۱۳۸۸ تیر ۱۳, شنبه

دختران کوچه های شاد و خیابان های امن /دختران شهرهای قتل آگین و سرزمین خون زده



منصوره شجاعی-10 تیر 1388
http://femschool.info/spip.php?page=print&id_article=2696


مدرسه فمينيستي:

مادرم، یاس و نومیدی پس از کودتای ننگین 28 مرداد رابه شادمانی و امید دوران انقلاب 57 تاخت زد.

مادرم و من، یاس و نومیدی دوران جنگ و سرکوب دهه شصت را هرچند که هرگزفراموش نکردیم اما به "نشاط" حضور مردمی وبه امید وعده های خرداد 76 کمابیش بخشودیم .

مادرم ومن و بیش وبسیاری ازمردمان شهر و دیارم، دلسردی هشت ساله دولت اصلاحات را به قهرو انزوای خرداد 84 سپردیم .

مادرم و من و بیش و بسیاری از زنان شهر ودیارم، با گذ ران 4 سال پردلهره ، تحمل مدنی خویش را با آگاهی و عمل اجتماعی تحت فشارومحدوديتي شدید افزون كرديم و سفر درراهی صعب و سخت را با حضوری شورمند ، محقانه و مطالبه محور تا رسیدن به خرداد 88 ادامه دادیم.

مادران و پدران بسیاری از این شهر و دیار، در کنار من و دختران شجاع و پسران جسورم در کوچه های گمشده شادمانی و امنیت پیش از انتخابات ، پاي كوبان و رقصان ؛ و در خیابان های خون زده سرکوب و کشتارپس از آن ، بهت زده و ترسان ؛ خشونت پیشه گی آمران و عاملان خرداد 88 را ديديم و همچنان در خيابان ها مانديم ، اما اين روزهاي تلخ را با هیچ بشارتی در تاریخ فراموش نخواهیم کرد حتي اگر که ببخشاییم !

آری فراموش نخواهیم کرد و نیز نمی بخشاییم ، که "ندای " جریانی را که رو به زندگی می رفت به مرگ پاسخ دادند . و سرشت حرکتی را که بر حق و قانون استوار بود، به ناحق به قانون گریزی متهم کردند. و حضور شاد و جوان دختران و پسران شهر و دیارمان را با حضورعبوس و سبعانه مردان از پا تا به سر زره پوش و مسلح به خاک و خون کشیدند.

آری فراموش نخواهیم کردو نمي بخشاییم ، آنگاه که سرشت حرکت رو به زندگی و مدنی زن و مرد و پیرو جوان شهر و دیارمان را عامدا به سرنوشت جریان های انتحاری و رو به مرگ دچار می کنند.

آری فراموش نخواهیم کرد ، رفنار كساني را که جز با سرکوب جریان هاي مردمی –اعتراضی، حیات اشان پایدار نمی ماند ، خواه این حرکت رو به زندگی باشد و خواه رو به مرگ !

باري،‌ آنها خشونت, خود پیشه کرده اند و ما که جز ادامه راه مدنی و هویت مند و مستقل خویش راهی دیگر نمی شناسیم... این بارنيز درکنارهم و بي ترديد در صفوف مستقل خويش به حرکت حقوقي و مدني خويش ادامه خواهيم داد. این بار سنگ هایمان را واکنده ایم و حرف هايمان را گفته ايم.... اين بار ديگرهيچ زني در ميان انبوه مردم معترض گم نخواهد شد ، پيدا و مرئي در كنار ديگرهمرهان درپي رسيدن به مطالباتي كه طي سالها وبه ويزه طي چهارسال گذشته با شكل ها ي مختلف فرياد كرده، حضورمستقل خويش را در قالب گروه هاي مردمي ،فعالان جنبش هاي مدني ، مادران ، همسران ، خواهران وگروه هاي ميليوني مردم كوچه و خيابان به ثبت مي رساند.

مردماني كه در پی دستيابي به مطالبات خویش به پای صندوق هاي راي رفتند وهريك از ظن خويش راي برصندوق هايي ريختند كه امانت ناداري اشان موجب جاري شدن سيلي از رودهاي خروشان اعتراض مستقل زنان ، مردان ، دانشجویان ، کارگران ، كارمندان و اصناف مختلف شد.

اين بار ديگر نه دوران 28 مرداد 32 است كه تنها نام محدود يك يا چند زن را در خاطره هاي مبارزاتي آن نسل به جاي بگذارد و نه دوران بهمن 57 كه زنان را درصفي جداگانه و گاه درپشت صفوف مردان با شمايل و هيبتي گاه نادلخواه ونيز باحضوري مستحيل در جرياني كه چندان توجهي به حقوق فردي و مدني آنان نداشت به خيابان بكشاند و جايزه اشان براي همپايي و ايثار در تمام آن سال ها ، ناديده گرفته شدن حقوق فردي ومدني آنان تا اين سال ها باشد.

اين بار حضور زنان و دختران جوان در جمعيتي كثير و ميليوني دوشادوش مردان و با هيبت و شمايل مستقل خويش ديده مي شود . زناني مرئي و با ظاهري حدودا دلخواه، فرياد اعتراض خويش را نسبت به وضعيت موجود و راي از دست رفته اشان، كه با اميد كاهش تبعيض به صندوق ها ريخته بودند سرداده اند.

اين بار نماد اين اعتراض عمومي و قانوني زني جوان است كه " ندا" ي دادخواهي سرداد تا سرانجام روزي پاسخي در خور را به گوش هاي كر شده صلا دهد....

" روزي كه چيزي براي نوشتن و جود نخواهد داشت ، يا براي خواندن ، مگر چيزهايي ترجمه ناپذير درباره حبات اين مرده بس جوان ،‌جوان آماده نعره زدن "(1)

1.دوراس، مارگريت. مرگ خلبان جوان . ترجمه قاسم روبين.تهران:انتشارات نيلوفر.76.

بازداشت شده گان جنبش اعتراضی مردم, نيازمند حمايت و همدلی گسترده





*نامها روی کاغذ بر ديوار نصب شده بود وقتی آنها را شمردم 1532 نفر بودند...
*خواهر گريانی می گفت: نصف شب خواب بوديم که به خانه ريختند و دوبرادرم را که 20 و 35 ساله بودند با خود بردند...
*عده ای از الله اکبرگويان شبانه نيز بازداشت شده اند. تعدادی هم دراثر بوق زدن.
*پاسدارا می گفتن اشک رهبر رو درآوردين حالا همچين می زنيم تا اشکتون دربيآد.
روشنگری: در جريان اعتراضات مردمی به تقلب در انتخابات و مصادره آرای مردم, نيروهای انتظامی و امنيتی, لباس شخصی ها و بسيجی ها علاوه بر تيراندازی به سوی مردم و ضرب و شتم جوانان, تعداد زيادی از فرزندان مردم را دستگير کرده و در زندان ها به زير شکنجه کشاندند. هنوز تعداد دستگيرشدگان به طور قطعی معلوم نيست. آمارهای متفاوتی در اين باره منتشر می شود, با اين حال دريک نکته هيچ تفاوتی در گزارش ها وجود ندارد: دستگيرشدگان زير شکنجه و بازجويی قرار دارند. زندانيان و خانواده هايشان اکنون بيش از هر زمان به حمايت و همدلی مردم, از جمله حمايت و همبستگی ايرانيان در خارج از کشور نياز دارند. دو گزارش زير که برای روشنگری ارسال شده است, جزئياتی از نگرانی های خانواده های بازداشت شده گان و جزئياتی از نحوه برخوردها در درون زندان با اسرای مردم را روشن می کند:


يکشنبه و دوشنبه( 6 و 7 تير) روبروی دادسرای انقلاب و زندان اوين

يکشنبه ساعت 10 صبح مقابل دادسرای انقلاب تهران بودم تا گمشده ام را پيدا کنم. جمعی از خانواده های بازداشت شدگان روزها و هفته های اخير در ورودی در دادسرا تجمع کرده بودند و در پی اعلام اسامی فرزندانشان اجازه ورود به دادسرا را گرفته بودند اما عده بسيار زيادی در سمت ديگر خيابان در پياده رو در حالتی سردرگم و نگران منتظر اسامی تازه بودند.
نامها روی کاغذ بر ديوار نصب شده بود وقتی آنها را شمردم 1532 نفر بودند. کنار چند ليست نوشته بود "جديد" و زير آن يادداشت شده بود که تکليف اين افراد 15 روز ديگر معلوم می شود. تعدادی از مادرها می گفتند فرزند ما 15 روز پيش دستگير شده، 15 روز ديگر هم بايد صبر کنيم؟ به چه جرمی اين بچه های کم سن وسال بايد اين همه وقت در زندان باشند؟ اين ليست به روزهای قبل تعلق داشت و همه در انتظار ليست روز يکشنبه بودند تا نامی از فرزند خود به دست بيآورند.
روند کار حکومت ددمنش اين گونه است که بازداشت شدگان را در نقاط نامعلومی مورد بازجويی و شکنجه قرار می دهد و پس از طی مراحلي، آنها را به اوين منتقل می کند و درصورت تمايلش، بازداشتی ها يا بازجويانشان به خانه تلفن می زنند و به خانواده ها گفته می شود که فلان روز بيآييد دادسرای انقلاب اما روزهای زيادی روبروی دادسرا سرگردانيم و بعد از آن روزهای طولانی انتظار در مقابل اوين، تا کی ميلشان بکشد و تحويل دهند و مشخصاً نيت شان اذيت و آزار خانواده هاست.
با مردم که حرف می زدم اکثراً عنوان می کردند:"بچه ما بی گناهه، فقط لباس سبز تنش بوده، ندونسته لباس سياه پوشيده بوده، مردم که فرار کردند تو کوچه ما، بسيجيا بچه من رو قاطی اونا با خودشون بردند، پسر من شب رفته بود زباله بذاره سر کوچه که...." اما همين ها نفرت و بيزاريشان را از رژيم ابراز می کردند و فقط معدودی می گفتند که بچه ها بعداز آزادی سرشان به سنگ می خورد و دست از پا خطا نمی کنند. خواهر گريانی می گفت: نصف شب خواب بوديم که به خانه ريختند و دوبرادرم را که 20 و 35 ساله بودند با خود بردند وقتی پدرم سوال پيچشان کرد، گفتند يکی از همسايه ها لو داده. پدری می گفت اگه بدونيم کدوم يک از نيروها فرزندمون رو دستگير کردن خيلی مهمه چون معلوم ميشه کجا بردنش؛ مثلاً کهريزک، مامازن، رودهن، بومهن و جاهايی را نام می برد که همه با تعجب نگاهش می کردند. اين همه زندان موقت به تازگی سبز شده اند؟!
تاريخ دستگيری تعدادی از 23 تا 29خرداد بود و عده بسياری بعداز سخنرانی خامنه اي، در روز شنبه 30 خرداد دستگير شده بودند و در طول هفته به تناوب بازداشتها ادامه داشته. روز چهارشنبه در راهپيمايی بهارستان، پنج شنبه در حرکت به طرف مرقد خميني، شنبه شب تعداد ديگری و يکشنبه در تظاهرات اطراف مسجد قبا. عده ای از الله اکبرگويان شبانه نيز بازداشت شده اند. تعدادی هم دراثر بوق زدن.
حدود ساعت 12 ليست های جديدی به ديوار زده شد که گمشده ام آنجا نبود. ديدم مردم دور جوان حدوداً 20 ساله ای جمع شده اند. می گفت:"سه روزپيش آزاد شدم و الآن برای برادرم اومدم. کفشام سبز بود که گرفتنم. بندهای7-8-240-249 اوين خيلی وحشتناکه، با چشم بند بازجويی می کنند و کتک می زنند. سر خيليها رو کچل می کنند. اينهايی که خالکوبی دارند بدتر می زنند. بچه هايی که با سنگ دستگير شدن جرمشون سنگين تره. همه بندها سياسی هستند. اتاقها 30 نفرست ولی ما 90 نفر بوديم و اين همه شب نشسته می خوابيديم. هر کی رو برده باشند کهريزک خلاصيش با خداست و..."

دوشنبه 8 تير ساعت 5 رفتم جلوی اوين تا مرحله بعدی کار را ببينم. وقتی به درد دل مردم گوش می دادم دلم می لرزيد. همه يک فيش حقوقی و يک چک100 ميليون ريالی يا همين مبلغ به اضافه يک جواز کار را به عنوان وثيقه گذاشته اند و روزهای زياديست که جلوی در می نشينند و منتظرند.
زنی می گفت تا ديشب تا ساعت 3 صبح آزاد می کردند با دانه های تسبيحم که می شمردم تا آن موقع 170 نفر شدند. دختری می گفت برادرم کارمند ساده و محجوبی است واقعاً چرا بايد دستگير شود؟ گفتم جزء ستاد موسوی نبوده؟ گفت نه، ولی فرض که باشه مگه خودشون صلاحيتش رو تأييد نکردند؟
زنی گفت پسر من بسيجی است اشتباه شده، کارتش را آورديم، گرفتند و بردند داخل اوين اما روزهاست که اينجا منتظريم.
متوجه چند جوان شدم که هفته قبل آزاد شده بودند و برای همبستگی آمده بودند. آنها می گفتند:
- پاسدارا می گفتن اشک رهبر رو درآوردين حالا همچين می زنيم تا اشکتون دربيآد.
- خيلی چيزها ياد گرفتيم و از با تجربه ها آموختيم چطوری ادامه بديم.
- بچه هايی که از بازجويی برمی گشتن بهشون می گفتن حکمتون اعدامه.
- کتک زدند، شوک دادند، آب خيلی کم می دادند، غذا بيشتر وقتها نون خالی بود.
- يک پسر زيبای 17 ساله بود که پاسدارا بهش می گفتن گلزار خوشگله. يک بار بردنش بازجويی و ما شنيديم با فرياد می گفتن شلوارت رو بکش پايين. يکی اون شيشه نوشابه رو بيآره....
- من اصلاً رأی ندادم چون 18 سالم نشده ولی آوردنم اينجا. هميشه چشمبند داشتيم به جز توی دستشويی.
درب بزرگ اوين گاهی باز می شد و تعدادی را متصل به هم به داخل می بردند.
درب بزرگ باز شد بچه ها تک تک يا دو تا دو تا بيرون می آمدند. بعضی ها به سختی راه می رفتند، بعضی ها با دو پايين می آمدند و بعضی برای ما که پايين پله ها بوديم بوسه می فرستادند.
امضا محفوظ 8/4/88




