۱۳۸۷ مهر ۹, سه‌شنبه

اگر به مک کين رأی ندهيد لولوخورخوره های مسلمان می خورندتان!



Anti Muslim Violence (202)
Australia (130)
Austria (19)
Belgium (25)
Canada (126)
Culture (2)
Czech Republic (2)
Daniel Pipes (96)
Danish Cartoons (28)
Denmark (69)
Far Right Racists (561)
France (152)
Germany (61)
Hijab (541)
Historical (1)
Institutional (93)
Ireland (17)
Italy (58)
Left Wing (219)
Liberal (272)
London Bombings (210)
March for Free Expression (23)
Multiculturalism (266)
Netherlands (121)
New Zealand (8)
Norway (5)
Oriana Fallaci (16)
Resisting Islamophobia (1996)
Right Wing (1795)
Scotland (166)
Secular (261)
Spain (20)
State Oppression (601)
Sweden (13)
Switzerland (12)
Tariq Ramadan (140)
UK (3299)
USA (1297)
Wales (13)
Women (353)
Yusuf al-Qaradawi (234)
Archives
Weekly Archive
Monthly Archive
Resources
Links
Images
Files Section

http://www.islamophobia-watch.com/islamophobia-watch/




US newspapers embroiled in controversy for distributing DVD about Muslim radicals


All comments (1)
More than 70 US newspapers have been helping to distribute a DVD of a documentary film,
Obsession: Radical Islam's war against the West, that has been criticised as Islamophobic. The DVD is being included as an advertising insert in newspapers in "swing" states ahead of the presidential election.
As
The Guardian reported last week, the use of the DVD is being seen as an attempt to secure John McCain's victory over Barack Obama, who has been falsely accused of being a Muslim. Now the row over the DVD's distribution has proved controversial for newspapers.
The film, produced in 2006 by Raphael Shore in collaboration with the pro-Israel media watch group
HonestReporting, draws parallels between radical Islamists and the Nazi party during the War, specifically Hitler's relationship with the Grand Mufti of Jerusalem as an inspiration for radical Islamic movements in the Middle East today. It is being distributed through the Clarion Fund, a charity founded by Shore in order "to educate Americans about issues of national security."
Critics see it, however, as Muslim-bashing propaganda. "Any neutral observer would say this is a biased, one-sided, inflammatory portrayal that seeks to portray Muslims and Islam as Nazi-like," Ibrahim Hooper, a spokesman for the Council for American-Islamic Relations,
told the LA Times.
Clarion has spent "multimillions" to distribute the DVD in states like Ohio, Pennsylvania, Colorado, Michigan, Florida and North Carolina. Many papers in those states have carried paid advertising inserts including copies of the DVD, but it has proved divisive.
The Denver Post distributed more than 553,000 copies of the DVD in its September 14 edition because, according to a spokesman, the paper seeks to "keep access as wide as possible on issues-driven advertising." One reader responded by writing to the Post's editor: "If I paid you to distribute an anti-Semitic DVD, would you be so obliging?"
The North Carolina title, Greensboro News & Record, rejected the ad, calling the DVD "fear-mongering and divisive." The paper's editor, John Robinson,
wrote on his blog: "Of course it's not free speech... Newspapers decide not to publish information every day. Most of the time we call it news judgment."
The Oregonian's decision to carry the DVD has sparked
a particularly bitter dispute. The mayor of Portland pleaded with the paper's publisher not to distribute it. In a statement he said: "The tenor of the video contributes towards a climate of distrust towards Muslims that holds the entire Muslim community accountable for the actions of a dangerously misguided few. Distributing with The Oregonian lends the video an impression of objectivity and legitimacy it does not deserve."
Publisher Fred Stickel responded: "I've always felt we have an obligation to keep our advertising columns as open as possible... There is a principle of freedom of speech involved here. I could find no reason to reject this."
Yesterday, the ombudsman at The Blade in Toledo went so far
in his column as to criticise his own paper for carrying the DVD, arguing that it should have rejected the deal. "While I recognise the newspaper's need for revenue," he wrote, "I wish The Blade had rejected this advertisement."
According to Greg Mitchell, some Obsession critics are claiming that there may be a link between the DVDs' distribution in Dayton, Ohio and a chemical attack on a local mosque a few days later.
An abridged version of the film can be seen via Google
here. Sources: LA Times, HuffingtonPost, Wikipedia, Editor & Publisher


Obsession: resistance mounts

Writing on his Guardian blog Roy Greenslade provides an update on the controversy over Obsession, the anti-Muslim "documentary" distributed by a pro-Israel lobby group, the Clarion Fund, in an evident attempt to boost Johns McCain's bid for the US presidency (see here and here).
Greenslade's piece does provide welcome evidence of hostility to the Clarion Fund's campaign which extends well beyond the US Muslim community.
One reader responded to the Denver Post's decision to distribute 553,000 copies of Obsession by demanding: "If I paid you to distribute an anti-Semitic DVD, would you be so obliging?"
In North Carolina the Greensboro News & Record rejected the ad, calling the DVD "fear-mongering and divisive." The paper's editor wrote on his blog: "Of course it's not free speech... Newspapers decide not to publish information every day. Most of the time we call it news judgment."
In Portland the mayor pleaded with the The Oregonian's publisher not to distribute it. "The tenor of the video contributes towards a climate of distrust towards Muslims that holds the entire Muslim community accountable for the actions of a dangerously misguided few," he
wrote.




