۱۳۹۷ آذر ۱۸, یکشنبه

Dr. Morteza Mohit, 08 Dec. 2018 - استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی

Dr. Morteza Mohit, 08 Dec. 2018 - استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی

George W Bush gives Michelle Obama a mint at his dad's funeral

گذار بی خشونت» یا ملاحظه‌کاری با خشونت

porthan
آنچه که در تمام مباحث حول مفهوم و نوع خشونت مشکل‌آفرین بوده است و در زمینه‌های اجتماعی و سیاسی خشونت را به زیر سوال برده است نوع نگرش «اخلاقی» به مقوله است و با این استناد که خشونت «نیک‌خویی» بشر را زایل می‌گرداند و بشر را از تمرین و ممارست با «تدبیر» بی‌نیاز می‌کند.

در این یادداشت نگاهی داریم به اینکه در مرحله‌ی گذار از جمهوری اسلامی مقوله‌ی «خشونت» در بین مخالفان چگونه ارزیابی می‌شود و دوری از خشونت چه پیامد‌ها و فوایدی دارد. این نگرش که خشونت در تضاد با منافع مردم  است دست‌آویز و مستمسک‌ برای بحث‌های «نظری» گسترده‌ای در اپوزیسیون داخل و خارج شده‌ است. پیش‌درآمدی بر همگنی خشونت و سیاست این بحث را آغاز می‌کند و سپس به صحن اختلاف‌نظر‌های اپوزیسیون می‌رویم.
خشونت زاده‌ی باورهاست
رفتار گروه‌های سیاسی از منظر نوع برخورد آنها با «خشونت» از مهم‌ترین مقوله‌های زمان ما است. با این وجود که امروزه خشونت سیاسی محکوم شده است اما بسیاری از قدرت‌های سیاسی در متن و حاشیه میدان حفظ قدرت سیاسی به خشونت متوسل می‌شوند. در طول تاریخ، حتی از زمان یونان باستان، همیشه مسئله‌ی بغرنج استفاده‌ی از خشونت در مسیر اهداف سیاسی مورد نقد و بررسی بوده است.
آنچه که در تمام مباحث حول مفهوم و نوع خشونت مشکل‌آفرین بوده است و در زمینه‌های اجتماعی و سیاسی خشونت را به زیر سوال برده است نوع نگرش «اخلاقی» به مقوله است و با این استناد که خشونت «نیک‌خویی» بشر را زایل می‌گرداند و بشر را از تمرین و ممارست با «تدبیر» بی‌نیاز می‌کند. از همین رو  نگاه‌های ملاحظه‌گرایانه به خشونت همیشه بدنبال توجیه و یافتن مشروعیتی در رابطه با خشونت از سوی حاکمان جامعه بوده‌اند. توماس هابز فیلسوف صده‌ی شانزدهم میلادی خشونت در دست سیاست را برای مهار کردن طبیعت سرکش انسانی مجاز میشمارد و ماکس وبر تئوریسین جامعه‌شناسی در این‌باره به تفکر نشسته است که کجا صاحبان قدرت سیاسی حق دارند در مناطقی از حکومت خود شرایط را با خشونت کنترل نمایند. این تعمق از آن رو‌ست که مقوله‌ی خشونت همیشه در مرکزیت بحران‌ها و مشکلات سیاسی قرار دارد.
نکته‌ی قابل توجه درباره‌ی خشونت این است که خشونت نیز زبانی‌ست که با آن سخن می‌گوییم. زبان، در ما مادر باور‌ها است و سپس خود ابزار این باورها می‌گردد. انسان برای اینکه به خشونت دست بیازد نخست نیاز به باور و عقیده‌ای دارد که خشونت را مجاز می‌شمارد. چه در بافت خانواده و چه در میان جامعه جواز گذر از خشونت بر پایه‌ی باورهایی که استفاده از خشونت را بهترین و یا دست‌کم لاجرم  می‌دانند ساخته می‌شود. ‌این باورها در سیستم‌های سیاسی از سوی صاحبان قدرت برای ترویج و مشروعیت خشونت سیاسی تبلیغ می‌گردند. پژوهش‌ها نشان میدهد که پس از آنکه خشونت در جوامع رو به گسترش می‌گذارد افراد عادی جامعه نیز این باور‌ها را اکتساب کرده و با آن باطن‌سازی می‌کنند. اطراف رفتار خشن حاکمین تئوری‌ها و توجیه‌ها ساخته می‌شوند و رسانه‌ها نیز در دستکاری آن به سود حاکمین نقش می‌گیرند. فاجعه آن زمانی رخ می‌دهد که داستان‌سازی‌ها و سناریوها، با توجیه‌های اخلاقی و آیینی، حول این رفتار خشن شکل می‌گیرند، ساخته می‌شوند و بدین ترتیب حوزه‌ی این میدان آیین و اخلاق دستکاری شده بسیار وسیع‌تر می‌گردد.
زبان خشونت سیاسی با دیگر زبان‌های سیاسی تفاوت چیستی‌ و نهادینه‌ای ندارد. زبانی است که علت و معلول‌های فراوانی را برای خود از درون داستان‌ها و سناریوها می‌یابد و شاخ و برگ می‌دهد. اما چون غیر‌اخلاقی‌ست و از بنیان، ناپسندیده بنابرین نیاز هست یادآوری نماید که موجودیت آن در ارتباط با حفظ شرایط موجود لازم و حیاتی‌ست. انواع فیکشن و کارهای هنری به کمک خشونت می‌آیند و فاکت‌های مولود خشونت را مقدس و نیک می‌نمایانند. کشتار‌های جمعی در مدارس آمریکا را ناشی از تاثیر فیلم‌های هالیوود، آزادی استفاده از سلاح و ریشه‌های بیماری روانی می‌دانیم، اما هر‌ سه‌ی این عامل‌ها باید دور از گزند بمانند. اینگونه دکوراژه نمودن «علت و معلول» در دفاع از خشونت، دیرینه و کهن است. برای چینش دوباره‌ی اجزای این بحث، بیاد آوردن دو مورد از ترسناک‌ترین رفتارهای خشن دوران ما‌ که آنرا «کور» می‌توان نامید بی‌مورد نیست: که رفتار تروریست‌های انتحاری و رفتار ارتش اسلوبودان میلوسویچ در جنگ داخلی یوگسلاوی سابق‌ باشد. این دو نمونه تمامی عناصر و اجزای ایجاد یک جو سیاسی – ایدئولوژیک که خشونت را در هر شکل و بعد آن کاملا توجیه نماید در اختیار گرفتند. اولی از زمان انقلاب اسلامی ایران و با فتواهای دینی روح‌الله خمینی مرسوم گشت و دومی در قلب اروپا بنام مقابله با اسلام افتخار می‌فروخت.
