۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۱, چهارشنبه

خبرهای تکان دهنده از افغانستان

http://www.roshangari.net/ روشنگری. روزنامه گاردين در گزارشي، چهارشنبه 21 نوامبر، خبر تکان دهنده ای دارد: افغانستان در آستانه سقوط به دست طالبان هاست. در مطلبی که چکيده گزارش يک گروه لابی با تجربه طولانی در منطقه است، آمده طالبان ها در 54 درصد کشور حضور دايمی دارند و عليرغم حضور ده ها هزار سرباز ناتو و ميلياردها دلار کمک، شورشيان طالبانی که در حمله 2001 از قدرت رانده شدند، اکنون مناطق بسيار گسترده ,از جمله روستاها، برخی از مراکز ايالات و راه های ارتباطی را بدون هرنوع چالشی تحت کنترل خود گرفته اند., گزارش گروه مزبور که ,Senlis Council, ناميده ميشود، حاوی اخبار بازهم تکان دهنده تری است که نشان ميدهد چگونه ,جنگ با ترور, پايه های دمکراسی در کشور را ويران کرده و عامل اساسی شکل گيری دمکراسی يعنی وسيع ترين اقشار توده ای را به بغل طالبان ها انداخته است. در اين گزارش آمده است شورشيان طالبانی ,به نحو موثری کنترل روانشناسی, مردم را در دست دارند و ,هر روز بيش از روز پيش در اذهان مردم.. پيدا می کنند., گزارش می گويد خط مقدم جبهه به نحو فزاينده ای به کابل نزديک ميشود. اين هشدار را گاردين منطبقه با گزارش سازمان ملل ميداند که ميگويد افغانستان هرچه بيشتر برای مددکاران غربی به يک منطقه ورود ممنوع "no go"تبديل ميشود. گزارش مزبور تا آنجا پيش رفته است که ميگويد:,ارزيابی تاسف بار از اوضاع جاری افغانستان اين است که مساله ای که اکنون با آن روبروئيم ديگر اين نيست که آيا طالبان به کابل باز خواهند گشت، بلکه اين است که کی اين امر صورت خواهد گرفت و به چه صورت., و گزارش تاکيد ميکند اگر جامعه بين المللی قبل از اينکه دير شود، طرح استراتژيک خود را تغيير ندهد، تاريخی که اغلب اعلام شده، يعنی رسيدن طالبان ها به کابل در سال 2008 اکنون بيش از هر زمان ديگر امکان پذير به نظر ميرسد. به نوشته گاردين اکسفام Oxfam نيز هشدار مشابهی داده است. کميته توسعه بين المللی وابسته به مجلس عوام که يک نهاد حقوق بشری و ياری است نيز هشدار ميدهد فساد گسترده در دولت مرکزی و حکومت های ايالتی در تشديد خرابی اوضاع امنيتی افعانستان تاثير چشمگيری دارد. در گزارش آمده است ميليون ها نفر در افغانستان در وضعيت فلاکت باری به سر می برند و موقعيت فاجعه بار انسانی در آن قابل قياس با فقير ترين بخش های آفريقا است. اين در حالی است که کشور از سال 2001 بيش از 15 ميليارد دلار کمک دريافت کرده ولی بنابر گزارش اکسفام بيشتر اين کمک ها به دست مردمی که به آن نياز دارند نمی رسد يا صرف پروژه های توسعه پايدار که بتواند وضع زندگی مردم را بهبود ببخشد نمی شود. اگرچه گزارش با هدف ديگری تهيه شده، اما محتويات آن نشان ميدهد ,جنگ باترور, حداقل از دو طريق بزرگ ترين خدمت را به نيروهای بنيادگرا ارائه داده است. از يک طرف با برکشيدن نيروهای وابسته که از آغاز خود را به سياست توسعه طلبانه آمريکا فروخته بودند، قدرتی منفور را در مرکز نشانده که شرح فساد حيرت انگيز و تکان دهنده آن در اين مختصر نمی گنجد.اين نيروی وابسته و فاسد که فاقد هرنوع مشروعيتی است به ناگزير به ائتلاف با جنگ سالارانی دست زده که تفاوتی با طالبان ها ندارند و برخی از آنها در اتحاد با طالبان ها يا نيروهای شبه طالبانی هستند ويکی از کارکردهای آنها استفاده از پول های دريافتی در خدمت از هم پاشيدن بيش از پيش اقتصاد، نباشتن ثروت، قاچاق مواد مخدر و اسلحه است. از طرف ديگر کشتار مردم بی گناه و دامن زدن به ناامنی توسط نيروهای ناتو که متحد اين دولت محسوب می شوند، ملجاء و مرجعی برای پناه بردن نگذاشته است به جز همان طالبان های مرتجع که حداقل با اين دولت و نيروهای ناتو مخالفت ميکنند. در رابطه با اين مورد دوم، در گزارش گاردين آمده است تنها امسال تاکنون 1200 شهروندغيرنظامی کشته شده اند نيمی از آنها در عمليات نيروهای ناتو و متحدين افغانی اش. به گزارش اکسفام حملات هوايی در افغانستان چهار برابر عراق بوده است. مقامات ارشد نيروهای نظامی آمريکا و انگليس عليرغم اينکه در بيانيه های عمومی بر موفقيت های کوتاه مدت بر طالبان ها تاکيد ميکنند، بطور خصوصی با نتايج گزارش توافق دارند. شورشيان از دو جزء تشکيل شده اند: ,پايه های توده ای فقر زده که بخش گسترده تر را تشکيل ميدهند، و يک هسته متمرکز از ,اسلام گرايان تندرو,. Senlis Council، گروهی که اين پژوهش را تهيه کرده است، برخلاف ژنرال ها و مقامات رسمی به بخشی از حقايق افغانستان اشاره کرده، زيرا هدف از تهيه گزارش تشديد عملياتی است که خود علت اصلی وضعيت کنونی است. اين نهاد که دفتر مرکزی اش در کابل است و گروه های پژوهش ميدانی آن در هلمند و قندهار و بخش های جنوبی افغانستان می فرستد، خواهان آن است که نيروهای ناتو که اکنون 40000 نفر هستند به دو برابر افزايش پيدا کنند و کشورهای اسلامی و نيز کشورهايی که حاضر به ارسال نيرو نيستند، يا کشورهايی مثل فرانسه و آلمان که حاضر به شرکت در عمليات جنگی نيستند، به افزايش نيرو کمک برسانند. عدم موفقيت اين سياست که در تعقيب همان استراتژی است که به تقويت طالبان انجاميده، قابل پيش بينی است تا به حدی که بين خود نيروهای موافق اشغال نيز تمايلی به اجرای آن ديده نمی شود. در مقاله گاردين آمده عليرغم فشار آمريکا و انگليس، هيچ نشانه ای از تقويت اعزام نيرو به افغانستان ديده نمی شود. بعلاوه در حالی که کشورهای غربی و نهادهايی مثل اکسفام و شورای سنليس اميد خود را به کرزای از دست داده اند، توافقی در مورد يک راه حل متقابل وجود ندارد. به گزارش گاردين شورای سنليس توصيه ميکند که تيم های بازسازی نيروهای ناتو وظايف بيشتری برعهده بگيرند، اما اکسفام معتقداست نيروهای نظامی بايد وظيفه تامين امنيت را برعهده داشته باشند. شورای سنليس خواهان مجاز شدن کشت خشخاش و خريد آن توسط جامعه بين المللی به منظور استفاده پزشکياست، اما اکسفام معتقد است با توجه به اوضاع جاری در افغانستان چنين پروژه هايی غير ممکن است. تجاوز به افغانستان و اشغال اين کشورکه به بهانه رهايی مردم از شر نيروهای تاريک انديش صورت گرفت، اين کشورها را وارد تونل وحشتی کرده که در درون آن طالبان های وحشی هم ميتوانند روح مردم را تسخير کنند. در ماه آوريل امسال ويديويی از فعاليت طالبان ها در ايالت پيشاور پاکستان در مرز افغانستان منتشر شد که مراسم گردن زدن مردی به نام غلام نبی را نشان ميداد. در اين ويديو پسرکی که 12-10 سال بيشتر نداشت، می گفت اين مرد جاسوس آمريکاست. سرنوشت کسانی که اينکارها را می کنند اين است. اين کودک مسلما ميوه تلخ و زهرآگين افکار طالبانی است، اما تنها در مزرعه ای ميتواند برويد که جنگ، تجاوز و ائتلاف با نيروهای مرتجع و خود فروخته بوجود آورده اند.

