۱۳۸۸ بهمن ۱۱, یکشنبه

22 بهمن، آرایش مُوقتی "نرمش" را بر هم زد

منصور امان

کوتاه زمانی پس از ژست آشتی جویانه باند ولی فقیه برای به دام انداختن چهره های شناخته شُده مُنتقد و کشاندن آنها به موضع انفعالی یا حمایت از خود، شواهد از ناکامی این سیاست و نوسان دوباره آقای خامنه ای و همدستان بین پاندول تهدید و تطمیع حکایت می کُنند.

حمله شدید آیت الله یزدی به آقای رفسنجانی در ابتدای این هفته، نخُستین نشانه به جریان اُفتادن مرحله ی تازه کشمکشها و اصلاح کورس در پروژه "عُقلا" بود. واکُنش تُند رییس مجلس خُبرگان به سُخنان آقای یزدی و تهدید بی سابقه وی به "افشاگری" که در حقیقت مُتوجه رییس آقای یزدی، آیت الله خامنه ای بود، از بر هم زده شُدن آرایش مُوقتی و قرار گرفتن طرفها در صف آرایی ثابت خود خبر می داد. این تحوُل، توقُف نمایش تلویزیونی "نرمش" که در چارچوب یک دید و بازدید مُناظره ای به روی صحنه می رفت را درپی داشت.

رویدادهایی که مبنای شکل گیری آنها شکست طرح امنیتی آقای خامنه ای است، در روز گُذشته (یکشنبه) به گونه ی جهشی افزایش یافتند. نخُست، اعلام گردید که آقای رفسنجانی از سُخنرانی سُنتی خود در مراسم دولتی 12 بهمن، سالروز ورود آیت الله خُمینی از اروپا به ایران محروم شُده است و سپس یک نماینده مجلس بار دیگر به سُراغ اتهاماتی رفت که اعضای باند نظامی – امنیتی ولایت برای باجگیری از رییس مجمع تشخیص مصلحت به فرزندان وی نسبت می دهند.

از سوی دیگر، در همان حال که خبرگُزاریهای رسمی اطلاع می دادند که در مسجد مُتعلق به حُجت الاسلام هادی غفاری، یکی از اعضای باند رقیب، انبار اسلحه و مهمات کشف شُده است، 218 نماینده مجلس نیز نامه ای را امضا کردند که در آن خواسته های برآورده نشُده ای که آقای خامنه ای چند روز پیش تر مطرح ساخته بود، تکرار می شُد. آنها در این نامه تهدیدآمیز نوشتند: "خواص جامعه باید با اطاعت از رهبر انقلاب اسلامی، دست از سُخنان موهن و دو پهلو بردارند و مرز خود را با فتنه انگیزان و بیگانگان مُشخص کُنند."

با توجُه به اینکه یک محل مصرف فوری پروژه "آشتی" 22 بهمن بود، اتهام زنی و ناسزاگویی روز شنبه پاسدار همدانی و یکشنبه پاسدار نجار علیه مُخالفان و مُنتقدانی که در 22 بهمن به میدان می آیند، به گونه ی روشن شکست تدابیر سیاسی - امنیتی حکومت برای جلوگیری از شکل گرفتن تظاهُرات در این روز را به تصویر کشیده است.

مرتضی سمیاری در بیدادگاه نمایشی خطاب به قاضی صلواتی: فكر و اندیشه را در دادگاه محاكمه نکنید

يکشنبه، ۱۱ بهمن، ۱۳۸۸
در بیدادگاه نمایشی روز گذشته مرتضی سمیاری عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از هفته های گذشته تحت فشار شدید برای حاضر شدن و اعتراف نمودن در این دادگاه ها قرار گرفته بود، بدون اطلاع و حضور خانواده و وکیل انتخابی اش و بدون آنکه امکان خواندن پرونده و آمادگی دفاع از خود را داشته باشد، حاضر شد و علیرغم فشار ماموران امنیتی برای بازگو کردن مطالب بازجویان، به دفاع از خویش پرداخت.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر مرتضی سمیاری در این دادگاه نمایشی که فقط نمایندگان رسانه های دولتی در آن حاضر بودند و به صورت گزینشی از تلویزون دولتی ایران پخش شد، خطاب به قاضی صلواتی گفت: «فكر و اندیشه را در دادگاه محاكمه نکنید.»


طبق گزارشی که خبرگزاری دولتی ایسنا از این دادگاه منتشر کرده است این عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، اتهام تبانی و اقدام علیه امنیت کشور را رد کرده است و در این مورد تاکید کرده است که: «ما به دنبال اصلاحات هستیم. » مطلبی که آقای سمیاری پیش از بازداشت نیز مکررا به آن اشاره میکرد و جنبش سبز را حرکتی اصلاحی قلمداد می نمود.


مرتضی سمیاری در بخشی دیگر از دفاعیاتش در دادگاه از «عدم امکان نقد مستمر و عدم وجود کرسی نقد آزادانه در دانشگاه‌های ایران» انتقاد کرده است.


وی همچنین به شکل هوشمندانه ای به فشار های مسئولان امنیتی و قضایی برای بازگو کردن اعترافات آنها اشاره کرد و در این دادگاه گفته است: «آقای دادستان به من گفته است طوری حرف بزن تا بر آنهایی كه بیرون هستند تاثیر بگذارد.»


