۱۳۸۸ خرداد ۱۹, سه‌شنبه

L'Humanité en guerre»




//13/01013-20090513ARTFIG00453-l-humanite-
en-guerre-.php

L'Humanité en guerre»

Jérôme Bouin (lefigaro.fr)

EN IMAGES - Le Comité international de la Croix-Rouge publie à l'occasion du 150e anniversaire de la bataille de Solférino, qui déclencha la création de cette organisation, un ouvrage rassemblant des photos inédites de conflits depuis la Guerre de Sécession américaine. Nous vous proposons 15 clichés tirés de cet album.

.
.
Guerre civile américaine, 1861-1865. Ce cliché est le plus ancien de l'ouvrage. Si le CICR n'est pas présent sur place (il naît en 1863), l'organisation a récupéré très tôt des photos afin d'argumenter ses initiatives, explique Frédéric Joli, porte-parole pour la France." border="0">
Guerre civile américaine, 1861-1865. Ce cliché est le plus ancien de l'ouvrage. Si le CICR n'est pas présent sur place (il naît en 1863), l'organisation a récupéré très tôt des photos afin d'argumenter ses initiatives, explique Frédéric Joli, porte-parole pour la France. CICR

La Croix-Rouge a été fondée en 1863 par un jeune homme d'affaires suisse, Henry Dunant, traumatisé par la bataille de Solférino (nord de l'Italie), en 1859. Les premières sociétés nationales de secours, formées en temps de paix pour pouvoir intervenir rapidement et efficacement en temps de guerre, voient le jour dès l'année suivante. Dunant tombe alors dans l'anonymat. Il n'en sortira que 20 ans plus tard, recevant en 1901 le premier Prix Nobel de la Paix.

Le Mouvement de la Croix-Rouge est formé du CICR qui s'occupe plus particulièrement des zones de conflit, et de la FICR, active dans tous les pays grâce à ses sociétés nationales, et qui coordonne et mène des actions d'aide internationale surtout lors des catastrophes naturelles ou dans les situations d'urgence sanitaire.

Outre le 150e anniversaire de la bataille de Solférino, l'année 2009 marque aussi les 90 ans de la fondation à Genève de la FICR et les 60 ans des Conventions de Genève. À cette occasion, le Mouvement international de la Croix-Rouge et du Croissant-Rouge a lancé vendredi dernier une campagne mondiale de mobilisation. Parmi les initiatives, la publication d'un ouvrage inédit rassemblant plus de 200 photos d'archives pour retracer l'histoire des conflits depuis la Guerre de Sécession américaine et l'évolution de son action (voir ci-dessus).

Une exposition des photographies du livre sera présentée début septembre au festival international de photojournalisme Visa pour l'Image

à Perpignan, puis à Paris en novembre.

«L'humanité en guerre» - CICR - Editions Lieux Dits - 247 pages, 36 euros.

» Le blog de Frédéric Joli, porte-parole du CICR en France


یکشنبه خونین تشییع جنازه قربانیان انفجار زاهدان تبدیل به شورش مردم و کشتار شد شهر زاهدان، دیروز (یکشنبه) غرق در شورش، آتش و کشتار شد.

یکشنبه خونین
تشییع جنازه قربانیان انفجار زاهدان
تبدیل به شورش مردم و کشتار شد

شهر زاهدان، دیروز (یکشنبه) غرق در شورش، آتش و کشتار شد. شورش و کشتار دیروز، پیامد انفجار مسجد شیعیان این شهر تلقی شده که نزدیک به 80 کشته و مجروح داشت. اما تمام شواهد و پیامدهای پس از آن انفجار نشان میدهد که دست هائی در داخل دولت و حکومت در آنچه که در روزهای اخیر در زاهدان روی داده دخیل بوده است.

مسئولیت انفجار مسجد شیعیان را گروه "جندالله" پذیرفت و به فاصله یک روز مقامات امنیتی و دولتی استان اعلام کردند یک گروه از بمب گذاران را گرفته اند. 24 ساعت پس از اعلام دستگیری این گروه، سه نفر را بعنوان عاملین انفجار در زاهدان اعدام کردند. پیش از آن نیز در یک زمینه سازی انتخاباتی به نفع احمدی نژاد اعلام کرده بودند که به ستاد تبلیغاتی رئیس جمهور حمله کرده بودند و می خواستند آن را منفجر کنند!

به این ترتیب، تمام زمینه های رشد خشونت و حذف سیستان و بلوچستان از کارزار انتخاباتی و رای گیری فراهم شد. امام جمعه اهل سنت زاهدان انفجار انتحاری مسجد شیعیان را محکوم کرد و از اهل سنت شهر خواست که در مراسم تشییع جنازه قربانیان انفجار شرکت کنند. خود نیز پیشقدم شد، اما در همان مراسم (دیروز) خواستند او را ترور کنند که جان به سلامت برد. بدنبال این اقدام، گروه های سنی و شیعه در برابر هم قرار گرفتند و آن بذر خشونتی که 4 سال است دولت احمدی نژاد در منطقه پاشیده محصول خود را داد. بانک ها، ادارات دولتی و اتومبیل ها به آتش کشیده شد و تا شب گذشته شمار کشته شدگان شورش یکشنبه 12 نفر برآورد شد.

شب گذشته ارتباط تلفنی از تهران با زاهدان با دشواری بسیار انجام شد و خبر کشته شدن 12 نفر و به آتش و خون کشیده شدن شهر در همین تماس بسیار کوتاه تلفنی بدست آمد.


