۱۳۸۸ آبان ۲۲, جمعه

نگرانی از «تکرار فاجعه دهه شصت»

مصاحبه‌گر: میترا شجاعی

عاطفه نبوی یکی دیگر از بازداشت‌شدگان پس از انتخابات، به محاربه از طریق ارتباط با سازمان مجاهدین خلق متهم شده است. نسرین ستوده وکیل او می‌گوید قاضی به وی گفته مجازات این اتهام از ۵ سال حبس تا اعدام است.

عاطفه نبوی شب ۲۵ خرداد پس از راهپیمایی بزرگ معترضان به همراه هفت تن دیگر از دوستان و اقوامش در منزل یکی از آنان بازداشت شد. اولین جلسه رسیدگی به اتهامات او نزدیک به پنج ماه پس از بازداشتش روز چهارشنبه ۲۵ آبان در شعبه ۱۲ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

نسرین ستوده وکیل وی می‌گوید موارد متعدد نقض قانون در پرونده موکلش وجود دارد. وی همچنین از نحوه‌ی غیرعادی صحبت کردن قاضی دادگاه با متهم می‌گوید. به گفته‌ی خانم ستوده قاضی به متهم گفته می‌توانیم حکم اعدام برایت صادر کنیم و وقتی با اعتراض متهم روبرو شده، پاسخ داده که این را برای شوخی گفتم. عاطفه نبوی به قاضی دادگاه می‌گوید: «آیا تا به حال کسی در مورد اعدام با شما شوخی کرده است؟»

دویچه‌وله: خانم ستوده روز چهارشنبه ۲۰ آبان دادگاه رسیدگی به اتهامات موکل شما عاطفه نبوی برگزار شد. در این دادگاه چه گذشت؟

نسرین ستوده: عاطفه نبوی در روز ۲۵ خرداد بعد از انجام آن راهپیمایی بزرگ در تهران، به اتفاق هفت نفر دیگر در منزل یکی از دوستان خانوادگی‌شان بدون ارائه‌ی قرار بازداشت و به طور غیرقانونی بازداشت می‌شوند. این بحث غیرقانونی بازداشت ایشان تا امروز هم ادامه دارد. چون به هیچ وجه این روند که پایان هر ماه قرار بازداشت ایشان دوباره تمدید شود، به ایشان ابلاغ شود و ایشان فرصت اعتراض داشته باشد، این‌ها هیچ کدام طی نشده بنا بر این، ادامه بازداشت ایشان غیرقانونی است. چون به موجب قوانین ایران این عمل جرم است، من اول از همه به رئیس دادگاه این موضوع را اعلام کردم وگفتم سریعاً می‌خواهم قرار بازداشت ایشان فک (فسخ) شود و ایشان آزاد شوند. ثانیاً قاضی باید حداقل علیه بازپرس مربوطه و همین طور رئیس زندان اعلام جرم کند یا می‌تواند به موجب اعلام من وارد رسیدگی شود. متأسفانه این هردو که از حقوق اساسی موکل من بوده، با بی‌توجهی دادگاه مواجه شده است. اما به دلیل لوایح متعددی که من در پرونده قرار داده‌ام، انتظار دارم که قاضی به مسئولیت قانونی خودش عمل کند و نسبت به این بازداشت غیرقانونی سریعاً اقدام کند.

اتهام موکل شما «محاربه از طریق ارتباط با سازمان مجاهدین خلق» ذکر شده است. آیا این خبر درست است؟

بله. متأسفانه آنچه به لحاظ مدرک در پرونده وجود دارد و موکل من هم می‌پذیرد شرکت در راهپیمایی ۲۵ خرداد است و می‌گوید هر مجازاتی دارد من آن را تحمل می‌کنم به دلیل اعتقاداتی که دارم. اما ایشان به دلیل شرکت در همین راهپیمایی به «محاربه» متهم شده‌اند که کاملاً غیرقانونی است و من امیدوارم که دادگاه با بیطرفی و انصاف رسیدگی کند. اما یک نکته‌ی خیلی مهمی در این پرونده وجود دارد. طبق اطلاعات موثقی که ما به دست آورده‌ایم، بازپرس این پرونده از تاریخ ۱۴ شهریور یا از محل کار خودشان منتقل و یا از خدمت در دستگاه قضایی منفصل شدند. اما از تاریخ ۱۴ شهریور حق صدور حکم نداشتند. طبق آنچه نقل و انتقالات موکلم از زندان به بازپرسی نشان می‌دهد، ایشان در اواخر شهریور یا در اوایل مهرماه به بازپرسی آورده‌شده‌ و آخرین دفاع از ایشان گرفته شده است. اما تاریخ قرار مجرمیت ایشان مردادماه صادر شده است. اگر قاضی عملاً بعد از صدور قرار انتقال یا انفصال از خدمتش مبادرت به صدور چنین قراری به تاریخ ماقبل کرده باشند، به موجب قانون این کار غیرقانونی و قابل تعقیب قصایی هم هست. حق موکل من برای تحقیق در این مورد کاملاً محدود است.

اما آنچه مهم بود در تمام مراحل بازجویی و هم در جلسه‌‌ی دادگاه مداوماً سوابق خانوادگی موکلم مورد سؤال قرار می‌گرفت که این امر مورد اعتراض من واقع شد. همین طور در این جلسه متأسفانه قاضی موضع سیاسی‌شان را در قبال انتخابات اعلام کردند که باز مورد اعتراض من واقع شد. ولی بلافاصله ایشان گفتند من موضع سیاسی‌ام را در صدور این حکم هیچ دخالت نمی‌دهم. من در این پرونده ضمن این که از هرگونه پیشداوری نسبت به قاضی خودداری می‌کنم، ولی امیدوارم استثناً قاضی استقلال خودش را حفظ کند و بدون این که از نهادهای اطلاعاتی و امنیتی استعلام کند و با توجه به مدارک محکمه پسندی که در پرونده وجود دارد، این حکم را صادر کند. در این صورت و چنانچه نهادهای اطلاعاتی در پرونده‌ی موکل من مداخله نکنند، قطعاً برای موکل من حکم برائت صادر می‌شود.

در خبرها آمده است که قاضی در جلسه‌ی دیروز دادگاه به موکل شما گفته که بازجو برایت تقاضای پنج سال حبس تا اعدام را کرده است. آیا این درست است؟

قاضی دادگاه به دلیل اتهام محاربه‌ای که متوجه خانم نبوی بود، به ایشان گفت که اگر ما بخواهیم براساس تقاضای بازجوی اطلاعات عمل کنیم، محاربه از پنج سال تا اعدام می‌‌تواند مجازات داشته باشد. و یک شوخی هم بین این‌ها رد و بدل شد در زمینه‌ی اعدام که ایشان گفتند، حالا ببینیم شاید هم اعدام بدهیم. بعد که با اعتراض خانم نبوی مواجه شدند، گفتند نه این کاملاً شوخی بود، جدی نبود. بعد خانم نبوی خیلی آرام از ایشان پرسیدند که آیا تا بحال در زمینه‌ی اعدام کسی با شما شوخی کرده؟ و قاضی پاسخی نداشت بدهد.

با اتفاقی که دیروز افتاد و یک فعال کرد احسان فتاحیان متأسفانه به اتهام محاربه، بعد از این که حکم دادگاه بدوی دهسال برایش تعیین شده بود، دادگاه تجدید نظر حکم اعدام داد و حکم اعدامش نیز متأسفانه دیروز اجرا شد، این نگرانی وجود دارد، بخصوص در جامعه بین‌المللی که قصد و نیتی براین است که چنین احکامی برای متهمان حوداث بعد از انتخابات صادر بشود. در مورد این پرونده‌ی خاص و پرونده‌ی دیگر موکلانتان آیا چنین نگرانی‌ای را دارید؟

من کاملاً نگران این موضوع هستم. حتی در چشم‌اندازی گسترده‌تر و درازمدت‌تر من نگران تکرار فاجعه‌ی دهه‌ی شصت هستم که در آنجا هم بسیاری به زندان پنج سال، هفت سال و هشت سال متهم شده بودند، بسیاری به زندان‌های طویل‌المدت محکوم شده بودند اما ناگهان با محاکمه‌ی مجدد اعدام شدند! نکته‌ی دیگری که من در مورد یکی از موکلان خودم آقای آرش رحمانی‌پور می‌خواهم به آن اشاره کنم، که ایشان هم توسط قاضی صلواتی به اعدام محکوم شده‌اند، این است که اساساً با ورود وکلای مستقل به این پرونده‌ها، تخلفات کیفری و انتظامی متعددی در این پرونده‌ها آشکار شده است. در بسیاری از این پرونده‌ها اساساً کیفرخواستی وجود ندارد. در پرونده‌ی آقای آرش رحمانی‌پور موکل ۱۹ ساله‌ی من اساساً قرار مجرمیتی وجود ندارد. قرار مجرمیت یک رکن اساسی پرونده است و وقتی این قرار وجود نداشته باشد اصلاً نمی‌شود ثابت کرد که این شخص جرمی مرتکب شده است. ناگهان طبق اظهار پدرشان وزارت اطلاعات پرونده را از شعبه‌ی ۳ بازپرسی تحویل گرفته و سپس قاضی مرتضوی کیفرخواست صادر کرده و قاضی صلواتی هم ایشان را محاکمه کرده است. بنابراین الان آن پرونده برای رسیدگی مجدد باید به شعبه‌ی بازپرسی مربوطه عودت داده شود. بنابراین من فکر می‌کنم حتی در آن پرونده‌ها اگر دقیق مورد بررسی قرار بگیرند، ما با چنین تخلفات آشکاری مواجه خواهیم شد.

مصاحبه‌گر: میترا شجاعی
تحریریه: مصطفی ملکان

یک شعر برای ندا وعکسهای ندا آقا سلطان


اخبار روز م.ک

ندای سرخ:

وقتی که خون سرخ " ندا" را

برخاک ریختند،

خورشید سبزتر شد

ودر سکوت جاری میدانها

صد ها هزار سرو و صنوبر

جوانه زد،

"صدها هزارجنگل شاداب،

ناگهان:

رویید از زمین!"

وقتی که خون سرخ " ندا" را

برخاک ریختند،

بادی شتابناک،

روی چنارسوخته شیون کرد

و بوته ی جوان شقایق

درباغ،

پیراهنی زشعله به تن کرد!


وقتی که خون سرخ " ندا" را

برخاک ریختند،

خورشید خسته بود،

و عصرآفتابی خرداد

اندوهگین و تلخ،

رگبار تیر را

به تماشا نشسته بود!

وقتی که خون سرخ " ندا" را

برخاک ریختند،

آن سوی چار راه،

جوانان،

تابوت را

گردونه ی شکسته ی ماموت را

پرشور،

سوی مزبله می راندند!

