۱۳۸۷ آذر ۸, جمعه

Photo essay: Rare LIFE magazine photos of Iran




LIFE Past
Photo essay: Rare LIFE magazine photos of Iranby SM21-Nov-2008
It has just been announced that we can "search millions of photographs from the LIFE photo archive, stretching from the 1750s to today. Most were never published and are now available for the first time
through the joint work of LIFE and Google." Here are some from Iran before 1979.

۱۳۸۷ آذر ۷, پنجشنبه

6آذر :گروه حقوق بشری اسرائيل:اسرائيل بيش از دو هزار شهروند غير نظامی فلسطينی را طی هفت سال کشته است.


6آذر :گروه حقوق بشری اسرائيل:اسرائيل بيش از دو هزار شهروند غير نظامی فلسطينی را طی هفت سال کشته است. بی بی سی:يک گروه حقوق بشری اسرائيل می گويد اسرائيل بيش از دو هزار شهروند غير نظامی فلسطينی را طی هفت سال کشته است. گروه "ييش دين" می گويد که اين تعداد فلسطينی طی سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷ ميلادی کشته شده اند اما تنها در سيزده مورد عليه سربازان اقامه دعوی شده است. اين گروه حقوق بشری می گويد تنها پنج سرباز اسرائيلی به علت مشارکت در مرگ شهروندان غيرنظامی فلسطينی محکوم شده اند. ارتش اسرائيل در پاسخ گفته است که نمی توان از طريق آمار و ارقام در مورد استانداردهای اخلاقی اين نهاد نتيجه گيری کرد. "ييش دين" می گويد از زمان آغاز قيام (انتفاضه) دوم فلسطينی ها، بيش از ۱۲۰۰ مورد تحقيق بر روی سربازان اسرائيلی صورت گرفته اما تنها در ۷۸ مورد عليه سربازانی که در کشتار غير نظاميان دست داشتند، اتهامی مطرح شده است. اين گروه حقوق بشري، گزارش خود را بر مبنای آمار ارتش اسرائيل تهيه کرده است. در گزارش اين گروه آمده حتی در مواردی که سربازان اسرائيلی مقصر شناخته شدند، حکم صادر شده برای اين سربازان با عمل انجام شده تناسب نداشته است. به گفته ييش دين، در موردی که يک سرباز اسرائيلي، يک شهروند غيرنظامی فلسطينی را از فاصله نزديک با گلوله لاستيکی کشت و اين اقدام از سوی وزير دفاع اسرائيل علنا مورد انتقاد قرار گرفت، در نهايت به محکوميتی جزئی مانند " رفتار نامناسب" منجر شد. تنها در چهار مورد سربازان اسرائيلی به اتهام قتل و آدم کشی محکوم شدند. گروه حقوق بشری "ييش دين" که بر وضعيت حقوقی فلسطينيان در کرانه غربی اشغالی و غزه نظارت می کند در سال ۲۰۰۵ تاسيس شده است. اين گروه به ادامه نقض حقوق فلسطينی ها در اراضی اشغالی معترض است. 'ترور افراد تحت تعقيب' در همين حال روزنامه اسرائيلی هاآرتص در شماره امروز خود گزارشی را منتشر کرده که در آن گفته شده سربازان اسرائيلی به توصيه های دادگاه عالی در مورد پيگيری افراد تحت تعقيب فلسطينی عمل نمی کنند. در اين گزارش آمده که نيروهای دفاعی اسرائيل، ترور افراد در کرانه غربی را تائيد کرده اند در حالی که اين امکان وجود داشت که اين افراد بازداشت شوند. اين گزارش می گويد افسران عالی رتبه اسرائيلی مجوز قتل اين افراد را صادر کرده اند، حتی در شرايطی که امکان کشته شدن افراد بی گناه نيز وجود داشت.

7آذر :واکنش اسرائيل به اعدام يکنفر در ايران بجرم جاسوسی برای اسرائيل



















7آذر :واکنش اسرائيل به اعدام يکنفر در ايران بجرم جاسوسی برای اسرائيل عصر ايران:سايت فارسى وزارت خارجه اسرائيل پس از اعلام خبر اعدام على اشترى به جرم جاسوسى براى رژيم صهيونيستى اعلام کرد: على اشترى يک ايرانى وطن‌پرست واقعى بود و از اين رو همکارى با سازمان‌هاى اطلاعاتى خارجى عليه برنامه هسته‌اى ايران را رسالت ميهنى خود مي‌دانست! وزارت‌خارجه رژيم صهيونيستى با انتشار يادداشتى در تاريخ 24 نوامبر (4 آذر) ضمن تائيد همکارى جاسوسى على اشترى با نهادهاى امنيتى اسرائيل در خصوص برنامه هسته‌اى جمهورى اسلامى ايران تاکيد کرد: "على اشترى يک ايرانى وطن‌پرست واقعى بوده که مي‌دانسته ادامه تلاش حکومت ايران براى رسيدن به بمب هسته‌اى (!) ممکن است براى ملت ايران فاجعه‌بار باشد و از اين رو با سازمان‌هاى اطلاعاتى خارجى عليه اين برنامه‌‌ها همکارى مي‌کرده و آن را رسالت ميهنى خود مى دانسته است".