رخی مردم خرم آباد،بویین زهرا،قزوین ،گلستان ،شهریار و... را عصر دیروز با اتوبوس به تهران آوردند تا در مراسم حامیان احمدی نژاد شرکت کنند

- برخی مردم خرم آباد،بویین زهرا،قزوین ،گلستان ،شهریار و... را عصر دیروز با اتوبوس به تهران آوردند تا در مراسم حامیان احمدی نژاد شرکت کنند

سايت > قلم







ستگيری ۸۸ نفر در زاهدان

ستگيری ۸۸ نفر در زاهدان


راديو فردا : محمد مرزیه، دادستان شهرستان زاهدان روز یکشنبه اعلام کرد که « در اغتشاشات اخير زاهدان ۵۸ ايرانی و ۳۰ افغان دستگير شدند.»
محمد مرزيه در گفت‌وگو با خبرگزاری نیمه رسمی دانشجویان ایران،ايسنا، گفت: ۵۸ نفر ايرانی به اتهام مشارکت در اغتشاش، آتش‌سوزی، تخريب، سرقت منازل و ضرب و شتم بعد از درگيری‌های اخير زاهدان بازداشت شدند.
این سخنان در حالی بیان می شود که پس از انفجار يک بمب در مسجد على ابن ابيطالب شهر زاهدان، در روز هفتم خرداد، این شهر به مدت چند روز صحنه درگیری هایی بین سنی ها وشیعیان بود.
در این بمبگذاری که مسئولیت آن را گروه جندالله بر عهده گرفت، دست کم ۲۵ نفر كشته و بيش از ۱۴۰ نفر زخمى شدند. دولت ایران این گروه را تروریست و در ارتباط با القاعده می داند در حالی که جندالله ادعا می کند از حقوق اقلیت سنی دفاع می کند. جندالله پیشتر به نیروهای نظامی و افراد غیرنظامی در ایران حمله کرده است.
مقامات ایرانی در زاهدان سه نفر را دو روز پس از این انفجار، به اتهام این بمبگذاری اعدام کردند.
محمد مرزیه، همچنین اعلام کرد که ۳۰ نفر از اتباع بيگانه‌ غير مجاز که با سوءاستفاده از موج ايجاد شده به تخريب و شرکت در اغتشاش دست زده و بازداشت شده اند.
دادستان زاهدان افزود : «در جريان اين درگيری‌ها موسسه‌ی صندوق مهررضا نيز آتش زده بودند و شش نفر از هموطنان‌مان در اين آتش‌سوزی کشته شده بودند.»
تلويزيونی دولتی پرس تی ‌وی، پیشتر اعلام کرده بود که در آتش سوزی شعبه مؤسسه مالی مهر در زاهدان، پنج نفر جان خود را از دست داده اند.
در گزارش وب سايت اين شبکه تلويزيونی آمده بود که اين پنج نفر جملگی از کارکنان مؤسسه مالی و اعتباری مهر بوده‌اند.
آقای مرزیه همچنین گفت که «در حادثه‌ ترور محافظ امام جمعه هيچ كس كشته نشده و اين سوء قصد به امام جمعه در حد ايراد ضرب بوده كه دستور دستگيری افراد مظنون صادره شده و پرونده در مجتمع ويژه جرايم امنيتی استان در حال

و ح



آپارتايد موجود عليه مردم کرد و سوءاستفاده از حقوق بشر افشا شود



18خرداد :پيام محمدصديق کبودوند از بند خود در اوين :آپارتايد موجود عليه مردم کرد و سوءاستفاده از حقوق بشر افشا شود

خبرنامه اميرکبير:محمدصديق کبودوند رئيس زندانی اين سازمان در پيامی که از بند خود در اوين به بيرون از زندان ارسال نموده، از وجود يک سامانه مبتنی بر آپارتايد واقعاً موجود عليه مردم کرد بويژه کردهای هويت خواه ،از بايکوت کردن زندانيان سياسی کرد و تابو شدن نام آنها درمطبوعات داخل کشور ، و نيز از تناقض در مواضع و عملکرد و پارادوکس درگفتار و رفتار برخی از فعالان حقوق بشری داخلی و سوءاستفاده‌های سياسی از اين حقوق مي‌گويد.

متن کامل پيام در پی مي‌آيد:

در روزهای اخير:

برخی روزنامه‌ها،رسانه‌ها، گروه‌ها و احزاب سياسی و فعالان سياسی ، مدنی و اجتماعی و حتی برخی از نامزدهای رياست جمهوری در ايران از زندانی سياسی و حقوق زندانيان سياسی مي‌نويسند و يا سخن بر زبان مي‌رانند. البته مفهوم ,حقوق زندانی سياسی , مورد کاربرد آنها بسيار مبهم است و هيچ تعريف روشن و مشخصی از حد و حدود دايره آن ارايه نشده و معلوم نيست چه کسانی در شموليت اين مفهوم مي‌توانند قرار بگيرند.

اينکه در ميان آنها آيا هنوز اين باور هست که در ايران زندانی سياسی وجود ندارد، اينکه آيا زندانی سياسی را همچنان مي‌توان تنها به بازداشت‌های چندروزه چند دانشجوی خودی خلاصه کرد؟ اينکه آيا زندانيان کرد هم مي‌توانند در دايره موردنظر قابل تعريف باشند؟ اينکه زندانيان سياسی در حال حاضر چه کساني‌اند؟و چرا اساساً نامی از آنها برده نمی شود؟ اينکه اصولاً توجيه آنها از بايکوت و حتی ,تابو, کردن نام زندانيان کرد چيست؟هنوز پاسخی برای اينگونه سوالات دريافت نشده است.

