۱۳۹۳ آذر ۱۰, دوشنبه

اختر کمانگر: مواد مخدر، سلاح کشتار جمعی بی صدای حکومت اسلامی برای زمینگیرسازی نیروهای اعتراض

اختر کمانگر: مواد مخدر، سلاح کشتار جمعی بی صدای حکومت اسلامی برای زمینگیرسازی نیروهای اعتراض



این بررسی، ادامه نوشتاری است که  به فاجعه اعتیاد، دامنه، عمق و اهداف آن به ویژه در میان زنان ایران می پردازد. این نوشتار، در اصل برای گفتگویی تلویزیونی به زبان کردی آماده شده است که به سبب اهمیت آن به صورت نوشتاری و به فارسی ارائه می شود. 
آمار و بررسی ها
 حکومت اسلامی تصویری دروغین از فاجعه اعتیادی که خود در جامعه آفریده است ارائه می دهد. در چهارم شهریور 1393، خبرگزاری حکومتی «ایسنا» به نقل از بابک دین‌پرست، معاون «ستاد مبارزه با مواد مخدر.» به عنوان یک کارگزار رژیم فاش ساخت که: «هنوز تصویر درستی از واقعیت‌های اعتیاد به جامعه منعکس نشده است.»([i])
این کارگزار حکومتی افزود: «آمار رو به رشد اعتیاد به مواد مخدر صنعتی نزد جوانان و زنان در حالی اعلام می‌شود که اعتیاد به الکل نیز به پدیده‌ای غیرقابل انکار در جامعه ایران مبدل شده و مسمومیت ناشی از مشروبات الکلی دست‌ساز، سالانه جان صدها نفر را می‌گیرد.»
این کارگزار در حالی که گویا  حسابدار قاچاقچیان است، اما وانمود می سازد که نمی داند میلیاردها دلار درآمد مافیای مواد مخدر در کجا هزینه می شود!
 در تاریخ 31/01/ 1393 اعلام کرد:
« سهم قاچاقچیان مواد مخدر ایران 3 میلیارد دلار سود خالص در سال است که متاسفانه نمی دانیم سود خالص این پول‌ در کجا هزینه می‌شود.»([ii])
بابک دین‌پرست، که به جا باشد اگر پست معاونت اش را «معاون ستاد معاوضه با مواد مخدر ایران» بنامیم، از سویی کوشید تا آمارها را مخدوش سازد، تا چندین برابر شدن گسترش اعتیاد در زنان را درهم پیچد و به تناقض گویی پرداخت: «میزان اعتیاد زنان در آمار سال ۱۳۸۶ پنج درصد اعلام شده بود... و مقایسه این دو رقم دلیل برافزایش دو برابری اعتیاد زنان نیست: «زیرا شیوه‌های آمارگیری در دو طرح شیوع‌شناسی اجرا شده، متفاوت هستند».
با این همه، وی بی آنکه در مورد شیوه آمار گیری را دلیلی بیاورد، ناچار به اعتراف شد  که «اعتیاد در این فاصله نزد زنان و جوانان رشد کرده است.».
آمارهای متناقض درباره تعداد معتادان جامعه نیز، از زبان وزیر کشور حسن روحانی و معاون «ستاد مبارزه با مواد مخدر ...»   همانند تمامی آمارهای  حکومتی غیرواقعی و دستکاری شده اند.
به بیان رسانه حکومتی «ایسنا»: «آمار ارائه شده از سوی دین‌پرست، از رقمی که دو ماه قبل از سوی وزیر کشور ایران اعلام شد، کمتر است. سرپاسدار عبدالرضا رحمانی فضلی (جانشین فرمانده کل قوا در نیروی انتظامی، رئیس پیشین شورای امنیت  حکومت، و وزیر کشور کنونی روحانی) در نماز جمعه ۳۰ خرداد۱۳۹۳ در تهران گفته بود که شمار معتادان این کشور یک میلیون و ۳۵۰ هزار نفر است؛ در حالی‌که وزارت بهداشت قبلا تعداد معتادان را بیش از دو میلیون نفر خوانده بود.