پانزدهم مهر دات کام - وبلاگ نامه تاریخی محسن مخملباف درباره داریوش مهرجویی (فلاش‌بک به ۱۳۶۶)

"مينا اسدي" شعري دارد بنام "جاكش ها "واقعا اگر كمي دقت كنيم اين "جاكش ها"
امروز در داخل و چه در خارج از" ما آوارگان, عاشقان وطن و آزادي "طلبكارند, اينطور
نيست!؟
اصلاح طلب و طلبكار امروز


برادر حزب الهي ديروز

بسمه تعالی
برادر بهشتی،سلام. خسته نباشید. انصاف حکم می کند که تلاش شما را در جهت رشد کمی سینما بستایم. اجرکم علی الله؛ اما وجود فیلم‌هایی چون اجاره نشین‌ها را به چه حسابی بگذارم. بی‌دقتی شما؟، بی‌اعتقادی شما؟، در صورت آخر اعتماد پاک مهندس موسوی را به شما نمی توانم ندیده بگیرم.برادر عزیز از شما خیلی خوبی می گویند. خیلی ها می گویند دو سه سال پیش در محضر مهندس مرا امر به ثواب کردید، یادتان هست؟ پس من باب ثواب می گویم؛ حاجی واشنگتن را که گردن نگرفتید، اجاره نشین‌ها به گردن چه کسی است؟ اگر فیلم را ندیده‌اید، ببینید. اگر دیده‌اید یک بار دیگر ببینید. شما را به همان حضرت اباالفضل (ع) تکلیف کسی چون من با شما چیست؟ ارج گذاری‌تان به جنگ را باور کنم یا اغماض‌تان را در مورد امثال اجاره نشین‌ها، امیدوارم که همچنان ما را متحجر ندانید که مثلاً به هنر تبلیغاتی و سفارشی معتقدیم یا با انتقاد مخالفیم. اما انتقاد در چارچوب انقلاب و اسلام یا هجو اصل اسلام و انقلاب؟ توهین می شود اگر بگویم فیلم دیدن بلد نیستید. می توانید بنشینید با هم اجاره نشین ها را ببینیم.من باب ثواب گفتم، گناه که نکرده‌ام؟ واقع قضیه این است که دو ساعت پیش که فیلم را دیدم حاضر بودم به خودم نارنجک ببندم و مهرجویی را بغل کنم و با هم به آن دنیا برویم. اما یک ربع پیش که با قرآن استخاره کردم خوب آمد که به شما بگویم و نه به کس دیگر. ادای وظیفه کردم؛ ثواب یا گناه؛ آخرت خودتان را به دنیای دیگران نفروشید.محسن مخملباف
پاسخ بهشتی به مخملبافبسمه تعالیهنرمند گرامی برادر مخملبافبا سلامنامه پرمطلب و موجز و برادرانه شما را خواندم. از اظهار لطف شما برادر گرامی سپاس‌گزارم. به دلیل اشتغالات مربوط به جشنواره متاسفانه هنوز موفق به دیدن بسیاری از فیلم‌ها نشده‌ام. در مورد فیلم اجاره‌نشین‌ها با نظراتی که تا به حال از جانب برادران مسلمان و مطلع به سینما شنیده‌ام عموماً آن را فیلمی متوسط در سطح برنامه‌های انتقادی تلویزیون دیده‌اند و البته با ساختی سینمایی. بسیار خوشحال می‌شوم اگر نظرتان را مشروح‌تر بدانم.امیدوارم هر چه زودتر موفق به دیدن این فیلم و فیلم‌های دیگر جشنواره بشوم و همچنین از نظر مشروح شما نیز راجع به این فیلم و احیاناً فیلم‌های دیگر امسال مطلع گردم.
با تشکر مجدد از عنایت شما و با امید به توفیق شما در راه خدمت به اسلام و مسلمین.سیدمحمد بهشتی
نقل از کتاب «تاریخ سینمای ایران»، نوشته جمال امید، جلد دوم، صفحه ۵۴۷