در سال‌ها و ماه‌های اخير:

برخی از روزنامه‌ها و نشريات و رسانه‌های مدعی مردم سالاری از بازداشت چند ساعته يک شهروند تا احضار به دادگاه برخی از افراد جهت ارايه پاره‌ای از توضيحات، از تذکرهای انضباطی تا تماس‌های تلفنی و اخطار برخی نهادهای امنيتی و انتظامی جهت برپا نکردن جلسات دوستانه و مهماني‌ها نوشتند و پيرامون اينگونه به اصطلاح خبرها، گفتگوها و مصاحبه‌ها ترتيب دادند و از نبود آزادی بيان و فقدان امنيت و عدم رعايت حقوق شهروندی گفتند و نوشتند و البته و صدالبته برای ,خودي‌ها,.

برخی وکلا و مدافعين حقوق بشر نيز در سال‌ها و ماه‌های اخير از اينکه فرد يا افرادی به اتهام غارتگری اموال عمومی و يا کلاهبرداري‌های کلان و فساد مالی و يا به اتهام جاسوسی برای خارجيان دستگير و بازداشت مي‌گرديدند ، از اينکه حقوق شهروندی اين افراد نقض و يا سلب شده و يا نقض مي‌گرديد معنرض ميشدند و حتی برای فرد يا افرادی که به قتل عمد متهم شده و يا دست به جنايت زده جار و جنجال به پا ميگرديد و برای دادرسی عادلانه و رعايت اصول حقوقی وقضايی ودفاعی و استانداردهای مرتبط و يا اعاده حقوق آنها چه تلاش‌هايی که انجام ندادند.

اما نديده‌ايم و نشنيده‌ايم:

از حقوق انسانی زندانيان سياسی کرد، از نقض حقوق شهروندی آنها ، و دادرسی ناعادلانه و برخورد کينه جويانه قضات و دستگاه قضايی نسبت به اين دسته از زندانيان درجه چندم از لحاظ حقوق شهروندی در ايران کسی چيزی بگويد و يا مطلبی بنويسد و يا اعتراضی نمايد. به طوری که حتی تاکنون در ذهنشان هم نگنجيده که زندانی سياسی کرد هم حقوقی دارد، در حالی که هيچ کس نمی تواند انکار کند که تنها کمتر از ۱۵ درصد از جمعيت کشور کرد هستند اما بيش از ۷۰ تا ۸۰ درصد زندانيان سياسی به -اصطلاح امنيتی- در زندان‌های جمهوری اسلامی کرداند. در حاليکه برای زندانيان سياسی غيرکرد حبس‌های کوتاه مدت چندماهه و يکی دو ساله و تعليقی درنظر مي‌گيرندو متهمان به جاسوسی نيز به حبس‌های ۲ و چند سال محکوم مي‌شوند، اما مي‌بينيم و مي‌شنويم زندانيان سياسی کرد را به اعدام محکوم مي‌کنند يا حبس‌های طولانی مدت ۳۰ سال و ۲۰ سال برای آنها درنظر مي‌گيرند و اين احکام نه فقط برای فعالان سياسی و يا متهمين به ارتباط با گروه‌های سياسی کرد که حتی برای دانشجويان سياسی کرد هم حبس‌های ۱۰ تا ۱۸ سال صادر مي‌نمايند تا آنجا که برای فعالان حقوق بشر در کردستان نيز حبس‌های طولانی مدت بيش ازده سال درنظر مي‌گيرند.

صدور اينگونه احکام سنگين و ناعادلانه برای زندانيان کرد به همان‌اندازه تبعيض آميز و انتقام جويانه است که سکوت و بايکوت اين مسئله انسانی غم انگيز از سوی مدعيان حقوق شهروندی و حقوق بشر غيرعادی و عجيب است .سکوت اين دسته از مدعيان دفاع از حقوق شهروندی و دموکراسی و حقوق بشر درقبال بيدادگری نسبت به زندانيان سياسی و وجدانی کرد توجيه پذيرنبوده و بلکه بی اعتقادی و بی باوری آنها را به مضامين و مفاهيمی چون عدالت، برابري، برادری و عدم تبعيض در ميان انسان‌ها و مردم ايران به منصه ظهور رسانده است. آنها در حالی به قصد بهره برداری سياسی سنگ دفاع از حقوق بشر و دفاع از حقوق شهروندی را به سينه مي‌زنند و از حقوق يک قاتل و يا يک جاسوس دفاع مي‌کنند و تيتر روزنامه‌هايشان مي‌نمايند که از زندانيان سياسی کرد که عموماً برای آزادی و دموکراسي، رفع تبعيض، برابری در حقوق و حقوق بشر نه فقط برای مردم کردستان بلکه برای همه ايرانيان و برای کل جامعه بشريت از حقوق انسانی شان محروم شده‌اند، نه تنها هيچگونه دفاعی نمی کنند بلکه با بايکوت کردنشان آنهارا تابوی مطبوعات نموده‌اند.

