۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

رسوایی بزرگ برای صدا و سیما ؛ متن صورت جلسه مدیران صداوسیما در خصوص عاشورای تهران

اختصاصی جرس /

(جرس):

اقدامات تاسف بار صداوسیما در سالهای گذشته همواره مورد انتقاد دلسوزان کشور بوده است. اما مدیران و تصمیم گیران این رسانه که متاسفانه عنوان "ملی" را نیز با خود یدک می کشد، هموراه منافع جناحی و گروهی را بر منافع ملی ترجیح می دهد.

صداوسیما که زیر نظر مستقیم آیت الله خامنه ای اداره می شود در ماههای گذشته عملکردی به شدت یکسویه داشته و بارها با دروغگویی سعی داشته است تا اهداف و خواسته های میلیونها هوادار جنبش سبز را به گونه ای دیگر نمایش دهد. و در حوادث خونین پس از انتخابات نیز همواره جای شاکی و متهم را عوض کرده است.

خبرنگار جرس، سندی از صورت جلسه مدیران صدا وسیما در خصوص حوادث عاشورای خونین تهران که سی و هفت نفر در آن به شهادت رسیدند را به دست آورده که حاوی نکات بسیار مهمی است.

یکی از نکات بسیار مهم این بیانیه بند 7 این صورت جلسه است که به خوبی نشان دهنده رفتار غیر ملی و ضد انسانی صداوسیما است، در این بند آمده است که موضوع شهدای روز عاشوراباید با توسل به تبلیغات "مشکوک" خوانده شود. این در حالی است که پلیس رسما تاکنون موضوع شهادت 8 تن از شهروندان سبز اندیش تهرانی را تایید کرده است.

در بند 8 این سند نیز تاکید شده است تا با سوء استفاده از عنصر رسانه و با تبلیغات حضور صدهها هزارنفری مردم تهران در عاشورای حسینی و در خیابانهای مختلف را سانسور شود.

این سند بیش از هرچیز نشان دهنده هراس و نگرانی عمیق مسئولان صدا وسیما از خروش عظیم مردم در روز عاشورا و زبونی آنها در برابر اقتدار ملت است. این سند همچنین رسوا کننده اهداف و عملکرد واقعی صدا وسیمای ضد ملی است.

بازداشت ۲۱۰ تن از دانشجویان سبز دانشگاه آزاد مشهد


یکی از نزدیکان آیت الله خامنه ای نیز میان بازداشت شدگان است

جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸ - ۰۱ ژانويه ۲۰۱۰
(جرس): در پي برگزاري تجمع سكوت بيش از سه هزار دانشجو دانشگاه آزاد مشهد در روز پنجشنبه دهم دي در اعتراض به حمله خونين چهارشنبه به اين دانشگاه ، بيش از 180 دانشجو معترض اين دانشگاه بازداشت شدند.
به گزارش جرس تعداد كل دانشجويان بازداشتي اين دانشگاه با احتساب بازداشت شدگان روز چهارشنبه به 210 تن رسيده است.
گفتني است دهها دانشجو اين دانشگاه نيز در حمله خونين چهارشنبه انصار به اين دانشگاه با چاقو ، قمه و چوب دستي مجروح شدند كه حال دو تن از اين دانشجويان كه چاقو به گردنشان خورده به شدت وخيم گزارش شده است و هيچ اطلاعي ازآنان در دست نيست ، امري كه احتمال كشته شدن اين دو دانشجو دختر را تقويت كرده است.
در اين تجمع دانشجويان دانشگاه آزاد مشهد نسبت به حمله وحشيانه انصار به اين دانشگاه در روز چهارشنبه معترض بودند و خواستار آزادي دانشجويان بازداشتي اين دانشگاه از روز گذشته بودند.
در حالي كه دانشگاه آزاد مشهد از ساعات ابتدايي صبح توسط نيروهاي انتظامي ، امنيتي و اراذل و اوباش انصار محاصره شده بود، اين تجمع سكوت با حضور بيش از سه هزار دانشجو اين دانشگاه از ساعت 11:30 تا 4 بعد از ظهر برگزار شد و نمايندگاني از شوراي تامين شهر مشهد ميان دانشجويان حاضر شدند و از دانشجويان خواستند كه به تجمعشان پايان دهند تا دانشجويان بازداشتي روز گذشته آزاد شوند ، ولي دانشجويان متحصن اين دانشگاه اين درخواست را رد كردند و پايان تجمع را منوط به آزادي دوستانشان كردند.
دانشجويان ساعت چهار كه تعدادشان به بيش از چهار هزار نفر ميرسيد اعلام كردند كه روز شنبه نيز در اعتراض به بازداشت دوستانشان و جهت مشخص شدن وضعيت دانشجويان زخمي ، خصوصا دو دانشجويي كه شايعه به شهادت رسيدنشان قوت يافته است ، به تجمعاتشان ادامه خواهند داد.
پس از خروج دانشجويان از دانشگاه مجددا نيروهاي يگان ويژه و لباس شخصي هاي حامي دولت كودتا به دانشجويان حمله كردند و حدود 200 دانشجو را بازداشت كردند.
اين گزارش حاكيست تمامي نمايندگان دانشجويان متحصن كه درجلسه با مسئولان دانشگاه و نمايندگان شوراي تامين شركت كرده بودند نيز بازداشت شده اند.
سيد صدرا ميردامادي و همه اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي اين دانشگاه نيز در ميان بازداشت شدگان هستند.
سيد صدرا ميردامادي از دانشجويان بازداشتي دانشگاه آزاد و عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي اين دانشگاه ، از بستگان نزدیک آيت الله علي خامنه اي است.
دانشجويان بازداشتي به بازداشتگاههاي پليس امنيت واقع در خيابان رضا ، كوي پليس واقع در رضاشهر و بازداشتگاه مبارزه با مفاسد شهر مشهد منتقل شده اند.
خانواده دانشجويان بازداشتي مشهد از ساعات ابتدايي شب گذشته در مقابل پليس امنيت تجمع كرده اند و خواستار آزادي فرزندانشان شدند.

