۱۳۸۷ اسفند ۲۲, پنجشنبه

جورج گالووی شهروند افتخاری فلسطین شد- اعتراف تاریخی ولی دیرهنگام


۲۲ اسفند ۱۳۸۷
admin
جورج گالووی شهروند افتخاری فلسطین شد
جورج گالوی ” نماینده پارلمان انگلیس که کاروان کمک‌های بشردوستانه را از گذرگاه رفح به دست مردم نوار غزه رساند به عنوان شهروند افتخاری فلسطین شد.“اسماعیل هنیه ” نخست وزیر دولت قانونی حماس در ملاقات با گالوی تابعیت افتخاری فلسطین و یک جلد گذرنامه فلسطینی را به وی اهدا کرد.این دیدار در مکانی نامعلوم و بدون حضور رسانه‌ها و در مدت زمان کوتاهی برگزار شد.دفتر اسماعیل هنیه نیز دیدار گالوی با نخست وزیر منتخب فلسطین را تائید کرد.گالوی کاروان کمک‌های انسانی تحت عنوان “شریان حیات برای غزه ” را سازماندهی کرده است. این کاروان بزرگ کمک‌رسانی شامل بیش از ۱۰۰ خودرو و ۳۰۰ داوطلب ۱۴ فوریه لندن را ترک کرد و با عبور از هشت کشور و بیش از هشت هزار کیلومتر راه، سه قاره را در نوردید تا کمک‌های خود شامل دارو، مواد غذایی، پوشاک، اسباب‌بازی، آمبولانس، ماشین آتش‌نشانی، یک قایق و یک دستگاه مولد برق جمعا به ارزش حدود ۵/۱ میلیون پوند را به مردم غزه برساند.کاروان در مصر با مشکلاتی مواجه شد. مقامات مصری اصرار داشته‌اند تنها مواد دارویی از گذرگاه رفح عبور کند و مابقی به سوی سایر گذرگاه‌های تحت کنترل رژیم صهیونیستی هدایت شود.“ایوون ریدلی ” مجری شبکه پرس‌تی‌وی از فعالان کاروان بود که جزییات سفر را همواره به صورت زنده برای اطلاع مردم جهان از طریق دوربین‌های پرس‌تی وی گزارش کرده است.حرکت این کاروان بزرگ عملا با سکوت معنی‌دار بسیاری از رسانه‌های ائتلاف غربی همراه بوده است.فارس
اعتراف تاریخی ولی دیرهنگام
« کوین اوندن » نماینده مجلس انگلیس در جریان سفر به غزه به نقش انگلیس در اشغال خاک فلسطین و واگذاری آن به یهودیان در سال ۱۲۹۶ اعتراف کرد و بخاطر آن از ملت فلسطین عذرخواهی نمود .
اوندن ضمن اعتراف به این خطای بزرگ « لرد آرتور بالفور » وزیرخارجه وقت انگلیس خاطرنشان ساخت به دنبال صدور « اعلامیه بالفور » توسط انگلیس مردم فلسطین در معرض درد و رنجی طولانی قرار گرفتند و هیئت انگلیسی فقط برای کمک به اهالی غزه به این منطقه سفر نکرده بلکه برای تصحیح اشتباهات بالفور به اینجا آمده است . وی افزود : در واقع هیئت اعزامی مجلس انگلیس تلاش می کند فسادهائی را که اسلافشان در گذشته علیه مردم فلسطین انجام داده اند تصحیح کنند. اوندن یادآور شد اشغال فلسطین توسط صهیونیستها از سال ۱۳۲۷ آغاز نشده بلکه سابقه آن به ۱۲۹۶ برمی گردد که « لرد بالفور » وزیرخارجه وقت انگلیس وعده مشمئزکننده تاسیس یک وطن ملی یهودی برروی سرزمین فلسطین را داد و حق را به کسی داد که مستحق آن نبود و صاحب چیزی در فلسطین نبود.کاروانی از نمایندگان مجلس انگلیس این روزها در چند کشور عربی از جمله مصر و اردن در رفت و آمد هستند و این جملات را در هر فرصت ممکن تکرار می کنند. بعلاوه « بی . بی . سی » شبکه تلویزیونی دولتی انگلیس هم اخیرا با نمایش گورستان نظامیان انگلیسی در فلسطین اشغالی صحنه هائی را نشان داد که حملات اخیر ارتش صهیونیستی باعث تخریب علائم سنگی برروی قبور اشغالگران انگلیس به هلاکت رسیده در فلسطین شده است . این قبیل مانورهای سیاسی ـ تبلیغاتی بویژه با در نظر گرفتن سفر « تونی بلر » نخست وزیر سابق انگلیس و رئیس کمیته ۴ جانبه نشانگر آنست که گویا لندن درصدد ایجاد تغییراتی در مناسبات خود برآمده است ولی با اصرار جنون آمیز حامیان اسرائیل برای به حاشیه راندن دولت حماس و کنار زدن « مقاومت » از صحنه سیاسی فلسطین چنین بنظر می رسد که انگلیس با طرح این مسائل سعی دارد بر چهره کریه و منفور خود در دنیای اسلام بویژه در قضیه فلسطین سرپوش بگذارد و نشان دهد گویا حقایق عینی گذشته و حال را درک می کند و از بابت فجایع ۹۰ ساله علیه فلسطینی ها پشیمان است و حتی عذرخواهی می کند .البته انگلیسی ها با مانور تبلیغاتی پیرامون حملات کور اسرائیل به گورستان اشغالگران انگلیسی در جنگ دوم جهانی مایلند چنین وانمود کنند که اسرائیل حتی به آنها هم رحم نکرده و نمی کند و گویا آنها هم در این قضایا « مظلوم » واقع شده اند. اما این امر دقیقا فریبکاری انگلیس را گوشزد می کند و نشان می دهد که لندن برای مهار نفرت روزافزون دنیای اسلام و دنیای عرب علیه عاملان فجایع فلسطین سعی دارد نه تنها برگذشته های نفرت انگیز استعمار سیاه انگلیس سرپوش بگذارد بلکه حتی خود را به دروغ در کنار فلسطینی ها جا بزند و به دیگران القا کند که گویا انگلیس هم از این وضعیت رنج می برد.البته آنچه « کوین اوندن » و سایر نمایندگان مجلس انگلیس در مصر و اردن اعلام کرده اند و به آن اعتراف نموده اند حقایق تلخ تاریخ سیاه دوران اشغال فلسطین است که آثار و تبعات آن هنوز هم دامنگیر فلسطین و سایر ملتهای عرب و مسلمان می باشد. ولی مسئله اینست که آنهمه فجایع و جنایات و ظلمی که بر ملت فلسطین در طول ۹۰ سال گذشته تحمیل شده و صدها هزار تن قربانی جنایات مشترک انگلیس و صهیونیست ها شده اند آیا با یک عذرخواهی ساده قابل بخشش است یا آنکه بایستی این خطای عمدی انگلیسی ها جبران شود و همه چیز به شرایط قبل از انجام این جنایات و فجایع باز گردد.باید حقوق ملت فلسطین به رسمیت شناخته شود. باید استقلال و تمامیت اراضی فلسطین محترم شمرده شود. باید به میلیونها مهاجر فلسطینی که به زور سرنیزه و تهدید و تطمیع وادار به ترک سرزمین مادری خود شده اند فرصت داده شود که به میهن خود باز گردند و آزادانه درباره سرنوشت و نحوه زندگی و جزئیات آن تصمیم بگیرند و بایستی یکبار برای همیشه به این فجایع و جنایات و نسل کشی بزرگ قرن پایان داده شود و ریشه اشغال و اشغالگران سوزانده شود تا دیگر کسی جرئت نکند برای سرزمین دیگران تصمیم بگیرد و با توسل به زور و تهدید و تطمیع دیگران را هم با خود همراه کند و حقی را باطل و باطلی را حق جلوه دهد.نطفه موجودیت نامشروع اسرائیل در دوران اشغال فلسطین توسط اشغالگران انگلیسی شکل گرفت و انگلیس به خاطر این خیانت بزرگ و این اقدام ضدانسانی خود بایستی تاوان سنگینی را پس بدهد و با پذیرش مسئولیت در این خیانت بزرگ برای بازگرداندن شرایط به اوضاع قبل از اشغال فلسطین و پایان دادن به موجودیت ننگین و نامشروع رژیم صهیونیستی تلاش و اقدام نماید. لندن تصور نکند با حضور مشکوک و ننگ آور « تونی بلر » در کمیته ۴ جانبه می تواند یکبار دیگر علیه فلسطینی ها وارد عمل شود و جای دولت قانونی حماس را بگیرد و بجای آنها درباره غزه و حال و آینده اش تصمیم سازی کند. کاملا آشکار است که لندن سعی دارد با حمایت آمریکا و اسرائیل از این شرایط و از نیاز غزه به بازسازی با حفظ فشار محاصره و کمبودها به عنوان فرصتی برای نفوذ در غزه و ریشه کن ساختن مقاومت یا دستکم « استحاله مقاومت » بهره گیری کند و به تصور خود بزرگترین خدمت را به اشغالگران صهیونیست عرضه نماید و در واقع کاری را انجام دهد که اشغالگران شرور با جنگ و جنایت و نسل کشی هم قادر به انجام آن نبوده اند و نتوانسته اند چنین هدفی را تامین کنند. البته بدون اعتراف لندن به حقایق تاریخی نیز نقش استعمار سیاه انگلیس در ماجرای تلخ فلسطین کاملا روشن و قطعی بود ولی امروز اعتراف دیرهنگام به نقش انگلیس و عذرخواهی لندن چیزی را تغییر نمی دهد بلکه فقط با جبران این فجایع است که مشخص می گردد لندن واقعا از اقدامات جنایتکارانه نسل های گذشته شرمسار است و درصدد جبران برآمده است