چماق «حقوق بشر» ضد ایران آمریکا از آستین هلند بیرون می‌آید


اپیدمی کمک های "هلندی"
دنیای ما:در رابطه با جریان فراخوان 5 سازمان به اصطلاح ملی ، دموکراتیک و چپ افغانی در "هلند" که در بخش مقالات گزیده آمده است، یادمان افتاد که در این سالهای اخیر، همایش هایی از این دست نیز برای ایران در این کشور برگزار شده بود. بنظر می رسد که بعد از کشورهای انگستان، آلمان و آمریکا که ید طولانی در برگزاری چنین همایش هایی جهت کمک به نیروهای اپوزیسیون عراقی ( پیش از حمله آمریکا به این کشور) و همچنین برخی نیروهای اپوزیسیون ایرانی داشته اند، کشور "هلند" هم آخرین ترفند از این دست می باشد. http://www.donyayema.info/articles_detail.php?aid=1065
قبل از اینکه هادی قائمی (که از عمق فیزیک یکدفعه عاشق حقوق بشر شده است) و دیگر شارلاتان‌های بیزنس حقوق بشر پروژه‌ی جدیدشان را به اسم «حقوق بشر ایران»، به عنوان پروژه‌ای «مستقل» تبلیغ کنند، بد نیست از همین حالا پته‌ی دروغ‌گویی‌شان را روی آب بریزم.جستجوی کوچکی به دنبال اطلاعات مربوط به دومین این وب‌سایت (iranhumanrights.org) نشان می‌دهند که این پروژه درواقع زیرمجموعه‌ای از موسسه‌ای هلندی است به نام «کمیته‌ی هلندی هلسینکی» (Netherland Helsinki Committee) که بر اساس اطلاعات موجود در خود آن، بیشتر بودجه‌اش مستقیما از وزارت خارجه‌ی هلند و سازمان‌های حقوق بشر اتحادیه‌ی اروپا می‌آید. تمرکزش هم بیشتر روی کشورهای اروپای شرقی بوده است و معلوم نیست که چرا یک دفعه، مثل خیلی سازمان‌های دیگر، بعد از سی سال عاشق چشم و ابروی ایران شده است و می‌خواهد وضعیت «وخیم» حقوق بشر در ایران را بهبود ببخشد. آدمی که دومین به نام او ثبت شده است، آقایی هلندی به اسم یان تر لاک (Jan ter Laak) است از اعضای هیات مدیره‌ی پرس ناو (سازمان هلندی صاحب «رادیو زمانه») که من قبلا بخاطر علاقه‌ی همزمانش به کوبا، ایران و روسیه (که تم مشترک تمام سازمان‌ها یا افرادی است که می‌خواهند نفوذ آمریکا را با استفاده از کودتاهای مخملی گسترش دهند) شدیدا به او مشکوک بودم و پارسال هم در وبلاگ انگلیسی‌ام درباره‌ی او نوشته بودم. بنابراین، بر خلاف چیزی که هادی قائمی (که تا همین اواخر مسوول میز ایران سازمان آمریکایی «دیده‌بان حقوق بشر» بوده است) ادعا می‌کند، نه تنها این پروژه‌اش «مستقل» نیست، بلکه احتمال زیادی دارد که یا از همان بودجه‌ی کذایی و مخفیانه‌ی وزارت خارجه‌ی آمریکا راجع به ایران تامین مالی شده باشد، یا از بودجه‌ی وزارت خارجه‌ی هلند مربوط به ایران. ولی در هر صورت، ادعای این که مستقل است دروغ بی‌شرمانه‌ای بیش نیست. البته برای کسی که دستش توی کار باشد، مثل روز روشن است که هرکسی که این روزها حرف از حقوق بشر می‌زند و این سازمان‌هایی و کمپین‌هایی که این طرف و آن طرف مثل قارچ از زمین سبز می‌شوند، برنامه‌ای سیاسی هستند که از طرف دموکرات‌های آمریکایی به عنوان استراتژی موازی با تحریم اقتصادی و حمله‌ی نظامی دنبال می‌شوند. امثال هادی قائمی و رفقای آمریکایی و هلندی‌اش خیلی من و شما را خر فرض کرده‌اند که فکر می‌کنند ما نمی‌فهمیم حالا که آمریکا این قدر در ایران و دنیا بی‌اعتبار شده و کلک‌هایش در استفاده از سازمان‌های ظاهرا غیردولتی (مثل NED) برای کودتا لو رفته‌ است، خیلی طبیعی است که پروژه‌هایش را اصطلاحا آوت‌سورس (Out-source) کند بین کشورهایی که هنوز خوش‌نام‌ترند،‌ مانند هلند، سوئد، نروژ، فرانسه، کانادا و حتی هندوستان. خلاصه اینکه می‌خواهند کودتای ۲۸ مرداد را در ایران ظرف زمانی دو، سه سال تکرار کنند با اینکه هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند، ولی ما هم باید حواسمان را خیلی جمع بکنیم. http://i.hoder.com/archives/2008/03/080310_017047.shtml

مقالات ماه آوریل بر روی سایت قرار گرفته اند.

خوانندگان گرامي ، دوستان عزيز

مقالات ماه آوریل بر روی سایت قرار گرفته اند
.

گردهم آئی های پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در ماه جاری یادآورنده مسائل پیچیده استراتژیک درچارچوب سیاست مستقل دفاع اروپا و پیشینه تاریخی آن است. دولت های اروپائی حتی با وجود آتلانیست های دو آتشه در رهبری آنها به راحتی نمی توانند دنباله روی از ایالات متحده را که می تواند برعکس امنیت اروپا را به خطر اندازد، توجیه نمایند. مقالات «آيا ايالات متحده تهديدي براي اروپاست؟» ، «آنچه دوگل در سال ۱۹۶۶ مي خواست» و «بازی ظریف شطرنج میان مسکو و واشنگتن» به طرح این مسائل می پردازند.

گران شدن مواد غدائی ، جهان را در آستانه ناامنی عمومی و جنگ قرار داده است. تولید کشاورزی مواد خوراکی به دلایل مختلف و از جمله کشت وسیع ذرت هائی که برای تولید سوخت اتوموبیل به کار می روند صدمه خورده است. امری که در ارتباط مستقیم با ایالت متحده برای پیش بردن سیاست استقلال انرژی اش است. در عین حال سرمایه های سرگردان که به دلیل بحران ساب پرایم از بورس ها موقتا خارج شده اند اینک به دلال بازی در مورد مواد خوراکی می پردازند. اروپا در همسایگی فقر وسیع افریقا می اندیشد که سیستم های امنیتی می توانند وی را از هجوم گرسنگان محافظت نمایند. مقالات « پناهندگان گريخته از گرسنگي» و « شهروندان هیچ کجا» به طرح این مسئله می پردازد.

