۱۳۸۶ آذر ۱۵, پنجشنبه

دكتر محمد ملكی۱۶آذر روزِ برافراشته شدن پرچم مقاومت

دانشجویان، استادان و دانشگاهیان دكتر محمد ملكی
آذر ۱۳۸۶

با گرامی داشت روزِ ۱۶ آذر (روز دانشجو) و با الهام‌گیری از همة آنها كه در راه عدالت و آزادی در سنگر دانشگاه جان باختند تا پرچم مقاومت را در برابر هر نوع استبداد برافراشته نگه دارند برای آگاهی بیشتر دانشجویان و جوانان و همه كسانی كه وقایع آن روزها را شاهد و ناظر نبوده‌اند، 52 سال به عقب برمی‌گردیم تا با بازنگری تاریخ، واقعیت‌های یك مقاومت را به تحلیل بنشینیم و با تجربه‌آموزی از آن وقایع، چراغی سازیم برای بهتر دیدن راه آیندمان.
دو هفته پس از كودتا سازمان مخفی و نوبنیاد «نهضت مقاومت ملی» با شركت نمایندگان احزاب ملی و نمایندگان دانشگاه و بازار، تشكیل و اعضای كمیته مركزی را انتخاب كرد و ساختار تشكیلاتی نهضت را تدوین و به تصویب رساند، نهضت مقاومت ملی كه یكی از فعالترین كمیته‌های آن كمیته دانشگاه بود همراه با كمیته بازار مركز ثقل نیروی مقاومت در برابر رژیم كودتا بود و فعالترین نهاد سیاسی نهضت مقاومت به شمار می‌رفت «دانشگاه پس از كودتای مرداد 1332 تا انقلاب سالِ 1357 همواره پیشقراول مبارزات ملی باقی ماند و در سخت‌ترین دوران اختناق و سركوب به پیكار علیه رژیم دیكتاتوری شاه ادامه داد»
تاریخ سیاسی بیست و پنج سالة ایران

نهضت مقاومت ملّی تا پیش از حادثه 16 آذر دانشگاه تهران چند تظاهرات علیه دیكتاتوری را انجام داده بود كه اوج آن موجب حمله به دانشگاه تهران در 16 آذر 32 یعنی حدود 100 روز پس از كودتا و شهادت سه آذر اهورایی مصطفی بزرگ‌نیا، مهدی شریعت‌رضوی و احمد قندچی گردید با شهادت سه دانشجو و زخمی شدن ده‌ها دانشجوی دیگر پرچم مقاومت بر فراز سنگر آزادی به اهتزاز درآمد كه تا امروز در اهتزاز است. حال برای عبرت‌آموزی به جزئیات جریان می‌پردازیم.
یكی از هدفهای كودتای 28 مرداد 32 بازگرداندن جریان نفت ایران به غرب بود، بنابراین باید روابط سیاسی بین ایران و بریتانیا را كه در زمان نخست‌وزیری دكتر مصدق قطع شده بود دوباره تجدید كنند. نهضت مقاومت نیز قصد داشت صدای اعتراض مردم ایران را به گوش جهانیان برساند و تلاش انگلیس و آمریكا را، كه می‌خواستند این كار در یك محیط آرام صورت گیرد، خنثی نماید. اجرای این برنامه بعهدة كمیته هماهنگی و كمیته دانشگاه گذاشته شد.
با ورود دنیس رایت كاردار جدید انگلیس در ایران از روز 14 آذر 32 تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران آغاز شد. دانشجویان دانشكده‌های حقوق و علوم سیاسی، علوم، دندانپزشكی، فنی، پزشكی و داروسازی در دانشكده‌های خود تظاهرات پرشوری علیه رژیم كودتا و مقاصد و برنامه‌های آن برپا كردند. روز 15 آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه كشیده شد و مأموران انتظامی در هجوم به دانشجویان و زد و خورد با آنها شماری را مجروح و جمعی را دستگیر و زندانی كردند.
روز دوشنبه 16 آذر تعداد زیادتری از سربازان داخل دانشگاه شدند و پیش از ظهر آن روز بین دانشجویان دانشكده‌های حقوق و علوم و مأموران فرمانداری نظامی برخوردهایی روی داد ولی در دانشكدة فنی به دلیل حضور یكی از گروهبانها در سر كلاس برای دستگیری دانشجویانی كه شعار داده‌ بودند كار به خشونت كشید. دانشجویان با دیدن یك گروهبان در كلاس درس و مشاجره با استادشان كه به ورود او به محل درس اعتراض می‌كرد از كلاس بیرون می‌آیند و علیه حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض می‌كنند. در این هنگام نظامیان دانشجویان را تعقیب و در سرسرا و سالن دانشكده فنی آنها را هدفِ مسلسل‌های خود قرار می‌دهند. در نتیجه سه دانشجو شهید و عده‌ای نیز مجروح می‌شوند. در اینجا لازم می‌دانم برای روشن شدن عكس‌العمل یك رئیس دانشگاه انتخابی،در مقایسه با رؤسای انتصابی امروز دانشگاهها كه در مقابل دستگیریها و شكنجه نه تنها سكوت كه خود دانشجویان را معرفی و برای آنها پرونده سازی می کنند، قسمتهایی از خاطرات دكتر علی اكبر سیاسی رئیس دانشگاه تهران از خاطره 16 آذر را، كه در زمان ریاست او اتفاق افتاد، در اینجا نقل ‌كنم. او در خاطرات خود می‌نویسد:
روز 16 آذر هنگامی كه آنها (نظامیان) از جلوی دانشكدة فنی می‌گذشتند، چند دانشجو آنها را مسخره می‌كنند و گویا كلماتِ زننده‌ای بر زبان می‌رانند و به سرعت وارد دانشكده (فنی) می‌شوند، سربازان آنها را دنبال می‌كنند، در این هنگام زنگ دانشكده به صدا درمی‌آید و دانشجویان با سربازان روبرو و با آنها گلاویز می‌شوند، تیراندازی مفصلی صورت می‌گیرد و به سه دانشجو اصابت می‌كند و آنها را از پای درمی‌آورد گزارش كه به من رسید، بی‌درنگ با سپهبد زاهدی (نخست‌وزیر) تماس گرفتم و شدیداً اعتراض كردم و گفتم «با این حركاتِ وحشیانة مأمورینِ انتظامی شما من دیگر نمی توانم ادارة امور دانشگاه را عهده‌دار باشم» گفت «متأسف خواهم بود، دولت رأسا، از ادارة امور آنجا عاجز نخواهد ماند [...] فردای آن روز، در جلسة رؤسای دانشكده‌ها دو ساعت دربارة این جریان و خط‌مشی خود بحث كردیم. نخستین فكر این بود كه جمعاً استعفا دهیم، بعد دیدیم كه این كناره‌گیری نتیجة قطعی‌اش این خواهد بود كه آرزوی همیشگی دولتها برآورده خواهد شد، و استقلال دانشگاه را كه قریب دوازده سال در استقرار و استحكامش زحمت كشیده بودیم، از بین خواهد برد و یك نظامی یا یك غیرنظامی قلدر را به ریاست دانشگاه خواهند گماشت[...] در نتیجة این مذاكرات و ملاحظات تصمیم گرفته شد، سنگر را خالی نكنیم و به مقاومت بپردازیم»
«از شاه وقت خواستم و در نظر داشتم نسبت به عمل جنایتكارانة قوای انتظامی اعتراض كنم. شاه مجال نداد و به محض رسیدن من، دست پیش گرفت و گفت: «این چه دسته گلی است كه همكاران دانشكدة فنی شما به آب داده‌اند، چند صد دانشجو را به جان سه چهار نظامی انداخته‌اید كه این نتیجة نامطلوب را به بار آورد؟» گفتم: «معلوم می‌شود جریان را آن طور كه خواسته‌اند، ساخته و پرداخته، به عرض رسانده‌اند». شاه گفت: «به دروغ نگفته‌اند عقل هم حكم می‌كند كه جریان همین بوده است»[...] گفتم: «هرچه بوده، نتیجه‌اش این است كه سه خانواده عزادار شده‌اند و دانشگاهیان ناراحت و سوگوارند...»