هر چه به انتخابات چهارم نوامبر رياست جمهوری آمريکا نزد يک تر می شويم، دولت اسراييل و لابی های آن در آمريکا بر تلاش خود در به شکست کشانيدن اوباما و به پيروزی رسانيدن مک کين می افزايند.شبکه ی جهانی ولتر برای آزادی بيان ـ شبکه ی معتبر ی که ده ها نشريه و صد ها کارشناس سياسی در سراسر جهان را با خود دارد، و تری ميسان تحليل گر برجسته ی فرانسوی بنيانگذار و مسئول آن است ـ در روز ۲۲ سپتامبر اطلاع داد که در فاصله ی فقط دو هفته، بيست و هشت ميليون خانواده ی آمريکايی، به صورت مجانی دی وی دی فيلم «دغدغه ی بی پايان: اسلام راديکال در نبرد با غرب» را در خانه هايشان دريافت کرده اند.اين بيست و هشت ميليون خانواده، در ايالاتی از آمريکا زندگی می کنند که در آن ها نتايج انتخابات رياست جمهوری، از بقيه ی ايالات، نامشخص تر و غير مطمئن تراست. مخصوصاً اوهايو، ميشيگان، فلوريدا، کلورادو، کارولينای شمالی، پنسيلوانيا، و ميسوری.هدف، اين است که مردم اين ايالات را قانع کنند که به مک کين رأی دهند. چرا که پيروزی اوباما برای اسراييل خطرناک است؛ در حالی که مک کين می تواند با ادامه ی سياست بوش، فرصت های بيشتری را برای آتش افروزی اسراييل در منطقه فراهم آورد.مخارج اين «عمليات» تبليغاتی، بيش از پنجاه ميليون دلار ارزيابی می شود که حاخام بزرگ، «افرايم شُر» آن را تأمين کرده است.اين فيلم در سال ۲۰۰۶ به وسيله ی يک مدرسه ی آموزش بنيادگرايی يهودی به نام Aish HaTorah تهيه شده است. اين مرکز ارتجاع مذهبی و نژادی، به صورتی کلان توسط دولت اسراييل تغذيه ی مالی می شود؛ و يک مؤسسه ی تبليغات و روابط عمومی هم به صورت جداگانه تأسيس کرده است که يکی از تازه ترين شاهکار هايش برپا کردن تظاهرات عليه جيمی کارتر است به «جرم» آن که با فلسطينيان ابراز همدردی کرده است و گفته است سياست اسراييل در برابر مردم فلسطين، سياست آپارتايد است.بر خلاف آنچه سالوسان حاکم بر ايران ادعا می کنند، بخش مهمی از مردم اسراييل را صلح طلبانی شرافتمند تشکيل می دهند که طنين صدايشان را می توان در سکوت «مادران سياه پوش» (۱) و در فرياد فرهيختگانی چون «اَهارون شابُتِی» ها (۲) و ميشل وارشاوسکی ها (۳) شنيد. هرچند که دولت اسراييل بر مبنای اصالت نژاد و مذهب، و با تکيه بر ارتجاعی ترين دگم های مذهبی حرکت می کند.بن و بنيان کولونی سازی و کولونی نشينی هم بر همين دگم ها استوار است؛ و ساکنان کولونی ها يعنی کولون ها يهوديانى اکثراً به شدّت نژاد پرست، و به لحاظ «مذهبى» بنيادگرا هستند که از اينطرف و آنطرف دنيا به سرزمين هاى اشغالى فلسطينى هجوم آورده اند و در دل اين سرزمين ها آبادى هاى کوچک و بزرگى را بنا کرده اند و با بهره گيرى از بهترين امکانات، سرخوش و سير و مرفّه، درپناه حفاظت نيروهاى نظامى اسراييل، به فلسطينيان گرسنه يى پوزخند مى زنند که غالباً يک يا چند تن از اعضا ى خانواده شان به دست سربازان و يا خود اينان ـ که «براى دفاع از خود » مسلّحند ـ کشته شده اند، و حالا براى به کف آوردن يک لقمه نان به خون دل آلوده، يا از نيمه شب تا صبح در صف هاى طولانى پست هاى بازرسى اسراييل، انتظار اجازه ى ورود به شهر ها و شهرک هاى دور و نزديک را براى کار هاى پرمشقّت مى کشند، و يا کشت و زرع مى کنند تا به هنگام برداشت محصول، سر و کلّه ى کولون های انگل پيدا شود که مانع زيتون چينی آن ها شوند و بگويند که محصول «خاک مقدّس» از آنِ ما وارثان خاک مقدّس است نه شما.اين ها برای خود در وسط سرزمين های فقير فلسطينی، از اموال و منابع به غارت گرفته شده ی فلسطينيان، زندگانی شاهانه ای فراهم آورده اند که آن را به رخ ساکنان محروم اين سرزمين ها می کشند، و اگر هم فی المثل يک کودک گرسنه ی فلسطينی، به عنوان دهن کجی، سنگی به اتوموبيل يکی از اين ها پرتاب کند يا خودشان با سلاحی که دولت در اختيارشان قرار داده است خدمت او می رسند، و يا بر او آن می رود که بر سلطان مهدی و سلطان مهدی ها رفت. (۴)و حالا با کمک مالی بی دريغ دولت اسراييل، چند آخوند مرتجع «يهودی» که قوانين عهد عتيق را ـ و لابد چگونگی و کم و کيف و «قواعد شرعی» سنگسار «زنا کاران» را نيز ـ در کلاس درسشان آموزش می دهند، با ساختن يک فيلم به جنگ بنيادگرايی اسلامی آمده اند!و اين فيلم ۷۸ دقيقه يی را در هرجا که دستشان رسيده است، و مخصوصاً در کنگره ی آمريکا به نمايش درآورده اند.تلويزيون شبکه ی آمريکايی معرف فاکس نيوز ـ کارگزار جنگ افروزان اسراييلی و آمريکايی، و کارفرمای جنگ افروزان ايرانی ـ هم برای اين فيلم سنگ تمام گذاشته است.تری ميسان طی مقاله ی مفصلی که در مجال اين چند سطر نمی گنجد، اين فيلم را سکانس به سکانس تجزيه و تحليل کرده است و نشان داده است که سازندگان آن چگونه با استفاده از تمامی شيوه های دروغ پراکنی، و با بهره گيری از دوز و کلک های تکنيک فيلم سازی، و مونتاژ صحنه های نامربوط با همديگر، همه ی توانشان را به کار برده اند تا ايده هايی نادرست را در قالب يک فيلم به اصطلاح مستند به مردم کشور های غرب القاء کنند:ـ جهان اسلامی معاصر، خطرناک تر از آلمان نازی است.ـ آنچه شما به عنوان عمليات «جهاديست» ها و بمب گذاران می بينيد، فقط نوک نيزه است. وگرنه مسلمانان، بالقوّه تمامشان مثل جهاديست ها هستند و اينطور پرورش می يابند.ـ جهان اسلام و جهان غرب، رو در روی همديگر قرار دارند و آنچه مردم فلسطين و ديگر نقاط خاورميانه در مقابله با اشغال سرزمين هايشان انجام می دهند هيچ ربطی به دفاع از حق و حقوق خود ندارد، بلکه به منظور انهدام غرب انجام می پذيرد. (۵)به نوشته ی تری ميسان، جنگ طلبان آمريکايی و اسراييلی برای موجه جلوه دادن جنايات مکرر خود در خاورميانه به نزد افکار عمومی جهان، نيازمند به آنند که چهره يی غير انسانی از مردم خاورميانه ترسيم کنند، و رفتار تعداد قليلی افراطی در خاورميانه را انعکاس عملی خلق و خو و ذات تمام مردم خاورميانه معرفی نمايند. او تهيه ی اين فيلم را فقط يک نمونه از اين نيرنگِ بهره مند از تکنولوژی جديد و رسانه های جمعی می داند.تری ميسان با تکيه بر جزء به جزء فيلم، دروغ های نهفته در آن را، و سوابق «کارشناسانان» و مفسّرانی را که در فيلم از آن ها استفاده شده است بر ملا می سازد.مثلاً در اين فيلم، يک کارمند روزنامه ی دست راستی اسراييلی ژروزالم پست را به عنوان يک «ژورناليست فلسطينی» به تماشاگر معرفی می کنند؛ و مشاور عمليات روانی ارتش اسراييل در زمان نخست وزيری نتان ياهو را بدون اشاره به سوابق او، به عنوان يک تحليل گر بی طرف غربی به صحنه می آورند.يا يکی از لبنانی های همکار ارتش اسراييل در لبنان را که بعد از فرار اسراييل از اين کشور ناچار شد که خود نيز از لبنان بگريزد ـ باز بدون اشاره به سوابقش ـ تحت عنوان کارشناس وارد ميدان می سازند تا ادّعا کند که حماس، در تمام آمريکا و اروپا سازمان های تروريستی مخفی برپا کرده است.