۱۳۸۷ آبان ۱۶, پنجشنبه

رؤساي جمهور عوض مي شوند، اما امپراتوري آمريکا بر جاي مي ماند.



فراتر از انتخابات ماه نوامبر رؤساي جمهور عوض مي شوند، اما امپراتوري آمريکا بر جاي مي ماند.نوشته Arno. J.MAYER
برک اوباما نامزد حزب دموکرات براي مقام رياست جمهوري ايالات متحده خطاب به چندين صد هزار تن از مردم آلمان، سازمان پيمان اتلانتيک شمالي (ناتو) را «بزرگترين پيماني» ناميد «که تا به امروز براي دفاع از امنيت مشترک، ما را بيکديگر پيوند داده است». جان مک کين جمهوريخواه ميل دارد که اين پيمان بيش از پيش در ستيزه اي درگير شود که در گرجستان سرگرفته است. با تمام تفاوت هاي آندو، مفهوم همانندي از جايگاه ايالات متحده در جهان اين دو حزب اصلي را به يکديگر پيوند داده است.


نويسنده Arno. J.MAYER
آرنو جي. مي ير *استاد ممتاز تاريخ در دانشگاه پرينستون.آخرين مقالات اين نويسنده:



کوبيدن جرج دبليو بوش رئيس جمهور «مطرود» آمريکا سرانجام از مد افتاده و ورزش تازه پسند روز، گمانه زني در باره شيوه اي است که آقاي جان مک کين يا آقاي برک اوباما سياست خارجي آمريکا را دوباره سر و سامان خواهند داد. با اينهمه پرداختن به اين مطلب هم از تاختن به رئيس جمهور ناجور کنوني کارسازتر نيست.
کاليگولا، سومين امپراتور روم، خودکامه اي سنگدل بود. با اينهمه گفته اند که پنداري در سر مي پرورانيد که با کم اعتنائي وي به قضاوت عام از زشتي کار خويش پر معني مي نمود. او روياي آن داشت که ايسي تاتوس اسب محبوب خود را نخست به کرسي سنا بنشاند و سپس به مقام کنسول برگمارد. شايد کاليگولا به کنايه مي خواست بفهماند که چرخ و دنده هاي امپراتوري روم به خودي خود در گردش است و يکبار که به راه افتاد فارغ از دخالت دار و دسته سزارها مي تواند به کار خود ادامه دهد.
امروز در حالي که ايالات متحده خود را در بن بست عراق گرفتار مي يابد و بمب هاي ساعتي در «خاورميانه بزرگ» و قفقاز حکم آتش هاي زير خاکستر دارند، مشکل کمتر در تُنک مايگي فاجعه بار آقاي بوش يا شور و شوق امپراتورانه رئيس جمهور آينده آمريکاست تا در اراده فطري يک امپراتوري که از زهدان جنگ عليه اسپانيا (١٨٩٨) زاده و در فرداي جنگ دوم جهاني باني صلحي به پسند خود شد.
ايالات متحده که ماجراي ناگوار ويتنام را از سر گذراند، عملا مي تواند از شکست و هزيمت در عراق هم جان بدر برد. اين امپراتوري که اينک موقتا دچار پريشاني است، از ميان اتفاق نظرهاي دوحزبي، فشار هاي محافل سوداگر و دعاي خير کليساي انجيلي (évangelique) راه خويش را ادامه خواهد داد. قابليت دست زدن به خطاهاي فاحش، که البته نه نخبگان بلکه طبقات اجتماعي عادي ناچار بايد هزينه هاي گزاف آن را بر دوش کشند، سرشت امپراتوري هائي است که به دوران بلوغ خود گام نهاده اند. بي گمان امپراتوري آمريکا نيز سرانجام از پاي در خواهد آمد اما پيش بيني زوالي زودرس راه گزافه پيمودن است. ايالات متحده که حريف نظامي قدَري پيش رو ندارد، مدت ها همچنان يگانه ابر قدرت جهاني باقي خواهد ماند.
با اينهمه امپراتوري هاي خود پسندي که ميلي وافر به کشور گشائي و توسعه طلبي دارند با پيکار پيگير عليه فرسايش [سروري خود]، قدرت و حيثيت خويش را از درون ميسايند. در چنين حالتي بيشتر عصبي مي شوند و همراه آن ددخوئي شان فزوني مي گيرد. چنين است که پا به زمين مي کوبند تا به جهانيان يادآور شوند که طبل هاي تو خالي نيستند. با توجه به وضعيت ايالات متحده در عراق و بازتاب اين بحران در منطقه، آيا اين کشور دامن زدن به بحران در ايران، سوريه، لبنان، افغانستان، پاکستان، سودان، سومالي، گرجستان يا ونزوئلا را برخواهد گزيد؟ نظر آقايان مک کين و اوباما فقط از لحاظ جاي مداخله و تاکتيک هائي که بايد به خدمت گرفت متفاوت است. اما نه اين و نه آن در فوريت يا رواداري چنان عملي ترديدي به خود راه نمي دهد. اولي خط مقدم جبهه را در «جنگ عليه تروريسم در عراق» مي داند؛ ديگري افغانستان و پاکستان را در تير رس مي گذارد.
ايالات متحده نيرومندترين ارتش جهان را در اختيار دارد. قدرت اين ارتش از توان امپراتوري هاي پيشين بسيار فراتر رفته است. واشنگتن با حضوري يگانه در پهنه درياها، آسمان ها، در فضا و در فضاي سيبرنتيکي، قادر است با شتابي بي سابقه نيروي خويش را در سرزمين هاي بسيار دوردست به کار اندازد. بدينگونه همانند کلانتري خود گزيده، از گوشه اي به گوشه ديگر گيتي مي شتابد تا بر بحران هاي واقعي يا فرضي چيره شود و يا از آنها بهره برداري کند. آقاي دونالد رامز فلد وزير وقت دفاع آمريکا مي گفت، «هيچ کنجي از عالم آنقدر دورافتاده، هيچ کوهساري آنقدر سر به فلک کشيده، هيچ غاري يا سنگري آنقدر گود نيست که بتوانند دشمن را از دسترس ما دور نگه دارند (١)». آمريکا بيش از٢٠% بودجه ساليانه خود را به ارتش خويش اختصاص مي دهد، يعني به اندازه نيمي از مجموع هزينه هاي نظامي بقيه کشورهاي جهان. چه اهميتي دارد اگر اين امر به جامعه آسيب برساند. مگر نه اينست که صنايع اسلحه سازي سود هاي سرشاري از فروش اسلحه به خارج گرد مي آورند؟ «خاورميانه بزرگ»، کشورهاي خليج [فارس] و در صدر آنها عربستان سعودي خريدار تجهيزات دفاعي پيچيده اي از آنها به بهاي ميلياردها دلارند (٢).
به جاي ايجاد مستعمرات سرزميني به شکل معمول پيشين، ايالات متحده سيطره خويش را با استقرار پايگاه هاي نظامي، دريائي و هوائي در بيش از صد کشور جهان تضمين مي کند. تازه تر از همه پايگاه هائي هستند که در بلغارستان، جمهوري چک، لهستان، روماني، ترکمنستان، قرقيزستان، تاجکستان، اتيوپي و کنيا برپا کرده اند. شانزده دستگاه اطلاعاتي، که دفاتر آنها در جهان پراکنده اند چشم و گوش اين امپراتوري هستند که حد و مرزي نمي شناسد.
واشنگتن دوازده ناو هواپيمابر در اختيار دارد که فقط سه فروند آنها فاقد تحهيزات اتمي اند. اين سفينه ها تا هشتاد هواپيما يا بالگردان و نيز هنگهاي عظيم سربازان، دريانوردان و خلبانان را جابجا مي کنند. در مدار اين سفينه هاي غول پيکر، ناوچه ها، رزمناوها، ناوشکن ها، زيردريائي هاي غالبا خودکار و مجهز به موشک در حرکتند. نيروي دريائي آمريکا در پايگاه هائي که در سرتاسر کره زمين پراکنده اند، در حالت آماده باش به سر مي برند و به گشت زني در آبراه هاي اصلي جهان مي پردازند. ناوگان دريائي ستون فقرات و شريان حياتي يک امپراتوري از نوع تازه است. کشتي ها، هواپيما ها را که فراهم آورنده اصلي سربازان، تجهيزات و سوخت و آذوقه اند از گوشه اي به گوشه ديگر جهان مي برند. در واشنگتن و در پنتاگون [وزارت دفاع]، نيروي دريائي ايالات متحده به تازگي بر نيروهاي زميني و هوائي برتري يافته است (٣).
دموکراسي، حقوق و ... سرمايه داري
ميان سال هاي ٢٠٠۶ و ٢٠٠٨ حضور آمريکا در شرق مديترانه، بحر احمر، خليج [فارس] و اقيانوس هند گواه اشتياق واشنگتن در به چشم کشيدن توان خويش در همه جاي جهان بوده است (٤). چنانچه نياز افتد با تحويل کمک هاي بشر دوستانه به زور سرنيزه، به چشمداشت مزيتي سياسي نيز دست مي يازد. دست کم دو ناو هواپيما بر اکنون در آب هاي ميان بحرين، قطر و جيبوتي لنگر انداخته اند. هر دوي اين ناوها که بطور کامل به ساز وبرگ و تحهيزات زميني و وسائل نقليه زميني–دريائي مجهزند، هزاران سرباز و تفنگدار دريائي و نيز افرادي که براي عمليات ويژه آموزش ديده اند را حمل مي کنند. اين غول هاي درياها قد برافراشته اند تا همانگونه که در ژانويه ٢٠٠۷ رابرت گيت وزير دفاع آمريکا اعلام داشت يادآور آن باشند که ايالات متحده «همچنان تا مدتهاي مديدي حضور خويش در خليج [فارس] را حفظ خواهد کرد (۵)».
يک هفته بعد، نيکلاس برن معاون امور سياسي وزير امور خارجه نيز اعلام کرد که «خاورميانه منطقه اي نيست که ايران برآن چيره شود؛ خليج [فارس] آبهائي نيست که به مهار ايران درآيد. از اينرو ايالات متحده دو يگان رزمنده را در منطقه مستقر ساخته است (۶)». اين سخنان آقايان گيت و برنز مي توانست از زبان هر وزير دفاعي، هر وزير امور خارجه اي، هريک از مديران سازمان مرکزي اطلاعات (سيا) يا رؤساي جمهور آمريکا در شصت سال گذشته شنيده شود.
جيمز کارتر رئيس جمهور آمريکا در سخناني که در ژانويه ١٩٨٠، اندکي بيش از يک سال پس از نخستين اجلاس کامپ ديويد و فقط چند هفته پس از بحران گروگانگيري در تهران و تجاوز اتحاد جماهير شوروي به افغانستان ايراد کرد جاي ترديدي باقي نگذاشت و به روشني گفت «هر کوششي از طرف يک نيروي خارجي که بخواهد خليج فارس را در دست گيرد، همانند حمله اي عليه ايالات متحده تلقي خواهد شد. ابزار و وسائل و ترتيبات مناسب، از جمله توسل به زور، براي عقب راندن چنين حمله اي به کار گرفته خواهد شد (۷).» و افزود که حضور ارتش روس در افغانستان «تهديدي» براي منطقه اي به شمار ميرود که «دو سوم منابع نفتي قابل صدور جهان در آن جاي گرفته» و «در فاصله سيصد ميل دريائي از اقيانوس هند و تنگه هرمز» واقع شده است، «آبراهي که بخش اساسي منابع نفتي جهان بايد از آن بگذرد».
ربع قرن بعد آقاي هنري کيسينجر، وزير پيشين امور خارجه که اکنون رايزن شده است با نهادن تهران به جاي مسکو آموزه کارتر را به پسند روز درآورد: «اگر ايران بخواهد همچنان در آميختن سنت امپراتوري پارس و شور و شيدائي اسلام معاصر پافشاري کند (...)، مسئله ساده است. به وي اجازه داده نخواهد شد که روياي امپراتورانه خويش را در منطقه اي که به اين اندازه براي بقيه جهان اهميت دارد تحقق بخشد (٨).»
شکي نيست که سربازاني که به سلاح هاي متعارف فوق پيچيده اي مجهزند از آمادگي براي جنگ هاي نامتوازني بي بهره اند که ديگر ميان دولت ها در نمي گيرد بلکه عليه گروه و دسته هائي جريان مي يابد که به اسلحه و فنون نامتعارف دست مي يازند. اما ناوهاي هواپيما بر، هواپيماهي جنگنده، موشک هاي ضد موشک، ماهواره هاي نظامي، آدم واره هاي (روبات) نظارتگر، خودروها و قايق هاي بي سرنشين هنوز آينده روشني پيش رو دارند.
از سال ١٩٤۵، دخالت در امور داخلي کشورهاي ديگر، چه مستقيم يا غير مستقيم، چه آشکار يا پنهاني، چه نظامي يا غير نظامي سنگ بناي سياست خارجي ايالات متحده به شمار رفته است. واشنگتن ترديدي به خود راه نداده است، که غالبا به شيوه اي يک طرفه در افغانستان، پاکستان، عراق، لبنان، فلسطين، ايران، سوريه، سومالي، سودان، اوکرائين، گرجستان، قرقيزستان، نيکاراگوئه، پاناما ... دخالت و از مصالح آمريکا بطور خستگي ناپذيري دفاع و در همان حال درباره گونه هاي متفاوت دموکراسي، سرمايه داري و حقوق بشر سخن سرائي کند.
با برگرفتن الگوهاي آژانس ايالات متحده براي توسعه بين المللي(USAID)، برنامه فولبرايت (٩) و کنگره آزادي فرهنگ (١٠)، که در دوران جنگ سرد به راه انداخته شد، بازوي هاي ستبر «جنگ جهاني» تازه «عليه تروريسم» به ساز و کار هاي معادلي انديشيده اند: حساب چالش هزاره (Millennium Challenge Account) و ابتکار عمل براي مشارکت در خاورميانه (MEPI)، که آبشخور مستقيم هردو وزارت خارجه است. وزارت دفاع نيز با زنده کردن خاطره روزهاي شکوهمند راند کورپوريشن°(Rand Corporation)، موسسه بررسي استراتژيک و کرسي هاي دانشگاهي مطالعه درباره شوروي، دانشگاهيان را در طرح مينروا (Minerva) به کار گمارده است تا کارداني هاي خويش را در خدمت نبردهاي تازه ضد شورش درآورند.
آمريکا از اقتصادي پرتوان، فرهنگي برآميخته از عناصر گوناگون و دانشي برخوردار است که همتاي قدرت نظامي وي اند و رقيبي براي آن نمي توان يافت. صرفنظر از کسري ژرف تجاري و فزوني هزينه هاي دولتي بر ماليات ها که گاه نظام مالي کشور را به خفقان و گيتي را به لرزه مي اندازد، اقتصاد آمريکا همچنان از بنيه اي قوي و استوار برخوردار است و با ضربآهنگ «ويرانسازي خلاق (١١)» مي تپد که گزندهاي اجتماعي ناشي از آن در خود ايالات متحده يا بقيه جهان را ناديده مي انگارد.
گاهش گستره بخش صنعت و کارخانه هاي توليد مصنوعات شايد جنبه شکننده ساختار اقتصادي ايالات متحده باشد. با اينهمه اين کشور هنوز در زمينه هاي پژوهش و توسعه و حقوق انحصاري در فرمان شناسي (سيبرنتيک)، زيست شناسي ياخته اي و عصب شناسي جايگاه والائي دارد. اعتبارات دولتي، دهش هاي خصوصي و حمايت مالي شرکتها که دانشگاه ها و پژوهشکده ها از آن سود مي برند تفوق و اقتدار اين کشور بر پهنه جهان را تسهيل کرده است. اين موسسات آموزشي و پژوهشي در همان حال که در کشورهاي ديگر ريشه مي دوانند، مغزهاي انديشمند سراسر جهان را به سوي خويش مي کشند و کشورهاي آنان را از فکر و انديشه مي خشکانند. شور و اشتياقي که به موزه هاي جهان گستر و معماري دفاتر مرکزي شرکت هاي بزرگ روي آورده و گسترش تدابير بازاريابي سياسي يا بازرگاني، کساني که هنوز با شک و ترديدي دست بگريبان باشند را وادار به پذيرش اين نکته مي سازد که الگوي آمريکائي هنوز و همچنان پابرجاست.
سربازگيري به قيمتي ناچيز
از اين رو جاي شگفتي نيست که اين کشور خرمني از جوايز و پاداش هاي بين المللي را در اقتصاد و همچنين در علوم طبيعي درو کند که با آنچه نصيب کشورهاي ديگر مي شود هيج تناسبي ندارد. آموزنده تر از همه آنکه انگليسي به گويش آمريکائي، همانند زباني جهاني خود را به سرتاسر گيتي، به ويژه در ميان جوانسالان و کاربران اينترنت تحميل کرده است. تأثير بي کران شرکت هاي چند مليتي و موسسات مالي دولتي و خصوصي آمريکائي، هم توضيحي بر پديده جهاني شدن اين زبان و هم گسترنده آن است. فرهنگ مردم پسند و شيوه مصرف آمريکائي، چه باني خير و چه موجد شر به دور افتاده ترين کنج کره خاک رخنه مي کند. وال مارت◊، مک دونالد، هاليوود، ورزشگاه ها و سريال هاي تلويزيوني توده مردم را از نان و سرگرمي مالامال و خشنود مي سازند. واشنگتن، حاشيه ناپايدار امپراتوري، وال استريت و K استريت (خياباني در واشنگتن که بسياري از محافل صاحب نفوذ در آن گرد آمده اند) از رژيم ها و نخبگاني پشتيباني مي کنند که حاضر به همکاري اند.
