۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه

عکس روز: کفش ها و ظالمان


۱۰ مهر ۱۳۸۸ | admin

دنیای ما:

اشتراس کان در ترکیه همان وضعیتی را شاهد بود که بوش رییس جمهور سابق آمریکا در عراق شاهد آن بود. رئیس IMF که به مناسبت نشست سالانه بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به ترکیه سفرکرده بود، به دعوت دپارتمان اقتصاد دانشگاه بیگلی استانبول برای دانشجویان این دانشگاه نیز سخنرانی می کرد که باپرتاب کفش از سوی یکی از دانشجویان معترض مواجه شد. عکس لحظه دستگیری دانشجوی شجاع ترک را که کفش به سوی اشتراس کان پرتاب کرده بود را نشان می دهد.

کفش ها و ظالمان….. نبرد سمبلیک مردم با عدالت ستیزان در جهان


خبرگزاری آریا- دومینیک اشتراس کان رییس صندوق بین المللی پول در ترکیه هزینه خشم مردم جهان نسبت به وضعیت نابسامان و غیر عادلانه جهان را در ترکیه پرداخت.
به گزارش سرویس تحلیل آریا؛ اشتراس کان در ترکیه همان وضعیتی را شاهد بود که بوش رییس جمهور سابق آمریکا در عراق شاهد آن بود.
در همین راستا؛خبرگزاری ها خبر دادند؛حضوردومینیک اشتراوس کان رئیس صندوق بین المللی پول/ IMF/ درترکیه، مورد اعتراض برخی مردم و دانشجویان این کشورقرارگرفت. رئیس IMF که به مناسبت نشست سالانه بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به ترکیه سفرکرده است به دعوت دپارتمان اقتصاد دانشگاه بیگلی استانبول برای دانشجویان این دانشگاه نیز سخنرانی کرد که باپرتاب کفش از سوی یکی از دانشجویان معترض مواجه شد.شیوه اعتراض این دانشجو یادآورپرتاب کفش از سوی “منتظرالزیدی “خبرنگارشبکه العراقیه به جرج بوش رئیس جمهوری وقت آمریکا در سال گذشته بود. اقدام اعتراضی که توجه افکارعمومی ورسانه های جهان رابه عمق نارضایتی مردم عراق از حضور آمریکا در کشورشان جلب کرد و این بارنیز این دانشجوی ترک با اقدام خود سعی کرد که توجه افکارعمومی جهان رابه سیاست های IMF در ترکیه جلب کند. چنانکه رئیس IMF درپایان سخنرانی خود باشعارهای اعتراض آمیز دانشجویان سالن سخنرانی راترک کرد وشماری از مردم استانبول نیز دراعتراض به برگزاری نشست سالانه صندوق بین المللی پول وبانک جهانی اقدام به برگزاری تظاهرات کردند.
دومینیک اشتراس کان رئیس صندوق بین المللی پول نیز یک هفته قبل و در آستانه برگزاری نشست رهبران گروه بیست در آمریکا هشدار داده بود که بحران مالی و رکود اقتصادی هنوز پایان نیافته ، رشد و رونق اقتصادی جهان بسیار ضعیف است و نرخ رشد اقتصادی بسیار کمتر از میانگین آن پیش از آغاز بحران مالی است.وی در ادامه خواستار تلاش کشورهای مختلف جهان برای برقراری تعادل در تجارت و سرمایه گذاری شد.
وی گفت ، کشورهایی مثل چین که دارای مازاد تراز تجاری و مالی هستند باید با افزایش هزینه و مصرف داخلی ، به رشد و رونق اقتصادی جهان کمک کنند .
اشتراس کان افزود ، کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته باید برای گسترش و موفقیت جهانی سازی اقتصادی همکاری بیشتری داشته باشند .
رییس صندوق بین المللی پول افزود ، آمریکا می تواند با افزایش نرخ پس انداز و کاهش کسری بودجه ، نقش خود را ایفا کند . چین نیز باید با افزایش تقاضای داخلی و شناور کردن ارزش یوان نقش خود را برای خروج از بحران اقتصادی ایفا کند .وی افزود :بانک های جهان باید اقدامات زیادی را برای خروج از بحران انجام دهند.
صندوق بین المللی پول در گزارش جدید خود چشم انداز نظام مالی جهانی را بهتر از آنچه قبلا پیش بینی کرده بود، ترسیم کرده است. صندوق بین المللی پول در “گزارش ثبات مالی جهانی” می گوید در نتیجه مداخله دولت ها و بانک های مرکزی، خطرهایی که نظام مالی جهانی را تهدید می کرد کاهش یافته است.
این نهاد، میزان ضررهای ناشی از بحران مالی را ۱۵ درصد کمتر از ارزیابی قبلی خود تخمین زده ولی هشدار داده است که هنوز احتمال خطر جدی وجود دارد.کل زیان بانک ها در فاصله سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ قبلا ۴ تریلیون دلار تخمین زده شده بود ولی اکنون این رقم به ۳ تریلیون و ۴۰۰ میلیارد دلار کاهش داده شده است.اگر چه این رقم هنوز قابل توجه است ولی به هر حال ۶۰۰ میلیارد دلار کمتر از رقمی است که صندوق بین المللی پول در ۶ ماه قبل تخمین زده بود.
صندوق بین المللی پول می گوید این تغییر به این دلیل است که رشد اقتصادی جهانی از آنچه قبلا تصور می شد سریع تر صورت می گیرد ، ولی این نهاد هشدار می دهد که از این بهبود نباید به عنوان بهانه ای برای تاخیر در انجام اصلاحات مالی ضروری استفاده کرد.
در گزارش صندوق بین المللی پول گفته شده که هنوز خطر وخیم تر شدن دوباره وضعیت مالی از بین نرفته و این احتمال وجود دارد که بانک ها برای تامین اعتبار مورد نیاز خود با مشکل روبرو شوند.
نویسندگان گزارش معتقدند که ترازنامه بانک ها بهتر شده است ولی این بانک ها برای حمایت از بهبود وضعیت اقتصادی هنوز به حد کافی قوی نشده اند.پیش بینی این وضعیت بر این اساس بوده که حتی اگر درآمد بانک ها در ۱۸ ماه آینده طبق انتظار افزایش یابد، این درآمد برای جبران ضرری که به این بانک ها در اثر عدم وصول طلب ها و سرمایه گذاری، وارد شده کافی نخواهد بود.
در مورد وضعیت کشورهای در حال توسعه، گفته شده که بحران مالی کاهش یافته ولی کشورهایی که محتاج به اخذ وام از خارج هستند هنوز آسیب پذیرند.
شایان ذکر است که انتشار این گزارش یک روز قبل از انتشار گزارش “چشم انداز اقتصادی جهان” توسط صندوق بین المللی پول صورت گرفته است.
انتظار می رود در گزارش چشم انداز اقتصادی جهان، نرخ پیش بینی شده برای رشد اقتصادی جهان در سال ۲۰۱۰، از دو و نیم درصد به سه درصد افزایش یابد.

