۱۳۸۸ فروردین ۶, پنجشنبه

#HRW: Israel's white phosphorous use indiscriminate






Antiwar Newswire

Israel's use of white phosphorous in Gaza is evidence of war crimes: Human Rights Watch
KARIN LAUBAP News
Mar 25, 2009 13:16 EST
Israel fired white phosphorous shells indiscriminately over densely populated areas of Gaza in what amounts to a war crime, Human Rights Watch said in a report Wednesday.

The New York-based group called on the United Nations to launch an investigation into alleged Israeli violations of the rules of war, including the use of white phosphorous, during its three-week Gaza offensive.
The Israeli military said Wednesday that the shells were used in line with international law.
"The claim that smoke shells were used indiscriminately, or to threaten the civilian population, is baseless," the military said in a statement.
International law permits the use of phosphorous weapons as flares or to create smoke screens masking the movement of troops.
However, Human Rights Watch said Israeli troops frequently fired the shells over densely populated areas. The firing "was indiscriminate and is evidence of war crimes," the report said.
The group documented only some of the cases, including white phosphorous shells fired at a Gaza City hospital, the U.N. headquarters, a school and a market. In six attacks, 12 civilians were killed and dozens wounded, said Human Rights Watch researcher Fred Abrahams.
Each shell bursts into 116 burning white phosphorous wedges, over a radius of more than 135 yards (125 meters). The wedges burn on contact with oxygen, creating intense heat, and can cause severe burns. The phosphorous kept burning for many days, and was still smoldering well after Israel's withdrawal on Jan. 18.
Abrahams said the Israeli military was aware of the destructive nature of white phosphorous. Army medical officers warned during the war that the weapons is "potentially extremely destructive to tissue," according to an internal army document attached to the report.
Israel's use of white phosphorous violated the laws of war, Abrahams said.
"They knew perfectly well what danger white phosphorous poses to civilians," Abrahams said. "Their own documents prove it. They know that these areas were densely populated. Yet they fired it not once, not twice, but repeatedly into densely populated areas."
Israel could have used less dangerous smoke screens produced by an Israeli company, Abrahams said.
He called for an investigation by the U.N. secretary-general or the U.N. Security Council into all of Israel's alleged violations of the rules of war, including the use of white phosphorous.
The United States supplied the white phosphorous to Israel and should launch its own investigation into whether the shells were used illegally, he said.
Hamas should also be investigated for war crimes, including indiscriminate rocket fire into Israeli border towns, Human Rights Watch said.
Israel launched its Gaza offensive on Dec. 27 in an attempt to halt rocket fire and weaken the territory's Hamas rulers. More than 1,400 Palestinians, including more than 900 civilians, were killed in the war, according to a Palestinian human
rights group. Thirteen Israelis were also killed

۱۳۸۸ فروردین ۵, چهارشنبه

بازنگری تاريخ ۶۰ ساله:آتش بس در غزه (۲)


