۱۳۸۷ بهمن ۷, دوشنبه

مصاحبه با جبهه خلق برای رهائی فلسطين(PFLP) پيرامون تجاوز اسرائيل به غزه


" ما يک ملتيم، يک خلقيم، دارای يک آرامانيم، تمام طرحهای دشمن برای دفن کردن وحدتمان با شکست روبرو خواهد شد"
مصاحبه ای که از نظرتان ميگذرد توسط خبرگزاری ترکيه،سرويس " ماان نيوز" در 17 ژانويه با يکی از سخنگويان جبهه خلق برای رهائی فلسطين صورت گرفت.

اصل مصاحبه را می توان از طريق تارنمای رسمی اين جبهه تهيه نمود.

اين مصاحبه قبل از وقوع آتش بس دربحبوحه بمبارانهای وحشيانه اسرائيل انجام گرفت و بازتاب دهنده فضای دهشتناک و کشتار بربرمنشانه کودکان و زنان و مردم غير نظامی است
. درنبرد غزه شاخه نظامی جبهه خلق برای رهائی فلسطين, بريگاد ابو علی مصطفی, نيز حضور فعال داشته و کوچه به کوچه و با تمام قوا عليه متجاوزين صهيونيست می جنگيد و همزمان با پرتاب موشک به آن سوی خط سبز دشمن را هدف می گرفت. آنچه دراين مصاحبه طرح ميگردد بيان يگانگی ووحدت پولادين يک ملت مصمم درمقابل هيولای صهيونيسم و استعمار است. دراين نبرد افسانه اي، جبهه خلق برای رهائی فلسطين که يک جبهه لائيک و سکولار و تحت رهبری چپ های فلسطينی پيرو زنده ياد جرج حبش است، درکنار سازمان حماس و ساير تشکلات فلسطينی چون تن واحد عليه دشمن مشترک رزميده وبرتقويت وحدت تمام نيروهای مقاومت تاکيدنموده است.حال شما به سياست و تاکتيک اين جبهه که درصحنه نبرد حضور زنده دارد تعمق کنيد و آن را با موضع گيريها و اراجيف تعدادی از فرقه های ماليخوليا زده ايرانی که تمرکز را بر تفرقه ، مسائل فرعی و خط کشی عليه اسلام و سازمان حماس گذاشتند و بيشرمانه عليه جنبش مقاومت فلسطين لجن پاشيدند، مقايسه نمائيد تا بيشتر به عمق ورشکستگي، بی مسئوليتی و ماهيت سياستهای آنارشيستی و ارتجاعی آنان که درقالب , جنگ دوقطب ارتجاع, تبليغ ميگردد، پی ببريد. اينک به اصل مصاحبه توجه کنيد. سرويس ما ان نيوز جبهه خلق برای رهائی فلسطين دليل اين تهاجم عظيم اسرائيل عليه غزه را چگونه می بيند؟ پاسخ: اسرائيل جنايت و کشتار عليه خلق ما رابراساس اهداف تاريخی خود آغازکرد. اين تهاجم کوششی بود برای نابودی و امحاء مقاومت فلسطين بويژه درغزه و شبيه به همان اعمالی که درلبنان در2006 انجام دادند. هدف اين اقدام جداکردن جنبش مقاومت از مردم و نابودی آن و تلاش برای دفن کردن آرمان فلسطين و حقوق خلق ما می باشد. نقشه اسرائيل عليه خلق ما،حقوق ما و نابودی جنبش مقاومت فلسطين تنها با تائيد آمريکا، رژيمهای مختلف عربی و بخشی از " رهبری فلسطين" می تواند اجرا گردد. اسرائيل به رغم تمام اعمال جنايتکارانه و قتل عام مردم که ياد آور سال 2006 درلبنان است، اما ازنور و پايداری درجنبش مقاومت ما که هسته اصلی را تشکيل ميدهد، خواهد آموخت. تهاجم اسرائيل هرگز بر قاطعيت و مصمم بودن ما برای حق بازگشت، برای تعيين سرنوشت و کسب استقلال پيروز نخواهدشد. سرويس ما ان نيوز آيا حملات هوائي، دريائی و زمينی اسرائيل بخاطر موشک پراکنی حماس است ؟ پاسخ: پرتاب موشک سمبل واقعی اعتراض و مقاومت ما عليه قوای اشغالگر است. اين امر بطور مستمر حضور اشغالگر را بعنوان اشغالگر يادآوری ميکند. اين مهم نيست که چطور آنها ما را درمحاصره، قتل عام و يا حصار به دور ما ميکشند و به انکار ما و حقوق بشر می پردازند ليکن باوجود اينها همه به مقاومت خود ادامه ميدهيم. ما بطور قاطع ازحقوق بنيانی خود دفاع ميکنيم و اجازه محو آن را نمی دهيم. تا زمانيکه يک موشک بسوی قوای اشغاگر پرتاب ميشود، بازتاب زنده بودن خلق ما، مقاومت ما و موضوع ماست. به همين دليل انها پرتاب موشک ما را نشانه ميگيرند. پرتاب موشک، قوای اشغالگر را بی ثبات ومتزلزل ميکند. زيراهرموشک يک عمل فيزيکی ازسوی مقاومت عليه اشغال، قتل عام و جنايت وتجاوز آنها به خلق ماست.هرپرتاب موشک حامل پيامی است مبنی براينکه" ما راه حل" آنها را که بر انکار موجوديت و الغای حقوق ماست، نمی پذيريم. سرويس ما ان نيوز آيا انتخاباتی که در اسرائيل درپيش است نقشی درتصميم آنها برای حمله به غزه دارد؟ پاسخ: انتخابات اسرائيل مطمئنا دراين رابطه اهميت دارد. اينکه حزب "کاديما وبويژه ليوينی" و باراک دراثر پاگذاشتن براجساد خونين هزار فلسطينی تقويت ميشود و اينکه اين اقدام موجب شادمانی و امر مثبتی درکارزار انتخاباتی محسوب ميگردد، بازتاب دهنده سرشت اسرائيل و صهيونيسم است. سرويس ما ان نيوز آيا اعضای جبهه خلق برای راهائی فلسطين , بريگاد ابو علی مصطفی, درپيکار عليه ارتش اشغالگر فعال بوده اند؟ پاسخ: ,بريگادابو علی مصطفی, هرروزه و پيوسته عليه اسرائيل موشک پرتاب کرده است. اما آنها بيشتر درجای دادن بمب در جاده ها، در اتوموبيل ها و اين قبيل بمبها که بطورجدی تانکها ووسايل نقليه قوای اشغالگر را ويران و يا آسيب رسانده است، فعال بوده و خود را نشان داده اند. رزمندگان ,بريگاد ابوعلی مصطفی, درتمام نبردها و درتمام سطوح شرکت دارند. اين عمليات درهمکاری تنگاتنگ با تمامی نيروهای مقاومت عليه قتل عام و جنايت دشمن صورت ميگيرد. سرويس ما ان نيوز تحت چه شرايطی جبهه خلق برای رهائی فلسطين از آتش بس با اسرائيل حمايت ميکند؟ پاسخ: ما با آتش بس( از 19 ژوئن تا 19 دسامبر) مخالفت کرديم. زيرا اين امر برای خلق ما خطرناک بود. ما بر اين نظريم که تحليل ما درنهايت دراين مورد صحيح بوده است. اسرائيل با توسل به قتل و تجاوز و توجيه اقداماتی نظير حمله هوائی در4 نوامبر و به قتل رساندن پنج تن از اعضای مقاومت و يک نفر غيرنظامی زمينه های پايان باصطلاح پيمان آتش بس را فراهم آورد. اين همان هدفی بود که آنها درسر داشتند و همواره درخلال دوره آتش بس يک حمله هوائی را نقشه می کشيدند. نيروی مقاومت همواره بايد بطور متحد تصميم بگيرد که چه تاکتيکی درهرلحظه ای اتخاذ بايد گردد.ما خواهان پايان کشتار مردم، متوقف کردن قوای اشغاگر و گشودن بی قيد وشرط تمام مرزها بويژه گذرگاه, رافاه, و پايان محاصره خلق هستيم. ليکن ما بخاطر آتش بس، برسر حقوق بنياني، برسر حق مقاومت و حق دفاع از خلق و حق بازگشت به ميهن، حق ما برای تعيين سرنوشت و استقلال سر آشتی نداريم، امری که اسرائيل بدنبال آن است. سرويس ما ان نيوز چه رابطه ای امروز بين حماس و جبهه خلق برای رهائی فلسطين وجوددارد؟ پاسخ: ارتباط بين حماس و جبهه خلق برای رهائی فلسطين از طريق مقاومت کنونی بيان ميشود. سرويس ما ان نيوز اما جبهه خلق برای رهائی فلسطين يک جنبش سکولار است. آيا اين امر مشکل درهمکاری با حماس که اعتقاد به يک جامعه اسلامی و دولت اسلامی دارد، ايجاد نمی کند؟ پاسخ: ما و حماس، هردو به اردوی مقاومت تعلق داريم، اردوی مقاومتی که از خلق ما، موضوع ما و حقوق بنيانی ما دفاع ميکند. ماو حماس، هردو مذاکرات و همکاری با قوای اشغالگر را که راه حلش براساس انکارموجوديت و حقوق ماست، رد ميکنيم. ما هردو نيرو بطور متحد عليه کشتار و قتل عام خلق فلسطين، پيکارميکنيم. آنچه که اکنون جاريست، ما را متحد ميکند، اتحاد درنبرد برای خلق ما، برای موضوع ما و برای حقوق ما. سرويس ما ان نيوز برای اينکه به موضوع برگرديم، نظر جبهه خلق برای رهائی فلسطين درمورد مشروعيت محمود عباس چيست؟ مدت زمان رياست چمهوری وی در9 ژانويه به پايان رسيده است. پاسخ: تنها مشروعيت فلسطيني، مشروعيتی که معنائی درشرايط کنونی دارد، مشروعيت بر آمده ازجنبش مقاومت است. تعريف اتحاد ملی چنين است: نبرد عليه قوای اشغالگر و عليه تجاوزش به خلق ما، دفاع ازخلق ما و حقوقش.اکنون ,حکومت خودگردان فلسطين , فاقد مشروعيت است. مشروعيت ازطريق متکی به اصول محکم مقاومت مردمی عليه جنايت قوای متجاوز، بدست می آيد. سرويس ما ان نيوز آيا نظر جبهه خلق برای رهائی فلسطين درشرايط کنونی متمرکز شدن بر نواحی نوارغزه و توجه کمتر به سياست داخلی است؟ يا اينکه مسئله سياست فلسطينی مهمتر از هرچيزی است؟ پاسخ: مقطع کنونی برای نهضت ملی فلسطين و موضوع فلسطين که درمقابل دشمنی قرار دارد که که کمر به نابود خواست ما بسته است، تعيين کننده می باشد. سئوالی که برای همه طرح است اين می باشد که آيا بايد درمقاومت شرکت جست يا درکنارايستاد و ناظر بر ادامه حمله بود. تمام مشروعيت فلسطين درشرايط فعلی بر اساس پاسخ به اين سئوال تعيين ميشود. سرويس ما ان نيوز وضعيت جبهه خلق و ساير سازمانهای مقاومت در نواحی رود اردن چگونه است؟ پاسخ: نواحی رود اردن هم به نوع ديگری تحت محاصره است. تحت محاصره و اشغال با 11000 زندانی سياسی ، تصرف متوالی زمين و بنا کردن خانه های مسکونی و کشيدن حصار و جنايتهای ديگر عليه خلق ما. اسرائيل از طريق کشتار مردم در غزه می خواهد نگاهها را از نواحی رود اردن دور کند تا تصرف هر چه بيشتر زمين و حمله را در آنجا عملی نمايد. ما اجازه تجزيه خلقمان در نواحی رود اردن ونواحی غزه را همچون فلسطين سال 1948( فلسطينيهای ساکن در اسرائيل) و در تبعيد را نمی دهيم. سرويس ما ان نيوز آيا جبهه خلق برای رهائی فلسطين انتظار پيوستن فلسطينيهای خارج از غزه به مقاومت عليه اشغال را بخصوص با توجه به بيرحمی اسرائيل در شرايط کنونی در غزه را، دارد؟ پاسخ :ما يک ملتيم، يک خلقيم، تمام نقشه دشمنان برای دفن کردن اتحادمان با شکست مواجه خواهد شد. ما پيروزيمان را تامين و اتحاد درون خلقمان را برای کشورمان با قاطعيت و مقاومت برای کسب حقوق ملی ، حق برگشت به ميهن ، حق تعيين سرنوشت، برای آزادي، رهائی ملی و استقلال تضمين خواهيم کرد.
*****************
نقل از توفان الکترونيکی ارگان الکترونيکی حزب کارايران شماره 30 بهمن ماه
1387 www.toufan.org toufan@toufan.org

