۱۳۸۷ تیر ۱۵, شنبه

جزئيات مانور "عزت اسپارت"

*اولين و مهم‌ترين سناريو پشتيبانى جنگنده‌ها اعم از سوخت‌گيرى است. دوم فريب نيروهاى ايرانى با حمله عليه اهداف استراتژيك به غير از تاسيسات هسته‌يى. سوم طرح فرار و نجات خلبانى كه احتمالا در حمله آسيب ديده‌اند و چهارم طرح چند بعدى جنگ الكترونيكى... آيا يونان به اسراييل اجازه استفاده از سلاح‌هاى كوچك هسته‌يى و الكترونيكى در كرانه آس داده است؟
روشنگری:از زمان انتشار اخبار مانور مشترک اسراييل و يونان برای تمرين حمله هوايی به تاسيسات هسته ای ايران, جمهوری اسلامی سرداران نظامی خود را به ميدان آورده است تا در جو آکنده از تهديد و جنگ روانی آنها نيز مقابله به مثل کرده باشند. و فرماندهان رژيم نيز اعلام کرده اند که تنگه هرمز را خواهند بست و به کشورهايی که در حمله اسراييل با اين کشور همکاری کنند هم هشدار داده اند. در تازه ترين نمونه از جنگ روانی متقابل نامه "سردار ميرفيصل باقرزاده" فرمانده "کميته جستجوی مفقودين ستاد کل نيروهای مسلح" رژيم خطاب به صليب سرخ را بايد ذکر کرد که در واقع پيشاپيش به صليب سرخ گفته است برای شناسايی اجساد سربازان آمريکايی که در ايران به قتل خواهند رسيد خود را آماده کند و "خبر" داده است که اين کميته از هم اکنون 320 هزار قبر برای متجاوزينی که در سرحدات ايران به قتل رسيده خواهند شد کنده و آماده کرده است تا آنها را در همين قبرها چال کند. (1) در زمينه پاسخ به بسته پيشنهادی گروه 5+1 نيز اگر بنا باشد اظهارات روز شنبه سخنگوی دولت در مورد محتوای نامه ای جدی گرفته شود که يک روز پيش تر عنوان "پاسخ ايران به گروه 5+1" گرفته بود بايد گفت که در همچنان بر پاشنه روش فاجعه آفرين امتناع می چرخد و موضوع "پاسخ" در چهارچوب نرمش در شکل, عدم انعطاف در محتوا قرار می گيرد. اگر تاکيدات سخنگوی دولت که گفته است:"در مواضع ما تغييرى ايجاد نشده است" بخواهد جدی گرفته شود, رژيم اسلامی همچنان آب به آسياب گروه های جنگ طلب کاخ سفيد می ريزد و زمينه ساز پيشرفت برنامه شوم آنها برای نابودی ايران است. اين ميان اما موضوعی که ظاهرا به نفع رژيم نيست تا مردم ايران از آن باخبر شوند, و از اين رو عليرغم انبوه خبرهای مربوط به برگزاری مانور نظامی اسراييل مسکوت مانده جزئيات مهم مربوط به اين مانور است؛ جزئياتی که هرگز به عناوين اصلی خبری رسانه های داخلی تبديل نشد. بخش هايی از مقاله آدميرال ديميتريوس ديمو, از فرماندهان نظامی يونان در هفته نامه يونانی " پارون" به همين دليل خواندنی است. آنچه البته برای ايرانيان نگران از حمله نظامی در مقاله آدميرال يونانی اهميت دارد, انتقاد او از همراهی دولت يونان با اسراييل نيست, بلکه اطلاعاتی است که در مورد خود اين مانور و جزئيات مربوط به حمله نظامی به ايران داده است.
متن ترجمه از ايسنا: "يك مانور عجيب"

The Global Crisis: Food, Water and Fuel. Three Fundamental Necessities of Life in Jeopardy




نتايج گهربار جهاني شدن سرمايه داری وحشي



by Michel Chossudovsky


The sugar coated bullets of the "free market" are killing our children. The act to kill is unpremeditated. It is instrumented in a detached fashion through computer program trading on the New York and Chicago mercantile exchanges, where the global prices of rice, wheat and corn are decided upon. Poverty is not solely the result of policy failures at a national level. People in different countries are being impoverished simultaneously as a result of a global market mechanism. A small number of financial institutions and global corporations have the ability to determine, through market manipulation, the standard of living of millions of people around the World.
We are at the crossroads of the most serious economic and social crisis in modern history. The process of global impoverishment unleashed at the outset of the 1980s debt crisis has reached a major turning point, leading to the simultaneous outbreak of famines in all major regions of the developing World.There are many complex features underlying the global economic crisis pertaining to financial markets, the decline in production, the collapse of State institutions and the rapid development of a profit-driven war economy. What is rarely mentioned in this analysis, is how this global economic restructuring forcibly impinges on three fundamental necessities of life: food, water and fuel.
The provision of food, water and fuel is a precondition of civilized society: they are necessary factors for the survival of the human species. In recent years, the prices of these three variables has increased dramatically at the global level, with devastating economic and social consequences.
These three essential goods or commodities, which in a real sense determine the reproduction of economic and social life on planet earth, are under the control of a small number of global corporations and financial institutions.
Both the State as well as the gamut of international organizations --often referred to as the "international community"-- serve the unfettered interests of global capitalism. The main intergovernmental bodies including the United Nations, the Bretton Woods institutions and the World Trade Organizations (WTO) have endorsed the New World Order on behalf of their corporate sponsors. Governments in both developed and developing countries have abandoned their historical role of regulating key economic variables as well as ensuring a minimum livelihood for their people.
Protest movements directed against the hikes in the prices of food and gasoline have erupted simultaneously in different regions of the World. The conditions are particularly critical in Haiti, Nicaragua, Guatemala, India, Bangladesh. Spiraling food and fuel prices in Somalia have precipitated the entire country into a situation of mass starvation, coupled with severe water shortages. A similar and equally serious situation prevails in Ethiopia.
Other countries affected by spiraling food prices include Indonesia, the Philippines, Liberia, Egypt, Sudan, Mozambique, Zimbabwe, Kenya, Eritrea, a long list of impoverished countries..., not to mention those under foreign military occupation including Iraq, Afghanistan and Palestine









