



همچنان به شيوه سالهای گذشته راهمان ادامه خواهيم داد: ـ آگاه نمودن خلق ازمواضع ضد خلق! ـ ايجاد فضای دوستانه بين ديدگاههای مختلف در درون جبهه خلق ـ بدون هيچگونه گذشت و چشم پوشی درافشای مواضع گذشته و حال ضد خلق! ـ تسليم شانتاژ، تهديد ، توهين و ناسزا و۰۰۰ نخواهيم شد که اين شيوه"شاهان منحوس" و"شيخان ملعون" است.









خبرنامه امیرکبیر: مادران ۸ نفر از دانشجویان در بند، احسان منصوری، احمد قصابان، مجید توکلی، صباح نصری، هدایت غزالی، سعید فیض الله زاده، ابولفضل جهاندار و سعید درخشندی، در نامه ای سرگشاده ای اعلام کردند در آستانه سال نو سفره هفت سین خود را مقابل زندان اوین خواهند برد. متن این نامه به شرح زیر است:
به نام خدا
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار!…
ای دل من
گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ ازما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه «ظلم» را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتادرنگ!
روزهای پایانی سال است و همهمه برپایی جشن باستانی نوروز، شور و شعفی در خانواده ها برپاست….اما در همین شهر و دیار و در همین نزدیکی، در خانه ای، مادری مغموم، با بغضی فروشکسته درگلو آرام وبی صدا، درگوشه ای ازخانه به دور از چشم دیگران آرام می گرید و گویی زیرلب چیزی می گوید، ناله ای، آهی، دعایی، شاید….
فضای حزن آلود خانه به فضای شادی که مجری تلویزیون سعی در القای آن دارد، هیچ شباهتی ندارد. با خود می اندیشد، ای کاش می شد امسال سفره ی هفت سینش را در مقابل زندان اوین پهن کند، نزدیکترین محلی که فرزند دانشجویش را به حبس کشیده اند. آن هم به جرم نابخشودنی: این که جرات کرده تفکری مستقل داشته باشد و خواسته هایش را با صدایی رسا بیان کند.
اما سفره ای که در آن اثری از نقل و شیرینی نخواهد بود، چرا که کامش را با دربند کشیدن فرزند دانشجوی بیگناهش چنان تلخ کرده اند که دیگر طعم هیچ شیرینی را احساس نمی کند. سفره ای که درآن هیچ سبزه ی آراسته ای نباشد چرا که می داند ماه هاست که لطافت هیچ سبزه ای نگاه فرزند جوانش را نوازش نکرده است. ماهی سرخ را دیگر نمی تواند در تنگ بلورین ببیند چرا که لحظه ای فرزند دربند کشیده شده اش از مقابل چشمانش کنار نمی رود که مانند همان ماهی کوچک داخل تنگ، بی تاب دریاست.
تنها مونس این مادر دلشکسته در این سفره ی دلتنگی، کتاب قرآن است که با دلی پر درد به آیات آن پناه می برد آنجا که می فرماید: «خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که خودشان بخواهند.» با خود می اندیشد، باید برخاست باید کاری کرد…..
مادران دانشجویان در بند: احسان منصوری، احمد قصابان، مجید توکلی، صباح نصری، هدایت غزالی، سعید فیض الله زاده، ابولفضل جهاندار و سعید درخشندی.
شولا دختر 8 ساله ای که در 28 مارس 2003 زیر بمب های آمریکا کشته شد در غسالخانه. حالا 92 درصد کودکان عراقی مشکل یادگیری دارند |
آلن گرش، Alain Gresh
ترجمه بهروز عارفی
نیکلا بورنس معاون وزارت خارجه آمریکا، روز ١١ آوریل ٢٠٠٧ اعلام کرد: «ده سال پیش، اروپا کانون لرزان سیاست خارجی آمریکا بود. این دوره از آوریل ١٩١٧ هنگامی که وودرو ویلسون یک میلیون سرباز به جبهه غربی اعزام کرد تا سال ١٩٩٩ که پرزیدنت کلینتون در کوسوو مداخله کرد، را در بر می گیرد. در بیشترین سال های قرن بیستم، اروپا نگرانی نخستین یعنی حیاتی ما بود (...). اما، اکنون همه چیز تغییر کرده است (...) برای پرزیدنت بوش، برای وزیر امور خارجه و نیز جانشینان آنان، خاورمیانه همان مقام و جایگاهی را دارد که اروپا برای دولت های متفاوت آمریکا در سراسر قرن بیستم داشت.» (١)
همان طوری که پرزیدنت بوش تاکید می کرد: « آن چه در راستای خاورمیانه بزرگ مطرح است، بیش از یک کشمکش نظامی است. این جنگ ایدئولوژیک تعیین کننده عصر ماست. از یک سو، افرادی قرار دارند که به آزادی و میانه روی معتقدند؛ و از طرف دیگر، افراطیونی که بیگناهان را به قتل رسانده و آشکارا از نیت خود برای نابودی شیوه زندگی ما سخن می رانند.» (٢)
از ١١ سپتامبر٢٠٠١، «خاورمیانه بزرگ» با مرزهائی مبهم که از پاکستان تا مراکش کشیده شده و شاخ آفریقا را نیز در بر می گیرد، قلمرو اصلی آمریکای پرقدرت، جبهه نبرد تعیین کننده و حتا منحصر به فردی گشته است که کاخ سفید آنرا مناقشه جهانی می نامد. این منطقه به دلیل وجود ذخایر نفتی، موقعیت استراتژیکی اش و وجود اسرائیل همواره به عنوان یکی ار ارجحیت های آمریکا به حساب می آید، بویژه از سال ١٩٥٦ که نقش فرانسه و بریتانیا در آنجا کاهش یافت. از این پس، همان طوری که فیلیپ دروز- ونسان در یک تحلیل موشکافانه از «موقعیت آمریکا» در خاور میانه می نویسد، این منطقه جای آمریکای لاتین را به مثابه «حیاط خلوت فعلی» آمریکا گرفته است (٣). باید یک بعد اضافی را نیز یادآوری کرد که شبه قاره آمریکائی اصلا نمی توانست آنرا دارا باشد و آن، جبهه نبرد حیاتی یک جنگ جهانی سوم است.