نزدیک بود…..

عکس هایی از تظاهرات مردم ترکیه بر علیه نشست مشترک بانک جهانی و صندوق بین المللی پول

دنیای ما:

دومینیک اشتراوس کان، رئیس صندوق بین المللی پول از یک ضربه جانانه با کفش از سوی یک دانشجوی ترک، قسر در رفت. در عکس های پائین اشتراوس کان در حال سخنرانی در دانشگاه استامبول دیده می شود. در همان حال تظاهراتی بر علیه این نشست از سوی هزاران تظاهر کننده چه در دانشگاه این شهر و چه در خیابان ها صورت گرفت.

ازداشت اعضای شورای مرکزی و شورای تهران دفتر تحکیم وحدت

بیش از 14 نفر از از اعضای شورای مرکزی و شورای تهران دفتر تحکیم وحدت صبح امروز بازداشت شدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر این اعضا در پی جلسه امروز شورای تهران دفتر تحکیم وحدت و توسط افرادی که لباس نیروی انتظامی بر تن داشتند، بازداشت شدند.

مهدی عربشاهی، میلاد اسدی، فرید هاشمی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و نسیم سرابندی دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت در میان بازداشت شدگان هستند.

به جز 3 تن از اعضای شورای مرکزی و دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت، برخی از دانشجویان عضو شورای تهران تحکیم وحدت و اعضای انجمن های اسلامی دانشگاه های مختلف نیز جزو بازداشت شدگان هستند.

زهرا نیک پور، فواد فراهانی، هادی الم لی، عزت تربتی، مونا غفاری، حامد عزیزی، سیاوش حاتم، حمید موذن، حسین معصومی، حمید موذن و مجید عباسی از جمله دانشجویان بازداشت شده در جلسه امروز شورای تهران دفتر تحکیم وحدت هستند.


در حال حاضر و پس از مراجعه خانواده های این دانشجویان به کلانتری منطقه و پلیس امنیت، این نیروها از بازداشت های صبح امروز ابراز بی اطلاعی کرده اند.