فيلم تجمع سكوت هزاران دانشجو دانشگاه آزاد در روز پنجشنبه 10 دي:
http://www.youtube.com/watch?v=OKKQabpekyc‍

فيلمي از حمله خونين كودتاگران به دانشگاه آزاد مشه در روز جهارشنبه 9 دي:
http://www.youtube.com/watch?v=Qty7WVxnegg

حرکت خودروهای سنگین زرهی به سمت تهران


(جرس): از ساعتی پیش صدها نیروی نظامی و دهها خوروی سنگین زرهی حرکت خود را از کرج به سمت تهران آغاز کرده اند.

به گزارش خبرنگار جرس، برخی از این خودروها که ویژه سرکوب تظاهرات های درون شهری است تاکنون در خیابانهای تهران مشاهده نشده بود.

همچین صدها نیروی نظامی نیز از این شهر در حال حرکت به سمت تهران هستند.

گسیل نیروهای بیشتر و تجهزیات نظامی سنگین تر به تهران را ناظران مرتبط با حوادث عاشورای تهران می دانند که در آن مردم در پاره ای از ساعات نیروهای گاردی را یا فراری دادند و یا محاصره کردند و موتورسیکلت ها و خودروهای آنها را به آتش کشیدند. نیروهای نظامی بیم آن دارند که انتشار تصاویر مربوط به این حادثه موجب روحیه گرفتن معترضین و رویارویی بیشتر آنها با یگان های نظامی سرکوبگر شود

