۱۳۸۸ آبان ۱۴, پنجشنبه

پنهان شدن نيروهای امنيتی در ميان مردم، گزارش تازه ای از تظاهرات ۱۳ آبان

(بخش نخست)، بابک سهرابی

با بلند شدن صدای "الله اکبر" و گسترش آن به شکل بی سابقه ای که حتی شبهای اول اعتراضات هم به اين شدت نبود، معلوم بود که فردا روز خاصی خواهد بود.

صبح برای رفتن به سر کارم که حوالی ميدان ۷ تير بود هيچ وسيله ای پيدا نکردم. نه تاکسی می رفت و نه اتوبوس. تنها ماشينهائی که بودند برای ميدان انقلاب بود و من هم ته دلم ناراضی نبودم چون دلم می خواست وضعيت شهر و خصوصا خيابان انقلاب رو از نزديک ببينم.

وقتی وارد خيابان انقلاب شدم اولين چيزی که ديدم حضور گسترده نيروهای انتظامی بود که تقريبا هر ۴-۵ متر يک مامور با سپر و کلاه خود و باتوم و گاز اشک آور ايستاده بود که روی لباسش نوشته شده بود پليس پيشگيری.







همينطور که جلو می رفتم و به دانشگاه تهران نزديک شدم به تراکم نيروهای انتظامی افزوده می شد. پياده روی جلوی در ورودی دانشگاه پر بود از اين نيروهای پيشگيری به اضافه تعداد زيادی از نيروهای ضد شورش که با لباس خاص و جليقه های سياه و موتور سيکلت عملا ورود و خروج به دانشگاه را غير ممکن کرده بودند.

در تقاطع تمام خيابانها با خيابان انقلاب دسته های حدودا بيست نفره نيرو در اطراف چهارراه ها مستقر بودند. اين وضع تا ميدان فردوسی ادامه داشت که در آنجا حضور مردم هم در پياده روها به چشم می آمد. دور تا دور سفارت روسيه هم به وسيله نيرهای انتظامی محافظت می شد.

در خيابان حافظ، اطراف دانشکده پلی تکنيک باز به وسيله پليس به شدت کنترل می شد.

در حوالی طالقانی که محل برگزاری مراسم رسمی و دولتی ۱۳ آبان بود به جز نيروهای پليس موتور سواران بسيجی هم در رفت و آمد بودند و همچنين تعداد زيادی اتوبوس که معلوم بود برای انتقال دانش آموزان و معلمان به کار رفته بودند ديده می شد. اما جمعيت زيادی در خيابان طالقانی نبود (شايد بيست يا سی هزار نفر) که مشغول تکرار همان شعارهای هميشگی که سالهاست در راديو و تلويزيون می شنويم بودند.

از طالقانی به بالا در خيابان حافظ به تراکم جمعيت که از جنب و جوش آنها می شد فهميد که عضو جنبش سبز بودند، افزوده می شد. اما نکته قابل توجه حضور وحشتناک نيروهای امنيتی و لباس شخصی در بين جمعيت بود که اصلا قابل تشخيص از مردم عادی نبودند و در همان شکل و شمايل حضور داشتند و فقط هر چند وقت يکبار که کسی را که شعاری يا علامت مشخصه ای مثل روبان سبز داشت شناسائی می کردند و با حمله ناگهانی او را بازداشت و به ماشينهای مخصوص منتقل می کردند، هويتشان مشخص می شد.

من در سه مورد دستگيری سه مرد جوان را شاهد بودم. اولی در تقاطع حافظ و کريم خان با ضرب و شتم فراوان و شکلی بسيار خشن دستگير شد. دومی در بلوار کريمخان وقتی از وسط خيابان می گذشت انگشتان خود را به علامت پيروزی بالا برد و چند متر آن طرف تر مورد هجوم نيروهای امنيتی قرار گرفت و بازداشت شد. سومی هم در ميدان ۷ تير دستگير و پس از تفتيش بدنی بسيار خشن و با کشف يک روبان سبز از جيب شلوارش با خشونت فراوان به داخل ماشين نيروهای انتظامی منتقل شد.

در طول خيابان کريم خان هم بارها افراد لباس شخصی را از پير و جوان ديدم که کسانی که شعار می دادند و اعتراضی می کردند را به ماموران معرفی می کردند و نشان می دادند تا دستگير يا پراکنده شوند.

تعداد زيادی هم جوانان در سن و سال دبيرستان (حدودا ۱۷ سال) ديدم که باتوم داشتند و آن را در لباس خود مخفی کرده بودند و در پاده روها می چرخيدند.

موتور سوارانی هم بودند که در طول خيابان حرکت می کردند و يک نفر در ترک موتور با لباس نيروی انتظامی مشغول فيلمبرداری از پياده روها و مردم بود.

اما صدای شعارهای مردم از چپ و راست و دور و نزديک شنيده می شد که هر چند وقت يکبار با صدای شليک گلوله يا گاز اشک آور در هم می آميخت.

گزارش بانک‌ مرکزی برای سال ۸۷: تراز تجاری کشور با احتساب نفت ۳۸ ميليون دلار منفی شد،

.ايلنا

14 آبان 1388مقايسه پراکنش نرخ واقعی دلار با کسری تجاری غير نفتی در طول سال‌های اخير نشان می‌دهد که با افزايش ارزش واقعی ريال کسری تجاری غير نفتی با شدت نسبتا زيادی در حال افزايش است.


ايلنا: تراز پرداخت‌های خارجی کشور با احتساب صادرات نفت در سال گذشته حدود ۳۸ ميليون دلار منفی شد.

به گزارش خبرنگار ايلنا، براساس گزارش بانک مرکزی از تحولات اقتصادی سال گذشته، سهم مسلط محصولات دارای پايه نفت در سبد کالای گمرکی، رکورد شکنی قيمت نفت در برخی مقاطع سال مذکور تاثير مضاعفی برمجموع درآمدهای ارزی کشورگذاشت. در اين سال در مجموع ۱۸ ميليون و ۱۸۶ هزار دلار کالا با احتساب نفت صادر شد و در مقابل ۵۵ ميليون و ۸۴۹ هزار دلار وارد شده است.

براساس اين گزارش بخش اعظمی از صادرات کشور در سال گذشته مطابق معمول به صادرات نفت و گاز اختصاص يافت که از کل ۱۸ ميليون و ۱۸۶ هزار دلار کالای صادراتی ۴/۸۱ درصد اين رقم از کل مجموعه صادرات کشور در سال گذشته را تشکيل می‌دهد.