به گزارش ایسنا که از مرتضی سمیاری با عنوان متهم پرونده دوم یاد کرده است، عضو در بند شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با اشاره با انسداد رسانه ای در داخل کشور گفته است: «من به بازجویم گفتم كه راه‌های رسانه‌های داخلی به روی ما بسته است و ما مجبوریم با رسانه‌های خارجی مصاحبه كنیم. بازپرس هم گفت چرا این اتفاق افتاد به او گفتم ما فرزندان پدری هستیم كه ما را از خانه بیرون كرده است.»


قاضی صلواتی همچنین از دعوت هیئت پارلمانی اروپا که قصد سفر به ایران را داشت، از مرتضی سمیاری برای گفتگو در مورد موارد نقض حقوق بشر پرسید، که وی با اشاره به اینکه این سفر و ملاقات های احتمالی با هماهنگی وزارت خارجه ایران قرار بوده برگزار شود، پاسخ داد: «به دعوت این هیئت پارلمانی برای ملاقات که البته به صورت رسمی و علنی بود، پاسخی ندادم و گفتم دعوتنامه‌ ای از سوی وزارت امور خارجه برای من بفرستید.»


گفتنی است سفر هیئت پارلمانی اروپا به ایران تنها یک روز پیش از این سفر در حالی که همه هماهنگی ها انجام و حتی بلیط سفر نمایندگان پارلمان اروپا به ایران تهیه شده بود، به صورت یکجانبه از طرف دولت ایران لغو شد.


مرتضی سمیاری در بخشی دیگر از صحبت هایش به وابستگی اقتصادی ایران اشاره کرد و گفت: «آنها می‌خواهند كشور ما از نظر اقتصادی مصرف‌محور باشد و به خاطر فضای سیاسی كه در كشور ایجاد شده فكر می‌كنم در این زمینه موفق بودند»


وی همچنین در بخشی دیگر از دفاعیاتش به از بین رفتن سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم به حکومت اشاره کرد.


عضو در بند شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با گفتن جمله «شنیده‌ام برای ۲۲ بهمن برنامه دارند اما ۲۲ بهمن فصل‌ الخطاب است» به صورتی هوشمندانه و غیرمستقیم به دلیل برگزاری بیدادگاه های نمایشی که هیچ یک از اصول قضایی در آنها رعایت نشده است اشار کرد که این نمایش ها برای جلوگیری از حضور میلیونی مردم در روز ۲۲ بهمن است.


دبیر اجتماعی دفتر تحکیم وحدت در بخشی دیگر از سخنانش در محکومیت ظلم یزیدیان دعایی کرد و گفت: « در پایان یك دعایی را دارم كه شیعیانی نباشید كه عاقبت یزیدی داشته باشید.»


مرتضی سمیاری در دادگاه بر قانونی بودن دفتر تحکیم وحدت تاکید کرد و گفت برای بررسی بیانیه های این مجموعه دانشجویی باید دادگاه صلاحیت دار و به صورت مجزا تشكیل شود.


گفتنی است هم اکنون مهدی عربشاهی، مرتضی سمیاری، بهاره هدایت و میلاد اسدی ۴ عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و بیش از ۲۰۰ تن از فعالین دانشجویی دیگر در زندان های دولتی ایران دربند میباشند.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر دستگاه های امنیتی با نگهداری اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در سلول های انفردای در اقدامی خلاف اصل ۲۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی بر این دانشجویان فشار می آورند که استعفای خویش از عضویت در دفتر تحکیم وحدت و تعهد مبنی بر عدم همکاری با این مجموعه را اعلام نمایند.