سه شنبه ۴ فروردين ۱۳۸۸ - ۲۴ مارس ۲۰۰۹
مجید زربخش
در بخش اول مقاله ريشه ها، علل جنگ غزه، رويدادهای پس از قرار صلح اسلو، نقش اسراييل در شكست روند صلح و در تضعيف سازمان آزاديبخش فلسطين و تقويت حماس را مورد بررسی قرار داديم. در آن جا به اين موضوع اشاره كرديم كه بهانهی پاسخ به پرتاب موشكهای حماس و „افسانهی دفاع از خودِ“ اسراييل دستاويزها و وسايل توجيه كشتار و جنايتاند و در روزگارانی كه حماس وجود نداشت جهانيان همچنان شاهد جنايتهای اسراييل عليه مردم فلسيطن و تجاوزهای آن به كشورهای همسايه بودند.
۶۰سال ستم و جنايت عليه مردم فلسطينشكل گيری صهيونيسم، تشكيل دولت اسراييل، سلب مالكيت از فلسطينیها و راندن آنان از سرزمين خود، ريشهی درگيری پايان ناپذيری است كه از ۶۰ سال پيش تا كنون در خاورميانه جريان دارد و هر روز ابعاد پيچيدهتری به خود گرفته است.در اوايل قرن بيستم ساكنان سرزمين فلسطين را به طور عمده عربها و مسلمانان تشكيل میدادند. در آن زمان قريب ۸۰ هزار يهودی و ۷۰ هزار مسيحی در كنار۶۰۰ هزار مسلمان عرب زندگی میكردند.
پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی در اواخر سال ۱۹۱۷، جامعهی ملل كه در آن زمان تنها ۱۰ دولت را در بر میگرفت، با ايجاد نظام „قيموميت“ ادارهی امور برخی از جوامع اين امپراتوری را به كشورهای انگليس و فرانسه واگذار كرد. در اين ارتباط قيموميت فلسطين در ۲۴ ژانويه ۱۹۲۲ به بريتانيا واگذار شد. نزديك به ۵ سال پيش از اين „قيموميت“ بريتانيا در ماههای پايانی جنگ، بيتالمقدس را اشغال كرده بود..بدينگونه،۲۰ سال پيش ازهالوكاست، دولت بريتانيا در چارچوب تامين منافع خود در منطقه زمينه های ايجاد دولت اسراييل را به دست صهيونيستها و بيرون راندن عربهای فلسطين از مناطق مسكونی و سرزمين خود فراهم ساخت.
فلسطينیها در برابر طرح دولت انگليس و اعلاميهی بالفور خواست تشكيل يك حكومت ملی و مسؤل را در برابر يك مجلس منتخب تمامیساكنان سرزمين فلسطين، اعم از مسلمان، يهودی و مسيحی مطرح كردند. اما، منافع انگليس و جنبش صهيونيستی در حال پيشروی، مانع تحقق چنين خواستی بودند.
جنبش صهيونيستی و „آژانس يهود“ با استفاده از همهی امكانات، از جمله كمك همه جانبهی انگليس به سازماندهی مهاجرت يهوديان و استقرار آنها در فلسطين پرداختند.صهيونيستها با سازماندهی مهاجرت، خريد زمين، بيرون راندن بوميان عرب از سرزمين خود و تاسيس نوعی مجلس و سازمان ميليشيای يهودی „هاگاتا“ از يك سو تناسب جمعيت را تغيير میدادند و از سوی ديگر پايههای دولت و ارتش آينده را میريختند. با وجود اين، ابعاد مهاجرت در دههی نخست پس از جنگ جهانی اول محدود بود و تعداد يهوديان در فلسطين تا سال ۱۹۲۸ از ۱۵۵ هزار تجاوز نكرد.ناگفته نماند كه هم در آغاز تشكيل جنبش صهيونيستی و هم در سالهای گسترش آن، يهوديان با ناسيوناليسم نژادپرستانهی صهيونيسم مخالف بودند. آنها موطن اصلی خود را نه „سرزمين موعود“ بلكه زادگاه خويش و سرزمينهايی میدانستند كه در آن مقيم بودند.
آلبرت آينشاين، دربارهی ايدهی ايجاد دولت يهود، با پيشبينی رشد ناسيوناليسم تنگ نظرانه در آن، میگفت:
„دركی كه من از ايدهی اصلی يهوديت دارم با ايدهی يك دولت يهودی با مرزهای مشخص، با ارتش و به هر حال نوعی قدرت دنيوی مغاير است.... من از خسارات درونی كه ]اين دولت[ به دنبال خواهد آورد، خصوصاً از رشد يك ناسيوناليسم تنگ نظرانه در صفوف خودمان هراس دارم.
“شركت يهوديان در جنبشهای انقلابی، در جنبشهای سوسياليستی و كمونيستی در دهه های اول قرن بيستم كه فرامذهبی و مبلغ همبستگی جهانی بودند، وجود اتحاديههای كارگری يهودی (بونديستها) در روسيه، لهستان و ليتوانی كه هويت ملی و سوسياليستی داشتند و بر پايه ی اصول طبقاتی شكل گرفته بودند و همچنين ادغام و آميزش يهوديان با ملتهای ديگر و درصد بالای ازدواجهای مختلط در آلمان و فرانسه، همهی اينها نافی جنبش صهيونيستی و نافی تشكيل „دولت يهود“ بود.
افزون بر اين، بخشی از جامعه ی مذهبی نيز با اين اعتقاد كه دولت يهود جز با ظهور دوبارهی „منجی“ نمیتواند تاسيس شود، همواره با صهيونيسم و ايجاد يك „دولت يهود“ مخالف بودهاند.در ميان صهيونيستها و معتقدان به تاسيس „دولت يهود“ نيز عدهای ضرورتی در ايجاد اين دولت „در سرزمين موعود“ نمیديدند. در همان آغاز فعاليت جنبش صهيونيستی حتا برخی از نزديكان هِرتسِل، بنيانگذار اين جنبش، پيشنهاد میكردند كه „دولت يهود“ در آرژانتين يا اوگاندا تشكيل شود.
جنايت های نژادپرستانه ی نازی ها، كوره های آدم سوزی و كشتار يهوديان در آلمان و كشورهای اشغال شده به دست نازی ها، نقشی بزرگ در موفقيت و پيشروی جنبش صهيونيستی و هموار ساختن راه تشكيل يك دولت يهودی ايفا نمود. با آغاز گسترش كشتار يهوديان در آلمان، آهنگ مهاجرت به فلسطين شدت گرفت و فعاليت صهيونيست ها برای استقرار يهوديان در آن سرزمين بيش از پيش گسترش يافت. بسط دامنه ی مهاجرت به فلسطين و فعاليت صهيونيست ها در اشغال اراضی، تضاد ميان اعراب و يهوديان را در فلسطين تشديد كرد و به ايجاد مقاومت و شورش عليه مهاجرت و رشد جنبشهای ضد انگليس و فرانسه در جهان عرب منجر گرديد.
خواست اصلی اين جنبشها- كه از ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ جريان داشت- توقف مهاجرت يهوديان به فلسطين بود. در جريان اين شورشها چند هزار نفر به قتل میرسند. با وجود اين، همكاری آژانس يهود با بريتانيا در اين سالها گسترش میيابد. سازمان ميليشيای يهود توسط انگليس تجهيز میشود. كارخانه های مخفی اسلحه سازی توسط صهيونيست ها در فلسطين ايجاد می گردد. گروه های صهيونيستی برای انجام عمليات تروريستی سازمان داده میشوند و واحدهای ميليشيای يهود بوسيله افسران انگليسی آموزش داده میشوند.مقاومت در فلسطين و گسترش اعتراض در كشورهای عربی، ناگزير انگليس را كه در اوضاع جنگ به حمايت اعراب نياز داشت وادار میكند در استراتژی و سياستهای خود در برخورد با مساله ی فلسطين تغييراتی بوجود آورد.
بريتانيا در ماه مه ۱۹۳۷ با انتشار يك „كتاب سفيد“ اين تغييرات را اعلام میكند.
در اين كتاب در مورد فلسطين گفته میشود كه „اعلاميهی بالفور به هيچ وجه به معنای آن نيست كه فلسطين بر خلاف خواست ساكنان آن به يك دولت يهودی تبديل شود.
“ در اين كتاب همچنين با صراحت خاطر نشان میگردد كه تعهدات قبلی بريتانيا نمیتواند
„پايهی عادلانهای برای مطالبات فلسطين در جهت تبديل به دولت عربی باشد.“در چارچوب سياست جديد انگليس در اين باره سه نكتهی مهم تصريح میشود:
۱- تشكيل يك دولت مستقل فلسطين در فاصلهی ۵ سال كه در آن هم عربها و هم يهوديان شركت داشته باشند و مسؤوليت دولت، با رعايت منافع اساسی طرفين، ميان آنان تقسيم شود.