Global Research Coverage of US Elections سايت تحيقيق در مورد جهاني شدن










۱۳۸۷ تیر ۱۴, جمعه

حمله به ایران؟ نه! می فهمید این را؟ برگردان: محمدعلی اصفهانی

ما را شبانه روز، آمریکا و اسراییل، به قتل عام نسل های موجود و نسل های هنوز به دنیا نیامده مان تهدید می کنند. و به محو سرزمینمان نه تنها از نقشه ی جغرافیا، که از کتاب تاریخ، و از عالم هستی. و سفلگانی چند ـ سواره بر تختی بر آب ـ و سفلگانی چندتر ـ غریق رویای دستیابی به تخته پاره یی در سراب ـ هر کدام به نوبه ی خود، بر «بحران اتمی»، بر «خطر صدور تروریسم و بنیادگرایی»، بر احتمال پرتاب شدن کره ی زمین به بیرون از کهکشان راه شیری در صورت دیر جنبیدن دشمنان مردم ایران برای نجات مردم ایران، دامن می زنند. امّا به دور از جهان اینان، جهان دیگری نیز هست: جهانی در ایده. ایده یی که می کوشد تا با عینیّت یافتن، سرانجام، حقیقت خود را بر واقعیت، تحمیل کند. دو روز پیش، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، کنفرانس مطبوعاتی بسیار مهمی در پنتاگون برگزار کرد که کمتر از اهمیتش مورد توجّه قرار گرفته است. دریا سالار مولن، بر خلاف دریاسالار فالونِ مستعفی یا معزول، در این کنفرانس، از بیم خطری که می تواند جدی و قریب الوقوع باشد ـ به ناچار ـ از هم پاشیدگی «قدرت» در آمریکا را به نمایش گذاشت. و پیام ناخواسته ی سخنان او از دید نویسنده ی فرانسوی کتاب «جهان بیمار آمریکا»، فیلیپ گراسه، و گروه تحلیل گرانش ـ «دُدِفانسا» ـ پنهان نماند. Dedefanssa دیروز، یک روز پس از این کنفرانس مطبوعاتی، گزارشی تحلیلی از این کنفرانس نوشته است که ترجمه اش را در اینجا می آورم. ۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۴ ژوئیه ی ۲۰۰۸ حمله به ایران؟ نه! می فهمید این را؟ دیگر این بار، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا و بالاترین مقام نظامی این کشور، دریاسالار مولن است که بدون ابهام و ایما و ملاحظات معمول، نسبت به عواقب وخیم حمله به ایران هشدار می دهد. در روز چهارشنبه، دوّم ژوئیه، دریاسالار مولن، یک کنفرانس مطبوعاتی در پنتاگون تشکیل داد و طی آن در مورد احتمال حمله به ایران موضع گیری کرد. در حالی که جرج بوش همچنان تأکید می کند که «همه ی گزینه ها بر روی میز قرار دارند»، دریا سالار مولن با به کار بردن ضمیر اوّل شخص مفرد ـ من ـ این معنا را القا کرد که گویا خود را تصمیم گیرنده یی در سطح ریاست جمهوری می داند. مولن با اشاره به منطقه ی خاورمیانه گفت: «این منطقه، یک قطعه ی بسیار بی ثبات جهان است، و من نیازی نمی بینم که از آنچه هست بی ثبات تر شود.». بی بی سی نیوز، در روز سه شنبه سوّم ژوئیه، گزارشی از پنتاگون در باره ی این کنفرانس مطبوعاتی رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا مخابره کرده است. گزارشگر بی بی سی نیوز می نویسد: پیش تر از این نیز، در مواردی، روشن شده بود که دریادار مولن، خواهان حمله به ایران نیست. امّا این تازه ترین سخنان او می تواند چنین تعبیر شود که رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در پس پرده، مبارزه یی سخت با خواست های کاخ سفید و اسراییل ـ هر دوـ را پیش می برد، و می کوشد تا آن ها را متقاعد کند که پیش از اقدام به حمله به ایران، با دقت کامل، عواقب کار را در نظر بگیرند. به گزارش بی بی سی نیوز، دریاسالار مولن، حاضر نشد از آنچه رهبران اسراییل، در هفته ی گذشته، در جریان ملاقات با او، در مورد حمله به ایران گفته بودند پرده بردارد. [و این، به اندازه ی کافی گویاست ـ م ]. امّا او در همان حال که از افشای نقشه های رهبران اسراییل علیه ایران خودداری می کرد، زنگ خطر را به صدا در آورد که گشودن یک جبهه ی سوّم در کنار جبهه ی عراق و جبهه ی افغانستان می تواند «بی نهایت نگران کننده ، و بسیار خطیر باشد. با عواقبی که پیشاپیش سخن گفتن از آن دشوار است.». در مورد این خبر که اسراییل می خواهد تا قبل از پایان دوران ریاست جمهوری بوش به ایران حمله کند، دریاسالار مولن با طفره رفتن از دادن یک اطلاع صریح، به این بسنده کرد که بگوید نیازی به بی ثبات تر کردن منطقه ی بسیار بی ثبات خاورمیانه نمی بیند. رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا پیش بینی کرد که ایران توان مختل کردن حمل و نقل در منطقه ی استراتژیک تنگه ی هرمز را دارد. امّا او خبر افزایش میزان گشت های نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس را نه تأیید و نه تکذیب کرد. دریاسالار مولن، تصریح کرد که «ایران همچنان در مسیر دستیابی به بمب اتمی حرکت می کند؛ و من فکر می کنم که