۱۳۸۷ مرداد ۴, جمعه

• انتشار اسناد تاریخی حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه در لندن


ارتش اسراییل آماده همه گزینه ها علیه برنامه اتمی ایران است




نوول آبزور - مترجم: محمدعلی اصفهانی


همین لحظاتی پیش، مرکز خبررسانی دائمی هفته نامه ی پرآوازه ی فرانسه، نوول اُبزرواتور، گزارشی را منتشر کرد که فکر کردم خواندن آن بتواند هشداری به همه ی ما باشد تا فریب آرامش قبل از توفان را نخوریم و گمان نبریم که اسب تروآیی که با عنوان شرکت یک مقام عالیرتبه ی آمریکایی در نشست اخیر مربوط به پرونده ی اتمی ایران، و بعضی چشمک زدن های دیگر، در جلو دروازه مان رها کرده اند هدیه یی است نتیجه ی «شکست» دشمنان خارجی مردم ایران و کارگزاران رذل ایرانی آن ها از دشمنان داخلی مردم و چشم از حدقه درآورندگان و دست و پا قطع کنندگان و سنگسار کنندگان و به دار آویزندگان و اراذل و اوباششان. حواسمان را جمع کنیم: اسراییل و دار و دسته ی بوش و چینی ـ احتمالا ـ بهترین بازی و ـ باز هم احتمالاً ـ آخرین بازی خود را شروع کرده اند. جان بولتون که بعد از کنار گذاشته شدن، گاه گاهی از سوراخ بیرون می خزد، با سخنان اخیر خود در واقع با برگشت به سخنان چند سال پیشش (به هنگامی که در اوج قدرت بود) شاید تا حدودی، بند را آب داده باشد. سخنان تازه ی او در «وال استریت ژورنال» را در کنار سخنان چند سال پیش او بگذاریم. سخنان تازه ی او در وال استریت ژورنال، به نقل از آفتاب: «... به جای ادامه دادن مسیر ۵ ساله دیپلماسی شکست خورده پیشین، ما باید به طور جدی با اسرائیل، پیش و پس از حمله به ایران همکاری کنیم. ما از بابت این حمله در هر حال ملامت خواهیم شد و قطعاً تبعات منفی آن را احساس خواهیم کرد. «بنابراین منطق به ما حکم می‌کند که بکوشیم تا حد ممکن آن را با موفقیت به انجام رسانیم و یا حداقل در سر راه اسرائیل مانعی ایجاد ننماییم و تا جایی که امکان دارد، مقدمات راحتی و آسایش اسرائیل را فراهم آوریم...» و سخنان چند سال پیش او در همین زمینه: «... آمریکا، تنها به شورای امنیّت، اتّکا نمی کند... این بسیار حیاتی است که ما از شورای امنیت برای بسیج افکار عمومی جهانی علیه ایران استفاده کنیم...» (۱) به اندازه ی کافی گویاست. نه؟ ... نهایت ساده نگری خواهد بود اگر خطر تجاوز نظامی به ایران را تمام شده تلقی کنیم. و در نتیجه: نهایت بی خردی خواهد بود اگر اندک خللی در اراده ی ما به هماهنگ و متشکل شدن و با هوشیاری کامل و بدون پلک برهم زدن، به مقابله با خطر جنگ برخاستن به وجود آید؛ و زمانی دوباره به خود آییم که بمب های آمریکایی و اسراییلی ایران را ویران کرده اند... ... نه اسراییل که هدفش انهدام تأسیسات اتمی ایران حتی به قیمت انهدام ایران است، دست روی دست گذاشته است؛ و نه چینی و بوش؛ و نه مستخدمین بومی اینان که تمام بود و نبود خود را با بمباران ایران، و بعد از ویران شدن آن، ورود به مرحله ی جنگ زمینی، تحت فرماندهی آمریکا گره زده اند... ... هنوز راه های زیادی پیش روی دشمنان خارجی ایران و به خدمت گرفته شدگانشان قرار دارد: ـ «کشف» یک مرکز مخفی اتمی جدید مثلاً. ـ «اثبات» این که هر چه در عراق و فلسطین و لبنان می گذرد، نه به خاطر تجاوز آمریکا و اسراییل و قتل عام مردم بی پناه این سرزمین هاست؛ بلکه به خاطر سلاح ها و بمب های میلیونی ساخت ایران است... و برای ایجاد امنیت سربازان آمریکایی در عراق، و برای استقرار امنیت اسراییل در لبنان و حوالی آن، و برای رفع شر «تروریست های بنیادگرای حماس» در اسراییل اشغالی باید مردم ایران را و راه ها و پل ها و بیمارستان ها و مهد کودک ها و جاده ها و صنایع و تأسیسات کلیدی و کوچه و خیابان ایران را بمباران کرد... حکومت ایران، به وسیله ی مزدورانش فلسطین را دو تکه کرده است؛ و محمود عباس صلح طلب و شریف هم که خواهان ذبح جنایتکاران حماس در پیش پای اهود اولمرتِ همچون خود او صلح طلب و شریف است و از همین رو اسراییل را تشویق می کند که یک میلیون و نیم فلسطینی را در نوار غزه از فقر و بی غذایی و بیکاری و بیماری، و با قطع آب و برق و مواد اولیه ی غذایی، و با بمباران و خمپاره باران، و قتل عام و قتل خاص، زجر کش کند، بر این امر گواهی می دهد... ـ حمله ی «پیشگیرانه» ی اسراییل، مثلاً. و در پی دریافت یا عدم دریافت پاسخ از سوی ایران، ورود آمریکا به جنگ برای دفاع از دوست و متحد خود. آنگونه که قبلاً نیز در سناریو هایی، از جمله سناریو هایی با کارگردانی دیک چینی، پیش بینی شده بود. ـ کشف طرح یک «یازده سپتامبر» دیگر که این بار در ایران برنامه ریزی و آماده سازی شده است... و الی آخر... (۲)