Iraq WarDetailsCommentsMore from userIraq War - 59:39 - ۲۰۰۴/۳/۲۴

7آذر :توافقنامه امنيتى عراق و آمريكا در پارلمان عراق تصويب شد فارس:
توافقنامه امنيتى عراق و آمريكا كه يكشنبه گذشته در كابينه دولت عراق به تصويب رسيده بود، پس از چندين جلسه بحث و مشاجره در بين نمايندگان پارلمان عراق سرانجام با اكثريت آرا به تصويب رسيد. به گزارش شبكه تلويزيونى الجزيره، پارلمان عراق پس از شنيدن نظرات موافقان و مخالفان پيش‌نويس اين توافقنامه را كه "توافقنامه خروج نيروهاى آمريكايى از عراق" تغيير نام داده، امروز در پارلمان به راى گذاشت كه با اكثريت آرا يعنى از مجموع 275با راى 144نمايندگان مجلس به تصويب رسيد. تصويب اين توافقنامه در حالى با راى دو سوم آرا در پارلمان به تصويب رسيد كه پيش از اين آيت‌الله سيستانى از مراجع شيعيان عراق بر رسيدن به "توافق ملى" در امضاى اين توافقنامه تاكيد كرد و از سفر برخى از نمايندگان به حج و بي‌مسئوليتى آنها در بررسى توافقنامه امنيتى به شدت انتقاد كرده بود. قرار بود پيش‌نويس اين توافقنامه صبح ديروز در پارلمان به راى گذاشته شود كه به دليل اختلاف نظر فراكسيون‌هاى سياسى و نيز دادن فرصت بيشتر به آنها براى رسيدن به توافق درباره بندهاى مورد اختلاف به امروز موكول شده بود. پيش‌نويس‌ توافقنامه امنيتى يكشنبه گذشته در كابينه دولت نورى المالكى به تصويب رسيد و براى تصويب نهايى به پارلمان ارائه شد. پيش از امضاى اين توافقنامه پارلمان عراق، پيش‌نويس " سند اصلاح ملى" را به راى گذاشت. فراكسيون العراقيه امضاى توافقنامه امنيتى را مشروط به تصويب "پيش‌نويس اصلاح ملى " كرده بود. تصويب اين توافقنامه با مخالفت شديد جريان صدر مواجه شد و آنها با سردادن شعارهايى در حمايت از عراق و اشغالگرى مخالفت خود را با امضاى اين توافقنامه اعلام كردند.

Uncovered: The Whole... 56:08 - video.google.com

ali g interviews noa... 03:29 - youtube.com

Noam Chomsky Lecture... 55:12 - video.google.com

Noam Chomsky on 911 ... 04:44 - youtube.com

Iraq For Sale 1:15:40 - video.google.com

Iraq conspiracy 45:48 - youtube.com

نظر شما درباره‌ي قصه‌نویسی معاصر‌ایران چيست و‌ایا قصه‌نویسی‌ایران رو به رشد داشته است؟



۲۳ سال از مرگ نویسنده‌ی جوان‌مرگ ما دکتر غلامحسین ساعدی می‌گذرد. نویسنده‌ی پرکاری که در زیست ۵۰ ساله‌ی خود با آفرینشِ داستان‌ها و نمایشنامه‌های بسیار به غنای زبان فارسی در حوزه‌ی ادبیات داستانی افزود و دریچه‌ا‌ی تازه‌ رو به جهان ایرانی گشود و خود در تنهائیِ پرهیاهویِ عظیمی در غربت، دیده از جهان فروبست و در گورستان پرلاشر در کنار صادق هدایت آرمید تا باز نوای این حدیث غم‌انگیز جوان‌مرگی نویسندگانمان در غربت نغمه ساز شود.
بیست و سومین سالمرگ گوهر مرادِ ادبیات فارسی را، دست‌مایه‌ی انتشار دو نامه‌ی تامل‌برانگیز زیر می‌کنیم.
در دو نامه‌ی زیر گوهر مراد از عشق وافرش به ایران و زبان فارسی که آن را «ستون ِ فقراتِ یک ملّت عظیم»* می‌دانست، سخن می‌گوید. از تبعیدی جانکاه که در جانش رخنه کرده و روح خسته‌ی او را می‌آزارد و تاب و توان زیست را از او صلب کرده بود، فریادی جانکاه سر می‌دهد.
داریوش آشوری درباره‌ی آخرین دیدارش با ساعدی می‌نویسد: «آدرسش را گرفتم و با مترو و اتوبوس رفتم و خانه‌اش را پیدا كردم ... در را كه باز كرد، از صورت پف كرده‌ی او یكه خوردم. همان جا مرا در آغوش گرفت و گریه را سر داد. آخر سال‌هایی از جوانی‌مان را با هم گذرانده بودیم. چند ساعتی تا غروب پیش او بودم. همان حالت آسیمگی را كه در او می شناختم داشت اما شدیدتر از پیش. صورت پف كرده و شكم برآمده‌اش حكایت از شدت بیماری او داشت و خودش خوب می‌دانست كه پایان كر نزدیك است. در میان شوخی‌ها و خنده‌های عصبی، با انگشت به شكم برآمده‌اش می زد و با لهجه‌ی آذربایجانی طنزآمیزش می‌گفت: بنده می‌خواهم اندكی وفات بكونم. و گاهی هم یاد ناصر خسرو می‌افتاد و از این سر اتاق به آن سر اتاق می‌رفت و با همان لهجه می‌گفت:«آزرده كرد كژدم غربت جگر مرا.»
**
تبعید؛ این واژه‌ی غریب که بسیاری از نویسندگان نام‌آور ما را در چنبره‌ی خود پیچانده است و آنان را چونان مردابی در خود فرو می‌کشاند.