۲- تا زمان تشكيل اين دولت مهاجرت يهوديان با آهنگی پيش رود كه جمعيت يهودی فلسطين به يك سوم كل جمعيت برسد. پس از ايجاد اين تناسب هر مهاجرتی بايد با توافق عربهای فلسطين انجام گيرد.
۳- خريد زمينها توسط يهوديان محدود و ممنوع گردد.آژانس يهود با وجود مخالفت شماری از صهيونيستها، از آن جا كه مصالح خويش را در آن زمان در همراهی با انگلستان میدانست، ناگزير حمايت خود را از پيشنهادات اعلام داشت. اما به رغم اين ابراز حمايت و توافق ظاهری، اختلاف ميان آژانس يهود و انگليس نمیتوانست پنهان بماند. اين اختلاف سر انجام جنبش صهيونيستی را بسوی حاميانی جديد، بسوی آمريكا كشاند. آمريكا بدنبال اين نزديكی با صهيونيستها سياست خود را بر حمايت از جنبش صهيونيستی و مهاجرت يهوديان به فلسطين و ياری رساندن به تسهيل و تسريع اين مهاجرت قرار دارد.
با اين حمايت، سياست مربوط به محدود ساختن مهاجرت يهوديان به فلسطين عملاً بر روی كاغذ ماند. صهيونيستها با توجه به شرايط جديد و برخورداری از حمايت آمريكا، دهها هزار مهاجر را مخفيانه و به طور قاچاق وارد فلسطين كردند. آنها با بهره برداری از احساسات انسان دوستانهی افكار عمومیاروپا میكوشيدند آن را به حمايت از مهاجرت يهوديان به فلسطين برانگيزند. تبليغات صهيونيستها به رغم پوشش انسان دوستانه، در واقع ابزاری بود برای متحقق ساختن پروژهی ايجاد يك دولت يهودی در سرزمين فلسطين. عربها در همان زمان در پاسخ به اين تبليغات به درستی میگفتند كه هدف از مهاجرت به فلسطين نه پناه جستن، بلكه اشغال „ارض موعود“ و تشكيل يك دولت يهودی در خاك فلسطين است.
يهوديان به بسياری از كشورها امكان مهاجرت داشتند. در فلسطين نيز عربها مخالفتی با بخشی از پناه جويان نداشتند و فلسطين پيش از آن نيز دهها هزار پناه جوی يهودی را پذيرفته بود. مخالفت آنان نه پذيرش متعارف و متعادل پناه جويان، بلكه با پروژهی صهيونيستها برای تغيير توازن جمعيت در فلسطين و شهرك سازی برنامه ريزی شدهی يهوديان در آن سرزمين بود.پس از پايان جنگ جهانی دوم، امپراتوری انگليس به علت فرسايشها و هزينههای ناشی از جنگ، مشكلات بزرگ مالی، وخامت اوضاع داخلی و ظهور قدرتهای جديد در عرصهی جهانی، ديگر توان لازم را برای ايفای نقش امپراتوری قدرتمند نداشت و ناگزير شد در صحنهی جهان از بسياری مواضع پيشين و حتا بخشهايی از مستعمرات عقب نشينی كند.
در همين ارتباط مسالهی فلسطين را نيز به سازمان ملل واگذار نمود. وزير خارجهی انگليس در ۱۸ فوريه ۱۹۴۷ در توضيح اين تصميم اظهار داشت:
„ما نه قادر هستيم پيشنهادهای اعراب يا يهوديان را بپذيريم و نه میتوانيم راه حلی را به همگان تحميل كنيم“.پس از طرح مساله در سازمان ملل، كميسيون ويژهای مركب از ۱۱ كشور مامور رسيدگی به موضوع فلسطين شد. كميتهی عالی عرب كميسيون را تحريم كرد. در نتيجه كميسيون بدون شنيدن نظرات يكی از دو طرف دعوا، اعراب، گزارش و پيشنهادهای خود را تنظيم كرد و به مجمع عمومیسازمان ملل ارايه داد. پيشنهاد اكثريت كميسيون اين بود كه فلسطين به دو كشور يهودی و عربی تقسيم شود و اورشليم و اماكن مقدس تحت نظارت بينالمللی قرار گيرد. در برابر نظر اكثريت، اقليت كميسيون ايجاد يك دولت فدرال مستقل را با موجوديت عربی و يهودی پيشنهاد كرد.
در زمان تشكيل كميسيون نامبرده پانصد هزار يهودی و يك مليون و صد هزار عرب در سرزمين فلسطين ساكن بودند. سرانجام، پس از گفتگو پيرامون پيشنهاد اكثريت، طرح نهايی سازمان ملل تدوين گرديد. بنا بر اين طرح در ۵۵ درصد سرزمين فلسطين كه در آن ۵۰۰ هزار يهودی و ۴۰۰ هزار عرب ساكن بودند يك دولت يهودی تشكيل میشد و در ۴۵ در صد اراضی باقيمانده يك دولت عربی با ۷۰۰ هزار عرب و چند هزار يهودی تاسيس میگرديد.
در بيت المقدس نيز طبق اين طرح قريب ۲۰۰ هزار نفر- يعنی نيمی عرب و نيمی يهودی- سكونت میگزيدند.
سازمان ملل در زمان تصويب اين پيشنهاد ۵۶ عضو داشت كه بخشی از آن زير نفوذ آمريكا و تعدادی وابسته به شوروی سابق بودند. تصويب قطعنامه مستلزم دو سوم آرا مجمع عمومیبود كه با توجه به شرايط اشاره شده، سرانجام با آرای آمريكا، شوروی و وابستگان به آنها، آرای كشورهای اروپای غربی و فشارهای آمريكا به برخی از كشورها (از جمله تهديد يونان به قطع كمك و تهديد ليبريا به تحريم صادرات كائوچو) توانست اكثريت لازم را بدست آورد.قطعنامه با ۳۳ رای موافق، ۱۳ رای مخالف و ۱۰ رای ممتنع در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ در مجمع عمومیسازمان ملل به تصويب میرسد.طرح تقسيم فلسطين به گونهای كه به تصويب رسيد به طور آشكار به حق حاكميت ملی و اصول مورد قبول سازمان ملل در تضاد بود. طبيعی است كه اين طرح نمیتوانست مورد قبول اعراب باشد. در سرزمينی كه موطن اعراب بود و تا بيست سال پيش از تصويب قطعنامهی سازمان ملل، يهوديان در آن جا اقليتی بسيار كوچك را تشكيل میدادند، ايجاد يك دولت يهودی به دنبال زورگويیها و اقدامات هدفمند صهيونيستها و سازمان دهی مهاجرتِ تحت حمايت انگليس و سپس آمريكا، طبعاً نمیتوانست برای ساكنان عرب اين سرزمين و برای تمامیجهان عرب، امری قابل قبول باشد. افزون بر اين در همان زمانِ تصويب قطعنامه، يهوديان هنوز يك سوم جمعيت فلسطين را تشكيل میدادند. اعراب با كدام منطق و با كدام عدالت بايد میپذيرفتند كه ۵۵ در صد اين سرزمين به يك „دولت يهودی“ واگذار شود و چرا بايد ۴۰۰ هزار نفر از عربهای فلسطين در چارچوب يك دولت يهودی به يك اقليت تبديل شوند؟
تشكيل دولت اسراييل چند ماه پس از تصويب قطعنامه، در ۱۴ مه ۱۹۴۸ بن گورين تاسيس دولت اسراييل را اعلام نمود. اما، قضايا به اين بی عدالتی بزرگ و نقض آشكار حقوق مردم فلسطين و حق حاكميت آنها محدود نماند. صهيونيستها در پی اشغال فلسطين، اشغال „ارض موعود“ بودند و تحقق اين هدف را، هم پيش و هم بعد از تشكيل دولت اسراييل با توسل به هر جنايتی پی گيرانه دنبال كردند.
دولت صهيونيستی و نژادگرا، برای تحقق اين هدفها نمیتوانست خصلتی اشغالگر نداشته باشد و میبايستی برای استقرار در سرزمين موعود، آن را از سكنهی بومیخالی كند و هر روز سرزمينهای تازهای را اشغال نمايد. سه هفته پس از تصويب طرح تقسيم فلسطين، بن گورين در يك سخنرانی اعلام داشت كه طرح نامبرده „پايههای يك دولت پايدار يهودی را تضمين نمیكند.“ پس از تاسيس اسراييل نيز بن گورين و ساير رهبران اين دولت نه مرزهای تعيين شده را پذيرفتند و نه مصوبات طرحِ دربارهی اتحاد اقتصادی را اجرا كردند.