آنسو َترَ ک، رفیقان

با هم

" سرود یار دبستانی"

می خواندند!

و زیر پایشان

تندیس ِ آسمانی ِ ابلیس

می شکست!

آی ....ای ندای سرخ

آی.... ای نوای سبز

آی ....ای صدای دانش و موسیقی

آی .... ای سرود خشم جوانان میهنم

وقتی که خون سرخ و جوانت را

برخاک ریختند،

اینجا،

در این جزیره ی غربت

در این کویر سرعت و بیهودگی

من با هزار عاشق دیگر

گریستم،

و در سکوت خویش

سرودم:

"ایکاش در کنار تو بودم

وقلب شصت سالگی ِ من

آماج آن گلوله سربین

می شد

ایکاش

من به جای تو بودم!

ایکاش..."

اکنون تو نیستی

و جسم نازنینت

چون گنج شایگان

در خاک سرد گورغنوده ست

اما حرامیان همه می دانند

که آخرین نگاه تو،

با آن دو چشم باز

صدها هزار پنجره ی سبز

سوی بهارو صبح

گشوده ست

سوی بهار خرم آزادی!

شب، مثل یک مترسک منحوس

در چارراه اصلی شهر

ایستاده است

و سایه اش زمین را تاریک می کند

اما شکوه باغ

باجلوه ی بنفشه و نرگس

وسوسن وشقایق و نیلوفر

رویای دلنشین " ندا" را

نزدیک می کند!

اول تیر 88





via From Dusk Till Dawn by noreply@blogger. com (Atrina) on 11/6/09
14 Photos:

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\uk_video2.gif

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\5030385.JPG

ندا آقاسلطان در روز 20 ژوئن 2009 در تهران كشته شد چند روز پيش سي ان ان با مادر او مصاحبه ايي انجام داد.

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\9323291.JPG

ندا سومين فرزند خانواده بود

هاجر رستمي , مادر ندا آقاسلطان بعد از چهار ماه از ناراحتي و دردي كه در اثر از دست دادن ندا احساس مي كند صحبت كرد. او از ميليونها مردمي كه در سرتاسر جهان ياد ندا را گرامي داشتند و به حمايت و ياد او راهپيمايي كردند , سپاسگزاري كرد.

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\1514481.JPG

هاجر رستمي اضافه كرد كه قبل از اينكه ندا به نامي جهاني تبديل شود او دختري فعال و سرزنده بود كه هميشه براي هرچيزي جوابي داشت

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\6504576.JPG

ندا در 4 سالگي

او دختري بسيار دوست داشتني و مهربان بود و هيچگاه به دوستانش زور نمي گفت.

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\2916932.JPG

ندا در 5 سالگي

هاجر رستمي : آخرين صحبت رو در روي ما در مورد اوضاع سياسي داخل ايران بود.

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\4099780.JPG

ندا در 7 سالگي

تفريح مورد علاقه ندا ورزش بود و همچنين او حمام آفتاب گرفتن در استخر ناحيه شان را دوست داشت و آخرين غذايش هم غذاي محبوبش كباب تابه اي بود.

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\5279872.JPG

ندا در دوران دبستان

ندا عاشق پيانو بود و هميشه از برادر كوچكترش مي خواست كه نواختن پيانو را ياد بگيرد . درست چند روز قبل از كشته شدنش , پيانويي را كه قبلا خريده بود براي برادرش آورد.

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\8682736.JPG

هاجر رستمي : برادر كوچك ندا , هر روز بعد از اينكه از سر كار به خانه بر مي گردد , به ياد ندا مي خواند و پيانو مي زند و اين چيزي است كه هر روز عصر ما را به دور هم گرد مي آورد.

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\7809337.JPG

ندا از شوهرش طلاق گرفته بود و بعد از جدايي از شوهرش سعي كرد كه شغلي براي خود پيدا كند ولي تقريبا غير ممكن بود هر بار كه به مصاحبه ايي ميرفت يا فرم استخدامي را پر ميكرد احساس ميكرد به او به گونه ايي متفاوت نگاه مي كنند , پس تصميم گرفت كه در خانه بماند.

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\5121816.JPG

ندا در تولد 24 سالگي اش

درست شب قبل ازكشته شدن ندا درخيابان هاي تهران , او از خوابي كه ديده بود براي مادرش گفت .

ندا به مادرش گفته بود : در خواب جنگي را ديدم كه من در صف اول آن بودم.

C:\Documents and  Settings\Administrator\Desktop\1_files\7559530.JPG

خانواده ندا ا ز محلي كه ندا كشته شده بود ديدن كردند . جايي كه ندا به قتل رسيد فقط 26 قدم تا ماشينش فاصله داشت.

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\5426634.JPG

آخرين هديه ندا به مادرش عطر بود. هديه تولدي كه مادرش را بسيار خوشحال كرده بود.

هاجر رستمي : شما نميدانيد چقدر سخت است وقتي به او فكر ميكنم خيلي سخت است صحبت در مورد او بسيار سخت است .

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\2098493.JPG

مادر ندا هر جمعه بر سر فبر او مي رود.

C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop\1_files\6097183.JPG

چهار ماه بعد از كشته شدن ندا , مادر ندا و خانواده او از مليونها نفر در دنيا كه ياد ندا را به عنوان شهيد راه آزادي گرامي داشتند سپاسگزاري كردند

صنعتی شدن تجارت سکس و کالایی شدن

نوشته شده توسط ریچارد پولین
برگردان: ب.کیوان

اکثریت بسیار بزرگ تحلیل‌های جهانی شدن سرمایه‌داری معاصر جنبة سیاره‌ای صنعت تجارت سکس را در نظر نمی‌گیرد (۱).
این بخش از اقتصاد جهانی در توسعة کامل که از جابجایی بسیار مهم جمعیت بوجود می‌آید و سودها و درآمدهای باورنکردنی پدید می‌آورد، ویژگی‌های اساسی و بی سابقة مرحلة جدید اقتصاد سرمایه‌داری را به نمایش می‌گذارد. رشد برق آسای آن بطور جدی حقوق اساسی بشر، به ویژه حقوق زنان و کودکان را که به کالاهای سکسی تبدیل شده‌اند، زیر سئوال برده است. دینامیک کار چنین است که سازمان‌های بین‌المللی از ۱۹۹۵، پس از تحلیل و گفتمانی که افشاگر بدترین نتیجه‌های جهانی شدن بازار سکس است، موضع‌هایی را پذیرفتند که به آزادسازی روسپی گری و بازارهای سکس گرایش دارد. در حقیقت، آنچه سازمان جهانی تجارت(OMC) به نفع جهانی شدن نولیبرالی از آن دفاع می‌کند، اکنون جای ارگان‌های گوناگون اروپایی و بین‌المللی، از جمله سازمان ملل متحد را، در قلمرو بهره برداری جنسی از زنان و کودکان گرفته است.

صنعتی شدن تجارت سکس و کالایی شدن
جهانی شدن سرمایه‌داری امروز به «کالایی شدن» بی‌مانند وجودهای بشری در تاریخ نیاز دارد. طی ۳۰ سال دگرگونی بسیار فاجعه بار تجارت سکس به صنعتی شدن، مبتذل شدن و انتشار پرحجم آن در مقیاس جهانی انجامیده است (۲). این صنعتی شدن همزمان قانونی و غیرقانونی که میلیاردها دلار (۳) درآمد ببار می آورد، بازار مبادله‌های سکس را رونق داده که در آن میلیون ها زن و کودک به کالاهایی با مشخصه سکس تبدیل شده‌اند. این بازار از توسعة پرحجم روسپی گری (مخصوصاً در نتیجه حضور نظامیان درگیر جنگ و یا اشغال سرزمین ها) (۴) به ویژه در کشورهای تازه صنعتی شده، از توسعة بی سابقه صنعت توریستی (۵)، پیشرفت و عادی سازی هرزه نگاری (۶)، بین‌المللی شدن ازدواج‌های هدایت شده (۷) و همچنین نیازهای انباشت سرمایه بوجود آمده است.

این تأیید که صنعت تجارت جنسی وجود داشته از این دلیل سرچشمه می گیرد: بویژه اینکه ما با توسعة تولید انبوه ثروت‌ها و خدمات جنسی روبروییم که تقسیم منطقه‌ای و بین المللی کار را بوجود آورده است. « ثروت‌ها» در بخش بزرگی از وجودهای انسانی تشکیل شده که به فروش خدمات جنسی مشغول‌اند. این صنعت که در یک بازار جهانی شده گسترش یافته و هم زمان سطح محلی (۸) و سطح منطقه ای را یکپارچه می سازد، به نیروی اقتصادی پرهیزناپذیر تبدیل شده است.

روسپی گری و صنعت های جنسی مرتبط با آن – میکده ها، با شگاه های رقص، روسپی خانه ها، سالن های ماساژ، مزون های تولید هرزه نگاری و غیره – روی اقتصاد زیرزمینی پرحجم تکیه می کنند که توسط پااندازی‌های مرتبط باجنایت سازمان یافته کنترل می شود و به نیروهای نظم فاسد سود می رساند. زنجیره های هتل داران بین المللی، شرکت های هوایی و صنعت توریستی وسیعاً از صنعت تجارت جنسی سود می برند و به دولت ها نیز از این بابت سود می رساند.

در ۱۹۹۵، برآورد شده است که درآمدهای روسپی گری در تایلند بین ۵۹ و ۶۰ درصد بودجه دولت را تشکیل می داد(۹). بی دلیل نیست که این دولت در ۱۹۸۷ توریسم سکس را با این عنوان افزایش داد: « یکی از میوه‌های تایلندی شیرین‌تر از دوریان [ یک میوه محلی] زنان جوان‌اند» (۱۰) در ۱۹۹۸، سازمان بین المللی کار برآورد کرد که روسپی گری بین ۲ و ۱۴ درصد مجموع فعالیت های اقتصادی تایلند، اندونزی، مالزی و فیلی پین را تشکیل می دهد (۱۱). طبق بررسی بیشوپ و روبینسون (۱۲) صنعت توریستی ۴ میلیارد دلار در سال برای تایلند عایدی دارد.

صنعتی شد تجارت سکس و فراملی شدن آن عامل های اساسی هستند که روسپی گری معاصر را بطور کیفی از روسپی گری دیروز متمایز می سازد. مصرف کنندگان از این پس می توانند در خلال جهان به پیکرهای جوان، حتی بسیار جوان « خارجی» بویژه برزیل ، کوبا، روسیه، کنیا، سری لانکا، فیلی پین، ویتنام، نیکاراگوئه و جاهای دیگر دسترسی داشته باشند.

