۱۳۸۸ اسفند ۹, یکشنبه

نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری

علیرضا حاج صمدی متولد ۱۳۳۴ دانشجوی دانشگاه تهران در خرداد ۱۳۵۹ با مریم گلزاده ازدواج کرد. این دو در خردادماه ۱۳۶۱ دستگیر و به زیر شکنجه‌های وحشیانه برده شدند. علیرضا به زندان ابد و مریم به ۱۲ سال حبس محکوم شد. در طول بیش از ۶ سال ارسات این دو تنها توانستند ۲ بار در زندان از پشت شیشه همدیگر را ملاقات کنند و هر دو در تابستان ۶۷ جاودانه شدند.

سه نامه زیر در سال ۶۵ نوشته شده است، تاریخ‌ دقیق‌ آن‌ها برای من مشخص نیست

مریمم سلام. سال نو به امید به تحولی نو همراه با بهترین آرزوهای مقدس مبارکت باد. مریم جان چه می‌کنی؟ چطوری؟ میدونی که احساس را نمیشه آنطور که هست با قلم گفت و اگر چه زندگی مشترکمان کوتاه بود ولی شکر خدا را که همواره ترا با خود و در خود می‌بینم و امید آن که این احساس را تا آخرین لحظه با خود داشته باشم. میدونم مریمم از من کوتاهی دیده‌ای چه میشه کرد؟‌ با پاکی که در تو سراغ دارم ندیده می‌گیری. مریم جان فرصت دیگری پیش میاد که ترا ببینمت؟ خدا میدونه ولی مریمم بدون که همیشه در خاطرم هستی در مورد من بیا راضی باشیم به رضای خدا. از خواندن کتاب بخصوص قرآن غفلت نکن. به والدین عزیزمان سلام برسان.

مریم سلام گرم و صمیمی مرا بپذیر. گرچه فاصله‌‌ای با هم نداریم نمی‌دانم چرا باید طی چهار سال ۲ دفعه ملاقات کنیم؟‌ مریم جان زمان میگذره ولی یادها فراموش نمیشن بخصوص یاد عزیزی چون تو که برایم شریفه. مریم بادهای تند در پاییز برگ‌های خشک و زرد را می‌ریزن ولی در بهار دوباره برگ درختان نشاط تازه‌ای به طبیعت میدن خوب زندگی هم همینطوره خزان زندگی با تقوی (که همان خلوص و پاکی و رها شدنست) و بدور از ذهنیت های شرکت آلود گذشته و در نتیجه موحد واقعی شدن است که زندگی بهار میشه. از وضع کتف‌‌ ات بی خبرم دکتر برو حتماً‌ ورزش کن. نمازت را با خشوع و قرآن را با تأمل بخوان و با پاکی و صداقتی که از تو سراغ دارم از دعا کردن فراموشم نکن.

مریم سلام، سلامی به پاکی و صمیمت قلبت. واقعاً ماهی یک بار در نامه‌ی هفت خطی حال هم را پرسیدن چطوره؟ آن‌هم اگر برسه که معمولاً‌ نمی‌رسه. راستی شرعاً‌ و عرفاً درسته که طی پنجاه ماه فقط دوبار هم را ببینیم. می‌دانی گذشت زمان یاد ترا از من نخواهد گرفت مگر میشه خوبی‌ها و پاکی و صمیمت ترا فراموش کرد. به خصوص وقتی که قلب‌ها بهم پیوند خورده و محبت‌ها بهم گره. مریم جان چرا نامه نمی‌نویسی! حال من کلاً خوبه فقط با سرد شدن هوا قدری ضعف جسمی سراغم میاد که خیلی مهم نیست. مریم توچطوری؟‌ وضع کتف و گردنت چطوره؟ حتماً‌ دکتر برو. نمی دانم اوقاتت چطور می‌گذره؟ سعی کن نهایت استفاده را بکنی با ورزش و مطالعه به خصوص قرآن مأنوس باش. نمازت را با خشوع بخوان و از دعای خیر فراموشم نکن. سلام مرا به همه‌ی عزیزان بخصوص پدر و مادرت برسان.

بسمه تعالی

تاریخ: ۶۵

شماره ۱

هزار بار سلام، سلام بر لحظات، بر تمامی درد و رنج‌ها که غنی سازند و بر تمامی زمان و مکان‌های مقدس. گاهی شب و روز فکر می‌کنم که کلمات را درک کنم و این‌جا کلمات ظرفی هستند که ما در آن قرار داریم. انسان و جامعه و زندگی، عشق و تمامی آن هایی که هستی از وجودشان حرکت دارد. اکثراً شاهد حوادثی هستیم که از همه چیز سؤال دارد و همه فقط یک جواب دارند.

