشته آنان به گونه ای یاد آوری می کنند که گویا در حق آنان ظلم بزرگی شده که وابسته و جاسوس نامیده شده اند. خانم اندیشمند هایده مغیثی هم ازاین فرصت استقبال کرده مطلب شان را در رابطه با تطهیر و تبرئه همسر و همرزم نورالدین کیانوری [ اجنت سرشناش KGB دردرون حزب توده ایران که کارنامه های سخت ننگین و خائینانه وی نسبت به مردم نجیب ایران بر همگان معلوم است ] با درج اینکه گویا از حزب توده دور بوده ، قضاوت و داوری اش در مورد آن حزب خالی از ریب و ریا و حب و بغض و جزم و شهید طلبی و چه و چه می باشد؛ چنین بیان کرده اند:

« او ( مریم فیروز ) در طول سالهای مبارزه با خطاهای نظری و سیاسی متعددی شناخته شد و حمایت و پشتیبانی مــردم و روشنفکران را از دست داد در واپسین سالهای عمر در عزلت و انزوا زندگی کرده و در مرگش نیز جز دوستان انگشت شمار نه یادی از او کرده و نه اشکی ریخته باشند. از آن بدتر وقتی است که شخص همه زندگی خود را صرف یک آرمان سیاسی ، یک اتوپی کرده باشد که در ارزیابی عامه خیانتی بیش نبوده و مسئولیت بیشتر ناکامی های سیاسی و شکست های جامعه را متوجه راهی که او پیموده بدانند. چنین است درگذشت مریم فیروز . » ... « مریم فیروز را هم هرگز ندیده بودم و با سیاست حزب او نیز هم جهت نبودم ، اما معتقدم مریم فیروز شایسته شناسائی و احترام به مراتب بیشتری از آنچه دریافت داشت بود »

اجازه می خواهم محتوای نوشته ایشان را این طور بیان دارم: او در طول سالهای مبارزه با خطاهای نظری و سیاسی متعددی شناخته شد و حمایت و پشتیبانی مــردم و روشنفکران را از دست داد ، اگر فیروز در طول سالها مبارزه اش مرتکب خطا های نظری و سیاسی متعدد نمی شد مورد حمایت و پشتیبانی مردم و روشنفکران قرار می گرفت و ابداً آرمان سیاسی و اتوپیایش در ارزیابی عامه خیانت شمرده نمی شد و مردم ناکامی های سیاسی و شکست های جامعه را متوجه راه پیموده شده اش نمی دانستند .

محترم هایده مغیثی این طور وانمود می سازد که: مردم به خاطر خطا های سیاسی وی ، و حزبش حمایت خود شانرا از وی دریغ نمودند و آرمان (سوسیالیزم ) وی را خیانت شمردند نه خودش را.

اساساً پای خیانت به جامعه و به مردم و به کشور (مثلاً در ایران و یا در افغانستان) وقتی در به میان آمده می تواند که فرد در شکل فردی ، و یا جمع در اشکال سازمانی با هر باور و هر اعتقادی که خود و یا سازمانش داشته باشد، با یک کشور خارجی که خیال نفوذ فرهنگی ، استخباراتی یعنی اطلاعاتی ، سیاسی ، نظامی ، اقتصادی و... را در کشورش داشته باشد ؛ و یا پروسه تجاوز را در کشورش آغاز کرده باشد ؛ ارتباط قایم نموده در خدمت منافع آن کشور متجاوز ( مثلاً شوروی آن وقت در افغانستان ) قرار بگیرد .

به باور من ، منهای یک اقلیت خود غرض و عناصر اطلاعاتی دولت های وابسته (مثل دولت رضا شاه و رژیم وابسته جمهوری اسلامی ایران و دولت وابسته کودتا تره کی - امین و دولت دست نشانده کارمل - نجیب وهم اکنون دولت دست نشانده امپریالیزم جنایتکار امریکا به ریاست کرزی در افغانستان) که صرفاً از خدمت به قوای اجنبی و بیگانه _ بنابر عادت همیشگی _ لذت برده و به تغذیه خود از گرد و گـُـرد دسترخوان ( ته مانده سفره) متجاوزان امپریالیست مشغولند ؛ متباقی اکثریت مردم ایران ومردم افغانستان ( همچنان مردم سایر کشور ها ) بسیار با پاس و حقشناس اند. فرزندان شان را به خاطر عقیده و باور به سوسیالیزم و یا هر ایده ای که انتخاب کرده باشند، خائن نمی پندارند.

بیائید به برادران تنی حزب توده ایران یعنی «حزب دموکراتیک خلق افغانستان » در افغانستان نظری بیندازیم که بر مبنای قانونمندی تضاد های درون اجتماع ، یعنی به اثر نیاز مندی های مردم محروم و زیر اشکال ستم طبقاتی و امپریالیستی عرض وجود نکرد ؛ بلکه این حزب ("حدخا") به همین بهانه از طریق عوامل KGB مثل نورمحمد تره کی و ببرک کارمل وکشتمند و پنجشیری و... در افغانستان سازمان داده شد.

سخنان "مارتين لوتر گينگ" "زمان شكستن سكوت"


Speaking Truth To Power

A Time to Break Silence
By Rev. Martin Luther King
By 1967, King had become the country's most prominent opponent of the Vietnam War, and a staunch critic of overall U.S. foreign policy, which he deemed militaristic. In his "Beyond Vietnam" speech delivered at New York's Riverside Church on April 4, 1967 -- a year to the day before he was murdered -- King called the United States "the greatest purveyor of violence in the world today."
Time magazine called the speech "demagogic slander that sounded like a script for Radio Hanoi," and the Washington Post declared that King had "diminished his usefulness to his cause, his country, his people."

