۱۳۹۱ شهریور ۲۵, شنبه

تحمل و بردباری درجوامع غرب


نگاهی به گوشه و کنار اين زمين خاکی


جمعه گردی های اسماعيل نوری علا: گل های اپوزيسيون انحلال طلب به دروازهء خودی!

شنبه 25 شهريور 1391

جمعه گردی های اسماعيل نوری علا: گل های اپوزيسيون انحلال طلب به دروازهء خودی!

اسماعيل نوری‌علا
هفتهء تأسف باری را از سر گذرانديم که، به نظر من، می توان آن را هفتهء «خود مات کردگی» و «به خود گل زدگی ِ» اپوزيسيون انحلال طلب ايران دانست؛ ... یکی داستان اعلاميهء مشترک دو حزب کردستانی و واکنش ها که برانگيخت و ديگری هم داستان اعلام موجوديت نهادی برای ايجاد کنگره ملی. ویژه خبرنامه گویا
esmail@nooriala.com
هفتهء تأسف باری را از سر گذرانديم که، به نظر من، می توان آن را هفتهء «خود مات کردگی» و «به خود گل زدگی ِ» اپوزيسيون انحلال طلب ايران دانست؛ بی آنکه معلوم باشد چگونه می توان خسران های وارده در اين يک هفته را جمع و جور و رفع و رجوع کرد؛ هفته ای که هر چه خبر بود بکار شادمانی حکومت اسلامی می آمد و بس. من، در اين مقال، تنها به دو موردش می پردازم؛ يکی به داستان اعلاميهء مشترک دو حزب کردستانی و واکنش ها که برانگيخت و ديگری هم داستان اعلام موجوديت نهادی برای ايجاد کنگره ملی که جز دو سه آشنای حيرت انگيز کسی را از ميان برپا کنندگان اش نمی شناسی؛ با جای پائی از سپاه پاسداران و وزارتخارجه حکومت اسلامی و اصلاح طلبان حکومتی.
***
همه می دانيم که اين يک اصل مسلم است که حکومت اسلامی نگران آنچه در سپهر اپوزيسيون انحلال طلب مخالفش می گذرد هست و هر لحظه، برای فلج کردن و متفرق ساختن نيروهای تشکيل دهندهء آن، طرحی نو را بکار می گيرد، اشخاص و احزاب مخالف را به جان هم می اندازد، به کمک دايه های مهربان تر از مادر در صفوف اپوزيسيون نفوذ می کند و اجزائش را به تفرقه می کشاند، خائن را «خادم» و خادم را «خائن» معرفی می کند، سايت و روزنامه و راديو و تلويزيون راه می اندازد و ـ در همهء اين کارها ـ آنچه برايش «اوجب واجبات» محسوب می شود «حفظ نظام مقدس ِ» ملقب به اسلامی است.
اين حکومت نکبت زده و برنامه ريزان حيله گرش از يکسو دنبال ساختن بمب اتم اند، بدين خيال که دست يابی به آن ماندگاری شان را بر اريکهء قدرت تضمين و بيمه می کند و، از سوی ديگر، مرتب در پی آنند که نشان دهند حکومت فقهای فرقهء تشيع امامی اگر نباشد مملکت زير و زبر و کن فيکون می شود و سنگ روی سنگ نمی ماند و جوی خون به راه می افتد و از ايران کنونی، که خود بازماندهء کوچک و از نفس افتادهء شاهنشاهی تکه تکه شدهء پيش از اسلام است، چيزی باقی نمی ماند و هر قوم و قبيله ای خاک خودش را بر می دارد و اعلام استقلال می کند و بجای ايران از کشورهائی خبر خواهيم گرفت که آذربايجان جنوبی و کردستان شرقی و عربستان شمالی و بلوچستان غربی نام خواهند داشت.
می خواهم بگويم که تلقين و قبولاندن فکر «تجزيهء بلاترديد کشور در فردای فروپاشی حکومت اسلامی» به مردم ايران برای اين حکومت همانقدر حياتی است که داشتن بمب اتم. پس، از يکسو می کوشد نارضايتی اقوام (يا به روايت خود اين اقوام، «مليت ها») ی ايرانی را ـ در حدی که قابل کنترل باشد ـ بالا ببرد و، مثلاً درياچهء رضائيه را خشک می کند و دعوای تيم تراختورسازی را تمشيت می دهد و کمک کنندگان به زلزله زدگان را به زندان می کشد و مسجد سنی های زاهدان را با بولدوزر خراب می کند؛ و، از سوی ديگر، دنبال مدارک معتبری هم هست تا ثابت کند که اين اقوام فی نفسه تجزيه طلب و استقلال خواه هستند و تنها در سايهء رعب آور حکومت اسلامی است که نمی توانند ايران را تکه تکه کنند.