تهدید زندانیان سالن 12 جوانان به تجاوز جنسی توسط معاون زندان گوهردشت کرج

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،تعدادی از زندانیان سالن 12 جوانان مورد شکنجه وحشیانه و تهدید به تجاوز جنسی و انتقال آنها به بند 1 معروف به بند آخر خطیها شدند.
روز پنجشنبه 8 بهمن ماه 2 زندانی سالن جوانان که خود در اثر یورش وحشیانه گارد زندان از ناحیه های مختلف دچار صدماتی شده بودند به نماینگی از سایر زندانیان جهت شکایت کردن علیه یورش وحشیانه گارد زندان به محمود مغنیان رئیس بند 4 زندان گوهردشت مراجعه کردند و ماجرای یورش و ضرب وشتم زندانیان جوان که در اثر آن در حدود 25 نفر از آنها دچار زخمها و صدماتی شدیدی شده و تعدادی هم بر اثر جراحات وارده به بهداری زندان منتقل شده بودند. این 2 جوان زندانی پس از تشریح ماجرا به او گفتند که می خواهند علیه آنها شکایت کنند.
محمود مغنیان از مجریان حملات خونین علیه زندانیان سیاسی، زندانیان مجتبی اسدی و میراحمد حسینی که برای شکایت به او مراجعه کرده بودند آنها را به زیر 8 برد وبه دستانشان دستبند زد وسپس آنها را آویزان کرد.مغنیان برای مدت طولانی این دو زندانی جوان را مورد شکنجه غیر انسانی قرار داد و همچنین به خانواده های آنها توهین می کرد. روز شنبه 11 بهمن ماه محمود مغنیان زندانیان مجتبی اسدی و میر احمد حسینی را به دفتر علی محمدی معاون زندان برد . او این دو جوان زندانی را مورد تهدید و توهین قرار داد و به آنها گفت:شماها را به بند 1 منتقل می کنم تا مورد تجاوز جنسی قرار دهند و هزار بلای دیگر بر سر شما بیاورند.
علی محمدی معاون زندان گوهردشت کرج از شکنجه گران شناخته شده زندان گوهردشت کرج است که سالها است در این زندان مشغول قتل،شکنجه،تجاوز، قاچاق دختران به دبی ،فروش اندام زندانیان،ورود مواد مخدر ،تشکیل باندهای مافیایی در بندهای مختلف برای فروش و سرکوب سایر زندانیان و از دستور دهندگان حملات گارد زندان به بندهای مختلف این زندان می باشد که همچنان ادامه دارد.
لازم به یاد آوری است در سالن 12 جوانان، تعداد زیادی از زندانیان جوان که در دوران کودکی مرتکب جرم و محکوم به مرگ شده اندو در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند نگهداری می شوند. روز سه شنبه 6 بهمن ماه گارد زندان به سالن 12 جوانان یورش برد و آنها را برای مدتی طولانی مورد ضرب و جرح و شکنجه قرار داد که در اثر این یورش وحشیانه در حدود 25 نفر زخمی و مصدوم شدند که تعدادی از آنها بدلیل زخمهای شدید و شکستگی و خونریزی به بهداری زندان منتقل شدند.امیر آقایی یکی از فرمانده گارد زندان گوهردشت است که یورش وحشیانه را علیه جوانان زندانی را فرماندهی می کرد.
در طی 2 هفته گذشته گارد زندان 9 بار به سلولهای جوانان زندانی یورش برده است و این یورشها معمولا بین ساعت 24:00 تا ساعت 01:00 بعد از نیمه های شب صورت می گیرد. گارد زندان زندانیان را در سرمای شدید و گاها در زیر باران به محوطه زندان می برد و به آنها دستور میدهند که لباس ها ی خود را از تنشان بیرون آورند و سپس با باتونهای خود جوانان زندانی را برای مدت طولانی مورد ضرب وشتم وحشیانه قرار می دهند.
یورشهای وحشیانه گارد از بعد از اعتراضات گسترده مردم در روز عاشورا آغاز شده است و هر روز بر شدت آن افزوده می شود. این یورشها پیش از این در بند1،2 ،5 و 6 صورت گرفته بود . یورشها به فرماندهی افرادی مانند امیر آقایی، امیری ، سمیعی نژاد و خاکی صورت می گیرد و در هر یورش نزدیک به 50 نفر از نیروهای گارد زندان شرکت دارند. این یورشها تحت نظارت کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان و محمد مغنیان صورت می گیرد و به دستور بازجویان وزارت اطلاعات و علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان گوهردشت کرج صورت گرفته است.
object width="425" height="344">

علی راسخ افشار ـ علی شاکری زند ـ خسرو شاکری زند ـ پرویز داورپناه

تمام اعدامها را محکوم می کنیم يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۳۱ ژانويه ۲۰۱۰

روز پنج شنبه هشتم بهمن ماه ۱۳۸۸ دو تن از زندانیان سیاسی در ایران به نام های محمدعلی زمانی، ۳۶ ساله و آرش رحمانی پور، ۲۰ ساله، پس از تایید حکم اولیه اعدام توسط دادگاه تجدیدنظر تهران به دار آویخته شدند.
خانم نسرین ستوده وکیل آرش رحمانی پور در گفت وگو با «کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران» گفته است: «پدر آرش حتی تا امروز ظهر [هشتم بهمن] در تماس تلفنی که با من داشت از اجرای حکم اطلاع نداشت. این نشان می داد که نه تنها حکم مخفیانه اجرا شده است بلکه حتی پس از اجرا هم خانواده را در جریان قرار ندادند. این درحالی است که قانون اجرای احکام مربوط به اعدام قوه قضاییه را ملزم می کند که در زمان اجرای حکم به خانواده اطلاع بدهد تا تشریفات قضایی و قانونی را پیش بینی کنند تا با حضور متهم و وکلا حکم اجرا شود. تمام این تشریفات در مورد موکلم آقای رحمانی پور نادیده گرفته شد تا به سرعت برق و باد اعدام شود و فقط پس از اجرای حکم خبر را در رسانه ها اعلام کردند.»

چند روز پیش از این نیز خدایار رحمت زهی شهنوازی، یکی از فعالان سیاسی فرهنگی بلوچستان را، در زندان زاهدان به دار آویختند.
اعلام خبراعدام احسان فتاحیان در تاریخ بیستم آبانماه ۱۳۸۸ در سنندج نیز موجی از تاسف و انزجار در سراسر کشور و نیز محافل حقوق بشر در جهان برانگیخت.

