۱۳۸۹ خرداد ۲۶, چهارشنبه


UW911ResearchGroup
Subscribe to this show via iTunes, Miro, channels.com, or RSS
Syndicate
Now you can get UW911ResearchGroup displayed right on your own Web site! It's easy. Just configure a Show Player and then grab the copy & paste code at the bottom of this page and toss it into your own site.

Please note that we require you to give proper credit to the show when you syndicate it to your Web site. You can do this by maintaining (and not obscuring) the branding in the lower-right corner of the Show Player. Failing to do so is a violation of our terms of service and may result in this Show Player getting shut off.


۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

ترانه جدید شاهین نجفی ، در سوگ زنده یاد فرزاد کمانگر






















دانلودبا فرمت MP3

بر باد از دست رفت این دریا دریا بنال پای کوه دریا

از من فردا چی می مونه بر جا اگه نخونم و نگم از تو فرزاد

وقتی قلم کم میاره پیش وصف تو وقتی هر چشمی مست از رسم تو

من و ببخش ببخش مردآهنکوه به عزم جزم رزمت،مرگ تو-

میشه شروع شکوفه گل بر دار تو سر بالا رفتی پای چوبه ی دار

وقتی خوف میندازه تو دل کفن تو حتی می ترسن پس بدن جسدتو

دیگه چی مونده چیزی واسه از دست دادن رفیق کوه و کتاب کمانگر

بر سر نمی زنم ووقته مرثیه نیست و سرم پر خشم و ارثیه-

جز اشک و بدن سفیدت تو خاک جز چشمِ کُرد و کُردی چشمات

جز تفنگی که تو دست تو قلم بود اونا تفنگدار بودن و تو قلمدار

فردا فرزاد از داری که تو رو- بالا کشید و فردا هم فرزادهارو-

می کِشه تو آسمون و هر شب ستاره یه فرزاد و حامله میشه دوباره

قسم به اسم تو که هک شده رو قلبا قسم به بغض مادرت فرزاد

اگه نگیرم انتقامتو فردا بزار اسم و رسم من بره بر باد

کردی:

از اون روزی که رفتی دیگه نیرویی در من نمونده نمونده نمونده ....

یکی یه دونه ی مامان امید زندگی مامان وای وای وای....

بعد اون گریه نکنی مادر مسرور باش ببین پرت سر بالا مغرور

رفت و راحت شد بس بود اون همه خفت و خاری پس کو

اون لحظه ی عاری از زاری و ننگ اون بودنِ محترم حس قشنگ

از خستگی توی این قهقراها چه کنیم، چه میشه و چه و این چراها

صورتای کبودِ ته بن بستا صدای شیون زنها و گلدسته ها

از خون خشکیده تو حلقوممون از قامت شکسته ی این همه جوون

از سری که حرف داره و شکسته میشه یعنی آخرین درهای امیدم بسته میشه

گفتم آقا روی شما حکم میشه فردا از این شکنجه و کشتن دست بردار

تو از اونچه که هویت منه دوری منو نمیشه شبیه خودت کنی زوری

تو داری می بری تو دنیا حیثییتمو خار کردی به خدا شخصیتمو

من تاریخم پر بابک و کاوه س تختی کشی می کنی اینه برنامت

سرکوب ملتی که تن اش نحیفه تو ثابت کردی که سیاست کثیفه

اینو به زبون خودت می گم که بفهمی باورش کن آیه های من شریفه

کردی:

از اون روزی که رفتی دیگه نیرویی در من نمونده نمونده نمونده ....

یکی یدونه ی مامان امید زندگی مامان وای وای وای....