۱۳۸۷ بهمن ۵, شنبه

سلاح های شيميايی و جوانه های اميد در غزه


عکس بالا: اکرم با ابوجا با آثار سوختگی که پزشکان میگویند اثر فسفر سفید است.
عکس پائین: کایوم باترلی فعال حقوق بشر ایرلندی

/ روشنگری.

اسرائيل تهاجم نظامی گسترده به غزه را در آستانه سال نو مسيحی آغاز کرد و آنرا در آستانه برگزاری مراسم سوگند رياست جمهوری اوباما پايان داد. اما هم تعطيلات و تفريحات کريسمس و هم جشن و سرور گسترده مراسم سوگند رياست جمهوری آمريکا گذراست، آنچه که نه فقط امروز بلکه در حافظه تاريخ خاورميانه ميماند، جنايت هولناکی است که در غزه صورت گرفته است و هر روز اطلاعات جديدی در رابطه با آن منتشر ميشود: نقشه های پشت تهاجم، تاکتيک ها،استراتژی و هدف های تهاجم، و آثاری که به جای گذاشته است... به نسبتی که پشت و روی صحنه بيشتر روشن ميشود، خبرهاهم هولناک تر ميشود. حالا معلوم شده است که ,تاکتيک نظامی, اصلی به کار گرفته در اين تهاجم عبارت بود از خرد و خمير کردن کليه دستگاه های مدنی و شهروندی از هر نوع و در هر سطح زير چرخ يک ماشين نظامی غول پيکر و غير مشروط به هرنوع محدوديت قانونی و اخلاقی بطوريکه در پايان کار حتی توزيع نان و دارو ميان مردم هم برای سال های طولانی دشوار شود.اين شيوه ,جنگ کثيف, که قبلا در نيکاراگوا با واسطه کنتراها به کار گرفته شده و در جنگ های يوگسلاوی و عراق آن را به سطح يک تاکتيک نظامی تکامل دادند تنها در غزه بود که در شکل کامل خود به اجرا در آمد. به همين جهت است که رقم ها عليرغم تکان دهنده بودن هنوز ابعاد جرم را نشان نميدهد، ,هدف های نظامی, است که آنرا فاش ميکند. مدرسه و دانشگاه و پارلمان و اداره و خانه و بازار و مسجد و انبار صليب سرخ و پناهگاه سازمان ملل، ,هدف های نظامی, بودند، نه برای اينکه حتما يا احتمالا آدم مسلح يا سلاح را ميتوانستند در خود جای داده باشند، بلکه مهم تر اين بود که اينها بطور بالفعل يا حتی بالقوه ساز و برگ لازم برای تشکيل يک نظام مدنی هستند و بنابر اين بايد ويران می شدند. همين است که کشتار و ويرانی در غزه را از کشتارهای قبلی فلسطين مثل صبرا و شتيلا و ديرياسين متمايز می کند. اگرچه همه اين ها در بلند مدت هدف های مشترکی را تعقيب کرده اند، و با اينکه در همه آنها حقوق بشر به شيوه دردناک و خشنی نقض شده و قربانيان زيادی بويژه از کودکان و غيرنظاميان برجا گذاشته است، اما اينجا با يک تحول کيفی روبروئيم که با ارقام و تلفات تعريف نمی شود. اينجا ويران کردن ساختمان های خالی اگر نه بيش از لااقل به اندازه کشتار انسان هامفهوم جنايی دارد. در آخرين اطلاعاتی که شبکه الجزيره منتشر کرده است , پنج شنبه 22 ژانويه,، فقط در رابطه با تاسيسات آژانس امداد سازمان ملل UNRWA در غزه، 53 ساختمانی که اين آژانس مورد استفاده قرار ميداد آسيب ديده يا کاملا ويران شده اند که 37 تای آنها مدرسه بودند، 6 تای آنها به عنوان پناهگاه و 6 تای ديگر به عنوان مرکز درمانی و دو تا به عنوان انبار مورد استفاده قرار ميگرفتند. شايد هم اسراييل از حضور نيروهای امداد بين المللی در درون اين ,هدف های نظامی, به علت عواقب نامطلوب تبليغاتی متاسف باشد، اما از خود,هدف نظامی, که ژنرال ها تعيين کرده بودند که نمی توانست بگذرد. طبيعتا اين تاکتيک از روی ,خباثت ذاتی, يا از سرتفريح در پيش گرفته نشد و هدف های مختلفی را دنبال ميکرد که يکی از آنها، امکان ناپذير کردن ارائه خدمات اجتماعی و مدنی توسط حماس بود. آگاهان مسايل فلسطين نوشته اند بعد از ناکارآمداز آب در آمدن تاکتيک هايی مثل محاصره اقتصادي، انزوای سياسی و شبيخون های نظامي، اسرائيل به آخرين حربه يعنی خرد کردن شبکه اجتماعی بود که ميتواند برای حاس پايه اجتماعی ايجاد کند. روشن است ماهيت سياسی حماس، خصلت ضد انسانی چنين تاکتيکی را عوض نمی کند. هدف ها به کنار، اينجا خود وسيله و تاکتيکی که در پيش گرفته شد مهم است. جان جينگ مدير آژانس کمک رسانی سازمان ملل در غزه، در زمانی که تهاجم جريان داشت در مصاحبه ای گفت اين پريشان کننده ترين تجربه ای است که او شاهد آن بوده است. چرا جينگ که تجربه امداد رسانی در کشتار هولناک ميليونی رواندا و پاکسازی های قومی بالکان را داشته است، و مردی که به هرحال مورد اعتماد دستگاه حاکم برجهان است، اين را گفت؟ جينگ در عين حال نه فقط اسرائيل بلکه همه نيروهايی را کناری ايستادند واجازه دادند اين واقعه هولناک و شرم آور صورت بگيرد به چالش گرفت و گفت اين يک ,امتحان, است برای نشان دادن تعهد به قانون يا طفره رفتن از آن. حماس و عذر بدتر از گناه امتحان مزبور از يک زاويه ديگر نيز حساس تر شد. ترديدی نيست که حماس به دلايل معينی در ميان فلسطينی های غزه ريشه دوانده است و هدايت عمليات در مقابل حملات اسرائيل را برعهده داشت. وقايع همين دو سال اخير نيز حداقل ميتوان گفت زمينه را برای تقويت آن مساعد تر کرده است. محاصره طولانی اقتصادي، توطئه های گوناگون، اعمال خشونت سياسی و اجتماعی و فيزيکی و روانی مداوم عليه فلسطينی های غزه و ساحل غربي، و شبيخون های نظامی دايمی اسرائيل به غزه که از مردم قربانی ميگرفت و خود اين تهاجم در حاليکه ,جامعه جهانی, به نظاره ايستاد و منتظر پايان کار ماند، به قطبی شدن شديد نيروها، راديکاليسم، اسلام گرايی و بنيادگرايی دامن زده است. همان حماس که بعد از پيروزی در انتخابات، اعضای کابينه خود را با کراوات و کت و شلوار سفارشی جلوی دوربين ها فرستاده بود تا دل ,جامعه جهانی, را به دست بياورد، حالا مردان ريشو و عبوس را با اسناد و شواهد ظلم جلوی دوربين ها ميفرستاد. آيا مشاهده اين چهره های ريشو که بی اختيار آدم را به ياد تحميل جبارانه قوانين شرع، سرکوب حقوق شهروندی و بويژه لگدمال کردن حقوق زنان می اندازد، باعث نمی شود تعهد خود را به حقوق بشر ,کمی شل, کنيم، اصول اخلاقی و سياسی را کمی ,منعطف, کنيم، حداقل وسط اين معرکه يک کوره راهی باز کنيم تااين بنيادگرايان به سزای اعمال شان برسند. بگذار اين زنان ,متمدن, که با چهره مظلوم و حتی گاه با سر وروی پريشان ,به گفته يوری آبنری,، به عنوان سخنگوی ارتش يا وزير خارجه اسرائيل در مقابل دوربين ظاهر ميشوند، شر آنها را کم کنند... تاسيسات مدني؟ بگذار ويران شوند، مگر نه اينکه حماس ميخواست در آن ها دولت تشکيل دهد؟... به توپ و راکت بستن خانه و خانواده و محله ی وزير و تفنگدار حماس؟ چه اشکالی دارد، مگر ظالمان هم حق دارند؟ بچه ها؟ البته ما برای بچه ها متاسفيم، ليوينی و اولمرت هم ابراز تاسف کرده اند، ولی يادمان باشد,عاقبت گرگ زاده گرگ شود,، تازه اينها هشت تا و ده تا می زايند و نيمی از بچه های شان هم اگر از غضب اسرائيل نميرند، به مرض خدا نفله ميشوند... دقيقا وجود يک نيروی اسلام گرا مثل حماس در اين مهلکه، ماجرا را به امتحانی سخت برای سنجش ميزان تعهد به حقوق بشر و دمکراسی و آزادی و عدالت تبديل کرد. کسانی که به خاطر نفرت و غضب برحق شان از بنيادگرايان نتوانند استوار روی اصول شان بايستند، قبل از هرچيز مرزاساسی خود را با همان بنيادگرايانی که مورد انتقاد قرار ميدهند، فرو می ريزند و به نيمرخ ديگر بنيادگرايی تبديل ميشوند. نيمرخی که خشونت ها و جنايت های اسرائيل بهترين معرف آن است. مساله اين است: اگر همه ادعاهای اسرائيل درست باشدو، فقط و فقط، حماس بنيادگرا را نشانه گرفته باشد، باز مرتکب سنگين ترين جنايات جنگی شده است. فراموش نکنيم اين بنيادگرايان هستند که دشمن را موجودی فاقد حق و ظلم بر او را حق ميدانند. و فراموش نکنيم معيار تمدن هم در صلح و هم درجنگ درست در برخورد با تبهکار و در برخورد با دشمن خود را نشان ميدهد.