بر عكس تا آن جا كه در توان داشتند از ايجاد دولت فلسطين جلوگيری كردند و هر روز سرزمينهای جديدی را تصاحب كردند.از فردای تصويب طرح در سازمان ملل، سياست تهديد و كشتار فلسطينی ها، سلب مالكيت و وادار ساختن آنها به ترك سرزمين خود همچنان بی وقفه ادامه يافت.
نمونهی فراموش نشدنی آن، قتل عام وحشيانه ی „ديرياسين“ در نزديكی بيت المقدس است.صهيونيست ها ۴ ماه پس از تصويب طرح سازمان ملل و يكماه پيش از تاسيس دولت اسراييل، در ۹ آوريل ۱۹۴۸، هجوم وحشيانهای را برای تصاحب اين دهكده سازمان دادند. در اين يورش جنايتكارانه حدود ۱۱۰ نفر و به روايت هايی حدود ۲۵۰ نفر از اهالی اين دهكده، از زن و مرد و كودك را قتل عام كردند.
اين گونه كشتارها، كه از جنايت های نازی ها دست كمی نداشت، به „ديرياسين“ محدود نبود.
قتل عام در روستای صفصاف و دهكده ی صالحه، يادگارهای ديگری از جنايات آن دوره است. در اين روستاها، با اين كه اهالی آن جا پرچم سفيد برافراشته بودند، مورد حمله سربازان مهاجم قرار گرفتند. آنان زنان و مردان را از يكديگر جدا ساختند، به زنان تجاوز نموده، مردان را با دستهای بسته به قتل رسانده و آنها را در گورهای دستجمعی دفن كردند.
يك روز پس از اعلام تاسيس دولت اسراييل، كشورهای عرب همسايه (اردن، سوريه و مصر) زير فشار نارضايی مردم و خواست آنها مبنی بر كمك به مردم فلسطين، بدون آمادگی لازم عليه اين دولت وارد جنگ شدند. در نتيجه ی اين جنگ كه با وجود چند بار متاركه بيش از يك سال ادامه داشت، اسراييل مرزهای خود را بسيار فراتر از حدودی كه قطعنامه ی سازمان ملل تعيين كرده بود، پيش برد و بخش غربی بيت المقدس را نيز اشغال كرد.
با تصاحب سرزمينهای جديد توسط اسراييل ۸۰۰ هزار فلسطينی ساكن اين سرزمين ها آواره شدند و به كرانه های غربی رود اردن و كشورهای همسايه گريختند.پس از آتش بس، تلاشهای اعراب برای صلح و پيشنهادهای مختلف آنها، از جمله پيشنهادات ملك عبدالله، پادشاه اردن، طرحهای سوريه، پيشنهادهای مصر در دورهی فاروق و پيشنهادهای جمال عبدالناصر در سالهای پس از كودتای „افسران آزاد“، بی نتيجه ماند. اسراييل در پی اشغال تمامیفلسطين بود و به صلح نمیانديشيد. برای اسراييل همان گونه كه اِبا اِبان، نمايندهی اسبق آن در سازمان ملل گفته بود: „قراردادهای آتش بس كافی است. اگر ما به دنبال صلح برويم، اعراب بهای آن را مطالبه خواهند كرد. يا سرزمينها را يا بازگشت آوارگان را يا همه را.“ اين گفتار در واقع بازتاب سياست اسراييل است. اسراييل اين سياست را به رغم شركتهای ظاهری در مذاكرات صلح و كنفرانسهای صلح، در تمام دوران موجوديت خود دنبال كرده است، و كماكان در پی ادامهی آن است.تجاوز به كشورهای عرب همسايه و ا شغال سرزمينهادر۵ ژوئن ۱۹۶۷، اسراييل در جريان جنگی سريع (جنگ ۶ روزه) بخشهای بزرگی از باقيماندهی سرزمين فلسطين را، شامل كرانه ی غربی رود اردن، نوار غزه و بيتالمقدس شرقی به اضافهی بلندیهای جولان از سوريه و صحرای سينا از مصر، اشغال كرد.
پس از پايان جنگ، شورای امنيت سازمان ملل طی قطعنامهای (قطعنامهی ۲۴۲ مصوب نوامبر ۱۹۶۷) از اسراييل میخواهد سرزمينهای اشغالی را تخليه كند. اما، اسراييل نه تنها مناطق اشغالی را تخليه نكرد، بلكه با اجرای سياست شهرك سازی يهودی در اين سرزمينها مسالهی فلسطين را بغرنجتر و كينههای قومی و نژادی را شديدتر ساخت، ايجاد شهركهای يهودی كه دو ماه پس از پايان جنگ آغاز شد، به رغم اعتراضات بينالمللی هر روز شتاب بيشتری يافت، به طوری كه ساكنان شهركهای يهودی نشين در سال ۲۰۰۱ در بيتالمقدس به رقمی بالغ بر ۲۰۰ هزار نفر و در كرانهی غربی رود اردن به جمعيتی در همين حدود رسيد. در نوار غزه نيز نزديك به ۶ هزار يهودی مهاجر در اين شهركها ساكن شدند.امتناع اسراييل از تخليهی اراضی اشغالی، كشورهای عربی را سرانجام به جنگ عليه اسراييل كشاند. دولتهای مصر و سوريه زير فشار مردم اين كشورها و افكار عمومیدنيای عرب كوشيدند مناطق اشغالی را از راه جنگ باز پس گيرند. ارتشهای مصر و سوريه در ۶ اكتبر ۱۹۷۳ تلاش برای بازپس گرفتن سرزمينها را از طريق نظامیآغاز كردند. اما، اين جنگ با وجود در برداشتن پيروزیهايی برای مصر و سوريه نتوانست به هدف مورد نظر برسد و مشكل تخليه ی مناطق اشغالی را حل كند.چهار سال پس از جنگ اكتبر ۷۳، اسراييل به جای اجرای قطعنامهی تخليه ی اراضی اشغالی، با ميانجيگری آمريكا با امضای قرارداد صلح جداگانه موافقت میكند. با توجه به اين توافق، انور سادات رييس جمهور مصر، در ۱۹ نوامبر ۱۹۷۷ به بيتالمقدس میرود و قرارداد صلح ميان اسراييل و مصر را امضا میكند. در اين قرارداد اسراييل موافقت میكند تمامیصحرای سينا را تخليه كند و به مصر پس دهد. با وجود اين تخليه صحرای سينا قريب ۴ سال و نيم به طول انجاميد. هزينهی امضای قرارداد صلح جداگانه ميان مصر و اسراييل برای دنيای عرب و فلسطينیها، در هم شكسته شدن جبهه ی اعراب و تنها شدن فلسطينیها بود. صلح جداگانه عملاً زمينه تعرضهای جديد اسراييل را بيش از پيش هموار ساخت.در ۱۹ مارس ۱۹۷۸، يعنی قريب ۴ ماه پس از امضای قرارداد صلح ميان مصر و اسراييل، ارتش اسراييل به جنوب لبنان تجاوز كرد و ۶ هفته پس از تخليهی صحرای سينا، در ۶ ژوئن ۱۹۸۲ به تهاجمی گسترده عليه لبنان دست زد. بيروت را محاصره كرد و اردوگاههای فلسطينیها و مقر سازمان آزاديبخش فلسطين را بمباران كرد. لبنان بوسيلهی ارتش اسراييل اشغال شد و جهان بار ديگر شاهد صحنههای تازهای از جنايتهای اسراييل و اين بار به همراهی فلانژهای لبنانی متحد آنان- عليه مردم فلسطين و لبنان گرديد. يورشهای وحشيانهی اسراييل توسط آريل شارون وزير دفاع آن روز و نخست وزير سالهای بعد، طراحی و زير نظر و فرماندهی او به اجرا درآمد.
قتل عام ساكنان اردوگاههای صبرا و شتيلا- كه در بخش اول اين مقاله بدان اشاره شد- اخراج سازمان آزاديبخش فلسطين از لبنان و پراكنده شدن اعضای آن در كشورهای مختلف عربی از جمله نتايج اين يورش و تجاوز وحشيانه بود.سركوب اردوگاههای فلسطين، ضربه های وارده بر سازمان آزاديبخش، تعطيل پايگاههای آن در كشورهای همسايهی اسراييل و ترور رهبران برجستهای چون ابوجهاد و ابواياد توسط تروريستهای اسراييل از يك سو و سياست بی عملی و سازشكارانه ی دولتهای عربی از سوی ديگر، دورانی از ركود و بن بست را به مردم فلسطين و مبارزه ی حق طلبانه ی آنها تحميل كرد.
اما آتشی كه رانده شدن از وطن و سرزمين در ميان مردم فلسطين برافروخته است، خاموش نشدنی است. به رغم شكستها و ناكامیها، با ايجاد هر فرصتی، شعله های آن دوباره زبانه میكشد. اين فرصتِ دوباره، قتل چهار كارگر فلسطينی در غزه بود.در دسامبر ۱۹۸۷، چهار كارگر فلسطينی شامگاهان در راه بازگشت از محل كار به خانه به دست اسراييلیها به قتل میرسند.
