۱۳۸۷ خرداد ۳۱, جمعه

طرح اروپا در گسترش تحريم اقتصادی به نفت و گاز ايران و احتمال تجاوز نظامی

بررسی تحريم نفت و گاز و بخش انرژی ايران در کنفرانس سران اتحاديه اروپا... مانور نظامی بزرگ اسراييل برای تمرين بمباران تاسيسات اتمی ايران.. برخورد ابهام آميز رژيم نسبت به بسته پيشنهادی گروه پنج باضافه يک ....
روشنگری: از زمان ارائه بسته تجديد نظر شده پيشنهادی گروه پنج باضافه يک به ايران از طريق سولانا, بار ديگر خطر تشديد تحريم ها و تجاوز نظامی به مراکز هسته ای ايران افرايش يافته است. روزنامه نيويورک تايمز روز گذشته در گزارشی هدف از مانور نظامی اسراييل در ماه جاری را "تمرين برای بمباران بالقوه تاسيسات اتمی ايران" ذکر کرد. مقامات مطلع آمريکايی به اين روزنامه گفتند: "رزمايش اسرائيل ظاهرا تلاشی برای توسعه ظرفيت نظامی اين کشور جهت اجرای يک حمله از راه دور بوده است و همچنين با اين هدف که جدی بودن نگرانی اسرائيل از برنامه اتمی ايران نمايش داده شود." شائول موفاز وزير دفاع پيشين اسرائيل اخيرا گفت: "اگر ايران برنامه اتمی خود را ادامه دهد ما به آن حمله خواهيم کرد. تحريم ها موثر نيست. چاره ای به جز حمله به ايران برای متوقف کردن برنامه اتمی اش وجود ندارد." اسراييل نگران است که با پايان دوره رياست جمهوری بوش, فرصت حمله نظامی به ايران را از دست برود و اين رژيم در شرايطی قرار بگيرد که نتواند طرح تجاوز نظامی را به اجرا بگذارد. از سوی ديگر در برابر بسته تجديد نظر شده پيشنهادی گروه پنج باضافه يک, رژيم به برخورد دوگانه و ابهام آميز رو آورده است. از يک سو اين بسته به صورت رسمی و قطعی رد نشده است و از سوی ديگر, هم احمدی نژاد, هم سلطانيه نماينده رژيم در آژانس و هم منوچهر متکی تعليق غنی سازی اورانيوم را که پيش شرط مذاکره بر سر بسته پيشنهادی است رد کرده و از آن به عنوان خط قرمز نظام ياد کرده اند. اتحاديه اروپا در واکنش به برخورد ابهام آميز رژيم نسبت به بسته پيشنهادی خود, مساله بررسی تحريم نفت و گاز و بخش انرژی ايران را در دستور کار کنفرانس جاری سران اتحاديه در بروکسل قرار داده است تا به گزارش بی بی سی "در صورت رد مشوق های اقتصادی تازه بر آن کشور اعمال شود." گوردون براون نخست وزير انگليس اوايل هفته جاری اعلام کرد که اتحاديه اروپا به زودی "فاز تازه ای از تحريم ها بر نفت و گاز" ايران را آغاز خواهد کرد. دستگاه تبليغاتی رژيم اسلامی درست مانند رژيم اسراييل مدعی است که تحريم ها بر ايران اثر ندارد. در حالی که آثار تحريم ها به شکل گرانی و تورم طاقت فرسا, افزايش احتکار و کمبود برخی از مايحتاج عمومی, مردم را سخت تحت منگنه قرار داده است. بخش اصلی درآمدهای ايران حاصل فروش نفت و گاز است. تاکنون با اتکا به همين درآمدهای نفتی بوده است که دولت با واردات شديد در مقابل قحطی و کميابی شديد کالاها مقابله کرده است. تحريم نفت و گاز شريان های اصلی اقتصاد کشور را خواهد بست و اين در کشوری که توليد داخلی بسامانی ندارد و مافياهای غارتگر حاکم بر اقتصاد و سياست زمينه های توليد داخلی را هم به خاطر قاچاق و دلالی به نابودی کشيده اند, ضربه فجيعی به مردمی وارد می کند که بدون آن هم تحت فشار شديد هستند. کارگرانی که ماههاست حقوق نگرفته اند, معلمانی که مطالبات معوقه خود را هنوز دريافت نکرده اند, بازنشستگانی که حقوق شان پرداخت نمی شود, و بطور کلی همه اقشار تهيدست و زحمتکش کشور قربانيان رده اول تحريم بخش انرژی ايران خواهند بود. مردم ايران هيچ نفعی در ادامه کشاکش بر سر پرونده هسته ای ندارند. کار, بهداشت و درمان, آموزش و زندگی سالم حقوق مسلم اين مردم است که از جمله فدای ماجراجويی های رژيم در زمينه هسته ای و فدای حفظ بقا و موجوديت نامشروع و ارتجاعی آن شده است.