۱. یادداشت‌های غربت
الان نزدیک دو سال است که در اینجا آواره ام و هر چند روز را در خانه‌ی یکی از دوستانم به سر میبرم. احساس میکنم که از ریشه کنده شده ام. هیچ چیز را واقعی نمیبینم. تمام ساختمانهای پاریس را عین دکور تئاتر میبینم. خیال میکنم که داخل کارت پستال زندگی میکنم. از دو چیز میترسم: یکی خوابیدن و دیگری از بیدار شدن. سعی میکنم تمام شب را بیدار بمانم و نزدیک صبح بخوابم. در فاصله‌ی چند ساعت خواب، مدام کابوسهای رنگی میبینم. مدام به فکر وطنم هستم. مواقع تنهایی، نام کوچه پس کوچه های شهرهای ایران را با صدای بلند تکرار میکنم که فراموش نکرده باشم. حس مالکیت را به طور کامل از دست داده ام، نه جلوی مغازهای می ایستم، نه خرید میکنم، پشت و رو شده ام. در عرض این مدت یک بار خواب پاریس را ندیده ام. تمام وقت خواب وطنم را میبینم. چند بار تصمیم گرفته بودم از هر راهی شده برگردم به داخل کشور. حتی اگر به قیمت اعدامم تمام شود. دوستانم مانعم شده اند. همه چیز را نفی میکنم. از روی لج حاضر نشدم زبان فرانسه یاد بگیرم و این حالت را یک نوع مکانیسم دفاعی میدانم. حالت آدمی که بیقرار است و هر لحظه ممکن است به خانه اش برگردد. بودن در خارج بدترین شکنجه ها است. هیچ چیزش متعلق به من نیست و من هم متعلق به آنها نیستم. و این چنین زندگی کردن برای من بدتر از سالهایی بود که در سلول انفرادی زندان به سر میبردم. در تبعید، تنها نوشتن باعث شده من دست به خودکشی نزنم. از روز اول مشغول شدم. تا امروز چهار سناریو برای فیلم نوشته ام که یکی از آنها در اول ماه مارس آینده فیلمبرداری خواهد شد. این سناریو کاملاً در مورد مهاجرت و در به دری است و یکی از سناریوها جنبه‌ی «آله گوریکال» (تمثیلگونه) دارد به نام مولوس کورپوس. در ضمن، دست به کار یک نشریه‌ی سه ماهه شده ام به نام الفبا که تا امروز سه شماره‌ی آن منتشر شده و هدف از آن زنده نگه داشتن هنر و فرهنگ ایرانی است. بله، مشکلات زبان به شدت مرا فلج کرده است. حس میکنم چه ضرورتی دارد که در این سن و سال زبان دیگری یاد بگیرم. کنده شدن از میهن در کار ادبی من دو نوع تأثیر گذاشته است: اول اینکه به شدت به زبان فارسی میاندیشم و سعی میکنم نوشته هایم تمام ظرایف زبان فارسی را داشته باشد. دوم اینکه جنبه‌ی تمثیلی بیشتری پیدا کرده است و اما زندگی زندگی در تبعید، یعنی زندگی در جهنم. بسیار بداخلاق شده ام. برای خودم غیرقابل تحمل شده ام و نمیدانم که دیگران چگونه مرا تحمل میکنند. دوری از وطن و بی خانمانی تا حدود زیادی کارهای اخیرم را تیزتر کرده است. من نویسنده‌ی متوسطی هستم و هیچوقت کار خوب ننوشته ام. ممکن است بعضیها با من هم عقیده نباشند. ولی مدام، هر شب و روز، صدها سوژه‌ی ناب مغز مرا پر میکند. فعلاً شبیه چاه آرتزینی هستم که هنوز به منبع اصلی نرسیده، امیدوارم چنین شود و یک مرتبه موادی بیرون بریزد.

نظر شما درباره‌ي قصه‌نویسی معاصر‌ایران چيست و‌ایا قصه‌نویسی‌ایران رو به رشد داشته است؟
□ اگر قصه‌نویسی معاصر‌ایران را بر مبناي همان تقسيم‌بندي متعارف ادباي «پير و پاتال» مثل سعيد نفيسي از دوران مشروطيت به بعد بررسي كنيم، درمی‌يابيم كه عوامل بسياري در آن تأثیر داشته است.
گرچه عده‌ای تأكيد دارند كه ما در گذشته قصه يا نوعي قصه داشته‌ایم و اشاره می‌كنند به آثاري مثل «داراب نامه» و آثاري كه در متون عارفانه‌ي ما وجود دارد. اما به نظر من قصه‌نویسی ما بيشتر تحت تأثیر فرهنگ غربي بوده است. ‌این تأثیر در هدايت در بعضي از آثار چوبك، در گلستان ديده می‌شود. پس يك عامل عمده در پيدايش‌ این شكل و فرم در‌ایران آشنايي با ادبيات غربي بوده است اما بر اثر عوامل گوناگون ‌این فرم يك شكل‌ ایراني پيدا كرده است. يعني درست است كه آدم‌ها به ناچار‌ایراني هستند و فضا هم ‌ایراني است اما گاهي الگو، گرته‌برداري از قصه‌نویسی غرب نيست. اگر از زاويه ديگري نگاه كنيم باز به دو گروه بر می‌خوريم. در قصه‌نویسی امروز چند نفري سبك و سياق خاصي دارند و عده‌ای اصلاً صاحب سبك به خصوصي نيستند. روي هم رفته اگر به حاصل‌ این دوران بنگريم، می‌بينيم كه كارهاي ماندني زيادي خلق شده است كه می‌توان آن‌ها را ترجمه كرد. تعدادي از‌این آثار به زبان‌هاي خارجي ترجمه شده است و اعتباري هم به دست آورده است. تارگي‌ها «ژيلبرلازار» مجموعه‌ای از قصه‌هاي‌ ایراني را به فرانسه ترجمه و چاپ كرده است كه با استقبال روبه‌رو شده و نقدهاي مفصلي درباره‌ي آن نوشته‌اند. قصه‌هاي ‌ایراني به زبان روسي نيز فراوان ترجمه شده است.

•نظر شما درباره ادبيات دوره اختناق ‌ایران چيست و ‌این ادبيات را در مقايسه با ادبيات اختناق ساير ملت‌ها در چه مرتبه‌ای می‌بينيد؟
□ اگر منظورتان از ادبيات اختناق، ادبياتي است كه در دوره‌ي اختناق وجود داشت بايد بگويم كه ادبيات ما در دروه‌ي اختناق به اجبار به سوي تمثيل رفته و جنبه‌يAllegorical پيدا كرد. من با‌این جنبه‌ي تمثيلي خيلي موافقم. وقتي قصه‌ای يا هر كار ديگر هنري به صورت تمثيلي بيان شود در هر دوره ديگري نيز قابل تأويل و تفسير است. در دوران گذشته، به جز قصه‌هاي شعاري كه من اصلاً به آن‌ها اعتقادي ندارم، قصه‌ای است كه فكر می‌كنند اگر آزادي به وجود بيايد و قصه رئاليستي رشد كند، داستان نويسي ما پيشرفت خواهد كرد معتقدم كه ادبيان داستاني ما اگر جنبه‌ي تمثيلي خود را از دست بدهد، ‌این بيم وجود دارد كه جنبه‌ي روزمره پيدا كند، ‌این نوع ادبيات را در همان زمان نوشتن می‌توان خواند اما بعد فراموش می‌شود. اما ادبيات اصيل در تمام دنيا يك جنبه تمثيلي داشته است. سال‌ها پس از چاپ آثار كنراد و همينگ‌وي هنوز می‌توان آثار آن‌ها را خواند. البته در ادبياتي كه در دوران اختناق در‌ایران نوشته شده، گاه كارها پيچيده شده و زياده از حد و اغراق جنبه‌ي تمثيلي و استعاره و سمبليسم به خود گرفته است.