چنين قدرتي دست آورد خودجوش و بي پيشينه يک نسل نيست. قدرت مزبور از لابلاي تکاپوي دائمش براي يافتن منابع طبيعي، بازارهاي تازه و مواضع سوق الجيشي شباهبت هاي برآشوبنده اي را با امپراتوري هاي گذشته مي نماياند. بيشتر آمريکائي ها عقيده دارند با حفظ موقعيت سلطه جوي خويش به هرچه بخواهند خواهند رسيد. البته برخي لايه هاي اجتماع بيش از ديگران از امتيازها برخوردارند. اما در مجموع نگاهداشت امپراتوري از لحاظ اقتصادي، فرهنگي و روان شناختي براي ايشان سودآور است. همين مطلب درباره انديشمندان، صاحبان حرفه هاي آزاد و مطبوعات نيز صدق مي کند.
ايالات متحده ذخيره هاي غول آسائي را، به ويژه در حوزه نظامي حفظ کرده است که امکان مداخله جوئي در هر گوشه و کناري از جهان را فراهم مي سازد. اين کشور مي تواند منابع و عزم لازم براي رهائي از بن بست عراق را بسيج کند. بي گمان ارتش آمريکا از يگان هاي رزم آور براي انجام برخي عمليات گسترده زميني بي بهره است و برخي ناهمخواني ها و گسيختگي هاي استراتژيک در عمليات عليه گروه هاي شورشي، جنبش هاي چريکي يا نيروهاي تروريستي نيز به چشم مي خورد، اما کمبود سرباز شايد به درازا نکشد. شرکت هاي خصوصي به بهائي ارزان و ترجيحا در «توابع آمريکا در جهان سوم»، مزدوران مسلح يا غير نظاميان را برمي گمارند و سپس زود به ميدان هاي کارزار گسيل مي دارند.
وقتي واشنگتن نغمه هائي در دفاع بي چشمداشت از حقوق بشر، برنامه هاي اجتماعي، آزادي زنان، حکومت قانون و دموکراسي براي همه را سر مي دهد، بخشي از آن دست آويزي از شگرد و نيرگ است. تمام رهبران آمريکائي همان اولويت ها را پيش رو داشته اند: پيش از فروريزي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي، شبح کمونيسم را از پا دراندازند و اينک پس از ١١ سپتامبر، سر افعي اسلام بنيادگرا را بکوبند.
گزارش کميسيون بيکر– هاميلتون در باره عراق متشکل از نمايندگان دوحزب، که در تاريخ ۶ دسامبر ٢٠٠۶ منتشر شد، آنقدر که به پيامد هاي بحران عراق در خود ايالات متحده مي پردازد، نگران آشوب و هرج و مرجي نيست که کناره هاي دجله را به خاک و خون کشيده است: «عراق که براي ثبات منطقه اي و حتي جهاني گزير ناپذير است اهميت فراواني براي مصالح آمريکا دارد. اين کشور که در گسستگاه اسلام شيعي و اسلام سني و جمعيت هاي کرد و عرب قرار گرفته، بر روي دومين ذخاير جهاني نفت خفته و خاک اين کشور امروز در خدمت پايگاه عملياتي تروريسم بين المللي و القاعده در آمده است. عراق که سرفصل سياست خارجي آمريکاست، بر شيوه اي که ايالات متحده در منطقه و در جهان در چشم ديگران جلوه مي کند تأثير مي گذارد (١٢).» به سخني کوتاه کشوري که به تصرف در آورده اند از آنرو اهميت يافته است که فرو غلتيدنش آمريکا را در جهان روسياه مي سازد ...
آقايان جبمز آ. بيکر (جمهوريخواه) و لي اچ. هميلتون (دموکرات) هم رأي با لشکري از کارشناسان سياست خارجي که خط مشي رسمي را دربست پذيرفته اند، فرض را بر اين نهاده اند که واشنگتن در «خاورميانه بزرگ» همچنان فرمانروا خواهد بود. اين موضوع را به روشني در گزارش خويش نوشته اند: «حتي پس از عزيمت لشکرهاي مداخله گر آمريکا از عراق، به يمن نيروهاي نظامي که پشت سر برجاي خواهيم گذاشت، با گسيل نيروهاي زميني، دريائي و هوائي از کويت، بحرين و قطر و نيز استقرار رو به فزوني نظاميان در افغانستان، حضور نظامي مهم ما در منطقه پا برجا خواهد ماند.»
جاي شگفتي نيست که آقايان بيکر و هميلتون به رايزني هاي درخشان ترين موسسات پژوهش هاي استراتژيک «ناوابسته»، يا متمايل به هردو حزب و نيز ديگر «انديشه ورزاني» روي آورده باشند که از پايان جنگ ويتنام قارچ وار روئيده و اينک به رکن پنجم قدرت تبديل شده اند. در بسياري از اين مؤسسات، هيئت امنا، رايزنان و روشنفکران برگماشته، تعلقات و تعهدات خود را به راز و رمزي نمي پوشانند. برخي حتي جمعبندي خود و فرازهاي حاضر و آماده اي براي نگارش در اين گزارش در باره عراق عرضه کرده اند.
مرکز مطالعات استراتژيک و بين المللي (CSIS) که بخشي از هزينه هاي آنرا بنياد بيل و مليندا گيت تأمين ميکند، يکي از مشاوران عمده کميسيون بيکر– هميلتون بود. اين مرکز که مديران و کارشناساني را بدور خويش گرد آورده است که هم پيشينه مناصب دولتي و هم مسئوليت هائي در بخش خصوصي داشته اند، هدف خويش را چنين بيان کرده است: «در اين عصر دگرگوني هاي اقتصادي و سياسي، بهبود بخشيدن به امنيت و پاسداري از رونق و رفاه از طريق نمودن بينش هاي دورنگر و چاره هاي عملي به رهبران تا آنها بتوانند آينده را به تصور درآورند و به تغييرات آن از پيش بيانديشند.»
در ميان اعضاي اين مرکز مي توان رؤساي هيئت مديره پيشين و کنوني تايم اينکورپوريشن، کوکاکولا، مريل لينچ، لمان برادرز، اکسون موبيل، مورگان ستنلي را برشمرد. البته پروفسور ژوزف اس. ني واپسين داناي «قدرت نرم» از دانشکده علوم حکومتي کندي وابسته به دانشگاه هاروارد را نبايد از قلم انداخت. از هيئت رايزنان هم بگوئيم که رديفي از مسئولان بلند پايه دولت هاي دموکرات و جمهوري خواه چون آقايان هارولد براون، ژيبگنيو برزژينسکي، فرانک کارلوچي، هنري کيسينجر، جيمز شلزينگر، برنت سکوکرافت و خانم کارلا هيلز را در خود جاي داده است•.
ساختارهاي نيمه خصوصي هم براي بهره برداري پا به همان ميدان گذاشته اند. موسسه بين المللي جمهوريخواه بسيار درگير در عراق (که رياست آنرا سناتور مک کين بر عهده دارد)، رسما خود را مستقل مي نماياند و در نظر دارد « از راه کمک به توسعه و پيشرفت احزاب سياسي، نهادهاي دولتي، انتخابات آزاد، حکومت صالح و حاکميت قانون مدعاي آزادي و دموکراسي را در جهان به پيش برد». موسسه «غير انتفاعي» ملي دموکراتيک براي امور بين الملل، ساختار ديگري از همين قماش که رياست آنرا مادلن اولبرايت وزير خارجه پيشين آمريکا بر عهده دارد، در راه «تقويت و توسعه ارزش ها، منش ها و نهاد هاي دموکراتيک (...) در تمامي مناطق جهان» همت گماشته است.
موسسه مطالعه درباره سياست خاورميانه که به ادعاي خويش کثرت گرا و هرسو نگر است اما به روشني در ميان راستگرايان جاي دارد، با شرح وظائفي محدودتر مدعي « کوشش در راه ارتقاء ادراکي بهتر از مصالح آمريکا در خاورميانه است که واقعيت نگر تر و متعادل تر باشد (...) و تعهد آمريکا مبتني بر تقويت پيوندها و مودتي را در منطقه ترويج کند که دستاورد آن براي مردم امنيت، صلح، رونق و رفاه و دموکراسي باشد.»
کميسيون بيکر– هميلتون همچمنين نظر شوراي روابط خارجي، موسسه بروکلين، راند کورپوريشن° و موسسه آمريکن انترپرايز را نيز جويا شد. صرفنظر از گرايش هاي سياسي اين بنگاه ها که گاه راستگرا و گاه ميانه رو اند، همکاران و وابستگان يا کساني که آنها را از لحاظ مالي زير پر و بال مي گيرند نگراني چنداني از هزينه ها و مزاياي سياسي، اقتصادي و اجتماعي که امپراتوري براي ايالات متحده و بقيه جهان در بر دارد به دل راه نمي دهند. اختلاف نظرها و مباحثات بيشتر بر محور بهترين شيوه تأمين امنيت، بهره برداري و حراست از سيطره آمريکا مي چرخد تا ارزش ها، هدف ها و موازين اخلاقي که از اين کشور انتظار مي رود. جائي که نو محافظه کاران بدون هيچگونه عقده اي پيگيري مأموريت تمدن ساز آمريکا را موعظه مي کنند، ميانه روهاي «کثرت گرا» زيرلب همان را مي گويند.
کانداليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا با يادآوري اهميت «بي همتاي» ايالات متحده در جهان که در سراسر آن «مشکلات اندکي مي تواند بدون حضور ما سامان يابد»، ساده انگارانه مي پذيرد که « ما آمريکائي ها خود را در سياست خارجي نه از آنرو درگير مي سازيم که خواستار آن باشيم بلکه ناچاريم. از آنجا که موضع ما موضع يک جمهوري و نه يک امپراتوري است موضع سالمي است (١٣).»
با اينهمه حتي منتقدان ميانه روي سياست خارجي دولت بوش از پرس و جو در باره حمايت بي قيد و شرط واشنگتن از اسرائيل مي پرهيزند. اينها نيز همانند نو محافظه کاران از ارتباط دادن منجلاب عراق به بن بست فلسطين و اسرائيل سر باز مي زنند. همگي در يکي از نتيجه گيري هاي گزارش بيکر هميلتون ترديد دارند که مي گويد ايالات متحده «نخواهد توانست به اهداف خود در خاورميانه دست يابد مگر آنکه به طور مستقيم به ستيز اعراب و اسرائيل و بي ثباتي منطقه که از آن سرچشمه مي گيرد بپردازد». در باره مسئله ايران هم به نظر مي رسد که دموکرات ها و جمهوريخواهان براي طرح ريزي مداخلات مخفي، تهديد بي وقفه به مجازات هاي فراگير اقتصادي و يا عمليات نظامي چنان با يکديگر موافقند که مي توانند تقريبا همزبان باشند.
امپراتوري آمريکا بر شخص آقاي بوش استوار نيست و هرگز نبوده است. فردا نيز هويت خويش را بيش از آن با شخص آقاي مک کين يا آقاي اوباما باز نمي شناساند. هنگامي که در ماه مارس ٢٠٠٨ کاندايداي دموکرات اعلام داست که«سياست خارجي من خواستار بازگشت به سياست واقعيت گرا و مورد توافق دو حزب در زمان جرج بوش پدر و جان کندي، و از برخي جنبه ها به سياست هاي رونالد ريگان است (١٤)» انگار مي خواست همزمان از زبان هر دو حزب سخن گفته باشد. هيچکدام از دو نامزد رياست جمهوري راه حل جايگزيني براي تغيير مأموريت امپراتورانه ايالات متحده پيشنهاد نمي کنند، مگر شايد پرده سکوتي که در مناسبات بالقوه ستيز انگيز با ايران و چين و هند، و روسيه اي که باز جان مي گيرد، بر لفظ پردازي هاي منجيانه و مهذب معمول ايالات متحده کشيده اند. چهار کشوري که به وسوسه برپائي شکل هائي از سرمايه داري ملي افتاده اند.
در طول کارزار انتخاباتي براي گزينش رئيس جمهور که اهميت آن از ايالات متحده در مي گذرد، هر دو نامزد، پايتخت هاي خارحي را به سکوهاي سخنراني تبديل کرده اند که از بلنداي آنها توانسته اند بر عزم و اراده خويش تأکيد ورزند. از ياد نبريم که آقاي اوباما هنگام ايراد نطق خويش به مناسبت پذيرش رسمي نامزدي، به جاي مرکز پپسي در دنور، محل برگزاري کنوانسيون دموکرات ها ترجيح داد که ورزشگاه دنور برونکوس را بر گزيند. ميداني که مي تواند هفتاد و پنج هزار تماشاچي را در خود جاي دهد، بيست و پنج هزار تن بيش از آمفي تئاتر کوليزه رم ...
° راند کورپوريش (Research ANd Development)، در دسامبر ۱۹۴۵ به عنوان شرکتي غير انتفاعي تأسيس شد که ابتدا نطرات مشورتي در امور نظامي ارائه مي داد. بعدها انديشه ورزان آن به رايزني در زمينه هاي ديگر نيز پرداختند (م).
◊ فروشگاه عظيم زنجيره اي که در بسياري از شهرهاي ايالات متحده صاحبان خرده پاي کسب و کار را به ورشکستگي از بازار بيرون رانده است (م).
• هارولد براون: وزير پيشين دفاع (۱۹۸۱- ۱۹۷۷) در دولت جيمز کارتر، ژيبکنيو برزژينسکي: مشاور امنيت ملي (۱۹۸۱- ۱۹۷۷) در دولت جيمز کارتر، فرانک کارلوچي: وزير دفاع (۱۹۸۹- ۱۹۸۷) در دولت رونالد ريگان، هنري کيسينجر: وزير امور خارجه (۱۹۷۷- ۱۹۷۳) در دولت هاي ريچارد نيکسون و جرالد فورد، جيمز شلزينگر: وزير دفاع (۱۹۷۵- ۱۹۷۳) در دولت هاي ريچارد نيکسون و جرالد فورد؛ در دولت جيمز کارتر وزير انرژي شد، برنت سکوکرافت: افسر نيروي هوائي که در دوران زمامداري جرالد فورد و جرج هربرت واکر بوش مشاور امنيت ملي شد (۱۹۷۷- ۱۹۷۴)، کارلا آندرسون هيلز: وزير مسکن و شهرسازي در دولت جرالد فورد، از سال ۲۰۰۷ يکي از دو رئيس شوراي روابط خارجي، مؤسسه نيرومند ناوابسته به احزاب که به اعتقاد برخي تأثير فراواني بر سياست خارجي آمريکا دارد (م).
زيرنويس ها
۱- سخنراني آقاي دونالد رامسفلد، «تبديل نظامي»، ژانويه ٢٠٠٢، که نشريه Foreign Affairs، در شماره ٣، جلد ٨١ خود منتشر کرده است، نيويورک، مه – ژوئن ٢٠٠٢.
۲- مقاله موريس لوموآن «همه دست به اسلحه!» را در شماره ماه سپتامبر ٢٠٠۷ لوموند ديپلوماتيک مطالعه فرمائيد.
۳- درياسالار مايکل مولان، رئيس ستاد مشترک نيروهاي مسلح است؛ درياسالار اريک تي. اولسن، فرماندهي عمليات ويژه اي را بر عهده دارد که وظيفه آن طرح ريزي هماهنگي مداخلات مخفيانه ضد تروريستي در جهان است؛ درياسالار ويليام جي فالن تا ١١ مارس ٢٠٠٨ ستاد فرماندهي مرکزي را بر عهده داشت که حافظ منافع آمريکا در ناحيه اي است که بيش از سي کشور را پوشش مي دهد، و خاورميانه و پاکستان را نيز در بر مي گيرد.
۴- دريا سالار گاري روگهد، در تاريخ ٢٤ آوريل ٢٠٠٨ برپائي دوباره ناوگان چهارم (که در سال ١٩۵٠ منحل گرديده بود) را اعلام کرد. منطقه عملياتي اين ناوگان آمريکاي جنوبي، آمريکاي مرکزي و پهنه کارائيب خواهد بود
۵- اعلاميه اي که در ١۵ ژانويه ٢٠٠۷ در بروکسل خوانده شد.
۶- سخنراني در دوبي، ٢٣ ژانويه ٢٠٠۷.
۷- سخنراني سالانه رئيس جمهور، ٢٣ ژانويه ١٩٨٠.
٨- اينترنشنال هرالد تريبيون، پاريس، ٢ اوت ٢٠٠۶.
٩- نظام اعطاي بورس که هزينه آنرا وزارت خارجه ايالات متحده مي پردازد.
١٠- انجمن هائي که روشنفکراني که هدف آنها نبرد با کمونيسم است را گرد مي آورند. هزينه بسياري از آنها را سازمان مرکزي اطلاعات آمريکا (سيا) تأمين مي کند.
١١- اصطلاحي که جوزف شومپيتر برنده جايزه نوبل در وصف سرمايه داري ابداع کرد.
١٢- جيمز آ. بيکر و لي اچ. هاميلتون (رؤساي مشترک کميسيون) «گزارش گروه مطالعه در باره عراق»، واشنگتن، ۶ دسامبر ٢٠٠۶، در سامانه اينترنتي زير:
www.usip.org/isg/iraq_study_group_report/report/120 6/iraq_study_group_report.pdf
۱٣- کندوليزا رايس، «باز انديشي مصالح ملي، واقعيت گرائي آمريکا در دنياي جديد»، نشريه Foreign Affairs، جلد ٨۷، شماره ٤، ژوئيه – اوت ٢٠٠٨.