عامل دیگری که خصلت کیفی متفاوت به تجارت سکس امروز می دهد، این واقعیت است که روسپی گری به استراتژی توسعة برخی کشورها تبدیل شده است. زیرفشار استرداد وام، بسیاری از دولت های آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا از جانب سازمان های بین المللی چون « صندوق بین المللی پول» و « بانک جهانی» – که وام های کلان می دهند – به توسعة صنعت های توریسم و تفریحی تشویق شده اند. در هر یک از این موردها، پیشرفت این بخش ها به جهش صنعت توریسم جنسی میدان داده است (۱۳).

در برخی موردها، مانند نپال، زنان و کودکان بطور مستقیم در بازارهای منطقه ای یا بین المللی (بویژه در هند و هنگ کنگ) عرضه می شوند، بی آنکه کشور مورد بحث توسعة گویای روسپی گری محلی را به رسمیت بشناسد. در دیگر موردها مثل تایلند، این امر توسعة همزمان بازار محلی و بازارهای منطقه ای و بین المللی را در پی داشته است (۱۴). امّا در همه موردها، ملاحظه می شود که گردش این کالاها چه در مقیاس فراقاره ای یا فراملی از منطقه های کم متمرکز سرمایه به منطقه های بسیار متمرکز سرمایه جریان دارد. از این رو، برآورد شده است که طی ۱۰ سال دویست هزار زن و دختر جوان بنگلادشی به طرف پاکستان در تردد بوده اند (۱۵). در صورتی که ۲۰ تا ۳۰ هزار روسپی تایلندی منشاء برمه‌ای دارند (۱۶).

جهانی شدن سرمایه از این پس با زنانه شدن بیش از پیش گسترده مهاجرت ها توصیف می شود (۱۷). بخش مناسبی از جریان مهاجرت به سمت کشورهای صنعتی انجام می گیرد (۱۸). روسپی های خارجی که آشکارا در پایین سلسله مراتب روسپی گری قرار دارند، بطور اجتماعی و فرهنگی منزوی هستند و در بدترین شرایط ممکن بهداشتی کار می کنند. تمام اقتصاد سیاسی روسپی گری و معاملة زنان و کودکان باید در اصطلاح کلاسیک برپایة تحلیل نابرابری های ساختاری، توسعة نابرابر و مرکب و سلسله مراتبی بودن بین کشورهای امپریالیستی و کشورهای وابسته شالوده ریزی شود.

وضعیت زنان و کودکان سیر پسروانه پیدا کرده: چنانکه، در بسیاری کشورهای جهان سوّم و همچنین در کشورهای اتحاد شوروی سابق و اروپای شرقی، زیر تأثیر سیاست های تعدیل ساختاری و آزادسازی اقتصاد، زنان و کودکان به ماده خـام جدید (New Raw Resouces ) در چارچوب توسعة تجارت ملی و بین المللی تبدیل شده اند. از دید اقتصادی، این کالاها با امتیاز دوگانه توصیف می شوند: پیکرها همزمان ثروت و خدمات اند. دقیق تر بگوییم، ما با کالایی شدن نه فقط پیکر، بلکه با کالایی شدن زنان و کودکان روبروییم. اندیشة رایج پیدایش شکل جدید بردگی در توصیف تجارتی که موضوع آن میلیون ها زن و کودک اند، از آنجاست.

این واقعیت ها شرایط و توسعة جهانی شدن کنونی سرمایه داری را در مورد زنان و کودکان که مورد بهره برداری تجارت جنسی اند، مشخص می کنند. باید سایر عنصرهای تعیین کننده را افزود. آدم ربایی، تجاوز به زور و خشونت از عامل های رونق این صنعت اند. آنها نه فقط برای توسعة بازارها، بلکه همچنین برای « تولید» این بازارها جنبه اساسی دارند: زیرا به « کارکردی» کردن آنها برای این صنعت که به آمادگی کلی پیکرها نیاز دارد، کمک می کنند. ۷۵ تا ۸۰% روسپی ها در کودکی مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته اند(۱۹). بیش از ۹۰% روسپی ها زیر کنترل پااندازها قرار دارند (۲۰).

یک بررسی درباره روسپی های خیابانی در انگلستان نشان می دهد که ۸۷% روسپی ها قربانی خشونت طی ۱۲ ماه اخیر بوده اند (۲۱). ۴۳% از میان آنها از پی آمدهای سوءاستفاده حاد جسمی رنج می برند. یک بررسی آمریکایی اعلام داشته است که ۷۸% روسپی ها قربانی تجاوز به عنف از جانب پااندازها و مشتریان (بطور متوسط ۲۹ بار در سال) هستند؛ ۴۹% قربانی ربودن و انتقال از یک کشور به کشور دیگر بوده اند و ۲۷% معلول شده اند (۲۲). سن متوسط ورود به روسپی گری در ایالات متحد ۱۴ سال است(۲۳). آیا می توان تأیید کرد که در چنین شرایط به راستی روسپی «آزاد» و غیراجباری وجود دارد؟

در کشورهایی که روسپی گری قانونی است، روسپی های خارجی بخاطر وضعیت ناپایدار مهاجرت به مقیاس زیادی مخفی بکار گرفته می شوند و از قاعده های بهداشتی که لازمة «مراقبت» از روسپی ها و خریداران سکس است، بی بهره اند.

سرانجام اینکه، روسپی گری از راه استثمار زنان اقلیت های قومی نیز توسعه می یابد. از این رو، در ۱۹۸۰، ۴۰درصد روسپی‌های تایپه (تایوان) از منشاء بومی استرالیا موضوع معامله بوده اند (۲۴). در مقیاس جهانی، مشتریان شمال از زنان جنوب و شرق سود می جویند. در خود جنوب مشتریان ملی از زنان و کودکان اقلیت های ملی یا نژادی سوء استفاده می کنند.
پیشرفت روسپی گری

طی سه دهة اخیر، اغلب کشورهای نیمکره جنوبی با رشدی فنومنی روبرو بوده اند. طی یک دهه وضعیت کشورهای اتحاد شوروی سابق و اروپای شرقی و مرکزی چنین بوده است. میلیون ها زن، نوجوان و کودک در ناحیه‌های « داغ» مادر شهرهای کشور خاص خود یا مادر شهرهای کشورهای مجاور زندگی می‌کنند. طبق برآورد ۲ میلیون زن در تایلند (۲۵)، ۳۰۰ هزار در فیلی پین (۲۶)، ۵۰۰ هزار در اندونزی (۲۷)، نزدیک به ۸ میلیون در هند (۲۰۰ هزار آن نپالی) (۲۸)، ۱ تا ۵/۱ میلیون در کره (۲۹)، ۱۴۲ هزار در مالزی (۳۰)، بین ۶۰ تا ۲۰۰ هزار در ویتنام (۳۱)، ۱ میلیون در ایالات متحد، بین ۵۰ تا ۷۰ هزار در ایتالیا (نیمی از آن خارجی بویژه نیجریه‌ای)، ۲۵ هزار در هلند (۳۲)، بین ۵۰ تا ۴۰۰ هزار در آلمان (۳۳) (شاید بیش از ۲۰۰ هزار (۳۴) – این روسپی ها در روز (۳۵) ۲/۱ میلیون خدمات سکسی به مشتریان می فروشند) و ۲۰۰ هزار در لهستان (۳۶) به روسپی گری مشغول اند.

طبق برآورد یونیسف یک میلیون کودک هر سال وارد صنعت تجارت سکس می شوند (۳۷). صنعت روسپی گری کودکان از ۴۰۰ هزار کودک در هند (۳۸) (که برخی مذهب ها آن را مشروع می دانند)، ۷۵ هزار کودک در فیلیپین (۳۹)، ۸۰۰ هزار در تایلند (۴۰)، ۱۰۰ هزار در تایوان (۴۱)، ۲۰۰ هزار در نپال (۴۲)، ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزار کودک در ایالات متحد (اگر مجموع صنعت سکس را اضافه کنیم، رقم ها به ۴/۲ میلیون می رسد) و نیز از ۵۰۰ هزار کودک در آمریکای لاتین بهره برداری می کند. برآورد شده است که در چین توده ای بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار کودک روسپی وجود دارد. در برزیل، برآوردها بین ۵۰۰ هزار تا ۲ میلیون در نوسان (۴۳) است؛ ۳۰% روسپی های کامبوج کمتر از ۱۷ سال دارند (۴۴). طبق برآورد برخی بررسی‌ها طی یک سال یک کودک روسپی « خدمات جنسی»اش را به ۲۰۰۰ نفر می فروشد. (۴۵)

تردد زنان و کودکان
به موازات پیشرفت روسپی گری محلی در پیوند با مهاجرت از روستاها به سوی شهرها، صدها هزار زن جوان به سمت مرکزهای شهری ژاپن، اروپای غربی و آمریکای شمالی برای « عرضة» خدمات جنسی در چارچوب صنعت سکس رو به کمال کشورهای صنعتی به مشتری‌های مذکر پرشمار جابجا شده اند. این مهاجرت ها از روستاها به مرکزهای شهری نزدیک یا دوردست هیچ نشانه‌ای از کندی سرعت بدست نمی دهند (۴۶). برعکس همه چیز حاکی از ادامه رشد حیرت انگیز آن است.

تردّد زنان و کودکان در مقیاس جهان به صورت پرحجم انجام می گیرد. زنان و کودکان جنوب و جنوب شرقی آسیا گروه بسیار مهمی را در این زمینه تشکیل می دهند. روسیه و کشورهای مستقل اتحاد شوروی سابق (با ۱۷۵ هزار نفر در سال) دومین گروه در این رتبه مهم را تشکیل می دهند. پس از آن آمریکای لاتین و کارائیب (تقریباً با ۱۰۰ هزار نفر) و آفریقا (با ۵۰ هزار نفر) (۴۷) قرار دارند.

شمار روسپی هایی که از فیلیپین، تایوان، تایلند و روسیه به ژاپن می آیند بالغ بر ۱۵۰ هزار نفر است (۴۸). هر سال ۵۰ هزار دومینیکنی در خارج به ویژه در هلند به روسپی گری می پردازند. آنها در این کشور ۷۰% اشغال کنندگان ۴۰۰ ویترین روسپی های آمستردام را تشکیل می دهند (۴۹). روسپیان روسی و اروپای شرقی که در محله‌های «داغ» آلمان دیده می شوند، بالغ بر ۱۵ هزار نفر است. ۷۵% روسپیان این کشور از اصلیت خارجی هستند (۵۰). ۴۰% روسپیان زوریخ از تبار جهان سوم اند (۵۱). ۵۰۰ هزار زن اروپای شرقی و بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار زن کشورهای اتحاد شوروی سابق در اروپای غربی به روسپی گری مشغول اند. طبق برآورد ۵۰ هزار خارجی برای تغذیة شبکه‌های روسپی گری به ایالات متحد می روند (۵۲).