•در قصه‌نویسی معاصر ما كساني كه واقعاً مطرح هستند، انگشت‌شمارند نظر شما درباره ي آن‌ها چيست؟
□ نظر من اصلاً مهم نيست. ‌این مسأله نيازمند بحث مفصلي است. مثلاً در مورد آثار هدايت، بعضي از آثار او مثل سه قطره خون، زنده به گور، داود گوژپشت به نظر من قصه نيست. ‌این نوع آثار هدايت ساختمان قصه ندارد. البته ارزش هدايت وآثار ماندني او به جاي خود باقي است اما هدايت در آن شرايط تجربه می‌كرد تا شيوه‌هاي جديدي پيدا كند. مثلاً به تجربه‌هاي او در طنز سياه توجه كنيد. در بعضي از‌این تجربه‌ها او واقعاً قصه ساخته است. مثلاً در داستان «دون ژوان كرج» يا «بن بست» يا «زني كه مردش را گم كرد» او واقعاً فرم قصه را پايه‌گذاري كرده است. ارزش آثار هدايت در يك حد نيست درباره‌ي آثار هدايت بررسي‌هاي زيادي شده است و من توصيه می‌كنم كه درباره آثار او مقاله‌ي «پرويز داريوش» را حتماً بخوانيد.
داستان‌هاي اوليه صادق چوبك واقعاً بي نظير است. مثل«خيمه شب بازي» و «انتري كه لوطي اش مرده بود». بعضي از داستان‌هاي او شكل بسيار خوبي دارد مثلاً داستان «چراغ آخر» - و نه تمام كتاب – اما آثار بعدي او براي من مطبوع نيست. مخصوصاً سنگ صبور كه من از آن بدم می‌آيد. كتابي است كه فكر می‌كنم بو می‌دهد. جدي می‌گويم.

در مورد آل‌احمد، گاه آثار او «شُل و ول» است. بيشتر به نثر پرداخته است. يك نثر چكشي فوق العاده. در قصه‌هاي آل‌احمد، نثر است كه خواننده را به دنبال اثر می‌كشاند و نه آدم‌ها و اكسيون‌ها و فضا.
البته آل‌احمد چند تا داستان بي‌نظير دارد مثل «جشن فرخنده» كه داستان خوبي است. ‌این داستان در مجموعه‌ي 5 داستان منتشر شد كه از خيلي از كتاب‌هاي او بهتر است. در «ديد و بازديد» آل‌احمد بيشتر فضا می‌سازد. فضايي كه خود او در آن زندگي كرده است. به هر حال آل‌احمد چند تا داستان دارد كه تا حدي قابل تحمل است. بزرگ علوي آثار «شُل و ولي» داشته است اما داستان «گيله مرد» او داستان خوبي است و ماندني است.
گلستان نثر موزون می‌نويسد. بعضي از داستان‌هاي او شكل دارد. مثل «طوطي همسايه‌ي من» كه داستان خوبي است. به هر حال گلستان، كارش را می‌داند. البته من بحث محتوايي نمی‌كنم.

•هدايت و چوبك پيشگامان ادبيات داستاني ما هستند، اما من می‌خواستم نظر شما را درباره‌ي آثار كساني چون تنكابني و گلشيري بپرسم.
□ چند تا كار گلشيري واقعاً فوق‌العاده است. من به گلشيري اعتقاد دارم او كارش را بلد است و می‌داند كه چطور قصه بنويسد، البته گاهي شورش را در تأكيد بر نحوه‌ي بيان در می‌آورد و قصه در نحوه بيان گم می‌شود. اما به هر حال بعضي از كارهاي گلشيري واقعاً بي نظير است. مثلاً چند تا از معصوم‌ها مخصوصاً معصوم اول و دوم آثار متعالي و واقعاً ماندني است.
ديگران هم آثار خوبي نوشته‌اند. مثلاً چند تا از قصه‌هاي جمال ميرصادقي واقعاً خوب است، مخصوصاً قصه «ديوار» كه من هرگز آن را فراموش نمی‌كنم.
آثار بهرام صادقي بسيار خوب است. آثاري كه با ديد تلخي نوشته شده است و در آن‌ها حساسيت خاصي است كه آدمی‌را تكان می‌دهد.
تقوايي می‌توانست قصه‌نويس خوبي باشد. در «تابستان همان سال» فضاي جنوب را خوب تصوير كرده است. حيف كه كار قصه‌نویسی را رها كرد، تنكابني را من قصه نويس نمی‌دانم. پ در قصه‌نویسی ما، كار خوب زياد شده است. براي بررسي آن‌ها آدم بايد حوصله و دقت بنشيند و تك تك آثار خوب و با ارزش را تحليل كند.

•شما در داستان نويسي ما، يك شاخص هستيد و كار شما جنبه‌هاي مختلفي دارد كه بايد بررسي شود، اما «شب نشيني باشكوه» در حد آثار شما نيست. خودتان چه نظري داريد؟
□ شب نشيني باشكوه، يك سياه مشق و يكي از اولين كارهايي است كه من در سال 1338 چاپ كردم. بيست سال از زمان نوشتن آن گذشته است. يك تمرين است. تحت تأثیر قصه‌هاي كوتاه چخوف بودم.