در اين زمينه، هفتهء گذشته، اپوزيسيون انحلال طلب ايران توانست، با زدن يک گل سريع به دروازهء خودی، تيم حکومت اسلامی را غرق شادمانی کند. دو حزب سرشناس کردستان (دموکرات و کومله) مشترکاً اعلاميه دادند که ما کردها نه يک «مليت» که يک «ملت» هستيم و «حق تعيين سرنوشت خود» را می خواهيم و اگر هم بخواهيم در اتحاديه ای به نام ايران بمانيم حکومت ايران بايد به يک حکومت فدرال «ملی ـ جغرافيائی» تبديل شود. اين اعلاميهء دست و پا شکسته، و نوشته شده به زبان عهد بوق کمونيست های استالينی، تنها کاری که کرد برانگيختن حس ناگهانی شبه وطن پرستی بی چون و چرای همهء چپ های سابق ِ برخاسته از بستر حزب تودهء راست شده، و مليون راست لاحق چپ شده، بود که در اين بزنگاه بهم رسيده و با صدور اعلاميه های غلاظ و شداد خواستند «نيات تجزيه طلبانه»ی اين احزاب را افشا نموده و ثابت کنند که همهء احزاب قوميتی ـ مليتی ـ منطقه ای، اگر فرصتی بدبيابند، دور هر تکه از خاک ايران را سيم خاردار خواهند کشيد و از بقيهء ملت ايران خواستار پاسپورت و ويزا خواهند شد.
اينگونه بود که، بقول آن کلام عاميانهء قديمی، «آتش به پنبه افتاد / سگ به شکمبه افتاد!» يعنی دو طرف شناختهء شدهء اپوزيسيون انحلال طلب ما (که حکم آتش و پنبه را يافته اند) سرگرم دعوای سوزان خود شدند تا سگ های هار حکومت اسلامی هم سند تجزيه طلبی احزاب کردی را جلوی مردم بگيرند و ردانه بگويند: عرض نکردم؟!
در روزهای گذشته کار بالاتر هم گرفت، يک گويندهء تلويزيونی، با شهامتی مبسوط و سخت وطن پرستانه، اعلام کرد که اگر خاک وطن اش خال بردارد، او می رود، جلوی خامنه ای زانو می زند، استغفار می کند و خواهش می کند که به جبهه های جنگ حق و باطل اعزام شود.
در اين ميان برخی از اهل سیاست و اندیشه هم عمل این دو حزب را اشتباهی تاکتیکی یا ندانسته تلقی کردند و واکنش های تند نسبت به آن را نيز تفريطی نابهنگام دانستند. مثلاً، خود من در یکی از مقالاتم گفتم که اين دو حزب کردستانی در محاسبات خود، در زبان خود، و در نحوهء اعلام اتحاد عمل خويش دچار «اشتباه» شده اند و حق اين بود که مقاصد خود را با زبانی امروزی و با مفاهيمی علمی بيان می کردند. اما همين يک کلام موجب شد که از سوی بخش هائی از هر دو جانب مورد شماتت قرار بگيرم.
يکی گفت: «اشتباه چيست آقا؟ لطفاً خيانت را با اين واژه ماستمالی نفرمائيد!»
و ديگری گله کرد که: «حق اين نبود که، در اين وسط، دو حزب بزرگ و قديمی کردستان را به ارتکاب اشتباه متهم نموده و آنها را با خود بد کنی».
من اما همچنان فکر می کنم که اين دو حزب اشتباه کرده اند و آنان که بر عليه شان اعلاميه صادر فرموده اند نيز اشتباهی بزرگ تر را مرتکب شده اند و هر دو، بی هيچ محاسبه ای، به تيم خودی گل زده اند و بازيکنان تيم حکومت اسلامی هم، آن سوی زمين، مشغول شادمانی و زدن دور افتخارند.
چرا؟ عرض می کنم که اصلاً بيائيد چنين فرض کنيم که اين دو حزب اصالتاً تجزيه طلب اند و می خواهند در اولين فرصت «کردستان شرقی ِ» مستقل را بوجود آورند. لطفاً تعيين کنيد که صدور اين اعلاميه چه کمکی به تحقق «نقشه های شوم!» آنها می کند؟ بخصوص که حالا مجبور شده اند راه بيافتند و اعلاميه صادر کنند و توضيح دهند که منظور آنها آن نبوده که استنباط شده. يعنی، اکنون هم، بدون پذيرش اشتباهی که شده، می کوشند نشان دهند که هدف شان از همهء آن حرف ها «حفظ وحدت ايران» و «دموکراتيزه کردن حکومت اين کشور» بوده است و لاغير. در اين صورت نبايد از اين دوستان پرسيد که چرا همين حرف را در اعلاميهء خود نزديد تا اين همه سوء تفاهم ببار نيايد؟
يکی به من می گفت: «اين حرف ها را نبايد باور کرد. اين همان قر قر کردن برای گفتن قرمساق است. اينها انقدر اين کلمات ممنوعه را در لفافهء کلام مبهم می پيچند تا مردم به مليت و فدراليسم و حق تعيين سرنوشت عادت کنند و بعد يک روز صبح بيدار می شوی و می بينی که آنها از "حق خود" استفاده کرده و «سرنوشت خود» را نعيين نموده و استقلال کشور کردستان شرقی را هم اعلام کرده اند».
ديدم که اين هم برای خودش حرفی است. اما پرسش من از آن دوست اين بود که «خوب، حالا حضرتعالی قصد داريد چه کنيد؟ اعلاميه های شما بجای خود، افشای مؤثر توطئه های اين ها هم بجای خود، اما اگر فردا حکومت به دست حضرتعالی افتاد قصد داريد با اينها چه کنيد؟»