دكتر علی‌اكبر سیاسی رئیس انتخابی دانشگاه موضوع را پی‌گیری می‌كند و جریان را در هیأت دولت تعقیب می‌نماید او چگونگی مذاكراتش را در جلسة هیأت دولت این گونه نقل كرده است.
«وزرا گوش تا گوش، دور میزی دراز، نشسته بودند. نخست‌وزیر (فضل‌الله زاهدی) به احترام من از جای برخاست، وزیران به او تأسی كردند[...] معلوم شد گفتگو دربارة دانشگاه است[...] نوبت به وزیر جنگ سپهبد (عبداله) هدایت رسید او با حدّت و شدّتی بیشتر به دانشگاه حمله كرد و در پایانِ سخنانش چنین نتیجه گرفت «اگر عضوی از اعضاء بدن فاسد شود آن را قطع می‌كنند تا بدن سالم بماند. دانشگاه را هم در صورت لزوم برای حفظ مملكت باید از بین برد و منحل كرد[...] به آرامی گفتم: نظر تیمسار وزیر جنگ قابل تأمل است؛ اولاً تشبیه دانشگاه به یك عضو بدن و امكان قطع احتمالی آن مانند عضو بدن صحیح نیست، این را «قیاسِ مع الفارق» می‌گویند. عضو بدن را كه قطع می‌كنند از خود مقاومت نشان نمی‌دهد و پس از قطع، جسمی می‌شود جامد بی‌جان و بی‌اثر، در صورتی كه دانشگاه كه از هزاران استاد و دانشجو و كارمند زنده و پویا تشكیل گردیده، اگر مورد حمله قرار گیرد به مقاومت خواهد پرداخت و از خود دفاع خواهد كرد و به فرض اینكه موقتاً خاموش گردد، آتشی خواهد شد زیر خاكستر كه سرانجام شعله‌ور خواهد گردید[...] البته دیدها مختلف است هر كس از زاویه مخصوص، احساسات و افكار و ارزشیابی‌های خود به امور می‌نگرد و به قضاوت می‌پردازد[...] فردای آن روز، مأمورین انتظامی كه پس از سقوط مصدق در دانشگاه راه یافته بودند آنجا را ترك كردند»
دكتر علی‌اكبر سیاسی؛ گزارش یك زندگی، صفحات 234ـ238

خبر تظاهرات 16 آذر و كشته شدن سه دانشجو به سرعت در سراسر جهان انتشار یافت و بسیاری از دانشگاههای اروپا و آمریكا با دانشگاه تهران ابراز همدردی كردند. در مراسم برگزاری سومین روز شهادت دانشجویان، ده‌ها هزار تن از مردم تهران و شهرستانها بر سر مزار آنها در امامزاده عبدالله گرد آمدند. تلاش مأمورانِ انتظامی برای جلوگیری از حركت دسته‌جمعی هزاران دانشجو به شهر ری با شكست مواجه شد و دانشجویان مراسم وداع با یاران شهید خود را همراه با شعارهای ضداستبدادی باشكوه فراوان برگزار كردند و در اعتراض به جنایات رژیم مدت پانزده روز از شركت در كلاسهای درس خودداری نمودند.
حادثه 16 آذر 32 به عنوان یك روز «مقاومت تاریخی» در تاریخ دانشگاه تهران ثبت شد. از آن پس همه ساله به رغم كوشش رژیم و ساواك، دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههای ایران مراسم و تظاهراتی به یاد شهیدان آن روز بر پا كرده‌اند كه تا امروز ادامه دارد و 16 آذر نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ملت ایران و مقاومت دانشجویان و دانشگاهیان در برابر ظلم و ستم حكومت‌كنندگان اعم از شاه و شیخ شناخته شده است. تظاهرات دانشجویان كه از روز 14 آذر آغاز شد در اعتراض به چند واقعة مهم روز بود: 1ـ محاكمة دكتر مصدق در دادگاه نظامی 2ـ برقراری مناسبات سیاسی بین ایران و انگلیس 3ـ زمزمه تشكیل كنسرسیوم نفت برای چپاول ثروت ملی. دانشجویان كه هیچ حادثه‌ای از نظرشان مخفی نمی‌توانست باشد رسالت خود می‌دانستند كه در دفاع از آزادی و عدالت و استقلال مملكت در برابر رژیم ایستادگی و مقاومت كنند.



دانشجویان، استادان، دانشگاهیان
آن گونه كه ملاحظه فرمودید وقتی چند ماه پس از كودتا و در شرایطی كه نظام شاهی مست بادة پیروزی ا‌ست و كثیری از ازادیخواهان را به بند كشیده و حكومت نظامیان بر پا كرده و نفس را در سینه‌ها حبس نموده و یك نظامی قلدر (سپهبد زاهدی) را در مقام نخست‌وزیری گمارده و قدرت‌های سلطه‌گر را در پشت خود دارد و جنایت 16 آذر را آفریده در چنین شرایطی یك رئیس دانشگاه منتخب استادان (انتخابی) در دفاع از دانشگاه و دانشگاهیان در برابر رژیم می‌ایستد تا نظامیان را از ورود به صحن مقدسِ دانشگاه منع كند. اگر او چنین می‌كند از آن روست كه نه منصوب حاكمیت كه منتخب استادان است و پشت‌گرمی او نه رژیم كه دانشگاهیان هستند و این صحنه را ما باز در زمان ریاست دكتر فرهاد شاهدیم وقتی روز اوّل بهمن ماه 1340 دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به تعطیل مجلس به كلاسهای درس نرفتند و با برپایی تظاهرات خواستار كناره‌گیری دولت دكتر امینی شدند، شاه كه در انتظار فرصت بود تا زهرچشمی از دانشجویان بگیرد دستور حمله به دانشگاه و سركوبی دانشجویان را صادر كرد؛ كماندوها به فرماندهی سروان منوچهر خسروداد، به دانشگاه یورش بردند و در تعقیب دانشجویان تا كلاسهای درس رفتند و عدة زیادی از دانشجویان، دختر و پسر را مضروب و مجروح نموده چند تن از استادان را نیز كتك زدند، وسایل و دستگاههای علمی آزمایشگاههای دانشكدة پزشكی را شكستند و حتی كتابها را در كتابخانه‌ها پاره كردند. آمار مجروحان این یورش به بیش از 600 تن رسید. دكتر فرهاد رئیس انتخابی دانشگاه تهران طی اعلامیه ای این حمله وحشیانه را محكوم كرد و از ریاست دانشگاه استعفا داد.
متن اعلامیه دكتر فرهاد اینگونه بوده است:
«امروز یكشنبه اوّل بهمن ماه ساعت یازده و ربع، عده‌ای نظامی، بدون آنكه اتفاقی مداخله آنان را ایجاب نماید به محوطة دانشگاه وارد شده و جمعی از دانشجویان را مضروب و مجروح نموده‌اند. دانشگاه نسبت به این عمل رسماً اعتراض و تقاضای رسیدگی و تعقیب مرتكبین و مجازات آنان را از دولت نموده است و مادامی كه نتیجه رسیدگی به دانشگاه اعلام نشود، این جانب و رؤسای دانشكده‌ها از ادامة خدمت در دانشگاه معذور خواهیم بود».
رئیس دانشگاه تهران ـ دكتر فرهاد

دكتر فرهاد و شورای عالی دانشگاه كه مركب از رؤسا و نمایندگان انتخابی دانشكده‌ها بودند در جریان دستگیری صدها دانشجو و انتقال آنها به زندان قزل‌قلعه هم (نویسنده نیز از جمله دانشجویانی بودم كه در این جریان به زندان انفرادی قزل‌قلعه افتادم) بسیار فعال بودند و تا آزادی همة دانشجویان زندانی از پای ننشستند. شاه كه می‌خواست با مطرح كردن «انقلاب سفید» و اصلاحات ارضی پایه‌های حكومت خود را تثبیت كند با عكس‌العمل تند دانشجویان روبرو شد تا آنجا كه دانشجویان پارچه نوشته‌ای سر در دانشگاه تهران نصب كردند كه این جملة معروف و تاریخی در آن آمده بود «اصلاحات آری، دیكتاتوری نه». پس از آنكه شاه سعی كرد بار دیگر فضای سیاسی ایران را به فضای استبدادی كامل تبدیل نماید و حوادثی نظیر 15 خرداد 42 پیش آمد باز در تمام مبارزات ضد دیكتاتوری دانشجویان و دانشگاهیان در صف مقدم جبهه تلاش می‌كردند و هزینه می‌پرداختند. بالاخره این دانشجویان و استادان بودند كه با انتخاب راه مبارزه مسلحانه و مقاومت و ایستادگی در برابر استبداد شاه، راه را برای تغییر نظام هموار كردند و پرچم مبارزه را با خون خود در سنگر آزادی در اهتزاز نگه داشتند و در این مبارزه یك لحظه از پای ننشستند.