١٤- سخنراني در گرينزبورگ، پنسيلواينا، ٢٨ مارس ٢٠٠٨.

مستأجر آتي کاخ سفيد از کدام دريچه به جهان مي نگرد


صفحه اول << اکتبر ٢٠٠٨ از ايران تا روسيه، از تروريسم تا انرژي هسته اي مستأجر آتي کاخ سفيد از کدام دريچه به جهان مي نگردنوشته Michael KLARE
فراتر از بينش مشترک آنها در لزوم دفاع از منافع و مصالح ايالات متحده در جهان، دو نامزد اصلي در انتخابات رياست جمهوري آمريکا اختلاف نطرهاي واقعي ميان خود را نمايان ساخته اند. آقاي جان مک کين مردي است که به گذشته و دوران جنگ سرد تعلق دارد، حال آنکه آقاي باراک اوباما در جستجوي چاره اي براي آشفتگي ها و آشوب هائي است که ژئوپوليتيک جهان را عميقا دگرگون ساخته.

نويسنده Michael KLARE
پروفسور تحقيقات در مورد صلح و امنيت جهاني در کالج همپشاير، در ايالات ماساچوست، و مؤلف «خون و نفت: خطرات و پيامدهاي وابستگي رو به افزايش آمريکا به نفت وارداتي»، Henry Holt ، نيويورک، ٢٠٠٤.آخرين مقالات اين نويسنده:

اينک که کارزار انتخاباتي آمريکا به فرجام خويش نزديک مي شود، تجزيه و تحليل هاي آقايان جان مک کين و باراک اوباما از دشواري هاي بين المللي که ايالات متحده با آنها روبروست در موارد بسياري به يکديگر نزديک است. هردو بر تهديدهاي فراواني اصرار مي ورزند که بر کشور سنگيني مي کند و ناتواني دولت آقاي جورج دبليو بوش براي روياروئي با آنها را خاطر نشان مي سازند و خواستار تغييري بنيادين در استراژي ايالات متحده اند. با گوش سپردن به آنها اين احساس عجيب به انسان دست مي دهد که انگار هردوي آنها خود را براي پيروزي بر رئيس جمهوري نامزد کرده اند که دوران زمامداريش به سرآمده است.
با اينهمه چنانچه اندکي بهتر گوش فرا دهيم، اختلاف نظرها، بي پرده محسوس تر مي شوند به ويژه هنگامي که موضوع مخاطرات بيرون از مرزهاي کشور در ميان باشد. در حالي که آقاي مک کين به ويژه بر نفي و طرد کنش هاي روسيه در قالب عباراتي مي پردازد که يادآور دوران اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي است، آقاي اوباما مضمون هائي نظير گسترش سلاح هاي هسته اي، سلاح هاي بيولوژيک و تغييرات جوي را ترجيح مي دهد.
هردو از دميدن جان تاره اي به پيکر پيمان آتلانتيک شمالي داد سخن مي دهند: آقاي مک کين از آنرو که ايالات متحده باز جايگاه تاريخي خويش را در مقام سرکردگي [جهان غرب] بازيابد؛ آقاي اوباما به جهت آنکه مشارکت موزوني با اروپائيان پديد آورد. اختلاف ديدگاه هاي آنها نه صرفا در ظرايف بينش و نه در بلاغت، بلکه نشان از تضاد و تعارضي واقعي در درک و فهم معضلاتي دارد که امروزه پيش روي جهان قد برافراشته اند و در تشخيص بهترين شيوه روياروئي با آنهاست.
اين تضاد و تعارض به نحوي بازتاب سرگذشت زندگي و خميره هريک از نامزدهاست. آقاي مک کين ۷۲ سال دارد. او در گرماگرم جنگ سرد، در خانواده اي نظامي زيسته و شيفته و شيداي ارتش آمريکا و ارزش هاي آنست. او ميان سال هاي ۱۹۵۸ تا ۱۹۸۱ خلبان نيروي دريائي و شش سال در ويتنام شمالي اسير جنگي بوده است.
آقاي اوباما ۴۷ سال دارد. مادري بي همسر او را در اوضاع معيشتي متزلزل و پريشاني بزرگ کرده و پيش از آنکه سرانجام در منطقه شيکاگو رحل اقامت افکند بسيار از جائي به جاي ديگر رفته و حتي در اندونزي هم به سر برده است. او غالبا از تجربيات خويش در هماهنگ ساختن برنامه هاي اجتماعي و سامان بخشي اجتماع در برزن هاي تنگدست جنوب شهر که اثر عميقي بر حيات نوجواني وي باقي نهاده اند سخن مي گويد.
ناتو همپيماني همه دموکراسي ها
آقايان مک کين و اوباما در مواضع کنوني خود، ناچارند چنان سخن بگويند که از محدوده رفتار سياسي پذيرفتني فراتر نروند. بدينگونه هر دو نامزد در سخنان خود به ريشه کن ساختن تروريسم در خاورميانه و جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح هسته اي اولويت داده اند. بدين منظور چنانچه نيازي باشد حتي دستيازي به دخالت نظامي را نيز در نظر مي گيرند. اما در پس اين اهداف مشترک، اختلافاتي در فهم و دريافت آندو نهفته است.
آقاي مک کين آشناي ارتش آمريکا در اوج اقتدار خويش در سال هاي آغازين جنگ سرد بوده و از اينرو منطقي است که بيداري روسيه به چشم وي مهلک ترين خطرها بيايد و استراتژي دفاعي وي بر چنان سازمان پيمان اتلانتيک شمالي (ناتو) تکيه زند که همانند آغاز کارش دست آموز واشنگتن باشد. مواضع و واژگان وي همان است که هري ترومن، دوايت آيزنهاور و جان فيتزجرالد کندي در قبال اتحاد شوروي مي نماياندند. او در سال ۲۰۰۷ نوشت «ملل غربي مي بايد نشان دهند که ناتو جبهه اي کاملا متحد از درياي بالتيک تا درياي سياه است و اين پيمان آغوش خويش را به روي تمام دموکراسي هائي مي گشايد که نيت دفاع از آزادي را دارند».
آقاي اوباما قضايا را به گونه ديگر مي بيند. گرچه وي مي تواند به محض آنکه سخن از آزادي و دموکراسي در ميان باشد، شور و حرارت خويش را به اثبات برساند با اينهمه عموما پرهيز از ستيزه را ترجيح مي دهد و مي کوشد همداستاني و اجماعي به دور اهداف مشترک پديد آورد. هنگامي که وي به دوران جواني گام نهاد جنگ سرد پايان يافته بود و چندان جاي شگفتي ندارد که همت خويش را بر مسائلي چون تروريسم، تسليحات بيولوژيک، اشاعه بيماري ايدز و گرم شدن کره زمين بگمارد که پس از فرو پاشي اتحاد شوروي روي نموده اند.
اين ناهمگوني چشم انداز تمامي مسائل ديپلوماتيک را در بر مي گيرد. اما پيش از آنکه ميان روسيه و گرجستان جنگ در گيرد، دامنه گسترده عدم توافق دو نامزد رياست جمهوري در باره عراق و ايران، مخالفت ژرف ميان جهانبيني آندو را پنهان ساخته بود.
مجادله بر سر حنگ عراق چنان بر مباحثات سياسي در ايالات متحده چيره گرديده بود که همه انتظار داشتند اين پرونده اهميت سرنوشت سازي در کارزار انتخاباتي رياست حمهوري به خود گيرد. در اين حرفي نيست که آقاي مک کين هوادار نگهداري سپاهيان آمريکا در عراق است، حال آنکه آقاي اوباما ميل دارد به سرعت نيروها را از آنجا فراخواند. با اينهمه اين عدم توافق فقط يکي از جنبه هاي شکافي است که آندو را از يکديگر جدا ساخته.
به نظر آقاي مک کين، عراق «جبهه اصلي» نبرد عليه تروريسم است، و هرگونه شکستي در اين جبهه به رشد جبران ناپذير اين پديده در جهان خواهد انجاميد. در مقابل به چشم آقاي اوباما عراق هرگز جبهه سرنوشت سازي نيامده که براي پيروزي در آن بايد کوشيد، بلکه مؤثرتر آن است که القاعده را در افغانستان و پاکستان تعقيب کرد (به مقاله اي در اينباره در همين شماره مراجعه فرمائيد). چنانچه وي پيروز گردد، بخش بزرگي از سپاهياني که در عراق مستقر شده اند را از آنجا بيرون خواهد کشيد و حضور نظامي آمريکا در افغانستان را تقويت خواهد کرد تا پايگاه هاي القاعده و طالبان را در امتداد مرزهاي اين کشور با پاکستان ويران سازند. او همچنين اعلام کرده است که با حمله به مواضع سازمان تروريستي در سرزمين پاکستان روي خوش نشان خواهد داد، يعني همان تاکتيکي که دولت بوش از چندي پيش اختيار کرده است.
نگهداري سربازان در عراق يا بيرون کشيدن سريع سپاهيان از ميدان هاي جنگ
اين اختلاف ديدگاه ها هرچند محسوس اند، با اينهمه بيشتر در حيطه روش ها جاي دارند تا در آموزه ها (دکترين). مي توان فرايند مشابهي را درباره دستيابي رژيم اسلامي ايران به فناوري هسته اي مشاهده کرد. به ظاهر هردو کانديدا در اين باره مخالف يکديگرند: آقاي اوباما گفتگوي مستقيم ميان واشنگتن و تهران را به منظور تعليق برنامه تغليظ اورانيوم ايران تجويز مي کند، و آقاي مک کين اين روش را مطلقا مردود مي شمارد.
با اينهمه، هردو نامزد دسترسي ايران به انرژي اتمي را ناپذيرفتني مي يابند و در آن هم رأي اند. آنها دستيازي به مجازات هاي اقتصادي براي به زانو درآوردن ايران را تائيد مي کنند و چنانچه معلوم شود که اين اقدامات ناکافي اند حمله نظامي را نيز از نظر دور نمي دارند. در اين باره هم، اختلاف بينش آنها ماهيتي مقطعي و نه ريشه در ساختار انديشه آنها دارد.
جنگ در گرجستان و قفقاز در عوض گسل ژرف ميان آندو را آشکار ساخته است. در نخستين اظهار نظرهاي خود در باره اين ستيزه، آقاي اوباما دو متخاصم را فراخوانده بود تا گفتگو بايکديگر را آغاز کنند. وي در تاريخ ۸ اوت اعلام داشت که «براي آنکه گرجستان با ثبات بماند، لازم است که همه اطراف مخاصمه بدور ميز مذاکره گرد آيند». اندکي بعد او لحن خويش را تندتر کرد تا مسکو را متهم سازد که بدون انگيزه اي پذيرفتني به گرجستان يورش برده است و خواستار عقب نشيني سپاهيان روسي شد. اما وي ترجيح خويش را به حل و فصل مناقشه از راه ميانجيگري به خوبي آشکار ساخته بود.
آقاي مک کين به شيوه مألوف خود واکنش بسيار جنگجويانه تري نشان داد. وي بدون آنکه کوچکترين حرفي از حمله روز ۷ اوت گرجستان به اوستياي جنوبي به ميان آورد، گفت اصلا جاي بحث و گفتگو نيست. بايد روسيه را به جهت تجاوز ناحق به گرجستان با شدت و حدت محکوم ساخت، و اين کشور را از «جامعه بين المللي» طرد کرد (۱).
اختلاف ژرف روياروي روسيه
بر زمينه تأثيرات ژرف اين ستيزه است که چاره جوئي هاي دو نامزد رياست جمهوري بيش از همه از يکديگر فاصله مي گيرد. به نظر آقاي اوباما، به محض آنکه روس ها به ترتيبات صلح جويانه تري روي آورند، ترميم زيان هائي که اين جنگ در مناسبات ميان روسيه و آمريکا به بار آورده ممکن است. وي در روز ۱۱ اوت اعلام داشت که «بگذاريد منظور خود را روشن بيان کنم، ما ميل داريم مشارکت با حکومت روسيه و پيوند هاي دوستانه با مردم اين کشور را گسترش دهيم». اما به زعم آقاي مک کين هرگز حرفي از اين دست نبايد به ميان آورد. برعکس هدف وي آنست که روسيه را با اخراج از گروه هشت کشور پيشرفته، با دادن کمک هاي نظامي و مالي به کشورهاي همسايه هوادار غرب و به خصوص با پذيرفتن گرجستان و اوکرائين به ناتو به اطاعت واداشت. بدينگونه دو کشور اخير با حمايت نظامي آمريکا و اروپا در صورت تجاوز روسيه آسودگي خاطر خواهند يافت.
نامزد جمهوريخواه از بيان صريح جزئيات پيشنهاد خويش مي پرهيزد، اما شکي باقي نمي گذارد که در اصول اقدام وي مؤلفه نظامي سنگين دارد. روز ۱۱ اوت او پيشنهاد کرد که ايالات متحده و همپيمانانش «با اوکرائين و تمام کشورهائي که دستخوش [مخاطره] اند در باره اقداماتي به هماهنگي برسند که استقلال آنها را تضمين کند» و فوريت چنين ابتکاري را «در اين برهه که ناوگان روسيه در درياي سياه، آبهاي سرزميني گرجستان را اشغال کرده است و يک پايگاه دريائي در کريمه را در اختيار دارد» خاطر نشان ساخت. هرچند وي بيش از آن نگفته است، اما آشکارا به امکان گسيل واحد هاي آمريکائي و يا ناتو اشاره دارد تا قرينه حضور نيروي دريائي روسيه باشند که ديري است در درياي سياه استقرار يافته اند.
در همان بيانيه، او ايالات متحده را فراخواند تا فرماندهي عملياتي را بر عهده گيرد که هدف آن «تقويت حفاظت از خط لوله نفتي باکو – تفليس– جيهان» است، عملياتي که مي تواند تا استقرار سپاهيان آمريکائي در گرجستان، آذربايجان و در مناطق همسايه آنها پيش رود.
تحول مناسبات ميان ايالات متحده و اتحاديه اروپا بستگي فراواني به نامزدي دارد که به رياست جمهوري برگزيده خواهد شد. آقاي اوباما غالبا مطرح مي کند که تسخير عراق تا چه اندازه آسيب و صدمه براي کشور به بار آورده است. او سخت آرزو دارد که تفاهمي بر پايه تقسيم عادلانه تر قدرت را احيا کند. آقاي مک کين بيش از آقاي اوباما آثار منفي يکه تازي دولت بوش را انکار نمي کند و تأکيد دارد که وي نيز رويکردي بر پايه همکاري بيشتر را برخواهد گزيد. اما در گفته هايش همواره نقش رهبري را به واشنگتن مي بخشد. بدينسان، در سخنراني ۲۶ اوت به انتقاد از موضع آقاي اوباما در باره بحران در گرجستان پرداخت و اعلام کرد غرب به يمن «وحدت دموکراسي هاي بزرگ به رهبري قاطع و عزم راسخ ايالات متحده» در جنگ سرد به پيروزي دست يافت. آثاري که چنين بينشي در بر دارد روشن است: دموکراسي هاي غربي بايد تحت اقتدار «مصمم ايالات متحده» گرد آيند تا روسيه را به تسليم وادارند.
ستيزه قفقاز اين اثر را داشت که به خوبي نشان دهد که رويکرد سياست خارجي دو مدعي فرمانروائي بر کاخ سفيد چه اندازه متفاوت است. پيش از بروز اين ستيزه، بزرگترين عدم توافق بر سر استراتژي نبرد عليه تروريسم بود (عراق يا افعانستان). امروز مي توان آنچه آنها را از هم جدا مي کند طور ديگري خلاصه کرد. به چشم کساني که از آقاي اوباما پشتيباني مي کنند او کسي است که رو به سوي آينده گردانده و نگران آشفتگي هائي است که کره خاک را به آشوب کشانده در حالي که آقاي مک کين به پشت سر مي نگرد و هنوز در دوران جنگ سرد به سر مي برد، دوراني که جهان به دور رقابت ميان ايالات متحده و اتحاد شوروي سامان مي يافت.
زيرنويس ها
۱- مقاله ژان ردواني «بازي "بزرگان" در اوستيا» را در شماره ماه سپتامبر ۲۰۰۸ لوموند ديپلوماتيک مطاله فرمائيد