هر سال نزدیک به یک چهارم میلیون از زنان و کودکان جنوب شرقی آسیا (برمه، ایالت ینان چین توده ای، لائوس و کامبوج) در تایلند، به عنوان کشور ترانزیت به بهای متنوع بین ۶۰۰۰ و ۱۰ هزار دلار آمریکایی خریداری می شوند. در کانادا دلالان ۸۰۰۰ دلار برای یک جوان آسیایی از فیلیپین، تایلند، مالزی یا تایوان می پردازند و آنها را ۱۵ هزار دلار به مؤسسه های روسپی گری می فروشند (۵۳). در اروپای غربی، بهای رایج یک اروپایی از مبدأ کشورهای سابق «سوسیالیستی» بین ۱۵ تا ۳۰ هزار دلار آمریکایی است. با ورود آنها به ژاپن زنان تایلندی ۲۵ هزار دلار آمریکایی وامدار شده اند (۵۴). زنان خریداری شده باید هزینه های مؤسسه های مربوط را تسویه و بنفع آنها سالها کار کنند.

فوران هرزه نگاری
صنعت هرزه نگاری معاصر که در آغاز دهة پنجاه با ابداع Playboy رو به گسترش نهاد. از آن پس، این صنعت همة وسیله های ارتباطی مدرن را بکار گرفته است. از این رو، در ایالات متحد محل فیلمبرداری ویدئویی هرزه نگاری یک بازار ۵ میلیارد دلاری در سال در اختیار دارد. از فیلم های پرسود هرزه نگاری تلویزیون و نمایش این فیلم ها در اتاق های هتل ها ۱۷۵ میلیون دلار بدست می آید. در ایالات متحد بین ۱ تا ۲ میلیارد دلار از راه کارت های اعتباری در بدست آوردن اطلاعات مستقیم سکسی از طریق اینترنت خرج می‌شود(۵۵). امّا این هزینه بین ۵ تا ۱۰% همه فروش ها در شبکه است (۵۶). آنجا نیز صنعت هتل داری شریک است: در هر فیلمی که در یک اتاق نمایش داده می شود، ۲۰% بهای محل اجاره بدست می آید.

هرزه نگاری کودکانه یا تقریباً کودکانه (Kiddi or Chicken porn ) روی اینترنت ۴/۴۸% همه انتقال های راه دور پایگاه های تجاری برای بالغ ها را تشکیل می دهند (۵۷). این هرزه نگاری از کودکان نوباوه تا سه ساله استفاده می کند. تصویرهایی که برای ارضای پنداری های مصرف کنندگان هرزه نگاری کودکانه تولید می شوند، می توانند به عنوان یک شکل از سوءاستفاده سکسی توصیف شوند.

در ۱۹۸۳، رقم تجارت هرزه نگاری تا ۶ میلیارد دلار برآورد شده است (۵۸). این رقم وسیعاً پایین تر از رقم امروز است. به این دلیل دهة ۱۹۹۰ شاهد فوران تولید و مصرف هرزه نگاری است. هرزه نگاری از این پس یک صنعت جهانی است که بطور پرحجم منتشر شده و کاملاً به ابتذال رسیده که نه فقط اوج نابرابری سکسی را نمایش می‌دهد، بلکه برای تقویت این نابرابری می کوشد. این صنعت جزء فرهنگ است و آن را اشباع می کند و بنابراین، در مجموع تصویرهای اجتماعی رسانه های سنتی و جدید اثر می گذارد. هرزه نگاری تنها یک صنعت پنداری نیست. یعنی قبل از هر چیز از زنان و کودکان بهره برداری و سوء استفاده می کند. صدها هزارنفر که آنجا کار می کنند، به نوبه خود مورد تجاوز و خشونت و قتل قرار می گیرند (۵۹). هرزه نگاری، در حقیقت روسپی سازی پندارهای جنس مذکر است. این هرزه نگاری زنان را نوبالغ و کودکان را از حیث سکسی بالغ نشان می دهد.

هرزه نگاری تنها با بحث بر پایة آزادی بیان کاهش نمی یابد.
توریسم سکسی
توریسم سکسی به کشورهای وابسته محدود نشده است. ریپربان در هامبورگ، کورفورستندام (Kurfürstendamm) در برلین و محله های «داغ» آمستردام و روتردام مقصدهای بسیار معروف توریست‌های سکسی هستند. کشورهایی که روسپی گری را قانونی کرده اند یا با آن مدارا می کنند به مکان های مهم توریستی تبدیل شده اند. با عنایت به این کشورها است که سازمان های غیردولتی ملی در سطح اروپا و بین المللی روسپی گری را به مثابه یک کار سکسی معرفی می کنند. توریسم سکسی به عنوان صنعت در حال رشد از سی سال پیش به این سو به روسپی سازی بافت اجتماعی سرگرم است. در تایلند در برابر ۴/۵ میلیون توریست سکسی ۴۵۰ هزار مشتری محلی در روز برآورد شده است (۶۰).

صنعت پرحجم روسپی گری در جنوب شرقی آسیا به علت جنگ ویتنام، توقف نظامیان در ویتنام، تایلند و فیلی پین (۶۱) پیشرفت زیادی کرد. تایلند و فیلیپین در مبارزه علیه ویتنام نقش پایگاه پشت جبهه را بازی می کردند. افزایش بسیار زیاد روسپی گری محلی موجب استقرار زیرساختار لازم برای توسعه توریسم سکسی بویژه به موجب موجود بودن «نیروی کار»ی که محصول حضور نظامی بود، گردید.

فراغت های بسیار زیاد، آسانی ارتباط ها و نقل مکان به خارج، ترکیب اجتماعی، بنا بر هرزه نگاری، از تصویر زیبا و شهوانی جوانان روسپی آسیایی که به اعتبار فرهنگ شان علی رغم کم سنی از حیث سکسی بالغ محسوب می شوند و سیاست های دولتی مساعد برای توریسم سکسی به فوران این صنعت کمک کرده اند. امروز نیز طبق برآورد بالغ بر ۱۸ هزار روسپی در خدمت ۴۳ هزار نظامی ایالات متحد که در کره مستقرند، قرار دارند (۶۲).

برآورد شده است که در فاصله ۱۹۳۷ و ۱۹۴۵ ارتش اشغالگر ژاپن از ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار روسپی کره که در « استراحت گاه ها» (روسپی خانه های آرام بخش ) (۶۳) زندانی بودند، استفاده کرده‌اند. تنها چند روز پس از شکست ژاپن، انجمن ایجاد سرگرمی‌های آسان ویژه که بطور غیرمستقیم توسط دولت تأمین مالی می شود، نخستین روسپی خانه آرام بخش سربازان آمریکایی را گشودند. این انجمن در نقطه اوج کارش، ۷۰ هزار روسپی ژاپن را به کار گماشت (۶۴).

بیماری های واگیردار سکسی و نازایی

نتیجه جهانی شدن صنعت سکس

طبق برآوردها تنها ۱۵% روسپیان ایالات متحد به بیماری مقاربتی مبتلا نشده اند (۶۵). ۸۵% روسپیان بورکینوفاسو مبتلا به ایدز هستند. مبتلایان به این بیماری در کنیا ۵۲%، در کامبوج نزدیک به ۵۰% و در شمال تایلند ۳۴% است. در ۱۹۸۸ حدود ۲% روسپیان ایتالیا مبتلا به ایدز بودند. ده سال بعد این رقم به ۱۶% رسید (۶۶).

یکی از بهانه های مشتریان در استفاده سکسی از کودکان پرهیز از بیماری های سکسی است. امّا داده ها و آمارها این پندار را تکذیب می کنند. مثلاً در کامبوج از بین ۵۰ تا ۷۰ هزار روسپی بیش از یک سوم آنها کمتر از ۱۸ سال دارند و نزدیک به ۵۰% این جوانان سروپوزیتیو (Séropositive) هستند (۶۷).

در غرب، ۷۰% نازایی زنانه به علت بیماری های مقاربتی شوهران و شریکان زندگی در نتیجه آمیزش جنسی با پرداخت پول است(۶۸).

آزاد سازی صنعت سکس
در ۱۹۹۸ سازمان بین المللی کار، آژانس رسمی سازمان ملل متحد، در یک گزارش خواستار شناسایی اقتصادی صنعت سکس شده است. این شناسایی توسعة « قانون های کار و سودها به نفع کارکنان سکس»، بهبود « شرایط کار» در این صنعت و « توسعة شبکه مالیاتی بر فعالیت های متعدد پر سود مربوط به این صنعت» را در بر می‌گیرد (۶۹).

نخستین انحراف به نفع آزادسازی روسپی گری در مقیاس جهانی در ۱۹۹۵ هنگام کنفرانس پکن آشکار شد. در این کنفرانس برای نخستین بار اصل روسپی گری «اجباری» تصریح شد. بدین معنا که فقط با اجبار در روسپی گری باید مبارزه شود. در ۱۹۹۷، به ریاست هلند، خط های راهنمای محصول کنفرانس بین وزیران در لاهه با کوشش در جهت هماهنگ کردن مبارزه با دادوستد زنان با هدف های بهره برداری سکسی در اتحادیه اروپا، تعریف دادوستد را تنها به شرط به کاربرد زور، اجبار و تهدید روشن کردند (۷۰). در ژوئن ۱۹۹۹ سازمان بین المللی کار یک قرارداد دربارة شکل های تحمل ناپذیر کار برای کودکان را به تصویب رساند.

در فهرست طولانی تنظیمی، روسپی گری برای نخستین بار در یک متن بین المللی به عنوان کار شناخته شد. گزارشگر ویژه دربارة تخلف‌های انجام یافته نسبت به زنان در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در آوریل ۲۰۰۰ در ژنو نشان داد که تعریف داد و ستد نمی بایست زنان «مهاجر غیر قانونی مشغول به حرفه سکس» را به حساب آورد.
ه عقیدة ماری ویکتوآر لویی، همة این سیاست ها به « ترک مبارزه با سیستم روسپی گری [صحه می گذارند] (و) توجیه کالایی شدن سیستم روسپی گری را بنام کاربرد برخی حالتمندی‌های تنظیم آن تأیید می کنند» (۷۱)
نتیجه گیری
از ۳۰ سال پیش به این سو، ما با سکسی شدن جامعه روبروییم. این سکسی شدن مبتنی بر نابرابری اجتماعی است. نتیجه آن نابرابر شدن بسیار سودآور است. از آن پس، جامعه از سکس اشباع می شود و بازار سکس رو به رشد کامل و جهانی شده، قبل از هر چیز از زنان و کودکان بویژه جهان سوم و کشورهای پیشین « سوسیالیستی» بهره برداری می کند.