استبداد بی خشونت نیست
مخالفان جمهوری اسلامی بارها امید به برچیده‌شدن بساط آیت‌الله‌ها از کشور بسته‌اند. این امید‌ها بی شالوده هم نبوده‌اند. هم جریانات اجتماعی و سیاسی درون ایران و هم پیمان‌های بین‌المللی نشان از این داشته‌اند که جمهوری اسلامی تار و پودی ناجور بر بافت نظم جهان و فرهنگ کشور ماست. از اینرو افت و خیز این یاس و امید برای آنهاییکه چند دهه است در افقی مه‌آلود شرایط کشور را با دل و جان دنبال میکنند، عارضه‌ی را به همراه داشته است که در بین مبارزان و مخالفان اپوزیسیون دیده میشود؛ «ناآرامی»! انتظاری ناآرام که با احساسات و عواطف بسیاری عجین‌ست. هرچند که در کاراکتر فرهنگی اکثر ایرانیان نبود شکیبایی و پشتکاری طولانی‌مدت همیشه دیده شده و محسوس است و در شخصیت‌ ما نیز نیکو بافته شده است، اما این ناآرامی و ناشکیبایی پژواکی از واقعیت‌های بیرونی هم هست. نشان از این واقعیت دارد که هنوز نه عوام و نه خواص ما نتوانسته‌اند در کوره‌ی دگرگونی‌های سیاسی کشورمان آهیخته شوند. هیچ انتظاری هم بیش از این نمی‌توان داشت. بسی نادرند خواصی که با بینش وسیع و گسترده‌ی خود توانسته باشند مقدورات و نامقدورات دگرگونی‌های اجتماعی-سیاسی ایران را در بستر تحولات ایران خوب ببینند و راهبرد‌ها و راهکار‌های کارساز را به مردم ارائه نمایند.
اما، خوشبختانه  جریان گذار از جمهوری اسلامی «متحجر و سرکوبگر» هدف اکثریت مطلق ایرانیان است. نجات از دست آیت‌الله‌های مکار خواسته‌ی مردم و وطن‌دوستان ماست. از این رو شکاف بین طرفداران و مخالفان نظام جمهوری‌ اسلامی همواره رو به رشد است. از یک دهه پس از انقلاب اردوی مخالفان مدام بزرگ‌تر و استوار‌تر شده، و طیف‌های مخالفان هر‌چند بسیار کند، اما به هم نزدیک می‌شوند. این جریان که دینامیکی کند و گاهی انحرافی داشته است با موانعی نیرومند روبرو می‌باشد و راه ملت در رسیدن به دموکراسی و آزادی با نظر به «عقب افتادگی و تحجر» فکری و  جهان‌نگری ملایان بسی طولانی شده است. باید اعتراف کرد که استبداد بسیار بد است اما استبداد خرافی و متحجر بدترین است. این موانع عبارتند از :
  • پیچیدگی شرایط سیاسی دهه‌های گذشته در خاورمیانه
  • نحیف بودن تجربه‌ی مردم ما از و در كشورداری مدرن
  •  چشمداشت حریصانه‌ی کشورهای بیگانه به منابع طبیعی و ثروت ایران
  •  استفاده‌ی زشت و نادرست ملایان از باور‌های دینی مردم
  •  فراوانی مدیران نالایق و فاسد در لایه‌های حکومت و دولت
خشونت مرحله‌ی گذار 
امروز، با گذشت چندین ماه از شروع بحرانی برای جمهوری اسلامی که ناشی از سیاست‌های جدید کاخ سفید می‌باشد، کاملا مشهود است که گروهی از برونمرزیان، و درونمرزیان نیز، از صبر و شکیبایی مردم ایران در برابر شرایط فعلی و حکومت سر به شکایه برداشته‌اند؛ «در عجبیم که چرا این مردم برنمی‌خیزند و شورش نمی‌کنند؟» این طرز نگاه به رویداد مهمی چون «گذار سیاسی» از یک حکومت فاسد مستبد در یكسوی میدان قرار دارد و در سوی دیگر این میدان عده‌ای در حواشی، با زمینه‌سازی‌های «رد خشونت» می‌گویند ابدا نمی‌توان خشونت را برای مرحله گذار پذیرفت. ‌
زمینه‌های این دو نگرش بطور واضح در بین اپوزیسیون داخل و خارج طرفدار و پشتیان دارد. منتهی بدلایلی که در ادامه بدان خواهیم پرداخت طیف طرفدار شکیبایی و مبارزات مدنی بطور سیستماتیک و تا حد زیادی «مصنوعی» یا آرتی‌فیشیال (زیرنویس ۱) توانسته است «جو رسانه‌ای» و همه‌گیری را حاکم گرداند که اگر کسی خشونت را – بطور نسبی – موجه بداند دشمن منافع ملی ایران و آزادی‌ستیز است.
تاریخ دهه‌های گذشته بخوبی نشان می‌دهد که با بروز انقلاب‌های نرم، در کشورهای تحت سلطه‌ی اتحاد جماهیر شوروی سابق، این امید و راهکار برای بسیاری سمبل گشت که می‌توان بدون خشونت نیز دست به دگرگونی‌های کلان در سیستم سیاسی یافت. اما آنچه در مورد کشور ما ایران جالب است، این است که بر سر این روش‌های نرم نه تنها توافق نظر ممکن و مقدور نشده است بلکه راهکارها و تاکتیک‌های مختوم به یکی از حالت‌های زیر را برای رهایی از شر جمهوری اسلامی بدیل می‌دانیم:
۱) تغییر ساختاری رژیم با رفراندوم
۲) کودتای نظامی (بخوانید کودتای سپاه پاسداران)
۳) براندازی سخت
۴) تحول نرم
۵)  ادامه‌ی اصلاحات