محمد علی اصفهانی

سوّم مرداد ۱۳۸۷ ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۸
رییس ستاد مشترک ارتش اسراییل، ژنرال اشکنازی معتقد است که اسراییل باید خودش را برای «تمام گزینه» ها به منظور متوقف کردن برنامه ی هسته یی ایران آماده کند. او این موضوع را در همین امروز پنجشنبه ۲۴ ژوئیه طی اظهارنامه یی رسمی، از طریق رادیو اعلام داشت و اضافه کرد: «ما مثل آمریکایی ها معتقدیم که ایران [کشور ایران و ملت آن، نه حکومت فعلی ایران ـ م ] حق ندارد به سلاح اتمی دست یابد» [بر خلاف ما که کشوری مسئول هستیم و بار ها با کشتار دسته جمعی مردم یک قریه از اطفال شیرخواره تا پدربزگ ها و مادر بزگ ها به جرم اقدام «تروریستی» یکی از آن ها در مقابله با سربازانمان در خاک خودش، این مسئول بودن خودمان را ثابت کرده ایم ـ م ]. «در این کار، اولویت با دیپلماسی و تنبیهات هست؛ امّا همه می توانند این را درک کنند که ما باید خودمان را برای همه ی گزینه ها آماده کنیم.». این نخستین بار است که اشکنازی به عنوان رییس ستاد مشترک ارتش اسراییل در حال دیدار رسمی با مقامات سیاسی و نظامی آمریکا در واشنگتن است. ----------------------------------- امکان حمله ی اسراییل به ایران ----------------------------------- رییس ستاد مشترک ارتش اسراییل، همچنین احتمال حمله ی اسراییل به تأسیسات اتمی ایران [حمله ی پیشگیرانه، بدون آن که کوچک ترین حمله یی از طرف ایران صورت گرفته باشد یا قرار باشد به زودی صورت بگیرد، و بدون آن که ایران اصلاً هنوز یک بمب اتمی هم داشته باشد ـ م ] را برجسته ساخت و بر همگونی آن با حمله به مرکز اتمی عراق در سال ۱۹۸۱ تأکید کرد. ژنرال اشکنازی در جریان دیدار از آمریکا تا این لحظه با دیک چینی (۳) ملاقات کرده است و قرار است که همین امروز [پنجشنبه ۲۴ ژوئیه] با رییس ستاد مشتر ارتش آمریکا دریادار مولن (۴) هم دیدار کند. اشکنازی، در مقام رییس ستاد مشترک ارتش اسراییل، بر این موضوع پافشاری کرد که «وظیفه» و تکلیف او این است که «ارتش اسراییل را برای جنگ، برای حمله و ستیز، و برای پیروزی و برنده شدن، آماده کند.». ------------------------------------ سلاح اتمی ایران در سال ۲۰۱۰ ----------------------------------- در روز قبل از دیدار ژنرال اشکنازی، رییس ستاد مشترک ارتش اسراییل، با دریادار مولن، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، اهود اولمرت، نخست وزیر اسراییل، در ملاقات با اوباما در اسراییل اظهار داشته بود که مطابق ارزیابی های اسراییل، ایران تا پایان سال ۲۰۰۹ یا حد اکثر تا اوایل سال ۲۰۱۰ به بمب اتمی دست خواهد یافت. [یعنی تقریبا تا یک سال و نیم دیگر، با وجود این همه مراقبت ها و این همه دیدار های متعدد آژانس بین المللی اتمی از ایران، و علیرغم گزارش معروف ۱۶ سازمان اطلاعاتی آمریکا از جمله سی آی ای، موسوم به «اِن آی ئی» ـ م ]. اولمرت همچنین در آن دیدار تأکید کرده است که: «جامعه ی جهانی باید در مقابل جاه طلبی اتمی ایران، به صورت اورژانس وارد عمل شود. چرا که موضوع، یک ضرورت فوری است.». باراک اوباما که امروز [پنجشنبه ۲۳ ژوئیه] اسراییبل را ترک کرد، در هنگام دیدارش از آن کشور، اسراییل را به پشتیبانی «خدشه ناپذیر» آمریکا از آن وعده داد و اظهار داشت که یک ایران مجهّز به سلاح اتمی «تهدیدی بزرگ» برای جهان خواهد بود. -------------------------------- جنگ، گزینه ی خوبی نیست -------------------------------- اوباما در گفتگویی با شبکه ی تلویزیونی «اِی بی سی نیوز»، در همین چهارشنبه ۲۳ ژوئیه تصریح کرد که: ـ باید تمام گزینه ها از جمله گزینه ی نظامی را در نظر داشت؛ اما برای حل مشکل، حمله ی هوایی کفایت نخواهد کرد. ایران یک کشور بزرگ است. آن ها امکانات اتمی خود را به صورتی پخش و منتشر و غیر متمرکز کرده اند که ما موفقیت حمله های «جرّاحی» را نمی توانیم در چشم انداز داشته باشیم. برخلاف مورد حمله ی بی دردسر اسراییل به مرکز اتمی عراق. اوباما ارزیابی کرد که «جنگ، گزینه ی خوبی نیست». امّا او در همان حال گفت که امکان یک اقدام نظامی علیه ایران را در صورتی که آن اقدام، برای مانع شدن ایران از دستیابی به بمب اتمی، لازم باشد، گشوده نگاه می دارد. ------------------------------------------------------------ تیتر و لینک گزارش: Tsahal prêt à "toutes les options" pour contrer le nucléaire iranien http://tempsreel.nouvelobs.com/actualites/international/proche_moyenorient/20080724. OBS4317/tsahal_pret_a_toutes_les_options_pour_contrer_le_nuclea.html ۱ـ جان بولتون کیست و چه خوابی برای ایران دیده است؟ http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar15/bolton.html ۲ ـ پرسش و پاسخ های لوموند در باره ی گزارش اخیر «اطلاعات ملی آمریکا» http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar05/monde-iran-us-rp.html ۳ ـ ... امروز، چینی و دوستانش دارند حمله به ایران قبل از پایان دوران ریاست جمهوری بوش را برنامه ریزی می کنند. در سال گذشته، قدرت چینی در پی یک سلسله مقالات روزنامه ی واشنگتن پست رو به کاهش نهاد. واشنگتن پست در این سلسله مقالات نشان داده بود که چینی چه طور در بسیاری از انتخاب های سیاسی دستگاه بوش، نسبت به خود بوش دست بالا داشته است. گفته می شود که بوش از این که دیده بود در برابر معاون خودش، بدل به یک وزنه ی سیاسی خفیف شده است، عصبانی شده بود، و از همین رو بیشتر به سمت کاندولیزا رایس و رابرت گیتس، که در مقایسه با چینی سیاست کمتر تندروانه یی دارند، روی آورده بود... فیلیپ جیرالدی ـ چینی دوباره برای حمله به ایران خیز برداشته است


http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar06/cheney-iran210108.html ۴ ـ اگر امروز، اسراییل می گفت که «بسیار خوب! ما هیچ اعتراضی به غنی سازی اورانیوم به وسیلهٔ ایران نداریم»، آیا شما فکر می کنید که بقیه ی جهان، در مورد کار ایران حرفی و ادعایی می داشت؟ نه. زیرا بقیه ی جهان به اندازه ی کافی بالغ هست که نخواهد با ایران و برنامه ی غنی سازی اورانیوم آن رودررویی کند. این بحران، ساخته و پرداخته شده در اسراییل است؛ و روز به روز هم دراماتیک تر می شود... ما مطلعیم که پنتاگون دارد برای متوقف کردن این مسابقه ی جنگ، بر کاخ سفید فشار وارد می آورد. اما وزارت دفاع، در قلمرو دستگاه ریاست جمهوری است. دستگاهی که همیشه به وسیله ی گروهی از ایده ئولوگ ها احاطه شده است که معتقد به دیگرگون ساختن بنیادی ساختار خاورمیانه هستند. اسکات رایتر در گفتگو با نشریه ی ایتالیایی ایل مانیفستو http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar07/ritter-iran.html ... پیش تر از این نیز، در مواردی، روشن شده بود که دریادار مولن، خواهان حمله به ایران نیست. امّا این تازه ترین سخنان او می تواند چنین تعبیر شود که رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در پس پرده، مبارزه یی سخت با خواست های کاخ سفید و اسراییل ـ هر دوـ را پیش می برد، و می کوشد تا آن ها را متقاعد کند که پیش از اقدام به حمله به ایران، با دقت کامل، عواقب کار را در نظر بگیرند... ... به گزارش بی بی سی نیوز، دریاسالار مولن، حاضر نشد از آنچه رهبران اسراییل، در هفته ی گذشته، در جریان ملاقات با او، در مورد حمله به ایران گفته بودند پرده بردارد. [و این، به اندازه ی کافی گویاست ـ م ]. امّا او در همان حال که از افشای نقشه های رهبران اسراییل علیه ایران خودداری می کرد، زنگ خطر را به صدا در آورد که گشودن یک جبهه ی سوّم در کنار جبهه ی عراق و جبهه ی افغانستان می تواند «بی نهایت نگران کننده ، و بسیار خطیر باشد. با عواقبی که پیشاپیش سخن گفتن از آن دشوار است.».

http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar07/mullen-dedefansa.html