حراج مدارس/طرح واگذاری تعدادی از مدارس به حوزه علمیه

در جهان امروز نهاد آموزش و پرورش از جمله نهادهای اجتماعی‌ست که دولت‌ها وظیفه دارند بی هیچ تبعیضی از طریق آن امر آموزش را در کشور برای همگان امکان‌پذیر گردانند. این موضوع در اصل 31 قانون اساسی ایران نیز آمده است که می گوید: "دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد". همین امر در "پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک" که ایران نیز از امضاء‌کنندگان آن است، در مواد 27 تا 29 به صراحت آمده است.


رقم ده میلیونی بی‌سوادان کشور حکایت از این دارد که نظام آموزشی ایران در این عرصه ناکاراست. با توجه به بودجه این وزارتخانه، آنجا که اعلام می‌شود، در سال گذشته هفت هزار میلیارد تومان کسری بودجه داشته، می‌توان به عمق فاجعه و ناکارایی نظام در این عرصه پی برد.

بنا بر آمار دولت در سال جاری سه میلیون و نیم کودکِ در سن تحصیل، به علل گوناگون امکان راهیابی به مدارس را ندارند، و این در حالی‌ست که 7 / 1 میلیون کودک در سطح کشور، "کودکانِ کار" هستند. یعنی این‌که، به جای تحصیل، برای ادامه زندگی، مجبورند کار کنند.

چند سالی پس از انقلاب، دولت به بهانه‌های گوناگون، خلاف قانون اساسی کشور، برای ثبت نام دانش‌آموزان دریافتِ شهریه را رسمیت بخشید. در حال حاضر شهريه هر دانش‌آموز در طول يك سال تحصيلی يك ميليون و ٨٠٠ هزار تومان است. پس از آن، تعدادی از مدارس را تحت عنوان "مدارس غیرانتفاعی" در اختیار بخش خصوصی قرار داد. در این مدارس که هم اکنون به شکل گسترده‌ای در سطح کشور فعالیت دارند، در واقع در ازای پول امکانات آموزشی بهتری در اختیار فرزندان خانواده‌های ثروتمند قرار می‌گیرد. به روایتی دیگر تبعیض بدین‌وسیله در جمهوری اسلامی سازماندهی می‌شود. امسال در ادامه همین سیاست، دولت احمدی‌نژاد برای برون‌رفت از مشکلات آموزشی کشور چاره دیگری اندیشیده است: حراج مدارس.

وزارت آموزش و پرورش اعلام داشته که قصد دارد 40 هزار مدرسه را به تعاونی‌ها واگذار کند. به موازات پخش این خبر، زمزمه "هیأت امنایی" کردن تعدادی از مدارس به گوش می‌رسد. این در حالی‌ست که شنیده می‌شود: "تفاهم‌نامه واگذاری بیش از چهار هزار مدرسه در سراسر کشور به امضای مدیر حوزه علمیه قم و وزیر آموزش و پرورش رسیده است".

اصغر عبداللهی، معاون مالی و اداری مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران، در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن اعلام این خبر، گفت: "در این تفاهم نامه که به امضای آیت الله مقتدایی به نمایندگی از حوزه علمیه و علی احمدی، وزیر آموزش و پرورش، رسید، 4 هزار و 200 واحد آموزشی در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان به مدت 5 سال به مراکز حوزوی واگذار می‌شود".(خبرگزاری مهر 22 فروردین 1388)

در همین خبر آمده است: "در این تفاهم‌نامه تأمین فضای آموزشی در قالب واگذاری مدارس، تأمین مدیر با توافق حوزه، تأمین کادر تخصصی برعهده وزارت آموزش و پرورش، تأمین محتوای دینی و فرهنگی، فعالیت‌های فوق برنامه فرهنگی و تربیتی و ارائه خدمات مانند مستخدم و تأمین هزینه‌های جاری از تعهدات حوزه است."

در پی انتشار این خبر و اعتراض به آن، وزارت آموزش و پرورش اعلام داشت که هنوز تعداد این مدارس معلوم نیست (خبرگزاری مهر 5 اردیبهشت). معاون مالی و اداری "مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران" اما با تأیید این خبر، تأکید کرد که آموزش و پرورش تعدادی از مدارس کشور را در اختیار نهادهای دیگری نیز قرار داده است: "با امضای این تفاهم نامه، امکان واگذاری مدارس آموزش و پرورش به نهادهای مختلف حوزوی مانند مرکز مدیریت خواهران و برادران، جامعه المصطفی‌العالمیه و دیگر نهادهای حوزوی فراهم شده است"

چندي پيش رئيس دانشگاه آزاد اسلامی به‌عنوان تنها راه‌حل بالا بردن كيفيت آموزشي در مدارس گفت: "آموزش و پرورش راهی جز واگذاری امور مدارس به بخش غيردولتی ندارد." (روزنامه فرهیختگان 23 شهریور 88)

