۱۳۸۷ مهر ۵, جمعه

سبکتکين و آهو - محمد علی اصفهانی




من توی اتاق بودم. نمی دانم ساعت چند بود که باد آمد و در زد. ساعتِ من معمولاً شبانه روزی چند سال جلو و عقب می رود و مدتی است که ناچارم بيشتر از روی هوا، از جای خورشيد در آسمان، و از شکل پرواز پرنده ها وقت را تعيين کنم. يادم باشد از سعيده بپرسم که ساعت چند بود. او قاعدتاً بايد بداند. چون اصلاً ساعت ندارد و به همين دليل هيچ وقت ساعتش جلو و عقب نمی رود. از اين گذشته، باد درست همان موقع که سعيده از مدرسه به خانه رسيد آمده بود و در زده بود. و فکر می کنم که گندم ها را هم همان وقت به سعيده داده بود. موقعی که سعيده گندم ها را توی دفتر نقاشيش کاشت را هم نمی دانم. اما خوب يادم هست که وقتی خوشه ها رسيدند و تمام اتاق را پر کردند، کربلايی خانم داشت سر حوض، دستنماز می گرفت. ٭ آقا رسول برايم حلوا آورده بود و من نخورده بودم و گفته بودم: ˝مگر من بچه ام که به من قاقا لی لی می دهيد؟˝ و او گفته بود: ˝نه˝. و کربلايی خانم، ديگر نبود تا بيايد و با چادرنمازش گوشه ی چشم هايم را پاک کند و لابد بگويد: ˝خوب، من هم مثل ننه کاس آقا. اين شتری است که در خانه ی همه می خوابد. بالاخره بايد می رفتم ديگر˝. و من از همان سر خاک، اوّل يکمرتبه، و بعداً يواش يواش، بزرگ شده بودم. ٭ گفتم: ـ سعيده! وقتش رسيده که خوشه ها را درو کنيم. کربلايی خانم هم که از حياط برگشته بود همين نظر را داشت و می گفت ˝ننه کاس آقا آش گندم را خيلی دوست دارد˝. من و سعيده خوشه ها را درو کرديم و خرمن ها را روی تاقچه باد داديم و کوبيديم و با همديگر تقسيم کرديم. آن وقت کربلايی خانم با سهم خرمن سعيده آش گندم پخت. کاسه ی لعابی را پر از آش کرد و توی سينی مسی گذاشت. حوله يی رويش کشيد تا سرد نشود. سينی را دست من داد و گفت: ـ ببر برای ننه کاس آقا. ننه کاس آقا مثل هميشه کنار سکوّی زير زمين پشت آب انبار نشسته بود و چادرش را دور خودش پيچيده بود و قليان می کشيد. ـ ببخشيد ننه کاس آقا! اين مال شماست. قابل ندارد. آش گندم است. مادرم سلام رساند و گفت بدهم خدمتتان. هوا سرد است. می چسبد. کوچه ها خلوت و تاريک بودند و من می ترسيدم. زدم زير آواز. فايده نکرد. حتّی به نظرم يکی از لولو های قنات باريکه ی بالای گذر برايم سوت بلبلی کشيد و گفت : ˝ناز نفست˝. شايد هم اينطور نبود و من خيالاتی شده بودم. گفتم پس کاری کنم که ديگران هم از خانه بياييند بيرون و کوچه شلوغ بشود. همانجا وسط راه ايستادم و با صدای بلند شروع کردم به دم گرفتن: ـ پيرزنی را ستمی در گرفت/در گرفت/در گرفت دست زدو دامن سنجر گرفت/جَر گرفت/جَر گرفت. اين شعر را تازه ديشب از ˝بهر˝ کرده بودم و امروز صبح معلم قرائت فارسی گفته بود: ˝از بر کرده ای نه از بهر، گوساله ی نفهم˝. و من هنوز بعد از پنجاه سال به او نگفته بودم: ˝گوساله ی نفهم خودتی عنتر عينکي˝. اوّل، يکی از خانه اش بيرون آمد و دو نفر شديم. بعد، يکی ديگر آمد و سه نفر شديم. بعداً بقيه، يکی يکی و دوتا دوتا و سه تا سه تا آمدند و ديگر نمی دانم وقتی که به خانه ی ما رسيديم چند نفر شده بوديم. سعيده، دم در خانه منتظرمان بود. روسری تکّه پاره اش را بالاخره پارسال بعد از ده ماه دوندگی از اين زندان به آن زندان، توانسته بوديم از غسّالخانه يی که آدرسش را به ما داده بودند تحويل بگيريم. گذاشتش سر يک چوب بلند و جلوی ما راه افتاد و رفتيم پيش کربلايی خانم. کربلايی خانم گفت: ـ چه خبر است اين موقع شب، سر و صدا راه انداخته ايد؟ گفتيم: ـ کربلايی خانم! پيرزنی را ستمی در گرفت/در گرفت/در گرفت. توی راه که می آمديم ديديمش. دست زد و دامن سنجر گرفت/جر گرفت/جر گرفت. کربلايی خانم پرسيد: ـ سنجر چی کار کرد؟ گفتيم: ـ فحشش داد. کتکش زد. آخر سر هم بردندش زندان. کربلايی خانم گفت: ـ آخيش بميرم. ملاقات سعيده که می رويم يادمان باشد او را هم ببينيم. سبکتکين، سرش را از پنجره آورد تو و گفت: ـ نه. متأسّفم خانم! شما ها لايق مهربانی نيستيد. وقتی که بچه آهو را به مادرش پس دادم، مادره ادا و اطوار درآورد که آخر اين چه وضعی است. گفتم به شما ها رو که بدهند طلبکار هم می شويد. بچه اش را پس گرفتم و خودش را هم کشتم و کباب کردم و خوردم. با شما ها بايد اينطوری رفتار کرد. شما ها حيا نمی کنيد. چوب بيرق را از دست سعيده گرفتم و جلو رفتم و داد زدم: بی شرف بی ناموس! چرا کشتيش؟ شانزده سالش بود. تازه داشت يواش يواش بزرگ می شد. خون روسريش هنوز پاک نشده. نگاه کن. امّا تا آمدم بجنبم سنجر با خنجر از پشت گذاشت توی کتفم و گفت: ـ آره خوب کرديم. خودتم می فرستيم پيشش. گفتم: ـ اگه مَردي، زنگ که خورد بيا تو کوچه تا نشانت بدهم. در رفت و آق قويونلو ها را فرستاد و چشم که باز کردم ديدم توی زندان، پيش پيرزن هستيم. ٭ همه مان را با هم برده بودند. کربلايی خانم سرش را انداخت پايين و گفت: ـ خواهر! ببخشيد که نشد ها. ما می خواستيم برای شما آش گندم بياوريم. نگذاشتند. ننه کاس آقا آمد وسط که: ـ عيبی ندارد. من مال خودم را آورده ام. همگی با هم می خوريم. اما چون ديديم که کربلايی خانم خيلی ناراحتِ دختر آقا رسول است و می گويد ˝من که نباشم کی ترو خشکش می کند؟˝ فکر کرديم که به جای شام خوردن، بلند شويم برويم کربلايی خانم را ببريم پيش دختر آقا رسول. کربلايی خانوم پرسيد: ـ آخر چه طوري؟ گفتم با بادبادک من. ٭ باد خنکی می آمد و ستاره ها را توی هوا غِل می داد. يک ستاره افتاد تو دامنم. نگاه کردم. خودش بود: ستاره ی درشت و روشن من، که يک شب بارانی آخر تابستان گمش کرده بودم. تمام تابستان را به فکرش بودم. هرشب. درست از موقعی که می رفتم پشت بام و طاقباز توی رختخواب دراز می کشيدم و با او حرف می زدم، تا موقعی که خواب چشم هايم را پر می کرد. خودِ خودش بود. با مزرعه يی که می خواستم در آن بسازم. و با چشمه هايی که می خواستم کنارشان دراز بکشم وبع بع ِِ بع بعی های گل باقالاييم را گوش کنم. نمی دانم چه قدر ماندم و بغلش گرفتم و اين پا و آن پا کردم. اما وقتی به خودم آمدم ديدم بقيه از همان بالا درست پريده اند روی پشت بام و رفته اند داخل خانه. پرتش کردم هوا و گفتم: ـ وعده ی ديدار ما تابستان ديگر. همانجا. روی پشت بام. باشد؟ و بی آن که به او فرصت جواب دادن بدهم، نخ بادبادک را دادم دستش و خودم آمدم پايين. ٭ همه جا را بوی نان تازه پر کرده بود. گمانم سعيده سهم خرمن من را داده بود به کربلايی خانم تا برای ننه کاس آقا و پيرزن و بچه های محل نان بپزد. سهم من خيلی زياد بود. فکر می کنم شما هم بتوانيد مهمان ما باشيد. بعدش هم بايد کربلايی خانم را ببريم پيش دختر آقا رسول. ساعتش را درست نمی دانم. چون ساعت من معمولاً شبانه روزی چند سال جلو و عقب می رود. ساعتش را اگر از سعيده بپرسيد بهتر است. چون سعيده اصلاً ساعت ندارد و به همين دليل هيچ وقت ساعتش جلو و عقب نمی رود. امّا پنج تا گنجشک ديگر که بيايند سر شاخه ی درخت، ما مشغول خوردن صبحانه می شويم. صبحانه، نان تازه ی گندم و آواز گنجشک داريم. شما هم اگر می خواهيد، بفرماييد تو. قابلی ندارد.


