اي دوست وقتً خفتن و خاموشي ات نبود وز اين ديار دورً فراموشي ات نبود تو روشنا سرود وطن بودي و چو آب با خاکً تيره روزً هماغوشي ات نبود ميخانه ها ز نعره تو مست مي شدند رندي حريفً مستي و مي نوشي ات نبود دودً چراغ موشيً دزدان ترا چنين مدهوش کرد و موسمً خاموشي ات نبود سهراب اضطراب وطن بودي و کسي زينان به فکرً داروي بيهوشي ات نبود در پرده ماند نغمه آزاديً وطن کانديشه جز به رفتن و چاوشي ات نبود در چنگ تو سرود رهايي نهفته ماند زين نغمه هيچ گاه فراموشي ات نبود اي سوگوار صبح نشابورً سرمه گون عصري چنين سزاي سيه پوشي ات نبود ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۹، پرينستون |
همچنان به شيوه سالهای گذشته راهمان ادامه خواهيم داد: ـ آگاه نمودن خلق ازمواضع ضد خلق! ـ ايجاد فضای دوستانه بين ديدگاههای مختلف در درون جبهه خلق ـ بدون هيچگونه گذشت و چشم پوشی درافشای مواضع گذشته و حال ضد خلق! ـ تسليم شانتاژ، تهديد ، توهين و ناسزا و۰۰۰ نخواهيم شد که اين شيوه"شاهان منحوس" و"شيخان ملعون" است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.