در این مسیر، چیز هایی هست که باید مورد مراقبت قرار گیرند. نگاه من به رژیم ایران تغییر نکرده است. این رژیم همچنان یک عامل بی ثباتی در منطقه است. امّا متقاعد شده ام که راه حل را باید همچنان در استفاده از امکانات دیگری به غیر از جنگ جستجو کرد. مثلاً در فشار های دیپلماتیک، اقتصادی، و بین المللی.». همه ی قرائن، نشان می دهند که ما نباید فکر کنیم که این دخالت مستقیم رییس ستاد مشترک ارتش امریکا، یک امر تصادفی و یا یک خوشمزگی «نیکولا سارکوزی» وار است. (۱) دریاسالار مولن، در یک اکیپ با رابرت گیتس ـ وزیر دفاع آمریکا ـ کار می کند. و ما امروز می دانیم که رابرت گیتس، صریحاً مخالف حمله به ایران است. (۲) موضع دریاسالار مولن هم مشخص بود. امّا برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی در این زمینه از سوی او در خود پنتاگون، به گونه یی بسیار صریح تر و روشن تر از همیشه، معنایی سیاسی دارد. رییس ستاد ارتش مشترک آمریکا، در واقع دارد دنباله ی سخن دریاسالار فالون قبل از استعفا [ یا عزل ـ م ] او را می گیرد. و این یعنی : موضع گیری دریاسالار فالون، نه تصادفی بود، و نه تکروانه و انفرادی. دخالت اینچنینی دریاسالار مولن، به گونه یی کاملاً روشن و چشم گیر، دو موضوع را بر ملا می سازد: ٭ مخالفت قطعی سران پنتاگون ـ از نظامی تا سیاسی ـ با ایده ی حمله به ایران. سخنان مولن به همان اندازه خطاب به دیک چینی است که به اسراییلی ها. (۳) بسیار جدّی و شدید. بر هم زدن این وضعیّتِ مخالفت پنتاگون با کاخ سفید، واقعاً نیاز به یک «کودتا» دارد. حداقل: عزل کردن دریاسالار مولن از ریاست ستاد ارتش، و عزل کردن رابرت گیتس از وزارت دفاع آمریکا. و به نظر می رسد که در شرایط ضعف و چندپارگی کنونی قدرت در آمریکا، چنین کاری غیر قابل تصوّر باشد. ٭ همچنین ـ و شاید مهم تر از این ـ دخالت مستقیم دریاسالار مولن، به عنوان رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در این بحث، بازگو کننده ی یک «ضدّ قدرت» و یک چالش طلبی در برابر سیاست جنگ افروزانه ی کاخ سفید است. از هم پاشیدگی «قدرت» در آمریکا، امروز دیگر امری است انجام پذیرفته و رسمیّت یافته. و این از هم پاشیدگی ، منحصر به موضع گیری دریاسالار مولن نیست. کانال های رسمی غرب ـ مخصوصاً اروپا ـ از داشتن نگاهی درست به واقعیّت کشوری به نام ایالات متحدّه ی آمریکا ناتوانند. ولی این، واقعیتِ آنچه در آمریکا می گذرد را تغییر نمی دهد. واقعیتی که روند رو به رشد آن را از جمله در همین مداخله ی سیاسی دریاسالار مولن نیز می توان دید. www.ghognoos.org تیتر و لینک مقاله: Mullen en super-Fallon : pas d’attaque contre l’Iran, c’est compris ?! www.dedefensa.org/article.php?art_id=5243 ۱ ـ نیکولا سارکوزی، رییس جمهوری جدید فرانسه، در کارزار انتخاباتی خود رسماً اعلام کرده بود که زمان خدا حافظی با آرمان های جنبش مه ۶۸ فرانسه فرا رسیده است. امّا از آنجا که خود را به جریان «گلیسم» منتسب می داند، خدا حافظی با سیاست استقلال طلبی «دوگل» در برابر آمریکا را به بعد از انتخاب شدن موکول ساخته بود! سارکوزی تشکیل محور جدید پاریس ـ واشنگتن را جشن می گیرد! -گزارش روزنامه ی اومانیته از سخنرانی سارکوزی در کنگره ی آمریکا: http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar05/huma-sarko.html ۲ ـ «ما مطلعیم که پنتاگون دارد برای متوقف کردن این مسابقه ی جنگ، بر کاخ سفید فشار وارد می آورد. اما وزارت دفاع، در قلمرو دستگاه ریاست جمهوری است. دستگاهی که همیشه به وسیله ی گروهی از ایده ئولوگ ها احاطه شده است که معتقد به دیگرگون ساختن بنیادی ساختار خاورمیانه هستند.» ـ اسکات رایتر در گفتگو با ایل مانیفستو: http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar07/ritter-iran.html ۳ ـ در اواخر دسامبر سال گذشته، دو روزنامه ی پرتیراژ اسراییل: یدیوت آهارانت، و ژروزالم پست، گزارشی منتشر کرده بودند که بر مبنای آن، اسراییل بدون آن که کوچکترین حمله یی از سوی ایران به آن شده باشد، و صرفاً به خاطر پیشگیری از حمله ی احتمالی به اسراییل با بمب اتمی احتمالی یی که در سال های آینده ممکن است در ایران ساخته شود، به ایران حمله خواهد کرد؛ و منطقه را درگیر جنگی خواهد ساخت که طی آن احتمالاً شانزده میلیون تا بیست و هشت میلیون ایرانی کشته خواهند شد. و تازه در این برآورد، تلفات دیگر جنگ که محصول عواقب گرد و غبار اتمی و تشعشعات رادیو آکتیو در دراز مدت است و قابل پیش بینی نیست در نظر گرفته نشده بود: http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar06/is-16-28m.html