•درباره‌ي فضا‌هاي ناشناخته در كتاب‌هاي شما بحث‌هاي بسياري شده است از جمله سپانلو در بازآفريني واقعيت می‌نويسد كه زمينه‌ي كلي كارهاي شما، رئاليسم است. به علاوه مقداري فانتا (خيال و وهم) و براي نتيجه گيري هم از سمبوليسم كمك می‌گيرد. خود شما در ابن باره چه برداشتي داريد؟
□ انسان وقتي كه می‌نويسد، تعمدي ندارد كه چگونه و چطور بنويسد. فضايي كه بر آدمی‌حاكم است، نويسنده را به دنبال خود می‌كشد. انسان اثر خود را می‌نويسد و بعد وقتي اثر تمام شد و شكل گرفت، ديگران آن را بررسي می‌كنند. اما ‌این بحث‌ها مربوط به بعد از خلق اثر هنري است. چيزي كه نويسنده را هنگام نوشتن متأثر می‌كند و آن تأثیر چنان است كه تمامی‌وجود آدمی‌را پُر می‌كند، خود به خود نوشته می‌شود. من بلد نيستم از خودم و از آثارم حرف بزنم. چون بيشتر گرفتار بيرون و دنيايي هستم كه مرا احاطه كرده است.
حقيقت‌این است كه من يك هزارم كابوس‌ها و اوهامی‌را كه در زندگي داشته ام، نتوانسته ام بنويسم. چون هميشه زندگي شلوغ و ذهن جوشان و آشفته‌ای داشته‌ام. كابوس‌ها هر چه هم كه سعي می‌كنم جلوي آن‌ها را بگيرم، می‌آيند و اندكي آدم را می‌ترسانند.


•نام‌هايي كه در برخي از داستان‌ها براي شخصيت‌هاي خود انتخاب می‌كنيد، گاه حالت خاصي دارند. مثلاً نام يك نفر گاه نام سه نفر است مثل حسن حسين محمد، تعمدي در كار است؟
□ قصه را آدم می‌سازد، اما فضايي كه نويسنده انتخاب می‌كند به ناچار منطقه‌ي مشخصي است. انتخاب اسم چيزي است مثل گرفتن مگس روي هوا، اما‌این كه داستان در چه منطقه‌ای می‌گذرد هم در انتخاب نام‌ها اثر دارد. «ترس و لرز» كه شما از آن مثال آورديد در جنوب می‌گذرد و اسم‌ها جنوبي است. من سه تا اسم را با هم مخلوط نكرده‌ام. ‌این اسم‌ها در واقع در آن منطقه به همين شكل وجود دارد. من تعمدي در‌این كار نداشته ام. جنوبي‌ها با‌‌ ‌این نام‌ها آشنا هستند.


•در آثار شما دو تا قصه «گدا» و «زنبورك خانه» بسيار برجسته است. فضاي آن قصه‌ها را چگونه می‌بينيد؟
□ در آن قصه‌ها، فضا و اتمسفر مهم است. البته اگر ساده نگاه كنيم، فضا، مسأله فقر و مسكن را مطرح می‌كند. اما اتمسفر‌این قصه‌ها بسيار مهم هستند چرا كه در آن اتمسفر، در آن تركيب بندي است كه آن وضع روحي ممكن است به وجود بيايد. آدمی‌كه گيج و منگ است، تسخير می‌شود و نمی‌داند چه اتفاقي در حال رخ دادن است. پيرمردي كه معلوم نيست در اثر زوال عقل، پيري يا فقر می‌خواهد يكي از دخترانش را قالب بكند و از شرش خلاص شود و شايد قصد او‌این است كه خانه را دوتايي بچرخانند. تمام آن عتاصر اروتيك و سكسي دقيقاً بايد در همان فضا رخ دهد. وقتي آدم يك اتاق دارد، چنين حالتي ممكن است، آن قصه بيشتر يك كابوس است.


• در آثار شما به جز «آرامش در حضور ديگران» خيلي كم به زن‌ها پرداخته شده است. عمدي در كار بوده است؟
□ نه تعمدي در كار نبوده است. وقتي راجع به زن فكر می‌كنند، بخصوص‌ایراني‌ها در فضاي خاصي زندگي كرده‌اند، بيشتر به زن به عنوان يك ماده نگاه می‌كنند. شخصيت گدا يك زن است. يك پيرزن. پس زن حضور دارد. در «آرامش در حضور ديگران» دو تا زن جوان هستند. به هر حال در كار من در‌این مورد تعمدي در كار نيست. بستگي دارد به‌این كه در اثري كه می‌نويسيد ضرورت وجود زن هست يا نه؟

•در «آرامش در حضور ديگران» شخصيت زن سرهنگ بسيار چشمگير است. زني است كه در اول مرموز جلوه می‌كند و بعد باز می‌شود. زني است متفاوت با آن چه كه در بيشتر آثار داستاني‌ایران ديده‌ایم. زن سرهنگ، شخصيت تازه‌ای در ادبيات داستاني‌ایران است.
□ انواع و اقسام آدم‌ها وجود دارند و تركيب آدم‌ها با هم فرق دارد. زن سرهنگ، زن خاصي است. زني متحمل و بردبار است. با يك نوع سكون روحي، محكوم به آن نوع زندگي است و سرنوشت خود را پذيرفته است. زن جواني كه همسر سرهنگ پيري است. شوق و شور در او مرده است. دخترها به زور او را به آرايشگاه می‌برند. در عين جواني، جا افتاده است اما نوعي آرامش روحي نيز دارد. چيزهايي كه ديگران را آشفته و مضطرب می‌كند، در او اثر چنداني ندارد. پس هر چه در طول داستان جلوتر می‌رود. صاف‌تر می‌شود، تميزتر می‌شود. ‌این نوع زنان در جامعه‌ي ما كم نيستند.

