دانشجویان، استادان و دانشگاهیان
پس از انقلاب ضد سلطنتی باز این دانشگاهیان بودند كه با الهام از فاجعة 16 آذر و به خاطر حفظ «سنگر آزادی» آن همه ایثار و فداكاری نشان دادند و نگذاشتند حتی در سخت‌ترین شرایط پرچمی كه روز 16 آذر برافروخته شده بود بر زمین افتد.
پس از پیروزی انقلاب و تشكیل شوراهای هماهنگی در دانشگاههای كشور و به دست گرفتن ادارة دانشگاه‌ها به وسیلة نمایندگان منتخب استادان، دانشجویان و كارمندان، تلاش و توطئه برای درهم كوبیدنِ «سنگر آزادی» شروع شد كه شرح ماجرا را در نوشته‌های قبلی توضیح داده‌ام. امروز روشن شده است كه پس از تشكیل دفتر تحكیم وحدت مركب از انجمن‌های اسلامی زیر حمایت رژیم، این تشكل دو شقه می‌شود. یك گروه تمایل به تسخیر سفارت آمریكا و گروه دیگر با این استدلال كه اگر قرار است سفارتی تسخیر شود، سفارت شوروی باید باشد، چون آنها ماركسیست و ضدخدا هستند. این گروه برای اینكه از تسخیركنندگان سفارت عقب نیافتند به فكر تسلط بر دانشگاهها از طریق انقلاب فرهنگی افتادند. یكی از مدافعان سرسخت این جریان محمود احمدی‌نژاد بود و این جماعت كاری را كه پس از جنایت 16 آذر 32 وزیر جنگ دولت سپهبد زاهدی می‌خواست انجام دهد زیرا معتقد بود «دانشگاه را هم در صورتِ لزوم برای حفظ مملكت باید از بین برد و منحل كرد» ولی به دلیل مقاومت دانشجویان و استادان، شاه و دولتِ برگزیدة او موفق نشد، بعد از 27 سال(در سال 59) آقای احمدی‌نژاد و دوستانش با گرفتن چراغ سبز از نظام ولایی توانستند در دانشگاهها را به روی دانشجویان ببندند و برای چند سالی بر آن مسلط شوند.( مراجعه كنید به مجله شهروند 13 آبان 86 مصاحبه با تقی رحمانی، باقر علائی، عباس عبدی و محمدعلی سیدنژاد). اما دانشجویان و استادان با مقاومت و ایستادگی حیرت‌انگیز و با هدیه كردن هزاران شهید و زندانی و شكنجه شده در پای آرمان آزادی و عدالت و مبارزه با استبداد و خودكامگی هرگز اجازه ندادند پرچمی كه قهرمانان 16 آذر 32 برافراشتند بر زمین افتد. و دیدیم چگونه نهالی كه در 16 آذر 32 كاشته شد به بار نشست و 18 تیر 78 بار دیگر از سنگر آزادی فریاد مرگ بر دیكتاتوری برخواست كه تا امروز ادامه دارد و دانشجویان و استادان دانشگاههای كشور هزینه آن را می‌پردازند و به مقاومت ادامه می‌دهند. امروز استادان و دانشجویان با تمام وجود آثار تلخ تسلط حكومت بر دانشگاهها و از بین رفتن استقلال محیطهای علمی را احساس می‌كنند زیرا رؤسا و مسئولان انتصابی هرگز نمی‌توانند یا نمی‌خواهند از حقوق دانشجو و استاد دفاع كنند و نگذارند به حریم دانشگاهها تجاوز شود. دانشجو آرمانخواه است و مدافع آزادی و عدالت و این خصلت دانشجویی است، تا دانشگاه هست مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی و دیكتاتوری ادامه دارد.

دانشجویان و استادان ، عزیزانم
شما وارث 70 سال مبارزة دانشجویی هستید این امانتی است بسیار گرانبها كه امروز در دستان شماست. آن را پاس بدارید آن گونه كه در این سالها با فداكاری بسیار در تمامی صحنه‌ها و تحولات كشورمان حضور داشته و نقش پیشتاز داشته‌اید. امروز ملت از شما توقع دارد كه با آگاه‌سازی قشرهای مختلف جامعه با همبستگی و یك‌دلی با گروههای اجتماعی دیگر رسالت خود را در این برهه بسیار حساس از تاریخ كشورمان انجام دهید و ثابت كنید كه ادامه‌دهندگان راستین مبارزه به خاطر آزادی و عدالت هستید و پرچمی را كه در 16 آذر 32 به اهتزاز درآمد به بهترین نحو پاسداری می‌كنید.

چه باید كرد؟
ده سال اخیر كه از سال 76 آغاز شد درسهای بسیاری به ما آموخت، آموخت كه شعارهای محمد خاتمی (دموكراسی، مردم‌گرایی، قانونمداری و جامعة مدنی) و شعارهای احمدی‌نژاد (عدالت و مهرورزی) در حكومت دینی تا چه اندازه غیرعملی و دور از واقعیت است. اگر برنامه‌های اعلام شده از سوی خاتمی منجر به حادثة 18 تیر 78 شد و در پی آن دستگیری و شكنجه تعداد زیادی از دانشجویان، امروز مهرورزی و عدالت‌خواهی احمدی‌نژاد را با مردم و بویژه دانشجویان و استادان و زنان و روزنامه‌نگاران و كارگران و معلمان و اقوام ایرانی و دیگر قشرهای جامعه شاهدیم. دوستان شما در زندانها در سخت‌ترین شرایط قرار دارند و به جای «مهر»، خشم و كینه و انتقام به آنها هدیه می‌شود و به جای عدالت و پول نفت، فقر و بیكاری، اعتیاد، فساد و اختلاف طبقاتی وحشتناك.
حوادث دانشگاههای پلی‌تكنیك، علامه، دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه‌ها به ما آموخت كه پس از گذشت 30 سال نسلی كه هیچگونه نقشی در برپایی نظام فعلی نداشته باید خود سرنوشتِ خویش را بدست گیرد. دانشجویان و نسل جوان ما باید تمام تلاش خود را در جهت این خواست متمركز كنند كه برای عبور از شرایط بحرانی و خطرناك امروز، ضمن مخالفت با هر نوع بهانه‌ دادن برای حمله و تجاوز به سرزمین ایران، شرایط یك همه‌پرسی برای تعیین تكلیف قانون اساسی و نظام فراهم گردد، كه پیش شرط‌های آن بارها اعلام شده است. اروپا و آمریكا باید از این موش و گربه بازی دست بردارند و سازمانهای بین‌المللی حقوقِ بشری فشارهای خود را متمركز در انجام یك انتخابات آزاد در ایران كنند كه در آن صورت و با ایجاد حكومتِ مردم بر مردم، بسیاری از مشكلات حل خواهد شد و دانشگاه و دانشجویان در تحقق این امر باید پرچمدار باشند. از دانشگاهیان جز مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم و بی‌عدالتی و استبداد و برافراشته نگه داشتن پرچمی كه سه آذر اهورایی روز 16 آذر 1332 در سنگر دانشگاه به اهتزاز در آوردند، توقعی نیست.
و این شعار شهدای «روز دانشجو» كه فریاد كردند مرگ بر دیكتاتوری، زنده باد آزادی را هرگز از یاد نبریم.
پیروز باشید