گزارشی از تهران در روز عاشورا


الان دیگه از نیمه شب تهران گذشته و گزارش شاهدای عینی رو دادن شاید اونقدر جذابیت نداشته باشه، به ویژه اینکه کلی تصویر و متن تا حالا دیدیم سرش، ولی به نظر من امروز شاهد یک تغییر ماهوی جدی بودیم. یک نقطه بی ازگشت و هر چی سند از امروز داشته باشیم بعدا به کارمون میاد. نه فقط به کار مبارزه کوتاه مدت که به کار شناختن خودمون در دراز مدت هم میاد. چرا که اون لحظه ای که ما هم واکنش مطلق میشیم و جلوی چشممون رو خون میگیره هم جزوی از این خودمونه. چیزی که واقعا هستیم نه چیزی که دوست داریم باشیم. (فکر کنین اگه یادداشت کسایی که تو ۱۷ شهریور یا بهمن ۵۷ تو خیابون ها بودن رو داشتیم چه شناختی از پدرا و مادرامون میداد ،اون جوری که بودن و رفتار کرده بودن نه اون جوری که بعد ا خواستن برای ما جلوه کنن) ؟ نقل از دایی ام : امروز تنها رفتم. ماشین رو پایین میدان فلسطین گذاشتم. از دست ف(همسرش) و م (پسر ۱۸ سالش) در رفتم صبحی. فکر کردم خیلی بیشتر نگران میشم اگه اونا هم باشن . توی خیابون بزرگمهر از این کارم خجالت کشیدم. زنای ۷۰ ساله همسن و هم شکل مامان پوران (مادرش و مادر بزرگ من که ۱۰ سالیه فوت کرده)، پیرمردایی که تصویرشون به عنوان بازنشسته با نیمکت پارک ها عجین شده ، در کنار بچه های جوون، همه جور آدمی بود. قیافه ها طوری بود که همه ذهنیات آدم رو همون چند دقیقه اول به هم میریخت. آدمایی که فکر میکردی تا لحظه آخر پای همه چی حکومت هستن. کسایی که اگه جایی باشن نا خود آگاه خانوما حجابشون رو جلو میکشن و ما هم به جای سلام میگیم سلام علیکم، بدون اینکه بدونیم چرا داریم جلوی اینا تظاهر میکنن، حالا خط مقدم بودن و انگار میخاستن تا آخر خط هم برن. امروز یه چیزی عوض شده بود. نیرو های ویژه گاز اشک آور میزدن و مردم فرار نمیکردن. تیر هوایی میزدن و مردم فرار نمیکردن. به جاش رو به نیروهای نظامی نگاه میکنن و داد میزنن ما بچه های جنگیم، بجنگ تا بجنگیم. استراتژی اصلی پلیس این بود که نذارن مردم به میدون انقلاب برسن وتا آزادی تظاهرات کنن. بر ای همین مردم ۲۰۰ تیکه شده بودن ولی در عوض ۲۰۰ تا جبهه باز شده بود و اینام نیرو کم آورده بودن تو خیابون بزرگمهر، ۵۰ - ۶۰ متر بالای چهار راه ولی عصر، مردم سنگر بندی کردن. با سطل زباله و میله و چیزایی که از یه ساختمون نیمه کاره آوردن برای همین موتورها نمیتونستن بیان. برای اولین بار بعد از انقلاب یه خیابون کامل مال ما بود. اجر ها رو هم از همون ساختمون آورده بودن و کپه کرده بودن و یه سری آدم میشکستن شون تا کوچیک و قابل پرت کردن بشن. هر کدوم از اون اداما حالا ۵-۶ تا سنگ دستش بود، حتا بعضی از همون زنای مسن همون زنایی که قبح کتک زدنشون توی ۱۳ آبان توسط حکومت شکسته بود. حتا اگه نمیزدن هم انگار نگه داشتنش بشون قدرت میداد. با در دست داشتن این سنگا میخاستن بگن انگار چرخه اینکه هر ۲-۳ ماه یک بار ما بیام بیرون و کتک بخوریم و بعد حتا یکی از روزنامه ها هم جرات نکنه اینو بنویسه شکسته شده. هر چند همین زن ها هم بودن که وقتی جایی سربازی رو مردم میگرفتن و اعمال خشونت جدی میشد مانع میشدن. فکر میکنی بدون موبایل و اینترنت تو فضای تعلیقی ولی خبر ها همین جوری دست به دست میشد و این بود که ادما رو خیلی عصبانی میکرد. وقتی یه جوونی با صورت خونی از حافظ اومد و خبر داد اونجا چی شده و با چشای خودش دیده کسی مرده و زد زیر گریه ، یا وق تی شایعه شد که تو خیابون بهبودی خونه ای که مردم بش پناه بردن رو مامورا آتیش زدن، مردم خیلی از کوره در میرفتن. سنگ ها رو طوری پرتاب میکردن که انگار از توپ جنگی پرتاب شده تو این فضا نمیدونی داری چه کارمیکنی ، نه از کسی خبری داری نه آدمای دور و برت رو میشناسی، آدمایی که حتا مرگ و زندگیت بشون وابسته است، چون باهاشون خشن میشی، اگه تو یه لحظه حساس بگن از کدوم ور فرار کن بهشون و تصمیمشون اعتماد میکنی، و احتمالا اگه زخمی هم بشی اونا باید کمکت کنن و برسوننت بیمارستان. ولی انگار یه جور به هم متصلین. انگارهمدیگرو میشناسین و میتونین با هم حرف بزنین.. میتونی متقاعد شون کنین که مثلا این سرباز وظیفه است و نباید تاوان گناه اون بالایی ها رو بده یا اینکه ما نباید مثل اونا رفتار کنیم . هر چند وقتی خبر میاد که همون سرباز وظیفه ها با ماشین از روی تظاهر کننده ها رد شدن کارت خیلی سخت میشه برادرم: ماشین رو تو مجتمع فریهان (روبروی امجدیه) پارک کردیم. ساعت ۱۰ و نیم صبح بود. با عطا و امیر و مسعود. از امجدیه که انگار نیروها رو اونجا نگه میدارن چند تا ون بیرون اومد. سرایدار مجتمع میگفت از ۷ تا ۹صبح خیلی خیلی نیرو بیرون اومده . ولی انگاربیشتر نیرو ها حد فاصل آزادی انقلاب بودن.