ما اکنون شاهد صنعتی شدن روسپی گری، داد و ستد زنان و کودکان، هرزه نگاری و توریسم سکسی هستیم. چندملیتی های سکسی به نیروهای اقتصادی مستقل (۷۲)، بها گذاری شده در بوس تبدیل شده اند (۷۳). روسپی گری بدون بازار، بدون کالایی شدن موجودهای انسانی و بدون تقاضا وجود ندارد. متأسفانه، بهره کشی سکسی بیش از پیش به مثابة صنعت تفریحی (۷۴) نگریسته می شود و روسپی گری همچون کار مشروع تلقی می گردد. با اینهمه، صنعت فراغت « Leisure industry» مبتنی بر نقض منظم حقوق بشر است. بهره کشی سکسی از زنان و کودکان به همدستی مصرف کنندگان نیاز دارد.

این چشم انداز جهانی شدن مجموع مسئله‌ها (استثمار اقتصادی، ستم سکسی، انباشت سرمایه، مهاجرت‌های بین‌المللی، نژادپرستی، بهداشت، سلسله مراتبی شدن اقتصاد – جهان، توسعة نابرابر و مرکب، فقر، تشدید نابرابری‌های اجتماعی و غیره) را که در درک تحول دنیایی که در آن بسر می بریم، جایگاهی قطعی دارند، در بر می گیرد. آنچه که می توانست به این عنوان در حاشیه نگریسته شود، از این پس در مرکز توسعة سرمایه داری جهانی قرار دارد. از این رو، این صنعت بیش از پیش به مثابه بخش مبتذل اقتصادی شناخته شده است.
سخن پیوست از مترجم
همانطور که ملاحظه می شود، متأسفانه در فهرست این بررسی دقیق و گسترده، آمار تجارت جنسی کشورهای خاورمیانه حضور ندارد. گفتنی است که یکی از نقطه های « داغ» این منطقه دبی است که از برکت طرح های نولیبرالی به کانون فساد و خوشگذرانی منطقه تبدیل شده است. ثروتمندانی که از راه غارت و دزدی و چپاول و پول های کثیف سرمایه های هنگفتی بچنگ آورده اند، در مرکزهای توریستی ضد فرهنگی شیخ نشین های خلیج فارس سرمایه گذاری می کنند.

این شبه کشورها که فلسفه وجودی شان تغذیة نفت مورد نیاز نفتخواران بین المللی است، از دید اقتصاددانان نولیبرالی ایرانی که همواره موفقیت آنها را به رخ می کشند، افتخار یافته اند محل مناسبی برای بنیاد قمارخانه هاو روسپی خانه ها برای داغ نگاهداشتن بازار سکس طبق نمونه های جهانی باشند. یکی از افتخارهای جمهوری اسلامی ایران شرکت فعال در این سرمایه گذاری توسط آقازاده ها و وابستگان دم کلفت حکومت است.

حاکمان که در تبلیغات دم از « اخلاق اسلامی» می زنند در برابر این قبیل فعالیت ها سکوت اختیار می کنند. سرمایه های این طفیلی ها که از راه غارت پابرهنگان کشور بدست آمده بجای سرمایه گذاری در ایران و ایجاد اشتغال در کشور صرف سرمایه گذاری در ساختن هتل های خوشگذرانی و قمارخانه ها و خدمات آنها در دبی و غیره می گردد. علاوه بر این شبکة سازمان یافته ای در کشور به شکار دختران نوبالغ زیبای خانواده های فقیر و تنگدست سرگرم است و گروه گروه آنان را از راه قاچاق یا با ویزای دولتی برای فروش در بازار سکس دبی و پاکستان و دیگر بازارهای منطقه عرضه می کند.

به ویژه در یک دهة اخیر وضع به چنان مرحلة فاجعه باری رسیده است که روسپی های صادر شده از ایران بازار سکس کشورهای سابقاً سوسیالیستی را در شیخ نشین ها تنگ کرده اند. متأسفانه مثل همه موردهای دیگر آمار دقیقی در این باره در دست نیست. اما گستردگی فروش دختران معصوم ایرانی تا آنجاست که حتی در فیلم های سینمایی داخل کشور بازتاب یافته است.

فیلم سینمایی « نگین» از جمله آنهاست که سرنوشت دردناک و لرزانندة این دختران بی پناه و بینوا را به تصویر کشیده و نماد روشنی از وجود شبکه دلالان در شکار زنان و دختران و کودکان برای فروش در بازار داخلی و بازارهای منطقه است. در این مورد بجاست گزارش ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۳ ایلنا را یادآوری کنیم. طبق این گزارش قالیباف فرمانده کل نیروی انتظامی اعتراف کرد: «برخی از باندها، دختران کم سن و سال را به صورت غیرقانونی از کشور خارج می کنند»!؟

* عنوان داخل گیومه از مترجم است.

نویسندة مقاله: ریچارد پولین، استاد جامعه شناسی در دانشگاه اوتاوا و نویسنده بسیاری از اثرها در علم های اجتماعی از جمله کتاب بی خِردی ناسیونالیستی در سال ۲۰۰۰، پایه های مارکسیسم در سال ۱۹۹۷، خشونت و هرزه نگاری، صنعت تصور و واقعیت ها در سال ۱۹۹۳ و همچنین نویسنده برخی قصه ها و رمان ها از جمله رمان حاکم شفق در سال ۲۰۰۰ و نیز برنده جایزه خوانندگان در سال ۲۰۰۰ است.
منبع: مجموعة « سرمایه و بشریت» نشر دانشگاهی فرانسه بخش مجله ها، پاریس ژانویه ۲۰۰۲
پی نوشت ها:
۱- این متن یک بررسی مقدماتی در زمینه پژوهش بسیار عمیق دربارة آزادسازی کنونی روسپی گری و جهانی شدن بازار سکس است.

رکود کم‌سابقه در پروژه‌های نفت و گاز ایران


ولت ایران با ایجاد یک کمیته ویژه در صدد اولویت‌بندی پروژه‌های نفت و گاز برآمده است. به سبب تحریم‌های بین‌المللی برنامه احداث ۷ پالایشگاه تا ۳ سال دیگر قابل تحقق نیست و پروژه‌های گازی پارس جنوبی هم به رکود دچار شده‌اند.

به گزارش خبرنامه آزادی برابری به نقل از دویچه وله، بحران شدید مالی در پروژه‌های نفت و گاز ایران ابعاد کم‌سابقه‌ای گرفته به گونه‌ای که دولت مجبور به اولویت‌بندی این پروژه‌ها شده است. اواخر سال گذشته شمسی مسئولان شرکت ملی نفت ایران پیش‌بینی کردند که اگر کسری بودجه ۲۰ میلیارد این شرکت برطرف نشود، بسیاری از طرح و پروژه‌های نفتی در سال ۱۳۸۸ متوقف خواهند شد.

بنا به گزارش روزنامه خبر، ۸ ماه پس از پیش‌بینی‌یادشده، صنعت نفت ایران همچنان با کمبود سرمایه روبرو است و خود مسئولان شرکت ملی نفت ایران از بحران مالی در بیش از ۹۰ درصد پروژه‌های نفتی خبر می‌دهند. ۵۰ درصد از این پروژها به طور کامل متوقف شده‌اند.

بحران مالی یادشده مسئولان وزارت نفت را به ایجاد کمیته‌ی بازنگری طرح‌های توسعه‌ای نفت سوق داده است. این کمیته قرار است به خواست وزیر نفت، تخصیص منابع مالی به طرح‌های توسعه‌ای نفت را اولویت‌بندی کند.

رکود و ورشکستگی

نبود بودجه و امکانات مالی لازم برای ادامه‌ی طرح‌های نفتی سبب شده که نیروی کار در این پروژه‌ها به شدت کاهش یابد، بسیاری از طرح‌ها نیمه‌فعال شوند و اکثر شرکت‌های دست‌اندرکار در آستانه ورشکستگی قرار گیرند.

بنا به داده‌های روزنامه خبر، از جمله طرح‌هایی که بحران مالی ادامه‌ی کار آنها را با مشکل مواجه کرده است، پروژه‌های گازی پارس جنوبی و احداث پالایشگاه‌های جدید هستند. از ۷ پالایشگاهی که تا سال ۱۳۹۱ باید برای افزایش تولید بنزین احداث و راه‌اندازی شوند، تنها یک پالایشگاه به ضرب برداشت از حساب ذخیره ارزی در دست ساخت است. اما در مورد ۶ پالایشگاه دیگر، به رغم برگزاری همایش‌های مختلف در چین و برخی کشورهای دیگر، همچنان جلب سرمایه‌گذاری با ناکامی مواجه است.

وضع در میدان گازی پارس جنوبی نیز بهتر نیست. حتی پیمانکاران وابسته به سپاه پاسداران که روابط تنگاتنگی با دولت احمدی‌نژاد دارند نیز از کمبود امکانات و منابع مالی برای ادامه‌ی فعالیت‌های خود شکایت دارند. چندی پیش سردار رستم قاسمی، فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیاء، یکی از شرکت‌های بزرگ و چندکاره‌ی وابسته به سپاه پاسداران، اعلام کرد که پیشرفت فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی با مشکل روبرو شده، زیرا به جای ماهانه ۵۰ میلیون دلار، در ۶ ماه گذشته مجموعاَ ۱۵۰ میلیون دلار سرمایه به این پروژه‌ها تزریق شده است.

تعویق و وقفه در فاز ۱۲ پارس جنوبی و نیز در طرح تولید گاز مایع از دیگر نشانه‌های بروز بحران مالی در صنعت نفت ایران به شمار می‌روند.

تحریم‌ها، عامل اصلی

کارشناسان با اشاره به نیاز صنایع نفت ایران به سرمایه‌های کلان و فناوری‌های روز جهان معتقدند که تحریم‌های اقتصادی و مالی و ناکامی ایران در جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی ازدلایل عمده‌ی بروز بحران در پروژه‌ها و طرح‌های نفتی کشور است. حتی تخفیف‌های ویژه به کشورهایی مانند هند و چین و ترکیه و برخی دیگر از کشورها و شرکت‌های شرق آسیا نتوانسته است تحرکی در پروژه‌های نفت و گاز ایران به وجود آورد.

برخی از پیش‌بینی‌ها حاکی از آن هستند که اگر روند سکون و رکود در توسعه‌ی طرح‌ها و پروژه‌های نفتی ایران ادامه یابد، کشور تا چند سال دیگر نفتی برای صادرات نخواهد داشت و در تأمین نیازهای انرژی داخلی خود نیز با مشکل مواجه خواهد شد.

سکوت "رسانه های سبز" در مورد اعدام احسان فتاحیان


جمعه ، 22 آبان 1388 ، 00:50

خبر اعدام احسان فتاحیان در اولین ساعات روز چهارشنبه ۲۰ ابان در زندان سنندج، تا آخرین ساعات این روز هم در "رسانه های سبز" انعکاسی نیافت. حتی کانال های خبری متعلق به چهره های سرشناس که با نام و رنگ سبز در شبکه های اینترنتی فیس بوک فعال اند، در این مورد سکوت کرده و عمدتا به خبررسانی در مورد برنامه های ۱۶ آذر اکتفا شده بود.