اين حادثه جرقهای بود كه به سرعت سراسر مناطق اشغالی را فرا گرفت و در مدتی كوتاه به قيام عمومیمردم مناطق اشغالی مبدل شد. با اين جنبش و قيام (انتفاضه) و ادامهی بی وقفهی آن به مدت ۵ سال، فلسطين بار ديگر به يك مسالهی مهم خاورميانه و جهان تبديل گرديد.تاثير انتفاضه بر روی افكار عمومی جهان عرب و فشار آن بر دولتهای عربی، اقدام اين دولتها را در مسالهی فلسطين اجتناب ناپذير كرد. افزون بر اين، آمريكا و اسراييل نيز در برابر اين جنبش كه بازتاب مقاومت درهم ناشكستنی ملتی بود كه با همهی سختیها و آوارگیها از پای نمینشست، نمیتوانستند بی تفاوت بمانند. در چنين شرايطی از يك سو دولتهای عربی به آمريكا متوسل شدند و برای انجام اقداماتی در اين زمينه فشار آوردند و از سوی ديگر رهبران اسراييل علاوه بر فشار ناشی از گسترش انتفاضه با فشار بخش قابل توجهی از مردم اسراييل و جنبش صلح اسراييل روبرو بودند كه خسته از جنگ و خشونت خواستار صلح بودند. آمريكا نيز با توجه به اوضاع بوجود آمده و منافع خود در منطقه، خواهان نوعی حل و فصل مناقشهی اعراب و اسراييل بود. اين حل و فصل، هم شامل عادی سازی مناسبات اسراييل با كشورهای عربی و ايجاد يك دولت مستقل فلسطين، و هم شامل حفظ سلطهی اقتصادی، سياسی و نظامیاسراييل در منطقه میگرديد.بدين ترتيب، آمريكا در اكتبر ۱۹۹۱ مبتكر برگزاری كنفرانسی گرديد كه در آن برای نخستين بار هياتهای نمايندگی كشورهای عربی و نمايندگان اسراييل و فلسطين به گرد يك ميز مینشستند. پس از اين „كنفرانس صلح“ در مادريد، تلاش برای دستيابی به صلح همچنان ادامه يافت و سرانجام بيانيهی توافق اصولی در اين زمينه، در ۱۳ سپتامبر ۱۹۹۳، در واشنگتن توسط اسحاق رابين نخست وزير وقت اسراييل و ياسر عرفات رييس سازمان آزاديبخش فلسطين در حضور بيل كلينتون رييس جمهور آمريكا به امضا رسيد. مدتی بعد نمايندگان اسراييل و فلسطين در اسلو، بر روی متن قراردادی كه „قرارداد اسلو“ نام گرفت، به توافق رسيدند.قرارداد اسلو تنها بخش محدودی از مطالبات مردم فلسطين را متحقق میساخت. بر خلاف قطعنامهی ۱۹۴۷ سازمان ملل، كه در آن ۴۵ درصد از سرزمين فلسطين متعلق به فلسطينیها اعلام شده بود، طبق اين قرارداد اكنون دولت فلسطين بر روی ۲۲ درصد از سرزمين فلسطين تشكيل میگرديد. افزون بر اين، قرارداد نامبرده مسالهی مرزهای خارجی، آوارگان، بيتالمقدس و شهرك سازیهای يهودی نشين را همچنان لاينحل باقی میگذاشت.
با وجود اين، مردم فلسطين و سازمان آزاديبخش به اميد آغاز دوران صلح از اين قرارداد پشتيبانی كردند. اما، همانگونه كه در بخش اول مقاله اشاره شد، اين اميد ديری نپاييد و اسراييل تا سال ۲۰۰۰ كه انتفاضهی دوم به دنبال اقدام تحريك آ ميز شارون آغاز گرديد، تنها به انجام بخشی از تعهداتاش تن داد.۷ سال پس از قرارداد صلح يك سوم از نوار غزه و ۶۰ درصد از كرانهی غربی رود اردن كماكان خارج از ادارهی تشكيلات خودگردانی فلسطين باقی ماند. شهركهای يهودی نشين نه فقط تخليه نشد، بلكه تعداد آنها افزايش يافت.
هزاران زندانی سياسی بر خلاف تعهدات اشاره شده همچنان در زندانهای اسراييل بودند. در اين „سالهای صلح“ شرايط زندگی و معيشت و حتا آزادی حركت در مناطق اشغالی برای فلسطينیها دشوارتر و تحقيرآميزتر گرديد.با وجود اين، سازمان آزاديبخش فلسطين همچنان بر سياست مصالحه و روند صلح تكيه و اميد داشت. اما، اين سياست سرانجام بی حاصلی خود را نشان داد و با شكست روبرو گرديد. آزمون چندين سالهی پس از قرارداد اسلو بار ديگر آشكار ساخت كه اسراييل در پی صلح و پذيرش حقوق مردم فلسطين و حتا پذيرش بخشی از اين حقوق نيست. اسراييل در پی در هم شكستن مقاومت فلسطينیها و ادامهی اشغال سرزمينهاست.صهيونيستها دولت اسراييل را به استناد طرح نوامبر ۱۹۴۷ سازمان ملل تاسيس كردند.
اما، حتا اين مصوبه را در آن جا كه به حقوق فلسطينیها مربوط میشود، اجرا ننمودند. با وجود قطعنامههای متعدد سازمان ملل، از جمله قطعنامهی ۱۹۴ مصوب ۱۱ دسامبر ۱۹۴۸، مبنی بر پذيرش حق تشكيل دولت مستقل فلسطين و حق بازگشت پناهندگان، اسراييل بی اعتنا به آن با ادامهی سياست اشغالگرانه، ۷۸ درصد از اين سرزمين را تصاحب كرده است. با گذشت ۴۲ سال از تصويب قطعنامهی ۲۴۲ سازمان ملل كه طی آن از اسراييل خواسته شده بود سرزمينهای اشغالی را تخليه كند، اين سرزمينها به جز سينايی كه به بهای در هم شكستن جبههی اعراب و امضای قرارداد صلح جداگانه در سال ۱۹۷۷ به مصر پس داده شد، همچنان در اشغال اسراييل مانده است.از زمان تاسيس اسراييل تا كنون قريب ۴۵۰ قطعنامه عليه آن از سوی سازمان ملل در محكوم ساختن سياستها و تجاوزاتاش و يا در موظف كردن آن به اجرای اقداماتی معين به تصويب رسيده است. اما، اسراييل با برخورداری از حمايت اروپا و پشتيبانی همه جانبهی آمريكا بی اعتنا به اين مصوبات، كه بازتاب داوری جهانی و تصميم جامعهی جهانی است و با بی اعتبار و بی ارزش ساختن قطعنامه ها و مصوبات سازمان ملل، همچنان به كارهای غير قانونی خود ادامه داده است. طرفه اين كه آمريكا به بهانهی عدم اجرای قطعنامه سازمان ملل توسط رژيم صدام، آن لشگركشی ويرانگر تاريخی را به عراق به راه انداخت. ولی حامی اسراييل در بی اعتنايی به قطعنامهها و بی اعتبار كردن مصوبات سازمان ملل و شورای امنيت و نقض قوانين و پيمانهای بينالمللی است.تاريخ اسراييل تاريخ به كارگيری مستمر زور و خشونت عليه فلسطينی ها و تجاوز به كشورهای همسايه است. تاريخ ۶۰ ساله ی موجوديت آن، تاريخ اِعمال سركوب و ستم و اجحاف عليه مردم فلسطين و گسترش اشغال سرزمين آن هاست. اين تاريخ ۶۰ ساله اما، در عين حال نشان می دهد كه سلاح های پيشرفته ی اسراييل، ارتش نيرومند، زرادخان هی عظيم توپ و تانك و بمب افكن ها و جنگنده های مدرن آن قادر نيستند مقاومت مردم فلسطين را در هم شكنند. نتيجه و محصول كار ماشين نظامیاسراييل نه پايان دادن به مقاومت فلسطينی ها، بلكه برانگيختن كينه و دشمنی مردم عرب و مسلمان جهان، برانگيختن جنگ مذهب ها، دامن زدن به رشد بنيادگرايی مذهبی در اسراييل و كشورهای اسلامی و گسترش نفرت و اعتراض جهانيان به دولت صهيونيستی است. ماشين نظامیاسراييل عامل توليد و بازتوليد ترور و خشونت و عمليات انتحاری و روی آوردن هزاران جوان خشمگين مسلمان و فلسطينی به سازمانهای راديكال و گروههای تروريستی است.استقرار صلح و آرامش در منطقه بدون خاموش كردن اين ماشين، بدون مهار اسراييل و سياست جنگ، تجاوز و اشغال و بدون تامين مطالبات محقانه ی مردم فلسطين ممكن نخواهد بود