عبدارضا رحمانی فضلی هم‌چنین گفته بود که ظرف چهار سال تعداد زنان معتاد کشور، دو برابر شده است. به بیان آماری به این معناست که اعتیاد در زنان صددر صد افزایش یافته است.
خبرگزاری ایسنا به نقل از بابک دین‌پرست می‌نویسد: «هنوز تصویر درستی از واقعیت‌های اعتیاد به جامعه منعکس نشده است.»
به بیان «ایسنا»: «دین‌پرست یادآور شده که در بیان عوامل موثر بر اعتیاد، همواره از تاهل، شغل و میزان تحصیلات نام برده می‌شود: «اما امروزه ‌آمارها نشان می‌دهند که بیش از ۲۱ درصد کل معتادان کشور دارای تحصیلات لیسانس و بالاتر هستند، ۶۳ درصدشان متاهل و ۵۳ درصد آن‌ها شاغل هستند.»
بابک دین‌پرست در نشست تخصصی کارشناسان مبارزه با مواد مخدر، در شیراز افزود:
« چهل درصد زندانیان کشور به طورمستقیم و ۲۵ درصد آن‌ها به شکل غیرمستقیم با جرایم مواد مخدر مرتبط هستند، ۱۰درصد جرایم مالی، ۵۵ درصد طلاق‌ها یا ۲۰ درصد جرایم منکراتی ریشه در مواد مخدر دارند.»
او با همین آمار دستکاری شده و کمتر از 20 درصدی خود، اعلام کرد: « که ۳/ ۹ درصدشان را زنان و ۷/ ۹۰ درصد دیگر را مردان تشکیل می‌دهند. این آمار در سال ۱۳۹۰ توسط جهاد دانشگاهی ایران استخراج شده است.» (همان منبع)
رحمانی فضلی هم‌چنین گفته بود که ظرف چهار سال تعداد زنان معتاد کشور، دو برابر شده است. وزیر کشور: ظرف چهار سال شمار زنان معتاد دو برابر شد.»([iii])
رحماني فضلي، وزیر کشور حکومت اسلامی، مي‌گويد: «اعتياد و موادمخدر باعث بروز آسيب‌هاي اجتماعي و بزهکاري‌ها همچون سرقت، طلاق، قتل، تجاوز به عنف؛ همسر آزاری و کودک آزاري مي‌شود و روزانه نيز 8 تا 9 نفر جان خود را بر اثر مصرف موادمخدر از دست مي‌دهند.»
 او در ادامه گسترش این فاجعه را برملا می سازد: «با احتساب بُعد خانوار حدود 6 ميليون نفر به‌طور مستقيم با موادمخدر درگيري دارند که اين رقمي قابل توجه و نيازمند بسيج عمومي براي حل اين مسئله است.»
 وزير كشور حکومت اسلامی،  «3 عامل فقر، بيکاري و تجرد» را در گسترش اعتياد موثر مي‌داند.  وی اما به عامل فقر، بیکاری و تجرد کوچکترین اشاره ای ندارد. آشکار است که مناسبات سرمایه داری، و نابرابری و ستم برآمده از این مناسبات غیرانسانی  و حاکمیت اسلامی سرمایه در ایران است که سرچشمه ی فلاکت موجود می باشد.
به گفته وزیر کشور دولت روحانی، سرپاسدار رحمانی فضلی: « 55 درصد از طلاق‌ها در کشور به دلیل اعتیاد است. همچنین 65 درصد از همسرآزاری‌ها، 30 درصد از کودک‌آزاری‌ها، 25 درصد از قتل‌ها، 23 درصد از نزاع‌ها خشونت‌ها و 35 تا 40 درصد از سرقت‌ها به دلیل اعتیاد است.»([iv])
سعید صفاتیان، «مدیر کل پیشین درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر» در روزهای پایانی سال ۹۱، آمار وزیر کشور حکومت اسلامی سرمایه را تا نزدیک به سه برابر افزایش داد.