پافشاری و نگاه راهبردی به پیامد‌های این بدیل‌ها «توانسته» است دو قطب را در اپوزیسیون تولید نماید:
۱) قطبی که خشونت را کاملا رد میکند و تنها به ادامه‌ی مبارزات در حد و ابعاد امروزین رضایت می‌دهد. این قطب بسیار می‌کوشد به انواع روش‌های دست و پا گیر و حتی انگ، از طرف مقابل خطا و اشتباه بگیرد و در برابر رسانه‌ها و عموم او را «آنارشیست»، «انتقامجو» و «متکی» به دخالت نظامی خارجی‌ها بنمایاند و ‌هویت سیاسی او را مخدوش نماید. این قطب طرفدار شکیبایی بی مرز از سوی مردم است و تلاش دارد حکومت را با ارتباط‌های علنی و مذاکرات مخفی آرام نگاه دارد تا حکومت نیز دست به خشونت نزند. اینان اینگونه می‌بینند که امنیت شرایط فعلی به هر‌گونه آشوب و هرج و مرج آتی مقدم است و شرایط «امن» را باید حفظ کرد.
۲) قطب دیگر باور دارد مرحله‌ی گذار از جمهوری اسلامی قطعا «خشن» است زیرا از سوی حکومت به مردم تحمیل می‌گردد. این قطب در یک چهارچوب «زمانبندی شده» خشونت را مجاز میشناسد. در بعدی عمیق‌تر که وارد شویم این قطب تلاش دارد مردم را از دست‌یازی به خشونت باز دارد اما می‌بیند که سرشت جمهوری‌ اسلامی مردم را ناگزیر از درگیری و توسل به خشونت خواهد کرد.
سودِ گذار کم‌هزینه
واضح‌تر بخواهیم این مسئله را باز نماییم باید گفت که قطب مخالف خشونت – دست‌کم می‌گوید –  که با دو تاکتیک ۱) رایزنی‌ها و لابی‌ها و مناسبات و ۲) کارکردن روی «احساسات» مردم، می‌تواند این شرایط را تا آنجایی پیش ببرد که گذار با کمترین هزینه برای «مردم» روی دهد. گفتار‌درمانی‌های کسالت‌آور حسن روحانی رییس جمهور نیز از همین دست هستند. این طیفِ مخالف سرسخت خشونت، وزین‌ترین استدلال‌هایش در بحث‌ها اینها هستند:
  • مردم بقدر کافی مصیبت دیده‌اند و لازم نیست در مرحله‌ی گذار آسیب فراوانی ببینند
  • خشونت از سوی مردم حکومت را بسوی شرایطی که حکومت در آن جان تازه می‌یابد می‌برد
  • ابعاد گسترده‌ی خشونت می‌تواند یکپارچگی کشور را به زیر سوال ببرد
  • دخالت نیروی نظامی خارجی زیرساختارها‌ی توسعه کشور را بسیار نحیف و حتی نابود می‌سازد
این محاسبات و استدلالات ابدا بی‌مورد نیستند و  نسبت به احتمالاتی هشدار می‌دهند که باید بخاطر منافع ایران آنها را در نظر داشت و جدی با آنها روبرو شد.  جدی‌گرفتن و حساس بودن روی این گزینه‌ها وظیفه‌ی هر ایرانی است.
اما، روی دیگر این نوع روش‌ها نیز نباید از نظر دور بماند. اگر آن روی سکه را نگاه کنیم تمامی این استدلال‌ها و دوری از امکان خشونت از سوی مخالفان رژیم، «هزینه‌های رژیم» را بسیار پایین نگاه داشته است. رژیم از این واهمه و هیاهوی پشت آن بسی از ما آگاه تر است. زیرا می‌داند کدام و چند درصد از این صداهای «دلسوز» منافع ملی وفادار و عوامل رژیم هستند. چیزی که من و شما دقیق نمی‌دانیم. این یک فرض و یا کژپنداری نیست؛ جمهوری اسلامی از زمان محمد خاتمی، با برنامه و سرمایه، نفوذی‌های بسیاری را چه در قالب خواص و چه عوام به سوی کشورهایی که مهاجرین ایرانی در آنها ساکن هستند روانه ساخت و هنوز بسیاری از آنها شناسایی و تمیز داده نشده‌اند. جمهوری اسلامی در عمل با طرح اینکه «تا رژیم آرام است هزینه‌های مردم کمتر است» دارد هزینه‌های خود را کاهش می‌دهد و با کمترین خسارتی سیاست‌هایش ادامه دارند.
جمهوری اسلامی در طول سال‌های عمرش و بویژه پس از جنبش سبز دارای دو اهرم خشونت بوده است. اهرم بزرگ،‌ مطلوبِ علی‌خامنه‌ای است که ایجاد ترور و وحشت «ساکن» در بین مخالفان داخلی باشد. خامنه‌ای ارعاب و ترساندن را به گونه‌های متفاوتی فرمان داده و عاملان آنرا توشیح کرده است. اهرم دیگر نیز خشونت فیزیکی‌ست که متوجه مخالفان بوده و هست. هر دوی این روش‌ها هزینه‌های رویارویی رژیم با مخالفان و دگرگونی‌های سیاسی را تقلیل می‌دهند. اینکه رییس‌جمهور آمریکا جرج دبلیو بوش زمانی گفت که «رژیم ایران، مردم ایران را گروگان گرفته است»، تلویحی کاملا درست بود. ما ایرانیان در کنار این مردم، منافع ملی و یکپارچگی کشور را نیز می‌بینیم.
چه‌کنم چه‌کنم‌های بی‌ پایان
از این منظر، دو پرسش پیش‌رو دقیقا عمل‌گرایانه هستند که به کدام سمت می رویم و چه می‌خواهیم بکنیم:
۱) آیا به سمت گروگان نگاه داشتن مردم در دست رژیم در این شرایط «امن» و ادامه‌ی مذاکرات، امید‌پراکنی به تحولات و آنهم کاملا در چهارچوب شروط و اصول رژیم ادامه می‌دهیم؟
۲) یا اینکه منافع مردم را هم‌ارز با اتلاف زمان ارزیابی می‌کنیم و برای خلاصی از این رژیم همصدا  و هم‌تاکتیک شده و آماده‌ی فراز و نشیب‌های جدا شدن از این مسیر «امن» می‌گردیم؟