۱۳۷۸ ـ ۱۳۶۶ http://www.ghoghnoos.org

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از شهر گلپایگان روز پنجشنبه 4 مهر ماه تقریبا تمامی اعضای خانواده نیکبخت بایورش مامورین وزارت

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از شهر گلپایگان روز پنجشنبه 4 مهر ماه تقریبا تمامی اعضای خانواده نیکبخت بایورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به اداره اطلاعات این شهر منتقل شدند.روز پنجشنبه بدخواهی معاون اداره اطلاعات گلپایگان همراه با تعدادی از مامورین وزارت اطلاعات به منزل آقای نیکبخت یورش بردند و خانم منیژه شفاعت 50 ساله مادر خانواده ،خانم نسرین نیکبخت همراه با 2 برادر ایشان را دستگیر و به اداره اطلاعات منتقل نمودند.آنها از ساعت 11:00 تا ساعت 14:00 تحت بازجوئی بدخواهی قرار داشتند که در حین بازجوئی تحت فشار و اهانت این فرد قرار داشتندو پس از ساعتها بازداشت خودسرانه آنها را آزاد کردند. مامورین وزارت اطلاعات همچنین همزمان به یکی دیگر از منازل آنها در شهر اصفهان یورش بردند و خانم هما نیکبخت را دستگیر و به اداره اطلاعات اصفهان منتقل نمودند.خانم هما نیکبخت دانشجوئی دانشگاه شهر کرد از ساعت 10:00 تا ساعت 19:00 تحت بازجوئی و اذیت و آزار آنها قرار داشت که او را هم ساعاتی بعد آزاد نمودند.در طی 2 هفتۀ گذشته این دومین بار است که به منزل این خانواده یورش برده می شود و آنها را بعد از ساعتها بازجوئی و اذیت وآزار آزاد می کنند.از طرفی دیگر آقای محمد نیکبخت فرزند دیگر این خانواده که مدتها است به بدترین بند این زندان منتقل گردیده و توسط فردی بنام عباس گرجی معاون اداره حفاظت و اطلاعات زندان اصفهان تهدید به مرک و تحت اذیت وآزار او قرار دارد. آقای نیکبخت به دستور هاشمی رئیس فعلی زندان و عباس گرجی از بند 2 به بند 3 منتقل گردید این بند محل نگهداری قاچاقچیان و مصرف کنندگان مواد مخدر می باشند و دارای شرایطی طاقت فرسا و غیر انسانی است.در این بند که چندین برابر ظرفیتش، زندانی جا داده اند و زندانیان بدلیل کمبود جا مجبورند که در راهروهای سرویسها و راه پله ها استراحت کنند.زندانیان این بند اکثرا مبتلا به بیماریها واگیر دار هستند.
***************************************

مورد محاکمه قرار دادن یکی از اعضای زندانی خانواده های قتل عام 1367
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از بند 350 زندان اوین ، زندانی سیاسی علی صارمی روز سه شنبه 2 مهر ماه به شعبه 15 دادگاه انقلاب برده شد.آقای علی صارمی روز سه شنبه به شعبه 15 دادگاه انقلاب که فردی به نام صلواتی رئیس آن می باشد فرا خوانده شد. وزارت اطلاعات با پرونده سازیها و نسبت دادن اتهامات سنگینی سعی دارد که احکام سنگینی را علیه ایشان صادر کنند. در کیفر خواستی که توسط رحمتی و سید (نام مستعار) بازجویان وزارت اطلاعات علیه او تنظیم کرده بودند قرائت گردید این پرونده بر اساس موادی از قوانین رژیم تنظیم شده بود که احکامی مانند محاربه شامل آن می شود ، که با رد تمامی اتهامات ساختگی بازجویان وزارت اطلاعات واعتراض شدید آقای صارمی مواجه گردید.وقتی که صلواتی با اعتراضات شدید آقای صارمی مواجه گردید اعلام کرد که از وزارت اطلاعات در این باره مجددا استعلام خوهد گرفت و برای چندمین بار دادگاه به تعویق افتاد. تا به حال با استفاده از شیوه به تعویق انداختن دادگاه آقای صارمی بیش از یکسال است که در بلاتکلیفی در زندان بسر می برد. صلواتی در صدور احکام سنگین علیه فعالین حقوق بشری،سیاسی،کارگری و دانشجوئی نقش ویژه ای دارد و تا به حال تعداد زیادی از آنها را به احکام سنگینی محکوم کرده است.برخورد صلواتی با زندانیان سیاسی در صحن دادگاه همانند بازجویان وزارت اطلاعات می باشد او همچنین با وکلاء و خانواده های زندانیان سیاسی برخوردی خشن و غیر انسانی دارد.بازجویان وزارت اطلاعات برای صدور احکام سنگین زندانیان سیاسی را معمولا به این شعبه معرفی می کنند.آقای علی صارمی سال گذشته پس از شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 در خاوران، 13 شهریور با یورش مامورین وزارت اطلاعات که توسط یکی از بازجویان وزارت اطلاعات با نام(مستعار) رحمتی آنرا فرماندهی می کرد در محل کارش دستگیر و به بند مخوف 209 زندان اوین منتقل گردید و بیش از 4 ماه در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های وحشیانه روحی و جسمی قرار داشت.آقای صارمی سپس به بند 350 زندان اوین منتقل گردید او بیش از یک سال است که در بلاتکلیفی بسر می برد و تا به حال چندین بار، دادگاه او به دلائل واهی به تعویق افتاده است.آقای صارمی تا به حال 4 بار دستگیر شده است که جمعا نزدیک به 21 سال در زندانهای رژیم تحت شرایط قرون وسطائی بسر برده است.علاوه بر آقای صارمی اعضای دیگری از خانواده های قتل عام سال 67 در زندان اوین بسر می برند که عبارتند از :محمد علی منصوری،میثاق یزدان نژاد و محسن نادری هستند.که تعدادی از آنها در بلاتکلیفی بسر می برند.لازم به یادآوری است که سازمان عفو بین الملل طی فرآخوانی که در تاریخ 2 نوامبر 2007 صادرکرد زندانی کردن خانواده های قتل عام 1367 را محکوم نمود.و در طی فرآخوانی دیگر در مورد قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367چنین ادامه مید هد: كسانی كه مسئول این كشتار بوده‌اند - كه یكی از بدترین تعدیات ارتكابی در ایران بشمار می‌رود - باید تحت تعقیب قرار بگیرند و در دادگاهی كه قانونی و عادی تشکیل شود، با رعايت همه تضمین‌های رویه‌ای لازم، بر اساس استانداردهای بین‌المللی دادرسی‌های عادلانه محاكمه شوند. این افراد در صورتی كه مجرم شناخته شوند باید به نحوی متناسب با خصوصیت بسیار سنگین این جنایات، ولی بدون حكم اعدام یا كیفرهای بدنی، مجازات شوند.

بی بی سی : در بزرگترین مورد ورشکستگی بانکی در تاریخ ایالات متحده، صندوق سپرده و وام "واشنگتن موچوال" تعطیل شده است.