اگرچه ما مي‌‌دانيم:

برخی از فعالان حقوق شهروندی و مدنی و اجتماعی خود از بانيان ديروزی نهادها و ارگان‌هايی بوده‌اند که در سرکوب حقوق بشر و لگدمالی حقوق شهروندی دست داشته و يا آنهايی که ردای مدافع حقوق شهروندی و آموزگاری حقوق بشر پوشيده‌اند در گذشته مردم را با رنج و آزار و اذيت و شکنجه‌های جسمی و روانی مواجه مي‌ساختند بطوريکه آثار و عملکرد گذشته آنان نيز در اذهان عمومی باقی مانده است.

با اين حال ما نيز از عدم برگزاری جلسات و ممانعت از مهماني‌های دوستانه، بازداشت دانشجويان، محروميت از تحصيل و ستاره دار شدن آنها، احضار شهروندان و بازداشت‌های چندروزه و چندماهه فعالان سياسی و مدنی نگران مي‌شويم و معتقديم که جاسوس‌ها، قاتلين و کلاهبرداران نيز بايد از حقوق انسانی و شهروندی شان بهره مند باشند و در برخورد قضايی با آنها عدالت بايد رعايت شود اما نمی توانيم نگرانی عميق خود از وجود ,آپارتايد واقعاً موجود, عليه ملت کرد را ابراز و اعلام نکنيم. تبعيض مبتنی بر مليت و نگاه تبعيض آلود را با نگاهی گذرا بر نوشته‌ها، مطالب گفته شده، سخنراني‌ها و رسانه‌های مدعيان حقوق شهروندی و حقوق بشر و مردم سالاری درايران را آشکارا مي‌توان استنباط و دريافت کرد. ما نمی توانيم مواضع و عملکرد تناقض و پارادوکس در گفتار و رفتار مدعيان آزادی ودموکراسی و حقوق بشر را که در سايت‌ها، روزنامه‌ها، رسانه‌هايشان قابل مشاهده است ناديده بگيريم و نمی توانيم بر دروغ‌ها، فريبکاري‌ها، بی صداقتي‌ها و سوءاستفاده‌های بسياری از اين مدعيان چشم بپوشيم.

و اما امروز:

کسانی در مجموعه دستگاه‌های حکومتی و کانون‌های قدرت در ۳۰ سال گذشته حضور داشته و يا در موارد نقض حقوق بشر دست داشته و يا به نوعی با ناقضان حقوق بشر همراه بوده‌اند که امروز از حقوق شهروندی و دفاع از آن دم مي‌زنند و اخيراً برخی از نامزدهای رياست جمهوری نيز از توجه به حقوق شهروندی و حقوق بشر و ضرورت ايجاد معاونت‌ها و يا وزارتخانه‌های حقوق بشری و راه‌اندازی آن سخن مي‌گويند. وآزادی بيان، رعايت حقوق شهروندي، تامين حقوق زنان، احترام به حقوق اقوام و مذاهب و زندانيان سياسی و تضمين و تامين اين حقوق را وعده مي‌دهند.

اما نبايد فراموش کرد که مردم ساکن در کشور در ۳۰ سال گذشته نيز مستحق برخورداری از امنيت شخصی و آسايش و آرامش روانی و اجتماعي، آزادي‌های مدنی و اجتماعي، برابری در حقوق و قانون، و بطور کلی حقوق بشر بوده‌اند و طرح اين حقوق در هفته‌ها و روزهای اخير و امروز نبايد صرفاً وسيله و ابزاری برای تشويق و تهييج مردم به شرکت در نمايش‌های سياسی و يا کشاندن آنها به پای صندوقهای رأی و مشروعيت گيری مردمی برای مذاکرات بين الدولی آتی باشد.

ما ناچاراً

خود را اميدوار مي‌سازيم به اينکه شعارهای حقوق بشری و وعده صيانت از آن برای لوث کردن هرچه بيشتر حقوق بشر ودر تداوم سوءاستفاده‌های تاکنونی از آن و به قصد فريب اذهان عمومی مردم نمی باشد چرا که اين اقدام برخلاف اخلاق و وجدان و اقدامی غيرانسانی خواهدبود. ما همچين ناگزير به اين اميدواری مي‌باشيم که وعده ايجاد معاونت‌ها و وزارتخانه‌های حقوق بشری همانند کميته‌ها و کميسيون‌های حقوق بشری موجود و تاکنونی صرفاً کاربرد فرامرزی و ا بزار سياسی عليه کشورهای ديگرنخواهد بود و چشمان اين نهادها نيز به حقوق بشر داخلی بسته نخواهد ماند.

سرانجام اينکه همکنون سامانه ای بر مبنای مناسبات نابرابرانه و ناعادلانه مبتنی بر تبعيض و بی اعتمادی و بيگانه انگاری مردم کرد بويژه افراد متعلق به اين مليت که قايل به هويت کردی هستند وجود دارد و اين واقعيت که سامانه‌ای براساس آپارتايد عليه کردهای هويت خواه بکارگرفته شده ،غير قابل انکار است از اين رو از همه وجدان‌های هوشيار واگاه و معتقدين راستين حقوق بشر و فعالان مدنی و اجتماعی درخواست می گردد تا ضمن تلاش جهت پايان بخشی به سوءاستفاده از حقوق بشر،برای افشای آپارتايد واقعاً موجود عليه کردها و مليت های حاشيه ای در ايران کوششش کنند