۲. نامه‌ی ساعدی به همسرش
عیال نازنازی خودمحال من اصلاً خوب نیست، دیگر یک ذره حوصله برایم باقی نمانده، وضع مالی خراب، از یک طرف، بیخانمانی، از یک طرف، و اینکه دیگر نمیتوانم خودم را جمع و جور کنم. ناامیدِ ناامید شده ام. اگر خودکشی نمیکنم فقط به خاطرِ تو است، والا یکباره دست می کشیدم از این زندگی و خودم را راحت میکردم. از همه چیز خسته ام، بزرگترین عشقِ من که نوشتن است برایم مضحک شده، نمی فهمم چه خاکی به سرم بکنم. تصمیم دارم به هرصورتی شده، فکری به حال خودم بکنم. خیلی خیلی سیاه شده ام. تیره و بدبخت و تیره بخت شده ام. تمام هموطنان در اینجا کثافت کاملاند. کثافت محض اند. منِ بیچاره چه گناهی کرده بودم که باید به این روز بیفتم. من از همه چیز خسته ام. سه روز پیش به نیت خودکشی رفتم بیرون و خواستم کاری بکنم که راحت شوم و تنها و تنها فکر غصه های تو بود که مرا به خانه برگرداند. هیچکس حوصله‌ی مرا ندارد، هیچکس مرا دوست ندارد، چون حقایق را میگویم. دیگر چند ماه است که از کسی دیناری قرض نگرفته ام. شلوارم پاره پاره است. دگمه هایم ریخته. لب به غذا نمیزنم. میخواهم پای دیواری بمیرم. به من خیلی ظلم شده. به تمام اعتقاداتم قسم، اگر تو نبودی، الان هفت کفن پوسانده بودم. من خسته ام، بی خانمانم، در به درم. تمام مدت جگرم آتش میگیرد. من حاضر نشده ام حتی یک کلمه فرانسه یاد بگیرم. من وطنم را میخواهم. من زنم را میخواهم. بدون زنم مطمئن باش تا چند ماه دیگر خواهم مرد. من اگر تو نباشی خواهم مرد، و شاید پیش از این که مرگ مرا انتخاب کند، من او را انتخاب کنم.
به دادم برس
شوهر

۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

نگاهی به روابط شوروی و نهضت انقلابی جنگل، مصطفی شعاعیان

نگاهی به روابط شوروی و نهضت انقلابی جنگل، مصطفی شعاعیان






حميد اشرف: يک سال مبارزه چريکي در شهر و کوه




archive.com/fadaiiane_khalgh/cherikha_ta_1357/cherikha_ta_aghaliiat.htmlhttp://www.iran-



حميد اشرف: يک سال مبارزه چريکي در شهر و کوه

بازخوانی قتل های زنجیره ای؛ کمیته پژوهش انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک




پیشگفتار:

قتل‌های زنجیره‌ای به قتل‌ برخی از شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی منتقد حاکمیت در دههٔ هفتاد خورشیدی در درون و برون از ایران گفته می‌شود که بگفته برخی منابع با صدور فتوی روحانیون بلندپایه از جمله دری نجف آبادی وزیر وقت اطلاعات محسنی اژه ای وزیر کنونی اطلاعات ،توسط پرسنل وزارت اطلاعات و به دستور سعید امامی، معاون سیاسی این وزارتخانه در زمان تصدی علی فلاحیان (وزیر اطلاعات دوران ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی) و دری نجف آبادی (اولین وزیر اطلاعات در دولت محمد خاتمی) ، مصطفی موسوی (کاظمی) معاون وقت وزارت اطلاعات. و مهرداد عالیخانی صورت گرفت. گرچه روی هم، قتلها در طول چندین سال رخ داد و تعداد قربانیان به بیش از هشتاد نویسنده، مترجم، شاعر، فعال سیاسی و شهروندان عادی میرسد، زمانی به عنوان یک بحران جدی مطرح شدند که در سال ۱۳۷۷ داریوش فروهر (رهبر حزب ملت ایران) و همسرش پروانه اسکندری عصر ۱ آذر سال ۱۳۷۷ در منزل خودشان در محله فخرآباد تهران با ضربات چاقو به قتل رسیدند. و در روزهای ۱۲ و ۱۸ آذر، جسدهای دو نویسنده دیگر محمد مختاری و محمدجعفر پوینده پس از چند روز بی‌خبری در جاده‌های اطراف شهر و جسد معصومه مصدق (نوه دکتر مصدق که تازه به کشور بازگشته بود) در منزل شخصی‌اش پیدا شد.


کشتار آنان در آذرماه ۱۳۷۷، در راستای حذف هر گونه نیروی سیاسی غیر وایسته به حاکمیت که بتواند در راستای جنبش همگانی حرکت کرده و تبدیل به یک جایگزین مورد قبول ملت ایران گردد ، انجام گرفت. خون آنان جنبش همگانی و بویژه جوانان ایران زمین، علیه بساط یکه تازی حاکم را هر چه خروشانتر نموده است .حضور بیش از دهها هزار تن از مردم تهران در تشییع پیکرهای پاک داریوش و پروانه ، بزرگترین تشییع پیکر رهبران اپوزیسیون در تاریخ ایران را رقم زد و شکافی بزرگ در جو ترس و خفقان حاکم پدید آورد . موج خروشان جوانان ایرانزمین هرچه گسترده تر شد و جنبش دانشجویی تیرماه ۷۸ را آفرید. سرکوبگران این جنبش غافل از آن بودند که این خونهای دامنگیر مانند خون سیاوش همیشه در حال جوشش و خروش است . در پی سرکوب جنبش دانشجویی اگرچه که یورش به آزادیها و امنیت مردم گسترش بیشتری یافت و پرونده سازیهای ضد مردمی و بازداشتهای پیاپی را سبب گشت ، اما خودآگاهی ملت به نیروی خویش و خواست مردمسالاری در ایران نیز ژرفا و اوج بیشتری به خود گرفت .

قتل‌های زنجیره‌ای برای ۳ سال فضای سیاسی کشور را کاملا تحت تأثیر خود قرار داد و بخش‌های مهمی از ناگفته‌های آن توسط روزنامه‌ها منتشر گردید. تلاش نشریات از جمله روزنامه خرداد به مدیریت عبدالله نوری و روزنامه صبح امروز به مدیریت سعید حجاریان (از بنیانگذاران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی) که پیاپی اخبار و سلسله مقالاتی از اکبر گنجی و عمادالدین باقی منتشر می کردند، در این میان بسیار اثر گذار بود.