اين گزارش می افزايد: خالص حساب سرمايه کشور در سال گذشته با کسری ۹۵۹۶ ميليون دلاری مواجه بود که در مقايسه با کسری اين حساب در سال ۸۶، معادل ۳/۳۲ درصد کاهش داشته است. همچنين سرفصل بلند مدت حساب سرمايه تراز پرداخت‌ها نيز در همين سال معادل ۳۲۶۲ميليون دلار کسری نشان می‌دهد. بخش عمده‌ای از اين کسری مربوط به بازپرداخت بدهی قراردادهای بيع متقابل، فاينانس، فايناس‌های خود گردان و وام‌های مستقيم خارج از شبکه بانکی است.

بانک مرکزی در عين حال گزارش داد که ميزان ذخاير بين‌المللی کشور در سال گذشته ۸۲۲۹ ميليون دلار افزايش يافت.

بنا به گزارش بانک مرکزی مقايسه پراکنش نرخ واقعی دلار با کسری تجاری غير نفتی در طول سال‌های اخير نشان می‌دهد که با افزايش ارزش واقعی ريال کسری تجاری غير نفتی با شدت نسبتا زيادی در حال افزايش است. در واقع کاهش قدرت رقابت محصولات داخلی عدم تغيير در ترکيب کالاهای وارداتی، رشد ناچيز کالاهای صادراتی، شکاف تورم داخلی و خارجی و عدم تغيير اساسی در سياست تجاری و ارزی کشور موجب افزايش مستمر کسری تجاری غير نفتی در سال‌های مورد اشاره شده است

بانک مرکزی: افزايش کسری بودجه دولت طی چهار سال گذشته،

ايلنا

نسبت تراز عملياتی و سرمايه‌ای (کسری کل بودجه) به توليد ناخالص داخلی با ۳/۱ درصد افزايش به ۵ درصد افزايش يافته است که نشان دهنده سياست‌های انبساطی دولت طی سال‌های گذشته است.


14 آبان 1388ايلنا: بانک مرکزی اعلام کرد که کسری بودجه دولت طی چهار سال گذشته روند افزايشی داشته است.

به گزارش خبرنگار ايلنا، براساس گزارش بانک مرکزی از تحولات اقتصادی سال گذشته، تراز عملياتی و سرمايه‌ای بودجه کل کشور در سال۸۳ معادل منفی ۴/۳ درصد بوده که اين رقم در سال ۸۷ به منفی ۵درصد رسيد. اين شاخص نشان می‌دهد که کسری بودجه دولت طی چهار سال گذشته روندی افزايشی داشته است.

اين گزارش می افزايد: پرداخت‌های هزينه‌ای دولت نيز طی مدت ياد شده به تدريج افزايش يافته است به طوری که براساس گزارش بانک مرکزی پرداخت‌های هزينه‌ای (جاری) دولت در سال ۸۳ معادل ۹/۱۵ درصد بود که اين رقم در سال ۸۵ به ۴/۱۸ درصد رسيد.پرداخت‌های جاری دولت در سال ۸۷ نيز ۵/۱۵ درصد گزارش شده است.

بانک مرکزی همچنين گزارش داده که نسبت کسری تراز عملياتی بودجه کل کشور به توليد ناخالص داخلی از ۳/۴ درصد در سال ۸۶ به ۱/۵ درصد در سال ۸۷ رسيد. همچنين نسبت تراز عملياتی و سرمايه‌ای (کسری کل بودجه) به توليد ناخالص داخلی با ۳/۱ درصد افزايش به به ۵ درصد افزايش يافته است که نشان دهنده سياست‌های انبساطی دولت طی سال‌های گذشته است.

به گزارش خبرنگار ايلنا، گزارش بانک مرکزی از بودجه عمومی دولت در حالی منتشر می‌شود که براساس قانون برنامه چهارم توسعه دولت مکلف بود هرسال نسبت به کاهش هزينه‌های جاری خود اقدام کند.

بهاره هدايت: فرمانده گفت بزنيد! تعارف هم نکنيد!

روزآنلاين

14 آبان 1388با بهاره هدايت دبير کميسيون دفتر تحکيم وحدت در مورد دستگيری های اخير دانشجويی و همچنين راهپيمايی دانشجويان به مناسبت ۱۳ آبان مصاحبه کرده ايم. او می گويد: "با گوش خودم شنيدم يکی از فرماندهان ميدان وقتی گاردی ها حمله و با باتوم فقط تهديد می کردند، می گفت تعارف نکنيد بزنيداينها را!"

خانم هدايت که از فعالين سرشناس دانشجويی است در مورد آغاز تظاهرات ديروز می گويد: "ساعت ۱۰ صبح جمعيتی حدود ۵ هزار نفر از درخيابان قدس دانشگاه تهران در حال تظاهرات بودند که جلوی آنها را می گيرند و جلوی درصف می کشند به نحوی که دانشجويان نمی توانند خارج شوند. اين جمعيت به داخل دانشگاه برگشت و به سمت سردر دانشگاه تهران رفت حدود ده متری هم از در دانشگاه خارج شدند و تا چند ساعت همان جا شعار می دادند. همه سبز پوش بودندو شعارهای خيلی تندی هم داده شد. حدود پنجاه نفر بسيجی هم در ان اطراف بودند که شعارهای تحريک اميزی مانند مرگ برمنافق مطرح می کردند. آن هم در حاليکه دانشجويان شعار باکری و همت می دادندو عکس هايی از اين شهدا را به دست داشتند. درداخل خيابان هم حراست دانشگاه تهران بود و پشت سرآنها هم گاردی ها حضور داشتند. بعد ماشين آبپاش آوردند که دانشجويان را تهديد و پراکنده کنند. درجلوی دانشگاه هم اتوبوس چيده بودندتا بين مردم و دانشجويان فاصله ايجاد کنند."