.ایران اکونومیست

برخلاف آتش بس: جنگنده‌های اسرائیل به غزه حمله کردند






- تعرض ارتش اسرائیل به غزه رو به گسترش است
۲۲ اسفند ۱۳۸۷
admin
جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به غزه حمله کردند
جنگنده‌های ارتش رژیم صهیونیستی امروز به منطقه “رفح ” در جنوب نوار غزه حمله کردند.به نقل از خبرگزاری فرانسه، سخنگوی نظامی ارتش رژیم صهیونیستی گفت که جنگنده‌های این رژیم به منطقه “رفح ” در جنوب نوار غزه حمله کردند.هنوز از تلفات احتمالی این حمله گزارشی نرسیده است.هواپیماهای ارتش رژیم صهیونیستی دیروز نیز به منطقه رفح حمله کرد که در جریان آن دست‌کم ۲ شهروند فلسطینی زخمی شدند.ارتش رژیم صهیونیستی از ۲۷ دسامبر تا ۱۸ ژانویه گذشته با تجاوزگری خود به نوار غزه دست‌کم ۱۳۳۰ شهروند فلسطینی از جمله زنان و کودکان را شهید و بیش از پنچ هزار نفر دیگر را زخمی کرد.نظامیان ارتش رژیم صهیونیستی همچنین در حملات بامداد امروز خود به مناطق مختلف کرانه باختری رود اردن ۱۶ شهروند فلسطینی را ربودند.ارتش رژیم صهیونیستی تقریبا روزانه با حمله به شهرها و روستاهای مختلف کرانه باختری دهها فلسطینی را اسیر کردند.فارس
تعرض ارتش صهیونیستی به غزه رو به گسترش است
رژیم صهیونیستی دور تازه ای از تحرکات نظامی مرگبار خود در غزه را آغاز کرده است.محور تعرضات جدید صهیونیست ها تداوم بمباران غزه و بازداشت فعالان فلسطینی در کرانه باختری است.به گزارش خبرگزاری ها، جنگنده های رژیم صهیونیستی شمال نوار غزه را بمباران کردند. این جنگنده ها در این حمله خودرویی را هدف قرار دادند که منجر به زخمی شدن سه فلسطینی شد.سخنگوی ارتش رژیم صهیونیستی در توجیه این اقدام مدعی شد که گروهی از پرتاب کنندگان موشک، جنوب فلسطین اشغالی را هدف قرار داده اند. جنگنده های اف-۱۶ رژیم صهیونیستی نیز به رفح در جنوب نوار غزه حمله کردند. این حمله به شماری منازل خسارت وارد آورد.همچنین رژیم صهیونیستی ۲۰ تن از مبارزان گردان های الاقصی وابسته به جنبش فتح در نابلس واقع در کرانه باختری را آزاد کرد و در مقابل در عملیاتی نظامی ۲۵ فلسطینی را در کرانه باختری بازداشت کرد.● تنگ تر شدن حلقه محاصره مسجدالاقصیدر گزارش تازه ای، مؤسسه الاقصی از تأسیس مرکز پلیس صهیونیست ها در جوار دیوار البراق مسجدالاقصی خبر داد و اعلام کرد که این کار با هدف سیطره بیشتر بر مسجدالاقصی انجام می گیرد. شهروندان فلسطین از این اقدام ابراز نگرانی کرده و گفتند: پلیس صهیونیست هر روز بر همه درهای مسجدالاقصی و داخل آن متمرکز شده و ممنوعیت های پلیس و نیروهای نظامی با تعرضات بیشتری دنبال می شود.زکی اغباریه، رئیس مؤسسه وقف و میراث الاقصی با اشاره صریح به برنامه های تخریبی صهیونیست ها افزود: آنها در حال تخریب و از بین بردن قبرستان تاریخی مسلمانان در قدس هستند که گروه هایی از یهودیان شبانه به قبرستان وارد شده و به تخریب ده ها قبر پرداختند، همچنین اتومبیل های شهرداری صهیونیست ها شبانه گیاهان و علف های خشک شده به این قبرستان می آورند و روی قبرها را به صورت کامل می پوشانند تا قبرها مخفی شوند، آنها با این کار قصد ساخت موزه تسامح را دارند و ساخت این مرکز نیز در ادامه تعرضات آنها انجام می گیرد.● هشدار مقام سازمان ملل نسبت به تسلیحات اتمی اسرائیلسفیر لیبی در سازمان ملل تصریح کرد که برخوردها در شورای امنیت گزینشی است و این شورا نباید از رسیدگی به تسلیحات اتمی اسرائیل طفره برود. امریکا، انگلیس و فرانسه با کمک به اسرائیل برای بنای زرادخانه ای اتمی با ۲۰۰ بمب اتمی، مانع هرگونه بحثی در شورای امنیت درخصوص خطرات این رژیم برای صلح و امنیت جهانی شده اند.ابراهیم داباشی، سفیر لیبی در سازمان ملل که ریاست دوره ای شورای امنیت را برعهده دارد، با اشاره غیرمستقیم به این سوء استفاده امریکا، انگلیس و فرانسه از نهاد شورای امنیت برای پیشبرد اهداف سیاسی خود گفت: شورای امنیت نباید برخورد انتخابی داشته باشد.● موانع جدید در برابر آشتی فلسطینیانبر اساس گزارش منابع فلسطینی، جناح تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی همچنان به کارشکنی در برابر فرایند وحدت ملی ادامه می دهند. سخنگوی دولت منتخب فلسطین اعلام کرد: جنبش فتح بنا بر وعده خود باید بازداشتی های سیاسی حماس در کرانه باختری را آزاد کند وگرنه این خود مانعی بر سر راه گفت و گوها برای دستیابی به آشتی ملی فلسطین است.به گزارش پایگاه خبری «عرب ۴۸»، «طاهر النونو»، سخنگوی دولت حماس گفت: ما قاطعانه به دنبال دستیابی به توافق با فتح هستیم و تنها برای گفت و گوی محض به پای میز گفت و گو نرفته ایم، بلکه برای تحقق آشتی واقعی که به اختلافات پایان دهد، به پای میز مذاکره رفته ایم و این امر مواضع مثبت همه اطراف را می طلبد. نشست گفت و گوهای نمایندگان گروه های فلسطینی بعد از ظهر سه شنبه در قاهره آغاز شده و قرار است این گفت و گوها تا آخر مارس با حضور توافقی درباره تشکیل دولت وحدت ملی فلسطین همراه باشد.«محمود الزهار» از رهبران حماس نیز هر گونه پیش شرط برای تشکیل دولت وحدت ملی را رد کرد و گفت: تشکیل دولت وحدت ملی مشروط به عدم حضور رهبران حماس در کابینه پذیرفتنی نیست. وی با تأکید بر این که حماس در گفت وگو با رهبران فتح برای دستیابی به دولت وحدت ملی تلاش می کند، اظهار داشت: هدف حماس پیروزی گفت وگوها و دستیابی به آشتی ملی فلسطین است به شرطی که حقوق ملت فلسطین تضمین شود و هیچ طرف فلسطینی مسائل اساسی فلسطینیان را نادیده نگرفته یا در آن کوتاهی نکند.در همین حال جنبش حماس اقدام محمود عباس را در نامزد کردن سلام فیاض برای نخست وزیری دولت وحدت ملی فلسطین رد کرد. حماس تأکید کرد این امر پیش دستی در زمینه اعلام نتایج گفت و گوهای ملی فلسطینیان در قاهره است. در این زمینه اسماعیل الاشقر از رهبران حماس و عضو کمیته امنیتی تشکیل شده در چارچوب گفت و گوهای ملی فلسطین تأکید کرد انتخاب نخست وزیر باید بر اساس توافق ملی فلسطینیان باشد و این اقدام محمود عباس مانع تراشی در مسیر گفت و گوها است.