در جامعه مدنی حتی مجرم، تبهکار و قاتل هم حقوقی دارد که در برخی از کشورها مامور قانون موظف است موقع دستگيری آن ها را به متهم يادآوری کند. اين فقط بنيادگراها هستند که به گردن متهم سطل آويزان ميکنند و در شهر ميگردانند و در کاسه سر دشمن آب ميخورند. سوالی که بايد با چشم باز با آن مواجه شد،اين است: آيا درمواجهه حماس بنيادگرا و ,اسرائيل متمدن, کدام حق آن هم به شيوه فرومايگان زير پا گذاشته شده است؟ اين سوال از مساله بزرگ تر يعنی حق لگدمال شده مردم فلسطين جداست. آياکان لم کردن حق انتخاب کردن و انتخاب شدن با استفاده از بمب و توپخانه و محاصره اقتصادی مجاز است؟ آيا شکستن يک طرفه تعهد به شکستن محاصره اقتصادی در طول آتش بس 6 ماهه مجاز بود؟ آيا شکستن آتش بس توسط اسرائيل در 4 نوامبر مجاز بود و اسرائيل يک حق انحصاری برای شبيخون های نظامی و کشتن دارد؟ آيا تجاوز به سرزمين و خانه و خانواده حتی کشتن زن و کودک شير خواره بنيادگرا مجاز است و تمدن حق هرنوع دفاع را از بنيادگرا سلب کرده است؟ آيا استفاده از بمب فسفری و اورانيوم رقيق شده و مدرن ترين نوع سلاح انفجاری که به جای قتل به قطع دست و پای آدم می انجامد، اگر هدف آن فقط و فقط بنيادگرا و خانواده اش باشد، مجاز است؟... اين سوال ها را ميتوان و بايد ادامه داد و پاسخ آنها را طلبيد؟ طفره رفتن از پاسخ به اين سوالات شما را در جرايم سنگينی شريک ميکند و آنکه در جريان ,اعدام فله ای, مرتب به جرايم سنگين قربانی اشاره ميکند، خود را در کنار دژخيمی قرار ميدهد که لباس قاضی پوشيده و حکم قتل دسته جمعی صادر ميکند. تکرار اين ترجيع بند که کشتار غيرنظاميان را محکوم ميکنيم و دلمان برای ,مردم بيچاره, فلسطين می سوزد،برگ انجيری است که ,جامعه جهانی, يعنی قدرت های مسلط جهان برای پوشاندن جرم خود و طفره رفتن از اين سوالات پيداکرده اند. مردم فلسطين ,بيچاره, نيستند و احتياج به ,دلسوزی, ندارند، آنها از سنگين وزن های تاريخ مقاومت و مبارزه برای رهايی ملی در جهان هستند وشايد بتوان ادعا کرد در اين مورد رکود تاريخ مقاومت را زده اند. آنها برای ادامه حيات ملی ازهمه ميراث بشر استفاده کرده اند و جنگيده اند، هم ميراث جنگلی بشر: ازجمله سنگ، اسلحه، حتی زاييدن به منظور حفظ نسل خود در مقابل پاکسازی ها و نسل کشی ها، و هم ميراث انسانی جامعه بشري، ازجمله کتاب و نيمکت و مدرسه. از سرتصادف نيست که اسرائيل مداوما مدارس آنها را به توپ می بندد و راه مدرسه را بر کودکان فلسطينی با سرباز و آزارگران بنيادگرای يهودی ميگيرد. اين تاريخ سنگين را که بر دوش تمدن معاصر سنگينی ميکند و از هر رخنه آن خود را نشان ميدهد با هيچ ترفندی نمی توان در قفس تنگ حماس چپاند. ,جامعه جهانی , حماس را در موضع مظلوم قرار ميدهد چون نميخواهد جلوی ظلم بی حداسرائيل بر ملت فلسطين بگيرد و اين حماس را نيرومند ميکند زيرا ظلمی را که بر خودش ميرود با ظلمی که ,جامعه جهانی, بر مردم فلسطين روا ميدارد گره ميزند و وسيله رشد خود را فراهم می آورد تا به روزی نيفتد که امروز سازمان فتح و عباس و دحلان افتاده اند. اين حقايق را نميتوان با سناريوهای ساختگی تغيير داد. وقتی که توپ ها و راکت های اسرائيلی دهقان فلسطينی را با زن و بچه اش و وزير حماس را با 14 عضو فاميلش يک جا می کشد، انکار بخشی از اين جنايت، و ,دل سوزاندن, به حال بخشی ديگر نه فقط عدول از اصول آزادی خواهی و دمکراسی است بلکه دقيقا به حماس خدمت ميکند، به متحدان حماس خدمت می کند، به رژيم اسلامی ايران خدمت ميکند. به حقيقت بايد با چشم باز نگاه کرد و ظلم را بايد با چشم بسته محکوم کرد. آيا منظور از ,سرب گداخته, همين بمب های فسفری بود؟ تازه همه اين ها بر اين فرض گذاشته شده که طرف ديگر تهاجم اسرائيل فقط و فقط حماس و بنيادگرايان هستند. اما اين ادعايی است که حتی باور کردن آن هم نشان از تمايل به مشارکت در جنايت دارد. زيرا همان ,فاکت, هايی که اسرائيل اينهمه علاقه مند است بطور مصنوعی ,در روی زمين, بوجود بياورد تا دست همه را در پوست گردو بگذارد و همه را وادار کند مشروط به فاکت هايی که با اعمال زور ايجاد کرده به خواست های آن تن در دهند، بيش از آن اين ادعا را رسوا کرده که بتوان ,معصومانه, آن را باور کرد. جان جينگ در بحبوحه جنگ گفت: نخستين تقاضای من از دولت ايالات متحده اين است که با مردم عادی غزه صحبت کند. به غزه بياييد و با مردم عادی صحبت کنيد،با مادران، پدران، فعالان جامعه مدني، مردمی که با سياست کاری ندارند. آن حقی که اسرائيل لگدمال ميکند، حق ملت فلسطين است، به همين جهت ,سرب مذاب, و بمب فسفری را هم بر سر آنها می ريزد. نشريه انگليسی گاردين روز دوشنبه 19 ژانويه دو نوار ويديويی را که شواهد استفاده از فسفر سفيد در غزه به نمايش ميگذارد، منتشر کرد. نوار اول که توسط يک زن عکاس از فعالين جنبش همبستگی بين المللی به نام فيدا کيشتا تهيه شده است، نه تنها شواهد کاربرد بمب شيميايی بلکه اين حقيقت تلخ را نشان ميدهد که چگونه اسرائيل زندگی کردن با سلاح شيميايی را به بخشی از زندگی کودک و مادر و مرد پا برهنه فلسطينی تبديل کرده است. فيلم در 14 ژانويه در شرق محله خان يونس در جنوب غزه گرفته شده است.* در اين فيلم قطعاتی از مواد شيميايی روی زمين ديده ميشود که در حال سوختن هستند. مردی که دم پايی پوشيده سعی ميکند آنها را زير لگد خاموش کند، عاقل تر ها آنها را با قطعات خاک و علف می پوشانند. اما ماده شيميايی خاموش نميشود و از درون سرپوش خاک دوباره آتش ميگيرد. وقتی مردم با لگد قطعات را می کوبند که خاموش شود، آنها به قطعات کوچکتری تقسيم ميشوند که دوباره شروع به سوختن می کنند. صدای زنی هشدار ميدهد: اين بمب فسفری است... فيلم دوم اثر اين سلاح شيميايی را روی بدن يک کودک 15 ساله که در بيمارستان شفا بستری است نشان ميدهد. اثر تکان دهنده اين فيلم هم فقط تصوير دلخراش زخم هايی نيست که در گوشت فرو رفته است. تصويری است که کودکان از زندگی و مرگ ارائه ميدهند. اين ,خو دادن, کودک به خشونت است که انسان را تکان ميدهد. در همين نوار يک پسر 13 ساله به نام ايمان لحظات کشته شدن خواهر، پدربزرگ و پسر عمويش زير آتش اسراييل را شرح ميدهد. او ميگويد خواهرش داشت با تلفن همراهش بازی می کرد که شراپنل به او خورد. اول ,به اينجای صورتش, که آنرا تا استخوان سوزاند. بعد ,به اينجايش, و به پهلوی خود اشاره ميکند، ,همه معده اش به استخوان تبديل شد، هيچ از او باقی نماند,... , او اصلا گريه نکرد، حتی يک قطره اشک نريخت. اصلا جيغ نزد,. به گفته اين کودک، خانواده در يک دايره نشسته بودند که بمب به سلام آنها آمد: پدر بزرگم که دم در نشسته بود که با شليک راکت بدنش دو تکه شد و قطعات بالا و پائين بدنش را جداگانه با ماشين بردند. بعد بمب های فسفری که خواهرم را سوزاند و پسر عمويم را که دم در بود کشت... اسرائيل نام عمليات تهاجم به غزه را سرب گداخته گذاشت. به واقع قصد ژنرال های اسرائيلی از اين عنوان اشاره به همين بمب های فسفری نبود که بازهر خند و ,شوخی, به ,قربانی ضعيف, وعده داده ميشد؟ به نظر ميرسد مثل دانش آموزان شرور مدارس که به منظور اعمال قدرت سر همکلاسی مظلوم را توی توالت فرو ميکنند و به اين کار ميخندند، اسرائيل با اطمينان از غير قابل مجازات بودن خود توسط ,جامعه بين المللی, ، ,تبليغات جنگی, را با يک هزل ضد انسانی آميخته بود. اساسا در اين تهاجم اسرائيل مردم جهان را به تماشای نسخه هولناکی از مسابقات تلويزيونی ,که ميخواهد ميليونر شود, نشاند. اسرائيل که حاضر نشده بود با پايان دادن به محاصره اقتصادی به موشک پرانی ها خاتمه دهد، حماس و ساير گروه های اسلامی را به مسابقه فرا خواند: شرط پيروزی در اين مسابقه اين است که بتوانيد پرتاب موشک به محلات غيرنظامی اسرائيل را ادامه دهيد. اگر نتوانيد شکست خورده ايد و شما را بيرون می اندازيم. اگر توانستيد موشک پرانی را ادامه دهيد، مسابقه را ادامه ميدهيم تا از گود خارج شويد. طرف ديگر هم به سرعت موضوع مسابقه را دريافت و خالد مشعل از آن سو در دمشق گفت: ,ما دو راه داريم يا مقاومت کنيم و کشته شويم، يا مقاومت نکنيم و کشته شويم,. مراسم جشن و سروری هم که رژيم اسرائيل برای برگزاری اين مسابقه ضد انسانی برپا کرد به کمال بود. روی تپه های مشرف به غزه را به محل تماشا تبديل کرده و مردم را به رقص و شادمانی روی آن فراخواندند تا با دوربين و بساط پيک نيک به تماشای ,آتش بازی, بيايند. تلويزيون اسرائيل شوی کمدی از کشتگان فلسطينی برگزار کرد و مجری کمدی در نقش حماس به تناوب توی اتاق می پريد و با خوشحالی خبر ميداد: قربانی ها شدند 300 تا.. 350 تا..حالا شدند 550 تا... ظرفيت دو طرف در ضربه زدن به مردم غير نظامی موضوع اين مسابقه بود. از آغاز معلوم بود که اين ظرفيت در اسرائيل از حد اشباع فراتر ميرود. به همين جهت هرچه بيشتر از رنج فلسطينی ها زير باران سلاح های شيميايی در اين تهاجم بگوئيم، هدف اسرائيل را برآورده و ,قدرت, آن را يادآوری کرده ايم. پس چرا سياستمداران و ژنرال های اسرائيلی از هزل و شوخی با جنايت پرهيز کنند؟ اما چيزی که مردم را در همه جای جهان به شدت بيزار ميکند، ,شوخی, غيرانسانی است و ,آتش بازی, با سلاح شيميايی نه تحسين که نفرت اکثريت انسان های روی زمين را بر می انگيزد. ,قهرمانان فصل تاريک تاريخ فلسطين, جان جينگ مدير امداد رسانی سازمان ملل در غزه در طول تهاجم به غزه از نادر مقامات مسوول سازمان ملل بود که از,امتحان, سربلند برآمد و همين امر او را به چهره ای صاحب نام تبديل کرد. فاجعه بار اين است که حرف های جان کينگ در رابطه با غزه، آن قدر بديهی است که نگفتن آن ها بايد عجيب باشد. کينگ فقط از اسرائيل انتقاد کرد که چرا ساختمان های عمومی را هدف بمباران و توپ قرار ميدهد: تمام زير ساخت يک دولت آتی فلسطينی ويران شده است. اين ساختمان يک پارلمان است که با خاک يک سان شده است، اين ساختمان حماس نيست. مقر رياست جمهوری جايی است که هر رئيس جمهور فلسطين بايد در آن بنشيند. مدرسه ها، دانشکده ها... , وقتی ارتش اسرائيل به مدرسه سازمان ملل حمله کرد جينگ گفت: ,شما حالا در مرکز متمراکم ترين منطقه مسکونی جهان هستيد. شما نمی توانيد در چنين شرايطی توپخانه سنگين و شليک مسلسل وار تانک ها را به کار بيندازيد. اين است چيزی که ما مدت هاست می گوئيم، و حالا، البته خودمان[سازمان ملل] به هدف شما تبديل شده ايم. ولی به جز ما ده هاهزار نفر، در واقع صدها هزار نفر از مردم هم هستند. رنج ما، رنج آنها هم هست., اين چه شرايطی است که برای ابراز بديهی ترين و غير قابل انکارترين حرف ها،به شجاعت و شهامت و در برخی موارد حتی فداکاری و گذشت از جان نيازهست؟ جينگ هرکس هست و هر عقيده ای دارد اما دراين تهاجم به صدايی برای قربانيان بی صدا تبديل شد. او مرز خود را با بنيادگرايی از طريق ابراز برائت از بنيادگرايی بلکه از طريق مرزبندی با ظلم تعيين کرد و بارها و بارها تاکيد کرد امتناع از انجام وظايف انسانی نسبت به مردم غزه ,به پيروزی افراط گرايی می انجامد. هم لابی اسرائيل و هم مخالفان اين تهاجم تلاش ميکردند سوابق او را پيدا کنند. اما او در پاسخ سوال يک رسانه ايرلندی گفت به جای اينکه به جستجوی مشخصات او برآيند سعی کنند احوال آن کودک غزه ای را بپرسند که دو پايش در عمل جراجی دو گانه قطع شده است. او گفت:, قهرمانان اين فصل تاريک تاريخ غزه، مردم غزه و پناهندگانی هستند که UNRWA بايد به آنها خدمت کند. آنها هستند که رنج يک تراژدی مکتوم مانده راتحمل ميکنند و آنها هستند که بايد داستان شان شرح داده شود، نه من., جينگ در توصيف مردم فلسطين و کودکانی که با بمب ها تکه پاره ميشوند نگفت قرباني، گفت قهرمان. زيرا اين مردم و بويژه اين کودکان بی آنکه خود داوطلب باشند به مسيح رهايی بخش يک جنبش تبديل شده اند و بار صليب گناهان جهانی بی رحم را بر دوش خود می کشند، از عصری به عصر ديگر و از نسلی به نسل ديگر.و هربار که بر دار اين گناه مصلوب ميشوند به جهان يادآوری می کنند: ما هستيم، به عنوان يک ملت و کليد خانه خود را نشان ميدهند: اينجاست خانه ی ما که اشغال شده است. چه کسی بايد ببيند که جای اين مردم و اين کودکان روی اين صليب خون آلود نيست؟ حماس؟ رژيم اسلامی که کودکان خود را روی دار می برد؟ دولت ها و قدرت هايی که خسارت يهودی ستيزی و يهودی کشی سبعانه شان را با ,فلسطينی کشی, پرداخت ميکنند؟ سازمان ملل که نميتواند به توپ و بمب فسفری بستن نهادهای خود را محکوم کند و همين حالا در تدارک ماستمالی کردن اين جنايت است؟ جان جينگ ياد آور يک حقيقت تلخ هم هست: اينکه از ,سازمان ملل, که توسط قدرت های جهانی و همچنين توسط نمايندگان دولت های مرتجع کشورهای بی قدرت بکلی بی اعتبار شده، چيزی به درد خوری نمانده است به جز همين سازمان های خدمت رسانی و فرهنگی و مشابه آن که در سياست مداخله نمی کنند و در اين سازمان ها هنوز انبوهی از آدم ها به اميد ايجاد يک دنيای بهتر تلاش ميکنند، همانطور که در سازمان های امداد ديگر مثل صليب سرخ و سازمان های غيردولتی مستقل. Caoimhe Butterly، زن جوان ايرلندی که معمولا صدايش را کنار قربانيان بی عدالتی از هرمليتی: بی خانمان های سيل آمريکا يا دهقانان فقير مکزيک يا قربانيان ايدز می شنويم، در زير باران موشک های حاوی بمب های فسفری خود را به غزه رساند وبه کمک مجروحين و پناهندگان شتافت. يادداشتی که او بعد از بمباران يک بيمارستان در غزه به خارج فرستاد، يکی از تکان دهنده ترين گزارشات اين تهاجم غيرانسانی بود که به سرعت از طريق اينترنت پخش شد. او در پايان گزارش دردناک خود از غزه بعد از شرح جنايات هولناکی که در حق مردم رواميشد، نوشت: ,باوجود اين، رو در روی اين چنين ويرانگري، اين مردم خرد نشده مانده اند. همبستگی اجتماعی و حمايت آنها از يکديگر الهام بخش است، و استواری مردم غزه باعث می شود همه کسانی که شاهد اين وضع هستند سرتعظيم فرود بياورند و الهام بگيرند. ابعاد فداکاری آنها، واکنش جمعی ما را می طلبد... غزه و فلسطين و مردمش به زنده بودن، نفس کشيدن، مقاومت ادامه ميدهند و خرد نشده باقی مانده اند و مخالفت آنها با درهم شکسته شدن همه مارا فرا ميخواند و به چالش می طلبد., اين انسان ها و فعاليت های شان به ما يادآوری ميکند حماس و رژيم اسرائيل، بوش و احمدی نژاد، طالبان و رايس ها جهان را تشکيل نمی دهند، آنها بر جهان ما بار شده اند. جهان از انبوه مردمانی تشکيل شده که برای حق برابر و آزادی تلاش ميکنند و برای انسان بودن و رهايی انسان ها بايد کنار آنها ماند. در کنار نام هايی مثل راشل کوري، انبوهی از انسان های شريف هستند که در پنج قاره جهان به دفاع از حق بر ميخيزند که هرگز نام شان در هيچ جا ثبت نخواهد شد، بسياری حتی جان خود را در عراق، افغانستان، و اخيرا غزه زير بمب های آمريکا، ناتو، و اسرائيل از دست دادند. با اينکه حتی نام آن ها را هم نمی دانيم، اما وجود آنهاست که باعث می شود که حتی در بحبوحه يکی از نامردمی ترين تهاجمات نظامی به مردمی بی دفاع بتوانيم از انسان صحبت کنيم و اميدوار بمانيم. اين جوانه های اميد هستند که برپا دارندگان ,سرب گداخته, را شرمسار کرده اند.
*نوار حاوی شواهد استفاده از بمب های فسفری(توجه:نوار حاوی صحنه های دلخراشی است)