بی بی سی : در بزرگترین مورد ورشکستگی بانکی در تاریخ ایالات متحده، صندوق سپرده و وام "واشنگتن موچوال" تعطیل شده است. روز جمعه، 26 سپتامبر (5 مهر)، گزارش شد که مقامات دولت فدرال صندوق پس انداز و وام واشنگتن موچوال - مشهور به "وامو" WaMu - را که بزرگترین موسسه پس انداز و وام در ایالات متحده محسوب می شد، تعطیل کرده و دارایی های آن را به مبلغ 1.9 میلیارد دلار به بانک جی پی مورگان چیس فروخته اند. فروش واشنگتن موچوال پس از اجرای دستور توقیف دارایی های این بانک توسط "موسسه فدرال بیمه سپرده های بانکی"، وابسته به وزارت خزانه داری آمریکا، و بدون اطلاع مدیران بانک صورت گرفت. در هفته های اخیر، ارزش سهام واشنگتن موچوال به شدت تنزل کرده و باعث انتشار شایعاتی در مورد خرید آن توسط جی پی مورگان چیس شده بود. اقدام دولت فدرال در تصرف و فروش واشنگتن موچوال به معنی آن است که وجهی به سهامداران این بانک پرداخت نمی شود در حالیکه خرید آن توسط جی پی مورگان به منزله پرداخت بهای سهام به سهامداران بود. درعین حال، رئیس موسسه فدرال بیمه سپرده های بانکی تاکید داشته است که انتقال مالکیت واشنگتن موچوال بر امنیت سپرده های موجود نزد این بانک تاثیری ندارد و عملیات بانکی آن را مختل نخواهد کرد. بانک جی پی مورگان چیس، که در ماه مارس سال جالی بانک بیر استرن را هم به بهای نازل حدود یک میلیارد دلار خریداری کرد، میزان سپرده های واشنگتن موچوال را حدود یکصد و نود میلیارد دلار اعلام کرده و مالکیت آن را به نفع سهامداران خود دانسته است.
بزرگترین ورشکستگی بانکیمیزان دارایی و سپرده ها و حجم عملیات واشنگتن موچوال به مراتب از بانک کانتیننتال ایلینوی که در سال 1984 با دارایی حدود چهل میلیارد دلار ورشکسته شد بزرگتر بوده و به همین دلیل، خبر سقوط آن با عنوان بزرگترین ورشکستگی بانکی در تاریخ آمریکا گزارش شده است. در مقابل، انتقال مالکیت واشنگتن موچوال به بانک جی پی مورگان چیس به معنی آن است که جمع سپرده های مشتریان نزد موسسات وابسته به این بانک به بیش از نهصد میلیارد دلار بالغ می شود. سخنگوی جی پی مورگان چیس اعلام کرده است که برای تامین منابع لازم برای پرداخت هزینه خریداری و بازسازی واشنگتن موچوال در نظر است سهامی به ارزش هشت میلیارد دلار انتشار یابد و عرضه شود. واشنگتن موچوال در سال 1889 - یکصد و نوزده سال پیش - با نام "صندوق پس انداز و وام مسکن ملی" برای کمک به بازسازی شهر سیاتل آمریکا پس از خرابی های ناشی از یک آتش سوزی وسیع در این شهر تاسیس شد و بعدها به صندوق واشنگتن موچوال تغییر نام داد. واشنگتن موچوال در دوران طولانی فعالیت خود، با خرید شماری از موسسات مالی و بانکی، به یکی از بزرگترین موسسات سپرده گذاری در آمریکا مبدل شد. وضعیت حقوقی این بانک در سال 1983 از یک موسسه موچوال - که سود آن متعلق به مشتریان است- به شرکت سهامی عام تغییر یافت و در سال 2000، سهام آن به بازار بورس عرضه شد. واشنگتن موچوال هنگام تعطیل بیش از دوهزار و دویست شعبه در آمریکا داشت و ارزش دارایی های آن بیش از سیصد میلیارد دلار و سپرده های خصوصی نزد آن حدود یکصد و نود میلیارد دلار ارزیابی شده است.
تاثیر بر بازارهای مالیاز اواخر سال گذشته، این موسسه زیان های هنگفتی را گزارش کرد که به تنزل سریع بهای سهام آن منجر شد.به گفته کارشناسان، زیاندهی واشنگتن موچوال نتیجه اقدام مدیران بانک در خرید یک موسسه اعطای وام های درجه دو در سال 2005 و بروز بحران در بازار این قبیل وام ها، به خصوص در بخش مسکن، در اواسط تابستان سال گذشته بوده است. وام های درجه دو به افرادی داده می شود که اعتبار یا تضمین های مورد نظر برای دریافت وام های معمولی را ندارند و در نتیجه، موسسات اعطا کننده این نوع وام ها ریسک بالاتری را از نظر عدم پرداخت تقبل می کنند. با اینکه مقامات وزارت خزانه داری آمریکا تضمین داده اند که انتقال مالکیت واشنگتن موچوال خساراتی را متوجه سپرده گذاران نمی کند، اما ورشکستگی این موسسه به نگرانی در مورد عمق بحران در نهادهای مالی ایالات متحده دامن زده است. در همانحال، هنوز هم مذاکرات بر سر تصویب لایحه مورد نظر دولت آمریکا برای کمک به بهبود وضعیت بازارهای مالی ادامه دارد و مشخص نیست که این برنامه در چه زمانی تصویب می شود و با چه سرعتی به اجرا گذاشته خواهد شد. این پیشنهاد شامل ایجاد صندوقی به مبلغ هفتصد میلیارد دلار برای از محل فروش اوراق قرضه دولتی است تا از عواید آن، وام های غیرقابل وصول و مشکوک موسسات مالی خصوصی خریداری و به دولت انتقال یابد و انتظار می رود این اقدام، نگرانی در مورد ورشکستگی موسسات مالی در نتیجه عدم پرداخت این وام ها را کاهش و همزمان، نقدینگی بیشتری را در اختیار آنها قرار دهد. برخی از نمایندگان کنگره آمریکا گفته اند که این طرح به صورت فعلی فاقد تضمین های لازم برای حفاظت از منافع مالیات دهندگان و بهبود مدیریت موسسات مالی است و باید اصلاحاتی در آن صورت گیرد. ادامه تردید در مورد تصویب سریع لایحه پیشنهادی دولت باعث کاهش شاخص بهای سهام در معاملات روز جمعه در بسیاری از بازار های سهام شرق آسیا شد در حالیکه بی اعتمادی نسبت به سلامت سیستم بانکی بین المللی در افزایش نرخ بهره مبادلات بین بانک ها انعکاس یافته است.

۱۳۸۷ مهر ۴, پنجشنبه

Les articles de Mondialisation.ca


Les démocraties à l’ère du soupçon
- par Silvia Cattori - 2008-09-21
La découverte que des taupes avaient infiltré des associations altermondialistes, à Genève et à Lausanne, a démontré qu’il peut y avoir des activités d’espionnage qui échappent au contrôle étatique.

Les dangers d'un gouvernement Harper majoritaire.
- par Rodrigue Tremblay - 2008-09-19
Le Gouvernement de Stephen Harper est l'équivalent canadien du Gouvernement néoconservateur américain de George W. Bush.

La stratégie étasunienne, d’un président à l’autre
- par Manlio Dinucci - 2008-09-19
Les Etats-Unis, qui restent la seule superpuissance sur la scène mondiale, avec une supériorité militaire indiscutée, sont à la recherche d’une nouvelle motivation et définition de leur rôle stratégique et politique.

Le temps des continents et la déstabilisation de la planète
- par Tiberio Graziani - 2008-09-17
Les entités géopolitiques ne seront pas, vraisemblablement, les nations ou les puissances régionales mais bien les grands espaces continentaux.



-->

Actualité

Nos enfants ne doivent pas devenir des tyrans
- par Dieter Sprock - 2008-09-25
Conférences CJPME : Occupation israélienne en poursuite judiciaire
- 2008-09-24
Très loin de l'âge de raison... le 11-Septembre toujours traité de manière irrationnelle par les médias !
Quelques jours en septembre...
- par Association Reopen 911 - 2008-09-24
Réponse à Alfonsi et Ruquié (Europe 1): Bigard 11 septembre
- par Kropotkine - 2008-09-22
Bagdad croit en son premier projet touristique de luxe
«L'île aux mariages»
- par AFP - 2008-09-22
Table ronde autour de l'avocat Canadien à la défense d'un village palestinien
- 2008-09-22
Les articles de Mondialisation.ca du 8 au 21 septembre 2008
- 2008-09-22
Quand Paul McCartney s’accommode de l’Apartheid
Campagne palestinienne pour le boycott academique et culturel d’Israël
- par Pacbi - 2008-09-17
Des paysans et des militants pro-Morales assassinés en Bolivie
- par Comissão Pastoral da Terra - 2008-09-16
Le ténor italien Joe Fallisi participera au prochain voyage de « Free Gaza »
Nouvelles du « Mouvement Libérez Gaza »
- par Fre Gaza - 2008-09-15
Bolivie : l’orient en flammes, Morales chasse l’ambassadeur étasunien
- par Roberto Zanini - 2008-09-14
La violation des droits humains en Colombie, un crime d'Etat
Tribunal International d'Opinion, Bruxelles les 15, 16 et 17 septembre 2008
- 2008-09-12
Malgré la pluie plus de 400 personnes venues de toute l'Europe participent à la manifestation United for Truth.
Communiqué
- 2008-09-12
Zéro, enquête sur le 11 Septembre
Avant-première à PARIS du film documentaire italien
- 2008-09-11
Bigard nouvelle victime de la faillite des médias
- par Reopen 911 - 2008-09-10
CONFÉRENCE: Peter Dale Scott. Comment le 11 septembre a changé l'Amérique
Montréal le 19 septembre
- 2008-09-08
Les articles du 1er au 8 septembre 2008 sur Mondialisation.ca
- 2008-09-07
Pour obtenir l'abandon du fichier «Edwidge»
- 2008-09-07
Quand The Daily Show entarte Sarah Palin et consorts...
- 2008-09-07
Appel pour la mise en place d'un fonds d'indemnisation des victimes des essais nucléaires
- par AVEN - 2008-09-07
L’Allemagne planifie le renforcement des services d’écoute
- par Vertraulicher Schweizer - 2008-09-05
Le renseignement hollandais : les Etats-Unis devraient frapper l’Iran d’ici quelques semaines
- 2008-09-05
La marine israélienne tire sur des pêcheurs et des militants droits de l'homme non armés
- par Huwaida - 2008-09-05
Deux blessés dans des attaques israéliennes sur des pêcheurs palestiniens à Gaza
- 2008-09-05