دو مورد ملاقات هم که نمی‌دهند. فکر می‌کنم واقعاً این داشتن و نداشتن‌ها مهم نیست. همانطور که گفتی وقتی اساس زندگی مطرح است باید همیشه و در هرجا انسان، مکان را شکر کرد. راستی می‌خواهم بدانم که تو هم اینجا حج را پیدا کرده‌ای یا نه؟ به برف‌ها نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که چگونه این ذره‌های بی‌نهایت از دورها راهی زمینند، می‌چرخند و بازی می‌کنند و مسیر را تا مقصد طی می‌کنند و بعد ....

بسمه تعالی

شماره ۲

ما به تماشای آن‌ها نشسته‌ایم، آیا ما نیستیم که بازیگریم نه آن‌ها؟ منظورم این است که اگر در مسیر نباشیم ما هم بازیچه‌ایم که به بازی دیگران تماشا می‌کنیم و آن‌ها به بازی ما. بریم سر اصل مسئله. احساس می‌کنم لحظه دستگیری یک نوع مرگ است و بعد یک زندگی جدید. نیت می‌کنی که در مسیر برنگردی و هدف را گم نکنی. از همه چیز قطع می‌شوی جز از خودت و خدای خودت. در مکان ثابتی اما در زمان، حرکتی. که اگر جریان داشته باشیم هر کجا باشیم مهم نیست زیر باران باشیم یا که در کویر میقات. میقات کجاست؟ هرجا که مکان نیز حرکت دارد. یعنی اینجا. هرجا که منیت ها را می‌گذاری و ما می‌شوی. یعنی خدامان را کشف می‌کنیم که هرچه ما را از جریان باز می‌دارد از خود جدا کنیم. حرکت ذره‌ها در جمع است که معنا دارد. باید همه چیز را بشناسیم. اگر قبل از شناخت از زندان خارج شوی باخته‌ای. باید ضعف‌هایمان را بشناسیم و دور بریزیم که بازیچه‌ی آن‌ها نشویم.

بسمه‌ تعالی

تاریخ‌: ۳۰ / ۹ / ۶۵

شماره ۳

اینجا کعبه است و ما ناخواسته در آن واقفیم. یعنی وقوف داریم که اینجا درنگ است و جای ماندن نیست. وقوف نیز سرمرحله دارد که بعد از عرفات، مشعر است و منی. که بعد از شناخت شعور است و بعد عشق و ایمان یعنی نفی زندگی دوری. ما در سرزمینی هستیم که جهت است. تو باید از سرزمین حریم بروی و تو که از کعبه می‌روی چه سوغات داری. می روی که جزو طواف کنندگان باشی. یعنی خود را ذره ذره به دیگران ایثار کردن است که به خدا می‌رسی. که این‌جا زمین و زمان گواه شهیدان است که یک سره ایثار شدند. می‌روی که در هر جا و هر زمان اسماعیل خود را بشناسی و قربانی کنی. می‌روی که عطش خود را سیراب کنی. که این‌جا محل شناخت عطش است. آنقدر سعی می‌کنی تا چشمه‌ای جوشان را بیابی. یعنی آنرا در درون خودت کشف کنی و مطمئنم که آتش درونت هر نبایستی را خواهد سوزاند. خداحافظ

بسمه تعالی

تاریخ...

شماره ۴

سلامت، نامت، نگاهت، سخنت گرما و صمیمتی دارد که فاصله‌های دور نیز مانعی برای دریافت آن نمی‌تواند باشد. زمان، زمین را آزمایش می‌کند و زمین، زمان را تجربه. این‌جا همه چیز برای ما یادآور است و فراموشی مفهومی ندارد. به هرچیز که نگاه می‌‌کنی، هر قدمی که بر می‌داری و هر کاری که انجام می‌دهی، هر کتابی که می‌خوانی، وقتی می‌خوابی یا نمی‌خوابی و به صدای شب گوش می‌دهی یا به صدای باد که بادها حیات را منتقل می‌کنند. در نامه‌ات گفته بودی خشوع. دیدم اگر خشوع طبیعت را درک کنیم می‌توانیم خود نیز آن را عمل کنیم. در مورد فکر کردن هم که گفتی بیشتر صحنه‌های گذشته را مروری دارم که اگر گذشته تجربه‌ای برای آینده باشد هرگز کهنه نمی‌شود و به موضوعات و مسائل اساسی مثل پیامبری، امامت، انسان، تقوی، رستگاری زیاد فکر می‌کنم. به همه دوستان خوب و به یاد ماندنی سلام برسانید. خدا نگهدار