5بهمن 1387 02:05

از خاوران، تا غزّه هيچ نيست به جز هيچ!


از خاوران، تا غزّه هيچ نيست به جز هيچ!
محمد علی اصفهانی
مثل همه ی ديگران، خواندم که قاتلان فرزندان مرز و بوم مادری ما، در جستجو برای محو آثار جرمشان، دارند بر خاک خاوران پوزه می کشند. و باز مثل همه ی ديگران ديدم که پاره يی از مدعيان ميراث داری شهيدان خاوران و غير خاوران، با قاتلان مردم غزه، هماوا شده اند تا همچون آن دسته ی اول، جلّاد را قرباني، و قربانی را جلّاد معرفی کنند.
آن وقت بود که گفتم چند سطری را ـ بر روال شعر
ـ همينطوری برای دل خودم بنويسم. ولی نمی دانم چرا به سرم زد که منتشرش هم بکنم. و شايد می دانم چرا...
آن ها برای رستگاری انسان
(انسانِ هرکجا)
آن ها برای رستگاری انسان مردند.
ميراثشان را هرچند
(بعضاً)
بوزينگان
(بوزينگانِ قبل ترين ها انسان)
بوزينگان مسخ شده
بردند.
(بردند و روی سفره های خون فلسطينی
با قاتلان
تقسيم کرده
وَ خوردند)
ارواح سرخپوش که می گردند
هرشب
درخاوران،
از خاوران
تا بی کران
(باکيم نيست من اما چون:)
از حلقومشان دوباره در آوُردند!
٭ کفتار های مرده خور،
امروز
با پوزه هايشان
(آلوده ی تعفن اعصار دور و دير)
بر خاک خاوران
در جستجوی مرده ی انسانند
اما
انسان نمرده است
و نخواهد مرد
(انسانِ هرکجا).
اين را
کفتار ها،
بوزينه ها بوزينه ها،
کفتار ها
هرگزـ در هيچ وقت ـ ندانستند
هرگز ـ در هيچ وقت ـ نمی دانند.
٭
از خاوران
تا غزه هيچ نيست به جز هيچ ـ
بر پهنه ی زمين ِ بدون مرز.
همسنگ همسان هم ارز.
٭
وقتی قاتل،
يکی است
با صد هزار چهره و
وقتی مقتول يک چهره است
با صد هزار رنگ ـ
در بين هيچ چيز به جز هيچ
تا هيچ چيز به جز هيچ،
يا افتخار هست وَ
يا ... ننگ!
۴ بهمن ۱۳۸۷ ------------------------------------------------- بر همين سياق، اما به زبان شعر کلاسيک: و هرچه مرز، ميان من و تو پوشاليست! http://www.ghoghnoos.org/honar/honarg/honarg01/marz.html