نيم نگاهى به تجمع خانواده هاى زندانيان دستگير شده اخير در جلوى دادگاه انقلاب و زندان اوين

يك شنبه 7 تير، دادكاه انقلاب
با خواهرم به خيابان معلم رفتيم، برخى از خانواده ها كنار هم نشسته و برخى نيز ايستاده و با هم صحبت مى كردند. قيافه ها نگران و ناراحت بود. هيج كدام از آينده عزيز دستگير شده خود اطلاعى نداشتند. تا اينكه هر كدام به شكلى از وضعيت همسر، پدر، مادر، خواهر، برادر و يا فرزند خود مطلع شده بودند. برخى آنقدر جلوى بادگان ها، كلانترى ها، زندان ها و ... اين در و آن در زده بودند تا بالاخره خبرى از عزيز خود يافته و حالا خبردار شده اند كه براى اطلاع از زمان آزادى عزيز خود و گذاشتن وثيقه بايستى به جلوى دادگاه انقلاب بيايند و در انتظار بمانند تا شايد نام زندانى خود را در ميان ليست اسامى زندانيان كه هر روزه بر روى ديوار نصب مى شود، بيابند. ما هم تمامى ليست ها را دوباره خوانديم با اينكه مى دانستيم كه ليست ها جديد نيست ولى گفتيم شايد ليست ها تغيير كرده باشد و نام زندانى ما نيز در ميان اسامى باشد. گفتند نزديك ظهر قرار است ليست جديدى اعلام كنند همه با خشم و ناراحتى بسيار ولى اميدوار به آينده منتظر بودند. ابتدا هر يك از گفتگوی با ديگرى ابا داشت ولى بس از مدتى همه با هم آنقدر احساس نزديكى مى كرديم گويى سال ها همديكر را مى شناسيم با هم درد دل مى کرديم از تظاهرات مى گفتيم، از همبستكى مردم با هم مى گفتيم از شعاردادن هاى روى بام ها مى گفتيم، از بزرك شدن فرزندان مان مى گفتيم. به هم روحيه مى داديم و واقعا بيشتر خانواده ها اين احساس را داشتند كه فرزندشان در اين گير و دار بزرك شده و تجربه كسب كرده اند. خيلى ها مى گفتند كه اساسا ما اينها را قبول نداريم ولى براى اينكه احمدى نزاد سركار نيايد به موسوى راى داديم و نميدانيم آيا واقعا با مردم همراه است و يا اينكه او هم با حكومت سازش مى كند. برخى مى گفتند تا به حال كه خوب ايستاده و كوتاه نيامده و اميدواريم كه همجنان با مردم باشد تا لااقل خون هايى كه ريخته است بايمال نشود.
ساعت 11 شد ولى هنوز از ليست جديد خبرى نبود همه در دل و برخى بلندتر مى گفتند مگر بچه هاى ما و خود ما جه مى خواستيم كه اين بلا را سرمان آوردند. ساعت نزديك 12 بود كه ليست جديدى را كه شامل 4 برك A4 بود آوردند. همه به سمت ليست ها يورش برده تا بتوانند اسامى را بخوانند. يكى فرياد مى زد ليست ها را بالا بزنيد تا همه بتوانند بخوانند همه تحمل شان طاق شده بود و نمى خواستند حتى جند لحظه را نيز از دست بدهند ولى بس از زمان كوتاهى همه متوجه شدند كه اسامى همان هايى است كه صبح در داخل دادگاه اعلام كرده بودند و جديد نيست. به خواهرم گفتم بيا ليست اسامى زندانيانى را كه به روى ديوار است بشمريم تا ببينيم جه تعداد زندانى در اين ليست ها وجود دارد. تمام اسامى را شمرديم با احتمال خطاى جشم، حدود 1532 نفر مى شدند. يكى مى كفت: 14000 نفر را دستگير كرده اند. از اسامى زندانيانى كه اعلام شده بود تعداد 223 نفر بودند كه در ليست جداگانه اى نوشته شده بود " جديد" و كنار آن نوشته بودند " به علت ناقصى برونده 15 روز ديكر مراجعه كنيد". خانواده هايى كه مراجعه مى كردند و نام زندانى خود را در اين ليست مى ديدند بسيار خشمكين و عصبانى مى شدند، برخى نيز فقط به صرف اينكه بالاخره نام عزيز خود را زنده يافته اند خوشحال مى شدند ولى نگران بودند كه ناقصى برونده يعنى جه؟ مگر اينها برونده اى دارند كه نقص برونده داشته باشند. مگر اينها جرمى مرتكب شده اند؟ آنها را يا در خيابان گرفته بودند، يا در كوجه ها به دام انداخته و برخى را از محل كارشان بيرون كشيده و به بازداشت گاه هاى موقت برده بودند. برخى از اين بازداشت گاه ها شامل: بليس امنيت تهران، آگاهى شاپور، ارك، كلانترى 137 گيشا، كهريزك، و در نهايت زندان اوين بود. مى گفتند آگاهى شابور و كهريزك بدجورى بجه ها را مى زنند. آنهايى را كه به اوين برده اند وضعيت شان بهتر است. اوينى كه هميشه لرزه بر اندام ها مى انداخت حالا آنقدر عادى شده بود كه همه به راحتى از آن نام مى بردند. خيلى ها مى گفتند ما انقلاب كرديم كه زندان نداشته باشيم حال به جاى يك يا دو زندان، هزاران زندان ايجاد كرده اند. زندان هايى كه هيج كس نامى از آنها نمى داند ولى بايستى نام و آدرس تمامى اين زندان ها را بيدا كنيم. خيلى ها مى كفتند كه بجه هاى ما كه جرمى مرتكب نشده اند مگر چى كار كردن كه اين بلارو سرشون آوردن؟ بسيارى از اونها تا بحال بايشان به دادگاه انقلاب و دم زندان ها باز نشده بود. حالا درد اونايى رو كه سال ها دم در زندان ها بودند درك مى كنيم. يكى مى گفت يعنى عزيزان ما حالا زندانى سياسى شده اند، ما فكر مى کرديم كه زندانى سياسى جيز عجيب و غريبى است. حال فهميديم كه هر كسى حرف حق مى زند، حاكمان از سر ترس اونهارو را زندانى مى كنند و اونها زندانى سياسى مى شوند.
روز قبل من حضور نداشتم ولى شنيدم كه خانواده ها و به خصوص مادران به دليل اعتراض به عدم اطلاع از آزادى فرزندانشان وسط خيابان معلم نشسته و راه ماشين ها را بسته بودند. ولى امروز خلوت تر بود چون اسامى برخى را براى آزادى اعلام كرده بودند. براى آزادى هر فرد زندانى بايستى وثيقه گذاشت، حتى اگر در يك خانواده جند نفر زندانى داشته باشند بايستى به همان تعداد وثيقه گذاشت كه شامل فيش حقوقى كارمند رسمى و يا جواز كسب 10ميليون تومان كفالت است كه در صورت دستگيرى مجدد اين مبلغ بايستى برداخت شود.