سازمان ملل بايد به کشتار دھه شصت رسيدگی کند

جفری رابرتسون/ گاردين
سازمان ملل بايد به کشتار دھه شصت رسيدگی کند
تاريخ انتشار: ١٩ خرداد ١٣٨٩ ساعت ٢٢:۵١
خلاصه:
ھمزمان با سالگرد ٢٢ خرداد، روزنامه گاردین در مقاله ای به نقش ميرحسين موسوی در کشتار
مخالفان جمھوری اسلامی در دھه شصت پرداخته است.
گورستان خاوران. محل دفن اعدامی ھای دھه شصت
ميرحسين موسوی در تبليعات انتخاباتی سال گذشته با سوا لھايی درباره اعدام ھای سال ٦٧ خورشيدی به چالش کشيده
شد، اما از حرف زدن درباره آن کشتار جمعی امتناع کرد
ترجمه و تلخيص از مردمک
تعطيلات آخر اين ھفته، اولين سالگرد مرگ دموکراسی در ايران است که با اعلام شکست ميرحسين
موسوی، کانديدای اصلاح طلب در انتخابات دستکاری شده توسط آيت لله خامنه ای شکل گرفت.
پس از اين انتخابات، معترضان به نتايج آن در خيابان ھا به گلوله بسته شدند و در زندان بدنام اوين تحت
يعنی دشمن خدا اعدام شدند. اين عدم تحمل مخالف « محارب » شکنجه قرار گرفتند، و چند نفر با عنوان
خيلی عجيب نبوده است: اين ھمان نظامی است که ھزاران نفر از زندانيان سياسی را اعدام کرد و ھرگز
اعلام نکرد که تعدادشان چقدر بود.
اين کشتار در تابستان سال ١٩٨٨ ، پس از جنگ با عراق با يک آتش بس تلخ اتفاق افتاد. زندان ھای ايران
پر بود از دانشجويان که به خاطر اعتراض به آيت لله خمينی در دھه ١٩٨٠ محکوم شده بودند،
مارکسيست ھا، چپ ھای با گرايش ھای متفاوت و حاميان سازمان مجاھدين خلق که يک جنبش چريکی با
قرائت متفاوتی از اسلام بود.
مقامات زندان، آنھا را براساس استواری برعقيده شان و يا ارتداد شان دسته بندی کرده بودند. نظام تصميم
گرفت که آن ھا را قتل عام کند تا برای دولت پس از جنگ مشکلی به وجود نياورند و آي تلله خمينی در خفا
فتوايی را صادر کرد و بر اساس آن اعدام اين زندانيان مجاز اعلام شد.
يک دادگاه اسلامی متشکل از مقام ) « کميته مرگ » سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در زندان ھا مستقر شد و
عالی رتبه وزارت اطلاعات و دادستان انقلاب) در عرض يک دقيقه يا حتی کمتر از آن، ھر زندانی را
معرفی می کرد و زندانيان را روانه چوبه ھای دار برپا شده در تالار اجتماعات « محارب » شناسايی و
زندان کردند، و تا شش نفرشان ھمزمان اعدام می شدند.
پس از اعدام، اجساد آنھا را در داروی ضدعفونی م یانداختند و سپس با ماشين ھای حمل گوشت به
گورھای دسته جمعی منتقل می کردند. سه ماه بعد، وسايل اعدام شدگان را در يک ساک پلاستيکی به
خانواده ھايشان برگرداندند، اما حکومت ايران، ھنوز ھم از فاش کردن محل گورھا اجتناب می کند و
خانواد ه اعدام شدگان را از از جمع شدن در محلی در تھران که به عنوان محل دفن اجساد شناسايی شده،
منع می کنند.
بود و « سربرنيتسا » مقايسه بی رحمی ھا، نفرت انگيز است، اما تعداد اعدامی ھا اندازه تعداد قربانيان فاجعه
پس از پايان جنگ، حکومت با خونسردی زندانيان را کشت. اين کشتار را می توان با مارش عزای
زندانيان متفقين پس از پايان جنگ جھانی دوم مقايسه کرد که ژنرال ھای ژاپنی مسئول اين کشتارھا در
محاکمات توکيو به مرگ محکوم شدند. اما مسئول قتل عام فجيع زندانيان ايرانی که بود؟
آيت لله خمينی درگذشته است. اما سه چھره ارشد حکومت او ھنوز زنده و برای سپرده شدن به دادگاھی
بين المللی در دسترس ھستند. رئيس جمھور وقت، آيت لله سيدعلی خامنه ای حالا رھبر جمھوری اسلامی
است؛ کسی که انتخابات تقلبی سال گذشته را تاييد کرد.
اکبر ھاشمی رفسنجانی، که ھنوز يک بازيگر قدرتمند در عرصه سياسی ايران است، آن موقع فرمانده
سپاه پاسداران انقلاب بود [ھاشمی رفسنجانی در طول دوران جنگ قائم مقام فرمانده کل قوا بود] که برای
انجام کشتارھا به او دستور داده شده بود.
يک نفر ديگر ھم در سال ١٩٨٨ ، نخست وزير بود: ميرحسين موسوی، رھبر جنبش اصلاحی امروز
١٣٦٧ ) به چالش ) ايران. موسوی در تبليغات انتخاباتی سال گذشته با سوال ھايی درباره واقعه ١٩٨٨
کشيده شد، اما از حرف زدن درباره آن کشتار جمعی امتناع کرد.
که مقر آن در آمريکا است انجام می دادم، تصادفا « عبدالرحمان برومند » در جريان تحقيقی که برای بنياد
به مصاحبه ای برخوردم که موسوی در دسامبر سال ١٩٨٨ با تلويزيون اتريش انجام داد.
موسوی در پاسخ به ادعاھای سازمان عفو بين الملل، غيرصادقانه گفت که زندانيان اعدام شده، می خواستند
«. ما بايد بر اين توطئه غلبه می کرديم، از اين جنبه ما به ھيچ وجه رحم نمی کنيم » : شورش کنند. وی گفت
با دشمنان شان « برخورد قاطع » او از روشنفکران غربی می خواھد که از حق دولت ھای انقلابی برای
حمايت کنند. طنزآميز است، حکومتی که او با رياکاری از آن دفاع م یکرد، بدون رحم با ھواداران او
برخورد می کند.
اما اين بخشش ھمان چيزی است که شامل رھبران سياسی و نظامی می شود. سازمان ملل درباره استفاده
صدام حسين از گازھای شيميايی در حلبچه در اويل ھمان سال به خودش زحمت نداد و درباره گزارش ھای
سازمان عفو بي نالملل درباره قتل عام زندانی ھا در ايران گوش شنوايی نداشت.
ديپلمات ھای ايرانی ادعا کردند که کشتارھا در يک درگيری اتفاق افتاده است، اما ھيچ حد و مرز زمانی و
منعی برای پيگرد قانونی جرايم عليه انسانيت وجود ندارد و قتل عام زندانيانی که محکوميت خود را به
اتھام اعتراض سياسی طی می کنند، بايد يکی از سخت ترين جرايم محسوب شود.
اين واقعيت است که آن ھا ظاھرا به اين دليل کشته شدند که به خدا – خدای انقلاب آيت لله - اعتقاد نداشتند.
اين قتل عام، نوعی کشتار جمعی است: انھدام يک گروه به خاطر نگا هشان به مذھب.
بيشتر قضات و مقامات رسمی که فتوای آيت لله خمينی را اجرا کردند، ھنوز در مناصب عالی رتبه ھستند،
فکر می کنيد بايد به » : آن ھم تحت نظارت رھبری که وقتی از او درباره اعدام زندانيان سوال شد، پاسخ داد
«؟ آن ھا آب نبات داد
ھنوز زمان برای شورای امنيت سازمان ملل ھست تا با راه اندازی دادگاه ھايی که در آن ھا قوانين بين المللی
برای کشتار جمعی زندانيان اجرا شود. اين شايد راه بھتری برای درافتادن با جکومتی مذھبی است که
رفتارش در سال ١٩٨٨ بھترين دليل برای تحليل رفتار آينده ايران با سلا حھای ھسته ای است.
محفوظ است. « مردمک » کليه حقوق این گزارش برای
www.mardomak.org

