۱۳۹۲ خرداد ۱۴, سه‌شنبه

سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- گفت و گو با ایرج مصداقی تحلیلگر مسایل سیاسی


سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- گفت و گو با ایرج مصداقی تحلیلگر مسایل سیاسی

هاشمی رفسنجانی یا استوانه‌ی نظام جمهوری اسلامی، از زمان پیروزی انقلاب تا مرگ آیت الله خمینی همواره نفر دوم حکومت و پس از آن هم تاثیرگذارترین شخصیت نظام بوده است.
 
ایرج مصداقی،  متولد ۱۳۳۹، تهران است. در آمریکا به همکاری با کنفدراسیون دانشجویان و محصلین ایرانی برای احیای واحد جنبش دانشجویی پرداخت و مقارن پیروزی انقلاب به ایران بازگشت. وی از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰ به اتهام هواداری  سازمان مجاهدین خلق به مدت ده سال در زندان‌های قزل‌حصار، اوین و گوهردشت به سر برده است.
 
پس از آزادی از زندان، در سال ۱۳۷۳ مجبور به فرار از ایران می‌شود. در خارج از کشور دوباره فعالیت‌های سیاسی ـ اجتماعی خود را از سر می‌گیرد.
 
با ایرج مصداقی در مورد  نامزدهای شاخص یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت و گو کرده‌ایم که می خوانید:
 
خودنویس:آقای مصداقی با آمدن هاشمی و مشایی در آخرین دقایق روز آخر ثبت نام، بازی دو جناح اصول‌گرا و اصلاح طلب وارد فاز تازه‌ای شده است، ارزیابی شما به عنوان  یک تحلیل‌گر مسایل سیاسی ایران در این خصوص چیست؟
 
ایرج مصداقی: از نظر من این مهم ترین انتخابات در تاریخ جمهوری اسلامی است، به همین خاطر تا دقیقه نود هنوز مشخص نبود که کاندیداهای اصلی چه کسانی هستند و چه کسانی قرار است با چه رقیبانی در روز انتخابات مواجه شوند، بر همین اساس این نشان دهنده ی بحران در درون نظام است که هیچ یک از جناح‌ها تا دقیقه آخر نمی‌دانند کاندیدای واقعی‌شان کیست. مصداق آن هم ثبت نام آقای هاشمی است که در ساعت پنج و ده دقیقه بعد از تلفنی که از جانب رهبری به او شد عازم وزارت کشور شده، همین هم باز نشان دهنده بحران از بالا تا پایین نظام است و به خاطر حضور مشایی و هاشمی  در انتخابات، قطعا در روزهای آینده با بحران و شکاف بیشتری در درون نظام مواجه خواهیم بود.
 
از طرف دیگر باید توجه داشته باشیم که هدف خامنه‌ای این بار مهندسی معکوس انتخابات است؛ از دید دستگاه رهبری و هرم قدرت اساسا سه نفر نباید کاندیدا می‌شدند، اسفندیار رحیم مشایی، اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی، در این میان حساسیت روی خاتمی بیشتر بود و دست بستگی در مورد آقای هاشمی بیشتر وجود داشت، به همین دلیل است که دفتر خاتمی را تا آخرین لحظه محاصره کرده بودند و طبیعی است که چنین کاری را نمی‌توانستند با رفسنجانی بکنند، اما انواع و اقسام فشارها را وارد کردند.  با این حال تا این لحظه خامنه‌ای قافیه را باخته است و اینکه ضد حمله‌ای بعدا اتفاق بیافتد هم بر می‌گردد به مساله تعادل قوا، بنابر این مشخص است که خط خامنه‌ای جلوگیری از حضور این سه نفر بوده که عملا دو نفرشان وارد صحنه شده‌اند. حالا اینکه مشایی  از فیلتر شورای نگهبان رد بشود یا نشود، موضوعی است که در مورد هاشمی مصداق ندارد و هاشمی قطعا تایید صلاحیت خواهد شد، به عبارت دیگر هاشمی یکی از کاندیداهایی است که در روز رای گیری حضور دارد.
 