دوشنبه 8 تير، زندان اوين
عصر بود كه به آنجا رسيديم. هنوز همه خانواده ها نيامده بودند. زمان كه مى گذشت تعداد خانواده ها بيشتر مى شدند. شايد 2 الى 3 هزار نفر مى شدند. عصر جند نفر را تك تك و با فاصله آزاد كردند. ولى بيشتر زندانيان را نزديك غروب كه هوا تاريك مى شد آزاد مى كردند. ماشين ها از جلوى خانواده ها رد مى شدند و برخى ابراز ناراحتى كرده و برخى با تعجب جمعيت را نگاه مى كردند. شايد گمان نمى كردند كه واقعاَ اين همه دستگيرى داشته ايم. هوا كه به تاريكى نزديك مى شد كم كم و به فاصله هاى كوتاهى درب هاى زندان باز مى شد. همه در تب و تاب بودند.
آيا امروز زندانى ما آزاد مى شود؟
آنها در جه وضعيتى هستند؟
سالم هستند؟ مى توانند راه بروند؟
سرو وضعشان جطورى است؟
لاغر شده اند؟ روحيه شان جطورى است؟
هر بار كه در زندان باز مى شود، خانواده ها به سمت بله ها هجوم مى آورند ولى مأموران نمى گذارند از بله ها بالا بروند جون از بزرگراه يادگار ديد دارد و رهگذران متوجه سيل جمعيت خواهند شد. همه جيز را مى خواهند بى سرو صدا برگزار كنند وقتى در كوچك يا بزرك زندان اوين باز ميشد همه نفس ها در سينه حبس مى شد كه شايد زندانى خود را ببينند امروز اسامى آزادى 250 نفر را اعلام كرده بودند. اغلب زندانيان كه از زندان آزاد مى شدند نمى توانستند راحت راه بروند. هر كسى بيرون مى آمد خانواده ها به سمت او هجوم مى بردند و از زندانى خود سوال مى كردند. مى برسيدند با شما جطورى رفتار كردند. برخى مى گفتند اينجا زياد كتك مان نمى زدند، كتك ها را قبلا خورده بوديم. البته برخى را شنيديم كه شكنجه هم مى كردند. ولى بازجويى هاى خيلى طولانى و بدى داشتيم. دايم ما را تحت فشار قرار مى دادند و از ما جيزاى مى خواستند اعتراف كنيم كه اصلا نمى دانستيم جيست. مدام ما را تهديد مى كردند و مى گفتند كه اعتراف كنيد كه شما را كشورهاى خارجى تحريك كرده اند از آنها دستور گرفته ايد و به تظاهرات رفتيد. ما هر جه مى گفتيم ما فقط براى گرفتن راى مان به خيابان ها رفتيم و اعتراض كرديم باز آنها ما را مورد اذيت و آزار قرار مى دادند كه دروغ نگوييد شما جاسوس و عامل بيگانه هستيد. برخوردها متفاوت بود برخى با جهره مهربان با ما وارد صحبت مى شدند و برخى با جهره خشن. ولى ساعت هاى طولانى ما را جشم بند زده به روى زانوهايمان نگه مى داشتند و حق نداشتيم كه سرمان را بالا كنيم. بسيارى از زندانيان كه مى آمدند مى لنگيدند، برخى به گفته خانواده شان بسيار لاغر شده و جشم هاى گود رفته اى داشتند، ولى اغلب شان روحيه خوبى داشتند گويى زياد احساس بدى نداشتند. برخى كه از بله هاى زندان بايين مى آمدند دست هايشان را براى جمعيت تكان مى دادند و همه دلشان مى خواست كه برايشان هورا بكشند و كف بزنند. جه كسى فكر مى كرد اين جوان هايى كه فكر مى كنند همه فكر و ذكرشان ظاهرشان است اينقدر با اعتماد به نفس از زندان اوين بيرون بيايند. خانواده ها همه به دور زندانى خود حلقه مى زدند و او را غرق بوسه مى كردند و اشك شوق مى ريختند. يك احساس خوشحالى مشتركى ميان همه بود. هر زندانى كه مى آمد همه دلشان مى خواست او را در بغل بكيرند و ببوسند.
يكى از كسانى كه سن اش بيشتر بود به جوان ترها مى گفت: سى سال بيش ما براى كسب آزادى انقلاب كرديم، مردم درهاى همين زندان را باز كردند و زندانيان را آزاد كردند و به روى دست بيرون آوردند. جندى نگذشت كه بسيارى از آنها را در سال هاى 60 الى 67 به جوخه هاى اعدام بستند و يا به دار آويختند. حالا فرزندان ما را به همين زندان انداخته اند و تصور مى كنند كه با زور و سرنيزه مى توان صداى مردم را خفه كرد. زياد دور نيست زمانى كه همه اين حاكمان زورگو به دست و باى مردم بيافتند و به درك واصل شوند.

20 نفر امروز در ایران اعدام شدند



۲۰ نفر به اتهام «خرید، فروش و نگهداری انواع مواد مخدر» امروز شنبه با تائید دیوان عالی کشور در زندان رجایی‌شهر کرج به دار آویخته شدند. به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، دادسرا و دادگاه انقلاب اسلامی تهران با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که پرونده این ۲۰ نفر از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷ تشکیل شده و حکم اعدام آنها صادر شده بود.

آن‌طور که در این بیانیه آمده است، از این ۲۰ نفر در مجموع، «۷۰۰ کیلوگرم انواع مواد مخدر» کشف و ضبط شده بود. میانگین سنی اعدام شدگان ۳۵ تا ۴۸ سال اعلام شده است. هویت کامل این افراد نیز از سوی خبرگزاری‌های ایران منتشر شده است. اعلام هویت کامل این افراد از معدود مواردی است که از سوی مقام‌های قضایی منتشر می‌شود. سال ۲۰۰۸ ایران مقام دوم اعدام در جهان را از آن خود کرد. سازمان عفو بین‌الملل آمار اعدام‌های ایران در سال گذشته را ۳۴۶ نفر اعلام کرده است. اعدام‌ها در ایران در شرایطی ادامه دارد که فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر در گزارش ۶۰ صفحه‌ای خود درباره اعدام‌ها در جمهوری اسلامی که اخیرا منتشر کرده، آورده است که ایران مجازات مرگ در قوانین خود را همچنان حفظ کرده و در حال حاضر از نظر تعداد اعدام‌ها در جهان، پس از چین در رتبه دوم و از لحاظ تعداد سرانه اعدام، در رتبه اول قرار دارد. این فدراسیون افزوده است که از روند رو به گسترش اعدام‌ها در ایران نگران است. در بخشی از این گزارش ۶۰ صفحه‌ای آمده است که «مجازات اعدام، نقض آشکار تعهدات ایران بر اساس قانون بین‌المللی حقوق بشر» است. گزارش فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر همچنین، کاربرد مجازات اعدام در ایران را به عنوان بخشی از سیاست دولتی «سرکوب با هدف ایجاد وحشت» در میان مردم محکوم کرده است.

