۱۳۸۷ بهمن ۱۸, جمعه

گفتگوی ایل مانیفستو با ایلان پاپهاز «تاریخ نویسان نوین» اسراییل









برگردان و توضیحات: محمد علی اصفهانی
• ایلان پاپه، همچون میشل وارشاوسکی و تعداد دیگری از نخبگان اسراییلی، مخالف ایده ی صهیونیزم، طرفدار تشکیل یک دولت واحد غیرمذهبی و غیرنژادی در تمام سرزمین هایی که امروز اسراییل و فلسطین نامیده می شوند، و خواهان بایکوت کامل دولت اسراییل، حتی در زمینه های دانشگاهی و فرهنگی است ...
آدينه ۱٨ بهمن ۱٣٨۷ - ۶ فوريه ۲۰۰۹
روزنامه ی معروف متمایل به «چپ» ایتالیا، ایل مانیفستو، گفتگویی کرده است با پروفسور ایلان پاپه، از «تاریخ نویسان نوین» اسراییل، و استاد دانشگاه های اسراییل و انگلستان. اصطلاح «تاریخ نویسان نوین» در اسراییل، به تاریخ نویسانی اطلاق می شود که با زیر سئوال بردن آنچه تاریخ اسراییل نامیده شده است، مخصوصاً چگونگی به وجود آمدن کشور اسراییل، به بازخوانی و بازنویسی تاریخ اسراییل پرداخته اند. «تاریخ نویسان نوین» گرچه با یک عنوان واحد معرفی می شوند، و گرچه نقاط مشترکی با هم دارند، الزاماً یک طیف همگون و متفق الرأی را تشکیل نمی دهند. حزب کمونیست اسراییل، در سال ۱۹۹۶ از پرفسور ایلان پاپه به عنوان کاندیدای انتخابات کنیسه، حمایت کرد. ایلان پاپه، همچون میشل وارشاوسکی و تعداد دیگری از نخبگان اسراییلی، مخالف ایده ی صهیونیزم، طرفدار تشکیل یک دولت واحد غیرمذهبی و غیرنژادی در تمام سرزمین هایی که امروز اسراییل و فلسطین نامیده می شوند، و خواهان بایکوت کامل دولت اسراییل، حتی در زمینه های دانشگاهی و فرهنگی است. بایکوتی که در خارج از اسراییل نیز تشکل های یهودی مترقی یی همچون «یهودیان اروپایی برای یک صلح عادلانه»، و سازمان «وحدت یهودی فرانسه برای صلح»، در کنار شخصیتهای یهودی برجسته ی فرهنگی، هنری، دانشگاهی و... بارها به آن، فراخوان داده اند. (۱)

ایلان پاپه که تا سال ۲۰۰۷ استاد دانشگاه حیفا بود، بر اثر آزار های مستمری که در اسراییل، چه در محیط کار، و چه در زندگی شخصی، چه بر خود او، و چه بر خانواده ی او رفت، ناچار شد که اسراییل را ترک کند، و در حال حاضر، استاد دانشگاه های انگلستان است. او کتاب های متعددی نوشته است از جمله:
ـ ساختن نزاع عرب و اسراییل
- جنگ ۱۹۴۸ در فلسطین ـ مسایل اسراییل و فلسطین
ـ تاریخ فلسطین مدرن: یک زمین، و دو ملت (از انتشارات دانشگاه کمبریج)
ـ پاکسازی نژادی فلسطینیان و کتاب های دیگر... خانم ماری آنژ پاتریزیو، که قسمت های مهم گفتگوی ایل مانیفستو با پروفسور ایلان پاپه را به فرانسه ترجمه کرده است (و مبنای ترجمه ی من هم همین ترجمه ی او منتشر شده در بخش فرانسوی سایت گلوبال ریسرچ است) توضیحی مختصر و گویا در باره ی خط و خطوط کنونی روزنامه ی «ایل مانیفستو» نوشته است که مطالعه ی خلاصه یی از این توضیح، قبل از مطالعه ی خود گفتگو، احتمالاً ضروری است. خلاصه ی توضیح خانم ماری آنژ پاتریزیو بعد از مرگ «استفانو چیارینی» که به مدت ۲۰ سال، در روزنامه ی ایل مانیفستو به پرونده ی خاورمیانه می پرداخت، آقای «کُکو» که این مصاحبه را با ایلان پاپه انجام داده است، جای او را گرفت. استفانو چیارینی، شناخت گسترده یی از امور مربوط به خاورمیانه داشت، و از کم و کیف جنبش های متعدد مقاومت در لبنان و فلسطین، بسیار آگاه بود و این جنبش ها را به خوبی می شناخت. نگاه استفانو و تحلیل او، نگاه و تحلیلی بود، به گونه یی واضح و روشن، ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی. و همین باعث می شد که استفانو در تحریریه ی روزنامه ی ایل مانیفستو، به حاشیه رانده شود. در همین گفتگو، با دقّت در شکل پرسش ها، و در «ترم» های به کار رفته در پرسش های ایل مانیفستو یی که دیگر استفانو چیارینی را از دست داده است، می توانیم خط غالب بر تحریه ی این روزنامه را ببینیم. این خط را در ارتباط با مسائل اعراب و فلسطین، باید خط «چپ» صهیونیست نامید. امّا با وجود همه ی این ها، همین که مصاحبه یی با ایلان پاپه در این روزنامه منتشر می شود، نشان دهنده ی این است که هنوز زحمات و تلاش های استفانو، به طور کامل، مدفون نشده است؛ و صداهایی هستند که نمی توان نادیده گرفتشان؛ و منزوی کردن راه و روش استفانو، روز به روز دشوارتر می شود. ایلان پاپه، در این گفتگو، بدون هیچ پرده پوشی و ابهامی، تفاوت های دیدگاهی خود را با بعضی از «تاریخ نویسان جدید»، تکرار می کند. بخشی از «الیت» هایی که ایلان پاپه در این گفتگو به آن ها اشاره می کند را همین ها تشکیل می دهند. مصاحبه کننده ی ایل مانیفستو، به این موضوع اشاره نکرده است که ایلان پاپه در فوریه ی ۲۰۰۷ در حالی که استاد دانشگاه حیفا بود، سرانجام تاب نیاورد که در فضایی آنچنان خصمانه که نسبت به او و خانواده ی او، ساخته شده بود، به اقامت در اسراییل ادامه دهد؛ و ناچار به ترک این کشور شد؛ و از آن پس، دیگر از استادان دانشگاه های انگلستان به حساب می آید.