پیاده رفتیم دروازه دولت، ۳-۴ هزار نفری بودیم، با جمیعت قل خوردیم اول به میدون فردوسی، بعد بالا تا سر سمیه و از اونجا تا نزدیکای شرکت یا وزارت نفت، که تو سمیه بعد از حافظه. اینجا خیلی بودیم. ۴۰-۵۰ هزار نفر. از هر جا رد میشدیم به فراخور جاش شعار میدادیم. جلوی شرکت نفت خوب معلومه: پول نفت چی شده خرج بسیجی شده. تو کل این مدت، گاز اشک آور پشت گاز اشک آور. همه جا هم آتیش بود. خبر کشته ها رو باور کردن با اون همه صدای تیر که میومد آسون بود . ما رفتیم زیر پل حافظ روبروی در پلی تکنیک. مردم به سمت پلیس های روی پل سنگ میزدن و پلیس ها هم سنگ ها رو رو سر مردم پرت میکردن. با این فرق که پایین کلی ادم بود. به نظر من خیلی ها اونجا با اون سنگ ها زخمی شدن. حافظ رو اومدیم بالا به سمت کریمخان. یه دفعه چند تا ون و هایلوکس وسط جمعیت گیر افتادن. مردم ماشین ها رو سنگ سار کردن. سنگسار. بعد هم خلع سلاحشون کردن و شروع کردن با باتوم کتکشون زدن. نمیدونم چی شد که دیدم یه باتوم هم دست منه. امیر اومد و نگهم داشت. من انگار خودم نبودم. بچه ها دستمو گرفتن و کشوندنم بالا. رفتیم سر کریمخان به سمت میدون ولی عصر . دو تا ماشین آتیش نشونی با بوق اومدن و مردم هم داشتن داد میزدن که راه براشون باز کنن که یه دفعه معلوم شد یه ون پلیس بین این دو تا قایم شده. مردم ون رو آتیش زدن در حالی که سرباز ها هنوز توش بودن. ماشین های آتیش نشونی رو هم گرفتن. ۶ تا بازداشتی هم که پشت ون مثل حیوون روی هم تلنبار کرده بودن رو آزاد کردن. سربازام که بیرون اومده بودن حسابی کتک خوردن. این ۲ تا اتفاق آخری بین۱:۳۰ تا ۲:۱۰ دقیقه افتاد. زمانی که گاز اشک آوری در کار نبود چون مثل اینکه تموم کرده بودن. بعد آوردن براشون دوباره و اینبار ۵ تا ۵ تا اشک آور میزدن من کم آورده بودم.. از صبح دویده بودیم، از صبح مرتب اشک آور خورده بودیم از صبح خون و ادم زخمی و نیمه مرده دیده بودیم. حتا ۳۰ خرداد اینجوری نبود. دیگه نیرو ها زیاد شدن. فرار کردیم تو حافظ.. دیدیم از ج لو داره یک عالمه ماشین و موتور میاد. از پشت هم ون ها شورو کردن اومدن. یه دفعه دیدیم ۱۰۰ نفر هم نموندیم وسط حافظ. جمعیت غیب شده بود. انگار همه این قدرت چند ساعته تموم شده بود. در یه ساختمون نبش حافظ نیمه باز بود، با .لگد هولش دادیم و رفتیم تو. پسره اومد با یک عالمه ریش و پیرهن رو شلوار. ولی با ما بود. آبلیمو آورد برامون. عطا حالت مسمومیت شدید داشت، پشت سر امیر هم از سنگای مردم خراش خورده بود. که شب ۵ تا بخیه خورد تو بیمارستان. پسره فقط ازمون خواست آروم باشیم چون حاج آقا (باباش) که دست راستی هم بود بالا خوابیده بود. خودش هم با ۲-۳ تا دوربین و لنز تله رفت بالا پشت بوم عکس بگیره. از توی درز در پارکینگ دیدیم که ماشین های نظامی اومدن و یه ۱۵ دقیقه ای فقط اشک آور زدن بعد ماشین آتیش نشونی اومد و کل خیابون رو شست. نفهمیدیم چرا. فکر کردم خیابون برای موتور ها لیز میشه. بعد بسیجی ها اومدن. بعد ۱۵۰-۶۰ تا زنای بسیجی اومدن پشتشون و شعار مرگ بر منافق دادن. خیلی حالت بدی بود نگاه کردن به این رژه پیروز مندانه تو خیابون شسته و تمیز حافظ . انگار حافظه بودن ما رو اونجا شستن و روش رو یه تصویر دیگه گذاشتن. بعدا، شب ، برادر عطا که ما رو گم کرده بود گفت همون موقع هایی که ما داشتیم میرفتیم تو خونه و اون اونور خیابون بوده یه هایلوکس با سرعت بالا میزنه به یه پسری که داشته از عرض حافظ رد میشده و از روی جنازش هم رد میشه. صحنه رو دیده بود و حالش خیلی خوب نبود. فهمیدیم چرا خیابون رو شستن گزارش ۲ عاشورا روز غريبى بود. باوركردنى نيست. ۵۷ يادت هست؟ محله به محله شلوغ بود. الان بدتر. تمام مردم محله ما بى‌اغراق بيرون ريخته بودند و فرياد اعتراض سر مى‌دادند. وقتى مى‌گويم تمام محله ما يعنى واقعا تمام محله ما از پير جوان كودك زن و مرد و بچه. جنگ بود. تمام خانه‌ها از گاز اشك‌آور پرشده بودند. هر دقيقه گاز مى‌زدند ولى مردم فرياد سر مى‌دادند و اين محله محله‌ى كوچكى بود. فكرش را بكن تقريبا تهران يكپارچه صدا بود. چنان نيرو كم آورده بودند كه مردم ساعت‌ها شعار مى‌دادند بحث مى‌كردند مى‌خنديدند به هم قوت قلب مى‌دادند شادى مى‌كردند نذرى مى‌خوردند و باز هم فرياد مى‌زدند. حس همبستگى مردم بى‌نظير بود. وقتى راه مى‌رفتيم با همدردى به هم تكيه مى‌كرديم و راه‌ها را پيدا مى‌كرديم. اينجا شلوغ است؟ آنجا پليس است؟ چرا بچه آوردى؟ دود نخورد. همه به هم كمك مى‌كرديم. باورت نمى‌شود سيل خروشانى بود. بى‌هيچ ترس و اضطرابى. اين‌دفعه مردم احساس مى‌كردند موفقيت نزديك است. شايد خيالى زودهنگام باشد اما به هر حال همين حس به همه نيرو داده بود. روز غريبى بود. چرخش حوادث باورنكردنى است. صدها قدم جلو رفته. من البته سخت نگرانم چون احساس مى‌كنم تهران بشدت از بقيه نقاط كشور جلوتر افتاده و اين جالب نيس برايت شادى آرزو دارم. منبع: پیکار اندیشه

