تصویر نگاتیو شده تا چهره ها شناسایی نشوند
http://www.youtube.com/watch?v=IXwALQ7VSxI&feature=player_profilepage
http://www.youtube.com/watch?v=29iQiyDRmA4&feature=player_profilepage
همچنان به شيوه سالهای گذشته راهمان ادامه خواهيم داد: ـ آگاه نمودن خلق ازمواضع ضد خلق! ـ ايجاد فضای دوستانه بين ديدگاههای مختلف در درون جبهه خلق ـ بدون هيچگونه گذشت و چشم پوشی درافشای مواضع گذشته و حال ضد خلق! ـ تسليم شانتاژ، تهديد ، توهين و ناسزا و۰۰۰ نخواهيم شد که اين شيوه"شاهان منحوس" و"شيخان ملعون" است.
سعید مرتضوی، معاون دادستان کشور و دادستان سابق عمومی و انقلاب تهران، اعلام کرد که بازداشتگاه کهریزک در اختیار نیروهای نظامی و انتظامی و در حوزه قضایی شهر ری بوده است. به گفته او، تخلفهای احتمالی صورت گرفته در آن بازداشتگاه ارتباطی با دادستانی تهران نداشته است.
سعید مرتضوی در مصاحبه با سایت «پرچم»، از سایتهای هوادار محمود احمدینژاد، کشته شدن برخی از بازداشتشدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری در کهریزک را رد کرد.
وی انتقال بازداشتیها از سایر زندانها به کهریزک را عامل «درگیری و ضرب و شتم» دانست و موضوع تجاوز به زندانیان و یا هر گونه تعرض در این بازداشتگاه را تکذیب کرد.
سعید مرتضوی همچنین با رد بحث تعلل از طرف او در تعطیلی بازداشتگاه کهریزک، این زندان را قانونی و رسمی نامید.
نسرین ستوده، حقوقدان و فعال حقوق بشر در تهران، در گفتوگو با رادیو فردا در مورد این سخنان سعید مرتضوی میگوید: «آقای مرتضوی باید اعلام کند که به چه مجوزی بازداشتگاه کهریزک در اطراف تهران افتتاح شده و چرا به کار خود ادامه میداده و با چه مجوزی بازداشتشدگان به آنجا منتقل شدهاند. حرف بر سر این است که بازداشتگاه کهریزک توسط عوامل خودسر اداره میشده که این مسئله بعید به نظر میرسد، اما طبق قانون تمام کسانی که در افتتاح و ادامه فعالیت این بازداشتگاه نقش داشتند و همچنین دادیاران و بازپرسانی که دستور انتقال بازداشتشدگان را به این مکان میدادند و در رأس آنها دادستان تهران، باید پاسخگو باشند».
رادیو فردا: سعید مرتضوی اعلام کرده که بازداشتگاه کهریزک در اختیار نیروهای انتظامی و نظامی بوده و در حوزه قضایی شهر ری قرار داشته، پس اگر تخلفی در این بازداشتگاه صورت گرفته است ارتباطی به دادستانی تهران ندارد. به نظر شما این صحبت درست است؟
در نظر داشته باشید که تمام نیروهای انتظامی زیر نظر ضابطین قضایی انجام وظیفه میکنند و هیچ افسر، درجهدار و مسئول نیروی انتظامی بدون دستور مقام قضایی دست به کاری نمیزند.
اگر مسئولان انتظامی بدون دستور قضایی تخلف کرده اند باید پاسخگو باشند، اما در پروندههای متعدد از جمله خانم سیده عاطفه نبوی، آقای آدرین جلالی و آقای عبدالفتاح سلطانی بازداشت افراد با ارائه کپی دست خط آقای سعید مرتضوی صورت گرفته است.
تمام این بازداشتها غیرقانونی بوده ولی آقای مرتضوی درهمین مصاحبه گفته انتقال به کهریزک به دلیل ازدحام بازداشتشدگان صورت گرفته است. اشکال درست در همین جا است، یعنی اگر مقررات آیین دادرسی کیفری به درستی رعایت شود اصلاً بازداشت فلهای افراد صورت نمیگیرد.
