۱۳۸۸ آذر ۱۰, سه‌شنبه

درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت آخر)، امضا محفوظ

بسم الله الرحمن الرحيم


انتشار اين مجموعه از اسناد با هدف تنبه و تذكر به تمام كساني بود كه از پشت پرده و واقعيات تشكيلاتي كه از آن به عنوان اطلاعات موازي نام برده مي شود، خبر نداشتند و صرفا تحت تأثير برنامه عمليات رواني شبكه مذكور به همراهي با ايشان مي پرداختند به طوري كه در مواردي ناخواسته و ندانسته به طور كامل در خدمت سازمان اطلاعات موازي در مي آمدند.

سازمان اطلاعات موازي سعي كرده بود در بيرون و بين كساني كه از لحاظ فكري به ايشان نزديك بودند، تصويري موجه و قابل قبول از خود ارائه دهد تا اينطور قلمداد كنند كه اطلاعات موازي مدافع واقعي و محافظ خط اسلام و نظام و ولايت از دست دشمنان است و هر كاري مي كند در اين جهت است. اما انتشار اين اسناد و خصوصا سند اخير به منزله اتمام حجت نهايي با تمام كساني است كه قدرت برخورد با نهادهاي خودسر و موازي را دارند و هنوز در اين جهت كاري نكرده‌اند.

سند ضميمه، تصوير يك فقره چك بانك سپه به مبلغ پنج ميليون ريال است كه در خرداد 82 جهت هزينه در راه اندازي يكي از سايتهاي ضد اصلاحات صادر شده است. اين چك در وجه آقاي «ولي الله متاجي» يا همان «تيموري» در پرونده سينماگران صادر شده است. وي از بازجويان ارشد حفاظت و اطلاعات ناجا و مأمور به انجام چند فعاليت عملياتي در بيرون از تشكيلات از جمله نظارت بر دو سايت اينترنتي عمليات رواني و تبليغي بوده است.

اولين امضاكننده چك، «رمضاني» فرمانده اطلاعات ناجا است كه مستقيما دستور تأسيس چند سايت ضد اصلاحات را داده و دورادور بر آنها نظارت داشته است. وي كه قبلا مسئوليتي در اطلاعات رهبري داشته، روابط خوبي با اين نهاد دارد و در مواقع بحراني از اين ارتباطات به نفع كارهاي غيرقانوني خود استفاده مي كند. اما اگر روزي نهاد بي طرف يا دادگاه صالحي خواست به پرونده اين خائنان به بيت المال و دشمنان آبروي افراد و عاملان سوء استفاده از پست و موقعيت رسيدگي و از ايشان بازخواست كند، براي شناسايي متهمان اصلي كافي است با يك بررسي كوچك مشخص شود كه «سراج» نام چه كسي است و چرا پرونده اعمال و رفتار در نهادهاي امنيتي مهر «به كلي سري» خورده و چرا حتي از انتشار قرار منع تعقيب او جلوگيري شده و اين عنصر خودسر و بي مسئوليت كه موظف بوده حافظ نظم جامعه باشد، به چه مجوز شرعي و قانوني و انساني به جاي ايفاي مسئوليت هاي مهم خويش، همواره با دسيسه هاي پنهان در پي ترور شخصيت و ضربه زدن به فعالان سياسي اصلاح طلب بوده است؟
و در اينجا مقامات عالي نظام بايد پاسخگو باشند چرا فردي كه تمام هم خود را مصروف هتك شخصيت هاي سياسي و افراد دلسوز نظام و ادامه دهندگان راستين خط امام ساخته و در سايتهاي خويش از هيچ تهمت ناروا و سخن نابجايي دريغ نكرده و انواع تهمت هاي اخلاقي و مالي و غيره را به مخالفان اقتدارگرايي و فردپرستي نسبت داده، چرا بايد هنوز در پست بااهميتي چون معاونت اطلاعات نيروي انتظامي كشور باقي بماند؟ و چرا بايد كسي كه از امكانات نهادهاي نظامي و انتظامي بيشترين سوء استفاده را عليه يك جريان سياسي كرده و خصوصا در تحريك فرماندهان يك نهاد نظامي عليه رئيس جمهور نقش اول را داشته، به خود اجازه دهد كه براي ارتقاي جايگاه خود در نظام مطرح شود؟ و چرا بايد سرنوشت امنيت مردم و مديريت نظام به دست كساني بيفتد كه جز به منفعت و امنيت خويش نمي انديشند و حاضرند مخالف خود را با انواع تهمتهاي ناجوانمردانه و غير اخلاقي از صحنه بدر كنند و بلکه از هستی ساقط نمایند؟ و چرا بايد كساني در نهادهاي ملي و فراجناحي ميدان دار باشند كه جز تبليغ عليه رئيس جمهور و اصلاح طلبان هيچ دغدغه اي نداشته و ندارند؟ و چرا برخلاف احكام صريح شرع مقدس، ناجوانمردانه ترين و بدترين برخوردها با متهمان بي گناه انجام مي گيرد و كسي جلودارشان نيست و هيچ كس هم جوابگو نيست؟

خصوصا آقاي خاتمي به عنوان رئيس جمهور و مسئول اجراي قانون اساسي بر اساس قانون و بنا به سوگندي كه در هنگام تصدي اين پست خطير ادا كرده، موظف است كه اين موضوع را پيگيري كند و از تمام مناصب و مراجع ذي ربط توضيح بخواهد و يك بار براي همیشه پرونده موازي كاري اطلاعاتي را در دوره خويش ببندد و متهمان اين بحث را لااقل افشا كند و رسوا سازد. از رئيس جمهور انتظار مي رود كه به عنوان منتخب مردم و مظهر اقتدار ملي، در سال پاياني عمر خدمت خويش، لااقل بخشي از واقعيت هاي مخفي اين سالها را براي مردم روشن كند.

اميرالمؤمنين (ع) در عهدنامه تاريخي مالك اشتر، خطاب به او و خطاب به تمام پيروان خويش در طول تاريخ خصوصا حاكمان و قدرت مداران مي نويسند: «و ان ظنت الرعيه بك حيفا فأصحر لهم بعذرك» (اگر مردم تو را به ستمي مظنون شدند، عذرت را براي ايشان آشكار كن) و باز در جايي ديگر فرموده اند اين حكومت و قدرت براي من پست ترين چيز است، مگر اينكه بتوانم حقي را بازگردانم يا باطلي را دفع كنم.