گزارش و آمارهای واقعی از شکست اسرائیل در برابر حزب الله لبنان

سایت البدیل عراق Albadeeliraq.comبرگردان احمد مزارعی گزارش و آمارهای واقعی از شکست اسرائیل در برابر حزب الله لبنانمنابع اطلاعاتی فرانسه اخباری بسیار مهم و دردناک درباره جنگ اسرائیل در لبنان در خلال جنگ جون 2006 منتشر کرده است.مرکز Access of logic در ماساچوست آمریکا، گزارشی از جنگ تابستان 2006 اسرائیل و لبنان و عوامل مستقیم و غیرمستقیم آنرا منتشر کرده است. مرکز مذکور موضوع را از گزارش 30 صفحه ای که شامل نقشه ها و برنامه های عکس و نقشه و توضیحات است، از قول محقق و روزنامه نگار آمریکایی، برایان هارینگ ، که متخصص امور امنیتی است، نقل می کند. گزارش هارینگ با استفاده از گزارش منابع رسمی دولتی فرانسه نگاشته شده است. هارینگ در خلال مسافرتی که از مسکو به پاریس داشته است، این اسناد را بدست آورده است. بر اساس خلاصه ای که آقای هارینگ از اسناد گزارش 300 صفحه ای فرانسویان ترجمه کرده است، موساد ، سازمان اطلاعاتی اسرائیل رفیق حریری نخست وزیر سابق لبنان را ترور کرده است. (1) بر اساس توضیحاتی که در این گزارش آمده و همچنان که در گزارشات آقای سیمون هرش در مطبوعات نیز انتشار یافت، جنگ اخیر اسرائیل با لبنان، نه بر اساس اقدام حزب الله مبتنی بر اسارت گرفتن دو سرباز اسرائیلی در 12 جون گذشته صورت گرفت، بلکه در نتیجه برنامه از قبل تنظیم شده ای که آمریکا و اسرائیل بر آن توافق کرده بودند، این حمله صورت پذیرفت.در این گزارش آورده می شود که دولت آمریکا به اسرائیل اطلاع می دهد که:" ما در حال حاضر بدلیل گرفتاری هایی که در عراق داریم نمی توانیم برای شما سرباز ارسال کنیم. اما برای ضربه ای کمرشکن به حزب الله شما را با انواع اسلحه ها و ذخائر جنگی، از قبیل بمب های معمولی و خوشه ای و سایر ذخیره های مورد نیاز شما اقدام خواهیم کرد.و اما در مورد وقایع عملی جنگ ، مترجم گزارش مختصری را بصورت وقایع یومیه ارائه می دهد. در این گزارش بین حقیقت آنچه که در جنگ اتفاق اقتاده تا گزارشی که اسرائیلی ها منتشر کرده اند، دریایی ژرف وجود دارد. در گزارش مذکور، بر اساس منابع رسمی دولت اسرائیل تاکید شده که کشته های آنان 2300 نفر و نه آنطوری که در مطبوعات اعلام کرده اند، 119 نفر بوده اند. از این 2300 نفر ، 600 نفر از آنها در بیمارستانها در اثر جراحات عمیق جان خود را از دست دادند. اما زخمی هایی که بطور عمیق آسیب دیده اند و تا کنون زنده مانده اند 700 نفر می باشند.در گزارش آمده است که 65 سرباز اسرائیلی در حالیکه در چند خانه لبنانی ها مخفی شده بودند یکجا بوسیله چند موشک ضد تانک کشته شدند. از طرف دیگر حزب الله با هدف قرار دادن بیمارستانی در شهر " صفد" (در اسرائیل) تعداد زیادی از سربازان اسرائیلی را به قتل رسانیدند. این بیمارستان نظامیان مجروح اسرائیلی را درمان می کرده است. اما در مورد خسارت و تعدادکشته های حزب الله، بر اساس گزارش سازمان ملل 50 نفر و بر اساس گزارش دولت لبنان که مخالف حزب الله بود، 49 نفر بوده است. در گزارش آمده است که مجموعه تانکها و نفربرهای زرهی ارتش اسرائیل، 65 عدد تانک و نفربر بطور کامل نابود که از میان آنها 38 تانک میر کافا mir kafa که بوسیله موشکهای ضد تانک متلاشی شدند، و 15 عدد دیگر آنها بوسیله مین های ضد تانک نابود شدند.تعداد تانکها و نفربرها که آسیب های جدی دیدند 93 عدد بوده اند. در گزارش تفصیلی که به جزیئات جنگ پرداخته شده است، اشاره می شود که حزب الله 18 سرباز اسرائیلی را در روز 27 جون یکجا بقتل رساند و این در نتیجه کمینی که در راه آنها نصب کرده بودند، بوده است. همچنین در هجوم دیگری در روستای بنت الجبیل، 41 سرباز باضافه 12 نفر دیگر ، بهمراه 8 ماشین زرهی آنان در همین تاریخ منهدم شد.در روز نهم آگوست جنگجویان حزب الله به چند منزل که سربازان اسرائیلی در آنجا ها مخفی شده بودند و با خراب کردن آن منازل توانستند 23 نفر از آنان را بقتل برسانند. در ادامه در گزارش آمده است که در روز 12 آگوست نیروهای حزب الله توانستند در جنگی روی در رو 24 سرباز دیگر اسرائیلی را بقتل رسانیده و با سرنگون کردن یک هلیکوپتر اسرائیلی دیگر موجب قتل 5 نفر از سرنشینان آن گردیدند. در مورد انهدام ناو جنگی "ساعر"، که نیروهای حزب الله آنرا در تاریخ 14 جولای منهدم کردند در گزارش برایان هارینگ آمده که تعداد افسران و سربازان کشته شده 24 نفر بوده ولی اسرائیلی های تنها 4 نفر ذکر کرده اند.در گزارش آمده است که نیروی هوایی اسرائیل 12000 نوبت به حمله هوایی علیه شهرهای لبنان دست زده است. همچنین نیروی دریایی اسرائیل 2500 لوله توپ و موشک و نیروی زمینی اسرائیل 100000 گلوله توپ به شهرهای مرزی لبنان شلیک کرده است. در گزارش آمده که زیانهایی که از این جنگ بر لبنان وارد شده است غالبا به ساختمانها ، بیمارستان ها، مدارس و پلها وارد آمده است.از طرفی 30 درصد کشته شدگان این جنگ کودکان زیر 14 سال بوده اند. همچنمین اسرائیل در این جنگ به تخریب 600 کیلومتر جاده های کشور لبنان ، 73 پل ، 31 مرکز گمرک، واحدهای تصفیه آب و فرودگاه و 25 مرکز توزیع بنزین ، 900 مرکز بازرگانی ، 350 مدرسه، دو بیمارستان و 15000 منزل مسکونی ، و در مجموعه 13000 منزل به اشکال مختلف تخریب شده اند. در گزارش رسمی دولت فرانسه که بطور خلاصه ترجمه شده است گفته می شود که اسرائیلی ها گزارشات نادرستی را از طریق حزب الله و روسیه دریافت داشته بودند. توضیح:1- دکتر الیاس عاقله محقق و تاریخ نگار لبنانی ساکن آمریکا یک هفته بعد از قتل حریری مقاله ای در مجله حقایق چاپ انگلیس انتشار داد مبنی بر اینکه ماشین آقای حریری بتوسط یک شرکت آمریکایی و سوئیدی به مبلغ 600 هزار دلار در سال بیمه شده بوده که این ماشین بطور دائم با ماهواره کنترل و دیده بانی می شده است . از طرفی این ماشین بوسیله با پوسته ای از اورانیوم تقلیض شده حفاظت می شده است و در خاورمیانه بجز آمریکا و اسرائیل کسی دیگری امکان منفجر کردن این ماشین را نداشته است.