به گزارش خبرنامه آزادی برابری به نقل از شهرزاد نیوز، سایت های "موج سبز آزادی" و "راه سبز" ، با گذشت یک روز از این خبر هیچگونه اشاره ای به اعدام یک فعال سیاسی نکرده اند.

این نوع رسانه ها که هر یک در نام شان، پسوند یا پیشوند "سبز" را دارند، رسانه هایی هستند که در جریان و یا پس از رویدادهای پساانتخاباتی به راه افتاده اند.

ورود محرمانه مجلس ایران به ماجرای یک تجاوز جنسی

ماجرای تجاوز ۶ مرد به یک زن در روز ۱۳ آبان ابهام و تردید در باره‌ی کارکرد دستگاه‌های انتظامی و امنیتی را تشدید کرده است. در شرایطی که آمار تجاوز جنسی رو به افزایش است، این ابهام‌ و تردید ابعاد تازه‌ای یافته‌ است.

ماجرای تجاوز جنسی ۶ مرد به یک زن در قیامدشت (در اطراف پاکدشت و ورامین) به لحاظ امنیتی و کیفیت کارکرد دستگاه‌های انتظامی ایران ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. به نوشته روزنامه اعتماد ( پنجشنبه، ۲۱ آبان) قرار است هیئت رئیسه کمیسیون امنیت ملی مجلس در جلسه آتی خود ماجرای تجاوز قیامدشت را با فرمانده نیروی انتظامی و مسوولان امنیتی کشور بررسی کند. در همین حال، اصرار نمایندگان بر ضرورت پاسخگویی مسئولان مربوطه سبب شده که علی لاریجانی، رئیس مجلس، به فرهاد بشیری نماینده پاکدشت ماموریت دهد با تهیه گزارشی مجلس را در جریان چگونگی و علل حادثه فوق قرار دهد.

جزئیات ماجرای قیامدشت

خبرگزاری ایسنا روز ۱۶ آبان خبر داد که سه روز پیش، گشت انتظامی قیامدشت حین گشت‌زنی در منطقه ‌استحفاظی خود، به سه خودرو که در کنار جاده توقف کرده بودند مظنون شد و با ورود ماموران به صحنه مشخص شد که شش نفر در حال تجاوز به یک زن در داخل خودرو هستند.

شاکی پرونده که زنی ۳۲ ساله و خانه‌دار است به قاضی تحقیق گفته است: ساعت ۷ شب در حال رفتن به سمت خانه بودم که در حوالی خیابان خاوران، راننده‌ی یک خودروی پراید برایم ایجاد مزاحمت کرد. به او توجه نکردم اما در یک لحظه راننده از خودرو پیاده شد و با تهدید چاقو مرا سوار کرد. پس از طی مسیری، یک جوان دیگر نیز سوار خودرو شد و مرا به نقطه‌ای متروکه در حوالی قیامدشت بردند. در آن‌جا نیز دو نفر دیگر به آنها ملحق شدند و در کنار جاده خاکی در داخل ماشین اقدام به تجاوز کردند.

وی ادامه داد: در همین حین رانندگان دو ماشین نیز که در حال عبور از جاده بودند متوقف شدند و با معرفی خود به عنوان مامور قصد داشتند از چهار جوان اخاذی کنند که بعد از چند دقیقه آنان نیز به چهار نفر دیگر پیوستند و مرا مورد تجاوز قرار دادند.

ابهام در خبر

گرچه ربودن زنان و تجاوز جنسی به آنها در ایران پدیده‌ی نادری نیست، ولی آنچه که ماجرای دهشتناک قیامدشت را حائز اهمیت کرده و حساسیت مجلس را به دنبال آورده، وقوع آن در روز ۱۳ آبان است. عصر همان‌روزی که نیروهای انتظامی در این روز بخش اصلی نیرو و فعالیت خود را برای مقابله با تظاهرات مسالمت‌آمیز معترضان به انتخابات ریاست جمهوری به کار گرفته بودند و حضور چشمگیری در سطح خیابان‌ها و معابر عمومی داشتند، در روز روشن در یکی از خیابان‌‌های نسبتاَ پررفت و آمد تهران زنی ربوده می‌شود و مورد تجاوز قرار می‌گیرد.

یک جنبه‌ی مبهم خبر نیز، به هویت واقعی چهار نفری برمی‌گردد که بعداَ به عنوان مأمور در محل تجاوز حاضر می‌شوند و خود نیز به جمع تجاوزگران به زن می‌پیوندند. این خبر بار دیگر یادآور تردید و بدبینی‌‌هایی است که پس از افشای رابطه‌ی سردار زارعی، فرمانده نیروی انتظامی استان تهران با چند زن در مورد سلامت اخلاقی اعضای نیروی انتظامی بر ذهن و زبان‌ها نشست. بنا به گزارش‌ها سردار زارعی بهار سال گذشته به همراه شش زن در یک خانه بازداشت شد. پرونده زارعی هیچگاه به صورت علنی گشوده نشد، که علت آن را برخی محافل خبری به ارتباط تنگاتنگ وی با قاضی مرتضوی، دادستان پیشین تهران مربوط می‌دانستند. ماجرای تجاوزها در بازداشتگاه کهریزک و موارد مشابه سوال‌ها و تردیدها را شدت بیشتری بخشیده‌اند.

انرژی و توانی که به هدر می‌رود

از نظر کارشناسان مهار پدیده‌ی تجاوز امری صرفاَ انتظامی و قضایی نیست و با نوع فرهنگ و نگاه جامعه و حاکمان به آزادی و حقوق و حرمت زنان هم پیوند محکمی دارد. با این همه، همزمانی واقعه‌ی قیامدشت با روز ۱۳ آبان و صرف‌شدن بخش عمده‌ای از توان و انرژی نیروهای امنیتی و انتظامی در شناسایی و محدودکردن منتقدان و مخالفان یا واداشتن زنان و جوانان به رعایت مقررات سخت‌گیرانه در زمینه پوشش و رفتار، بار دیگر این سؤال را دامن زده است که تا چه حد این نیروها به وظایف اصلی خود، یعنی ایجاد و حفظ امنیت فردی و اجتماعی و روانی در جامعه بها می‌دهند و آیا اختصاص نیرو و توجه به این مسائل در حدی کافی و وافی است؟

حسن سبحانی نیا نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در ارتباط با حادثه قیامدشت به خبرنگار روزنامه اعتماد گفته است که «مسائلی از این دست در گذشته هم وجود داشت و ممکن است در آینده نیز رخ دهد اما آنچه در این میان حائز اهمیت است اینکه تدابیری اتخاذ کنیم که وقوع این وقایع به حداقل برسد.» اما کارنامه نیروهای امنیتی، انتظامی و قضایی کشور به گواه اظهارات مسئولان این نهادها به سختی حاکی از کارنامه‌ی مثبت آنها در این راستاست. سال گذشته اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران با امتناع از آمار واقعی تجاوز به زنان، دلیل آورد که: «اگر آمار تجاوزات جنسی را بدهیم ذهن جامعه مشوش می‌شود.»
مشکلی که فقط راه حل انتظامی و قضایی ندارد

شاید همین افزایش تجاوزها و بی‌اعتمادی مردم در توان و صلاحیت نهادها در برخورد با آنهاست که روز ۱۲ آبان، یعنی یک روز پیش از واقعه قیامدشت، آیت‌الله محسنی گرگانی، رئیس دیوان عالی کشور را به گفتن این سخنان سوق داد که «پرونده کسانیکه آرامش و امنیت جامعه را مورد تهدید قرار داده‌اند خصوصاَ تجاوز به عنف و آدم‌ربایی و شرارت، باید خارج از نوبت مورد رسیدگی قرار گیرد و رسانه‌های گروهی نتیجه را سریع و قاطع اعلام نمایند.»

به رغم اظهارات این مقام قضایی، تجربه و نگاه کارشناسی تایید نمی‌کند که بدون تغییر اساسی در نگاه‌ها و رویکردها نسبت به حقوق و حرمت زنان و نوع رابطه‌ی آنان با مردان و بدون آموزش و سمت و سو دادن نیروی انتظامی به سوی حوزه‌های اصلی فعالیت و وظایف خودش، یعنی تامین امنیت فردی و اجتماعی شهروندان، و صرفاَ با تشدید مجازات‌ها و تسریع در اعمال آنها بتوان از تکرار حادثه قیامدشت یا تجاوزهای کوچک و بزرگی که سال‌های گذشته در اکثر شهرهای بزرگ کشور روی داده‌اند به میزان محسوسی کاست. دیچه وله

گزارشی از وقایع اخیر دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

در يك ماه و نيم اخير در رسانه ها اخبار ضد و نقيضي در مورد وقايع رخ داده در دانشگاه بين المللي قزوين منتشر شده است.

خبرنامه اميركبير گزارش زير را كه شامل مجموع اتفاقات رخ داده و برخوردهاي امنيتي و انضباطي صورت گرفته با دانشجويان در اين مدت است منتشر مي كند.

برخوردهای فرا قانونی با تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب

با بازگشایی دانشگاه ها تشکل دانشجویان اصلاح طلب که تنها تشکل قانونی منتقد دانشگاه بین الملل قزوین است مورد بیشترین هجمه از سوی نهاد های دانشگاهی و امنیتی قرار گرفت.

در همان روز های آغازین مهرماه، مسئولین حراست دانشگاه به ریاست حسین سرداغی در اقدامی غیر قانونی و بحث برانگیز منکر برگزاری انتخابات شورای مرکزی تشکل اصلاح طلب شدند . این در حالی بود که انتخابات شورای مرکزی تشکل فوق در خرداد ماه سال تحصیلی سال گذشته انجام شده بود و به تائید مسئولین وقت دانشگاه نیز رسیده بود . با این وجود هیئت نظارت دانشگاه نیز زیر فشارهای مسئولین حراست حکم به غیر قانونی بودن شورای مرکزی جدید داد و تمامی برنامه های این تشکل را به حالت تعلیق درآورد. بر اساس آخرین اخبار تا کنون هیئت نظارت دانشگاه و شخص رئیس دانشگاه حتی حاضر به ملاقات با شورای مرکزی تشکل اصلاح طلب نشده اند و آنها را در وضعیتی بلا تکلیف قرار داده اند.