کتاب فارسي




"کتاب فارسي" کليک کنيد

http://www.ketabfarsi.com/index.htm



"از زخم قلب آبايی" " شاملو" در شط جاری تاريخ





"بين شما کدام

_ بگوئيد
بين شما کدام

صيقل می دهيد

سلاح آبايی را
برای روز انتقام؟"

سعيد سلطانپور" چهار حرف"





می دانيم چهار حرف است
حرف هایش را یک یک ازبریم
آن را می نویسيم
روی کاغذ می نویسيم
روی هوا
ورودی دیوار
چهار حرف است
نه چون سالی با چهار فصل
غول خسته ی زیبائی
با یک فصل:
پائيز خون
پائيز لبخند
غول خسته ی زیبائی که خود دریای آتش است
وما بچ ههای هفت ماهه ی زمان
بيهوده در آتش رؤیای پرومته م یسوزیم
در بار هاش حرف می زنيم
در بار هاش می نویسيم
تومارهائی سرخ
تومارهائی نه با خون
تومارهائی با سرخاب
سنگش را به سينه می زنيم
از خورشيدش می گویيم
از خورشيدهای نيامده اش
از دست بزرگش،
و از خانه ی کوچکش
از کودکان
از کودکانش می گویيم
گل های حسرت جامه و برنج
گل های رؤیای بازی و باغ
گل های مزرعه
گل های کارخانه
گل های مدرسه
گل های دربدری
گل های آفتابگردان فردا
گل هائی که روی الياف سختی
- ساقه هائی که جز با گرسنگی و شلاق نمی برند-
شکسته بسته و پایدار
گردآلود وفصل ناپذیر
در هوای تلخ قد می کشند
هوائی که با طعم خون و دود
روی زبان لایه می بندد
در ریه ها می گردد
ودم کرده و مخفيانه
ترس خورده و ملتهب
چون پروان های تاریک
پروانه ای شرجی زده و سوخته
روی ل بها رها می شود
و مرده و خاموش پيش قد مهایت می افتد
از هوای تلخ می گوئيم
و خروس قندی رؤیاهای خود را ليسه می زنيم
حرف می زنيم
از ش بهای خستگی و بستگيش
از سحرگاهان که بيدار می شود و
می رود
از ساع تهای کند روز
از آستين های چرب
و عضل ههای سوخته
از خفقان
از اعتصاب
از شب
از شبنامه
از برق و
از پياز
و تنها، گاهی
از لبخندی
که چون سایه ای نيمرنگ
بر چخماق خاموش لبانش می گذرد
و نمی خواهيم
نمی خواهيم آتش پنهانش را باور کنيم
حرف می زنيم
از چهار حرف، حرف می زنيم
حرف هایمان پيله ای می شوند
می گویيم پروانه ی "او" خواهيم شد
و در آتش اندوهش خواهيم سوخت
و بيشتر به کرمی کوچک شباهت می بریم
حرف می زنيم
با خشه های حرف، حرف می زنيم
و همچنان که حرف م یزنيم
"او" را از یاد می بریم
کودک را از یاد می بریم
درخت را از یاد می بریم
نگاه و بوسه و لبخند را از یاد می بریم
و کلمه ها، خشه های صدا می شوند
که دیگر آینه های اشياء نيستند
حرف می زنيم
حرف می زنيم
حرف می زنيم
از غول خسته ی زیبائی حرف می زنيم
که چشم از آت شهایش برگرفت هایم
و تنها می دانيم
چهار حرف است
با عشق نان و عشق گل آغاز کردیم
با عشق سهم همگانی آب و درخت
سهم مدرسه
سهم نيمکت های چوبی
سهم دانه
و سهم خاک
سهم کارخانه
و سهم کار
سهم جنگ لها و رودها و معدن ها
سهم بی پایان آزادی
آزادی
آزادی
سهم شادی
و سهم فردا
حرف می زنيم
با خشه های حرف، حرف می زنيم
در خانه ها فریاد می زنيم
در خلوت های نامطمئن فریاد می زنيم
روی مبل ها فریاد می زنيم
کنار کولرها
با یادگار خونين کوره پزخان هها فریاد می زنيم
تکه تکه و بی حزب فریاد می زنيم
می شکنيم و فریاد می زنيم
تجربه های تلخ را قرقره می کنيم و می ریزیم
گلویمان را با فنجانی شير، تازه می کنيم
زخم خود
زخم خود را می بندیم
و روی خون کاروانسرای سنگی
فيله می جویم و عرق می نوشيم
-آ...ه رفيق، چقدر غمگينيم
دندان هایمان چه کند و آرام در گوشت می نشيند
و الکل چه غمناک در گلو می لغزد-
فيله می جویم
زخم می جویم
یادبودهای خونين می جویم
معده های گرسنه و پينه های کار می جویم
حرف می جویم
حرف می جویم
وتنها با چند گلبرگ
و تکه ای از یک جویبار
و پاره ای از آینده ای ناشناخته
- آن که با "او" می رود می شناسد-
که از طبيعت ستيزندگان بی قرار شب:
- دامنه های متوازن خرد و عشق
آميزگان آتشزنه و گلبرگ -
وام گرفت هایم
قدمی به سوی نان و فردا برمی داریم
و در این فاصله های برزخی
دیوانه وار شب را قسمت می کنيم
شب را قسمت می کنيم
حرف می زنيم
و تنها آن که با "او" می رود
می شناسد
سلام ای سازمان فردا
سلام ای سازمان عشق
سلام ای گسترش ميهنی
سلام ای سازمان کارخانه
ای سازمان کشت
سلام ای سازمان "او"
که از صدای شکسته ی مردم
از قلب عاشقان سرخ عدالت
از گلبن های آتش ارانی
از نعره های خونين تابستان
از دهان گل طغيانی شاخه ی ارتش
از دهان خون و دفاعش
از ميان حماسه ی اوراق آتش
از ميان شعل ههای خيابانی شهادت
و جزیره های خون پراکنده
سر خواهی کشيد
سلام ای غول آینده
سلام
و غول خسته ی زیبا
در آتش زمان
می رود و می آید
می آید و می رود
با توفانی که در مش تهایش انباشته است