۱۳۸۷ آبان ۱۵, چهارشنبه

طاهر احمد زاده در گفت وگو با شهروند امروز از خاطرات خود می گوید

http://enghelabe-eslami.com/maghalat/709_Taherahmadzadeh.pdf

Memory of the Z.B.Yaghoub IRI Victimزهرا بنی یعقوب

فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی

نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !
در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم: بین المللی:1 ـ فرد ون لی وون دبیر کل فدراسیون آموزش بین الملل که بیش از 30 میلیون معلم از 171 کشور در آن عضویت دارند، در نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد از سرکوب اعضای اتحادیه معلمان در ایران ابراز نگرانی عمیق کرد. وی در این نامه بازداشت و زندانی کردن 37 تن از معلمان و اعضای کانون های صنفی را که قصد شرکت در جلسه روز 26 شهریور را داشتند محکوم کرده است. نامبرده بازداشت فعالان حقوق معلمان را نقض حقوق بشر دانست.(رادیو فردا 3/7/87)2 ـ سازمان عفو بین الملل با انتشار اطلاعیه ای نسبت به بد رفتاری با فعالان مدنی آذربایجانی در ایران، که هم اکنون در حبس بسر می برند، ابراز نگرانی کرد. در اطلاعیه سازمان عفو بین الملل نام 9 فعال مدنی و فرهنگی آذربایجانی آمده است که خانواده های آنان و سازمانهای حقوق بشری نگران سرنوشت و وضعیت آنها در زندان هستند. این 9 نفر عبارتند از
: مهندس علیرضا صرافی روز نامه نگار،
اکبر آزاد نویسنده، مهندس حسن راشدی
مدرس زبان ترکی،
سعید محمدی موغانلی شاعر و روزنامه نگار،
مهندس حسن رحیمی بیات فعال حقوق بشر،
حسین حیدری دانشجوی ارشد جامعه شناسی،
عباس نعیمی فعال فرهنگی،
مهدی نعیمی شاعر و استاد زبان ترکی در دانشگاهها و صیاد محمدیان.
وجه مشترک بازداشت شدگان آن است که همگی در عرصه زبان و ادبیات آذری و یا دیگر عرصه های فرهنگی و مدنی آذربایجان فعال هستند. به گزارش سازمان عفو بین الملل، این عده از زمان دستگیری در زندان انفرادی سرویس اطلاعات در بند 209 زندان اوین تهران محبوس و در معرض خطر شکنجه و رفتار نامناسب قرار دارند. سازمان عفو بین الملل از مسئولان جمهوری اسلامی خواستار آزادی فوری و بی قید وشرط و رعایت حقوق انسانی همه فعالان حقوق مدنی شده است.
(دویچه وله 3/7/87)3 ـ
سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای نسبت به شکنجه هشت دانشجوی زندانی در تبریز، خواهان آزادی و رعایت حقوق آنان شد. در اطلاعیه عفو بین الملل با اشاره به سوابق دستگیری
مقصود احدی، منصور امینیان، داریوش حاتمی، آیدین خواجه ای، امیر مردانی، مجید ماکویی، سجاد رادمهر و فرزاد زهتاب آمده است که هیچ یک از این فعالان دانشجویی که بازداشت آنان در تیرماه صورت گرفته است، دسترسی به وکیل قانونی مورد نظر خود نداشته اند. عفو بین الملل نگران این است که آنان ممکن است صرفا بدلیل ابراز نظرات خود دستگیر شده باشند. همچنین در این اطلاعیه از مقامات ایران در خواست شده از عدم شکنجه یا بدرفتاری با این فعالان اطمینان حاصل شده و دسترسی دستگیر شدگان به خانواده هایشان، وکلای انتخابی و هرنوع مداوای مورد نیاز پزشکی تامین شود.
(رادیو فردا 3/7/87)4 ـ کنگره سالیانه انجمن بین المللی قلم طی قطعنامه ای با رای مطلق به افزایش نقض آزادی اندیشه و بیان در ایران و ادامه تهدید ، محاکمه و حبس نویسندگان و روزنامه نگاران در ایران اعتراض کرد. در این قطعنامه نسبت به اعمال سانسور و ممانعت از انتشار صدها کتاب ، فشار بر ناشران و وجین کردن کتابها از کتابخانه ها ابراز نگرانی شده است . قطعنامه این کنگره همچنین محاکمه یعقوب یاد علی ، حکم حبس 6 ماهه ی پروین اردلان و حکم 11 سال زندان برای محمد صدیق کبودوندرا تقیبح کرده است. این قطعنامه خواستار آزادی فوری و بی قید شرط تمامی نویسندگان و روزنامه نگاران زندانی در ایران شد.
(ایران امروز 10/7/87)5 ـ
گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای دستگیری "مجتبی لطفی" از مسئولان واحد اطلاع رسانی دفتر آیت الله منتظری را محکوم کرد. "مجتبی لطفی" وب نگار، همکار روزنامه های توقیف شده "خرداد" و "فتح" بدستور دادگاه ویژه روحانیت توسط مامورین امنیتی بازداشت شد. نامبرده بدلیل نوشتن مقاله ای درباره "رعایت حقوق بشر در امور مربوط به علما و روحانیون" در سایت توقیف شده "نقشینه" در اردیبهشت ماه سال 83 بازداشت و در 24 مرداد ماه در دادگاه ویژه روحانیت قم، بدون حضور وکیل مدافع به 3سال و 10 ماه زندان محکوم شد، اما با پرداخت 65 میلیون تومان وثیقه بدلیل بیماری از زندان آزاد شد .
(گزارشگران بدون مرز 13/7/87)6
ـ فرانسه رئیس دوره ای اتحادیه اروپا، علی آهنی سفیر جمهوری اسلامی ایران را به وزارت امور خارجه احضار کرد و مراتب نگرانی اتحادیه اروپا را از تبعیض های مذهبی و نژادی، آزار فعالان حقوق زن، فشار بر دانشجویان و سندیکای کارگری و اعدام نوجوانان به حکومت جمهوری اسلامی ابراز داشت. وزیر امور خارجه فرانسه اعلام کرد:به سفیر ایران یادآور شدیم که لغو مجازات اعدام در ایران یک خواست بین المللی است
.(رادیو فردا 18/7/87)
7 ـ سخنگوی کمیسیون حقوق بشر و کمکهای انسانی احزاب دمکرات مسیحی و سوسیال مسیحی در پارلمان آلمان به مناسبت روزجهانی مبارزه علیه اعدام
(10 اکتبر) با صدور بیانیه ای از ایران به خاطر افزایش اعدامها، اعدام کودکان و تعیین مجازات اعدام برای "ارتداد" انتقاد شده است. بنابر گزارش سازمانهای مدافع حقوق بشر، ایران از نظر تعداد اعدامها، پس از چین در مکان دوم در جهان قرار دارد. همچنین جمهوری اسلامی ایران یکی از 3 کشوری است که نوجوانان بزهکار را اعدام می کند. در 3 سال اخیر 32 کودک در جهان اعدام شده که 26 نفر آنها در ایران بوده است.
(دویچه وله 18/7/87)8
ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه ای اعلام کرد:
ایران سالهاست که صدر نشین کشورهای خاورمیانه برای داشتن بیشترین تعداد روزنامه نگاران زندانی است. اکنون 9 روزنامه نگار در بزرگترین زندان خاورمیانه برای روزنامه نگاران در بازداشت بسر می برند. گزارشگران بدون مرز از شرایط بازداشت 6 روزنامه نگار زندانی در زندان اوین نگران است. چهار روزنامه نگار آذربایجانی علیرضا صرافی مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده "دیلماج" سعید محمدی سردبیر مجله ادبی "یاشماق" حسن راشدی و اکبر آزاد همکاران مجلات "یارپاق" و "وارلیق" که در تاریخ 20 شهریور ماه بازداشت شده اند ، همچنان در بند 209 زندان اوین ، سخت گیر ترین بخش زندان اوین که زیر نظر وزارت اطلاعات اداره می شود ، بسر می برند. خانواده ها به گزارشگران بدون مرز گفته اند : که زندانیان شدیدا رنجور ، ضعیف و خسته به نظر می آمدند ، برخی از آنها بیمار و نیاز به درمان پزشکی دارند، همچنین محمد حسن فلاحیه زاده شدیدا بیمار و نیاز به معالجه جدی در خارج از زندان دارد .از ملاقات محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده "پیام مردم" با فرزندانش ممانعت بعمل آمده است. نامبرده از سوی مقامات امنیتی برای انحلال " سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان " و پذیرش " انتشار گزارش هایی نادرست " شدیدا تحت فشارهای روحی و جسمی قرار دارد.
(گزارشگران بدون مرز 24/7/87)9 ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای در رابطه با سلامت روزنامه نگار زندانی محمد حسن فلاحیه زاده به دلیل اعتصاب غذا ابراز نگرانی کرد. نامبرده خبرنگار تلوزیون العالم ، شبکه عرب زبان رادیو تلوزیون دولتی ایران است ، که از آذر 85 در زندان بسر می برد. وی در دادگاهی غیر علنی و بدون داشتن وکیل مدافع به اتهام « جاسوسی» به 3 سال زندان و پرداخت جریمه سنگین مالی محکوم شده است. صالح نیکبخت وکیل مدافع این روزنامه نگار زندانی اعلام کرد: موکلش در اعتراض به حکم زندان و برای اعاده دادرسی دست به اعتصاب غذا زده است. وکیل مدافع علی رغم امضای وکالت نامه از سوی موکلش تاکنون نتوانسته است به پرونده دسترسی داشته باشد.
(گزارشگران بدون مرز 26/7/87)10 ـ سازمان عفو بین الملل در رابطه با بازداشت نگین شیخ اسلامی مدافع حقوق بشر و فعال در حوزه زنان و کودکان با انتشار اطلاعیه ای ابراز نگرانی کرد . در این اطلاعیه آمده است: نگین شیخ اسلامی در نیمه شب 14 مهر ماه با یورش ماموران امنیتی به منزلش بازداشت شد. وی در خطر شکنجه و عدم دسترسی به داروهای لازم برای بیماری تنفسی اش روبرو است. این سازمان ضمن ابراز نگرانی خود نسبت به سرنوشت نامبرده از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواسته است دارو های او را در اختیارش قرار دهند. محل نگهداری وی اعلام شود و آزادی فوری و بدون قید و شرط نگین شیخ اسلامی نیز فراهم گردد.(کانون زنان ایرانی 27/7/87)11 ـ
بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد از پیشینه حقوق بشر ایران انتقاد کرده و گفته است در این مورد نگرانیهای زیادی دارد که دامنه آن از افزایش موارد مجازات اعدام گرفته تا تعقیب و آزار اقلیتهای دینی و سرکوب حقوق زنان است. در این گزارش بان کی مون گفته است طی ماههای اخیر، تعداد اعدامها در ایران به ناگهان افزایش پیدا کرده است. دبیرکل سازمان ملل خاطرنشان ساخت همچنان تعداد زیادی از افراد زیر ۱۸ سال درایران اعدام میشوند. در گزارش دبیر کل سازمان ملل به سرکوب جنبش زنان ایران طی یک سال گذشته نیز پرداخته و گفته که زنان به طور مکرر برای استفاده از روسریهای خیلی آزاد و لباسهای خیلی تنگ دستگیر میشوند.گزارشهای مربوط به خشونت علیه بهائیان نیز افزایش یافته است. محل زندگی و کسب اعضای جامعه بهایی ایران هدف قرار گرفته است. بان کی مون گفته است قطع اعضای بدن و مجازاتهای بدنی که برای جرائم، مجازات اسلامی تلقی میشود، باعث نگرانی جدی است.وی همچنین به گزارشهایی در مورد شلاق زدن همجنس گرایان و تهدید آنها به اعدام اشاره کرده است. دبیرکل سازمان ملل گفته است که در مجموع، وضعیت حقوق بشر در ایران نگران کننده است.( بی بی سی 30/7/87اخبار دانشجویی:
12 ـ آیدین خواجه ای، فراز ذهتاب، امیر مردانی، داریوش حاتمی، مقصود احدی و منصور امینیان دانشجویان دانشگاه تبریز به همراه مجید ماکویی دانشجوی دانشگاه مالک اشتر اصفهان پس از 75 روز از بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز به سلولهای انفرادی زندان مرکزی تبریز منتقل شدند. دانشجویان زندانی در ملاقات با خانواده های خود اظهار داشتند که مقامات رسمی آنها را در معرض بازجویی های 24 ساعته، بی خوابی، ضرب و شتم، توهین و تحقیر و شکنجه به منظور اخذ اعترافات اجباری قرار داده اند.
(ساوالان سسی 10/7/87)ضرب و شتم دانشجويان:13
ـ مهران فرجی از فعالان دانشجوئی دانشکده خبر توسط سفیدآبی مسئول دفتر رئیس دانشکده خبر مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار گرفت. (امیرکبیر 2/7/87)14 ـ مهدیه گلرو از دانشجویان محروم از تحصیل اعلام کرد : مامورین نیروی انتظامی با استفاده از گاز اشک آور و گاز فلفل به دانشجویان شرکت کننده در تجمع مقابل مجلس حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
(رادیو فردا 14/7/87)15
ـ یک دختر دانشجوی دانشگاه آزاد رودهن توسط یک مامور زن و چند مرد حراست دانشگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفت. رئیس دانشگاه و مسئول حراست دانشگاه خود را پاسخگو نمی دانند.
(کارگزاران 27/7/87)دانشجويان:
بازداشت شده16 ـ تعدادی از دانشجویان محروم از تحصیل که برای دیدار نمایندگان مجلس و انتقال اعتراضات خود به آنها در برابر ساختمان مجلس شورای اسلامی در میدان بهارستان تجمع کرده بودند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. اسامی 14 نفر از دانشجویان بازداشت شده به شرح ذیل است: مهدیه گلرو ، زهرا توحیدی ، صادق شجاعی ، ضیاء نبوی ، علی تقی پور ، مرتضی حسین زاده ، یادگار صالحی ، اصغر قنبری ، علی خوشبخت ، مازیار معصومی ، علیرضا داودی ، سعید فیض الله زاده ، مهدی عربشاهی و ناصر پویافر . این دانشجویان پس از انتقال به کلانتری واقع در خیابان کارگر جنوبی آزاد شدند.
(ادوار نیوز 14/7/87)17 ـ احسان نجفی نسب دانشجوی ترم آخر رشته الکترونیک دانشگاه تبریز، عضو شورای مرکزی انجمن ادبی سهند و از فعالین آذربایجانی توسط مامورین امنیتی بازداشت گردید. از سوی قاضی هاشم زاده، بازپرس پرونده دانشجویان بازداشتی تبریز، حکم 2 ماه بازداشت موقت برای وی صادر گردید. (ساوالان سسی 17/7/87)18
ـ صمد ملاقلی 23 ساله دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد شبستر و از فعالان آذربایجانی توسط مامورین امنیتی بازداشت شد. نیروهای امنیتی ضمن تفتیش خانه، کامپیوتر، کتابها و دیگر اشیای شخصی وی را نیز با خود بردند. نامبرده در تاریخ 15/2/87 چند روزی بازداشت و سپس با قرار وثیقه آزاد شده بود.
(ساوالان سسی 17/7/87)19 ـ
محسن محمدی دانشجوی رشته ارتباطات دانشگاه آزاد میبد یزد توسط مامورین اداره اطلاعات اصفهان بازداشت شد. پدر نامبرده به دادگاه انقلاب اصفهان احضار گردید.
(امیرکبیر 19/7/87)20 ـ
جواد علیزاده دانشجوی اخراجی مقطع کارشناسی ارشد رشته حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبائی و از اعضای فعالان حقوق بشر در ایران، بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. نامبرده در 18 آذر 87 برای مدت 2 ماه بازداشت و سپس با قرار وثیقه 80 میلیونی از زندان آزاد شده بود. (فعالان حقوق بشر در ایران 23/7/87)توقیف سایتها و نشریات دانشجویی:21 ـ نشریه دانشجویی "بانو" پس از انتشار 2 شماره به اتهام طرح مطالب موجب تضاد میان زن و مرد از طریق دفاع غیر شرعی از حقوق آنان در کمیته ناظر بر نشریات دانشجویان دانشگاه شیراز برای مدت 3 ماه توقیف گردید. (امیر کبیر 2/7/87)
22 ـ نشریه دانشجویی « کیملیک» پس از انتشار 10 شماره بدستور هیئت نظارت بر نشریات دانشجویی دانشگاه زنجان توقیف گردید.
( سلام دمکرات 29/7/87)دانشجويان: احضار :
23 ـ نوید غفاری، امین درستی و اکبر حسن پور از فعالین سیاسی، دانشجوئی دانشگاه شیراز جهت بازجوئی به کمیته انضباطی احضار شدند. (امیرکبیر 15/7/87)24 ـ مجتبی رزمی عضو سابق شورای انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی، نعیم احمدی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم طبیعی، آیدین تیموری مدیر مسئول نشریه دانشجوئی "تلنگر" و وحید دهقان دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تبریز، جهت بازجوئی به کمیته انضباطی احضار شدند. جرم این دانشجویان اعتراض به بازداشت فعالین دانشجوئی می باشد.
(امیرکبیر 22/7/87)دانشجويان:
بازجویی25 ـ بیش از 30 دانشجوی دختر دانشگاه یزد به علت شرکت در تحصن دانشجویی در کمیته انضباطی محاکمه شدند. تاکنون حکم تعدادی از این دانشجویان که منع موقت از تحصیل به مدت نیمسال هست بطور موقت صادر شده است.(ادوار نیوز 24/7/87)دانشجويان: محاکمات26 ـ مرتضی اصلاحچی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه شد.
(کمیته گزارشگران حقوق بشر 3/7/87)دانشجويان
: احکام صادر شده27 ـ سورنا هاشمی ، بهرام واحدی و علیرضا فیروزی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان به علت شرکت در تحصن دانشجویی خرداد ماه دانشگاه زنجان ، از انتخاب واحد و ادامه تحصیل محروم شدند . مسئولین دانشگاه از هر گونه پاسخگویی در این رابطه خودداری می کنند.(کمیته گزارشگران حقوق بشر 3/7/87)28