اكنون بايد ديد كساني كه مدام دم از سال علوي و سيره علوي و پيروي از مولا علي (ع) مي زدند، چگونه حقي كه از بسياري متهمان پرونده هاي سالهاي اخير و البته سالهاي پيش از اين تضييع شده را اعاده مي كنند و چگونه آبروي از دست رفته بسياري از روزنامه نگاران، نويسندگان و سياسيون اين مملكت را باز مي خرند؟ و بايد ديد آيا اينها هم بازي قدرت است و متهمان بی گناه قربانيان آخرين فصل بازي قدرت هستند، يا هنوز گوش ها صداي اعتراض ملت را مي شنوند و هنوز در ذهن ها به چيزي به نام حق و باطل و حقوق دیني و اسلامي افراد و حق انساني و شهروندي وجود دارد؟



در نهايت آيا سامان اطلاعات موازي با شكل مخوفي كه اكنون به خود گرفته، نبايد توسط مسئولان نظام مورد بازخواست قرار گيرد و اگر تخلفاتي در آن صورت گرفته كه در اين نوشته به دهها نمونه اشاره شد، نبايد برخوردي با آن صورت گيرد؟ و آيا مسئولان و دلسوزان انقلاب خواهند گذاشت انقلاب بيش از اين بازيچه دست اين نااهلان و نامحرمان شود و دولت و قوه مجريه نيز در اختيار ايشان قرار گيرد؟ و اگر چنين شود، اينها با اينگونه رفتارها نظام را به كدام بيراهه خواهند كشاند و دستاوردهاي انقلاب را در جنگ با كدام كشور به فنا خواهند داد و چه بر سر ثمره تلاش هاي مردم مسلمان و خون پاك شهيدان خواهند آورد؟

بايد منتظر واكنش مسئولان امر بود و رجاء واثق داريم كه اين بار عزم عدالت در عمل رهبران نظام جدي باشد و هر خطاكاري را، چه نزديك باشد و چه دور، به سزاي اعمال خويش برساند.

به اميد آن روز

والسلام علي من اتبع الهدي


ضميمه:

در همين زمينه:

درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت نوزدهم)، امضا محفوظ
درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت هجدهم)، امضا محفوظ
درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت هفدهم)، امضا محفوظ
درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت شانزدهم)، امضا محفوظ
درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت پانزدهم)، امضا محفوظ
6
خرداد »
5 خرداد » 4 خرداد » 3 خرداد » 2 خرداد »

درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت آخر)، امضا محفوظ

بسم الله الرحمن الرحيم


انتشار اين مجموعه از اسناد با هدف تنبه و تذكر به تمام كساني بود كه از پشت پرده و واقعيات تشكيلاتي كه از آن به عنوان اطلاعات موازي نام برده مي شود، خبر نداشتند و صرفا تحت تأثير برنامه عمليات رواني شبكه مذكور به همراهي با ايشان مي پرداختند به طوري كه در مواردي ناخواسته و ندانسته به طور كامل در خدمت سازمان اطلاعات موازي در مي آمدند.

سازمان اطلاعات موازي سعي كرده بود در بيرون و بين كساني كه از لحاظ فكري به ايشان نزديك بودند، تصويري موجه و قابل قبول از خود ارائه دهد تا اينطور قلمداد كنند كه اطلاعات موازي مدافع واقعي و محافظ خط اسلام و نظام و ولايت از دست دشمنان است و هر كاري مي كند در اين جهت است. اما انتشار اين اسناد و خصوصا سند اخير به منزله اتمام حجت نهايي با تمام كساني است كه قدرت برخورد با نهادهاي خودسر و موازي را دارند و هنوز در اين جهت كاري نكرده‌اند.

سند ضميمه، تصوير يك فقره چك بانك سپه به مبلغ پنج ميليون ريال است كه در خرداد 82 جهت هزينه در راه اندازي يكي از سايتهاي ضد اصلاحات صادر شده است. اين چك در وجه آقاي «ولي الله متاجي» يا همان «تيموري» در پرونده سينماگران صادر شده است. وي از بازجويان ارشد حفاظت و اطلاعات ناجا و مأمور به انجام چند فعاليت عملياتي در بيرون از تشكيلات از جمله نظارت بر دو سايت اينترنتي عمليات رواني و تبليغي بوده است.

اولين امضاكننده چك، «رمضاني» فرمانده اطلاعات ناجا است كه مستقيما دستور تأسيس چند سايت ضد اصلاحات را داده و دورادور بر آنها نظارت داشته است. وي كه قبلا مسئوليتي در اطلاعات رهبري داشته، روابط خوبي با اين نهاد دارد و در مواقع بحراني از اين ارتباطات به نفع كارهاي غيرقانوني خود استفاده مي كند. اما اگر روزي نهاد بي طرف يا دادگاه صالحي خواست به پرونده اين خائنان به بيت المال و دشمنان آبروي افراد و عاملان سوء استفاده از پست و موقعيت رسيدگي و از ايشان بازخواست كند، براي شناسايي متهمان اصلي كافي است با يك بررسي كوچك مشخص شود كه «سراج» نام چه كسي است و چرا پرونده اعمال و رفتار در نهادهاي امنيتي مهر «به كلي سري» خورده و چرا حتي از انتشار قرار منع تعقيب او جلوگيري شده و اين عنصر خودسر و بي مسئوليت كه موظف بوده حافظ نظم جامعه باشد، به چه مجوز شرعي و قانوني و انساني به جاي ايفاي مسئوليت هاي مهم خويش، همواره با دسيسه هاي پنهان در پي ترور شخصيت و ضربه زدن به فعالان سياسي اصلاح طلب بوده است؟
و در اينجا مقامات عالي نظام بايد پاسخگو باشند چرا فردي كه تمام هم خود را مصروف هتك شخصيت هاي سياسي و افراد دلسوز نظام و ادامه دهندگان راستين خط امام ساخته و در سايتهاي خويش از هيچ تهمت ناروا و سخن نابجايي دريغ نكرده و انواع تهمت هاي اخلاقي و مالي و غيره را به مخالفان اقتدارگرايي و فردپرستي نسبت داده، چرا بايد هنوز در پست بااهميتي چون معاونت اطلاعات نيروي انتظامي كشور باقي بماند؟ و چرا بايد كسي كه از امكانات نهادهاي نظامي و انتظامي بيشترين سوء استفاده را عليه يك جريان سياسي كرده و خصوصا در تحريك فرماندهان يك نهاد نظامي عليه رئيس جمهور نقش اول را داشته، به خود اجازه دهد كه براي ارتقاي جايگاه خود در نظام مطرح شود؟ و چرا بايد سرنوشت امنيت مردم و مديريت نظام به دست كساني بيفتد كه جز به منفعت و امنيت خويش نمي انديشند و حاضرند مخالف خود را با انواع تهمتهاي ناجوانمردانه و غير اخلاقي از صحنه بدر كنند و بلکه از هستی ساقط نمایند؟ و چرا بايد كساني در نهادهاي ملي و فراجناحي ميدان دار باشند كه جز تبليغ عليه رئيس جمهور و اصلاح طلبان هيچ دغدغه اي نداشته و ندارند؟ و چرا برخلاف احكام صريح شرع مقدس، ناجوانمردانه ترين و بدترين برخوردها با متهمان بي گناه انجام مي گيرد و كسي جلودارشان نيست و هيچ كس هم جوابگو نيست؟

