
منبع: سايت ديدگاه
همچنان به شيوه سالهای گذشته راهمان ادامه خواهيم داد: ـ آگاه نمودن خلق ازمواضع ضد خلق! ـ ايجاد فضای دوستانه بين ديدگاههای مختلف در درون جبهه خلق ـ بدون هيچگونه گذشت و چشم پوشی درافشای مواضع گذشته و حال ضد خلق! ـ تسليم شانتاژ، تهديد ، توهين و ناسزا و۰۰۰ نخواهيم شد که اين شيوه"شاهان منحوس" و"شيخان ملعون" است.
گفتگو راديو ندا با فاطمه گل گزي، مادر منصور اسانلو
برای شنیدن فایل صوتی لطفا اینجا را کلیک کنید.
29 اسفند 1388
ملت شریف ایران
سلام. در ابتدا نیازی نمی دیدیم تا از عشقمان به ایران و ایرانی چیزی بگوییم اگر چه نیازی هم نیست. هر کسی که با بهاییان در ایران ارتباط داشته باشد بدون شک از عشق آنان به خاک سرزمینشان و هموطنان عزیزشان آگاه است اما به قول شاعر
قفس داران سکوتم را شکستند
دل دائم صبورم را شکستند
اما دیگر جای درنگ نیست. در کف قدرتمندان زورگو قلم جز به تحریف و افترا و استهزا نمی پردازد و کاغذ جز سیاههی تعصب و نفرت و خود کامگی نیست. قلم و کاغذ را تو عزیز هموطن باید بدست بگیری چون توعاشق آزادی هستی، توعاشق این هستی که از عشق و محبت بگویی. هموطن، قدرت فکر و قلب تو از هزار سلاح کوبنده تر است.
ایرانی بهایی هستیم و تمام آرزوهایمان در سرافرازی خاک ایران و ایرانی خلاصه می شود. اگر چه در خاک سرزمینمان از حداقل حقوق حقهی شهروندی محروم هستیم، اگر چه در دانشگاههای سرزمینمان حق ادامه تحصیل نداریم اما لحظهای در دفاع از حریم عزت و شرف و آزادگی ایرانیان سستی نورزیدیم و با روح و جان غمخوار این خاک و مردمش بوده ایم و با وجود این محرومیتها و بی عدالتیها همچنان خاک ایران برایمان مقدس و مایه مباهات است. به دنبال پیگیری حق تحصیل به سازمانهای دولتی چون وزارت علوم، سازمان سنجش، ریاست جمهوری و ... مراجعه کردهایم اما تنها مورد اهانت و گاهی تهدید آنها قرار گرفتهایم. هر چند نقض آگاهانه حقوق شهروندی و قانون در ایران مسالهی جدیدی نیست و هر کسی به نوعی با آن مواجه هست اما شاید بهاییان بیش از دیگران در طول سی سال گذشته از حقوق انسانی خود محروم بودهاند و لحظهای عدالت و انصاف و برابری را تجربه نکرده اند . ناقضین حقوق تنها به تهمت و افترا بسنده نکردهاند بلکه در کارنامهی سیاه خود که به آن افتخار می کنند از سوزاندن بهائیان تا غارت و مصادره اموالشان، حبس، شکنجه، تهدید و ... را ثبت کردهاند و اگر چه ظلمی نبوده است که بر بهاییان روا ندارند اما لحظهای سر تسلیم در مقابل این بیعدالتی ها فرو نیاوردهاند.
با این وصف از این ظالمان هیچ گله ای نیست؛ بر همه واضح است قدرت و مال دنیا وابستگان به آن را کور می کند، احساسات متعالی را به نفرت و خشونت بدل می کند تا جایی که انسان برای همنوع خود ارزشی قائل نباشد چه برسد به رعایت حقوق آنان. جوانان بهائی را که تنها به صرف خدمت به هموطنانشان مشغول یاری به کودکان محروم شهرشان بودهاند، دستگیر و محبوس می کنند که چرا شما به هم وطنانتان کمک می کنید! افرادی را که به دنبال پیگیری حق تحصیلشان به نهادهای رسمی حکومتی مراجعه می کنند مورد اهانت و تهدید قرار می دهند و عدهای از آنان را در حال حاضر باز داشت کرده اند. قلم به دست مزدورانی می دهند که هیچ از بهائیان نمی دانند اما هر آنچه می خواهند برای تضعیف موقعیت آنان می نویسند بدون آنکه حتی قدری از آنها صحت داشته باشد و اگر برای روشن شدن و تفهیم حقائق سخنی بگویی به کذب و دروغ پرونده سازی می کنند که اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مقدسات و اسلام کرده ای. اما همان طور که گفته شد از آنان گله و توقعی نیست اما از هموطنی آزرده هستیم که گوشش را به دست کسانی می سپرد که هر آنچه می خواهند می گویند، حقایق را تحریف می کنند، تهمت می زنند و حتی قانون را به راحتی زیر پا می گذارند. ازآن هموطنی دل شکستهایم که ایرانی هم خونش را از روی تعصبات مذهبی مورد آزار و اذیت قرار می دهد، از روی جهل و نادانی مدارس فرزندان خردسال بهائی را به مکانی برای توهین و تحقیر آن مظلومان تبدیل می نماید، بدون تحقیق و بررسی هر آنچه می گویند را می پذیرد بدون آنکه آثارش را ببینند.