گذر مشعل المپیک از انگلستان ، فرانسه و ایالات متحده فرصتی شد برای کارزار رسانه ای برعلیه چین به بهانه دفاع از حق مردم تبت. در پس تمام این وقایع خواب خوش برقرار ساختن نوعی از پروتکسیونیسم نهفته است. مقلات « حمایت گرائی اقتصادی» و «تبت ، فلسطین» به طرح این مسئله می پردازد.

از خودبیگانه کردن توده ها عنصر اصلی جوامع پست مدرن و عملکرد سیاستمداران آن است . نمایش با همه چیز و از جمله سیاست در می آمیزد و جامعه نمایشی را پدیدمی آورد . مقاله « هنر خواب کردن فقرا» به طرح این مسئله می پردازد.

رنه سزر، شاعر سیاهپوست فرانسوی( زاده مارتینیک ) و نماد اعتراض بر علیه تبعیض نژادی و سیاست استعماری با مراسمی استثنائی به خاک سپرده شد . مقالات « برده داری و جهان گرائی اروپائی » و « توکویل و امپراتوری» به تاریخ پر تناقض انسان سفید می پردازد. و بالاخره آیا ایالات متحده آمادگی پذیرش یک سیاهپوست را بعنوان رئیس جمهور دارد. مقاله «قمار بي باکانه برک اوباما» به طرح گذار آقاي برک اوباما از میان شکاف های بنیادین می پردازد


حمايت گرائي اقتصادي( پروتکسيو نيسم)

برده داري و جهان گرائي اروپائي

بازي ظريف شطرنج ميان مسکو و واشنگتن

پناهندگان گريخته از گرسنگي

قمار بي باکانه برک اوباما

هنر خواب کردن فقرا

آيا ايالات متحده تهديدي براي اروپاست؟

آنچه دوگل در سال ۱۹۶۶ مي خواست

شهروندان هیچ کجا

تبت – فلسطين

توکويل و امپراتوري

مجله مدافع حقوق زنان توقيف شد

ويدئوهائي از جنگ عراق و واقعيت هاي پشت پرده اين جنگ ناعادلانه

اين ويدئوها ياد آوري به آن خائنيني كه خواستار دخالت نظامي بيكانگان در ميهن
خونبارمان هستند.






ويدئوهائي از جنگ عراق و واقعيت هاي پشت پرده اين جنگ ناعادلانه

#message86724853528139259577238601398102093120086042 { overflow:auto; visibility:hidden }
htthttp://www.cryingwolf.deconstructingiraq.org.uk/selected%

20articles.htmlp://infowars.net/articles/february2007/050207FRU.htm
http://www.informationclearinghouse.info/article17048.htm

The following articles are offered to provide a framework for understanding the ongoing occupation of Iraq outside the mainstream media perspective. The list is not intended to be exhaustive. Following the articles is a further selction of highly recommended websites where more information is available.
Who are the Real Terrorists in Iraq – British intelligence recruiting terrorists to create sectarian tensions




۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

بلک واتر،(ارتش خصوصی آمریکایی) مدارک جنايتهاي خود را از بين برده است

قطعات جنگنده هاي عراقي قاچاقي در بازار فروخته مي شود
بلک واتر مدارک جنايتهاي خود را از بين برده است
به گزارش سرويس بين الملل برنا به نقل از استاندارد، خانواده هاي قربانيان جنايات بلک واتر از مقامات اين شرکت به اتهام پنهان کاري و از بين بردن مدارک شکايت کردند. بنا بر اين گزارش وکلاي اين خانواده ها مدارکي را به يک دادگاه آمريکايي ارائه داده اند که نشان مي دهد در ماه مارس بلک واتر اقدام به چنين کاري کرده است.قرار است اين دادگاه به پرونده قتل 17 غيرنظامي عراقي بدست نيروهاي بلک واتر در ماه سپتامبر گذشته رسيدگي کند. خانواده هاي قربانيان همچنين بلک واتر را متهم کرده اند که خودروهاي به کار رفته در ماموريت هاي منجر به قتل خويشاوندان آنها را تعمير و رنگ آميزي کرده تا نشانه هاي جرم نيروهاي خود را از بين ببرد.گفتني است به تازگي واشنگتن قرارداد همکاري نظامي با اين شرکت را تمديد کرد و اين در حالي بود که دولت عراق شرکت بلک واتر را بدليل انجام موارد غيرقانوني از اين کشور اخراج کرده بود . برناباز هم ردپاي بلک واتر قطعات جنگنده هاي عراقي قاچاقي در بازار فروخته مي شود به گزارش سرويس دريافت خبر برنا ، روزنامه الحيات چاپ لندن به نقل از يک منبع امنيتي عاليرتبه عراقي ، نوشت: برخي مسئولان عراقي با شرکت امنيتي آمريکايي بلاک واتر در اين رسوايي همدست هستند. اين منبع آگاه گفت: پيش از حمله آمريکا به عراق شماري از افسران ارتش سابق، مامور شدند که 8 فروند جنگنده را مخفي کنند. به گفته اين منبع مطلع ، جنگنده ها اوايل سال 2003 به دليل نگراني از احتمال حمله هوايي آمريکا، به روش نظامي در باغ هاي منطقه "التاجي" در شمال غربي بغداد استتار و مخفي شدند، شيوه اي که ر‍ژيم سابق عراق با بيشتر هواپيماهاي خود انجام مي داد.اين منبع آگاه مي افزايد که افسران مسئول مخفي کردن اين جنگنده ها پس از اطمينان از تسلط نيروهاي آمريکايي به عراق با افسران عاليرتبه که با ارتش آمريکا ارتباط نزديکي داشتند تماس گرفته و برخي آنها به همراه وي ( منبع آگاه که الحيات نام آن را فاش نمي کند) آمريکايي ها را از مکان اختفاي جنگنده ها مطلع کردند. اين روزنامه که نامي از هيچ يک از آنها را نمي برد، مي نويسد، يکي از افسران نزديک به آمريکايي ها که هم اکنون مسئوليت مهمي نيز دارد، خواستار تحويل جنگنده هاي ياد شده به باشگاه هوايي ابن فرناس که يکي از باشگاه هاي آموزش هوايي در بغداد است ، شد. اين منبع آگاه طبيعت توافقي که بين اين مسئول و افسران آمريکايي و نيز نحوه انتقال جنگنده ها به بغداد را فاش نمي کند اما تاکيد کرد که افسران نظامي سال 2006 کشف کردند که مسئول کنوني که (اين جنگنده ها را) تحويل گرفته بود پس از مدتي کوتاهي قطعات اين جنگنده ها را با عنوان مواد اوراقي به خارج از عراق قاچاق کرده است و افسراني که اين مساله را کشف کرده بودند هيات پاکسازي را در جريان امر قرار دادند.