گزارش لحظه به لحظه"آوای دانشگاه" از تجمع 13 آذر در مقابل دانشکده فنی

1)http://avayedaneshgah.blogfa.com/post-208.aspx

لحظه به لحظه ۱۶آذر در دانشگاه تهران،


لحظه به لحظه ۱۶آذر در دانشگاه تهران،
دانشکده حقوق همراه با تصویر
آوای دانشگاه
در سايت ببينيد : آوای دانشگاه
از ساعات ابتدایی صبح تا ساعت 11
بعد از فراخوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب( وبلاگ آزادی و برابری+) و همچنین "چپ کارگری دانشگاه های ایران"( فراخوان+ بیانیه+) مبنی بر برگزاری تجمع و مراسم روز دانشجو در روز سه شنبه 13 آذر ساعت 12 در مقابل دانشکده فنی! موج گسترده ای از احضار ها و بازداشت ها و ربودن های فعالان دانشجویی که اکثرا گرایشات چپ گرایانه دارند آغاز شد. در همین راستا تا صبح امروز دست کم 20 تن از فعالان دانشجویی بازداشت شده اند.
از صبح امروز نیز در اطراف دانشگاه تهران تدابیر امنیتی شدیدی اتخاذ شده است. در تمام درب های ورودی نیرو های حراست به شدت مشغول کنترل رفت و آمد های دانشجویان هستند و کارت دانشجویی و عکس آن را با چهره تک تک دانشجویان تطبیق می دهند. همچنین از درون دانشگاه گزارش می رسد که جو تا حدی امنیتی است. در حدود ساعت 10 صبح امروز گزارش مبنی بر بروز درگیر مختصر بین حراست و تعدادی از دانشجویانی که قصد ورود به دانشگاه را داشتند،رسید.
با وجود تمام این سرکوب ها و اتخاذ تدابیر شدید امنیتی دانشجویان بر عزم خود برای برگزاری مراسم و تجمع روز دانشجو استوار هستند و در دانشگاه تراکت ها ی تجمع را پخش می کنند و پوستر ها فراخوان این تجمع را بر در و دیوار می چسبانند و در گفت و گو های رودررو از دانشجویان دعوت می کنند با شرکت در تجمع به حمایت از دانشجویان بازاشت شده بپردازند. دانشجویان در تدارک آغاز تجمع هستند.
از ساعت ۱۱ تا ۱۲
فضای دانشگاه تهران شدیدا امنیتی است. تمام درب های ورودی کنترل می شود. از ورود دانشجویان دیگر دانشگاه های تهران جلوگیری می شود. تعدادی از دانشجویانی که از دیگر دانشگاه های تهران و بعضا از برخی شهرستان ها آمده اند پشت درب های دانشگاه گرفتار شده اند.
دانشجویان در جو شدید امنیتی مشغول تهیه پلاکارد ها و بیانیه ها و تدارک شروع تجمع هستند که هر لحظه بین دانشجویان و ماموران امنیتی و حراست تنش هایی صورت می گیرد. بنا به گزارشات رسده به "آوای دانشگاه" برخی از فعالان دانشجویی به وسیله حراست دانشگاه تهران بازداشت شده اند و به دفتر مرکزی حراست دانشگاه تهران منتقل گردیده اند. همچنین بیم آن می رود که با هماهنگی های صورت گرفته بین حراست و نیرو های امنیتی خارج دانشگاه، دانشجویان بازداشت شده به نیرو های امنیتی تحویل داده شوند.
با تمام این وجود دانشجویان سعی در برگزاری تجمع دارند. اما بیم آن می رود که با بازداشت های گسترده وادامه سرکوب و بازداشت فعالان دانشجویی هر لحظه بر تعداد فعالان دانشجویی چپ بازداشت شده افزوده شود.
متاسفانه تمام ارتباطات موبایل و تماس های دیگر از درون دانشگاه قطع شده است . در صورت دریافت خبر سریعاً منتشر خواهیم کرد.
از ساعت 12 تا 12:30
خبرهای رسیده از مقابل دانشکده فنی حاکیست که علیرغم تدابیر شدید امنیتی و انتظامی تعداد زیادی از دانشجویان گرد هم آمده و مشغول سخنرانی می باشند. گزارشگران سلام دمکرات خبر می دهند که به علت جو نظامی موجود و پرهیز از درگیری و دادن بازداشتی بیشتر دانشجویان از بالا بردن پلاکارد و دادن شعار تا این لحظه خودداری کرده اند.
گزارشگران ما همچنین از دشواری انتقال خبر گفته و حساسیت شدید نیروهای سرکوبگر حاضر به مکالمات تلفنی شان را گوشزد کرده اند و معتقدند که در صورت طولانی شدن این مکالمات احتمال شناسایی و بازداشت شان می رود.
12:30 تا 1:00 بعداز ظهر
طبق آخرین گزارشات تعداد شرکت کنندگان در این تجمع تا کنون به 600 نفر رسیده است. همچنین دانشجویان موفق شده اند تا پلاکاردهایی به حمایت از جنبش کارگری بالا ببرند. سخنران اول بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را قرائت کرده است و سایتی را که پیوند دهنده ی مخالفان جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران در سراسر جهان می باشد، معرفی نموده است. سخنران دوم توجه خود را به معضلات جنبش دانشجویی و جو سرکوب فعالان دانشجویی و لزوم پیوند این جنبش با دیگر جنبش های اجتماعی اختصاص داده و خواهان تشکیل تشکلات مستقل دانشجویی در پیوند با خواست های توده ی دانشجویان و آزادی فوری دستگیر شدگان کلیه جنبش های اجتماعی بخصوص فعالین کارگری و دانشجویان چپ شده است. سخنرانان بعدی نیز به افشاء سیاست سرکوب حکومتی و مقاومت جنبش دانشجویی پرداخته اند.
خبرهای آوای دانشگاه
از ساعت ۱۲ تا ۱۳
در ادامه موج بازداشت گسترده دانشجویان و فعالان چپ موج این بازداشت ها به درون دانشگاه نیز رسید. در حدود ساعت ۱۲ و در حین آغاز تدارک شروع تجمع چند تن دیگر از دنشجویان در درون دانشگاه بازداشت شدند. که تاکنون نام ۳ تن از آنان( حسین بابایی، روزبه فقیهی، کریم آسایش ) به دست "آوای دانشگاه" رسیده است.
با توجه به جو سرکوب و بازداشت گسترده دانشجویان امکان خبر رسانی به سختی از درون دانشگاه ممکن است. با این وجود اخبار تایید نشده ای حاکی از آن است که جمعی از دانشجویان توانسته اند در مقابل دانشکده فنی تجمع کنند و بیانیه بخوانند و نام دانشجویان بازداشت شده را اعلام کنند. همین اخبار تایید نشده حکایت از آن دارد که احتمالا دانشجویان دیگری نیز به این جمع افزوده خواهند شد.
از ساعت 1:00 تا 2:00 بعداز ظهر
پس از پایان سخنرانی ها دانشجویان پلاکاردهای سرخ خود را بالا گرفته و با فریاد شعارهای مطالباتی خود به سمت سر در دانشگاه به راه افتادند. بر روی پلاکاردها شعارهای "جنبش دانشجویی از جنبش کارگری حمایت می کند"، "جنبش دانشجویی متحد جنبش زنان و جنبش کارگری"، " No War" ، "ما با هرگونه دخالت خارجی مخالفیم" نقش بسته بود و شعارهای ایشان عبارت بود از:" دانشجو، دانشجو، حمایت! حمایت!"، "دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد"، "مرگ بر دیکتاتور"، "آزادی، مساوات، تحریم انتخابات".
سپس دانشجویان معترض در حال خواندن سرود "سرمای زمستون" به سر دانشگاه رسیده و با نیروهای انتظامی روبرو می گردند که با حائل قرار دادن اتوبوس ها دید مردم را به دانشگاه مسدود ساخته بودند. دانشجویان پس از چند دقیقه شعار دادن پلاکاردهای خود را به نرده های دانشگاه وصل کرده و با دادن شعار "آزادی، مساوات، تحریم انتخابات" به گردهمآیی خود پایان می دهند.
همچنین خبرهای رسیده حاکیست که بازداشت شدگان توسط حراست دانشگاه از جمله حسین بابایی، روزبه فقیهی، کریم آسایش آزاد گشته اند. اما از آقای روزبهان امیری که همراه ایشان در بازداشت بوده است خبری در دست نیست.

قربانی بمبهای خوشه ای آمریکا



برای نوروزبه پارک می رفتیم،بسته ی زیبایی را پیداکردم فکر کردم موادغذایی است بازکردم..همه چیزسیاه شد
يك قرباني بمب خوشه‌اي: آمريكا از اين نوع بمبها بر سر ما مي‌ريزدوين، ‪۸۶/۰۹/۱۵‬ ایرنا: بمب‌هاي خوشه‌اي. افغانستان يك جوان شانزده ساله افغان كه قرباني بمبهاي خوشه‌اي شده است روز پنجشنبه گفت كه وي با انفجار يك بمب خوشه‌اي هديه شده از سوي ارتش آمريكا دو پا و انگشتان يك دست خود را از دست داده است. "سورج صديقي" كه به عنوان يك شاهد عيني در كنفرانس بين‌المللي منع استفاده از بمبهاي خوشه‌اي به وين سفر كرده‌است در گفت وگو با ايرنا افزود: من به هنگام اين حادثه ‪ ۱۰‬ساله بودم و به همراه عمويم و بچه‌هايش هنگام تعطيلات نوروز به پارك مي‌رفتيم كه در بين راه چشمم به يك بسته زردرنگ زيبا افتاد، با فكر اينكه حاوي موادغذايي است، با خوشحالي آن را باز كردم كه ناگهان همه چيز سياه و تاريك شد. سورج كه اهل هرات است مي‌گويد، براثر اين انفجار عمويش كشته شد و دو تن از پسر عموهايش نيز بشدت مجروح شدند. وي در ادامه سخنانش و با لبخند تلخي مي‌افزايد: اول من را به سردخانه برده بودند زيرا پزشك به اين نتيجه رسيده بود كه من كشته شده‌ام اما با ديدن علائم حيات مرا از مرگ نجات دادند. سورج در ادامه اين گفت وگو افزود: اين بمب‌هاي خوشه‌اي از نوع ‪blu97‬ است كه توسط آمريكاييان بر روي بخش‌هاي مختلف كشور ما ريخته مي‌شود. وي در پاسخ به‌اين سوال كه چرااين بسته را باز كرده‌است، گفت: آمريكايي ها اين بمب‌ها را براي طالبان مي‌فرستند و ما نمي‌توانيم تشخيص بدهيم كه چه چيزي در آن است. وي تاكيد كرد كه آمريكايي‌ها از اين بمب‌ها در مناطقي كه با طالبان مي‌جنگند به طور وسيعي استفاده مي‌كنند و مردم نيز نمي‌توانند بين آن با اشياء ديگر، تفاوت قايل شوند. به گفته سورج بيمارستان‌هاي افغانستان آكنده از قربانيان بمب‌هاي خوشه‌اي است و هر ولايت اين كشور به سهم خود با اين مشكل مواجه است. وي مي‌گويد كه تنها خواسته‌اش "به عنوان يك قرباني بمب خوشه‌اي" اين است كه "همه كشورها به پيمان نامه‌هاي بين‌المللي در اين زمينه" ملحق شوند. وي همچنين مي‌گويد كه علاوه بر ارايه درمانهاي فوري و مدوام به قربانيان بمبهاي خوشه‌اي، توان بخشي فيزيكي و حمايت‌هاي رواني و اجتماعي از مهمترين مواردي است كه مي‌تواند به فرد آسيب ديده در رويارويي بااين مشكل كمك كند. نتايج يك تحقيق نيز كه در كنفرانس منتشر شده نشان مي‌دهد كه فقط در سال ‪ ۲۰۰۶‬ميلادي ‪ ۱۷‬درصد از مردم افغانستان قرباني اين گونه هديه‌هاي آمريكا و نيز مينهاي زميني شده‌اند.