هرکجای این صحن اختلاف‌نظر‌ها بیاستیم و از هر زاویه‌ای که نگاه کنیم مشاهده‌ی این حقیقت سخت نیست که ادامه‌ی بقای این رژیم برابر با نابودی تدریجی و مستمر ایران است. اما گویی رسیدن به یک اجماع‌نظر و درک درست از شرایط، پیامد‌ها و راهبرد‌ها کاری بس دشوار است و چند دهه زمان کشته است. اگر باز گردیم به بدیل‌های راهبردی که برای رهایی از جمهوری اسلامی به ملت ما توصیه می‌شود که پنج مورد بودند: رفراندوم، کودتای سپاه، براندازی سخت، تغییر ساختار تا تحول نرم و ادامه‌ی اصلاحات، می‌بینم بی دلیل نیست که براندازی سخت در میانه‌ی این پنج مورد قرار گرفته است. برای طرفداران رژیم جمهوری اسلامی و محافظه‌کاران ادامه‌ی اصلاحات در ساختار نظام، که به معنای بقا و استمرار شرایط فعلی است، بهترین و یا همان چیزی که «محمد خاتمی » خواهان آن است. دعای «حول ‌حالنا الی احسن الحال» پیش‌کش این طیف باد!  کودتای نظامیان و سپاهیان نیز اگر امکان داشته باشد دردی از مردم دوا نخواهد کرد زیرا هم اکنون خود رژیم در دست‌های هیولای مافیای اقتصادی اسیر است و این هیولا ثابت کرده است و دارد به صدای بلند می‌گوید که دست‌بردار از منافع‌اش نیست. رفراندوم یا انتخابات آزاد از سوی رژیم آیت‌الله‌ها بیشتر به شوخی می‌ماند تا رویدادی مقدور که در اسکلت جمهوری اسلامی جای شود. پس می‌ماند دو بدیل دیگر، تحول ساختاری نرم و براندازی سخت. با مراجعه به نظرات و محاسبات طرفداران این دو روش مبارزه طبعا یکی از این دو بدیل باید به نجات ملت ایران از این استبداد متحجر بیانجامد. متاسفانه اتفاق نظر بر سر اینکه کدام یک از این دو برای ملت ایران کم‌هزینه‌تر و برای رژیم پر هزینه‌تر است هنوز وجود ندارد.
شرایط فعلی حاکم بر ایران و دیکته شده توسط دولت آمریکا اگر با همین محیط و محتوی ادامه یابد، شفافیت تصمیم درباره‌ی هزینه‌‌ی پرداختنی مرحله‌ی گذار را سریع‌تر و عملی‌تر خواهد نمود. هر چند که آسان نخواهد بود. بحث گذار بی خشونت نیز به یقین از صحن نظریه‌پردازی‌ها به میدانی واقعی‌تر رانده خواهد شد و باید منتظر عاملان اصلی مرحله‌ی گذار بمانیم. چه بهتر که این عاملان مردم و حکومت باشند.