خصوصا آقاي خاتمي به عنوان رئيس جمهور و مسئول اجراي قانون اساسي بر اساس قانون و بنا به سوگندي كه در هنگام تصدي اين پست خطير ادا كرده، موظف است كه اين موضوع را پيگيري كند و از تمام مناصب و مراجع ذي ربط توضيح بخواهد و يك بار براي همیشه پرونده موازي كاري اطلاعاتي را در دوره خويش ببندد و متهمان اين بحث را لااقل افشا كند و رسوا سازد. از رئيس جمهور انتظار مي رود كه به عنوان منتخب مردم و مظهر اقتدار ملي، در سال پاياني عمر خدمت خويش، لااقل بخشي از واقعيت هاي مخفي اين سالها را براي مردم روشن كند.

اميرالمؤمنين (ع) در عهدنامه تاريخي مالك اشتر، خطاب به او و خطاب به تمام پيروان خويش در طول تاريخ خصوصا حاكمان و قدرت مداران مي نويسند: «و ان ظنت الرعيه بك حيفا فأصحر لهم بعذرك» (اگر مردم تو را به ستمي مظنون شدند، عذرت را براي ايشان آشكار كن) و باز در جايي ديگر فرموده اند اين حكومت و قدرت براي من پست ترين چيز است، مگر اينكه بتوانم حقي را بازگردانم يا باطلي را دفع كنم.

اكنون بايد ديد كساني كه مدام دم از سال علوي و سيره علوي و پيروي از مولا علي (ع) مي زدند، چگونه حقي كه از بسياري متهمان پرونده هاي سالهاي اخير و البته سالهاي پيش از اين تضييع شده را اعاده مي كنند و چگونه آبروي از دست رفته بسياري از روزنامه نگاران، نويسندگان و سياسيون اين مملكت را باز مي خرند؟ و بايد ديد آيا اينها هم بازي قدرت است و متهمان بی گناه قربانيان آخرين فصل بازي قدرت هستند، يا هنوز گوش ها صداي اعتراض ملت را مي شنوند و هنوز در ذهن ها به چيزي به نام حق و باطل و حقوق دیني و اسلامي افراد و حق انساني و شهروندي وجود دارد؟



در نهايت آيا سامان اطلاعات موازي با شكل مخوفي كه اكنون به خود گرفته، نبايد توسط مسئولان نظام مورد بازخواست قرار گيرد و اگر تخلفاتي در آن صورت گرفته كه در اين نوشته به دهها نمونه اشاره شد، نبايد برخوردي با آن صورت گيرد؟ و آيا مسئولان و دلسوزان انقلاب خواهند گذاشت انقلاب بيش از اين بازيچه دست اين نااهلان و نامحرمان شود و دولت و قوه مجريه نيز در اختيار ايشان قرار گيرد؟ و اگر چنين شود، اينها با اينگونه رفتارها نظام را به كدام بيراهه خواهند كشاند و دستاوردهاي انقلاب را در جنگ با كدام كشور به فنا خواهند داد و چه بر سر ثمره تلاش هاي مردم مسلمان و خون پاك شهيدان خواهند آورد؟

بايد منتظر واكنش مسئولان امر بود و رجاء واثق داريم كه اين بار عزم عدالت در عمل رهبران نظام جدي باشد و هر خطاكاري را، چه نزديك باشد و چه دور، به سزاي اعمال خويش برساند.

به اميد آن روز

والسلام علي من اتبع الهدي


ضميمه:

در همين زمينه:

درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت نوزدهم)، امضا محفوظ
درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت هجدهم)، امضا محفوظ
درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت هفدهم)، امضا محفوظ
درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت شانزدهم)، امضا محفوظ
درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت پانزدهم)، امضا محفوظ
6
خرداد »
5 خرداد » 4 خرداد » 3 خرداد » 2 خرداد »

دختر حميد باكري : اگر پدر و عمويم زنده بودند اكنون در زندان و زيرشكنجه بودند


یک سال حبس تعلیقی برای مهدیه گلرو

یک سال حبس تعلیقی برای مهدیه گلرو
* هك سایتهای صداوسیما توسط معترضین


مهدیه گلرو فعال دانشجویی در آستانه 16 آذر به یک سال حبس تعلیقی به مدت 5 سال محکوم شد.
به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مهدیه گلرو فعال دانشجویی و از همکاران مجموعه به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق مقالات که باعث سیاه‌نمایی می‌شود و مصاحبه با رسانه‌های بی‌گانه و و نشر اکاذیب به به یک سال حبس تعلیقی محکوم شده است.
این در حال است که قاضی پرونده گفته است «امیدوارم در جریان روزهای آینده و خیلی سریع حکم‌ات اجرا نشود.»
مهدیه گلرو، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه و عضو شورای دفاع از حق تحصیل، در سال گذشته پس از تحصن 4 روزه در اعتراض به محرومیت از تحصیل، به دانشگاه علامه بازداشت شد و به زندان اوین منتقل شد.
همچنین این فعال دانشجویی در اردیبهشت‌ماه سال جاری به اتهام تشویش اذهان عمومی از طریق نشر مقالات در رسانه ها بازداشت و با قرار کفالت آزاد شد.