ـ رحیم حسینی فعال دانشجوئی و مدیر مسئول نشریه دانشجوئی توقیف شده "بیان آزاد" که با شکایت میبدی رئیس دانشگاه یزد در دادگاه به پرداخت جریمه نقدی محکوم شده بود، وقتی برای دیدار دوستان خود وارد دانشگاه یزد شد، با ممانعت نیروهای حراست دانشگاه مواجه شد. نیروهای حراست با الفاظ رکیک و تهدیدآمیز وی را مجبور به ترک دانشگاه کردند.
(امیرکبیر 4/7/87)29 ـ پیمان عارف دانشجوی رتبه برتر کنکور کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران، به اتهام ارتباط گسترده سیاسی و فعالیت در جبهه ملی ایران بار دیگر از تحصیل محروم شد. او 3 سال پیش در آستانه دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد خود و فارغ التحصیلی، به حکم وزارت اطلاعات از سوی هیئت مرکزی گزینش استاد و دانشجو از تحصیل محروم شد. وی امسال در دانشگاه بهشتی بصورت مشروط و سپردن تعهد برای عدم فعالیت سیاسی، پذیرفته شد بود، اما 3 روز مانده به آغاز سال تحصیلی بدستور وزارت اطلاعات ثبت نام وی منتفی شد.
(کمیته گزارشگران حقوق بشر 4/7/87)30
ـ امیر حسین فتوحی دانشجوی دانشگاه پزشکی هرمزگان بدلیل شرکت در تحصن 9 خرداد سال جاری و مصاحبه با تلویزیون صدای امریکا، در کمیته انضباطی بصورت غیابی به 2 ترم تعلیق از تحصیل محکوم شد.
(کمیته گزارشگران حقوق بشر 7/7/87)
31 ـ کورش جنتی دانشجوی رشته ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی از تحصیل در این دانشگاه محروم شد. وی پیش از این در دو حکم جداگانه به 3 ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود . مجید دری و علیرضا موسوی دو دانشجوی دیگر دانشگاه ادبیات در کمیته انضباطی به مدت دو سال ونیم از تحصیل محروم شدند. گفتنی است در طول 3 سال ریاست حجت الاسلام شریعتی در دانشگاه علامه بیش از 70 ترم حکم محرومیت از تحصیل برای دانشجویان منتقد این دانشگاه صادر شده است.
(امیرکبیر 11/7/87)32 ـ یونس میر حسینی دانشجوی حقوق دانشگاه شیراز به اتهام عضویت در گروههای مخالف نظام و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی در دادگاه انقلاب شیراز و با تائید شعبه 15 دادگاه تجدید نظر استان فارس به 36 ماه حبس تعلیقی به مدت 4 سال محکوم گردید.
(ایران امروز 12/7/87)33 ـ یاسر بهادری دانشجوی عمران دانشگاه ایلام به اتهام اخلال در نظم دانشگاه و بهم زدن کلاس درس، در شعبه اول دادگاه تجدید نظر ایلام به 4 ماه حبس تعزیری محکوم شد.
(امیرکبیر 19/7/87)34
ـ هشت دانشجوی دانشگاه اصفهان در کمیته انضباطی محکوم شدند. احکام صادره و رای نهائی کمیته انضباطی به شرح ذیل اعلام گردید: ارسلان صادقی مدیر مسئول نشریه دانشجوئی "اشتراک" یک ترم محرومیت از تحصیل. نرگس شریفی مدیر مسئول نشریه دانشجوئی "دریچه" توبیخ کتبی به همراه درج در پرونده. زویا شکوهی مدیرمسئول نشریه دانشجوئی "طلوعی دیگر" توبیخ کتبی به همراه درج در پرونده. حسین سرشومی مدیر مسئول نشریه دانشجوئی "امید فردا" توبیخ کتبی به همراه درج در پرونده.آرش انواری توبیخ کتبی همراه با درج در پرونده. مژده سمائی از دانشجویان "آزادیخواه و برابری طلب" یک ترم محرومیت از تحصیل و ممنوع الورود شدن به خوابگاه و دانشگاه. علیرضا داوودی از دانشجویان "آزادیخواه و برابری طلب" دو ترم محرومیت از تحصیل و ممنوع الورود شدن به خوابگاه و دانشگاه. مازیار معصومی از دانشجویان "آزادیخواه و برابری طلب" دو ترم محرومیت از تحصیل و ممنوع الورود شدن به خوابگاه و دانشگاه.
(فعالان حقوق بشر در ایران 21/7/87)35 ـ آرمان صداقتی عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و مدیر مسئول نشریه دانشجوئی "جرس" در شعبه 21 دادگاه انقلاب به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شد. نامبرده پیش از این در کمیته انضباطی به 3 ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده بود. (امیرکبیر 22/7/87)36
ـ سیامک کریمی دانشجوی رشته حقوق دانشگاه بوعلی سینا همدان که در سال 85 علی رغم کسب رتبه های 17 و 66 بدلیل تعلق 3 ستاره به وی اجازه تحصیل در دانشگاه را نیافت. در کنکور کارشناسی ارشد سال جاری در دانشگاههای دولتی و آزاد شرکت کرده و قبول شده بود ولی به دستور وزارت اطلاعات دانشگاه های آزاد و دولتی از پذیرش وی و سایر دانشجویان ستاره دار سال 85 خود داری می کنند. نوربخش رئیس گزینش سازمان سنجش به نامبرده گفته: تا وقتی مشکل آزمون سال 85 این دانشجو حل نشود، مابقی آزمون های دولتی نیز همان سرنوشت را خواهند داشت.
(ادوارنیوز 22/7/87)37
ـ شیوا نظرآهاری فارغ التحصیل رشته عمران دانشگاه آزاد- واحد تهران جنوب، فعال حقوق بشر با مراجعه به سازمان سنجش، مطلع شد که نامش بدستور وزارت اطلاعات در لیست دانشجویان ممنوع التحصیل قرار گرفته و لذا امکان ثبت نام برای کارشناسی ارشد را ندارد.
(کمیته گزارشگران حقوق بشر 23/7/87)38 ـ حسین رحمانی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد کرج که در تاریخ 23 خرداد سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه انقلاب اسلامی سنندج به 6 سال حبس تعزیری محکوم گردید.
(فعالان حقوق بشر در ایران 24/7/87)39 ـ امین ریاحی ، مهدی خسروی و حمید رضا خانی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در کمیته انضباطی دانشگاه به ترتیب به یک ترم تعلیق از تحصیل ، محرومیت دایم از خوابگاه و مرخصی اجباری محکوم شدند. این سه دانشجو در 9 شهریور از محل سکونت خود واقع در بجنورد، شیروان و کرج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.(امیر کبیر 26/7/87)40 ـ افشین اکبریان مدیر مسئول نشریه دانشجویی "هیس" و از اعضای هئیت موسس کانون طنز به همراه 3 دانشجوی دیگر دانشگاه یزد به علت گزارش های میبدی رئیس دانشگاه یزد، به اتهام نداشتن صلاحیت با رای ستاد رد گزینش سازمان سنجش از تحصیل در دانشگاه یزد محروم شدند.این دانشجویان از فعالین نشریات دانشجویی و تشکل های سیاسی هستند . نشریات "کتیبه" ، "فاصله" و نشریه طنز "هیس" توسط این دانشجویان چاپ می شد. (امیرکبیر 26/7/87)41 ـ علی تقی پور و عمید مشرف زاده دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بدستور گزینش سازمان سنجش از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شدند.(امیر کبیر 27/7/87)دانشجويان صدور قرار وثیقه:42 ـ هستی خضروی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی و عضو کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت پس از 10 روز بازداشت با قرار وثیقه 200 میلیون تومانی از زندان آزاد شد. (امیرکبیر 9/7/87)43 ـ انور ساعد موچشی 29 ساله دانشجوی کارشناسی ارشد رشته حقوق بین الملل دانشگاه بهشتی، عضو تحریریه هفته نامه توقیف شده "کرفتو" و عضو انجمن راه سبز و دفاع از محیط زیست سنندج پس از 35 روز بازداشت با قید وثیقه 30 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.(وبلاگ زندان و مبارزه 22/7/87)جلوگیری از برگزاری مراسم و منحل کردن نهادهای مدنی:44 ـ سخنرانی تقی رحمانی از فعالان ملی- مذهبی در شب 23 ماه رمضان در حسینیه ارشاد بدستور مقامات امنیتی لغو گردید. (میزان نیوز 8/7/87)45 ـ سخنرانی های شیرین عبادی در مراکز دانشگاهی و پژوهشی مالزی بدلیل فشار وزارت خارجه ایران لغو گردید. نامبرده به دعوت "بنیاد صلح مالزی" به منظور انجام یک سری سخنرانی دعوت شده بود. مقامات وزارت خارجه ایران به وزارت خارجه مالزی گفته اند که حضور عبادی در مالزی و انجام سخنرانی می تواند به روابط خوب دو کشور صدمه بزند. (روزآنلاین 8/7/87)46 ـ کنگره سالانه حزب پان ایرانیست بدستور وزارت اطلاعات لغو گردید. دکتر سهراب زنگنه، قدرت الله جعفری دبیر کل و قائم مقام این حزب، منوچهر یزدی، مهندس رضا کرمانی و فرهاد باغبانی طی روزهای گذشته به وزارت اطلاعات احضار و مورد بازجوئی و تهدید قرار گرفته اند. طی سالهای گذشته نیز نیروهای امنیتی مانع برگزاری کنگره این حزب شده اند. (کمیته گزارشگران حقوق بشر 10/7/87)47 ـ کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت 14 مهر روز جهانی معلم طی بیانیه ای اعلام کرد: برگزاری مراسم روز معلم با تهدید های نیروهای امنیتی از ماموران وزارت اطلاعات گرفته تا پلیس امنیت و معاونت امنیت دادگاه لغو گردید. (کانون صنفی معلمان ایران 12/7/87)48 ـ به حکم هیئت نظارت بر دانشگاه سهند تبریز، فعالیتهای انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه به مدت 12 ماه تعلیق گردید. (امیرکبیر 22/7/87)49 ـ مسئولان وزارت اطلاعات از برگزاری کنگره سالانه نهضت آزادی ایران در منزل دکتر احمد صدر حاج سید جوادی جلوگیری بعمل آوردند. (میزان ینوز 23/7/87)50 ـ نیروهای امنیتی در بوشهر از سخنرانی عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان و محمد صادقی مسئول کمیته شعب این سازمان در رابطه با مسائل سیاسی روز و انتخابات ریاست جمهوری جلوگیری بعمل آوردند. (ادوار نیوز 27/7/87)فیلتر کردن سایتهای خبری:51 ـ سایت کانون زنان ایرانی به فاصله 10 روز برای بار چهارم حک شد. حدود 10 روز پیش وقتی سایت کانون زنان ایرانی گزارشی در مورد وضعیت پرونده زهرا بنی یعقوب، نزدیک به سالگرد وی منتشر کرد، حک شد و این بار نیز بعد از پوشش خبر مراسم سالگرد زهرا حک شد. (تغییر برای برابری 14/7/87)52 ـ سایت "مدرسه فمینیستی" برای ششمین بار فیلتر شد. این سایت یکی از پایگاه های اینترنتی کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز است. (مدرسه فمینیستی 18/7/87)53 ـ سایت "تغییر برای برابری" برای شانزدهمین بار فیلتر شد. (تغییر برای برابری 18/7/87)مطبوعات: احضار روزنامه نگاران54 ـ حمید رضا زاهدی کهنه گورابی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "دوران امروز" جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد. (ایسنا 2/7/87)55 ـ قلی شیخی مدیر مسئول روزنامه "توسعه" به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، انتشار مطالب خلاف واقع و افترا با شکایت مدعی العموم، نیروی مقاومت بسیج، انصار حزب الله و دانشگاه آزاد اسلامی جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد. (ایسنا 7/7/87)56 ـ مرتضی سجادیان مدیر مسئول روزنامه "کارگزاران" به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب با شکایت نماینده دادستان جهت بازجوئی به شعبه ششم بازپرسی دادسرای کارکنان دولت احضار شد. (ایسنا 8/7/87)56 ـ حسین مختاریان مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "آزاد" به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، نشر مطالب خلاف واقع و توهین، با شکایت مدعی العموم، فرمانده کل سپاه پاسداران، ستاد اجرائی فرمان خمینی و شهرداری تهران جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد. (ایسنا 8/7/87)مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران57 ـ مدیران مسئول سایتهای "سپهرنیوز"،"مردمیا"،"اکونومیست"و"شریف نیوز" با شکایت نیروی مقاومت بسیج در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شدند. (ایسنا 7/7/87)مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاهها58 ـ امیر تفرشی مدیر سایت عدالتخانه به اتهام افتراء و نشر اکاذیب در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان به 6 ماه حبس و 20 ضربه شلاق محکوم شد.(ایسنا 1/7/87)مطبوعات: بازداشت روزنامه نگاران59 ـ عکاسان خبرگزاریهای ایرنا و فارس در حال عکسبرداری از آتش سوزی دانشگاه تبریز، توسط نیروهای انتظامی بازداشت و به کلانتری 11 تبریز منتقل شدند. (تبریزنیوز 11/7/87)اخراج روزنامه نگاران:60 ـ احمد جلالی فراهانی عضو اخراجی تحریریه روزنامه « ایران » و مدیر مسئول وبلاگ« تحریریه خاموش» اعلام کرد: پس از مدیر مسئول شدن کاوه اشتهاردی حداقل 84 روزنامه نگار و کارمند روزنامه دولتی« ایران» بر اثر فشار وادار به استعفا و بازخرید شده اند و یا به مرخصی بدون حقوق فرستاده شده اند و یا از کار اخراج گشته اند. این روزنامه نگاران و کارمندان در بخش های تحریریه، و سرویس های عکس ، اندیشه، اقتصادی ، گزارش، بین المللی ، اجتماعی ، حوداث، سیاسی و گفتگو، محیط زیست ، موسیقی، ورزشی ، فنی و حروف چینی و... کار خود را از دست داده اند.( کانون زنان ایرانی 26/7/87)اخبار مربوط به فعالین سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی:61 ـ جلال محمود زاده و اقبال محمدی نمایندگان مهاباد و مریوان در مجلس شورای اسلامی با ارسال نامه ای خطاب به رئیس قوه قضائیه پس از گذشت 45 روز از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد، خواستار به رسمیت شناختن حق زندانیان سیاسی در دسترسی به وکیل، لغو احکام اعدام فعالان سیاسی و مدنی و توقف شکنجه در زندانها شدند.(وبلاگ زندان و مبارزه 18/7/87)62 ـ اسفندیار ذوالقدر مدیر مسئول ماهنامه "اقتصاد و توسعه" و استاد دانشگاه علمی کاربردی بدلیل طرح مباحثی در کلاس جامعه شناسی و انتقاد از دولت احمدی نژاد و گزارش کلاس درس توسط"ایوبی" یکی از اعضای تیم حفاظت ریاست جمهوری، بدستور نهاد ریاست جمهوری از دانشگاه اخراج شد.(امیر کبیر 21/7/87)63 ـ حسین ذبحی معاون قضایی دادستان کل کشور اعلام کرد : بیش از 100هزار نفر در ایران ممنوع الخروج و ممنوع المعامله هستند. (ایرنا 23/7/87)64 ـ آرزو رحیم خانی ، ایوب حیدری و حمید ایزدمنش از اساتید عضو هئیت علمی دانشگاه آزاد واحد اندیمشک به علت حمایت از تحصن دانشجویان دانشگاه زنجان ، از کار اخراج شدند. (آزادنا 23/7/87)65 ـ علی کردان وزیر کشور در بیستمین گردهمایی ائمه جمعه سراسر کشور در مصلای تهران از خطر تبدیل جنبش های اجتماعی به چالش های امنیتی سخن گفت: وی از "چالش قومی" به عنوان اولین چالشی که می تواند یک چالش امنیتی باشد یاد کرد. وزیر کشور جنبش ناسیونالیسم قومی، فرقه گرایی، دمکراسی خواهی در مقابل مردم سالاری دینی، سکولاریست، جنبش مجازی و اینترنتی، جنبش روشنفکری، خرافه گرایی، محیط زیست، مسئله فمینیست و مدرنیسم در مقابل سنت را از دیگر جنبش های قابل توجه بر شمرد. جنبش حقوق بشر، جنبش سندیکایی که در مقابل امکانات و سنت های مذهبی ما نظیر هیات های مذهبی و تکایا و مساجد است. جنبش دانشجویی، جنبش مذهبی که بحث وهابیت و بهائیت را می توان در این جنبش تحلیل و ارزیابی کرد.(کارگزاران 25/7/87)احضار فعالین سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی به دادگاهها:66 ـ یدالله زاره ای و رامین زندنیا از معلمین سنندج به اتهام شرکت در راهپیمایی و تجمع صنفی، کانون صنفی معلمان کردستان در اداره حراست آموزش و پرورش ناحیه یک سنندج مورد بازجویی قرار گرفته و تهدید به اخراج از آموزش و پرورش شدند.(فعالان حقوق بشر در ایران 14/7/87)67 ـ کانون نویسندگان ایران با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد: چند عضو کانون را احضار و مورد بازجویی قرار داده اند و به یک عضو کانون هشدار داده شده که کانون پا را از گلیم خود فراتر نگذارد. آنها دوباره ساز "غیرقانونی" بودن کانون را کوک کرده اند. (کانون نویسندگان ایران 24/7/87)بازداشت فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی:68 ـ مامورین اداره اطلاعات گلپایگان و اصفهان به خانواده زندانی سیاسی محمد نیکبخت یورش برده و منیژه شفاعت 50 ساله مادر وی ، نسرین و هما نیکبخت و دو برادر این زندانی سیاسی را بازداشت و مورد بازجویی و تهدید قرار داده و سپس آزاد کرده اند. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 5/7/87)69 ـ رحیم حاجی زاده از فعالان آذربایجانی به اتهام تبلیغ علیه نظام و تبلیغ قوم گرائی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند 7 زندان مرکزی اردبیل منتقل گردید. (فعالان حقوق بشر در ایران 8/7/87)70 ـ میر اکبر رئیس زاده، سید محمد میر آقاسی، محمود ایمان زاده و ماشینی از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران در روز جهانی معلم توسط ماموران امنیتی بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفتند.(کانون صنفی معلمان ایران 14/7/87)71 ـ مرتضی حجاریان رئیس گروه تاریخ آموزش و پرورش منطقه 3 اصفهان و فعال صنفی معلمان توسط اداره اطلاعات اصفهان بازداشت شد. (کانون صنفی معلمان ایران 18/7/87)72 ـ حجت الاسلام مجتبی لطفی مسئول اطلاع رسانی دفتر آیت الله حسین علی منتظری بدستور دادگاه ویژه روحانیت قم توسط مامورین اداره اطلاعات بازداشت گردید. (امیرکبیر 19/7/87) 73 ـ ملک گمشاد زهی مدیر شرکت کامپیوتری «مگا رایانه» و مدیر شرکت «بلوچ رایانه هیرمند» واقع در خیابان عمر خیام زاهدان توسط ماموران امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. ماموران اطلاعات کلیه سیستمهای کامپیوتری موجود در این دو شرکت را جمع آوری کردند.(دیده بان حقوق بشر بلوچستان 19/7/87 74 ـ داریوش دانشور از فعالان فرهنگی شهر مشهد و مدیر کتابفروشی دانشور، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. کتابفروشی نامبرده بیش از یکماه است که تعطیل گردیده است. (فعالان حقوق بشر در ایران 21/7/87)75 ـ خانم حمیده نبوی چاشمی همکار فعالین حوزه زنان به اتهام ارتباط داشتن با نشریه توقیف شده"سرزمین آریایی" که هفته پیش توسط مامورین امنیتی بازداشت شده بود به علت شرکت در مراسم بزرگداشت دکتر مصدق در دادگاه تجدید نظر به چهار ماه حبس که به مدت 5 سال به حالت تعلیق درآمد، محکوم شده است.خانم نبوی با دختر 5 ساله خود به تنهایی زندگی می کند و فرزندش که اکنون بطور موقت به اقوام سپرده شده به علت دوری از مادرش در وضعیت روحی نامناسبی به سر می برد.(امیر کبیر 26/7/87)فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها76 ـ یوسف مصطفی لو، فوق لیسانس، با 21 سال سابقه خدمت، متاهل و دارای 2 فرزند، به اتهام تمسخر خداوند بزرگ و اهانت به ائمه به حکم هیئت تخلفات اداری شهرستانهای استان تهران از آموزش و پرورش اخراج شد. (کانون صنفی معلمان تهران 1/7/87)77 ـ عبدالحجت تاری وردیان 41 ساله از فعالین آذربایجانی، به اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی از طریق شرکت در تجمع غیر قانونی در شعبه 110 دادگاه جزائی تبریز به 6 ماه حبس تعزیری و 40 ضربه شلاق محکوم شد. حکم صادره برای مدت 2 سال به حالت تعلیق در آمده است. نامبرده در تاریخ 1/3/87 به مدت 2 هفته بازداشت و سپس با قرار وثیقه آزاد شده بود. (ساوالان سسی 17/7/87)78 ـ دکتر محمد مهدی احمدی دبیر سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های شیراز و علوم پزشکی به اتهام تبلیغ علیه نظام در شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به 8 ماه حبس محکوم شد. این حکم بمدت 4 سال به حالت تعلیق درآمد. (ادوارنیوز 22/7/87)79 ـ محمد علی منصوری از شرکت کنندگان در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی که از یکسال پیش در بازداشت بسر می برد، در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 17 سال زندان همراه با تبعید به زندان گوهردشت صادر شد.(فعالین حقوق بشر و دمکراسی 24/7/87)80 ـ مسعود کردپور 37 ساله ، روزنامه نگار ، بینانگذار بنیاد دمکراسی و حقوق بشر کردستان ایران و عضو NGO دفاع از محیط زیست به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی مهاباد به ریاست قاضی چابک به یکسال حبس تعزیری محکوم و به بند انفرادی منتقل گردید . (تبریز نیوز 25/7/87)صدور قرار وثیقه برای آزادی زندانیان سیاسی:81 ـ مهندس حسن رحیمی عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر پس از 33 روز بازداشت با تودیع قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شد. ( کمیته گزارشگران حقوق بشر 25/7/87)82 ـ حسن سرداری فعال فرهنگی و پژوهشگر اهل کرمانشاه که در تاریخ 16 بهمن توسط نیروهای امنیتی در نقده بازداشت شده بود، پس از مدتی به بند 12 زندان ارومیه منتقل گردید.دادگاه برای آزادی نامبرده مبلغ 200 میلیون تومان قرار وثیقه صادر کرده است. وی بدلیل عدم استطاعت تامین وثیقه همچنان در زندان به سر میبرد.(وبلاگ زندان و مبارزه 30/7/87)اخبار مربوط به زندانيان سياسی:83 ـ شمس الله شادی که از 9 ماه پیش به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در بازداشت بسر می برد، در زندان سنندج دست به اعتصاب غذا زده است. نامبرده علت این اعتصاب را، پایان دادن به نگهداری وی در سلول انفرادی و اعتراض به بلاتکلیفی و تمدید مکرر قرار بازداشت خود از سوی دادگاه انقلاب سنندج اعلام کرده است.(فعالان حقوق بشر در ایران 2/7/87)84 ـ خضر رسول مروت دانشجوی زندانی و سالار یاره زندانی سیاسی بدستور مسئولین زندان میاندوآب مدت دو هفته است که از ملاقات حضوری محروم شده اند.(کمیته حمایت از زندانیان سیاسی و مدنی کرد 3/7/87)85 ـ محمد صدیق کبودوند رئیس زندانی شده سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ممنوع الملاقات گردیده است. نامبرده 15 ماه بازداشت که حدود نیمی از آن را در سلول انفرادی بسر برده، تنها یک بار موفق به ملاقات حضوری، به مدت 20 دقیقه با خانواده اش شده است. مسئولان زندان اوین وعده یک ملاقات 15 دقیقه ای برای ایشان و خانواده اش را داده اند. اما زمانی که همسر و 3 فرزند آقای کبودوند ساعت 8 صبح به سالن انتظار ملاقات مراجعه کردند درساعت 13 اعلام گردید که ملاقات وی لغو شده و ممنوع الملاقات می باشد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 3/7/87)86 ـ علی صارمی از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین ، که از 13 شهریور سال گذشته در زندان بسر می برد ، در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی محاکمه شد . نامبرده تا بحال 4 بار دستگیر شده که جمعا نزدیک به 21 سال در زندانهای رژیم بسر برده است . همچنین محمد علی منصوری ، میثاق یزدان نژاد و محسن نادری از بازداشت شدگان 13 شهریور سال گذشته همچنان بصورت بلاتکلیف در زندان بسر می برند.(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 5/7/87)87 ـ منصور رادپور زندانی سیاسی در سالن 2 اندرزگاه 1 بندی که به سیاهچال زندان رجایی شهر معروف است ، منتقل گردیده و هیچگونه ارتباطی از قبیل تلفن و یا ملاقات با بیرون از زندان را ندارد . نامبرده در زیر شکنجه سختی بسر می برد نگهبانان این بند تنها از طریق باطوم پلاستیکی و باطوم برقی با زنداینان صحبت می کنند و زندانی را در سلولی که مجهز به دوربین مادون قرمز می باشد روزها و شبها دستبند و پابند می کنند.( فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 8/7/87)88 ـ هادی امینی و کمال خاکنژاد از زندانیان سیاسی مهاباد که در دادگاه بترتیب به 5 و 3 سال زندان محکوم شده اند، در اعتراض به روند دادرسی و صدور حکم سنگین برای خود و همبستگی با دیگر زندانیان اعتصابی، دست به اعتصاب غذا زده اند. (موکریان نیوز 9/7/87)89 ـ امیر حشمت ساران از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج که در حال تحمل پنجمین سال از دوران محکومیت 11 ساله خود می باشد، بدلیل شرایط نامناسب محیطی و عدم رسیدگی پزشکی از ناحیه مفاصل دست و پا دچار مشکل گردیده است. مسئولین زندان از دادن مرخصی استعلاجی که جزو حقوق زندانی محسوب میگردد امتناع می کنند.(فعالان حقوق بشر در ایران 9/7/87)90 ـ خالد هردانی زندانی امنیتی که در زندان رجایی شهر بسر می برد، در شعبه 6 دادگاه اجرای احکام دادگاه انقلاب اسلامی مطلع شد ، که در دادگاه اهواز به صورت غیابی به 7سال زندان و تبعید به شهرستان خاش محکوم شده است .(کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی 11/7/87)91 ـ شهرام و فرهنگ پور منصوری که از 8 سال پیش در زندان بسر می برد، در بند 6 زندان گوهردشت توسط گارد زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به سلولهای انفرادی بند یک زندان گوهردشت منتقل شدند.(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 16/7/87)92 ـ زندانیان سیاسی و مدنی کرد پس از 45 روز اعتصاب غذا با انتشار بیانیه ای به اعتصاب غذای خود پایان دادند. در این بیانیه زندانیان اعتصاب کننده ضمن تاکید بر خواسته های شش گانه خود اعلام کردند: بنابر خواسته ی بسیاری از بزرگان ، فعالان مدنی ، فعالان حقوق بشر ، فعالان زن و همچنین سازمانها و نهادهای حقوق بشری به اعتصاب غذای خود پایان دادند.( وبلاگ زندان و مبارزه 18/7/87)93 ـ یونس بادسار فعال مدنی که در تاریخ 11 بهمن 86 توسط نیروهای امنیتی در شهر مریوان بازداشت گردید ، تا کنون هیچ اطلاعی از سرنوشت وی در دست نیست. (وبلاگ زندان و مبارزه 27/7/87)94 ـ دکتر سعید ماسوری زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد که از 7 سال پیش در زندان بسر می برد، از بند 350 زندان اوین به زندان امنیتی رجایی شهر کرج منتقل گردید.(فعالان حقوق بشر در ایران 28/7/87)95 ـ محمد حسن فلاحیه زاده روز نامه نگار زندانی پس از رسیدن به یکی از خواسته های خود ، یعنی حق انتخاب وکیل به اعتصاب غذای 15 روزه ی خود در بند 350 زندان اوین پایان داد. نامبرده عبدالفتاح سلطانی را بعنوان وکیل انتخاب نمود. (فعالان حقوق بشر در ایران 28/7/87)نقض حقوق اقلیتهای مذهبی:96 ـ " گروه منصورون 2" با پرتاب کوکتل مولوتف به مجلس دراویش نعمت اللهی گنابادی در شهرستان امیدیه حمله کردند. مجالس دراویش در منزل محمد نعمتی برگزار می شود . مهاجمین با ریختن بنزین بر روی وسیله نقلیه یکی از دراویش قصد آتش زدن آن را داشتند. این دومین بار است که مجالس دراویش با کوکتل مولوتف مورد حمله قرار می گیرد. (مجذوبان نور 12/7/87) 97 ـ هرمز هاشمی و ماندانا کمالی سروستانی از اعضای اصلی اداره کنندگان جامعه بهائیان شیراز به اتهام اهانت به مقدسات اسلام در شعبه 108 دادگاه جزایی شیراز محاکمه و تبرئه شدند.(ایران امروز 12/7/87) 98 ـ امیر حمزه کردی از طلاب حوزه علمیه مدینه العلوم شهرستان خاش توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید.(فعالان حقوق بشر در ایران 14/7/87)99 ـ حافظ محمد اسلام ملازهی از مدرسین حوزه علیمه اهل سنت در زاهدان به اتهام گریه در اذان جمعه ، پس از تخریب مدرسه دینی "امام ابو حنیفه" در زابل ، جهت بازجویی به دادگاه ویژه روحانیت مشهد احضار شد.(دیده بان حقوق بشر بلوچستان 14/7/87)100 ـ سیما حقیقت مهلبانی دانشجوی رشته زبانهای خارجی و علوم انسانی اعلام کرد: در کنکور سالهای 83،84و86 در زبانهای خارجی رتبه اول و در علوم انسانی رتبه هشتم را کسب کرده، ولی بدلیل اعتقاد به دیانت بهائیت بدستور سازمان سنجش از تحصیل محروم گردیده است.(فعالان حقوق بشر در ایران 15/7/87)101 ـ کرمعلی فرهان پور از مشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی و میزبان وی آقای زابلی توسط مامورین اداره اطلاعات شهرستان یاسوج بازداشت شدند. (مجذوبان نور 15/7/87)102 ـ ماموستا ایوب گنجی مولف ، فعال اهل سنت و پیشنماز مسجد قبای سنندج که در تاریخ 7بهمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، با شرایط خاصی از زندان همدان آزاد شد. از ایشان تعهد اخذ گردیده است مبنی بر اینکه : نامبرده لباس کردی نپوشد ، به مسجد قبا نروند و سخنرانی نکنند.(فعالان حقوق بشر در ایران 15/7/87)103 ـ مهران بندی امیرآباد 45 ساله از فعالان جامعه بهائی یزد به اتهام اجتماع و تبانی بر ضد امنیت داخلی و خارجی کشور، تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به نفع گروههای مخالف نظام و نگهداری تجهیزات ماهواره ای، در شعبه اول دادگاه انقلاب یزد به سه سال و نیم حبس، 3 سال تبعید به شهر بابک کرمان، 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی و فعالیت تجاری رایانه ای محکوم شد. همچنین پروانه کسب شرکت میثاق کمند که به نامبرده تعلق داشت نیز لغو گردید. وی از 3 ماه پیش در بازداشت بسر می برد و بیش از 40 روز در انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات زندانی بوده است. (فعالان حقوق بشر در ایران 21/7/87)104 ـ کامبیز حسینی 28 ساله و از متهمان پرونده آیت الله بروجردی بدستور دادسرای ویژه روحانیت بازداشت، به 2 سال حبس محکوم و به زندان اوین منتقل شد. نامبرده در مهر ماه 85 برای مدت 6 ماه بازداشت و سپس با قید وثیقه از زندان آزاد شده بود. (فعالان حقوق بشر در ایران 21/7/87)105 ـ سیاوش ساکی، مرتضی سپندار، امین صفاری و هادی اباذری از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی توسط نیروهای انتظامی بازداشت و به بند 6 زندان رجائی شهر، که بازداشتگاه انفرادی وزارت اطلاعات است، منتقل شدند. نامبردگان در زندان مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته و با دستبند و پابند به شعبه دوم بازپرسی دادسرای کرج اعزام شدند. (سایت مجذوبان نور 22/7/87)106 ـ آرش شاهسوندی دانشجوی رشته مهندسی صنایع دانشکده ی فنی مهندسی گلپایگان که در سال تحصیلی 85 در دانشکده پذیرفته شده اعلام کرد: در بهمن 85 زمان انتخاب واحد ترم دوم به علت اعتقاد به دیانت بهائیت بدستور دکتر اکبری رئیس دانشکده و با تائید نوربخش مسئول گزینش استاد و دانشجو در سازمان سنجش وزارت علوم از ادامه تحصیل محروم گردیده است.(فعالان حقوق بشر در ایران 22/7/87)107 ـ قبرستان جامعه بهایی اصفهان با نام گلستان جاوید در 30 کیلومتری اصفهان در حوزه بخشداری کوهپایه جاده اصفهان- یزد مورد هجوم قرار گرفته و 2500 اصله درخت موجود در قبرستان قطع شده و کاملا از بین رفته است. سیستم آبرسانی محل قطره ای بوده است، حتی لوله های آبیاری درختان نیز قطع شده و غیر قابل استفاده می باشند.(فعالان حقوق بشر در ایران 27/7/87)اخبار فعالان جنبش زنان:108 ـ نسرین افضلی روزنامه نگار و فعال جنبش زنان به اتهام اخلال در نظم عمومی در شعبه 21 دادگاه تجدید نظر استان تهران به 6 ماه حبس و 10 ضربه شلاق تعلیقی محکوم شد. (کارگزاران 2/7/87)109 ـ روناک صفارزاده عضو انجمن زنان آذر مهر کردستان و کمپین یک میلیون امضاء به جرم خروج غیر قانونی از مرز و استفاده از تجهیزات ماهواره، در شعبه 101 دادگاه عمومی پیرانشهر به 9 ماه حبس تعزیری و پرداخت 200 هزار تومان جریمه نقدی محکوم شد. وی همچنین منتظر حکم شعبه 1 دادگاه انقلاب سنندج می باشد.(شهرگان 15/7/87)110 ـ نگین شیخ الاسلامی مؤسس و دبیر انجمن زنان آذر مهر کردستان و فعال حقوق بشر توسط ماموران امنیتی در تهران بازداشت شد. دو تن از مامورین امنیتی برای کنترل رفت و آمدها و تماسهای تلفنی تا روز بعد در منزل خانم شیخ الاسلامی باقی ماندند. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 16/7/87)111 ـ هانا عبدی 22 ساله دانشجوی دانشگاه پیام نور بیجار، عضو انجمن زنان آذرمهر کردستان و عضو کمپین یک میلیون امضاء، در دادگاه تجدید نظر به 18 ماه حبس و تبعید به زندان رزن همدان محکوم شد. محمد شریف وکیل مدافع هانا عبدی و روناک صفارزاده اعلام کرد: موکلین من از 7 روز پیش به اعتصاب غذای زندانیان پیوسته اند و به همین دلیل ممنوع الملاقات شده اند. (تغییر برای برابری 16/7/87)112 ـ زینب بایزیدی عضو کمپین یک میلیون امضاء، در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی به 4 سال حبس تعزیری و تبعید به زندان زنجان محکوم گردید. نامبرده در 19 تیر ماه توسط اداره اطلاعات مهاباد بازداشت شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 17/7/87)113 ـ سولماز ایگدر خبرنگار کانون زنان ایرانی، دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد، دانشجوی رشته علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور، همکار سازمان های غیر دولتی کودکان کار، زنان سرپرست خانوار و خانه بچه های کار شوش جهت محاکمه به شعبه 31 دادگاه انقلاب، مستقر در شهر ری احضار شد. نامبرده همزمان با بیستمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در مقابل گورستان خاوران بازداشت و پس از 12 روز زندان انفرادی با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد شد. (کانون زنان ایرانی 21/7/87)114 ـ عشا مومنی دانشجو، عکاس، فعال جنبش زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضا در کالیفرنیا، در روز 24 مهر در بزرگراه مدرس تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل گردید. مامورین امنیتی ضمن بازرسی منزل، کامپیوتر و فیلم های ضبط شده برای پروژه دانشجویی او را، با خود به زندان اوین بردند. عشا مومنی دانشجوی رشته کارشناسی ارشد ارتباطات و هنر در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا نور تریج است و دو ماه پیش برای دیدار با خانواده و انجام کار دانشجویی اش به ایران بازگشته بود.(تغییر برای برابری 28/7/87) اخبار کارگری:115 ـ محمد علی شکیب راد رئیس اتحادیه سراجان اعلام کرد: بیش از 1000 واحد صنفی سراجی دارای مجوز مشغول به فعالیت بوده اند و به همین میزان نیز واحد غیر قانونی وجود دارد. اما با واردات بی رویه محصولات چینی ، 70درصد کارگاههای تولیدی داخلی تعطیل و کارگران بیکار شده اند. تولیدات این واحدها شامل ساک، چمدان ، کوله پشتی، کیف مدرسه ، کیف زنانه و مردانه ، کیف آرایش و کمربند است. ( ایلنا 2/7/87)116 ـ فریدون نیکوفر و بهروز نیکوفر دوتن از فعالان کارگری در شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در اداره اطلاعات شوش مورد بازجویی قرار گرفتند . همچنین نامبردگان برای بازجویی به اطلاعات نیروی انتظامی شهرستان شوش احضار شدند. (فعالان حقوق بشر در ایران 2/7/87)117 ـ حدود 800 نفر از کارگران شرکت کاغذ سازی هفت تپه در اعتراض به اعلام تعطیلی این شرکت به مدت 2 ماه و عدم پرداخت 3 ماه حقوق معوقه خود ، در جلوی فرمانداری شهرستان شوش دست به تجمع زدند.( فعالان حقوق بشر در ایران 3/7/87)118 ـ حسین طاهرزاده دبیر اجرایی خانه کارگر استان سمنان اعلام کرد: 200 کارگر کارخانه P.V.C سمنان مدت 5 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. (ایلنا 5/7/87)119 ـ سیاوش قراگزلو مدیرکل دفتر آمار و محاسبات اقتصادی و اجتماعی سازمان تامین اجتماعی گفت: در سال گذشته 117 نفر بدلیل حوادث ناشی از کار فوت کرده اند . همچنین 260 نفر بطور کلی از کار افتاده اند و 596 نفر دچار از کار افتادگی بین 33 تا 66درصد شده اند . در ضمن 1184 نفر دچار از کار افتادگی کمتر از 33درصد می باشندو 24075 نفر در حوادث کار مجروح شده اند. (ایلنا 7/7/87)120 ـ در پی ریزش کانال فاضلاب در شهر بجنورد سه کارگر بنامهای "روح الله مرادی" ، "ابراهیم فرهادی" و "محمد قبادی" در حین گودبرداری جان خود را از دست دادند. (کیهان 9/7/87)121 ـ حجت الله سلیمی رئیس کانون هماهنگی شورای های اسلامی کار استان چهار محال و بختیاری اعلام کرد: 1200 نفر از کارکنان شرکتی دانشگاه علوم پزشکی با 25 تا 30 سال سابقه کار بلاتکلیف هستند.(ایلنا 10/7/87)122 ـ علیرضا بابائی کارگر روزمزد شرکت پیمانکاری رنگ و عایق از شرکتهای زیر مجموعه شرکت رامشیر در پالایشگاه فازهای 9 و 10 عسلویه به علت برق گرفتگی کشته شد. کارگران نسبت به برق دار بودن بدنه کولرهای خوابگاه ها به مسئولان کمپ هشدار داده بودند، اما مسئول کمپ و مسئولان شرکت رامشیر هیچ اقدامی برای ایمن ساختن کولرها انجام ندادند. (سلام دمکرات 11/7/87)123 ـ پروانه سلیمی عضو انجمن خانواده ناشنوایان اعلام کرد: 70درصد کشور بیکار هستند . براساس قانون حمایت از معلولان ، 3درصد فرصت شغلی در هر نهاد باید در اختیار معولان قرار گیرد، اما در عمل چنین چیزی محقق نشده است . وی افزود: دستگاههای دولتی استقبال چندانی از این قانون نکرده اند. (ایلنا 12/7/87)124 ـ اقبال رضایی دبیر اجرایی خانه کارگر کردستان اعلام کرد: بر اثر ترکیدن تانکر قیر یک کارگر آسفالت سازی یک کارگر قراردادی کشته و 2 کارگر مجروح شدند. (ایلنا 13/7/87)125 ـ یک کارگر ساختمانی بنام میرشاهی به هنگام تخریب ساختمانی در خیابان شهدای گنبد کاووس بر اثر فرو ریختن سقف ساختمان کشته شد. (خبرنامه فعالین مازندان 14/7/87)126 ـ اسدالله کارگر 23 ساله ساختمانی به علت نبود امکانات ایمنی، در هنگام گودبرداری، بر اثر ریزش خاک در منطقه قلهک تهران کشته شد.(ایسنا 16/7/87)127 ـ ولی الله صالحی، هوشنگ رحیم زاده، عزت الله برخورداری، اصغر احمدی، شریفیان و 6 کارگر دیگر کارخانه لاستیک البرز با شکایت کارفرما به دادگاه احضار شدند. (سلام دمکرات 17/7/87)128ـ یک کارگر ساختمانی بر اثر سقوط بالابر در منطقه لویزان تهران جان خود را از دست داد.(کارگزاران 17/7/87)129 ـ یک کارگر ساختمانی 30 ساله به علت سقوط در یک چاه 50 متری در خیابان نیاوران تهران کشته شد. همچنین کارگر ساختمانی 50 ساله به علت سقوط در یک چاه 30 متری در چهارراه یافت آباد تهران کشته شد. نبود امکانات ایمنی دلیل مرگ این کارگران است. (ایسنا 22/7/87)130 ـ غلامرضا غلامحسینی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به علت شرکت در اعتراضات صنفی سال 86 کارگران شرکت واحد در دادگاه تجدید نظر استان تهران تبرئه شد . نامبرده که در تابستان سال جاری پس از 82 روز بازداشت با قرار وثیقه 100 میلیونی از زندان آزاد شد، قرار است در دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه شود. (ایلنا 24/7/87)131 ـ حسین طاهرزاده دبیر اجرایی خانه کارگر استان سمنان اعلام کرد: 200 کارگر شرکت چینی رویال مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین عیدی و پاداش سال 86 نیز به کارگران پرداخت نشده است.(ایلنا 25/7/87)132 ـ به علت خاکبرداری غیر اصولی از دیواره ای که جنس خاک آن دستی و نزدیک به فضای سبز حاشیه خیابان بود یک کارگر بر اثر ریزش آوار در یک ساختمان نیمه تمام جان خود را از دست داد .(ایسکانیوز 26/7/87)133 ـ حدود 500 کارگر سد ماملو در نزدیکی منطقه نظامی پارچین مدت 5 ماه است که حقوق و مطالبات خود را دریافت نکرده اند. کارگران برای اعتراض دست به اعتصاب زده اند.( سلام دمکرات 28/7/87)134 ـ محمد جهرمی وزیر کار و امور اجتماعی اعلام کرد: در شش ماهه ی نخست سال جاری بیش از 250000 کارگر از کار بیکار شده اند. (ایلنا 28/7/87)135 ـ عطا باباخانی، سعید ترابیان ، یعقوب سلیمی و علی زاده حسینی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب به تحمل 6 تا 14 ماه حبس تعلیقی محکوم شدند.(ایلنا 29/7/87)136 ـ کارگران برق گیلان مدت 4 ماه است که دستمزدهای خود را دریافت نکرده اند. آنها عیدی سال پیش را نیز دریافت نکرده اند. کارگران برای اعتراض دست به اعتصاب زده اند.( سلام دمکرات 29/7/87)قتل مردم توسط نیروهای انتظامی و امنیتی:137 ـ عبدالله شه بخش ، و حمید شه بخش تحت عنوان " اراذل و اوباش" در منطقه سپید سنگ از توابع زاهدان توسط نیروهای مرصاد کشته شدند و اجساد آنان به زاهدان انتقال داده شد.(دیده بان حقوق بشر بلوچستان 15/7/87)قتلهای مشکوک:138 ـ دیاکو صالحی که طی سالیان پیش چندین بار به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون بازداشت شده بود،توسط افرادی ناشناس، با ضربات چاقو در شهر سقز به قتل رسید.(کمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد 7/7/87)139 ـ ملا ابوبکر قادریانی از روحانیون اهل سنت در شهر پیرانشهر از سوی دو فرد ناشناس در مقابل درب منزل شخصی خود مورد هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. هفته گذشته نیز ملا ابوبکر تینا یکی دیگر از روحانیون اهل سنت در حادثه ای مشابه در مهاباد ترور شد. همچنین ملا سلام بدلیل اینکه روز سه شنبه را به عنوان عید فطر اعلام کرده بود، از سوی نیروهای امنیتی مورد بازجویی و تهدیدقرار گرفت
.(فعالان حقوق بشر در ایران 11/7/87)محکومین به سنگسار:140 ـ آذر کبیری 28 ساله و زهره کبیری 27 ساله دو خواهر جوان ساکن محله خادم آباد، در حاشیه شهریار که به سنگسار محکوم شده بودند، بدستور رئیس قوه قضائیه برای محاکمه مجدد پرونده آنها به شعبه 77 دادگاه کیفری استان ارجاع شد. (رادیو زمانه 22/7/87)محکومين به اعدام:141 ـ مهیار 17 ساله به همراه مادرش مریم رجبی به اتهام قتل محمد ( پدرش) از سوی دادگاه کیفری استان تهران محکوم به اعدام شدند.(کارگزاران 2/7/87)142 ـ نعمت صفوی به اتهام عمل لواط در دادگاه اطفال اردبیل محکوم به اعدام شد. وی از 30 ماه پیش در زندان بسر می برد و در زمان ارتکاب جرم 16 ساله بوده است. (فعالان حقوق بشر در ایران 2/7/87)143 ـ طاهره و مجتبی به جرم قتل محمد همسر طاهره از سوی شعبه 5 دادگاه کیفری استان خراسان رضوی به اعدام محکوم شدند.
(اعتماد 3/7/87)144 ـ محمد رضا 26 ساله به اتهام قتل علی 36 ساله از سوی دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد .(اعتماد 7/7/87)145 ـ مجید 27 ساله به اتهام قتل سعید از سوی دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی به اعدام محکوم شد .
(اعتماد 8/7/87)146 ـ حسین 20 ساله به اتهام قتل دوستش حسن ـ ن از سوی شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسینی کوه کمره ای به اعدام محکوم شد .
(ایسکانیوز 8/7/87)147 ـ ن ـ الف 43 ساله به اتهام قتل حسن و افسانه از سوی دادگاه کیفری استان همدان به اعدام محکوم شد.
(ایسکا نیوز 9/7/87)148 ـ حمید 27 ساله به اتهام قتل ایمان 30 ساله از سوی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد.
(ایسکانیوز 9/7/87)149 ـ محمد رضا حدادی که در سن 15 سالگی در سال 1382 به همراه سه نفر دیگر به نام های "مهدی" ، "کریم" و "تقی" به اتهام قتل محمد باقر 30 ساله به اعدام محکوم شده بود در طی نامه ای که خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشت: متهمان دیگر به من وعده داده بودند در صورت پذیرفتن قتل به خانواده ام پول زیادی خواهند داد و من هم چون می دانستم این پول زندگی خانواده مرا دگرگون می کند پذیرفتم. بدنبال این نامه به دستور رئیس قوه قضائیه اجرای حکم اعدام وی بطور موقت متوقف شد. (اعتماد 17/7/87)150 ـ احمد رضا – د به اتهام قتل فرخ 75 ساله ( صاحب خانه خود) از سوی شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد. ( اعتماد ملی 17/7/87)151 ـ علی 32 ساله به اتهام قتل حامد از سوی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محکوم به اعدام شد.
(اعتماد ملی 20/7/87)152 ـ معصومه که 11 سال پیش به اتهام قتل محمد همسرش از سوی دادگاه کیفری بیرجند به اعدام محکوم شده بود بعد از تایید حکم اعدام وی از سوی شعبه 20 دیوان عالی کشور ،طی نامه ای که از سوی عبدالصمد خرمشاهی وکیل مدافع وی به رئیس قوه قضائیه ارسال شد . حکم اعدام وی بطور موقت متوقف و پرونده وی برای دادرسی مجدد به تهران ارسال شد.
(اعتماد 22/7/87)153 ـ مرتضی به اتهام قتل رضا 19 ساله از سوی شعبه 17 دادگاه کیفری استان اضفهان به ریاست قاضی هاشم رضایی به اعدام محکوم شد.(اعتماد 28/7/87)154 ـ جواد 26 ساله به اتهام قتل پدرش حمزه ، مجروح کردن میترا (برادرزاده اش) و اعظم (زن برادرش) در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی به اعدام محکوم شد.(ایسکانیوز 28/7/87)احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها
:155 ـ "نصرت" به اتهام قتل "حسن" که از سوی دادگاه کیفری استان همدان به اعدام محکوم شده بود در محوطه زندان همدان به دار آویخته شد. (اعتماد 13/7/87)156 ـ "طاهر ـ ح" به اتهام قاچاق موادمخدرکه از سوی دادگاه انقلاب اسلامی همدان به اعدام محکوم شده بود در محوطه زندان همدان به دار آویخته شد. (اعتماد 16/7/87)157 ـ "شهرام ایوانی" فرزند علی رضا ، "رمضان رفیعی" فرزند حسن و " ساسان دو گوشکانی" فرزند عزیز به جرم قاچاق مواد مخدر که از سوی دادگاه انقلاب اسلامی زاهدان محکوم شده بود در محوطه زندان به دار آویخته شدند. (کیهان 24/7/87)
158 ـ "امید" 28 ساله به جرم قتل "مصطفی" 29 ساله که از سوی شعبه 119 دادگاه جزایی اصفهان محکوم به اعدام شده بود بعد از تایید از سوی دیوان عالی کشور در زندان اصفهان به دار آویخته شد.
(ایران 25/7/87)159 ـ "م ـ گ" به اتهام قتل خانم" ف "و دخترش "خ ـ ل" که از سوی شعبه 102 دادگاه کیفری دورود به اعدام محکوم شده بود در محوطه زندان دورود به دار آویخته شد.
(کیهان 25/7/87)160 ـ " وطن ـ ی" ، " محمد ـ س" و " انور ـ د " به اتهام قاچاق مواد مخدر که از سوی دادگاه انقلاب اسلامی زاهدان به اعدام محکوم شده بودند . پس از تایید این حکم از سوی دیوان عالی کشور در محوطه زندان زاهدان به دار آویخته شدند.
( کیهان 30/7/87)اخبار اجتماعی :161 ـ اسدالله جولائی مدیر عامل ستاد دیه اعلام کرد: برای آزاد سازی زندانیان نیازمند در کشور 400 میلیارد تومان اعتبار نیاز است. در حال حاضر در حدود 100 زندانی زن نیازمند در کشور داریم. (ایسنا 2/7/87)162 ـ یک مرد 50 ساله دعا نویس که مدعی ارتباط با ارواح و ماوراءطبیعه بود، توسط پلیس بجنورد بازداشت گردید. (البرز 10/7/87)163
ـ در شش ماهه اول سال جاري در سه استان مازندران ، گيلان و خوزستان 460 نفر بر اثر غرق شدگی جان خود را از دست دادند. به گزارش اداره كل روابط عمومي و امور بين الملل سازمان پزشكی قانوني كشور از اين افراد 219 نفر مربوط به استان مازندران 78 نفر مربوط به استان گيلان و 163 نفر از استان خوزستان بوده اند . همچنين بيشترين آمار غرق شدگی مربوط به استان مازندران شامل 28 نفر در بهار و 191 نفر در تابستان بوده است كه در مرداد امسال بالاترين تعداد افراد غرق شده در دريا را با رقم 78 نفر داشته است
. گفتنی است از كل افراد غرق شده در سه استان 411 نفر مرد و 49 نفر زن بوده اند. ( جمهوری اسلامی 28/7/87 )"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"
ihrnena@gmail.com 30/07/1387 برابر با 21/10 /2008انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا:
انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه اتحادیه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا: updi@libero.it اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا: adhri1@yahoo.cominfo@bashariyat.de کانون دفاع از حقوق بشر در ایران – آلمان shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان:HRIRNL@gmail.com: کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند info@komitedefa.org :
کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com:کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکاkomitenoran@yahoo.noکمیته نوران(کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ): yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کاناداkupg_iran@yahoo.de: کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین mnrecht@hotmail.comفعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس: فعالان دفاع از حقوق بشر: Irantestimonyinfo@irantestimony.com