صفاتیان در گفتگو با روزنامه آرمان تاکید کرد که معتادان در حال درمان در ایران بیش از ۵۰ درصد آمار رسمی کل معتادان است، او با محاسبه ۷۰۰ هزار معتادی که در سال ۹۱ در حال درمان بوده‌اند به این نتیجه می‌رسد که تعداد واقعی معتادان در ایران سه ملیون و ۶۰۰ هزار نفر است.»([v])
محاسبه ی این کارگزار حکومتی جابجا شده  اینگونه است:
« نسبت قاچاقچی به معتاد ۲۱ است» و از سوی ديگر در ايران در سال جاری «۲۵۰ هزار نفر» به اتهام قاچاق موادمخدر بازداشت شده‌اند که «با احتساب افرادی که به صورت تکراری در طول سال دستگير شده‌اند،۱۸۰ هزار نفر قاچاقچی در کشور دستگير شده است» و «بنابراين با نسبت ۲۱ نفر معتاد به هر قاچاقچی می‌توان برآورد کرد که تعداد معتادان در کشور» باز هم «سه ميليون و ۶۰۰ هزار نفر است.»([vi])
 دستیار دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران می‌گوید: «یک درصد دانش‌آموزان ما مواد مخدر مصرف می‌کنند.» علیرضا جزینی افزوده که این به معنای اعتیاد این دسته دانش‌آموزان نیست، بلکه مصرف به صورت تفننی گزارش شده است.
سرپاسدار وزیر کشور دولت روحانی که ریاست ستاد مبارزه با مواد مخدر را نیز به یدک می کشد، اول خرداد ۱۳۹۳  به بیان «ایسنا» گفته بود که: «روزانه ۹ نفر در کشور به دلیل مصرف مواد مخدر می‌میرند. او با اذعان به گسترش اعتیاد نزد جوانان افزوده بود که نوع مواد مخدر، از سنتی به صنعتی تغییر کرده است.
سوق دادن جوانان به ورطه اعتیاد  به اعتراف وزیر کشور جنایت کار «در افزایش ‌آمار خودکشی نیز نقش ایفا می‌کنند؛ آماری که به تازگی در ایران رو به رشد است.»([vii])
چرایی گسترش دامنه ی اعتیاد  در زنان
«زهرا بنیانیان»، مشاور دبیرکل به اصطلاح «ستاد مبارزه» با مواد مخدر در امور زنان و خانواده به دروغ به آمار 9.3 درصدی اعتیاد زنان نسبت به مردان اشاره می کند. این آمار، تنها گوشه ناچیزی از فاجعه را بیان می کند. این مشاور رژیم، «بالابودن جرائم مرتبط با مواد مخدر در میان زنان، پایین آمدن سن مصرف مواد مخدر تا 15 سالگی،»([viii]) را از جمله  چهره ی کنونی اعتیاد در ایران می شمارد. وی گفت: بیشترین زنان معتاد در رده سنی 20 تا 36 هستند که بیشتر گرایش آنها به استفاده از مواد مخدر تریاک، شیشه، الکل و کراک افغانی است.

بیشترین جرم زنان زندانی
 زهرا بنیانیان در گفتگو با  خبرگزاری حکومتی «مهر»، درباره تعداد زنان معتاد زندانی افزود: «از 7 هزار و 377 زن زندانی در کشور 60 درصد آنها به دلایل مرتبط با جرایم اعتیاد و مواد مخدر به زندان راه پیدا کردند که  بیشتر آنها خود از این مواد مخدر استفاده می کردند.»