Click on "comments" below to read or post comments
Beyond Vietnam: A Time to Break SilenceBy Rev. Martin Luther King4 April 1967Speech delivered by Dr. Martin Luther King, Jr., on April 4, 1967, at a meeting of Clergy and Laity Concerned at Riverside Church in New York CityI come to this magnificent house of worship tonight because my conscience leaves me no other choice. I join with you in this meeting because I am in deepest agreement with the aims and work of the organization which has brought us together: Clergy and Laymen Concerned about Vietnam. The recent statement of your executive committee are the sentiments of my own heart and I found myself in full accord when I read its opening lines: "A time comes when silence is betrayal." That time has come for us in relation to Vietnam.The truth of these words is beyond doubt but the mission to which they call us is a most difficult one. Even when pressed by the demands of inner truth, men do not easily assume the task of opposing their government's policy, especially in time of war. Nor does the human spirit move without great difficulty against all the apathy of conformist thought within one's own bosom and in the surrounding world. Moreover when the issues at hand seem as perplexed as they often do in the case of this dreadful conflict we are always on the verge of being mesmerized by uncertainty; but we must
move on

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۵, یکشنبه

ای رنجبر اول ماه مه، روز همبستگی جهانی کارگران خجسته باد !


اول ماه مه، روز همبستگی جهانی کارگران خجسته باد !

پروین اعتصامی

ای رنجبر

تا به كي جان كندن اندر آفتاب اي رنجبر / ريختن از بهر نان از چهره آب اي رنجبر
زين همه خواري كه بيني زآفتاب و خاك و باد / چيست مزدت جز نكوهش يا عتاب اي رنجبر
از حقوق پايمال خويشتن كن پرسشي / چند مي‎ترسي ز هر خان و جناب اي رنجبر
جمله آنان را كه چون زالو مكندت خون بريز / وندران خون دست و پايي كن خضاب اي رنجبر
ديو آز و خودپرستي را بگير و حبس كن / تا شود چهر حقيقت بي‎حجاب اي رنجبر
حاكم شرعي كه بهر رشوه فتوي مي‎دهد / كی دهد عرض فقيران را جواب اي رنجبر
آنكه خود را پاك مي‎داند ز هر آلودگي / مي‎كند مردارخواري چون غراب اي رنجبر
گر كه اطفال تو بي‎شامند شب‎ها باك نيست / خواجه تيهو مي‎كند هر شب كباب اي رنجبر
گر چراغت را نبخشيده است گردون روشني / غم مخور, مي‎تابد امشب ماهتاب اي رنجبر
در خور دانش اميرانند و فرزندانشان / تو چه خواهي فهم كردن از كتاب اي رنجبر
مردم آنانند كز حكم و سياست آگهند / كارگر كارش غم است و اضطراب اي رنجبر
هر كه پوشد جامه نيكو, بزرگ و لايق اوست / رو تو صدها وصله داري بر لباب اي رنجبر
جامه‎ات شوخ است و رويت تيره‎رنگ از گرد و خاك /از تو مي‎بايست كردن اجتناب اي رنجبر
هر چه بنويسند حكام اندرين محضر رواست / كس نخواهد خواستن زيشان حساب اي رنجبر

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۳, جمعه

ويدئو هاي درباره جنگ عراق را بنگريد


هم وطن!
بعنوان يك وظيفه از شما تقاضا ميكنيم ويدئو هاي ذيل درباره جنگ عراق را بنگريد !

q: The Continuous War

Détails
Commentaires
D'autres vidéos de cet utilisateur
Iraq: The Continuous War - 44 mn - 27 avr. 2006 Ashwin Raman -
www.islamicvideos.net
(219 Avis) Note :
This German documentary details the work that American troops are actively involved in Iraq as a reporter embedded with them. It details the...
suite » This German documentary details the work that American troops are actively involved in Iraq as a reporter embedded with them. It details there views and opinions as to the why the war is being waged and how the war is being fought on the ground. WARNING: TRANSLATION IS INACCURATE. Visit www.IslamicVideos.net for more videos like this!«
PartagerSignaler un problème
Télécharger - iPod/PSP Intégrer dans un site
Lancement du téléchargement. Enregistrez le fichier sur votre ordinateur. Si le téléchargement ne se lance pas automatiquement, cliquez
ici avec le bouton droit de la souris et choisissez "Enregistrer sous". En savoir plus sur le transfert de vidéos vers un iPod ou une PSP.

Chargement...
L'utilisateur n'a pas d'autres vidéos.
à sur
<>Suiv. >
Vidéos similaires
Page 1sur 4
22

War In Iraq 6 mn youtube.com

Uncovered: The Whole... 56 mn google.com

The War In Iraq 5 mn youtube.com

Iraq us army bush Us... 27 mn google.com

KBR Convoy Ambushed ... 7 mn youtube.com
Iraq For Sale 75 mn google.com

Iraq conspiracy 45 mn youtube.com

CBC - The Fifth Esta... 43 mn google.com

Iraq Marine Battle F... 4 mn youtube.com

US Special Forces Ho... 4 mn google.com