تحلیل/نقطه
۶ ژانویه ۲۰۱۸

1 – آرتی‌فیشیال صفتی است برای آنچه که انسان با الهام از طبیعت می‌سازد . این ساخت جدید می تواند کپی از مدل طبیعی باشد و یا اینکه بسیار به آن نزدیک باشد.

۱۳۹۷ آذر ۱۷, شنبه

به دکتر!حسن عباسی!پاسخی مختصر به مهدويت و جعلی بودن آن(2

شانزده آذر!پايداری دانشجويان وادامه اعتصابات کارگری

image
تصویر این آقا متعلق به "سِر آرتور هاردینگ" است. او سفیر بریتانیا در جاهای مختلف بوده و در سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۶ میلادی در تهران بعنوان سفیر مشغول فعالیت بوده است.
هاردینگ مهره بسیار کلیدی در سیاستهای انگلیس در ایران و خاورمیانه بود.
قبل از آمدن او به ایران مدتی بود که نفوذ روسها روز به روز در ایران بیشتر شده و در مقابل انگلیس ها به حاشیه رفته بودند و از این بابت بسیار ناراضی و نگران بودند.
تا اینکه بالاخره این آقای هاردینگ به ایران آمد. او با بکارگیری روحانیون موثر شیعه توانست قدمهای بزرگی برای طرح های استعماری بریتانیا بردارد. او در مسیرش ابتدا به عتبات رفت. عراق آن زمان بخشی از دولت عثمانی بود. او با چند نفر از روحانیون مطرح کربلا و نجف ملاقات کرد که این ملاقاتها تاثیر زیادی در برنامه های بعدی او گذاشت.
جناب هاردينگ وزير مختار بريتانيای کبير بعدا در کتاب خود به نام A Diplomat in the East درباره آن نوشته: 
اختیار تقسیم وجوه "اود" در دست من اهرمی بود که با آن می توانستم همه چيز را در ايران و عتبات بلند کنم و هر مشکلی را از ميان بردارم. 
(اود به منطقه ای از شمال هندوستان می گفتند که جمعیت شیعه فراوانی داشت و تحت مستعمره انگلیس بود )
هاردینگ می نویسد:
"یک اهرم قوی که باعث شد بین من و روحانیون روابط حسنه ایجاد کند همین وجوه اود بود. این وجوه توسط فرماندار اود وقف شده بود تا به مرور صرف تحصیل طلاب شیعه در کربلا و نجف بشود. من این موضوع را خیلی مهم دانسته و دستور دادم وجوه موقوفه بیش از یکصد لک روپیه یا معادل یکصد میلیون تومان را در اختیار "کلنل نیومارچ" در بانک لندن قرار دهند تا نیمی از آن را به مروز به مجتهدین اعلم کربلا و نیمی از آنرا به مجتهدین اعلم نجف بدهیم.
یعنی هر ماه مبلغ ده هزار روپیه از سوی قنسول انگلیس را بین روحانیون بلند مرتبه این دو شهر مذهبی پرداخت میکردیم."

در آنزمان شیخ مرتضی انصاری مرجع تقلید شیعیان در نجف بود. او مدتی این پول را میگرفت ولی ظاهرا فهمیده بود که این پول ربطی به وجوه شرعی ندارد بلکه زیر کاسه نیم کاسه ای است و لذا از قبول آن امتناع کرد اما بقیه علما و مجتهدین به کارشان ادامه دادند.
در کتاب تاریخ روابط ایران با انگلیس جلد ششم ص ۳۳۱ تا ۳۳۹ (در این کتاب مطالبی به نقل از
آرشيو سری وزارت امور خارجه انگلستان ارائه شده) اسامی مجتهدین حقوق بگیر کنسول گری بریتانیا را نوشته است.