می گويد: «اول با آنها مذاکره می کنيم و اگر حرف حساب ما برای حفظ تماميت ارضی ايران توی کت شان نرفت بخود حق می دهيم که شورش آنها را سرکوب کنيم».
تنم می لرزد و می گويم: «هيچ فکر کرده ای که حکومت بعد از اسلاميست ها می خواهد نيروی سرکوبگرش را از کجا به دست آورد؟ خمينی آتش شور حسينی را باد می زد و بفتوائی اغواگر بچه های بهشت جوی مسلمان را به سرکوب اين و آن می فرستاد. اما شما از چه نيروئی استفاده می کنيد؟ و تازه، شما که قصد اول تان ـ پيش از سرکوب ـ مذاکره با اين احزاب ِ به زعم شما تجزيه طلب است چرا امروز، که تا سقوط حکومت اسلامی وقت داريم، با آنها به مذاکره نمی نشينيد و، برعکس، از گفتگو با آنها همچون روياروئی با بيماران وبائی پرهيز می کنيد؟ اگر امروز، که هنوز راهی تا فروپاشی حکومت اسلامی باقی است، بتوان برای حل اين مشکل راهی پيدا کرد چرا بايد راه ها را با صدور اعلاميه و نفرت افکنی بست؟ شما چرا بجای کوشش در "حل مسئله" خودتان را در "صورت مسئله" جا سازی می کنيد؟ آن گويندهء ظاهراً وطن دوست تلويزيونی چرا بجای مشت کوبيدن بر ميز و تهديد به ائتلاف با خامنه ای نمی آيد آقايان مصطفی هجری و عبدالله مهتدی را به يک گفتگوی رسانه ای دعوت کند تا مردم شاهد آن باشند که اين آقايان چه می گويند؟ اصلاً چرا مچ آنها را در برابر مردم نمی گيريد؟»
دوست مشفقم خيره خيره در من می نگرد و سری از سر دلسوزی برايم تکان می دهد و بر عقل خام و دل بی خبرم می خندد.
***
باری، هفتهء گذشته روزگار شادمانی های مکرر حکومت اسلامی بود. اپوزيسيون اين حکومت، با موفقيت تمام، توانست يک گل ديگر را هم وارد دروازهء خودی کند. يک عده ناشناس، همراه با يک عدهء کمتر شناخته شده، پس از ماه ها بکش و واکش و کج دار و مريز، بالاخره در هفتهء گذشته اعلام داشتند که نهادی در راستای تشکيل «شورای ملی ايرانيان برای انتخابات آزاد» موجوديت يافته و دارای سايت و آرم و منشوری است و وظيفهء همهء هموطنان آن است که هرچه زودتر به آن بپيوندند.
ممکن است بگوئيم که تا اينجای کار که عيبی ندارد و جای نگرانی نيست؛ چرا که ما دست چوپان های دروغگو را سال ها است که خوانده ايم و در اپوزيسيون خارج کشور هم دارای سوابق هخائی و عقابی متعددی بوده ايم؛ شايد اين هم داستان خوشمزهء ديگری باشد.
اما جالب اين است که اين «نهاد تازه» دارای نيش و سيخ و نيشتر هم هست. از جمله ديدم که خواهر زادهء حجة الاسلام مهدی کروبی، که همچون حر رياحی در صبح عاشورا خواب نما شده و پس از دهه ها خدمت در وزارتخارجهء حکومت اسلامی، به مدد انفاس بچه های جنبش سبز، از آن حکومت بريده و به صف حسينيان کربلائی پيوسته است، انگشت تهديدش را از غلاف بيرون کشيده و اعلام داشته است که «هر کس به اين شورا نپيوندد خائن به وطن است» و در فردای فروپاشی حکومت هم بايد حساب پس بدهد. و نيز ديدم که اعضاء شورا، با نام های مستعار خود، در صفحات فيس بوک «فرزندان کورش» و «نوه های رستم» و «فدائيان پادشاهی» برای مخالفان و امتناع کنندگان از پيوستن به اين «شورای ملی» سيم برق دار بسته اند، و گويندهء خوش سخن شان هم در برنامه های خريداری شدهء تلويزيونی دارد بند بند «منشور» را می خواند و در پايان هر بند به اين ترجيع بند می رسد که «اين حرف بده؟ کی ميگه بده؟».
باشد. اين هم مهم نيست. اما لحظهء شاخ در آوردن آنجاست که آقای دکتر اميد مهر، ايضاً از ديپلمات های بريده از حکومت اسلامی و عضو «کمپين سفارت سبز»، اعلام می دارد که «نود در صد اعضاء اين شورا در ايران زندگی می کنند و اين اسم ها که در سايت ما می خوانيد فقط ده در صد از اعضاء هزاران نفری اش هستند که تازه برخی شان دوست ندارند نام و نشان شان فاش شود و احتمالاً وقتی شورا در آيندهء نزديک کنگرهء ملی را تشکيل داد نام اعضاء مؤسس و غير مؤسس آن افشا خواهد شد.» همچنين از ايشان است که می شنويم «بخش عمدهء اعضاء داخل کشور اين شورا، در سپاه پاسداران و وزارتخارجه تشريف دارند!»