مشاور دبیر کل «ستاد مبارزه با مواد مخدر در امور زنان و خانواده» بدون آنکه به عامل این جنایت ها را که مناسبات و حکومت اسلامی آن اشاره کند، می افزاید: «آمار 62 درصدی زنان معتاد متأهل نشان می‌دهد که یکی از عوامل اصلی اعتیاد این زنان به دلیل اعتیاد همسر، برادر یا یکی از اعضای خانواده خود که به این دام گرفتار شده‌اند، بوده است ([ix])
زهرا بنیانیان، مشاور دبیر «ستاد مبارزه با مواد مخدر» با اشاره به اینکه بیش از 65 درصد از زندانیان به صورت مستقیم و غیرم ستقیم با مقوله اعتیاد و قاچاق سروکار دارند.
کارگزار رژیم در «ستاد مبارزه با مواد مخدر»، بی آنکه به باندهای حکومتی گرداننده ی مافیای ترافیک مواد مخدر و قاچاق اشاره کند، اعلام کرد که: «بیشترین سوء استفاده از زنان در حوزه جابجایی مواد مخدر» انجام می گیرد. بدون آنکه به روی خود بیاورد که میلیون ها زن قربانی خشونت و منافع همین مناسبات سرمایه داری و حکومتش می باشند. وی اما اعتراف کرد که:
 «بیشترین جرم زنان، مرتبط با مواد مخدر است که در نهایت آنها به زندان راه پیدا کرده و عموماً نیز بازگشت به زندگی این گروه از زنان با توجه به نگاه و فرهنگ عمومی جامعه سخت تر از مردان است شهیندخت مولاوردی، معاون رئیس جمهور اسلامی در امور زنان «از ۱۹ میلیون مادری که نقش پدران را ایفا می‌کنند، سخن می گوید: این وظیفه آن‌ها را سخت می‌کند .»([x])
به گفته بنیانیان، در همین اعترافات، «جرم زنان زندانی در جرائم دیگری همچون سرقت و یا موارد منکراتی به مراتب کمتر از مواد مخدر است، بگونه ای که تنها 12 درصد زنان به جرم سرقت و 10 درصد زنان به دلایل منکراتی راهی زندان می شوند و 60 درصد آنها در نتیجه جرائم مرتبط با مواد مخدر به زندان می روند.»
کارگزاران، در آمارهای خود، از شمار هزاران هزار دختر و زن مبارز و معترضی که در زندان ها یا در زندانی به پهناوری ایران با وثیقه های سنگین اسیران حکومت اسلامی هستند نامی به میان نمی آورند، به همانگونه که از آمار صدها هزار زن و دختر پناه جسته در خارج از مرزهای حکومتی، همه معترضین این حکومت طبقاتی به شمار می آیند، آماری به دست نمی دهند.
بنیانیان  تنها گوشه ای از جنایت های فرماندهان خویش را برملا ساخت که:
«اولین سن مصرفی مواد در نیمی از جمعیت زنان معتاد، 15 تا 19 سالگي است. این برهه سنی، بحرانی ترین سن برای گرفتار شدن در چنگال مرگ و نیستی و دام  اعتیاد است.»
برخلاف پنهان کاری های کارگزاران رژیم، سن مصرف مواد مخدر در میان نوجوانان، دختران و پسران، زیر ده سال هم رسیده است. اعتیاد  و بیماری ایدز، در میان کودکان به خیابان ها پرتاب شده، چهره پلید و مرگ گستر رژیم را به نمایش می گذارند.
·         زنان به سبب فرهنگ و اخلاق حاکم به اصطلاح حفظ آبرو،
·         به سببِ بی پناهی،
·         به سبب حاکمیت فرهنگ فئودالی، قبیله ای،
·          به سبب نبود هیچگونه یاری و پشتوانه ی اجتماعی،
·         به سبب نبود مرکزی برای درمان،
·          ترس از ایزوله شدن،
·         هراس از رانده شدن،
·         برای درمعرض خطر و مورد آزار و تعرض قرار نگرفتن،
·          و ...