۱۳۸۷ خرداد ۳۰, پنجشنبه

۱۱۴ نوجوان متهم درانتظارطناب دار به سر می برند



۱۱۴ نوجوان متهم درانتظارطناب دار به سر می برند
تهدید به اتهام ارتداد وحکم اعدام دانشجویان آزاد شده از زندان از سوی بازجویان
کودک مجرم به دار آویخته شد
به مناسبت گرامیداشت سالروز تجمع اعتراضی در22 خرداد ماه 1385
درخواست سازمانهای بین المللی حقوق بشر از ایران برای همکاری با نهادهای سازمان ملل
جان روحانی زندانی در خطر است
فاجعه آتش سوزی در کارخانجات تولید مواد شیمیایی در اراک تاکیدی بر ضرورت تشکیل اتحادیه های مستقل کارگری است
درخواست فوری برای متوقف ساختن اعدام قریب الوقوع یک نوجوان
بازداشت همه اعضای رهبری بهائیان بدون هیچ اتهامی
درخواست از اتحادیه اروپا برای پافشاری بر بهبود حقوق بشر در ایران
گزارش مستندات آزار و اذیت فعالان حقوق زن در ایران
محرومیت از حقوق برابری
اعتراض به مسئولین در ایران: بگذارید مراسم کارگری اول ماه می برگزار شود
احکام شکنجه و زندان برای فعالان حقوق زنان
قوه قضائیه باید در محکومیت احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصایان تجدید نظر کند
تصمیم نهایی شرکت اتریشی برای سرمایه گذاری در ایران باید تا زمان لغو اعدام کودکان به تعویق افتد
مقاومت دانشجویان دانشگاه شیراز به اتهام "ایجاد بلوا و آشوب"
بازداشتها و احضارها زنان، دانشجویان و فعالان کارگری را هدف قرار داده اند
"دادگاه تفتیش عقاید" روحانی منتقد را به زندان فرستاد
قاضی مانع آزادی یک فعال کارگری محبوس در زندان شد که دوران محکومیت زندانش بپایان رسیده است