اسامی ده نفر از مجتهدین از حوزه نجف که هر ماه از کنسول انگلیس پول دریافت میکردند، ظاهرا 500 روپیه در ماه عبارتند از
- ملا محمد کاظم خراسانی
- شیخ عبدالله مازندرانی
- شیخ ابوالحسن شیخ راضی
- شریعت اصفهانی
- شیخ محمد مهدی کشمیری
- شیخ مهدی ابن شیخ اسدالله
- شیخ حسن پسر شیخ حسن صاحب کتاب جواهر
- سید محمد بحرالعلوم
- سید ابوتراب خوانساری
- سید ابوالقاسم اشکوری

و اما نام ده تن از مجتهدین از حوزه کربلا:
- شیخ حسن پسر شیخ زین العابدین مازندرانی
- مولوی سید باقر هندی
- سید مرتضی هندی معروف به واحدالعین
- سید سبط حسین
- سید محمد کاشی
- سید محمد باقر طباطبایی
- سید جعفر پسر سید نقی طباطبایی
- شیخ هادی اصفهانی
- سید محمد باقر بهبهانی
- شیخ علی بفروئی یزدی

چهار خط فقر برای مناطق شهری و پنج خط فقر برای مناطق روستایی ارائه شده است. این برآورد‌ها نشان می‌دهد در سال ۱۳۹۵ خط فقر ماهانه یک خانواده چهار نفره شهری در بیشترین حد آن در تهران ۲ میلیون و ۷۶ هزار تومان و کمترین میزان خط فقر شهری در کشور ۹۸۳ هزار تومان بوده است.

بر اساس آمار مرکز پژوهش‌ها و تعدیل آن با شاخص تورم بانک مرکزی، برآوردی از خط فقر در آبان سال جاری ارائه کرده ایم. بر این اساس خط فقر خانوار چهار نفره در تهران حدود ۳ میلیون و ۱۷۶ هزار تومان بوده و این رقم در کمترین سطح مناطق شهری یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان محاسبه شده است. همچنین خط فقر خانوار چهار نفره در روستا‌های تهران و البرز یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان و برای روستا‌های دورافتاده ۸۳۰ هزار تومان برآورد می‌شود.