تقابل گازي آمريكا با ايران و روسيه داريوش صفرنژاد

در تاريخ شانزدهم آگوست سال جاري (2007 ميلادي) جمهوري آذربايجان و آمريكا در باكو توافقنامه رسمي تنظيم توجيه فني- اقتصادي ساخت خط گاز درياي خزر را به امضاء رساندند. در اين راستا شركت دولتي نفت جمهوري آذربايجان (معروف به سوكار ) اقدام به عقد موافقتنامه اي جهت تعيين قيمت و مواد لازم براي تأسيس خط لوله گاز درياي خزر با سازمان توسعه ايالات متحده آمريكا كرد. بر اساس اين پروژه‌، گاز از آسياي مركزي از طريق مرزهاي جمهوري آذربايجان به اروپا منتقل خواهد شد. در اين زمينه، نسخه مقدماتي توجيه فني- اقتصادي راه‌هاي ممكن براي انتقال گاز تركمنستان به اروپا در چهارچوب پروژه )Interstate Oil and Gas Transport to Europe( - INOGATE پيش‌تر توسط كنسرسيوم شركت‌هاي ( "MottMcDonald Ltd"انگلستان)، ( "Kantor Management Consultants"يونان)، ( "KLC Law Firm"يونان) و ( "ASPI Consulting Engineers "آذربايجان) تهيه شده است. در اين طرح انتقال گاز از طريق لوله نصب‌شده در كف درياي خزر، محتمل‌ترين راه براي انتقال گاز عنوان شده است. هزينه ساخت اين خط لوله با دبي 22 ميليارد متر مكعب در سال، 5/11 ميليارد دلار پيش‌بيني شده است. كارشناسان غربي شرايط فني اين خط لوله را مقرون به صرفه‌تر از تأسيس خط لوله‌اي شبيه پروژه "مسير آبي( "از طريق كف درياي سياه از روسيه به تركيه) مي‌دانند، زيرا درياي خزر با عمقي كمتر و شرايط طبيعي بهتر باعث كاهش هزينه اجراي پروژه مي‌شود. اين خط لوله در آينده به خط لوله جنوب قفقاز كه گاز را از منابع زيرزميني منطقه "شاه‌دنيز" جمهوري آذربايجان از طريق گرجستان به تركيه منتقل مي‌كند، متصل خواهد شد. بر اساس برنامه‌ريزي انجام‌شد، احتمال انتقال گاز اين سيستم از طريق يونان و بلغارستان به ايتاليا نيز وجود دارد. به عقيده كارشناسان،خط لوله گاز قفقاز جنوبي با دبي 20 ميليارد متر مكعب در سال حجم اضافي براي انتقال گاز خواهد داشت كه دليل آن را بايد در افزايش احتمالي نياز آذربايجان به گاز جست‌وجو كرد. علاوه بر اين امكان افزايش دبي خط لوله به روش‌هاي فني نيز وجود دارد. به اين خط لوله گاز در جمهوري آذربايجان خط " ترانس خزر" و يا خط " باكو - تفليس ارزروم" اطلاق مي شود. اظهار نظر يكي از كارشناسان دست اندركار در جمهوري آذربايجان در اين رابطه:ثابت باقراف، رييس اسبق شركت نفت دولتي جمهوري آذربايجان و رييس فعلي بنياد حمايت از كارگزاران و اقتصاد بازاري و بخش خصوصي، كه يكي از افراد و روساي NGO هاي وابسته به جريان غرب و آمريكا در جمهوري آذربايجان محسوب مي شود، در اين رابطه اظهار داشت كه، حمايت دولت آمريكا از پروژه‌هاي ساخت خطوط نفت و گاز درياي خزر مي‌تواند باعث كاهش مخاطرات موجود در زمينه اجراي اين پروژه‌ها شود. وي در ادامه عنوان نموده كه سخن گفتن از مقرون به صرفه بودن اين پروژه هنوز زود است، اما اقدام آمريكا جهت عقد اين پيمان نشان‌دهنده توجه دولت آمريكا به اين قبيل پروژه‌ها است كه مي‌توانند ضامن توسعه در منطقه و امنيت انرژي باشند. به عقيده وي، اجراي اين پروژه‌ها مي‌تواند باعث افزايش توجه سرمايه‌گذاران و مؤسسات مالي به خطوط لوله درياي خزر شود. باقراف در پاسخ به پرسشي در خصوص مسيرهاي جايگزين براي انتقال منابع انرژي آسياي مركزي گفته كه مسؤوليت انتخاب مسير بر عهده صاحبان منابع نفت و گاز خواهد بود. وي همچنين در خصوص مشكلات زيست‌محيطي اين پروژه‌ها كه روسيه آن‌ها را مطرح كرده بود، اظهار داشته، اين مشكلات نبايد مانع پيشرفت پروژه‌ها باشد.نگاهي به استراتژي آمريكا در منطقه درياي خزر در روزهاي آخر سال 2000، وزارت انرژي آمريكا در ارزيابي خود از بازار جهاني نفت تجديد نظر كرده و نتيجه گيري كرد كه موقعيت ذخاير نفت سازمان همكاري هاي اقتصادي و توسعه كمتر از مقداري است كه قبلاً برآورد نموده است. همچنين در سه دهه گذشته هيچ گاه مقدار ظرفيت اضافي بدون بهره‌برداري در بخش توليد نفت به اين مقدار كم نبوده است. اصولاً در سطح كلان، استراتژي آمريكا براي تأمين انرژي در دوره رياست بوش و با توجه به دخالت ديك چني در امور نفتي، بر سه پايه استوار است: اول، اجازه دادن به شركتهاي آمريكايي براي افزايش توليد داخلي آمريكا از طريق كم نمودن ماليات و مجوز حفاري در نقاطي مانند ساحل غربي آلاسكا كه قبلاً به خاطر حفظ حيات وحش و مسايل زيست محيطي از اين كار جلوگيري شده بود و همچنين خليج مكزيك. دوم، از بين بردن محدوديت‌هايي كه باعث محروميت بازار آمريكا از دستيابي به منابع نفتي كشورهايي مانند