به مناسبت سالروز 30 تیر)دوشنبه شب 9 / 4 / 1332 )پیام دکتر محمد مصدّق




به مناسبت سالروز 30 تیر)دوشنبه شب 9 / 4 / 1332 )
هموطنان عزیزم،



به مناسبت تصادف با روز 30 تیر به یادبود شهیدانی که جان خود را در
راه استقلال و عظمت کشور فدا کرده اند مراسمی برپا خواهید کرد که هم مراتب تکریم و
احترام قبلی خود را به روح پاک این سربازان مجاهد راه حریّت و آزادی تقدیم کنید و هم
بدین وسیله ایمان و علاقه باطنی خویش را به ادامه مبارزه ای که این رادمردان فداکار در راه آن
شربت شهادت نوشیده اند ابراز و اظهار تمایید.
روز 30 تیر در تاریخ مبارزات ممتدِ ملت ایران فراموش نشدنی است زیرا دراین روز تمام
افراد ملت از هر طبقه و مقام در مقابل تحریکات اجانب یک دل و یک زبان قیام و اقدام
کرده اند و تا به مقصود نرسیدند از پای ننشستند.
در این روز تاریخی عده ای از گرامی ترین فرزندان ما به افتخار شهادت نائل شدند و با
خون پاک خود نهال آمال ملت را آبیاری کرده اند تا به همت آیندگان روزی بارور و سایه گستر
شود و ملت ایران از نعمت امن و آستایش و استقلال واقعی و آزادی حقیقی برخوردار گردد.
اگر در آن روز آن مردم بیدار و هوشیار نبودند و این حادثه را با ایمان و علاقه بی شائبه
نسبت به ادامه نهضت ملی تلقی نمی کردند و زمام سرنوشت خویش را به دست حوادث نامعلوم می
سپردند نه تنها آینده خود را دچار خطرات عظیم کرده بودند بلکه به افتخارات
گذشته خویش نیز خط محو و بطلان می کشیدند.
اما خوشبختانه به عکس آنچه اجانب تصور می کردند ملت ایران با روشن بینی و بصیرت
کامل به آینده خود می نگریست و خویشتن را برای مقابله با هر حادثه ای که او را از ادامه مبارزه
باز دارد آماده و مهیا می داشت و از هیچ مشکلی حتی مرگ، بیم و حراس به دل راه نمی داد.
حادثه 30 تیر بوته امتحانی شد که ملت ایران را در خود گداخت و زر خالص او را از عیار
فساد و تباهی جدا کرد و محک تجربه ای بود که افراد بی اراده و سست عنصر و همچنین
خیانتکاران به مصالح ملی و دست نشاندگان سیاست اجنبی از آن آلوده و رسوا آمدند.
پس اگر در این حادثه عده ای از عزیزترین فرزندان ما به درجات شهادت رسیدند برای
وصول به هدف مقدسی بود که این قیام ملی در پیش داشت و فنای ظاهری آنان ضامن بقای
استقلال کشور و دوام حیات ملت شد و چون به طیب خاطر برای جهاد در راه حق و حقیقت
و تقوی و فضیلت تن به مرگ دادند در این سودا سرمایه حیات و زندگانی جاوید حاصل
کردند و در مقابل این فداکاری البته تا ایران باقی است نام این آزادمردان در سرلوحه و دیباچه تاریخ
افتخاراتن کشور به عظمت و بزرگی ثبت و ضبط خواهد شد و اثری که با خون پاک خود در تحکیم
مبانی ملت و اساس استقلال مملکت بر جای گذارده اند یاد آنان را پیوسته در
دل های ما و نسل آینده باقی و برقرار خواهد گذاشت.
هموطنان عزیزم، نهضت مقدس 30 تیر نشان داد که ملت ایران در مبارزه با اجانب
به پایداری و استقامت مصمم است و ثابت کرد که این ملت آنجا که پای شرافت و استقلال
مملکت در میان باشد مرگ را بر زندگی آلوده به ننگ و رسوائی ترجیح می دهد و به هیچ
قیمت از ادامه نهضتی که آن را به بهای خون فرزندان خود خریده است باز نخواهند ایستاد.
لابد به خاطر دارید که سال گذشته در چنین روزهائی دولت از ادامه خدمتگزاری مأیوس
شد زیرا از هر جانب خود را با موانع و مشکلاتی مواجه می دید که دست سیاست اجنبی
فراهم کرده بود در آن ایام نیز مانند این روزها دست تحریکات و دسایس اجانب از هر جانب
در کار بود و دولت که می بایست تمام کوشش و نیروی خود را در آن دقایق حساس در راه
پیشرفت آمال ملت صرف کند بیشتر اوقات خود را برای مقابله و مراجعه به اینگونه
تحریکات مصروف می داشت و در نتیجه از هدف اصلی خود که پیشرفت نهضت ملی بود
باز می ماند و این تنها آرزوی بیگانگان بود که دولت را خسته و ناتوان کنند و از میدان مبارزه
به در برند. عاقبت این گرفتاری ها و کارشکنی ها دولت را چنان در تنگنا و وفشار گذاشت که
راهی جز کناره گیری در پیش نداشت و ناچار شد بار مسئولیتی را که ملت بر دوش او گذاشته
در نیمه راه مبارزه بر زمین گذارد.
اما بلافاصله معلوم گشت که ملت ایران با کنره گیری این دولت از کار موافق نیست و
به هر قیمت که ممکن باشد نخواهد گذاشت این جهاد مقدس بی نتیجه و ناتمام بماند.
قیام بی نظیر سی ام تیر و فداکاری بی مانندی که عموم افراد ملت در این روز از خود نشان داده اند
نمودار واضحی از عزم راسخ ملت ایران به دوام و بقای نهضت ملی بود که به صورت ابراز عقیده
عمومی دایر به بقا و ادامه خدمتگزاری این دولت در آمد.
این رستاخیز ملی ثابت کرد که ملت ایران با واقع بینی و توجه کامل به مصالح خویش راه
خود را انتخاب کرده و دیگر به هیچ قیمتی از آن باز نخواهند گشت. بیگانگان که در کمین
بودند در این واقعه دانستند که اینبار برخلاف انتظار با ملتب بیدار و علاقمند به استقلال
خویش سر وکار پیدا کرده اند و دیگر ممکن نیست با حیله و نیرنگ این ملت را از ادامه
طریقی که به دشواری پیموده است باز دارند و او را به همان سر منزل اول برگردانند و مردمی را
که برای تأمین مقاصد حقه ملی خود با کمال شهامت و شجاعت حتی تن به مرگ داده اند
بفریبند.
امروز هم اگرچه نفع طلبی عده ای معدود روزنه امیدی در پیش چشم آنان گشوده است و
در تاریکی یأس و حرمان راهی در پیش پای مطامع خود می بینند ولی چون هنوز اکثریت
قریب به اتفاق ملت در عزم خود راسخ و در تصمیم خویش پایدار است هرگز به مقصود
نخواهند رسید و از این غبار کدورت کم ترین گردی بر دامان ملت ایران نخواهد نشست.
هموطنان عزیزم، قیام 30 تیر و جانفشانی و استقامت بی دریغ ملت و قطع امید اجانب از
این که بتوانند در مبانی اتحاد و اتفاق ما رخنه ای ایجاد کنند در پیشرفت ملت ایران به سوی
مقصد و هدف نهائی خود بیش از آنچه بتوان گفت پر ارزش بود و مفید و موثر افتاد. اکنون بر
ما فرض و واجب است که این سرمایه معنوی را که در بهای خون پاک عزیزان خود به دست
آورده ایم و بزرگ ترین ضامن پیروزی ملت در این مبارزه و جهاد مقدس خواهد بود مفت و
رایگان از دست ندهیم اتحاد و اتفاق خود را با کمال دور اندیشی و خالی از هرگونه شائبه
غرض ورزی و کینه توزی حفظ کنیم و نگذاریم حریف مکار این حربه قاطع را از دست ما
بگیرد و با ایجاد نفاق و پراکندگی چنان به خود سرگرم و مشغول کند که آمال ملی خویش
را به کلی فراموش کنیم و از پیشرفت به سوی مقصد نهائی باز مانیم.
ملت ایران اگر خواسته باشد در ردیف سایر ملل بزرگ جهان مقام و موقعیتی را که
شایسته او و گذشته پر افتخار اوست بار دیگر احراز کند باید از محرومیت و مشکلات نگریزد
و از فداکاری و جانبازی نترسد ما نباید زندگانی را به هر صورت و کیفیت که به ما عرضه
می شود دوست بداریم و بدان قانع و خرسند باشیم اگر زندگانی توأم با آزادی و استقلال
نباشد به قدر پشیزی ارزش نخواهد داشت برای رسیدن به این هدف عالی تاریخ زندگی ملل
بزرگ عالم شاهد مبارزات و مجاهدات و گذشت ها و فداکاری ها است.
سرنوشت ملت ایران نیز در طول تاریخ خود همواره با این گونه محرومیت ها و مصایب
توأم و همراه بوده است و در همه این موارد ملت ما موانع و مشکلات را با بردباری و
شکیبائی تحمل و تلقی کرده و سر انجام از آن پیروزمند و سربلند بیرون آمده است.
جای تأسف نیست که جمعی از برادران و فرزندان گرامی ما در واقعه 30 تیر جان خود را
در راه حفظ سعادت و عظمت ملت ایران فدا کرده اند و با این فداکاری سرمایه افتخار جاوید
برای خود و خاندان خویش اندوخته اند.
جای تأسف موقعی خواهد بود که خدای ناخواسته ملت نتواند از این فداکاری های
بی دریغ فرزندان خود نتیجه ای که لازم است به دست آورد و از این خون های مقدسی که
ریخته شده بهره ای که شایسته است نتواند تحصیل کند، آن هم یقین دارم که با حس تشخیص
و موقع شناسی ملت ایران هرگز پیش نیاید و آرزوی ما در حفظ استقلال و تجدید دوران مجد
و عظمت دیرین این کشور باستانی هرچه زودتر تحقق پیدا کند.