چريک‌های فدايی خلق: جمهوری اسلامی در محاصره آتش خشم توده‌های به‌پاخاسته!


در ادامه خيزش عظيم توده های بپاخاسته ما در خرداد ماه سال جاری که در طول ۶ ماه گذشته همچنان به پيش رفته است، روز يکشنبه ۶ دی ماه در تهران و تعدادی از شهرهای بزرگ کشور همچون تبريز، اصفهان، شيراز، اراک و…توده های ستمديده و خشمگين با حضور گسترده خود در خيابانها ، ضمن سر دادن شعارهای کوبنده مرگ بر ديکتاتور، مرگ بر خامنه ای، می کشم، می کشم آنکه برادرم کشت و …بزرگترين و سرنوشت ساز ترين تظاهرات تا کنونی خود بر عليه سلطه خونين رژيم مذهبی وابسته به امپرياليسم حاکم را بر پا نموده و پايه های اين سلطه ضد مردمی را بيش از هر زمانی به لرزه انداختند. عليرغم اينکه ماشين سرکوب جمهوری اسلامی از مدتها پيش خود را برای مقابله با تجمّعات مردم در اين روز به بهانه “عاشورا” آماده کرده بود، اما گستردگی حضور مردم در خيابانها و خشم و نفرتی که توده های رنجديده در اين روز از ۳۰ سال سلطه جمهوری اسلامی از خود نشان دادند ماشين سرکوب ديکتاتوری حاکم را از نفس انداخت و عملا برای مدتی کنترل تعدادی از خيابانهای تهران به دست مردم دلير افتاد.

