۱۳۸۸ تیر ۳, چهارشنبه

اندازی به سوی مردم معترض در میدان بهارستان


• تجمع مردم معترض به نبود آزادی در ایران در میدان بهارستان با حمله ی نیروهای امنیتی مواجه شده است. «در زیر پل سعدی و میدان بهارستان مردم را می زنند... خانمی را به قصد کشت زدند و او در خون خود غوطه ور شد و شوهرش نتوانست کاری بکند... ماموران امنیتی در خیابان لاله زار به مردم شلیک می کنند... به مردم توهین می کنند و یک پیر مرد را زدند.... شما باید به مردم ایران کمک کنید و این جنایات را متوقف کنید...(گزارش مستقیم یک شاهد عینی به شبکه ی سی ان ان)»... فیلم های تظاهرات روز چهارشنبه را در ادامه ببینید ...

گزارش یک دختر با صدای گریان به سی ان ان:

در زیر پل سعدی و میدان بهارستان مردم را می زنند... خانمی را به قصد کشت زدند و او در خون خود غوطه ور شد و شوهرش نتوانست کاری بکند... ماموران امنیتی در خیابان لاله زار به مردم شلیک می کنند... به مردم توهین می کنند و یک پیر مرد را زدند.... شما باید به مردم ایران کمک کنید و این جنایات را متوقف کنید...

[گزارش سی ان ان]


[نخستین تصاویر از تظاهرات سوم تیر در بهارستان]


[تظاهرات روز چهارشنبه در تهران: مرگ بر دیکتاتور!]


[تظاهرات روز چهارشنبه در تهران: تیراندازی مستقیم به سوی تظاهرکنندگان]

علیرغم اعتراضات داخلی و بین المللی در خصوص خشونت بی حد و حصر نیروهای نظامی و شبه نظامی، میدان بهارستان در تهران بار دیگر صحنه خشونت عریان شد.
به گزارش مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران، نیروهای نظامی و شبه نظامی پیرو خبر تلاش عده ای از شهروندان معترض به نتایج انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری برای تجمع در میدان بهارستان - مقابل مجلس شورای اسلامی، از ظهر روز جاری این منطقه را به محاصره خود در آوردند.
با نزدیک شدن به ساعت چهار که زمان اعلام تجمع مذکور بود، نیروهای نظامی و شبه نظامی مستقر در محل از توقف شهروندان جلوگیری می نمودند، با افزایش جمعیت، نیروهای امنیتی ایستگاه متروی میدان بهارستان را تعطیل نمودند و اقدام به برخورد فیزیکی با معترضان را آغاز کردند.
نیروهای نظامی با افزایش جمعیت شهروندان معترض به طور بی حد و حصری از گاز اشک آور برای متفرق کردن معترضان استفاده نمودند و با مشاهده مقاومت مردم معترض به استفاده از تیراندازی هوایی و سپس مستقیم روی آوردند.
علاوه بر دهها بازداشت و زخمی شده، بنابر مستندات دریافتی مجموعه، تا کنون یک دختر حدود ۱۹ ساله از ناحیه گلو مورد اصابت گلوله نیروهای شبه نظامی و لباس شخصی قرار گرفته است و تیراندازی هوایی و مستقیم کماکان در این منطقه ادامه دارد.
گزارش شده است نیروهای نظامی علیرغم زخمی شدن این شهروند جوان، اجازه کمک رسانی به این زخمی را نداده اند و سرانجام با وقفه طولانی بوسیله ماشینهای نظامی این فرد به محل نامشخصی منتقل شده است.
در زمان تنظیم این گزارش درگیری ها در این منطقه کماکان ادامه دارد و افزایش میزان زخمیان، دستگیر شده ها و احیانا جان باختگان محتمل است.