Centre Al Mezan pour les Droits de l'Homme

Centre Al Mezan pour les Droits de l'Homme


http://www.youtube.com/watch?v=oIVfcOeIJyQ&eurl=http%3A%2F%2Ffourthreichisrael%2Ewordpress%2Ecom%2F&feature=player_embedded

RUMI , If you can't go to sleep

if you pass your night
and merge it with dawn
for the sake of heart
what do you think will happen
if the entire world
is covered with the blossoms
you have labored to plant
what do you think will happen
if the elixir of life
that has been hidden in the dark
fills the desert and towns
what do you think will happen
if because of
your generosity and love
a few humans find their lives
what do you think will happen
if you pour an entire jar
filled with joyous wine
on the head of those already drunk
what do you think will happen
go my friend
bestow your love
even on your enemies
if you touch their hearts
what do you think will happen

۱۳۸۸ فروردین ۴, سه‌شنبه

اسرائیل 'با زور' مانع برپایی جشن فلسطینیان می‌شود: BBC

آوی دیختر، وزیر امنیت عمومی اسرائیل به پلیس این کشور گفته با توسل به زور مانع از برپایی جشن های فلسطینیان در بیت المقدس و ناصره شود.
دولت خودگردان فلسطین قرار است امروز در بخش شرقی بیت المقدس جشن های فرهنگی فلسطینی برپا کند. این دولت گفته که این جشن ها هنری و آرام و به دور از خشونت خواهند بود.
به نوشته روزنامه هاآرتص، دولت خودگردان فلسطین می خواهد هواپیمای بی موتوری (گلایدر) را به پرواز در آورد و پرچم فلسطین را بر فراز دیوار غربی (ندبه) در بخش قدیمی شهر در هوا ترسیم کند. این جشن به منظور اعلام بیت المقدس به عنوان پایتخت فرهنگی جهان عرب در سال 2009 است.
محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین این جشنواره را از شهر بیت اللحم در کرانه غربی افتتاح خواهد کرد.
آقای دیختر به پلیس بیت المقدس دستور داده تا به هر طریقی مانع از برگزاری این جشنواره شود. نیروهای پلیس به بخش عرب نشین و قدیمی شهر اعزام شده اند تا مانع از آنچه اسرائیل "درگیری" می خواند، شوند.
محمد برکه، نماینده پارلمان اسرائیل از این اقدام وزیر امنیت عمومی کشور انتقاد کرده است. او به روزنامه هاآرتص گفته است این رویداد فرهنگی است.
آقای برکه افزود: " دولت فعلی اسرائیل نه تنها دشمن صلح، بلکه دشمن فرهنگ هم هست."
پلیس بیت المقدس گفته که قانونی را به اجرا می گذارد که طبق آن دولت خودگردان، حق برپایی هیچ جشنی را در بیت المقدس نخواهد داشت.
بیت المقدس شرقی در سال 1967 در جنگ اعراب با اسرائیل به تصرف اسرائیل در آمد. دولت اسرائيل در سال ۱۹۸۱ بيت المقدس شرقی را به خاک خود ضمیمه ساخت، اما جامعه جهانی این امر را به رسمیت نشناخته است.
فلسطینیان خواهان آن هستند که کشور مستقل آنها با پایتختی بیت المقدس شرقی شکل گیرد و نگران این مساله هستند که ساخت و سازهای اسرائیل، ارتباط میان بیت المقدس شرقی و کرانه غربی را قطع می کند.

Broadcast on Democracy Now!