وقتی در بحبوحه اعتراضات، به دادگاه انقلاب مراجعه میکردیم قضات آنجا گاهی حرف از سه هزار بازداشتی میزدند و گاه شش هزار و حتی تا ۱۳ هزار بازداشتی. طبیعی است در بازداشت فلهای انسانها، کلیه اصول حقوق بشری و حقوق قانونی آنها نادیده گرفته شود و همه دست اندرکاران قضایی و در رأس آنها آقای مرتضوی باید به این تخلفات قانونی پاسخ دهند.
سعید مرتضوی در مصاحبه اخیر خود گفته کسی در بازداشتگاه کهریزک کشته نشده است. با توجه به اظهارات خانواده روحالامینی و جوادیفر، شما فکر میکنید کدام یک از این گفتهها درست است؟
طبق قانون، مسئولیت جان افراد و رعایت شئون انسانی آنها بعد از بازداشت با مسئولان قضایی و مسئولان زندان است. اگر آقای مرتضوی مدعی است اینها هنگام بازداشت زخمی بوده و در معرض مرگ قرار داشتهاند، اصلاً ایشان حق بازداشت افراد در چنین شرایطی را نداشته و مسئولان ذیربط وظیفه داشتند فوراً افراد زخمی را به بیمارستان برسانند. خود این عمل مباشرت در قتل است و باید نسبت به آن پاسخگو باشند.
مسئله دوم این است که هرگز سؤال نمیکنند چه کسی باعث قتل یک فرد در زندان شده است، چون ضابطین قضایی و مسئولان زندان مسئولیت جان زندانیان را بر عهده دارند، صرف نظر از این که فرد زخمی است یا مورد شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفته است. تحت هر شرایطی مسئولیت جان افراد زندانی به عهده مسئولان زندان و ضابطان قضایی است.
اظهارات آقای مرتضوی از اساس نادرست است، چون مسئولیت خود را در حفظ جان زندانیان انکار میکند.
بهروز کارونی
فریبا پژوه روزنامهنگار و وبلاگنویس در زندان اوین تحت فشارها مداوم بازجوییهای طولانی مدت قرار دارد.
فریبا پژوه روزنامهنگار و وبلاگنویسی که از دو ماه گذشته تا کنون در زندان اوین به سر می برد، تحت فشارهای مختلف برای اعترافگیری و پروندهسازی قرار دارد. این روزنامهنگار که نیمی از این مدت را در سلول انفرادی بوده، همچنان با قرار بازداشت موقت در زندان به سر برده و تحت بازجویهای طولانی و مداوم است.
رضا پژوه پدر این روزنامهنگار در گفتوگو با خبرگزاری هرانا از ملاقات امروز با فریبا پژوه در کابین ملاقات و از پشت شیشه در زندان اوین خبر داده است. به گفته آقای پژوه وضعیت روحی دخترش رضایتبخش نبوده و موجب نگرانی وی و همسرش شده است.
مینا جعفری وکیل فریبا پژوه در مورد آخرین وضعیت پروندهی وی به هرانا گفت «فریبا همچنان در بازداشت موقت است. در مورد فریبا در بازپرسی شعبه سوم با بیگی بازپرس پرونده دیدار داشتهام که تا حدودی قول همکاری دادهاند. حتا از احتمال آزادی وی در هفتهی آینده نیز خبر داده شده است. اما فریبا همچنان در بازداشت موقت است و فشارهای گوناگونی را تحمل میکند. با گذشت این مدت همچنان بازجویی میشود و اعلام میشود که پرونده در مرحلهی تحقیقات است. برای همین من تاکنون ملاقاتی با وی نداشتهام و نتوانستهام پروندهی وی را بخوانم.»
جعفری در مورد فشارهای وارد بر فریبا با ابراز تاسف میگوید «نمیدانم چرا این فشارها صورت میگیرد. در ملاقات امروز فریبا با خانوادهاش هم این قضیه مشخص بوده است. این فشارها بدون شک بر روی جوانان ما تاثیر میگذارد. آنها بعد از زندان هم با این مشکلات مواجه خواهند و شرایط را برای آنها سخت میکند.»
جعفری در مورد اتهام پژوه میگوید «هنوز به طور رسمی اتهام برای او عنوان نشده است. ولی اتهامات امنیتی در پروندهی وی مطرح شده است که نمیتواند صحیح باشد. به هر حال امیدواریم که فریبا پژوه هر چه زودتر آزاد شده و از این فشارها رهایی یابد.