جان بولتون: حمله به ایران، تنها راه است!

جان بولتون سیاستمدار بسیار تندرو و جنگ طلب آمریکایی همچون گذشته به سیاستهای اعمال شده از سوی دولت آمریکا در قبال ایران انتقاد داشته و مدعی است حمله به ایران تنها گزینه مناسب در برابر ایران است. آنچه در پی می‌آید، مقاله‌ای از جان بولتون است که هفته گذشته در «وال استریت ژورنال»، منتشر شده ‌و ترجمه ی فارسی آن را سایت «افتاب» درج کرده است: آزمایش موشک‌های قاره‌پیمای ایران در هفته گذشته به همراه ادبیات تند و خشن فرماندهان نظامی ایران نشان داد که خاورمیانه تاچه حد به نقطه بحرانی و بازگشت‌ناپذیر نزدیک است. تلاشهای تهران به منظور ترساندن ایالات متحده و اسرائیل از انجام عملیات نظامی علیه این کشور به همراه مذاکرات دیپلماتیک ایران با اتحادیه اروپا دو روی یک سکه‌اند. حکومت تهران در حال خریدن وقت اضافه‌ای است که برای ساخت بمب اتم بدان نیاز دارد. این برنامه‌ای است که حکومت ایران به طور مخفیانه در طول مدت ۲۰ سال تعقیب کرده است. بین ایران و هدف درازمدت وی یک حایل قرار دارد: «تهاجم نظامی از سوی آمریکا یا اسرائیل. ایران امروز توانایی تولید جنگ‌افزار هسته‌ای را ندارد حتی ممکن است این توانایی را تا چند سال آینده نیز نداشته باشد. گمانه‌زنی‌ها بسیار گشاده‌دستانه است و هیچ‌کس به جز روحانیون تهران به درستی نمی‌داند که آنها چه زمانی به سلاح هسته‌ای دست خواهند یافت که آنها نیز مطمئنا به کسی نخواهند گفت». با این همه، زمان، کلید این داستان نیست. یک نکته مهم آن است که رهبران ایران چه زمانی تصمیم به نظامی کردن فعالیتهای هسته‌ای خود بگیرند بدون آنکه تظاهرات خارجی آن موجب توقف آن از سوی جامعه جهانی شود. ما نمی‌دانیم که آیا ایران دراین نطقه قرار دارد یا آنکه چه‌قدر به این نقطه نزدیک است. تنها چیزی که ما می‌دانیم آن است که ایران هم‌اکنون ۵ سال است که با گروه EU-٣ (بریتانیا، فرانسه و آلمان) مذاکره بی‌حاصل داشته و به سادگی هم اکنون ۵ سال به ساخت بمب اتم نزدیک‌تر شده است. تصور کنید پس از این برای دولت «بوش» چه رخ خواهد: در شش ماه آینده این دولت به حرکت لنگان لنگان خود ادامه داده و سیاست وقت کشی را تعقیب خواهد کرد. به این شش ماه بیافزایید شش ماه نخست رئیس جمهور آینده را که به منظور تعیین تیم امنیتی و سیاسی خود صرف خواهد کرد و همه اینها به ما می‌گوید که ایران یک سال دیگر نیز زمان به دست خواهد آورد. به جرات می‌توان گفت که ما در بازی ارائه مشوق‌های مالی- اقتصادی به ایران بازنده‌ بوده‌ایم چرا که در حالی که ما مشغول ارائه این مشوق ها به ایرانیان بودیم، آنها در حال انجام تلاش‌های علمی، پژوهشی خود بوده‌اند. تحریم‌های کنونی شاید پنج سال پیش می‌توانستند بر ایران اثر گذار باشند، اما هم اینک بی‌تردید تاثیری بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران نخواهند داشت، چرا که این تحریم‌ها تنها به اقتصاد ایران لطمه خواهد زد و اقتصاد ایران طی سی سال گذشته به علت مدیریت غلط به اندازه کافی آسیب دیده است. تحریم‌های بیشتر در این روزها حتی با وجود حمایت‌های روسیه و چین بسیار دیرهنگام و بی‌ارزش است. با وجودی که گزینه تغییر حکومت تهران، گزینه‌های مرجح است، اما احتمال بیرون راندن روحانیون از حکومت در حال حاضر وجود ندارد. آیا ما در پنج سال گذشته کاری برای حمایت از ناراضیان سیاسی دورن ایران کرده‌ایم؟ جوانان، محرومان اقتصادی نمونه‌هایی از این ناراضیان هستند. گزینه تغییر حکومت مانند یک کلید برق نیست که بتوان آنرا روشن یا خاموش کرد. این کار سختی‌ها و مشکلات بسیاری دارد که عذری برای انجام ندادن آن پذیرفته نیست. از همین روست که اسرائیل در نقطه تصمیم‌گیری بحرانی قرار دارد: استفاده از اهرم تهاجم نظامی به منظور از بین بردن کنترل و تسلط ایران بر دانش بومی چرخه سوخت هسته‌ای. این عمل در صورت موفقیت که بسیار نیز پرخطر می‌نماید نخواهد توانست بحران هسته‌ای ایران را برای همیشه حل نماید. چرا که آنها این پتانسیل را دارند که برای مدتی زمان خریده و فعالیت‌های بحران‌زای خود را برای مدتی کناری نهند. ما به هر شکل ممکنه و هر طور که بتوانیم، باید حکومت تهران را تغییر دهیم و یا در این مسیر حرکت کنیم چرا که گزینه مقابل این عمل، چیزی جز این نیست که با ایران هسته‌ای مواجه شویم؛ گزینه‌ای که بدترین حالت ممکنه است. با این همه، با وجود فوریت و حساسیت، این قضیه «باراک اوباما» و سران سه کشور اروپایی را نگران نکرده است. سناتور اوباما آشکار را در تاریخ ۹ ژوئیه اظهار داشت که ایران را باید با تحریم‌های تازه‌ای مواجه ساخت. وی همچنین گفت که ما به «دیپلماسی مستقیم» نیاز داریم. از همین رو باید از «تحریک کردن» ایران پرهیز نماییم. ما باید از «مشوق‌های قوی»‌استفاده نماییم تا «رفتار ایرانی‌ها» را تغییر دهیم. از دیگر سوی «خاویر سولانا» رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا همچنان در حال حاضر، مشغول صرف وقت همچون ۵ سال گذشته به منظور گفتگو با ایران است؛ گفتگوهایی که حتی سناتور اوباما نیز رسماً اعلام کرده که هیچ نتیجه‌ای در بر نداشته است. «جان مک‌کین» در واکنش به آزمایش موشکی ایران بار دیگر بر نیاز به سیستم دفاع موشکی کارآمد تاکید کرد. وی معتقد است در براب رکشورهایی چون ایران و کره شمالی، آمریکا به این سیستم نیازمند است. او البته بی‌تردید درست می‌گوید، به خصوص با توجه به این که انتخابات ماه نوامبر بسیار نزدیک بوده و به مرحله‌ای بحرانی رسیده است و در نتیجه این می‌تواند پاسخی به دموکرات‌ها باشد. اهمیت کنونی که سیستم دفاع موشکی برای ما یافته است، تنها یک جزء از تبعات سیاستهای غلطی است که در برابر ظرفیتهای هسته‌ای- نظامی ایران در گذشته اعمال شده است. در کوتاهترین زمان ممکنه، ما باید با مسئله بسیار مهمی مواجه شویم. ایالات متحده در صورتی که اسرائیل تصمیم به اقدام نظامی علیه ایران بگیرد چه خواهد کرد؟ زمانی بود که دولت بوش احتمال می‌رفت که از گزینه اقدام نظامی علیه ایران استفاده نماید، اما شواهد عمومی به ما می‌گویند که آن دوران هم اکنون گذشته است. اسرائیل آشکارا می‌بیند که طی ۱۲ ماه آتی، روابط آمریکا- اسرائیل دارای بستری مستعد و مناسب است. اسرائیل به دولت بوش گفت که نیروگاه هسته‌ای سوریه که توسط کره‌شمالی ایجاد شده را در بهار ۲۰۰۷ نابود می‌کند و اعلام کرد که تا پایان تابستان برای انجام آن صبر نخواهد کرد. اسرائیل این کار را کرد و دیدیم که قابلیت‌ها و توانمندی‌های هسته‌ای سوریه را که در آن مکان وجود داشت نابود کرد. جایی که در مرز شمالی‌اش ماموران ایرانی به عنوان یک تهدید واقعی حضور داشتند. وقتی مرکز تهدید واقعی، ‌نه یکی از نمایندگان و عمال تهدیدکننده اصلی، به مرحله هولوکاست هسته‌ای نزدیک می‌شود، آیا امکان این وجود دارد که کسی به طور جدی درمورد اثرات بهای سوخت بیاندیشد در حالی که در ماهیت وجودی اسرائیل تردید می‌شود؟ بنابراین به جای ادامه دادن مسیر ۵ ساله دیپلماسی شکست خورده پیشین، ما باید به طور جدی با اسرائیل، پیش و پس از حمله به ایران همکاری کنیم. ما از بابت این حمله در هر حال ملامت خواهیم شد و قطعاً تبعات منفی آن را احساس خواهیم کرد. بنابراین منطق به ما حکم می‌کند که بکوشیم تا حد ممکن آن را با موفقیت به انجام رسانیم و یا حداقل در سر راه اسرائیل مانعی ایجاد ننماییم و تا جایی که امکان دارد، مقدمات راحتی و آسایش اسرائیل را فراهم آوریم.