جنايت نازيها و صهيونيستها بروايت تصوير

جنايت نازيها و صهيونيستهابروايت تصوير

۱۳۸۷ بهمن ۴, جمعه

اعتراض سازمان‌های مدافع حقوق بشر به اسرائيل:

http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/search?updated-max=2009-01-15T06%3A40%3A00-08%3A00&max-results=7




4بهمن :گزارش‌های پزشکان حاکی از وجود زخم‌هايی در بدن قربانيان حملات اسرائيل بوده صدای
آلمان:
سازمان‌های بين‌المللی مدافع حقوق بشر اسرائيل را متهم مي‌کنند که در نوار غزه از بمب‌های فسفری استفاده کرده است. گزارش‌های پزشکان حاکی از وجود زخم‌هايی در بدن قربانيان حملات اسرائيل بوده که ناشی از سوختگی با گاز فسفر است بنا به نوشته‌ی روزنامه‌ی آلمانی "زود دويچه تسايتونگ"، ارتش اسرائيل برای نخستين بار پذيرفته که در حملات نظامي‌ سه هفته‌ای خود به نوار غزه بمب‌های فسفری بکار گرفته است. در روزنامه اسرائيلی "هاآرتص" نيز آمده است که يکی از رهبران نظامی اسرائيل مسئول تحقيق در اين زمينه است که چرا يک واحد هوايی ذخيره‌ی ارتش اسرائيل حدود بيست بمب فسفری به روی يک منطقه مسکونی در شمال نوار غزه پرتاب کرده است. يکی از سخنگويان ارتش اسرائيل پرسش روزنامه‌ی آلمانی زود دويچه تسايتونگ، مبنی بر دستور تحقيق در اين مورد در ارتش اسرائيل را تأييد کرد. او توضيح داده که اين تحقيق يک بررسی رسمی نيست؛ بلکه موضوع داخلی ارتش محسوب مي‌شود. بنا به گزارش روزنامه هاآرتص، نيروهای ارتش اسرائيل از بمب‌های دودی با درجه فسفات ضعيف و خمپاره‌هايی با درجه‌ی فسفر بالا در بيت لاهيا در نوار غزه استفاده کرده‌اند. بکارگيری اين بمب‌ها بطور رسمی در مقررات بين‌المللی ممنوع اعلام نشده، ولی بر‌اساس يک مصوبه‌ی کنوانسيون سلاح در سال ۱۹۸۰ ميلادی استفاده از اين نو ع بمب‌ها در مناطق مسکونی و عليه غيرنظاميان منع شده است. استفاده از بمب فسفری در نوار غزه در طی جنگ غزه سازمان بين‌المللی "ديده‌بان حقوق بشر" اعلام کرد که در اين جنگ نيز اسرائيل مانند جنگ لبنان در سه سال پيش، خمپاره‌های فسفری بکار گرفته است. گفته مي‌شود انفجار بمب‌های فسفری در زمان جنگ باعث مي‌شود که قدرت جهت‌يابی نفرات دشمن از بين برود. دود ناشی از اين انفجار موجب کور شدن قربانی مي‌شود و در پی آن زخم‌های مهلکی در بدن وی ايجاد مي‌کند. بمب‌های فسفری بويژه در مورد نيروهای پياده مورد استفاده قرار مي‌گيرند. نظاميان آمريکايی و انگليسی اين سلاح را در جنگ عراق بکار گرفتند. پزشکان بيمارستان �شفا� در نوار غزه از موارد مشخص جراحات ناشی از اين بمب در قربانبان گزارش داده‌اند. نفيذ ‌ابو‌شبان، از پزشکانی که از پانزده سال پيش در بخش پوست اين بيمارستان کار مي‌کند، از �بيمارانی با سوختي‌های کاملا غيرمعمول در چند هفته اخير� ياد مي‌کند. وی مي‌گويد، زخم‌های بدن برخی از قربانيان تا ساعت‌ها همچنان مي‌سوزند و از برخی از آن‌ها دود بلند مي‌شود. حتی مجروحانی که تنها پانزده درصد پوست بدنشان سوخته است، ناگهان مي‌ميرند. اين پزشک نمونه‌های پوست سوخته را جمع‌آوری کرده و مي‌خواهد آن‌ها را برای بررسی دقيق در اختيار آزمايشگاه‌ قرار دهد. درخواست تشکيل يک کميسيون تحقيق بيطرف هشت سازمان مدافع حقوق بشر اسرائيلی از جمله "بتسلم"، "ياشدين" و "گيشا" روز چهارشنبه از مناخيم ماسوس، دادستان کشور خواسته‌اند، يک کميسيون بيطرف را برای تحقيق در مورد جنگ غزه تشکيل دهد. اين هشت سازمان، نظاميان اسرائيل را متهم مي‌کنند که مقررات بين المللی جنگ را زير پا گذاشته‌اند. ليمور يهودا، وکيل اين گروه‌های مدافع حقوق بشر در اسرائيل گفت، تعداد زنان و کودک فلسطينی که در حملات ارتش اسرائيل به نوار غزه کشته شده‌اند بسيار زياد است. وی افزود که بيش از ۴۱۰ کودک و نوجوان فلسطينی در ميان کشته شدگان ديده مي‌شوند. اين حقوقدان اسرائيلی اظهار داشت، ارتش اين کشور ميان مبارزان و غيرنظاميان نوارغزه تفاوتی قائل نشده است. سازمان عفو بين‌الملل نيز تحقيقات خود را در اين مورد آغاز کرده است. اين سازمان اسرائيل را به انجام جنايات جنگی در نوار غزه متهم مي‌کند.

سازمان ملل از ميزان نابودی ها در غزه بهت زده است" سایت های بی بی سی



سازمان ملل از ميزان نابودی ها در غزه بهت زده است"
دبیر اقدامات بشر دوستانه سازمان ملل در خصوص وضعیت غزه می گويد وضعيت در غزه، پس از حملات سه هفته ای اسرائيل عليه حماس، بسيار بدتر از آن چيزی است که او فکر می کرده است.
سر جان هلمز، که روز پنج شنبه از غزه بازديد کرده بود، روز جمعه 23 ژانويه به بی بی سی گفت:
"او از ماهيت نظام يافته تخريب ها در غزه شوکه شده است."
او گفت: فعالیت های اقتصادی در نوار غزه به سال ها پیش بازگشته است.
در همین حال، نخست وزیر اسرائیل اهود اولمرت خبر داد که به وزير دادگستری دستور داده است تا اقدامات لازم برای حمایت از اسرائيلی ها در مقابل هر نوع اتهام در خصوص جنایت جنگی را انجام دهد.
يک منبع دولتی به خبرگزاری فرانسه گفته است که دانیل فریدمن رهبری تیم وزارت کشور را برای همکاری و حمایت از شهروندان اسرائیلی و ارتشیان برعهده دارد.
ریچارد فالک، گزارشگر مخصوص حقوق بشر سازمان ملل در سرزمين های فلسطینی گفت:
براساس شواهد اولیه اسرائیل به شدت کنوانسیون ژنو را در این 22 روز نقض کرده است.
اسرائیل نیز در واکنش به اين سخنان، آقای فالک را به برخورد مغرضانه با اسرائيل متهم کرد.
آینده غزه
آقای هلمز، مسئول فعالیت های بشر دوستانه و اورژانسی سازمان ملل متحد گفت:
"شکل تخریب و نابودی برای مردم غزه انعکاس ناراحت کننده ای داشت."
وی در مصاحبه ای با برنامه روزانه بی بی سی گفت:
"در يک منطقه صنعتی به وسعت يک کيلومتر مربع، تمامی ساختمان ها با بولدزر و گلوله های توپ کاملا صاف و با خاک يکسان شده است."
آقای هلمز افزود که لوله های آب وفاضلاب شکسته شده و فاضلاب در خیابان ها جاری شده است.
وی گفت مطمئن است که اسرائيل خواهد گفت که علت چنين وضعيتی آن است که در آن ناحيه کسانی می زيسته اند که موشک و راکت به خاک اسرائيل پرتاب می کردند و يا شايد هم چنين امری را جعلی عنوان کند.
به گفته آقای هلمز، ميزان نابودی ها به حدی است که هر نوع فعالیت اقتصادی شخصی در غزه را به ده ها سال پیش عقب برده است."
اسرائیل می گوید حملاتش را برای متوقف ساختن پرتاب موشک از سوی پيکارجويان در غزه به شهروندان اسرائيلی آغاز کرد.جنگ غزه، روز يکشنبه گذشته با آتش بس دو طرفه به پايان رسيد.مقام های فلسطينی گفته اندحدود یک هزار و 300 فلسطینی کشته و هزاران نفر زخمی شده اند. 13 اسرائیلی نیز در خلال اين جنگ کشته شدند.