بسمه تعالی

تاریخ: ۲ / ۱ / ۶۶

شماره ۵

سلام بر احساس پاک تنهایی یک درخت در بیابان، یک گل در صحرا، یک ستاره در آسمان و یک انسان در جهان و سلام بر یگانگی درختان و گل‌ها و ستاره‌ها و انسان‌ها. طبیعت باز بهار را تجربه کرد و ما نیز باید تک‌ تک‌مان آنرا بیازمائیم که بهار در شکوفایی هاست. حمد نیز همان. یعنی بهار آن لحظه‌‌ای ست که دانه می‌شکفد و این‌گونه حمد می‌کند و پدیده‌های دیگر نیز همزمان. اما حرکت انسان و حمد او چگونه هم زمان و هم جهت شود. اما د ر مورد نامه همانطور که گفتی احساس رو نمیشه روی کاغذ نوشت ولی در مورد سؤال‌ها می‌خواهم بگویم فراموشی مفهومی ندارد. بخصوص در مورد ما که همه‌ی لحظه‌های با هم بودن‌مان، وجودمان را می‌ساخت و برای شکرش باید آنرا بشناسیم و درک کنیم و فکر می‌کنم برای آن که بتوانیم ضعف‌ها را بطور جدی به قوت تبدیل بکنیم باید خودمان را بشناسیم و آزمایش کنیم. تا مطمئن شویم که تغییر کرده‌ایم و در هر شرایطی می‌توانیم عمل صالح را تشخیص دهیم مطمئن باش وقتی به گذشته فکر می‌‌کنم برای آینده هست نمی‌دانم با تو یا بدون تو .

بسمه تعالی

تاریخ:

شماره ۶

اما خیلی مشتاق هستم که با هم آنرا ارزیابی کنیم تا چون تولدی دوباره حرکت را با کیفیتی نوین آغاز کنیم. ما راضی هستیم به رضای حق. در مورد چگونگی گذران زندگی پرسیده‌ بودی مطمئنم جواب همه آن‌ها را دقیق می‌دانی. البته باید به هر کدام بهای لازم را داد تا راهگشا باشد نه بازدارنده. من در زندان شرایط متنوعی را گذراندم و تجارب آن را در جایی دیگر نمی‌شود بدست آورد. در مورد کتاب هم بیشتر به کتاب‌های زنده می‌پردازم یعنی آدم‌ها. شناخت رفتار و فیزیولوژی مغز و اعصاب که راهگشای شناخت خود و دیگران، مردم و جامعه می‌باشد و ضرورت آن را شدیداً احساس می‌کنم و دلیل بسیاری از ضعف‌ها عدم این شناخت می‌باشد. در صدد آن هستم که بتوانم چگونگی کارکردی واژه‌های قرآن و تأثیر آن در رابطه با انسان‌ها را بهتر بشناسم. بخصوص تقوی و اما موضوع پیامبری برایم خیلی جالب است و این که چرا مریم پیامبر نشد اما زاینده‌ی پیامبری شد.

بسمه تعالی

تاریخ: ... ۶/ ۱۱

شماره ۷

فقط به دلایل شرایط؟ به نظر من نه چرا که شرایط پذیرای تولد عیسی شد آیا طبق یک قانون طبیعی بود؟ نمی‌دانم و بیشتر نمی‌توانم در این‌جا توضیح دهم. در مورد برنامه‌ام هم تقریباً ۶ ساعت مطالعه، یکساعت و نیم دو و ورزش بقیه‌اش هم نگاه کردن، گوش کردن، حرف زدن، فکر کردن و درک کردن و ... راستی کجا می شد عشق و کینه را فهمید؟

همیشه صدای قلبت را می‌شنوم. به امید دیدار. تو و همه را به خدا می‌سپارم.