دنیای ما: بر طبق آمار، بیشترین قربانیان بمب های خوشه ای (Cluster Bombs) کودکان هستند.درافغانستان کودکان میان 14-5 سال بیشترین قربانیان بمب های کلاستر هستند
1)http://www.geocities.com/kabuli.geo/salis.htm
2)http://www.geocities.com/kabuli.geo/banner.htm



۱۳۸۶ آذر ۱۴, چهارشنبه

برآورد جاسوسي ملي آمريكا از برنامه هسته‌اي ايران



نوامبر 2007 دفتر مدير اطلاعات ملي مدير اطلاعات ملي به عنوان رئيس جامعه اطلاعاتي عمل مي‌كند و اجراي برنامه اطلاعات ملي را مديريت و نظارت كرده و به عنوان مشاور اصلي رئيس جمهور، شوراي امنيت ملي و شوراي امنيت داخلي در امور اطلاعاتي عمل مي‌كند. دفتر مدير اطلاعات ملي مسئوليت‌هاي زير را به عهده دارد: 0 يكپارچه كردن ابعاد خارجي و داخلي اطلاعات آمريكا به منظور آنكه هيچ اختلافي در درك ما از تهديدها عليه امنيت مليمان نباشد؛ 0 ايجاد عمق و صحت بيشتر در تحليل‌هاي اطلاعاتي؛ و 0 اطمينان از اينكه منابع اطلاعاتي آمريكا نشان‌دهنده توان آينده و نتايج كنوني باشد. شوراي اطلاعات ملي شوراي اطلاعات ملي از زمان ايجاد در سال 1973 به عنوان پلي بين جوامع سياسي و اطلاعاتي و منبع اطلاعات عميق حقيقي درباره مسائل مهم امنيت ملي و نقطه مركزي همكاري جامعه اطلاعاتي عمل كرده است. هدف اصلي شوراي اطلاعات ملي آمريكا فراهم كردن بهترين، غيرمتعصبانه‌ترين و صريح‌ترين اطلاعات براي سياستگذاران بدون توجه به اينكه آيا قضاوت‌هاي تحليلي با سياست آمريكا هم‌خواني دارد يا خير، است. عملكردهاي اوليه اين شورا عبارتند از: 0 حمايت از مديريت اطلاعات ملي در نقش خود به عنوان مشاور اصلي امنيتي رئيس جمهوري و ديگر سياستگذاران ارشد. 0 رهبري تلاش جامعه اطلاعاتي براي توليد ارزيابي‌هاي اطلاعاتي و ديگر محصولات شوراي اطلاعات ملي كه شامل نگراني‌هاي امنيت ملي مهم مي‌شود. 0 ايجاد نقطه‌اي مركزي براي سياستگذاران، مخالفان جنگ و رهبران كنگره به منظور ارائه پاسخ‌هايي براي سوالات مهم در جامعه اطلاعاتي. 0 دسترسي به كارشناسان غيردولتي در بخش‌هاي دانشگاهي و خصوصي و استفاده از تحليل‌هاي جايگزين و ابزارهاي جديد تحليلي براي گستردگي و تعميق چشم‌انداز جامعه اطلاعاتي. ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي و روند آن ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي معتبرترين قضاوت‌هاي مكتوب جامعه اطلاعاتي درباره مسائل امنيت ملي است و به منظور كمك به رهبران غيرنظامي و نظامي آمريكا براي تدوين سياست‌هايي به منظور حفاظت از منافع امنيت ملي آمريكا طراحي مي‌شود. ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي معمولا اطلاعاتي را درباره وضعيت كنوني مسائل ارائه مي‌دهد و ارزيابي اوليه‌اي است كه آنها به وسيله آن قضاوت‌هايي درباره احتمال حوادث آينده و تشخيص پيچيدگي‌هاي سياست آمريكا انجام مي‌دهند. ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي آمريكا به طور نمونه از سوي سياستگذاران ارشد نظامي و غيرنظامي و رهبران كنگره درخواست شده و از سوي شوراي اطلاعات ملي تهيه مي‌شود. پيش از آنكه پيش‌نويس ارزيابي اطلاعات ملي تهيه شود، شوراي اطلاعات ملي مسئول فراهم كردن برگه‌اي مفهومي يا فهرست منابع و انتشار آن از طريق جامعه اطلاعاتي براي اظهارنظر است. فهرست منابع سوالات اصلي ارزيابي‌شده را تعريف كرده، درباره مسئوليت‌هاي پيش‌نويس‌شده تصميم مي‌گيرد و برنامه كاري انتشار و تهيه پيش‌نويس را فراهم مي‌كند. يك يا دو تحليل‌گر شوراي اطلاعاتي معمولا مسئول نوشتن متن اوليه هستند. شوراي اطلاعات ملي پس از آن به منظور بررسي اين پيش‌نويس پيش از آنكه در سطح گسترده‌تر شوراي اطلاعاتي منتشر شود، ديدار مي‌كند. نمايندگان آژانس‌هاي مربوطه شوراي اطلاعات به منظور هماهنگي خط به خط متن كامل ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي ديدار مي‌كنند. گزارشگراني كه با آژانس‌هاي خود كار مي‌كنند همچنين سطح اعتمادي كه به هر قضاوت اصلي دارند را تعيين مي‌كنند. گزارشگران شوراي اطلاعاتي درباره كيفيت منابع و جمع‌آوري‌كنندگان و منابع نيروهاي باتجربه سرويس مخفي اطلاعاتي مورد استفاده، براي اطمينان از اينكه اين پيش‌نويس شامل اطلاعات مورد سوال جدي نباشد، بحث مي‌كند. همه ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي از سوي هيات اطلاعات ملي كه رياست آن را مديريت اطلاعات ملي به عهده دارد و شامل روساي آژانس‌هاي شوراي اطلاعاتي مي‌شود، مورد بررسي قرار مي‌گيرد. هنگامي كه اين اطلاعات از سوي هيات اطلاعات ملي تاييد شد، ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي به اطلاع رئيس جمهور و سياستگذاران ارشد مي‌رسد. كل روند توليد ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي معمولا دستكم چند ماه طول مي‌كشد. شوراي اطلاعات ملي گام‌هايي را به منظور بهبود روند ارزيابي اطلاعات ملي تحت مديريت اطلاعات ملي برداشته است. اين گام‌ها در هماهنگي با اهداف و توصيه‌هاي گزارشات كميسيون عدم گسترش تسليحات و اصلاحات اطلاعاتي 2004 و پيمان جلوگيري از تروريسم انجام مي‌شود. گفتني است در يك سال و نيم گذشته شوراي اطلاعاتي اقدامات زير را انجام داده است: 0 روش‌هاي جديدي را براي جمع‌آوري ارزيابي‌هاي رسمي گزارشات منابع و قضاوت‌هاي فني ايجاد كرده است. مديران سرويس مخفي ملي، انجمن ملي فرمانداران، سازمان امنيت ملي و سازمان اطلاعات دفاعي و مشاور وزير/INR لازم است ارزيابي‌هاي رسمي را ارائه دهند كه نشان‌دهنده اعتبار كلي، ضعف و قوت منابع مورد استفاده آنها در قضاوت‌هاي مهم ارزيابي اطلاعات ملي است. 0 معيارهاي قوي‌تري را اتخاذ كرده است. كتابچه‌اي را به همه ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي پيوست كرده كه توضيح مي‌دهد عباراتي مانند «ما قضاوت مي‌كنيم» چيست و تفاوت بين قضاوت‌ها و اطمينان به يك مسئله را نشان مي‌دهد. ما تلاش منسجمي نه تنها براي نشان‌ دادن اختلافات ميان سازمان‌ها انجام داده‌ايم بلكه تلاش كرديم دلايل اين اختلافات را توضيح دهيم و آن را در قضاوت‌هاي اصلي خود استفاده كنيم. يادداشت اين ارزيابي اطلاعات ملي به ارزيابي وضعيت برنامه هسته‌اي ايران و وضعيت آن در 10 سال آينده مي‌پردازد. اين چارچوب زماني براي ارزيابي توان مناسب‌تر از مقاصد و واكنش‌هاي خارجي است كه ارزيابي آنها در طول يك دهه دشوارتر است. ارزيابي اطلاعات ملي در ارائه ارزيابي جامعه اطلاعاتي از مقاصد و توان هسته‌اي ايران همه اطلاعات موجود درباره اين مسائل را به دقت بررسي كرده، تعداد سناريوهاي منطقي منطبق با اين اطلاعات را مد نظر قرار داده و عوامل اصلي كه ما قضاوت مي‌كنيم منجر يا مانع پيشرفت هسته‌اي در ايران مي‌شود را توصيف كرده است. اين ارزيابي اطلاعات ملي بازنگري گسترده‌اي از مسائل در ارزيابي ماه مه 2005 است. اين ارزيابي بر مسائل اصلي زير تمركز دارد: 0 مقاصد ايران از دستيابي به تسليحات هسته‌اي چيست؟ 0 چه عوامل داخلي بر تصميم‌گيريهاي ايران درباره توليد تسليحات هسته‌اي تاثير مي‌گذارد؟ 0 ميزان اقدامات بالقوه ايران درباره توليد تسليحات هسته‌اي و عوامل تعيين‌كننده‌اي كه منجر به انتخاب يك راه خاص از سوي ايران مي‌شود، چيست؟ 0 توان كنوني برنامه‌ريزي شده و كنوني ايران براي توليد تسليحات هسته‌اي چيست؟ فرضيه‌هاي اصلي ما و نقاط آسيب‌پذير اصلي ايران چيست؟ اين ارزيابي اطلاعات ملي اينگونه فرض نمي‌كند كه ايران قصد دستيابي به تسليحات هسته‌اي را دارد و تنها به ارزيابي اطلاعات براي تخمين توان ايران و تمايل آن براي دستيابي به تسليحات هسته‌اي با در نظر گرفتن چرخه سوخت اورانيومي با استفاده دوگانه ايران و آن فعاليت‌هاي هسته‌اي كه دستكم در بخش‌هايي ماهيت غيرنظامي دارند، مي‌پردازد. اين ارزيابي بر اين فرض نيست كه اهداف راهبردي و ساختار اصلي رهبري ارشد ايران و دولت آن مشابه زماني باقي مانده كه از زمان درگذشت آيت‌الله خميني در سال 1989 بوده است. ما احتمال اين تغيير در جريان چارچوب زماني اين ارزيابي را اعلام مي‌كنيم اما نمي‌توانيم با اطمينان اين تغييرات يا پيچيدگي‌هاي آن را پيش‌بيني كنيم. اين ارزيابي تخمين نمي‌زند ايران چگونه ممكن است مذاكرات آينده با غرب درباره مسئله هسته‌ايش را انجام دهد. اين ارزيابي گزارش اطلاعاتي موجود تا 31 اكتبر 2007 را بررسي مي‌كند.منظور ما چيست هنگامي كه مي‌گوييم: توضيح زبان ارزيابي ما از عبارت‌هايي مانند ما قضاوت مي‌كنيم، ما ارزيابي مي‌كنيم، ما تخمين مي‌زنيم و عبارات مشكل‌آفريني مانند احتمالا و احتمال دارد- براي انتقال ارزيابي‌هاي تحليلي و قضاوت‌هاي خود استفاده مي‌كنيم. اين ارزيابي‌ها و قضاوت‌ها به طور كلي بر اساس اطلاعات جمع‌آوري‌شده هستند كه اغلب ناقصند. برخي ارزيابي‌ها بر اساس قضاوت‌هاي قبلي صورت گرفته است. در همه موارد، ارزيابي‌ها و قضاوت‌ها به منظور گفتن اينكه ما «دليلي» در دست داريم و نشان دهد مسئله‌اي يك واقعيت است يا قطعا دو مسئله يا مورد را به هم ارتباط مي‌دهد، نيست. علاوه بر ارائه قضاوت‌ها و نه قطعيت‌ها، زبان ارزيابي ما همچنين اغلب 1) احتمال ارزيابي‌شده ما از يك حادثه و 2) سطح اطميناني كه ما به قضاوت خود داريم، نشان مي‌دهد.ارزيابي‌هايي مانند احتمال. چون قضاوت‌هاي تحليلي قطعي نيستند، ما از زبان احتمال استفاده مي‌كنيم تا ارزيابي‌هاي جامعه اطلاعاتي را از احتمال تحولات يا حوادث نشان دهيم. عباراتي مانند احتمالا، احتمال دارد، بسيار احتمال دارد يا تقريبا قطعي است نشان‌دهنده احتمالاتي بيش از شانس وجود چيزي است. عباراتي مانند محتمل نيست و دور از ذهن است نشان‌دهنده آن است كه شانس وقوع آن كمتر از آن است كه رخ دهد؛ آنها به اين نكته اشاره ندارند كه يك حادثه رخ نمي‌دهد. عباراتي مانند ممكن است و امكان آن وجود دارد، نشان‌دهنده وضعيت‌هايي است كه در آن ما قادر به ارزيابي احتمال آن نيستيم عموما به خاطر اينكه اطلاعات مربوطه در دسترس نيست يا ناقص و فاقد جزئيات است. عباراتي مانند نمي‌توان رد كرد يا نمي‌توانيم رد كنيم نشان‌دهنده يك حادثه غيرمحتمل يا دور از ذهن است كه تبعات آن ارزش گفتن را دارد. ادامه دارد...






















