وزرات ارشاد: کانون نویسندگان ایران غیرقانونی است!



همزمان با هجوم ماموران انتظامی به مراسم بزرگداشت هشتمین سالگرد درگذشت احمد شاملو، که از سوی کانون نویسندگان ایران برگزار می شد، معاون وزارت ارشاد این کانون را «غیرقانونی» اعلام کرد و از «دستگاه های ذیربط» خواهان «برخورد» با اعضای کانون نویسندگان ایران شد. به گزارش ایرنا دکتر محسن پرویز معاون فرهنگی وزارت ارشاد اسلامی در شهرکرد ضمن غیرقانونی خواندن کانون نویسندگان ایران، افزود: هیچ نهاد رسمی با عنوان «کانون نویسندگان» در کشور به ثبت نرسیده و نهادی با این عنوان که مجوزی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرده باشد؛ وجود خارجی ندارد. به گفته وی؛ افرادی که با این عنوان فعالیت می کنند؛ ممکن است همانند برخی افراد مختلف هستند که گردهم جمع شده اند و «بیانیه سیاسی» صادر می کنند و این فعالیت فرهنگی نیست. پرویز؛ در خصوص نحوه برخورد با این تشکل غیرقانونی نیز گفت: برخورد با این تشکل وظیفه دستگاههای ذی ربط است و جایی که فعالیت فرهنگی مجوز ندارد؛ قانون باید با آن برخورد کند. وی گفت: در جمهوری اسلامی ایران مقوله ای به نام «سانسور» وجود ندارد. مقامات حکومت ایران سالهاست که مانع برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران و در نتیجه انتخاب مسئولین آن شده اند. کانون نویسندگان ایران، ماه گذشته در یک اقدام ابتکاری و از طریق جمع آوری کتبی آرای اعضای خود، مسئولین تازه و از جمله اعضای هیات دبیران خود را انتخاب کرد. در جریان این رای گیری ناصر زرافشان، علی اشرف درویشیان، فریبرز رییس دانا، جاهد جهانشاهی و اکبر معصوم بیگی به عنوان اعضای اصلی هیات دبیران انتخاب شدند و به عنوان نخستین اقدام خود، با انتشار اطلاعیه ای از عموم مردم برای شرکت در بزرگداشت هشتمین سالگرد درگذشت احمد شاملو دعوت به عمل آوردند. این مراسم که قرار بود روز دوم مردادماه در امام زاده طاهر برگزار شود، مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار گرفت و بر هم خورد. کانون نویسندگان ایران هنوز در مورد اظهارات معاون وزارت ارشاد واکنشی نشان نداده است، اما کانون نویسندگان ایران (در تبعید) روز پنجشنبه با انتشار اطلاعیه ای تشدید فشارها علیه نویسندگان ایرانی را محکوم کرده و خواهان مقابله با این فشارها شد. متن بیانیه کانون نویسندگان ایران (در تبعید) چنین است: توطئه حکومت اسلامی ایران علیه کانون نویسندگان را خنثی کنیم! ابتکار اخیر کانون نویسندگان ایران در جهت انتخاب هیات دبیران، حکومت جهل و جنایت اسلامی را بار دیگر آن چنان سراسیمه کرده است که به فکر توطئه جدیدی علیه این کانون افتاده است. بیش تر از بیست و چهار ساعت از هجوم وحشیانه نیروهای امنیتی حکومت اسلامی به برگزارکنندگان مراسم هشتمین سالگرد درگذشت «احمد شاملو»، شاعر نامدار ایران نگذشته بود که روزنامه کیهان، این ارگان تبلیغی سانسور و سرکوب، در تاریخ روز پنج شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۷ از قول معاون فرهنگی وزارت ارشاد، خبر داد: «هیچ نهاد رسمی با عنوان کانون نویسندگان در کشور به ثبت نرسیده و نهادی با این عنوان که مجوزی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرده باشد، وجود خارجی ندارد.» این روزنامه به نقل از محسن پرویز، هم چنین نوشته «افرادی که با این عنوان فعالیت می کنند، ممکن است همانند برخی افراد مختلف باشند که گردهم جمع شده اند و بیانیه سیاسی صادر می کنند و این فعالیت فرهنگی نیست.» روزنامه کیهان، پا را از معاون دشمن فرهنگ آزادی خواهی، برابری طلبی و انسان دوستی فراتر گذاشته و خواستار برخورد «دستگاه های ذیربط» با کانون نویسندگان ایران شده است. بدین ترتیب، حکومت اسلامی ایران، در حال توطئه چینی جدیدی علیه کانون نویسندگان ایران است. مراسم هشتمین سالروز درگذشت «احمد شاملو»، قرار بود با سازمان دهی کانون نویسندگان ایران و خانواده نویسندگان جان باخته، بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم مرداد ۱٣٨۷ بر سر مزارش در گورستان «امامزاده طاهر» برگزار شود، اما ماموران حکومتی این محل را به محاصره خود درآوردند و علاوه بر این که از حضور مردم در این محل جلوگیری کردند، با یورش وحشیانه شان، برگزارکنندگان را نیز مورد ضرب و شتم قرار دادند و هم چنین کسانی را نیز دستگیر کردند. بنا به گزارش یکی از سایت های اینترنتی، نیروهای امنیتی حکومت اسلامی که فرهنگ کشی و انسان ستیزی خصلت آن هاست، حتی حرمت خانم شاملو (آیدا)، همسر شاملو، که با در دست داشتن دسته گلی بر سر مزار شاعر بزرگ معاصر حاضر شده بود، نگه نداشتند و رذیلانه مورد توهین قرار دادند و از وی خواستند که هرچه سریع تر محل را ترک کند. حکومت اسلامی ایران، نه تنها سی سال است حتی از برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران جلوگیری کرده است، بلکه همواره هیات دبیران کانون را تهدید و دستگیر و زندانی کرده است. محمد مختاری، محمدجعفر پوینده و غفار حسینی از اعضای هیات دبیران وقت کانون بودند که در سال ۱٣۷٨، نخست توسط ماموران وزارت اطلاعات حکومت اسلامی ربوده شدند و سپس جنازه مثله شده آن ها را در حاشیه شهر رها کردند. علاوه بر این، حکومت اسلامی ایران تاکنون ده ها نویسنده و ده ها هزار انسان مبارز و آزادی خواه را ترور و یا اعدام کرده است. سران حکومت اسلامی ایران در جهان، به عنوان دشمن درجه اول آزادی بیان و قلم و تشکل معرفی شده اند و زنان ایران، یعنی نصف جمعیت این کشور را از ابتدایی ترین حق انسانی شان محروم کرده اند. و هرگونه اعتراض بر حق زنان، دانشجویان، کارگران و نویسندگان و هنرمندان را به خاک و خون می کشند. کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، یورش ماموران سرکوبگر حکومت اسلامی به مراسم سالگرد درگذشت احمد شاملو را شدیدا محکوم می کند و از همه نویسندگان، روزنامه نگاران، هنرمندان، و اعضای کانون در کشورهای مختلف می خواهد که در سطح بین المللی در ارتباط با تشکل های نویسندگان، روزنامه نگاران، نهادهای مدافع حقوق بشر، رسانه های بین المللی و...، توطئه جنایت کارانه حکومت اسلامی علیه کانون نویسندگان ایران را افشا و خنثی کنند.