حضور گسترده نیروهای امنیتی در میدان بهارستان
دویچه وله: تجمع روز چهارشنبه سوم تیرماه درمیدان بهارستان تهران به دلیل حضور گسترده نیروهای امنیتی به خیابان‌های اطراف این میدان کشیده شد. به گفته‌ی یک شاهد عینی حدود ۱۵ نفر در این تجمع دستگیر شدند.
جمعی از هواداران موسوی و کروبی روز سه‌شنبه طی اطلاعیه‌ای اعلام کردند که به منظور ادامه اعتراض به نتایج انتخابات روز چهارشنبه سوم تیرماه ساعت ۵ بعدازظهر مقابل مجلس شورا در میدان بهارستان تهران تجمع خواهند کرد. اما به گفته‌ی شاهدان عینی از ساعاتی پیش از شروع تجمع، میدان بهارستان و اطراف مجلس مملو از نیروهای امنیتی شد به طوری که امکان یک لحظه ایستادن را هم به عابران نمی‌دادند.
یک شاهد عینی که حوالی ساعت ۴ بعدازظهر در محل حضور داشته به دویچه وله گفت: «راستش را بخواهید جمعیت خیلی زیاد است. ولی بیشتر از این که مردم باشند، لباس‌شخصی‌ها و یگان ویژه و لباس نظامی‌ها هستند. همچنان دارند همان رعب و وحشت را ایجاد می‌کنند. ولی مردم هم کم نیامده‌اند و بیشترشان هم سیاهپوش هستند. تنها از روی نماد سیاهپوشی‌شان می‌توانیم بگوییم که جزو هواداران هستند و به خیابان آمدند. غیراز این واقعا چیز دیگری نمی‌توانم بگویم. چون هنوز هیچ چیز مشخص نیست. اصلا اجازه نمی‌دهند هیچ تجمعی شکل بگیرد. مردم حق ندارند که بایستند. وقتی که می‌ایستند، نیروها وارد عمل می‌شوند».
شاهد دیگری گفت به دلیل حضور گسترده نیروهای امنیتی در داخل میدان بهارستان، مردم به سمت خیابان‌های اطراف پراکنده شده‌اند.
حدود ساعت شش بعدازظهر به وقت تهران یک بار دیگر با شرکت‌کنندگان در تجمع امروز تماس گرفتیم. به گفته‌ی آنان حتی امکان ایستادن در میدان بهارستان هم وجود نداشته و نیروهای امنیتی با باتوم همه را متفرق می‌کردند: «اینها فقط رعب و وحشت ایجاد می‌کردند. یعنی با باتوم‌هایشان می‌آمدند محکم می‌زدند به گوشه و کنار و نمی‌گذاشتند جمعیتی باشد، یعنی یکجا ثابت بماند و فقط هم رعب و وحشت ایجاد می‌کردند. ولی من خودم شخصا ندیدم درگیریی بشود. حالا نمی‌دانم شده یا نه».
این شاهد به بسته بودن متروی بهارستان اشاره کرده و می‌گوید: «دور تا دور مجلس را محاصر کرده بودند. در مترو را بسته بودند که دیگر هیچ راه ورود و خروجی وجود نداشته باشد. ساختمان مجلس هم طوری است که دیگر هیچ راه در رویی وجود ندارد. بنابراین جمعیت نمی‌توانند زیاد آنجا جمع بشوند».
یک شرکت‌کننده دیگر می‌گوید که خود شاهد دستگیری حدود ۱۵ نفر بوده است: «آنچنان فضای امنیتی بر بهارستان حاکم بود که امکان برگزاری تجمعی وجود نداشت و اجازه نمی‌دادند تجمعی برگزار بشود. تا کسی اقدامی می‌کرد که احساس می‌کردند می‌خواهد شعاری بدهد یا قصد جلب توجه مردم برای برگزاری تجمع را دارد، بازداشت می‌شد. این چیزی که مشاهدات خود من بود یکی دو مورد دیدم که یکسری بازداشت شدند و روی موتور منتقل‌شان کردند به کلانتری‌هایی که در همان محدوده‌ی میدان بهارستان بود، هفت هشت نفری را هم دیدم که در یک محدوده‌ای بازداشت شده بودند. آنها را نشانده بودند روی زمین و قصد انتقالشان را داشتند. جای دیگر هم دیدم که هفت هشت نفر بازداشت شده‌اند و در حال انتقال هستند. مجموعا مشاهدات خود من را بخواهیم برآورد کنیم، حدود پانزده نفر بازداشت را من شخصا مشاهده کردم».
با وجودی که در هفته جاری تقریبا هیچ تجمع بزرگی برگزار نشده و روز اول هفته نیز بیش از ۱۰ نفر فقط در تهران به دست نیروهای امنیتی کشته شدند، اما یک روزنامه‌نگار می‌گوید مردم همچنان امیدوارند: «علی‌رغم همه‌ی این هزینه‌هایی که داده شده، مردم همچنان امیدوارند و در واقع این حرکتهای نوآورانه به صورت خودجوش دارد ادامه پیدا می‌کند. این که بادکنک سبز از بالای پشت‌بامهایشان به آسمان رها کنند یا این که هر روز نه صبح بروند به بازار. این حرکت‌های خودجوش سازمان نیافته‌ای است که مردم می‌گویند ما که این همه داریم برای رسیدن به اهدافمان تحمل می‌کنیم ، باید این کارها را انجام بدهیم. صدای الله‌اکبرها همچنان علی‌رغم فضای امنیتی که وجود دارد هنوز به گوش می‌رسد. در صورتی که کوچه‌ها، به ویژه بعضی از منازل به خاطر صدای الله‌اکبر و مرگ بر دیکتاتور شناسایی شدند. ولی همچنان مردم بالای پشت بامهایشان می‌آیند و راه های خلاقانه‌ای را که دارند پیش می‌گیرند».