 اما مساله تایید صلاحیت مشایی بر می گردد به موضوع تعادل قدرت و شطرنجی که اینها دارند بازی می‌کنند و بر اساس افرادی که در صحنه هستند نیروهاشان را وارد می‌کنند، رحیم مشایی می‌تواند با توجه به رایزنی‌هایی که صورت می گیرد و با توجه به حضور هاشمی در صحنه یکی از رقبای هاشمی باشد، علت آن هم این است که در واقع آنهایی که در پشت صحنه هستند و انتخابات را اداره می‌کنند و شخص خود خامنه‌ای روی این حساب می‌کنند که رحیم مشایی چه بسا بتواند بخشی از آرای هاشمی رفسنجانی را بگیرد، چون مشایی آرای کاندیدای مورد نظر بیت رهبری را نخواهد گرفت و سبد رای او هم با سبد رای هاشمی متفاوت است، حالا با توجه به مهره‌هایی که در آخرین لحظه وارد انتخابات شدند، قالیباف شانس خود را به کل از دست داده و مطمئن باشید که قالیباف دیگر کاندیدای بیت رهبری نیست، بیت رهبری با سه کاندیدا وارد عرصه شده بود، قالیباف، ولایتی و حداد عادل، الان شانس هر سه آنها پایین آمده و به همین خاطر جلیلی هم وارد عرصه کردند و بعید نیست که در روزهای آینده تبلیغات و امکانات وبسیج رای و حزب پادگانی سمت و سو بگیرد در جهت حمایت از سعید جلیلی، اینها برای اینکه به تصور خود در جناح اصول‌گرا وحدتی به وجود بیاورند بین کسانی که پیرو به اصطلاح گفتمان سوم تیر هستند و بین اصول‌گرایان سنتی، اما همین موضوع برای آنها دارد مشکل ساز می‌شود، به خاطر اینکه کسی مثل مصباح یزدی و جبهه پایداری نشان داده‌اند که حاضر نیستند به نفع کسی کنار بروند و قبلا هم اعلام کرده‌اند که کاندیدای اصلح ما انتخاب شده و حرام است که ما به کس دیگری رای بدهیم.
حالا اگر چنانچه بخواهند عقب نشینی کنند، موضوع حرامی که مطرح کرده بودند را زیر پا گذاشته‌اند، بنابراین ما در جناح اصول‌گرا ما با دو کاندیدا مواجه هستیم، سعید جلیلی و علی اکبر ولایت، قالیباف شانسی ندارد و حداد عادل هم مطلقا شانسی ندارد و می ماند رفسنجانی، ولایتی و سعید جلیلی به عنوان نامزدهای اصلی که بین این دو نفر یعنی جلیلی و ولایتی هم خامنه ‌ی باید سبک و سنگین کند که چه کسی در لحظه آخر کاندیدای بیت باشد، این را هم باید توجه داشت که در جناح اصول‌گرایان سنتی، ولایتی عملا نمی‌تواند در مقابل رفسنجانی قرار بگیرد و چه بسا کسانی در درون نظام که می خواهند به ولایتی رای بدهند، نگاهی هم به رفسنجانی داشته باشند، بنابر این باید چند روز صبر کرد و سمت وسوی نیروها را دید و دریافت که خامنه‌ای روی چه کسی سرمایه‌گذاری کرده و نهادهای قدرت مساله را پیش می‌برند.
 
 
خودنویس: آقای مصداقی، کسانی که در بین سال‌های ۷۸ تا هشتاد و چهار هاشمی را به عنوان عالیجناب سرخ پوش و سرکرده قتل‌های زنجیره‌ای معرفی کرده و او را تخریب کردند، در یکی دو روز اخیر به زبان بی‌زبانی، از هاشمی به عنوان منجی اصلاحات  یاد می‌کنند، نمونه‌ی بارز آن هم آقای اکبر گنجی است که در مقاله‌ای نوشته است آقای هاشمی امید اول و آخر اصلاحات است و بهترین گزینه برای ریاست جمهوری، حالا به اعتقاد شما این چرخش ناگهانی در جبهه اصلاحات تلقی می‌شود یا اینکه موج سواری برخی نیروهای اصلاح‌طلب؟
 