روزنامه تلگراف چاپ لندن : میرحسین موسوی رهبر آپوزیسیون جنبش سبز ایران در قتل عام بیش از 10000 نفر درسال 88 دست داشته است

Mir-Hossein Mousavi 'involved in massacre', says report

Mir-Hossein Mousavi, the leader of Iran's opposition green movement was involved in the massacre of more than 10,000 political prisoners in 1988, according to a report.

Mir-Hossein Mousavi 'involved in massacre', says report
Mir-Hossein Mousavi, Iran opposition leader Photo: REUTERS

Mr Mousavi, the defeated candidate in last June's presidential election, served as Iran's prime minister when Ayatollah Ruhollah Khomeini, the regime's spiritual leader, issued a fatwa that sentenced thousands of political prisoners to death without trial, according to the report by one of Britain's leading human rights lawyers.

Mr Mousavi is one of several prominent Iranian politicians who are accused of implementing the order. According to a detailed report published by Geoffrey Robertson QC, who specialises in human rights law, the prisoners were executed for refusing to recant their political and religious beliefs.

"They were hung from cranes, four at a time, or in groups of six from ropes hanging from the stage of the prison assembly hall," the report states. "Their bodies were doused with disinfectant, packed in refrigerated trucks, and buried by night in mass graves."

Mr Robertson compares the mass executions in Iran with the 1995 Srebrenica massacre during the Bosnian civil war, in which an estimated 8,000 people died.

He is now calling on the UN Security Council to set up a special court to try those responsible "for one of the worst single human rights atrocities since the Second World War".

Apart from Mr Mousavi, the report accuses other prominent members of the Iranian regime, such as Ayatollah Ali Khamenei, the country's current Supreme Leader, and former President Ali Akbar Hashemi Rafsanjani, of being involved in the mass executions, which took place following the end of Iran's eight-year war with Iraq.

"There is no doubt they have a case to answer," said Mr Robertson, who has served as an appeal judge for the UN and was asked to investigate the mass executions by the Washington-based Boroumand Foundation, a human rights organisation funded by Iranian exiles. "There is a prima facie case for their complicity in mass murder."

In an interview given to Austrian television in December 1988, Mr Mousavi tried to defend the mass executions of the prisoners, many of whom were members of the Marxist "Mojahedin Khalq" organisation, which opposed the Islamic regime established by Khomeini following the 1979 Iranian revolution.

"We had to crush the conspiracy," said Mr Mousavi. "In that respect we have no mercy."

Many of those executed had already served their prison sentences and been released, but were recalled to prison on Khomeini's orders and executed. Women who were suspected of opposing the regime were ordered to be whipped five times a day until they agreed to accept the Islamic revolution "or else died from the lash", the report states.

Publication of the report is deeply embarrassing for Mr Mousavi, who has tried to position himself as a moderate who is opposed to the hardline policies of Iranian President Mahmoud Ahmadinejad.