چگونه این ياوه هاى بى مغز بر واشینگتن سلطه یافتند؟


چگونه گذاشتند که چنین چیزی رخ دهد؟ چگونه سیاست در آمریکا تحت سلطه کسانی در آمد که از جهالت فضیلتی ساخته اند؟ آیا این جزو امور خیر بود که بگذارند نزدیک ترین فامیل زنده بشر ، بمدت دودور بر پست ریاست جمهوری تکیه زند؟ چگونه کسانی چون سارا پولین و دان کویل و دیگر کله پوک های یاوه ای نظیر آنها در جایگاهی باشند که اکنون در آن قرار گرفته اند؟ چگونه تجمعات جمهوری خواهان در سال ۲۰۰۸ به محل جیغ وداد یک مشت جاهلی تبدیل گردید که باراک اوباما مسلمان و تروریست است؟

جورج مون بیوت(George Monbiot)روزنامه گاردین.
۱۲۸ اکتبر ۲۰۰۸. ترجمه هدایت سلطان زاده
چگونه گذاشتند که چنین چیزی رخ دهد؟ چگونه سیاست در آمریکا تحت سلطه کسانی در آمد که از جهالت فضیلتی ساخته اند؟ آیا این جزو امور خیر بود که بگذارند نزدیک ترین فامیل زنده بشر ، بمدت دودور بر پست ریاست جمهوری تکیه زند؟ چگونه کسانی چون سارا پولین و دان کویل و دیگر کله پوک های یاوه ای نظیر آنها در جایگاهی باشند که اکنون در آن قرار گرفته اند؟ چگونه تجمعات جمهوری خواهان در سال ۲۰۰۸ به محل جیغ وداد یک مشت جاهلی تبدیل گردید که باراک اوباما مسلمان و تروریست است؟من مانند بسیاری از افراد دیگر در اینسوی اقیانوس ، در مورد سیاست در آمریکا دچار ابهام هستم. آمریکا عالیترین دانشگاه های جهان را دارد و هوشمند ترین مغز های جهان را بخود جلب می کند. آمریکا بر اکتشافات در علم و پزشکی حکومت می کند و ثروت و قدرت آن بر کاربرد دانش استوار است. با اینهمه ، در بین ملت های پیشرفته جهان ، باحتمال بجز استرالیا ، تنها کشوری است که آموزش و یاد گیری در آن ، مشکل سیاسی بزرگی بشمار میرود. در قرن گذشته در این مورد استثنائاتی وجود داشته است. فرانکلین روزولت ، جان. اف. کندی و بیل کلینتون ، روشنفکر گرائی خود را با مردم عادی پیوند زدند و از بلا در گذشتند ، لیکن الادی ستیونسن ، آل گور و جان کری ،بعنوان نخبگان مغزی توسط رقبای خود بعقب رانده شدند ، گوئی نخبه مغزی بودن ، شرط بازدارنده رئیس جمهورشدن بود! شاید لحظه تعیین کننده برای سقوط هوشمندی سیاسی ، پاسخ رونالد ریگان به جیمی کارتر در مناظره انتخاباتی در ۱۹۸۰ بود که در آن کارتر با تپق زدن و با اطناب کلام ، فواید بیمه بهداشت ملی را توضیح میداد. ریگان تنها با یک تبسم جواب داد " باز هم تکرارکن"! بر نامه بهداشت ریگان اگر میخواست بشیوه کارتر به تفصیل آنرا بیان کند ، بسیاری از آمریکائیان را بوحشت می انداخت. اما او فورمولی برای در رفتن از موضوعات سخت و کرم کتاب جلوه دادن مخالفین خود پیدا کرد. ولی همیشه چنین نبوده است. پدران بنیانگذار جمهوری ، بنجامین فرانکلین ، توماس جفرسون ، جیمز مادیسون ، جان آدامز و آلکساندر هامیلتون ، در زمره بزرگترین متفکرین عصر خود بودند. ونیازی برای پنهان کردن این واقعیت نیز نداشتند. چه شد که پروژه ای که آنها را انداخته بودند ، به جورج بوش و سارا پولین منتهی گردید؟ از یک نظر ، جواب آن بسیار ساده است : سیاستمدارانی جاهل توسط مردمی نادان انتخاب می گردند. ورشکستگی آموزش در آمریکا همانند سیستم بهداشت در آن کشورشهره عام و خاص است. در قدرتمندترین ملت روی زمین ، از هر پنج نفر آدم بالغ يک نفر معتقد است که خورشید بدور زمین می چرخد! تنها 26 در صد از مردم باور دارند که تکامل بواسطه انتخاب طبیعی انجام می گیرد. دو سوم از جوانان بالغ نمی توانند محل عراق را در نقشه جغرافیا پیداکنند. دو سوم از رآی دهندگان آمریکا نمی توانند سه قوه حکومتی را نام ببرند. ریاضیات افراد 15 ساله در آمریکا ، در بین 29 کشور سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی ، در ردیف 24 قرار دارد. ولی خود این مساله بر ابهام بیشتر می افزاید: چگونه اینهمه شهروندان آمریکا این چنین خرفت و اینهمه دچار سوء ظن نسبت به هوشمندی و خرد شده اند؟ کتاب سوزان جکوبی بنام " عصر خرد گریزی آمریکا" تا آنجائی که من خوانده ام ، کاملترین توضیح در این زمینه را می دهد. جکوبی نشان می دهد که انحطاط سیاست در آمریکا ، محصول یک سلسله تراژدی های بهم مرتبطی بوده است. یکی از این موضوعات ، برای ما هم آشنا و هم روشن است: مذهب! بویژه مذهب بنیادگرا، از انسان یک موجود خرفت و ابلهی می سازد! آمریکا در بین کشور های ثروتمند جهان ، تنها کشوری است که در آن بنیاد گرائی مسیحی هم و سیعا اشاعه دارد و هم در حال نضج است. جکوبی نشان می دهد که این ضد عقلانی بودن ، زمانی دلیل خاص خود را داشت. مثلا در طول نخستین سال های بعد از انتشار "بنیاد انواع"، آمریکائی ها برای خود دلیل خوبی داشتند که تئوری انتخاب طبیعی را رد کرده و با سوء ظن نسبت به روشنفکران غیر مذهبی نگاه کنند. از همان ابتدا ، تئوری داروین در آمریکا با یک فلسفه بیرحمی درهم آمیخته بود که اکنون به " داروینیسم اجتماعی " نویسنده انگلیسی هربرت اسپنسر ، معروف است. نظریه هربرت اسپنسر ، از طریق کمک های مالی آندریو کارنگی ، جان. دی. راکفلر و توماس ادیسون در روزنامه های پر خواننده بشدت پر و بال داده می شد و این ایده را تبلیغ می کرد که میلیونر ها از طریق انتخاب طبیعی در هرم بالای جامعه قرار گرفته اند! حکومت با مداخله خود ، مانع از ریشه کن کردن مردم نا مناسب در این انتخاب طبیعی ، و با عث تضعیف ملت می گردد! نابرابری های عظیم اقتصادی ، هم قابل توجیه وهم ضروری است!بعبارتی دیگر ، داروینیسم از حیوانی ترین شکل اقتصاد لیبرال غیر قابل تشخیص گردید. بسیاری از مسیحیان بحال تهوعی واکنش نشان دادند. چه نیشخند آمیز است که نظریه ای که یک قرن پیش توسط بنیادگرایان سر شناسی مثل ویلیام جنینگ برایان رد شده بود ، اکنون به هسته مرکزی اندیشه اقتصادی مسیحیان دست راستی تبدیل شده است. بنیاد گرایان عصر جدید ، تئوری علمی داروین درمورد تکامل را رد کرده و در مقابل از دانش کاذب داروینیسم اجتماعی طرفداری می کنند. لیکن دلایل بس مهمتر دیگری برای انزوای روشنفکری بنیادگرایان وجود دارد. آمریکا در انتقال کنترل آموزش بر عهده شهرداری های محلی ، شاخصتر از دیگران است. آموزش در ایالت های جنوبی ، زیر سلطه نظریات یک اشرافیت جاهل مزرعه داران قرار گرفت و حفره بزرگ آموزشی گشوده شد. جکوبی می نویسد :" در جنوب می توان گفت که فقط یک کوری فکری تحمیل گردید تا مانع از ایده هائی شود که نظم اجتماعی را ممکن است مورد تهدید قرار دهد". " کنوانسیون بابتیست جنوب" که اکنون بزرگترین فرقه مذهبی در آمریکا بشمار میرود، نسبت به بردگی و جدائی نژاد ها ، با همپاله های خود در " کلیسای اصلاح شده هلندی" در آپارتاید آفریقای جنوبی قابل مقایسه است. کنوانسیون بابتیست جنوب ، بیش از هر نیروی دیگری در احمق نگهداشتن جنوب نقش داشته است. در سال های ۱۹۶۰ ، این کلیسا تلاش کرد که با بوجود آوردن مدارس و دانشگاه های خصوصی مسیحی ، مانع از فرآیند لغو جدائی نژاد ها شود. اکنون یک محصل می تواند از مهد کودک تا دانشگاه را بدون قرار گرفتن در معرض یک آموزش سکولار طی کند. اعتقادات بابتیست جنوب ، در مدارس عمومی نیز همچنان بقوت خود باقی است. بررسی پژوهشگران در ۱۹۹۸ در دانشگاه تکزاس نشان می دهد که از چهار نفر از معلمین زیست شناسی در مدارس، یک نفر معتقد بوده است که انسان ها و دایناسور ها هم زمان باهم در روی زمین زندگی میکردند. این تراژدی با شیفتگی مفرط آمریکائی ها به خود-آموزی تقویت شده است. آبراهام لینکن همیشه از اینکه نتوانسته بود از یک دوره آموزش رسمی برخوردار شود متاسف بود ، با اینهمه ، بار ها و بارها عدم تحصیل رسمی او بعنوان شاهدی بر عدم ضرورت آموزش رسمی فراهم شده از طرف دولت نقل میشود: برای موفق شدن ، آدم فقط باید عزمی قاطع و فردگرائی خشن و مفرطی داشته باشد. شاید این امر در زمانی که جنبش های واقعی خود آموزی ، نظیر آنچه که در اوایل قرن بیستم بر حول" کتاب کوچک آبی" شکل گرفت ، و بصورت مد رایجی در آمد، می توانست مثمر ثمری باشد. در عصر اطلاعات ، چنین نسخه ای چیزی جز آشفته فکری نیست. اضافه بر بنیاد گرائی مذهبی ، شاید دلیل مهم دیگر در مبارزه روشنفکران در هنگام انتخابات این باشد که روشنفکری معادل بر اندازی شمرده میشود. لاس زدن کوتاه مدت متفکرین با کمونیسم در مدت ها قبل ، بعنوان حربه ای برای کمونیست جلوه دادن روشنفکران در اذهان عمومی بکار گرفته میشود. تقریبا هر روز ، کسانی چون راش لیمباف و بیل اوری، به " نخبگان لیبرال" حمله میکنند که انها آمریکا را نابود می کنند. لولو خر خره های کله تیز از کره مریخ آمده ای که میخواهند آمریکا را بر اندازند، برای انتخاب ریگان و جورج بوش اهمیت حیاتی داشتند. نخبگان واقعا روشنفکری ، نظیر نئوکون ها که پاره ای از آنها کمونیست های پیشین بودند و بر دور جورج بوش حلقه زده اند ، توانستند ستیز سیاسی را به ستیز بین آمریکائی های عادی و روشنفکران زیاد تحصیل کرده جین پوش تبدیل سازند. هر گونه تلاش برای چالش با نخبگان دست راستی ، با مهارت بعنوان نخبه گرائی تکفیر میشود. اوبا ما میتواند خیلی از چیزها به آمریکا عرضه کند. ولی آنها در صورت پیروزی وی ، بیکار نخواهند نشست. تا زمانی که سیستم آموزشی آمریکا زیر و رو نشده است و یا بنیاد گرائی مذهبی رخت بر نبسته است ، برای آدم هائی مثل جورج بوش و سارا پولین در سیاست ، فرصت و میدان خواهد بود که بر جهالت خود فخر می کنند!

آقای فرهاد رهبر دانشگاه پادگان نيست



رسانه ها گفتند و نوشتند كه آقای رهبر رئیس انتصابی دانشگاه تهران با موافقت مقامات بالای حكومت خواب های جدیدی برای دانشگاه دیده اند و آن این كه پس از پذیرش جنسی دانشجویان و بومی سازی جنسیتی و احضار مرتب دانشجویان به حراست و دادگاه ها و باز نشسته نمودن جمعی از استادان فرهیخته و انجام آن چه به فكر علیلشان می رسید حال برای تسلط بر دانشگاه ها می خواهند لباس یك شكل (uniform) تن دانشجویان كنند كه در خیابان و كوچه و برزن آن ها مشخص باشند تا بتوان به آسودگی هر بلایی سر آن ها آورد. به ویژه مجبور كردن دانشجویان دختر به رفتن زیر حجاب برتر! تا آن ها را باز هم در پوشش، محدود و محدودتر نمایند. همه ی این اعمال از آن جا ناشی می شود كه جمعی از سرسپردگان رژیم به نام شورای عالی انقلاب فرهنگی هر روز مقرراتی برای محدود كردن دانشگاهیان وضع می كنند با این امید كه سنگر تسخیر ناپذیر دانشگاه را زیر سلطه در آوردند غافل از این كه تجربه ۳۰ ساله نشان داده دانشگاه سنگر آزادی است و این سنگر را دانشگاهیان و مردم با گوشت و پوست خود حفظ می كنند همان گونه كه تاكنون كرده اند. شورایی كه نام انقلاب فرهنگی بر خود نهاده می پندارد با این تشبثات خواهد توانست دانشگاه ها را زیر سلطه حكومت بگیرد. یك روز فردی را كه جز كمی اطلاعات حوزوی دانش دیگری ندارد (شیخ عباس عمید زنجانی) را در رأس دانشگاه تهران می گذارد با این امید كه نفوذ حوزه را بر دانشگاه گسترش دهد و این مكان مقدس را به ابواب جمعی حوزه تبدیل نماید و پس از ناكامی در این امر فردی امنیتی را به مسؤولیت دانشگاه می گمارد با این پندار كه دانشگاه را محیطی امنیتی سازد و امروز سخن از پادگانی كردن دانشگاه می زند، همراهِ شعارهای نخنما شده كه دانشجویان ای میل بزنند كه آیا موافق این كار هستند یا نه و چند روز دیگر به دروغ بگویند اكثریت دانشجویان با این امر موافقند.آقای فرهاد رهبرپیش از شما بسیاری كوشیده اند مشكل دانشگاه را برای حكومت های استبدادی حل كنند اما ناموفق بوده اند، شما هم مطمئن باشید در این برنامه های مسخره شكست خواهید خورد و دانشگاه "سنگر آزادی" باقی خواهد ماند.من به عنوان اولین رئیس دانشگاه تهران پس از پیروزی انقلاب از آقای رهبر می خواهم در مورد دانشگاه تهران و مبارزات دانشگاهیان علیه حكومت های استبدادی و نقشی كه در تحولات سیاسی كشور داشته اند مطالعه كنند تا متوجه شوند كه با دم شیر بازی می كنند و دانشگاه جایی نیست كه تسلیم كسانی چون رؤسای انتصابی دانشگاه ها گردد و مطمئن باشند كه برنامه هایی چون نصب دوربین در خوابگاه ها و دستگاه های كنترل كننده جلوی درب های ورودی دانشگاه تهران و اعمال محدود كننده دیگر جز رادیكال كردن بیش از پیش دانشجویان كار دیگری انجام نمی دهد. تا آن جا كه دانشجو خطاب به حاكمیت فریاد می زند "ما همه اهل جنگیم، به جنگ تا بجنگیم" و یقیناً شما در این جنگ شكست خواهید خورد. دانشگاه ها بیدی نیستند كه از بادهایی چون فرهاد رهبر بلرزند.در اهتراز باد پرچم آزادی در سنگر دانشگاه هادكتر محمد ملكی۱۳ آبان
۸۷روز دانش آموز