هك سایتهای صداوسیما توسط معترضین

ده ها سایت وابسته به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران توسط معترضین هك شدند . در میان این سایت ها ، سایت رادیو جوان ، رادیو پیام ، رادیو ورزش ، رادیو تهران و رادیو قرآن و بخش ادبی سایت سازمان صدا و سیما و همچنین سایت برخی از برنامه های این سازمان از جمله جمعه ایرانی قرار دارند.
هكرهای مذكور باقرار دادن تصویر زیر سایتهای صداوسیما را از كارانداختندومسئولان صداوسیما نیز بلافاصله فعالیتهای سایتهای مذكور را متوقف كردند.

تابلوی غریب، کاریکاتوری از مانا نیستانی،



9 آذر 88خبرنگاران در اعتراض به بدرفتاری ماموران ، همایش پلیس را ترک کردند

گشت ارشاد در ستاد ناجا

ايلنا: به دليل بدرفتاري برخي ماموران با خبرنگاران و عكاسان رسانه‌هاي خبري در ستاد فرماندهي نيروي‌انتظامي، خبرنگاران رسانه‌هاي مطرح، همايش «پدافند‌غيرعامل» را كه صبح امروز با حضور فرمانده نيروي‌انتظامي برگزار مي‌شد، ترك كردند.

به گزارش خبرنگار ايلنا، همايش علمي «پدافندغيرعامل» امروز دوشنبه در محل ستاد نيروي انتظامي برگزار شد كه در اين همايش سردار اسماعيل احمدي‌مقدم و جمعي از فرماندهان ناجا حضور داشتند و قرار بود رئيس مجلس نيز در ادامه اين همايش سخنراني كند.

بر اساس اين گزارش به دنبال بدرفتاري برخي ماموران با خبرنگاران و عكاسان در ستاد فرماندهي نيروي‌انتظامي، خبرنگاران و عكاسان رسانه‌هاي مطرح به طور هماهنگ اين همايش را ترك كرده و از پوشش خبري آن خودداري كردند.

به گزارش ايلنا، همچنين برخي از ماموران دژباني ستاد ناجا به طور سليقه‌اي برخي از خبرنگاران و عكاسان زن را مجبور به سركردن چادر براي ورود به محل ستاد مي‌كردند. اين در حالي بود كه حجاب اين خبرنگاران و عكاسان داراي هيچ مشكلي نبوده و پيش از اين نيز با همين حجاب در نشست‌هاي خبري مختلف با حضور فرمانده نيروي‌انتظامي ‌ حاضر شده‌بودند.

روزگذشته، در برنامه توديع و معارفه فرمانده جديد دانشگاه علوم‌انتظامي نيز برخورد مشابهي صورت گرفته‌بود، كه خبرنگاران نسبت به اين برخوردها به فرمانده نيروي‌انتظامي اعتراض كردند كه اين مقام‌مسوول بر پيگيري اين موضوع تاكيد كرد.

'اتحادیه اروپا پایتختی بیت المقدس شرقی را به رسمیت می شناسد' bbc

بخش شرقی بیت المقدس در جریان جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ به اشغال اسرائیل در آمد

روزنامه هاآرتص اسرائیل می گوید به پیش نویس سندی از اتحادیه اروپا دست یافته که نشان می دهد وزرای خارجه اتحادیه اروپا قصد دارند بیت المقدس شرقی را به عنوان پایتخت کشور مستقل فلسطینی به رسمیت بشناسند.

هاآرتص می گوید این پیش نویس توسط سوئد، رئیس دوره ای اتحادیه اروپا تهیه شده است.

در این متن پیشنهادی، اتحادیه اروپا از بن بست موجود در روند مذاکرات صلح خاورمیانه ابراز نگرانی کرده است.

روزنامه هاآرتص می گوید اسرائیل فعالیت های دیپلماتیک خود را برای متوقف کردن اتحادیه اروپا از صدور بیانیه ای در این مورد آغاز کرده است.

وزارت خارجه اسرائیل امروز سه شنبه اول دسامبر گفت قصد اتحادیه اروپا برای تقسیم بیت المقدس به تلاش ها برای از سرگیری مذاکرات صلح میان اسرائیل و فلسطینیان لطمه وارد می کند.

این وزارتخانه در بیانیه ای گفت: "روندی که توسط سوئد هدایت می شود، به توانایی اتحادیه اروپا برای به عهده گرفتن نقشی چشمگیر به عنوان میانجی در روند صلح آسیب می رساند."

وزارت خارجه اسرائیل گفته است "پس از گام های مهمی که دولت اسرائیل برای از سرگیری مذاکرات صلح برداشته، اتحادیه اروپا باید بر فلسطینیان برای بازگشت به میز مذاکره فشار وارد کند و اقدامات سوئد تنها می تواند تاثیری معکوس داشته باشد."

طبق این سند، وزرای خارجه اتحادیه اروپا در دیدار هفته آینده خود بر تقسیم بیت المقدس به دو بخش به عنوان پایتخت دو کشور اسرائیل و فلسطینی تاکید خواهند کرد.

هاآرتص می گوید علی رغم تلاش های دیپلماتیک اسرائیل، منابع دیپلماتیک گفته اند که اتحادیه اروپا دست به این اقدام خواهد زد.

در متن پیش نویس، به وضعیت بیت المقدس شرقی اشاره شده و گفته است تمام طرفین باید از دست زدن به اقدامات تحریک آمیز در این بخش خودداری کنند. طبق این متن، اتحادیه اروپا هرگز الحاق بیت المقدس شرقی از سوی اسرائیل را به رسمیت نشناخته است.