ترجمه ی گفتگوی ایل مانیفستو با ایلان پاپه ٭
ایل مانیفستو: اسراییل می گوید که به بیشتر اهداف خود از عملیات «سرب گداخته» دست یافته است. اما می بینیم که دولت حماس همچنان کنترل غزه را به عهده دارد؛ و فلسطینی ها هم مشغول بازسازی تونل هایی هستند که «رفح» را به مصر متصل می کند. پس، اهداف تهاجم اسراییل چه بوده است؟
٭ ایلان پاپه: اسراییل می خواست که شکست خودش در جنگ دو سال پیش لبنان را، به نوعی جبران کند؛ و حماس که همراه با حزب الله لبنان، تنها اپوزیسیون نیرومند واقعی در برابر اسراییل است را، به لحاظ نظامی، شکست دهد. اسراییلی ها می خواهند که به صورت غیر مستقیم غزه را اداره کنند (۲) اما نمی دانند که با ساکنان غزه چه کنند. فلسطینیان، مقاومت می کنند، و از همین رو، اسراییل، هر روز بیشتر از روز پیش، به صورتی شدیدتر و عنیف تر، اقدام به تنبیه دسته جمعی ملت فلسطین می کند. (۳) سه هفته قتل عام و قصابی کردن مردم غزه، به خوبی، این سیاست اسراییل را به جهانیان نشان داد.

٭ ایل مانیفستو: نود و شش درصد از یهودیان اسراییل، از این عملیات، پشتیبانی کردند. چنین گرایش و چنین رفتاری را شما چگونه توضیح می دهید؟

٭ ایلان پاپه: ما داریم از همان جامعه یی حرف می زنیم که در سال ۱۹۴۸ و در سال ۱۹۶۷ فلسطینی ها را از سرزمین هایشان بیرون کرده است. بعد از ۶۰ سال آموزه های سرشار از تعصّب، غیرانسان وانمود کردن فلسطینیان، و چهره ی اهریمنی از مردم فلسطین ترسیم کردن، دیگر، هزار نفر از این مردم را فقط طی سه هفته به قتل رسانیدن، مسأله ی مهمی ایجاد نمی کند. وسایل ارتباط جمعی، و فرهنگ سیاسی، جامعه ی اسراییل را آماده کرده اند تا چنین قتل عام و قصابی یی را «دفاع از خود» بداند. تا زمانی که جامعه ی اسراییل، شروع نکند به این که خودش را از شرّ ایده یولوژی صهیونیزم، رها سازد، در اسراییل، هیچ مخالفت جدی یی با عملیاتی نظیر «سرب گداخته»، وجود نخواهد داشت.
٭ ایل مانیفستو: با این وجود، سخن از «جنایت جنگی» در میان است؛ و حتی گروه هایی از یهودیان داخل اسراییل نیز خواهان بایکوت دولت اسراییل به خاطر رفتارش با فلسطینیان هستند. آیا فکر نمی کنید که یکی از نتایج این تراژدی یی که اسراییل آفریده است، منزوی شدن دولت اسراییل خواهد بود؟