بر اساس گزارش کمیته بین المللی علیه مجازات اعدام، ۶۳ زندانی سیاسی در ایران در خطر اعدام قرار دارند. این لیست شامل ۲۸ نفر از کردستان، ۱۲ نفر از سیستان و بلوچستان، ۱۲ نفر اهواز و ۱۱ نفر تهران میباشند.

در شرایطی که کودتاگران نظام حکومت اسلامی بر شتاب خود برای انتقام از بازداشت شدگان تظاهرات مسالمت آمیز ماههای اخیر هر روز بیشتر از روز پیش می افزایند، گسترش مبارزه برای توقف شکنجه و اعدام، و آزادی زندانیان سیاسی باید در صدر مبارزه فعالان سیاسی در داخل و خارج کشور قرار گیرد.

ما امضا کنندگان زیر، جمعی از پایه گذاران سازمان های جبهه ملی ایران در اروپا که همچون همه ی هواداران نهضت ملی طرفدار مبارزه مسالمت آمیز بوده، هر گونه روش مسلحانه را رد می نماییم، ضمن محکوم کردن احکام اعدام در تمامیت آن، در تهران و کردستان و بلوچستان و سیستان و سایر نقاط کشور به هر اتهامی که باشد، خواستار لغو کلیه ی آنها در سراسر کشور هستیم. این اعدامها جز اینکه بر تنفر و انزجار مردم نسبت به رژیم بیافزاید و وحشت و حقارت سران آن را نمایان تر سازد نتیجه ای ندارد. سران رژیم اگر کور و کودن نبودند باید پس از سی سال تجربه ی منفی از نتایج زندان و شکنجه و اعدام مردم بیگناه پی برده بودند که این حربه ها کمترین خللی در اراده ملت ایران برای حصول آزادی وارد نکرده است و نمی کند و می دیدند که به عکس، این جنایتها چگونه هر روز برگسترش صفوف مخالفان حکومت افزوده، عزم ملت را در راه برچیدن نظام جبار آنان نیرومند تر نیز ساخته است.

علی راسخ افشار ـ علی شاکری زند ـ خسرو شاکری زند ـ پرویز داورپناه
یازدهم بهمن ماه ۱۳۸۸ برابر ۳۱ ژانویه ۲۰۱۰

تقویت سیستم های ضدموشکی آمریکا در خلیج فارس bbc

ژنرال پترویس هفته پیش درباره این موضوع، بدون بیان جزئیات زیادی صحبت کرده بود

رسانه های گروهی آمریکا جزئیاتی از برنامه آمریکا برای استقرار سیستم های دفاع موشکی پیشرفته در خلیج فارس و چهار کشور عرب همسایه ایران منتشر کرده اند.

بر اساس گزارش ها، آمریکا دو کشتی مجهز به سیستم ضد موشک های بالستیک بنام "ایجیس" را به خلیج فارس اعزام کرده و همچنین در حال استقرار سیستم های ضد موشک "پاترویت" در چهار کشور عرب است.

روزنامه نیویورک تایمز روز شنبه نوشت، چهار کشور عرب عبارتند از: امارت متحده عربی، بحرین، کویت و قطر. دولت های این چهار کشور هنوز به خبر نیویورک تایمز واکنش نشان نداده اند.

به گفته نیویورک تایمز، در حال حاضر دو کشتی آمریکایی مجهز به سیستم دفاعی "اجیس" بطور شبانه-روز در حال گشت زنی در آب های خلیج فارس هستند.

ژنرال دیوید پترویس، فرمانده ارتش آمریکا درمناطق خاورمیانه و آسیای مرکزی، روز 22 ژانویه طی نطقی در موسسه مطالعات جنگ وابسته به وزارت دفاع (پنتاگون) به اعزام دو کشتی یاد شده اشاره کرده و گفته بود که در هر یک از چهار کشور عرب، دو سیستم دفاع موشکی "پاتریوت" مستقر می شود.

نیویورک تایمز به نقل از منبعی در داخل دولت آمریکا، هدف از این اقدام را "انصراف" ایران از افزایش احتمالی تنش ها، آرامش خاطر اسرائیل و اطمینان دادن به کشورهای عرب درباره پشتیبانی آمریکا از آنان دانسته است.

گفته می شود که روند این اقدام آمریکا از چند ماه پیش آغاز شده اما به دلیل حساسیت امر، آمریکا و چهار دولت عرب تمایلی به علنی شدن افزایش همکاری های نظامی ندارند.

نیویورک تایمز همچنین نوشته است، کویت پذیرفته است که برخی سیستم های دفاعی قدیمی خود را با تسلیحات پیشرفته تر آمریکای تعویض کند.

در همین رابطه، ژنرال دیوید پترویس پیشتر گفته بود، برنامه های اتمی و موشکی ایران کشورهای عرب را به سمت آمریکا سوق داده و به اجرای طرح های نظامی این کشور در خاورمیانه کمک کرده است.

ایران حضور نظامی آمریکا در منطقه را محکوم می کند و می گوید که فعالیت های اتمی این کشور غیرنظامی و برنامه موشکی اش جنبه دفاعی دارد.

این در حالیست که باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، اخیرا به ایران هشدار داده که در صورت تغییر ندادن خط مشی اتمی اش، با "پیامدهای فزاینده" روبرو خواهد شد.