 به ناچار درد جانکاه اعتیاد خود را پنهان می سازند.
زن به اعتیاد کشانیده شده، به این گونه، در انتقال این بیماری به فرزندان و به نزدیکان، خود قربانی می شوند و قربانی می گیرند. از سوی دیگر، زنان معتاد، حتی پس از ترک اعتیاد و پاک شدن از آن برخلاف مردان، به سختی اگر کاری هم یافته شود، می توانند به کار پذیرفته شوند.
 زنان از دید حکومت اسلامی، باید خانه نشین شوند، تن سپار حکومت و مناسبات باشند، فرمان پذیر و خدمت کاران بی حق و حقوقی باشند و خاموش. زیرا که حضور مستقل، آگاه و نیرومندشان در جامعه، تهدیدی برای حاکمیت به شمار می آید. پس با سلاح کشتار جمعی مواد مخدر و اسیدهای حکومتی باید هرآنجا که حاکمیت و مذهبش فرمان می دهد  برجای خویش نشانیده شوند...
ادامه دارد...
اختر کمانگر
نوامبر٢٠١٤


[i] (http://fars.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=30937 ایسنا-
[ii]  (http://tums.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=14328 ایسنا،1393/01/31
[iii] (ttp://fars.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=30937
[vi] ) ایسنا سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۳www.isna.ir/fa/news.
[vii]ایسنا، www.isna.ir/fa/news

در اعتراض به جنایات بورژوازی مکزیک ، مردم فریاد می زنند: "مکزیک بوی خون می دهد"


 
در اعتراض به جنایات بورژوازی مکزیک ، مردم فریاد می زنند: "مکزیک بوی خون می دهد"
نگارش : سارا نیکو
در روز 26 سپتامبر 2014 ، گروهی از دانشجویان دانشکده تربیت معلم از شهر "ای گو آلا" در ایالت "گوارو" در مکزیک در اعتراض علیه تبعیضات موجود و بالا رفتن هزینه ها در دانشگاه ها دست به تظاهرات زدند. این دانشجویان  عمدتا متعلق به خانواده های دهقانی و بخش فقیر و تهی دست دهکده "تیکسلا" در مکزیک بودند.  آن ها برای دهقانان بی سواد ، کلاس های رایگان شبانه سازمان داده و به آن ها و خانواده هایشان خواندن و نوشتن یاد میدادند و یا در کار در مزارع به دهقانان یاری می رساندند.  به خاطر همین اقدامات مردمی و کمک رسانی به فقرا و دهقانان می باشد که دانشجویان دانشکده این شهر به رادیکال بودن مشهور شده اند.
در روز تظاهرات ، پلیس شهر به دستور شهردار و به بهانه این که احتمال تعرض دانشجویان به ضیافت مجللی که شهردار و همسرش در همان شب میزبانش بودند ، وجود دارد ، دست به سرکوب خونین دانشجویان زدند.  در نتیجه حمله پلیس به دانشجویان ، شش دانشجو با شلیک گلوله کشته و چهل و سه تن دیگر از آن ها توسط پلیس بازداشت شدند.
با گذشت چند روز از بی خبری خانواده ها از فرزندانشان و  عدم پاسخ پلیس در مورد چگونگی وضعیت دانشجویان دستگیر شده ، خانواده های دانشجویان ، اعتراضات گسترده ای را در سطح شهر سازماندهی کردند.  در جریان همین اعتراضات بود که جسد یکی از دانشجویان در حالی که به وحشیانه ترین شکل ممکن ، پوست صورتش را کنده و چشمانش را از حدقه بیرون کشیده بودند ، پیدا شد.  پیدا شدن جسد آن دانشجو ، آتش خشم مردم را هر چه بیشتر بر افروخت ، تا حدی که دولت فدرال مکزیک برای خواباندن صدای اعتراضات مردم ، بیست و دو تن از افراد پلیس شهر را بازداشت کرد.  اما خانواده ها هم چنان به اعتراضات خویش با درخواست اطلاع از سرنوشت فرزندانشان ادامه دادند و خیلی زود دامنه این اعتراضات به شهر های دیگر مکزیک نیز گسترش یافت.