تهران

۱۷ خرداد ۱۳۸۸/۷ ژوئن ۲۰۰۹

دبير خانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

جهانی کردن، واپسین مرحله‌ی امپریالیسم؟ ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ | admin اگرچه در کشورهای پیرامونی از جمله در ایران کم نیستند نویسندگانی که برای «جهانی‌کردن» ک

جهانی کردن، واپسین مرحله‌ی امپریالیسم؟

۱۷ خرداد ۱۳۸۸اگرچه در کشورهای پیرامونی از جمله در ایران کم نیستند نویسندگانی که برای «جهانی‌کردن» که آن را به نادرست « جهانی‌شدن» می‌نامند، غش و ریسه می‌روند ولی در کشورهای غربی، نهضت رو به رشدی برعلیه این فرایند شکل گرفته است که روز‌به‌روز گسترده‌تر و حتی در مواردی رادیکال‌تر می‌شود. وقتی Globalisation به «جهانی‌شدن» ترجمه می‌شود نقش شرکت‌های فراملیتی و دولت‌های غربی به‌ویژه دولت امریکا و دولت انگلیس دراین فرایند ماست‌مالی می‌شود و کل این فرایند حالت یک «دگرگونی و تحول طبیعی» به خود می‌گیرد که چون نتیجه‌ی طبیعی تحول نظام اقتصاد جهانی است، پس باید بدون اتلاف وقت به آن پیوست. شماری از نولیبرال‌های وطنی آن‌چنان از هول حلیم توی دیگ افتاده‌اند که حتی انتقادشان به حکومت شاه این شده است که آن خدابیامرز هم «سوسیالیست» بود و به عقلانیت نظام مبتنی بر بازار عمل نمی‌کرد و به همین دلیل، حکومتش دوام نیاورد!!

احمد سیف
البرز

اقتصاد جهان به کجا می‌رود؟ جهانی‌کردن به‌واقع به چه معناست؟ و در این «اقتصاد جهانی‌کرده» وضعیت جوامع پیرامونی که به غلط «جهان سوم» خوانده می شوند چه می‌شود؟ مگر درست نیست که با فروپاشی «سوسیالیسم» در شوروی سابق و کشورهای اقمارش در اروپای شرقی، « تاریخ با پیروزی دموکراسی لیبرالی» به پایان رسیده است؟

اگرچه در کشورهای پیرامونی از جمله در ایران کم نیستند نویسندگانی که برای «جهانی‌کردن» که آن را به نادرست « جهانی‌شدن» می‌نامند، غش و ریسه می‌روند ولی در کشورهای غربی، نهضت رو به رشدی برعلیه این فرایند شکل گرفته است که روز‌به‌روز گسترده‌تر و حتی در مواردی رادیکال‌تر می‌شود. وقتی Globalisation به «جهانی‌شدن» ترجمه می‌شود نقش شرکت‌های فراملیتی و دولت‌های غربی به‌ویژه دولت امریکا و دولت انگلیس دراین فرایند ماست‌مالی می‌شود و کل این فرایند حالت یک «دگرگونی و تحول طبیعی» به خود می‌گیرد که چون نتیجه‌ی طبیعی تحول نظام اقتصاد جهانی است، پس باید بدون اتلاف وقت به آن پیوست. شماری از نولیبرال‌های وطنی آن‌چنان از هول حلیم توی دیگ افتاده‌اند که حتی انتقادشان به حکومت شاه این شده است که آن خدابیامرز هم «سوسیالیست» بود و به عقلانیت نظام مبتنی بر بازار عمل نمی‌کرد و به همین دلیل، حکومتش دوام نیاورد!! از دیدگاه این جماعت هیچ مشکلی در ایران وجود ندارد که با تبعیت از سیاست‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و با پیوستن به سازمان تجارت جهانی حل‌وفصل نشود. حتی یکی از این حضرات معتقد است که علت این که در ایران احزاب سیاسی نداریم این است که دولت در اقتصاد دست بالا را دارد و لابد به محصولات اساسی یارانه می‌پردازد! فقر نظری و منطقی در نوشته‌های نولیبرال‌های وطنی به‌راستی حیرت‌آور است. این حیرت موقعی بیشتر می‌شود که می‌بینی دولت‌مردان هم که زمانی وعده‌ی آب و برق مجانی می‌دادند و با همه‌ی نمودهای اندیشه‌ی غربی مخالفت می‌کردند، اکنون همین لاطائلات را تکرار می‌کنند. وقتی فرایند جهانی‌کردن نتیجه‌ی طبیعی و منطقی تجددطلبی در سطح جهان باشد، بدیهی است که برای عقب نماندن از قافله، باید خواستار پیوستن به سازمان تجارت جهانی شد و هم مدافع برنامه‌های نولیبرالی صندوق بین‌المللی پول و به‌واقع خزانه‌داری امریکا. و باز در همین راستاست که کم نیستندکسانی که عدم توفیق کشورهایی چون ایران را در جلب سرمایه‌ی خارجی با فقدان قوانین لازم در حمایت از آن و مزاحمت قانون کار گره می‌زنند و به همین خاطر از قانون‌گذاران می‌خواهند بیش از این در تدوین و تصویب قوانین مفید تاخیر نکنند.[۱]

در این مختصر، هدفم بررسی این ادعاهای عجیب و غریب نیست. بلکه می‌خواهم از جهانی‌کردن و شماری از پی آمدهای آن سخن بگویم.