ایرج مصداقی: قطعا هم ناشی از موج سواری است و هم استیصال مطلق، باید دقت کرد که اصلاح‌طلبان به دنبال منافع ملی نیستند و در پی منافع خود و رانتی که در سال‌های گذشته از آن برخوردار بوده اند هستند، باید توجه کرد که رفسنجانی هم نمی تواند  عملا جرعه نجاتی برای مردم ایران باشد و یا کشتی نظام را در این دریای طوفانی اداره کند، این را از منظر نفع مردم ایران عرض می کنم، باید توجه داشت آنچه که بر سر مردم ایران آمده یکی از عواملش رفسنجانی بوده است، چه در دوران جنگ، اداره جنگ و تحمیل ادامه‌ی جنگ به مردم ایران از سال شصت و یک تا سال شصت و هفت به اعتبار همه گزارش ها او مسوول بوده، از سوی دیگر در نابسامانی هایی که هست هم هاشمی مسوول بوده و هست،رییس مجلس بوده، هشت سال رییس جمهوری بوده و بعد از آن رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده و در سالهایی که آیت الله خمینی در حیات بود هاشمی نفر دوم در کشور بوده، پس هر نابسامانی که امروز در کشور ما وجود دارد بخشی از آن به هاشمی بر می‌گردد چرا که او یکی از استوانه های نظام هست.
 
خودنویس: به نظر می رسد با آمدن هاشمی به عرصه انتخابات سطح توقع مردم هم بالا رفته و در انتظار آمدن منجی هستند،  حال با توجه به اینکه هشت سال فساد اقتصادی در سراسر کشور فراگیر شده و تمام مسایل ریز و درشتی که باعث شده وضعیت کشور به اینجا برسد، آیا هاشمی رفسنجانی قادر خواهد بود از نظر اقتصادی که دغدغه معیشت مردم هست اقدامی کند یا اینکه اوضاع کشور به همین منوال پیش خواهد رفت و اصلاح طلبان هم به اضمحلال حکومت جمهوری اسلامی کمک خواهند کرد؟
 
ایرج مصداقی: از نظر من نظام جمهوری اسلامی با بحران فروپاشی وسرنگونی مواجه است، همین که هر سال جشن می گیرند که سرنگون نشدیم و توطئه ها نقش برآب شد، نشان دهنده ی هراسی است که خود نظام و مسوولان آن  از سرنگونی دارند و براین موضوع واقف هستند، منتهای مساله ای که وجود دارد مساله ی زمان است، در چه زمانی یا در چه دوره ای این موضوع اتفاق بیافتد.
رفسنجانی امروز مواجه است با یک نهاد قدرتمندی به نام سپاه پاسداران که بخش اعظم اقتصاد ایران را در دست دارد و بخش عمده ی قدرت هم در اختیار گرفته است، که شامل مجلس، دولت ، رسانه ها و در مساله هسته‌ای، دفاعی و موشکی که می تواند در بسیاری از معادلات نقش تعیین کننده ایفا کند، بنابراین موجهه با یک همچین نیرویی به سادگی امکان پذیر نیست.
توجه داشته باشیم زمانی که خاتمی به قدرت رسید سازوکاری که امروز برای مواجهه با مواقع بحرانی وجود دارد، وجود نداشت، نظام در شانزده سال گذشته چه در ارتباط با نیروهای فشار و چه در خصوص سپاه و یا نهادهای موازی که توسط بیت خامنه ای ایجاد شده سازمان یافته عمل می کند این را هم باید در نظر داشت که رفسنجانی امروز به شدت ضعیف تر از رفسنجانی است که سابقا در نظام بود، شما میدانید که حتا رفسنجانی در دور دوم ریاست جمهوری اش بسیار ضعیف‌تر از دور اول ظاهر شد تا جایی که قدرت آن را نداشت تا وزرای حساسی مانند اطلاعات وارشاد و یا آموزش عالی را خود تعیین کند و سنت این که خامنه‌ای بر خلاف قانون اساسی خود وزرا را انتخاب کند از آنجا گذاشته شد، بنابر این سنگ بنای بسیاری از نابسامانی‌هایی که امروز در نظام وجود دارد را رفسنجانی گذاشته است، دست سپاه پاسداران را در پروژه های بزرگ اقتصادی و عمرانی بدون داشتن کوچکترین صلاحیتی باز گذاشت و نتیجه‌ی آن هم تبدیل سپاه به قدرتی است که امروزه شاهد آن هستیم.
مساله دیگری که باید در نظر بگیریم هم این است که آقای کروبی که هم اکنون در زندان است، در سال هشتاد و هشت پیام داد و از مردم رسما عذر خواهی کرد به خاطر اینکه از مردم خواسته بود تا در انتخابات شرکت کنند، کروبی عذر خواهی کرد و گفت من نتوانستم از رای شما محافظت کنم و نتوانستم رای شما را پاس بدارم، هنوز بعد از گذشت سال‌ها و ماهها و روزها، هیچ کسی در نظام جمهوری اسلامی نبوده که به پیام کروبی اشاره کند.  
 