کانون نویسندگان ایران (در تبعید) سوم مرداد ۱٣٨۷ - ۲۴ ژوئیه ۲۰۰٨

۱۳۸۷ تیر ۲۸, جمعه

*ژنرال آمريکايی ريموند اوديرنو:مجاهدين خلق آشکارا با ما همکاری می کنند


حاج خليل رضايي و رضا ،احمد ، مهدی ، محسن و۰۰۰ رضايي


همبستگي ملي: گسترش دموكراسي ازتهران تا دمشق ضرورت حتمي صلح و ثبات در خاورميانه استخانم مريم رجوي، رئيس جمهور برگزيده مقاومت، شركت گسترده مردم عراق در انتخابات پارلمان اين كشور را تبريك گفت و و ابراز اميدواري كرد كه مردم عراق به يك دولت دمكراتيك و مستقل دست پيدا كنند. خانم مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران شركت گسترده مردم عراق در انتخابات پارلمان اين كشور را به مردم و نيروهاي دمكراتيك و ميهن پرست عراق تبريك گفت و گسترش دموكراسي ازتهران تا دمشق را ضرورت حتمي صلح و ثبات در خاورميانه توصيف كرد. خانم رجوي انزجار مردم عراق از رژيم حاكم بر ايران و تكرار تجربه حاكميت استبدادي ديني در عراق را يكي از برجسته ترين ويژگيهاي انتخابات اخير خواند و ابراز اميدواري كرد كه مردم عراق به يك دولت دمكراتيك و مستقل دست پيدا كنند





صدای آمريکا DANIEL PIPES :

در حالی که ماموريت سازمان ملل متحد که به حضور نيروهای آمريکا در عراق مشروعيت می بخشد روز ۳۱ دسامبر منقضی می شود، يک فاجعه انسانی و استراتژيک نمودار می شود، سرنوشت حدود ۳۵۰۰ ايرانی مخالف رژيم که قرار است در جريان مذاکرات مربوط به وضعيت نيروها بين واشنگتن و بغداد مطرح شود. آنها اعضای سازمان مجاهدين خلق هستند که در پايگاه اشرف در مرکز عراق بسر می برند، بر اساس کنوانسيون چهارم ژنو " افراد حفاظت شده" شناخته می شوند و از سال ۲۰۰۴ تحت محافظت نيروهای نظامی آمريکا قرار داشته اند. بموجب کنوانسيون ممنوعيت شکنجه که در سال ۱۹۸۴ تصويب شد ، و دولت آمريکا آنرا امضا کرده است، انقضای ماموريت سازمان ملل متحد به تعهد آمريکا به ادامه حفاظت از اعضای سازمان مجاهدين خلق ايران در عراق پايان نمی دهد. افزون بر اين، شبکه هواداران مجاهدين در داخل ايران اطلاعات محرمانه بسيار پرارزشی فراهم آورده است. برای مثال، برنامه های اتمی ايران و ارسال بمب های کنار جاده ای به عراق را فاش کرد. در شناخت اين کمک، سرهنگ دوم جولی نورمن، در يادداشتی در ۲۴ ژوئيه ۲۰۰۶ نوشت: "سازمان مجاهدين خلق هميشه نسبت به مداخله رژيم ايران هشدار داده و نقش مثبتی در فاش کردن تهديدها و خطرات چنين مداخلاتی بازی کرده است، اطلاعات آن در اين زمينه بسيار مفيد بوده و در برخی شرايط به نجات جان سربازان آمريکائی کمک کرده است." هر چند وزارت امور خارجه آمريکا مجاهدين خلق را يک سازمان تروريستی خارجی می داند، اما احتمالا اين گزينش در اکتبر تمام خواهد شد، زيرا ديگر شامل معيارهای تروريستی نمی شود، تروريسم را تقبيح کرده، سال ها است به عملياتی دست نزده است، توانائی انجام عملياتی در آينده را ندارد و امنيت آمريکا را تهديد نمی کند. ژنرال ريموند اوديرنو، که قرار است بزودی فرماندهی نيروهای آمريکا در عراق را بر عهده گيرد، در ماه مه ۲۰۰۳ گزينش مجاهدين خلق بعنوان يک سازمان تروريستی خارجی را زير سئوال کشيد و گفت : "هر سازمانی که تجهيزاتش را به ائتلاف تسليم کرده است آشکارا با ايالات متحده همکاری می کند، و بباور من اين عمل بايد به بازنگری اين موضوع که آيا آنها هنوز يک سازمان تروريستی هستند يانه ، منجر شود." از آن هنگام، يک گروه داخلی دولت آمريکا، بسرپرستی اف بی آي، ايرانيان مسقر در پايگاه اشرف را از اتهام تروريستی تبرئه کرده است. پس از آن که يک دادگاه بريتانيائی حکم داد سازمان مجاهدين خلق ايران در فعاليت های تروريستی شرکت ندارد، دولت آنرا از فهرست تروريستی خارج کرد. طبيعتا، اخراج اعضای مجاهدين از عراق درخواست عمده تهران از بغداد و واشنگتن است. رژيم ايران تصميم دارد مخالف اصلی خود را از بين ببرد و ، با اندکی موفقيت، دولت عراق را زير فشار گذاشته است پايگاه اشرف را منحل کند و آنها را به ايران تحويل دهد. سياستمداران عراقی طرفدار تهران به اين درخواست پيوسته اند. سپس، روز ۹ ژوئيه، هشيار زيباری وزير امور خارجه عراق گفت دولت تصميم گرفته است مجاهدين را اخراج کند. حسن کاظمی قمي، سفر ايران در بغداد، مشخص ساخت که کابينه عراق با چنين اقدامی موافقت کرده است. کانال تلويزيونی جام جم ايران روز ۶ ژوئيه گزارش داد " نيروهای نظامی آمريکا اعلام کرده اند آماده هستند پايگاه اشرف را به بغداد تحويل دهند، و دولت عراق شش ماه به مجاهدين مهلت داده است کشور را ترک کنند. در صورتی که اين گزارش ها درست باشد، به اين معنا خواهد بود که ساکنان غير مسلح پايگاه اشرف به نيروهای عراقی تحويل داده می شوند يا به ايران اخراج خواهند شد. در هر مورد، وقوع يک کشتار تمام عيار، يا بوسيله عوامل و کارگزاران تهران در عراق يا توسط خود تهران، محتمل می نمايد. با الهام از چنين موفقيتي، جاه طلبی های ايران در عراق بدون ترديد بيشتر خواهد شد. دولت بوش در باره اين تحولات ساکت بوده است، اما - بر اساس تعهدات انسانی و بين المللی خود، و نياز به داشتن متحدانی در برابر تهران - وظيفه دارد، و منافعش ايجاب می کند، که در مذاکرات وضعيت نيروها با بغداد تاکيد کند اعضای سازمان مجاهدين خلق در پايگاه اشرف زير حفاظت ارتش آمريکا باقی بمانند و آزاد باشند که پايگاه را ترک کنند. پس از خارج ساختن مجاهدين خلق ايران از فهرست سازمان های تروريستی خارجي، واشنگتن بايد با تهديد با ملاقات با مجاهدين و کمک به کوشش های روابط عمومی آن، بايد از هراس های رژيم ايران بهره برداری کند. اين، آسانترين و کارسازترين راه برای ترساندن جمهوری اسلامی ايران است.