درگیری های تازه معترضان با پلیس در میدان بهارستان تهران
رادیو فردا: گزارش های رسیده از تهران حاکی است که تجمع تازه مخالفان نتایج انتخابات ریاست جمهوری در میدان بهارستان از سوی نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شده و صدای شلیک گلوله به گوش می رسد.
شاهدان عینی می گویند که اوضاع میدان بهارستان پس از تجمع گروهی از معترضان به شدت نا آرام است و نیروهای لباس شخصی و انتظامی با باتوم تظاهر کنندگان را مورد ضرب و شتم شدید قرار می دهند.
همچنین پلیس با پرتاب گاز اشک آور سعی دارد تا مخالفان نتایج انتخابات ریاست جمهوری را پراکنده کند. این گزارش می افزاید که هلی کوپترهای سپاه به تعداد زیاد بر فراز شهر تهران و بهارستان در حال پرواز هستند و در برخی اوقات صدای شلیک هوایی نیز به گوش می رسد.
برخی گزارش های تایید نشده حاکی است که یک دختر ۱۹ ساله در میدان بهارستان با شلیک گلوله مجروح شده است.
همچنین نیروی انتظامی در مناطق مختلف تهران در حال بازرسی موبایل های مردم عادی است تا در صورت در اختیار داشتن تصاویر مربوط به صحنه های برخورد پلیس با معترضان، تلفن های همراه آنها ضبط شود.
میادین ونک، تجریش و ولی عصر تهران نیز به طور کامل در اختیار نیروهای ضد شورش است و آنها تجمع بیش از سه نفر را اجازه نمی دهند.
نیروی انتظامی در مناطق مختلف تهران در حال بازرسی موبایل های مردم عادی است تا در صورت در اختیار داشتن تصاویر مربوط به صحنه های برخورد پلیس با معترضان، تلفن های همراه آنها ضبط شود.
درگیری های روز چهارشنبه پس از دو روز آرامش نسبی در تهران آغاز شد و انتظار می رود که با فراخوان گروه ها و هواداران نامزدهای اصلاح طلب، اعتراض ها به نتایج انتخابات در روزهای آینده نیز ادامه یابد.

آزادی را «نـــدا»ی ملت بودی!م.سحر


نــدای شهیـد مــا
این دخت وطن فدای ایران شده است
خونش جاری برای ایران شده است
با چهرهء لاله گون و چشم ِ نگران
آزادی را« نــدا» ی ایران شده است !ـ
*

در پویه و پا به پای ملت بودی
آمیخته با صدای ملت بودی
ای دخت وطن به خون پاکت سوگند
آزادی را «نـــدا»ی ملت بودی!

شهيدان ما ، عزيزان!!


مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران :
هویت احراز شده دو تن دیگر از جان باختگان خشونت های اخیر در تهران به قرار ذیل اعلام میشود.

اشکان سهرابی،18 ساله،دانش آموز(پشت کنکوری)، محل فوت : تقاطع بوستان سعدی و رودکی (سلسبیل)
بهمن جنابی 20 ساله، شاغل در مغازه نصب و تعمیرات شوفاژ
دو شهروند فوق به گواه شاهدان توسط نیروهای لباس شخصی در حالیکه بصورت غیرمسلح به اعتراض در خصوص نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران مشغول بودند به ضرب گلوله به قتل رسیدند.
لازم به ذکر است به دلیل محدودیتهای ارتباطی و فضای امنیتی ناشی از سیاستهای دولت، شناسایی جانباختگان خشونت های اخیر در اقصی نقاط ایران با دشواریهای عدیده ای روبه روست.