"غزل زمانه " سعيد سلطانپور " از کشتارگاه بهار ۵١ – تابستان"





نغمه در نغمه ی خون غلغله زد، تندر شد
شد زمين رنگ دگر، رنگ زمان دیگر شد
چشم هر اختر پوینده که در خون می گشت
برق خشمی زد و بر گرده ی شب خنجر شد:
- شب خودکامه که در بزم گزندش، گل خون
زیر رگبار جنون جوش زد و پر پر شد
بوسه بر زخم پدر زد لب خونين پسر
آتش سينه ی گل، داغ دل مادر شد–
روی شبگيرگران، ماشه ی خورشيد چکيد
کوهی از آتش و خون موج زد و سنگر شد
آن که چون غنچه ورق در ورق خون می بست
شعله زد در شفق خون، شرف خاور شد
آن دلاور که قفس با گل خون می آراست
لبش آتشزنه آمد، سخنش آذر شد
آتش سينه ی سوزان نوآراستگان
تاول تجربه آورد، تب باور شد
وه که آن دلبر دلباخته، آن فتنه ی سرخ
رهروان را ره شبگير زد و رهبر شد
شاخه ی عشق که در باغ زمستان می سوخت
آتش قهقه در گل زد و بارآور شد
عاقبت آتش هنگامه به ميدان افکند
آن همه خرمن خونشعله که خاکستر شد

۱۳۸۷ تیر ۱۳, پنجشنبه

آماده کردن ميدان جنگ


سيمور هرش *فالون:بگذاريد جدی باشيم. 80 ميليون آدم در ايران زندگی ميکنند و هرکدام آنها يک فرد هستند. اين تصور که همه آنها يا اينطور يا آنطور هستند، ابلهانه است. *مشاور سابق پنتاگون: نيروهای ويژه جديد با مجاهدين خلق کار ميکنند و دولت بوش بی صبرانه منتظر نتيجه است...فقط اگر مردم ميدانستند چقدر به حساب های بانکی مجاهدين ميرود...