و موارد فراوان ديگری از اين نوع «زرنگی» ها...در اين فيلم، ضمن تظاهر به اين که قصد «اهريمن سازی» از مسلمانان در کار نيست، با جعل اعداد و ارقام، چنين وانمود می شود که تعداد مسلمانانی که انهدام آمريکا را هدف اصلی خود قرار داده اند معادل تعداد تمام جمعيت آمريکاست؛ و سپس با استدلالی صوری و عوامفريبانه چنين نتيجه گيری می شود که مسأله ی آمريکا چند گروه کوچک «جهادی» نيست. بلکه آمريکاييان بايد با نفراتی به تعداد خودشان دست و پنجه نرم کنند.حاخام های بنيادگرای يهودی و گردانندگان يک مرکز آموزش ارتجاع و نژاد پرستی که اين فيلم به سفارش آن ها و با خرج آن ها ساخته شده است، فضا را برای تماشاگر غربی چنين ترسيم می نمايند:همه ی مسلمان ها بايد مورد سوء ظن قرار بگيرند، مگر آن که ثابت شود که توانسته اند خودشان را با ارزش های غربی منطبق سازند.تری ميسان، به طور خاص بر اين نکته تأکيد می کند که تهيه کنندگان اين فيلم، در جا به جای فيلمشان در پی آنند که بگويند که استفاده از سياست «اپيزمنت» و «مماشات»، نتيجه يی مشابه استفاده از همين سياست در برابر آلمان نازی به بار خواهد آورد، و بنابر اين لازم است که «جامعه ی جهانی» دست از مماشات بردارد و قبل از آن که ديگر دير شود قاطعيت نشان دهد!محمد علی اصفهانی۸ مهر ۱۳۸۷۲۹ سپتامبر ۲۰۰۸www.ghoghnoos.orgپانويس ها۱ ـ جنبش «زنان سياهپوش» را هفت بانوی صلح طلب اسراييلی، در ژانويه ی ۱۹۸۸ در بيت المقدس غربی، به عنوان اعتراض به اشغال سرزمين های اعراب، پايه ريزی کردند.جنبشی که خود از جنبش های زنان ديگر در آن سوی جهان الهام گرفته بود: زنان آفريقای جنوبی عصر آپارتايد؛ و مادران و مادربزرگان ميدان «ماه مه» آرژانتين، که هر هفته برای دادخواهی فرزندان و نوه های گمشده شان، گرد هم می آيند.جنبش «زنان سياه پوش» اسراييل، با گردهمايی های ساکت در لباس سياه، همراه با پلاکارد ها، و نشانه هايی به هيأت يک «دست» با اين شعار هميشگی در سکوت که: «به اشغالگری پايان دهيد!»، اينک در سراسر اسراييل، و در سراسر جهان، ريشه دوانيده است.۲ ـ اَهارون شابُتِی (شابتای) يکی از بزرگترين و نام آورترين شاعران معاصر زبان عبری است. با در حدود ۲۰ مجموعه ی شعر، و چندين ترجمه ی درخشان از هنر و نمايشنامه ی يونانی به زبان عبری. و چند دکترا از دانشگاه هايی چون کمبريج و سوربن. او نيز همچون همسر خود Tanya Reinhardt استاد دانشگاه ها ی تل آويو است .اَهارون شابُتی، لحظه يی درنگ نمی کند در اين که ژنرال های آدمکش اسراييلی را، که به نظر می رسد علاقه ی خاصی به قتل زنان و کودکان فلسطينی و برانداختن نسل فلسطينيان از جهان، و نسل کشی جمعی آن ها دارند، با نازی ها مقايسه کند.تانيا، همسر او، علاوه بر مقام علمی برجسته اش، بيشتر به مواضع قاطعانه اش در مقام يک استاد دانشگاه های اسراييل، در حمايت فعال از تحريم کادرهای دانشگاهی اسراييل در تمامی محافل دانشگاهی و کنفرانس های علمی سراسر جهان، شناخته شده است. موضعی که موضع مشرک بسياری از يهوديان آزاده در سراسر جهان و خود اسراييل است. از جمله سازمان های «يهوديان اروپا برای يک صلح عادلانه»، و «سازمان وحدت يهودی فرانسه برای صلح» که به تحريم همه جانبه ی فرهنگی، اقتصادی، و سياسی اسراييل تا پايان کامل اشغال سرزمين های عربی فراخوان داده اند.برای شناخت بيشتر اَهارون شابتی، از جمله مقاله يی به همين قلم با عنوان «نگاهی به نامه ی اَهارون شابُتِی، همراه با ترجمه ی دو شعر از او» :http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar06/shabatai-fr.html۳ ـ Michel Warschawski فرزند ماکس، حاخام بزرگ، در شانزده سالگی، از فرانسه برای تحصيل علوم دينی يهود به اورشليم رفت؛ و در آنجا، به زودی به صفوف مبارزه با ايده ی صهيونيسم پيوست.در سال ۱۹۸۴ AIC مرکز اطّلاعات آلترناتيو را در اسراييل بنا نهاد که چند حرکت صلح طلب اسراييلی و چند سازمان فلسطينی را در بر می گيرد.حکومت اسراييل، پنج سال بعد، او را به دليل کمک به جبهه ی مردمی آزادی فلسطين، به رهبری جرج حبش، به بيست ماه زندان محکوم کرد.او در فاصله ی سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ همراه با دومينيک ويدال از لوموند ديپلماتيک، و ليلا شهيد ـ نماينده ی فلسطين در اتّحاديه ی اروپا ـ مجموعه کنفرانس هايی در شهر های مختلف فرانسه برگزار کرد که به خصوص با هياهوی روزنامه ی دست راستی فيگارو و سازمان موسوم به «فرانسه ـ اسراييل» روبرو شد و کار به آنجا رسيد که او را از سخنرانی در محافل دانشگاهی فرانسه محروم کردند. ميشل وارشاوسکی از تز تأسيس يک کشور و دولت واحد دو مليتی متشکّل از اعراب و يهوديان، در منطقه ی فلسطين بزرگ، دفاع می کند.از ميشل وارشاوسکی: «در فلسطين چه کسی عليه چه کسی کودتا کرد؟» به ترجمه ی همين قلم:http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar03/warschawski-l.html۴ ـ سلطان مهدى، پانزده ساله، اينطور حکايت مى کند: سربازان، مرا به اتاقى بردند و روى يک صندلى نشاندند. دستبندم را برداشتند و مرا از دست ها و پاهايم به صندلى بستند. از من پرسيدند: تو در يک جادّه ى اصلى به سمت يک ماشين ارتشى، سنگ انداخته اى؟ من انکار کردم. امّا دو يا سه نفر آن ها شروع به کوبيدن بر سر و صورت من کردند.بازجويى، نزديک به پنج ساعت طول کشيد. بعد، مرا به يک حمّام در کنار سالن بازجويى بردند. يکى از آن ها موهايم را گرفت و سرم را در چاهک مستراح فروبرد. وقتى که مرا دوباره به سالن بازجويى برگرداندند گفتم : پنج سنگ به طرف ماشين يک کولون پرتاب کرده ام......طبق نظر سازمان غير دولتى اسراييلى B’ Tselem سرويس امنيّت ملّى اسراييل ساليانه هشتصدو پنجاه زندانى را شکنجه کرده است.اين سازمان غير دولتى اسراييلى، که به تفصيل از شکنجه هاى اِعمال شده بر کودکان نيز می نويسد، گزارش ها يش را روى سايت اينترنتى خود به نشانى زير منتشر مى کند :www.betselem.org از مقاله ی اومانيته با عنوان «درپس پشت حصار های اشغال» به ترجمه ی همين قلم:http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar15/hessar.html۵ ـ منطق اسراييل منطق «تصادم تمدّن ها»ست: اسراييل، بهانه می آورد که دارد از ارزش های جهان غرب، جهان خود متمدّن خوانده، در دل خاور نزديک و خاورميانه ی «مرتجع»، پاسداری می کند. و آن وقت: دولت های غربی، از جمله دولت فرانسه، می گويند که اسراييل، حق دفاع از خود دارد...از فراخوان «وحدت يهودی فرانسه برای صلح» به تحريم همه جانبه ی اسراييل، به ترجمه ی همين قلم:http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar02/ujfp.html