But critics claim his past involvement with the regime should disqualify him from membership of Iran's green movement, which is campaigning for greater freedom and democracy in Iran.





۱۳۸۹ خرداد ۲۴, دوشنبه

تاج‌زاده: از خطاهای خود در دهه اول انقلاب پوزش می‌خواهم!!??







راديو فردا :


نوشته مصطفی تاج‌زاده که با عنوان «پدر، مادر ما باز هم متهمیم» منتشر شده

مصطفی تاج‌زاده در این نوشته ابراز تاسف می‌کند که چرا وی و همراهانش به دادگاه‌های انقلاب زمان انقلاب اعتراض نکرده و چرا نسبت به هجوم به مراجعی چون آیت‌الله شریعتمداری سکوت کرده بودند. وی همچنین تصریح می‌کند که حوادث «خونین» دهه شصت می‌توانست به گونه‌ای دیگر رقم بخورد.

معاون سیاسی وزارت کشور دولت خاتمی در این نوشته ماجرای بازجویایی‌ها و بجث‌هایی را که در زندان با بازجویان درگرفته شرح می‌دهد و زندانی شدن خود را فرصتی برای بازنگری و تامل بیشتر در آنچه که در این سال‌ها و به ویژه پس از انتخابات در ایران روی داده قلمداد کرده است.

این عضو جبهه مشارکت می‌نویسد: «تجربه زندان به‌رغم همه تلخی‌های‌ خود، نتوانست فرصت و امکان “گفت وگو” را از من دریغ دارد؛ امکان گفت‌وگو حتی در دشوارترین شرایط. با توجه به این که من و دوستانم نه به علت مبارزه با نظام، که به دلیل فعالیت در جهت پویایی و شکوفایی آن به زندان افتاده بودیم، با بازجویان درباره اصل نظام اختلاف نداشتیم و همین مسأله مشترک می‌توانست نقطه آغاز گفت‌وگوی ما ‌باشد.»

مصطفی تاج‌زاده در ادامه ویژگی‌های دو نظام بسته و باز را برمی‌شمارد و جامعه مطلوب خود را توصیف می‌کند.

وی در بخشی از این نوشته می‌گوید: «نظامی که اگر به شخصیت، میانگین تحصیلات و هوش زندانیان سیاسیاش نگاه کنیم، به این نتیجه برسیم که پاک‌ترین و سرآمدترین قشرهایش در زندان‌ها نمایندگی می‌شوند، با نظامی که شایسته‌ترین نخبگانش بر کرسی‌های پارلمانی یا مدیریت اجرایی آن تکیه می‌زنند یا در جامعه مدنی از امنیت کامل بهره مندند، هرگز یکی نیست.»

وی می‌افزاید: «نظامی که در آن بیشتر جوانان تحصیلکرده‌اش از دوره دبیرستان مشتاق مهاجرت به خارج از کشور باشند، نمایشگاه کتابش یاد دوران تفتیش عقاید را زنده کند، هنرمندانش که حجم جوایز ملی و بین‌المللی‌شان از فضای یک سلول انفرادی بیشتر است در زندان و در انفرادی به سر ‌برند، کجا با وعده‌های امام در پاریس که خطوط اصلی نظام جایگزین رژیم سلطنت را ترسیم می‌کرد، سازگار است؟»

این فعال سیاسی، این پرسش را مطرح می‌کند که نظامی که استراتژی دولتش «ایران را سراسر کمیته امداد می‌کنیم» باشد، چگونه می‌تواند الگوی موفقی از مدیریت به مردم منطقه اراده دهد.

مصطفی تاج زاده با اشاره به سیاست اعلامی جمهوری اسلامی در صحنه جهانی تصریح می‌کند که «نظامی که در سطح بین‌المللی انحصار رسانه‌ای، استبداد و حق وتو را محکوم کند و دولت آمریکا را نماد اعمال استانداردهای دوگانه بخواند، خود نمی‌تواند و از نظر اخلاقی حق ندارد علیه شهروندان خود به همان روش‌ها متوسل شود.»

وی می‌افزاید: «در نظام مورد نظر من و نظام برخاسته از آن انقلاب باشکوه، وجود کهریزک ننگ است و نه افشای آن. قانون اساسی آن سند سرکوب نیست، بلکه خون‌بهای شهیدان و محصول رأی مردم و سند حقوق و آزادی‌‌های شهروندان است و اجرای اصل ۲۷ و دیگر اصول حقوق بشری آن در آزادی اجتماعات و احزاب و مطبوعات و انتخابات و نیز در ممنوعیت شکنجه و محکومیت حکم اعدام شهروندان بدون طی مراحل دادرسی عادلانه، استقلال کشور، یکپارچگی سرزمینی و منافع ملی را تأمین می‌کند.»