ست شصت نفره از اسامی شهروندان بازداشتی


ست شصت نفره از اسامی شهروندان بازداشتی

لیست ذیل دربرگیرنده اسامی و مشخصات شصت تن از شهروندان معترض بازداشت شده روزهای اخیر در شهر تهران است.
1. ابراهيم پور عبدالله - زندان اوين
2. احمد رضا عبادي - زندان اوين
3. اردشير امير ارجمند- زندان اوين
4. اشکان کارخانه - زندان اوين
5. امان الله شهسواني - زندان اوين
6. امير حجتي - زندان اوين
7. امير حجتي - زندان اوين
8. امير حسين مصباح - زندان اوين
9. امير عباس کلهر - زندان اوين
10. ايليا فراستي - زندان اوين
11. پوريا فيض اللهي - زندان اوين
12. حسن فراهاني - زندان اوين
13. حسين آقاپور - زندان اوين
14. حسين باري - زندان اوين
15. حسين زمانيان - زندان اوين
16. حميد ترقي - زندان اوين
17. دانيال فرجي - زندان اوين
18. رامون دهقاني - زندان اوين
19. سامان حسيني - زندان اوين
20. سجاد سلطان علي - زندان اوين
21. سجاد طاهري - زندان اوين
22. سعيد انوري - زندان اوين
23. سعيد برادر - زندان اوين
24. سعيد بهرامي - زندان اوين
25. سعيد ترابي - زندان اوين
26. سعيد شايسته - زندان اوين
27. سيد رضا فاطمه - زندان اوين
28. سيد محمد حسين حسني - زندان اوين
29. سينا گرامي - زندان اوين
30. شايان قلي پور - زندان اوين
31. عباس قادريان - زندان اوين
32. عباسعلي گودرزي - زندان اوين
33. علي عاميران - زندان اوين
34. علي محمدي - زندان اوين
35. علي مرادي - زندان اوين
36. عليرضا خدادادي - زندان اوين
37. فرهاد شير احمد - زندان اوين
38. مجتبي صفري - زندان اوين
39. مجتبي کاظمي - زندان اوين
40. محمد ابراهيم خسروتاج - زندان اوين
41. محمد باقري - زندان اوين
42. محمد حسن عليخاني - زندان اوين
43. محمد رضا حسني - زندان اوين
44. محمد رضا سلطان فر - زندان اوين
45. محمد رضا هاشمي - زندان اوين
46. محمد عظيمي - زندان اوين
47. محمد علي کارگران - زندان اوين
48. محمد علي کشاورز - زندان اوين
49. محمد نجاري - زندان اوين
50. مرتضي جعفري فرد - زندان اوين
51. مرتضي سيطري - زندان اوين
52. مسلم دلشاد - زندان اوين
53. مظاهر پرهيزگار - زندان اوين
54. مهدي حبيبي - زندان اوين
55. مهدي طاهريان - زندان اوين
56. مهدي فرجي - زندان اوين
57. مهدي کريمي - زندان اوين
58. ميلاد پيشداد - زندان اوين
59. نيما کاکاوند - زندان اوين
60. ناصر نمازی – زندان اوین

• این لیست تکمیل خواهد شد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران


۱۳۸۸ تیر ۱۰, چهارشنبه

وقتيکه شيخ ما فيلسوف می شود!