ژنرال جیمز جونز، مشاور امنیت ملی باراک اوباما نیز هشدار داده که افزایش فشارها بر ایران می تواند منجر به واکنش شدید ایران از طریق گروه هایی مانند حزب الله لبنان علیه اسرائیل شود.

شنبه شب، بیش از ۲۰۰۰ نفر در مقابل زندان اوین

به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، بیش از ۲ هزار نفر از خانواده‌های زندانیان سیاسی، مادران عزادار و مردم در مقابل درب اصلی زندان اوین تجمع کردند و خواستار پایان دادن به اعدام و آزادی زندانیان سیاسی هستند.

روز شنبه ۱۰ بهمن ماه از حوالی ساعت ۱۹ خانواده های زندانیان سیاسی مادران عزادار و تعداد زیادی از مردم و حتی زندانیان که در روزهای اخیر آزاد شده بودند در مقابل درب اصلی زندان اوین تجمع کردند. این تجمع علیه اعدام ۲ زندانی سیاسی و تهدید به اعدام بیشتر دستگیرشدگان و همچنین آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی صورت گرفته است. جمعیت به حدی زیاد است که از قسمت پایین تا درب اصلی زندان اوین مملو از مردم است. تا ساعت ۱۵ : ۲۱ بیش از ۲۰۰۰ نفر در مقابل زندان اوین تجمع کردند و همچنان بر تعداد آنها افزوده می‌شود. این تجمع تا نیمه‌های شب ادامه خواهد یافت.

از طرفی دیگر مادران عزادار که بطور معمول مراسم اعتراضات هفتگی خود را در پارک لاله برگزار می‌کردند امشب اعتراضات خود را در مقابل زندان اوین برگزار کردند. بعضی از مادران دست نوشته هایی در دست داشتند که بر روی آن نوشته شده بود “پروانه مداح راد آزاد باید گردد”.

در تجمع امشب حتی دستگیرشدگانی که در طی روزهای اخیر آزاد شده بودند همراه با خانواده‌های خود در بین مردم بودند مقاومت‌ها و خاطرات خود را برای دیگران تشریح می‌کردند و همچنین برخوردهای غیر انسانی و از نقل و انتقال‌های مستمر آنها از بندی به بند دیگر می‌گفتند. یکی از آنها در گفتگوی کوتاهی اعلام کرد تا رسیدن به آزادی هر ریسکی را به جان خواهیم خرید و آرام نخواهیم نشست.
بر اثر اعتراضات گسترده جاری در مقابل زندان اوین به خانواده‌ها ی دستگیرشدگان گفته شده است که قرار است ۲۳ نفر از دستگیرشدگان امشب آزاد شوند و تا این لحظه تعدادی از آن‌ها آزاد شدند که از جمله آنها یک دختر جوان ۲۳ ساله و یک خانم دیگر بوده است. این دختر جوان ضمن قدردانی از مردم در یک حرکت نمادین بر زمین خم شد و بر خاک ایران زمین بوسه زد. زندانیان سیاسی که آزاد می‌شدند با روحیه‌های بالا و با لبخند بر لب از درب مخوف اوین خارج می‌شدند. با آزادی هر زندانی مردم برای او دست می زنند و ابراز شادمانی می‌کردند. سرکوبگران و شکنجه گران زندان اوین هراسناک از تجمع مردم آن‌ها را تهدید می‌کردند که اگر دست بزنید و ابراز شادمانی کنید بقیه را آزاد نخواهیم کرد.


۱۳۸۸ بهمن ۱۰, شنبه

گزارش مهدی اصلانی، هم‌راه با عکس‌های شادی امین. تظاهرات مقابل کنسولگری ایران

فرانکفورت. جمعه 9 بهمن 1388

اعدام، جنایت و قتلی است از قبل برنامه‌ریزی شده، و سکوت در مقابلِ جنایت با هر هدف و انگیزه‌ای تاًیید جنایت و جانی است. نمایش همه‌گانی دیروز در اعتراضِ هم‌آهنگ جامعه‌ی تبعیدی در اکثر نقاط و شهرهای اروپایی به حکم غیر‌انسانی اعدام آرش رحمانی‌پور و محمد‌رضا علی‌زمانی که در آستانه 22 بهمن و جشن تولد سی‌و‌دو‌ ساله‌گی نظام اسلامی، قربانی توطئه کثیف نظام با‌ج‌بگیران اسلامی شدند، نشان از این باور عمومی داشت.


در زیر بارش برف شدید و سرمای زیر صفر و در نامناسب‌ترین ساعت کاری یک روز غیر‌تعطیل، بسیاری از فعالین سیاسی و پشتیبانان جنبش اخیر مردمی در ایران در مقابل کنسولگری و خانه حکومت اسلامی در فرانکفورت به جنایت اخیر حکومت قداره‌بندان نه! گفتند. حرکت هم‌آهنگی که دیروز در اعتراض به اعدام‌های اخیر در آکسیون‌هایی مشابه با مضمون مخالفت با احکام صادره و اجرا شده اعدام در اکثر نقاط و شهرهای اروپا صورت گرفت. به دعوت "جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی کلن" و با حمایت بخشی از فعالان سیاسی فرانکفورت و پشتیبانان جنبش اخیر مردمی ایران در مخالفت با اجرای احکام اعدام، جمع کثیری در مقابل کنسولگری ایران در فرانکفورت با تجمع خود به سیاست سرکوب و ترور و اعدامِ مخالفان حکومت اعتراض کردند. دعوت‌کننده‌گان پیشاپیش از همه‌گان خواسته بودند در صورت تمایل با هر نوع شعار و پرچم که بدان تعلق دارند در مخالفت با احکام صادر و اجرا‌شده اعدام‌های اخیر در مقابل کنسولگری حضور پیدا کنند.