ايران، عراق و ليبي مي گردد. اين كار به وسيله عادي سازي روابط با ليبي و اشغال نظامي عراق امكانپذير شد. در مورد ايران به نظر مي رسد كه مقامات آمريكايي به دنبال كمتر نمودن نقش منابع نفت و گاز ايران در بازار جهاني از طريق محدود نمودن سرمايه گذاري هاي كلان در اين كشور هستند. ايران از نگاه آمريكا در درياي خزر نبايد فعال بوده و نبايد خطوط لوله از مسير اين كشور بگذرند، زيرا حضور ايران در صحنه انرژي و عبور آن در خليج فارس كاملاً همراه با تسلط است و آمريكايي ها مايل به حضور ايران در بازار انرژي خزر نيستند. استراتژي آمريكا در منطقه درياي خزر براساس دو دسته اهداف بلند مدت و كوتاه مدت طراحي شده است. از اهداف بلند مدت آمريكا در اوراسيا، مهار ايران است. ايران فارغ از نوع حكومت آن، يك كشور عميقاً ژئواستراتژيك است و در تعريف آن گفته اند كه به لحاظ آن كه كشوري با امكان دسترسي به آبهاي آزاد است، به سادگي قابل محاصره شدن نيست و چون موانع طبيعي كوهستاني در اكثر مرزهاي خود دارد بدون كمك همسايگان قابل حمله نيست و با پيروزي انقلاب اسلامي عنصر اراده نيز به امتيازات ژئوپلتيكي ايران افزوده شده است.نكته ديگر، نفوذ نظامي آمريكا در منطقه خزر است كه به تدريج و با بهانه‌هايي مانند آموزش نيروهاي نظامي و يا برگزاري مانورها پيگيري مي گردد. تاكنون همه كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز بجز تاجيكستان عضو سازمان مشاركت براي صلح وابسته به ناتو گرديده اند. مانورهاي مشترك آمريكا، ازبكستان و قزاقستان همه ساله انجام شده و گارد ساحلي قزاقستان در آمريكا آموزش ديده و برخي نيروهاي نظامي جمهوري آذربايجان و مغولستان در برنامه‌هاي آموزشي در آمريكا شركت كرده اند. علاوه بر آن آمريكا قايقهاي گشتي ساحلي به قزاقستان و آذربايجان اهداء نموده و تركيه نيز يك كشتي جنگي به آذربايجان هديه كرده است. ضمن اينكه تركيه به لحاظ نظامي بعنوان فرمانده مركزي منطقه جنوب شرق ناتو عمل مي نمايد . نتيجه اينكه: 1 - با توجه به اينكه روسيه طي چند سال اخير در زمينه گاز با كشورهاي مختلف در منطقه خزر و درياي سياه و برخي مناطق ديگر، اقدام به عقد قرارداد و يا اجراي پروژه‌هاي آنها نموده است و همچنين پروژه‌هايي كه كشورمان با جمهوري تركمنستان و تركيه و همچنين جمهوري ارمنستان و برخي همسايگان ديگر در جهت انتقال گاز به اروپا در دست اقدام دارد و به ويژه اجراي پروژه خط لوله ايران - پاكستان و هند، كه در نهايت به چين نيز امتداد خواهد يافت، لذا آمريكائي ها به منظور عقب نماندن از قافله و به منظور جلوگيري از كمرنگ تر شدن حضور و دسترسي شان در حوزه گاز در منطقه و كلاً سطح بين المللي، رقابت تنگاتنگ و تقابلي جدي را با كشورمان و روسيه آغاز نموده و جدي تر از گذشته وارد عرصه شده اند. 2 - البته موضوع اشراف بر جريان صادراتي انرژي نفت و گاز خزر و ايجاد ترتيبات امنيتي آتي در اين منطقه و شكل دهي آن بر مبناي خطوط نفت و گاز ايجادي مورد نظر آمريكائي ها، مسئله اي است كه از همان سالهاي اوليه پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و استقلال جمهوري هاي 15 گانه وارث و حاصل از آن، آمريكائي ها بعنوان يك هدف و آرزو همواره در سر خود داشته و در هر برهه اي بدنبال بهانه براي اجراي آن هستند و در اين مسير به تنها چيزي كه اصلاً فكر نمي شود مسائل اقتصادي و زيست محيطي حاصله از اجراي اين طرحها است. 3 - در حقيقت ابعاد و جنبه‌هاي سياسي و امنيتي ( و البته آنهم در جهت تحكيم و ريشه دار نمودن هر چه بيشتر حضور آمريكائي ها در منطقه ) موضوعي است كه بيش از هر چيز و بعد ديگر مد نظر آمريكائي ها در پيگيري و انجام اين قبيل طرحها و پروژه‌ها بوده و قرار دارد. در اين مسير، شگرد آمريكائي ها از دير باز اين بوده كه متعاقب حضور در منطقه امكانات و تاسيسات اقتصادي براي خود و شركتهاي تحت پوشش شان ايجاد نمايند و پس از اندك مدتي از اجرايي شدن اين پروژه‌ها به لطايف الحيل و بهانه‌هاي مختلف نيروهاي نظامي خود را به اين مناطق گسيل مي دارند تا( به اصطلاح) از منافع ملي ايجاد شده خودشان محافظت نمايند. 4 - ضمن اينكه نبايستي دخالتهاي آمريكائي ها و شركتهاي نفتي و حتي چند مليتي وابسته به آنها را در قالب پيگيري و اجراي كودتاي نرم و خزنده در نقاط مختلف دنيا، متعاقب حضور به ظاهر اقتصادي شان، در جهت روي كار آوردن عناصر مورد نظر خود در كشورهاي مطبوع را از نظر دور بداريم. لذا اين موضوع مسئله اي است كه بايد كشورهاي حاضر در اين منطقه بدان توجه ويژه نموده و به سادگي از كنار آن نگذرند.

