۱۳۸۸ تیر ۲۶, جمعه

شادی صدر دستگیر شد

شادی صدر، حقوق دان و فعال حقوق زنان، صبح امروز در حالیکه از خیابان بلوار کشاورز قصد رفتن به نماز جمعه این هفته را داشت توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر شد. در تماس خبرنگار بی بی سی با خانواده خانم صدر، دستگیری او توسط خانواده اش تایید شد.


به گزارش سایت میدان زنان، حاضران در محل بازداشت شادی صدر سعی داشتند او را از دست نیروهای لباس شخصی برهانند، اما آنها خانم صدر را با خشونت به داخل ماشین کشیدند به صورتی که مانتو و روسری او از تنش خارج شد. این افراد هیچ حکم و حتی توضیحی هم در مورد تعلق به ارگان خاصی ارائه ندادند.


شادی صدر، بنیانگذار سازمان مردم‌نهاد غیر انتفاعی "راهی" ، از موسسان وب‌گاه‌های زنان ایرانی و میدان زنان، و از اعضای فعال کمپین "قانونِ بی‌سنگسار" و همچنین عضو کمپین‌های "نه به طرح امنیت اجتماعی"، "تحصیل سهم من نیست، حق من است"، "نه! به لایحه حمایت از مردان در خانواده"، "دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاه‌ها"، "اعتراض به فشارهای غیرقانونی علیه فعالان جنبش زنان" و "مادر من، وطن من" و "منشوری از آن خود" (منشور زنان ایرانی) است.


پیش از این نیز شادی صدر در تجمع روز چهارم مارس سال ۲۰۰۷ در مقابل دادگاه انقلاب تهران، به همراه بیش از سی نفر از فعالان جنبش زنان ایران دستگیر شده بودند. آنها در حمایت از پروین اردلان، نوشین احمدی خراسانی، سوسن طهماسبی، فریبا داوودی مهاجر و شهلا انتصاری مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند.

در آن زمان، شادی صدر (که وکالت خانم انتصاری و دیگر فعال در بند یعنی خانم عباسقلی زاده را نیز بر عهده دارد) نیز بازداشت و به زندان منتقل شد.

رخواست کمک بستگان ده ها مفقود شده حوادث اخیر ایران



وبسایت رسمی حزب اعتماد ملی از درخواست کمک بستگان دست کم ۴۶ نفر از "مفقودشدگان" حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران از کمیته پیگیری ایجاد شده توسط مهدی کروبی خبر داده است.

به گزارش روز سه شنبه ۲۳ تیر (۱۴ ژوئیه) سحام نیوز، بستگان ۵۶ دستگیر شده و ۴۶ مفقود شده این حوادث با ذکر نام و بستگان "صدها نفر" به صورت تلفنی و بدون ذکر نام از این کمیته کمک خواسته اند.

بر اساس این گزارش، کسانی که بدون ذکر نام به این کمیته شکایت کرده اند، خواستار پیگیری آقای کروبی در مورد همه بازداشت شدگان بوده اند.

همزمان خبرنامه امیرکبیر، پایگاه خبری دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در تهران، از مراجعه اعضای خانواده های کسانی به دادگاه انقلاب خبر داده است که از زمان اعتراضات خیابانی روز ۱۸ تیر از سرنوشت بستگان خود بی اطلاع مانده اند.

در گزارش خبرنامه امیرکبیر همزمان به نصب فهرست اسامی ۲۰۰ نفر از بازداشت شدگان ۱۸ تیر در کنار در اصلی زندان اوین اشاره شده است.

در همین حال علیرضا حسینی بهشتی، سخنگوی کمیته مشترک موسوی و کروبی برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان اخیر گفته است که این کمیته روز دوشنبه ۲۲ تیر جلسه داشته و مرتضی الویری را به عنوان مسئول رایزنی با مقامات مسئول در مورد بازداشت شدگان برگزیده است.