شما لحظه ای آن «کنگره» را مجسم می کنم که هزاران نفر از اعضاء نود در صدی اش، که در داخل کشور، در سپاه پاسداران و وزارتخارجه، مشغولند، خودشان را به، مثلاً، پاريس يا واشنگتن رسانده اند و دارند در مورد سرنوشت آيندهء ايران رايزنی می کنند. يا نه، شايد هم به سبک طرفداران «انتخابات آزاد»، که قصد دارند خود حکومت اسلامی را وادار به انجام اين انتخابات کنند، بتوانند از وزارت کشور ولی فقيه اجازه بگيرند تا کنگرهء آنها در يکی از سالن های تهران برگزار شود تا گردانندگان شورا مجبور نباشند هزينه های مربوط به آوردن هزاران نفر نود در صدی پاسپورت دار را به خارج تأمين کنند.
اما اينها هم اصلاً مهم نيست. تا اينجا داستان بيشتر به شوخی تلخی می ماند که نظائرش را تجربه کرده ايم. نکتهء مهم آن است که وقتی سراغ امضاء های روی سايت می روی يک باره چشمت به نام های رضا پهلوی، فرح پهلوی (آنگونه که خود نوشته اند)، و ياسمين پهلوی (همسر شاهزاده) می افتد که مثل سه شهروند عادی، بی سر و صدا، به اين «جريان» پيوسته اند.
چطور شد؟ کسی که هميشه می گفت آن بالا نشسته و فراگروهی عمل کرده و از همهء فعاليت های اپوزيسيونی حمايت می کند حالا با چند تا جوان از ايران آمدهء ناشناس و چند اصلاح طلب و چند تا ديپلمات از حکومت بريده همراه شده و 240 مين نفری محسوب می شود که به اين جريان پيوسته و می خواهد راه را برای تشکيل شورای ملی هموار کند؟
راستی قرار است چه بشود؟ آن کنگرهء چند هزار نفری کی و کجا تشکيل می شود؟ و به چه صورتی قرار است آقای رضا پهلوی را ـ لابد ـ بعنوان «سخنگو»ی خود برگزيند؟
باری، اين هم يک گل ديگر به دروازهء خودی و يک شادمانی ديگر برای تيم حکومت اسلامی. اين هم از آن «سرمايهء ملی» که نوری علاها از آن خبر داده بودند. اين هم آن چهرهء شناخته شدهء بين المللی خوش پوش و خوش سخن و امروزی که قرار بود همراه ديگر مبارزان به آزادی وطن کمک کند؟ حالا او کجاست و چه می کند؟ از نظر من، او اکنون، خواسته و ناخواسته، در محاصرهء ايادی حکومت اسلامی، چه از اردوگاه بنيادگرائی وزارت اطلاعات و سپاه، و چه در خيمه و خرگاه اصلاح طلبی مزدور و مزور است و «مدحی» ها برايش مداحی می کنند.
براستی مگر همين آقای رضا پيرزاده، پيشکار ايشان در پاريس که بانی خير اين شورا است، نبود که در روز اعلام موجوديت «کنگرهء دموکرات های سبز»، که نطفهء اين شورای ملی در زهدان آن بسته شده، اعلام داشت که ما با کروبی و موسوی در ارتباط هستيم؟ و بدينوسيله بهانه ای به دست شريعتمداری کيهان دارالخرافه (بقول نويسندهء شيرين سخن، حميدرضا رحيمی) داد تا فرياد برآورد که «ديديد درست می گفتيم که دست سران فتنه در دست اپوزيسيون برانداز است؟»، و همين موجب شد تا دفتر شاهزاده در واشنگتن ارتباط خود را با «سران فتنه» تکذيب کند؟ آیا این ها بالاخره و به راستی با کروبی و موسوی و اصلاح طلبان در ارتباط هستند یا نه؟
و یا اين چه فهرست پيوستگانی است که سازمان ها و اشخاص مختلف «پيوستگی» خود به آن را تکذيب می کنند؟ مگر جبههء ملی داخل و اقمارش در خارج نبودند که پيوستن به اين شورا را رسماً تکذيب کردند؟ حال چگونه است که نام «جوانان جبههء ملی» را در ليست سازمان های پيوسته می بينی؟ اين جوانان کيانند، از کجا آمده اند، و عضويت شان در چبههئ ملی چگونه اثبات شدنی است؟ آيا بزودی صدور تکذيب نامه های جديدی از جبههء ملی را شاهد خواهيم بود؟
و آیا «شاهزاده» همهء این ها را می داند و در این بازی شرکت کرده؟ و یا، نه، همچون «آن وقت ها»، این «اطرافیان!» هستند که زير پای او پوست خربزه می اندازند؟
باری، هفتهء تلخی گذشت که در آن می شد صدای فرياد شادمانی سربازان گمنام امام زمان را در پشت ميزهای وزارت اطلاعات شنيد. من به سهم خود از اين همه «خود زنی» متأثر و متأسفم.