هر چه کنی باز هموطن و هم نوع هستی و ذرهای از مهر و محبتمان به تو کم نخواهد شد. نه نفرت و کدورتی، تنها عشقت در قلبمان می ماند. هموطن زورگو و ستم کار دوستت داریم. هموطن مظلوم و ستم دیده دوستت داریم. مسلمانی یا مسیحی یا هر اعتقاد و باوری که داری، هر مقام و منصبی که داری، غنی هستی یا فقیر، منصف هستی یا ظالم، با سواد هستی یا بی سواد، سفید هستی یا سیاه در هر حال صمیمانه دوستت داریم.
سال جدید بهانه دوباره نو شدن افکار و احساسات را بیا با هم جشن بگیریم و صرف نظر از هر تعصبی دست در دست هم با روح همدلی و محبت و احترام برای خدمت به خاک مقدس ایران قیام نمائیم.
جمعی از دانشجویان محروم از تحصیل بهایی
٢٨/۱٢/۱۳٨۸
Thursday, March 18, 2010
این گزارش بوسیله گروهی از ایرانیان شاغل در یک مرکز پزشکی در یکی از کشور های تازه استقلال یافته از شوروی سابق فراهم شده است. این افشا سازی باید به گوش همه جهانیان برسد. جنایاتی که رژیم ایران با همکاری روسیه مرتکب می شود.
لطفا این اطلاعات را به رسانه های خبری، وبسایت های اینترنتی و دولتی در سرتاسر جهان اطلاع دهید و منتشر کنید. تمامی مردم دنیا می باید از این اطلاعات آگاه باشند.
شواهدی در دست است که نشان میدهد زنان در زندان ها ی ایران برای مقاصد تحقیقاتی با استفاده از تشعشعات مورد سوء استفاده قرار می گیرند. جنایتکاران رژیم ایران زنان زندانی را مورد تجاوز قرار داده و سپس خود و بچه های متولد نشده را تحت تاثیر دوز های متوسط تا بالا از تشعشعات گاما قرار می دهند (دوزGy 1.4 تا 4.2). بعضی از این زنان جان خود را از دست داده اند و جنایتکاران از اجساد آنها نیز سوء استفاده کرده اند تا شواهد جنایت های غیر انسانی آنها پنهان بماند.
گزارش را در زیر می خوانید:
در خلال سال های 1972 تا 1979 در روسیه، آزمایش های گوناگونی برای درمان اثرات تشعشعات انجام گرفت. قسمت عمده ای از این آزمایش ها روی زندانیان سیاسی انجام شد: بدین صورت که آنها را در معرض تشعشعات قرار می دادند و سپس روش های درمانی جدید را روی آنها آزمایش می کردند.
در اوایل سال 1989 در دو مورد توسط یک روزنامه نگار مشهور روسی و یک سوئدی این پروژه افشا گردید. این افشاگری باعث شد که لوبیانکا رییس سازمان اطلاعات روسیه در سال 1992 تمامی پرونده های این آزمایش ها را معدوم کند.
در سال 1999، 13 سال بعد از حادثه انفجار چرنوبیل، و این بار به دلیل علاقمندی نظامی ها، حمایت های مالی برای این پروژه حاصل شد و مجددا پروه آزمایش تشعشعات بر روی انسان ها و اثرات آنها پیگیری شد. اینک آشکار شده است که در سال 2007 و بدنبال آن در سال 2008 یک هیات نمایندگی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهمراه شخصی به نام آقای باطنی که به نظر می رسد از آموزش های پزشکی برخوردار بوده، به روسیه سفر میکنند و 13 ماه تمام را به مطالعه و تحقیق در مورد اثرات تشعشعات به ویژه اشعه گاما بر روی بدن انسان سپری می کنند. در این مدت رژیم ایران دو دستگاه تولید کننده دوز های متوسط تا بالای این تشعشعات به دست می آورد که قادر هستند 1.4 تا 4.2 Gy تشعشعات از خود صادر کنند. در تابستان سال 2009 گزارش های دریافت شد که کارکنان پزشکی “European Looking” از زندان شناخته شده و بدنام ایران، "زندان اوین" بازدید کرده بودند.
همزمان با این گزارش، گزارش های دیگری منتشر شد که سه پزشک خارجی به مدت دو هفته از امکانات آزمایشگاهی پیشرفته ومدرن بیمارستانی در تهران استفاده می کرده اند. موضوعاتی که این پزشکان در حال کار کردن روی آن بوده اند، برای دیگر کارکنان بیمارستان مطلقا ممنوع و نامشخص بوده است.
