۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه
اسرائیل جاسوس فارسی زبان استخدام می کند bbc
شین بت در پی استخدام هماهنگ کننده های عملیاتی آشنا به زبان فارسی است
سازمان امنیت داخلی اسرائیل، شین بت، در پی استخدام ماموران فارسی زبان است.
این سازمان به تازگی یک آگهی را در روزنامه های عمده اسرائیل مانند هارتز چاپ کرده که در آن از استخدام ماموران امنیتی خبر داده است.
یکی از شرایط گفته شده برای استخدام ماموران، گذراندن دوره سربازی در اسرائیل است.
جمعیت قابل ملاحظه ای از یهودیان ایرانی تبار در اسرائیل زندگی می کنند.
اسرائیل ایران را به تجهیز نظامی گروه های حزب الله و حماس متهم می کند و این کشور را به حمله به تاسیسات اتمی آن تهدید کرده است.
ایران یکی از قوی ترین منتقدان منطقه ای اسرائیل است.
روزنامه هارتز در گزارشی نوشت هدف از استخدام ماموران فارسی زبان، مقابله با نفوذ جاسوسان ایرانی در اسرائیل است.
پیش تر دادگاه های اسرائیل، یک ایرانی تبار را در رابطه با همکاری با سازمان های اطلاعاتی جمهوری اسلامی مجرم شناخته بود.
شین بت می گوید ایران یهودیانی را که برای بازدید اقوامشان سفر می کنند، به جاسوسی علیه اسرائیل تشویق می کند.
سازمان های اطلاعاتی اسرائیل چند سالی است که با الگوبرداری از سازمان های جاسوسی غربی سعی دارند در اطلاع رسانی از فعالیت هایشان شفاف تر عمل کنند.
شین بت به تازگی نیز یک وبلاگ عمومی برای ارتباط با شهروندان راه اندازی کرده است.
این سازمان پیش تر نیز برای جذب نیروی فارسی زبان آگهی عمومی منتشر کرده بود ولی این اولین بار است که مشخصات شغلی مورد نظر را به وضوح درج می کند.
هادی خرسندی
این ملت همدرد زن و مرد ندارد
جز درد وطن بر تن خود درد ندارد
مردیم و زنستیم، زنستیم که مردیم
همدردی و یکپارچگی فرد ندارد
این نسل جوان وطن ماست که در دست
جز مشت گره کرده رهاورد ندارد
با دشمن بدکاره و سفاک به جنگ است
این سبز که پروائی از آن زرد ندارد
در راه دمکراسی تا خیمهی دشمن
پیش آمده این خلق و عقبگرد ندارد
ما همدل و همجنس و همآواز مجیدیم
ای شام سیه ما فلق صبح سپیدیم
از شانزده تا بیست، فقط چهار قدم باقیست!
محمدعلی اصفهانی
حرف، این نیست که حتماً تا بیست و دو بهمن، باید کار را مردم یکسره کنند. چون به احتمال بسیار قوی، چنین آرزویی تحقق نخواهد یافت.
حرف، این نیست. حرف، این است که به مصداق «از امروز کاری به فردا ممان»، تا بیست و دو بهمن، جنبش باید به نمره ی بیست رسیده باشد و آماده ی مقابله با خطراتی شده باشد که آن را تهدید می کنند. و این خطرات، فراوانند و جای برشمردنشان اینجا نیست؛ و اساساً فقط در جریان عمل، و طی زمان، معلوم خواهند شد...
راقم این سطور، همیشه در مورد این جنبش، به جای کلمه ی «خیزش»، از کلمه ی «جنبش» استفاده می کند. چرا که «جنبش»، الزاماً و حتماً باید ساخت و ساختار داشته باشد و در مسیر حرکت خود، خود را تعریف و تکمیل کند؛ ولی «خیزش» یا همان «قیام»، برخاستن است. چه با ساخت و ساختار؛ و چه سرکش و طاغی و بی محاسبه و بی مهابا. بسیار گاهان به سرعت فرونشیننده یا سرکوب شونده. و گاهی هم پیروز.