ایران

آرشيو نويسندگان مارکسيست



http://ketabmlm.blogfa.com/post-120.aspx

آرشيو مارکس و انگلس
آرشيو لنين
آرشيو تروتسکی
آرشيو لوکسامبورگ
آرشيو سلطانزاده

آرشيو انگلس
آرشيو رادک
آرشيو کُرش
آرشيو لوناچارسکی
آرشيو باگدانف
آرشيو راکفسکی
آرشيو کروپسکايا
آرشيو ک. ليبکنخت
آرشيو ببل
آرشيو ريازانف
آرشيو کليف
آرشيو و. ليبکنخت
آرشيو بوخارين
آرشيو ريد
آرشيو کولنتای
آرشيو لئون
آرشيو بورديگا
آرشيو روبين
آرشيو گرامشی
آرشيو ماتيک
آرشيو پانه‌کوئک
آرشيو زتکين
آرشيو گرانت
آرشيو ا. مارکس
آرشيو پلخانف
آرشيو زينوويف
آرشيو گلدمن
آرشيو مارکس
آرشيو پيشه‌وری
آرشيو سدوف
آرشيو «چه» گوارا
آرشيو مکلين
آرشيو پيلينگ
آرشيو سدووا
آرشيو گورتر
آرشيو مندل
آرشيو تروتسکی
آرشيو سرژ
آرشيو گورکی
آرشيو مهرينگ
آرشيو جيمز
آرشيو سلطانزاده
آرشيو لابريولا
آرشيو نريمانف
آرشيو دريپر
آرشيو شاهوميان
آرشيو لافارگ
آرشيو نين
آرشيو دويچر
آرشيو فروم
آرشيو لنين
آرشيو هنسن
آرشيو ديتسگن
آرشيو کانن
آرشيو لوکاچ
آرشيو هيپه
آرشيو منصور حکمت
آرشيو کائوتسکی
آرشيو لوکسامبورگ
آرشيو هيلفردينگ
*********************************************************
نويسندگان مارکسيست
آرشيو تاريخ
آرشيو مباحث

***********************************************************************
آرشيو انگلس
آرشيو رادک
آرشيو کُرش
آرشيو لوناچارسکی
آرشيو باگدانف
آرشيو راکفسکی
آرشيو کروپسکايا
آرشيو ک. ليبکنخت
آرشيو ببل
آرشيو ريازانف
آرشيو کليف
آرشيو و. ليبکنخت
آرشيو بوخارين
آرشيو ريد
آرشيو کولنتای
آرشيو لئون
آرشيو بورديگا
آرشيو روبين
آرشيو گرامشی
آرشيو ماتيک
آرشيو پانه‌کوئک
آرشيو زتکين
آرشيو گرانت
آرشيو ا. مارکس
آرشيو پلخانف
آرشيو زينوويف
آرشيو گلدمن
آرشيو مارکس
آرشيو پيشه‌وری
آرشيو سدوف
آرشيو «چه» گوارا
آرشيو مکلين
آرشيو پيلينگ
آرشيو سدووا
آرشيو گورتر
آرشيو مندل
آرشيو تروتسکی
آرشيو سرژ
آرشيو گورکی
آرشيو مهرينگ
آرشيو جيمز
آرشيو سلطانزاده
آرشيو لابريولا
آرشيو نريمانف
آرشيو دريپر
آرشيو شاهوميان
آرشيو لافارگ
آرشيو نين
آرشيو دويچر
آرشيو فروم
آرشيو لنين
آرشيو هنسن
آرشيو ديتسگن
آرشيو کانن
آرشيو لوکاچ
آرشيو هيپه
آرشيو منصور حکمت
آرشيو کائوتسکی
آرشيو لوکسامبورگ
آرشيو هيلفردينگ
*
*********************************************************************
برجسته مائو
۱- درباره تضاد
۲- درباره علل پیروزی در جنگ کره
۳ -خدمت به خلق 8 سمپتامبر 1944
۴- سخنرانی در کنفرانس مسئولین کمیته ها ی حزبی استان
۵- ۲۰ تظاهر بوركراسی
۶- علیه لیبرالیسم
۷- برخورد دیالکتیکی به وحدت درون حزبی _١٨نوامبر ١٩٥٧
۸- مسائل جنگ و استراتژی ( ۶– نوامبر ۱۹۳۸)
۹- در باره جنگ طولانی ( مه ۱۹۳۸ )
۱۱- مسایل استراتژی در جنگ پارتیزانی ضد ژاپنی(مه ١٩٣٢) فصل اول
۱۲- شش اثر نظامی از آثار برجسته (بخش دوم )
۱۳- شش اثر نظامی از آثار برجسته (بخش اول دفاع استراتژیک)
۱۵- شش اثر نظامی از آثار برجسته
۱۶- سمت جنبش جوانان‏ (٤مه ١٩٣٩)
۱۷- درباره اصلاح نظرات نادرست در حزب( دسامبر 1929 )
۱۸- درباره بعضی از مسایل مربوط به شیوه های رهبری(١ ژوئن ١٩٤٣ )
۱۹- ورشکستگی درک ایده آلیستی تاریخ ( ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۹ )
۲۰ -آموزش خود را از نو بسازیم ( مه ۱۹۴۱ )
۲۱- تحلیل طبقات جامعه چین ( مارس ۱۹۲۶ )
۲۲- پراتیک(‏درباره رابطه شناخت و پراتیک ، دانستن وعمل کردن)
۲۳- مبارزه علیه سبک الگوسازی در حزب( 8 فوریه 1942 )