هراس ناتو از برنامه روس ها برای «اوپک گازی»

فاینشنال تایمز*13 نوامبر 20061385-11-30برگردان المیرا مرادی
مشاوران ناتو ، به اعضای این پیمان نظامی هشدار داده اند که می بایستی در برابر هر کوشش روسیه در طرح ریزی « اوپک گازی» که می تواند موضع مسکو را در برابر اروپا مستحکم نماید، مراقب باشند. این هشدار، ماحصل یک تحقیق محرمانه توسط کارشناسان اقتصادی ناتو است که هفته گذشته برای سفرای 26 عضو پیمان آتلانتیک شمالی- ناتو فرستاده شده و طی آن هشدار داده شده است که احتمالا روسیه در صدد ایجاد یک کارتل گازی است که برخی کشورها از جمله الجزایر، قطر، لیبی، کشورهای آسیای مرکزی و احتمالا ایران نیز به آن خواهند پیوست.در این تحقیق که بوسیله کمیته اقتصادی ناتو تهیه شده است، گفته شده است که روسیه در جستجوی بکارگیری ابزار انرژی در جهت وارد آوردن فشار سیاسی، بویژه در رابطه با کشورهای همسایه چون گرجستان و اکرائین می باشد. دوشنبه شب، دمیتری پسکووف، سخنگوی کاخ کرملین، بر این اصرار ورزید که روسیه در پی ایجاد چنین کارتلی نیست. او افزود :" فکر می کنم که نویسندگان چنین تفکری درک نادرستی از تز امنیتی انرژی ما دارند." اساس تز ما، بستگی متقابل تولید کنندگان و مصرف کنندگان بیکدیگر است. اینگونه نیست که روسیه تمایل داشته باشد که با استفاده از " گاز" از اروپا باج سبیل بگیرد و آنها را مرعوب نماید، چرا که ما نیز به همان اندازه به مصرف کننده اروپایی نیازمندیم." روسیه قادر باشد و یا نباشد که چنین اتحادیه ای ایجاد نماید، این گزارش همچنین بر موارد اختلافات در این زمینه تاکید دارد. تنش ها بر سر مسئله امنیت انرژی میان اروپای غربی و مسکو عمیق تر می شود. مدیران کمپانی های نفتی می گویند که بزرگترین تهدید به "قیمت های گاز" از سوی روسیه است که دارای کمبود سرمایه گذاری در این زمینه می باشد و اینکه این امکان وجود دارد که مسکو قادر باشد که بقیه تولید کنندگان گاز مانند الجزایر را متقاعد نماید که سرمایه گذاری ها را در این زمینه محدود نماید. روسیه 24 درصد از گاز طبیعی اروپا را تامین می کند، این در حالیست که نروژ تامین کننده 13 درصد از گاز اروپاست و الجزایر که بزرگترین صادر کننده گاز به اسپانیا و ایتالیاست، 10 درصد از حوایج اروپا در این زمینه را تامین می نماید. هفته گذشته، آژانس بین المللی انرژی هشدار داد که " این امکان وجود دارد که کشورهای اصلی صادر کننده گاز، دست به همکاری هایی در زمینه سرمایه گذاری و برنامه های تولیدی در میان خود زنند، به ترتیبی که از تولید اضافی اجتناب شده و قیمت گاز بالا رود." دیروز، وزرای خارجه اتحادیه اروپا، حتی نتوانستند بر سر یک خط درباره مسئله انرژی روسیه به توافق برسند، علیرغم اینکه لهستان مستمرا بر این اصرار می ورزد که در گفتگوهای آینده باید موضع سختتری در برابر روسیه داشت. ماه گذشته، قبل از اجلاس اتحادیه اروپا و روسیه، خاویر سولانا، رئیس سیاست خارجی و امنیت اتحادیه اروپا، از یک قرار روسیه با الجزایر پرده برداشت، و اظهار داشت که بر اساس این قرار و معامله، الجزایر فروش سهام عمده خود در زمینه پروژه های گاز به سرمایه گذاران خارجی را متوقف می نماید.یک تحلیل گر انرژی می گوید:" این روزها ما شاهد برخی اَشکال توافق های دوجانبه در زمینه کنترل و مهار سرمایه گذاری ها، میان الجزایر و روسیه هستیم. مسکو بوسیله «گازپروم» ]شرکت ملی نفت روسیه[ کنترل بر سرمایه گذاریها را کاملا مهار کرده است و الجزایری ها نیز اخیرا با تغییرات در قوانین هیدروکربن های خود]انرژی فسیلی[ ، به Sonatrach ، شرکت ملی نفت (الجزایر) ، به جای 30 درصد که قانون قبلی بوده است، 51 درصد از هر پروژه را پرداخت می نماید."اما بنظر می رسد صادرکنندگان بزرگ گاز مانند نروژ، قطر و نیجریه تمایلی جهت پیوستن به چنین اتحادیه ای را نداشته باشند. معاملات گاز ، بدلیل قراردادهای بلند مدت گاز ، با معامله در زمینه نفت کاملا تفاوت دارد و اینگونه قراردادهای بلند مدت همچنان متداول است، گرچه قیمت گاز اغلب به نفت متصل است.با این حال تحلیل گران بر این باورند که «گازپروم» قویا به اروپا متکی است،چرا که قیمت های خانگی انرژی روسیه محدود شده اند و در حال حاضر نیز بازار دیگری برای وارد شدن به آن وجود ندارد. * این مقاله بوسیله دانیل دامبی در بروکسل، نیل باکلی در مسکو و کارولا هویوس در لندن به تحریر در آمده است.