با این حساب می توان تصور کرد، با اجرای این طرح، در سال تحصیلی جدید بیش از صدهزار دانش‌آموز به مدارسی خواهند رفت که در آنجا مقررات اسلامی شدیدتری به نسبت مدارس دیگر اعمال خواهد شد. دولت احمدی‌نژاد بدین‌وسیله امر آموزش و پرورش را در کشور بیش از پیش به ایدئولو‌ی اسلام شیعی خواهد آراست. شیرزاد عبدالهی، کارشناس آموزش و پرورش، در رابطه با این طرح در مصاحبه با رادیو آلمان می‌گوید: "می‌توان حدس زد که بحث کوتاه‌تر شدن طول تحصیل دختران، سن بلوغ دختران که باید زودتر به مدرسه بروند و زودتر تمام کنند تا به ازدواج و زندگی برسند، با این مسئله بی‌ارتباط نباشد. اصولاً در سال‌های اخیر غلظتِ این طرح‌ها زیاد شده".

متأسفانه تاکنون اذهان عمومی از واقعیت طرح واگذاری مدارس و این‌که چه اهدافی در پسِ پنهان آن نهفته، اطلاعی ندارد. آن‌چه اما معلوم است این‌که، رژیم طی سه دهه گذشته امر قدسی و مابعدالطبیعی دینی را در ایران به ایدئولوژی تبدیل کرده و سامانه نوینی را در تحولات سیاسی- اجتماعی و اقتصادی کشور پی ریخته است. فضای دینی کشور در این مدت گسترده‌تر شده، مکان‌های دینی را پشتِ سر گذاشته و نهادهای غیردینی را نیز در بر گرفته است. تصرفِ محیط آموزشی مدارس نیز در همین رابطه قابل بررسی است.
شهرزادنیوز


ادامه نگهداری دو تن از بازداشت شدگان تجمع بهشت زهر ادر بند 209

کبری زاغه دوست و همسرش اشکان اسکندری، که در جریان مراسم چهلم شهدای حوادث پس از انتخابات توسط ماموران وزارت اطلاعات در بهشت زهرا بازداشت شدند، با وجود گذشت دو ماه همچنان در بند 209 و در شرایط بلاتکلیفی به سر می برند.

گفته می شود، اشکان اسکندری پس از بازداشت و به محض ورود به بند 209، شعارهایی علیه محمود احمدی نژاد سر داد که موجب ضرب و شتم شدید وی از سوی مأموران و نگهبانان بازداشتگاه شد. وی همچنین از زمان بازداشت تاکنون در سلول انفرادی نگهداری می شود و با وجود وضعیت نامناسب روحی و روانی، از انتقال او به بند عمومی جلوگیری می شود.طبق اخبار رسیده، وی در چندین نوبت به شدت از سوی بازجویان و نگهبانان بند مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، به طوریکه در اثر شدت جراحات وارده، وی روز گذشته از بند 209 به بیمارستان طالقانی تهران انتقال یافت و مورد مداوا قرار گرفت.

اخبار رسیده حاکی است، اشکان اسکندری به صورت مستمر و هر روزه، با فریاد و گریه، خواهان انتقالش به سلول های عمومی می شود، با این حال تاکنون، درخواست های متعدد او و همسرش مورد بی توجهی قرار گرفته است.

شمار بازداشت شدگان ماههای گذشته در تهران به صورتی است که هم اکنون بندهای امنیتی زندان اوین از جمله بند 209، 240 و بند 2 -الف با کمبود مکان برای نگهداری زندانیان مواجه شده اند. بسیاری از افرادی که در جریان تجمعات و اعتراضات بازداشت شده اند، طی این مدت به بندهای عمومی زندان اوین انتقال یافتند. اکثریت افراد بازداشت شده در تجمعات، پس از سپری کردن چند هفته در زندان با قرار وثیقه آزاد شده اند، با این وجود، ادامه نگهداری کبری زاغه دوست و اشکان اسکندری با توجه به عدم وابستگی حزبی و سیاسی آنان، موجبات تعجب و اعتراض خانواده هایشان را فراهم کرده است.

کمیته گزارشگران حقوق بشر

۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

فریاد مرگ بر دیکتاتور در دانشگاه آزاد

با شروع سال تحصیلی جدید موجی از اعتراضات دانشجویان علیه کودتاچیان آغاز شده است.