۱۳۸۶ آذر ۱۰, شنبه

آفيش 16 آذر


گاه شمار فاجعه: چگونه فلسطينی بی خانه شد؟ -فشار بين المللی بر اسرائيل ...


شصت سال پيش در 29 نوامبر 1947 مجمع عمومی سازمان ملل با 33 رای موافق، 13 رای مخالف و 10 رای ممتنع طرح تقسيم فلسطين به دو دولت مستقل را تصويب کرد. مردم فلسطين پس از شش دهه مبارزه قهرمانانه هنوز آواره و بی خانه اند. گاه شمار زير مهمترين رويدادهای سالهای 1947 و 1948، که به تقسيم فلسطين و اولين جنگ اعراب و اسرائيل انجاميد، را در بر می گيرد و نشان می دهد که مساله فلسطين قديمی تر از سياست های دولت بوش و يا پيدايش حماس در جامعه فلسطين است. عدالتگاه شمار فاجعه: چگونه فلسطينی بی خانه شد؟ شصت سال پيش در 29 نوامبر 1947 مجمع عمومی سازمان ملل با 33 رای موافق، 13 رای مخالف و 10 رای ممتنع طرح تقسيم فلسطين به دو دولت مستقل را تصويب کرد. مردم فلسطين پس از شش دهه مبارزه قهرمانانه هنوز آواره و بی خانه اند. گاه شمار زير مهمترين رويدادهای سالهای 1947 و 1948، که به تقسيم فلسطين و اولين جنگ اعراب و اسرائيل انجاميد، را در بر می گيرد و نشان می دهد که مساله فلسطين قديمی تر از سياست های دولت بوش و يا پيدايش حماس در جامعه فلسطين است. سال 1947 ژانويه: کنفرانس «ميز گرد لندن» آغاز بکار کرد. فوريه: ارنست بوين، وزير امور خارجه انگليس طرحی را که براساس نقشه فدرال موريسون-گرادی تهيه شده بود به کنفرانس لندن و به آژانس يهود ارائه کرد. هيأت های نمايندگی عرب و آژانس يهود آن پيشنهاد را رد کردند. بوين اعلام کرد که بريتانيا مسأله فلسطين را به سازمان ملل خواهد برد. مارس: جامعه عرب بريتانيا و ايالات متحده را بعنوان مسئول اوضاع وخيم فلسطين محکوم کرد. آوريل: نشست ويژه مجمع عمومی سارمان ملل پيرامون مسأله فلسطين، «کميته ويژه سازمان ملل برای فلسطين» (آنسکوپ) مشتکل از يازده نفر را تعيين کرد. ژوئن: گروه تروريستی اشترن مسئوليت ارسال بمب های نامه ای به نشانی مقامات ارشد دولت انگليس در لندن را به عهده گرفت. اوت: حمله تروريستی هاگانا به خانه يک کشاورز فلسطينی توليد کننده پرتقال در نزديکی تل آويو موجب کشته شدن 12 نفر منجمله مادر و 6 کودک او شد. 8 سپتامبر: گزاش آنسکوپ منتشر شد. اکثريت اعضاء کميته تقسيم فلسطين و اقليت راه حل فدرال را توصيه کرد.16 تا 19 سپتامبر: جامعه عرب توصيه آنسکوپ برای تقسيم فلسطين را محکوم کرد و «کميته فنی نظامی» را برای نظارت بر احتياجات دفاعی فلسطين تشکيل داد. 26 سپتامبر: آرتور کريچ جونز، وزير مستعمرات انگليس تصميم بريتانيا برای خاتمه دادن به قيموميت بر فلسطين را اعلام کرد. 29 سپتامبر: «کميسيون عالی عرب برای فلسطين» تقسيم فلسطين را رد کرد. 2 اکتبر: آژانس يهود پذيرش تقسيم را اعلام کرد. 11 اکتبر: ايالات متحده بر تقسيم صحه گذاشت. 29 اکتبر: بريتانيا اعلام کرد اگر توافقی حاصل نشود در عرض شش ماه فلسطين را ترک خواهد کرد. 27 نوامبر: سرپزست «کميته فنی نظامی» نسبت به غيرممکن بودن مقابله نيروهای نامنظم با نيروهای صهيونيست هشدار داد؛ خواهان اقدام فوری اعراب در سازماندهی نيروهای نظامی و آموزش فلسطينی ها در دفاع از خود شد. 29 نوامبر: مجمع عمومی سازمان ملل با 33 رای موافق، 13 رای مخالف و 10 رای ممتنع طرح آنسکوپ برای تقسيم فلسطين را با اندکی تغيير تصويب کرد. نمايندگان کشورهای عرب به اعتراض مجمع عمومی را ترک کردند. 30 نوامبر: گروه تروريستی هاگانا از تمام يهوديان ساکن فلسطين که بين 17 و 25 سال سن داشتند خواست برای خدمت نظام ثبت نام کنند. دسامبر: هاگانا «طرح جيمل» را در جهت ايجاد بی ثباتی در ميان جمعيت فلسطين و اشغال مواضع استراتژيک در کشور به اجرا گذاشت. جامعه عرب «ارتش آزاديبخش عرب» را تشکيل داد، اين ارتش متشکل از نيروهای نامنظم داوطلبان عرب بود که تحت رهبری چريکی فوزی القاوقجی برای کمک به فلسطينی ها تشکيل شد. 2 دسامبر: فلسطينی ها در اعتراض به قطعنامه سازمان ملل برای تقسيم فلسطين دست به يک اعتصاب سه روزه زدند. درگيری ها گروهی منجر به کشته شدن 8 يهودی و 6 فلسطينی شد. 5 دسامبر: وزارت امور خارجه ايالات متحده تحريم ارسال اسلحه و مهمات به فلسطين و کشورهای عربی را اعلام کرد. 8 دسامبر: بريتانيا به سازمان ملل توصيه کرد که قيموميت بر فلسطين در روز 15 ماه مه 1946 خاتمه يابد و دو هفته بعد از آن استقلال دولت های يهودی و فلسطينی اعلام شود. 8 تا 17 دسامبر: جامعه عرب تقسيم فلسطين را غيرقانونی اعلام کرد و متعهد شد 10 هزار تفنگ، 3 هزار داوطلب (شامل 500 فلسطينی) و يک ميليون پاند برای مقابله با آن اختصاص دهد. 15 دسامبر: بريتانيا امور پليسی و امنيتی در تل آويو و پتاتيکوا را به يهوديان و در يافا را به فلسطينی ها واگذار کرد. 17 دسامبر: مديرعامل آژانس يهود گزارش داد که از يهوديان آمريکا خواسته شده است 250 ميليون دلار به جامعه يهوديان فلسطين کمک کنند. 19 دسامبر: گروه تروريستی هاگانا به روستای خيساس در منطقه صافد حمله کرد و 10 فلسطينی را کشت.20 دسامبر: هاگانا به روستای غزازا در منطقه رام الله حمله کرد. دسامبر 1947 تا ژانويه 1948: کميسيون عالی عرب برای دفاع از شهرها و روستاهای فلسطينی 275 کميته محلی تشکيل داد. سال 1948 ژانويه: دولت انگليس 20 هواپيمای آستِر به مقامات يهودی در فلسطين فروخت. عبدالقادر الحسينی، رهبر چريکی فلسطينی بعد از 10 سال تبعيد برای سازماندهی مقاومت در برابر تقسيم، مخفيانه به فلسطين بازگشت.8 ژانويه: اولين گروه از داوطلبان ارتش رهايی بخش عرب وارد فلسطين شد. 16 ژانويه: گزارش دولت انگليس به سازمان ملل تخمين زد که از 30 نوامبر 1947 تا 10 ژانويه 1948 حدود 1974 نفر در فلسطين کشته يا زحمی شدند. 20 ژانويه: دولت بريتانيا اعلام کرد که مناطق يهودی يا فلسطينی را بتدريج به گروهی که در هر محل اکثريت دارد واگذار خواهد کرد. 21 و 28 ژانويه: گروه های دوم و سوم ارتش آزاديبخش عرب، متشکل از 360 و 400 داوطلب نامنظم وارد فلسطين شد. ژانويه تا مارس: رهبران «فدراسيون ملی يهود» اخراج فلسطينی ها از روستاهای منطقه حيفا را توصيه کردند. فوريه: دفاتر گروه تروريستی هاگانا در ايالات متحده تحت نام «زمين و کار» اقدام به ثبت نام پرسنل نظامی حرفه ای برای اعزام به فلسطين نمود. 14 فوريه: بن گوريون به فرمانده هاگانا در بيت المقدس فرمان داد کل شهر و مناطق اطراف آن را تصرف نمايد. 