۱۳۸۷ مهر ۸, دوشنبه

ايدئولوژی ((بازار آزاد)) هنوز به نقطه پايان خود نرسيده است، اما...

نائومی کلاين*
گاردين برگردان الميرا مرادی بحران اقتصادی آمريکا:
معانی وقايع هفته های اخيرهر چه که باشد، هيچکس نمی بايست ادعاهای مغلقی را که بحران بازار را حکايت مرگ
ايدئولوژی ,بازار آزاد, می داند، باور نمايد. ايدئولوژی بازار آزاد همواره در خدمت منافع سرمايه بوده است و حضور و بودش، بسته به درجات سودمنديش به آن منافع، در معرض فراز و نشيب قرار می گيرد. ايدئولوژی بازار آزاد، در طول دوران شکوفايي، مُبلغی سودمند برای آزادی اقتصادی و عدم دخالت دولت در امور اقتصاديست، چرا که يک دولت مخالف مداخله و غير مسئول absentee government مسبب افزايش حباب های اقتصادی سوداگرانه است. زمانيکه آن حباب ها بترکند، آن ايدئولوژی مختل گشته و به درون می خزد تا هنگاميکه دولت بزرگ big government به نجات آن بشتابد. اما مطمئن باشيد: زمانيکه مبلغ وثيقه توسط دولت پرداخت شد آن ايدئولوژی دوباره با هياهو بازخواهد گشت. پس از آنکه، دولت (از جيب بخش عمومی public ) حجم عظيم قروضی را بعنوان وجه الضمان برای اين بنگاههای حبابی هزينه کند، اين بحران تبديل به بخشی از بحران پولی جهانی می گردد. در حاليکه پيدايش اين بحران، خود بهانه و توجيه تازه ای برای قطع برنامه های اجتماعی بيشتر توسط دولت خواهد گشت، در عين حال روح تازه ای به کالبد خصوصی سازی می دمد تا آن بخش هايی که تاکنون در دست دولت و بخش عمومی قرار داشته، نيز از تملک عمومی درآمده و پروژه های خصوصی سازی در موردشان اجرا شود. در همين حال به ما گفته خواهد شد که " متاسفانه اميدهای شما برای داشتن , برنامه های اجتماعی, برای مردم و داشتن يک آينده روشن، بسيار پر هزينه است." چيزی را که ما نمی دانيم ، اينست که افکار عمومی چگونه به اين مسئله عکس العمل نشان خواهد داد. تصور کنيد که در آمريکای شمالي، به هر فرد زير 40 سال که در اينجا رشد کرده ، تا کنون گفته شده است که ,دولت, نمی تواند برای بهبود وضع زندگی ما دخالت کند، ...که دولت ها ,معضل, هستند و نه ,راه حل,، ...که ,عدم دخالت (دولت)در امور اقتصادی, laissez faire، تنها امکان و گزينه ماست. و حالا ناگهان می بينيم که يک دولت شديدا ,مداخله گر, interventionist و بغايت فعال، آشکارا هر چه در توان خود دارد به مصرف می رساند تا سرمايه گذاران را حفظ نمايند. اين نمايش مسخره الزاما اين سوال را مطرح می کند که اگر حکومت قادر به مداخله در امر نجات بنگاهها و شرکت هايی بوده است که لاقيدانه تن به ريسک هايی در بازار مسکن داده اند، چرا نمی تواند مداخله کرده و از ,به اجرا گذاشتن, و ضبط قريب الوقوع خانه های ميليونها آمريکايی ممانعت بعمل آورد؟ به همين ترتيب، اگر قرار است که فورا 85 ميليارد دلار پرداخت شود تا کمپانی عظيم AIG (کمپانی بيمه) نجات داده شود، چرا پرداخت هزينه بهداشتی برای يک فرد از سوی دولت � که می تواند آمريکائيان را از دست کمپانی های غارتگر بيمه های بهداشتی رهايی بخشد- ظاهرا به رويايی دست نيافتنی مبدل شده است؟ و جالب تر از اين، چرا کمپانی ها براينکه داير و پابرجا باقی بمانند، احتياج به کمک دولت از جيب ماليات دهندگان (مردم) دارند ، ولی متقابلا ماليات دهندگان نتوانند مطالباتی از اين دست از دولت داشته باشند؟ اينک روشن شد که حکومت ها در دوران وقوع بحران ها قادر به عمل هستند، از اينرو در آينده بايد برای آنها دشوار باشد که برای شانه خالی کردن از انجام وظيفه بهانه بتراشند و ادعا کنند که دولت بايد ,کوچک, بماند. عمل وحيله نهانی ديگری که در اين بحران نهفته است، اميد , بازار, به آينده خصوصی سازی هاست. ساليان متمادي، بانک ها و نهادهای سرمايه گذاری جهانی جهت ايجاد دو بازار جديد بر سياستمداران اعمال نفوذ کرده و فشار وارد می آورند: اولی خصوصی سازی صندوق های ملی بازنشستگی است و ديگری يک موج نوين از خصوصی سازی و يا نيمه خصوصی سازی هاست که شامل جاده ها، پل ها و سيستم آبرسانی خواهد گشت. اما قالب کردن هر دو اين روياها ديگر به آسانی نخواهد بود: آمريکائی ها ديگر بيمناکند از اينکه سرمايه های فردی و يا مشترک خود را به قماربازان لاقيد و بی فکر وال استريت واگذار کنند، بخصوص برای اينکه بنظر می رسد که به احتمال زياد ماليات دهندگان می بايستی تا زمانيکه حباب بعدی بترکد، وجوهی را پرداخت نمايند تا قادر باشند که سرمايه های خود را برگردانند. در عين حال با گفتگوهای از کنترل خارج شده (دولت های بزرگ) در سازمان تجارت جهاني، اين بحران همچنين می تواند به مکانيسمی جهت جايگزين کردن يک رويکرد راديکال که قادر باشد بازار جهانی و سيستم های مالی را تعديل و تنظيم نمايد، تبديل شود. در اين زمينه ، در حال حاضر ما حرکتی را در کشورهای در حال توسعه شاهديم که حرکت به سمت , استقلال غذايی, است، حرکتی که ,باز گذاشتن, دست معامله گران طماع مواد غذايي، را محدود می کند. سرانجام آن زمان هم خواهد رسيد که با توسل به ايده هايی چون ماليات بر معاملات و يا ساير کنترل های جهانی بر سرمايه، روند سرمايه گذاری بی درو پيکر و سوداگرانه کندترخواهد شد. و حالا البته اصطلاح ,ملی کردن, ديگر يک کلمه کثيف نمی باشد و کمپانی های نفت و گاز بايستی حواسشان جمع باشد، چرا که کسی بايد بهای پالايش کره زمين و تغييرات در اين زمينه جهت داشتن آينده ای سبزتر را بپردازد و اين بيشتر شامل آن دسته از سودآورترين کمپانی ها می شود که بيشترين مسئوليت ها را در قبال بحران زيست محيطی و تغييرات آب و هوايی دارا هستند. اين مطمئنا الان عملی تر است تا اينکه در آينده بحران حبابی و خطرناک ديگری در تجارت و معاملات در زمينه سوخت فسيلی حادث شود. اما بحرانی که ما اکنون شاهد آن هستيم، تغييرات عميق تری را می طلبد. دليلی که اين وام های خطرناک و لاقيد اينگونه تکثير پيدا کرده اند، تنها به اين جهت نبوده است که مسئولين قانون گذار ريسک و خطر آنرا نمی دانستند، بلکه بدين جهت است که ما يک سيستم اقتصادی داريم که بهداشت عمومی ما را تنها و تنها بر اساس رشد توليد ناخالص ملی برآورد می کند. در دورانی طولانی مدت، اينگونه وام های خطرناک و ريسک دار، رشد اقتصادی ما را خوراک داده و دولت ها هم فعالانه آنها را حمايت نموده اند. نتيجه ای که اکنون از اين بحران بيرون می آيد، قبول مسئوليتی قطعی جهت توسعه و رشد اقتصادی جامعه با تقبل هر گونه هزينه ای است. سمتی که اين بحران بايد ما را رهنمون شود، جايی است که بايد با شيوه متفاوتی برای جوامع مان معيارهای سالم رشد و توسعه را برگزينيم. در عين حال، تمامی اين راه حل ها بدون فشار عظيم مردم بر سياستمداران در اين مقطع حساس و کليدی انجام پذير نخواهد بود. و البته نه با شيوه های مودبانه لابی گری و اعمال نفوذ، بلکه بايد دوباره به خيابان ها بازگشت و دست به عمل مستقيمی زد که ما را به جايی همچون برنامه نيوديل New Deal دهه 1930 رهنمون شود. ]نيوديل يا توافق جديد: در اثر بحران اقتصادی دهه 1930 آمريکا، دولت فرانکلين روزولت مجبور گشت تا مجموعه سياستها و پيشنهادات جامعه گرايانه ای را به منظور اصلاح شرايط اقتصادی و اجتماعی ارائه دهد- م[ بدون اين اعتراضات و حرکات مستقيم، تنها شاهد تغييرات سطحی وکم عمق و بازگشت سريع وضعيت اقتصادی به همين نقطه، خواهيم بود
. *: ژورناليست کانادايی

zfacts.com KNOW THE FACTS. GET THE SOURCE.


http://zfacts.com/p/789.html


Israeli Destroy Palestinian homes EVERY DAY

THE TRUTH



About us
Money Links
Great Sites
Great Quotes
Our Logo
Must Reads
Old Blog
Home
Blogs
Unfathomable outrage: Right-wing American terrorists gas the mosque in Dayton, Ohio in reaction to "Obsession" DVD
Daily Kos: Muslim Children Gassed at Dayton Mosque After "Obsession" DVD Hits Ohio
Posted in






Nepos Libertas's blog
4 comments
Read more
Wikileaks.org releases $800 billion "Economic Stabilization Act of 2008" draft
USD 800 billion Emergency Economic Stabilization Act draft 28 Sep
Posted in






Nepos Libertas's blog
8 comments
Read more
Permanent U.S. military presence on Israeli soil
Well, it seems that US tax-payers never mind paying... be it $ 700 billion or more...
Posted in










Cherifa Sirry's blog
3 comments
Read more
We Are Under Martial Law: House Speaker






mparent7777's blog
5 comments
Read more
Human Rights Watch in Venezuela ~ Lies, Crimes and Cover-ups
By James Petras
Posted in


atheo's blog
Login or register to post comments
Read more
ADL Attacks USS Liberty Survivors
Israel still proclaims the barbaric attack was "accidental." BS. Here's testimony from an Israeli pilot, who was ordered to attack the USS LIberty:
Posted in





Greg Bacon's blog
3 comments
Read more
MI6 pokes Facebook for new spy recruits
MI6 pokes Facebook for new spy recruits
http://news.yahoo.com/s/afp/20080928/tc_afp/britain
Posted in


Fem's blog
1 comment
Read more
Pre-election Militarization of the North American Homeland. US Combat Troops in Iraq repatriated to "help with civil unrest"
Is this the Marshall Law they have planned?
Posted in

Fem's blog
Login or register to post comments
Read more
Help Wanted: Alpha Male to run our Wall Street Bank into the Ground
This old and established Wall Street financial firm is looking for a ballsy, take no prisoner's type to run our firm into the ground.
Posted in

Greg Bacon's blog
Login or register to post comments
Read more
How many M.E. wars have been fought for water?