ESSO et le TCHAD: plus de 10 barils de pétrole déversé dans la nature près de Komé
- par Nadji Nelambaye - 2008-09-05
François Fillon en croisade contre « le monde musulman »
- 2008-09-03
Afghanistan : déchaînements contre CAPJPO-EuroPalestine
- par CAPJPO-EuroPalestine - 2008-09-03
Jouer avec la mort pour Gaza: 28ème jour
Yvonne Ridley, journaliste de Press TV, prête à quitter Gaza pour Chypre
- par Yvonne Ridley - 2008-09-01
Colombie: Encore un dirigeant syndical assassiné.
- 2008-09-01
Italie: « Viré, avec la police, j’espère que ça n’est pas par vengeance »
- par Loris Cambetti - 2008-09-01
La liberté d’expression que les militaires prétendent vouloir implanter en Afghanistan existe-t-elle ici même ?
Répression et intimidation contre le droit de manifester
- par Alexandre Vidal - 2008-08-28
Solidarité avec Écosociété: À propos des poursuites intentées par les minières canadiennes Barrick Gold et Banro
- 2008-08-28
Une guerre contre la Russie est à l'ordre du jour
- par Paul Craig Roberts - 2008-08-28
Géorgie: Washington a testé une intervention contre l'Iran (expert)
- par Ria Novosti - 2008-08-27
Droit international humanitaire et impunité : le cas des Etats puissants
Conférence
- 2008-08-27
Afghanistan : plus d’une centaine de civils massacrés par l’OTAN
- 2008-08-27
La Sixième flotte « humanitaire » arrive en Mer Noire
- par Manlio Dinucci - 2008-08-27
Le Canada expulsera un autre résistant à la guerre en Irak vers les Etats-Unis
- par John Mackay - 2008-08-26
« Nous l’avons fait ! »
Campagne pour briser le siège de Gaza
- par Silvia Cattori - 2008-08-26
Des Géorgiens dénoncent l’agression commise par le régime de Saakachvili
- par Comité géorgien pour la paix - 2008-08-26
-->
Gaza : Un expert de l'ONU salue le passage de deux bateaux d'aide humanitaire - 2008-08-26
Qu'a donc à cacher Nestlé? - par Benito Perez - 2008-08-26
Suisse: Étrange enquête sur deux exilés colombiens - par Benito Perez - 2008-08-26
Vidéo : Unité pour la vérité sur le 11 septembre - par United for Truth - 2008-08-26
Appel à une manifestation européenne pour la réouverture des enquêtes sur le 11 Septembre - par United for Truth - 2008-08-26
Richard Labévière licencié de RFI : nettoyage ethnique à France Monde - par Fausto Giudice - 2008-08-25
Richard Labévière dénonce l’orwellisation de la presse française - 2008-08-25
La menace de l'uranium appauvri - par Thomas D. Williams - 2008-08-23
Les bateaux Free Gaza et Liberty, sont bien arrivés à Gaza - 2008-08-23
Terrorisme : Les macabres bananiers des Etats-Unis. - par Gustavo Duch Guillot - 2008-08-22
Déclaration juive d'opposition internationale à attaquer l'Iran - 2008-08-21
Algérie : douze employés de la société canadienne SNC-Lavalin tués dans un attentat - 2008-08-21
Maroc : le feu couve encore à Sidi Ifni - 2008-08-21
Le verdict du premier procès de Guantanamo a été un camouflet pour George Bush - par Michel Porcheron - 2008-08-21
Mission ISAF : 52.000 soldats et 173 morts, l’armée qui n’arrive pas à gagner - 2008-08-20
Des exercices militaires dans le Caucase - 2008-08-20
Un ministre géorgien : « Israël nous a vendus » - par Anshel Pfeffer - 2008-08-18
La guerre en Géorgie : l’Israeli Connection - par Arie Egozy - 2008-08-18
Accidents en série dans l'industrie nucléaire française - par Olivier Laurent - 2008-08-13
Irak crime de guerre américain - 2008-08-13
Articles moins récents



-->

Articles d·analyse


Italie : le gouvernement Berlusconi cherche à réhabiliter le fascisme
- par Marianne Arens - 2008-09-25
Wall Street renflouée par le gouvernement des Etats-Unis
- par Barry Grey - 2008-09-25
La crainte d’un krach financier mondial plane sur l’Europe
- par Stefan Steinberg - 2008-09-25
La guerre froide du XXIème siècle
- par Eva Golinger - 2008-09-24

Lance-missiles et œuvres de bienfaisance
- par Manlio Dinucci - 2008-09-24

Les causes de la crise alimentaire mondiale
- par Damien Millet, Éric Toussaint - 2008-09-23
Élaboration de la récente politique américaine au Moyen-Orient
- par Bill Christinson, Kathleen Christinson - 2008-09-22

Cuba, les ouragans et l’hypocrisie de Washington
- par Salim Lamrani - 2008-09-22
Afghanistan : La CIA trafique, les soldats trinquent
- par Jean-Marc Desanti - 2008-09-21
Géorgie : le point de non retour.
Une déstabilisation programmée
- par Jean Geronimo - 2008-09-21

La décomposition de l'Empire américain
Maître de la défaite
- par James Petras - 2008-09-18

Les maoïstes amorcent la réforme en République du Népal
- par Alberto Cruz - 2008-09-18
Le président Sarkozy en Syrie en quête de nouvelles alliances
- par Pierre Mabut - 2008-09-17
Nouvelle occupation; nouvelle fabrique d’esclaves.
Le Brésil et Haïti.
- par Frank Séguy - 2008-09-17
L'insoucience des Américains détruira-t-elle le Monde ?
- par Paul Craig Roberts - 2008-09-17
Crise alimentaire : le commerce de la faim
- par Grain - 2008-09-17
«Massaker » et «Valse avec Bachir »……une valse macabre à trois temps.
Sabra-Chatila: In Mémoriam
- par René Naba - 2008-09-17
Politique extérieure des États-Unis : En Amérique Latine comme en Afrique.
- par Raul Zibechi - 2008-09-15
Turbulences
Des turbulences étasuniennes : Baptême du feu pour l'UNASUR.
- par J. M. Pasquini Durán - 2008-09-15

Papouasie-Nouvelle Guinée: Radicalité et modernité des luttes populaires
- par Rémy Herrera - 2008-09-15
Des conseillers militaires américains entrainent les troupes géorgiennes dans des actes de sabotage
- par Mahdi Darius Nazemroaya - 2008-09-15

La malédiction de Sabra-Chatila
- par René Naba - 2008-09-14
Relations transatlantiques, un conte de fées ?
- par Bruno Adrie - 2008-09-12

Le président afghan blâme « l'Occident » pour l'extrémisme islamique
Le résultat de trente ans d’ingérence américaine dans les affaires de l’Afghanistan
- par James Cogan - 2008-09-12
11 septembre : réaction à chaud sur une curieuse émission télé
Mes 'Questions à la Une'
- par Michel Collon - 2008-09-12
Quand la CIA finançait les intellectuels italiens
Enquête sur les réseaux d’influence états-uniens
- par Frederico Roberti - 2008-09-11

La Banque mondiale découvre d’un coup 400 millions de pauvres en plus
- par Damien Millet, Eric Toussaint - 2008-09-11

Qui est Oussama ben Laden ? La vérité derrière le 11 septembre..
- par Michel Chossudovsky - 2008-09-11
Le gouvernement américain prend contrôle de géants du refinancement hypothécaire pour éviter l’effondrement financier
- par Bill Van Auken - 2008-09-10
Libye et Italie : le sens d’un accord stratégique
- par Alessandro Lattanzio - 2008-09-10

Silvion l’Africain. Commerce ou amitié ?
- par Tommaso Di Francesco - 2008-09-10
Résister au mensonge
- par Thierry Meyssan - 2008-09-10

Les démocrates taisent les menaces de la droite religieuse
- par Bill Van Auken - 2008-09-09

Les complices du 11 septembre se disputent la présidence des États-Unis
La campagne de Obama et McCain attise l'hystérie de la « guerre contre le terrorisme »
- par Larry Chin - 2008-09-08
Pourquoi les gouvernements du Sud continuent-ils de rembourser la dette ?
- par Damien Millet, Éric Toussaint - 2008-09-07
Tiers Monde : Le remboursement de la dette redeviendra-t-il problématique dans le futur ?
- par Éric Toussaint - 2008-09-07
L'Argentine paie le Club de Paris "C'est le signal d'un gouvernement affaibli"
- par Miguel Bonasso - 2008-09-07

Cuba et la gestion des cyclones
- par Salim Lamrani - 2008-09-07
Dans l'église de Sarah Palin: « Le terrorisme anti-israélien est une punition de Dieu »
- par Bruce Wilson - 2008-09-07