http://www.roshangari.net/ روشنگری. مقاله اخير سيمور هرش نشان ميدهد جنگ کم شتاب بين آمريکا ورژيم اسلامی که از قبل شروع شده بود، اکنون سرعت خطرناکی به خود گرفته بطوريکه تعداد زيادی کشته برجای ميگذارد. بدتر آنکه به گفته مرتبطين با مقامات امنيتی آمريکا بکار گيری مزدوران محلی هم بهانه تشديد سرکوب به رژيم ميدهد و هم بهانه دخالت نظامی بيشتر به دولت بوش. مقاله همچنين نشان ميدهد دفتر ديک چنی باحل مسالمت آميز مناقشه هسته ای مخالف است و با بی صبری وبا فشار برای پياده کردن مدل عمليات سومالی در ايران تلاش ميکندکشمکش را بطرف برخورد نظامی مستقيم سوق دهد. يوشکا فيشر به هرش ميگويد بسته پيشنهادی جديداروپا حاوی عنصر جديدی است که راه را برای پذيرش ايران باز ميکند، اما او ترديد دارد که کاخ سفيد به اين تن در دهد. اطلاعات مهمی که هرش در مقاله داده است برای ايرانيان يک بار ديگر اين سوال را پيش می آورد رژيم ايران تا کجا ميخواهد آب به آسياب چنی و گروه مدافع حمله نظامی بريزد و آيا وحشت از مردم اين رژيم را به جايی کشانده که به استقبال تهديد خارجی هم ميرود. در زير نکات عمده مقاله گزارش شده است. بايد يادآوری کرد در متن برخی گروه های سياسی به رسم رسانه های خارجی تحت عنوان مليت يا مذهب آنها خوانده شده اند که امری خطاست. روشن است که مسووليت اقدامات گروه های سياسی را نميتوان به حساب مردم نوشت، همچنان که مسووليت اعمال رژيم ايران را نميتوان به حساب مردم ايران گذاشت. آماده کردن ميدان جنگ دولت بوش عمليات سری عليه ايران را تشديد کرده است نيويورکر. 7 جولای 2008 *کنگره آمريکا سال گذشته با تامين بودجه 400 ميليارددلاری برای تشديد عمليات سری در ايران موافقت کرد. عمليات مخفی شامل حمايت از اقليت عرب اهواز و گروه های بلوچ و ديگر سازمان های مخالف است و جمع آوری اطلاعات در مورد برنامه هسته ای ايران را هم در بر ميگيرد. *عمليات سری در ايران بدون سابقه نيست. نيروهای عملياتی ويژه ايالات متحده از سال گذشته با تصويب رئيس جمهورعمليات فرامرزی را از جنوب عراق پيش ميبرند. اين عمليات از جمله شامل گرفتن اعضای القدس , سپاه قدس.م, و بازجويی از آنها و تعقيب ,هدف های درجه يک, در جنگ با ترور رئيس جمهور و دستگيری يا کشتن آنها ميشد. ولی عمليات کنونی در ايران که سازمان سياو ستاد فرماندهی مشترک ويژه JSOC هم در آن شرکت دارند، ابعاد و دامنه بسيار گسترده تری دارد. * پروژه رئيس جمهور شامل کار با گروه هايی از اپوزيسيون و انتقال پول است و طيف گسترده ای ازفعاليت ها در جنوب ايران و نواحی شرقی ايران را که در آنجا گروه های مخالف بلوچ قوی هستند در برميگيرد. *عليرغم ناراحتی تعدادی از نمايندگان از برخی بخش های طرح و دامن گرفتن بحث، سرانجام طرح در کنگره ای که بعد از انتخابات 2006 تحت کنترل دمکرات هاست تصويب شد. به عبارت ديگر برخی از اعضای رهبری حزب دمکرات درخفا مايلند پروژه بوش برای عمليات سری در داخل ايران به پيش رود، اين در حالی است که نامزد حزب، باراک اوباما در موضع گيری رسمی خود گفته است طرفدار راه ديپلماتيک و مذاکره است. *درخواست تامين بودجه پروژه عمليات سری همان زمان به کنگره داده شد که گزارش سازمان های اطلاعاتی آمريکا منتشرشد و در آن نتيجه گيری شده بود ايران کار روی توليد سلاح هسته ای را در سال 2003 متوقف کرد. بوش، رابرت گيتس، کندوليزارايس، جان مک کين و ديگران گزارش مزبور را زير سوال بردند و همزمان دولت بوش اتهامات مربوط به دخالت ايران در عراق و کشتن آمريکايی ها را دو باره مطرح کرد. رسانه ها، از جمله تايمز صحت اين ادعا را مورد سوال قرار دادند. *رهبران نظامی و غيرنظامی پنتاگون با نگرانی کاخ سفيد درموردبرنامه اتمی ايران موافقند ولی برخی از آنها در مورد اينکه حمله نظامی راه حل درستی است ترديد دارند. رابرت گيتس در يک جلسه غيررسمی با کميته دمکراتيک سنا در سال گذشته در مورد عواقب يک حمله پيشگيرانه به ايران هشدار داد و گفت: , ما نسلی از جهادی ها خلق خواهيم کرد که نوادگان ما بايد با دشمن در اينجا، درون آمريکا، بجنگند., دمکرات ها از اين اظهار نظر گيتس جاخوردند و يکی پرسيد آيا او از طرف بوش و ديک چنی صحبت ميکند. گيتس پاسخ داد: , بگذاريد بگويم اينجا من از طرف خودم صحبت ميکنم., ترور ,مجاز,: قتل های نشانه گيری شده *رئيس ستاد مشترک، آدميرال مايک مولن تلاش ميکرد فشار کاخ سفيد برای حمله نظامی به ايران را عقب براند. بعلاوه حداقل ده فرمانده نظامی چهار ستاره، با تجربه مستقيم در عمليات نظامی در سراسر جهان طی ,جنگ با ترور, بوش، در مخالفت با حمله نظامی نقش بازی ميکنند. برجسته ترين آنها آدميرال فالون است که در ماه مارس گذشته به خاطر مصاحبه های خود، زير فشار استعفا داد. فالون در صحبتی با هرش در ماه ژوئن گفت:, خيلی ها فکر ميکند شما بايد يا موافق يا مخالف ايرانی ها باشيد. بگذاريد جدی باشيم. هشتاد ميليون آدم در اين کشور زندگی ميکنند و هرکدام آنها يک فرد هستند. اين تصور که همه آنها يا اينطور يا آنطور هستند، ابلهانه است., او در ادامه همين صحبت با هرش درمورد جنگ عراق گفت: , آيا در باره برخی چيزها که پيشنهاد شده حرفی زدم. بعضی ازآنها خيلی احمقانه است., *منابع هرش از موافقت رهبری حزب دمکرات با پروژه سری ابرازناراحتی کردند و گفتند برنامه دقيقی برای نظارت بر پروژه وجود ندارد و در مورد آن توافق صورت گرفته است. به گفته يکی از منابع هرش يک نکته مهم اين پروژه عملياتی تحت عنوان,potential defensive lethal action , [ عملياتی که ميتواند به قتل در حالت تدافع منجر شود.م]است. هرش يادآوری ميکند آندرو کابرن در ماه مه بخش هايی از اين پروژه را در سايت اينترنتی کانتر پانج منتشر کرد.[اين مقاله قبلا در روشنگری بازتاب شده و آنرا ميتوانيد در بخش روابط ايران و آمريکا يا در لينک زير مقاله بخوانيد., بعلاوه ممکن است تصوری که برخی از اعضای دمکرات کنگره از عمليات سری درايران دارند با درک بوش تفاوت داشته باشد. در تفسير بوش از قانون، عمليات سری نظامی برخلاف عمليات سری سيا، نيازی نيست بطور مشخص در پروژه نام برده شود، زيرا بر مبنای قانون به رئيس جمهور حق داده شده عمليات نظامی در جبهه جنگ را بدون دخالت کنگره فرماندهی کند. ولی هميشه مرز مشخصی بين دو نوع عمليات وجود ندارد. در ايران، ماموران سيا و عوامل محلی آنها مهارت های زبانی و اطلاعات راجع به محل دارند که از آنها برای ايجاد ارتباط برای عمليات ستاد مشترک فرماندهی JSOCاستفاده ميشود و از پايگاه ناشناخته ای واقع در غرب افغانستان با آنها کار کرده و برای تامين و انتقال پرسنل، مواد و پول به داخل ايران اقدام ميکنند. در نتيجه به کنگره اطلاعات کامل داده نشده که پول چطور بکار ميرود. يکی از ماموريت های نيروهای ويژه در پروژه بوش مسکوت مانده است: تعقيب ,هدف های دارای ارزش بالا, “high-value targets,”. حالا بيش از پيش در کنگره درک ميشود که در سالهای اخير دولت بوش مرز بين عمليات نظامی و عمليات جاسوسی را در هم ريخته تا کنگره را از وقايع بی اطلاع بگذارد. دولت بوش با اين کار ماموران سيا را که فقط مجازند در عمليات جاسوسی شرکت کنند درعمليات مربوط به قتل های نشانه گيری شده شرکت ميدهد، بدون اينکه به کنگره گزارش دهد. اين امر موجب شد کنگره ژنرال مايکل هايدن را برای توضيح در مورد زبان مبهم پروژه و اصطلاح عمليات ,defensive lethal action , فرا بخواند. هايدن اطمينان داد اصطلاح به کار برده شده فقط به عملياتی در درون ايران اشاره دارد که طی آن ماموران آمريکايی با خطر دستگيری يا نوعی ديگر از تهديد روبرو هستند و برای فرار از آن به قتل دست ميزنند. اما همه نمايندگان راضی نشدند ويکی از آنها در مورد مفهوم مصوبه به پرزيدنت بوش نوشت:, اقدام به قتل نه. تمام, .او تا ماه ژوئن جوابی از کاخ سفيد نگرفته است. *به خاطر ترديدهايی که طرح بوش در ميان قانونگزاران بوجود آورده هرش به چهار نفر از,دارو دسته 8 نفره, در رهبری حزب دمکرات مراجعه کرد يعنی: هری ريد رهبر اکثريت سنا، نانسی پلوسی سخنگوی کنگره، جان راکفلر رئيس کمتيه اطلاعاتی سنا و سيلورستر ريز رئيس کميته اطلاعاتی کنگره. ولی همه آنها به بهانه فوق سری بودن پروژه از پاسخ خودداری کردند. *يکی از اعضای کنگره به هرش گفت حتی اگر دمکرات ها در ماه نوامبر پيروز شوند, يک سال طول خواهد کشيد تا ما اطلاعات مربوط فعاليت های جاسوسی را تحت کنترل بگيريم , اما او گفت:, کنترل پول در دست ماست و آنها بدون پول هيچکاری نميتوانند بکنند. اما من در مورد اين دولت خيلی مشکوکم. اين دولت خيلی رازدار بوده است., عراق فدای هموار کردن راه مداخله نظامی در ايران