و تازه، «پیروزی» هم همیشه پیروزی نیست. «پیروزی» بی ساخت و ساختار درست، می تواند چیزی باشد مثل «پیروزی انقلاب ضد سلطنتی».
البته بگذریم از این که در تعریفی دقیق تر:
یکی از نشانه های انقلاب، پیروز نشدن است. هیچ انقلابی نباید پیروز شود. انقلابِ پیروز شده، انقلاب نیست. پیروزی انقلاب، یعنی شکست انقلاب. و اصلاً یعنی نبود انقلاب. انقلاب، تنها در دل مجموعه یی پیوسته در حرکت معنا می شود. نقطه یی به نام پیروزی وجود ندارد که باید به آن رسید و بعد، خود را روی آن استوار کرد... پیروزی، رسیدن است. و رسیدن، نشستن است... ٭
یک جنبش می تواند قیام را در پی داشته باشد و یا نداشته باشد. و این نیز بستگی به نوع جنبش و هدف و اهداف تعیین شده ی آن، و شرایط و عوامل درونی و بیرونی دارد.
«جنبش خرداد» (آنگونه که نویسنده، آن را نام می نهد و تفاوت هایی کیفی میان این نام و اصطلاح رایج شده ی «جنبش سبز» می بیند) هدف خود را بر جمهوری در تقابل با خلافت قرار داده است؛ و بر دموکراسی در تقابل با حاکمیت فقیهان و کاریکاتور های بزک کرده ی «انقلابی» یا ضد انقلابی شان، و نیز در تقابل با مشابهان این دو دار و دسته ی سپری شده، یعنی با کسانی که خواهان تحمیل عقایدِ درست یا نادرست خود بر آرای مردم هستند.
و چنین هدفی گرچه از سرنگونی می گذرد، اما در سرنگونی خلاصه نمی شود...
پاره کردن و آتش زدن و زیر پا گذاشتن عکس امام راحل، یا به قول روزنامه ی جمهوری اسلامی «زیر دست و پا ماندن» آن تمثال مبارک در روز دانشجو، بعد از انجام همین عمل با عکس خامنه ای در روز دانش آموز، جزیی از ارتقاء آگاهی مبارزاتی، و پیشتر و بیشتر از آن، جزیی از باور جنبش به توانمندی خویش را در خود سمبلیزه می کند.
سیمای کودتا، این صحنه ی خجسته را، بارها و بارها با هدف معینی پخش کرد که نباید گذاشت به نتیجه ی مطلوب برسد:
واکنش ها به این عمل سیمای کودتا ـ که کاملاً حساب شده و برنامه ریزی شده بود ـ با یکدیگر تفاوت داشتند:
ـ دفتر امام و سایت محسن رضایی و ... این را توهین به امام به منظور بهره برداری سیاسی در جهت برخورد با مخالفان دانستند و از این «حرمت شکنی» دوستانشان گله گزاری و ابراز تأسف کردند.
ـ طرف های مورد خطاب سیمای کودتا، دست به کار همان بهره برداری پیش بینی شده و برنامه ریزی شده شدند. از داد و بیداد و فغان «واخمینیا» و اعلام راهپیمایی و تعطیل حوزه ی علمیه ی قم گرفته تا تأکید بر ضرورت «برخورد قاطع» با مردم و جنبش و «سران فتنه». (بیچاره ها فکر کردند که این هم مثل مقاله ی «احمد رشیدی مطلق» است، و امروز هم مثل پریروز!)