۱۱۴ نوجوان متهم درانتظارطناب دار به سر می برند


من یک استاد دانشگاه نیستم٭ دکتر محمد ملکی

خبر چون انفجار بمب نیرومندی همه چیز را در هم ریخت و با انتشار عکس و تفصیل قصد تعرض به یک دانشجوی دختر توسط معاون دانشگاه زنجان، دکتر حسن مددی که نام خود را استاد گذاشته، همه آن‌ها را که عمق فسادی که جامعه ما در آن افتاده را باور نداشتند، هشیار کرد و همگان پی بردند که فاجعه عظیم‌تر از آن‌ است که در تصور آید. راستی پس از این حوادث مردم با چه اطمینانی فرزندان خود را به ‌دانشگاه‌ها بفرستند؟ مگر دانشگاه‌ها همیشه حتی در نظام فاسد گذشته محل امنی برای خانواده‌ها نبود؟ مگر استاد، پدر روحانی دانشجویان نبود؟ مگر عنوان استادی افتخار آمیز و موجب مباهات نبود؟ تقدس دانشگاه چرا شکسته شده تا آن‌جا که هر روز خبر از فساد اخلاقی مسوولان این دانشگاه و آن دانشگاه می‌رسد؟ چه کسی یا کسانی، مسئولین دانشگاه‌ها، مانند معاون دانشگاه زنجان را به این سمت ها منصوب می‌کند؟ آن روزها که استقلال دانشگاه‌ها را از بین بردند و همه‌چیز را زیر سلطه‌ی قدرت بدستان قرار دادند، دلسوختگان حدس می‌زدند که دانشگاه‌ها به چنین وضعی افتد. وقتی هر بی سروپایی را تنها به‌دلیل نوکری حاکمیت عنوان استادی می‌دهند و بر دانشگاه‌ها مسلط می‌کنند، جز این انتظاری نمی‌توان داشت. حادثه‌ی دانشگاه زنجان همه استادان و دانشگاهیان فرهیخته را در غمی بزرگ فرو برد تا آن‌جا که باید گفت: بر این غم اگر خون بگریم رواست. در جامعه‌ی باصطلاح‌ اسلامی ما چه می‌‌گذرد که هر روز طشت رسوایی یکی از سردمداران و وابستگان به حکومت برزمین می‌افتد. یک روز اعمال سردار زارعی مأمور مبارزه با جوانانی که آن‌ها را اراذل و اوباش می‌نامند، افشا می‌گردد و روز دیگر یکی از عمالِ حکومت در یک درگیری درون گروهی به افشای رقبا می‌پردازد و از چپاول و دزدیهای ستون‌های خیمه‌ی رژیم پرده بر می‌دارد و این روزها فاجعه‌ی تکان دهنده‌ی دانشگاه زنجان برملا می‌گردد و همه‌ی این رسوایی ها در عرض چند ماه صورت می‌گیرد. رژیمی که حدود ٣۰ سال می پنداشت که پرده بر اعمالِ خود کشیده، چنان در سراشیب سقوط و تلاشی قرار گرفته که هر گروه و جماعتی تقصیر این همه دزدی و فساد و فحشاء را به گردن دیگری می‌اندازد. اما گویا آشکار شده است که در چنین سیستمی، گر حکم شود که مست گیرند / در شهر هر آن‌که هست گیرند. حال می‌توان فهمید که آن رند خراباتی و افشا کننده‌ِ رازهای مگو چرا فرمود "توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند؟". در این ٣۰ سال آیا سال و ماه و هفته و روزی گذشته که دست‌های رژیم به خون و ظلم و بی داد آلوده نشده باشد و عبرت‌آموز آن ‌که مدعیان اخلاق، در برابر این همه آلودگی حکومت‌گران، مهر سکوت بر لب زده که گویی کور و کرند. اگر دامن این حضرات آلوده نیست این سکوت و بی تفاوتی از سوی مدعیان هدایت خلق چه معنایی دارد؟ آن‌ها که فریاد می‌کنند اگر چند تار موی خانمی معلوم باشد، ستون دین می‌لرزد، چرا در برابر این همه فساد و فحشاء و دزدی و چپاول بی‌تفاوت هستند؟ سکوت مراجع، روحانیون، حوزه‌های علمیه و گروه‌های سیاسی چه معنایی دارد؟ مگر فاجعه‌ی دانشگاه زنجان یک عمل بسیار زشت و ضد اخلاقی نیست، پس چرا آقایانِ هادیِ خلق!! از غم و اندوه نمی‌میرند (گفته علی علیه‌السلام) و صدای دانشجویان مظلوم را نمی‌شنوند و چرای بزرگ‌ آن‌که چرا آقای خامنه‌ای به‌عنوان رهبر مسلمین جهان و ولی امر مسلمانان نه، به نام یک روحانی، در این موارد سکوت کرده‌اند؟ راستی چنین جامعه‌ای می‌خواهد اسوه‌ی کشورهای اسلامی و جهان برای ساختن جهانی پاک و پر از عدل و داد باشد؟ سوال دیگر آن‌که امروز چه کسانی در کسوت استادی زمام دانشگاه‌ها را در دست گرفته‌اند، حامی آن‌ها کیست؟ و آیا موقع آن نرسیده که دست ناپاک آن‌ها از محیط مقدس دانشگاه‌ها قطع گردد و پدیدآورندگان فساد در دانشگاه‌ها از جمله افرادی نظیر مددی و وزیر بی‌کفایت علوم و آموزش عالی و شخص رئیس جمهور، به پای میز محاکمه از سوی مردم کشیده شوند تا دانشگاه و دانشگاهیان به جایگاه واقعی خود بازگردند؟ و آخر اینکه دردآورتر، سکوت استادان اصیل و غیرحکومتی در برابر این فجایع است. من که همیشه افتخارم استادی دانشگاه بود، غمگینانه باید بگویم دیگر استادی دانشگاه برایم افتخاری نیست و تا وضع چنین است "من یک استاد دانشگاه نیستم". ٭ با وام‌گیری از عنوان کتابِ "من یک مسیحی نیستم" نوشته برتراند راسل فیلسوف انگلیسی

۱۳۸۷ خرداد ۲۹, چهارشنبه

پایان تحصن دانشجویان زنجان با پیروزی قاطع دانشجویان

بالاخره پس از نزدیک به یک هفته اعتراضات گسترده در دانشگاه زنجان، در ساعت اولیه صبح روز چهارشنبه مسئولین دانشگاه زنجان با کلیه مطالبات دانشجویان متحصن موافقت کردند. برکناری مددی، معاون دانشجویی خاطی این دانشگاه، و محاکمه اش توسط مراجع قضایی، عدم برخور با متحصنین و دانشجوی دختر قربانی این ماجرا، پیگیری پاسخ وزیر علوم از سوی نماینده زنجان در مجلس، بررسی کفایت رئیس دانشگاه توسط کمیته ای مرکب از دانشجویان و اساتید، تعویق امتحانات تا روز شنبه و همچنین بهبود وضعیت فرهنگی و فعالیت تشکل های مستقل خواسته هایی بود که با تمامی آن ها موافقت شد. این در حالی است که دیروز رئیس دانشگاه بالاخره مجبور به پذیرش انجام این عمل شنیع توسط معاونش شد و از این بابت از دانشجویان رسما عذرخواهی کرد. جالب آن که در این میان سناریوسازی رسانه های حامی دولت، که این عمل را پاپوشی از سوی انجمن اسلامی زنجان و دفتر تحکیم وحدت می دانستند، نقش بر آب شد. دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای در این خصوص ضمن تبریک به دانشجویان زنجان به سبب ایستادگی و کسب پیروزی، به یادآوری معضلات کمیته های انضباطی پرداخته و گفته است: تا شخصی چون زاهدی وزیر علوم است این وقایع در دانشگاه ها تکرار می شود.