چهار شنبه ۱۰ تير ۱۳۸۸ - ۰۱ ژوييه ۲۰۰۹
ranjbar.jpg
وقتيکه شيخ ما فيلسوف می شود! (...)اگر انقياد به قانون نباشد روح ديکتاتوری بروز خواهد کرد. از سحنان آيت الله علی خامنه ای، رهبر و ولی فقيه مطلق در جمهوری اسلامی در روز۳ تير ۱۳۸۸ به نمايندگان جناح اصولگرايان مجلس شورای اسلامی ايران. اگر کسی فقط به الفبای فلسفه سياسی و حقوق سياسی آشنا باشد، از خود خواهد پرسيد اين عنوان های بی معنی،و پرطمطراق، چون جمهوريت – مجلس شورای اسلامی –انقياد به قانون در نظام ولايت مطلقه فقيه چه صيغه ايست؟چگونه می توان از جمهوريت نظام سياسی سخن آورد،که زير ولايت مطلق فردی است که نه توسط آحاد ملت در يک انتخابات آزاد بر مصدر قوهً اجرائيه انتخاب می شود،ونه در مقابل ملت و نمايندگان ملت جوابگو است،وانگهی مدت ولايت مطلق اش هم هم مدام العمر است.آيا اين دلايل محرز، همراه با „ ادعای قانون مداری!“ رهبر دليل بر بيماری شييخنا نيست؟ مدت ۷۲ سال ديکتاتور های کمونيست در „اتحاد جماهير شوروی سابق“ اين زندان ملت ها را با عنوان:اتحاد جماهير فداراتيو سوسياليستی شوروی به رهبری لنين و استالين ووو! به دنيا معرفی می کردند! در صورتيکه اين ملتها نه با آزادی و تمايل خودشان متحد بودند، بلکه اين استبداد و زور گوئی تزار های روسيه بود که اين ملتها را در زندانی به وسعت روسيه به زور اسلحه در انقياد خود گرفته بود.و نه اين نظام فدارتيو،نه جمهوری و نه شورائی بودونه سوسياليستی.در نهايت نيز اين نظام با کشتن بيش از ۸۰ مليون مردم روسيه و ساير ملتهای در بند، روزی بر ويرانی های خود فروريخت.وچپاولگران ديگری تربيت شده در همان مکتب دروغ و جنايت و استبدا د چون السين –پوتين –مدويد - بر اريکه قدرت نشستند،و در عين حال اين کشور عظيم متلاشی شد. بيش از يک ماه است ملت ايران با تظاهرات آرام و خيابانی خود و شرکت در انتخابات دوره دهم رياست جمهوری، که هر چهار کانديدا،از بطن رژيم برخاسته اند، با وجود اين، چون ملت به کانديدای مورد نظر رهبر ولی مطلقه راٌی نداده است،حضرت اجل نيروهای سرکوب مسلح به سلاحهای سرد و گرم را، به جان ملت انداخته وده ها ايرانی را يا به قتل رسانده است که هنوز لکه های خون شان در کف خيابانهای تهران و شهر های بزرگ پاک نشده اند، صد های ايرانی رابا سلاح گرم، با چاقو و دشنه و تبر لت و پار کرده اند و بيش از سه هزار ايرانی از اقشار مختلف را به زندان انداخته اند، کسی از مسئولين مملکت در راًس آن „ ولی فقيه رهبر مسلمانان جهان!“ جوابگوی اين ددمنشی نيست،و شيخنا با دم گرم در محفل نوکران اش از قانونمداری سخن می گويد! اينها دليل بر بيماری روحی و روانی اين فرد نيست، پس چيست؟ آيا شيخنا از طراحی کودتای ۲۲ خرداد فرماندهان سپاه، که علنأ دربولتن خبری خود،بنام:“صبح صادق „ در صورت پيشی گرفتن مير حسين موسوی،.(...)هر حرکتی راسپاه بنام انقلاب مخملی را در نطفه خفه خواهد کرد، آگاه نبودند؟پس لازم است با هم چند سطر از اين نشريه „ صبح صادق“، که ارگان دفتر سياسی سپاه پاسداران است، از نظر خوانندگان بگذرانيم. „در حاليکه بولتن „تحليل روز“ نشريه ای به صورت اختصاصی برای فرماندهان و ها ديان سياسی سپاه ارسال می شود، از پيشی گرفتن مير حسين موسوی بر محمود احمدی نژاد در اغلب استان ها کشور به ويژه تهران بزرگ خبر داده است، رئيس دفتر سياسی سپاه پاسداران، در اظهاراتی تهديد آميز پيشا پيش اخمدی نژاد را برنده انتخابات معرفی کردو گفت سپاه پاسداران „هر حرکتی برای انقلاب مخملی را در نطفه خفه خواهد کرد“. يدالله جوانی رئيس دفتر سياسی سپاه پاسداران، در مصاحبه مفصل با شماره ۱۸ خرداد هفته نامه صبح صادق که تيتر اول اين نشريه را به خود اختصاص داد، به استفاده هواداران مير حسين موسوی از رنگ سبز اشاره کرد و گفت „استفاده ازيک رنگ خاص برای اولين بار در انتخابات نشانه کليد خوردن پروژه انقلاب مخملی در انتخابات دهم است“.(...)رئيس دفتر سياسی سپاه در عين حال در پاسخ به اين سئوالا ت که آيا چنين برنامه ها و سناريو ها در ايران جواب می دهد و به نتيجه می رسد؟“گفت“هرگز امکان ندارد.وی بطور تلويحی مير حسين موسوی را به عنوان يکی از دشمنان انقلاب معرفی کرد وتصريح کرد „در ايران وجود رهبری به عنوان ولايت فقيه مسير حرکت ملت را مشخص می کندو مردم ايران تابع ولايت هستندو هرگاه ببينند حزبی يا گروهی که از آن هواداری می کرده اند راهی غير از راه ولايت می رود سريع حسابشان را از آن حزب يا از آن گروه جدا می کنند“ ارگان انترنتی دفتر سياسی سپاه در مقاله ای با عنوان „جنگ روانی انتخاباتی با زمينه سازی برای انقلاب رنگين „با اشاره به آنچه „بازی با رنگها“ خواند،مدعی شد که „بحث فراتر از استفاده برخی جريان های سياسی از تکنيک و تاکتيک ها ی جنگ روانی در نظر می آيد قرائن وشواهد نشان می دهد تلاش مرموزانه ای استتار شده و بسيار پيچيده ای برای جابجائی افکار عمومی و زمينه سازی جهت انقلاب رنگی در حال شکل گيری است“(ماٌخذ-۱) ************* معلول ومعيوب جسمی، روحی و روانی بودن نه عيب و نه ننگ است.آنچه که بسيار نگران کننده و خطرناک است، اين است که سرنوشت يک ملت و يک مملکت را بدست شخص بيمار بسپارند و در نهايت کشور و ملت را به نابودی بکشد! آنچه که در ايران امروز ما شاهد آن هستيم بيماری و معلوليت رهبر و نابودی ملت و کشور است.در قانون اساسی نظام های معتبر ودموکراتيک جهان، اين اصل قيد شده است، که اگر رئيس قوهٌ مجريه بنا به عللی چون بيماری و ناتوانی جسمی و عقلی از عهده اداره مملکت وملت، يعنی اين مسئوليت سنگين عاجز باشد، مسئولين عالی رتبه مملکت، با تشکيل کميسيونی، رئيبس قوهً مجريه را کنار می گذارندو برای جانشينی ايشان، تحت برنامه مشخص در چهار چوب قانون اساسی، رئيس قوه مجريه انتخاب می کنند. در قانون اساسی الکن جمهوری اسلامی تحت رهبری ولی مطلقه فقيه،اين اصل نيز قيد شده است. امٌا بر می گرديم به اصل مطلب: آيا حاکمان نظام ولايت مطلقه فقيه زير پوشش „جمهوری ابتراسلامی“معنی و مفهوم قانون ومنشاء ومشروعيت عقلی و حقوقی قانون را می دانند و يا همين طورگز نکرده می برند؟در اين راستا سعی خواهيم کرد با تکيه بر اثر معروف يکی از فلاسفه عصر روشنگری: شارل منتسکيو(تولد-۱۶۸۹-مرگ-۱۷۵۵) يعنی روح القوانين،ريشه ونحوه پيدايش قانون در چهارچوب عقل و شعور ذهنی وعملی انسان وهمچنين معنی و مفهوم ومشروعيت حقوقی آن در اينجا به توضيح و تفسير بپردازيم.ِياد آوری می کنيم، که منتسکيو تحت تاٌثرانقلاب ۱۶۸۸ انگلستان و استقرار نظام دموکراسی پارلمانتاريسم در آن کشور، مدت دوسال در انگلستان اقامت کرد و مشاهدات عينی خود را با مطالعه انديشه های جان لاک فيلسوف معروف انگليس، ومراجعت به وطن خود فرانسه ۱۷ سال عمر خود راصرف نوشتن اثر فنا ناپذير خود:روح القوانين کرد.اگر امروز بخشی از کشورهای غربی آز حاکميت قانون و دوموکراسی بر خوردار هستند ودر رشته های علمی، اقتصادی و عدالت اجتماعی به پيشرفت های مهم نائل آمده اند، همه اين ترقيات، ناشی از حاکميت قانون، قانون برخاسته ازراٌی آزاد اين ملت ها است.همان اندازه که بين انديشه های آيت الله خمينی و حجت السلام علی خامنه ای، با انديشه های جان لاک و منتسکيو فرق است(با وجود اينکه نوشته های اين دو فيلسوف سه قرن پيش نوشته شده اند)همان اندازه هم بين جوامع مستبد، با رهبران جانی و فاسد و نادان جهان اسلام با جهان غرب فرق دارد.در جهان غرب اگرامروز رهبر سياسی و مذهبی بگويد:من نماينده خدا، نماينده حضرت مسيح و يا نماينده اما زمان بر روی جهان خاکی هستم، حتمأ مسئولين مملکتی همراه با پزشکان روانی آن کشور آـن مرد ابله و ديوانه را در آسايشگاه معلولين روانی بستری می کنند. تعريف قانون. تمام پيشرفت ها و اختراعات علمی بشر در رشته های مختلف،چون فيزيک و مکانيک،علم نجوم و فيزيک کيهانی، شيمی، علوم زيست شناسی، حتی جامعه شناسی و مردم شناسی، در درجه اول از طريق مشاهدات علمی از جهان هستی شروع شده است.ستاره شناسی علمی دنباله ستاره پرستی است، که در حقيقت در ابتدا، يک نوع باور های خرافی بود، در صورتيکه ستاره شناسی يک علم به معنی واقعی آن است.هزاران سال، انسان بر اين باور بود که خورشيد دور زمين می گردد وزمين مسطح وکانون جهان هستی است.