بهاره هدايت می افزايد: "دانشجويان قصد داشتندبه سمت سفارت سابق آمريکابروند، اما آنها خيابان طالقانی را به نيروهای خودشان اختصاص داده بودند واجازه نمی دادند مردم معترض به انجا بروند. يعنی نمی خواستند حالتی که در روز قدس ايجاد شد، به وجود آيد. چون نمی توانستند پوشش خبری را به خاطر مخلوط بودن جمع فيلتر کنند؛در واقع می خواستند اين دفعه کاملا تصوير هوادارانشان را به صورت منسجم نشان بدهند. در حاليکه در بسياری از نقاط شهر از جمله ميدان ولی عصرِ، ميدان آرژانتين، در خود خيابان ولی عصر، خيابان مطهری و ميدان هفت تير که من حضور داشتم می شد حضور مردم را مشاهده کرد. البته اجازه نمی دادند مردم جمع شوندوبه محض اينکه تعداد تجمع کنندگان به بيش از پنجاه تن می رسيد گاردی ها حمله می کردند وبه شدت تمام مردم را می زدند ومتفرق می کردند. بعد يک بخشی از آنها را به خيابان های فرعی هدايت می کردند، و در خيابان های فرعی گاردی ها به سمت مردم حمله می کردند و آنها را مورد ضرب وشتم قرار می دادند. گاز فلفل و گاز اشک آور نيز به صورت فراوان مورد استفاده قرار گرفت."

هدايت درپاسخ به اين سوال که آيا نيروهای ضدشورش وپليس تصميمی برای برخورد خشونت آميز با مردم داشتند يا نه می گويد: "اصلا هيچ ابايی از ضرب و شتم مردم نداشتند. من با گوش خودم شنيدم يکی از فرماندهان ميدان، وقتی گاردی ها حمله می کردند و درحمله فقط با باتوم تهديد می کردند و زياد از باتوم استفاده نمی کردند، می گفت تعارف نکنيد بزنيد آنها را؛ و به همين ترتيب آنها را تشويق می کرد که مردم را کتک بزنند. آنهايی را هم که تنها گير می اوردند به شدت کتک می زدند."

اين فعال دانشجويی در خصوص شعارهای مطرح شده می گويد: "شعارهای دانشجويان با شعارهايی که بيرون داده می شد قابل مقايسه نبود. شعارهای تند بيرون از دانشگاه مثلا اين بود که خامنه ای قاتل است ولايتش باطل است. اما در دانشگاه شعارهای تندی برعليه مقامات عالی می دادند. من شنيده ام که در خيابان قدس صدای تير هوايی آمده است. اما خودم نشنيدم.

وی درخصوص تعداد مردم نيز بر اين نظراست که: "تعداد مردم بسيار زياد بود، منتها اجازه تجمع به مردم نمی دانند. يعنی هر کسی را شما می ديديد فقط به قصد تجمع کردن آمده بود. می ديدم مردم مترصد اين بودند که يک جمعی شکل بگيرد. مشخصا در ولی عصر همه مغازه ها را مجبور کرده بودند تعطيل کنند بنابراين احتمال اينکه مردم برای خريد آمده باشند منتفی بود کسانی که آمده بودند هدفمند برای خريد آمده بودند. هر کسی که رد می شد خبر از مسيری که طی کرده بود به افراد ديگر می داد. اخبار دهان به دهان می چرخيد که وضعيت چطور است. همه می خواستند بدانند کجا می شود تجمع کرد وشعار داد. در تقاطع عباس آباد وبخارست يعنی جايی که دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه است، دانشجويان از داخل دانشگاه از بالای ساختمان ها شعار می دادند واز آن طرف مردم هم همراهی می کردند. خلاصه جمعيت بسيار زياد بود."

هدايت می افزايد: "همه تلاش نيروهای پليس اين بود که تجمع مردم بزرگ نشود. داخل خيابان ولی عصر تا جايی که من ديدم، يعنی از حدود خيابان بهشتی تا ميدان ولی عصر نيروهای گاردی مستقرشده بودند. آنجايی که نيروهای گاردی نبودند حضور مردم خيلی زياد بود. اما اينکه تجمع بزرگی را بتوانند شکل بدهند من نديدم. درضمن خبربرخورد با آقای کروبی خيلی پيچيده بود. يک خبری هم دهان به دهان می گشت که يکی دو نفرگلوله خورده اند. البته من خودم آن را نديدم اماصحبت هايی بود که مردم بين خود رد وبدل می کردند. "

بهاره هدايت درخصوص دستگيری های ۴۸ ساعته گذشته می گويد: "شب گذشته بعد از نيمه شب به خانه محمدهاشمی حمله کرده بودند. آنها گفته بودند حکم نشان بدهيد. آنها حکم نداشتند ودر را شکستند ووارد خانه شدند بعد از يک ساعت. به او چشم بند ودستبند می زنند وشروع به تفتشيش خانه می کنند بدون اينکه او که صاحب لوازم بوده در جريان صورت جلسه حضور داشته باشد که کاملا خلاف قانون است. درنهايت بدون دستگيری رفتند. اما ظهر امروز به صورت معمولی مراجعه ومحمدهاشمی را بازداشت می کنند؛ او حدود شش هفت ساعت بازداشت بود کولی طی چند ساعت گذشته آزاد شده است. شب پيش نيز برای دستگيری ميلاد اسدی، از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم رفته بودند که خانه نبوده؛ درضمن محمد صادقی و حسن اسدی از اعضای شورای مرکزی ادوار تحکيم وحدت را نيز دو شب پيش بازداشت کردند."

علی پرويز و سهيل محمدی، دو دانشجوی دانشگاه خواجه نصير به دليل اعتراض به صفارهرندی بازداشت شدند، اميرکبير


14 ابان 88علی پرويز و سهيل محمدی ۲ دانشجوی دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسی سه شنه شب بازداشت شدند.


به گزارش خبرنامه اميرکبير ماموران وزارت اطلاعات با حمله به خانه های اين دانشجويان ضمن ضبط وسايل شخصی آنها اين ۲ دو دانشجو را منتقل کرده اند.

اعتراض دانشجويان دانشگاه خواجه نصير به صفارهرندی وزير پيشين ارشاد و از کودتاچيان دليل بازداشت اين دانشجويان ذکر شده است.

لازم به يادآوری است روز يکشنبه پس از حضور صفار هرندی در دانشگاه خواجه نصير دانشجويان اين دانشگاه به شدت به وی اعتراض کردند. دانشجويان با سر دادن شعارهای مختلف خواستار صفارهرندی شدند. دانشجويان اين دانشگاه به نشانه اعتراض به صفارهرندی کفش های خود را در دست گرفته و پشت به وی سرود ياردبستانی خواندند.

گرچه آن روز صفارهرندی به دليل اعتراض دانشجويان نتوانست سخنرانی خود را به پايان برساند اما خبرگزاری دروغ پرداز فارس و سايت رجا برای پوشش بر اين اعتراض، دانشجويان را تعدادی قليل گزارش کرده و نوشتند که صفارهرندی سخنرانی خود را به خوبی به پايان رسانده و برخوردی با دانشجويان نداشته است.