۱۳۸۷ خرداد ۲۸, سه‌شنبه

بحران ساختاری حکومت اسرائیل

چندی است، رشوه، فساد اخلاقی و بندوبستهای غیراخلاقی در اسرائیل بویژه در میان عالی ترین مقامات دولتی رواج چشمگیر یافته است. نخست وزیر فعلی المرت و نخست وزیران پیشین، موشه کاتساف رئیس جمهور، ناتانیاهو و . . . همه درگیر انواع رشوه و فسادند و پرونده های متعددی در اداره پلیس و دادگاهها دارند****نسل نو در اسرائیل خواستار زندگی راحت، بی دغدغه و خوشگذرانی است. دوران آرمانگرایی و ایدئولوژی صهیونیستی به پایان رسیده و آن شور و هیجان سابق را دیگر نمی توان در میان نسل نوین یافت. این وضع را می توان به وضوح در ارتش اسرائیل مشاهده کرد، عدم مسئولیت پذیری، فرار و قاچاق اسلحه به وفور شیوع یافته است.
محسن صالح
سایت الجزیره، 25 می 2008
ترجمه: احمد مزارعی
بحران ساختاری حکومت اسرائیل دیوید بن گوریون در سال 1956 در مصاحبه ای با ناهوم گلدمان که یکی از مهمترین تئوریست های جنبش صهیونیستی بود، اظهار داشت: "دولت اسرائیل 10،15 سال به راحتی ادامه حیات خواهد داد، اما پس از آن امکان بقاء این کشور تنها 50 درصد خواهد بود." ناهوم گلدمان نیز در مقاله ای در مجله ی سیاست خارجی (Foreign Affaires) نوشت: "برای اسرائیل ادامه حیات برای مدتی طولانی وجود نخواهد داشت، مگر اینکه با همسایگان عرب خود به مصالحه دست بزند... درخواست صهیونیست ها مبنی بر تشکیل دولتی یهودی با تمام قوانین بین المللی و تکامل تاریخ دنیای مدرن در تعارض است." به مناسبت 60 سالگی تشکیل دولت اسرائیل کوشش بر این است تا در این مقاله به اختصار به بحرانی که این پروژه صهیونیستی با آن روبروست، برخورد شود. از طرفی در اینجا ما به مشکلاتی که فلسطینی ها و در مجموع جهان عرب با آن روبرو هستند، نمی پردازیم.بحران در طبیعت و مشروعیت اسرائیل

ابراز خوش بینی حماس به مذاکرات آتش بس BBC


اسماعیل هنیه، یکی از رهبران ارشد گروه حماس، ابراز خوش بینی کرده است که بزودی آتش بس میان فلسطینیان و اسرائیل میسر خواهد شد.
او روز دوشنبه (16 ژوئن)، گفت مذاکرات آتش بس، که با میانجیگری مصر در قاهره در جریان بوده است، به همان نتیجه ای که مطلوب فلسطینیان است، نزدیک شده است.
گروه حماس، که از سال گذشته کنترل نوار غزه را در دست داشته است، می خواهد که آتش بس در دست بررسی شامل لغو محاصره اقتصادی اسرائیل علیه غزه و همچنین بازگشایی گذرگاه های مرزی این منطقه شود.
مقامات اسرائیلی خواستار آزادسازی گلعاد شالیط، سرجوخه اسرائیلی که از دو سال پیش در غزه در اسارت پیکارجویان فلسطینی بوده است و متوقف شدن حملات موشکی فلسطینیان به اسرائیل شده اند.
در حالی که گفتگوهای آتش بس میان مقامات اسرائیلی و فلسطینی در قاهره ادامه دارد، تنش در غزه همچنان بالاست.
امروز دست کم سه پیکارجوی فلسطینی در غزه کشته شدند و ساعاتی بعد یک غیرنظامی اسرائیلی در اثر اصابت موشک پرتاب شده از غزه به شهرک "اشکلون" زخمی شد.
سه پیکارجوی کشته شده، اعضای گروه جهاد اسلامی بوده اند که در درگیری با سربازان اسرائیلی در نزدیکی حصار مرزی غزه جان خود را از دست دادند. سه جنگجوی حماس نیز در حمله ای از سوی اسرائیل زخمی شده اند.
ساعاتی بعد یک موشک که توسط پیکارجویان از غزه پرتاب شده بود به گورستانی در شهرک اشکلون برخورد و یک اسرائیلی را زخمی کرد.
از آغاز سال جاری میلادی صدها غیرنظامی، که اغلب آنها فلسطینی بوده اند، کشته شده اند
.