این عضو سازمان مجاهدین انقلاب با بیان اینکه «اپوزیسیون روسیه به دولت خود اعتراض می‌کند که چرا رفتار پلیس کشورش با تظاهرکنندگان روسی مانند رفتار پلیس ایران با مردمش خشن و سرکوبگر است» این پرسش را پیش می‌کشد که «چگونه می‌توان این نظام را با نظامی یکسان دانست که ویژگی‌های آزادی خواهانه، معنوی و الهی‌ آن در نامه تاریخی رهبر فقید انقلابش به گورباچف تشریح شده است؟ »

وی خود به این پرسش اینگونه پاسخ می‌دهد: «این نظامی نیست که ایرانیان در سال ۵۷ خواهان استقرار آن بودند.»

مصطفی تاج‌زاده در ادامه از گفت‌و‌گوی های خود با بازجوهایش می‌گوید و تاکید می‌‌کند که بازجویان نیز تایید می‌کردند که گفتمان حاکم بر روزنامه کیهان نمی‌تواند ادامه داشته باشد.

مصطفی تاج‌زاده با توجه به این تجربه تصریح می‌کند که خواسته‌های جنبش سبز در نهایت به هسته‌های نظامی امنیتی و نظامی ایران خواهد رسید.

مصطفی تاج‌‌زاده می گوید: «شبیه‌سازی جمهوری اسلامی با حکومت‌های استبدادی و فاسد کمونیستی، همان نقطه‌ای بود که بازجویان هنگام دفاع از نظام مورد نظرشان در آن کم می‌آوردند.»

مصطفی تاج زاده می گوید: «بعضی بازجوها می‌کوشیدند با یادآوری مواردی از افراط کاری‌های دهه نخستین انقلاب، مرا و خط امامی‌های آن دوره و اصلاح‌طلبان کنونی را فاشیست معرفی کنند. متقابلاً من هم با یادآوری برخی رفتارهای فاشیستی که در همین ایام، در پیش دیدگان ملت ایران تکرار می‌شود،‌ توضیح می‌دادم که همه ما در آن دوره خطاهای جدی داشتیم، اما شما همین امروز به جای آن‌که جوانب مثبت رفتار ما را ادامه دهید، همان خطاها را در شرایطی که کشور نه در حال جنگ است و نه از تروریسم گسترده و کور رنج می‌برد، ادامه می‌دهید.»

مصطفی تاج زاده می‌نویسد:

«خطای ما این بود که در مقابل برخی رفتارهای دادگاه های انقلاب موضع نگرفتیم؛ در عین این‌که جناح موسوم به خط امام طراح اعلامیه ۱۰ ماده‌ای دادستانی انقلاب در زمان شهید قدوسی در بهار سال ۱۳۶۰ بود (طرحی که گروه‌های سیاسی دگراندیش مخاطب آن بودند و بسط مناظره و حقوق و آزادی‌های قانونی آنان را به خلع سلاح گروه‌ها پیوند می‌زد)، اما نتوانستیم (و نیز تروریسم سال ۶۰ و جنگ تحمیلی نگذاشت) که این راه را تا مرحله گسست کامل از شیوه‌های غیردموکراتیک پیگیری کنیم.»

مصطفی تاج‌زاده تصریح می کند: «واضح‌تر بگویم، سکوت تأیید‌آمیز درباره نحوه محاکمات دادگاه انقلاب خطای ما بود....به همین دلیل ما حتماً باید اعتراف کنیم اما نه در دادگاه‌های نمایشی و آن طور که بازجوها می‌خواهند و به اتهامات موهوم مرتکب نشده، بلکه در پیشگاه ملت و بر اساس حقیقت.»

می گوید: «نسل انقلاب باید اعتراف کند، ولی نه به دلیل مجاهده امروزینش برای بسط دموکراسی و ترویج حقوق بشر، که به علت عدم استفاده درست و کامل از فرصت‌هایی که ظهور تک‌صدایی را بر بستر عبور از آرمان‌های انقلاب اسلامی و اصول قانون اساسی غیرممکن می‌کرد.»

تاج زاده می‌افزاید: «اعتراف می‌کنم که اگر در زمان خود در مقابل مواجهه نادرست با آیت‌الله شریعتمداری و برای حفظ حریم مرجعیت اعتراض می‌کردیم، کار به جایی نمی‌رسید که امروز حرمت مراجع و عالمانی همچون مرحوم آیت‌الله منتظری و حضرات آقایان وحید خراسانی، موسوی اردبیلی، صانعی، بیات زنجانی، دستغیب شیرازی، طاهری اصفهانی، جوادی آملی و… حتی در صدا و سیما مورد تعرض قرار گیرد و کار به جایی برسد که حتی بیت و نوه امام و حسینیه و مرقد ایشان و نیز آرامگاه مرحومان صدوقی و خاتمی از تعرض مصون نماند.»