۱۳۹۱ شهریور ۲۴, جمعه

بوسه بر دستان ديکتاتور

فیلم محمد “که موجب قتل دیپلماتهای آمریکا شد بخشی از فیلم محمد تریلر که باعث عصبانیت مسلمانان و حمله به سفارت امریکا و قتل دیپلماتها شد

U.S. Senator John McCain speaks to rebel leaders in secret trip to Benghazi


  • U.S. Senator John McCain speaks to rebel leaders in secret trip to Benghazi
  • Coalition troops say Gaddafi forces have been reduced by up to 40 per cent
Gaddafi snipers have been driven from the roofs of tall buildings in the embattled Libyan city of Misrata.
In some of the fiercest scenes of urban warfare since trouble in the country began, rebels have started gaining tactical advantages in the only major western city held by the opposition movement.
Colonel Gaddafi's regime also ramped up its rhetoric against Nato warning that 'it will be hell' for the alliance if ground troops were deployed.
David Cameron said that western nations aren't moving toward such an option. The U.S. has approved the use of armed Predator drones that will allow for low-level precision attacks, suitable for urban areas like Misrata where Nato air power has been unable to protect opposition forces.
Tripoli Street: Seen for the first time since the trouble began, the scale of the damage across the city can be seen from a vantage point formerly occupied by snipers
Tripoli Street: Seen for the first time since the trouble began, the scale of the damage across the city can be seen from a vantage point formerly occupied by snipers
Tall buildings around Misrata have been scenes of violent battles with rebels managing to drive the snipers away
Tall buildings around Misrata have been scenes of violent battles with rebels managing to drive the snipers away
At least seven people were killed in fighting along the main road through Misrata, Tripoli Street - the front line in the city of 300,000 people. This brings the total killed there in the last three days to 20.

The rebel-held city has been besieged by government forces for nearly two months but they haven't yet managed to gain control. Two photographers were killed there on Wednesday as the rebels went to dislodge the snipers, loyal to Gaddafi.

The rebels cut off supply routes to the Gaddafi snipers who have terrorised civilians and kept them trapped in their homes. They did so by taking over several buildings along parts of the street.
 
A doctor who identified himself as Ayman said: 'This battle cost us lots of blood and martyrs.' The biggest victory was driving away snipers from a battle-scarred insurance building that commanded views across the city.
However, starved of ammunition, food and water for several days they were unable to hold their positions and were forced to flee.
In Tripoli, government spokesman Moussa Ibrahim claimed Gaddafi forces control more than 80 per cent of the city and the rebels hold 'the seaport and the area surrounding it'.
Victory: Rebel fighters were today celebrating pushing loyalists out of Tripoli STreet in their makeshift armoured Jeep as they drive past a captured Gaddafi tank
Victory: Rebel fighters were today celebrating pushing loyalists out of Tripoli STreet in their makeshift armoured Jeep as they drive past a captured Gaddafi tank
Break in hostilities: The rebel fighters were able to relax for a brief moment following the overnight success
They overpowered Gaddafi troops, even managing to take control of some tanks
Denting Gaddafi might: The rebels overpowered Gaddafi troops, forcing snipers to flee and even managing to take control of some tanks
At the beginning of the battle for Misrata the government deployed tanks and shelled the city indiscriminately, forcing people to flee. Today U.S. Senator John McCain described Libyan rebels as his heroes.
The top Republican, who is one of the biggest supporters for action in Libya, made the remark after arriving in Benghazi, which has become the main city for the rebels.
Misrata fighting has concentrated on Tripoli Street
Misrata fighting has concentrated on Tripoli Street
Mr McCain said he was in Benghazi 'to get an on the ground assessment of the situation' and planned to meet with the rebel National Transition Council, the de-facto government in the eastern half of the country, and members of the rebel military.
As he walked out of a hotel in the city he said: 'They are my heroes'.
He travelled in an armoured Mercedes jeep and was surrounded by a large security detail. Some Libyans waved American flags as his motorcade drove by.
He is the highest American official to have visited the country since the rebel-held east and is a boost to the anti-Gaddafi forces.
As such, details of the trip were shrouded in secrecy to keep him safe.
Invoking the humanitarian disasters in Rwanda and Bosnia in the 1990s, McCain pressed for U.S. military intervention in Libya in February, weeks before the U.N. Security Council authorized military action to protect civilians and impose a no-fly zone.
It is suggested that coalition air strikes have now degraded Gaddafi's troops by between 30 and 40 per cent. Despite this, there are fears that the battle could now last a long time.
'It's certainly moving towards a stalemate," said Admiral Mike Mullen, chairman of the U.S. military's joint chiefs of staff, addressing U.S. troops during a visit to Baghdad.
He said there was no sign of al Qaeda representation in Libya's opposition, playing down concerns about any militant groups edging their way into the Libyan conflict.
'We're watchful of it, mindful of it and I just haven't seen much of it at all. In fact, I've seen no al Qaeda representation there at all,' he said.