۱۳۸۸ تیر ۲, سه‌شنبه

ستاره های دنباله دار.....


هران 23 نفر - شيراز 11 نفر - اصفهان 7 نفر - استان سيستان و بلوچستان(شهرهای مختلف) 29 نفر - قم 4 نفر - اراک 2 نفر - مشهد 9 نفر - ساری 5 نفر - بابل 3 نفر - بوشهر 1 نفر - اهواز 6 نفر - خرمشهر 4 نفر - تبريز 11 نفر - اروميه 13 نفر - مراغه 2 نفر - کرمانشاه 7 نفر - سنندج 26 نفر - سقز 6 نفر - بانه 3 نفر - مهاباد 12 نفر - کرج 7 نفر - سقز 5 نفر - همدان 6 نفر - رشت 4 نفر - بندرانزلی 7 نفر - شوش و هفت تپه 12 نفر - استان لرستان(شهرهای مختلف) 25 نفر -

1تير:ابراز هم دردی شاعران و نويسندگان ايران با مردم

من ندانم با که گويم شرح درد:
قصه‌ی رنگ پريده، خون سرد؟

خون پاک ملت ايران، صدای فروخورده ی شاعران و نويسندگان اين مرز و بوم را به فريادی رسا بدل کرد، همراه و هم نظر با مردمی که گشوده شدن روزنه اي، زخم عميق شان را عيان کرده است؛ اعتراض خود را به کسانی که با ناديده گرفتن صدای مردم، عامل کشتارها، ضرب و شتم و بازداشت های گسترده اخير هستند اعلام می کنيم، و ياد آور مي‌شويم که هم بغض به سوگ نشستگان و در بندشدگان رخداد های اخير به سوگ نشسته ايم و هوادار عدالت و آرامشی هستيم که تنها با احقاق حقوق ملت ايران برقرار می شود.



سيمين بهبهاني، رضا براهني، علی اشرف درويشيان، پوران فرخزاد، حافظ موسوي، منصور اوجي، ايرج صف شکن، عليشاه مولوي، مهين خديوي، ابوتراب خسروي، فرخنده حاجی زاده، کامران بزرگ نيا، مهدی يزادنی خرم، شمس آقاجاني، پگاه احمدي، داريوش معمار، رويا تفتي، عباس صفاري، هوشنگ چالنگي، شهناز دارابيان، عزت الله قاسمي، کوروش کرمپور، محمود معتقدي، هوشيار انصاری فر، علی قنبري، علی عبدالله اي، محمد آبيز، سعيد آذين، فرهاد حيدری گوران، سهيلا ميرزائي، شهاب مقربين، حسين فاضلي، مهرداد فلاح، کوروش همه خاني، علی مسعودی نيا، فرامرز سدهي، پرويز خائفي، بهزاد موسايي، رضا بنی عامري، عليرضا بهنام، بکتاش آبتين، ليلا صادقي، آرش نصرت لله اي، ليلی گله داران، علی ثباتي، شيدا محمدي، علی الفتي، ليلا فرجامي، بابک سليمی زاده، پويا عزيزي، بهاره فريس آبادي، رسول رخشا، بنفشه فريس آبادي، ناما جعفري، غلامرضا بروسان، رضا شمسي، سعدی گلبياني، مازيار نيستاني، رويا زرين، سپيده جديري، موسا بندري، محمد ذوالفقاري، علی آموخته نژاد، سعيد آرمات، حسين شريفي، عليرضا بابائي، آزاده زارعيان، مهدی محمدي، احمد فريدمند، محمد زندي، پروين نگهداري، علی اکبر سليمانپور، سعيد محمد حسني، رجب بزرافشان، الهام اسلامي، حامد رحمتي، آزيتا قهرمان، سهراب رحيمي، مظاهر شهامت، مها محقق، حسن صفدري، علی ميرکازهي، عباس عارف، فهيمه غنی نژاد، احسان عابدي، مهری جعفري، رحيم رسولي، عليرضا عباسي، عليرضا فرهاني، ستار جانعلی پور، پرويز بابائي، جواد قاسمي، محمد شعباني، حسين ايمانيان، مهدی شام روشن، عليشام روشن، محمد مرات، مزدک موسوی. آرش الله وردي، محمد حسن مرتجا، مهدی صمداني، محمود رافع، رضا خندان مهابادي، فاطمه سرحدی زاده، رضا مرادی اسپيلي، محمود کوير. بهاره رضائي، سوری احمدلو. مريم پاليزبان، مريم حقيقت. محسن خيمه دوز، فروغ رخشا، الهام ملک پور، کبوتر ارشدي، ياشار احد صارمي، گلاله هنري، يدالله رويايي، فرزين هومان‌فر، مهناز يوسفي، فرشته ساري، محمد آشور، ماندانا زنديان، مينا رضايي، مقصود صالحي، مهرداد امين، ياسمن کاظمي، مهناز بديهيان، آزاده دواچی.