Posted in

atheo's blog
Login or register to post comments
Read more
Shock Therapy Comes to America

Posted in

atheo's blog
Login or register to post comments
Read more
Ten Reasons to Oppose the Wall Street Bailout

Posted in

atheo's blog
Login or register to post comments
Read more
Chavez's Anti-Semitism
Unhappy that Jewish power in Venezuela has yet to be restored to the glorys and dizzy heights of its heyday, Foxman starts his (patent pending) kvetching. Oy Vey!
Posted in





Sullivan's blog
3 comments
Read more
Whisperings of a New Gold-Backed Global Currency From the BRIC Countries Could Decimate Both the U.S. Dollar and the Euro
From




Sullivan's blog
2 comments
Read more
Pakistan first

Posted in

atheo's blog
Login or register to post comments
Read more
1
23456789next ›last »
Must Reads . . .
Why is it so HARD to find a JOB?
Why freedom isn't ‘free’
Why life isn't ‘Fair’
How the rich get richer
Home Sweet Hoax - the Myth of ‘Home Ownership’
The Myth of Scarcity
The Simple Truth
Not Afraid to Stand Alone
The Mother of All Myths
Why believe your LYING eyes?
Can't afford food? Eat EQUITY
Money 101
The Origins of Fractional Reserve Banking
The Fed: One Ring to Rule Them All
The Money Myth Exploded
Asking vampires to donate blood
What would you do for money?
6 EASY STEPS to Burying America's Students In Debt
VULTURE Capitalism, Illustrated
Recent blog posts
Unfathomable outrage: Right-wing American terrorists gas the mosque in Dayton, Ohio in reaction to "Obsession" DVD
Wikileaks.org releases $800 billion "Economic Stabilization Act of 2008" draft
Permanent U.S. military presence on Israeli soil
We Are Under Martial Law: House Speaker
Human Rights Watch in Venezuela ~ Lies, Crimes and Cover-ups
ADL Attacks USS Liberty Survivors
MI6 pokes Facebook for new spy recruits
Pre-election Militarization of the North American Homeland. US Combat Troops in Iraq repatriated to "help with civil unrest"
Help Wanted: Alpha Male to run our Wall Street Bank into the Ground
How many M.E. wars have been fought for water?
more
Recent comments
Unjust Enrichment4 min 46 sec ago
Where did all that money go to?20 min 24 sec ago
How long before that MOSSAD False-flag against the US personnel?23 min 53 sec ago
Nepos,41 min 42 sec ago
Comments45 min 20 sec ago
More charges of antisemitism over USS Liberty attacks49 min 34 sec ago
the amazing thing to me is..1 hour 1 min ago
Kucinich calls bullshit1 hour 23 min ago
See here for information on2 hours 27 min ago
Sullivan2 hours 39 min ago
Navigation
Blogs
Recent posts
News aggregator
US Gross National Debt
var zFontColor = "#CF1919"; // Debt Value Color
var zFontSize = 14;// Debt Font Size

Theme Designed by SEO Position

۱۳۸۷ مهر ۶, شنبه

اينهم ويديوی مراسم ,جن زدايی, سارا پيلين



دوره، دوره ی شياطين سياسی است. برای همين است که حتی متوليان چاه جمکران هم در اين دوره هيچ به روی خود نمی آورند که جای واقعی آنها کنار بساط فال نخود است و بطور جدی خواهان جايگاهی برای خود در صحنه سياست بين الملل شده اند. متاسفانه ايران به علت سابقه ديرين استبداد، سهم خود را از اين وضعيت در فاجعه بارترين شکل خود يعنی به صورت حکومت مستقيم جن بگيران و سلطه قوانين آنها ,بر کشور دريافت کرد. ولی حتی دمکراتيک ترين کشورها هم از اين موج واپسگرايی مصون نمانده اند. ويديوی مراسم ,جن زدايی, ساراپيلين، نامزد معاونت رئيس جمهور از طرف حزب جمهوريخواه، روز پنج شنبه 25 سپتامبر در رسانه های جهان منتشر شد. ويديو در سال 2005 ضبط شده است، يعنی همان موقع که ميخواستند برای نشاندن ساراپيلين در پست فرمانداری رای جمع کنند. در ويديو می بينيم که سارا را به کليسا می آورند و با لمس دست های او توسط دو خادم کليسا و خواندن دعا او را از نفوذ اجنه و شياطين مصون ميکنند. ر ويديو نخست توماس موتی Thomas Muthee کشيش نه چندان خوشنام کليسای واسيلا به موعظه می پردازد. توماس موتی که اصلا اهل کنياست، همان کشور موطن پدر باراک اوباما، معروف به کشيش جن گير است. او که مدتی در اسکاتلند به تحصيل مذهبی اشتغال داشت با اين ادعا به کنيا برگشت که عامل بدبختی های شهر زادگاهش ساحره ای است به نام ماما جين و برای بازگشت مسيح به شهر بايد او را از شهر راند. او با همين ادعای بيرون کردن اجنه از شهرها به تاسيس کليسا در شهرهای آفريقايی پرداخت. سارا پيلين قبلا عضو کليسايی بود که اين کشيش در آن موعظه ميکرد. توماس موتی در ويديويی که پخش شده ميگيويد 9 چيز بايد در آمريکا عوض شود تا خدا دوباره در زندگی مردم آمريکا حضور پيدا کند. 9 چيزی که به عقيده او بايد عوض شوند همه ی مراکز حساس و مهم زندگی اجتماعی مردم آمريکا را در بر ميگيرد. سخنرانی او در اين مراسم بی شباهت به سخنرانی ها و موعظه های دست اندرکاران جمهوری اسلامی نيست: , ما نياز داريم خدا نظام آموزشی ما را در اختيار بگيرد... اگر اين امر در مدارس ما محقق شود به بچه های ما ياد نخواهند داد چطور بودا را بپرستند، چطور محمد را تقديس کنند. شياطين و جادو گران در برنامه درسی آنها جايی نخواهند داشت. آيا حرف های مرا می شنويد؟, موتی سپس به عرصه ديگری می پردازد که بايد از شر به قول زمامداران رژيم اسلامی ,تهاجم سکولاريسم, نجات پيدا کند، يعنی رسانه ها: ,عرصه ديگر، عرصه رسانه هاست. ما به آدم های معتقد در رسانه ها نياز داريم. ما نياز داريم که خدا رسانه ها را در سرزمين های ما در اختيار بگيرد., و کشيش مزبور بالاخره به مهم ترين عرصه مورد نظر خود در مراسم آن روز می پردازد: , آخرين عرصه، عرصه حکومت است. هان ميشنويد؟ ما در اين حوزه به مردم معتقد نياز داريم. ما نياز به مردان و زنانی داريم که ازکمال برخوردار باشند. می فهميد، منظور مقامات دولتی ست. مردمانی از نوع [مسيحيان]از نو حيات يافته، صاحب معنويات؛ مردمانی که خدارا می شناسند و با خدا جدی اند., و اين البته مقدمه معرفی سارا به حضار و در واقع رای دهندگان است که موعظه در اوج خود و در مراسم پايانی به آن می پردازد. در اين هنگام سارا را می آورند تا کشيش موتی مراسم راندن جن ,exorcism , را در مورد او انجام دهد. , بيايد، با خداوند در مورد اين زن صحبت کنيد. ما اعلام ميکنيم خدا او را از شيطان در امان دارد. خدای من راه او را بگشا. به نام مسيح کارزار انتخاباتی را برای او سهل کن و پشتيبان او باش . او را وسيله قرار بده تا اين ملت را دچار تحول کند., سپس چنانکه در ويديو ديده ميشود مراسم دور نگه داشتن اجنه از سارا پيلين با همکاری خود سارا به اجرا در می آيد. چند ماه بعد سارا پيلين به فرمانداری آلاسکا برگزيده ميشود. اما همه زنان مثل سارا پيلين از برکات واعظ جن گير برخوردار نميشوند. ميگويند ماما جين، ,ساحره, ای که به زندگی توماس موتی برکت داد، يک زن روستايی واقعی از همشهريان اين واعظ بوده است. موتی با انتساب همه فجايع شهر از جمله تصادفات اتوموبيل به او مردم ساده دل و خرافاتی را عليه او شورانده و باعث بيرون راندن او از شهر شد و ادعا کرد شهر اکنون به يک جايگاه پاک مسيحايی تبديل شده است و آمارهايی نيز فراهم کرد که نشان دهد راندن اين , ساحره, واقعا در کاهش فجايع تاثير داشته است. انتشار ويديو هم اکنون به شايعاتی در اينترنت دامن زده است. برخی نوشته اند از آغاز کشيش مزبور برای ماموريت های ويژه سياسی برگزيده شده بود.برخی گفته اند زنی که در ويديو ديده ميشود سارا پيلين نيست. آسوشيتدپرس نوشته است کليسای واسيلا تاييد کرد که ويديو در سال 2005 در اين کليسا ضبط شده است ولی نه کليسا و نه کارکنان انتخاباتی مک کين حاضر نشدند در مورد مراسم حفاظت سارا پيلين از جن اظهار نظر کنند. سارا پيلين که قبلا عضو اين کليسا بود اکنون چند سال است از حضور مرتب درآن خودداری ميکند. ولی کليسای مزبور که , مجمع خدايی واسيلا, خوانده ميشود در کارزار انتخاباتی به نفع مک کين نقش بازی ميکند. در هفته ای که اين مجمع برای نامزدهای دو حزب، باراک اوباما و جان مک کين جلسه ای ترتيب داد که به سوالات مردم پاسخ گويند، آرای اوباما به شدت پائين آمد و رسانه ها نوشتند يکی از دلايل آن همين جلسه بوده است. در اين جلسه از دو نامزد پرسيدند عمر زمين چقدر است. پاسخ به اين سوال برای اوباما خيلی دشوار بود. اگر او به يافته های علمی اتکا ميکرد و از سيستم خورشيدی و تئوری انفجار بزرگ و عمر چند ميلياردی صحبت ميکرد، آرای باورمندان خرافی را که برای انتخابات ها روی آنها خوب کار شده از دست ميداد. اگر به داستان خلقت کتاب مقدس اتکاء ميکرد و عمر زمين را فقط ده هزار سال ميخواند، هم رای دهندگان اخص خودش که بخش بزرگی از آنها را روشنفکران تشکيل ميدهند و هم رسانه های مخالف با منظورهای انتخاباتی او را به شيادی متهم ميکردند. اوباما سعی کرد با پيچ و تاب از کنار سوال رد شود. اما در اين پيچ و تاب ها نه فقط علم بلکه دمکراسی نيز زخمی ميشوند. زيرا پيشرفت دمکراسی قبل از هرچيز مستلزم دور کردن شياطين رياکار سياسی و متوليان جمکران از دامن حکومت است.
* ويديوی مراسم راندن اجنه از سارا پيلين را در لينک زير از گاردين ببينيد.
http://www.guardian.co.uk/world/oliverburkemanblog/2008/sep/24/uselections2008.sarahpalin1