بسمه تعالی

تاریخ:

شماره ۸

نظام آفرینش با نظمی هماهنگ و پایدار در جریانست. زمستان با همه شب‌های طولانی، سرمای سخت و استخوان سوزش می‌ گذرد و بهار در پیش است. برف کوه‌ها در اثر تابش خورشید ذوب می‌شوند. کوه‌های سر به فلک کشیده با غرور و صلابت در سینه‌ی آسمان آبی یکدست خودنمایی می‌کند. ... زیبا با گیسوانی سرسبز و لبخندی بر لب با چشمه‌های جاری و پرآب همه مظاهر دیگر آن (آیت‌اللهی) همگی نوید حیاتی دوباره به طبیعت می‌دهند. ما هم در همین طبیعت زندگی می‌کنیم و باید از آن بیاموزیم. بیاموزیم که چگونه در جستجوی بهار دائمی زندگی باشیم. زدودن اشتباهات، نقص‌ها و تلاش‌ در جهت هرچه توحیدی کردن تفکرمان و موحد شدن همچون گل‌ها و درختان ... که برای پیدا کردن رشد طبیعی آن‌ها را حرث می‌کنند شیره‌ی درخت و گل هرز نرود همه این‌هایی که گفتم تو خود بهتر از من می‌دانی و صرفاً جهت تذکر برای هر دوی ما گفتم چرا که با هم هستیم و یکی. سلام مرا به همه آشنایان بخصوص والدین عزیزت برسان.

بهاران خجسته باد.

بسمه تعالی

تاریخ :‌ ۳ / ۱۲

شماره ۹

ماه بهمن، ماه مقدس و با ارزش و به یاد ماندیست. گرچه نمی‌بینمت ولی دست گرمت را می‌فشارم. حالت چطوره؟ چه می‌کنی؟ نکنه مرا فراموش کرده‌ای؟ می‌دونی که ما فقط با نامه‌ ماهی یک بار در هفت خط با هم صحبت می‌کنیم که رسیدنش با خداست چون اغلب نامه‌ها نمی‌رسد چند بار نامه نوشتم ولی در نامه‌ی اخیرت گفتی نامه من رسید خوشحال شدم گرچه محدود بود و در هفت خط و این دفعه نامه‌ی ننوشته قبلیم را هم می‌نویسم امید که برسد. تا به حال دوبار ملاقات داشتیم آخری بهمن‌ماه پارسال بود بعد از دادگاه و بمدت ده دقیقه چرا اینقدر کم به ما ملاقات می‌دهند. تعداد زیادی از متهمین شرایط ما را دارند ولی به آن ها مرتب (ماهی یکبار) ملاقات نیم‌ساعته می‌دهند ولی چرا به ما اینطور؟ شاید علت خود ما باشیم نمی‌دانم در هر صورت بما ملاقات نداده‌اند و از تو بی اطلاع هستم. از وضع بیماری، مشغله‌ی فکری، نحوه گذران زندگی، ... که همه‌ی این‌ها به علت عدم ملاقات است و واقعاً برایم سؤال شده که چرا و چه مانعی وجود دارد.

بسمه تعالی

شماره ۱۰

که باید در پنجاه و ... ماه فقط دوبار جمعاً نیم‌ساعت ملاقات. ولی می‌دانی آن‌چه ارزشمنده روابط ما باید سالم و صحیح باشه و از پرتوی توحیدی برخوردار باشه و ما باید همیشه در زندگی جستجوگر ارزش‌ها باشیم و بدانیم که مجموعه‌ی از خصلت‌ها و خوی های خوب و بد در ... هست و نباید به هیچ عنوان اشتباهات را ندیده بگیریم که این ضعف ماست. بدان که هیچ موقع خوبی‌های ترا فراموش نمی‌کنم. همواره در ذهن و یاد من زنده هستی و جریان زندگی من با توست. باز تأکید می‌کنم به مداوای بیماریت توجه کن. با پاکی و صداقت و صمیمتی که از تو می‌شناسم هیچ موقع از دعای خیر فراموشم نکن. حتماً‌ وقتی برای فکر کردنت بگذار. سلام گرم مرا به همه آشنایان بخصوص به پدر و مادر بزرگوارت (مان) برسان و سعی کن آن‌ها را تسکین دهی و مجوب ناراحتی‌ آن‌ها نشوی