وقتی به جای « جهانی‌شدن» که رایج است از« جهانی‌کردن» حرف می‌زنم به‌وضوح روشن است که از دیدگاه من، این فرایند نه نتیجه‌ی تحول درونی نظام سرمایه‌سالاری که پی‌آمد اجرای سیاست‌هایی ویژه ایست که به اجرا در آمده است. همین نکته، بلافاصله این پرسش را مطرح می‌کند که پس، علت جهانی‌کردن چیست؟ چه شد و چه پیش آمد که اقتصاد جهانی را «جهانی» کردند و چرا؟ آیا آن گونه که کسانی چون جف ساکس ادعا می‌کنند انگیزه‌ی جهانی‌کردن سراسری کردن رفاه و به واقع جهانی‌کردن غنا و ثروت است یا این که این فرایند، نه فقط پی‌آمد که انگیزه‌های دیگری دارد.

به‌طور کلی این ادعا به اعتقاد من درست است که سرمایه‌سالاری به عنوان یک نظام، نظامی گسترش‌طلب است که همه‌ی شیوه های تولیدی ماقبل خویش را منهدم می‌کند. این سخن، سخن بدیعی نیست. بازگفتی بسیار مختصر از تاریخ بشریت در دوسه قرن اخیر است. با این همه، این نکته هم درست است که در دو یا سه دهه‌ی گذشته شاهد تغییرات و تحولات اساسی در شیوه‌ی عمل این نظام بوده‌ایم.

ـ تکنولوژی اطلاعات که در این دوره تحولات چشمگیری داشته است در فرایند تولید سرمایه‌سالاری تغییرات تغیین‌کننده‌ای ایجاد کرده است.

ـ ظرفیت تولیدی به‌شدت افزایش یافته است.

ـ رقابت بین بنگاه‌ها از سویی و تغییرات تکنولوژیک از سوی دیگر، موجب شده است که قیمت واقعی محصولات در بازار به جای افزایش کاهش یابد.

- ساختار هزینه‌ی تولید در بسیاری از بنگاه‌های سرمایه‌سالاری دگرگون شده است. منظورم این است که اگرچه هزینه‌ی ثابت تولید افزایش چشم‌گیری پیدا کرده است ولی هزینه‌ی متغیر یا هزینه‌ی نهایی تولید محصول بسیار ناچیز و نزدیک به صفر است. برای نمونه، برای تهیه و تدوین یک نرم‌افزار تازه‌ی کامپیوتری صدها میلیون دلار باید سرمایه‌گذاری شود. ولی وقتی نرم‌افزار تکمیل می‌شود، هزینه‌ی تولید و تکثیر این نرم‌افزار همان چند سنتی است که صرف تهیه‌ی یک سی‌دی می‌شود.

ـ ماهیت اقتصاد سرمایه‌سالاری تغییر کرده و نه فقط تمایل طبیعی به برقراری حالت تعادلی ندارد بلکه مشخصه‌ی آن عدم‌تعادل و تعادل‌ستیزی است. دلیل اصلی هم این است که فرایند تولید در نتیجه‌ی تکنولوژی اطلاعات با بازده صعودی نسبت به مقیاس مشخص می‌شود که علت اصلی پیداشدن ظرفیت مازاد تولیدی است. و در هر شرایطی که مازاد ظرفیت تولیدی باشد، بازار باعدم تعادل روبروست.

ـ رقابت در بازار، میزان سود را کاهش داده است و در نتیجه، بنگاه‌ها برای بازیابی سرمایه‌ای که صرف سرمایه‌گذاری‌های اولیه کرده‌اند با مشکل روبرو هستند. از سوی دیگر، مداخله‌ی دولتی هم برای کمک به این بنگاه‌ها در دیدگاه غالب امروزین مقبولیت سیاسی ندارد.

شرط لازم و کافی برای این که فعالیت‌های بنگاه‌های سرمایه‌سالاری به دست‌انداز نیافتد این است که بازار فروش محصولات از رشد کافی برخوردار باشد تا بنگاه‌ها که با بهره‌گیری از ظرفیت تولید بیشتر محصولات بیشتری تولید می‌کنند بتوانند آن را در بازار نقد کنند. در بازار فروشی که رشد قابل توجهی داشته باشد فروشندگان اگرچه به ازای فروش هر واحد سود زیادی به جیب نمی‌زنند ولی مادام که تعداد واحدهای به فروش رفته زیاد باشد و رشد زیاد داشته باشد، میزان سود آنان قابل‌توجه خواهد بود. ماهیت رقابت دراین بازارهای جهانی‌کرده به گونه‌ای دیگر شده است. نه فقط رقابت بر سر قیمت اهمیت بیشتری پیدا کرده است بلکه اشکال تازه‌تری از رقابت شکل گرفته است.

ـ رقابت با خویش: اگرچه به نظر خنده‌دار می آید ولی تولیدکننده‌ی فرآورده‌هایی که با پیشرفت تکنولوژی اطلاعات دایما تغییر می‌کند نه تنها با رقبا بلکه با مدل‌های پایین‌تر خویش در حال رقابت است. برای نمونه وقتی یک تلفن همراه تازه وارد بازار می‌شود گذشته از رقابت با تلفن‌های همراه دیگر، برای تولیدکننده این نکته هم مهم است که چه‌گونه دارندگان تلفن همراه قدیمی خود را به خرید مدل‌های تازه‌تر تشویق کند.