شهروندان عراقي تمايلي به حضور اشغالگران ندارند

به گزارش سرويس بين الملل برنا، پروفسور "هيثم الناهي" نويسنده و تحليلگر مسائل بين المللي با شرکت در برنامه گفتگوي 45 دقيقه شبکه خبر گفت: کنفرانس هاي ديگري نيز قرار است بعد از کنفرانس کويت برگزار شود اما موضوع اين است که آيا سازمان ملل و آمريکا متعهد به اجراي درخواست هاي مردم عراق خواهند بود يا نه؟اين کارشناس مسائل بين المللي در پاسخ به اين سوال که هدف از برگزاري اجلاس همسايگان عراق چه بوده و آيا اين کنفرانس توانسته به اهدافش دست پيدا کند گفت: بايد ازديدگاه ها وزواياي مختلف به اين موضوع نگاه کرد، اين اولين کنفرانس از اين دست نبود که در مورد عراق برگزار مي شد بلکه پيش از اين نيز آمريکايي ها گزارش بيکر- هميلتون را در مورد عراق منتشر کرده بودند. به دليل توجه نکردن آمريکايي ها به مشکلات مردم عراق و عدم اجراي درخواست هاي آنان، عراق امروز با مشکلات عديده اي رو به روست.اين پروفسور عراقي اضافه کرد: آمريکا از ابتدا براي حمله به عراق تمام قطعنامه ها و توصيه هاي سازمان ملل متحد را ناديده گرفت. پيش از اين چندين قطعنامه در شوراي امنيت به تصويب رسيده بود که اجازه حمله آمريکا به عراق را نمي داد. وي در اين زمينه گفت: بهانه آمريکا براي حمله به عراق در دهه 90 اشغال کويت از جانب اين کشور بود و در اين راستا کشورها و سازمان هاي مختلف به ياري آمريکا آمدند تا به اشغال کويت از جانب عراق پايان دهند، ولي امروز آنها با زير پا گذاشتن قوانين سازمان ملل به اشغال عراق ادامه مي دهند. "هيثم الناهي" در مورد مشروعيت دولت عرراق از جانب مردم اين کشور اظهار داشت: ما نبايد بين اين دو مسئله تفاوتي قائل شويم اگر به اين مساله از ديدگاه بين المللي نگاه کنيم جامعه بين المللي به دولتي که مشروعيت قانوني داشته باشد امکان اجراي اعمال قانوني و موجه را مي دهد اين مساله در قطعنامه هاي مختلف سازمان ملل درج شده است اما حمله و اشغال عراق مساله اي کاملاً خلاف قطعنامه ها و قوانين سازمان ملل متحد است. همين مساله در کشورهاي ديگر از جمله پاناما والسالوادور نيز اتفاق افتاده است. بنابراين مساله عراق، موضوع تازه اي نيست و آمريکا در عراق به دنبال کسب مشروعيت براي دولت اين کشور نيست. اين کارشناس مسائل بين المللي اضافه کرد: امروز در عراق ما نمي توانيم بگوئيم که شخصيت هاي اين کشور به طور کامل از پشتوانه آراي 12 ميليون عراقي برخوردار هستند و از نظر مردم اين کشور مشروع هستند و اين امر به دليل شرايط خاص عراق است. حتي اگر کسي بيش از نيمي از آراي مردم عراق را نيز کسب کند ما نمي توانيم بگوئيم که او در بين مردم عراق مشروعيت دارد. مشروعيت هر کسي در عراق بنا به نظر اکثريت جامعه است اما به شرطي که آمريکايي ها در اين امر مداخله نکنند آمريکا بايد به نظر مردم عراق احترام بگذارد و به اشغال اين کشور پايان دهد.وي در مورد دولت کنوني عراق گفت: آمريکايي ها بر منابع انرژي عراق تسلط دارند و دولت اين کشور در اين زمينه اختيار چنداني ندارد. اين مساله را آمريکايي ها براي عراق پديد آورده اند. "کاندوليزا رايس" وزير امور خارجه آمريکا بر اين اعتقاد است که منافع آمريکا از اين طريق به دست مي آيد وتا زماني که سياست هاي آمريکا در کشوري به خوبي پيش مي رود منافع واشنگتن نيز تامين مي شود. "هيثم الناهي" در مورد نشست بعدي کشورهاي همسايه عراق و نقش کشورهاي عربي در تامين امنيت اين کشور اظهار داشت: اگر ديدگاه آمريکا تا کنفرانس بعدي همسايگان عراق ادامه پيدا کند قطعاً کشورهاي عربي در آن شرکت نمي کنند. کشورهاي عرب همسايه عراق اعتقاد دارند که سياست هاي دولت عراق تحت فشار سياست هاي آمريکاست. آنها به فکر ايجاد تعادل قدرت در عراق با حمايت و تقويت دولت و گروه هاي ديگر در عراق هستند. وي در مورد اتهامات آمريکا به کشورهاي همسايه عراق در مورد دخالت در امور داخلي اين کشور گفت: مساله اتهام آمريکا به ايران در مورد مداخله عراق مساله تازه اي نيست و در ابتداي اشغال عراق آمريکايي ها به عربستان اتهام وارد مي کردند که در عراق مداخله مي کند. ما نمي توانيم به طور قاطع بگوئيم که ايران در امور عراق دخالت مي کند و يا از گروه هاي شبه نظامي آن کشور حمايت مي کند. "هيثم الناهي" افزود: فکر مي کنم سفر 6 ماه پيش "رابرت گتيس" و "کاندوليزارايس" به کشورهاي مصر، عربستان و اردن با کمک 30 ميليارد دلاري نظامي آنها براي تحريک اين کشورها بر ضد يک کشور ديگر در منطقه بود. وي با اشاره به تجربه آمريکا در مورد جنگ عراق اظهار داشت که فکر نمي کند در ماه هاي پاياني دوران رياست جمهوري "جرج بوش" آمريکا به کشورهاي ديگري در منطقه حمله کند و به دنبال ماجراجويي هاي تازه اي در خاورميانه باشد. اين کارشناس مسائل بين المللي در پايان خاطر نشان کرد: اکنون زمان آن رسيده است که دولتمردان آمريکايي به خواسته هاي جامعه اين کشور و جامعه بين المللي براي خروج از عراق اهميت بدهند. سازمان ملل مي تواند با تصويب قطعنامه هايي به عراق کمک کند. همچنين سازمانهاي ديگر بين المللي مي توانند به صورت داوطلبانه در عراق خدمت کنند و خرابي هاي به وجود آمده بعد از جنگ سال 2003 را سر و سامان دهند. کشورهاي همسايه عراق مشترکات فراواني با عراق دارند و بايد از اين مشترکات براي حمايت و تقويت دولت عراق استفاده شود

عذرخواهي اشتاين ماير از وزير بازرگاني افغانستان

به گزارش سرويس بين الملل برنا به نقل از خبرگزاري آلمان، "فرانک والتر اشتاين ماير" طي يک تماس تلفني با همتاي افغاني خود از بروز چنين پيشامدي ابراز تاسف کرد. سخنگوي وزارت خارجه آلمان با اعلام اين خبر گفت در اين مکالمه تلفني دوطرف ابراز اميدواري کردند اين امر بر روابط دوستانه ميان دو کشور تاثير منفي نگذارد. همچنين اشتاين ماير اطمينان داد ديگر چنين مواردي در ارتباط با افغانستان روي ندهد. وي اقدام کارکنان سازمان اطلاعات کشورش را خارج از مسئوليت آنان دانست. در همين حال گزارشها حاکي است عاملان کنترل نامه هاي الکترونيکي وزير بازرگاني افغانستان از کار خود برکنار شده اند.نخستين بار هفته نامه "اشپيگل" با اعلام خبر کنترل ارتباط اينترنتي يکي از خبرنگاران خود با وزير بازرگاني افغانستان از اين امر پرده برداشت. به نوشته اين هفته نامه اقدامات کنترلي سازمان اطلاعات آلمان بسيار بيشتر از حد تصور بوده است.گفتني است با انتشار اين خبر نمايندگان پارلمان آلمان از دولت در مورد اقدامات سازمان اطلاعات توضيح خواسته اند. اشپيگل پيش از اين نيز از اقدام مشابه سازمان اطلاعات آلمان در کنگو خبر داده بود.برنا