نامه‌ی علیرضا حاج‌صمدی به پدر همسرش دکتر گلزاده غفوری

بسمه تعالی

تاریخ: ۶ / ۱۱ / ۶۵

نام و نام خانوادگی: علی رضا حاج‌صمدی

سلام گرم و صمیمی مرا بپذیرید. پدر عزیز هیچ موقع روزی را که شما من و مریم را به یک زندگی شیرین و با صفا دعوت نمودید فراموش نمی‌کنم. شما زندگی را تعریف کردید و گفتید که باید در همه‌ی مراحل و شرایط با هم باشیم (اگر چه اعمال شما درسی بزرگ برای همه‌ی ما بود) الان اگر مریم را نمی‌‌بینم ولی مطمئناً‌ با او هستم چرا که بنای اصلی زندگی ما بر اساس مبنایی صحیح و از یک پوشش توحیدی شکل گرفت و این را باید ارج نهاد و این را باید نعمتی بزرگ دانست و کم‌بها دادن آن کفران نعمت است. از وضع مزاجی شما مطلع شدم. زمستان جای خود را به بهاری زیبا و دلپذیر می‌دهد و بهار نوید حیات دوباره طبیعت است. در صورت امکان از مسافرت به نقاطی که بتواند قدری آرامش روحی و تجدید قوا و بازگشت سلامتی بدهد بروید که این نه فقط بخاطر شما بلکه به خاطر دیگران است. چرا که شما برای همه‌ی ما و مردم ما عزیز هستید و وجودتان لازم. سلام مرا به همه‌ی آشنایان بخصوص مادر بسیار عزیز برسانید و روی هدای عزیز را ببوسید. موفق باشید.

ایرج مصداقی

۲۷ بهمن ۱۳۸۸

irajmesdaghi@yahoo.com


۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه

کتابی تحقيقی پيرامون سرگذشت و سياست های قوام السلطنه (حضرت اشرف)،خسرو شاکری (زند)


اين گلها را به نشاني قدرداني،

بيش از نيم قرن آزاديخواهي،

مبارزه، تحقيق، انتشار و و۰۰۰۰


تقديم به" خسرو خوبان " شاکری

عزيز مينمائيم.


"باز آفريني...."






کتابی تحقيقی پيرامون

سرگذشت و سياست های قوام السلطنه (حضرت اشرف)،

نقدی بر تاريخنگاری ايدئولوژيک

به خامه ی

خسرو شاکری (زند)

بزودی منتشر خواهد شد

علاقمندان می توانند اين کتاب را با ارسال نامه به نشانی زير سفارش دهند؛ علاقمند به تاريخ نهضت ملی نيز می توانند تعداد بيشتری ازين کتاب را با پيش خريد را برای همشهريان خود سفارش دهند.

qavamstwilight@yahoo.com

اين کتابی است در نقد تاريخنگاری مکتبی (ايدئولوژيک) که بهترين نمونه آن به فارسی در تيررس تاريخ. زندگی سياسی قوام السلطنه (حميد شوکت، تهران، 1386) است. اين کتاب مفصل آن نوشته ی مکتبی، متدولوژی و محتوای آن را – که به طرز بيسابقه ای بر پايه ی تحريف از طريق حذف اسناد، انتحال (سرقت متن)، جعل، مداحی و ستايش از يک سياستمدار بنا شده است – بر اساس اسناد آرشيو های بريتانيا، ايالات متحده ی آمريکا، فرانسه، شوروی پيشين (مسکو و باکو)، و با بهره گيری از کتبی تحقيقی به قلم تاريخنگاران و تاريخشناسان آکادميک و همچنين بسياری اسناد به زبان فارسی منتشر شده طی سه دهه ی اخير، بدون تعارف های معمول نقد می کند. هدف ازين کتاب شناساندن متدولوژی علمی تاريخنگاری برای بازسازی تحليلی تاريخ و طرح و نقد شيوه های نادرستِ ايدئولوژيک کوشش در تاريخنگاری است، که تاريخنگاری را در خدمت مقاصد سياسی می نهد.

در اين کتاب همچنين نشان داده می شود که کسانی که در باره ی کتاب مورد نقد – سرگذشت قوام – بجای نقد به مداهنه ی مؤلف پرداخته اند، خود از دانش تاريخی و متدولوژی نقد کتاب در زمينه ی تاريخ بی بهره اند و خوانندگان خود را به بيراهه «هدايت» کرده اند.

عنوان های بخش های مختلف اين کتاب عبارتند از:

متُدولوژي ادعايي و مسائل مؤلف:

«شکاکيت شفاف» يک ستايشگر؛ مسئله ي پانويسي و رعايت مباني ارجاع مؤلف؛

نقد محتواي كتاب و برخورد مؤلف به بازسازي تاريخي؛

پيشينه ي قوام چه بود؟، خلع سلاح مجاهدان مشروطه، دو سند تاريخي:نشان فراماسونري قوام السلطنه و نامه ی قوام السلطنه به وزير مختار بريتانيا در تهران (۱۳۰۰)؛

کودتاي سوم اسفند و قوام:

نخستين صدارت قوام، قتل کلنل محمد تقي خان پسيان، دشمني قوام با مطبوعات آزاد، صدارت قوام و خدمات او به قدرت هاي بيگانه؛

از شهريور ۱۳۲۰ تا سي ام تير ۱۳۳۱:

همكاري قوام با آلمان هيتلري و دولت نظامي و تجاوزگر ژاپن، بازگشت قوام به نخست وزيري پس از شهريور ۱۳۲۰، بحران آذربايجان زمينه ي نخست وزيري قوام، ششمين دوره ي نخست وزيري قوام و «حلّ» بحران آذربايجان، اولتيماتوم ترومن به استالين، تسليم شدن استالين و امر او باقراُف را براي جمع کردن بساط فرقه ی دموکرات، تشكيل حزب قوام به نام «دموكرات ايران،» مخالفت عمومي با تقلبات انتخاباتي دولت قوام براي مجلس پانزدهم و نقش مصدق، مجلس مخلوق تقلبات انتخاباتي و سرنوشت قول هاي او به شوروي، قوام در رأس «بند جيمي ها»؛

سي ام تير ۱۳۳۱ و غروب شوکت قوام:

بازگشت کوتاه قوام به ايران، بازگشت قوام به قدرت و كوشش براي سركوب نهضت ملي در ۳۰ ام تير ۱۳۳۱، شاه در برابر نهضت ملي، برنامه ي سرنگوني مصدق از نخستين ماه هاي نخست وزيري او، قوام نخست وزير درشتخو و سنگدل، اختلاف کاشاني با مصدق، «پاک کردن» قوام خيابان ها را از «عوام»، قتل رزم آرا و افسانه ي پيرامون آن، روايت سرهنگ مصوّر رحماني از قتل رزم آرا، دفاع از يک ديکتاتور و مصدق آماج حملات ناروا، باز هم مصدق همچون «نافي» عُرفيت، باز هم درباره ی مصدق و نقش مخرب باند سه-گانه، مغازله ی چه کسی؟ با فدائيان اسلام و قشريّـون؟

مصدق و قانون:

چه کسي نقض قانون مي کرد: مصدق يا کاشاني؟، مصدق و اختيارات، بازهم پيرامون کاشاني و مصدق، توطئه ي نهم اسفند، لندن، واشنگتن، واختلاف کاشاني با مصدق، «ورشـکستگي» سياست اقتصادي مصدق؟، مفهوم ناجي در تاريخ ايران، نهضت ملي و افسران ارتش؛

جنگ سرد ... و مسئله ی نفت ايران:

آمريکا و مسئله ي نفت، آغاز همدستي کامل آمريکا با بريتانيا، مصدق و حزب توده، حزب توده و کودتا، قوام و «دکترين» سياسي وي؛

نامه ي قوام السلطنه به پرزيدنت آيزنهاور؛

وضعيت دولت کودتايی زاهدی-شاه، جانشين دولت قوام؛

خلقيات و روحيات قوام؛

نتيجه گيري؛

پيشگفتار:

۱- نگرش استالينيستي به حزب توده، ۲- توجيهي در پاسخ به منقدان،۳- تکرار همان پوچ گوئي ها در سفر هاي تبليغاتی؛

نكاتي پيرامون نوشتار کتاب؛

کـتـابـنـامه

همراه با اصل اسناد مورد استفاده و گراوُرهای چهره های از بازيگران سياسی دوره ی مورد مطالعه:

اسنـــاد تاريخی (نامه ها)