۱۳۸۷ مهر ۵, جمعه

پيام زندانيان زندان اروميه در سی امين روز اعتصاب غذا


کميته حمايت از اعتصاب غذای زندانيان سياسی و مدنی: در سی امين روز اعتصاب غذای زندانيان زندان اروميه، زندانيان سياسی و مدنی اعتصاب کننده طی پيامی عزم خود را جهت ادامه اعتصاب غذا اعلام داشته اند. متن پيام به شرح ذيل است: همچنانکه می دانيد اعتصاب ما روز سی ام را پشت سر گذاشت. ۱۴ تن از رفقای ما هم اکنون در سلول انفرادی بوده و روز به روز با شکنجه های سنگين روحی و روانی و جسمی روبرو می شوند. از طرفی وضعيت زندانها و سلولهايی که رفقا در آن زندانی هستند نيز از لحاظ نظافت و سلامتی در وضعيتی وخيم بوده و در سلول هايی بسيار کوچک که در آن توالت هم تعبيه شده بسر می برند. سلولها بسيار مرطوب بوده و بوی بدی به مشام می رسد. احتمال بروز بيماريهای خطرناک داخلی و پوستی برای رفقا بسيار زياد است. تا بحال هيچ يک از مسئولين به نزد ما نيامده اند و جهت مداوای بيماران نيز هيچ پزشکی را روانه نمی کنند. پيام ما ما برای افکار عمومی و همه خلقمان و سازمانهای حقوق بشر اين است که جهت چاره يابی اين مسائل و پشتيبانی از مقاومت کنندگان در زندانها تمام تلاش خويش را به خرج دهند، تا با استفاده از متدهای حقوقی بتوان مطالبات ۶ گانه ی زندانيان را به گوش جهانيان برسانند. همچنين سلام خود را به همه نهادها و کسانی که پشتيبانی خود را از ما اعلام نموده اند و ما را تنها نگذاشته اند می رسانيم و بخصوص به زندانيان شهر دياربکر که جهت پشتيبانی از مقاومت زندانيان کردستان و ايران دست به اعتصاب غذا نموده اند سلام کرده و می گوييم که روح ما يکی است و تا به آخر ادامه خواهيم داد.

سلام و درود انقلابی زندانيان اعتصاب کننده ی
زندان اروميه ۲٣سپتامبر ۲۰۰٨

سبکتکين و آهو - محمد علی اصفهانی




من توی اتاق بودم. نمی دانم ساعت چند بود که باد آمد و در زد. ساعتِ من معمولاً شبانه روزی چند سال جلو و عقب می رود و مدتی است که ناچارم بيشتر از روی هوا، از جای خورشيد در آسمان، و از شکل پرواز پرنده ها وقت را تعيين کنم. يادم باشد از سعيده بپرسم که ساعت چند بود. او قاعدتاً بايد بداند. چون اصلاً ساعت ندارد و به همين دليل هيچ وقت ساعتش جلو و عقب نمی رود. از اين گذشته، باد درست همان موقع که سعيده از مدرسه به خانه رسيد آمده بود و در زده بود. و فکر می کنم که گندم ها را هم همان وقت به سعيده داده بود. موقعی که سعيده گندم ها را توی دفتر نقاشيش کاشت را هم نمی دانم. اما خوب يادم هست که وقتی خوشه ها رسيدند و تمام اتاق را پر کردند، کربلايی خانم داشت سر حوض، دستنماز می گرفت. ٭ آقا رسول برايم حلوا آورده بود و من نخورده بودم و گفته بودم: ˝مگر من بچه ام که به من قاقا لی لی می دهيد؟˝ و او گفته بود: ˝نه˝. و کربلايی خانم، ديگر نبود تا بيايد و با چادرنمازش گوشه ی چشم هايم را پاک کند و لابد بگويد: ˝خوب، من هم مثل ننه کاس آقا. اين شتری است که در خانه ی همه می خوابد. بالاخره بايد می رفتم ديگر˝. و من از همان سر خاک، اوّل يکمرتبه، و بعداً يواش يواش، بزرگ شده بودم. ٭ گفتم: ـ سعيده! وقتش رسيده که خوشه ها را درو کنيم. کربلايی خانم هم که از حياط برگشته بود همين نظر را داشت و می گفت ˝ننه کاس آقا آش گندم را خيلی دوست دارد˝. من و سعيده خوشه ها را درو کرديم و خرمن ها را روی تاقچه باد داديم و کوبيديم و با همديگر تقسيم کرديم. آن وقت کربلايی خانم با سهم خرمن سعيده آش گندم پخت. کاسه ی لعابی را پر از آش کرد و توی سينی مسی گذاشت. حوله يی رويش کشيد تا سرد نشود. سينی را دست من داد و گفت: ـ ببر برای ننه کاس آقا. ننه کاس آقا مثل هميشه کنار سکوّی زير زمين پشت آب انبار نشسته بود و چادرش را دور خودش پيچيده بود و قليان می کشيد. ـ ببخشيد ننه کاس آقا! اين مال شماست. قابل ندارد. آش گندم است. مادرم سلام رساند و گفت بدهم خدمتتان. هوا سرد است. می چسبد. کوچه ها خلوت و تاريک بودند و من می ترسيدم. زدم زير آواز. فايده نکرد. حتّی به نظرم يکی از لولو های قنات باريکه ی بالای گذر برايم سوت بلبلی کشيد و گفت : ˝ناز نفست˝. شايد هم اينطور نبود و من خيالاتی شده بودم. گفتم پس کاری کنم که ديگران هم از خانه بياييند بيرون و کوچه شلوغ بشود. همانجا وسط راه ايستادم و با صدای بلند شروع کردم به دم گرفتن: ـ پيرزنی را ستمی در گرفت/در گرفت/در گرفت دست زدو دامن سنجر گرفت/جَر گرفت/جَر گرفت. اين شعر را تازه ديشب از ˝بهر˝ کرده بودم و امروز صبح معلم قرائت فارسی گفته بود: ˝از بر کرده ای نه از بهر، گوساله ی نفهم˝. و من هنوز بعد از پنجاه سال به او نگفته بودم: ˝گوساله ی نفهم خودتی عنتر عينکي˝. اوّل، يکی از خانه اش بيرون آمد و دو نفر شديم. بعد، يکی ديگر آمد و سه نفر شديم. بعداً بقيه، يکی يکی و دوتا دوتا و سه تا سه تا آمدند و ديگر نمی دانم وقتی که به خانه ی ما رسيديم چند نفر شده بوديم. سعيده، دم در خانه منتظرمان بود. روسری تکّه پاره اش را بالاخره پارسال بعد از ده ماه دوندگی از اين زندان به آن زندان، توانسته بوديم از غسّالخانه يی که آدرسش را به ما داده بودند تحويل بگيريم. گذاشتش سر يک چوب بلند و جلوی ما راه افتاد و رفتيم پيش کربلايی خانم. کربلايی خانم گفت: ـ چه خبر است اين موقع شب، سر و صدا راه انداخته ايد؟ گفتيم: ـ کربلايی خانم! پيرزنی را ستمی در گرفت/در گرفت/در گرفت. توی راه که می آمديم ديديمش. دست زد و دامن سنجر گرفت/جر گرفت/جر گرفت. کربلايی خانم پرسيد: ـ سنجر چی کار کرد؟ گفتيم: ـ فحشش داد. کتکش زد. آخر سر هم بردندش زندان. کربلايی خانم گفت: ـ آخيش بميرم. ملاقات سعيده که می رويم يادمان باشد او را هم ببينيم. سبکتکين، سرش را از پنجره آورد تو و گفت: ـ نه. متأسّفم خانم! شما ها لايق مهربانی نيستيد. وقتی که بچه آهو را به مادرش پس دادم، مادره ادا و اطوار درآورد که آخر اين چه وضعی است. گفتم به شما ها رو که بدهند طلبکار هم می شويد. بچه اش را پس گرفتم و خودش را هم کشتم و کباب کردم و خوردم. با شما ها بايد اينطوری رفتار کرد. شما ها حيا نمی کنيد. چوب بيرق را از دست سعيده گرفتم و جلو رفتم و داد زدم: بی شرف بی ناموس! چرا کشتيش؟ شانزده سالش بود. تازه داشت يواش يواش بزرگ می شد. خون روسريش هنوز پاک نشده. نگاه کن. امّا تا آمدم بجنبم سنجر با خنجر از پشت گذاشت توی کتفم و گفت: ـ آره خوب کرديم. خودتم می فرستيم پيشش. گفتم: ـ اگه مَردي، زنگ که خورد بيا تو کوچه تا نشانت بدهم. در رفت و آق قويونلو ها را فرستاد و چشم که باز کردم ديدم توی زندان، پيش پيرزن هستيم. ٭ همه مان را با هم برده بودند. کربلايی خانم سرش را انداخت پايين و گفت: ـ خواهر! ببخشيد که نشد ها. ما می خواستيم برای شما آش گندم بياوريم. نگذاشتند. ننه کاس آقا آمد وسط که: ـ عيبی ندارد. من مال خودم را آورده ام. همگی با هم می خوريم. اما چون ديديم که کربلايی خانم خيلی ناراحتِ دختر آقا رسول است و می گويد ˝من که نباشم کی ترو خشکش می کند؟˝ فکر کرديم که به جای شام خوردن، بلند شويم برويم کربلايی خانم را ببريم پيش دختر آقا رسول. کربلايی خانوم پرسيد: ـ آخر چه طوري؟ گفتم با بادبادک من. ٭ باد خنکی می آمد و ستاره ها را توی هوا غِل می داد. يک ستاره افتاد تو دامنم. نگاه کردم. خودش بود: ستاره ی درشت و روشن من، که يک شب بارانی آخر تابستان گمش کرده بودم. تمام تابستان را به فکرش بودم. هرشب. درست از موقعی که می رفتم پشت بام و طاقباز توی رختخواب دراز می کشيدم و با او حرف می زدم، تا موقعی که خواب چشم هايم را پر می کرد. خودِ خودش بود. با مزرعه يی که می خواستم در آن بسازم. و با چشمه هايی که می خواستم کنارشان دراز بکشم وبع بع ِِ بع بعی های گل باقالاييم را گوش کنم. نمی دانم چه قدر ماندم و بغلش گرفتم و اين پا و آن پا کردم. اما وقتی به خودم آمدم ديدم بقيه از همان بالا درست پريده اند روی پشت بام و رفته اند داخل خانه. پرتش کردم هوا و گفتم: ـ وعده ی ديدار ما تابستان ديگر. همانجا. روی پشت بام. باشد؟ و بی آن که به او فرصت جواب دادن بدهم، نخ بادبادک را دادم دستش و خودم آمدم پايين. ٭ همه جا را بوی نان تازه پر کرده بود. گمانم سعيده سهم خرمن من را داده بود به کربلايی خانم تا برای ننه کاس آقا و پيرزن و بچه های محل نان بپزد. سهم من خيلی زياد بود. فکر می کنم شما هم بتوانيد مهمان ما باشيد. بعدش هم بايد کربلايی خانم را ببريم پيش دختر آقا رسول. ساعتش را درست نمی دانم. چون ساعت من معمولاً شبانه روزی چند سال جلو و عقب می رود. ساعتش را اگر از سعيده بپرسيد بهتر است. چون سعيده اصلاً ساعت ندارد و به همين دليل هيچ وقت ساعتش جلو و عقب نمی رود. امّا پنج تا گنجشک ديگر که بيايند سر شاخه ی درخت، ما مشغول خوردن صبحانه می شويم. صبحانه، نان تازه ی گندم و آواز گنجشک داريم. شما هم اگر می خواهيد، بفرماييد تو. قابلی ندارد.