در پی فروش بزرگترین معدن سرب و روی خاورمیانه به یکی از شرکت های وابسته به بسیج از یکی از فرزندان مرحوم مهندس مرتضی رستگار بنیانگذار این معدن در این مورد مصاحبه ای کرده ایم که در پی می آید.
آیا خانواده ی رستگار از این فروش و مزایده مطلع شده بود؟
به هیچ وجه ما خبر نداشتیم.
آیا خانواده ی رستگار از این معامله راضی هستند؟
خیر. ما زمانی که چند ماه قبل زمزمه های مزایده ی این معدن می شد اقداماتی انجام داده و نارضایتی خود را به آنها منتقل کرده بودیم.
چگونه این معدن را از پدر و خانواده ی شما گرفتند؟
به صورت کاملا غیرقانونی، چون استنادشان ملی کردن اموال بر طبق قانون توسعه و حفاظت صنایع بود که به تصویب شورای عالی انقلاب رسیده بود ولی بر طبق همان قانون نادرست هم حق نداشتند که اموال خانواده ی رستگار را بگیرند؛ چون این معدن هیچ بدهی بانکی و دولتی نداشت و هیچ مدرکی دال بر تحصیل مال نامشروع و ارتباط با خانواده ی سلطنت هم وجود نداشت.
پس چرا اعتراض نکردید؟
چرا تا چند سال مرتبا پدرم و ما به مراجع مختلف قضائی و دولتی مراجعه و اعتراض و شکایت میکردیم. آقای موسوی اردبیلی که رئیس دیوان عالی کشور بود بایستی خاطرشان باشد که پس از بررسی های طولانی جواب قانع کننده ای برای ما نداشتند. حتی در شورای انقلاب هم شکایت پدرم از طریق دادستانی کل انقلاب مطرح شد و نمایندگان شورای انقلاب گزارش خیلی مثبتی در مورد پدرم تهیه و به شورا ارائه کردند ولی در جو آن روزها نتیجه ای نداشت.
آیا بر طبق بند الف و یا ب اموال شما ملی شد؟
نمی توانست چنین باشد چون این بندها مربوط به وابستگان به خاندان سلطنت و دربار و سوءاستفاده کنندگان اموال دولتی و بدهکاران بانکی بود و خانواده ی ما هیچکدام از این شرایط را نداشت حتی زمان انقلاب. پدرم از شرکت مبلغ هفتادوسه یا هفتادوچهار میلیون تومان طلبکار بود ضمن آنکه یک ریال بدهی دولتی و بانکی هم نداشتیم چون پدرم اعتقاد به وام گرفتن نداشت و تا سال هزار و سیصد و شصت و یک هم مرتبا به وزارت صنایع و معادن و مراجع قضائی مراجعه و دادخواهی میکرد ولی ظاهرا گوش شنوایی وجود نداشت.
رابطه پدر شما با شرکت پس از ملی شدن چگونه بود؟
مرتبا پدرم با مسئولین شرکت تماس داشت و راهنمایی های لازم را به آنها می کرد به طوریکه با هزینه ی خودش نمونه ها را به خارج از کشور برای آزمایشات خاص میفرستاد و نتیجه اش را با مسئولین شرکت میفرستاد و تا قبل از فوتش هم مدیران و مسئولان کشور با ایشان تماس داشتند و از راهنماییها و مشورت های ایشان استفاده می کردند حتی یک بار به دیدن ایشان در کانادا رفتند و از ایشان دلجویی و قدردانی کردند.
آیا تاکنون اموالی از خانواده شما را به شما بازگردانده اند؟
به هیچوجه چه اموالی که به عنوان معدن و کارخانه و شرکت که به عنوان ملی کردن ضبط کردند و چه منزل و اموال شخصی و خصوصی و اسباب و لوازم منزل و جهیزیه مادرم و دامادها و عروس های خانواده، همه را ظاهرا مصادره کرده و بدون بررسی و تحقیق و تشکیل دادگاه ما را از تمامی حقوقمان محروم ساختند.