La face cachée de John McCain
- par Jean-Guy Allard - 2008-09-05
-->
Colombie: Fête de sang paramilitaire en El Salado - par Marta Ruiz - 2008-09-05
L’accord nucléaire Argentine-Brésil : énergie ou géopolitique ? - par Gerardo Honty - 2008-09-05
La surprise de Septembre (il faut s’y préparer) - par Justin Raimondo - 2008-09-05
Le sommet de l’Union européenne se range du côté de la Géorgie - par Peter Schwarz - 2008-09-05
Les démocrates endossent la « guerre mondiale au terrorisme » : Obama « pourchasse » Osama. - par Michel Chossudovsky - 2008-09-04
Pax Americana à Kaboul - par Olivier Vilain - 2008-09-03
Afghanistan: 89 morts... - par Karim Ramadan - 2008-09-03
Thierry Meyssan :«Il faut arrêter les processus de diabolisation! Retrouvez l’esprit critique» - par Reopen 911 - 2008-09-03
Caucase: un conflit à l'arrière-goût de pétrole - par Aïdyn Gadjiev - 2008-09-02
Le couloir eurasien: Géopolitique des pipelines et la nouvelle guerre froide - par Michel Chossudovsky - 2008-09-02
Moralité hottentote - par Uri Avnery - 2008-09-02
La Libye : La Révolution comme alibi - par René Naba - 2008-09-02
OTAN, Union européenne, Géorgie : cherchez l’émetteur et vous saurez… - par Bruno Adrie - 2008-09-01
L’omelette de Saakashvili - par Giulietto Chiesa - 2008-09-01
Le sabot du diable - par Uri Avnery - 2008-08-29
Poutine tire à boulets rouges : guerre made in USA pour aider McCain - par Astrit Dakli - 2008-08-29
L'Organisation de Coopération de Shanghai soutien la Russie - par Danielle Bleitrach - 2008-08-29
Sans retour - par Astrit Dakli - 2008-08-28
Défense anti-missile : Le Monde se rapproche d'une guerre à cause de Washington et de la Pologne - par F. William Engdahl - 2008-08-28
Jeux dangereux sur les rives de la Mer Noire - par Manlio Dinucci - 2008-08-28
La menace terroriste : un instrument pour limiter les libertés - par Silvia Cattori - 2008-08-28
Ossétie: le mensonge gouverne le monde? - par Dmitri Kossyrev - 2008-08-27
Missiles nucléaires « humanitaires » dans les ports géorgiens - par Manlio Dinucci - 2008-08-27
Le prêt à penser dans la presse à grand tirage, un exemple parlant. - par Bruno Adrie - 2008-08-27
«Il s'agit encore du pétrole» - par Michael Klare - 2008-08-26
Les Etats-Unis exploitent la crise en Géorgie pour conclure à la hâte un accord sur les missiles en Pologne - par Stefan Steinberg - 2008-08-26
C’est la main cachée des États-Unis qui a fomenté la guerre en Ossétie du Sud - par Sara Flounders - 2008-08-26
Impérialistes de droite et impérialistes de gauche - par Thierry Meyssan - 2008-08-25
Les confidences du Canard sur l’implication U.S. en Géorgie - par Bruno Adrie - 2008-08-25
Le Falun Gong, arme de la CIA contre le « Grand dragon rouge » - par Thierry Meyssan - 2008-08-22
Articles moins récents




-->

Quelles sont les véritables raisons de l'effondrement des bâtiments du World Trade Center

Acueil

Articles Récents

États-Unis

Canada

Amérique latine & Caraïbe

Europe

Afrique subsaharienne

Russie et CEI

Moyen Orient

Océanie

Asie

Guerre USA

Économie mondiale

Crimes contre l'humanité

Environnement

Pétrole et Énergie

Militarisation

Pauvreté et inégalités sociales

Transnationales

11 septembre/Guerre terrorisme

Droits de la personne

Droits des femmes

Biotechnologie et OGM

Loi et Justice

Désinformation médiatique

Politique et religion

Nations Unies

Science et médecine

Archives
Index des Auteurs
Ce qu'est le RSS
Le 25 septembre 2008
Washington menace l'Iran avec l'arme nucléaire

Quelles sont les véritables raisons de l'effondrement des bâtiments du World Trade Center (WTC) ?
par Steven E. Jones
Mondialisation.ca, Le 21 septembre 2006
Département de Physique et d'Astronomie Brigham Young University (BYH)
Envoyer cet article à un(e) ami(e)
Imprimer cet article

Steven Jones se prononce ouvertement en faveur de la théorie de la
démolition contrôlée pour expliquer l’effondrement du WTC du 11 septembre 2001. En effet, il n’hésite pas à réfuter la version officielle en appuyant sa thèse sur des preuves visuelles et des expériences qu’il a lui-même réalisées avec ses anciens élèves. La présence inexpliquée de métal fondu au World Trade Center l’a déconcerté. Il a ainsi remis en question tous les rapports publiés par le gouvernement nord-américain.
Suite à ses travaux de recherche largement controversés, il a été congédié avec solde début septembre 2006 de la Brigham Young University (principale université de
l’Église de Jésus-Christ des Saints des Derniers Jours – les Mormons) où il enseignait la physique. De plus, tous les résultats de ses recherches qu’il publiait sur le site de l’université ne sont plus accessibles publiquement.
Cet article a subi d’importantes modifications et a été révisé à trois reprises par le rédacteur en chef du Journal of 9/11 Studies, Kevin Ryan.
La publication d’une version antérieure a été autorisée dans un volume édité par David Ray Griffin et Peter Dale Scott, 11/09 and The American Empire: Intellectuals Speak Out, Northhampton, MA:
Lien de la publication. Il est publié ici avec l'aimable autorisation des rédacteurs. Des traductions antérieures sont disponibles.
En Español :
« ¿Por qué se derrumbaron realmente los edificios del WTC? »
En Japonais :
Résumé
Dans cet article, je demande une enquête sérieuse sur l’hypothèse selon laquelle l’écroulement du WTC 7 et des tours jumelles s’explique non pas uniquement par les dommages engendrés par les impacts et l'incendie mais par l'utilisation de charges coupantes placées au préalable. Je prends en compte les rapports officiels de la FEMA (Federal Emergency Management Agency, [Ndt : Agence fédérale pour la gestion des situations d’urgence], du NIST (National Institute of Standards and Technology), [Ndt : Institut national américain des normes et de la technologie] et de la Commission du 11 septembre qui considèrent que l'écroulement des trois bâtiments est seulement dû à l'incendie et aux dommages engendrés par les impacts. Je détiens également les preuves d'une hypothèse de démolition contrôlée, suggérée par les données disponibles, qui peuvent être testées scientifiquement, et qui n'ont été analysées dans aucun rapport financé par le gouvernement américain jusqu'à présent
.

باز آفريني واقعيت ها: Archivesآرشيو سياسي http://www.ichblog.eu/text/ را ملاحظه نمايد