از آن جا که در بین مردم این باور که دولت مکزیک نیز خود در این جنایت دست داشته بود ، ریشه دوانده است ، از این رو علیرغم سرکوب وحشیانه پلیس ، در جریان تظاهرات های متقاعب تظاهرات روز 26 سپتامبر 2014 ، مردم ساختمان ها و اماکن دولتی و حتی درب ورودی کاخ ریاست جمهوری را به آتش کشاندند.
در روز هفتم نوامبر 2014 ، مقامات مکزیک خبر پیدا شدن اجساد 43 تن دانشجوی گمشده را دادند و ادعا کردند که یکی از قاتلین به چگونگی وقوع این جنایت اعتراف نموده و شرح داده است که پلیس بعد از دستگیری این جوانان مبارز ، همه آن ها را دست بسته تحویل یکی از خطرناک ترین باند های کارتل مواد مخدر در مکزیک به نام "جنگجویان متحد" داده است و آن ها هم این جوانان را سوزانده و باقی مانده اجساد آن ها را به رودخانه ریخته بودند.  
لازم به توضیح است که تعلق شهردار شهر "ای گو آلا" به این باند مخوف برای مردم آگاه ، مسئله پوشیده ای نبوده و نیست و یکی از قاتلین اعتراف کرده است که تحویل دادن دانشجویان به این باند بر اساس دستور شهردار و همسرش صورت گرفته بود. به همین دلیل بعد از فاش شدن این موضوع شهردار و همسرش فراری شدند. 
دولت فدرال برای جلوگیری از گسترش مبارزات و اعتراضات مردمی ، حیله گرانه اختیارات پلیس محلی را لغو و عده ای از نیرو های پلیس شهر را بازداشت کرد.  در پروسه جستجو برای یافتن اجساد این 43 دانشجو ، 8 قبر دسته جمعی دیگری نیز کشف شدند.  البته در سال های اخیر ، ایالت "گوارو" جنایات زیادی را به خود دیده است. در سال 2010 نیز یک گور دسته جمعی دیگری که بیش از 60 نفر با سرهای بریده و اجساد تکه تکه شدن در آن نهفته بود نیز قبلا کشف شده بود.  
نزدیک به دو ماه از کشتار دست جمعی این دانشجویان مبارز می گذرد اما دامنه اعتراضات کارگران ، معلمین ، هنرمندان ، پرستاران و همبستگی آن ها با خانواده های دانشجویان ، هر روز  ابعاد وسیع تری می یابد.  در روز 22 نوامبر 2014 ، ده ها هزار نفر از مردم مبارز مکزیک با ریختن به خیابان ها و در جنگ تن به تن با پلیس فاشیست و جنایتکار مکزیک ، انزجار خود را از جنایات دولت مکزیک به نمایش گذاشتند.  آن ها عکس هایی از رییس جمهور مکزیک - "پی نا" - در حالی که خون از چشمانش روان می شود را با شعار "پی نا برو بیرون" با خود حمل می کردند. شعار معروف "آن ها را زنده گرفتید ، ما آن ها را زنده می خواهیم" شعاری است تاریخی که یاد آور مبارزه چهل سال پیش نیروهای چپ و انقلابی در مکزیک علیه ارتجاع این کشور می باشد که در این تظاهرات ها نیز بار دیگر طنین انداخته است
علیرغم همه تلاش مذبوحانه ای که دولت مکزیک در آرام کردن مردم به پا خاسته و معترض این کشور انجام می دهد ، مرگ این دانشجویان آن چنان مردم را تکان داده که محکوم کردن این جنایت امروزه به سمبل مبارزه و مقاومت در سراسر مکزیک تبدیل شده است.  مردم ، عاصی از دیکتاتوری و فساد دولتی ، فقر و نابرابری ، بیکاری و گرسنگی فریاد می زنند که "مکزیک بوی خون می دهد".  بنا به گزارشات خبرگزاری ها بیش از 20 هزار نفر در سالیان اخیر در مکزیک ناپدید شده اند.  این جنایت اخیر ، کاسه صبر مردم را لبریز کرده است.  آن ها خواهان نابودی دولت ارتجاعی مکزیک می باشند.  این واقعیت را یک دختر مبارز مکزیکی چنین بیان کرد:"مردم می دانند که کل سیستم حاکمیت سیاسی در مکزیک گندیده است".