دو نامه و سه سند منسوب به قوام خطاب به آقا عبدالله بهبهانی

دو تلگراف قوام‌السلطنه به مشيرالدوله

مکتوب شخصی وزير مختار بريتانيا به نخست وزير قوام

پاسخ قوام السلطنه به نامه ی شخصی وزير مختار بريتانيا

نامه ی قوام السلطنه به وزير مختار بريتانيا سر پرسی لورِين

تلگراف والی آذربايجان دكتر مصدق به رئيس‌الوزراء قوام

تلگراف دوم والی آذربايجان دكتر مصدق به قوام‌السلطنه

نامه ی رئيس مجلس شورای ملی مؤتمن المللک به قوام

نامه ی نخست وزير قوام السلطنه به علماء

در باره ی بستن روزنامه های ميهن و پژوهش

نامه ی دكتر مصدق به نخست وزير قوام‌السلطنه

به مناسبت انتخابات مجلس پانزدهم

نامه ی سرگشاده ی دكتر مصدق به نخست وزير قوام‌السلطنه

به مناسبت توقيف سيد ضياء الدين طباطبائی

نامه های احمد قوام به علي اميني

نامه ی نخست قوام السلطنه به محمد رضا شاه

نامه ی دوم قوام السلطنه به محمد رضا شاه

تلگراف احمد قوام به مظفر فيروز

نامه ی دكتر مصدق در جواب مرقومه ی ابوالقاسم كاشاني

يادداشت قوام پيرامون دکترين او برای ايران

نامه‌ي بقايي به محمدرضا پهلوي پس از کودتای 28 مرداد

نامه ی قوام السلطنه به رئيس جمهور آيزنهاور و پاسخ آن

فهرست گراوُرهای اسناد

1 - نامه ي منسوب به احمد قوام خطاب به سيد عبدالله بهبهاني، شوال 1324 قمري/نوامبر 1906

2 - نامه ي قوام السلطنه به سيد محمد طباطبائي سنگلجي، 1285

3 - تلگراف والي خراسان قوام به نخست وزير در باره ي کلنل پسيان و مهدی قلی خان، 5 ميزان (مهر) 1299

4 - تلگراف والي خراسان قوام به نخست وزير در باره ي کلنل پسيان، 7 جدي (دي) 1299

5 - نامه ي مأمور اينتليجنس سرويس سمارت به سيد ضياء، 7 آوريل 1921/18 فروردين 1300

6 - وزارت جنگ به نخست وزير سيد ضياء پيرامون کلنل پسيان، 29 حمل (فروردين) 1300

7 - تلگراف قوام به کلنل پسيان، 13 جوزا (خرداد) 1300

8 - نامه ي سرّي قوام از زندان سيد ضياء به وزير مختار بريتانيا، [ارديبهشت 1300]

9 - نامه ي قوام به وزير مختار بريتانيا پيرامون دفع کلنل پسيان 7 سنبله (شهريور) 1300

10 - نامه ي قوام به وزير مختار بريتانيا پيرامون دفع کلنل پسيان، 12 سنبله (شهريور) 1300

11 - نامه ي قوام به وزير مختار بريتانيا پيرامون دفع کلنل پسيان، 18 سنبله (شهريور) 1300

12 - نامه ي دوم قوام به وزير مختار بريتانيا پيرامون دفع کلنل پسيان، 18 سنبله (شهريور) 1300

13 - وزيرمختار بريتانيا بريجمن به نخست وزير قوام پيرامون روزنامه عصر آزادی شيراز ، 1921/1300

14 - نامه ي قوام به وزير مختار بريتانيا پيرامون دفع کلنل پسيان، 11 ميزان (مهر) 1300

15 –نامه ي کلنل پسيان برای دريافت کمک از انقلابيون خارجی،10 ميزان (مهر) 1300

16 - نامه ي قوام به وزير مختار بريتانيا پيرامون توقيف روزنامه شفق سرخ، 3 سنبله (شهريور) 1301

16 - نامه ي قوام به وزير مختار بريتانيا پيرامون توقيف روزنامه شفق سرخ، 18 سنبله (شهريور) 1301

17 - نامه ی وزيرمختار بريتانيا به رضاخان در باره ی توقيف مطبوعات، 3 اسد (مرداد) 1303

18 - گزارش سفارت آمريکا پيرامون کابينه ي قوام، 1343/1322

19 - گرده ي سرگذشت قوام، سفارت بريتانيا، 1944/1323

20 – گزارش دفتر خدمات استراتژيک آمريکا پيرامون دولت قوام، 27 ژوئيه 1944

21 - گزارش محمد حجازي به سفارت بريتانيا در باره ی قوام و شاه، 1322

22 - نامه ی چهار تن از وزرای قوام پيرامون پيگرد رشيديان و شرکاء بخاطر توطئه در همکاری با عامل اينتليجنس سرويس مستر ترآُت، 4 مهر 1325

23 – نامه ی قوام به مظفر فيروز پيرامون تحويل اسلحه ياغيان و توطئه ی رشيديان ...، 1325