طبق پیش نویس سند اتحادیه اروپا، این نهاد خواهان بازگشایی نهادهای فلسطینی در بخش شرقی بیت المقدس شده است.

در مورد مساله مرز میان اسرائیل و فلسطینیان، این سند خاطرنشان می کند که اتحادیه اروپا تغییرات به عمل آمده از سوی اسرائیل پس از ۱۹۶۷ را هرگز به رسمیت نخواهد شناخت مگر آنکه با تائید تشکیلات خودگردان فلسطینی همراه باشد.

منابع اسرائیلی می گویند فرانسه و بریتانیا از پیش نویس تهیه شده توسط سوئد حمایت کرده اند و اسپانیا، آلمان و ایتالیا تا کنون برای همراهی با اسرائیل تمایلی نشان نداده اند.

تعیین وضعیت بیت المقدس یکی از موانع اصلی در روند صلح خاورمیانه است. اعراب یک سوم جمعیت بیت المقدس را تشکیل می دهند.

فلسطینی ها خواهان تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی با پایتختی بیت المقدس شرقی هستند.

بخش شرقی بیت المقدس در جریان جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ به اشغال اسرائیل در آمد

حق انحصاری امضاي قرارداد ميدان نفتي بلال؛ رانت‌خواري و باج‌خواهي و...


بنابر این گزارش، پروژه دويست ميليون دلاري توسعه ميدان نفتي بلال در خليج فارس، نه تنها نشان داد که شرکت ملي نفت ايران به جاي مشارکت با شرکت‌هاي بزرگ و قابل اعتماد نفتي با شرکت‌هاي دلال، وارد مذاکره و قرارداد شده بلکه در همين زمينه، با ايجاد انحصارات «ویژه» براي شرکت‌هاي یادشده، باعث به فساد اقتصادی کشاندن شماري از کارکنان خود در معاملات نفتي مي‌شود؛ کاری که سرانجام هزينه‌هاي صرف شده و اضافي در آن از جيب ملت ايران خارج مي‌شود.
قرارداد توسعه ميدان نفتي «فلات قاره بلال» در شمال خليج فارس که به صورت انحصاري و با همراهی يک شرکت واسطه انگليسي در سال 1378 با شرکت ملي نفت ايران و سپس شرکت ديگر واسطه از کانادا يعني «بو والي انرژي» با تحميل هزينه ديگري به بيت‌المال، پروژه بلال را از آن خود کرد، با شکايت طرفين از همديگر در سيستم قضايي انگلستان، از بسياري از بخش‌ها و به ویژه قراردادهاي محرمانه بين عوامل واسطه در اين معامله پرده برداشته است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، روز پنجشنبه، دادگاه عالي انگلستان در بخش بازرگاني، اقدام به صدور رأي دادگاه مبني بر ادعاي دريافت حقوق «کميسيوني» يا به اصطلاح حقوقدانان ايراني، «دلالي» درباره ادعاي يکي از طرفين قرارداد کرده است.

بنابر این گزارش، پروژه دويست ميليون دلاري توسعه ميدان نفتي بلال در خليج فارس، نه تنها نشان داد که شرکت ملي نفت ايران به جاي مشارکت با شرکت‌هاي بزرگ و قابل اعتماد نفتي با شرکت‌هاي دلال، وارد مذاکره و قرارداد شده بلکه در همين زمينه، با ايجاد انحصارات «ویژه» براي شرکت‌هاي یادشده، باعث به فساد اقتصادی کشاندن شماري از کارکنان خود در معاملات نفتي مي‌شود؛ کاری که سرانجام هزينه‌هاي صرف شده و اضافي در آن از جيب ملت ايران خارج مي‌شود.

حق دلالي يا «کميسيون» که متأسفانه به يک رويه در شرکت ملي نفت به ویژه در قراردادهاي خارجي با ادله‌اي مانند تحريم صنايع انرژي ايران از سوي کمپاني‌هاي غربي، رنگ و بوي خاص به خود گرفته، باعث شده است که در اين قرارداد، مبلغ هجده ميليون دلار به عنوان حق دلالي يک طرف معامله از طرف ديگر درخواست کند.

در این میان، شرکت‌هاي واسطه ايراني و همچنين مشاوران ايراني شرکت انگليسي و کانادايي آقاي «م» تلاش دارند، به هر شکل ممکن، اين معامله نفتي را به انجام برسانند.

بنابر اسناد دادگاه عالي انگلستان، بخش بازرگاني آقاي مهندس «م ه» از مديران ارشد وزارت نفت جمهوري اسلامي و مسئول اصلي پرونده در سیزده ماه ژوئن سال 1997 به ايالت «کليگري» کانادا مسافرت مي‌‌کند و تا تاريخ یازده جولاي 1997 در آنجا مي‌ماند و اقامت طولاني آقاي «م. ه» در کانادا پرسش‌های بسیاری را براي شرکت انگليسي طرف معامله با شرکت ملي نفت ايران ايجاد مي‌کند.

در همين حال، دادگاه عالي انگلستان در تحقيقات انجام داده، ادعا شده که «م ه» در هنگام اقامت در کانادا، چندین بار با «بلر»، مدير شرکت «بو والي انرژي» دیدار داشته است؛ اما «م ه»، دلايل ديگري براي براي ماندن در کانادا داشته است؛ دختر او در کانادا زندگي مي‌کند و علاوه بر اين، آقاي «م ه» و بلر در يک کمپاني داراي سهام مشترک هستند!

اینها همه در حالی است که علاوه بر پروژه ميدان توسعه ميدان نفتي بلال در فلات قاره، پروژه توسعه ميدان نفتي «سروش» نيز مد نظر دو کمپاني انگليسي و کانادايي قرار مي‌گيرد، به گونه‌ای که اکنون اين دو کمپاني انگليسي و کانادايي، در حال دعواي حقوقي عليه يکديگر در سيستم قضايي انگلستان هستند و آنچه بر سر آن مي‌جنگند، حقوق بيت‌المال ايران است که نه مستقيم، بلکه غير مستقيم و با نام «کميسيون‌گيري» به جيب آنان واريز مي‌شود و قيمت تمام شده پروژه هاي نفتي ايران را افزايش مي‌دهد.