من یک کوبانی ام،من فلسطینی ام،من ایرانی ام،من مکزیکی ام؛من آرژانتینی ام،
من انقلابی ام،من یک انترناسیونالیست ام،من چریک فدایی خلق ام
-----------------------
مبارزه مسلحانه ـ هم استراتژی، هم تاکتیک
رفیق بخون خفته مسعود احمد زاده ـ یادش گرامی باد
People march in Acapulco, Guerrero state, on October 17, 2014 to demand the safe return of 43 students who went missing in southern Mexico after an attack by gang-linked police last month (AFP Photo/Ronaldo Schemidt) 
مکزیک هم چون بقیه کشور های تحت سلطه ، زیر حاکمیت رژیمی وابسته به امپریالیسم ، تاراج و سرکوب شده است.  در حالی که مردم این کشور ، تاریخی مملو از مبارزه و مقاومت را در قلب و مغز خود حمل می کنند.  در همان حال ، آن ها تاریخی پر از جنایت و بی عدالتی را نیز شاهد بوده اند.  برای بسیاری از مردم این کشور ، مبارزات و اعتراضات کنونی تداوم مبارزات تاریخی آن ها علیه ظلم و ستم و بی عدالتی می باشد.
کشتار وحشیانه نزدیک به پنجاه دانشجوی این کشور به دست کارتل های مواد مخدر در مکزیک در شرایطی که رسانه های جمعی پر است از خبر های جنایت داعشیان ریش رها کرده ، بار دیگر نشان میدهد که بورژوازی امپریالیستی در همه جا برای حفظ سلطه اهریمنی خود در حال جنایت است و دیگر مهم نیست که این جنایت را تحت چه لفافه ای به نمایش گذاشته و توجیه کند.  کارتل های مواد مخدر در مکزیک که هیچ ربطی هم به داعشیان و ایدئولوژی اسلامی شان ندارند ، هم چون آن ها سر می برند و چشم از حدقه در می آورند و پوست از سر می کنند و با آن جنایات نشان می دهند که بورژوازی در هر کجا که بخواهد رعب و وحشت ایجاد کند از توسل به هیچ جنایتی دریغ نمی ورزد.  بنابراین آن هائی که در تلاش اند با توسل به "اسلام" داعشیان نیروی طبقاتی پشت سر آن ها را از مقابل چشم مردم خارج سازند با نگاهی به جنایات رخ داده در مکزیک اگر ریگی در کفش نداشته باشند می بینند که دقیقا در این سوی کره زمین، همان جنایات هولناک با هدف ایجاد رعب و وحشت اما در لفافه دیگری  در حق مردم مکزیک اعمال می شود. واقعیتی که نشان می دهد لبه تیز حمله کارگران و توده های ستمدیده در همه جا باید دشمن اصلی خلق های جهان یعی بورژوازی امپریالیستی باشد. 
 
منبع؛ 

‎چریکهای فدایی خلق ایران‎'s photo.

 
برای تهیه آثارِچ.ف.خ به سایت سیاهکل بخش انتشارات مراجعه کنید