کنترل خيابانها در شرايطی به دست مردم افتاد که مزدوران حکومتی بطور وسيعی به ضرب و شتم مردم پرداخته و با توسل به گاز اشک آور و گاز فلفل و تيراندازی به سوی آنها در صدد درهم شکستن اعتراض مردم بودند. در جريان همين تيراندازی ها بود که چندين نفر در تهران جان باختند و بر اساس گزارشات منتشر شده تاکنونی تعدادی هم در تبريز و اصفهان جانشان را وثيقه آزادی مردمشان از سلطه رژيم دارو شکنجه جمهوری اسلامی نمودند.
در جريان اين تظاهرات مردم با آتش زدن سطل های زباله و سنگر سازی در سطح خيابانها به مقابله با مزدوران حکومتی بر خاسته و تعدادی از ماشينها و موتور های آنها را طعمه آتش ساختند؛ و در مواردی با استفاده از کوکتل مولوتف برخی از مراکز سرکوب را به آتش کشيدند.
در جريان اين تظاهرات عظيم، توده های جان به لب رسيده با سر دادن شعار هائی که مشخصا راس ديکتاتوری حاکم را نشانه رفته بودند و به آتش کشيدن عکس های خامنه ای و حتی داغان کردن تابلو خيابانی که به نام وی نامگذاری شده بود، بار ديگر نشان دادند که مطالبات و خواستهای شان با ساختار ظالمانه موجود همخوانی نداشته و راه رسيدن به خواستهايشان از در هم شکستن ساختار موجود يعنی نابودی تماميت جمهوری اسلامی می گذرد.
گستردگی حضور مردم و تداوم اعتراضات آنها از يک سو و از سوی ديگر شدت خشونت نيروهای سرکوب جمهوری اسلامی بر عليه مردم به نافرمانی در نيروهای سرکوب دامن زده ودر مواردی در تهران حتی تعدادی از نيرو های مسلح رژيم با عدم اطاعت از فرماندهان خود به مردم پيوستند.
در حالی که به گزارش خبرگزاريها “شدت خشونت” نيروهای سرکوب جمهوری اسلامی برای خفه کردن صدای حق خواهانه مردم ما در ماه های اخير “بی سابقه” بوده، اکنون تمامی مرتجعين و دشمنان رنگارنگ مردم و فريبکارانی که منافع و حياتشان با تداوم نظام استثمارگرانه حاکم گره خورده شديدا هراسناک شده و با مشاهده قدرت توده های به پاخاسته در تظاهرات روز يکشنبه مذبوحانه خواهان توقف اعمال قهر از سوی توده های بجان آمده و حفظ “آرامش” شده اند.
همه واقعياتی که در جريان تظاهرات روز يکشنبه در مقابل چشم جهانيان روی داد به روشنی حيرت انگيزی نشان داد که عليرغم همه تبليغات فريبکارانه اصلاح طلبان حکومتی و رسانه های امپرياليستی، اکثريت مردم ما خواهان نابودی تماميت جمهوری اسلامی بوده و در اين راه از توسل به قهر آميز ترين روشهای مقابله نيز دريغ نخواهند ورزيد. تظاهرات عظيم روز يکشنبه نشان داد که جنبش دموکراتيک مردم ما عليرغم فقدان يک رهبری انقلابی سراسری، دوران سخت و پر مخاطره ای را پشت سر گذاشته و بايد خود را برای رو درروئی با مصاف های بزرگتری که در پيش است آماده سازد. جنبشی که می رود تا جمهوری اسلامی را در جائی قرار دهد که شايسته آن است ، يعنی در زباله دان تاريخ.

جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته نابود بايد گردد!
مرگ بر امپرياليسم، دشمن اصلی خلق های ايران!
هر چه پرتوان تر باد مبارزات پر خروش توده های ستمديده!
با ايمان به پيروزی راهمان
چريکهای فدائی خلق ايران
۷ دی ۱۳۸۸ – ۲۸ دسامبر

Regarder cette vidéo dans une nouvelle fenêtre وطن پرنده پَر در خون (با آوای گرم داریوش)


صدای امریکا، خبرها: اوضاع امروز و روزهای گذشته، ۱۰ دیماه ۱۳۸۸ گسیل نیروهای نظام


تهران فضای امنیتی شدید-10دی


فیلم : فضای امنیتی شدید-میدان ولیعصر10دی، 31 دسامبر (2 فیلم)


فیلم : پاره کردن عکس ديواری بزرگ خامنه ای