خطابه برای شهيدان جنبش خرداد:محمدعلی اصفهانی


يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۲۱ ژوين ۲۰۰۹

esfahani.jpg
ما شما را باز خواهيم يافت
ما شما را باز خواهيم يافت

در حنجره ی سينه سرخی که خواهد خواند
بر شاخسار درختی که بر تمام خاک
سايه خواهد گستراند

و رودی از قلّه های آتشفشان در راه است
که همه ی دريا ها
به آن می ريزند.
و همه ی دريا ها از آن برمی خيزند.

٭

باد، اين روز ها آفتابی است
و ما را خواهد برد.

تا همه ی ابر ها.
تا همه ی باران ها.
تا همه ی دانه هايی که خواهند شکفت.

و تا سينه سرخی که شما را
بر شاخسار درختی
خواهد گفت.

٭

درخت ها را می زنند
تا شاخساری نماند
سينه سرخ ها را می کشند
تا حنجره يی نخواند

اما سينه سرخی هست
که او را نمی توان کشت:
سينه سرخی که همه ی سينه سرخ هاست.

اما درختی هست
که آن را نمی توان زد:
درختی که همه ی درخت هاست.

٭

«همه ی درخت ها چه طور می شود زد؟
همه ی سينه سرخ ها را چه طور می شود کشت؟»
اين را کسی به من گفت
که می رفت و شعله می کشيد
و دست هايش
روشن بود.

اين را کسی به من گفت
که می رفت و دور می شد
و باز با من بود.

اين را مادری به من گفت
بر مزار پسری.

اين را پسری به من گفت
بالای نعش دختری.

اين را دختری به من گفت
در بغض ساکت پدری.

اين را چرخ های کارخانه ها به من گفتند
و ايستادند.

اين را پروانه های آسياب ها به من گفتند
و تن به توفان دادند.

اين را سکينه خانم قالی باف به من گفت
اين را آقارسول دستفروش طواف به من گفت

اين را عبدو جمال آواره به من گفت
اين را
خانه ی ويران
و نخل سوخته
و بمب و موشک و خمپاره به من گفت

اين را زندانيان به من گفتند
و به شکنجه گاه رفتند.

اين را شکنجه شدگان به من گفتند
و روی پا های برآماسيده شان
باز
راه رفتند.

اين را زير اعدامی ها به من گفتند
و حلق آويز شدند
تيرباران شدند.

يعنی که ابر شدند و پاشيدند و باران شدند.

اين را باران ها به من گفتند و خاک ها را شستند.
اين را دانه ها به من گفتند و
رُستند

٭

شما، آن نيستيد که نيست.
شما، آن هستيد که هست

در حنجره ی سينه سرخی که پريد
و بر قلّه های آتشفشان
نشست.

و روزی خواهد خواند
برشاخسار درختی که بر تمام خاک
سايه خواهد گستراند.

روزی که باز خواهد گشت
و بعد از آن
ديگر همیشه خواهد ماند.

www.ghoghnoos.org

عکس؛ شیرزن ایرانی: من برای پس گرفتن ميهنم آمده ام


من رای ندادم و نيامده ام که رايم را پس بگيرم، من برای پس گرفتن ميهنم آمده ام

رهبر ما قاتله / ولایتش باطله

4.jpg

من درد مشترکم مرا فرياد بزن!!


آن خس وخاشاک تويی،

پست تراز خاک تويی

شورمنم، نورمنم، عاشق رنجور منم

زورتويی، کورتويی، هاله بی نورتويی

دلير بی باک منم، مالک اين خاک منم