 
۲۴/ارديبهشت/۱۳۹۲ فریبرز سروش

۱۳۹۲ خرداد ۱۳, دوشنبه

http://www.chebayadkard.com

فراخوان فعالین سیاسی, اجتماعی و فرهنگی در تبعید برای شرکت در جنبش تحریم فعال انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی - لیست دوم!

فراخوان فعالین سیاسی, اجتماعی و فرهنگی در تبعید برای شرکت در جنبش تحریم فعال انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی - لیست دوم!


صدای ما از تبعید!
کارگران, زحمتکشان و آزادگان!
آنچه امروز تحت نام انتخابات در کشورمان می گذرد, تشییع جنازه انتخابات راستین و دمکراسی است.  انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی در سی و چهار سال گذشته و با سرکوب ندای آزادیخواهان, سازمانها و احزاب کشورمان و از روی جنازه هزاران آزادیخواه و اندیشه ورز می گذرد. حضور بیدارصدها هزار تبعیدی در این سوی مرزها خود دلیلی است بر فقدان هر گونه تمایل مسئولین جمهوری اسلامی به دمکراسی و پایبندی به حقوق انسانی شهروندان کشورمان و انتصابات رژیم از کنار تبعیدیان و  خانواده های هزاران جان عزیز پاکباخته برای آزادی و دمکراسی بی اعتنا  در حال عبور است.
افکار عمومی جهانیان و وجدانهای بیدار در عرصه بین المللی را نمیتوان  با این نمایش دروغین  فریب داد و ما فعالین سیاسی , اجتماعی و فرهنگی این نمایش حاکمان وقت را بشدت محکوم می کنیم. پیام ما از( تبعید و رنج غربت ) به مردم ایران, تحریم انتصابات استبداد حاکم است.
کارگران، زحمتکشان، مزدبگیران، زنان، جوانان، دانشجویان، فرهنگیان، فرهیختگان، بازنشستگان و همه ی آنان که تحت تبعیض و سرکوب استبداد دینی بسر برده و بیشترین آسیب را با پوست و استخوان و جانِ خود و عزیزان شان تاکنون تجربه کرده اند، امروز دیگر بیدارند و تحت نام انتخابات در صدد نیستد که گول ترفند ولایت را خورده و این لکه ننگ و مصیبت تلخ را بر سر آینده فرود آرند.
شرکت در این اقدام عوام فریبانه مهر تائیدی بر مشروعیت نا داشته نظامی است که جز سرکوب آزادیخواهان و دمکراسی طلبان, جز فقر و فلاکت و جز غارت و چپاول منابع درآمد طبیعی و انسانی مردم در سر نداشته است و هرگز نیز نیت مردمی در سر نداشته است.
تحریم انتخابات کذائی جمهوری اسلامی فریاد زندانیان سیاسی و عقیدتی است که تیغ سرکوب و شکنجه جمهوری اسلامی را یا بر گردن خود احساس می کنند و یا در انتظار چوبه های دار رژیم در سلول های مخوف زندانهای جمهوری اسلامی نشسته اند.
صدای اعتراض به خون نشستگان و زخم خوردگان آزدیخواه کشورمان باشیم.
 ! رژیم را درنمایش انتخاباتی خود تنها بگذاریم و به  جنبش ( من رأی نمیدهم ) به پیوندید
 جمعی از فعالین سیاسی, اجتماعی و فرهنگی
31.05.2013
جمعه 10 خرداد هزار و سیصدو نود و دو