نیروهای پلیس آلمان که کار محافظت از کنسولگری را عهده‌دار بودند، با در اختیار قراردادن مکانی نزدیک به کنسولگری مانع نزدیک شدن تظاهرکننده‌گان به آن سمت شدند. ساعاتی پس از شروع تظاهرات و در اعتراض به این اقدام پلیس، جمعی از تظاهرکننده‌گان با شکستن موانع پلیس قصد نزدیک شدن به کنسولگری را کردند، تعدادی محدود از حاضرین نیز با پرت کردن تخم‌مرغ به شیشه‌های کنسولگری به بیان خشم و اعتراض خود اقدام ورزیدند که پلیس با خشونت اقدام به بازداشتِ یکی از معترضین کرد. تظاهرکننده‌گان با کار توضیحی برای پلیس و اعتراض به خشونتِ بی‌منطق اعمال شده توسط آنان، با بستن خیابان اصلی خواهان آزادی وی شدند. سرانجام با آزادی فرد مزبور توسط پلیس، این آکسیون موفق پس از حدود چهار ساعت و در زیر بارش بی وقفه برف و سرمای شدید پایان یافت. در پایان تعدادی از حاضرین با تاًکید بر آن‌که مخالفت با موج اعدام ها را نبایست تنها محدود به این روز خاص یا 22 بهمن کرد بر ادامه‌ی آکسیون‌های مشابه در روزهای آتی توافق کردند. منطق این جمع آن بود که: نبایست تنها به 22 بهمن اکتفا کرد. از همین حالا با تمامی امکاناتی که در خارج کشور در اختیار است استفاده و با رسانه‌ای کردن آن از فاجعه‌ای که در شرف وقوع است جلوگیری کرد. حرکت دیروز و هم‌آهنگ جامعه‌ی تبعیدی در سراسر اروپا نشان از آن داشت که خارج از هرگونه نگاه متفاوت به آینده و سرنوشت و سرشتِ جنبش، دست‌کم در مخالفت با حکم ضدبشری اعدام و در مبارزه‌ی متحد علیه آن می‌توان همبسته‌گی خود را با مبارزات داخل کشور نشان داد.

مخالفت هماهنگ و یک صدای ما شاید گونه‌ای تزریق انرژی به مبارازت داخل باشد. هرمقدار صفوف ما در مخالفت با کشتارهای برنامه ریزی شده سردمداران نظام مستحکم‌تر و پرشمارتر باشد، تقاضای فشار جهانی بر نظامِ رو به موت اسلامی را در کشورهای محل اقامت‌مان افزایش خواهد داد. خوشبختانه بدنه‌ی جنبش اجتماعی از چنان وزنی برخوردار است که مایه‌ی امیدواری همه‌ی ما محکومین به امید است.

آیا غبارابهام فرونشست؟!


سردمداران جمهوری اسلامی برای نجات خود ازغرقابی که درآن گرفتارآمده اند،روزگذشته دونفر اززندانیان سیاسی را به دارآویختند. گرچه اعدام زندانیان سیاسی تازگی ندارد و بخصوص مدتی بود درمورد اقلیت های قومی وملی - که دیوارشان کوتاه تراست- آن را باجراگذاشته بودند.اما دررابطه با اعتراضات این چند ماه اخیر ودرشهرتهران باید آن را گام جدیدی در ابرازسبعیت ودرندگی بشمارآورد.بخصوص اگردرنظربگیریم که این دستگرشدگان ربطی به حوادث عاشورا نداشتند و صرفا برای زهرچشم گرفتن ازدیگران قربانی شده اند، مشمئزکنندگی وجنایت باربودن آن دوچندان می شود.امری که جنتی جنایتکاربا تشکرازقوه قضائیه خواهان قاطعیت بیشترشد.علاوه برآنکه ارتکاب این جنایت درراستای سناریوی رژیم برای انتساب جنبش به نیروهای باصطلاح معاند و محارب وبیگانه صورت می گیرد تاباین بهانه ودستاویزبهتربتوان به سرکوب جنبش پرداخت.سخنان اخیرخامنه ای مبنی براینکه به کسی باج نخواهیم داد به منزله صدورفرمان کشتاروقتل عمد جدید بود.وسخنان فرمانده نیروی انتظامی مقدم مراغه ای مبنی براینکه امروزدیگربحثی از13 میلیون و24 میلیون نفرنیست وآنچه مطرح است حفظ نظام است و هیچ جای مدارانیست گویای همین رویکرداست. فرمانده نیروی انتظامی درادامه سخنان خوددلیل این رویکرد نظام را برطرف شدن ابهامات و فضای غبارآلود دانست!.