ـ رقابت در وجه عمده برای دست یافتن به موقعیت برتر در بازار است. رسیدن به این موقعیت برای بنگاه حداقل دو منفعت مشخص دارد. بنگاه مسلط در بازار می‌تواند شرایط بازار را به دیگران دیکته کند. و به‌علاوه، در پیوند با تکنولوژی آینده، در موقعیت بهتری باشد. موقعیت مسلط به بنگاه امکان می‌دهد که منابع بیش‌تری را صرف تحقیق و توسعه نماید که به نوبه، امکان تولید کالاهایی با تکنولوژی برتر را به آن خواهد داد.

ـ درطول تاریخ اعمال قدرت طبقات اصلی جامعه برای سامان‌دهی مسایل اجتماعی و اقتصادی به شیوه‌‌ای که مورد پسندشان باشد همیشه به این بستگی داشته است که طرفین برای برهم زدن مناسبات اقتصادی فی‌مابین چقدر قدرت دارند. به عبارت دیگر، چه انتخاب‌های بالقوه‌ای در برابرشان وجود دارد؟ آن چه که جهانی‌کردن نامیده می‌شود، ضمن افزودن بر انتخاب‌های سرمایه برای خروج از این مناسبات در محدوده‌ی ملی، با مهارت‌زدایی از کارگران، امکانات کارگران را کاهش داده است. افزایش قدرت سرمایه برای برهم‌زدن مناسبات خویش با کار و خروج از آن مناسبات در محدوده‌ی ملی ـ از طریق تحرک سرمایه، تجارت روزافزون، جایگزینی کارگران یا آن‌چه که معمولاً کش رفتن در مرکز[۲] نام گرفته است ـ در تاریخ مدرن سابقه نداشته است. گذشته از محدودیت‌های حقوقی که برسر تحرک کار وجود دارد، مجموعه ای از مناسبات شخصی، اجتماعی، فرهنگی، و حتی روان‌شناختی باعث می‌شود که کار هیچ گاه به اندازه‌ی سرمایه متحرک و سیار نباشد. پی‌آمد این تغییرات در کشورهای سرمایه‌سالاری صنعتی به این صورت در آمده است که به غیر از بخش کوچکی از کارگران شرایط کاری و درآمد واقعی بخش غالب کارگران نه فقط بهبود نمی‌یابد بلکه با گذر زمان بدتر می‌شود.

با در نظر داشتن نکاتی که به آن اشاره کردم، حداقل به دو دلیل، این شرط لازم و کافی در بازار جهانی وجود ندارد. از آن گذشته، بعید به نظر می‌رسد که بدون یک تغییر اساسی در جهت‌گیری سیاست‌پردازی‌های اقتصادی و کوشش برای بازتوزیع جدی در آمد و ثروت در جهان ـ بین کشورهای غنی و فقیر ـ و در درون کشورها، این پیش‌شرط فراهم شود.

زیرنویس

[۱]احتمالاً در روزنامه های وطنی خوانده اید که قدم های اولیه را برای لغو قانون کار برداشته و بنگاه‌هایی را که تا ۱۰ نفر کارگر داشته باشند به امان خدا رها کرده‌اند. یعنی قانون کار شامل حال آنان نمی‌شود. از همین نمونه‌ی ساده جهت‌گیری طبقاتی این نوع سیاست‌ها مشخص می‌شود. و اما درباره‌ی عدم‌توفیق در جلب سرمایه‌ی خارجی، وقتی حاکمیت قانون نباشد و قدرتمندان به قوانین مصوبه‌ی خویش عمل نکنند. وقتی سیاست‌پردازی اقتصادی و خارجی ثباتی نداشته باشد و هر لحظه به رنگی در بیاید. وقتی کسی برای تحقیق و توسعه ارزشی قائل نباشد و سطح مهارت کارگران و مدیران ناچیز باشد، سرمایه‌ی خارجی جلب نمی شود که هیچ، سرمایه‌ی داخلی هم فرار می‌کند. بدون پرداختن به مشکلات بنیادی نظام اقتصادی و سیاسی و حتی می گویم فرهنگی، تصویب این قوانین موثر و مفید نخواهد بود.

[۲] در برابر Downsizing من «کش رفتن در مرکز» را گذاشته‌ام چون معادل بهتری به نظرم نمی‌رسد.

۱۳۸۸ خرداد ۱۷, یکشنبه

تظاهرات خیابانی در تهران مرگ بر دیکتاتور - آزادی حجاب!