بسوی آزادی



اسرائیل، تحریم، محرومیت ، مجازات

۳ بهمن ۱۳۸۷ admin
زمان آن فرارسیده است. زمان زیادی طول کشید. بهترین استراتژی برای پایان دادن این اشغال خونین آنستکه اسرائیل هدف یکی از جنبش های جهانی قرار گیرد، از آن نوعی که پایانی بر آپارتاید در آفریقای جنوبی گذارد.

نائومی کلاینNationبرگردان المیرا مرادی

زمان آن فرارسیده است. زمان زیادی طول کشید. بهترین استراتژی برای پایان دادن این اشغال خونین آنستکه اسرائیل هدف یکی از جنبش های جهانی قرار گیرد، از آن نوعی که پایانی بر آپارتاید در آفریقای جنوبی گذارد.
در جولای ۲۰۰۵، ائتلاف بزرگی از گروههای فلسطینی برای انجام این هدف تشکیل شد .آنان وجدان های بیدار بشری در سراسر جهان را به اعمال تحریم ها و بکارگیری ابتکاراتی در زمینه بایکوت علیه اسرائیل فراخواندند، مشابه آنچه که در مورد آفریقای جنوبی، در دوره آپارتاید بکار گرفته شد.
” اینگونه بود که کمپین Boycott, Divestment and Sanctions-BDS پا بعرصه ظهور نهاد.

هر روزی که اسرائیل غزه را می کوبد، « کمپین بایکوت» (BDS) بیشترتبدیل به یک انگیزه می شود، و صحبت از آتش بس سرعت بیشتری می گیرد. حتی حمایت و پشتیبانی از آن در میان یهودیان اسرائیلی بیشتر می شود. در اواسط حملات ارتش اسرائیل، حدود ۵۰۰ اسرائیلی که بسیاری از آنها از هنرمندان و دانشگاهیان شناخته شده هستند نامه ای به سفرای خارجی در اسرائیل فرستادند. فراخوان آنها جهت ” اتخاذ تدابیر و تحریماتی فوری و سخت” است و خطی روشن به موازات مبارزه علیه آپارتاید را ترسیم می نماید. آنان در این نامه نوشتند :
” بایکوت و تحریم آفریقای جنوبی موثر واقع شد، اما در مورد اسرائیل با ملایمت برخورد می شود…. این حمایت بین المللی باید متوقف شود.”
البته هنوز بسیاری قادر به انجام این هدف نمی باشند. دلایل آن پیچیده، احساسی و قابل درک است. و خیلی ساده، آنها چندان خوب نیستند. تحریمات اقتصادی ابزار بسیار موثر در یک مبارزه بدون خشونت است. در اینجا چهار ایراد عمده [نظرات مخالفین تحریم] به استراتژی BDS ذکر می شود که در دنباله هر نظریه، بحث متقابل آن می آید.
۱- استدلال اول مخالفان آنستکه : اقدامات تنبیهی بیشتر از اینکه اسرائیلی ها را ترغیب و متقاعد نماید، آنان را منزوی می نماید.دنیا برای چیزی که « تعهد سازنده» نامیده می شود، تلاش کرده است، تلاش هایی که کاملا شکست خورده اند. از سال ۲۰۰۶ تاکنون، اسرائیل بطور مداوم و سخت بر جنایات خویش افزوده است: گسترش شهرک های یهودی نشین، برافروختن جنگ وحشیانه علیه لبنان و تحمیل مجازات های گروهی به غزه از طریق محاصره غیر انسانی . علیرغم این تشدید عمل ها، اسرائیل با هیچگونه اقدامات تنبیهی مواجه نشده است- بلکه برعکس. تسلیحات و کمک های ۳ میلیارد دلاری سالانه آمریکا به اسرائیل تنها شروعی بر این ماجراست. در تمام این دوران حساس، اسرائیل از یک پیشرفت چشمگیر در زمینه روابط سیاسی، فرهنگی و تجاری با متحدین گوناگون خود برخوردار شده است. برای نمونه، در سال ۲۰۰۷، اسرائیل بعنوان اولین کشور غیر آمریکای لاتین، قرارداد تجارت و مبادله آزاد با «مرکوزور» Mercosur را امضا نمود. در طول ۹ ماه اول سال ۲۰۰۸، صادرات اسرائیل به کانادا به بیش از ۴۵ درصد افزایش پیدا نمود. قرارداد جدید تجاری با اتحادیه اروپا ، صادرات مواد غذایی (کنسرو) اسرائیل به این اتحادیه را به دو برابر افزایش می دهد. و در ۸ دسامبر، وزرای کشورهای اروپایی موافقتنامه همکاری اتحادیه اروپا - اسرائیل را ارتقا دادند، جایزه ای که اورشلیم مدتی طولانی در جستجوی آن بود.در چنین زمینه ای است که رهبران اسرائیلی آخرین جنگ خود را آغاز کردند: با اطمینان از اینکه این جنگ آنان را با هیچگونه هزینه جدی مواج نخواهد ساخت. بسیار قابل تعمق است که در طول هفت روز جنگ، شاخص بورس تل آویو افزایشی بیش از ۱۰/۷ درصد را به خود دید. حکایت هویج و چماق است، وقتی هویج ها تاثیر ندارند، چماق مورد نیاز است.
۲ - استدلال دوم مخالفان آنستکه : اسرائیل، آفریقای جنوبی نیست. البته که نیست. موضوع ربط آن به مدل آفریقای جنوبی اینست که ثابت شده است روش های تحریمی ( BDS) زمانی موثرند که اقدامات کم دامنه تر و ضعیفتر از جمله: اعتراضات، جمع آوری امضاها، اقدامات پشت پرده و لابیگری ها شکست خورده اند. و در عین حال در این میان صداها و همهمه های نگران کننده ای بگوش می رسد: شناسه های کد گذاری رنگی، مجوزهای عبور و مرور، خانه هایی که بولدوزر به جانشان افتاده است، کوچاندن اجباری و جاده هایی که دیگر تنها در اختیار مهاجران یهودی است. رانی کاسریلس Ronnie Kasrils، سیاستمدار برجسته آفریقایی می گوید که معماری «جداسازی» که او در کرانه باختری و غزه در سال ۲۰۰۷ مشاهده نموده، بی نهایت بدتر از آپارتایدی است که او بیاد می آورد.
۳- استدلال سوم مخالفان می گوید: چرا تنها اسرائیل، در حالیکه ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و سایر کشورهای غربی نیز مشابه چنین اعمالی را در عراق و افغانستان انجام می دهند؟ بایکوت یک عمل جزمی نیست، بلکه یک تاکتیک است. دلیل آنکه استراتژی تحریم ها ( BDS) می بایستی بعنوان حربه فشار علیه اسرائیل بکار رود، کارآمدی آنست: در کشوری بسیار کوچک و متکی بر تجارت، این روش کاملا عملی است.
۴- استدلال چهارم مخالفان می گوید که
: تحریم ها، ارتباطات را قطع می کند؛ ما نیاز به گفتگوهای بیشتر داریم، نه کمتر.این استدلال را با بیان یک داستان شخصی جواب می دهم . کتاب های من برای مدت ۸ سال توسط یک موسسه تجاری بنام “بابل” در اسرائیل انتشار یافته است. اما هنگامیکه کتاب ” دکترین شوک” ( The Shock Doctrine) را منتشر کردم، می خواستم که تحریم ها را رعایت کنم. بنا به توصیه ” فعالان تحریم” BDS، با انتشاراتی کوچکی بنام آندالوس (Andalus ) تماس گرفتم.
آندالوس یک انتشاراتی فعال و عمیقا درگیر جنبش ضد اشغالگری است و تنها انتشاراتی اسرائیلی است که خود را انحصارا وقف ترجمه متون عربی به زبان عبری کرده است. ما قراردادی را امضا کردیم که تمامی عواید حاصل از آن به فعالیت های شرکت آندالوس برسد، نه به شخص من. بعبارت دیگر، من اقتصاد اسرائیل را تحریم و بایکوت می کنم، نه مردم اسرائیل را.
اجرای این طرح، مستلزم دهها ارتباط تلفنی، ایمیلی و ارسال پیام های فوری، که از تل آویو به رام الله تا پاریس ، تورنتو و شهر غزه درازا داشت، می بود. نکته من اینستکه، به مجرد اینکه استراتژی تحریم و بایکوت را عملی کنید، دیالوگ در این زمینه به نحو چشمگیری افزایش پیدا خواهد کرد. چرا که نه؟ برپاسازی یک جنبش نیازمند یک ارتباط بی وقفه و پایان ناپذیر است، ارتباطاتی که ازجریان مبارزه ضد آپارتاید خوب به حافظه مانده است. این استدلال که حمایت از بایکوت ما را از یکدیگر جدا می کند، مشخصا توجیهی است که مجموعه ای از اطلاعات ناکافی و کم ارزش درباره علم فن آوری را در بر می گیرد. این ما را غرق در شیوه هایی می نماید که تنها در اطراف جهان داد و قال راه بیاندازیم و رجز خوانی کنیم.هیچ بایکوتی نمی تواند ما را از ارتباطاتمان جدا نماید.