اما دانشجویان تشکل اصلاح طلب در برابر این فشارها عقب ننشسته و با تغییر تاکتیک برنامه های خودرا داخل تشکل اصلاح طلب و تحت عنوان کتاب بحث پی می گیرند و به انتشار بیانیه و نشریات خویش می پردازند. بنا بر اخبار واصله ،در آخرین اقدام مخالفان تشکل مذکور، تابلو اعلانات این تشکل دانشجویی- که همه روزه اخبار جنبش سبز را منعکس می کرد و مخاطبان آن نيز مرتب در حال افزايش بودند- بصورت کامل تخریب شده و درب ورودی تشکل نیز برای چندمین بار مورد آسیب قرار گرفته است.

برخورد های انضباطی و قضایی با فعالین دانشگاه بین المللی قزوین

با آغاز مهرماه اخباری در سطح دانشگاه پخش شد مبنی بر اینکه حراست تعدادی از دانشجویان را در لیست سیاه خوابگاه قرار داده است . با گذشت چند روز از مهرماه صحت این خبر تائید شد و مشخص گردید 70 تن از دانشجویان خوابگاهی بدون تشکیل حتی یک جلسه کمیته انضباطی از داشتن خوابگاه محروم شدند . با پیگیری این دسته از دانشجویان تعدادی از ایشان در خوابگاهی بی کیفیت و فاقد حداقل امکانات رفاهی ساکن شدند، البته با این پیش شرط که تمامی آنها می بایست تعهدی مبنی بر عدم فعالیت سیاسی بدهند .

جدای از این مسائل حدود 30 تن از دانشجویان فعال دانشگاه نیز به کمیته انضباطی احضار شده اند. اتهام تمامی این دانشجویان شرکت در اغتشاشات پس از انتخابات قید شده بود که حسینی دبیر کمیته انضباطی این اتهام را به صورت توهین آمیزي به دانشجویان تفهیم کرد. جالب اینکه دکتر آل بویه سرپرست دانشگاه چندی پیش در مصاحبه با خبرگزاری فارس، تمام احضارهای دانشجویان به کمیته انضباطی را منکر شده و در ادمه افزوده بود: تمامی احضارها به کمیته انضباطی به علت مسائل اخلاقی است! و دانشگاه قصد برخورد با هیچ دانشجویی به علت مسائل سیاسی را ندارد.

فارغ از این مسائل در اوایل آبان ماه مسئولین دانشگاه، پیام حیدر قزوینی دبیر اسبق تشکل اصلاح طلب را فرا خواندند و ابلاغیه ای از شعبه ی چهارم دادسرای عمومی استان قزوین را به وی تحویل دادند که طی این ابلاغیه وی ظرف مدت سه روز می بایست در دادگاه حاضر شود . اتهام حیدر قزوینی ضرب و جرح عمدی قید شده بود و دو تن از افراد نزدیک به نهاد های بسیج و سپاه مدعی آن بودند که مورد ضرب و جرح توسط وی قرار گرفتند .

وکیل این فعال دانشجویی با حضور در دادگاه و با ممانعت بازپرس شعبه 4 دادسرا برای خواندن پرونده وی روبرو شد. در نتیجه این دانشجو خود در دادگاه حضور یافت و پس از مراحل بازپرسی با قرار وثیقه 5 میلیونی از دادگاه بازگشت. این امر در حالی رخ داد که این فعال دانشجویی در جریان حوادث پس از انتخابات در روز 26 خرداد ماه به همراه 8 تن دیگر از فعالان دانشجویی و نیز 4 تن از اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه بازداشت شدند و با قرار کفالت پس از چند روز آزاد شدند.

ناگفته پیداست که پرونده جدیدی که برای این فعال دانشجویی تشکیل شده است کاملا رنگ و بوی سیاسی دارد و به نوعی پرونده سازی بر علیه وی است . چنانچه که وی هیچگاه در درگیری های پس از انتخابات شرکت نکرده و اساسا دو شاکی خود را ندیده و نمی شناسد .اما تمام برخوردهای نهاد های امنیتی و دانشگاه به این ها ختم نمی شود و مسئولین حراست دانشگاه همه روزه با تماس های تلفنی خویش دانشجویان و خانواده های ایشان را تهدید می کنند.

برخورد با شورای صنفی و مشکلات صنفی دانشگاه

بنابر اخبار رسیده تعداد زیادی از اعضای هیئت مرکزی شورای صنفی دانشگاه بین المللی قزوین از خوابگاه محروم شدند و تحت فشار های مسئولین دانشگاه عملا ازهر گونه فعالیتی منع شدند. همچنین مسئولین دانشگاه در عملی غیر قانونی چندین نوبت مانع برگزاری انتخابات جدید شورای صنفی دانشگاه شده اند. در نبود شورای صنفی، مجتمع خوابگاه ها به حیات خلوت مسئولین تبدیل شده و تصفیه های گسترده ای در خوابگاه های دانشگاه صورت گرفته است. همچنین بوفه های واقع در حیات دانشگاه نیز به بهانه های غیر بهداشتی بودن تعطیل شده اند و در حال حاضر عملا بوفه ای در دانشگاه "بین المللی" قزوین وجود ندارد. همچنین در نبود شورای صنفی دانشکده ها، برخی از رؤسا از جمله حسین نمازی فر رئیس دانشکده الهیات برخوردهای غیرقانونی را با دانشجویان این دانشکده در پی گرفته است و مسائل سیاسی و غرض ورزی های شخصی را به مسائل آموزسی تسری داده است.

مقاومت دانشجویان و تداوم فعالیت های جنبش سبز در دانشگاه بین المللی قزوین

سبز شدن دانشگاه در جشن ورودی های جدید

با وجود تمامی فشار های وارده بر دانشجویان ، دانشگاه بین المللی قزوین در همان روز های آغازین سال و در جشن معارفه ورودی های جدید دانشگاه به رنگ سبز در آمد. در اوایل مهرماه جشن ورودی های جدید در حالی برگزار شد که هیچ یک از تشکل های سیاسی دانشگاه اجازه حضور و تبلیغ در آن را نداشتند.

با این همه با وجود آماده باش نیرو های حراست و دانشجویان حامی دولت در آمفی تئاتر مرکزی، دانشجویان حامی جنبش سبز به هر ترتیب ممکن در سالن برگزاری مراسم حضور یافتند و با همراه داشتن نمادهای سبز و با بالا بردن دستهای خویش به شکل V اعتراض خود را به وضع موجود اعلام داشتند که این اتفاق با حمایت گسترده دانشجویان تازه وارد روبرو گشت.

کنش اعتراضی دانشجویان در سالروز ولادت حضرت معصومه

در سالروز ولادت حضرت معصومه دانشجویان حامی جنبش سبز در اقدامی جالب و خلاقانه با حضور در صحن دانشگاه ،شربت هایی به رنگ سبز را میان دانشجویان پخش کردند که با حمایت دانشجویان همراه شد.در این روز تشکل دانشجویان اصلاح طلب نیز با نصب پلاکاردهایی به رنگ سبز این روز را گرامی داشتند. پس از پایان این مراسم ، دانشجویان با نمادهای سبز در مسجد دانشگاه حضوریافتند و نماز خویش را بصورت فرادی اقامه کردند که این امر خشم دانشجویان و مسئولین حامی دولت را برانگیخت.

برنامه های گسترده 13 آبان در دانشگاه بین المللی امام خمینی

در آستانه 13 آبان تمامی دانشجویان حامی جنبش سبز خود را آماده برگزاری برنامه های مختلف در صحن دانشگاه کردند .در اولین اقدام در روز دوشنبه11/8/88 ،دانشجویان ساکن در مجتمع خوابگاه ها با حضور در سالن و راهروهای خوابگاه در دو نوبت ندای الله اکبر سر دادند و تمامی مجتمع را به حالتی اعتراضی در آوردند.

در روز سه شنبه 12/8/88 و در آستانه سالروز 13 آبان جمع کثیری از دانشجویان حامی جنبش سبز با تجمع در مقابل دانشکده های فنی و علوم پایه اعتراض خود را اعلام داشتند. صبح روز سه شنبه نیز دانشجویان با نمادهای سبز و با در دست داشتن پلاکاردهایی که بر روی آنها عکسهایی از میر حسین موسوی، مهدی کروبی ، سید محمد خاتمی ،آیات عظام منتظری ، صانعی ،بیات زنجانی و ... قرارداشت، تحصن خویش را با فریادهای الله اکبر آغاز کردند. در ادامه،خیل عظیمی از دانشجویان به جمع تحصن پیوستند و با بالا بردن عکسهای از زندانیان سیاسی و شهدای جنبش سبز یاد آنها را گرامی داشتند. دانشجویان با سر دادن شعارهایی چون «نه شرقی،نه غربی،جنبش سبز ملی»، «مرگ بر دیکتاتور»،«یا حسین،میر حسین»،«درود بر کروبی،سلام بر موسوی» و ... تحصن خویش را ادامه دادند. تجمع فوق حدود 2 ساعت به طول انجامید که در طی آن بارها و بارها دانشجویان یاد شهدای جنبش سبز را با شعارهایی چون «ندای ما نمرده،این دولته که مرده» و ... زنده نگه داشتند.

تجمع دانشجویان دانشگاه بین المللی قزوین در حالی انجام می شد که از ساعات آغازین روز سه شنبه نیروهای حراست و مسؤولین امنیتی دانشگاه چون حسین سرداغی و فضلوی با حضور در محیط دانشگاه با دانشجویانی که نماد های سبز به همراه داشتند،برخورد می کردند. در چندین مورد شخص رییس حراست (سرداغی) بصورت توهین آمیز و با رفتاری به دور ازشأن یک مقام دانشگاهی به برخورد با این دسته از دانشجویان پرداخت.

همچنین نیروهای لباس شخصی نیز در این روز در دانشگاه حضوری پررنگ داشتند و به فیلم برداری از دانشجویان اقدام می کردند. با پایان یافتن تحصن ،برنامه ای توسط انجمن اسلامی دانشجویان(از تشکل های حامی دولت)برگزار شد که در آن سردار سرتیپ علیرضا افشار ،معاون اجتماعی وزیر کشور و معاون فرهنگی اسبق ستاد کل نیروهای مسلح، بعنوان سخنران حضور داشت. در این برنامه که با محوریت 13 آبان و تسخیر سفارت آمریکا بر گزار می شد ،استاندار قزوین(طاهایی)، سرپرست دانشگاه(دکتر آل بویه) ،نماینده ولی فقیه در دانشگاه (عابدینی) ودیگر مسؤولان دانشگاه نیز حضور داشتند. اما این برنامه با حضور پررنگ دانشجویان حامی جنبش سبز جهتی برخلاف میل برگزار کنندگان آن یافت و سخنرانی افشار بصورت نیمه کاره رها شد. در این جلسه و دقایقی پیش از حضور افشار در سالن آمفی تئاتر، دانشجویان حامی جنبش سبز اکثریت قریب به اتفاق صندلی های سالن را به خود اختصاص دادند و از همان آغاز با سر دادن شعار ، اعتراض خویش رابه برنامه مذکور و حامیان آن ابراز داشتند. به هرروی، با توجه به شرایط خاص سالن و در اکثریت بودن دانشجویان معترض، سخنرانی افشار بیش از چند دقیقه به طول نیانجامید و وی مجبور به ترک سالن در همان بدو امر شد. دانشجویان حاضر در سالن که از بیانیه انجمن اسلامی و سخنان چند دقیقه ای افشار خشمگین بودند، با شعار «قاتل برو بیرون» افشار را بدرقه کردند. پس از این اتفاق، مناظره ای میان یکی از دانشجویان جنبش سبز و نماینده بسیج دانشجویی صورت گرفت. همچنین برخی از مسئولین دانشگاه هنگام ترک سالن فرد به فرد دانشجویان معترض را تهدید به برخوردهای سخت انضباطی کردند.