اعتراضات گسترده در نقاط مختلف تهران ادامه دارد















فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران در گزارشی پیرامون تظاهرات امروز در تهران نوشته اند: بنابه گزارشات رسیده از تهران از صبح امروز تعداد زیادی از مردم تهران و شهرستانهای اطراف به سوی دانشگاه تهران حرکت کردند و علیه استبداد حاکم اعتراض کردند. از صبح امروز تعداد زادی از مردم که تخمین زده می شود به چند صد هزار نفر می رسند در دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف آن تجمع کردند. مردم معترض در دانشگاه تهران و اطراف آن از ابتدا شروع به سر دادن بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور و زندانی سیاسی آزاد باید گردد کردند. بعد از نماز جمعه مردم از آنجا خارج شدند و در خیابانها شروع به راهپیمائی نمودند. خیابان ها از مردم موج می زد. و مردم شعارهای مختلفی سر می دادند. مرگ بر دیکتاتور، شعارهایی مانند ایرانی می میرد ذلت نمی پذیرد، مرگ بر شوروی، مرگ بر روسیه، زندانی سیاسی آزاد باید گردد. مردم در نقاط مختلف به اعتراضات خود ادامه میدهند و اعتراضات به نقاط دیگر تهران گسترش یافته است. از طرفی دیگر نیروهای سرکوبگر گارد ویژه، سپاه پاسداران، بسیج و لباس شخصی ها به سمت مردم یورش می برند و آنها را آماج باتوم های خود قرار می دهند و بصورت زیادی اقدام به شلیگ گاز اشک آور می کنند. در اثر این یورش ها تعدادی زخمی شده اند و همچنین تعداد زیادی در نقاط مختلف دستگیر و به نقاط نامعلومی منتقل شدند. دستگیری ها از صبح امروز آغاز شد و مامورین وزارت اطلاعات اغلب، افراد از پیش تعیین شده را دستگیر می کنند. مردم برای خواندن نماز نیامده بودند مشاهدات یک شاهد عینی از ساعت 12 ظهر: اتوبان مدرس از خیابان میرداماد تا پایین ترافیک شدید بود. از میدان هفت تیر به سمت میدان ولیعصر همین جور. در همه پیاده روها مردم به خیابان می رفتند. مردمی که از سمت هفت تیر و و بالای میدان ولعصر می امدند فقط میتوانستد پیاده بیایند، همه مسیرها را بسته بودند. مردم که تعدادشان بیست هزاری نفری می شد، در گروه های هزار نفری از خیابان فلسطین پایین می رفتند و دستاهایشان را به علامت ویکتوری بالا گرفته بودند. در ضلع جنوبی میدان فلسطین، مسجدی بود که نیروهای بسیج به شکل همیشگی با باتوم و سپر در برابر آن ایستاده بودند. مردم بسیار زیاد بودند. فکر میکنم بالای 300 هزار نفر بودند که از میدان فلسطین به سمت دانشگاه تهران و خیابان قدس می رفتند. از تقاطع طالقانی، وصال جمعیت به حدی زیاد بود که جلوتر نمی شد رفت و مردم جای جای خیابان طالقانی نشسته بودند... وقتی قبل از رفسنجانی فردی پشت تریبون رفت و خواستار گفتن مرگ بر امریکا بود، همه ی مردم با شدت مرگ بر روسیه می گفتند و بعد از مرگ بر روسیه یا حسین میرحسین می گفتند ... بعد از این بلند گوهای خیابان را قطع کردند و مردم از طریق رادیوهایی که داشتند به سختی سخنرانی را گوش میدادند... در بین سخرانی هم سلام بر موسوی درود بر هاشمی می گفتند... در اواسط سخرانی چند گاز اشک آور وسط جمعیت پرت شد و مردم کمی عقب تر رفتند. هنگامی که نیروهای بسیج و یگان ویژه از بین مردم رد می شدند، مردم مرگ بر دیکتاتور می گفتند. سخنان رفسنجانی که تمام شد آغاز نماز بود. مردم همه به سمت میدان ولعصر حرکت کردند. آن طور که من دیدم از هر هزار نفر یک نفر نماز بیشتر نمی خواند... مردم با اجتماع عظیم راهپیمایی انجام دادند که در آن شعارهای زندانی سیاسی آزاد باید گردد، دولت کودتا استعفا استعفا، ننگ ما ننگ ما صدای و سیمای ما، یا حسین میرحسین، مرگ بر روسیه شنیده می شد. جمعیت که بالغ بر 100 ها هزار نفر بودند از خیابان فلسطین به سمت شمال رفتند و نیروهای بسیج هم هم نظاره گر بودند. در میدان ولعصر حدود 500 نفر از یگان ویزه سپاه پاسداران فقط نظاره گر بودند و مردم هم شعار می دادند و هلی کوپتر ها در رفت و آمد بودند. تا سر خیابان زرتشت من در گیری خاصی ندیدم. خیابان ولعصر هم که ماشین ها بالا می رفتند همه بوق می زدند و سرنشینان آن ها دست هایشان را به نشانه پیروزی از ماشین بیرون می آوردند. آن طور که از میدان انقلاب خبر دارم؛ آن جا به شدت درگیری بوده است. گاز اشک اور هم زیاد پرتاب می شد. من کسی را ندیدم که بازداشت شود.
فیلم هایی از تظاهرات امروز در تهران


[خیابان قدس - قبل از شروع نماز جمعه]


[تظاهرات روز جمعه - مقابل دانشگاه تهران]
[تظاهرات مردم در برابر وزارت کشور: دولت کودتا، استعفا]

[تظاهرات مردم در خیابان فلسطین]

[پرتاب گاز اشک آور در میان مردم]