• صدها تن از دانشجویان عصر جمعه با برگزاری راهپیمایی در تهران به فضای انتخاباتی شکل جدیدی دادند
صدها تن از دانشجویان مطالبه محور حامی کروبی عصر جمعه با برگزاری راهپیمایی از میدان ونک تا میدان تجریش تهران به فضای انتخاباتی حاکم بر این شهر شکل جدیدی دادند. به گزارش ادوار نیوز در روزهای گذشته حامیان کاندیداها تنها در میادین تهران تجمع و یا از کاروان های اتومبیل استفاده می کردند اما دانشجویان مطالبه محور حامی کروبی که در میان آنان فعالان دانشجویی تازه آزاد شده پلی تکنیک، دانشجویان ستاره دار دانشگاه های مختلف و فعالان جنبش زنان، روزنامه نگاران و فعالان سیاسی حامی کروبی دیده می شدند با حرکت از میدان ونک به سمت میدان تجریش پلیس را مجبور کردند تا نیمی از خیابان ولی عصر را به راهپیمایی آرام آنان اختصاص دهد. این راهپیمای به دعوت ستاد شهروند آزاد (مطابه محوران حامی تیم کروبی-کرباسچی)بر گزار شد. بنابر این گزارش، تظاهرکنندگان در طول این راهپیمایی کم سابقه، با شعار« کروبی-کرباسچی، نه یک تدارکاتچی» و «حامی دانشجویان، حمایتت می کنیم» رای خود را به مهدی کروبی اعلام کردند. با این حال شعارهای سر داده شده تنها محدود به تبلیغ برای یکی از کاندیداها نشد و دانشجویان با فریادهای «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر استبداد»، «توپ، تانک، بسیجی، دیگر اثر ندارد»، با استفاده از فضای انتخابات حرکتی کم سابقه در سال های اخیر را در شهر تهران سازمان دادند. تظاهرکنندگان همچنین با شعار«اگر تقلب بشه، ایران قیامت میشه» و همچنین شعارهایی بر ضد دبیر شورای نگهبان و برخی نهادهای امنیتی-نظامی، در خصوص احتمال تقلب هشدار دادند. تظاهرکنندگان همچنین درمسیر خود در برابر سازمان صدا و سیما تجمع کردند و نسبت به عملکرد صداسیما و مخصوصا بخش خبری بیست و سی اعتراض کردند. شعار آزادی حجاب و برابری حقوق زنان از دیگر شعارهای اصلی این راهپیمایی چند ساعته بود. گفتنی است پلیس و ماموران امنیتی به رغم عدم برخورد با تظاهرکنندگان، با مسدود کردن مسیرهای اطراف تظاهرکنندگان تلاش داشتند از روبرو شدن مردم با آنها جلوگیری کنند.

بیانیه‌ کانون نویسندگان ایران به مناسبت ۲۸مین سالگرد اعدام سعید سلطانپور

• کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه ای به مناسبت بیست‌ و هشتمین سالگرد اعدام تبهکارانه‌ی سعید سلطانپور شاعر و مبارز برجسته ی کشورمان، نوشت هم‌چنان بر خواسته‌ی بر حقِ همیشگیِ خود جهت بازگشایی پرونده‌های کشتارهای دهه ۱۳۶۰ و از جمله پرونده سعید سلطانپور پای می فشارد ...

مردم شریف و آزاده ! بیست و هشت سال پیش، در چنین روزهایی، در ٣۱ خرداد ۱٣۶۰، سعید سلطانپور، شاعر، نمایش‌نامه‌نویس، منتقد، کارگردان تئاتر و عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران که در رژیم گذشته نیز بارها زندانی شده بود، پس از تحمل شکنجه‌های سنگین، همراه با ۱۴ تن دیگر به جوخه‌ اعدام سپرده شد. اما سعید فقط یک شاعر، نویسنده یا نمایشگر ساده نبود. شاید به جرأت بتوان گفت که او جلوه‌گاه تمامی ویژگی‌های برجسته‌یی بود که در هر عصر، تنها در تنی چند از روشنفکران به نمود در می‌آید؛ روشنفکری متعهد، انترنالیست، فروتن در برابر مردم و خروشان در مقابل قدرت ستم‌بارگان؛ نویسنده و شاعری که التزام‌اش به آزادی و برابری، حقیقت و همه ارزش‌های انسانی و پاک، تا دم مرگ با او بود. شک نداریم که شاملو‌ها، پوینده‌ها، مختاری‌ها و... در فضایی دم زدند و بالیدند که سلطانپور و سلطانپورها به وجود آورده بودند؛ با سنتی رشد کردند که در آن نوشتن و گفتن جدا از انسان و سرنوشت و آینده‌ی او معنایی ندارد. کانون نویسندگان ایران در بیست‌ و هشتمین سالگرد اعدام تبهکارانه‌ی سعید سلطانپور هم‌چنان بر خواسته‌ی بر حقِ همیشگیِ خود پا می‌فشارد که پرونده‌های کشتارهای دهه ۱٣۶۰ و از جمله پرونده سعید سلطانپور را بگشایند. آرزوی ما این است که شرایطی فراهم آید که بتوانیم بزرگداشتی شایسته‌ی این روشنفکر آزاده و بزرگ برگزار کنیم، و از تشکل‌هایی که در خارج کشور در تدارک مراسمی برای بزرگداشت یاد و خاطره سعید سلطانپور و راه و روش اجتماعی او هستند قدردانی می‌کنیم.
کانون نویسندگان ایران ۱۷ خرداد ۱٣٨٨

The Israeli Information Center for Human Rights in the Occupied Territories was established in 1989

The keffiyah is a national symbol for Palestine and their struggle for independence.

kufiyeh_34kufiyeh_35kufiyeh_36hands_palestinesilentkufiyehboytears1scarf_flowers


The Israeli Information Center for Human Rights in the Occupied

Territories was established in 1989


Palestinians displaced by Operation Cast Lead living in tents
view video

Settler fires at Palestinians in Hebron
view video

Settlers raid 'Asira al-Qibliya and attack residents
view video

Settlers attack shepherds in Southern Hebron Hills
view video

Ruin and Humiliation – Qalqilya
view video

Settlers at the Door – Hebron
view video

Life in a Cave – southern Hebron Hills
view video

Saturday Violence – A-Tuba
view video

Masked Attackers – A-Tuba
view video

Stoning Neighbors - Hebron
view video