۲۴- مسئله استقلال و عدم وابستگی در درون جبهه متحد( 5 نوامبر 1938 )

۲۵-نقل قولهائی از مائو (بخش اول)

۲۶- بخش دوم

۲۷- بخش سوم

۲۸- بخش چهارم

۲۹-نقدی برسیاست و اقتصاد شوروی (بخش اول)

۳۰- بخش دوم

۳۱- بخش سوم

۱۳۸۷ اسفند ۲۱, چهارشنبه

روز جهانی زن:دستاوردهای مبارزه زنان ايران و چشم انداز بلافصل


اخبار
همسويی و همبستگی در برابر گسترش سرکوب سياسی*حالا ديگر تقريبا حوزه ای, عرصه ای و ورطه ای باقی نمانده است که انباشته از قربانی, زخم خورده, سرکوب شده, معترض, منتقد و ناراضی نباشد...هم جمهوری اسلامی و هم انبوه رنگارنگ دشمنانش اين واقعيت را درک می کنند. با اين همه, هر دو طرف واکنش يکسانی نسبت به آن نشان نمی دهند....
روشنگری: در جامعه ای مثل جامعه ما که زير سه دهه سرکوب ممتد و نفس گير حاکميت استبداد سياه مذهبی قرار دارد, حالا ديگر تقريبا حوزه ای, عرصه ای و ورطه ای باقی نمانده است که انباشته از قربانی, زخم خورده, سرکوب شده, معترض, منتقد و ناراضی نباشد. حقيقت اين است که هر دو طرف, يعنی هم رژيم حاکم و هم انبوه رنگارنگ دشمنانش اين واقعيت را درک می کنند. با اين همه, هر دو طرف واکنش يکسانی نسبت به آن نشان نمی دهند. رژيم که از تجربه سه دهه سرکوب شکل های متفاوت اعتراض و مقاومت برخوردار است, همواره چه در تعيين ميدان کانونی شدن اعتراضات, چه زمان آن, سعی کرده است برخورد فعالانه داشته باشد. رژيم به شکل تناوبی تقلا کرده است با توطئه چينی, حداکثر انشقاق و پراکندگی را در ميان مخالفانش دامن زند؛ بخشی را که از نظر سرکوب در اولويت قرار می دهد, مجزا و منفرد کند, بخش مورد نظر را زمانی که خود اراده می کند به ميدان رويارويی پيش رس بکشاند و بعد فعالانش را تحت پيگرد و سرکوب قرار دهد و بويژه نيروهای تازه نفسی را که وارد عرصه رويارويی خودبخودی با رژيم شده اند شکار کند. می توان ديد که رژيم در سرکوب محاسبه می کند, نقشه می کشد, توطئه می چيند, اولويت بندی می کند و تلاش می کند زمانی که پی می برد رويارويی معينی ناگزير است آن را به شکلی و در زمانی و در بستری به جريان بياندازد يا تحميل کند که حداکثر ضربه را وارد سازد. برای مقابله با رژيمی چنين مکار و در تلاش برای خنثی کردن توطئه های آن, بی ترديد هيچ راهی جز رويکرد نقشه مند در ميان جنبش های اعتراضی همسو با پايه های معين اجتماعی و طبقاتی در جامعه ايران وجود ندارد. زمان آن رسيده است که اصل اعتراض به رژيم از حالت طغيان های واکنشی گروههای کوچکی از معترضان و فعالان لايه های اجتماعی عصيان زده فاصله بگيرد؛ در کادر يک راهبرد استراتژيک و به مثابه جزئی از يک نقشه عمومی مبارزه با هدف روشن زدن ريشه استبداد قرار داده شود و دائما دو ملاحظه اساسی هر اعتراض عمومی در شرايط حاضر يعنی به ميدان آوردن بيشترين نيروی ممکن و دادن کمترين تلفات ممکن را, بدون گذشت اصولی در متن اولويت های مطالباتی در نظر بگيرد. از آنجا که اعتراض عليه رژيم ناگزير است بر ارزيابی روشن از روش های مبارزه سياسی و اهداف آن تکيه داشته باشد, تفاوت های ميان شکل های مختلف مبارزه که متاثر از تفاوت هدف های سياسی گروههای متفاوت مخالفان رژيم است, اتحاد عمومی کليه سرکوب شدگان را نقدا بسيار دشوار می سازد. اما حتی در اين حوزه نيز اصل حمايت از همه سرکوب شده گان صرفنظر از تفاوت عقايد و روش ها؛ صرفنظر از اين که درد اصلی لحظه جاری لايه ای از معترضان بيشتر آزادی است و به اين خاطر زير تيغ رفته اند يا بيشتر تامين يک لقمه نان, می تواند, نمايی عمومی از مخالفت با استبداد حاکم ترسيم کند و با عيان ساختن پيوند حياتی ميان نان و آزادی, بر شکاف های مصنوعی مورد علاقه رژيم در حوزه سرکوب سياسی پل عبور و بستر عام همسويی مبارزاتی بسازد. مبارزه در اين هر دو حوزه اکنون بيش از هر زمان مستلزم رويکردی نقشه مند, متکی و مبتنی بر برانگيختن پايه اجتماعی و متضمن دورنمای روشن است. شوک تراپی, و مطالبه افزايش دستمزد بويژه اکنون که رژيم با طرح شوک تراپی دستبرد هدفمند به بقايای دستمزد کارگران و مزدبگيران کشور را هدف قرار داده است و فراکسيون های مختلف آن در مجلس در حال چانه زنی بر سر يافتن موثرترين راه نقره داغ کردن مردم از طريق رها کردن قيمت های حامل های انرژی در کشور هستند تا در شرايط سقوط قيمت نفت, مخارج پايان ناپذير بروکراسی فاسد و انگل دولتی و هزينه های تحريم و عوارض ادامه ماجراجويی در حوزه سياست خارجی را بر سر مردم فقير سرشکن کنند, حرکت سازمان يافته کانونی شده بر محور مطالبه افزايش دستمزد منطبق با نرخ تورم از اين ظرفيت برخوردار است که بخش قابل توجهی را به اعتراض عليه رژيم و طرح های وحشيانه نئوليبرال آن بکشاند؛ حرکتی که اگر شکل بگيرد, چنانچه تجربه واقعی اعتراضات کارگران هفت تپه نشان می دهد, می تواند به سهم خود شرايط بهتری برای مبارزه در مسير تحقق مطالبات پايه ای ديگر نظير حق برخورداری از تشکل مستقل صنفی, سنديکايی و طبقاتی, بيمه بيکاری, جلوگيری از اخراج ها, پرداخت حقوق معوقه, افزايش حقوق بازنشستگی, ايمنی شرايط کار, لغو قراردادهای برده دارانه, حق استخدام و نظاير آنها فراهم کند. علاوه بر اين در شرايطی که سرکوب فعالين کارگری و شکار کنشگران از سوی رژيم شدت يافته است, گسترش حمايت از آنان در خارج از کشور يکی از راههای موثر همبستگی با جنبش کارگران و زحمتکشان کشور است.
(1) --------------------------------------------------------
1/ به عنوان يک نمونه مثبت کليک کنيد به لينک زير در روشنگری: http://www.roshangari.net/as/sitedata/20090227215754/Farakhan_hambastegi_26.02..pdf
*************************************************************************************
*مبارزات زنان ايران توانسته است صدای زن ايرانی را از پشت حصارهای بلند مردسالاری رژيم واپس گرای مذهبی به گوش افکار عمومی جهانی برساند.. *آن چه فعاليت های نهادهای مستقل زنان را اوج و عروج می بخشد, کار پيگير و هدفمند در حوزه اجتماعی است....
روشنگری: روز جهانی زن امسال در حالی فرا می رسد که سرکوب فعالان جنبش زنان در ايران همچنان ادامه دارد. سال گذشته بر اساس آمار سرکوب های حوزه زنان که غالبا از سوی فعالين نهادها و تشکل های زنان گزارش شده است, بيش از 300 مورد نقض فاحش حقوق بشر به شکل اخص مربوط به فعالين زنان بوده است. البته همه اذعان دارند که آمار سرکوب ها به مراتب وسيع تر و پردامنه تر است. احضار زنان به دادگاه, بازجويی در زندان, صدور احکام زندان و ممنوع الخروج کردن فعالين, سلب حقوق زنان روزنامه نگار, صدور احکام وثيقه, صدور احکام اعدام و اجرای احکام اعدام برخی از اصلی ترين محورهای سرکوب فعاليت های زنان بوده است. دقت در حوزه های سرکوب فعاليت های تشکل های مستقل از رژيم در طول يک سال اخير تا جايی که گزارش شده است, (1) دو نکته کليدی را در رابطه با فعاليت های جاری حوزه زنان روشن می کند:

اولا, سرکوب ها نشان از وجود فعاليت های مفيد و موثر و قابل ستايش فعالين زن دارد. همين فعاليت ها تاکنون نگذاشته اند آب خوش از گلوی رژيم زن ستيز جمهوری اسلامی پائين برود و توانسته است صدای زن ايرانی را از پشت حصارهای بلند مردسالاری رژيم واپس گرای مذهبی به گوش افکار عمومی جهانی برساند؛ توانسته است رژيم رسوای جمهوری اسلامی را هر جا که خيز برداشته است تا حقی را ضايع و سرکوب تازه ای را عليه زنان سازمان دهد, رسواتر کند. اين دستاورد مهمی است که مبارزات و مقاومت های تاکنونی فعالين زن به رژيم تحميل کرده است. همين مقاومت اگر نبود, رژيم قطعا وحشيانه تر و با دست بازتر به سرکوب زنان می پرداخت و حملات دامنه دارتری را عليه حقوق و آزادی های زنان سازمان می داد.

ثانيا: امری که کمبود آن محسوس است خلا دردناک اطلاعات موثق مربوط به حوزه سرکوب اجتماعی زنان است. راستی چه تعدادی از زنان کشور از دست همسرانشان کتک می خورند؟ يا مورد تجاوز جنسی قرار می گيرند؟ تبعيض به خاطر جنسيت در حوزه اشتغال و بازار کار به چه ميزان است؟ ابعاد فجايعی که مذهب و شرع در زمينه حق طلاق, وراثت, حضانت کودک, آموزش, سلامتی يا حتی اموری چون معاشرت و مسافرت به ميليونها زن شهری و حاشيه شهری و روستايی در کشور تحميل کرده اند چگونه است؟ تن فروشی, اعتياد, فرار از خانه و موارد نظير آنها تا چه حد وسعت يافته است؟ در حقيقت بخش عمده, اساسی و زيربنايی از موارد نقض حقوق زنان در ايران که درآميختگی, مذهب, اقتصاد واپس مانده سرمايه داری پيرامونی و فرزند خلف اين دو يعنی مردسالاری به آن جنبه ساختاری داده و آن را به بخشی "عادی" و "طبيعی" از مناسبات جاری ميان زنان و مردان تبديل کرده است در حوزه اجتماعی جريان دارد. اين به معنای آن است که قدرت اصلی جنبش زنان در ايران در مقابله با رژيم مردسالار در آگاه سازی, سازماندهی و توانمندسازی همين توده ميليونی زنان کشور و توجه اکيد به حوزه اجتماعی و مطالبات اين حوزه نهفته است. موارد گزارش شده سرکوب فعالين زنان در سال گذشته در وجه عمده به واکنش رژيم نسبت به فعاليت های مطبوعاتی, رسانه ای و تبليغاتی بخشی از فعالين زنان مربوط است. هرچند بخشی از اين فعاليت های تبليغاتی و رسانه ای برای اطلاع رسانی پيرامون کارزارهايی بوده است که با اقدامات عملی در ميان زنان برای برانگيحتن اعتراض به محورهای مشخصی از نقض حقوق شان ارتباط داشته است؛ مثل رشته اعتراضاتی که اخيرا در رابطه با لايحه تعدد زوجات صورت گرفت, با اين حال عدم توازن ميان حجم فعاليت های عملی در حوزه اجتماعی از يک سو و تبليغات, اطلاع رسانی رسانه ای و روشنگری مطبوعاتی عام پيرامون نقض حقوق زنان از سوی ديگر انکار ناپذير است. البته شدت و جامعيت سرکوب, ارتباط با لايه های وسيع زنان و کار آگاه گرانه و سازمانگرانه بر محور مطالبات اخص خود زنان را در جامعه ای که تا مغز استخوان به مردسالاری آلوده است, و رژيم با همه ابزارهای سرکوب عمل می کند, به کاری بسيار دشوار تبديل کرده است, با اين حال آن چه فعاليت های نهادهای مستقل زنان را اوج و عروج می بخشد, کار پيگير و هدفمند در همين حوزه است. فعاليت ها در اين زمينه به شرطی که تبليغات رسانه ای و اطلاع رسانی پيرامون آن متناسب با پيشرفت واقعی در حوزه اجتماعی و در متن اقدام در اين حوزه صورت بگيرد, می تواند به تدريج و بر حسب قدرت انگيزش و نفوذ اجتماعی سازمان يافته در ميان زنان, حفاظ قدرتمند نسبتا نامشروطی برای فعالين زنان بوجود آورد, در حالی که جستجوی منابع حمايت و قدرت در برابر سرکوب رژيم, از طريق ترجيح فعاليت های اخص رسانه ای و بدون تمرکز بر حوزه اجتماعی, اگر هم همبستگی با فعالين سرکوب شده زنان ايجاد کند, به آن خصلت موقت و مشروط و درآميخته با انبوهی از ملاحظات و معادلات سياسی می بخشد و قادر نيست حفاظ اطمينان بخشی برای فعالان زنان و تشکل هايشان ايجاد کند. اين در حالی است که فعالين زن که جسورانه عليه رژيم وحشی و مردسالار جمهوری اسلامی ايستاده اند و از حقوق زنان دفاع و برای آن مبارزه می کنند, هم به همبستگی و حمايت های مقطعی و هم به حمايت های پايدار نيازمند هستند و چنين ترکيبی است که می تواند به شيوه بنيادی مبارزه زنان را تقويت و تحکيم کند. در آستانه روز جهانی زن, تلاش و کوشش پيگير در ايجاد تکيه گاه و پايگان واقعی در ميان توده زنان کشور با توجه و تمرکز بر حوزه اجتماعی, بی ترديد اصلی ترين گام در تقويت عمومی جنبش زنان کشور است.
(1) نگاه کنيد به لينک زير در روشنگری:

سانسور, و خالق آن


,عدالت اجتماعی 2008 , مجموعه 12 پوستر است که توسط لوبا لوکووا طراح مقيم نيويورک خلق شده است. طرح ها هم قدرت و هم محدوديت کلام را پشت سر ميگذارند و بالقوه اين توانايی را دارند با مخاطب صرفنظر از اينکه در کدام قاره جهان زندگی و به چه زبانی صحبت ميکند، بلافاصله ارتباط قلبی پيدا کند. مثلا به پوستر سانسور نگاه کنيد. چقدر اين پوستر برای ما در ايران ,خانگی, است. کانون نويسندگان ايران، يا هر روزنامه نگار و نويسنده و شاعر و نقاش و کارگردان و هنرپيشه و هنرمند مستقل ايرانی ميتواند اين پوستر را بر روی ديوار دفتر و اتاق خود بياويزد و اشک ها و آرزوهای قفل شده خود را در چهره در هم فلوت زنی که هر ده انگشتش را با ميخ آهنی به سازش کوبيده اند به نمايش بگذارد. عليرغم اين که لوبوا که اکنون طراح شهيری است و آثارش مرتبا در نشرياتی مثل نيويورکر، مجله نيشن و نيويورک تايمز، وال استريت جورنال و نشريات سنگين هنری نيويورک چاپ ميشود، کارش را بدون واسطه های تجاری شروع کرد و برای موفقيت به رابطه آثارش با مخاطبين اميد بست. خود او ميگويد چيزی که برايش مهم است اين است که کارش به دل مردم عادي، کسانی که تخصص ويژه ای در طراحی ندارند، بنشيند. زيرا اثر نهايتا برای اين مردم خلق ميشود نه برای شرکت در مسابقه يا نمره گرفتن از منتقدين. لوبوا به اين خواستش رسيده است وحالا نه فقط محافل سنگين هنری بلکه بسياری از مخاطبين عادی برای کارهای او ارج قائلند. شايد استعداد فوق العاده لوکووا در استفاده از تمثيل به اين امر کمک کرده باشد. البته اين به نحوه بهره برداری او از تمثيل هم ارتباط دارد. برخلاف بسياری از هنرمندان مدرن که تمثيل کارهای شان را سنگين تر کرده و فهم آن ها را برای مخاطب غير متخصص دشوار ميکند، لوبوا از تمثيل به همان نحو استفاده ميکند که اکثريت مردم عادي، يعنی روشن کردن منظوربرای مخاطب. لوبالوکوا در بلغارستان به دنيا آمده و ليسانس طراحی را در سال 1986 از مدرسه هنرهای زيبا در صوفيه گرفته است. او در سال 1986 به نيويورک رفت و به عنوان طراح مستقل کار خود را عرضه کرد. در اين صفحه دو پوستر ديگر هم از کارهای لوکووا را می بينيد: صلح و اختلاف در ميزان درآمد. ترکيب سادگی و کمال،اين راز کارهای لوبواست. آثار ديگر او را ميتوانيد در لينک زير ببينيد.

۱۳۸۷ اسفند ۲۰, سه‌شنبه

* آغاز رسیدگی به پرونده رسوایی جنسی رییس پیشین رژیم


۲۰ اسفند ۱۳۸۷
دادستان کل رژیم صهیونیستی از آغاز رسیدگی به پرونده اتهامات “موشه کاتساو” در زمان ریاست جمهوری و وزارت گردشگری اش در این رژیم خبر داد.
به گزارش سرویس بین الملل برنا به نقل از بلومبرگ، پرونده قضایی “موشه کاتساو” رییس سابق رژیم اسرائیل که به اتهام تجاوز به عنف وادار به استعفا شد، هم اکنون از سوی دادستان کل این رژیم در حال بررسی است.“مناخیم مازوز” دادستان کل این رژیم با برشمردن این اتهامات که از سوی کارمندان سابق کاتساو مطرح شده است گفت وی در زمان ریاست جمهوری و سمت وزارت گردشگری از کارمندان خود تقاضای نامشروع داشته است. در همین حال “آبراهام لاوی” وکیل کاتساو ۶۳ ساله در گفتگو با یک رادیوی نظامی این کشور گفت: ما با تمام ابزارها با این اتهام مبارزه خواهیم کرد.به گفته وکیل کاتساو این اتهام اولین بار توسط یک کارمند زن وزارت گردشگری اسرائیل مطرح شد که وی ریاست آن را از سالهای ۱۹۹۸ تا ۱۹۹۹ در اختیار داشته است. کاتساو در زمان ریاست جمهوری اش در سال ۲۰۰۷ میلادی نیز از سوی کارمندان هتلی در تل آویو به رسوایی جنسی متهم شده بود، اما توانست با استفاده از نفوذ خود از این اتهام بگریزد.این در حالی است که بجز کاتساو سران دیگر رژیم صهیونیستی بارها به رسوایی های مالی و اخلاقی متهم شده اند که از جمله موارد اخیر آن می توان به اتهام رسوایی مالی و دریافت رشوه توسط “ایهود اولمرت” و نیز مورد “آبراهام هیرشوسون” وزیر دارایی رژیم صهیونیستی که به دزدی و کلاهبرداری متهم شده اشاره کرد.
برنا