۱۳۸۸ تیر ۲۵, پنجشنبه

سازگاراى نا سازگار

















































مدتى است که محسن سازگارا، اصلاح طلب فراري، براى خود نقش رهبرى قائل شده
و با تقليد مرادش، خميني، نوارهاى صوتى � تصويرى پُر کرده و در سايت هاى
,بالاترين, و ,فيس بوک, و غيرو منتشر مى سازد. او مى رود و کتاب هاى
طرفداران و متخصصان ,کودتاهاى عدم خشونت, را مى خواند و همه روزه آنها را
از زبان خود، براى شنوندگانش تکرار ميکند. البته گاهى هم زيرکى کرده و
تاکتيک هايى که بچه ها با تجربيات مبارزاتشان کشف و اختراع کرده اند را
در ميان گزارشات و اخبار پيدا کرده و فردايش به اسم ,ابتکار شخصى اش,
منتشر مى کند و با اينکار براى ساده لوحانى که در خانه هايشان نشسته و
اخبار مبارزات را از طريق اينترنت دنبال مى کنند، ژست رهبرى مى آيد. اين
کار او حکايت از شخصيت سياستمدارانه ى ماکياوليستى (کثيف ترين نوع سياسى
کارى) او دارد که با هر حقه و ترفندي، توهم ,رهبر, بودنش را به مردم القا
کند، تا از اين طريق، فردا که مردم حکومت کودتا را برچيدند و همه چيز امن
شد، سوار هواپيما شده و براى سهم خواهى به ايران برگردد.
البته اين تنها ترفند ماکياوليستى او نيست. او، قبل از انتخابات رياست
جمهوري، يکى از مخالفين موسوى به حساب مى آمد و از تريبون ,صداى آمريکا,
عليه موسوى تبليغ مى نمود. مثلاً، يکى از انتقاداتش اين بود که:, موسوى
اصلاح طلب نبوده و اصلاً اصولگرا است,، و براى ارائه مدرک مى گفت: ,اگر
هندوانه در تهران گران مى شد، موسوى مى گفت که توطئه آمريکا است,. او
همچنين به ,اقتصاد کوپنى, موسوى هم انتقاد مينمود و بالاتر از همه، و
شايد خنده دارتر از همه، انتقاد او به موسوى بود که قتل و عام زندانيان
سياسى در تابستان 1367 در زمان تصدى موسوى اتفاق افتاد، پس مطمئناً نقشى
در آن داشته است. چرا چنين ادعايى در مورد اين واقعه ى اسفناک را خنده
دار توصيف کرديم؟ براى اينکه در همان سالهاى کشتار 60 تا 68 ، آقاى
سازگارا، خود يک پاسدار آدمکش بود، اما او فقط موسوى را ملزم به توضيح
نقشش در اين قتل و عام ها مى کند. ماکياوليسم او زمانى برجسته مى شود که
اينک که موسوى و ,جنبش سبز, اش، درست يا غلط، در ميان مردم محبوبيّت پيدا
کرده است، آقاى سازگارا، سبز تر از ,جنبش سبزى ها, شده و شب و روز در
نوارهايش، قربان صدقه ى موسوى مى رود. و در حقيقت، خود را سوار بر ,موج
سبز, نموده است.
راستش ما با او کارى نداشتيم. خوب بند نافش را در راه کج بريده اند. به
ما چه؟! آن عده ساده لوح که به دنبال او روان مى شوند، لياقتشان هم آدمى
مثل اوست. امّا زمانى است که ديگر پايش را از حدّ خود فراتر گذاشته و
با ارائه ى راهکارهاى سازشکارانه، در مقابل حرکت مبارزاتى مردم قرار
گرفته است. يکى از اين راهکارها، دادن گل به نيروهاى مسلح و لباس شخصى
هايى است که در خيابان مردم را به تير بسته اند. اين راهکار او که تقليدى
ناشيانه از روش مبارزاتى مردم در انقلاب پيشين است، تقريباً تمامى
مبارزان و خانواده هاى جانباختگان و مفقودين و بازداشت شدگان را به خشم
آورده است. او در انقلاب پيشين در ايران نبود. او از جمله خارج نشينانى
بود که همراه با خمينى در هواپيماى 747 ,ايرفرانس, به تهران آمد.
بنابراين نمى فهمد که اگر مردم در آن سال ها در تظاهرات هاى خيابانى به
ارتشيان گل مى دادند، به اين علت بود که ايشان نشان داده بودند که فرمان
تيراندازى به جمعيت را اجرا نمى کنند. همين عدم فرمانبرى پرسنل ارتش از
مافوق هايشان بود که نهايتاً حکومت نظامى را با شکت روبرو کرد و لياقت
قدردانى مردم را داشت. اما ما چگونه مى توانيم به جمعى مزدور وحشى که نه
تنها ,حکم تير, را اجرا مى کنند، بلکه از کشتن مردم لذّت مى برند و اينکه
زن است يا بچه، ,ندا, است يا ,سهراب, برايشان فرقى ندارد، گل تعارف
کنيم؟! آيا از پدران و مادرانى که جان فرزندانشان را گرفته اند و يا
آنهايى که هنوز نمى دانند جوانشان زنده است يا مُرده شرم نميکند؟!

خبرنامه ندا
24 تير 1388

بيانيه مشترک بيانيه مشترک *برعليه موج جديد سرکوب و اختناق در ايران

مردم مبارز ايران! انسان های آزاده جهان!