سه شنبه هفتم، مهر جشن تولد مهندس میر حسین موسوی بهانه ای شد تا دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز هم صدا با دیگر دانشجویان اعتراض خود را به روند وقایع اخیر نشان دهند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در حدود ساعت دوازده ظهر با حضور صدها تن( هفتصد تا هشتصد نفر) از دانشجویان در محوطه دانشکده فنی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز و پخش شیرینی بین دانشجویان تجمعی به بهانه سالروز تولد مهندس میر حسین موسوی و به منظور پاسداشت ایستادگی ایشان و در حالیکه دانشجویان نماد های سبز داشتند و شعار «رئیس جمهور ملت،تولدت مبارک» و «یا حسین،میر حسین» سر می دادند آغاز شد.

با طنین افکن شدن صدای شعار ها دانشجویان بیشتری به این مراسم پیوستند.

این مراسم با شعار های «مرگ بر دیکتاتور»،«ای دولت کودتا،استعفا استعفا»،«موسوی زنده باد،کروبی پاینده باد»در حدود یک ساعت ادامه یافت.

همچنین عوامل حراست دانشگاه چندین بار سعی در پراکنده نمودن دانشجویان نمودند که حضور پر شور دانشجویان تلاش ایشان را ناکام گذاشت.

در انتها نیز دانشجویان با خواندن سرود های «ای ایران» و «یار دبستانی» به کار خود پایان دادند.

گفتنی است همزمان مراسم مشابهی نیز در دانشکده حقوق و دانشکده علوم انسانی واحد تهران مرکز برگزار گردیده است که حراست اقدام به برخورد و احضار تنی چند از دانشجویان و ممانعت از ورود برخی از دانشجویان نموده است.

بیش از این و در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری(در روز سیزده خرداد) بسیج دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز اقدام به ضرب و شتم دانشجویان طرفدار دو کاندیدای اصلاح طلب نموده بود که منجر به بستری شدن چهار تن از دانشجویان گردید.

اخیرا نیز سردار فضلی در اظهار نظری بی سابقه دانشگاه آزاد را از عوامل آغاز آنچه وی اغتشاشات می خواند دانست.

فیلم های تجمع و مراسم برگزار شده در دانشگاه آزاد را در لینک های زیر ببینید:

http://www.youtube.com/watch?v=gCExZSmB6fM
http://www.youtube.com/watch?v=1jXXMp-93F0
http://www.youtube.com/watch?v=1lgNEckVTAk
http://www.youtube.com/watch?v=gCExZSmB6fM&feature=player_embedded
http://mowjcamp.com/article/id/38917
http://www.youtube.com/watch?v=X0LeVAwuA0Q
http://www.youtube.com/watch?v=hrg2mpBi8gg
http://www.youtube.com/watch?v=npjwBi5fb0g
http://www.youtube.com/watch?v=oiwH9M0y1Ow
http://www.youtube.com/watch?v=QQ--c105byQ



سالگرد شهادت جانکاه صمد بهرنکي معلم کودکان سرزمين ما


قضیه تجزیه یِ «جنبش سبز»

