شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۶ فوريه ۲۰۱۰
محمدعلی اصفهانی
موج در موج است ميهن، سینه را دريا کنيم
آنچه بايد کرد را بگذار تا يکجا کنيم!
خاک ايران، پاک باد از اين کفن دزدان شوم
مشت تزوير و زر و زور و ريا را وا کنيم!
گور خود را می کنند امروز با دستان خويش
جمله شان را سرنگون در آن همين فردا کنيم!
آنچه پايين رفته بالا، آنچه بالا رفته پايين می کشيم
آن که بالا هست پايين، آن که پايين است را بالا کنيم!
بند ها را بگسليم از پای شيرانِ به بند
بندسازان را گرفته، بندشان بر پا کنيم!
سرْبريده بيم چه دارد به دل؟ سر؟ سر کجاست؟
از چه ترسانيدمان قدّاره بندان! از چه ما پروا کنيم؟
اعتياد و فقر و فحشا، خودکشی، آوارگی
سرنوشت ما نبود اين، نه! چه را امضا کنيم؟:
کاخ هاتان را به سر آوار می سازيم و بعد
در ميان خاک ها، طومارتان را تا کنيم!
بی ثمر شب خاک می پاشيد رو بر آسمان
از ستاره تا ستاره، راه را پيدا کنيم
راه ـ تنها راه ـ محو مطلق ننگ شماست
ننگتان را، باش، تا پاک از تن دنيا کنيم!
برای شنيدن اين شعر، با صدای شاعر، اينجا کليک کنيد!
همچنان به شيوه سالهای گذشته راهمان ادامه خواهيم داد: ـ آگاه نمودن خلق ازمواضع ضد خلق! ـ ايجاد فضای دوستانه بين ديدگاههای مختلف در درون جبهه خلق ـ بدون هيچگونه گذشت و چشم پوشی درافشای مواضع گذشته و حال ضد خلق! ـ تسليم شانتاژ، تهديد ، توهين و ناسزا و۰۰۰ نخواهيم شد که اين شيوه"شاهان منحوس" و"شيخان ملعون" است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.