آدرس برای ارسال پیام ها و پشتیبانی از فراخوان:




لیست اسامی:
آمادور نویدی – وبلاگنویس و فعال سیاسی
ابراهیم آوخ – فعال سیاسی و تهیه کننده برنامه تلویزیونی
الهام ترابی - فعال حقوق بشر
امین بیات – فعال سیاسی
آراز فنی – فعال حقوق بشر
ایرج حیدری – فعال سیاسی
احمدضیا سلطانی -  فعال حقوق بشر
امير عمراني – فعال حقوق بشر
بیژن سعیدپور – فعال سیاسی
بهنام چنگائی – فعال سیاسی
بهزاد جوادیان – فعال حقوق بشر - پناهندگی
بهروز سورن – فعال سیاسی
بنان یحیی نیا- وبلاگ نویس و فعال سیاسی
پروین ریاحی_ فعال سیاسی
پرویز میرمکری – شاعر تبعیدی
پیروز زورچنگ – فعال سیاسی
تقی روزبه – تحلیلگر سیاسی
جمیله ندائی – مبارز فمینیست, فیلمساز و عضو کمیته ضد سنگسار. پاریس
جمشید صفاپور – فعال کارگری
جعفر امیری – فعال سیاسی
حمید بهرامی – فعال سیاسی
حسن حسام – شاعر و تحلیلگر سیاسی
ح – ریاحی – مترجم و فعال سیاسی
حسن بیاتلو – فعال سیاسی
داوود شهبازی راد -  فعال حقوق بشر
رضا بی شتاب – شاعر
رامین ژوبین- فعال سیاسی
رضا عمراني – فعال حقوق بشر
سیامک موید زاده – فعال کارگری
سحر کولوند – فعال مدنی
سوسن شهبازی – فعال کارگر
سعید نوروز بیگی – فعال سیاسی
سیاوش کارساز – فعال حقوق بشر
سعیدعبدالمحمدی -  فعال حقوق بشر
سارا برقی - وبلاگ نویس و فعال سیاسی
سميرا محمدي – فعال حقوق بشر
شهرام حاجى حسيني- فعال سياسي –سوئد
شهرام گازرانچي – فعال حقوق بشر
صدیق جهانی – فعال کارگری
عاطفه اقبال – زندانی سیاسی سابق و فعال سیاسی
عباس مظاهری – زندانی سیاسی سابق و فعال سیاسی
علی ندیمی – فعال سیاسی
علی اعتدالی – فعال سیاسی
فرهنگ قاسمی – نویسنده و فعال سیاسی
فضائل عزیزان – فعال سیاسی
فاطمه فیلی -  فعال حقوق بشر
ک – الوند – فعال سیاسی
کاوه – وبلاگ نویس
مونا کاشر – فعال حقوق بشر
مهرداد مهرپور محمدی – نویسنده
مجید موسوی بیدار – شاعر
مهران سیرانی
مريم افشارى - فعال سياسي – سوئد
محمود خادمی – وبلاگنویس
محمد علي زارع يزدي – فعال حقوق بشر
مسعود فروزش راد – فعال سیاسی
مجيد منظوري – فعال حقوق بشر
مهرداد كريمي – فعال حقوق بشر
محمدتقی سیداحمدی – فعال سیاسی
ندا نوآور – فعال حقوق بشر
نادر ثانی – فعال سیاسی
نظام جلالی - وبلاگ نویس و فعال سیاسی
ویداطهرانی -  فعال حقوق بشر

نهادها:

كانون پناهجويان ايراني در سوئد

ستاد اعتراض به انتخابات غير دمكراتيك در ايران(گوتنبرگ)

بنیاد آزادی اندیشه و بیان
کمیته دفاع از آزادی و برابری در ایران – وین
اینفو ایران
گروه آزادی محبت دوستی برابری
انجمن حمایت از حقوق دمکراتیک زندانیان سیاسی
پایگاه خبری "حقوق انسانی‌ و اولیه بشر"
 بلوک سیاه ایران

رسانه ها:

سایت کمیته مرکزی سازمان انقلابی کارگران ایران – راه کارگر
راه کارگر خبری
سایت لج ور
سایت علیه ستم جنسی
سایت ریشه ها
سایت گزارشگران
وبلاگ خبری گزارشگران
سایت رنگین کمان
سایت جمیله ندائی
سایت عزیزان پرس
بازآفرینی واقعیت ها

سایت محمود خادمی
وبلاگ رضا بی شتاب
سایت بیژن مفید

وبلاگ اشتراک
وبلاگ پرتو
سایت رویا, آوا, رنگ
..........
در این اعتراض بحق و حداقل اقدام، با شما و مردم ایران هم صدا هستم

سیامک مؤیدزاده

...............