چشم انداز منطقه دگرگون شده است. تردیدی نیست که هدف استراتژیکی پنتاگون و نو محافظه کاران از ابتدا همین بود، ولی در این که آنان موفق شوند به هدف های منطبق بر آرزوی دگرگونی منطقه جهت استقرار سلطه شان بصورتی دائمی دست یابند، تردید وجود دارد. امری که رهبران فرانسه و بریتانیا پس از جنگ اول جهانی توانستند محقق کنند.
در افغانستان، عراق و لبنان، دخالت مستقیم ارتش های غربی
این «خاورمیانه بزرگ» به یک «حوزه یک جنگ بی حد و مرز» تبدیل شده که ویژگی آن شمار زیاد کشمکش های خونین و همچنین دخالت مستقیم ارتش های غربی و نیز همزمانی آن ها است. هرج و مرج افغانستان را فراگرفته، در حالی که نیروهای آمریکا و پیمان ناتو هرلحظه بیشتر در منجلاب آن فرو می روند . عراق هم زمان با مقاومت با اشغال خارجی و نیز درگیری های عقیدتی و میان قومی مواجه است که صدها هزار قربانی بجای گذاشته است و حتا بنا بر اظهارات برخی ناظران، تعداد آنان بیش از قربانیان نسل کشی رواندا بوده و زخمی که ایجاد شده به این آسانی ها قابل التیام نیست.
bamdadpress@ownit.nu 










هنگامی امضای شما را در پای نوشته مشترک مندرج در لوموند 28 فوریه، زیر عنوان (سازمان ملل بر ضد حقوق بشر) دیدم که از برکت بمباران بدون وقفه ارتش اسرائیل، صدها کشته و زخمی از مردم بیدفاع نوار غزه، بر خاک بلادیده فلسطین بر جا مانده است.
امضای شما در کنار امضای کسانی است که چه در مقام همکیشی و همنژادی و چه در مقام هممسلکی و همعقیدتی سیاسی، سالهای درازی است که در هر موقعیت و به هر مناسبت با احساس تکلیف و تعهد و تعصب، با گذاشتن پا بر روی حق مسلم مردم بیپناه فلسطین از استمرار تجاوز و ادامه اشغال نظامی سرزمین فلسطین با حمایت بیقید و شرط آمریکا با استفاده از جایگاههای ممتاز اجتماعی و علمی و سیاسی خود، در وسایل ارتباط جمعی و افکار عمومی غرب دفاع میکنند.