۱۳۷۸ ـ ۱۳۶۶ http://www.ghoghnoos.org

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از شهر گلپایگان روز پنجشنبه 4 مهر ماه تقریبا تمامی اعضای خانواده نیکبخت بایورش مامورین وزارت

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از شهر گلپایگان روز پنجشنبه 4 مهر ماه تقریبا تمامی اعضای خانواده نیکبخت بایورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به اداره اطلاعات این شهر منتقل شدند.روز پنجشنبه بدخواهی معاون اداره اطلاعات گلپایگان همراه با تعدادی از مامورین وزارت اطلاعات به منزل آقای نیکبخت یورش بردند و خانم منیژه شفاعت 50 ساله مادر خانواده ،خانم نسرین نیکبخت همراه با 2 برادر ایشان را دستگیر و به اداره اطلاعات منتقل نمودند.آنها از ساعت 11:00 تا ساعت 14:00 تحت بازجوئی بدخواهی قرار داشتند که در حین بازجوئی تحت فشار و اهانت این فرد قرار داشتندو پس از ساعتها بازداشت خودسرانه آنها را آزاد کردند. مامورین وزارت اطلاعات همچنین همزمان به یکی دیگر از منازل آنها در شهر اصفهان یورش بردند و خانم هما نیکبخت را دستگیر و به اداره اطلاعات اصفهان منتقل نمودند.خانم هما نیکبخت دانشجوئی دانشگاه شهر کرد از ساعت 10:00 تا ساعت 19:00 تحت بازجوئی و اذیت و آزار آنها قرار داشت که او را هم ساعاتی بعد آزاد نمودند.در طی 2 هفتۀ گذشته این دومین بار است که به منزل این خانواده یورش برده می شود و آنها را بعد از ساعتها بازجوئی و اذیت وآزار آزاد می کنند.از طرفی دیگر آقای محمد نیکبخت فرزند دیگر این خانواده که مدتها است به بدترین بند این زندان منتقل گردیده و توسط فردی بنام عباس گرجی معاون اداره حفاظت و اطلاعات زندان اصفهان تهدید به مرک و تحت اذیت وآزار او قرار دارد. آقای نیکبخت به دستور هاشمی رئیس فعلی زندان و عباس گرجی از بند 2 به بند 3 منتقل گردید این بند محل نگهداری قاچاقچیان و مصرف کنندگان مواد مخدر می باشند و دارای شرایطی طاقت فرسا و غیر انسانی است.در این بند که چندین برابر ظرفیتش، زندانی جا داده اند و زندانیان بدلیل کمبود جا مجبورند که در راهروهای سرویسها و راه پله ها استراحت کنند.زندانیان این بند اکثرا مبتلا به بیماریها واگیر دار هستند.
***************************************

مورد محاکمه قرار دادن یکی از اعضای زندانی خانواده های قتل عام 1367
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از بند 350 زندان اوین ، زندانی سیاسی علی صارمی روز سه شنبه 2 مهر ماه به شعبه 15 دادگاه انقلاب برده شد.آقای علی صارمی روز سه شنبه به شعبه 15 دادگاه انقلاب که فردی به نام صلواتی رئیس آن می باشد فرا خوانده شد. وزارت اطلاعات با پرونده سازیها و نسبت دادن اتهامات سنگینی سعی دارد که احکام سنگینی را علیه ایشان صادر کنند. در کیفر خواستی که توسط رحمتی و سید (نام مستعار) بازجویان وزارت اطلاعات علیه او تنظیم کرده بودند قرائت گردید این پرونده بر اساس موادی از قوانین رژیم تنظیم شده بود که احکامی مانند محاربه شامل آن می شود ، که با رد تمامی اتهامات ساختگی بازجویان وزارت اطلاعات واعتراض شدید آقای صارمی مواجه گردید.وقتی که صلواتی با اعتراضات شدید آقای صارمی مواجه گردید اعلام کرد که از وزارت اطلاعات در این باره مجددا استعلام خوهد گرفت و برای چندمین بار دادگاه به تعویق افتاد. تا به حال با استفاده از شیوه به تعویق انداختن دادگاه آقای صارمی بیش از یکسال است که در بلاتکلیفی در زندان بسر می برد. صلواتی در صدور احکام سنگین علیه فعالین حقوق بشری،سیاسی،کارگری و دانشجوئی نقش ویژه ای دارد و تا به حال تعداد زیادی از آنها را به احکام سنگینی محکوم کرده است.برخورد صلواتی با زندانیان سیاسی در صحن دادگاه همانند بازجویان وزارت اطلاعات می باشد او همچنین با وکلاء و خانواده های زندانیان سیاسی برخوردی خشن و غیر انسانی دارد.بازجویان وزارت اطلاعات برای صدور احکام سنگین زندانیان سیاسی را معمولا به این شعبه معرفی می کنند.آقای علی صارمی سال گذشته پس از شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 در خاوران، 13 شهریور با یورش مامورین وزارت اطلاعات که توسط یکی از بازجویان وزارت اطلاعات با نام(مستعار) رحمتی آنرا فرماندهی می کرد در محل کارش دستگیر و به بند مخوف 209 زندان اوین منتقل گردید و بیش از 4 ماه در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های وحشیانه روحی و جسمی قرار داشت.آقای صارمی سپس به بند 350 زندان اوین منتقل گردید او بیش از یک سال است که در بلاتکلیفی بسر می برد و تا به حال چندین بار، دادگاه او به دلائل واهی به تعویق افتاده است.آقای صارمی تا به حال 4 بار دستگیر شده است که جمعا نزدیک به 21 سال در زندانهای رژیم تحت شرایط قرون وسطائی بسر برده است.علاوه بر آقای صارمی اعضای دیگری از خانواده های قتل عام سال 67 در زندان اوین بسر می برند که عبارتند از :محمد علی منصوری،میثاق یزدان نژاد و محسن نادری هستند.که تعدادی از آنها در بلاتکلیفی بسر می برند.لازم به یادآوری است که سازمان عفو بین الملل طی فرآخوانی که در تاریخ 2 نوامبر 2007 صادرکرد زندانی کردن خانواده های قتل عام 1367 را محکوم نمود.و در طی فرآخوانی دیگر در مورد قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367چنین ادامه مید هد: كسانی كه مسئول این كشتار بوده‌اند - كه یكی از بدترین تعدیات ارتكابی در ایران بشمار می‌رود - باید تحت تعقیب قرار بگیرند و در دادگاهی كه قانونی و عادی تشکیل شود، با رعايت همه تضمین‌های رویه‌ای لازم، بر اساس استانداردهای بین‌المللی دادرسی‌های عادلانه محاكمه شوند. این افراد در صورتی كه مجرم شناخته شوند باید به نحوی متناسب با خصوصیت بسیار سنگین این جنایات، ولی بدون حكم اعدام یا كیفرهای بدنی، مجازات شوند.