۱۳۸۷ اسفند ۱۷, شنبه

مسئولان پاسخگوی مرگهای مشکوک زندانيان باشند

اطلاعيه مطبوعاتی مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
به استناد معاهدات و مقاوله نامه های جاری حفاظت از جان و امنيت زندانی بر عهده مسئولان قضائی و سيستم زندانبانی است، در تماس مجموعه با خانواده زندانی سياسی"امير حسين حشمت ساران" شنيده ها پيرامون خبر فوت ايشان تائيد گرديد، خانواده وی ضمن مبهم بودن زوايايی از مرگ وی که منجر به سکته مغزی اين زندانی گرديده است خواهان پاسخگويی و شفاف سازی مسئولان مربوطه شدند.
اين زندانی وجدانی که در حال تحمل پنجمين سال از محکوميت شانزده ساله خود بود پس از رو به وخاومت گرائيدن وضعيت جسمی خود که با بی توجهی اوليه مسئولان در تاريخ ۱۱ اسفند سير تصاعدی طی نمود در بخش مراقبتهای ويژه بيمارستان رجايی کرج ر تاريخ ۱۵ اسفند بستری گرديد.اميرحسين حشمت ساران سرانجام صبح روز جاری در اين بيمارستان جان خود را از دست داد.
آقای ساران که متاهل و دارای سه فرزند بودند در چندين نوبت در سال جاری درخواست مرخصی خود را به مسئولان مربوطه تسليم نموده بودند که هر بار با دلايل واهی از استفاده اين زندانی از حق مرخصی ممعانت بعمل آمده بود.
مرگ مشکوک ايشان سومين مرگ مشکوک پس از ولی الله فيض مهدی و عبدالرضا رجبی در اين زندان امنيتی که هم اکنون محل نگهداری بيش از پنجاه زندانی سياسی از اقصی نقاط کشور است می باشد. در هيچيک از موارد مسئولان نسبت به مرگ اين زندانيان پاسخگو نبوده اند و مرگ مشکوک زندانيان همواره در پاره ای از ابهام قرار گرفته است. اين نوع جان باختن زندانيان عقيدتی در طی سه سال اخير در سراسر کشور روندی رو به رشد و نگران کننده داشته است.
اميرحسين حشمت ساران در سال ۸۲ به همراه تعدادی از همفکران خود به دليل راه انداری گروهی به نام "جبهه اتحاد ملی ايران" که مشی مسالمت آميز و سياسی را در کارکرد گروه خود معرفی نموده بود بازداشت شد. وی در دادگاه انقلاب کرج به اتهام راه اندازی جمعيت غيرقانونی به هشت سال حبس تعزيری محکوم گرديد. نامبرده در اتهاماتی ديگر همچون تبليغ عليه نظام و توهين به مسئولان به هشت سال ديگر حبس تعليقی محکوم شد. در طول پنج سال سپری نمودن ايام محکوميت، اين زندانی عقيدتی تنها يکبار از حق مرخصی استفاده نمود و به صورت مکرر تحت فشار و برخورد مسئولان زندان رجايی شهر کرج قرار داشت.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران ضمن مشکوک خواندن مرگ اين زندانی عقيدتی و تسليت به خانواده داغدار اين زندانی، از مسئولان زندان رجايی شهر کرج و کادر پزشکی اين زندان خواستار پاسخگويی نسبت به مرگهای مشکوک در اين زندان می باشد. همچنين ساير تشکلات مدافع حقوق بشر را به واکنش متحدانه و پيگری اين موضوع فرا می خواند.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايرا ن
- شانزدهم اسفندماه ۱۳۸۷

۱۳۸۷ اسفند ۱۶, جمعه

ادعایی که محک خورد : بابک پاکزاد






۱۵ اسفند ۱۳۸۷
جنبش جهانی ضد تهاجم اسرائیل، یک جنبش ضد بنیادگرایی مذهبی (چه یهودی، چه اسلامی) نبود، این جنبش، جنبشی بود که در درجه اول جنگ نابرابر را برجسته کرد و سپس برای رسیدن به آتش بس و خلاصی یک و نیم میلیون نفر انسان، برضد اسرائیل وارد کارزار شد تا از طریق خیابان‌ها توازن قوا را به نفع نیروی ضعیف و مورد تهاجم برهم زده و نهایتا کار به صلح و آتش بس برسد،…
فرهنگ توسعه
به خاطر دارم که آقای چالنگی، مجری برنامه تفسیر خبر در صدای آمریکا گفت که حماس توانسته است خیابان‌های جهان را با خود همراه کند (نقل به مضمون) ، از سوی دیگر خانم لیونی، وزیر امور خارجه‌ی اسرائیل، نیز از جامعه بین المللی می‌خواست از فشارهای خود بکاهند و به اسرائیل فرصت دهند تا کار حماس را بسازد. در این میان بسیاری از روسای دول مختلف جهان وارد ماجرا شدند. تقریبا تمام آن‌ها با دولت اسرائیل از یک سو و با محمود عباس از سوی دیگر وارد مذاکره شدند و تقریبا هیچ یک از این دول، حماس را به عنوان یک طرف درگیری به رسمیت نشناخت و با آن وارد مذاکره نشد. همه‌ی این دولت‌ها همان شرط و شروطی که دوستان منتسب به چپ ما خواستار آن بودند را در کنفرانس‌های مطبوعاتی مشترک اعلام کردند، لحن این بیانیه‌ها کمابیش چنین بود که طرفین به خشونت‌ها پایان دهند و به جنگ خاتمه داده و یا حداقل آتش بس اعلام کنند. واقعیت نشان داد (محک زد) کسانی که از این موضع سخن می‌گویند در حقیقت باید محمل عملی نظراتشان را در اقدامات این دولت‌ها جستجو کنند. و اما در خیابان‌ها چه خبر بود؟ در خیابان‌ها نوک تیز حمله به سمت اسرائیل بود.
در برخی موارد از حماس حمایت می‌شد و در برخی موارد دیگر صرفا به اسرائیل حمله می‌شد. حمله یک جانبه در خیابان‌ها، دولت‌ها را وادار به مداخله جهت برقراری آتش بس کرد، آن هم به شیوه و سیاقی که چند خط بالاتر شرح آن رفت. جنبش جهانی ضد تهاجم اسرائیل، یک جنبش ضد بنیادگرایی مذهبی (چه یهودی، چه اسلامی) نبود، این جنبش، جنبشی بود که در درجه اول جنگ نابرابر را برجسته کرد و سپس برای رسیدن به آتش بس و خلاصی یک و نیم میلیون نفر انسان، برضد اسرائیل وارد کارزار شد تا از طریق خیابان‌ها توازن قوا را به نفع نیروی ضعیف و مورد تهاجم برهم زده و نهایتا کار به صلح و آتش بس برسد، البته، آتش بسی که اسرائیل نتواند نهایتا پایان ماجرا را به سود خود مصادره کرده و خود را پیروز بنامد. که صد البته، این نکته آخری نکته‌ای کلیدی است. واقعیت نشان داد (محک زد) اقدامات جنبش جهانی ضد تهاجم اسرائیل، در عمل کمک شایانی به برقراری آتش بس کرد و در عمل اجازه نداد اسرائیل این الگو را در جهان جا بیاندازد که با توحش می‌توان پیروز شد. و اما در مورد آن رفیق از حزب کمونیست اسرائیل که بخشی از سخنانش مورد استناد کسانی که خود را منتسب به چپ می‌کنند قرار گرفت، باید گفت: درود بر شرافتتان که علیه این رژیم دژخیم نژادپرست قد علم کردید.
لنینیسم به ما آموخته است که همواره باید تحلیل مشخص از شرایط مشخص ارائه داد. در مقاله “موجوداتی بی‌ربط در بحبوحه حادثه” در ابتدای نوشته، گفتم باید فهمید که کلمه و ترکیباتی نظیر “جنگ نیابتی” یعنی چه؟ و در شرایط مشخص حمایت از چه جریانی را معنی می‌دهد. تصور می‌کنم که این متد لنینیستی، اظهارات آن رفیق از حزب کمونیست اسرائیل را رمز گشایی کند.
واقعیت این است که اینان در اسرائیل زندگی می‌کنند. محدودیت‌ها را باید در نظر گرفت. حزب کمونیست اسرائیل عملا به جنبش ضد تهاجم اسرائیل پیوست. انتقادی از ماجراجویی حماس صورت می‌گیرد، اما صدها برابر از اسرائیل انتقاد می‌شود. این فرق دارد با سایتی که برای خالی نبودن عریضه یا هر هدف دیگری بیانیه ضد اسرائیلی حزبی که خود را متمایل به آن می‌داند را همراه با یکی دو مقاله دیگر درج کرده به همان بسنده کرده تا ماجرا پایان یابد و بعد شروع به انتقاد از کسانی می‌کند که نوک پیکان حمله را به سوی اسرائیل گرفتند و از افراطی‌گری حماس چیزی نگفتند. نه دوست من، شما عملا به جنبش جهانی ضد اسرائیل نپیوستید و وارد گود نشدید. فاصله شما با حزب کمونیست اسرائیل از زمین تا آسمان است (البته در این مورد). و البته این موضوعی است مربوط به خود شما . ماجرا آن‌جا حاد می‌شود که به آنان که در جنبش جهانی ضد تهاجم اسرائیلی شرکت داشته‌اند حمله برده و آن ها را مورد سرزنش قرار داده‌اید، آن هم در زمانی که به تناسب کنش و فعالیت فکری، عملی و رسانه‌ای تان صلاحیت این کار را ندارید. می‌گویید چرا ندارم؟ در تمام مدت نسل کشی در غزه خود شما یک نوشته یا مقاله ای ترجمه نکردید که بازتابی از دیدگاه‌هایتان باشد. این نشان دهنده چیست؟ نشان دهنده حضور فعال شما در واقعه است؟ و آیا این مساله، هم اکنون یکی از همان واقعیت‌های محک خورده محسوب نمی‌شود؟