24 - گرده ي سرگذشت قوام، سفارت بريتانيا، 1946/ 1325

25 - نامه ي قوام به حسين علاء در باره ي شکايت به شوراي امنيت، 1946/1325

26 - صفحه 1 ترجمه ي انگليسي برنامه ي حزب دموکرات قوام, 1325

27 – نامه ی دکتر مصدق به قوام پيرامون انتخابات مجلس پانزدهم، آبان 1325

28 - استعفاي وزاري قوام، 1326

29 – نامه ي قوام به علی اميني، 16 اسفند 1326

29 – نامه ي قوام به علی اميني، 7 فروردين 1327

29 – نامه ي قوام به علی اميني، 21 اسفند 1327

30 - عنوان جزوه ي حزب دموکرات قوام در باره ي اختيارت شاه، 1327

31 - گرده ي سرگذشت قوام، سفارت بريتانيا، 1949/1328

32 - صفحه ی آخر نخستين نامه ي قوام به شاه، 26 اسفند 1328

33 - نامه ي دوم قوام به شاه، 25 خرداد [1329؟]

34 –نامه ي مصدق به مجلس پانزدهم پيرامون مسئله ي نفت، 30 تير 1328

35 - يادداشت قوام در باره ي دکترين اش، اواخر 1329

36 - نامه ي ابوالقاسم کاشاني به حسن تقي زاده، 13 آبان 1330

37 - مذاکره ی واسطه ی قوام با هندرسون، 18 ژوئيه 1952

38 - مذاکره ي سفارت آمريکا با واسطه ي قوام، 12 سپتامبر 1951

39 - گزارش سفارت بريتانيا در باره ي فدائيان اسلام، مارس 1952/1331

40 - سرمقاله ی رزم، نشريه ی سازمان جوانان حزب توده درباره ی نخست وزير مصدق, 30 تير 1331

41 - نامه ي مصدق به خانواده ي شهداي سي ام تير، 1331

42 – تشريح وضعيت ايران توسط وزارت خارجه ي آمريکا برای رئيس جمهور، در فرداي سي ام تير، 21 ژوئيه 1952

43 - گزارش سفارت آمريکا پيرامون کابينه ي مصدق پس از سي ام تير، 30 ژوئيه 1952

44 - تحليل وزارت خارجه ي آمريکا پيرامون وضعيت سياسي ايران پس از سي ام تير، 9 اوت 1952

45 - نامه ي ابوالقاسم کاشاني به شاه، نهم اسفند 1331

46 - گزارش سفارت آمريکا پيرامون رابطه ي مصدق و شاه پس از نهم اسفند 1331

47 - نامه ي منسوب به کاشاني ارسالي براي مصدق، 27 مرداد 1332 (در متن کتاب)

48 - نامه ي قوام به پرزيدنت آيزنهاور، دهم ژانويه 1954/ 20 دی 1332

49 - صفحه يکم ترجمه ي نامه ي قوام به پرزيدنت آيزنهاور، دهم ژانويه 1954

50 - پاسخ وزارت خارجه ي آمريکا به نامه ي قوام به پرزيدنت آيزنهاور، نهم فوريه 1954/ 20 بهمن 1332

51 - نامه ي قوام به سردار فاخر حکمت در باره ي ضبط اموالش، 26 ارديبهشت 1333

52 - نامه ي بقايي پس از کودتاي 28 مرداد به شاه به زبان فرانسه، 24 آبان 1333

53- گزارش سفارت بریتانیا در باره ی مقاصد قوام برای ایجاد دیکتاتوری

نويسنده ي کتاب، خسرو شاکري، استاد بازنشسته تاريخ

تدريس در مؤسسه ي تحقيقات عالي علوم اجتماعي،

Ecole des Hautes Etudes en Sciences Sociales, , Paris

محقق مهمان در مؤسسه ي تحقيقاتي جورج کِنان:

Resident Scholar, Kennan Institute for Advanced Russian Studies,

W. Wilson International Center for Scholars Washington, D.C.

استاد مهمان در دانشگاه کاليفرنيا، لوس انجلس (UCLA) استاد مهمان دانشگاه دو پال، شيکاگو: (DePaul University, Chicago)

محقق مهمان در دانشگاه هاي هاروارد و شيکاگو

نايب ويراستار دانشنامه ي ايرانيکا؛ دانشگاه کلمبيا (Encylopaedia Iranica) [94-1992]

عضو هيئت تحريريه و يکي از سه ويراستار کتاب جمعه، زير نظر احمد شاملو، تهران

برخي از آثار:

ميلاد زخم. جنبش جنگل و جمهوري شوروي سوسياليستي ايران، تهران، ۱۳۸۶

The Soviet Socialist Republic of Iran, 1920‑1921: Birth of the Trauma, Pittsburgh Univ. Press, Pittsburgh, 1995.

پيشينه هاي اقتصادي-اجتماعي جنبش مشروطيت و انکشاف سوسيال دموکراسی

در آن عهد، تهران ۱۳۸۴