مهر ۱۳۸۸ •

safe_image
در اینکه مردم دمکراسی را از انقلاب می آموزند شکی نیست. اگر هنوز کسی در مورد صحت این حکم شک دارد بهتر است نگاهی به آنچه که در «جنبش سبز» در حال شکل گیری است بیاندازد.
در روزهای اول مبارزات مردمی علیه کودتاچیان، هنگامیکه هنوز امیدی به تحقق شعار «رأی من کو؟» باقی مانده بود، و تا مدت ها پس از آن، توده هایی که خود را با «جنبش سبز» معرفی می کردند تعصب و حساسیّت زیادی به «رهبری» موسوی و گفته هایش داشتند. به حدی که هر کس در انتقاد از او و یا سیاست هایش حرف می زد، بصورت خودکار از اردوگاه کودتاچیان به حساب می آمد. با اینکه مردم در کوچه ها و خیابان ها در درگیری با نیروهای حکومتی پا را از روش «عدم خشونت» رهبران اصلاح طلب فراتر می گذاشتند و در مقابل دشمن، شعارهایی رادیکال تر از «الله اکبر» و «رأی من کو؟» می دادند، اما «جنبش سبز» بدون رهبری موسوی برایشان غیر قابل تصور بود. آنها به حدی شیفته یِ «مقاومت» موسوی در مقابل کودتاچیان و «نظام دیکتاتوری» شده بودند که متوجه نواسانات اصلاح طلبان و حرف های ضد و نقیض و تمایلات سازشکارانه شان با همین کودتاچیان و دیکتاتورها نمی شدند. ایشان تا حدی در رویای اصلاح پذیری افراد و عناصر درون حکومتی فرو رفته بودند که حاضر شدند در پشت هاشمی رفسنجانی نیز نماز بگذارند و تغییر موضع و هدفش را باور کنند. اما، مبارزات انقلابی ایشان در خیابان و نظاره یِ رفتار وحشیانه یِ حکومتیان برای حفظ قدرت، و ناتوانی اصلاح طلبان در تحقق بخشیدن به شعارها و اثبات متوهمانه بودن ادعاهایشان و نهایتاً عقب نشینی ایشان از «جنبش سبز» به «راه سبز امید» و روشن شدن جدایی راهشان از خواسته یِ تحقق حقوق دمکراتیک مردم به «قانون اساسی» حکومتی، چشمانشان را نیمه باز کرد و چرخشی در جهت الویت دادن به خواسته هایشان به جای اصرار در رهبری موسوی را باعث گشت. در روز قدس، این چرخش بیش از هر زمان دیگری خود را ظاهر ساخت تا حدی که، اصلاح طلبان برای توجیه اعمال مردم و اعلام برائت خویش به دیگر سران حکومت مطلقه جمهوری اسلامی، مجبور به اعترافاتی شدند که تا دیروز سعی در پنهان داشتنش از مردم می کردند. این اعترافات بر خلاف اعترافات اصلاح طلبان زندانی، در شرایط بازداشت شکنجه گرفته نشده بود، بلکه در شرایط آزادی و برای نشان دادن نزدیکی خود به دیگر جناح های حکومتی بیان گشتند. در گزارشی از سایت «آینده»، وابسته به اصلاح طلبان حکومتی می خوانیم: « در حالی که برخی شعارهای تند در راهپیمایی روز قدس از سوی برخی که خود را حامی موسوی و عضو جنبش سبز معرفی می‌کردند، باعث نگرانی برخی دلسوزان کشور شده، میرحسین موسوی اخیرا در متنی درباره درافتادن حرکت معترضان در دام ساختارشکنی‌های خطرناک هشدار و درباره حرکت خود توضیحاتی داده است: … هدف دیگر از این بیانیه و نیز بیانیه ها و حرکات قبلى این است که‏ ‏تکاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى بماند و در دام ساختارشکنى هاى‏ ‏خطرناک نیفتد. … ما نمى توانیم براى خوش آمد کسانى‏ ‏که نمى توانند این خطر را ببینند، وظیفه خود را در پیشگیرى از آن فراموش‏ ‏کنیم ، کما این که نمى توانیم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته هاى به‏ ‏حق مردم و بازگو کردن آن در گفته هاى خود از آنان دعوتى براى آرامش‏ ‏داشته باشیم.»
تا اینجا اعتراف به تغییر در جهت «رهبران» جنبش سبز را نشان دادیم. آنچه که از آغاز برای فعالان «ندای سرخ» روشن بود، این نکته ظریف بود که هیچکس از قانون مثبته یِ علم مبارزه یِ طبقاتی مستثنی نمی باشد. از یکسو مردم، تا زمانیکه به مبارزات انقلابی خود ادامه می دهند، روز به روز به خواسته ها و منافع خود آگاه تر می شوند، و از سوی دیگر، اصلاح طلبان حکومتی نیز در سرحد منافع طبقاتی خود باز می مانند. پس تجزیه «جنبش سبز» بمثابه یِ یک حرکت مردمی از «رهبران» اصلاح طلبش، امری ناگزیر بود که اینک در حال عینی شدن است. به گفتگوی چند تن از توده های «جنبش سبز» توجه کنید:

« اولی:کاملن موافقم. نکته اصلی اینه که هیچ کس نمی تواند برای همیشه یک رهبر باقی بماند. رهبران مردم همیشه در رابطه با خواسته های زمانی مردم تعویض میشن. حتی موسوی و کروبی هم رهبران همیشگی نیستند و زمانی فرا می رسد که اگر آنها خود را با تحولات در جامعه تطبیق ندهند و رشد نکنند تبدیل به سد در برابر پیشرفت جامعه بشوند و از طرف مردم کنار زده شوند. پس هیچ رهبری در سیستم دمکراتیک برای همیشه رهبر باقی نمی ماند و فضا همیشه برای کسانی که بهتر و کارامدتر ند باید باز باشد.
دومی:کاملا موافقم .شاید اگر خواست های ما روزی فراتر رفت از رهبرانمون هم گذر کنیم و خاصیت این جنبش اینه که رهبرهاش خودشون رو با اعضای جنبش تطبیق میدن نه برعکس
سومی:خاصیت این جنبش اینه که به شخص خاصی وابسته نیست و یک جنبش هرمی نیست بلکه یه جنبشه دواره مثل یه استوانه و هر کس نقش خودش و فقط خودش رو در به وجود آوردن این استوانه ایفا میکنه
چهارمی:کاش اینطوری بود چون به نظر من اینگونه که می بینیم خیلیها دارند به صورت هرمی موسوی و کروبی را در سر هرم قرار می دهند. شما از معدود کسانی هستید که من در بالاترین می بینم از جنبش سبز اینگونه یاد می کنید. جای آفرین دارد.پاینده باشید» (سایت بالاترین – بت نسازیم که فردا مجبور به شکستنش شویم – http://balatarin.com/permlink/2009/9/20/1764655 )