به گزارش دنیای اقتصاد، در این پژوهش، با توجه به خوشه‌بندی استان‌ها، چهار خط فقر برای مناطق شهری و پنج خط فقر برای مناطق روستایی ارائه شده است. این برآورد‌ها نشان می‌دهد در سال ۱۳۹۵ خط فقر ماهانه یک خانواده چهار نفره شهری در بیشترین حد آن در تهران ۲ میلیون و ۷۶ هزار تومان و کمترین میزان خط فقر شهری در کشور ۹۸۳ هزار تومان بوده است.
همچنین در مناطق «روستایی» استان تهران و البرز، بیشترین خط فقر ماهانه یک خانوار چهار نفره یک میلیون و ۱۶۷ هزار تومان بوده که این رقم نیز برای دورافتاده‌ترین روستا‌های کشور ۵۴۳ هزار تومان گزارش شده است.
بر اساس آمار مرکز پژوهش‌ها و تعدیل آن با شاخص تورم بانک مرکزی، برآوردی از خط فقر در آبان سال جاری ارائه کرده ایم. بر این اساس خط فقر خانوار چهار نفره در تهران حدود ۳ میلیون و ۱۷۶ هزار تومان بوده و این رقم در کمترین سطح مناطق شهری یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان محاسبه شده است. همچنین خط فقر خانوار چهار نفره در روستا‌های تهران و البرز یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان و برای روستا‌های دورافتاده ۸۳۰ هزار تومان برآورد می‌شود.
روز گذشته مرکز پژوهش‌های مجلس محاسبات جدیدی از خط فقر را منعکس کرد. این محاسبه با رویکرد خوشه‌ای معطوف به سال ۱۳۹۵ بوده و نشان می‌دهد که خط فقر ماهانه برای خانواده شهری ۴ نفره در تهران حدود ۲ میلیون و ۷۶ هزار تومان بوده است. همچنین در کمترین حالت برای یک خانوار ۴ نفره شهری این رقم ۹۸۳ هزار تومان گزارش شده است.
همچنین خط فقر ماهانه برای خانواده روستایی ۴ نفره در استان تهران و البرز یک میلیون و ۱۶۷ هزار تومان بوده که این رقم در حداقل‌ترین سطح برای روستا‌های دورافتاده ۵۴۳ هزار تومان گزارش شده است. «دنیای‌اقتصاد» بر اساس رشد شاخص بهای قیمت‌ها، این ارقام را برای آبان ماه سال‌جاری به‌روز کرده است.
برآورد‌ها از آمار‌های مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد که خط فقر ماهانه برای خانواده ۴ نفره شهری تهران حدود ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان است که این رقم برای سایر شهر‌ها حداقل یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان (بر اساس موقعیت جغرافیایی) قرار دارد. همچنین خط فقر ماهانه برای خانواده ۴ نفره روستایی در استان تهران و البرز رقم یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان بوده که این رقم برای روستا‌های مناطق محروم ۸۳۱ هزار تومان برآورد می‌شود. این آمار برآورد تقریبی است که بر اساس آمار‌های مرکز پژوهش‌های مجلس در سال ۱۳۹۵ محاسبه شده است.
تعیین خط فقر در اقتصاد کشور، همیشه دغدغه کارشناسان و اقتصاددانان بوده است. با توجه به افزایش نرخ تورم در ماه‌های نخست سال جاری و کاهش ارزش واقعی درآمد خانوارها، اهمیت شناسایی خط فقر بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. در نبود آمار رسمی درخصوص متغیر خط فقر، بسیاری از افراد رقم‌های متفاوتی را عنوان می‌کنند که این رقم تا ۶ میلیون نیز برای هر خانوار عنوان شده است.
مرکز پژوهش‌های مجلس با توجه به اهمیت موضوع و ضعف مراکز تحقیقاتی رسمی کشور، در نظر دارد با محاسبه خط فقر در سال‌های مختلف و بررسی ویژگی‌های خانوار‌های فقیر، دلالت‌های مختلف سیاستی را در این زمینه بررسی کند. نتایج این مطالعات می‌تواند رهنمون مناسبی برای نمایندگان مجلس و دولت در سیاست‌های حمایتی و فقرزدایی باشد. کارشناسان گزارش نخست را با هدف ارائه یک روش قابل‌قبول برای محاسبه خط فقر و برآورد خط فقر برای سال‌های گذشته و آینده عنوان کردند، همچنین جزئیات این محاسبات در این گزارش منعکس شده تا رهنمونی برای پژوهشگران باشد.
این مطالعه با معرفی متداول‌ترین روش‌های محاسبه خط‌فقر برای نیاز‌های اساسی و مصرف انرژی غذایی، بر اساس رویکرد جدید نسبت به روش‌های هزینه نیاز‌های اساسی، به برآورد خط فقر مطلق در سال ۱۳۹۵ در کشور پرداخته است. در این پژوهش، خط فقر «مطلق» مورد بررسی قرار گرفته و منظور از فقر مطلق در تمام این پژوهش، آن است که می‌توان «ناتوانی در کسب حداقل استاندارد زندگی تعریف کرد.»
فقرمطلق عدم دسترسی به حداقل‌های معیشت در جامعه را بررسی کرده و تحت‌تاثیر توزیع درآمد در جامعه نیست. در مطالعات مربوط به این نوع فقر به موضوع تامین حداقل نیاز‌های اساسی پرداخته می‌شود، بنابراین در برخی از کشور‌های پیشرفته حتی ممکن است، فقیر مطلق وجود نداشته باشد. اما در کشور‌هایی که دچار فقر مطلق هستند، یعنی بخشی از جامعه هنوز امکان دستیابی به حداقل‌های زندگی را ندارند، بررسی فقرنسبی در مقایسه با فقر مطلق اهمیتی ندارد.
روش محاسبه خط فقر
اصولا در مطالعات بسیار، روش‌های متفاوتی برای محاسبه خط فقر در نظر گرفته می‌شود و به همین دلیل، نتایج متفاوتی درخصوص آمار خط فقر وجود دارد. روش مورد استفاده در این مطالعه، روش هزینه حداقل نیاز‌های اساسی تکراری (Cost of Basic Needs) است. در این روش یک سبد خوراکی به‌عنوان مرجع انتخاب می‌شود که در این مطالعه سبد خوراکی تامین‌کننده ۲۱۰۰ کیلو کالری انتخاب می‌شود.