تظاهرات ميليونی مردم در اکثرشهرهای ايران در روزهای اخير نمايش عظيم قدرت مردمی بود که بيدادگري، عوامفريبی و سرکوب مداوم اين رژيم را به چالش می طلبيدند. چالشی که با اعمال خشونت حاکميت ضددموکراتيک نظام جمهوری اسلامی و نيروهای امنيتی اش پاسخ داده شده است. تاکنون، آمار دهها کشته و صدها زخمی قطعی است. گزارشات رسيده به ما حاکی از دستگيری يا ناپديدشدن هزاران نفر از فعالين و معترضين رژيم جمهوری اسلامی می باشد. در اين ميان، خوابگاه های دانشگاه ها از اولين هدفهای حمله نيروهای سرکوب گررژيم بودند که منجربه کشته و زخمی شدن دهها تن و دستگيری تعداد بيشماری از دانشجويان گرديد. موج وسيع دستگيريهای شبانه و خانه به خانه جوانان، روزنامه نگاران و دانشجويان و ناپديد شدن تعداد ی ديگر، ترس و هراس سالهای دهه شصت (دهه هشتاد ميلادی) را برای ما يادآوری ميکند. انبوه بازداشت شدگان در سراسر کشور علاوه بر زندانهای شناخته شده همچون اوين، گوهردشت و...، در پادگان ها، مراکز بسيج و مکان های نامعلوم نگه داشته می شوند.
با وجود سانسور شديد، گزارشها، تصاوير و فيلم های ارسال شده، اسناد غيرقابل انکاری هستند که نشان می دهند ابعاد شکنجه ها، بی رحمی و قساوت شکنجه گران به ابعادی غيرقابل تصور در جمهوری اسلامی رسيده است. ضرب و شتم، شکنجه های طاقت فرسای جسمی و روحي، پرونده رژيم جمهوری اسلامی را در نقض آشکار حقوق بشر سنگين تر از پيش کرده است.
روش شناخته شده رژيم برای ايجاد هراس در ميان مردم ، شکنجه مداوم و فرسايشی زندانيان برای "اعتراف گيری" از آنان و مصاحبه های تلويزيوني، از جمله جنايت هايی است که اين روزها در ابعادی گسترده ديده ميشود. زندانيان به طور شبانه � روزی زير شکنجه قرار دارند تا در هم شکسته شوند و برخلاف ميل و اراده اشان زندگي، ارزش ها و آرمانشان را در اين "اعتراف گيری ها" نفی کنند. ما از هم اکنون اعلام می کنيم که وادار ساختن زندانی به اعترافهای ديکته شده هيچ اعتباری ندارد و تنها سند محکمی برعليه رژيم جمهوری اسلامی است که فرد مصاحبه شونده را تحت فشارها و شکنجه های سخت قرار داده است.
خانواده های دستگيرشدگان در بی خبری از فرزندان و وابستگان خود هيچ منبعی برای پيگيری و روشن شدن وضعيت و سرنوشت عزيزان خود ندارند. خبرهای نگران کننده ای مبتنی بر کشتن زندانيان و دفن مخفيانه اجساد آنها نگرانی خانواده ها و جو ترس و هراس را در سطح جامعه گسترده است. تلاش مادران دستگيرشدگان اخير برای يافتن فرزندانشان با تجمع های مکرر، با دستگيری خانواده های معترض از سوی رژيم روبرو می شود. قتل های خيابانی و آدم ربايی در لحظات فعلی در دستور کار نيروهای امنيتی رژيم قرار دارد و خطر آغاز اعدام های سيستماتيک و گسترده، پيش روی ما قرار دارد. آنان بی رحمانه، سيستماتيک و با برنامه، به سرکوب اپوزيسيون فعال و پيگير در ايران مشغولند، روندی که بدون اعتراضات وسيع در سطح ايران و جهان، هر لحظه می تواند به کشتاری وسيع از سوی رژيم تبديل شود.
تعدادی از امضاکنندگان اين بيانيه، زندانيان سياسی ای هستند که زندان و شکنجه را در سالهای دهه شصت (هشتاد ميلادی) تجربه کرده اند. بسياری از آنان جان بدربردگان و شاهدان کشتارهای سالهای 1360 و 1367 هستند. به همين دليل يقين دارند که دامنه سرکوب، شکنجه و کشتار رژيم بسی فراتر از گزارشات انتشار يافته در سطح افکار عمومی است.
با توجه به اين دلائل ما خواستار اقدام فوري، وسيع و همه جانبه برعليه وضعيت موجود در زندانها و شکنجه گاه های ايران هستيم. اميد که اين اقدامات در سطح بين المللی و نيز در ميان ايرانيان خارج کشور بازتابی شايسته با وضعيت حساس کنونی يابد.
ما ضمن هشداربه سازمان عفو بين الملل و صليب سرخ جهانی در مورد تکرارجنايتی ديگر برعليه بشريت، از اين نهادها ميخواهيم که از تمامی اهرمهای خود جهت بازداشتن از تکرارچنين جناياتی استفاده نموده و از کليه زندانهای علنی و غيرعلنی رژيم جمهوری اسلامی بازديد به عمل آورند و برای نجات جان زندانيان از هراقدام ممکن دريغ نورزند.
- ما خواهان آزادی بی قيد و شرط کليه زندانيان سياسی و ممنوعيت هر نوع شکنجه در زندانها هستيم.
- ما خواهان لغو بدون قيد و شرط مجازات اعدام در ايران هستيم.

مردم آزاديخواه!
بيائيد با تمام امکانات خود برای آزادی زندانيان سياسی بکوشيم.
ما زندانيان سياسی سابق رژيم جمهوری اسلامی برای حمايت از مبارزات آزاديخواهانه مردم کشورمان و آزادی تمامی زندانيان سياسی به ويژه دستگيرشدگان حوادث اخير و برای جلوگيری از کشتارسراسری ديگری در روزهای 24 و 25 جولای در برلين (Brandenburger Tor) دست به اعتصاب غذا ميزنيم و از همه فعالين سياسي، سازمانها، نهادها، مدافعين حقوق بشر و آزاديخواهان ميخواهيم با شرکت در اين اعتصاب سهمی کوچک درجلوگيری از کشتاری ديگرايفا نمايند.
در روز نخست اعتصاب غذا، 24 جولاي، ساعت 11 زندانيان سياسی سابق از تمامی رسانه ها و خبرگزاری ها دعوت می کنند تا به گزارشات و شهادت های عينی آنان درباره وضع زندانهای ايران گوش فرا دهند.
شرکت کنندگان در اعتصاب می توانند امضاء خود را به نشانی زير ارسال کنند:
puyeshtv@yahoo.com
حمايت کنندگان از اعتصاب می توانند امضاء خود را به نشانی زير ارسال کنند:
puyeshtv@yahoo.com
امضاء ها ادامه دارد...
شرکت کنندگان در اعتصاب:
مرجان افتخاري، مژده ارسي، ميلا مسافر، سهيلا ليندهورست، هوشنگ ديناروند، ستاره عباسی ، همايون ايواني، مينا زرين، محمود خليلي، گلرخ جهانگيري، شهلا طالبي، سياوش محمودي، گل آرا توفاني، امين حصوري، منيره برادران، ميترا تهامي، ابراهيم هانوفر، منصور حسن پور، علی يکتا، افشين، نسترن چيت ساز، شهلا سلطاني، مريم نوري، شکوفه منتظري، شهين نوايي، حميد نوذري، سارا، رضا، جهان برجيان، محمد يزداني، علی پور نوروز،عصمت طالبی کلخورابي، داريوش شکوف، کاوه آزادي، فرنود فرزاد،