درود بر شما، نه یک کلام کمتر و نه یک کلام بیشتر: سرنگونی نظام ضّد  انسان ایران راه نجات ۷۰.۰۰۰.۰۰۰ ایرانی در بند است
قویا،قلباً و با کمال میل امضا و پشیبانی  می‌کنم
سوسن شهبازی ،فعال کارگری
..............
مسعود فروزش راد: من خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستم که به وسیله خود توده های مردم ایران  صورت گیرد ، و نه با کمک عوامل خارجی‌ و در  نتیجه جابجایی قدرت.
.............
سعید نوروز بیگی: با درود فراوان.
پس از ضربات مهلک اعدامهای سال67 و زمین گیر شدن نیروهای انقلابی و با گذشت سالها از آن واقعه،وقت آن رسیده که این نیروها چه بصورت انفرادی و چه بصورت سازمانی از بستر التیام برخواسته و در جهت ایجاد اتحاد و یک پارچگی که ضروری ترین خواست جنبش توده ای نیز می باشد در مقابل سیاستهای سرکوبگرانه رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی گامهای اول را برداشته و نه در حرف بلکه در عمل این اتحاد و یک پارچگی را نیز به جنبش توده ای نشان دهیم تا بتوانیم به سهم خود بار دیگر نقش فعالانه در جهت سرنگونی این حاکمیت ددمنش ایفا نماییم.
اینجانب ضمن محکم کردن مشروعیت غیر قانونی نظام فاسد و دیکتاتوری جمهوری اسلامی،حمایت خود را از فراخوان تحریم انتخابات فرمایشی از طرف جامعه تبعیدیان و هم صدا شدن با توده های تحت ستم میهنمان را اعلام می دارم.
................
جعفر امیری: طی این 34 سال هیچ گونه انتخاباتی در حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی صورت نگرفته است.
مادامیکه این رژیم جنایت پیشه در قدرت و حاکمیت است هرگز انتخاباتی صورت نخواهد گرفت.

تنها راه برچیدن انتصابات حکومتی، برچیدن کلیت رژیم جمهوری اسلامی  با هر جناح و دسته اش است!

پس شعار ما: علیه انتصابات حکومتی، علیه رژیم جمهوری اسلامی تا سرنگونی آن از پا ننشینیم

...................
محمد تقی سید احمدی: امید به سرنگونی نظام سرمایه داری و استقرار نظام سوسیالیستی به همت تودهای کار و زحمت

۱۳۹۲ خرداد ۱۲, یکشنبه

دوران رازداری بانک‌های سوئیس به پایان می‌رسد ایموجن فوکس

دوران رازداری بانک‌های سوئیس به پایان می‌رسد

ایموجن فوکس
بی‌بی‌سی، سوئیس
سوئیس به شدت تحت فشار بوده تا سنت دیرینه رازداری در نظام بانکی‌اش را کنار بگذارد. آمریکا از مدتی پیش به دولت سوئیس اعلام کرده بود که از بانک‌های سوئیسی انتظار دارد بطور خودکار اطلاعات مشتریان آمریکایی را در اختیار مقامات این کشور قرار دهند.
حالا اتحادیه اروپا هم خواهان دریافت خودکار این گونه اطلاعات شده است. سوئیس عضو این اتحادیه نیست، اما اگر بخواهد به بازارهای مالی آن دسترسی داشته باشد، به‌سختی خواهد توانست از اجرای این سیاست شانه خالی کند.
"رازداری در نظام بانکی رو به پایان است"
فیلیپ ماستروناردی، استاد حقوق
فرآیند کنار گذاشتن رازداری بانکی برای سوئیسی‌ها پردردسر و دردناک خواهد بود. در بسیاری کشورهای دیگر رازداری بانک‌ها راهی برای مخفی کردن سود نامشروع ناشی از تبهکاری، فساد مالی و یا فرار مالیاتی به‌حساب می‌آید. اما در سوئیس به این کار به چشم روشی شرافتمندانه نگاه می‌شود که نشان‌دهنده اعتماد موجود میان حکومت و شهروندان است.
میشل دوروبر، رئیس انجمن بانک‌داران خصوصی سوئیس، می‌گوید: رازداری بانکی در سوئیس در یک رابطه حرفه‌ای ریشه دارد، چیزی شبیه رابطه با یک پزشک یا وکیل. بانک‌دار نباید اطلاعات مشتریانش را فاش کند، و نباید آنها را در اختیار افراد دیگر قرار دهد."