** دانيل پايپس Daniel Pipes، مدير مجمع خاورميانه، و استاد مدعو موسسه هوور در دانشگاه استانفورد است .

۱۳۸۷ تیر ۲۷, پنجشنبه

ويديوی طنز:نامزدهای انتخابات آمريکا چه ميکنند

روشنگری. اين ويديو روز گذشته، چهارشنبه در اينترنت منتشر شد و بازتاب گسترده ای يافت. مجله نيشن، بی بی سی انگليسی و تعدادی ديگر از رسانه ها آنرا در وبسايت خود بازتاب دادند. ويديو به هردو نامزد، و در واقع همه بالانشين های سياست آمريکا نيش ميزند که چطور کارزارهای انتخاباتی را برای ,شيره ماليدن, روی سر مردم و در رفتن از سياست های فاجعه بارشان و تکرار آنها و ,تاجگذاری, مجدد به کار ميگيرند. در مجله نيشن از صحنه بيمارستان مک کين انتقاد شده ولی مجموعا نظر مثبتی به آن دارد. http://vids.myspace.com/index.cfm?fuseaction=vids.individual&videoid=38499473
اگر خواستيد اين ويديوی باله بوش - مک کين را نيز در همان وبسايت ببينيد http://vids.myspace.com/index.cfm?fuseaction=vids.individual&videoid=35987521

ماجرای 50 روز شکنجه های وحشیانه بهروز جاوید طهرانی در سیاهچالهای زندان گوهردشت کرج(2




فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایراندر اینجا یادی از پیرمرد شاد و شوخ طبعی می کنم که در آن اطاق عمومی در آن 7 روز دیده بودمش، همۀ زندانیان وی را رضا پنگوئن صدا می کردند،چون شبیه پنگوئن راه می رفت.یک روز غروب جمعه،زندانیان خیلی دلگیر بودند. برای همین به سطل زباله ها آب می زنند واز آن بجای طنبک استفاده کرده و شروع به نواختن کردند. پیرمرد دل شاد ( رضا پنگوئن) که همۀ ما وی را دوست داشتیم اولین دوطلبی شد که به میدان آمد و شروع به رقصیدن کرد.هنوز 5 دقیقه ای نگذشته بود که یکی و دو پاسداربند با باطومهای سبز لجنی وارد شدند. اولی با چشم دنبال پیرمرد بیچاره ( رضا پنگوئن) می گشت. وقتی وی را دید با عصبانیت گفت: خواهر ....، تو رضا پنگوئنی یا رضا جمیله؟ و چنان وی را کتک زدند که دست وی از 3 نقطه شکست اکنون به یاد ندارم دست راست وی بود یا دست چپ. لازم است که این را هم بگویم که بعدها رضا پنگوئن هر چه پیگیری کرد نتوانست کاری کند که زندان حداقل با هزینۀ خود دست وی را گچ بگیرد، و تازه وی را نیز تهدید کرده بودند هر کس سئوال کرد بگوید از پله افتاده و دستهایش شکسته است.بقیه افراد که ضرب می زدند و می رقصیدند نیز همگی در کف راهرو فلج شدن،در حین فلج شدن یکی از نگهبانان با یک آفتابه روی آنها آب ریخت و همه را خیس نمود. وی باطوم برقی را روی آخرین درجه گذاشته بود و آن را به آب می زد اینگونه هر 3 زندانی دچار شوک می شدند و همه با هم به هوا می پریدند.پاسدار بندها هم حسابی می خندیدند من نمی دانم این کار چه لذتی برای پاسداربندها داشت آن 10 نفری که چشم مرا بسته بودند، دستهایم را از پشت بسته بودند و پاهایم را پابند زده بودند و چند نفری مرا می زدند چه لذتی می بردند.شاید واقعا نیاز به این داشته باشند که به یک روانپزشک مراجعه کنند.روز آخری که از انفرادی ها خارج میشدم چیز جالبی توجه مرا جلب کرد. پشت در ورودی سالن، جایی که ما هرگز ندیده بودیم. و جایی که زندانیان باید با چشم بند از آنجا تردد می کردند آیینامه انظباطی ها ی اطاق عمومی را نوشته بودند. ما باید 2 بار در هفته به حمام می رفتیم،که یکبار آن هم خیلی اوقات انجام نمی شد و اگر هم می بردند با کلی منت این کار انجام می دادند، در ضمن در آن هفته ای 2 بار هواخوری در آیینامه ذکر شده بود که اصلا چنین اتفاقی نیافتاد( هر گز به هواخوری نرفتیم). آن آیینامه فقط برای بازدیدکنندگان و مهمانان رئیس زندان بودند در آنجا فهمیدم اصلاح و تربیتی قوۀ قصائیه و سازمان زندانها که از آن دم می زنند، چهار چیز است: 1- چشم بند 2-دست بند 3 – پابند 4 – باطوم



پایدار وطن همیشه



،بهروز جاوید طهرانی



تنها زندانی بازمانده از قیام دانشجویان 18 تیر 1378



زندان رجائی شهر کرج(گوهردشت)



بند 2 فرعی 520 تیر 1387

B'Tselem فاجعه ويران کردن" غزه"!