توضیح «تابناک»:

با توجه به نظرات برخی از کاربران محترم، به ظاهر شایبه‌ای درباره شخص مورد نظر در خبر پدید آمده و ذهن برخی دوستان به سمت مهدی هاشمی رفسنجانی، سوق پیدا کرده است که بدین وسیله، اعلام می‌دارد، شخص مورد نظر ما در این خبر مهدی هاشمی نیست و شخص دیگری مد نظر است.
نظرات بینندگان:

برادر تو جیب ما کسی چیزی نگذاشت که خارج کنه ! ارادتمند شما : بنده حقیر نماینده ملت ستمدیده ایران
مافیا همه جا نفوذ کرده کجای کارید ساده دلان مشت نمونه خروار است .
حالا كجاي صنعت نفت رو ديدي اينقدر ول خرجي در صنعت نفت زياد و اينقدر باج مي دهند و مي گيرند كه آدم شاخ در مي ياره به خدا ما كه در داخل صنعت هستم اين رو ميدونيم .
ای تابناک خائن چرا نمی گذارید خودی های عزیز کارشون رو بکنند و هی سعی دارید جلوشون رو بگیرید. ای خائن به مملکت. مگه حالا چند میلیون دلار رشوه به کجا بر می خورد؟
لطفا اطلاع رساني شفاف و مطابق با عرف بين المللي انجام دهيد يا اگر بر صحت اطلاعات يقين نداريد با اسامي مبهمي چون م.ه به مردم ايران و اصالت خبر و خبر رساني توهين نكنيد
کجاست قوه قضائیه مستقل از سیاست ؟ کسانی که برای یک آفتابه دزد حکم قطع دست رو صادر میکنند بفرمایند الان چه حکمی باید صادر کنند ؟
من در شرکتی کار می کنم که کار آن تولید قطعات و ادوات پالایشگاهی و پتروشیمی است.
حدودا 2 ماه پیش یکی از پالایشگاه ها اقدام به برگذاری مناقصه ای کرده بود که وقتی دیتیل مناقصه را از آنها خواستیم جواب آنها اینگونه بود.
" ما نمی خواهیم این قطعه را کسی برای ما تولید کند، بلکه دنبال واسطه ای می گردیم تا آن را برای ما از آمریکا خریداری کند."
شركت نفت مگه مي تونه با شركتهاي بزرگ وارد معامله بشه؟ اصلاً، ابداً، به هيچ وجه، تحت هيچ شرايطي، به هيچ عنوان، تحريم اثر نگذاشته. كي گفته آخه. شركت نفت با واسطه ها قرار داد مي بنده، قيمت تمام شده نفت بالا مي ره و سر مردم بيچاره هم منت مي گذارند كه داريم يارانه مي ديم به شما. اين هم از سياست مديريت جهاني ما.
سلام.از آنجائي كه با توضيحات تابناك مشخص شد كه فرد مزبور مهدي هاشمي نيست بنابر اين (قصد تهمت زدن ندارم )بهتره درباره محسن هاشمي فكر كنيم .هرچي باشه يه نفر ديگه است
بي صحابي در دولت ايران بيداد مي كنه شما تابناكي ها كجاش رو ديديد ... . يه كار هاي مي كنند كه ادام شاخ در ميباره
چرا با مديران خاطي که بيت ا لمال را حراج ميکنند برخورد نميشود اگر يکنفر مفسد اقتصادي را درميدان شهر دار بزنند دگر کسي جرات چنين کاري را ندارد
اینا در مقابل 2 میلیارد یورو که من تو پروژه اش هستم و رو هواست پولیه مگه؟
می دونی دو میلییارد یورو یعنی چی؟
شما تابناکیها حسودید فقط همین بابا جون چرا چشم ندارید مدیریت جهانیو ببینید؟؟؟ یکی پیدا شده داره جهانو متحول میکنه !!
اين كه چيزي نيست چند تن از مديران ارشد پالايش و پخش كه بازنشسته هستند و مشاور و ..... در شركت ساخت كاتاليست در انگلستان سهام داشته و نمايندگي شركت انگليسي kbc را كه يهودي هستند را دارا مي باشند و هر از گاهي قراردادهاي كلان با انها بسته مي شود اگه خواستيد مداركش موجود مي باشد
زبان من هم مو در آورد .فقط اين را از قسمت خاويار ايران ... كپي ميكنم.
نگران نباشیم هنوز گربه ایرانی باقی مانده البته بخاطر اینکه نیازی به مدیریت ما ندارد!
يك سئوال : كي تو اين مملكت دلش براي مملكت و مردم مي سوزد؟ (يا مي طپد؟)
ميگويند در زمان قاجار يك فلان الدوله 13 تومان از انگليس ها حق و حساب گرفت و قراردادي را امضا كرد.به او گفتند خائن مملكت را 13 تومان فروختي ! گفت هيس گندش را در نياوريد 10 تومان سرشان كلاه گذاشتم . مملكت ما 3 تومان بيشتر نمي ارزد !
گند نمايندگان محترم مجلس ششم داره درمياد ...
باز نیگاه
تابناک اصلا چشم نداره ببینه یکی داره روزی حلال! می خوره.
من كه ميدونم چرا شما هر ماه يه دفعه عليه شركت نفت مطلب مينويسيد.چون به شما باج نميدن.از محسن رضايي بعيده واقعا جاي تاسف داره.حاجي ببخشيدا ولي شما اگر خيلي عرضه داري برو به كمك اخوي محترمت مسجدسليمان كه شهر آبا و اجدادي خودته رو آباد كن.يادت باشه اگر همين مدير عامل فعلي نفت در زمان مديريتش بر مناطق نفتخيز به شهر شما كمكهاي فراوان نميكرد الان هنوز شهرتون همون حالت دهاتي قبلش رو داشت.به هر حال من اگر جاي شما بودم قبل از انتشار اين خبر يه كم فكر ميكردم و تحقيقات خودمو كاملتر ميكردم چون حتما اين كار شما قابل پيگيري قضايي توسط واحد حقوقي شركت نفت خواهد بود.
البته این نکته که شرکتهای بزرگ بین المللی از ترس تحریم حاضر به امضای قرار داد مستقیم نیستند واقعیت داره. حالا اینکه یه عده ای این وسط دارن از این آب گل آلود ماهی می گیرن یه چیز دیگه است.
شرکتهای بزرگ به دو دلیل اصلی حاضر نیستند مستقیم قرارداد ببندن: 1) از تحریمهای احتمالی آمریکا علیه خودشون می ترسن و 2) به دلیل تحریمهای بین المللی شرکت نفت و شرکتهای تابعه قادر نیستند L/C در جه یک بین المللی برای این شرکتها باز کنن و تقریباً همه اونها هم بر مبنای مصوبات هیأت مدیره حق ندارند قراردادی رو بدون L/C درجه یک امضا کنن. در این شرایط شرکتهای واسطه که معمولاً امکانات و اعتباری هم در اروپا و آمریکا و کانادا دارن، میان و با طرف ایرانی قرارداد می بندن و ازش L/C داخلی یا تأیید نشده می گیرن و بعد خودشون L/C درجه یک برای شرکتهای بزرگ باز می کنن.
چرا تو مملکت اسلامی خودمون این آقا رو به جرم رانت خواری محاکمه نمیکنن چه کسی از وی حمایت میکنه که هرکاری میخواد میتونه این نفر انجام بده
متأسفانه همانطور که در خبرتون نوشتید مسئله رشوه دهی و رشوه گیری در صنعت نفت و صنایع وابسته اون بدون اغراق عرض میکنم که بیداد میکنه.بطور مثال در پتروشیمی ماهشهر یکی از قطعات از یک شرکت ایتالیایی خریداری می شود و همیشه هم به دلیل عدم سازگاری با شرایط جوی ما مشکل دارد ولی عوامل خرید با رشوه طرف ایتالیایی هم هزینه خرید و هم هزینه تعمیرات را از جیب مردم بیچاره خرج می کنند.از توجه سایت محترم تابناک به این مسئله تشکر می کنیم والله ما دلمون برا کشورمون میسوزه ولی جرأت حرف زدن نداریم.از اینها زیاده.جزاکم الله خیرا
باز کدو بدبختی رو میخوان هوا کنن خدا میدونه!!!
سراغی از پروزه های لرزه نگاری آزادگان و بند کرخه هم بگیرین بد نیست!!!!