مطالعات امنیتی درباره کردستان ترکیه


مطالعات امنیتی درباره کردستان ترکیه

صلح دیرهنگام کُردها با حکومت مرکزی ترکیه

عرفان قانعی فرد[1]

بر اساس پیشنهاد اوجالان - که در میان پیروانش به نام سَروک آپو (Serok Apo) مشهور است – روز دوشنبه (19اکتبر) هشت تن از افراد مسلح وابسته به پ‌ک ک و 26 پناهجوی جوان کرد ترکیه ازاردوگاه مخمور، واقع در کردستان عراق، تحت عنوان سفرای صلح و نشانه اعلام آمادگی این حزب در جهت حل سیاسی مسئله‌ کردها و مصالحه مسالمت‌آمیز با حکومت مرکزی ، خود را تحویل مقامات قضایی ترکیه دادند.

اما خبرهای رسانه ها حاکی از آن بود که کاروان سفیران صلح هنگام عبور از شهرها و استان‌های کردستان ترکیه با استقبال هزار نفری مردمان روبرو شد. اما آیا در چشمان امان گرفته های بازگشته به دامن وطن، پیروزی دیده می شود ؟ این پرسش در ذهن افراد نه چندان خوش بین به قضیه صلح - باوری پ ک ک نمایان می شود. هنوز حکومت بر تروریسیت بودن این حزب و رهبر زندانی اش تاکید و ابرام دارد و شورای امنیت ملی ترکیه در بیانیه‌ نشست پایانی این شورا - (چهارشنبه‌- 21اکتبر) به‌ ریاست عبدالله گل، رییس جمهوری- بار دیگر بر تداوم عملیات‌ برون مرزی این کشور ، حتی فراتر از مرز و در خاک اقلیم کردستان عراق تاکید کرده‌ است امری که طالبانی در دیدار چندماه گذشته اش این اقدامات را مانع استقرار صلح و امنیت در منطقه دانست‌. در حین بازگشت این افراد نظریات متفاوتی در فضای سیاسی ترکیه، شنیده می شود. در کنار شادی و یا ابهام و بهت افرادی، گروهی نیز ناراضی اند و همچنان بر جنگ و نداشتن هرنوع رابطه ای اصرار دارند و یا از ثمره خون های ریخته شده می پرسند. اما کارشناسان امنیتی، نوع لباس آنان در بازگشت، رفتار آنان و ... را به دقت مورد بررسی قرار داده اند که چه پیامی در آن می تواند مستتر باشد. و یا بهانه ای برای مطرح شدن دوباره در فضای سیاسی ترکیه نیست ؟ آیا تسلیم شدن این افراد یک اقدام نمادین حساب شده بود تا رویکرد آشتی جویانه وعده داده شده توسط دولت اردوغان را مورد آزمایش قرار دهند؟آیا سازمان امنیت ترکیه از دور تسلط بر اوضاع دارد و به صورت هماهنگ شده درمسیر معین و جهت مشخص این افراد حرکت می کنند یا خیر می توان آن را خودجوش نامید؟ آیا قانون مجازات کشور، تعلیق می شود و با این افراد هیچ برخوردی نخواهد شد ؟ گرچه حزب کردی جامعه‌ دموکراتیک (DTP)، مردم را برای استقبال از گروه صلح ، آماده می کند اما آیا این امر موجب تحریک ارتش نمی شود یا خیر منظور پیام حکومت به یک بخش از جامعه است که بازگشت به موطن اصلی، شرط اساسی است؟ رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه‌ در ماه‌های گذشته‌ اعلام نمود که‌ به‌ منظور حل صلح‌آمیز مسئله‌ی کردها در این کشور تلاش می‌نماید تا بنیادهای دمکراسی در این کشور نهادینه شود و به راهکاری را که منجر به گشایش دموکراتیک - گشودن فضای باز سیاسی و اشاعه‌ی دمکراسی - در پی گرفته شود و حتی این دوران را روزهای تاریخی نامید و خواستار مسئولیت‌پذیری و حسن‌نیت همگان در این زمینه شد تا برای ترکیه آینده ای درخشان، ساخته شود. که کولین پاول"، وزیر سابق امور خارجه آمریکا نیز با اظهار امیدواری ، پیشنهاد طرح صلح‌آمیز را گشایش دری به سوی آشتی برای خاورمیانه توصیف کرد تا شاید مورد الگو برداری قرار گیرد. از در این کشور حمایت کرد. اما این در حالی است که در همین چند روز ، هیأت دیپلماتیک ترکیه راهی اقلیم کوردستان شدند تا با مقامات این منطقه دیدار کنند. آِیا این صلح دیرهنگام کُردها با حکومت مرکزی ترکیه نتیجه بخش است ؟ و دیگر به جای تحریک احساسات و عصیان آرمانخواهی و پناه بردن به اسلحه – که در تاریخ گاه دوقلوی کردهای معترض خوانده شده است – راه سیاست ورزی و تعامل با حکومت مرکزی پیموده خواهد شد ؟ آیا دوران پر نشیب و فراز کردها در ترکیه پس از 76 سال ، پایان یافته است ؟ آیا حکومت دیگر به هویت کردها، رسمیت داده است ؟

از دوران پایان امپراتوری عثمانی شاید کردهای ترکیه در رابطه خود با سیاست حکومت مرکزی این کشور دوران پر نشیب و فرازی را پشت سر گذاشتند که گاه حکومت به قتل و عام پرداخت و گاه نرمش نشان داد اما شاید امروزه روز –پس از 29 اکتبر 1923 - درست پس از 76 سال که جمهوری ترکیه توسط آتاترک اعلام شد " پارلمان تركيه كه «مجلس كبير» عنوان داشت راي به جمهوري شدن اين كشور داد و به اتفاق آراء مصطفي كمال پاشا (آتاترك) را به رياست جمهوري برگزيد" . روز 29 اکتبر روزی است که برای ایرانیان – به خاطر روز جهانی کوروش و اعلامیه تاریخی حقوق بشر او - شاید غرور انگیز باشد اما در تاریخ معاصر هم این روز، روز خونریزی و پرماجرایی است : قلع و قمع هواداران كلنل پسيان در خراسان ، سوء قصد به سيد حسن مدرس نماينده مجلس در تهران ،مخالفت دكتر مصدق با دادن هرگونه امتياز به بيگانه ، امضاء قراردادنفت با كنسرسيوم توسط شاه و .... اما این روز برای کردهای ترکیه ، شاید هرگز از یاد نمی رود.