گذشته شرافتمندانه؟

بسیاری از کسانی که طرفدار ادامه رازداری بانکی هستند، ادعا می‌کنند که این روش اولین بار در دهه ۱۹۳۰ مورد استفاده قرار گرفت و به‌کمک آن یهودیان آلمان توانستند با انتقال دارایی‌هایشان به بانک‌های سوئیس مانع توقیف آنها توسط نازی‌ها شوند.

ژروم کائوزاک، وزیر بودجه فرانسه، بعد از اینکه معلوم شد در یکی از بانک‌های سوئیس یک حساب مخفی داشته، مجبور به کناره‌گیری شد
البته این حرف قطعا درست است، اما "قانون سال ۱۹۳۴ بانک‌داری سوئیس" بعد از آن تهیه و تصویب شد که در جریان یک رسوایی مالی معلوم شد شماری از سیاست‌مداران و تاجران فرانسوی پول‌هایشان را در سوئیس مخفی کرده اند.
هدف از تصویب این قانون هم حفاظت از محرمانه بودن اطلاعات مشتریان در آینده بود. رسوایی اخیر ژروم کائوزاک، وزیر بودجه سابق فرانسه، هم باعث نشد برخی از سیاست‌مداران اروپایی از استفاده از رازداری بانکی در سوئیس دست بکشند. آقای کائوزاک وظیفه برخورد با مسأله فرار مالیاتی در فرانسه را عهده‌دار شده بود، اما اخیرا فاش شد که صدها هزار یورو در یک حساب بانکی مخفی در سوئیس داشته، و امیدوار بوده که بتواند از پرداخت مالیات مربوط به آن فرار کند.
مثال‌هایی از این دست واکنش‌های خشمگینانه‌ای را در پایتخت‌های تشنه پول کشورهای اروپایی به‌دنبال داشته است. بخش زیادی از پول‌هایی که دولت یونان امیدوار بوده بتواند از آنها مالیات بگیرد هم از بانک‌های سوئیس سردرآورده است. یکی از دلایل اصلی فشارها بر سوئیس این است که دولت‌های دیگر امیدوارند بتوانند با گرفتن مالیات‌های پرداخت‌نشده، به اوضاع مالی نامساعدشان سر و سامانی بدهند.
در داخل سوئیس سال‌ها درباره روح سوئیسی حاکم بر صنعت بانک‌داری این کشور بحث بوده است. سیاست رازداری بانکی در این کشور به‌خوبی کار می‌کند، و شهروندان سوئیس شخصا مالیات‌هایشان را محاسبه و پرداخت می‌کنند (مالیات از اصل درآمدشان کسر نمی‌شود).
"بسیاری از کسانی که طرفدار ادامه رازداری بانکی هستند، ادعا می‌کنند که این روش اولین بار در دهه ۱۹۳۰ مورد استفاده قرار گرفت و به‌کمک آن یهودیان آلمان توانستند با انتقال دارایی‌هایشان به بانک‌های سوئیس مانع توقیف آنها توسط نازی‌ها شوند"
اما سوئیسی‌ها از خود می‌پرسند که آیا این سیاست برای مشتریان خارجی هم مناسب است؟ ژان- پل مین، رئیس سازمان شفافیت بین‌المللی، شاخه سوئیس، می‌گوید: "بنظر من مادامی که جاهایی وجود داشته باشد که مردم بتوانند پول‌هایشان را در آنجا پنهان کنند، برخورد با فساد مالی واقعا سخت خواهد بود. قطعا سوئیس از مزیت رازداری نظام بانکی‌اش بهره زیادی برده است. پول‌های هنگفتی که به این کشور وارد شده، در غیر این صورت به آنجا نمی‌رفت."
فیلیپ ماستروناردی، استاد حقوق، با این نظر موافق است. او و شماری از دیگر چهره دانشگاهی برجسته سوئیس اخیرا بیانیه‌ای منتشر کرده اند و در آن خواهان پایان دادن به رازداری در نظام بانکی این کشور شده اند. آقای ماستروناردی می‌گوید: "این روش اخلاقی نیست. از اصولی که برای من اهمیت فوق‌العاده‌ای دارند، حاکمیت قانون، شفافیت و صداقت است. نحوه عملکرد نظام بانکی سوئیس این اصول را نقض می‌کند."