18 فوريه: هاگانا تمام زنان و مردان بين 25 تا 35 سال را به خدمت نظامی فراخواند. 20 فوريه: کشتی استقلال با 280 داوطلب تحت فرمان هاگانا وارد تل آويو شد و سياست مهاجرت غيرقانونی پرسنل نظامی به فلسطين رسماً به اجرا گذاشته شد. 24 فوريه: هيأت نماينگی ايالات متحده در سازمان ملل گفت نقش شورای امنيت در فلسطين بايد حفظ صلح باشد نه اعمال و اجرای تقسيم. هيأت نمايندگی سوريه پيشنهاد کرد کميته ای برای بررسی امکان توافق بين آژانس يهود و کميته عالی عرب تشکيل شود. 27 فوريه: آژانس يهود اعلام کرد که حتا بدون پشتيبانی نيروهای بين المللی دولت تشکيل خواهد داد.مارس: توفيق عبدالهدا، نخست وزير ماورای اردن مخفيانه با بوين وزير امور خارجه انگليس ملاقات کرد. آنها توافق کردند که نيروهای ماورا اردن در پايان قيموميت وارد فلسطين شوند ولی خود را به مناطق دولت عرب که در طرح تقسيم مشخص شده بود محدود نمايند.2 مارس: هيأت نمايندگی ايالات متحده به شورای امنيت سازمان ملل گفت که خواهان تقسيم فلسطين تنها از «طرق مسالمت آميز» است.5 تا 7 مارس: القواقجی وارد فلسطين شد و فرماندهی واحدهای ارتش آزاديبخش عرب در بخش مرکزی فلسطين را به عهده گرفت.6 مارس: هاگانا اعلام بسيج عمومی کرد.10 مارس: مجلس عوام انگليس رای به پايان قيموميت در 15 ماه مه داد.19 تا 20 مارس: هيأت نمايندگی ايالات متحده از شورای امنيت سازمان ملل خواست اجرای طرح تقسيم را تعليق نموده و در صورت موافقت يهوديان نشست ويژه مجمع عمومی برای کار بر روی قيموميت و آتش بس را آغاز کند. آژانس يهود موضوع قيموميت را رد کرد.19 مارس: بن گوريون اعلام کرد که تشکيل دولت يهود به تصميم سازمان ملل پيرامون تقسيم فلسطين وابسته نبوده بلکه به آمادگی نظامی يهوديان بستگی دارد.25 مارس: پرزيدنت ترومن محرمانه حيم وايزمن را در کاخ سفيد پذيرفت و حمايت دولت خود از اعلام تشکيل دولت يهودی در روز 15 ماه مه را به او اطلاع داد.30 مارس تا 15 مه: دومين عمليات «پاکسازی» مناطق ساحلی از طرف واحد الکساندرونی و ديگر واحدهای گروه هاگانا اجرا شد. قبل از خروج نيروهای انگليسی، حملات تروريستی و عمليات «پاکسازی» موجب خروج تقريباً تمام جوامع فلسطينی از مناطق ساحلی- از حيفا تا جافا- شد.2 آوريل: هاگانا روستای فلسطينی کاستل واقع در غرب بيت المقدس را به تصرف در آورد و تمام اهالی آن را اخراج کرد. 5 آوريل: رهبران فلسطينی و صهيونيست پيشنهاد ايالات متحده به شورای امنيت برای موافقتنامه قيموميت موقت را رد کردند. هاگانا عمليات ناچشون (فاز اول طرح دالت) را به اجرا گذاشت؛ لشگر جيواتی هاگانا و ديگر واحد ها روستاهای مسير تل آويو- بيت المقدس را از دست ميليشای محلی فلسطينی خارج کردند.8 آوريل: هاگانا عمليات تهاجمی عليه شهر فلسطينی تايبرياس را آغاز کرد. 9 آوريل: عبدالقادر الحسينی فرمانده برجسته ميليشای فلسطينی در منطقه بيت المقدس در جريان رهبری يک ضد حمله برای تصرف روستای کاستل کشته شد. باندهای تروريستی ايرگون و اشترن بيش از 200 سکنه روستای ديرياسين در حومه بيت المقدس و در فاصله 5 کيلومتری روستای کاستل را قتل عام کردند.12 آوريل: شورای سراسری صهيونيستی تصميم گرفت در روز 16 ماه مه دولت مستقل يهود را در فلسطين تاسيس کند.13 تا 20 آوريل: عمليات هارتل در چارچوب طرح دالت در پايان عمليان ناچشون به اجرا گذاشته شد. روستاهای مسير بيت القمدس مودر حمله واقع شده و ويران شدند. تمام عمليات هاگانا تا 15 مه در چارچوب طرح دالت صورت گرفت.16 آوريل: انگليسی ها شهر صافد را تخليه کردند.17 آوريل: قطعنامه های شورای امنيت خواهان اعلام آتش بس نظامی و سياسی شد. هاگانا عمليات تهاجمی عليه شهر صافد را آغاز کرد.20 آوريل: ايالات متحده طرح قيموميت فلسطين را به سازمان ملل تسليم کرد. 21 آوريل: انگليسی ها بطور ناگهانی مناطق مسکونی حيفا را تخليه کردند. 22 آوريل: هاگانا عمليات ميسپارايم را برای حمله به حيفا و تصرف آن آغاز کرد. مقاومت ميليشای محلی فلسطينی در حيفا فرو ريخت. جمعيت فلسطينی حيفا زير بمباران و حمله زمينی شهر را ترک کردند. 25 تا 31 آوريل: عمليات چامنز برای تصرف جافا شروع شد. هاگانا حملات عليه روستاهای تل ريش، يازور و سلامه را آغاز کرد. 26 آوريل: هاگانا در جريان عمليات يوُسی برای تصرف کل بيت المقدس به منطقه مسکونی فلسطينی شيخ جراح در شرق بيت المقدس حمله کرد، شهر را از سمت شمال در محاصره گرفت، اما مجبور شد آن را به انگليسی ها تحويل دهد. تلاش هاگانا برای قطع بيت المقدس از اريحا شکست خورد. 27 آوريل: هاگانا هماهنگی عملياتی با ايرگون را اعلام کرد. 28 تا 30 آوريل: ارتش آزاديبخش عرب تحت رهبری ميشل عيسی موفق شد برای درهم شکستن محاصره هاگانا تا جافا پيش برود. 30 آوريل: تمام مناطق فلسطينی در غرب بيت المقدس به تصرف هاگانا درآمدند و سکنه آنها اخراج شدند. 1 مه: لبنان و سوريه تصميم گرفتند در پايان قيموميت در روز 15 مه، به فلسطين سرباز بفرستند.2 مه: عراق به شهر مفراق واقع در ماورا اردن نيرو فرستاد تا بعد از 15 مه به فلسطين گسيل شوند. سه هواپيمای حامل تسيلحات برای هاگانا از فرانسه رسيد. 3 مه: بين 175 هزار تا 200 هزار آوراه فلسطينی از مناطقی که به تصرف صهيونيست ها درآمده بود گريختند. ساکنين شهرک يهودی نشين گوش اتزيون واقع در جنوب بيت المقدس در جاده ای که به شهر منتهی می شد به ترافيک حمله کردند. 4 مه: واحد ماورا اردن لژيون عرب، که تحت فرماندهی انگليسی در فلسططن فعاليت می کرد، به تلافی گوش اتزيون را به گلوله بست. انگليسی ها اعلام کردند يک رژيم قيموميت موقت برای فلسطين را تحت بررسی دارند. 5 مه: ارتش آزاديبخش عرب تحت فرمادهی ميشل عيسی از جافا عقب نشست، و مقاومت شهر پايان يافت. 10 مه: هاگانا وارد جافا شد. 11 و 12 مه: گروه تروريستی هاگانا شهر صافد و روستاهای اطراف آن را تصرف کرد. 12 مه: در تمام کشورهای عرب وضعيت فوق العاده اعلام شد و از ورود مردان فلسطينی سالم به آن کشورها جلوگيری شد. پارلمان مصر تصميم گرفت در پايان قيموميت نيرو به فلسطين بفرستد. 