بنيادگرايی در بسته بندی زيبا و زنانه

نشريه اکونوميست نوشته بود معرفی سارا پيلين به عنوان معاون جان مک کين بيش از هرچيز نشان دهنده نقش مذهب در انتخابات آمريکاست. ميتوان از اين دقيق تر گفت: گزينش سارا پيلين نشان دهنده سياست واپسگرايانه احزاب محافظه کار در اشاعه عقايد افراطی مذهبی و بعد سوء استفاده ابزاری از اين عقايد در سياست است، امری که در دو دهه اخير در سياست بين المللی رايج شده است. تناقض جالب تر تبليغ محافظه کاری سياسی و فرهنگی در يک بسته بندی فمينستی است. ساراپيلين در سخنرانی اعلام نامزدی اش گفت ميخواهد سقف شيشه ای را که برای اعمال قدرت زن در جامعه وجود دارد بشکند.اين اوج رياکاری پوپوليستی است. پيلين البته به عمامه و چادر معتقد نيست، ولی بسياری از عقايد او را ميتوان زير عمامه هايی پيدا کرد که قرن ها پوسيدگی را نمايندگی می کنند. اوکه بعد از رسيدن به پست فرمانداری آلاسکا تلاش کرد خانم مسوول کتابخانه را به علت مخالفت با سانسور کتاب اخراج کند، همه محافظه کاری ها و واپسگرايی هايی کهنه و نو را در خود يکجا جمع کرده و در ظاهری فريبنده ارائه ميدهد. آلترنت رسانه پرو گرسيوهای آمريکا يک جمع بندی کلی از عقايد و برنامه های سارا پيلين به عمل آورده که ورای جنجال های رسانه ای که در باره شخص خود پيلين، زيبايی اش، فرزندانش و عادات شخصی اش به راه افتاده، از اهميت سياسی برخوردار است. نگاهی به اين جمع بندی خواننده ايرانی را بلافاصله به اين فکر می اندازد: حيف زنان پيشرو ايران که عليرغم تلاش و مبارزات گسترده برای به دست آوردن آزادی در شرايطی اسير شده اند که همفکران خانم پيلين بيشتر شايسته آن هستند. فشرده کوتاهی از اين جمع بندی را در زير ميخوانيد. سارا پلين مخالف افزايش آگاهی نوجوانان نسبت به مسايل جنسی از طريق آموزش سيستماتيک به آنهاست. با اينکه بريستول دختر نوجوان خانم پلين در 17 سالگی و به علت برقراری رابطه جنسی بدون استفاده از وسايل پيشگيری حامله شده است، اما سارا پيلين نگران رواج اين وضعيت در ميان خانواده های آمريکايی و عواقب آن برای جامعه نيست. او در مصاحبه ای با گروه محافظه کار ايگل فوروم گفت از برنامه آموزش جنسی جوانان حمايت نخواهد کرد. اين در حالی است که ايالات متحده آمريکا بالاترين درجه حاملگی نوجوانان را دارد و از هر چهار دختر نوجوان آمريکايی يکی به بيماری های جنسی قابل سرايت مبتلاست. سارا پيلين در عوض از همان برنامه لشکر نجابت که بوش روی آن سرمايه گذاری کرده و عبارت است از تشويق جوانان به خودداری از برقراری رابطه جنسی تا زمان ازدواج حمايت ميکند. اما عليرغم ميليون ها دلار بودجه که دولت بوش طی 8 سال حکومت خودصرف اين برنامه کرد، يک بررسی گسترده در مورد نتايج اجرای طرح در سال 2007 نشان داد اين برنامه حتی ذره ای مانع از برقراری سکس در سنين پائين در ميان جوانان نشده است. سارا پيلين معتقد است خدا ارتش آمريکا را به ماموريت جنگی فرستاده است پيلين در يک سخنرانی در ماه ژوئن امسال در مجمع خدايی Assembly of God شهر واسيلا، که خود قبلا عضو کليسای آن بود، به طلبه ها يی که ميخواهند کشيش شوند گفت برای سربازان آمريکايی در عراق دعا کنند. او گفت: ,رهبران ملت ما آنها را برای وظايفی که از طرف خدا تعيين شده به آنجا می فرستند. بايد با اطمينان به اين برای آنها دعا کنيم که طرحی هست و اين طرح مال خداست., سارا پلين قربانيان تجاوز را مجازات ميکند سارا فکر ميکند قربانيان تجاوز موظف هستند جنين مرد متجاوز به خود را حمل کنند. او در مورد دختر خودش هم گفت اگر به او تجاوز شده بود باز اجازه سقط جنين را به او نميداد. نخستين باری که پيلين از اين موضع رسما دفاع کرد دخترش فقط 14 سال داشت. به عبارت ديگر او معتقد است يک دختر 14 ساله به سنی رسيده است که ميتواند مادر باشد. او تنها در صورتی حاضر است با سقط جنين موافقت کند که وضع حمل جان مادر را به خطر بيندازد. اين نظر فرماندار ايالتی است که تجاوز به دختران در آن 2.2 برابر کل آمريکاست و 25 درصد اين تجاوزها به حاملگی ناخواسته منجر ميشود. گذشته از اين دختران حالا زودتر به سن بلوغ ميرسند. چه خواهد شد اگر قربانی تجاوز يک کودک 10 ساله باشد؟ يا 9 ساله؟ يا فقط 8 ساله؟ [اگر چه نويسنده آمريکايی اين سنين پائين را فقط به عنوان فرض مطرح ميکند ولی ميدانيم در بخش های ديگر جهان در آسيا و آفريقا و آمريکای لاتين، بلوغ زودرس دختران معمول است و درست همين کشورها هستند که بيش از همه گرفتار بحران و جنگ اند و چه بسيار دختربچه ها قربانی تجاوز ميشوند و احتمال حاملگی آنها بعيد نيست. به ياد داشته باشيم که يکی از شروط برنامه کمک دولت بوش به کشورهای آفريقايی و آمريکای لاتين ممنوع کردن سقط جنين و اجرای برنامه نجابت بوده است., پيلين حتی دختر بچه هايی را که مورد تجاوز پدر خود قرار می گيرند جزء استثناء های خود نميداند. پيلين مخالف تصويب قوانين برای جلوگيری از آلودگی آب هاست. ساراپيلين با لايحه ای که تخليه مواد زايد سمی حاوی فلز در رودخانه های محل زندگی ماهی ها توسط شرکت های معدنی را ممنوع ميکند، مخالفت کرد. او همچنين از تصويب قانونی حمايت کرد که بر اساس آن شرکت های نفت و گاز اجازه يافتند سه برابر قبل مواد زايد سمی را در رودخانه ای تخليه کنند که محل زندگی آبزيان ومرکز صنايع ماهيگيری است. در سابقه ی پيلين هيچگونه نگرانی نسبت به حفظ سلامت آب ها، منابع طبيعی و بطور کلی محيط زيست ديده نمی شود. پيلين مدافع ,دولت کوچک, برای مردم، اما برای خودش... پيلين خودش را , يک جمهوريخواه محافظه کار, و , مدافع سرسخت بازار آزاد, ميخواند و ميگويد مخالف افزايش ماليات ها ست. بنابراين او طرفدار ,دولت کوچک, و کاهش مخارج دولتی است. ولی سابقه او نشان ميدهد که او در مقام فرمانداري، گروه های لابيگر را استخدام کرد تا بيشترين سهم پول ماليات دهندگان آمريکا را از بودجه فدرال برای هزينه های اداری خود بگيرد. از جمله 27 ميليون دلار برای بخش اداری استانی با 8000 نفر جمعيت و 20 ميليون دلار قرض دراز مدت، يعنی 3000 دلار سرانه، برای شهر کوچک واسيلا. حالا پيلين ادعا ميکند که او با زدن پلی به سوی آلاسکا مخالفت کرده است. اما او تنها وقتی با موج مخالفان همراه شد که مردم در سطح کشور به تمسخر آن را , پلی به سوی هيچ جا, ناميدند، زيرا اين پروژه 398 ميليون دلاری قرار بود به جزيره ای که تنها 50 نفر ساکن آن بودند، ختم شود. سارا پيلين معتقد است نظريه خلقت کتاب های مذهبی بايد در مدارس تدريس شود. اگر کسی مردم آمريکا را با هدف های خاص تحريک نکند هم محافل علمی و هم بيشتر مردم آمريکا با تئوری تکامل داروين کنار می آيند و کنار آمده اند. اما سياستمداران و لابی های فرقه creationism مردم را راحت نمی گذارند. پيلين يکی از اين سياستمداران است.[اين فرقه ای است که نظريه داروين را کفر ميداند و معتقد است خدا جهان را در چند روز طی روندی که در کتاب مقدس شرح داده شده بوجود آورده است] يکی ازمواد برنامه انتخاباتی پيلين برای صعود به مقام فرمانداری آلاسکا اين بود که نظريه مذهبی خلقت در مدارس تدريس شود. پيلين تدريس خرافات را به بهانه آزادی مباحثه تبليغ ميکند: , هردو را بياموزيد. از اطلاعات نترسيد. مباحثه سالم برای مدارس ما خيلی مهم، خيلی ارزشمند است., [اين در حالی است که بحث تنها وقتی ممکن است که نظريه مورد مباحثه قابل اثبات يا نفی باشد و اصرار بر طرح نظری که بر پايه ايمان بايد آن قبول کرد يا کافر محسوب شد،اساسا راه مباحثه را می بندد.] پيلين خواهان حفر چاه در مناطق قطبی و از نظر اکولوژيک حساس است. سرمايه داران نفتی از اظهارات مک کين برای جلب آرای طرفداران محيط زيست نگران بودند. پيلين در اين رابطه آنها را مطمئن کرد. او به ميامی هرالد گفت که مک کين را ترغيب کرده که با حفر چاه در مناطق قطبی موافقت کند و خوشحال است که مک کين طی تابستان نظرش را عوض کرده و اکنون با او موافق است. پيلين عاشق نفت و نيروی هسته ای پيلين در سخنرانی اعلام کانديداتوری خود گفت با آغاز کار رياست جمهوری مک کين ما شروع به لوله کشی های جديد خواهيم کرد، تعداد بيشتری تاسيسات هسته ای خواهيم ساخت و با گسترش معادن زغال سنگ کار بيشتری ايجاد خواهيم کرد و اين کارها را با آلترناتيوهای ديگر از جمله انرژی خورشيدي، بادي، ژئوترما ل و هرآلترناتيو ممکن ديگر تکميل خواهيم کرد. روشن است اولويت ها چيست: نفت و انرژی هسته ای و بقيه آلترناتيوها برای خالی نبودن عريضه به ليست اضافه شده است. صعود به پلکان قدرت از طريق رابطه و نه کار اجتماعی سوابق پيلين چه در دوره فرمانداری و چه قبل از آن نشان داده است از هرنوع فعاليت مربوط به سازماندهی اجتماعی بيگانه است. حشر و نشر و رابطه با صاحبان قدرت، پول و مردم متنفذ راه او را برای صعود به پست فرمانداری گشود و در اين مقام نيز اتکاء بر رابطه ها پايه فعاليت او را تشکيل می داد. تمام کار اجتماعی او در طول فعاليت سياسی و اجتماعی اش خلاصه ميشود در فعاليت کليسيايی و يارگيری برای حضرت مسيح [يا بهتر گفته شود به نام حضرت مسيح.] و بزرگ ترين رياکاری... چنانکه جمع بندی فشرده فوق که در وبسايت آلترنت آمده نشان ميدهد ,زهد, خانم پيلين سلامت انسان ها، ملت ها، زمين و زمان را نشانه گرفته است. روشن است که استفاده از عقايد مذهبی بر عليه حقوق زن، محيط زيست، انواع ناياب شده جانوران طبيعی و ديگر سياست های واپسگرايانه نه به عشق مسيح بلکه در دفاع از منافع نفتی و سرمايه های بزرگ صورت ميگيرد. مشکل دمکراسی نه مذهبی بودن مردم است و نه حتی اعتقادات مذهبی سياستمداران. مشکل از رياکاری سياستمدارانی بر ميخيزد که از مذهب به عنوان ابزاری برای دستکاری سياسی و رسيدن به مطامع و منافع ويژه استفاده ميکنند. دفاع از نقض حقوق طبيعی زنان توسط يک زن را قدرت زنانه خواندن وهن فمينيسم است و استفاده حزب جمهوريخواه آمريکا از زن بودن خانم پيلين و زيبايی او برای بزک کردن سياست های مردسالارانه شاهکاری در رياکاری سياسی است. کاتاپليت روزنامه نگار و نويسنده فمينيست آمريکايی مينويسد اگر المپيکی برای رياکاری برگزار ميشد، حزب جمهوريخواه آمريکا برنده انبوهی مدال طلا ميشد و خانم پيلين مسلما تعدادی از آن ها را کسب ميکرد. پليت راجع به نمايشی که پيلين در مورد دختر آبستن اش به راه انداخت می نويسد کدام مادر است که دل آن را داشته باشد دختر نوجوان و حامله اش را زير شديدترين نور پروژکتورها در سطح جهان بگذارد و بعد بگويد به حق تصميم گيری و زندگی خصوصی او احترام بگذاريد، دو حقی که او از همه زنان دريغ ميدارد. و بعد به اين هم اکتفا نکرده و بگويد اگر دخترش در اثر تجاوز حامله شده بود بازهم مخالف سقط جنين او بود: ,آدم تقريبا صدای ناله دختر را که کنارش ايستاده بود می شنيد که ميگفت: "آخه ، مامان..", پوليت نوشت حزب جمهوری خواه که از حزب دمکرات انتقاد ميکرد برای باراک اوباما جايگاهی مثل ستاره های هاليوود درست کرده و سياست را به ابتذال کشانده است، حالا ستاره هاليوودی خودش را درست کرده و هفته هاست که ستون های روزنامه ها را پر کرده است از ماجراهای جنجالی زندگی خصوصی اين ستاره و مشخصات صورت و اندام و عينک او و نسخه غذاهايی که برای بچه هايش می پزد و شکاری که دوست دارد و يادداشت های وبلاگ دوست پسر دختر ش و امثال آن.چيزی که اين ميان گم شده است برنامه های سياسی اوست. يک زن بنيادگرای دست راستی هم پيام فمينيسم را شنيد... با توجه به اينکه حزب محافظه کار آمريکا و خانم پيلين با کارت فمينيسم و قدرتمند کردن زنان هم بازی ميکنند، کاتا پوليت اين سوال را طرح ميکند: آيا انتخاب سارا پيلين از نقطه نظر فمينيستی اهميت دارد؟ پليت به اين سوال چنين جواب ميدهد: مورد پيلين نشان ميدهد حتی يک زن بنيادگرای دست راستی هم پيام فمينيسم در مورد قدرت زنانه را شنيده است. اين خوب است. اما نمونه پيلين ميخواهد اين پيام را به مردم برساند که زنان بدون حمايت جامعه ميتوانند به اين هدف برسند، و اين بد است. پليت برای نشان دادن ماهيت ارتجاعی برنامه هايی که پيلين و حزب جمهوری خواه از آن دفاع ميکنند سوالاتی را در مقابل ساراپلين ميگذارد که رسانه ها با غرق شدن در شايعات جنجالی زندگی خصوصی پيلين از طرح آنها اجتناب ميکنند. سوال هادر بطن خود ماهيت رياکارانه تبليغات سارا پيلين را نيز به نمايش ميگذارد. سوالات اين هاست: *فرض کنيد دختر 14 ساله شما به شيوه ای وحشيانه مورد تجاوز قرار گرفته و حامله می شود. او ميخواهد سقط جنين کند. شما به پدر و مادرهای آمريکايی چه ميگوييد؟ آيا ميگوييد فرزند تو و و فرزندان آنها را بايد به زور قانون مجبور کرد نطفه مردان متجاوز را حفظ کرده و بزايند؟ * شما گفته ايد قبول نداريدآلودگی محيط زيست به نحوه عمل انسان ها مربوط باشد. آيا ميتوانيد به ما بگوييد با کدام دانشمندان صحبت کرده ايد و بر اساس کدام مطالعات به اين نتيجه رسيده ايد؟ چطور فهميديد 2500 دانشمندی که در پانل بين المللی سازمان ملل در مورد تغييرات آب و هوا شرکت کردند، نظر غلطی ارائه داده اند؟ *اگر نميخواستيددمری الين بيکر را به دليل مخالفتش با سانسور کتاب اخراج کنيد پس دليل اينکه تلاش کرديد او را اخراج کنيد، چه بود؟ * 47 ميليون آمريکايی فاقد بيمه بهداشت هستند. مشاور مک کين ميخواهد نام آن ها را از ليست محرومين از بيمه بهداشت حذف کند، به اين دليل که بهداشت آنها از طريق خيريه تامين ميشود. آيا شما با او موافقيد. * کار فدرال رزرو چيست؟ *جان مک کين و همسرش ميگويند شما تجربه سياست خارجی داريد زيرا آلاسکا درهمسايگی روسيه قرار دارد. آخرين باری که شما ولاديمير پوتين را ملاقات کرديد کی بود؟ در باره چه صحبت کرديد؟ *طول عمر زمين چقدراست؟ پنج هزار سال؟ ده هزار سال؟ 5 ميلياردسال؟ [کنايه به creationism و مخالفت آنها با تدريس نظريه علمی در مورد طول عمر زمين] *شما يک از مدافعا ن سرسخت جرج بوش هستيد. پس چرا حتی يک بار هم در سخنرانی نامگذاری خود ازاو نام نبرديد؟ *کاهش ماليات ها توسط دولت بوش بعلاوه کاهش ماليات هايی که مک کين پيشنهاد ميکند به لحاظ مقدار برابر است با حذف يکی از سه برنامه تامين بهداشت و سلامت و تامين اجتماعی. دقيقا ميخواهيد کدام يک از اينها را حذف کنيد؟ * شما از دولت فدرال تقاضای غرامت کرده ايد تا خرس قطبی را از ليست جانورانی که نسل شان در معرض انقراض است برداريد. ممکن است بگوييد بر اساس کدام داده های علمی اين نظر را داده ايد. و پيام های غيبی... بالاخره آخرين سوال پليت، که ولی های خود گمارده ی ما، که دايما دستورات به روز شده ی خدا را به مردم ايران ابلاغ ميکنند، و خانم پلين بايد مشترکا تلاش کنند برای آن جوابی پيدا کنند: * شما گفته ايد خدا جنگ عراق و کشيدن خط لوله نفتی در آلاسکا را تاييد کرده است. شما از کجا فهميديد؟