حمايت کنندگان از حرکت:
افراد:
کاميار گياهچي، فرخ قهرماني، مهدی اصلاني، مرضيه گندايي، ناصر پرنيان، محمد خوش ذوق، فرزانه بهنود، مريم افشاري، عزيزه شاهمرادي، فرهنگ رومياني، علی دروازه غاري، منصور ابيات، نوروز احمدي، بهزاد کاظمي، ح. سيامکيان، داوود توفاني، عباس مظاهري، محمد تقی سيداحمدي، مصی شرافتي، امير جواهري، اصغر شيرين بلاغي، کريم خوش عقيده، سياوش کوهرنگ، سيمين اصفهاني، محمد رضا اسکندري، طاهره خرمي، پرويز پناهي، هما عليزاده، اقدس شعباني، ثريا زنگباري، منوچهر راستا، کامليا اخباری آزاد، رحيم استخري، محمد حسن ميرزاجانی کلور، جمشيد جزستاني، حسن حسام، ابراهيم آوخ، فريبا ثابت، اکرم بيرم وند، مژگان ثروتي، مينا هاشمی اصل، روناک زماني، آذر ساحلي، سهيلا ابطحي، اسماعيل ابراهيم زاده، عبدالله ابراهيمي، محسن ضيائي، ناهيد ابراهيم زاده، عبدی بوشهري، علی رسولي، محمود الهامي، ابولقاسم شمسي، عبدلرضا باقر پور، ناصر رحمانيان، ابراهيم حق شناس، احمد صفاريان، اسماعيل حق شناس، هما شرف الدين، مهوش هوشمند، شهلا آرياني، منصوره فرهنگي، شهلا حيدري، يوسف خوشکام، اسماعيل يوسفي، عباس عاقلی زاده، نسرين آدينه زاده، ل. رضوان، قاسم پولاديان، محمد داوودزاده، سعيد آرمان، مهرداد
پروري، الچاتور، محمدرضا ولی برار، نواز مصلی نژاد، حسين مهرخو، کيومرث جعفري، مهدی کريم زاده، کبري، زهره رحمانيان، پوران اسدي، پروانه زرگر (نقاش)، مهری دادگر، ناهيد نصرت، بصير نصيبي، محمود معمارنژاد، ايراندخت رضا زاده، رضوان مقدم، شکوفه سخي، تهمينه گشتاسبي، سودابه سيرجاني، بهروز سورن، ميهن روستا، فرشاد حسيني، هايده ترابي، جمشيد کابليان، حسين فرمنش، مهناز قزلو، نيلوفر حجتي، سرژ آراکلي، سهيلا ايراني، جواد رهنما، فريبا کاوياني، شهرام جلالی زاده، کاووس ارزاني، مهرانگيز مکي، آنا رهنما، بنفشه رهنما، زری اسپرم، سيامک بخش (کانادا)، فتحی شمس، نصرت تيمورزاده، آبتين آيينه (شاعر)، فرحناز محمدي، بهمن محمدي، خسرو تجربه کار، هادی ميرمويدي، شهرزاد مسعودي، مهری معمار حسيني، رضا جعفري، انور ميرستاري، نسرين الماسي، نسيم خاکسار، شهين چيت ساز، سودابه اردوان، سيروس کفايي، يدالله خسروشاهي، حسين بهبودي، ستار لقايی (عضو هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران در تبعيد)، يوسف کبيري، احمد موسوي، فاطمه حاجی نجفي، علی رضوي، شهلا صفايي، ی. صفايي، مهرنوش شفايي، ابولقاسم گلستانی (روزنامه نگار، داستان نويس و از زندانيان سياسی سابق)، آراز م. فني، صديق جهاني، مجيد خوشدل، سيروس نوروزبيگي، پويان انصاري، منوچهر شفائي، پيروز زورچنگ، علی فرمانده، سياوش ميرزايي، نيما هاتفي، مارال شادمان، بهرام بيگدلي، بهروز رمزي، صديقه جعفري، آرش کمانگير، فروغ رستمي، ستاره رستمي، رحمت غلامي، تقی روزبه، اصغر فتاحي، علی اکبر هادی پور، صفا مرادي، ساسان دانش، عقدس شعباني، صمد بندري، گلال منجري، ابولقاسم گلستاني، محمود آذري، دکتر نور ايمان قهاري، علی اکبر هادی پور، معصومه ضياء، Brigitte Krebs ، فريبا فرنوش، فريده يزدي، پرويز قليچ خاني، حسن عرب زاده حجازي، شهرزاد ارشدي،

تشکلها و نهادها:
کميته دانشجويان بلژيک http://committe2007.blogfa.com
ATIK: Europaische Konf�deration der Arbeiter aus der T�rkei in Europa
کميته اقدام پيرامون بحران ايران منتخب سيزدهمين کنگره اتحاديه سراسری ايرانيان مقيم سوئد
کميته دفاع از زندانيان سياسی در ايران- برلين
گفتگوهای زندان
فرهنگسرای انديشه، گوتنبرگ سوئد
کانون همبستگی با کارگران ايران � گوتنبرگ سوئد
انجمن همراه
راديو سرخ گوتنبرگ سوئد
وبلاگ دفاع ازمبارزات کارگران ايران
3rooz.blogspot.com
کانون همبستگی با جنبش کارگری ايران � هانوفر
کانون همبستگی و دفاع از مبارزات مردم ايران � هانوفر
عباس عاقلی زاده از طرف: شورای موقت سوسياليستهای چپ ايران � هانوفر
شورای هماهنگی ايرانيان - هامبورگ
کانون رهاورد � آخن آلمان
F�d�ration EUROPERSE
تعدادی از زندانيان سياسی سابق (ايران)
جمعی از خانواده های جانباختگان سياسی از ايران
اتحاد بين المللی در حمايت از کارگران ايران � واحد انگلستان
سايت اتحاد کارگری http://www.etehad.se
جامعه دفاع از حقوق بشر و دمکراسی در ايران � سوئد
سايت کمونيست انقلابی http://www.k-en.com
سايت آشيانه ساقی http://neweshtar-ha.blogspot.com
کانون پناهندگان سياسی ايرانی- برلن
کانون همبستگی با کارگران ايران- کلن
نشريه و سايت آزادگی
شبکه مدافعين حقوق بشر در ايران
کانون مدافعين حقوق بشر در ايران- هانوفر
کانون دانشجويان ايرانی در هلند
سايت گزارشگران
سايت زنان و زندان http://adijafari.blogfa.com
خانواده زندانيان قديم
دانشجويان دانشگاه آزاد ايران
مجله آرش
سايت ونکووری ها http://www.vancouveriha.com