این فعال سیاسی «اعتراف» خود را چنین ادامه می دهد: «باید از برخوردهای ناصوابی که با مهندس بازرگان و دکتر سحابی صورت گرفت، عذر خواست و نیز باید از همه سیاسیونی که خواهان فعالیت قانونی بودند و حقوقشان به بهانه‌های مختلف نقض شد، پوزش طلبید. همچنین باید از تحمیل یک سبک زندگی به شهروندان و دخالت در حریم خصوصی آنان معذرت خواست. خطای ما آن بود که تصور می‌کردیم ما انسان‌های متوسط قادریم در میخانه‌ها را ببندیم، بدون آن‌که لازم باشد درهای تزویر و ریا را باز کنیم. اشتباه ما این بود که در عمل به برخی امور عرفی تقدس ‌بخشیدیم، غافل از آن که تلاش مذکور عقیم و نتیجه اش عرفی شدن بسیاری از مقدسات است. بزرگترین خطای ما تعمیم مناسبات سیاسی در عصر “عصمت” به عصر “غیبت” بود.»

این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تصریح می‌کند: «ما نباید اجازه می‌دادیم خیانت و خباثت بعضی افراد یا طرح‌ها یا اقدام‌‌ها، خارج شدن ما را از مسیر قانون و شیوه‌های انسانی و اخلاقی توجیه کند؛ شکنجه در همه حال شکنجه است و اعدام زندانی قبلاً محاکمه و محکوم شده که در اسارت به سر می‌برد، ناموجه.»

گفته او «اگر در پیشگاه نسل جدید به آن خطاها اعتراف نکنیم، آن گاه مجال برای ظهور کسانی مهیا می‌شود که همان لکه‌‌های تاریک را چنان بسط می دهند و چنان نسبت به گذشته فرافکنی می کنند تا خطاهای به مراتب هولناک‌تر خود را بپوشانند و هیچ نقطه مثبتی در کارنامه نسل‌ انقلاب دیده نشود.»

تاج‌زاده در جایی می گوید: «اکنون که به برکت جنبش سبز، شرایطی فراهم شده تا بسیاری از طرف‌های درگیر منازعات خونین دهه ۶۰ با بازخوانی انتقادی آن سال‌ها به این نتیجه برسند که آن همه خشونت و خون ریزی "ضرورت تاریخ" نبود و می‌شد از بروز آن رخدادهای تلخ و ناگوار اجتناب کرد، باید این فضای نقد را زنده نگه داشت.»

تاج‌زاده تاکید می کند اگر انتخابات آزاد در ایران برگزار نشود، شرایط «بدتر» از دوره شاه می شود چراکه به گفته او «امروز آمریکا دیگر آن آمریکایی نیست که ملت ما آن را با کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت قانونی و ملی دکتر مصدق می شناخت، بلکه آمریکایی است که انتخابات عراق زیر برق سرنیزه های ارتش او با چنان شفافیتی برگزار می‌شود که حضور اکثریت ملت و حمایت مرجعیت شیعه و روحانیت اهل سنت را به دنبال دارد.»











نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 09:20:38 توسط پويان
تاج زاده وهمپالكى هاى پيرو خط امام جنايتكاران/مردم بيدار ايران را كه با تجربه و تحمل سه دهه جنايت وخيانت /بها وتاوان بسيار سنگينى براى رسيدن باين مرحله دوران ساز تاريخى براى نيل به آزادى ودمكراسى واقعى پرداخته اند را جمعيتى ساده لوح و نادان ميپندارند٠عليرغم تبليغات كثيف وشرم اور نظام اهريمنى ولايت مطلقه كريه براى انكار وپرده پوشى جنايات هولناك دهه ٦٠ وقتل عام بيرحمانه تابستان ٦٧ كه بدستور وفتواى مستند ومستقيم خمينى خون اشام كه در ان دهها هزار تن از بهترين فرزندان ايران پرپر شدند صورت گرفت را بار ديگر در خاطره وحافظه تاريخى خود زنده كرده اند٠ ديگر نقاب از چهره كريه اين قداره بندان هار دهه٦٠ /فرزندان خلف شيخ رذل الله نورى ونواب صفوى ها فروافتاده وجوانان مبارز وجان بركف ايران گرفتار دام مثلث منفور موسوى/كروبى وخاتمى مرتجع وشياد وحاميان غارتگر خارجى انها كه هدفى جز نجات وحفظ باند "معتدل"وقابل عرضه در بازار افكار عمومى جهان نخواهند شد٠مردم ستمديده ايران آمران وعاملان اين جنايات را نه خواهند بخشيد ونه فراموش خواهند كرد٠
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 08:49:33 توسط Bahman
با درود به دوستان آگاه بخصوص رفيق خوبم حميد-س. اين مردك جاني عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی كه جنايتهاي امريكا در عراق را توجيه ميكند و از قدوسي جاني بعنوان شهيد ياد ميكند(لابد لاجوردي هم از فرشته ها و موهبت الهي بوده) از جنايتهايش بعنوان اشتباه* ياد ميكند. آيا اعدام بيش از ١٢٠ هزار زنداني سياسي, شكنجه هاي قرون وسطايي, تجاوز قبل از اعدام, كشيدن خون زندانيان اعدامي, كندن اعضاي بدن براي بخشش به مجروحان جنگ و اعدام بخاطر يك آري يا نه, يك اشتباه* بود؟
چطور شبیه‌سازی جمهوری اسلامی با حکومت‌های *استبدادی و فاسد کمونیستی* بقول شما, حالا كه از تاج و تخت افتاده ايد كشف كرده ايد؟
عجبا كه حتي بازجويان هم, شما و اعمال فجيع شما را در ابتداي انقلاب را فاشيستي خطاب كرده اند و شما بدل گرفته ايد؟ لطفا بما توضيح دهيد فرق قصاب و سلاخ در چيست؟ مرگ بر جمهوري اسلامي
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 08:23:53 توسط آرزومن محاکمه شما
آقای خاتمی ، آقای موسوی، آقای کروبی، آیات عظام، نوبت شما هم میرسد که تمام کشتار های این ملتی که با پول خمس و زکات آنها خون عزیز ترین و شایسته ترین آنها را به نام اسلام با شقاوت هر چه بیشتر ریخته و خمینی را تایید کرده و میکنید .


نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:19:38 توسط Ali
یادم می اید که در زندان بودیم در سالهای ۶۰-۶۴ بین خودمان همیشه حرف می زدیم که یک روزی بشه ( که همین آقایان که امروز اصلاح طلب شدهاند و ان زمان در زندانها خدا را هم بنده نبودند ) این یکی بگه که من نکشتم و تقصیر یکی دیگه است و اون زمان خمینی آشغال امام همه این آشغالها بود حالا کجاش را دیدی آقای تاجزاده این تازه اول کار است جنایتی اینها کردهاند که آدم باورش نمی شه که یک انسان این قدر پست بشه و تن به این کارها بده .
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 06:06:05 توسط keyvan
بايد درود فرستاد به اين همه آگاهي هم وطنان وگرنه کي ندونه امثال تاج زاده تا ديروز کشتار 60 ساخته پرداخته دشمنان نظام ميدونستن
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 06:01:08 توسط ساسان اول
هر کس پشت خمینی جنایت کار سنگر بگیرد ، خودش آدم درستی نیست . خمینی دروغگو ، حقه باز بود . دستور قتل عام 67 را مگر خمینی صادر نکرد ؟ باید با افرادی که هنوز خمینی پرست هستند و جنایات او را کتمان می کنند بگوئیم خودتان هستید . این نسل سوم که 22 خرداد در خیابان ها فریاد " مرگ بر اصل ولایت فقیه " را سر دادند ، با هر ایدئولوژی اسلامی و غیر اسلامی ، مخالف هستند و تنها مواد حقوق بشر را قبول دارند . آقای تاج زاده هم در این جنایات 2 دهه اول جمهوری اسلامی شریک و سهیم هستند هرچند این قدر شرف دارد تا اشتباهات خود را اقرار کند .آقای تاج زاده آن زمان که مردم ایران قتل عام می شدند شما ماشین کشتار این حکومت ننگین را روغن کاری می کردید ، اگر زندانی و شکنجه نمی شدید باز همان اندیشه سابق تان را داشتید ، کما این که هنوز از وجود و استقرار این نظام اهریمنی دفاع می کنید .
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 05:28:20 توسط حمید - س
بسیار خوب آقای تاج زاده! اعترافات شما بخشی از جنایت رژیم اسلامی را در ۳۲ سال حاکمیت جهل در سرکوب خواسته‌های سیاسی - اجتماعی مردمی پس از انقلاب ۵۷ تائید می‌کند.اما این آن چیزی نیست که مردم برای شنیدن آن بپا خواسته اند! آنچه که شما با این اعترافات خود میکوشید بگویید تنها برای نجات ساختار رژیم اسلامی است این هدفی‌ است که جنبش سبز و طرفداران ملی‌-مذهبی و سکولار آن در طول یکسال اخیر در پی‌ آن هستند. جنایات صورت گرفته به دست شما و یاران شما در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در کشتار و سرکوب انقلاب را کجا میتوان در گفتگوهای دوستانه شما با بازجوهایتان اعترافاتی سازنده و انقلابی‌ شمرد! اعتراف به این که این، آن نظامی نیست که مردم در سال ۵۷ خواهان استقرار آن بودند، سند دروغگویی شماست اما به یقین برای سرنگونی انقلابی‌ رژیم نیازی نخواهد بود که همچون شما با بازجوییان به بحث و گفتمان دوستانه بنشینیم! نسل انقلاب خطایی نکرده! زندان و شکنجه و اعدام انقلابیون و سرکوب ۳۲ ساله مردم ایران که بدست ضد انقلاب، همکاری شما و رژیم اسلامی صورت گرفته است تنها اعترافی است ک شما میباید در پیشگاه مردم بدان اقرار کنید.
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 05:14:06 توسط ٠سخنگو