سِر شاپور ريپورتر و کودتاي 28 مرداد 1332 قسمت دوازدهم





دادن مدال خيانت از" پسر" به" پدر"!!






فيل سرکشي" به نام "بدامن"

تصويري که از عملکرد شبکه هاي پنهان و دسيسه گر وابسته به سرويس هاي اطلاعاتي ايالات متحده و بريتانيا در ايران سال هاي 1330- 1332 به دست داده شد، و تحليلي که از ديپلماسي دولت هاي ترومن و اتلي و تمايز آن با ديپلماسي دولت هاي آيزنهاور و چرچيل در قبال نهضت ملّي در ايران ارائه گرديد، تناقضي بنيادين را جلوه گر مي سازد. اين بررسي روشن مي کند که عملکرد اين دو سرويس اطلاعاتي در ايران، تا قبل از تصويب طرح سرنگوني دولت مصدق در لندن و واشنگتن در زمان دولت هاي چرچيل و آيزنهاور، کاملاً مغاير با ديپلماسي رسمي دولت هاي متبوع بوده است. سيا و ام. آي. 6 و شبکه هاي مخفي وابسته به ايشان در ايران تا قبل از تصويب طرح کودتا تنها مجوز فعاليت عليه نفوذ کمونيسم را داشتند ولي در عمل به اين حوزه بسنده نکرده و به سان يک نيروي سياسي داخلي مقتدر به دستکاري [233] در فرايند سياسي ايران اشتغال داشتند. براي نمونه، گازيوروسکي به نقش بدامن در ايجاد انشعاب در احزاب زحمتکشان و پان ايرانيست اشاره مي کند. (انشعاب در حزب پان ايرانيست در اوّل آبان 1330 و انشعاب در حزب زحمتکشان در 22 مهر 1331 رخ داد.) گازيوروسکي نيز به اين تناقض توجه دارد و مي نويسد:

مسئله اي که طرح آن از جهات مختلف حائز اهميت است اين است که چه مقامي مجوز حمله به مصدق و جبهه ملّي را صادر کرد. چنانکه در بالا توضيح داده شد، سياست رسمي دولت ترومن حمايت از مصدق نه تضعيف دولت او بود. وزارت خارجه، که در آن زمان به وسيله دين اچسون اداره مي شد، بدون چون و چرا از اين سياست پيروي مي کرد. به نظر مي رسد که تصميم براي تضعيف دولت مصدق از طريق شبکه بدامن در درون خود سازمان سيا گرفته شد. از آنجا که آن گروه از مقامات عالي رتبه سيا که در آن زمان مسئوليت عمليات پنهان را به دست داشتند اکنون يا مرده اند و يا نمي توانند به خاطر آوردند که چه مقامي دستور اين عمليات را صادر کرد، غيرممکن است روشن کرد که حلقه هدايت "فيل سرکشي" که بدامن را به خدمت گرفت در کجا بود. [234]

گازيوروسکي حدس مي زند که مجوز اين اقدامات "خودسرانه" را رئيس وقت سيا يا معاونان او يا رئيس برنامه بدامن يا رئيس عمليات خاورميانه صادر کرده باشند.