٭ ایلان پاپه: آرزو دارم که چنین شود. اما گمان نمی کنم که اسراییل دست از اینگونه رفتار های خود بردارد. مثلاً دادگاه بین المللی عدالت، برپاسازی دیوار آپارتاید (۴) را محکوم کرد. اما این محکوم کردن، حتی به اندازه ی یک انگشت هم اسراییل را در سیاست دیوارسازیش به عقب نراند. با این همه، شاید فراشدی از این نوع که از آن سخن گفتید در کار باشد. من دلم می خواهد که اینطور آرزو کنم.
٭ ایل مانیفستو: شما طرفدار بایکوت اسراییل هستید. حتی بایکوت دانشگاهی و فرهنگی. بر چه مبنایی فکر می کنید که چنین بایکوتی بتواند روند صلح را تقویت کند؟
٭ ایلان پاپه: اگر ایده ی بایکوت بتواند موفقیت هایی کسب کند، قشر «الیت» فرهنگی و روشنفکری جامعه ی اسراییل احساس خواهد کرد که موجودیتی مردود و غیرقابل قبول است. چرا که با بی تفاوتی خود، همدست دولت شده است. و اینچنین است که این قشر، ناچار خواهد شد که دست به تحرّکی بزند. او نمی تواند بدون آن که جزئی از جامعه ی غرب به حساب بیاید به حیات خود ادامه دهد. بایکوت، به تنهایی، کافی نیست. برای یک تغییر واقعی، سیاستی عمومی لازم است تا اسراییل را به سمت چنین تغییری براند. ولی به هرحال، این می تواند یک آغاز خوب، تلقی شود. روشنفکران، نقشی محوری در تبلیغ و ترویج و ترسیم چهره یی مشروع و قابل قبول از اسراییل در جنگ و تجاوز علیه فلسطینیان، به نزد غربیان دارند.
٭ ایل مانیفستو: از «نکبت» در ۱۹۴۹ ـ ۱۹۴۸ [«نکبت»، اصطلاحی است که فلسطینیان برای واقعه ی تشکیل دولتی بر ویرانه های سرزمینی که به وسیله ی اسراییل از آن رانده شدند و در آن قتل عام شدند و تکه تکه شدند و زنده زنده در آتش سوختند، به کار می برند ـ م ] تا عملیات «سرب گداخته» در ۶۰ سال بعد: اینطور به نظر می رسد که جنبش مبتنی بر ملّی گرایی، در فلسطین، مرده است.
٭ ایلان پاپه: نمرده است. بلکه دچار بحرانی عمیق شده است. هم در حفظ وحدت؛ و هم در استراتژی. این جنبش، هیچ وقت در شرایط خوبی قرار نداشته است. اما من فکر می کنم که پتانسیل این را دارد که به رهبری بهتر و به استراتژی بهتر برسد. (۵) یک قسمت بسیار بزرگ مسئولیت آنچه بر سر این جنبش آمده است به گردن جهان غرب است. این مشکل، هرگز به وسیله ی فلسطینی ها ساخته نشده است. این مشکل را اروپا آفریده است. اما این که فلسطینی ها شایسته ی رهبری بهتری هستند، ما را ـ در اینجا، در اروپا ـ از این وظیفه مان که از آن ها حمایت کنیم معاف نمی سازد. ٭ ایل مانیفستو: شما در تازه ترین کتاب خودتان نوشته اید که از دهه ی ۳۰ در قرن بیستم تا به حال، صهیونیزم در حال پرورانیدن و گسترش طرحی به منظور پاکسازی نژادی فلسطینیان است (۶) اما به نظر می رسد که امروز اسراییل نمی تواند چنین کاری را انجام دهد؛ و دو ملت فلسطینی و اسراییلی باید با هم زندگی کنند.
٭ ایلان پاپه: همین چند سال پیش، ظاهراً غیرممکن به نظر می رسید که اسراییل، فقط طی چند روز، چهارصد کودک فلسطینی را به قتل برساند. اما می بنیم که چنین کرد، بدون آن که جهان، حتی انگشت کوچک خود را بجنباند. و این یعنی که: اسراییل می تواند ـ مثلاً ـ هزاران فلسطینی را اخراج کند، و در ایتالیا یا انگلستان، دولت ها هیچ مخالفتی با این کار او نشان ندهند. من فکر می کنم که اسراییل شیوه یی به جز شیوه ی ۱۹۴۸ را به کار می بَرد: از غزه، و نیمی از کرانه ی رود اردن، یک زندان ساختن. و از نتایج چنین زندان ساختنی، این نیز می تواند باشد که تعداد زیادی از فلسطینیان، سرزمین خود را ترک کنند. و اسراییل اگر احساس نیاز کند، باز هم از نو، عملیات پاکسازی نژادی، و عملیات جدید ژنوسید و نسل کشی، و یا اشغال تمام سرزمین های فلسطینی ها را هم انجام خواهد داد. این ها، فقط ابزار کارند. آنچه مهم است ابزار کار نیست؛ بلکه خودِ کار است. آنچه مهم است این است که استراتژی اسراییل [محو ملت فلسطین از عالم وجود ـ م] عوض نشده است. اگر بخواهیم از عکس العمل جهانی حرف بزنیم، باید توجه داشته باشیم که اسراییل می داند که محدودیت های جهانی او بسیار اندک و ناچیز است، و او هرکاری که دلش بخواهد می تواند انجام دهد. از جمله، پاکسازی نژادی.
٭ ایل مانیفستو: بنا بر این، شما معتقدید که استراتژی اسراییل، نه استقرار یک رژیم آپارتاید، بلکه فراتر از آن، یعنی پاکسازی نژادی فلسطینیان است؟
٭ ایلان پاپه: در اینجا دو عنصر در کارند که نمی توان آن ها را از همدیگر جدا دانست. مثلاً رژیم آفریقای جنوبی یک رژیم تبعیض گرای نژادی بود. در آن مورد، آپارتاید، ایجاد دو نوع «فضای زندگی» بود برای یک مردم. ولی شما می توانید به گونه یی دیگر نیز عمل کنید: جداسازی، آواره کردن، و قتل عام یک ملت. و این هردو، جزئی از یک ایده ئولوژی واحد هستند.