ـ بخشی از افراد دخیل در «جنبش سبز» (که نباید آن را با «جنبش خرداد» یکی دانست) از یک موضع تدافعی شرم آور با ظاهر تهاجمی، از اساس، پاره کردن و آتش زدن و لگد مال کردن عکس خمینی را بیشتر توطئه ی خود کودتاگران دانستند و به «رفع و رجوع» قضیه «همت» گماشتند! و متأسفانه بخشی نه چندان اندک از میان کسانی که از ته دل و با تمام وجود، آرزوی چنان «حرمت شکنی» مبارکی را داشتند نیز با آن ها همصدا شدند.
روی سخن، طبعاً با این هاست؛ و نه با دو دسته ی اول:
برخورد تدافعی ما دشمن را جری تر خواهد کرد. او در موضعی نیست که بتواند به تهاجمی خیلی قوی تر از آنچه تاکنون به آن دست زده است، متوسل شود. و ما در موضعی نیستیم که در برابر اینگونه حرکات دشمنی که روز به به روز در حال فروپاشی از بیرون و درون خویش است، نیازی به دفاع از خود داشته باشیم و به زبان ساده تر: در برابر یک ترفند مبتذل و از سر استیصال، جا بزنیم.
کوچکترین احساس ضعفی در ما ـ به درستی ـ احساس قوتی به همان تناسب، در دشمن به وجود خواهد آورد، و او را به اقدام هایی که از قبل پیش بینی کرده است تشویق خواهد کرد.
این جنبش، در تضاد با ولی فقیه معمم و بی عمامه، در تضاد با «راهبر عقیدتی» و «امام» تشیع صفوی در شکل کلاسیک و یا در شکل «مدرن» و در واقع کاریکاتوریزه شده ی آن است. و از همین رو پیشتر از این نیز دستگاه تبلیغات و ضدتبلیغات کودتا (بدون نقاب) و متحدان عینی او (درپشت نقاب دوست جنبش) شعاری را ساختند (یا ـ با عدم موفقیت ـ سعی در مطرح کردن و دامن زدن به شعاری کردند) که سخنانِ از روز اول تا امروز تکرار شده ی سران کودتا را علیه جنبش، بیان و تئوریزه می کند: «موسوی بهانه ست ـ کل نظام نشانه ست». شعاری با دستکم یک نتیجه ی منفی یا یک هدف کثیف:
ـ دوقطبی کردن نیرو های «واقعاً موجود» درون جنبش «واقعاً موجود»: آن بخش بسیار قابل توجه از این نیروها که به موسوی احترام می گذارند و یا حتی او را رهبر (نه امام و راهبر عقیدتی و جان جانان) خود می دانند، با بخش دیگری از این نیروها که با وجود خواست هایی کاملاً فراتر از خواست های موسوی و کروبی و اصلاح طلبان و رفرم گرایان، از این حداقل آگاهی نسبت به اصل «تحلیل مشخص از شرایط مشخص» برخوردارند که بکوشند تا در حد توان خود (و تا هر زمان که امکان پذیر باشد و با پرنسیب ها تضاد پیدا نکند) از پراکندگی نیروهای درون جنبش، و مخصوصاً دوقطبی شدن این نیروها جلوگیری کنند.
«چون که صد آمد، نود هم پیش ماست». شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنه ای»، «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، و رفتار هایی چون پاره کردن و آتش زدن و لگدمال کردن عکس های خامنه ای و خمینی، هم خواسته های اصلی «جنبش خرداد» را بیان می کند، و هم به موسوی و کروبی و چهره های مطرح «جنبش سبز» («جنبش سبز» و «جنبش خرداد» با یکدیگر وجوه اشتراک و وجوه افتراق دارند) پیام می دهد که:
ـ بس کنید این دولّا دولّا راه رفتن را. این «امام راحل، امام راحل» گفتن را. و این «دفاعیات» را به عنوان متهم در برابر دادگاهی که کوتاه تر از قامت شماست...
و این همه، بدون کین توزی و نفرت پراکنی میان نیروها و افراد درون جنبش؛ و بدون دوقطبی کردن آن.