سخنان خامنه ای واو نشان میدهد که بزعم سران حاکمیت ودرارزیابی جدید آنها،گویا بهمین سرعت فضای غبارآلودبرطرف شده است وخامنه ای که درسخنان چندمدت پیش دلیل تعلل خود درسرکوب وبزن وبگیربیشتر را، باصطلاح ناشی ازبکارگیری تدبیربخاطر وجود فضای غبارآلودعنوان کرده بود،وازحزب اله ویاران وفاداروافراطی خود که ناشکیبا بودند –وطرح 5 روز کردن زمان رسیدگی دادگاه ها را به مجلس بردند وخواهان تداوم سیاست شکارو ترورمخالفین وفعالین سیاسی برای ایجاد رعب بودند -خواسته بود که فعلا ازاقدامات خود سرانه پرهیزکرده وبه مقامات قضاتی و سیاسی فرصت اقدام"قانونی" استفاده ازچماق قانون را بدهندو خود نیزآماده وگوش بزنگ باشند.اما همانطورکه اشاره شد زیگنال های جدید نشان می دهندکه اکنون ازنظرمقامات این فضای غبارآلودفرونشسته وظاهرا توانسته اند درهم آمیختگی صفوف مردم مبنی برعدم تمایزبراندازان محارب ومنتقدین را تفکیک کنند.دراینجا سوالی مطرح میشودکه براستی مگرچه تحولاتی دراین فاصله صورت گرفته که حاکمیت به این نتیجه رسیده است که غبارابهام ها فرونشسته است؟ یا آنکه رژیم بامحذوریت هائی که دارد ناچارشده است آن را نیمه تمام رهاکند؟

بی شک مهمترین رویدادهای دراین فاصله را باید بیانیه 17 موسوی و نامه وسخنان خاتمی وبالاخره بیانیه وبویژه گفتگو وسخنان اخیر کروبی دانست که جملگی حاکی ازبرسمیت شناختن آشکاریاضمنی ریاست جمهوری احمدی نژاد و مرزبندی با شعارهای ساختارشکن هستند.علاوه برعامل فوق رژیم به چند اقدام تاکتیکی مبادرت ورزیده است که شامل برنامه بسوی فردا در سیما وصدا می باشد که مطابق آن خواسته است درکناراهرم سرکوب،نقش باصطلاح منتفد را نیز بازی کرده وباین ترتیب مدیریت صحنه را بدست خود گیرد. عامل سوم تشکیل دادگاه محاکمات وتبلیغ "اقرارها" و نمایش آنهاست با هدف باصطلاح باثبات رساندن سناریوی دخالت بیگانگان وگروه های معاند درتظاهرات واعتراضات مردمی.وبالاخره به عامل چهارم باید اشاره کرد که مربوط می شود به یک سلسه اقدامات برای تقویت صفوف خودی وازجمله ملاقات وجلب حمایت مراجعی که عموما با سکوتشان اعتراض خود را نسبت به روند رویدادهانشان میدادند.باهدف درجرین گذاشتن آنها نسبت آنچه که درپشت اعتراضات وجود دارد ونسبت به دست داشتن دشمنان درحوادث واعتراضات وهم چنین هم آهنگ کردن مجلس و احمدی نژاد حول برخی منازعات فی مابین وتصویب بودجه واجرائی کردن هدفمندساختن یارانه ها و....

البته ازهمان نخست روشن بودکه هدف رژیم نه سازش وکنارآمدن با رقیب با بلکه وادارساختن آن به تسلیم کامل وتوبه است و بنابراین آنچه را که اتفاق افتاده است حتی نمی توان سازش خواند.چرا که آنها بهیچ وجه حاضربه تقسیم کیک قدرت ولوبه سهم کوچک وبزرگ نیستند.واین البته داستان دهان سوخته وآش نخورده برای موسوی و کروبی و خاتمی است که عنوان رهبران نمادین جنبش را یدک می کشند. آنها علیرغم آنکه بزرگترین امتیازسیاسی دردوحوزه فوق یعنی برسمیت شناختن احمدی نژاد ومرزبندی قاطع با ساختارشکنان را اعلام کردند(وبه یک معنا جام زهر را نوشیدند) واین مرزبندی را دردستورکارخود گذاشتند،بااین وجود همانطورکه فضای سیاسی نشان میدهد جناح حاکم خود را درموقعیتی بهترو مصم تربرای سرکوب یافته است.واکنش رفسنجانی دربرابرسخنان یزدی حاوی عبارت مهم و قابل توجه " این باربوی توطئه" می آید،نشان می دهد که آن ها-افراطیان حاکم- خیزبلندی برای فشارمجدد به رفسنجانی وگرفتن توبه نامه ازوی و نهایتا کنارگذاشتن اش را برداشته اندکه البته فعلا با تهدید متقابل رفسنجانی و پادرمیانی احمد خاتمی ظاهرا ازحالت انفجاری آن به خصوص با توجه به قرارداشتن درآستانه 22 بهمن کاسته شدولی هم چنان به مثابه بمبی با چاشنی آماده برای فرصت وزمان بعدی باقی مانده است. هم چنین سخنان رفسنجانی نشان میدهدکه تلاش های پشت پرده ای که توسط طیف های میانی اصول گرایان برای کنترل بحران وبه روایت خود آنها کنترل افراطیان هردوطیف صورت گرفته ومی گیرد،باتعرض جدیدی ازسوی افراطیون جناح حاکم مواجه شده است. بااین همه شروع اعدام ها،سخنان خامنه ای مبنی براین که هیچ گونه باجی نخواهیم داد، که به معنای درخواست تسلیم کامل حریف ازیکسو وتشدید سرکوب جنبش ازسوی دیگراست،بخصوص بانزدیک شدن سالگرد 22 بهمن،حاکی ازلااقل متوقف ومنجمد شدن آن دراین مرحله است. دلیل اصلی این انجماد قبل ازهرچیز همانطورکه اشاره شد حصلت زمان بندی شده رویدادها،نگرانی ازسیربحران در22 بهمن ونیازرژیم به ابرازقاطعیت دربرابرآن برای حفظ بقاء خود است.شروع کرکری خوانی افراطیون واحمدی نژاد وحمله کیهان به رفسنجانی و... جملگی حاکی ازهمین رونداست والبته قبل ازهرچیزبرای روحیه دادن به نیروهای خودی درآستانه 22 بهمن وباصطلاح مرعوب ساختن طرف مقابل.