Photographer Tim Hetherington was killed in the battle for Tripoli Street
Chris Hondros died in Libya on Wednesday
Photographers: Tim Hetherington, left, and Chris Hondros died in a blast in Misrata on Wednesday
High profile visit: Republican senator John McCain visiting Benghazi today walks past the wall of the dead and missing with Abdul Haviz Ghoga, spokesman of the National Transitional Council
High profile visit: Republican senator John McCain visiting Benghazi today walks past the wall of the dead and missing with Abdul Haviz Ghoga, spokesman of the National Transitional Council
Heroes welcome: Libyan rebels gather around John McCain's car after his tour of their headquarters
Shaking hands with a Libyan rebel during his visit to Bengahazi
Heroes welcome: Libyan rebels gather around John McCain's car after his tour of their headquarters where he met many rebel supporters


Read more: http://www.dailymail.co.uk/news/article-1379595/Gaddafi-snipers-driven-Misrata-marking-key-victory-rebels-fighting-control.html#ixzz1KGaa7OhD

U.S. turns up heat on Gaddafi by approving use of killer Predator drones over Libya

By David Gardner
Last updated at 4:44 AM on 22nd April 2011


U.S. Defence Secretary Robert Gates has confirmed that President Barack Obama has approved the use of killer Predator drones over Libya.
The first attack by the remote-controlled aircraft was postponed due to poor weather, but military chiefs now have the go ahead to use them in the battle to contain Colonel Gaddafi's loyalist forces.
Drone attacks have been extremely effective in Iraq and against Taliban militants along Afghanistan’s border with Pakistan.
Joining the fight: USAF Predator drones have been deployed in Libya. They can be armed with Hellfire missiles and stay in the air for up to 24 hours
Joining the fight: USAF Predator drones have been deployed in Libya. They can be armed with Hellfire missiles and stay in the air for up to 24 hours
Announcement: Defense Secretary Robert Gates and Joint Chiefs Vice Chairman General James Cartwright at the Pentagon Press conference
Announcement: Defense Secretary Robert Gates and Joint Chiefs Vice Chairman General James Cartwright at the Pentagon Press conference
The aircraft are virtually undetectable and can deliver high-powered ordinance.
Although Mr Obama has maintained the coalition campaign against Libya was not specifically targetting Colonel Gaddafi, the drones could be used in a pinpoint attack on the Libyan leader or his sons.
Deployment of the Predators is meant to send a message to critics who have complained that the Obama administration is not pulling its weight in Libya to help the embattled rebels.
Target: A destroyed tank at the western entrance gate of Ajdabiyah. Drone missions will be able to more accurately pinpoint coalition air attacks
Target: A destroyed tank at the western entrance gate of Ajdabiyah. Drone missions will be able to more accurately pinpoint coalition air attacks
Colonel Gaddafi: The Libyan leader, last seen here on April 14, has not been using his air power since the no-fly zone, but attacks on rebels have still been effective
Colonel Gaddafi: The Libyan leader, last seen here on April 14, has not been using his air power since the no-fly zone, but attacks on rebels have still been effective

DRONES FOR PAKISTAN


Raven UAV The U.S. will provide Pakistan with 85 small Raven drone aircraft, a U.S. military official said today.
The move is a key step to meeting Islamabad's calls for access to U.S. drone technology.

The official, speaking on condition of anonymity, declined to disclose the cost or model of the non-lethal, short-range aircraft, which are manufactured by the U.S.-based AeroVironment Inc.
Unlike its bigger brothers Predator and Reaper, the Raven is small enough to be carried into combat areas, fitted together, hand-launched and remote-controlled by a single soldier.
At the same time, the president can sell the move to a sceptical public by insisting that no American lives are being put at risk.
One senior Pentagon official said: ‘It is a more politically acceptable escalation that allows an arm’s length show of force.'
Mr Gates told a Pentagon news conference that the U.S. Air Force drone is an example of the military capabilities the president is willing to contribute to help combat Gaddafi.
Marine General James Cartwright confirmed the first Predator mission was scratched.
He said the weapon allows low-level precision attacks on enemy forces.
Experts claim the drones could be a game changer because they could allow strikes against Gaddafi troops ensconced in heavily built-up areas. The Predator is armed with two Hellfire missiles, has a range of 3,200km and can stay in the air for as long as 24 hours.
Gaddafi has made little use of his aircraft since the international no- fly zone was enforced, meaning the effectiveness of the allied air mission was limited.
The drones allow commanders to target the tanks and other artillery the government forces have been using to push back against the rebels.
The Predators are flown remotely, usually from the Creech Air Force base just outside Las Vegas.
The U.S. action came as rebel troops claimed the capture of the Wazin border crossing with Tunisia following fighting outside the desert town of Nalut, about 140 miles southwest of Tripoli.
 