تمامی فیلمها و عکسهای موجود از این برنامه گویای آن است که دانشجویان معترض اکثریت قاطع سالن را در اختیار داشتند و افشار پس از دقایقی کوتاه سالن را ترک نموده است. ولی وزارت کشور در جوابیه ای که برای برخی سایتها و جراید از جمله آفتاب یزد ارسال داشته،نوشته ای 15 خطی را به عنوان متن سخنرانی 2 ساعته وی منتشر کرده و دانشجویان معترض را اقلیتی قلمداد کرده که قصد برهم زدن سنخرانی را داشته اند و موفق به انجام این امر نگردیده اند.

به هر حال دانشگاه بین المللی قزوین هم مانند دیگر دانشگاه های سراسر کشور 13 آبان کاملاً متفاوتی را از سر گذراند و بنابر آخرین اخبار پس از مراسم اعتراضی 13 آبان، فضای امنیتی دانشگاه بین المللی قزوین تقویت شده است. اما اتفاقاتي كه تا كنون روي داده نشان دهنده اين است كه فشارها و محدوديت هاي غيرقانوني عملا تاثيري بر فعاليت هاي اعتراضي دانشجويان نداشته است.

لینک دانلود فیلم مراسم سخنراني افشار:

http://www.4shared.com/file/149633258/21286140/Movie.html


جنبش مردم ایران فقط سبز نیست


به گزارش صدای امریکا در روز 15 آبان 88، در کنگره امریکا طرحی ارائه شده است که از جنبش سبز مردم ایران حمایت کنند. در این باره بد نیست برخی مسایل را مورد بررسی قرار دهیم.

1- در چند ماه گذشته که خواسته های مردم ایران به حالت جوشش و غلیان در آمده است، هم از جانب جناح صاحب قدرت در ایران و هم از جانب برخی از حامیان ظاهری این جنبش، تلاش شده است تا این جنبش و خواسته های مردم، در چارچوب یک جریان سیاسی و به قول خودشان "سبز" محدود شود. در این زمینه به خصوص کانال های برون مرزی صدای امریکا و انگلیس (VOA, BBC) تمام تلاش خود را به کار می برند تا خواسته های مردم ایران، تنها در چارچوب ابطال انتخابات اخیر و اصلاح مسیر تعیین شده از جانب محافل وابسته به سرمایه داری جهانی محدود شود و بگویند که مردم ایران فقط رییس جمهور فعلی را نمی خواهند و به سیاست های سی سال اخیر، کاری ندارند.

2- نگاهی ساده به شعار های اخیر مردم، بیانگر خواسته های واقعی مردم است که از هر چیزی روشن تر است. شعارهای 13 آبان گویاتر از آن است که بتوان در آن تردید کرد. این شعارها به ترتیب اهمیت عبارت بودند از: مرگ بر دیکتاتور- نه دولت کودتا، نه منت آمریکا- آزادی تجمع حق مسلم ماست- مرگ بر اصل و...- مرگ بر خا...- ایرانی باغیرت، حمایت حمایت- ایرانی می میرد، ذلت نمی پذیرد- توافق پنهانی، مایه ننگ ملی- استقلال آزادی جمهوری ایرانی- یاحسین میر حسین- ...

از 10 شعار فوق که بیشترین عمومیت را در تظاهرات 13 آبان داشت، تنها دو شعار که کمتر از دیگر شعارها داده می شد، به جنبش سبز مربوط می شود و بقیه شعارها، توسط بخش های مختلف مردم داده می شد. شعارهایی مانند الله اکبر یا کروبی باغیرت، برس به داد ملت، تنها موضعی بوده و جنبه عمومی نداشته است.هر چند نمی خواهیم بین اقشار مختلف مردم، تمایز قایل شده و آنها را به دسته های مختلف تقسیم کنیم، بلکه تنها بحث بر آن است که خواسته های عمومی مردم، چه قبل و چه بعد از انتخابات، همواره فراتر از خواسته ای جنبش سبز بوده است. مردم این حرکت اخیر را زمینه ای برای بیان خواسته های فروخورده سی سال گذشته خود می بینند. مطالب زیر این مدعا را اثبات می کند:

1- در سی خرداد و 18 تیر، که بزرگترین تظاهرات علیه حکومت بود و روزهای خاصی که ارتباطی با انتخابات نداشت، اعتراضات وسیعی علیه حکومت و دیکتاتوری وجود داشت که رهبری اصلی آن، نه به صورت عمودی هرمی از جانب کاندیداها، بلکه به صورت رهبری افقی در سراسر بخش های معترض جامعه بود(1). علاوه بر آن، این دو روز بخصوص که یادآور مبارزات گذشته مردم در سی سال گذشته بود، بیشترین شرکت کننده را داشت و مردم در این روزها، با یاد و خاطره مبارزات گذشته، با جدیت بیشتری شرکت کرده بودند که ربطی به انتخابات نداشت.

2- مبارزات مردم در سی سال اخیر، که به صورت عمومی انجام شده است، هر یک خواسته هایی را داشته است که اکنون آن خواسته ها را در جنبش اخیر نیز مشاهده می کنیم: خواسته هایی همانند آزادی تشکل های صنفی و کارگری، که باعث شد در یک شب بیش از 1000 نفر از کارگران شرکت واحد همراه با خانواده هایشان دستگیر شده وبه زندان اوین برده شوند، همچنین دستگیری بیش از 80 نفر از دانشجویان در 13 آذر 86 که آن نیز خواسته های مشخص خود را داشت. دستگیری 150 نفر در تظاهرات یازدهم اردیبهشت (اول ماه مه) امسال در پارک لاله، که بیانگر عمق حمایت مردمی و فعالان اجتماعی از این تظاهرات بود. دستگیری معلمان در اعتراضات سال های گذشته، که تجمع آنان گاه به بیش از سی هزار نفر بالغ می شد و همواره شعارها و خواسته های امروزی را داشت. تظاهرات وسیع زنان در سالهای اخیر، که همواره منجر به دستگیری آنان و تشکیل پرونده در دادگاه ها شده که همچنان ادامه دارد. اعتراضات عمومی در سالهای دهه هفتاد که به صورت خیزش های مشهد، قزوین، شیراز و ... بروز کرد.

تمام این مسایل، بیانگر آن است که خواسته های مردم ایران، ریشه های عمیق در مبارزات سی ساله گذشته دارد و بر خلاف آنچه که تلویزیون های صدای امریکا و انگلیس می خواهند القا کنند، محدود به جنبش سبز نمی شود، بلکه جنبش سبز خود نیز بخشی از خواسته های مردم تحت ستم را در ایران نمایندگی می کند، اما همه آن نیست. مردم ما از این که بخشی از حکومت، که تا کنون در برابر خواسته های به حق آنان بوده اند، اکنون به مردم پیوسته اند، خوشحال اند و از این فرصت، برای بیان خواسته های خود به صورت قویتر و محکمتر استفاده می کنند. اما محافل وابسته به قدرت های خارجی تلاش می کنند تا خواسته های مردم را با خواسته های خود هماهنگ جلوه دهند و از این طریق، در جنبش مردم ما نفوذ کنند. غافل از آنکه تظاهرات مردم در روز 13 آبان نشان داد که هرچند میان مردم و حکومت فعلی، تضادی عمیق و دره های پرنشدنی است، اما این دره پر نشدنی را قدرت های خارجی پر نمی کنند، بلکه مردم به نیروی خود و با تکیه بر مبارزات خودشان، دادن کشته ها و زندانی ها و تحمل شکنجه ها پر خواهند کرد.

کنگره امریکا با این طرح نشان داد که همچنان شناختی از مبارزات مردمی ندارد و در افکار استعمار گرانه قرن گذشته باقی مانده است و گمان می کند با حمایت از یک طیف در جنبش مردمی ایران، می تواند در آن تاثیر بگذارد. امروزه رهبران جنبش سبز تلاش می کنند خود را با مردم همآهنگ کنند و نظریه پردازان آن توصیه می کنند که باید با مردم همراهی کرد. نمونه آن هم آخرین نوشته های آنان است که می گویند مساله جمهوری ایرانی و جمهوری اسلامی را فعلا مسکوت بگذارید تا اختلاف پیش نیاید(2). علاوه بر آن، اصلاح طلبان به خوبی می دانند که در صورت حفظ هرم قدرت، اگر آنها کرسی ریاست جمهوری را هم بدست آورند، بازهم کار چندانی نمی توانند انجام دهند. زیرا با وجود قوه قضائیه و قوه مقننه و نیروهای نظامی و انتظامی و نهادهای قدرتمند غیردولتی همانند بنیاد مستضعفان، آستان قدس رضوی، کمیته امداد و ...، ریاست جمهوری قدرت چندانی ندارد و همانگونه که ریاست جمهوری قبلی اصلاحات گفت "تیغه چاقو در دست دیگری است" و رئیس جمهور یک تدارکاتچی بیشتر نیست.

به همین جهت، از هشت سال حکومت اصلاح طلبان، نه تنها اصلاحات به سرانجام نرسید، بلکه به علت ناتوانی در انجام همان اصلاحات، به راحتی میدان را به حریف واگذار کردند. اکنون همان اصلاح طلبان می دانند که آمدن مردم به صحنه، خواسته ها را فراتر از آنچه آنان انتظار دارند، مطرح می کند. مردم به صحنه آمده، به راحتی از خواسته های متراکم شده سی سال گذشته، دست بر نمی دارند و به سادگی نمی توان مردم را به خانه ها فرستاد. آمدن مردم به خیابان ها و حضور آنان در صحنه، چیزی فراتر از اصلاحات است. این مساله ای است که حاکمان و طرفداران وضع موجود، آن را به سختی درک می کنند.

-------------------------------------------------
(1) هرچند ممکن است تقارن 30 خرداد، اتفاقی باشد، اما اعتراضات مردمی آنچنان گسترده بود که هیچکس نمی توانست جلو این اتفاق را بگیرد.

(2) مقاله ابراهیم نبوی درسایت www.iranliberal.com