ودر کتاب های دينی، در رابطه با آفرينش يک مشت داستان های خيالی و بی پايه وجودارند، که قرنها است،که روحانيون اديان مختلف، با تکيه بر قدرت های مادی واستبداد ی به قيمت قتل دگر انديشان و دانشمندان، اين انديشه های خيالی را،که خداوند در آسمان ها جای دارد بر مردم تحميل می کردند.از زمانی که فيزيک گاليله و نيوتن، دانش و آگاهی انسان را از جهان هستی و قوانين حاکم در آن را عوض کرد، از آن زمان تاکنون بردانش و علم روحانيون چيزی اضافه نشده است. قبل از نيوتن هم هزاران سال بشر افتادن سيب را از درخت مشاهده کرده بود، اما چرا نيوتن دليل افتادن سيب و قانون آن را که معروف به قانون جاذبه است را کشف کردو فرمول محاسبه آن را به اثبات رسانيد.(قوهٌ جاذبه با جرم جسم نسبت مستقيم و با مربع فاصله جسم نسبت معکوس دارد.) يا در علم شيمی، که در حقيقت تکامل گيمياگری است، که يکعده بر آن باور بودند که مس را از طريق کيمياگری به طلا تبديل بکنند، نمونه ديگری از مشاهدات عميق به قوانين حاکم در طبيعت است.اين قوانين آن چنان محکم و مسجل هستند که شيمی دان معروف روس ديميتری ايوانويچ مندليف (۱۸۳۴-۱۹۰۷) با تکيه بر قوانين موجود در طبعيت عناصر تشکيل دهنده کره خاکی حتی با تکيه بر وزن اتمی هر عنصر و نظمی که در بين عناصر تشکيل دهند کره خاکی وجود دارد، به وجود عناصری اشاره می کند که اين عناصردر زمان حيات خود آن دانشمند هنوز کشف نشده بود،و بعدأ کشف شد.اين نظم اتفاقی و يا دلبخواه نيست و بر حسب حکم امر عمر و زيد آيت الله ها و شيخ السلام ها و پاپ ها و خاخام و انديشه های خرافاتی آنها نيست. اگر به اين جهان با دقت نظر افکنيم، مشاهده خواهيم کرد که اين عالم، محاط بد دو خاصيت و يا دو حقيقت هستيم.اين دو حقيقت توجه ما را جلب می کند. اول هم شکلی و هم آهنگی، که شامل سه عنصر نظم، توالی و ترتيب است.يعنی مشاهد می کنيم که در عالم يک نوع هم شکلی وهم آهنگی در ميان اشياءو موجودات و مخلوقات عالم وجود دارد،که عبارت است از نظم و توالی و ترتيب.مثال اين خاصيت:نظام عالم وجود و نظم منظومه شمسی، توالی روز و شب، توالی تابستان و زمستان و ساير فصول، مرگ بعد از تولد و امثال آن،که نمی توانيم منکر وجود اين نظم جهانی و اين توالی و ترتيب باشيم. دوم-اختلاف شکل و تنوع، که شامل سه عنصر تغير يا تحول، تباين و تنوع يا اختلا ف می باشد. يعنی می بينيم در جوف اين هم شکلی يا همراه آن همآ هنگی، اشياء و موجودات اولأ مدام در حال تحول و تغير هستند وثانيأ بين بعضی از موجودات تباين و تضاد موجود است.وثالثأ حتی در يک سنخ و يک نوع از موجودات هم اصل تنوع و اختلاف شايع است.تغيرات مشهود اشکال موجودات و اختلاف بين آنها امثله ً خاصيت دوم است. پس عالم وجود يا وجود عالم در واقع ترکيبيب است از دو خاصيت همشکلی و تنوع و به عبارت ديگر وحدت ها وتضاد ها. بر طبق اين سياق طبيعی و حقيقت مشهود، غالب مردم جهان و بخصوص متفکرين عالم بشری نيز معمولأ به دو فرقه تقسيم شده اند.جمعی حقيقت اول را مورد توجه خود قرار داده اندو حقيقت دوم را از مد نظر دور داشته اندو گروه ديگر بعکس به خاصيت دوم گرويده اندو از توجه به خاصيت اول غفلت کردند.. .مطلقگرايان و نسبتگرايان دسته اول را مطلق گرايان و دسته دوم را نسبت گرايان می گويند.اگرچه اختلاف بين اين دو دسته در بسياری از مظاهر زندگی آشکار است ولی در مسائل اخلاقی و روابط سياسی واجتماعی اين اختلاف بيشتر از ساير موارد مشهود است. دسته دوم يعنی نسبت گرايان تحت تاثير مشهودات خود نسبت به تنوعاتی که جامعه شناسان و مردم شناسان درعادات و قوانين و اشکال حکومت ملل ديده اند و نيز در تحت تاثير تغيرات طبيعت و اجتماعی که نتيجه اصل تنوع است قرار گرفته اند معتقد به اصل زير شده اندکه جوهر عقيده نسبتگرايان است، و می گويند:نمی توان يک اصل مشترک مورد قبول همهً مردم بدست آورد.بدين معنی که نسبتگرايان وجود چنين اصل مشترکی را انکار کرده اند. اما مطلق گرايان تحت تاثير مشاهدهً وحدتها و هم شکلی های و نظام علم توالی وقايع قرار گرفته و چون نمی توانند منکر اصل تنوع شوند لذا معتقد به وجود يک ايده آل يا غايت آمال يک کد اخلاقی (مجموعه نظام اخلاقی)گرديده و دررشته سياست و جامعه شناسی به وجود يک شکل حکومت خيالی اعتقاد دارندو بر اين باورند که برای مردم بهترين شکل زندگی اجتماعی را تامين می کند. از جمله ًمظاهر اين دو مکتب و اين دو حقيقت در جهان سياست و عالم روابط انسانی، مسئله آزادی فردی است در برابر قوه قهريه دولت واجتماع يعنی قدرت دسته جمعی.طبق فرضيه اول(يعنی آزادی فردی)جامعه مخلوق افراد است وبخاطر افراد بوجود آمده است. تئوری دوم برای جامعه يک موجوديت اصلی و آسمانی يا الهی يا طبيعی قائل است و فرد را مستهلک در جامعه دانسته ولذا فرد را فدای جامعه می کند.تئوری اول مخلوق فرضيه نسبی و عقيده نسبی گرايان است وتئوری دوم محصول عقيدهً مطلق گران می باشد. در نظام های ديکتاتوری کمونيستی،وناسيونال سوسياليزم آلمان هيتلری، جمهوری ناب محمدی اسلامی آقای خمينی تحت شعار:حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله، که امروز آقای خامنه ای با مقام ولايت مطلقه بر ۷۰ مليون ايرانی با قتل و زندان، شکنجه و نفی بلد شهروندان، مدت ۳۰ سال است ثروت های مادی و معنوی ملتی را به ظاهر بنام دين و معنويت به تاراج برده و می برند، همه اين جنايت های در راستای يک انديشه غلط ناشی از جهل و نادانی رهبران سياسی مذهبی است، که ملتی را به اسارت گرفته اند. هدف منتسکيو در کتاب روح القوانين متوجه سه امر زير می باشد. تعريف قانون:منتسکيو هر نوع رابطهً شيئی را با شيئی ديگر را قانون شمرده بطوريکه ملاحظه شد قانون را چنين تعريف ميکندو می گويد قانون عبارت است از رابطه شيئی با شيئی ديگر درعالم.بنا بر اين دو اصطلاح قانون ورابطه دو اصطلاح مترادف هستند.زيرا در نظر وی روابط تمام اجزاءو ذرات عالم با يک ديگر تحت يک نظم و ترتيب معين است. اين نظم به عقيده وی اتفاقی و يا دلخواه و يا برحسب حکم و امر من و شما نيست، بلکه نظمی است عقلی (راسيونل)و ايده آلی. جامعه بشری نيز مانند ساير موجودات طبيعت قائم به روابط بين اجزاء يعنی افراد آن است.ولی چون انسان صاحب دو عنصر اراده وفکر است،قانون بين افراد انسان که عبارت از همان می باشد، بيشتر ازقوانين بين ساير موجودات پيچيده و غامض هستند.و علت عدم رعايت انسان از قوانين طبيعی دو چيز است:يکی آزادی اراده در انسان و ديگری نقض دماغی وفکری انسان (بمانند نقض دماغی تمام ديکتا تور های تاريخ چون شاه و شيخ در ايران) اين دو سبب خود مانع از آن است که انسان در حد کمال زندگی کند. به عقيده منتسکيو مسائل زير در بارهً انسان محق است. مذهب و اخلاق و سياست وضع شده است. منتها در رابطه با نظام حاکم در ايران،که برای مردم فريبی و با زور و شکنجه و قتل خود را بر ملت تحميل کرده است، روحانيون حکومتی در ايران خود را به دروغ و تحميق ملت نماينده خدا روی زمين معرفی می کنند.بنا به عقيده منتسکيو قانون در جامعه يعنی يک قاعده و يا ميزان برای سنجش اعمال افراد جامعه با يک ديگر است.وآزادی سياسی و رسيدن به آن در جامعه بنا بر عقيده منتسکيو بايد بر اساسی گذاشته شود کسی از ديگری خوف و ترس نداشته باشد.منتسکيو در باره آزادی بيان وانديشه نيز بحث مفصل کرده است و آنرا ضروری و حائز اهميت می داند و می گويد:تا تواًم با عملی بر خلاف قانون يا منتهی به شورش نشده باشد وصرف حرف و بدون عمل تحريک و شورش باشد، مستوجب مجازات نيست و نبايد جرم شناخته شود. در ايران امروز بيان انديشه بخاطر ترس و وحشت استبداد مذهبی آز آگاهی توده ملت،مطلقأ وجود ندارد، برعکس تبليغ جهل و خرافات مذهبی ايجاد چاه جمکران صدها امامزاده ها با هزينه و سرمايه های ملی کاملأ آزاد و بازاراش پر رونق است.منتسکيو در اين رابطه سخن معروفی دارد، که می گويد:برای احتياجات موهوم ملت، دولت نبايد از احتياجات حقيقی ملت چيزی برداشت نمايد. (ماًخذ:تاريخ فلسفه سياسی.به قلم دکتر بها الدين پازارگاد جلد دوم چاپ تهران مصوٌر-تهران مرداد ماه ۱۳۳۶) پايان.
پاريس ۳۰ ژوئن۲۰۰۹ به قلم:
کاظم رنجبر،دکتر در جامعه شناسی سياسی.
________________________________