رژيم خمينی همچون اعراب ومغول وتيمور رفتنی هستند


مردم درمناطق زلزله زده درسرما وباران


:واردات بی رويه و بيکاری ۳ ميليونی:واردات ۲۱٫۹ميليارد دلار کالا در ۱۵۰روز!

24شهريور :واردات بی رويه و بيکاری ۳ ميليونی:واردات ۲۱٫۹ميليارد دلار کالا در ۱۵۰روز!
:با وجود انتقادات فراوان مقامات دولتی مبنی بر واردات بی رويه کالاهای غيرضرروی به کشور؛ ادامه اين روند باعث تهديد اشتغال موجود شده تا جايی که هر ۱۰۰۰ دلار واردات ۱ شغل ثابت داخلی را نابود مي‌کند.

، حل مشکل اشتغال و بيکاری و وعده رئيس جمهور مبنی بر ريشه کن کردن بيکاری تا پايان کار دولت دهم در سال آينده، راه اندازی طرح های ضربتی اشتغال از جمله زودبازده ها، مشاغل خانگي، پرداخت وام های خوداشتغالی و برنامه هايی از اين دست در حالی طی سال های اخير به اوج خود رسيده است که با وجود ادعاهای دولت مبنی بر ايجاد ميليون ها فرصت جديد شغلي؛ تعداد بيکاران در کشور همچنان در مرز ۳ ميليون نفر باقی مانده است.

هرچند بر خود اين آمار و قرار دادن تنها ۱ ساعت کار در هفته به عنوان مرز بين شاغل و بيکار نيز به شدت از سوی فعالات بازار کار مورد انتقاد است، اما وجود ۳ ميليون و ۱۰۰ هزار نفر بيکار در فصل بهار امسال نيز آمار بسيار بالايی است که نشان دهنده وجود صف های طولانی کارجويان جوان برای ورود با بازار کار است.

وعده‌ها و بيکاری ۳ ميليونی

واردات بی رويه به کشور؛ يکی از مهم ترين عواملی که در چند سال اخير به شدت از سوی بنگاه ها و واحدهای توليدي، همچنين کارشناسان و خبرگان بازار کار مورد نقد و توجه قرار گرفته و به صورت کلی فعالان عرصه کار و توليد معتقدند که ادامه روند فعلی واردات بی رويه و اغلب غيرضرور به کشور باعث تهديد مشاغل موجود و از بين رفتن شانس کارجويان در ورود به بازار کار داخلی است.

محمود بهمني، رئيس کل بانک مرکزی در روزهای اخير اعلام کرد که متاسفانه درصد قابل توجهی از ثبت سفارش های انجام شده در ماه های اخير و به ويژه پس از افزايش يکباره قيمت دلار در بازار مربوط به کالاهايی است که يا دارای مشابه داخلی است و يا چندان ضروررتی برای واردات انبوه آن به کشور وجود ندارد.

رئيس کل بانک مرکزی همچنين با انتقاد شديد از ادامه اين روند به آسيب پذيری توليد داخلی در سال توليد ملي، حمايت از کار و سرمايه ايرانی و همچنين بالا ماندن نرخ بيکاري، گفت: بايد جلوی اين روند نادرست گرفته شود و ما به سراغ واردات غيرمفيد و غيرضروری خواهيم رفت.

واردات ۲۱٫۹ميليارد دلار کالا در ۱۵۰روز!

عباس معمارنژاد، رئيس کل گمرک ايران طی روزهای اخير از واردات ۲۱٫۹ ميليارد دلاری به کشور در ۵ ماهه ابتدای سال جاری خبر داد. آماری که به شدت از سوی رئيس کل بانک مرکزی مورد انتقاد است و اعتقاد دارد درصد قابل توجهی از اين واردات نه تنها مشمول اولويت های دريافت ارز مرجع نبوده اند، بلکه کالاهای غيرضروری و مشابه داخل بوده است.

پيش تر نيز يک نماينده مجلس با انتقاد از واردات بی رويه به کشور، انجام هر ۱۰۰۰ دلار واردات را باعث از بين رفتن يک شغل ثابت دانست و گفت: به نظر می رسد با واردات فراوانی که به کشور انجام می شود، پول اشتغال جوانان خارجی را ما می پرازيم!