پدر ترک ها که به صدارت رسید قیام های کردها را در پی داشت : ئاگری داغ (1934-1926)، شیخ سعید پیران (1925)، آرارات (1930) ، درسیم(1937) و دیاربکر(1934) و..... قیام هایی که با خون شسته شدند و با منتهای خشونت، مهار. گرچه بررسی سبب و علت آنان هم در حوصله این مقال نمی گنجد. اما مورخان معتقدند که در دکترین جمهوری خواهی، نوعی ناسیونالیسم شدید افراطی نهفته بود و این تناقضات در دولت مردان ترک تا 76 سال بعد همچنان ادامه یافته است و کم کم در راه تمرین دمکراسی سعی در باور هویت قوم های دیگر ترکیه دارد که قدرت واقعی جامعه اش، گوناگونی زبان و نژاد و موسیقی و قوم و هویت جداگانه آنان است و نمی شود که با قدرت سیاسی وشورای امنیت ملی و فرماندهان نظامی 76 سال از پرونده های محرمانه نگهداری و پاسداری کرد تا مبادا به هویت غیر ترک، کسی لب بگشاید. اما آن روش امروزه روز عقیم ماند و برای پیوستن به اروپا و جهان ، امروزه دولت مردان ترکیه نیازمند باور به هویت قومی است و زیستنی آرام با پذیرش مشارکت سیاسی. راهی را که پس از 1945 حکومت مرکزی ایران پیمود. گرچه ترکیه با ایران و سوریه ، قرارداد امنیتی امضا شده دارد اما آیا ترکیه هم این راه را خواهد پیمود ؟

تعصب شدید و افراطی سیاست حکومت و شاید عدم مدارای کردها ، مانع آرامش و زیستنی مسالمت آمیز کردهای ترکیه با دیگر بخش های این کشور شد و البته مورخان هرگز از خطاهای سیاسی حکومت های ترک – و حتی نسل کشی آنان هم - چشم به غفلت نخواهند بست. چند گزینه را می توان در این راستا اشاره کرد : در ژانویه 1967 حکومت سلیمان دمیرل، زبان کردی را ممنوع و انتشار حتی یک برگ نظم و نثر به این زبان را جرم تلقی کرد و حتی بعضی از روزنامه های وابسته به حکومت هر انتشار اثر هنری را توسط کردها، " زوزه های کردهای سرخ " توصیف کرد [و آن هنگامی بود که کردهای ایران رادیو کردی و روزنامه کردستان انتشار می دادند و ارکستر رادیو کردی با هنرمندان مختلف برنامه اجرا می کرد]. زبان کردی را - نه به کذا، لهجه بداند – یک زبان بدوی و زبان وحشیان بی تمدن خواند. [ اما کردهای ایران و عراق، به زبان خود مجموعه نظم و نثر را منتشر می کردند و یا با این زبان با حکومت مرکزی خود مکاتبه داشتند ] و... . مقالاتی تحریک آمیز که شاید آنها را اقدامی ضد تمامیت ارضی کشور و یا علیه امنیت ملی خواند و 3 اوت 1967 تظاهرات عظیم مردم کردستان در سلیوان – 10 هزار نفر – و دیاربکر – 25 هزار نفر- برای دفاع از هویت فرهنگی خود، شکل گرفت. اما حکومت ، جرات ابراز اعتراض مسمالمت آمیز این بخش از کشور خود را به فال نیک نگرفت که شاید تمرین دمکراسی مردمان جامعه باشد و جزو الفبای جمهوریت است و بهتر است به اصلاح و رویکردی نو بپردازد ، بلکه با مشت آهنین و زندان و گلوله و ترور به این بخش از مردمان ترکیه ، پاسخ گفت و نسل جوان آن روز کردستان ترکیه، امروز شاید از میانسالی گذشته اند اما از یادها نزدوده اند.

هر حرکتی – حتی اجرای یک شب شعر ساده – رنگ و بوی امنیتی داشت. در کردستان عراق، نارامی رخ می داد به این بهانه صدها کرد روشنفکر و فعال فرهنگی و اجتماعی را محاکمه و متهم به جاسوسی برای بیگانه و ... می شد و سیاست حکومت مرکزی جز خشونت، ذره ای تعدیل نشد. توهم جدایی طلبی باقی ماند توهمی که 100 است حکومت های دارای مناطق و جمعیت کرد نشین را می آزارد اما سند مکتوبی برای اثبات ندارد که اکثریت مردمان جامعه خواهان چنین امری باشند. گرچه در بین بعضی از حزب ها شاید چنین رویکرد رویایی وجود داشته و دارد، اما آیا نسل جوان و تفکر غالب بر جامعه چنین است ؟ در بررسی اسناد تاریخی، شاید گاهی تعدادی از فعالین فرهنگی و اجتماعی دستخوش احساسات می شدند و طرح رویایی کردستان بزرگ را در سر می پروراندند اما حکومت به جای گفتگو و رفع نقصیه فرهنگی، آنان را جدایی طلب و ... می خواندند که امروزه روز در اسناد مشخص می شود زمینه عملی نداشتند. و آن حزب هایی که به بهانه آزادیبخشی ، رویکرد مسلحانه در پی گرفتند در میان جامعه چندان قوام نگرفتند و مردمان جامعه پیشرفته تر از احزاب بودند.