عزيزانی که از شهرها و کشورهای ديگر می آيند:
Brandenburger Tor, 10117 BERLIN:
[Haltestelle, Station] Unter den Linden with S1, S2, S25

25تير:دو خبر دريافتی:انتقال جوان در حال مرگ از اوين به بيمارستان مهر/استفاده از خانه های بزرگ شمال شهر تهران به عنوان زندان مخفی























































روشنگری: دو خبر زير از سوی يکی از کاربران روشنگری دريافت شده است که عينا جهت اطلاع خوانندگان منتشر می شود: 1- ديشب، چهارشنبه ساعت 30/12 در بيمارستان مهر تهران يک جوان 18 / 19 ساله را از زندان اوين به اين بيمارستان منتقل کردند که در اثر ضربه مغزی در کما بود. خانواده اين جوان نيز آنجا بودند و با گريه و زاری به مسببين فحش می دادند. 2- در شمال شهر تهران از خانه های بزرگی که مصادره شده اند به عنوان زندان استفاده می شود. 2 تا از اين خانه ها شناسايی شده است. يکی در خيابان فرشته کوی کوهيار پلاک 5. و در الهيه خيابان خزر نبش کوچه کيوان.

25تير:نامه مادر به دختری که در سلول انفرادی اسير شکنجه گران است




برای دخترم شيوا/شهرزاد کريميان

کميته گزارشگران حقوق بشر:
شيوای عزيزم در اين يک ماه و چند روزی که نبودی جای جای خانه را دنبال تو می گردم و تمام خاطرات کودکی ات را در ذهنم مرور می کنم. زمان تولدت و زمانی که در بيمارستانی در ميدان تجريش با مرگ مبارزه می کردی را به خاطر می آورم. نمی دانم در اين همه مدت که از نظر من قرنی گذشته چه می خوری و چگونه روی زمين سختی که تنها پوشش يک پتوی نازک است بدون داشتن کوچکترين امکانات می خوابی. باز هم از خودم می پرسم آيا کسانی که تو و بقيه را از مادرانشان جدا کردند و با گفتن دروغ با خود بردند فرزند دارند يا نه؟ يقيناّ دارند ولی مادر نيستند.


تنها دلخوشی من در اين مدت اين بود که تنها نبودم. وقتی به مراجعی از قبيل دادگاه انقلاب، ستاد پيگيري، زندان اوين و جاهای ديگر مراجعه می کنم سيل مادرانی را می بينم که همگی به دنبال فرزندانشان هستند و کماکان هيچ پاسخ روشنی نيست.

دخترم نميدانی در اين مدت که نبودی چه بر ما گذشت. عزيزانی که تنها جرمشان بستن شال سبز بر پيشانی بود در خون خود وضو گرفته و به ديدار معبود خود رفتند و مادرانشان در عزای ازدست دادنشان خون گريه کردند. اکنون که اين مادران را روی صفحه تلويزيون می بينم خوشحالم که تو بيرون نيستی که ببينی چون می دانم که نمی توانستم تو را ساکت نگه دارم. تو به درد اين مردم آشنايی و از دردشان درد می کشی و تنها به جرم همين درد آشنايی اين همه مدت در سلول انفرادی به سر می بری زيرا دفاع از حقوق انسان در کشور ما جرم است.

عزيز مادران شهدا !مادر سهراب اعرابی :رنج روز آخر را هرگز فراموش نخواهم کرد


مادر سهراب اعرابی :رنج روز آخر را هرگز فراموش نخواهم کرد

امير عباس نخعی:
يکی از روزهای سرد زمستان سال پيش در تحريريه بودم که گفتند جمعی از ,مادران صلح, به روزنامه آمده اند پذيرايشان که شديم از چهره هايشان نيز همچون خواسته ای که داشتند نشانی از مادر بودن موج می زد. بيانيه ای در دست داشتند در حمايت از مردم غزه.بيشتر از مادران و کودکانی می گفتند که بی گناه در خون می غلتيدند. درخواست چاپ بيانيه کوتاه شان را داشتند و پيشتر نيز تجمعی کوچک در حمايت از مردم غزه برگزار کرده بودند. پروين فهيمی يکی از مهمانان آن روز ما اکنون با بزرگواری درخواست مصاحبه مان را پاسخ مثبت می دهد. او مادر ,سهراب اعرابی, است؛ جوانی که اين روزها کمتر کسی است که وی را نشناسد. مادرش بارها پيش از آغاز مصاحبه تاکيد کرد فرزندش عضو