عباس وطن پرور، نماينده سابق کارفرمايان در اجلاس جهانی کار با بيان اينکه وقتی يک واردکننده می تواند از زمان قانونی ثبت سفارش و تصميم به انجام واردات يکسال زمان داشته باشد، طبيعی است که توليدکننده داخلی بايد هميشه در فضای نامناسبی فعاليت کند.

نماينده سابق کارفرمايان در اجلاس جهانی کار، اظهار داشت: يک زمانی ميليون ها ثبت سفارش برای واردات موبايل به ايران انجام شد، بعد دولت تعرفه ۶۰ درصدی برای آن وضع کرد؛ اما اين مسئله باعث شد تا واردات موبايل با ميلياردها تومان سود همراه شود.

اين فعال کارفرمايی و توليدکننده، تصريح کرد: سوال اين است که چرا دولت ابزاری را در اختيار واردکننده قرار می دهد که احتمالا مورد سوء استفاده قرار گيرد؟ آيا من به عنوان يک فعال اقتصادی حق دارم که به دنبال کسب سود باشم؟ بنابراين دولت بايد در دادن ابزارها دقت کند.

سايه واردات مضر بر بازار کار داخلی

وی ادامه داد: طبق گزارشاتی که در گمرک ايران وجود دارد، ۸۰ درصد واردات به کشور در ۳ ماهه ابتدای سال جاری با ارز مرجع بوده است. حال وقتی رئيس کل بانک مرکزی از اين روند انتقاد می کنند می توانند بررسی کنند که ارز ۱۲۲۶ تومانی به چه کالاهايی داده شده است؟ آيا در راستای حمايت از توليد داخل و حفظ اشتغال بوده و يا صرفا مراتب سودجويی را برای برخی واردکنندگان فراهم آورده است؟

وطن پرور خاطر نشان کرد: متاسفانه انجام واردات بی رويه و تغييراتی که در قيمت ارز وجود دارد باعث ايجاد نوعی سردرگمی برای بنگاه ها شده و اين مسئله به شدت اشتغال موجود در واحدهای توليدی را تهديد می کند و احتمال ريزش قابل توجه نيروی کار وجود دارد.

نماينده سابق کارفرمايان در اجلاس جهانی کار، اظهار داشت: متاسفانه در چندسال اخير تنها در مورد واردات بی رويه صحبت شده اما اين روند همچنان ادامه دارد و اين وضعيت باعث به وجود آمدن شرايط تهديد جدی برای بازار کار و اشتغال کشور شده است.

به گفته وي، هم اکنون تنها ۹ درصد جمعيت ۱۵ سال به بالای کشور در مشاغل مولد و رسمی فعاليت دارند و در اين بخش بيشتر نيروها دارای مشاغل واسطه گري، دلالی و خدماتی هستند.

24 شهریور 1391

برای یک مشت دلار » ! ويديو: حادثه تکان دهنده دراستکهلم

برای یک مشت دلار » ! ويديو: حادثه تکان دهنده دراستکهلم

سایت خبری جنبش خرداد : دوربین ایستگاه قطاری در استکهلم  روز چهارشنبه صحنه دردناکی را به ثبت رساند که نشان از زوال و مرگ تدریجی  انسانیت می دهد . کمک به چنین زوالی را هرروزه روز شاهد هستیم . از ایران خودمان ، آنانی که برای تماشای مرگ یک انسان از نیمه شب به خیابان می آیند تا صحنه اعدام مردی به نام » عقرب سیاه » را به تماشا بنشینند ، گرفته تا در لاهور و کراچی پاکستان، که سرمایه داران با خستی بی سابقه ، از تعبیه کوچکترین امکانات ایمنی در کارخانه‎های توليدی شان دریغ می ورزند تا بیش از 300 کارگر زن ، مرد و کودک در آتش بسوزند و تا حتی کشورهای » ییشرفته و معظمی !!» همچون استهکلم سوئد .
به گزارش » مایل آنلاین » روز چهارشنبه گذشته در ایستگاه قطاری درجنوب استکهلم ، پايتخت سوئد ، جنایتی صورت گرفت که بخودی خود تماشای آن تلخ است و دردناک و جانکاه .
ويديوئی که دراین رسانه منتشر شد، مردی را نشان می دهد که به دلیل نوشیدن مشروب زیاد  تلو تلو خوران  از بلندای دیواره محل انتظار برروی ريل قطار واژگون و بيهوش ميشود.
در این میان می بینیم که مردی بسرعت  بسوی او می رود . آیا فکر می کنید که وی قصد نجات او را داشته است؟ نه ! او «برای یک مشت دلار » بسوی او رفته است . آن مرد پس از جستجوی جیب های مرد بیهوش ، جیب هایش را خالی و بسرعت می گریزد . حاصل این عمل غیر انسانی 1500 کرون سوئدی ، یک گردنبند طلا و یک تلفن همراه گزارش شده است . لحظاتی چند پس از آن ، اما، قطاری که از راه می رسد از روی مرد بیهوش و مست عبور و فاجعه تکمیل می شو