13 July '08: Jerusalem Municipality allows criminals to turn the Dahiyat a-Salam neighborhood into a garbage dump





Jerusalem has led to the Dahiyat a-Salam neighborhood becoming a pirate garbage dump. The Municipality has not yet kept its promise to renovate the refuse site.
Dahiyat a-Salam is one of East Jerusalem’s most neglected areas. The streets in the neighborhood, which lies in the northern part of East Jerusalem, are in complete disrepair and are strewn with piles of refuse, and the Municipality provides almost no services to its residents. This has enabled criminals to turn the neighborhood into a pirate garbage dump.
The pirate garbage dump in Dahiyat a-Salam. Photo: Kareem Jubran, B'Tselem, Feb. '08
For years, in 2007 in particular, dozens of privately-owned garbage trucks have come from West Jerusalem and dumped large amounts of construction, medical, and industrial debris in areas adjacent to residents’ homes. The unsupervised and disorderly dumping is done for free, while fees of dozens of shekels a ton are charged at the regulated dumping sites located relatively far from the city.
According to residents of the neighborhood, the garbage dump is run by criminals, who react violently when residents oppose the dumping. The dump is a sanitation hazard: strong odors, dust, flies, and smoke from frequent fires. Also, children playing in the junk are exposed to dangerous refuse and some have complained of shortness of breath.
Last year, residents complained to city officials repeatedly, without success, about the problem. Only after B'Tselem invited officials from the city’s Environmental Quality Department to a meeting at the site, in March 2008, did they promise to renovate it. Shortly afterwards, dumping ceased when residents managed to deny the truck drivers access to the site.
A house drowing in a mountain of refuse, Dahiyat a-Salam. Photo: Kareem Jubran, B'Tselem, Feb. '08The city has not yet begun to remove the mountains of refuse or renovate the site. However, the Municipality informed B'Tselem that it had recently obtained a budget allocation from the Environmental Protection Ministry to deal with refuse nuisances in East Jerusalem, and that the site in Dahiyat a-Salam would be handled this year. The budget is also intended to ensure the presence of inspectors to prevent unauthorized dumping in East Jerusalem. According to Municipality figures, East Jerusalem has 16 other pirate refuse sites, with the Dahiyat a-Salam site being the largest and greatest nuisance.
Neglect of the neighborhood illustrates the Municipality’s grave, ongoing neglect of neighborhoods in East Jerusalem. The neglect appears in every area of Municipality responsibility: education, refuse collection, water supply, development, and building permits.
In neglecting East Jerusalem, the Municipality is breaching its obligations to the residents there. East Jerusalem, like other parts of the West Bank, is considered occupied territory and is therefore subject to international humanitarian law. According to this body of law, Israel is required to ensure order and public safety, which includes sanitation services.
The annexation of East Jerusalem following the 1967 war violated international law, which prohibits unilateral annexation of land. As a result, the international community has not recognized Israel’s annexation.
B'Tselem calls on the Jerusalem Municipality to act immediately to improve municipal services to East Jerusalem’s residents.

Background
Legal status
Separation Barrier in Jerusalem
Family unification and child registration
Revocation of residency
Revocation of social rights
Planning, building and expropriation of land
Neglect of infrastructure and services
Data on revocation of residency
Data on demolition of houses built without permits
Data on land expropriation
Data on building starts
Related updates
Related testimonies
Related publications
Related photographs
Testimony of Fahmiyeh Tarawneh

Archive
E-mail Update
Photo Archive
Maps
Video
RSS

سالشمار زندگی «مهدی اخوان ثالث»



http://kalam.se/kalam-akhavan.html

سالشمار زندگی «مهدی اخوان ثالث»
1307 اسفند، تولد در مشهد.

1326 خردادماه، پایان تحصیل دوره‌ی هنرستان مشهد (رشته‌ی آهنگری)


.1326 شروع به کار در تهران،
معلمی، لویزان، سلطنت‌آباد.1326
کار در پلشت ورامین، معلمی، سکونت در تهران
.1329 ازدواج با ایران(خدیجه) اخوان ثالث، دختر عمویش.

1330 چاپ اول ارعنون.1331

شروع زندگانی مشترک با همسرش «ایران خانم»


.1332 اواخر سال، شروع خدمت سربازی (بعد از 15 روز خدمت با پرداخت 500 تومان معاف شد)

.1333 تولد «لاله»، دختر اولش

.1333 زندان سیاسی (لاله 11ماهه بود که از زندان آزاد شد).

1335 چاپ اول زمستان.

1336 تولد «لولی»، دختر دوم.1336

1338 شروع به کار در رادیو


1338.تولد «توس»، پسر اول.


چاپ اول آخر شاهنامه.

1342 تولد «تنسگل»، دختر سوم.

1344 چاپ اول از این اوستا.1344

زندان به مدت شش ماه


.1344 تولد «زردشت»، پسر دوم.

1345 چاپ اول منظومه‌ی شکار (که نوشتن آن مدتی قبل از تاریخ چاپ و انتشار شروع شده بود)
.1348 چاپ اول پائیز در زندان.

1348 عزیمت به خوزستان (آبادان) و شروع به کار در تلویزیون آن شهر.

1348 چاپ اول عاشقانه‌ها و کبود.


1348 چاپ اول بهترین امید (گزینه‌ی اشعار و مقالات).

1349 چاپ اول برگزیده‌ی اشعار، جیبی.1350

تولد «مزدک‌علی» پسر سوم (علی، نام پدر اخوان بود که به مزدک ضمیمه شد.

1353 درگذشت «لاله»، دختر اول (روز 26شهریور، در اثر افتادن در رودخانه‌ی جلو سد کرج).

1353 بازگشت از آبادان به تهران.1353

شروع به کار در تلویزیون ملی ایران.

1354 چاپ اول آورده‌اند که فردوسی... (کتاب کودکان).
1355چاپ اول درخت پیر و جنگل.


1355 چاپ اول درحیاط کوچک پاییز در زندان.

1356 شروع به تدریس ادبیات دوره‌ی سامانی و ادبیات معاصر در دانشگاههای تهران، ملی و تربیت معلم

.1357 چاپ اول بدعت‌ها و بدایع نیمایوشیج

.1357 چاپ اول دوزخ اما سرد.

1357 چاپ اول زندگی می‌گوید اما باید زیست


.1358 شروع به کار در سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی (فرانکلین سابق).

1360 آغاز دوره‌ی بازنشستگی (بازنشاندگی؟) بدون حقوق از کلیه‌ی مشاغل دولتی.


این دوران تا آخر عمر اخوان ادامه یافت.

1361 چاپ اول عطا و لقای نیمایوشیج

.1368 چاپ اول ترا ای کهن بوم وبر دوست دارم

.1368 چاپ اول گزینه‌ی اشعار، انتشارات مروارید

.1369 سفر به خارج از کشور (اولین و آخرین سفر) به دعوت «خانه‌ی فرهنگ آلمان»، برگزاری شب شعر از تاریخ 4 تا 7 آوریل (16 تا 18 فروردین)،

سفر به انگلیس، دانمارک، سوئد، نروژ، بازگشت به دانمارک، سفر به فرانسه به دعوت «انستیتوی ملی تمدنهای شرقی»، سفر مجدد از فرانسه به انگلیس و بازگشت به ایران.

1369 ورود به ایران در تاریخ 29 تیرماه 1369.

1369 ساعت 10/30 شب یکشنبه 4 شهریور ماه، فوت در «بیمارستان مهر» در تهران.

1369 روز سه شنبه 6 شهریور ماه، انتقال جنازه به «بهشت‌زهرا» برای شست و شو.1369

دوازدهم شهریور، انتقال جنازه از سردخانه‌ی بهشت زهرا به مشهد (توس) و دفن آن در جوار آرامگاه نیای بزرگش حکیم ابوالقاسم فردوسی، در باغ شهر توس.
سالشمار زندگی «مهدی اخوان ثالث» از کتاب «باغ بی‌برگی»، که به همت «مرتضی کاخی» فراهم آمده، آورده شده است.