در همین زمان، تابستان 2009 گزارش های زیادی در باره شرایط پزشکی زندانیان سیاسی در ایران مخابره شد که دچار ریزش بسیار سریع مو، وجود خون در مدفوع و خونریزی بینی شده اند. همچنین گزارش شده بود که این افراد دچار تهوع های غیر عادی و استفراغ شده اند که همه این موارد می تواند نشانه این باشد که فرد در معرض تشعشعات قرار گرفته است. این گزارش ها عمدتا از تهران، اراک و آمل مخابره شده است.
در سال 2008 یک واحد از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مامور می شود تا اثرات تشعشعات با دوز های بالا را بر روی کبد، مغز، پستان، دستگاه تناسلی و جریان خون آزمایش کند. دو نفر از دانشمندان کشور روسیه سفید برای این پروژه تعیین می شوند. یک قسمت از این مطالعه ارزیابی جهش زایی (تغییرات) ژنتیکی در زنان و بچه های متولد نشده ی آنها (قبل و بعد از لقاح) بود. که در واقع ادامه تحقیقات انجام شده در روسیه در سال 1975 بود. یکی از ویژگی های برجسته این مطالعات درمانی، ردیابی اثرات تشعشعات بر روی اندام های تولید مثلی زنان و و یافتن اثرات احتمالی این اثرات بر روی بچه های درون رحم زنان است.
کارشناسان پزشکی می گویند اثرات تشعشعات در دو زمان افزایش چشمگیر دارد: زمانی که زنان در مراحل اولیه حاملگی قرار دارند و در معرض تشعشعات قرار می گیرند، و زمانی که سه تا ده هفته بعد از اینکه در معرض تشعشعات قرار گرفتند، حامله می شوند. (این همان چیزی است که جهش یا تغییرات ژنتیکی سلول نامیده می شود)
در شماری از موارد (در حدود 5 مورد که ما اطلاع داریم) زنان 21 تا 40 ساله پس از بازداشت سوزانده شده اند و یا تماما معدوم شده اند. گرچه گزارش هایی از تجاوز جنسی به مردان و زنان در زندان های ایران وجود دارد، اما درمان های صورت گرفته بر روی این زنان یک نوع درمان های پزشکی خاص را در بر می گیرد که ماهیت آنها برای ما ناشاخته است.
با این حال و با وجودیکه تعدای از زنانی که در فاصله اکتبر و دسامبر 2009 آزاد شده اند، برای ما قابل دسترس هستند، اما تاکنون هیچ کس برای بیان این موضوع ابراز آمادگی نکرده است. آنچه برای ما مسلم است این است که شماری از این زنان دچار استفراغ و تهوع های مزمن، خونریزی و ریزش موی سر و حتی ریزش مژه ها شده اند. نشانه هایی که همگی در روسیه سفید بعد از حادثه انفجار چرنوبیل در سال 1986 مشاهده شده اند. در طول هشت ماه گذشته موارد زیادی از کسانی که بازداشت شده اند و در زندان جان خود را از دست داده اند وجود داشته است. در مواردی جسد افراد اسید واش (سوزاندن با اسید) شده است. و همه این موارد زنانی بوده اند که اندام تناسلی آنها بطور گسترده ای توسط اسید تخریب و دفرمه شده و کاملا تحلیل رفته است تا به هیچ وجه هیچ شاهد و مدرکی از آزمایش های انجام شده باقی نماند. دست کم در چهار مورد جسد زنان کاملا سوزانده شده و یا معدوم شده است. مشخص کردن اینکه آیا زنان در معرض اشعه گاما بوده اند یا خیر و یا اینکه تزریق هایی بعد از تشعشع برای کاهش اثرات تشعشعات گاما صورت گرفته یا خیر، تقریبا غیر ممکن است مگر اینکه آزمایش ساختار سلولی انجام شود. یکی از دلایل سوزاندن اندام تناسلی زنان می تواند آزمایش "ورود اجسام لوله ای" باشد. در طی این آزمایش و به منظور جدا کردن ناحیه مورد آزمایش از سایر نواحی و تمرکز بیشتر تشعشعات به منظور ایجاد آسیب در یک ناحیه متمرکز، یک جسم لوله مانند درون دستگاه تناسلی قرار می گیرد و اصابت های کوتاه 45 ثانیه ای از اشعه گاما (تا میزان 3 Gy) به بافت هدف ساطع می شود و سپس اثرات این تشعشعات در 48 ساعت آینده زمانیکه بیشتر آسیب های سلولی را می توان ارزیابی کرد، ردیابی شده و در همان زمان برای نوع درمان تصمیم گیری می شود.
Gy = واحد بین المللی اندازه گیری میزان دوز جذب شده از تشعشعات یونی، معادل یک ژول در هر کیلوگرم
لطفا این نوشتار را منتشر کنید. دیگران را از جنایات انجام شده و در حال انجام توسط رژیم حاکم آگاه کنید.
رسانه شمایید!