مسئله فراتر از "سرکشي" و "خودسري" است. شبکه هاي سيا و ام. آي. 6 در ايران با ايجاد آشوب 23 تير 1330 سفر هيئت هريمن را براي ميانجيگري ميان ايران و شرکت نفت انگليس و ايران به بن بست کشانيدند و پس از آن نيز در جهت تشديد نابساماني و بغرنج تر کردن مسائل داخلي ايران و لاينحل کردن مناقشه نفت عمل نمودند. نامه اي از عيسي سپهبدي به مظفر بقايي در دست است که طي آن سپهبدي مدعي است «يکي از سرويس هاي مستقل سفارت آمريکا» به رياست گويران به وسيله اعتبارات مالي مخفي خود از تقاضاي تمديد اختيارات مصدق و تبليغات شديد به سود مصدق حمايت مي کند. [235] با توجه به چنين قرايني، به نظر مي رسد که سيا و ام. آي. 6 در تحريک مصدق و هواداران او به اقدامات حادتر و تعميق تعارض مؤثر بودند. به عبارت ديگر، اين "فيل سرکش" در تحولات داخلي ايران به دنبال اهداف معيني بود که از طريق سوق دادن حوادث ايران به سمت کودتا و استقرار يک نظام ديکتاتوري دست نشانده به دست مي آمد.

شبکه هاي وابسته به سيا و ام. آي. 6 در موارد متعدد صحنه هاي غيرواقعي آفريدند که به هراس از کمونيسم دامن مي زد و فضاي لازم را براي تصويب طرح کودتا در لندن و واشنگتن فراهم مي نمود. به عبارت ديگر، سرويس هاي اطلاعاتي دولت هاي متبوع خود را فريب مي دادند و از اين طريق ديپلماسي رسمي بريتانيا و ايالات متحده را نيز دستکاري مي کردند. مثالي مي زنم:

در 30 تير 1332/ 21 ژوئيه 1953 گروهي از هواداران مصدق در احزاب پان ايرانيست و نيروي سوّم مانع برگزاري تظاهرات مشترک با حزب توده، به مناسبت سالگرد قيام 30 تير، شدند. به اين دليل، تظاهرات حزب ايران و نيروي سوّم و پان ايرانيست ها در صبح برگزار شد و تظاهرات جمعيت ملّي مبارزه با استعمار (وابسته به حزب توده) در عصر. تظاهرات توده اي ها در زير پوشش خبري گسترده قرار گرفت و نگراني دولت ايالات متحده از نفوذ کمونيسم در ايران را به شدت افزايش داد. در گزارش 24 ژوئيه 1953 وزارت خارجه آمريکا، با عنوان «حزب کمونيست توده ايران را تهديد مي کند» چنين آمده است:

حزب کمونيست ايران، که به نام حزب توده معروف است، در حال کسب موقعيتي منحصربفرد در اين کشور استراتژيک است. تظاهرات سازماندهي شده 21 ژوئيه کمونيست ها با حدود 100 هزار نفر شرکت کننده تجمع 10 تا 20 هزار نفري طرفداران دولت را تحت الشعاع قرار داد. اين تظاهرات اين پيام شوم را به دنبال دارد که نخست وزير پير، زيرک و زرنگ ايران، محمد مصدق، يا بايد به زودي کمونيست ها را به عنوان شريک بپذيرد يا متحمل شکست شود. [236]

ويلبر تأثير تظاهرات 30 تير 1332 را اينگونه بيان مي دارد:
حوادث 21 ژوئيه [30 تير] در تهران محافظه کارترين عناصري را که به جدّ از مصدق حمايت مي کردند تکان داد و ايشان را از خواب خوش بينانه شان بيدار نمود... بر همگان روشن شد که شمار شرکت کنندگان توده اي بسيار زيادتر از هواداران جبهه ملّي است. اين واقعيت بيش از هر چيز ديگر مردم را واداشت که درباره اقتداري که حزب توده در دوره دولت مصدق به دست آورده بينديشند. در اين زمان، پرسنل ايستگاه در جبهه هاي مختلف فعال بودند.
اگر اين تظاهرات يکپارچه انجام مي شد، احتمالاً تأثير معکوس مي بخشيد و شايد اراده مقامات ايالات متحده و بريتانيا را در اجراي طرح کودتا متزلزل مي کرد. [237] آيا همان عوامل شبکه بدامن، که از 7 مرداد حملات شبانه به خانه آيت الله کاشاني را سازمان دادند و در 28 مرداد در کسوت "توده اي هاي بدلي" خيابان ها را به آشوب کشيدند، مسبب دوگانه شدن تظاهرات در 30 تير 1332 نبودند؟ و آيا شبکه بدامن در برگزاري هر چه باشکوه تر تظاهرات حزب توده در عصر ، و برگزاري هر چه کم رمق تر تظاهرات جبهه ملّي در صبح، [238] مؤثر نبود؟
پايان سخن
نگارنده در سال 1369 دربارۀ اسناد علني شده بريتانيا و ايالات متحده آمريکا دربارۀ ايران داوري زير را به دست داد:
اتکا بر اسناد علني شده قدرت هاي بزرگ براي بازشناسي تاريخ معاصر ايران به تنهايي کافي نيست و از اين دست معابد نمي توان توقع "اعجاز" داشت. در واقع، حرکتي که از دهه 1980 در افکار عمومي و برخي محافل تحقيقي انگليس به منظور بازشناسي تاريخ بريتانيا آغاز شده، بيش از ما با خلاء اسناد مواجه است و طبعاً انتشار اسنادي چون خاطرات ارتشبد سابق حسين فردوست حتي براي آنان نيز مفيد و روشنگر خواهد بود. تاريخ سياست خارجي قدرت هاي استعماري و امپرياليستي چيزي نيست به جز داستان مداخلات آشکار و پنهان در تاريخ معاصر ملت هاي جهان سوّم و روشن است که پرده هاي تاريک و مستور اين داستان بايد توسط خود آنان آشکار شود و قدرت هاي بيگانه نه تنها علاقه اي به اين کنکاش نداشته و نخواهند داشت بلکه اگر در اين زمينه دغدغه اي نشان دهند براي کور کردن سر نخ ره يافت ها و روشنگري ها خواهد بود و لاغير. [239]
در سال 1376 نيز بر اين نظر پاي فشردم و نوشتم:
اسناد انگليس غني ترين مجموعه موجود در جهان براي پژوهشگران تاريخ معاصر است و بي ترديد تاريخنگاري معاصر ايران به اين مجموعه سخت نيازمند است؛ ولي قطعاً اين مجموعه "معجزه" نمي کند و با توجه به پنهانکاري سنتي "انگليسي ها" نمي توان انتظار داشت که اسناد رازآميزترين تحولات دو سده اخير ايران را در طبق زرّين به مورخ اهدا کند؛ ولي محقق سخت کوش، هشيار و دقيق مي تواند از درون اسناد موجود به "اسرار" مدفون گذشته نقب زند. [240]
امروزه نيز بر همين باور هستم. به اين دليل است که براي اسناد شخصي سِر شاپور ريپورتر، و اسناد مشابه موجود در آرشيوهاي ايراني، جايگاهي منحصر به فرد در شناخت لايه هاي ناشناخته تاريخ معاصر ايران قائلم و هيچ دليلي نمي بينم که سرويس هاي اطلاعاتي بريتانيا و ايالات متحده، اگر اجبار يا مصلحتي در کار نباشد، تمامي ابعاد اقدامات پنهان خود را براي ارضاء کنجکاوي اين يا آن پژوهشگر و روزنامه نگار آشکار کنند.

تهران، 25 مرداد- 12 شهريور 1381
ويرايش جديد براي درج در سايت: 4 شهريور 1382/ 26 اوت 2003
--------------------------------------------------------------------------------
زيرنويسها و مآخذ:
233- manipulation
234- گازيوروسکي، "کودتاي 28 مرداد"، زيرنويس 47.
235- مؤسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي، اسناد شخصي دکتر مظفر بقايي، کارتن 168، سند شماره 88- 122. براي ملاحظه تصوير سند فوق بنگريد به: آباديان، همان مأخذ، صص 393- 394.
236- خرازي، همان مأخذ، ص 151.
237- مقامات عالي رتبه آمريکايي براي انجام کودتا از عزم کافي برخوردار نبودند. در بررسي نقش جرج کندي يانگ، در مقاله ديگر، خواهيم ديد که پس از شکست طرح اوليه کودتا در 25 مرداد، مقامات آمريکايي دستور پايان دادن به عمليات را صادر کردند ولي يانگ از طريق ايستگاه نيکوزيا ترتيبي داد که دستور واشنگتن پس از 28 مرداد به تهران برسد يعني زماني که کودتا پيروز شده بود.
238- دکتر غلامحسين صديقي در مصاحبه با دنيا (20 شهريور 1358) درباره اين تظاهرات گفت: «يک نيم روز چپ ها با نظم و ترتيب خاص و قدرت تشکيلاتي فراوان و يک نيم روز عناصر ملّي با ضعف تشکيلاتي دست به تظاهر زدند.»
239- ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، ج 2، صص 21- 22.
240- نظريه توطئه، صص 22-
23.