سپس هزینه دستیابی به این سبد برای فقرا بر اساس داده‌های موجود، استخراج می‌شود. با مشخص شدن هزینه تامین این سبد، خط فقر خوراکی به دست می‌آید. سپس با استفاده از معکوس ضریب اِنگل در حول و حوش خط فقر (سهم هزینه خوراکی از کل هزینه خانوار) خط فقر کل تخمین زده می‌شود. منطق استفاده از ضریب اِنگل آن است که فرض می‌شود شخصی که هزینه خوراکش در محدوده خط فقر است، سایر هزینه‌هایش نیز متناسب با آن است.
ملاحظات جغرافیایی
یکی از چالش‌های اساسی مرتبط با محاسبه خط فقر در یک کشور، لحاظ تفاوت‌ها در مناطق جغرافیایی مختلف در کشور است. به‌خصوص در کشور‌هایی که دارای تنوع اقلیمی هستند، محاسبه یک خط فقر کشوری، نمی‌تواند معیار دقیقی به‌دست دهد.
برای این منظور به‌طور معمول خط فقر شهری و روستایی به‌طور جداگانه محاسبه می‌شود، اما از آنجا که استاندارد و هزینه‌های زندگی در شهر‌های مختلف در کشور‌هایی که دارای تنوع اقلیمی هستند، تفاوت زیادی دارد، حتی محاسبه دو خط فقر جداگانه شهری و کشوری نیز برآورد مناسبی نخواهد بود.
ایران نیز از جمله کشور‌هایی است که دارای تنوع زیادی به لحاظ سطح قیمت‌های سبد کالای مصرفی خوراکی و سایر هزینه‌های مصرفی است و از این‌رو نمی‌توان تنها یک خط فقر برای تمامی نقاط شهری یا روستایی در نظر گرفت.
در این پژوهش، به‌جای برآورد خط فقر کشوری (شهری و روستایی) ۹ خط فقر (چهار خط فقر شهری و ۵ خط فقر روستایی) محاسبه شده است.
به این منظور از روش هزینه نیاز‌های اساسی تکراری استفاده شده، با این تفاوت که نوآوری‌هایی که مرتبط با ویژگی‌های جغرافیایی ایران است، به کار بسته شده است. بر این اساس، استان‌های دارای بردار قیمتی مشابه در مواد غذایی و مسکن را در یک گروه (خوشه) تعریف کرده و خط فقر برای هر خوشه به‌طور جداگانه محاسبه شده است.
از جمله تفاوت‌های روش جدید فروش هزینه نیاز‌های اساسی تکراری نسبت به روش متداول آن می‌توان به ساخت شاخص قیمت برای حقیقی‌سازی قیمت‌ها به منظور مرتب‌سازی خانوار‌ها در کشور و استفاده از تکرار مراحل مختلف برای رسیدن به همگرایی در خط فقر اشاره کرد. همچنین لحاظ قیمت مسکن در بردار قیمت و روش خوشه‌بندی و حقیقی‌سازی هزینه‌های صورت گرفته، از جمله نوآوری‌های انجام شده در این مطالعه است.
نتایج خط فقر
نتایج حاصل از محاسبه خط فقر در مناطق شهری در سال ۱۳۹۵ نشان می‌دهد که خوشه شامل شهرستان تهران با خط فقر سرانه معادل ماهانه حدود ۷۷۰ هزار تومان، دارای نرخ فقر حدود ۱۲ درصد است. تعریف سرانه نیز به شکلی است که به ازای هر نفر، ضریب یک وجود ندارد، به‌طوری که این ضریب برای بزرگسال یک، نفر دوم بزرگسال برابر ۷/ ۰ و بچه‌ها ضریب ۵/ ۰ خواهند داشت. در نتیجه خط فقر برای یک خانوار چهار نفره ۲ میلیون و ۷۹ هزار تومان است، که با ضرب عدد ۷۷۰ هزار تومان در ۷/ ۲ به دست آمده است.
خط فقر سرانه ماهانه برای خوشه دیگری که شامل اغلب شهر‌های پرجمعیت است ۵۰۰ هزار تومان و نرخ فقر حدود ۵/ ۱۴ درصد است. دو خوشه دیگر (شامل مناطق شهری سایر استان‌ها که بر اساس بردار قیمت به دو گروه تقسیم شدند) با خط فقر سرانه معادل ماهانه ۳۶۰ و ۴۱۰ هزار تومان، دارای نرخ فقر حدود ۴/ ۱۵ درصد هستند.
نرخ فقر کل در مناطق شهری نیز ۹/ ۱۴ درصد برآورد شده است. نتایج حاصل از تعیین خط فقر در مناطق روستایی در سال ۱۳۹۵ نشان می‌دهد که خوشه شامل استان‌های سیستان و بلوچستان، ایلام و کهگیلویه و بویراحمد با خط فقر سرانه معادل ماهانه حدود ۲۰۰ هزار تومان (کمترین مقدار خط فقر در خوشه‌های روستایی) نرخ فقری حدود ۵/ ۱۳ درصد دارند.
خوشه شامل مناطق روستایی استان‌های تهران و البرز نیز با خط فقر سرانه معادل ماهانه حدود ۴۳۰ هزار تومان و نرخ فقر حدود ۵/ ۱۴ درصد بیشترین فقرا را در خود جای داده است. همچنین در این گزارش نرخ فقر کل در مناطق روستایی نیز ۶/ ۱۱ درصد برآورد شده است.
خط فقر سال ۱۳۹۷
اگر چه مرکز پژوهش‌های مجلس، نتایج خود را برای سال جاری تعمیم نداده است، اما می‌توان با یک محاسبه ساده حدود خط فقر را برای سال جاری مشخص کرد. محاسبات «دنیای اقتصاد» نشان می‌دهد بر اساس آمار‌های بانک مرکزی، تورم در آبان ماه ۱۳۹۷، نسبت به سال ۱۳۹۵ به میزان ۵۳ درصد افزایش یافته است.
بررسی‌ها همچنین نشان می‌دهد اگر این خط فقر با نرخ تورم تعدیل شود، برای آبان ماه سال جاری نرخ خط فقر سرانه ماهانه شهر تهران یک میلیون و ۱۷۸ هزار تومان می‌شود که این رقم برای یک خانواده چهار نفره ۳ میلیون و ۱۸۰ هزار تومان خواهد بود. همچنین در پایین‌ترین خوشه مناطق شهری این رقم حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای یک خانواده چهار نفره محاسبه شده است.
بررسی‌ها نشان می‌دهد که خط فقر روستایی در استان‌های تهران و البرز برای یک خانوار چهار نفره حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان و این رقم برای روستا‌های محروم مانند سیستان و بلوچستان، ایلام و کهکیلویه و بویر احمد ۸۳۱ هزار تومان گزارش شده است.
مرز ریالی فقر در ایران

گزارش عدالت برای ایران یا گزارش عفو بین‌الملل. جنبش کارگری و معرفی کتاب ...