جمعه ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ ۶ فوریه ی ۲۰۰۹
------------------------------------------------------------
عنوان و لینک ترجمه ی مقاله به زبان فرانسه:

Israël emprisonne Gaza pour faire fuir les Palestiniens


تاریخ انتشار مصاحبه در ایل مانیفستو:

۲۷ ژانویه ی ۲۰۰۹ ۱
ـ «... این بایکوت، راهی است برای تفهیم این موضوع به جهان و به اسراییل که: جنایات جنگی، قتل های نشانه گیری شده و از پیش برنامه ریزی شده و هدفدار، به بند و حصار کشیدن یک ملت، سرقت خاک، سرقت آب، سرقت حقوق گمرکی، و محروم ساختن مردم سرزمین اشغال شده، از ابتدایی ترین حقوق خود، نباید بی مجازات بماند...» «یهودیان آزاد، به همراه سندیکا ها، جهان را به تحریم کامل اسراییل فرا می خوانند»،
به ترجمه ی همین قلم:

طبعاً مقایسه کردن خواست تحریم مردم ایران (به بهانه ی تحریم حکومت ایران) ـ که خواست دشمنان سوگند خورده ی ملت ما، و کمر بستگان به خدمت آنان است ـ با خواست تحریم دولت اسراییل، به همان اندازه «عقلانی» است که مقایسه کردن موقعیت بین المللی و منطقه یی، و بافت و ساخت اقتصادی ایران با اسراییل؛ و به همان اندازه «شرافتمندانه» است که گناه جنایت تجاوز آمریکا و اسراییل به لبنان و فلسطین و تمامی خاورمیانه را به گردن مبارزان لبنانی و فلسطینی و خاورمیانه یی انداختن...
۲ ـ برای آگاهی از کم و کیف تلاش ناکام اسراییل و آمریکا برای تحت کنترل غیر مستقیم گرفتن غزه از طریق یک کودتای کورتاژ شده، می توانید از جمله مراجعه کنید به سه مقاله ی زیر به ترجمه ی این قلم، از جان پیلجر، رابرت فیسک، و میشل وارشاوسکی: جان پیلجر: هولوکاستی که انکار می شود؛ و سکوت آنان که حقیقت را می دانند


رابرت فیسک: به فلسطین، خوش آمدید! http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar03/welcome.html

میشل وارشاوسکی: در فلسطین، چه کسی علیه چه کسی کودتا کرد؟ http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar03/warschawski-l.html

و نیز به مقاله ی «غزه، و هفت پرسش و پاسخ در باب راست و دروغ مدعیان»، به همین قلم، که در آن به این موضوع، و به دلایل رشد گرایش به بنیادگرایی در خاورمیانه، و ضرورت و چگونگی مقابله ی منطقی و انسانی و شرافتمندانه و دموکراتیک با آن نیز ـ در کنار مسایل دیگر ـ اشاره رفته است:

ـ۳ دولت اسراییل، دولتی است که بر پایه های تئوریک برتری نژاد و قوم یهود، و بر بنیادگرایی مبتنی بر «آموزه های مذهبی» یی که به وسیله ی ملایان انتگریست «یهودی» طی اعصار اسارت، تدوین شده است، شکل گرفته است. و از همین رو هیچ جای تعجبی نیست که می بینیم که معتقد به تنبیه دسته جمعی (بازمانده ی تفکرات عصر قبیله یی) است. خراب کردن خانه یی که یکی از افراد آن، جزء «تروریست» ها بوده است، بعد از قتل و یا دستگیری او، ساده ترین و به چشم آمدنی ترین نمونه ی این نوع تئوری و پراتیک است؛ و همگان از دهه ها پیش، شاهد آنند؛ و خود دولت اسراییل نیز رسماً و با افتخار، از آن سخن می گوید. حملات بی امان به شهر ها و شهرک ها و محلات «تروریست پرور» را هم که بار ها و بار ها شاهد بوده ایم. و در مورد غزه: چندین کشتار پراکنده و دو کشتار دسته جمعی در این «اردوگاه مرگ» اسراییل. اردوگاه مرگی که دوستاقبانانش ساکنان آن را بیش از یک سال و نیم است که حتی از ابتدایی ترین نیاز های روزمره ی زندگی مثل غذا و آب آشامیدنی و دارو محروم کرده اند تا در فاصله های میان قصابی های ادواری به وسیله ی پیشرفته ترین سلاح های متعارف و غیر متعارف، ضعیف تر هاشان را، و کودکان و سالخوردگانشان را، و جنین های درون شکم مادران را، از سوء تغذیه، و یا از بیماری هایی حتی در حد یک تب، به قتل برسانند... «استریپ تیز مکتب «انسان دوستان» در تهاجم اسراییل به غزه»: http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar08/gaza-ensan.html
۴ ـ دیوار آپارتاید، دیوار معروفی است که اسراییل، به طور غیر قانونی، اما بدون هراس از «جامعه ی جهانی»، و حتی با کمک فنّی تعدادی از اعضای اروپایی این جامعه، آن را در کرانه ی باختری رود اردن، به منظور هرچه بیشتر خفه کردن مردم فلسطین بنا کرده است و می کند. این دیوار که تقریباً ۷۰۰ کیلومتر از سرزمین های اشغالی رسمی را از سرزمین های اشغالی غیر رسمی، جدا می کند، به «دیوار ننگ» نیز معروف شده است. ۵ ـ بر خلاف آرزوی نقش بر آب شده ی اسراییل، حمله به غزه، باعث نزدیکی هرچه بیشتر جریان های مبارز فلسطینی، از سکولار تا مذهبی، و از کمونیست تا ملی گرا، و جدا کردن هرچه بیشتر توده های جنبش فتح، از بخشی از رهبری فاسد آن که در «محمود عباس» سمبلیزه می شود، شده است. و این نزدیکی حتی بعد از آتش بس جنگ اخیر نیز همچنان ادامه دارد؛ و در این روز ها سخن از تشکیل یک جبهه ی سراسری واحد، متشکل از تمامی نیرو های مقاومت فلسطین در میان است. جبهه یی که در صورت تشکیل، خواهد توانست به همه ی این نیرو ها ـ از جمله حماس ـ به دوری تدریجی از «دگم» هایشان کمک کند. اظهارات سخنگوی «جبهه ی خلق برای رهایی فلسطین» (سازمان جرج حبش فقید) در گفتگویی به هنگام تجاوز اخیر اسراییل به غزه (قتل عامی جدید، در فاصله ی کمتر از یک سال از قتل عام قبلی در مارس ۲۰۰۸) پیشایش تا حدودی چشم انداز افق تازه را روشن می کند:
«اسرائیل، جنایت و کشتار علیه خلق ما را براساس اهداف تاریخی خود آغازکرد... هدف این اقدام، جداکردن جنبش مقاومت از مردم، و نابودی آن، و تلاش برای دفن کردن آرمان فلسطین و حقوق خلق ما می باشد. نقشه اسرائیل علیه خلق ما و حقوق ما، و نابودی جنبش مقاومت فلسطین، تنها با تائید آمریکا، رژیم های مختلف عربی، و بخشی از ˝رهبری فلسطین˝می تواند اجرا گردد...
«... ما و حماس، هردو به اردوی مقاومت تعلق داریم. اردوی مقاومتی که از خلق ما، موضوع ما و حقوق بنیانی ما دفاع می کند... ما هردو نیرو به طور متحد علیه کشتار و قتل عام خلق فلسطین، پیکارمی کنیم. آنچه اکنون جاریست، ما را متحد می کند. اتحاد درنبرد برای خلق ما، برای موضوع ما و برای حقوق ما... «... تعریف اتحاد ملی چنین است: نبرد علیه قوای اشغالگر، و علیه تجاوزش به خلق ما، دفاع ازخلق ما و حقوقش. اکنون ˝حکومت خودگردان فلسطین ˝ فاقد مشروعیت است. مشروعیت ازطریق متکی به اصول محکم مقاومت مردمی علیه جنایت قوای متجاوز، به دست می آید...
«... ما یک ملتیم، یک خلقیم. تمام نقشه های دشمنان برای دفن کردن اتحادمان با شکست مواجه خواهد شد. ما پیروزیمان را تأمین، و اتحاد درون خلقمان را برای کشورمان با قاطعیت و مقاومت برای کسب حقوق ملی، حق برگشت به میهن، حق تعیین سرنوشت، برای آزادی، رهائی ملی، و استقلال تضمین خواهیم کرد...»