هيچ گروه و دسته سياسی نبوده و آن روزها اغلب به فکر امتحانات پيش روی کنکورش بوده است.
پروين فهيمی می گويد: ,تا آخرين لحظه زندگی خود به دنبال احقاق حق و خون ريخته شده فرزندم خواهم بود و در اين راه مادران ديگر را نيز با خود همراه خواهم کرد. من در اين خونخواهی به هيچ وجه ميرحسين موسوی را مقصر نمی دانم و راه رفته او را قبول دارم.,
مادر سهراب اعرابی می گويد: ,بيست و پنجم خردادماه روز راهپيمايی مسالمت آميز بود که سهراب و من به قصد حضور در راهپيمايی از خانه بيرون آمديم البته سهراب می خواست در ميدان انقلاب کتاب تست کنکور نيز تهيه کند و اين آخرين ديدار ما بود.وی افزود:, از آنجا که شبکه مخابراتی در آن روزها کاملاً قطع بود من پس از جدايی از سهراب هرچه تلاش کردم با او تماس بگيرم که همراه خودم او را به خانه ببرم، موفق به تماس و پيدا کردن او نشدم.,
وی افزود: ,پس از پايان راهپيمايی مسالمت آميز بعد از آنکه به خانه رسيديم و شنيدم که ميدان آزادی شلوغ شده، مجدداً به آنجا برگشتم. با شنيدن صدای گلوله ها و ديدن صحنه های تنش بيشتر نگران می شدم اما هرچه در ميدان آزادی و اطراف آن گشتم موفق به پيدا کردن سهراب نشدم و موبايل ها هم کماکان قطع و امکان تماس با او همچنان منتفی بود.,
پروين فهيمی می گويد: ,همان شب به بيمارستان رسول اکرم رفتم. جمعيت انبوهی در آنجا بود. از مسوول اطلاعات بيمارستان سراغ مجروحان را گرفتم و هرگز حتی جرات پرسيدن از کشته شدگان را به خود راه ندادم. اثری از سهراب نبود. همان شب از بيمارستان های ديگر تهران نيز پرس وجو را آغاز کردم و تا پنج صبح در خيابان های تهران به دنبال فرزندم صحنه های بسياری ديدم و حتی يک بار برای نجات پسر جوانی که گرفتار شده بود چه التماس ها که نکردم.,
مادر سهراب اعرابی توضيح داد: ,چون سهراب کارت شناسايی به همراه نداشت فردای آن روز به کلانتری محل رفتم و انصافاً با رفتار بسيار انسانی نيروهای انتظامی و همکاری خوب آنها مواجه شدم. ماجرا را کاملاً توضيح دادم و آنها من را به آگاهی خيابان وحدت اسلامی فرستادند و پس از آن به دادسرايی در ميدان انقلاب رفتم، و دوباره مرا به کلانتری خيابان وحدت اسلامی فرستادند تا دستورالعمل پيگيری دريافت کنم اما در آنجا به من گفتند اين افراد در اختيار مراجع ديگری هستند و ما آمار دقيقی از بازداشت شدگان نداريم. از آن روز به بعد کار من رفتن روزانه به پليس امنيت، دادگاه انقلاب و زندان اوين شد. ديگر کمتر کسی بود که مرا نشناسد، اين وضعيت تا روز بيستم تيرماه ادامه داشت يعنی از 25 خردادماه تا 20 تيرماه من همه جا را به دنبال فرزند خود می گشتم و هيچ پاسخ درستی دريافت نمی کردم.,
وی افزود: ,صبح روز بيستم بود که به دادگاه انقلاب رفتم و باز هم جواب مساعدی نشنيدم. آن روز برخلاف هميشه که به من گفته می شد او در زندان اوين است گفته شد نام سهراب در فهرست زندانيان اوين نيست؛ دوباره به کلانتری خيابان وحدت اسلامی برو و فردا بيا اينجا.,
مادر سهراب اعرابی گفت: ,همان روز به کلانتری وحدت اسلامی رفتم. مسوول پرونده ما مثل هميشه همکاری کامل را انجام داد. گفتند يک نامه مربوط به رهگيری موبايل است و يک نامه مال تشخيص هويت. مسوول پرونده گفت پيگيری موبايل را خودش انجام خواهد داد و از من خواست به تشخيص هويت برم.,پروين فهيمی می گويد: ,من به هيچ وجه توان رفتن به تشخيص هويت را نداشتم بنابراين همراهم را به تشخيص هويت فرستادم. پس از رفتن او انتظارم طولانی شد و هرچه صبر کردم او بازنگشت. از اتاق که بيرون رفتم او را ديدم که پشت ستونی ايستاده و جرات ديدن من را ندارد., مادر سهراب اعرابی افزود: ,کاش می توانستيد از افرادی که آنجا بودند حال آن روز مرا می پرسيديد. نفس کشيدن هم ديگر برايم سخت بود. گفتند برای تشخيص هويت نهايی من بايد بروم.
در مانيتور سهرابم را که ديدم ديگر نمی دانستم چه می گويم. هيچ گاه در زندگی به آن اندازه درد نکشيده بودم. هيچ لحظه در زندگی برايم سخت تر از آن نبود. من سختی های زيادی تحمل کرده ام. من شوهرم را که بسيار دوست می داشتم پيش از آن از دست داده بودم، اما رنجی که آن روز تحمل کردم را هرگز فراموش نخواهم کرد و برای احقاق حق خون فرزندم هر کاری که بتوانم و از طريق هر مرجعی که بتوانم تلاش خواهم کرد.,

25 تیر 1388

«من برای آزادی می میرم!»



یعقوب براویه



«من برای آزادی می میرم!» یعقوب براویه از جان باختگان جنبش آزادی خواهانه ی مردم ایران

اسامی بازداشت شدگان انتقالی از کمپ کهریزک به زندان اوین






































مطالب ذکر شده عینا از روی صحبت های یکی از مامورین زندان اوین که دیشب نام های بازداشت شدگان را اعلام کرده است بیان شده است. گفتنی است این بازداشت شدگان که روز 18 تیر ماه بازداشت شده اند به کمپ کهریزک برده و دیشب یعنی سه شنبه 23 تیر 88 به زندان اوین منتقل شدند: "تمام این ها بازداشت موقت هستند و فعلا نه قرار وثیقه برای اینها صادر شده و نه کفالت، به این معنی که آزادی این ها معلق هستش و فعلا آزاد نمی شوند تا زمانی که مقام قضایی که این ها رو بازداشت کرده دستور آزادی آن ها را بدهند. پس مادامی که به ما دستور ندهند فکر آزادی از این در را نکنید و پس از دستور مقاماتی که این ها را بازداشت کرده اند باید به دادگاه انقلاب بروید و پس از تهیه وثیقه و ضمانت های لازم از اینجا آزاد می شوند. (اسامی نوشته شده به سختی از روی فایل صوتی نوشته شده اند، در صورتی که نام فرزند شما شبیه یکی از این نام هاست، احتمالا در ثبت اسم ها در زندان و یا گفتن اسامی اشتباه رخ داده است و احتمالا نام نوشته شده نام فرزند شماست. ) لیست اسامی خوانده شده: (نام پدر بلافاصله بعد از نام و نام خانوادگی شخص نوشته شده)