تعريف «نيازهاى انسانى» از ديد اسرائيل









گزارش عبدالكريم سماره از بيت المقدس ۲۶ فوريه ۲۰۰۹، راديو شرق ـ پاريس


فقدان آشكار مواد غذائى و داروئى، و ويرانى غزه در پى تجاوز و بمباران اسرائيل، باعث شده كه هىأت هاى نمايندگى رسمى و غير رسمى از سراسر جهان از نوار غزه ديدن كنند. اخيراً جان كرى، كانديداى اسبق رياست جمهورى آمريكا و رئيس كميتۀ روابط خارجى مجلس نمايندگان اين كشور از غزه ديدن كرد. حادثۀ تأسفبار و مضحكى كه به هنگام رسيدن او به «مرز غزه» [مرزى وجود دارد؟] رخ داد جالب توجه است و نشان مى دهد كه اسرائيل تا چه حد زورگويى مى كند. وى در يك اتومبيل متعلق به ملل متحد به دروازۀ اصلى غزه مى رسد و دهها كاميون را مشاهده مى كند كه هفته ها ست منتظرند و به آنها اجازۀ ورود داده نشده است. از محمولۀ كاميونها كه مى پرسد، معلوم مى شود ماكارونى ست. ناراحت مى شود و از وزير دفاع اسرائيل، ايهود باراك كه او را همراهى مى كرده علت نگه داشتنِ كاميونها را مى پرسد. باراك كه نمى دانسته چه جواب دهد، علت را از مأمورين اسرائيلى جويا مى شود. آنها جواب مى دهند كه تعريف «نيازهاى انسانى» كه در دستورات دولتى آمده شامل برنج مى شود نه ماكارونى! باراك كه در توجيه اين رفتار با بن بست روبرو مى شود فوراً دستور مى دهد به كاميون ها اجازۀ ورود بدهند.اين حادثه باعث شد كه ملل متحد، آمريكا و نيز اروپا به انتقاد از اسرائيل تشويق شوند كه چرا نه تنها مواد غذائى، بلكه راه ورود كالاهاى ديگر نظير مصالح ساختمانى و غيره را بر مردم شديداً آسيب ديدۀ غزه مى بندد. در پى اين حادثه است كه اسرائيل از آمريكا و نيز از چهار دولت عمدۀ اروپا نامه هايى دريافت كرد كه از او مى خواستند راه ها را باز كند و اجازه دهد كه كاميون ها بتوانند كالاهاى مختلف را به آنجا حمل كنند.قبل از اينكه كلينتون وزير خارجۀ آمريكا از منطقه ديدار كند قرار است ترتيبى داده شود تا «نيازهاى انسانى» غزه مرتفع گردد و اين كار مستلزم آن است كه هر روز ۵۰۰ كاميون به غزه راه يابند؛ در حالى كه ميانگين تعداد كاميونها هم اكنون ۱۷۰ است يعنى يك سوم مورد نياز. بگذريم كه در رأس ليست كالاهاى ممنوع، آهن و سيمان و شيشه و آلومينيوم قرار دارد به اين بهانه كه حماس از اين ها براى ساختن سلاح و استحكامات نظامى استفاده مى كند. اينجا ست كه مى توان پرسيد تعريف «نيازهاى انسانى» چيست؟ آيا صرفاً آب و نان و لباس است يعنى انسان را به ابتدائى ترين حالت زندگى بازگرداندن؟ پس تكليف مسكن و مواد صنعتى و غيره چه مى شود؟ توجه كنيم كه ۳۰ درصد از ساختمانها و راه و پل و غيره ويران شده، تا چه رسد به مراكز آب و برق و تلفن و كلاً زيربناى جامعه.۲۰ هزار خانه به طور كلى يا بخشى از آن ويران شده و بايد بازسازى شود و صدهزار نفر بار ديگر آواره شده اند و دوباره در چادر بسر مى برند. اين آوارگان مى پرسند در حالى كه سيمان و آهن و شيشه اجازۀ ورود ندارد معناى ۹۰۰ ميليون دلار كمك ايالات متحده براى بازسازى غزه چيست؟ آيا باز هم چادر مى سازند و در چادر بايد بسر برد؟يكى از مسائل مهم ديگر تحويل پول به نوار غزه است كه قدرت خريد را فلج كرده. اگر كالا باشد پول نيست؛ يعنى كاركنان آژانس ملل متحد، كاركنان دولت فلسطين و همين طور كارمندان مؤسسات بين المللى و نيز كارمندان بخش خصوصى نمى توانند حقوقى دريافت كنند.اسرائيل هرچندگاه اجازۀ ورود پول مى دهد و دهها هزار نفر جلوى بانك منتظر مى مانند ولى طى چند ساعت پول ته مى كشد. اين اقدامات اسرائيل كه مردم را به خفگى دچار مى كند براى اثبات اين امر است كه زندگى و سرنوشت يك ميليون و نيم اهالى غزه به دست اوست و همگى در گرو سربازى هستند كه به اسارت فلسطينى ها افتاده يعنى جلعاد شاليت.

چریک‌های فدایی خلق، از نخستین کنش‌ها تا بهمن 1357، محمود نادری

در بهار 1387 کتابی به نام "چریکهای فدایی خلق از نخستین کنش‌ها تا بهمن 1357" توسط موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، بر اساس پرونده‌های بازجویی ساواک- که تنها در دسترس ماموران وزارت اطلاعات و وابستگان به آن قرار گرفته- منتشر شد. در این کتاب که کاملا یکسویه و مغرضانه است، سعی می‌شود چریکهای فدایی خلق ایران از هر سو زیر ضرب برده شود
خوشبختانه فعالین طیف‌های مختلف فداییان خلق با نوشتن مقالات و نقدهایی بر این کتاب، آغاز به روشنگری و پاسخ به اتهامات و تحریفات این کتاب کرده‌اند
از آنجایی که نقدها و نوشته‌ها در این رابطه را در سایت قرار می‌دهم و بسیاری از دوستان به اصل کتاب دسترسی ندارند، علیرغم اینکه این کتاب در چهارچوب اسناد اپوزسیون نیست، لینک‌های مربوط به متن کتاب را در اینجا قرار می‌دهم تا علاقمندان بتوانند با خواندن کتاب در نقد آن بکوشند
مسلم است که قرار دادن لینک کتاب به معنی موافقت با مطالب کتاب نیست

بخش 1