در این زمینه، اکبر گنجی که حیطهٔ کاری خود را به این پرونده و افشای رازهای این قتل‌ها تخصیص داده بود، پس از مدتی دایرهٔ کاری خود را افزایش داد و تحقیق خود را شامل تمامی قتل‌های مرموز «دگر اندیشان» در سال‌های قبل نمود. با الهام از یک داستان بلوک شرق اروپا، کتابی به نام «عالی‌جنابان خاکستری» نوشته «ویتالی شنتالیسکی»، از اسامی رمز همچون «تاریک‌خانهٔ اشباح» برای محفل طراحان قتل‌ها، استفاده کرد. طراحان قتل‌ها را «عالیجنابان خاکستری» و اجراکنندهٔ آن را «شاه‌کلید» نامید. به باور وی دستورات از تاریکخانه به شاه‌کلید داده میشد و وی آن دستورات را به سعید امامی که تنها یک مجری برای قتل‌ها بوده است، برای اجرا ابلاغ میکرده است.






3آذر.سه تفسير از يک مقاله هاآرتص


3آذر.سه تفسير از يک مقاله هاآرتص خبرگزاری مهر:
مجبور به پذيرش ايران هسته ای و پس دادن جولان هستيم راديوفرانسه:
سرويس امنيتی اسرائيل حمله به ايران را توصيه کرد راديو فردا:
,اسرائيل درمقابله با ايران ممکن است تنها بماند, ‏
روشنگری.
گزارش روزنامه هاآرتص از سند امنيتی چشم انداز سال 2009، توجه تهيه کنندگان اخبار سه رسانه دولتي، مهر، فردا و فرانسه را بر انگيخته و گزارش آن را به خوانندگان خود داده اند. در گزارش مهر به ما گفته شده سند ايران هسته ای را پذيرفته و محمود عباس را از دست رفته می بيند. در گزارش راديو فرانسه گفته شده اسرائيل به ايران حمله می کند. در گزارش راديو فردا گفته ميشود سند خواهان جلوگيری از به توافق رسيدن ايران و آمريکا از طريق مذاکرات شده، صلح با سوريه و تلاش برای سرنگون کردن حماس را توصيه کرده است. مهر گزارش اطلاعاتی رژيم اسرائيل: مجبور به پذيرش ايران هسته ای و پس دادن جولان هستيم/ ابومازن مهره سوخته يک گزارش اطلاعاتی جديد اسرائيل با اجتناب ناپذير دانستن پذيرش ايران هسته اي، اين رژيم را مجبور به عقب نشينی از بلندی های جولان اعلام کرد. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هاآرتص، شورای امنيت داخلی رژيم صهيونيستی در گزارشی اعلام کرد: از دست دادن بلندی های جولان هزينه زيادی برای به توافق رسيدن با سوريه نيست. اين گزارش اطلاعاتی محمود عباس را گزينه ای سوخته معرفی و اضافه کرده است: رژيم صهيونيستی بايد جلوی برگزاری انتخابات در سرزمين های فلسطينی را بگيرد حتی اگر اين موضوع به تقابل با جامعه جهانی بيانجامد. اين گزارش همچنين در تداوم جنجال سازی عليه برنامه هسته ای ايران، افزايش تحريم ها عليه فعاليت های هسته ای ايران را در 9 ماه آينده يک ضرورت عنوان کرده است. شورای اطلاعات داخلی رژيم صهيونيستی البته در نهايت پذيرش ايران هسته ای را غيرقابل اجتناب اعلام کرده است. يک مقام صهيونيستی که در تهيه اين گزارش همکاری داشته است بر حمايت اوباما از مذاکرات با سوريه تاکيد و نقش وی را در به نتيجه رسيدن اين مذاکرات کليدی اعلام کرد. وی قطع رابطه سوريه با حزب الله، حماس و ايران را خواسته رژيم صهيونيستی از دمشق اعلام کرد. وی جانشين ايهود اولمرت نخست وزير مستعفی رژيم صهيونيستی را مجبور به پذيرش خواسته های سوريه اعلام کرد. هاآرتص همچنين از رد درخواست های مقامات رژيم صهيونيستی برای قطع رابطه با مقاومت و ايران توسط بشار اسد رئيس جمهور سوريه خبر داد. اين روزنامه صهيونيستی در توضيح دلايل اجبار رژيم صهيونيستی درباره پذيرفتن خواسته های سوريه گفت: تل آويو به شدت درباره بوجود آمدن جنگ های مرزی جديد با حزب الله لبنان و حماس نگران است و موفقيت های هسته ای ايران هم به اين نگرانی ها افزوده است. راديو فرانسه ناصر اعتمادی اسرائيل روز چهارشنبۀ گذشته امکانات نظامی خود برای حلمه به تاسيسات اتمی ايران را بنمايش گذاشت. (عکس: رويترز) روزنامۀ اسرائيلی هارتص به نقل از سند دولتی ای که نسخه ای از آن را به دست آورده، نوشته است : اسرائيل بايد برای جلوگيری از دست يابی ايران به سلاح اتمی و همزمان جلوگيری از انتخابات فلسطينی آمادۀ حمله به ايران شود، حتا اگر اين اقدام به رودرويی با آمريکا منجر شود. اين سند که توسط يک سازمان امنيتی اسرائيل تهيه شده به دولت اين کشور هشدار داده که با ملاحظۀ نزديکی احتمالی حکومت آيندۀ آمريکا به ايران، هيچ بعيد نيست که اسرائيل در برابر ايران اتمی تنها بماند ضمن اينکه جهان عرب نيز برتری نظامی اسرائيل را زير سئوال خواهد برد. سند ارگان امنيتی اسرائيل به صراحت گفته است : اسرائيل عملاً در مقابل تهديد استراتژيک ايران و موشک های بالستيکی اين کشور و نيز حملات راکتی کشورهای مختلف منطقه تنها خواهد بود. اين سند خطاب به دولت اسرائيل گفته است که در صورت عدم موفقيت ديگر کشورها در بازداشتن ايران از دستيابی به سلاح اتمي، دولت يهود بايد خود را برای گزينۀ نظامی پيش از رسيدن ايران به سلاح هسته ای آماده کند. اين سند که قرار است در ماه دسامبر و در چارچوب شورای ملی امنيت اسرائيل تسليم دولت اين کشور شود به حکومت تل آويو توصيه می کند