كودنها و عقب مانده هاي ذهني و همپالانيهاي هادي غفاري واين حقير در مانده تر از امامش به عنوان مبارزين سالهاي شصت دوزاريهاشان افتاده است و فكر ميكنند در كلاس نهم رفوزه شده اند و اشكالي ندارد دوباره ثبت نام ميكنند و قبول ميشوند٠ملت ايران بدليل رنجها و مشقاتي كه از شما و امام جلادتان تحمل كرده اند شما را تا زنده هستيد در دادگاه هاي بين المللي دنبال خواهند كر د و چنان سرگذشتي از شما براي نسلهاي آينده به جاي خواهند گذاشت كه ديگر احدي در ايران جرات نكند به مردم زور بگويدو فكر كند اشكالي ندارد٠همه آنهائي كه به اين حرفها به به و چه چه ميكنند نصف خانواده اشان بدست همين اراذل سالهاي .٦(تاجزاده و نبوي و و و)اعدام نشده اند و در زندانها نپوسيده اند.آنهانگران سرنگوني حتمي جمهو ري جنايت اسلامي و هيمنطور نگران ازدست دادن هر آنچه خود و خانواده پليدشان بدست آورده اند هستند٠ شرم كنند
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 05:13:15 توسط rad
هنوز خميني شياد و جنايتكار را مراد خود ميداند٠!! چرا؟ او كه در زير زمين فاسد شده٠ امثال اين شجاعان اسلامي با اجبار در تاييد ان جلاد فاسد مانع از ازادي واقعي ميشوند٠ بايد قبول كنيم كه كماكان تعداد زيادي با تشويق همين زنداني اسلامي در جهالت افكار ننگين خميني اسير خواهند ماند٠ ازادي كه چانه زدن ندارد اقاي تاج زاده٠
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 05:12:06 توسط حرف حساب
آقای تاج زده سخنانتان غنیمت است، اما خود هم می دانید که ناقص و ابتر است. معذرت خواستن هیچیک از قربانیان سال 67 را زنده نمی کند و حرمت هایی را که هتک شد ترمیم نمی بخشد. شرط توبه تکرار نکردن اشتباه و تلاش جدی برای جبران لطمات و صدمات است و شما هنوز حتی به اصل اشتباه خود پی نبرده اید تا بخواهید توبه یا جبران کنید.
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 04:59:03 توسط amin
اینقدر شرف و صداقت نداره که ۱) در مورد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که یک سازمان فالانژ و چاقو کش بود صحبت کنه ۲)هنوز جنگ و " ترور " دیگر گروه‌ها را عوامل موثر در خونریزی دهه ۶۰ به حساب میاره. یادش رفته که اون امام راذل و دجالش از روز اول به قدرت رسیدن دستور حمله و کشتن بر علیه هر چی‌ غیر خودی بود را صادر کرد. مرگ بر جمهوری خون و جنون با تمام " جناح‌ها " و دسته جاتش.
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 04:39:42 توسط آرش
آقای موسوی یک کمی از آقای تاجزاده یاد بگیرند. با تشکر از مبارزات افرادی مثل آقای تاجزاده. ولی آقای تاجزاده فراموش کرده اند که آقایان بازرگان (با احترام زیاد نسبت به ایشان) و سحابی ودیگرانی که آقای تاجزاده نامبرده اند، صدمه ای آنچنانی ندیده اند و تنها کسانی نبودند که ایشان از آنها طلب حلالیت باید بکنند. از هزاران نفر از افراد فداییان، مجاهدین و دگراندیشان دیگر، که خیلی از آنها تنها بخاطر نرفتن روی مین ها در زمان جنگ اعدام شده اند، هم طلب حلالیت باید بشود. تازه در اینصورت مردم ایران این چیزها را شاید ببخشند ولی هرگز فراموش!!!!!!! نخواهند کرد.
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 04:27:58 توسط zahra
مي دونيد كي جنبش مردم به پيروزي مي رسه وقتي شعار ايران اين باشه لعنت بر خميني مرگ بر خامنه اي .ما پيروزيم متحد و با روحيه پيش مي رويم
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 04:08:39 توسط keyvan
تاج‌زاده به سبک حزب توده سعي ميکنه خميني از همه جنايت مبرا کنه کسي که پايه گزار اعدام 67 بوده و باعث باني مرگ جوانان در جنگ شده
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 03:51:53 توسط بابک
هرچند دیر ولی مرهمی بر دردهای بیکران ما نسل سوخته هست امیدوارم سیاسیون ما انقدر شهامت داشته باشند که به خطاهای گذشته خود اعتراف کنند

MUST SEE.13.June حمله مزدوران بسیجی‌ به منزل مرحوم منتظری

chebayadkard-tv-20100613

13. chebayadkard-tv-20100613
20 hours ago
3 months a