تقاضایتان در صورت توجه مسئولان چیست؟
این معدن جزء اموال خانواده ما است که در درجه ی اول تقاضا داریم که این معامله باطل شود؛ به دو دلیل که یکی فروش مال غیر و دوم فروش بر اساس قیمت غیرواقعی آن است. زیرا الان اگر چنین واحدی بخواهد ساخته شود حداقل 34 میلیارد دلار هزینه ماشین آلات و تاسیساتش است و این غیر از ارزش معدن انگوران است که در جهان کم نظیر و غیر قابل ارزش گذاری است. خانواده ی رستگار از هر شخصیت حقیقی و حقوقی دیگری صالحتر به اداره و مالکیت این معدن است زیرا یک واحد اقتصادی بزرگ است که چند هزار خانواده از آن ارتزاق میکنند که اکثریت قریب به اتفاق آن افراد زحمتکش و دلسوز هستند و هم ما به این خانواده علاقه داریم و هم آنها به خانواده رستگار عشق می ورزند.
بنابه گزارشات رسیده از بند 6 زندان گوهردشت کرج ، زندانی بهنود شجاعی همراه با 3 زندانی دیگر برای اجرای حکم اعدام به زندان اوین منتقل شدند.
صبح امروز سه شنبه 27 مرداد ماه بهنود شجاعی همراه با 3 زندانی دیگر از بند 6 زندان گوهردشت خارج و به زندان اوین جهت اجرای حکم اعدام انتقال داده شدند. بهنود شجاعی تا به حال چندین بار پای چوبۀ دار برده ش ولی در آخرین لحظات بر اثر فشار های بین المللی حکم به تعویق افتاده است.
حکم اعدام بهنود شجاعی حساسیت جهانی دارد و تا به حال کمیسر عالی حقوق بشر ،اتحادیه اروپا ، دولتهای مختلف و سازمانهای حقوق بشری خواستار متوقف کردن حکم اعدام وی و سایر نوجوانان هستد.
از طرفی دیگر ایران از امضاء کنندگان کنوانسیون حقوق کودک می باشد وملزم به اجرای مفاد آن است.
بهنود شجاعی در تاریخ 28 مرداد 1384 در یک نزاع جمعی در پارک ونک و در سن 17 سالگی منجر به مرگ یک نفر دیگر شد. او دستگیر و در دادگاه 74 کیفری محکوم به مرگ می شود و دردیوان عالی کشور حکم اعدام وی مورد تایید قرار گرفت.
صادق لاریجانی در بدو تصدی و نصب شدنش با اعدام های کسانی که در سنین نوجوانی و همچنین اعدام دست جمعی آغاز کرده است تا وفاداری خود را به ولی فقیه ثابت کند.او باید بداند اعدام کسانی که در کودکی مرتکب جرم شده اند و همچنین اعدام های دست جمعی بر خلاف قوانین و کنوانسیونهای بین المللی است و جنایت علیه بشریت محسوب می شود.
اعدام زندانیان سیاسی،سنکسار، اعدام کودکان، اعدامهای دست جمعی به تایید و دستور رئیس قوه قضائیه صورت می گیرد که توسط ولی فقیه علی خامنه ای منصوب می شود و مجری دستورات و سیاستهای ضد بشری وی می باشد. علی خامنه ای تا به حال برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه جنایتهای ضد بشری فوق را بصورت گسترده در ایران به اجرا گذشته است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام کسانی که در سن کمتر 18 سال مرتکب جرم شده اند را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار دخالت برای متوقف کردن اعدام ها و بخصوص اعدام نوجوانها در ایران است.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ در پاسخ به سئوال خبرنگاري مبني بر برخوردهاي صورت گرفته با مردم در حوادث پس از انتخابات و اينكه آيا ميزان رضايت مردم از پليس باتوجه با اين حوادث كاهش نداشته است، گفت: حيف كه خبرنگار هستيد وگرنه پاسختان را ميدادم.!
به گزارش ایلنا، سردار رجبزاده در اظهاراتی عجیب گفت: اگر كسي آشوب و تعرض به مال و ناموس مردم بكند، ميخواهم اين فرد از پليس رضایت نداشته باشد، ما براي رضايت او كف خيابان نيامدهايم13مهر :گمرک ايران :8.9 ميليارد دلار صادرات - 23.6 ميليارد دلار واردات
مهر :تازه ترين آمارهای گمرک جمهوری اسلامی ايران نشان می دهد ارزش صادرات غيرنفتی در شش ماهه اول سالجاری بدون احتساب ميعانات گازی از نظر وزن 19.20 درصد افزايش و به لحاظ ارزش 10.15 درصد کاهش داشته است.