که برای جلوگيری از توافق احتمالی واشنگتن و تهران که سخت به زيان منافع اسرائيل خواهد بود، به طور تنگاتنگ با دولت آمريکا همکاری کند. سند نهاد امنيتی دولت اسرائيل همچنين نسبت به نتايج کنارگيری سياسی محمود عباس، رهبر تشکيلات خودگردان فلسطين، از هم پاشيده شدن اين تشکيلات و صعود مجدد جنبش اسلامگرای حماس هشدار داده است. اين نوشته همچنين خواستار پيشروی مذاکرات اسرائيل با سوريه و بازگرداندن بلندی های جولان به اين کشور در ازای صلحی پايدار شده است. بر اساس، برآوردها، صلح اسرائيل و سوريه به انعقاد موافقتنامۀ صلح با لبنان و همچنين تضعيف ائتلاف دمشق با حزب الله لبنان و حماس منجر خواهد شد. روز يکشنبه همچنين ايهود المرت نخست وزير اسرائيل برای ملاقات با رئيس جمهور آمريکا جورج بوش وارد واشنگتن شد. اين آخرين ملاقات رهبران دو کشور پيش از پايان رياست جمهوری جورج بوش و نخست وزيری ايهود المرت است. در اين ملاقات رهبران دو کشور علاوه بر آنچه تهديد اتمی ايران ناميده اند در مورد روند صلح خاورميانه نيز گفتگو می کنند. فردا روزنامه اسرائيلی ,هاآرتص, می گويد که سند امنيتی چشم انداز سال ۲۰۰۹ وزارت دفاع اسرائيل را بدست آورده که ارزيابی می کند، اسرائيل درمقابله با ايران ممکن است تنها بماند. به نوشته اين روزنامه اسرائيلی در اين سند امنيتی همچنين آمده است که اسرائيل بايد تلاش کند با سوريه به صلح برسد تا سوريه ازهم پيمانی با ايران دورگردد. بيشتر بخوانيد: روزنامه ,هاآرتص, نوشت، اين سند امنيتي، که چالش های مهم روبروی اسرائيل درسال ۲۰۰۹ را بررسی کرده، ماه دسامبر به دولت اسرائيل ارائه می شود. اين سند، درباره ايران می گويد، ,جدی ترين خطربرای موجوديت اسرائيل ازحکومت ايران ناشی می شود,، و برای مقابله با آن، ,ممکن است که اسرائيل تقريبا خود را تنها ببيند., اين سند می گويد، دولت اوباما ممکن است به سوی گفت و گو با جمهوری اسلامی ايران پيش رود، و لذا بايد ,مانع ازتوافق آنها درمورد موضوع هائی شد که برای اسرائيل مشکل آفرين است...و اين احتمال می رود که درميانه تلاش دولت اوباما به هدف ايجاد نظمی بين المللی برای مقابله با ايران، اسرائيل باشد که ناچار به پرداخت بها شود., اين سند به دولت اسرائيل توصيه می کند که ,درصورت تنها ماندن، گزينه نظامی مد نظرباشد...ولی بطورمحرمانه نيز اين سناريو بررسی شود که ايران به قدرت هسته ای نظامی تبديل می شود., صلح با سوريه اين سند يکی از راه حل های اساسی را درآن می داند که اسرائيل ,عليرغم بهای بسيارسنگين,، با سوريه به پيمان نهائی صلح برسد، زيرا اين امر ,سوريه را ازمحورهم پيمانان ديرينه خود؛ ايران، حزب الله و حماس دورخواهد کرد واين محور تضعيف خواهد شد., تنظيم کنندگان سند براين باورند که صلح اسرائيل و سوريه، موجب صلح ميان اسرائيل با لبنان نيز خواهد شد. طبق سند امنيتی اسرائيل، ,آمريکا به تجهيزهرچه بيشترحکومت های ميانه روی عربی در خاورميانه، به ويژه مصر و عربستان سعودی ادامه می دهد واين امرممکن است به برتری نظامی دهها ساله اسرائيل براعراب لطمه بزند.,در اين سند آمده است که با روی کارآمدن دولت جديد درآمريکا، فرصتی تازه دراختياراسرائيل قرار می گيرد تا ازروند مذاکرات صلح اسرائيل و سوريه حمايت کند. دولت آقای بوش ازتماس های يکسال اخير ميان دولت های دمشق و بيت المقدس دريکسال اخير ناخشنود بود. اين سند وضعيت پرآشوبی را برای سرزمين های فلسطيني، بخاطر نزديک بودن پايان دوران چهارساله رسمی رياست محمود عباس ارزيابی می کند. سند می گويد، تشکيلات فلسطينی ممکن است بدليل شدت گرفتن رقابت های داخلی حماس و فتح با فروپاشی روبرو شود و ,آقای عباس ازصحنه خارج گردد., سند می گويد، ,تقويت احتمال فروپاشی تشکيلات فلسطينی به مفهوم کاهش احتمال تحقق رويای وجود دو کشورمستقل اسرائيل و فلسطين در جوار يکديگر است., اين سند می گويد، بايد تلاش کرد که انتخابات درسرزمينهای فلسطينی برگزارنشود زيرا آقای عباس ممکن است ناچار به کناره گيری گردد. سند می گويد، ,اگرآتش بس (نانوشته) ميان اسرائيل با سازمان حماس با فروپاشی روبرو شود، بايد برای برافکندن حکومت حماس تلاش کرد., اين سند همچنين به دولت اسرائيل، توصيه می کند که ,ديالوگ با عربستان سعودی را براساس منافع مشترک گسترش دهد، ولی همزمان نگذارد که عربستان برای رسيدن به توان هسته ای نظامي، خريد موشکهای زمين به زمين پيشرفته تر و يا دستيابی به توان نظامی شبيه اسرائيل تلاش کند., طبق سند امنيتی اسرائيل، ,آمريکا به تجهيزهرچه بيشترحکومت های ميانه روی عربی در خاورميانه، به ويژه مصر و عربستان سعودی ادامه می دهد واين امرممکن است به برتری نظامی دهها ساله اسرائيل براعراب لطمه بزند., خطوط اساسی که در سند وزارت دفاع به دولت اسرائيل توصيه شده، بدون ارتباط با امرانتخابات پارلمانی و روی کارآمدن دولتی جديد دراين کشوردرماه های آينده است و توصيه هائی به هرنخست وزيری است که درسال ۲۰۰۹ درمسند قدرت باشد.