نامه چهارم شوراى حكام

آژانس بين‌المللى انرژى اتمى

و روانپریشی الیگارش‌ مهدویون
عباس منصوران

بی آنکه تهدید جدّی جنگ و یا حمله‌ و مداخله‌ی نظامی مستقیم باندهای بحران ساز حاکم ایران در منطقه به‌میان باشد، قدرت‌های مالی جهانی و فروشندگان و دلالان سلاح، در چرخ‌باد بحران فروپاشی سرمایه، مجال یافتند تا به ویژه خاورمیانه و بخش‌هایی از آفریقا و اروپا را به انبار‌های سلاح‌ تبدیل کنند.

عربستان سعودی، به بهانه‌ی خطر شورشیان شیعه حوثی در منطقه صعده و پشتیبانی حکومت شیعی ۱۲ امامی ایران از پنج امامی‌های حوثی وارد جنگی گسترده شده است. گرایش سنگینی در عراق زمینه را برای ایجاد موضعی همانند حکومتگران بعث در برابر ایران شکل می‌دهد. در فیلیپین و اندونزی تحریکات و آ‌دمکشی‌های خوفناکی از سوی گروه‌های اسلامی در جریان است. تهدید اسراییل با شلیک موشک‌هایی که بیشتر به فشفشه می‌مانند، از سوی حزب الله و حماس و گاهی انتحارات گاه و بیگاه- که از هرسو کشته شود به سود امپراتورهای مالی‌‌‌اند- و شلیک آزمایشی موشکهای شهاب و اینک اعلام برپایی ده مرکز غنی سازی اورانیوم برای انرژی هسته‌ای، در کنار نمایش‌های کمیک چاوز- احمدی که بیشتر به کمدین‌های فیلم‌های چیچو فرانکو می‌ماندووو همه و همه کافی‌اند تا سرمایه جهانی در این رکود کم سابقه، خط تولید را به سوی تولیدات جنگی و تقسیم بازار و کشف بازارهای تازه بکشانند. با چنین رویکردی‌ است که از پروژه‌‌ی برپایی مراکز غنی سازی اورانیوم در عربستان و امارات عربی گرفته تا تبدیل «ناتو» به یک ارتش جهانی-تهاجمی، و میلیتاریزه کردن زمین، دریا و فضا، رسانه‌ها و شبکه‌‌های اینترنتی، گردش سرمایه به خط جنگ و اطلاعاتی- نظامی و امنیتی چرخانیده می‌شود. برای ایجاد چنین فضایی، نقش عناصری همانند احمدی‌نژاد‌ و بن‌لادن، به‌راستی تعیین کننده بوده است. ایجاد چنین فضایی لازم است تا اینگونه موجودات بتوانند با کمی گرد و خاک و همراه با مهار و کنترل به‌سود سرمایه، سودمند باشند. در چنین شرایطی‌است که صحنه‌گردانان اصلی، در ایجاد شاهراه‌هایی برای بلع هستی مردم و دسترنج نیروی کار، زمینه‌های‌ مادی ضروری را می‌یابند. گشودن «زون» اقتصادی- سیاسی –میدانی- که یک سویش به هند و چین و سوی دیگرش به آفریقا و مرز دیگرش اروپای شرقی را در می‌نوردد و از سویی، آسیای مرکزی را تسخیر و به روسیه می‌رسد،‌ با معادن دست نخورده و بیکران نفت وگاز و فلزات و بازار مصرفی با در برگیرندگی دست‌کم سه قاره، مخازن کهکشانی‌‌‌اند که قدرت‌های جهانی سرمایه را به خوانده است.