متن کامل این گفتگو را که به وسیله ی حزب کار ایران (توفان) ترجمه شده است، می توانید ـ از جمله ـ در لینک زیر هم بخوانید:
در مورد کشتار های ماه مارس ۲۰۰۸ (کمتر از یک سال پیش) اسراییل در غزه:
خبرگزاری رویتر در ۲۹ فوریه ۲۰۰۸ طی گزارشی که به سراسر جهان مخابره کرد اطلاع داد که یک مقام عالیرتبه ی دفاع اسراییل، به صراحت و روشنی، و وقاحتی که تنها از دولت رسماً نژادپرست و بنیادگرای اسراییل بر می آید و بس، گفته است که فلسطینی ها باید خود را برای یک هولوکاست، آماده کنند. و فردای همان روز، یعنی در اول ماه مارس، اسراییل فقط در طی چند ساعت، در غزه، حداقل شصت فلسطینی عادی، از دختر بچه ی شیرخواره ی یک ساله تا زن و مرد و پیر و جوان و خرد و کلانِ ماه ها گرسنگی کشیده و بیمار و تکیده و نزار را بدون آن که هیچ سلاحی و یا قصد حمله یی و یا حتی قصد دفاعی داشته باشند، به عنوان پیش درآمد، به عنوان پیش قسط، و به عنوان دستگرمی نظامیان خود به قتل رسانید؛ و بعد، هولوکاست موعود را به اجرا در آورد: «دیگر بس است کشتار مردم غزه! هیچ نکردن، یعنی شریک جرم بودن!» اطلاعیه ی یکشنبه، اوّل مارس ۲۰۰۸ سازمان وحدت یهودی فرانسه برای صلح: http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar06/ujfp020308.html

و پیش از آن و پس از آن نیز، تقریباً شبی و روزی بر مردم گرسنه ی غزه نمی گذشت و نگذشت که چند تن از ساکنان این باریکه ی تفریباً ۳۵ در ۱۰ کیلومتری با یک و نیم میلیون انسان تل انبار شده بر یکدیگر را دولت اسراییل بدون کوچکترین دغدغه ی خاطری، در برابر چشمان خانواده هاشان به قتل نرسانده باشد، و تکه پاره نکرده باشد. «حق زندگی کردن آزاد، و حق سلامت مردم غزه، در زیر سیطره ی دیکتاتوری اسراییل قرار گرفته است؛ و این، دولت اسراییل است که تصمیم می گیرد چه چیزی می تواند یا نمی تواند وارد سرزمین این مردم شود یا نشود. «علاوه بر این تجاوز به پایه یی ترین حقوق شناخته شده ی این مردم، دولت اسراییل، به تهاجم و تاخت و تاز خود در نوار غزه ادامه می دهد. تهاجم و تاخت و تازی که طی آن تا کنون تعداد بی شماری از شهروندان عادی فلسطینی کشته شده اند. دولت اسراییل، همچنین علیرغم دیدار آناپولیس، سیاست «حملات هدف گیری شده» [شامل قتل مردم عادی و نیروهای مقاومت فلسطین] را ادامه می دهد...
«اسراییل در حال برنامه ریزی یک عملیات نظامی وسیع و فراگیر در سرتاسر همه ی نوار غزه است؛ و این کار خود را با اطلاق اصطلاح «موجودیت متخاصم» به نوار غزه توجیه می کند. اصطلاحی رذیلانه که هدفش خارج کردن تمام این سرزمین و تمام ساکنان آن از جغرافیای انسانی، و از فرهنگ واژگان جامعه شناسی و سیاست جهانی است...» ما، مردم فرانسه را به مقابله با خفه کردن مردم غزه فرا می خوانیم! ـ اطلاعیه ی «سازمان وحدت یهودی فرانسه برای صلح» به تاریخ ۱۵ ژانویه ی سال گذشته، و کمی مانده به قتل عامی که به آن اشاره شد:

۶
طرحی به نام طرح داگان، در حال اجراست که کشتار اخیر مردم فلسطین، در «اردوگاه مرگ» اسراییل، در فاصله ی کمتر از یک سال از کشتار پیشین همین مردم در همین اردوگاه (مارس ۲۰۰۸) نیز جزیی از آن است: «در پس این بازی هرزه و پست، چیز دیگری نهفته است. چیزی به نام طرح داگان که نام خود را از ژنرال اسراییلی، مایر داگان گرفته است. مایر داگان، تحت امر شارون، در اشغال خونین لبنان در سال ۱۹۸۲ شرکت داشت، و در حال حاضر هم در رأس موساد قرار دارد. و این داگان، علاوه بر این طرح، طرّاح یک «راه حل» به مرحله ی اجرا درآمده هم هست: زندانی کردن فلسطینیان، در پشت دیوار های یک «گتو» که مارپیچ وار، از کرانه ی رود اردن، وارد غزه شده است، و از غزه، یک «اردوگاه مرگ» ساخته است... «... در طرح در حال اجرای داگان، پیش بینی و زمینه سازی شده است که سرانجام، وقتی که این شرارت اهریمنی در غزه به نتیجه ی مطلوب رسید، و مردمان غزه، بیشتر از پیش، محنت زده و درهم کوبیده شدند، آنچه شارون آن را «راه حل، بر مبنای الگوی ۱۹۴۸» نامیده است، به مرحله ی اجرا گذاشته شود. یعنی نابود کردن همه ی قدرت ها ی فلسطینی، و همه ی رهبران فلسطینی. و در پی آن: اخراج وسیع فلسطینیان به سمت اردوگاه های هرچه کوچکتر و کوچکتر. و نهایتاً شاید به اردن...» جان پیلجر: هولوکاستی که انکار می شود؛ و سکوت آنان که حقیقت را می دانند

۱۳۸۷ بهمن ۱۷, پنجشنبه

Galerie publique de B'Tselem Albums (2)

http://picasaweb.google.com/btselemhumanrights/TheGazaStrip#5293322810910555778
************************************************************************************
از یک افغان به تو فلسطینی
شعری از لینا روزبه حیدری

شرح حال جنگ زدگان در هر کشوری، بسا مشابه با دیگریست.
بعد از سه هفته تهاجم اسرائیل بر باریکه غزه، تصور می کنم که پیام یک افغان که در کشورش با مشکلات فقر، عدم امنیت، زمستان سرد، امراض و ناامیدی دست و پنجه نرم می کند، به یک فلسطینی که او هم همانند وی دهه هاست که در زیر بار مشکلات امید به زندگی را از دست داده است و حال باید بدست خود فرزندان خویش را بخاک بسپارد، پیامی اینگونه باشد:

هر شادی در خرابه من سنگ می شود
دیوار کلبه تو به خون رنگ می شود
این خانه خراب منست پر ز آه و درد
وآن کلبه خرابه تو مدفن است و سرد
من در میان برفم و سرما و حال ریش
تو در میان راکت و آتش بخون خویش
فرزند من کنار من از گشنگی فسرد
فرزند تو بخون خودش در برت بمرد
ما درغم زبان و قبیله تباه و خوار
تو در میان مسجد و کنیسه به کام دار
حالم فسرده از بر این حاکمان دهر
حالت گرفته از همه رندان بی هنر
من سالهاست فال خودم دیده ام به آب
هرگز نمی شود کسی بر درد ما جواب
آن نخل ها و سبزی زیتون و بزم رنگ
خواهد برفت ز خاطر کنعان بزور جنگ
رفت ست از برم همه آواز ماندگار
از شادی و هوای گل و نعمت بهار
ماهر دو با صدای تفنگ خو گرفته ایم
از خون و درد و ناله و آه بو گرفته ایم
طوریکه از خاک منم رفت ماندگار
تندیس بودایی که گهی بوده شاهکار

شادی ندیده ام
تو سالهاست

می دانم از کجایی و می دانی درد من
تا کی ببین
لینا روزبه حیدری خبرنگار با سابقه افغان، با واشنگتن پریزم همکاری می کند