بر خود بقبولانیم که خانم الیزابت بادنتر و پاسکال برونر و ژرژ شارپاک و پاتریک کسل و آلنفینکیلکرو و برنار دبره و کورین لاپاژ و الی ویزل و کلود لانزمان و غیره به خاطر همکیشی و همنژادی، و امثال آندره تقیاف به علت هممسلکی و همعقیدتی خواستهاند با وقوف کامل به دروغی که در این نوشته میبافند و به خورد افکار عمومی (معمولاً بیاطلاع) میدهند، با گذاشتن یک درخت ظاهر فریب در جلوی صحنه، جنگل سیاه و انبوهی را که در پشت مخفی شده است، از دید تماشاچی پنهان کنند. خانم شهلا شفیق اما شما چرا؟
خانم شهلا شفیق شما چرا بر پای نوشتهای امضا میگذارید که عنوان برجسته و چهارستونی آن در لوموند 28 فوریه سراپا مجعول و عاری از حقیقت است
جمعی که شما به آنها پیوستهاید به خوبی میدانند که سازمان ملل در مدت شصت سال پس از اعلامیه جهانی حقوق بشر درختی خوشنما و سروی بیثمر است که در پشت بنای بستر تو خالی آن، جنگلی سیاه از جانوران وحشی و تشنه خون و پول با چنگالهائی مجهز به آتش ویرانگر مرگ و گرسنگی و کینه مسلط بر فضای زمینی و دریائی و هوائی کره خاکی ما وجود دارد که نام آن «شورای امنیت سازمان ملل متحد» است. آن جانوری که در ظاهر پرفریب نیرومندترین مدافع آزادی و دموکراسی، با توطئه کودتای 28 مرداد 1332 حرکت آزادیخواهی و مردمسالاری را در ایران به حمایت از شاه و به خاطر منافع سرشار شرکتهای نفتی خود منکوب کرد، و با حمایت بیقید و شرط از اسرائیل به خاطر حق وتوی خود در مدت شصت سال پس از تأسیس آن همه قرارهای شورای امنیت را در تخلیه اراضی اشغالی فلسطین به دست اسرائیل به زبالهدانی سازمان ملل انداخت یکی از پنچ عضو اصلی این جنگل پرتوحش است و هموست که با دشمنی علنی با آزادی و مردمسالاری ایران و با نشاندن مجدد شاه بر تخت سلطنت استبداد خودکامه راه صعود تدریجی دینمداران حوزههای مذهبی را به قله قدرت و حکومت سیاسی استقرار ولایت مطلقه فقیه هموار نمود.
آن جانوری که به نام حمایت از زحمتکشان و تهیدستان و برای جلوگیری از سقوط حکومت پوشالی نظامیان افغانی در برابر موج فزاینده انقلاب بهمن 1357 ایران، افغانستان را با نیروی نظامی اشغال کرد و راه خروج طلبههای مدارس قرآنی پاکستانی را به کمک دلارهای عربستان سعودی با سازماندهی آمریکا و پاکستان به جبهه مبارزه با ارتش سرخ گشود، از اعضای با نفوذ همان جنگلی است که به نام شورای امنیت چرخ سازمان ملل را در محور منافع سیاسی ـ افتصادی خود از زمان تأسیس تا امروز میچرخاند. و هموست که با استفاده اختصاصی از حق وتوی خود بر هر گونه مداخله سازمان ملل و مجامع غیر دولتی مدافع حقوق بشر را در نگاه بر مصیبت و ستمی که از مسکو بر مردم بیدفاع چهچن و جمهوریهای مسلمان فدراسیون روسیه میگذرد مهر باطله میزند.
آن جانوری که با تئوری محاصره شهرها از راه روستاها برای رهائی صدها میلیون انسان زیر ستم با تسلط قدرت بر جمهوری جوان وارث امپراطوری هزار ساله در اشغال سرزمین تبت و زیر و روکردن هویت فرهنگی و سنتی مردم بیدفاع آن لحظهای غفلت نکرد و اکنون بر سر مردم مسلمان ترکستان شرقی تابع خود در همان راهی است که همسایه دیوار به دیوار خود در چهچن و همکار صمیمی خود در شورای امنیت سازمان ملل میرود. از مستعمرهچیهای قدیمی اروپا که اکنون خود در جنگلی لبریز از تشنگی پول و خون با حق وتو نشستهاند بگذریم که در ظاهر خلع شده از خلعت استعمارگری بر سجاده دموکراسی به لباس گربه شد عابد و مسلمانا نشستهاند بگذریم که به نسبت قوای تحلیل رفته خود با حداکثر توانائی از تجربههای اندوخته خود در خوردن لاشههای بازمانده از شکار پر زورترها لحظهای مسامحه نمیکنند که در جنگل وحوش اگر در سهمیهبندی حق وتو همه برابرند اما به قول ژرژ اورول، برخی برابرترند.
به این ترتیب وقتی دبیر کل سازمان ملل و مسئولان صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی ـ سازمان خواربار و کشاورزی جهانی ـ سازمان یونیسف ـ سازمان یونسکو ـ سازمان تجارت جهانی ـ سازمان پناهندگی جهانی و همه ارکان وابسته به سازمان ملل جز با تأیید و تصویب پنچ عضو اصلی و دارای حق وتو در شورای امنیت این سازمان ، منصوب نمیشوند و هنگامی که پطرس غالی دبیر کل مصری سازمان ملل به خاطر عدم رضایت کلینتون رئیس جمهور آمریکا از طرز برخورد او با سیاست آمریکا از تجدید دورۀ دیگر در مقام دبیر کلی محروم میشود و تاریخ شصت ساله سازمان ملل متحد مملو از این گونه دخالتهاست، باید به این نتیجه برسیم که شورای امنیت سازمان ملل در حقیقت رکنی از ارکان تابعه سازمان نیست، بلکه سازمان ملل متحد تابع سیاست و منافع سیاسی ـ اقتصادی ـ نظامی پنچ عضو سازمان ملل متحد عموماً و آمریکا در رأس آن خصوصاً میباشد