به همان اندازه که «جنبش خرداد»، بزرگ است و وسیع است و پر از متن و حاشیه است، نوشتن در باره ی آن نیز کار یک یا دو یا سه یا ده یا صد مقاله نیست. بنابر این، سخن را در همینجا با طرح صورت یک مسأله ـ برای تأمل و اندیشیدن و باز اندیشیدن و شاید هم یافتن پاسخ ـ موقتاً کوتاه کنیم که:
ـ در شانزدهم آذر امسال، در شانزدهم آذر ترین شانزدهم آذر، جنبش از مرز پانزده که نمره ی متوسطِ خوب است گذشت و شانزده گرفت. و از شانزده تا بیست، فقط چهار قدم باقیست. اما این قدم ها کدامند و چگونه باید برداشته شوند؟
--------------------------------------------------------------------------
٭ از مقاله ی «انقلاب نمرد؛ زنده است انقلاب» از راقم همین سطور در نشانی زیر:
۲۱ آذر ۱۳۸۸ http://www.ghoghnoos.org http://www.ghoghnoos.org/goftar/enghelab.html
ده ها سال حبس برای ۹ دانشجوی دانشگاه شیراز
براساس این گزارش، احکام قضایی ۹ تن از دانشجویان، از سوی دادگاه انقلاب به شرح زیر اعلام شده است:
این گزارش می افزاید: همچنین بنایی, علی جلالی, سعید رضایی, زاهدی, ظهوریان, احمد عارف, ایوب پورفتحی, طاهری, صفرپور, پورسلطان، علی صالح پور, کاظم رضایی, یحیی طاووسی, ندا اسکندری, خدیجه قهرمانی, نظری, شیروانی, باقری دانشجویانی بودند که پس از ۱٣ آبان بازداشت شده و تاکنون در بازداشت به سر می برند.
همزمان با ۱۶ آذر سعید آگنجی از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد شیراز، راضیه جعفری و سعید لطفی از فعالین دانشگاه شیراز به اداره اطلاعات احضار و بازداشت شدند که تاکنون نیز در بازداشت به سر می برند.
۱. کاظم رضایی؛ دانشجویی دانشگاه شیراز ۵ سال و ٨ ماه حبس تعزیری ۲. دکتر مسیح اله حقیقت جو استاد علوم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز ۵ سال حبس تعلیقی ٣. نظری دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی ۴ سال حبس تعزیری ۴. یحیی طاووسی دانشجوی دانشگاه شیراز ٣ سال حبس تعزیری ۵. احسان کاووسی دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ٣ سال حبس تعزیری ۶. علی جلالی دانشجویی دانشگاه پیام نور ۶ ماه حبس تعلیقی و پرداخت ۱ میلیون تومان جریمه نقدی ۷. مجتبی حسینی دانشویی دانشگاه شیراز ۶ ماه حبس تعلیقی ٨. سعید رضایی دانشجویی دانگاه علوم پزشکی ۶ ماه حبس تعلیقی ۹. خیبر حسن پور دانجوی دانشگاه شیراز ۶ ماه حبس تعلیقی ۱۲ تن از فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز که در جریان تجمعات روز دانشجویی سال گذشته از تحصیل محروم و پرونده آنان به کمیته انضباطی وزارت علوم ارجاع داده شده بود مجددا از سوی کمیته انضباطی این دانشگاه احضار و پرونده آنان جهت صدور احکام سنگین تر مجددا به کمیته انضباطی وزارت علوم فرستاده شد.
راه پیمایی مادران عزادار در خیابان های مرکزی تهران
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، مادران عزادار در حضور نیروهای سرکوبگر و برخوردهای توهین آمیز و تهدید آمیز آنها، تچمع اعتراضی و راه پیمائی خود را از پارک لاله تا چهار راه فاطمی برگزار کردند.