Broadcast on Democracy Now!

http://www.democracynow.org/2009/2/11/palestinian_lawmaker_mustafa_barghouti_on_the

On December 27, 2008, Israel Began One of the Bloodiest Attacks on Gaza Since 1948.
Democracy Now! speaks with medics and UN Relief Workers on the Ground, civilians and journalists inside both Gaza and Israel, hosts debate between leading scholars and advocates on both sides of the
conflict, and much more




























State Terror’ in Gaza Attack, Preventing Peace








Policy’–Renowned Jewish Playwright Tony Kushner Speaks Out Against Israel’s Assault on Gaza
January 13, 2009: Gaza Suffers Most Intense Bombardment of 18-Day Israeli Assault
January 12, 2009: Kucinich Cites Arms Export and Control Act in Decision to Vote Against House Measure Supporting Israeli Offensive








Professor Neve Gordon: A Debate on the Israeli Assault on Gaza


























Hermes 450 drone is workhorse for Israeli Defence Forces

guardian.co.uk
Hermes 450 drone is workhorse for Israeli Defence Forces
A Hermes 450 unmanned aerial vehicle deployed by the US Department of
Homeland Security. Photograph: AFP/Getty Images

Its ability to fly almost autonomously and carry a wide variety of payloads has made the Hermes 450 a workhorse of the Israeli Defence Forces for the past 10 years. The drone, nicknamed Zik, or spark, by the Israeli airforce is easily recognisable from its 10.5m-wide, ruler-shaped wings, tricycle-style undercarriage and V-shaped tails.
It can take off from short runways or be fired into the air from a ground-based catapult and, once airborne, can be set to fly a pre-programmed route, leaving operators to focus on information relayed back by its onboard cameras and sensors.
The imaging systems are housed in twin domes on the underside of the fuselage.
Daytime and infra-red night video are standard, giving controllers around the clock, real-time video feeds. Most carry a laser rangefinder, automatic target tracking systems and laser illumination systems, which can highlight a target with a spot of laser light.
The high-quality cameras are stabilised and vibrations that could blur images being sent back to base are minimised further by powering the drone with a smooth-running Wankel rotary engine.
The drones are made of lightweight composites, but still weigh 450kg on take-off.
A standard Hermes 450 can fly up to 124 miles from its base, a range set by their need to maintain a line-of-sight datalink to send images and other information back. Flight tests have been completed on more advanced versions that send data back via a satellite communications module mounted over the wing. By adding an extra fuel tank as part of its payload, maximum mission times can be extended from 20 to 30 hours.
While the drones can reach an altitude of 18,000ft , they usually cruise at around 70 knots at 16,000ft, dropping to 10,000 feet to obtain video footage and still images.
A version of the Hermes 450 called Watchkeeper is being developed for the British military.
In June 2004, the US department of homeland security, customs and border protection used Hermes 450s to patrol the Arizona-Mexico border. According to Jane's Unmanned Aerial Vehicles and Targets, the aircraft clocked up 480 hours and prevented 11 drug-smuggling attempts and more than 780 attempts to enter the US illegally.
But of the Hermes 450s' more than 65,000 accumulated hours of flying around the world, the majority have involved missions flown by the Israeli military from Palmachim airbase near Tel
Aviv.

Israeli Soldiers Expose Atrocities in Gaza:Antiwar.com

Antiwar.com

http://www.antiwar.com/ips/kesskloch.php?articleid=14431


March 20, 2009

by Jerrold Kessel and Pierre Klochendler
JERUSALEM – Based on testimony from Israeli soldiers who took part in the recent war in Gaza, Israel is being confronted directly with the serious charge that permissive rules of engagement allowed for the killing of Palestinian civilians and widespread destruction of Palestinian property.
The disclosures created a stir after first publication Thursday in a major front-page spread in the Tel Aviv daily, Haaretz. The charges are all the more telling in that they are based on first-hand accounts from dozens of combat soldiers who served in the war. Their testimonies were compiled by an academic college the soldiers had attended in a prep course before being drafted
.
This represents the first uncensored recording in Israel of what occurred within combat units which took part in what Israeli codenamed Operation Cast Lead. The picture drawn by the soldiers differs radically from the refined version of the war provided by military commanders to the public and Israeli media.
The report includes the testimony of one NCO (non-commissioned officer): "A company commander with 100 soldiers under his command saw a woman walking down a road some distance away, but close enough that you could've gunned down whoever you identified...She was an elderly woman – whether she raised any suspicion, I don't know
. But what the officer did in the end was to put men on the roof and with the snipers bring her down. I felt it was simply murder in cold blood."
As presented in the report, Danny Zamir, head of the army prep-course, who compiled the transcript of the testimonies, intervened:
"I don't get it – why did he have her shot?"
The soldier who witnessed the incident replied:
"That what's great in Gaza, you could say – you see someone walking down a track, not necessarily armed, and you can simply shoot them. In our case, it was an elderly woman. I didn't see her with any weapon. The order was to bring the person down, that woman, 'as soon as you sight her'. There are always warnings, and there's always the saying – 'it could be a suicide bomber'. What I felt was a lot of bloodthirstiness. Because, we weren't in many engagements, our battalion was only involved in a
very limited number of incidents with terrorists."
According to the Palestinian Center for Human Rights, 1,434 Palestinians were killed during the Israeli offensive, 960 of them civilians, among them 288 children. Palestinians have spoken insistently of atrocities by Israeli troops and of random destruction of thousands of homes. Israel has brushed off the accusations and calls for investigations into "war crimes" committed during the war, dismissing it as "anti-Israel propaganda."
In the report, another infantry squad leader gave this account of an incident where an IDF (Israeli Defense Forces) sniper shot and killed a Palestinian woman and her two children: "There was a house with a family inside....We put them in a room. Later we left the house and another platoon entered it. A few days later there was an order to release the family. They had set up positions upstairs. There was a sniper position on the roof," the soldier said.
"The platoon commander let the family go and told them to go to the right. One of the women and her two children didn't understand the instructions. They went to the left. No one told the sniper on the roof that they had been permitted to go, that it was okay, and he should hold his fire and he...he did what he was supposed to, like he was following orders."
According to the squad leader's account, "The sniper saw a woman and children approaching him, they crossed the line he was told no one should cross. He shot them straightaway. In the end, what happened is that he killed them. I don't think he felt too bad about it, because, as far as he was concerned, he was doing his job according to the orders he'd been given. The atmosphere in general, from what I understood from most of my men who I talked to...I don't know how to describe it...The lives of Palestinians, let's say, are very, very much less important than the lives of our soldiers. As far as they're concerned, that's the way they can justify it."
"I was in shock at what I heard," said Zamir in an interview on Israel Radio. "The incidents involving the killing of civilians are the most disturbing and need to be investigated. What I also found very distressing was how the norms of the army's code of conduct have been eroded and how widespread the aberrations are at junior commander level."
Zamir said the soldiers reported that officers never intervened when troops deliberately damaged property, harassed civilians or wrote "Death to Arabs" graffiti. The report also quotes individual soldiers reporting that, when they tried to remonstrate with fellow soldiers who were causing wanton damage, they were met with the response, "Because they're Arabs."
"This is not the Israeli Defense Forces that we used to know," said Zamir. Amos Harel, the Haaretz military affairs correspondent who broke the story, says the accounts have a ring of authenticity. "The soldiers are not lying, for the simple reason that they have no reason to do so. There's a continuity of testimony from different parts of the Gaza war zone. Read the transcript and you won't find any judgment or boasting. This is what the soldiers saw in Gaza."
Israel's army is a temple of social consensus and a national melting pot. It is one of the fundamental tenets of Israel's social fabric that the army does not commit war crimes, and operates according to "the highest ethical standards," even in war time. They call it
"purity of arms."
The accounts expose a dehumanizing view of 'the enemy' that seems to be more extreme than ever among Israeli soldiers. But the deterioration has been going on for decades – since Israel's occupation of Palestinian lands has meant that the Israeli army has been principally engaged in fighting guerrillas in civilian populated areas; this has included fighting two Palestinian Intifada uprisings and two wars in Lebanon, one against the Palestinian Liberation Authority and one against Hezbollah.
The report of what happened in Gaza was submitted three weeks ago to Israel's Chief of Staff, Lt.
Gen. Gaby Ashkenazi. The army says it will investigate the allegations thoroughly.
But Harel says that "if the army never heard about these incidents, it's a reasonable assumption that it didn't want to know. The soldiers describe the reality in combat units, from the level of company commander down. In debriefings, the participants usually include company commanders up. It seems that, except for isolated incidents, the rule is 'you don't ask, we won't tell.'"
Asked on Israel Radio to comment on the report, Defense Minister Ehud