'جنگ اقتصادی'

این موضوع برای دولت سوئیس به یک مسأله سیاسی دردسرساز شده است. وزرا بین ضرورت داشتن روابط خوب با اتحادیه اروپا و آمریکا، و گرایش عمومی مردم سوئیس، که تمایلی به تسلیم در برابر خواسته‌های خارجی‌ها ندارند، گیر افتاده اند.

در سوئیس خیلی‌ها، از جمله خود بانک‌داران، طرفدار مصالحه هستند
ایو نیدگر، نماینده پارلمان و عضو حزب راستگرای مردم سوئیس، معتقد است که مسأله اصلی این است که سوئیس بتواند قوانین مورد نظر خود را داشته باشد.
او می‌گوید: "آیا ما کشوری مستقل هستیم که در قلمرو آن قوانین مصوب پارلمان حاکمند، یا مستعمره‌ای هستیم که قوانینش را همسایگان قدرتمندش تعیین می‌کنند؟" آقای نیدگر فشارهای اتحادیه اروپا و آمریکا را نوعی "جنگ اقتصادی" می‌داند، که بیش از هر چیز از حسادت آنها به موفقیت سوئیس در مدیریت بخش بزرگی از ثروت خصوصی جهان ناشی می‌شود. او و خیلی‌های دیگر حاضر به تسلیم نیستند، و بنظر می‌رسد آماده اند برای حفظ رازداری در نظام بانکی سوئیس مقاومت جانانه‌ای بکنند.
او می‌گوید: "فکر می‌کنم سوئیس هنوز چند کارت برای بازی کردن دارد. مثلا می‌توانیم پیشنهاد دهیم که ضامن بدهی‌های یونان بشویم. نه اینکه این بدهی‌ها را پرداخت کنیم، فقط ضامن آنها باشیم. ما تنها کشوری هستیم که می‌تواند این کار را بکند. به این ترتیب بدهی‌های یونان AAA (بالاترین درجه مرغوبیت در رده‌بندی‌های موسسات تعیین کیفیت محصولات مالی)، و قابل فروختن می‌شود. ضمانت ما هم تا موقعی که رازداری در نظام بانکی‌مان رعایت شود، ادامه خواهد داشت. این سناریو شاید کاملا واقع‌بینانه نباشد، اما منعکس‌کننده ناخشنودی گسترده از برخورد اتحادیه اروپا و آمریکا، و اعمال فشار آنها بر سیاست‌های سوئیس است.

راه حل مرضی‌الطرفین؟

در حالی که آقای نیدگر آماده مبارزه است، بنظر می‌رسد در سوئیس خیلی‌ها، از جمله خود بانک‌داران، طرفدار مصالحه اند. میشل دوروبر می‌گوید: "ما نمی‌توانیم سر چنین مسائلی با همسایگانمان درگیر شویم. این کاملا روشن است. از نظر ما، کل جهان در حال حرکت به‌سوی استانداردی واحد است.
اگر این اتفاق بیفتد، مسلما ما هم باید خود را با آن استاندارد وفق دهیم." همین که بانک‌دار برجسته‌ای مثل آقای دوروبر خواهان مذاکره است، روشن‌ترین نشانه است که سوئیس برای قبول پایان دادن به رازداری در نظام بانکی‌اش آماده می‌شود، موضوعی که زمانی باورش غیرقابل تصور بود.