دنباله... .

عوام فريبي،تبليغا ت ،نمآيش وسازماندهي برای رسيدن بقدرت !

عوام فريبي،تبليغا ت ،نمآيش وسازماندهي برای رسيدن بقدرت !
کليک کنيد






Grand raout pour les Moudjahidine du peuple d'Iran


Samedi 28 juin 2008




La controversée Organisation des Moudjahidine du peuple d'Iran (Ompi) a tenu un rassemblement dans la banlieue parisienne. Elle en a profité pour appeler à son retrait de la liste européenne des organisations terroristes.
Samedi 28 juin 2008
Par FRANCE 24 (texte) / Reportage de K. Hakiki pour FRANCE 24 (vidéo)
L'Organisation des Moudjahidine du peuple d'Iran (OMPI) n'est plus considérée comme une organisation terroriste au Royaume-Uni depuis le 23 juin ; et elle souhaite que l'Union européenne fasse de même. C'est le message qu'elle a fait passer fin juin lors de son rassemblement annuel à Villepinte, dans la région parisienne. "Les Iraniens, qui viendront de toute la France, d'Europe et d'Amérique du Nord appelleront l'Union européenne à adopter une politique nouvelle et décisive vis-à-vis du régime iranien", précise Afchine Alavi du Conseil national de la résistance iranienne (CNRI), la façade politique du mouvement OMPI. L'OMPI, qui dit avoir accueilli 50 000 personnes l'an passé, affirme avoir reçu 70
000 invités cette année. Chiffre dont doute le journaliste Alain Chevalérias, auteur de "Brûlé vif", qui a enquêté pendant un an sur les Moudjahidine et leurs chefs, Maryam et Massoud Radjavi. "Dans leur meeting, il y a généralement plus de chaises que d'invités", estime-t-il. "Ils gonflent leurs chiffres en racolant des figurants afghans payés pour la journée". Présent lors du rassemblement de Villepinte, Karim Hakiki, journaliste à FRANCE 24, a constaté la présence d'environ 3 000 étudiants polonais. Ce même jour, le journal polonais
Gazeta Wyborcza
révèle que les Moudjahidine du Peuple ont offert un week-end à Paris à des étudiants polonais pour un prix défiant toute concurrence : 6 euros. Seule condition : assister au meeting. Rares sont les étudiants polonais qui prennent la peine de rentrer dans l'établissement. "On est là juste pour venir voir Paris, c'est le but de ce voyage", commente l'un d'entre eux. De son côté, l'OMPI nie tout démarchage. "Qu'il y ait une ou deux personnes qui ne soient pas intéressées, c'est tout à fait normal. Dans toutes les réunions il y en a", commente Afchine Alavi. Notre seul crime, c'est d'appeler à la démocratie en Iran".
L'OMPI est une organisation très controversée en France et dans le monde. Le mouvement, qui se fait également appeler Mujaheddin-e-Khalq (MeK), a vu le jour en 1969 en Iran. Fondée, selon l’un de ses anciens membres, sur la base "d’un mélange éclectique du chiisme et de marxisme", elle lutte contre la politique du shah. Soutien de Saddam Hussein

