ديشب دژخيمان خمينئ قلب پر از بيم و اميدت را از کار انداختند،" تو"، "او" و
"آنها"با هزاران آرزو در اين سئ سال سياهئ و تباهئ، اولين و آخرين نبودی.
در"اين شهر بئ طپش" "وائ جغدی هم نميايد بگوش"،ايکاش جای تو بودم،
من آخر راهم،تواول راه، شب بئ پناهئ ووحشت با جلادان بر تو کبوتر بال
بسته چه رفت؟ چه گذشت؟




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.