حسنين هيکل، از ايران و لبنان و فلسطين و منطقه می گويد



محمد علی اصفهانی

۲۷ خرداد ۱۳۸۷

محمد حسنين هيکل، صرفنظر از هر قضاوتی که کسی در باره ی او داشته باشد يا نداشته باشد، از صاحبنظران کارکشته ی سياسی است. همراز جمال عبد الناصر، مسئول و سردبير روزنامه ی مصری «الاهرام» طی ساليانی دراز در گذشته، و روزنامه نگاری حرفه يی با صدها مصاحبه و مقاله و سخنرانی و کتاب.او در ماه مه امسال، در نشستی با حقوق دانان مصر، و در حضور بسياری از رجال و شخصيت های سياسی و فرهنگی و مطبوعاتی سراسر جهان، به بررسی مسايل سياسی روز در ارتباط با خاورميانه پرداخت.به دلايل معلوم، نه تنها رسانه های رسمی جهان غرب به انعکاس اين گفتگو نپرداختند، بلکه حتی رسانه های مختلف عربی نيز هر کدام به ذکر قسمت های منتخب و غالباً کوتاهی از سخنان هيکل ـ بر مبنای گرايش ها و محاسبات خودشان ـ بسنده کردند.
از آنجايی که دانستن نقطه نظر های حسنين هيکل را در آنچه به طور مستقيم يا غير مستقيم به ايران مربوط می شود ضروری دانستم، مطلبی که می خوانيد را با مراجعه به تعداد قابل توجهی از رسانه های عربی (۱) به صورتی تلفيقی و خلاصه شده تهيهّ و ترجمه کردم. و البتّه ـ اين طور فکر می کنم که ـ با حفظ امانت.محمد حسنين هيکل، موقعيّت فعلی منطقه را با موقعيّت اندلس در آستانه ی فروپاشی مقايسه کرد و به شباهت های اين دو موقعيّت پرداخت، و نگرانی خود را از احتمال سقوط کامل منطقه ی خاورميانه، و حتّی حذف فلسطين، ابراز داشت.او ضمن ستايش از نقش حزب الله لبنان در مقابله با اسراييل، بر ضرورت حفظ سلاح در دست اين حزب تأکيد کرد و گفت که اين کار برای بقای منطقه ضروری است، و ما نبايد چنين امکان مهمّی را به هدر بدهيم. چرا که مقاومت حزب الله، يک استثنا در تاريخ مقاومت عربی است.هيکل افزود که در ايّام اخير، لبنان به صورتی معجزه آسا، توانست از يک بحران بزرگ عبور کند. بحرانی که چيزی نمانده بود تا تماميّت اين کشور را در هم بکوبد.يک راه حلّ پايدار و قابل اعتماد برای مشکلات لبنان را حسنين هيکل تکيه بر مشروعيتی دانست که محصول توافق گرايش های مختلف مذهبی و سياسی و قومی و فکری با هم است و در قالب کلاسيک دموکراسی جا نمی گيرد. چون دموکراسی در شکل کلاسيک آن مبتنی بر اکثريت عددی است؛ و اين با ساخت جامعه ی چند مليتی و چند فرهنگی لبنان سازگاری کامل ندارد و بحران ساز است. و از همين روست که هرگونه اخلال گری به هر بهانه یی در مشروعيّتی که با توافق اطراف مختلف حاصل می شود، عواقبی خطرناک برای لبنان خواهد داشت.حسنين هيکل، با اشاره به نقش رييس جمهوری مقتول لبنان (رفيق حريری) در قرارداد تفاهم «طائف»، او را «سياستمداری با هوش» ناميد که توانست شبح بازگشت جنگ خانگی را از لبنان دور کند؛ و لی سرانجام، خودش قربانی نزاع سياسی بزرگی که در اين کشور جريان دارد شد.هيکل تصريح کرد که دولت های متعدد عربی ـ و نه فقط سوريه ـ در امور لبنان دخالت می کنند، و اين درست نيست که بعضی ها همه ی گناهان را به گردن سوريه می اندازند در حالی که خودشان برای در تنگنا قرار دادن سوريه، صحنه ی لبنان را جولانگاه خود کرده اند.او همچنين اظهار داشت که ما، در حق حسن نصرالله ستمی بزرگ روا داشته ايم وقتی که به او اتّهام عامل ايران بودن زده ايم. او يک لبنانی است و همچون يک لبنانی عمل می کند نه همچون يک عامل بيگانه. من نمی توانم اين را بفهمم که چرا ما با او چنين معامله می کنيم. اين، حزب الله بود که توانست رو در روی اسراييل بايستد. حزب الله در لبنان همچون سدّی است که تجاوز های وحشيانه ی اسراييل را دفع می کند و به اسراييل اجازه و امکان هجوم به لبنان را نمی دهد. اگر حزب الله نبود، بنيان لبنان به کلّی از ميان رفته بود. ما ملّت عرب، تنها ملّت جهانيم که قهرمانان خود را تخريب می کنيم. هيکل، همچنين از اقدامات نخست وزير لبنان عليه شبکه ی مخابرات حزب الله انتقاد کرد.
در باره ی درگيری های اخير لبنان
در باره ی درگيری های اخير لبنان، محمد حسنين هيکل اظهار داشت که ما نبايد مسايل را از سطح نگاه کنيم. در يک نگاه سطحی، اين، نزاعی بود ميان قانون و بی قانونی. امّا مسئله، بسيار عميق تر از اين حرف هاست:حرف نادرستی است اگر بگوييم که مشکل، از لحظه ی حرکت حزب الله آغاز شد. خير. مشکل از آن هنگام آغاز شد که حزب الله دانست که ششصد نفر، از خارج لبنان وارد لبنان شده اند تا اوضاع داخل بيروت را تغيير دهند. اين ششصد نفر در يکی از کشور های عربی مورد نظر آمريکا، و معروف به «معتدل»، آموزش ديده بودند. حزب الله ناچار شد که به حرکت درآيد. و اين، تازه علاوه بر مشکلی بود که دولت برای شبکه ی ارتباطات خاصّ اين حزب به وجود آورده بود.و اين هردو، در پی به قتل رسيدن عماد مغنيه. عماد مغنيه، فرماندهی کارآمد بود و بر عمليات حزب الله در صحنه، تسلط و اشراف داشت. من فکر می کنم که او بر اثر توطئه ی چند دولت عربی به قتل رسيده است. چرا بايد چنين کسی را که با توانمندی های خود، به حزب الله در نبرد با اسراييل یاری داد، رديابی کنيم و در کمينش بنشينيم و به قتل برسانيمش؟
بر اين همه، سخنان وليد جنبلاط را هم به هنگام حضور بوش در منطقه برای شرکت در جشن سالگرد تأسيس اسراييل اضافه کنيد. وليد جنبلاط با استفاده از اين حضور، بر ضرورت وارد کردن «ضربات درهم کوبنده» به حزب الله تأکيد کرده بود.باوجودی که پدر وليد جنبلاط، دوست من بود، و خود او هم دوست من است، بايد بگويم که او آدمی است «متقّلب المزاج» [چيزی کم و بيش به معنای روان پريش هردمبيل! ـم]. او زندگانی مرفّهی دارد و در عيش و نعمت روزگار می گذراند.وليد جنبلاط پيش خودش حساب کرده بود که اين حرف او در شرايطی که حضور بوش در منطقه فراهم آورده است طنين بيشتری خواهد يافت و سرو صدايی به پا خواهد کرد.حزب الله، فقط بعد از آن که معتقد شد که ديگر در اين جا بحث، نه بحث ايجاد اختلالات موقّت در کار حزب، بلکه بحث زندگی و مرگ و بود و نبود آن است وارد عمل شد. و در ظرف ۲۴ ساعت توانست بر بيروت، مسلّط شود. و ما، در برابر وضع تازه يی قرار گرفتيم. (۲)دولت های مختلف عربی گمان کردند که با آنچه پيش آمده است، شايد امکانی برای مداخله در بيروت به دست آورند. ولی طرف های مختلف لبنانی توانستند به راه حلی صلح آميز دست يابند. چرا که متوجّه اين موضوع شده بودند که در غير اين صورت، کار لبنان ساخته خواهد شد.من معتقدم که نبايد به سلاح حزب الله دست زد. برای اين که اين ها کسانی هستند که در مقابله يی شجاعانه با اسراييل، ضربه يی سهمگين و فراموش ناشدنی بر او وارد آورند. لازم است که از اينان محافظت کنيم. اينان آزمون ورزيدگی ملّت عرب در تماميّت آنند، و به منطقه، درس مقاومت داده اند. امّا هرچند که وجود حزب الله يک ضرورت عربی است، نبايد لبنان فقط به دست حزب الله بيافتد. توافق و تراضی اعراب در اين زمينه، بستگی به شناخت درست آن ها از مرحله ی کنونی نزاع با اسراييل خواهد داشت.