در کردستان ترکیه ، بحران ادامه یافت و روز به روز فضای خفقان و رکود ، شدت گرفت. و " اوج سرکوب طبعا مبارزه مسلحانه را برای گروهی تنها راه گزینشی می شود" پاسخی بود که کردها در دادگاه های ترک به حکومت می دادند. در سال 1974 – یعنی 50 سال بعد – در آنکارا، پ ک ک تاسیس شد. باز هم طبق معمول اندیشه چپ حکمفرما شد. و هنگامه ظهور جوانی بی نام و نشان به اسم عبدالله اوجالان که زبان کردی را هم نمی دانست و کریس کوچرا در کتابش با صراحت می گوید : " سازمان های چپ از اوجالان، به عنوان فردی خوددار و دورو یاد می کنند که در تظاهرات شرکت نمی کرد و می گفت که نمی خواهم با یک گلوله کور کشته شوم و می خواهم برای کردستان زنده بمانم و می خواست از پناهگاه خود در سوریه رهبری یک جنبش را بر عهده بگیرد " . هرچند قدیمی ها به جا مانده و انسان های فرهیخته مانند احسان نوری پاشا همواره مبارزه مسلحانه را موثر نمی دانستند و دیالوگ و تعامل با حکومت مرکزی را راه علاج حل مساله کردها می دانست اما گروه دستخوش احساسات کردی، گفتگو با حکومت را خودفروشی می دانستند و حکومت را فاشیست می نامیدند. و در این حالت هم طبعا درهای گفتگو بسته می ماند و متعصب های حکومت هم بر طبل جنگ می نوازند. حکومت مرکزی ترکیه به بهانه های مختلف ، کردها را در 1980 و ... شکنجه و اعدام و سرکوب کرد و دادگاه های آن هم به اوج خشونت درمیان مردمان هراسیده بی پناه شهرت یافت و انگار حکومت هم هیچ نرمشی را نمی خواست قایل باشد . همزمانی با نا ارامی کردستان ایران در پس از انقلاب هم به هراس امنیت ملی ترکیه و ارتش این کشور می افزود و حتی از زندانیانی خوش نام هم یاد می شود که تاب شکنجه را نداشتند و خود را حلق آویز کردند و تلفاتی تراژیک به جای ماند. انگار همیشه پوشه حفظ امنیت کردستان باید مهر محرمانه و امنیتی داشته باشد و هرگز رنگ و بوی امنیت از روی ان زدوده نشود.

در کردستان ترکیه ، روشنفکران مخالف جنبش مسلحانه بودند و مقاومت مردمی را شکل گرفتن ، نوعی حمام خون می دانستند اما رهبران تازه نفس مرحله نو و تاکتیک متضاد و توسل به زور را در پیش گرفتند و شاد اشتباه استراتژیک کردهای ایران را در پس از انقلاب، مورد بررسی و مداقه قرار ندادند تا الگویی آموزنده باشد و سرکوبی بی رحمانه حکومت را برای خود به ارمغان آوردند. پس از جنگ ایران و عراق، دمشق هم به منظور فشار بر روی آنکارا، از برگ پ ک ک استفاده کرد تا بازی خود را پیچیده تر کند . همان شیوه ای که شاه علیه عراق به کار بست و کردها تصور می کردند که بارزانی خود پیش قراول جنبش ملی کرد است اما در اصل جنبش نبود و ساواک ساخته و پرداخته کرد. حمید درویش رهبر دمکرات کردهای ترکیه ، اوجالان را به این قضیه متهم می کند که" یک نسل جوان کرد را گوشت دم توپ کرد " ، شاید همان نظریه کارشناسان را تکرار می کند که با همکاری سازمان امنیت سوریه، هم کردستان سوریه را آرام کرد و هم جوانان جذب شده به یک آرمان موهوم و تخیل غیر واقعی را برای جنگ مسلحانه به داخل ترکیه کشانید. به این صورت مشکل کردهای سوریه – به زعم حکومت - هم حل شود.

از 1987 تا 1989، ده ها مدرسه به وسیله پ ک ک در کردستان منهدم شد. حکومت هم در مقابله ، سیاست تحلیل را در پی گرفت و هر خانواده متهم به همکاری به پ ک ک را اعدام کرد. مدتی اوجالان سیاست تخریب خود را متوقف کرد اما حکومت همچنان وی را تروریسیت نامید که " صدها روستا و منطقه را به آتش کشیده و جز ویرانی و بربریت ، ارمغانی برای ترکیه نداشته است " ؛ اما سیاست آبادانی حکومت هم هیچ استراتژی معینی نداشت و کردها باوری به نرمش حکومت و تعدیل سیاست سرکوب آن نداشتند. و در 11 استان کردنشین حکومت نظامی برقرار بود و انگار که انکارا اطمینان داشت که ترور را باید با ترور پاسخ دهد.

و این درست مصادف با ایامی است که در ایران ، حکومت سیاست پذیرش امان نامه های معارضین کرد مسلح را در پیش گرفته است و کردهای مسلحی که از 1979 به احزاب کردی منطقه پیوسته بودند و پس از مدتی به ایران باز می گشتند با دریافت امان نامه و به زمین گذاشتن اسلحه، به سیر زندگی عادی خود باز می گشتند و آگاهان سیاسی آن را سیاست تواب سازی ننامیدند بلکه آن را سیاستی در جهت حفظ آرامش منطقه توصیف کردند. گرچه مابقی هم راه پناهندگی به کشورهای دیگر را در پی گرفتند و کم کم رو به اضمحلال نهادند و سرانجام حزب دمکرات با سپاه پاسداران قرارداد عدم استفاده از سلاح را امضا کرد که هرگز در داخل خاک ایران اقدام نظامی نکند و امروزه چند صد نفری خانوار به طور سمبلیک در نزدیکی مرز ایران باقی مانده اند .

در 17 اوت 1989 تورگوت اوزال هنوز پوشه ختم جلسه هیات کابینه خود را نبسته بود که رییس ستاد ارتش ، نجیب تورستوی ، با تعصب اعلام می کند که : موجودیت ترک و تمامیت ارضی ترکیه را این کردها به مخاطره انداخته اند و تروریسم و تجزیه طلبی را رواج می دهند و باید جز گلوله راهی دیگر را در پی نگرفت " . اعلام جنگ شد و صدها روستا اجبارا تخلیه شدند. و منطقه امنیتی ایجاد شد.

آنکارا ، پ ک ک را پدیده تروریسم و هدایت شده از سوریه نامید که با قطع راه پایگاه بقاع در لبنان، می تواند آن را ریشه کن کند. گرچه سوریه برای اوجالان تسهیلات فراهم کرده بود و اوجالان آن را استراتژی می نامید اما این پیمان تاکتیکی جز ویرانی و خون ریزی برای کردها در ان ایام ثمره ای نداشت و شمار تلفات مردم از اوت 1984 تا پاییز 1990 را 2000 نفر می دانند. سازمان امنیت ترکیه و ارتش این کشور نمی خواست که به هیچ وجه راه مسالمت آمیزی را برگزیند و اوجالان هم قایل به هیچ نرمشی نبود و مردم هم در این میان بازیچه سیاست خشونت.

و از دورانی که اقلیم نیمه خود مختار کردستان در عراق نخستین دوران تمرین سیاسی وتجربه حکومت محلی خود را آغاز کرد. جلال طالبانی واسطه آشتی اوجالان و اوزال شد اما اوجالان رابطه اش را بارزانی و طالبانی به هم زد و علیه آنها هم دست به اسلحه شد و کردستان عراق را عشیره و حکومت محلی کردستان را فاقد مشروعیت نامید.