دراین مرحله، صدور قطعنامه چهارم شوراى حكام آژانس اتمی، روز ۶ آذر (۲۷نوامبر) پس از چهار سال بر علیه حکومت باندها در ایران به دليل پنهانكارى در ساخت سايت «فردو» در نزديكى شهر قم، جنجال هسته‌ای حکومت اسلامی را به چرخه‌ای دیگری می‌افکند. دو ماه پیش با تبلیغات گوشخراش به ویژه حکومت‌های آمریکا و ایران مبنی بر توافق برای مبادله اورانیوم ۳،۵ در صدی با ۲۰ درصدی، با میانجگیری روسیه،‌ تلاش شد تا حکومت اسلامی را در حوزه‌ای قابل کنترل و نیز زیر چتر حمایتی قرار دهند. با درخواست موشک‌های اس ۳۰۰، و یقین کشورهای ۵+۱ در قصد حتمی حکومت اسلامی در دستیابی به سلاح هسته‌ای و رزمایش‌های حکومت اسلامی با موشک‌های دوربرد، و ازپرده برون افتادن مراکز مخفی هسته‌ای در ایران، کاربرد مصرف تبلیغاتی این جنجال‌‌ها به موازات احساس نوعی خطر برای رخ‌دادهای غیرمنتظره و مشکل‌آفرین برای آن دولت‌های، رهبران سیاسی سرمایه‌های جهانی را برآن داشته تا در پیش‌برد سیاست‌های خویش، باند حاکم در ایران را اندکی زیر فشار قرار دهند. این سیاست دوپهلو و هردم شکننده، تنها جنبه تبلیغاتی داشته و زمینه ساز گرفتن امتیازهای بیشتر از حکومت اسلامی و هم‌زمان فروش سلاح به دولت‌های ارتجاعی منطقه می‌باشد. روسیه با شبکه‌ی مافیایی خود می‌تواند قطعات ‌‌موشک اس ۳۰۰ را همانگونه که شایعه شد و یا واقعیت داشت، بار دیگر با کشتی «آرکتیک سی» یا مانند آن محموله‌ی دیگری را به مقصد ایران بفرستد. هرچند سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، هشتم سپتامبر (هفدهم شهریور) تکذیب کند که این کشتی قطعات موشکی «اس۳۰۰» با خود نداشته است!

سرمایه‌ی‌ جهانی به دستیابی حکومت اسلامی با دوسه موشک و بمب کوچک اتمی که مصرف محدود داشته باشد، به شرط کنترل بر خیابان‌ها و مراکز تولید و کار و زندگی تود‌ه‌های مردم در ایران، مخالفت چندانی ندارد، همانگونه که در پاکستان یا در برخی کشورهای بلوک شرق پیشین، اما حفظ و کنترل آن در مصارفی که خود بخواهند،‌مخالفتی ندارد. باند سپاه برای سرمایه‌جهانی، گزینه‌ی پابرجایی و آینده‌داری نیست، حاکمیت سیاسی کنونی ایران شاید تنها دولتی است که در کشور خود ناتوان مانده و رئيس جمهوری برای رفتن به مجلس‌اش باید با چرخ‌بال فرود آید! و سرانش در دانشگاه‌‌ها از ورودی و خروجی‌های مخفی و با سپاه سرکوب حضور یابند. در چنین شرایطی واکنش روانپریشانه حکومت اسلامی که تنها در خارج از ایران توانایی مانورهایی دارد، در برابر صدور قطعنامه،‌ در برپایی۱۰ مرکز غنی سازی جدید که ۵ واحد آن مشخص شده در فرصتی دوماه بیشتر به یک بلوف مسخره ‌می‌ماند- ضمن آنکه نوعی اعتراف به وجود مراکز مخفی نگاه داشته شده از سوی حکومت اسلامی و نیز البرداعی فریبکار و نمایندگان کشورهای درگیر.

در حالیکه حکومت اسلامی با تمامی جنجالها و ادعاها، با برپایی ۸۰۰۰ سانتریفیوژ‌ در مرکز نطنز که بخش چشم‌گیری از آنها نیز خارج از گردش‌اند، توانایی چنین تجهیزی را ندارد، ژست خروج از ام پی تی نیز، حکومت اسلامی را در جایگاه کره شمالی قرار می‌دهد و تنها می‌تواند تعلیق کند.

الیگارش مهدویون در واکنشی شتاب‌زده اعلام کرد که : «ايران براى يك دقيقه هم غنى سازى اورانيوم را متوقف نمى‌كند.» و تا کنون یک لحظه نیز متوقف نکرده است. در همین راستا، حکومت اسلامی جمهورى اسلامى ايران روز يكشنبه ۸ آذر (۲۹ نوامبر) در مصوبه‌اى، سازمان انرژى اتمى اين كشور را «مكلف» كرد كه تا دو ماه آينده برپایی «پنج سايت جديد غنى سازى اورانيوم و همچنين طراحى پنج سايت ديگر در مقياس تاسيسات هسته اى نطنز اقدام كند.» رييس سازمان انرژى اتمى ايران، على اكبر صالحى، با پریشانگویی اعلام کرد: «ساخت ۱۰ سايت جديد غنى ‌سازى پاسخى محكم به حركت ناپسند ۱+۵ است».

حکومت اسلامی با مانورهای تا کنونی به قصد خرید وقت، علیرغم آگاهی سران آمریکا و دیگرهمراهانشان،‌ تاکنون یک لحظه از تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای عقب ننشسته و با سرعت و شتاب با هزینه کردن میلیاردها دلار از هستی جامعه‌ای به فلاکت کشانیده، در حال پیشبرد سیاست‌های خویش بوده است. سلاح هسته‌ای تنها حربه‌‌ی ویرانگری‌است که به باور الیگارش حاکم می‌تواند و باید سلطه‌ی رانت‌خواران و سارقین حاکم را تضمین‌کند. باید باتمامی نیرو، حتی اگر هوادار محیط زیست هم باشیم،‌ با چنین رویکردی به مبارزه برخاست و انرژی هسته‌ای نمی‌خواهیم! ‌به یکی از شعارهای محوری خود تبدیل کرد.

۳۰ نوامبر ۲۰۰۹
منبع: سايت ديدگاه

ایرانیان در میان انگلیسیان، دنیس رایت، ترجمه کریم امامی

















بخش 6
بخش 7
بخش 8
بخش 9