بی بی سی : در بزرگترین مورد ورشکستگی بانکی در تاریخ ایالات متحده، صندوق سپرده و وام "واشنگتن موچوال" تعطیل شده است.


بی بی سی : در بزرگترین مورد ورشکستگی بانکی در تاریخ ایالات متحده، صندوق سپرده و وام "واشنگتن موچوال" تعطیل شده است. روز جمعه، 26 سپتامبر (5 مهر)، گزارش شد که مقامات دولت فدرال صندوق پس انداز و وام واشنگتن موچوال - مشهور به "وامو" WaMu - را که بزرگترین موسسه پس انداز و وام در ایالات متحده محسوب می شد، تعطیل کرده و دارایی های آن را به مبلغ 1.9 میلیارد دلار به بانک جی پی مورگان چیس فروخته اند. فروش واشنگتن موچوال پس از اجرای دستور توقیف دارایی های این بانک توسط "موسسه فدرال بیمه سپرده های بانکی"، وابسته به وزارت خزانه داری آمریکا، و بدون اطلاع مدیران بانک صورت گرفت. در هفته های اخیر، ارزش سهام واشنگتن موچوال به شدت تنزل کرده و باعث انتشار شایعاتی در مورد خرید آن توسط جی پی مورگان چیس شده بود. اقدام دولت فدرال در تصرف و فروش واشنگتن موچوال به معنی آن است که وجهی به سهامداران این بانک پرداخت نمی شود در حالیکه خرید آن توسط جی پی مورگان به منزله پرداخت بهای سهام به سهامداران بود. درعین حال، رئیس موسسه فدرال بیمه سپرده های بانکی تاکید داشته است که انتقال مالکیت واشنگتن موچوال بر امنیت سپرده های موجود نزد این بانک تاثیری ندارد و عملیات بانکی آن را مختل نخواهد کرد. بانک جی پی مورگان چیس، که در ماه مارس سال جالی بانک بیر استرن را هم به بهای نازل حدود یک میلیارد دلار خریداری کرد، میزان سپرده های واشنگتن موچوال را حدود یکصد و نود میلیارد دلار اعلام کرده و مالکیت آن را به نفع سهامداران خود دانسته است.
بزرگترین ورشکستگی بانکیمیزان دارایی و سپرده ها و حجم عملیات واشنگتن موچوال به مراتب از بانک کانتیننتال ایلینوی که در سال 1984 با دارایی حدود چهل میلیارد دلار ورشکسته شد بزرگتر بوده و به همین دلیل، خبر سقوط آن با عنوان بزرگترین ورشکستگی بانکی در تاریخ آمریکا گزارش شده است. در مقابل، انتقال مالکیت واشنگتن موچوال به بانک جی پی مورگان چیس به معنی آن است که جمع سپرده های مشتریان نزد موسسات وابسته به این بانک به بیش از نهصد میلیارد دلار بالغ می شود. سخنگوی جی پی مورگان چیس اعلام کرده است که برای تامین منابع لازم برای پرداخت هزینه خریداری و بازسازی واشنگتن موچوال در نظر است سهامی به ارزش هشت میلیارد دلار انتشار یابد و عرضه شود. واشنگتن موچوال در سال 1889 - یکصد و نوزده سال پیش - با نام "صندوق پس انداز و وام مسکن ملی" برای کمک به بازسازی شهر سیاتل آمریکا پس از خرابی های ناشی از یک آتش سوزی وسیع در این شهر تاسیس شد و بعدها به صندوق واشنگتن موچوال تغییر نام داد. واشنگتن موچوال در دوران طولانی فعالیت خود، با خرید شماری از موسسات مالی و بانکی، به یکی از بزرگترین موسسات سپرده گذاری در آمریکا مبدل شد. وضعیت حقوقی این بانک در سال 1983 از یک موسسه موچوال - که سود آن متعلق به مشتریان است- به شرکت سهامی عام تغییر یافت و در سال 2000، سهام آن به بازار بورس عرضه شد. واشنگتن موچوال هنگام تعطیل بیش از دوهزار و دویست شعبه در آمریکا داشت و ارزش دارایی های آن بیش از سیصد میلیارد دلار و سپرده های خصوصی نزد آن حدود یکصد و نود میلیارد دلار ارزیابی شده است.
تاثیر بر بازارهای مالیاز اواخر سال گذشته، این موسسه زیان های هنگفتی را گزارش کرد که به تنزل سریع بهای سهام آن منجر شد.به گفته کارشناسان، زیاندهی واشنگتن موچوال نتیجه اقدام مدیران بانک در خرید یک موسسه اعطای وام های درجه دو در سال 2005 و بروز بحران در بازار این قبیل وام ها، به خصوص در بخش مسکن، در اواسط تابستان سال گذشته بوده است. وام های درجه دو به افرادی داده می شود که اعتبار یا تضمین های مورد نظر برای دریافت وام های معمولی را ندارند و در نتیجه، موسسات اعطا کننده این نوع وام ها ریسک بالاتری را از نظر عدم پرداخت تقبل می کنند. با اینکه مقامات وزارت خزانه داری آمریکا تضمین داده اند که انتقال مالکیت واشنگتن موچوال خساراتی را متوجه سپرده گذاران نمی کند، اما ورشکستگی این موسسه به نگرانی در مورد عمق بحران در نهادهای مالی ایالات متحده دامن زده است. در همانحال، هنوز هم مذاکرات بر سر تصویب لایحه مورد نظر دولت آمریکا برای کمک به بهبود وضعیت بازارهای مالی ادامه دارد و مشخص نیست که این برنامه در چه زمانی تصویب می شود و با چه سرعتی به اجرا گذاشته خواهد شد. این پیشنهاد شامل ایجاد صندوقی به مبلغ هفتصد میلیارد دلار برای از محل فروش اوراق قرضه دولتی است تا از عواید آن، وام های غیرقابل وصول و مشکوک موسسات مالی خصوصی خریداری و به دولت انتقال یابد و انتظار می رود این اقدام، نگرانی در مورد ورشکستگی موسسات مالی در نتیجه عدم پرداخت این وام ها را کاهش و همزمان، نقدینگی بیشتری را در اختیار آنها قرار دهد. برخی از نمایندگان کنگره آمریکا گفته اند که این طرح به صورت فعلی فاقد تضمین های لازم برای حفاظت از منافع مالیات دهندگان و بهبود مدیریت موسسات مالی است و باید اصلاحاتی در آن صورت گیرد. ادامه تردید در مورد تصویب سریع لایحه پیشنهادی دولت باعث کاهش شاخص بهای سهام در معاملات روز جمعه در بسیاری از بازار های سهام شرق آسیا شد در حالیکه بی اعتمادی نسبت به سلامت سیستم بانکی بین المللی در افزایش نرخ بهره مبادلات بین بانک ها انعکاس یافته است.