بنابر این گزارش روز شنبه ۲۱ آذر از ساعت ۱۷:۱۵ مادران عزادار به روال هفتگی خود در میدان آب نمای پارک لاله تهران در حال تجمع بودند که مامورین سرکوبگر نیروی انتظامی، لباس شخصی و بسیجیها با برخوردی وحشیانه و اهانت آمیز سعی در متفرق کردن آنها کردند. اما موفق به جلوگیری از اجتماع نشدند. نیروهای سرکوبگر اجازه راه پیمائی به دور میدان آب نمای پارک لاله را به مادران ندادند و آنها را وادار به بیرون رفتن از پارک کردند.
مادران به صورت دسته جمعی از میدان آب نمای پارک لاله راه پیمائی خود را شروع کرده و وارد خیابانهای مرکزی شهر شدند. آنها از خیابان امیر آباد بسوی چهارراه فاطمی حرکت کردند. هنگام حرکت دستهای خود را به عنوان علامت پیروزی بلند کرده بودند.
در طی مسیر تعداد زیادی از مردم به آنها می پیوستند و کسبه از مادران عزادار حمایت می کردند. خودروها هنگام مشاهده راه پیمائی مادران با بوق زدن از آنها حمایت می کردند.
نیروهای سرکوبگر ولی فقیه که از نیروهای انتظامی، لباس شخصی و بسیج تشکیل می شدند با عربده کشی و توهین و تهدید سعی در متفرق کردن مادران داشتند. لباس شخصیها خطاب به مادرانی که نسب به برخوردهای وحشیانه آنها اعتراض می کردند می گفتند: ما پول گرفتیم که همهی شماها را بکشیم، می خواهید مثل هفته ی قبل باز هم شماها را دستگیر کنیم، بروید گم شوید...
نیروهای سرکوبگر در طی مسیر راه پیمائی مادران را احاطه کرده بودند و آنها را مورد توهین و تهدید قرار می دادند.
۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه
سلاح ارتشی وسپاهی بايد در راه خدمت به اين ملت به کارگرفته شده
به نام يزدان پاک
"ارتش پناه ملت"
درسال های دفاع مقدس که دوشادوش برادران سپاه، از اين آب وخاک دفاع می کرديم، درواقع مشغول دفاع ازشرف وآبرو و حيثيت وجان و مال ملت ايران بوديم. ارزش کشورهم به دليل ارزش ملت ايران است. سلاح ارتشی وسپاهی بايد در راه خدمت به اين ملت به کارگرفته شده وجان آنان هم در راه مردم ايران فدا شود. در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت می کرديم هرگزگمان نمی برديم که ممکن است روزی گروهی ازسپاهی ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگرسپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند.
ارتش خود را پناه ملت می داند و هيچ گاه به خواست سياستمداران برای سرکوب مردم تن در نداده است. به عهد خود برای عدم دخالت درسياست وفادار است اما نمی تواند در مقابل ظلم و تجاوز به هم وطنان خود نيز ساکت بنشيند. به همين دليل به آن دسته از تحميل شدگان به سپاه که دست تجاوز وتعدی به جان ومال وآبرو و ناموس ملت ايران درازکرده اند و بيش ازهمه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کرده اند، شديدا اخطارمی کنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد. ارتش پناه ملت است و از ملت آرام وصلح دوست ايران در مقابل هر متجاوزی تا آخرين قطره خون خود دفاع خواهد کرد.
گروهی ازخلبانان وپرسنل هواپيمايی نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی ايران ( هوانيروز)
جمعی ازفرماندهان وپرسنل گروه سی وسه توپخانه اصفهان
گروهی ازخلبانان وهمافران نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
دانشگاه شهيد ستاری نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل ستاد فرماندهی نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل مرکزآموزش پشتيبانی نزاجا
جمعی ازاساتيد ومسئولين دانشگاه افسری امام علی(ع)
جمعی ازپرسنل ومسئولين ستاد فرماندهی کل ارتش