درارزیابی ازوضعیت جدید وازعوامل تأثیرگذاردرآن نباید فراموش کرد که درمیان مجموعه عناصردخیل درصحنه سیاسی دوبازیگراصلی بیش ازدیگران نقش آفرینی می کنند.یکی ازآنها همان جناح حاکم است ودومی مردم وجوانانی که با مارش ها وتظاهرات ساختارشکن خود مشغول ورق زدن برگهای تاریخند.درهمین رابطه است که اولا میدان بازی وفرجه زمانی برای مانوردرمحدوده پس ازعاشورا و 22 بهمن قراردارد ورژیم قادربه برنامه ریزی های بلند مدت نیست وچراکه صحنه های عاشورا ووعده سرنگونی خامنه ای درماه بهمن این زنگ خطررا برای رژیم به صدا درآورده بود،که هرگونه تعلل مترادف با بی مهارشدن جنبش و خطرسرنگونی است. درچنین فضائی همه رویدادها با زمان بندی و شمارش معکوس همراه است.ازسوی دیگررژیم دریافت که بیانیه های موسوی وکروبی وخاتمی نتوانسته است خللی برنفرت وانزجارمردم وغلیان خشم وعزم آنها وارد سازد.برعکس مردم با ایراد فشارسنگین ازپائین به باصطلاح "رهبران نمادین" آنها را ناچارساخته اند که به توجیه وتعبیروتفسیراین بیانیه ها وسخنان خود بپردازند ووجودهرگونه سازش ومعامله را تکذیب نمایند. رهبرانی که بخصوص فقدان هیچ گونه انعطاف وامتیازازسوی جناح حاکم ورقیب وتداوم سرکوب، آنها را دروضعیت دشواری قرارداده است.تلاش های کروبی برای تعدیل سخنان خود وزهرا رهنوردبرای توجیه بیانیه ومواضع موسوی واذعان وانتشاراطلاعاتی دررابطه با نامه خاتمی ازسوی این جریان و تکذیب برخی ادعاهای جناح حاکم درمورد محتوای نامه ها وگفتگوها،و تلاش برای خنثی کردن تاکتیک شکاف افکنی آنها درمیان نیروهای موسوم به سبز،ازجمله این فعل وانفعالات بودند.

درهرحال رژیم با نزدیک شدن 22 بهمن واحساس خطر،تصمیم گرفت که بجای غرق شدن بیش ازاین درمعاملات پشت پرده، هرچه زودترتمامی توان خود را برای مقابله با آن بکارگیرد.اکنون اشاعه ترس ورعب افکنی درکناردستگیری ها و تمرکزنیروایجاد جنگ روانی و انواع اقدامات گوناگون پیشگیرانه مشغله اصلی رژیم را تشکیل می دهد.غافل ازآنکه درشرایطی که مردم پی به ماهیت کثیف وجنایتکارانه حاکمیت برده باشند وقدرت دگرگون کننده ناشی ازهمبستگی خود شده باشند ، طبعا درمسیرمبارزه ورسیدن به هدف های به حق وانسانی خود آماده پرداختن هزینه های بیشترمی شوندو اقداماتی هم چون قتل وکشتاروتجاوزواعدام-یاهمان قتل عمد-ونظایرآن جزتشدید خشم وکینه مردم و رانده شدن رژیم بسوی نقطه بن بست و بی بازگشت حاصلی ندارد . درچنین فضاهائی ازقضا ایجاد ارعاب و جنایت ،هم چون خاموش کردن آتش با بنزین، می تواند موجب برافروخته شدن شعله ها و دامن زدن به شجاعت ودلیری گردد.والبته اوراق تاریخ بویژه تاریخ استبداد بدون این نوع دلیری ها و شجاعت ها ورق نمی خورد.بامید ورق خوردن تاریخ استبداد

2010-01-29-09-11-88- تقی روزبه

www.taghi-roozbeh.blogspot.com