13 مه: جافا رسماً به هاگانا تسليم شد. 14 مه: در ساعت 4 بعد از ظهر در تل آويو تاسيس حکومت اسرائيل اعلام شد. هاگانا برای تصرف بخش قديمی بيت المقدس، عمليات شفيفون را آغاز کرد. 15 مه: قيموميت بريتانيا بر فلسطين پايان يافت. اعلام حکومت اسرائيل رسميت يافت. پرزيدنت ترومن حکومت اسرائيل را برسميت شناخت. اولين واحدهای نظامی مصر از مرز گذشته، وارد فلسطين شده و به شهرک های يهودی نشين کفار داروم و نيريم حمله کردند. سه لشگر لژيون ماورا اردن عرب از رودخانه اردن عبور کرده و وارد فلسطين شدند. نيروهای لبنانی روستاهای لبنانی ملکيه و قداس را که قبلاً به تصرف هاگانا درآمده بود، پس گرفتند.***************************منبع: دنيای هفتگی مردمعدالتفشار بين المللی بر اسرائيل برای پذيرش شرايط صلح ضروری استهيأت سياسی حزب مردم فلسطين برای بررسی تحولات سياسی جاری و دعوت آمريکا برای برگزاری نشست بين المللی آناپوليس تشکيل جلسه داد. پوليت بور در پايان بحث و بررسی خود تصميم گرفت که معيار و موضع گيری در باره کنفرانس آناپوليس بايد براساس ميزان درگيری جامعه بين المللی در يک نقش فعال و موثر، برای اجبار اسرائيل به تجديد نظر در مواضع آشتی ناپذير خود- که شروع يک روند مذاکرات جدی برای پايان دادن به اشغال نظامی و مسکونی در مناطق اشغالی فلسطين، شامل بيت المقدس که پايتخت دولت آينده فلسطين است، و يافتن يک راه حل عادلانه برای مسأله آوراگان فلسطينی در چارچوب قطعنامه 194 سازمان ملل، را رد می کند- قرار گيرد.هيأت سياسی حزب مردم فلسطين نسبت به تلاش ها برای مبدل کردن آناپوليس به يک نشست تشريفاتی عادی يا يک نوع سفر توريستی زمستانی به واشنگتن يا فرصتی برای گرفتن عکس دسته جمعی و صحبت با يکديگر هشدار داد. پوليت بور همچنين نسبت به تلاش ها برای استفاده از نشست بعنوان ميدانی برای «عادی سازی» رايگان يا پوششی بر اقدامات و طرح های تجاوزگرانه و توسعه طلبانه اسرائيل، منجمله سياست طفره و تأخير و طرح شرايط امنيتی ناعادلانه برای رسيدن به يک توافق سياسی عادلانه، هشدار داد. هيأت سياسی بر حمايت خود از موضع فلسطين در مقابله با فشار و ديکتات های اسرائيل تأکيد کرد. هيأت سياسی موضع وزرای امور خارجه عرب را که بر تعهد آنها به شرايط مرجع برای روند صلح- عمدتاً قطعنامه های حقانيت بين المللی، بويژه قطعنامه های 1515، 1397، 194 و ابتکار عرب- تأکيد می کرد و اصرار داشت که حضور آنها در نشست آناپوليس بر بستر اين تعهدات قرار داشته و در پشتيبانی از موضع فلسطين برای شروع يک روند جدی مذاکرات است - روندی که می تواند به تشکيل يک دولت مستقل فلسطين در عرض سال آينده منتهی شود- ستود. هيأت سياسی خاطر نشان ساخت که دولت اسرائيل به قراردادن شرايط غيرممکن در راه يک توافق سياسی ادامه می دهد، امری که به شکست مذاکرات پيشين و ادامه اشغال و اقدامات آن برای تحميل واقعيات جديد در ميدان منجر شد. اين موجب ترديدهای جدی نسبت به شانس شروع يک روند مذاکرات جدی بعد از آناپوليس می شود. مواضع و اقدامات اسرائيل همچنين فقدان تعهد جدی دولت اسرائيل به گفتگو پيرامون موضوعات اصلی، بويژه مرزها، بيت المقدس، شهرک های يهودی نشين در اراضی اشغالی و حق بازگشت بی خانمان ها و آوراگان را نشان می دهد. عين اين در باره موضوع خروج از بلندی های جولان و مزارع شباع صادق است. مسئوليت کامل بن بست کنونی با اسرائيل است.هيأت سياسی تأکيد کرد که اسرائيل در سياست ها و اقدامات خود تجديد نظر نخواهد کرد مگر آنکه تحت فشار جدی قرار گيرد، فشاری که بايد از طرف کشورهای عرب و جامعه بين المللی برای مجبور کردن آن به پذيرش قطعنامه های حقانيت بين المللی و شرايط مرجع برای روند صلح اعمال شود. اسرائيل برای اينکه از سياست تحميل واقعيات جديد در ميدان و از راه حل های يکجانبه اشغال دست بردارد به چنان فشاری احتياج دارد. هيأت سياسی گفت فعال سازی کارزارهای بين المللی همبستگی و فشار بر اسرائيل دو شرط لازم برای شروع يک روند مذاکرات جدی و پايان دادن به اشغال و پاسخ به آرمان های مردم ما برای آزادی و استقلال است. لازمه اين يک برنامه مذاکرات همراه با توقف تجاوز، تعليق تمام فعاليت های مربوط به ايجاد شهرک های يهودی نشين و از ميان برداشتن محلات يهودی نشين در اراضی اشغالی، پايان دادن به تمام عمليات مصادره زمين، گشودن جاده های ميان بر و برچيدن ايستگاه ای بازرسی نظامی است. چنين برنامه ای علاوه بر فعاليت مشخص عربی و حمايت جامعه بين المللی، به حرکت های مورد حمايت مردم در جبهه داخلی فلسطين نيازمند است.هيأت سياسی خاطر نشان ساخت که اين موجب تقويت موضع مذاکره کننده فلسطينی- که لازم است تمام موضوعات اصلی مانند مرزها، بيت المقدس، برچيدن شهرک های يهودی نشين و بازگشت آورارگان و بی خانمان ها را مطرح کند- خواهد شد. مذاکره کننده فلسطينی لازم است با همه نيرو از اين موضوعات دفاع کند و تلاش ها و فشار های اسرائيل را- مانند برسميت شناختن اسرائيل بعنوان يک دولت يهودی يا رد مذاکرات پيرامون بيت المقدس، آوارگان و خروج کامل و حساب کردن روی عامل زمان برای تقويت وضع موجود جديد- خنثی کند. هيأت سياسی گفت تدارک مرحله بعد از آناپوليس کم اهميت تر نيست، و بر ضرورت تمرکز بر جبهه داخلی فلسطين و تحکيم پايداری فلسطين و پايان دادن به کودتا در غزه بعنوان وظايف اساسی داخلی فلسطين تأکيد کرد.هيأت سياسی حزب مردم فلسطين خواهان تشکيل يک کميته عربی- بين المللی برای دنبال کردن روند مذاکرات و نظارت بر آن، اعمال فشار بر اسرائيل برای پذيرش شرايط آن [کميته] و مجبور کردن اسرائيل به قبول يک جدول زمانی مشخص برای پايان دادن به مذاکرات شد. هيأت سياسی حزب مردم فلسطين24 نوامبر 2007 http://www.pww.org/article/view/12088/

راشل تو در قلب همه اي آزاديخواهان جهان زنده خواهي بود



راشل جان شيرينش را براي جلوگيري از انهدام خانه يك فلسطيني از دست داد
همانطور كه در عكس ها لحظه به لحظه فاجعه را ملاحظه ميكنيد


































مارتين لوتر گينگ ,سكوت در مورد ويتنام خيانت است