کسی که مدعی 4 بخش کردستان بود اما روزگاری با ایران همکاری کرد و هرگز یک گلوله علیه نیروهای صدام شلیک نکرد و کردستان سوریه را پس از ناارمی رها کرد اما آیا کسی از طرفدارانش این تناقض را جستجو کرد؟. پایگاه های پ ک ک را به شمال کردستان عراق کشانید و هر دم ترکیه به بهانه ای این منطقه را به اتش می کشید و کردها را در ایام دشمنی با عراق از پشت سر گرفتار گلوله های ترک کرد. و کسی نمی دانست که از این محاصره چه سودی نصیب کردستان می شود. در زمانی که صدام حسین با جلال طالبانی بر سر حل موضوع کرکوک به توافق می رسیدند این ترکیه بود که مزاحم اجرای ان قرار داد شد و صدام هم از امضا کردن امتناع ورزید.

اوجالان بار دیگر با کردهای عراق در 27 اکتبر 1992 به صلح می نشیند اما ارتش ترکیه در 12 کیلومتری خاک کردستان نفوذ کرد و کردهای عراق او را با نااگاهی از واقعیت های کردستان متهم کردند. حتی محمود عثمان وی را شخصی دیوانه و مجنون نامید. در 17 فوریه 1993 طالبانی با وی به گفتگو نشست تا با ترک ها در حکومت اوزال ، اتش بس کند و راه دیپلماتیک را در پی بگیرد که به نفع کردهای ترکیه است. اما اوجالان دوباره حکومت را تحریک می کند و این بار عصمت سزگین، وزیر کشور، تسلیم بدون قید و شرط را می خواهد اما اوجالان " قطع عملیات نظامی، عفو عمومی، آزادی زبان و فرهنگ و.... " اما سلیمان دمیرل همچنان بر زیاده روی و افراط اوجالان تاکید دارد و وی را تروریسیت می خواند. و کردها بار دیگر دوران بلاتکلیفی را آغازیدند و حیات زندگی آرام شان در گرو فرونشاندن خواسته های سیاسی تحریک آمیز این رهبر شد.

سرانجام اوجالان در ۲۶ اسفند ۱۳۷۷ پس از عملیات 10 روزه سازمان اطلاعات ارتش ترکیه و سازمان اطلاعات ترکیه (میت) دستگیر شد. خبری دستگیری وی را بلند اجویت نخست وزیر وقت ترکیه اعلام کرد.گرچه گاهی با اغراق به همکاری آمریکا و اسرائیل در جریان بازداشت اوجالان توسط برخی مقامات اطلاعاتی آن کشور اشاره می کنند. [ که ظاهرا سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ( سیا) و سازمان اطلاعات ملی آمریکا (ان اس ای) شاخه‌ای وزارت دفاع آن کشور که متخصص در استراق سمع الکترونیکی است ، از سه ماه قبل که اوجالان سوریه را ترک کرده بود ، همواره وی را زیر نظر داشته‌است]. اما طبعا در مناطق کرد نشین اغراق در قهرمان سازی، رویکردی آشناست. اما در واقع امر بسیاری از رهبران کشور‌های اروپایی از دولت ترکیه خواستند که وی را عادلانه محاکمه کرده و از اعدام او خودداری کند. وی نیز به محض بازگشت خود را ترک دانست و امروزه هم گاه از زندان پیام هایی را می دهد که اخرینش برای کردهای عراق غیر قابل درک بود " اقلیم کردستان برای ترکیه و تمامیت ارضی و امنیت این کشور، مضر است " !

حال در کنار این پرسش ها و تناقض ها، امروز این گروه از کوهستان به ترکیه بازگشته اند و شاید در ظاهر امری بسیاب مقبول و قابل احترام است و کمک در جهت گشودن درهای مصالحه و تعامل با حکومت مرکزی . اما ایا دوباره دوران اوزال تکرار نمی شود ؟ آیا شتاب زدگی رخ نمی دهد و دوران نوینی برای رشد و ترقی کردستان رقم خواهد خورد ؟ هر چند کم کم حکومت ترکیه از 1991 به بعد زبان کردی را آزاد کرد و شاید پس از 16 سال کردهای ترکیه هنوز – پس از تاسیس جمهوری ترکیه - راهی بس دشوار در پیش دارند که در شهرهای بزرگ این کشور کنسرت چند هزار نفری به زبان خود اجرا کنند یا در مرکز نمایش های استانبول و آنکارا به زبان خود و از ادبیات قومی خود نمایشی را به روی صحنه ببرند و شاید فیملی را در سینماهای آن کشور به نمایش بگذارند.

در کردستان ایران هم این موضوع هم مطرح است که گروه ایرانی پژاک – حزب نه چندان جدی سالهای اخیر - چه سیاستی را با تقلید از پ ک ک دنبال خواهد کرد ؟ آیا رویای آرمانی و تخیلی قندیل فروریخته است ؟ آیا کردها برای ساختن هویت و تاریخ خود راهی جز سیاست ورزی و تعامل و کار فرهنگی دارند ؟ از زبان گلوله باید پرهیز داشت ؟ اما معتقدم که هنوز هم باید باور داشت که مردم جامعه و نسل جوان کردستان از نظر عقلانیت سیاسی و بینش و فهم درست تاریخی، بسیار پیشرفته تر از احزاب اند و خود راه ترقی و رشد هویت و اعتلای فرهنگی خود را خواهند پیمود و همچنان در مشارکت سیاسی با حکومت مرکزی هم حائز اهمیت خواهند بود.


طلاعيه کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران در باره مجروح و بازداشت شدن شرکت کنندگان در تظاهرات مسالمت آم


مردم شرکت کننده در تظاهرات مسالمت آميز با خشونت های غير متناسب روبرو شدند

۱۳ آبان ۱۳۸۸ - به گزارش کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران، امروز نيروهای امنيتی و شبه نظامی بر خلاف معيارهای بين المللی استفاده متناسب از زور در تظاهرات مسالمت آميز، برای پراکنده کردن هزاران نفر از مردم معترض در خيابان های تهران و ساير شهرها، به خشونت های سبعانه متوسل شدند که منجر به زخمی شدن و بازداشت تعدادی از مردم شد. اين اعتراضات به موازات تظاهرات رسمی دولتی در تائيد سی امين سالگرد اشغال سفارت امريکا در ايران برپا شد.




در ساير شهرها از جمله شيراز، رشت ، تبريز و اصفهان نيز اعتراضات برپا بود. از تبريز گزارش شده است که پس ازاينکه نيروهای امنيتی با استفاده از گاز اشک آور و اسپری فلفل به مردم معترض حمله کردند، تعداد زيادی از آنها را بازداشت کردند.