رابطه ی اعراب با ايرانحسنين هيکل به گفتگوی خود در سال ۱۹۷۹ در پاريس با خمينی اشاره کرد و اين که خمينی از او پرسيده بود که «چرا مصر با من دشمنی می کند؟». چون الازهر در آن زمان فتوای شديدی عليه خمنی صادر کرده بود و گفته بود که مبارزه با شاه، خروج بر ولی امر است و گناه دارد!هيکل، در مجموع، از ضرورت دوستی ميان ايران و جهان عرب سخن گفت. ولی طبعاً اين سخنان هيکل را نبايد ملّايان به حساب حمايت او از خودشان مصادره کنند. بلکه اين سخنان در شرايطی ادا شده است که آمريکا و اسراييل تلاش بی سابقه يی را آغاز کرده اند برای متحد کردن اعراب با خود درحمله ی نظامی به ايران. به تمام ايران و ملّت آن، نه به ملّايان که خود، دشمن تمام ايران و ملّت آنند.هيکل، تأييد کرد که اگر به فرض بعيد، حاکمان ايران، بين هشت تا ده سال آينده صاحب بمب اتمی شوند، وضعيّت خطيری به وجود می آيد. امّا پرسيد که:ـ آيا خطری که اعراب را تهديد می کند اين چنين بمب احتمالی هشت يا ده سال بعد است؟ يا ۱۵۰ بمب اتمی حاضر و آماده ی اسراييل در مرزهای ما؟
حال و آينده ی فلسطين
حسنين هيکل در مورد حال و آينده ی فلسطين، چنين گفت:محمود الزّهار، رييس هيأت نمايندگی يی که اخيراً از طرف حماس به قاهره آمده بود، به خود من گفت که اين فقط اسراييل نيست که ما را در غزه محاصره کرده است. بلکه بعضی از دولت های مجاور فلسطين هم ما را از زمين و دريا و هوا مورد محاصره قرار داده اند.دولت های عربی يی هستند که از آنچه امروز در فلسطين می گذرد شادمانند و فاجعه را تقويت می کنند.من معتقد نيستم که در فلسطين اختلاف های شخصی بين طرف های مختلف در کار باشد. بله. آشکارا يک اختلاف بزرگ وجود دارد: اختلاف ميان دو مکتب. اوّلی، مکتب مقاومت؛ و دوّمی مکتبی که به راه حلّ مسالمت آميز معتقد است. خيلی ساده بگويم:اسراييل تلاش دارد تا تمام فلسطين را اشغال کند. آيا می شود تصوّر کرد که اسراييل با اين همه تجاوز ها، و با اين همه تصرّفات، قادر باشد که يک دولت فلسطينی بنا نهد؟در گذشته، يک نفر از من پرسيد که به نظر تو در ميان نخست وزيران اسراييل، کدام يک بر ديگری ارجحيّت دارد. به او پاسخ دادم: آريل شارون! چون ما با شارون می توانيم حقيقت را بفهميم، و بدانيم که در کجا ايستاده ايم. ولی با شيمون پرز و ديگران نه. آن ها حرف های گمراه کننده می زنند.اسراييل، حتّی حق مالکيت فلسطينی ها بر سرزمين خودشان و حق باز گشت پناهندگان را هم نفی می کند.مسئله ی فلسطين، به اين صورت، با گفتگو ميان اعراب و اسراييل حل نمی شود. بايد معادله ی قوا تغيير کند.من می ترسم که طی ده سال آينده، ما سرزمين تاريخی فلسطين را از دست بدهيم. چرا که در جهان عرب، اراده و توانايی وجود ندارد. و تنها نيرو هايی که حرکت می کنند، متأسّفانه، نيرو های اسراييلند. (۳)از حسنين هيکل سئوال شد:ـ آيا اميدی هست که توده های عرب، با فشار بر حکومت هاشان بتوانند کاری از پيش ببرند؟هيکل پاسخ داد:فکر می کنم زندگی بدون اميد، قابل تصوّر نيست. من حرکت توده ها و مردم کوچه و خيابان را دنبال می کنم. نسل جديد، مثل ما نيست. حالتی جوشان و بشّاش در کوچه و خيابان ديده می شود. امّا حاکمان عرب، از تکنولوژی قوی برای قلع و قمع کردن مردم خود بهره مندند. و من می ترسم که اين نسل جديد، در برابر تکنولوزی قوی قلع و قمع، عمليات انتحاری را انتخاب کند. وضعيّت کنونی، در تاريخ بی سابقه است. و سقوط حکومت ها به خاطر تضاد های منافع زورمندان است. نه به خاطر طغيان توده ها.