هم اکنون بسیاری از صهیونیست های متکبر برای از میدان بدر کردن بزرگ آماده می شوند:
آیا من نمیدانم که بسیاری از تسلیحات نظامی دارای تکنولوژی پیشرفته از مراکز تحقیقاتی اسرائیل بیرون می آیند، کسانیکه رهبران جهان در زمینه تکنولوژی اطلاعاتی هستند؟
درست است ، اما نه تمامی آنها. چند روز پس از حمله اسرائیل به غزه، ریچارد رمزی، مدیر شرکت بریتیش تله کام (British telecom) ایمیلی به شرکت فن آوری اسرائیلی موبایل مکس( MobileMax ) ارسال و اعلام داشت که:
” از این پس در نتیجه عمل دولت اسرائیل در چند روز گذشته ما قادر نخواهیم بود که به معاملات تجاری با شما و یا هر شرکت دیگر اسرائیلی ادامه دهیم.”
زمانیکه روزنامه نیشن (The Nation ) با ریچارد رمزی تماس گرفت، او گفت که این تصمیم یک تصمیم سیاسی نبوده است.
” ما نمی توانیم که مشتریان خود را از دست بدهیم، بنابراین این تصمیم صرفا در جهت دفاع از مناسبات تجاری بوده است.”
این نوعی از محاسبه خشک و رسمی است که دو دهه پیش باعث شد تا بسیاری از کمپانی ها از آفریقای جنوبی خارج شوند. و این دقیقا محاسبه ای است که واقع بینانه ترین امید ما برای برقراری عدالت می باشد، چیزی که مدتهاست در حق فلسطین انکار شده است.

صبحدم پیروزی بر فراز شهر غزه












د. س. علیرضا دلیری

پس از بیست و دو روز بم افکنی متواصل در جنگی تحمیلی و نابرابرانه از سوی دژخیمان خون آشام صهیونیستی علیه ملتی بیگناه که جز سلاح ایمان هیچ اسلحه ای در دست نداشته تا با جتهای بم افکن و سریع السیر دشمن مقابله کنند آتش جنگ در حالی بخاموشی می رود که تنها در میدان یک پهلوان پیروز می تواند خود نمایی کند. و آن کسی نیست جز شهر شهید پرور و تاریخ ساز غزه و ملت غیور و دلیر این باریکه ی تنگ...تحلیلگران نظامی ای که از چهارسو بر میدان جنگ نظاره داشتند آنرا چنین ارزیابی می کنند:

دکتر محمد عبد السلام تحلیگر نظامی در مرکز پژوهشهای سیاسی و استراتژی اهرام:
هترین توصیفی که می توانم در این مورد عرض کنم اینست که: حماس شکست نخورد. و اسراییل پیروز نشد!

میدان این جنگ آسمان بود.
در حقیقت جنگی بدان صورت بر زمین روی نداد تا بتوان حجم بازوهای حماس را بررسی کرد. هر چه بود بم بود که سیل آسا بر سر خانه های مردم فرود می آمد. و 4000 هزار خانه ی با خاک یکسان، و 16000 هزار خانه نیمه ویران همراه با بیش از 2000 هزار شهید و بیش از 5000 زخمی و هزاران ملیون دلار خسارتهای دیگر بر جای گذاشت.و از طرف نیروهای مقاومت مردمی ـ حماس ـ 600 موشک دست ساز بسوی اسراییل شلیک شد که تنها 3 نفر کشته بر جای نهاد ولی توانست جامعه اسراییل را در بحران و ناامنی شدید گرفتار ساخته زندگی را بطور کلی منحل، و مردم را در پناهگاههای زیر زمینی زندانی کرده اقتصاد کشور را با فرار سرمایه داخلی و خارجی درهم کوبد. و در درگیریهای زمینی که در آخر سیناریوی جنگ وحشت درگرفت حماس توانست 50 سرباز اهریمن را بقتل برساند و صدها تن دیگر را زخمی کند.
این در حالی است که اسراییل تنها به هلاکت 10 تن از نیروهایش از روز اول جنگ 27/12/2008م تا کنون اعتراف کرده است!
کشتار بیرویه مردم بیگناه هرگز دلیل پیروزی نبوده و نیست. مردم الجزائر پس از تقدیم یک و نیم ملیون شهید، و ویرانی کامل کشور نهایتا استعمار فرانسه را از کشور راندند و پیروزی را کسب کردند. و امروز نیروهای از سر تا پا غرق آهن و اسلحه رژیم صهیونیستی دمشان را بر کولشان نهاده سربزیر غزه را ترک می کنند. و اینچنین در جنگ سندان علیه دندان، قطره ناتوان آب سنگ فولادین را سوراخ کرده بر آن غلبه می یابد.و تحلیلگر سیاسی لبنانی سرتیپ بازنشسته ولید سکریه بر این اعتقاد است که:
حماس توانست پیروزی را در میدان نظامی و مردمی از آن خود سازد. ایشان در مصاحبه ای با اسلام اون لاین گفتند: حماس در میدان نظامی توانست پس از از وارد کردن خسارتهایی مهلک بر لشکر اسراییل آنها را مجبور به آتش بس کند، و هنوز هم توان شلیک موشک بسوی اسراییل را دارد. و از سوی دیگر تعاطف و همدلی تمام دنیا را کسب نموده، می تواند همیشه اهرم فشاری باشد بر اسراییل در برابر تجاوزها و سرپیچیهای پی در پیش از قوانین بین المللی، و همچنین شاید بتواند رهبران اسراییل را بعنوان مجرمان جنگی به دادگاه بکشد.
تحلیلگر نظامی مصری، فرمانده بازنشسته ارتش طلعت مسلم اظهار داشتند:
هنگامی که توان نظامی بین دو طرف درگیر جنگ مسلحانه بهم خورده است، تنها مانع شدن از اینکه دشمن به اهدافش دست برسد خود پیروزی به شمار می آید.ایشان اقرار داشتند که این جنگ تا حدودی به جنبش مقاومت مردمی حماس ضربه زده است، ولی بدون شک نتوانسته آنرا ریشه کن سازد. این در حالی است که با عقب نشینی ارتش اشغالگر و قبول آتش بس از سوی او روحیه جانبازان جنبش مقاومت مردمی حماس بسیار بالا رفته در حالیکه روحیه سربازان اسراییلی بکلی نابود شده است.اینها همه اشاراتی است واضح و روشن که اسراییل دست از پا درازتر در حالی از غزه عقب نشینی می کند که مردم غزه پروانه وار دور حماس می چرخند و همه جهان با آنها تعاطف نشان می دهد، و جوانان و نوجوانان دنیای اسلام از اختر تا به خاور آرزوی پیوستن به جناح نظامی این جنبش را در سر می پرورانند.این ثبات و پایداری مردم غزه و جانبازان حماسی از آنها فرشتگانی پاک و بی آلایش و رمزی از صداقت در اذهان مردم دنیای اسلام ساخت، و چهره خود فروخته و ننگ و خائنانه دولتمردان کشورهای اسلامی را برای ملتها بیش از پیش روشن نمود.
صلابت و مردانگی ملت غزه هم آنها را بر اسراییل پیروز ساخت و هم بر سران کشورهای عربی و اسلامی...

۱۳۸۷ بهمن ۳, پنجشنبه