1. داود منصوری اسماعیل 2. بهزاد انصاری پور نصرالله 3. حامد زندی فر امام حسین 4. علی داور علی عزیز 5. مهرداد نوایی امیر حسین 6. سامان گنجی داود 7. فرامرز مفاخری احمد 8. هادی روشن دل محمود 9. حافظ محتاج بهروز 10. بهمن امیدوار حسن 11. امید رسولی کوبنده اصغر 12. محمد حسن رشیدی نیا عباس 13. حافظ سلطانی حسین 14. کریم آرش توفیق 15. بابک زینالی کریم 16. محمد کامرانی علی 17. مشیر هاشمی محمدرضا 18. علیرضا شیخ سبزرودی بهرام 19. عبدالرضا کرمی نوری محمد علی 20. محمود رجب نژاد علی 21. مسلم عبدی کریم 22. پیمان شهنایی شهبد 23. مشکات جعفری محمود 24. اسحاق رضایی امام علی 25. محمد صادق لو منصور 26. امید میر امینی داود 27. مصطفی موسوی سید جعفر 28. نادر نجفی ایوب 29. محسن محمدی لهراسب 30. محمد فرخی یگانه عبدالحسین 31. حمیدرضا متوسلیان امین 32. محمود آقا بالا زاده مسعود 33. مرتضی سهرابی علی محمد 34. سید حسین بنی هاشمی اله رحم 35. نادر احمدی بیژن 36. محمد کمیل ضیاء الدین 37. سیاوش یوسف راهی امان الله 38. شهرام صادقی فرامرز 39. ارژنگ صادقی حمید 40. مجتبی رفیعی مسعود 41. عماد یگانه محمود 42. نادر عمره عباس علی 43. اکبر طاهری محمد علی 44. محمد محمد پور حیدر 45. حسین باغبان ولی الله 46. اکبر عنایتی قیاس 47. مهرداد نادم جبار 48. عمران میر امینی داود 49. علی دلیریان حسین 50. علی جلیل وند محسن 51. علی نجاری عرض الله 52. شهرام کردستانچی بهرام 53. مهرزاد حقی پور علی 54. بهداد عباسی کمال 55. حمید نادری محمد باقر 56. یوسف امامی عبدالله 57. سجاد نوری محمد آبادی عباس 58. شاهرخ شمس افشار علی 59. رحیم ترابی علی 60. محسن قندانی محمد 61. محمد کیانی خدارحم 62. عرفان نظری احمد 63. قاسم رنجبر مهربد 64. رضا احمدی وجیه الله 65. احمد زمان پور محمد 66. حامد نادری غلام رضا 67. بردیا رضایی عباس 68. وهاب غفاری محمد علی 69. سعید گردعلی محمد نوش 70. هادی فرزین طالب 71. سجاد ایاذی محمد 72. شهرام زحمتکش علی 73. محمد گل محمدی اسماعیل 74. مجید عابدی حسن 75. صادق مروتی محمد 76. مسعود بیات محمد رضا 77. محمد مهدی روشناسان محمد حسن 78. آریا رنجبر شریف 79. علیرضا اصفهانی رضا 80. اشکان اسماعیلی حسین 81. پیمان کارگر مصطفی 82. علیرضا چامپلاغی محمد حسین 83. مهدی شاپوری عباس 84. امیر اصغری صادق 85. مازیار زاغی مسلم 86. علی بخشایش مجید 87. رضا توکلی غلامحسین 88. حسین اصفهانی نعمت اله 89. طاها زینالی قنبر 90. علی اکبر خوش اخلاق حسین 91. مسعود علیزاده اسحاق 92. هومن رجبی احمد 93. سجاد علیزاده ابراهیم 94. بهنام رضایی محمد 95. قاسم اکبری ایرج 96. صابر معصومی محمد حسین 97. مجتبی صادقی محمد باقر 98. حمید رضا کمالی اکبر 99. ساعد ملک زاده علی 100. مهدی پهلوان زمان 101. غلامرضا طاووسی ابولقاسم 102. فرهاد پاسداری رحیم الله 103. مسعود ابراهیمی امیر 104. میرزا علی اکبری فضل اله 105. علیرضا اردلان فریدون 106. مهدی بهمن زاده بهمن 107. امید کاظمی علیرضا 108. امید آغک پور کریم 109. حامد دبتنی غلامحسین 110. علی ولی زاده یداله 111. جواد قربانی عبدالحمد 112. محسن دهقانی عبداله 113. کیوان ظفر بخش جهانبخش 114. سید میلاد حسینی سید داود 115. رضا ذوقی عزیز 116. فرید ابراهیم زاده عزیز 117. حسین امامی کاظم 118. مرتضی بنایی تراب 119. سید اشکان خراسانی سید مهدی 120. رضا فاضلی حسن 121. علیرضا حسینیان محسن 122. وحید وکیلی زکریا 123. علی شمس الدینی محمد 124. شاهین فتحی ابراهیم 125. مهرداد گنجی عبداله 126. سید مهدی شریفی محمد 127. نیما وزیری رحمت اله 128. سامان مکفی حمید رضا 129. جعفر حسین نژاد محرم 130. مجید رحیمی اسلامی محمدرضا 131. رضا ابراهیم زاده علی 132. روح اله شکری ستار 133. حمید حجار خواه غلامرضا 134. محسن صیادی اصفهانی محمود 135. محسن عسگرپور احمد 136. وحید قربانی نژاد محمدرضا 137. احمد بلوچی عبدالحمید 138. سعید شکوری پرویز 139. روح اله برزگر گلچنی سلیمان 140. حامد فولادی محمد علی 141. سید احمد رویانی سید جواد 142. مرتضی محمدی حبیب اله پايگاه خبر رساني بازداشت شدگان 18 تير 88