سوريه و ايران و عراق
در باره ی روابط دو حکومت سوريه و ايران، و تلاش اسراييل برای نزديکی با سوريه با وساطت ترکيه، ضمن ابراز بدبينی نسبت به نتيجه بخش بودن مذاکرات اسراييل و سوريه، حسنين هيکل اظهار داشت:بايد بين تاريخ سوريه و شکل اداره ی سوريه در حال حاضر، تفاوت قائل باشيم. من از بابت آنچه در حال حاضر در سوريه می گذرد متأسفم. به دليل خروج مصر از صحنه، سوريه اوضاع بدی دارد. ولی اين که او با حکومت ايران نزديک است باعث ناراحتی من نمی شود. چرا که به اين وسيله، سوريه توانسته است تکيه گاهی جغرافيايی برای خودش پيدا کند.هيکل، همچنين اظهار نظر کرد که آمريکا به ايران حمله نخواهد کرد؛ ولی حد اقل در ۱۲ سال آينده از عراق خارج نخواهد شد:هدف اصلی آمريکا، تحت کنترل خود گرفتن هرچه بيشتر نفت عراق است. چگونه اين هدف را به سادگی رهاکند؟
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
۱ ـ از جمله رسانه های عربی يی که در اين گزارش، مورد استفاده ی من قرار گرفته اند:الشّعب ـ السّبا ـ عرب آن لاين ـ الشّرق ـ الخليج ـ اللواء...
۲ ـ سناريوی ديگری با شکلی ديگر ولی با هدفی کم و بيش واحد، در بخش ديگری از جبهه ی مبارزه با تجاوز ـ در فلسطين ـ نيز قرار بود به اجرا در آيد که همچون اين يک، هنوز به مرحله ی عملی نرسيده، در هم فرو شکست:در فلسطين، چه کسی عليه چه کسی کودتا کرد؟ ـ نوشته ی نويسنده ی مبارز اسراييلی، ميشل وارشاوسکی، به ترجمه ی همين قلم:
www.ghoghnoos.org/khabar/khabar03/warschawski-l.html
۳ ـ نزار قبانی:
چرا هراس داشته باشد اسراييلاز فرياد های ما ؟چرا هراس داشته باشد اسراييلاز «فاکس بازی ها»ی ما ؟«جهاد فاکس»از ساده ترين جهادهاست:متن واحدی می نويسيمبرای همه ی شهيدانی که رفته اندو همه ی شهيدانی که خواهند آمد!...مادر تاريکی ملّی فرو رفته ايمو از آن اعصار و روزگاران فتوحاتحتّی يک نامه هم ديگر
به ما نرسيده است.......چرا بايد اسراييل، از اعراب بترسدوقتی که بعضی از آن هايهودا شده اند ؟متن کامل شعر بلند نزار قبانی:
www.ghoghnoos.org/honar/honarg/honarg01/kabbani_ghana.html

۱۳۸۷ خرداد ۲۷, دوشنبه

مرگ فعال ناپدید شده آذربایجان در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تبریز


ساوالان سسی: بر اساس گزارشات رسیده از تبریز فرهاد محسنی نگارستان، فعال سیاسی آذربایجانی در بازداشتگاه و زارت اطلاعات تبریز درگذشته ‌است. مقامات امنيتی جنازه او را، امروز به پزشکی قانونی تحویل دادند.
فرهاد محسنی، فرزند رحیم، ۲۵ ساله و از فعالین هویت طلب تبریزی، در جریان اعتراضات ۱خرداد امسال توسط نیروهای وزارت اطلاعات در پارک ائل گؤلو(شاه گؤلو) تبریز بازداشت و در مکان نامعلومی نگهداری می شد.
پیشتر بستگان فرهاد محسنی، اعلام داشته بودند که تمامی تلاشهای آنها برای پیدا کردن محل نگهداری و وضعیت او بی نتیجه بوده است.
مقامات امنيتی همچنين خانواده این فعال آذربایجانی را تهديد کرده بودند که در صورت پيگيری وضعيت فرزندشان و رسانه ای شدن موضوع، با آنان برخورد خواهند کرد.
لازم به ذکر است، این فعال هویت طلب آذربایجانی هنگام شرکت در تظاهرات یکم خرداد ۸۵ تبریز متعاقب سلسله اعتراضات مردم آذربايجان در خرداد ماه 85، توسط گلوله های مأمورین زخمی و بعد دستگير شده بود. او در جریان محاکمه غیر علنی و بدون حق داشتن وکیل به حبس طولانی مدت محکوم شده بود.
مراسم ترحیم فرهاد محسنی نگارستان، فعال آذربایجان فردا برگزار می شود
مراسم ترحیم فرهاد محسنی نگارستان، فعال سیاسی آذربایجانی که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تبریز بطور مشکوکی در گذشته ‌است فردا از ساعت ۱۱ الی ۱۳ در مسجد حسینیه واقع در خيابان شهید امام دوست تبریز برگزار می شود.
از طرفی نیروهای اطلاعاتی سعی دارند در مراسم ترحیم محدودیتهایی ایجاد کنند. مقامات امنيتی همچنين این خانواده را برای ندادن مصاحبه با رسانه های خارجی تحت فشار قرار داده اند.
فرهاد محسنی، فرزند رحیم، ۲۵ ساله و از فعالین هویت طلب تبریزی، در جریان اعتراضات ۱خرداد امسال توسط نیروهای وزارت اطلاعات در پارک ائل گؤلو(شاه گؤلو) تبریز بازداشت و در مکان نامعلومی نگهداری می شد.
پیشتر بستگان فرهاد محسنی، اعلام داشته بودند که تمامی تلاشهای آنها برای پیدا کردن محل نگهداری و وضعیت او بی نتیجه بوده است.
مقامات امنيتی خانواده این فعال آذربایجانی را تهديد کرده بودند که در صورت پيگيری وضعيت فرزندشان و رسانه ای شدن موضوع، با آنان برخورد خواهند کرد.
لازم به ذکر است، این فعال هویت طلب آذربایجانی هنگام شرکت در تظاهرات یکم خرداد ۸۵ تبریز متعاقب سلسله اعتراضات مردم آذربايجان در خرداد ماه 85، توسط گلوله های مأمورین زخمی و بعد دستگير شده بود. او در جریان محاکمه غیر علنی و بدون حق داشتن وکیل به حبس طولانی مدت محکوم شده بود.