این چند نفر در این عقیده تنها نیستند. در زیر این مطلب جمعاً ۱۰۹ نظر جمع شده است که تماماً به اجماع همین نظرات را تأیید می کردند. تمامی آنانی که تا دیروز نمی شد در مقابلشان از ابروی بالای چشم موسوی حرف زد. البته در زیر مطلب موسوی در سایت «آینده» نیز نظرات تأییدی جمع شده است. که بیانگر ایجاد شکافی بیشتر در این جنبش است. اگر به یاد داشته باشید ما در مطلب دیگری با عنوان «در جنبش سبز چه خبر است؟» صحبت از ریزش محبوبیت موسوی به دامن طرفداران کروبی صحبت کرده بودیم. اما روند ریزشی جدید با آنچه در آن مطلب نشان داده بودیم، از لحاظ ماهوی کاملاً متفاوت است. آن ریزش نشانی از توهم زدایی نداشت. توده های جنبش سبز در حال ریزش از یک اصلاح طلب به دامان دیگری بودند. اما این بار نشانه های بسیاری از توهم زدایی و آگاهی از جدایی خواسته های مردمی از اصلاح طلبان حکومتی و ایجادِ اعتماد به نفسی انقلابی دیده می شود. وظیفه یِ ما انقلابیون کمونیست است که این جریان ریزشی را تقویت کرده و در سمت و سوی انقلابی و خودباوری مردم تا حد باور به توان حاکمیت شان از طریق شوراهای محل اشتغال و زندگی یاری دهیم.

سرنگون باد حکومت سرمایه داری جمهوری اسلامی
نان،مسکن،آزادی – جمهوری شورایی

رامین رحیمی، چهارشنبه ۴ مهرماه ۱۳۸۸
انتشار از «ندای سرخ» وابسته به گروه «بسوی انقلاب»

تازه یادشان افتاده که مردم آرسنیک و سرب می خورند!

رسوایی برنج

عصرایران - روز گذشته اداره کل استاندارد و تحقیقات صنعتی استان تهران اعلام کرد که 13 نوع برنج خارجی که هم اکنون بر سر سفره های مردم است، غیراستاندارد، مسموم و غیرقابل مصرف تشخیص داده شده اند.

این در حالی است که برخی از این برنج ها از مدت های پیش در بازار ایران به فروش می رسند و حتی انواعی از آن مانند برنج محسن، رکورددار تبلیغات تلویزیونی هم بوده اند به گونه ای که حتی کودکان خردسال نیز با این "برند" آشنا هستند.

حال این سوال مطرح است که چرا ابتدا این برنج ها وارد کشور می شوند، در شبکه توزیع قرار می گیرند، از تریبون های رسمی مانند صدا و سیما تبلیغ می شوند و پس از آنکه میلیون ها نفر از این محصولات خریداری کردند و خود و خانواده هایشان از جمله کودکان معصوم از این برنج های آلوده خوردند، آقایان تازه به یادشان می افتد که ای داد بیداد! این برنج ها مسموم هستند و از جمله آلوده به ماده سمی آرسنیک و سرب اند؟!

در این باره نکات زیر متبادر به ذهن است:

1- مسوولان وزارت کشاورزی، بازرگانی و استاندارد و ... در خواب تشریف داشته اند و نمی دانسته اند که چنین برنج هایی از مبادی رسمی کشور وارد شده و به سفره های مردم راه پیدا کرده اند.
آنها اکنون از خواب زمستانی بیدار شده و ناگهان دیده اند که ای دل غافل! میلیون ها ایرانی در حال تزریق تدریجی آرسنیک و سرب به خود هستند. بنابراین، به فکر چاره افتاده اند که جلوی ضرر را از هر کجا بگیری منفعت است!