En 1979, l'organisation participe au renversement de la monarchie mais se retrouve dans la foulée écartée du pouvoir par l’ayatollah Khomeini. En 1981, le mouvement est considéré hors-la-loi et ses membres doivent s'exfiltrer du territoire. Leur dirigeant, Massoud Radjavi, s'installe à Auvers-sur-Oise, en France, qui lui offre le statut de réfugiés politiques. Pendant la guerre entre l'Iran et l'Irak, les forces de l'OMPI, soutenues financièrement par Saddam Hussein, attaquent depuis la France et l’Irak les troupes iraniennes le long de la frontière. "A cette époque, des Moudjahidine ont trouvé refuge en Irak", précise Alain Chevalérias. En 1997, à la suite de l'élection du président Mohammad Khatami en Iran, les pays de l'Union européenne optent pour une politique de rapprochement modéré avec l'Iran sur le plan économique et politique. A la demande de Téhéran, l'Ompi est placée sur la liste des organisations terroristes des Etats-Unis. Le Royaume-Uni et l'Union européenne lui emboîtent le pas en 2002.Après la chute de Saddam Hussein en 2003, l'armée américaine signe un cessez-le-feu avec l'OMPI qui continue à disposer de bases sur le sol irakien, la plus connue étant le camp d’Achraf au nord de Bagdad. Soupçon de dérives sectaires

La même année, en France, alors que Nicolas Sarkozy est ministre de l’Intérieur, la justice française perquisitionne, à Auvers-sur-Oise, le siège de l'organisation, soupçonnée de dérives sectaires. Maryam Radjavi est notamment arrêtée. En signe de protestation, plusieurs membres des Moudjahidine du peuple s'immolent par le feu."Ils utilisent des manipulations psychologiques qui sont les mêmes méthodes utilisées dans les sectes", commente Alain Chevalérias. L'OMPI s’en défend avec un allié de taille : Alain Vivien, ancien secrétaire d’Etat aux Affaires étrangères, connu pour avoir dirigé la mission interministérielle de lutte contre les sectes, leur a apporté un soutien appuyé en plusieurs occasions.En 2005, un nouveau document à charge vient accabler l'OMPI.
Un rapport publié par Human Rights Watch (HRW) dénonce les mauvais traitements que l'organisation aurait fait subir à ses membres dissidents dans ses camps en Irak. Ce rapport sera fortement critiqué quelques mois plus tard par une mission d'enquête composée de parlementaires européens qui s'est rendue à la base irakienne d’Achraf. "HRW a commis la faute de ne pas avoir interrogé les gens directement", reconnait Alain Chevalérias. Un nouveau rapport sera publié un an plus tard pour réparer ces erreurs. L'Ompi tente continuellement de redorer son image et de se défaire notamment cette étiquette d'organisation terroriste qui lui colle à la peau. "Pour cela, elle fait beaucoup de démarchage, notamment à l’Assemblée nationale", affirme Alain Chevalérias. L’association se targue de compter de nombreux sympathisants, des personnalités comme Danielle Mitterrand, mais aussi de nombreux parlementaires en Europe. "Nous attendons une évolution des rapports avec la France"

La décision britannique de la retirer de sa liste noire fait suite à sept années de bataille juridique entre l’Ompi et l’Union européenne. L’action avait été engagée par quinze lords anglais, sympathisants à la cause."Il faut savoir qu'il n'y a jamais eu de preuves pour justifier l'accusation de terrorisme", affirme Alain Vivien. Pour sa part, Alain Chevalérias assure que "le mouvement a utilisé des méthodes terroristes, en faisant notamment usage de mortiers en Iran. Une information que même les Moudjahidine du peuple revendiquent dans leurs publications.""Cette inscription sur la liste noire britannique formait la base légale de l’inscription de l’Ompi sur la liste européenne. Aujourd’hui, maintenir l’Ompi sur cette liste n’a plus lieu d’être", note Afchine Alavi. Sauf si un autre Etat, membre des 27, décidait de le mettre sur sa liste noire. La responsabilité de ce choix reviendra à la France, qui occupe la présidence tournante de l’Union européenne dès le 1er juillet. Les relations entre le gouvernement et l’association sont coupées, depuis les évènements de 2003. "Nous attendons une évolution des rapports avec la France", espère Afchine Alavi.


En photo : Maryam Radjavi, présidente du CNRI