شاهدان عينی به کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران گفتند که عليرغم تهديد های شديدی که برای خفه کردن مردم از طريق پيامک ها به دست مردم رسيده بود مبنی بر اينکه در صورت شرکت در تظاهرات مورد پيگرد قضايی قرار می گيرند، و همچنين بستن ايستگاه های مترو در مراکز احتمالی تجمعات، هزاران نفر از معترضين در ميدان هفت تير، کارگر شمالی و ساير نقاط تهران حضور پيدا کردند و با تعداد بيشماری از نيروهای ضد شورش که توسط شبه نظاميان پشتيبانی می شدند، مواجه شدند. حضور بی شمار نيروهای امنيتی و ضد شورش و حملات سبعانه وجه مشترک گزارش های همه شاهدان عينی بود.

در حاليکه بازداشت هدفمند فعالان دانشجويی ، حقوق بشر و سياسی از شب پيش شدت گرفته بود، تعدادی زيادی از تظاهر کنندگان از جمله علی مشمولی در اصفهان، و وحيده موحد در تهران، و بسياری از افراد شناخته شده ديگر در جريان تظاهرات خيابانی بازداشت شدند. به گزارش پسر آقای مهدی کروبی، نيروهای امنيتی بطور مستقيم به سمت آقای کروبی گاز اشک آور پرتاب کردند که منجر به زخمی شدن محافظ ايشان شد به حدی که در بيمارستان بستری شد. طبق گزارش های رسيده به کمپين بين المللی حقوق بشر، در مقابله با تظاهر کنندگان، از سلاح های کشنده برای تيراندازی های هوايی استفاده شده است.


ويژه خبرنامه گويا: گزارش یک شاهد عینی از مراسم راهپیمایی ۱۳ آبان در دانشگاه تهرا


1ـ تجمع طولانی بود و از قبل از 10 تا بعد از 16 ادامه داشت.

2ـ امروز تمام درها باز بودند اما دم درها در بیرون از دانشگاه یک ردیف پلیس یا گارد ویژه چیده بودند و پشت سر آنها نیز نیروی پشتیبیانی بود.

3ـ ابتدا دانشجویان سعی کردند که از در قدس بروند بیرون اما جو به شدت نظامی خیابان قدس مانع از عبور آنان به بیرون از دانشگاه شد.

4ـ دانشجویان به سمت سردر اصلی رفتند و تا آخر وقت آنجا ماندند.

5ـ دانشجویان با شعارهایشان مشخصاً از مرز نظام گذشتند و تندترین شعارها را علیه رهبری دادند. این میتواند نقطه عطفی در جنبش باشد. در کمال تعجب گارد ویژه هیچ واکنشی نشان نداد جز یکبار که با کمی پیش روی دانشجویان را مجبور کرد که همان چند قدمی را که از سردر بیرون آمده بودند به داخل بازگردند.

13aban_flag.JPG
6ـ دانشجویان پرچم کنار سردر را پایین کشیدند و به آن نماد سبز وصل کردند و دوباره بالا بردند. در آخر وقت یکبار دیگر آن را پیایین کشیدند و به آن بادکنک و یک پارچه سبز اضافه کردند کردند و دوباره بالاکشیدند.

7ـ در بیرون از دانشگاه عده ای از لباس شخصی ها از دانشجویان فیلمبرداری میکردند. حتی در ساختمان روبروی دانشگاه یک دوربین حرفه ای نسب کرده بودند و فیلم گرفتند. دانشجویان در جواب شعارهایی دادند مانند «مزدور چقدر گرفتی، دوربین رو دست گرفتی» و ...

ANDAKHTANE_POOL.JPG
8ـ دانشجویان جلوی پای ماموران یگان ویژه و فیلمبرداران پول خرد و اسکناس ریختند

9ـ برخی از شعارها چنین بود:
«پول نفت گم شده، خرج بسیجی شده»، «حسین حسین شعارشه، تجاوز افتخارشه»، «سفارت روسیه، لانه جاسوسیه»، «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران»، «جنتی لعنتی، تو دشمن ملتی»، «بسیجی حیا کن، مفت خوری رو رها کن»، «بسیجی واقعی، همت بود و باکری»، «ستاره دانشجو، مدال افتخاره»، «دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد» و شعارهایی نیز در حمایت از موسوی، کروبی، خاتمی، صانعی و منتظری داده شد.

10ـ برخی از شعارهای امروز که خط نظام را رد کرد چنین بود:
«ای رهبر آزاده، خمینی چشم براته»، «معاویه حیا کن، سلطنت رو رها کن»، «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «نه هاشمی نه احمدی، لعنت به بیت رهبری»، «رهبر ما جوعلقه، ولایتش معلقه»، «ننگ ما، ننگ ما، رهبر الدنگ ما»، «محمود جنایت میکنه رهبر حمایت میکنه»، «شعار ملت ما، دین از سیاست جدا»، «رهبری، رهبری، ننگ به نیرنگ تو، خون جوانان ما میچکه از چنگ تو»، «سید علی پینوشه، ایران شیلی نمیشه» و ...

PARKKARDANEUTOBOOS1.JPG
11ـ حدود ساعت 2، دو عدد اتوبوس آمد و جلوی دانشگاه طوری پارک کرد که دید مردم از دانشگاه کور شود. هر چند که صدا هنوز به گوش مردم میرسید


































• خبرگزاری جمهوری اسلامی عکس هایی از تظاهرات امروز مردم تهران













• خبرگزاری جمهوری اسلامی عکس هایی از تظاهرات امروز مردم تهران تحت عنوان «اغتشاشگران» را منتشر کرده است که در برخی از آن ها سرکوب مردم توسط پلیس دیده می شود ...


ا

















ويژه خبرنامه گويا: تصاویری از تجمع سيزده آبان و ضرب و شتم یک پيرمرد در ميدان هفت تير



ويژه خبرنامه گويا: گزارش یک شاهد عینی از ميدان هفت تير

"تمام عكس ها قبل از ساعت 11.30 گرفته شده، ... نه كسي شعار ميداد نه چيزي همش چند تا زن و پيرمرد تو كوچه پناه گرفته بودند، ولي براي اينا هيچ فرقي نميكرد گويا فقط مسئله رعب و وحشته...ريختند و زدند، در عكس آخري مشخصه كه يه پيرمرد رو يكيشون داره ميزنه"