2- مسوولان مرتبط با واردات مواد غذایی به کشور و کنترل کیفی آنها، رسماً و بی تعارف ، "بی کفایت و بی عرضه" هستند که این حجم انبوه از برنج های آلوده و غیرقابل مصرف وارد کشور می شود و در بوق و کرنا برایش تبلیغات رسمی می شود ولی آقایان کک شان هم نمی گزد؛ شاید آنها هم قائل به این نظریه باشند که آنچه در این مملکت زیاد داریم، "آدم" است و چه اشکالی دارد تعدادی از آنها بر اثر عوارض ناشی از این برنج ها، سرطان بگیرند و بمیرند!
سالانه 5-24 هزار نفر در جاده های کشور کشته می شوند و آب از آب تکان نمی خورد؛ این چند نفر قربانی برنج های خارجی هم رویش!

3- اگر این برنج ها واقعا آلوده هستند و مسوولان تا همین دیروز درباره اش ساکت بودن، لابد ریگی به کفش شان هست والا چه دلیلی وجود داشته است که این همه مدت لام تا کام حرف نزنند و بناگهان این برنج ها را غیرقابل مصرف و غیراستاندارد معرفی کنند؟ همان برنج های قدبلندی که تا دیروز در تبلیغات رسمی، در سفره های ایرانی سربلند بودند به قول آن تیزر تلویزیونی "کارشان را خوب انجام می دادند" و یک و نیم سانت هم قد می کشیدند! و جالب اینجاست که چقدر هم روی سالم بودن شان تاکید می شد که این ها لکه های سیاه ندارند و چه و چه!

4- آیا مردم حق ندارند شک کنند که وارد کنندگان این برنج ها چون برخی حق و حقوق ها را نداده اند، دچار غضب شده اند؟
البته کسی را متهم نمی کنیم ولی سوابق درخشانی در این باره در اذهان مردم وجود ندارد. چند سال پیش، چای های خارجی مانند چای احمد را هم مشمول چنین اتهاماتی کردند که" آی مردم! این چای ها غیربهداشی است و ... " و بعد از ان بوق و کرناها هم طبیعتاً مردم انتظار داشتند از عرضه چای های مذکور جلوگیری شود اما پس از مدتی غائله ختم به خیر شد و بدون آنکه صدایی از مسوولان بلند شود، همان چای های خارجی که غیربهداشتی نامیده می شدند دوباره بر ویترین فروشگاه ها نشستند و روز ار نو روزی از نو و کسی هم متوجه نشد که آن پشت پرده چه اتفاقاتی افتاد که ورق برگشت!

اما اشخاص حقوقی که باید پاسخگو باشند:

1- گمرک ایران

این برنج ها بر پشت اسب و قاطر و از پشت کوه های قاچاق وارد کشور نشده اند بکله از مبادی رسمی آمده اند. اگر کسی بخواهد وسیله ای کوچک وارد کشور کند و آن وسیله دفترچه راهنما داشته باشد که در آن دفترچه راهنما، یک سری عکس وجود داشته باشد، گمرک جنس را متوقف می کند تا صاحب کالا درباره آن عکس ها از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کسب مجوز کند.

سوال اینجاست که وقتی برای چنین چیزهای کوچکی چنان سختگیری های بزرگی می شود، چگونه میلیون ها تن برنج وارد می شود بدون آنکه استانداردهای لازم را به گمرک ارائه کرده باشد؟

2- وزارت بازرگانی

مسوول تهیه و توزیع اقلام اساسی در کشور، وزارت بازرگانی است و مسوولان این وزارتخانه باید پاسخگوی این حجم انبوه از واردات باشند که متاسفانه سالم و استاندارد هم نیستند.

3- وزارت کشاورزی

نظارت بر ورود محصولات کشاورزی و کیفیت آنها با این وزارتخانه هم هست. این وزارتخانه همچنین به عنوان حافظ منافع کشاورزان ایرانی نیز کوتاهی کرده است و در حالی که انبارها، آکنده از برنج های تولید کشاورزان ایرانی است، برنج های نامرغوب هندی و پاکستانی در بازار کشور رژه می روند.

4- صدا و سیما

صدا و سیمایی که مدعی است کالاهای غیراستاندارد را تبلیغ نمی کند، چه شده است که وقتی پای ارقام میلیونی به میان می آید، بی خیال استاندارد و سلامت مردم می شود و اجازه می دهد سموم خارجی، به نام برنج دانه درشت، بر سر آنتن ها قد بکشد؟

5- موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی

همین که این موسسه بعد از مدت های مدیدی گزارش غیراستاندارد بودن برنج ها را داده است، نشانگر آن است که تاکنون در این عرصه کوتاهی داشته است.

6- ... .

*می خواستم این نوشته ها با سخنی در باب که چه کسی خسارت های وارد شده به مردم در خصوص این موضوع را جبران خواهد کرد که از آن منصرف شدم زیرا به خود گفتم: مرد حسابی! تا حالا کدام خسارت وارد شده به مردم را جبران کرده اند که این دومی باشد؟!