:Barak stuck to the credo
"I only heard of the charges this morning. I'm convinced that the army will carry out a thorough investigation. There are always exceptions, but our army is the world's most moral. Our soldiers talk openly when they return home."
Moshe Negbi, a leading legal expert, told IPS that an independent inquiry was essential –
"not only for justice to be seen, but also as a most effective way of heading off increasing world pressure for a war crimes inquiry against the Israeli military."
Whether there will be a major public grappling within Israeli society that will press for such an inquiry is improbable. Ever since the beginning of the occupation more than 40 years back, and especially in the last decade since the Second Intifada, attitudes and public and political discourse in regard to the Palestinians, and to Arabs in general, have been degraded.

Police clash with Arab-Israeli residents;:guardian.co.uk, Tuesday 24 March 2009



guardian.co.uk
Tuesday 24 March 2009


Police clash with Arab-Israeli residents
Israeli riot police battled with residents in the Arab-majority town of Umm al-Fahm when trouble flared following a rightwing Israeli march in the town

Guardian investigation uncovers evidence of alleged Israeli war crimes in Gaza


Guardian investigation uncovers evidence of alleged Israeli war crimes in Gaza
Palestinians claim children were used as human shields and hospitals
Tuesday 24 March 2009 09.30 GMT
Article history
'http://static.guim.co.uk/static/71659/common/flash/brightcovewrapper.swf',
Clancy Chassay investigates claims from three brothers that the Israeli military used them as human shields during the invasion of Gaza
Link to this video
The Guardian has compiled detailed evidence of alleged
war crimes committed by Israel during the 23-day offensive in the Gaza Strip earlier this year, involving the use of Palestinian children as human shields and the targeting of medics and hospitals.
A month-long investigation also obtained evidence of civilians being hit by fire from unmanned drone aircraft said to be so accurate that their operators can tell the colour of the clothes worn by a target.
The testimonies form the basis of
three Guardian films which add weight to calls this week for a full inquiry into the events surrounding Operation Cast Lead, which was aimed at Hamas but left about 1,400 Palestinians dead, including more than 300 children.
The Israeli Defence Forces (IDF) refused to respond directly to the allegations made against its troops, but issued statements denying the charges and insisted international law had been observed.
The latest disclosures follow soldiers' evidence published in the Israeli press about the killing of Palestinian civilians and complaints by soldiers involved in the military operation that the rules of engagement were too lax.
Amnesty International has said Hamas should be investigated for executing at least two dozen Palestinian men in an apparent bout of score-settling with rivals and alleged collaborators while Operation Cast Lead was under way.
Human rights groups say the vast majority of offences were committed by Israel, and that the Gaza offensive was a disproportionate response to Hamas rocket attacks. Since 2002, there have been 21 Israeli deaths by Hamas rockets fired from Gaza, and during Operation Cast Lead there were three Israeli civilian deaths, six Israeli soldiers killed by Palestinian fire and four killed by friendly fire.
"Only an investigation mandated by the UN security council can ensure Israel's co-operation, and it's the only body that can secure some kind of prosecution," said Amnesty's Donatella Rovera, who spent two weeks in Gaza investigating war crime allegations. "Without a proper investigation there is no deterrent. The message remains the same: 'It's OK to do these things, there won't be any real consequences'."
Some of the most dramatic testimony gathered by the Guardian came from
three teenage brothers in the al-Attar family. They describe how they were taken from home at gunpoint, made to kneel in front of Israeli tanks to deter Hamas fighters from firing, and sent by Israeli soldiers into Palestinian houses to clear them. "They would make us go first so if any fighters shot at them the bullets would hit us, not them," 14-year-old Al'a al-Attar said.
Medics and ambulance drivers said they were targeted when they tried to tend to the wounded; sixteen were killed. According to the World Health Organisation, more than half of Gaza's 27 hospitals and 44 clinics were damaged by Israeli bombs.
"http://static.guim.co.uk/static/71659/common/flash/brightcovewrapper.
Link to this video
In a report released today, a medical human rights group said there was "certainty" that Israel violated international humanitarian law during the war, with attacks on medics, damage to medical buildings, indiscriminate attacks on civilians and delays in medical treatment for the injured.
"We have noticed a stark decline in IDF morals concerning the Palestinian population of Gaza, which in reality amounts to a contempt for Palestinian lives," said Dani Filc, chairman of Physicians for Human Rights Israel. The Guardian gathered
testimony on missile attacks by Israeli drones against clearly distinguishable civilian targets. In one case a family of six was killed when a missile hit the courtyard of their house. Israel has not admitted using drones but experts say their optical equipment is good enough to identify individual items of clothing worn by targets. The Geneva convention makes it clear medical staff and hospitals are not legitimate targets and forbids involuntary human shields.

Link to this video
The army responded to the claims.
"The IDF operated in accordance with rules of war and did the utmost to minimise harm to civilians uninvolved in combat. The IDF's use of weapons conforms to international law," it said. The IDF said an investigation was under way into allegations hospitals were targeted. It said Israeli soldiers were under orders to avoid harming medics, but: "However, in light of the difficult reality of warfare in the Gaza Strip carried out in urban and densely populated areas, medics who operate in the area take the risk upon themselves."
Use of human shields was outlawed by Israel's supreme court in 2005 after a string of incidents. The IDF said only Hamas used human shields by launching attacks from civilian areas. An Israeli embassy spokesman said any claims were suspect because of Hamas pressure on witnesses. "Anyone who understands the realities of Gaza will know these people are not free to speak the truth. Those that wish to speak out cannot for fear of beatings, torture or execution at the hands of Hamas," the spokesman said in a written statement.
However, the accounts gathered by the Guardian are supported by the findings of human rights organisations and soldiers' testimony published in the Israeli press.
An IDF squad leader is quoted in the daily newspaper Ha'aretz as saying his soldiers interpreted the rules to mean "we should kill everyone there [in the centre of Gaza]. Everyone there is a terrorist."
• This article was updated on Tuesday March 24 2009 to reflect changes made for the first edition of the Guardian newspaper.
Printable version
·
·
·
·

Series
Gaza war crimes investigation

Video
Gaza war crimes investigation: attacks on medics

آزادگان!! آزادگان!! Gaza war crimes investigation

آزادگان!! آزادگان!! برای درک فاجعه کشتار "غزه"، اين سه ويديو گزارش روزنامه گاردين را ملاحظه نماييد!!

Gaza war crimes investigation

Civilians, medics and investigators talk to the Guardian about allegations of war crimes during Israel's 23-day campaign in Gaz

http://www.guardian.co.uk/world/series/gaza-war-crimes-investigation