شکلی وحدت ها و کشف نقاط مشترک و خواص مشترک و هدف مشترک حکومت ها.
۲- کشف عواملی که موجب اختلافات و تنوعات رژيم هاو اشکال مختلف حکومت ها ست.
۳ – کشف چگونگی جمع بين اختلافات و ايجا دوحدت بين آنها،بطوريکه برای زمامداران و مقننه (قانونگذاری) ميسر می گردد و آن عوامل را به منظور تکميل هر نوع حکومت و سير دادن آن به طرف ايده آل و حد کمال تحت اراده و اختيار قرار داده و کنترل نمايد.
۱- انسان مانند نباتات و ساير موجودات، بخودی خود و بی اراده تابع اين نظام و قانون نمی شودو چون بواسطه واجد بودن فکر واراده در عمل خود آزاد است.چون و چرا و دخالت در اين نظم طبيعی و قانون می کندآوآنرا يا رد می کند، يا اصلاح می کند و يا تغير ميدهد.(به همين خاطر است که اکثريت ملت ايران امروز ولايت مطلقه فقيه را با فرياد مرگ بر ديکتاتور حتی به قيمت فدا کردن جان خود رد می کنند، ولو اينکه رهبر و دستگاه استبداد حاکم به دروغ وعدهً بهشت به ملت در آن دنيا می می دهد.درحاليکه ملت،جهنم جمهوری اسلام ناب محمدی اين دنيا را نمی خواهند. ۲- برای انسان بايد نمونهً نظام ديگری را برای رعايت قانون طبيعی بوجود آورد.مثلأ قانون عرف و امثال آن آنرا بايد وضع نمود و چنين مقرر داشت که هرکس از آن تخلف کند و رعايت ننمايد مجازات شود.سبب اين است که انسان موجود صاحب شعور و قوه دراکه و مالک هوش و شعور واراده بسهولت تابع قوانين طبعيت نمی شود.برای اينکه طبعت انسان مستلزم آن است که آزاد باشد و بهمين جهت نيز حتی قوانين موضوعه خود را می شکند.از اين جا است که سه عنصر ۱-سپاه موسوی را تهديد کرد:انقلاب مخملی را در نطفه خفه می کنيم.نقل از سايت اطلاعات نت.تاريخ ۹ ؤوئن


Absolutisme-Relativisme ۱- کشف اصول اساسی و هم ۲۰۰۹

تصوير دانشجويی که در اثر ضربات باتووم در کما هست



10 تیر 1388 12:28

۱۳۸۸ تیر ۹, سه‌شنبه

شعری از علّامه اقبال لاهوری

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما

ای جوانان عجم جان من و جان شما


غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام

تا به دست آورده ام افکار پنهان شما


مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت

ریختم طرح حرم در کافرستان شما


تا سنانش تیزتر گردد فروپیچیدمش

شعله ای آشفته بود اندر بیابان شما


فکر رنگینم کند نزد تهی دستان شرق

پاره ای لعلی که دارم از بدخشان شما


می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند

دیده ام از روزن دیوار زندان شما


حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل

آتشی در سینه دارم از نیاکان شما