*************************************************************************************





**************************************************************************************

























News Middle East: Israel kills West Bank 'commander








News Middle East
Israeli forces seize Gaza aid ship

The Israeli navy has captured and diverted a ship from Lebanon carrying more than 60 tonnes of aid to the Gaza Strip.
Al Jazeera's correspondent aboard the Al-Ikhwa (The Brotherhood) ship said the navy first opened fire, then five Israeli soldiers boarded the ship, beating and threatening the passengers.
"They are pointing guns against us - they are kicking us and beating us. They are threatening our lives," Al Jazeera's Salam Khoder said.
Communications with the ship broke off shortly thereafter.
According to the owner of the vessel, the Israelis destroyed its communication equipment and confiscated the phones of those on board.
The Israeli military told Al Jazeera it had captured the Lebanese vessel and taken it to Ashdod, where authorities were examining its cargo. The passengers and crew, meanwhile, were being questioned by police.
Warnings 'disregarded'
In a statement, the Israeli military said it had warned the ship on Wednesday night against entering Gaza's coastal waters.
"During today's morning hours, the cargo ship changed its bearing, and began heading towards the Gaza Strip .... disregarding all warnings made," it said.
The Lebanese president has condemned Israel's seizure of the aid ship [AFP]Al-Ikhwa, which originally set sail from Cyprus, left the Lebanese port city of Tripoli on Tuesday.
Maan Bashour, an aid co-ordinator for the group End the Blockade of Gaza, said the ship was carrying medical equipment, food supplies and books, toys and milk for small children.
"This ship was searched in Cyprus and in Lebanon," Bashour told Al Jazeera in Beirut, Lebanon. "And we were very eager to let it be searched by Lebanese and Cypriot authorities in order that there be no reason for the Israelis to prevent it from going to Gaza."
Foud Siniora, Lebanon's president, condemned the attack on Al-Ikhwa, emphasising that it was on a humanitarian mission to Gaza.
"It is no surprise for Israel to perpetrate such an action as it has been accustomed to ignoring all international resolutions and values," he said during a speech in Beirut.
"I made a number of necessary phone calls with international parties in order to exert pressures on Israel which is violating laws. I hold Israel responsible for the safety of the ship and passengers. "
Source:
Al Jazeera
*****************************************************************************
'
Israeli forces regularly carry out raids in the occupied West Bank
[GALLO/GETTY
The Israeli military has reportedly killed a commander of al-Quds Brigades, the military wing of the Palestinian faction Islamic Jihad, in the West Bank town of Qabatiya, south of Jenin.
Israeli troops raided the home of Alaa Abu al-Rab, 21, early on Thursday, killing him almost immediately, sources told Al Jazeera.
Abu al-Rab's father told Al Jazeera that the Israeli soldiers deliberately showered him with bullets - in the face, the abdomen and the back - instead of attempting to arrest him.
He said the family was then forced to stand outside for several hours during cold weather while their house was vandalised.
Abu al-Rab had been arrested by the Israeli military in the past, and had been wanted by Israel for a year and half.
The Israeli military said it arrived at the home to find Abu al-Rab fully armed. It said that he had also been planning attacks against Israel.
Palestinian medical sources confirmed Abu al-Rab died from multiple bullet wounds.
Source:
Al Jazeera and agencies
************************************************************************************
Netanyahu vows to topple Hamas

Netanyahu is widely tipped to become Israel's next prime minister [AFP]
Benjamin Netanyahu, widely tipped to become Israel's prime minister after elections next week, has vowed to topple the Hamas movement in Gaza, calling the Palestinian group an "Iranian proxy".
Addressing the annual Herzliya security conference on Wednesday, Netanyahu said: "In the end of the day there will be no choice but to remove the Iranian threat in Gaza.
"There will be no escape from toppling the Hamas regime which is the Iranian proxy in the Gaza Strip," he said. "This is the real threat we are facing.
"If I'm elected, the biggest, most important task of my government will be to fend off the Iranian threat in all aspects," he said.
"It will oblige us to work on all fronts, including harnessing the US administration to stop the threat."
The 59-year-old leader of the Likud party, which is expected to have the most seats in the 120-member parliament after next Tuesday's vote, said the divided Palestinians were too weak for a peace deal.
Unity pledge
"Palestinian society is deeply divided ... They are not strong enough to accept minimal concessions for a peace deal and are not strong enough to fight terror," he said.
"The reality is very clear - any territory we evacuate today will be taken over by Iran," he said, alluding to Israel's withdrawal from Gaza in 2005, which he opposed.
Netanyahu vowed to form a unity government if he wins the elections.
In video

Security dominates Israel's elections
"If elected, I intend to unite all central powers in the country in a national unity government," he said.
"I will turn to our natural allies, but that is not enough. We must unite the entire nation and I will turn to all Zionist parties because, in the face of Iran, Hezbollah and Hamas, the social and economic challenges, we will have to stand together."
Interviewed on Al Jazeera, Shmuel Sandler, a political scientist at Jerusalem's Bar Ilan University, said: "When a country the size of Iran wants to go for nuclear weapons and at the same time it calls for the destruction of the state of Israel, the conclusion is very clear: That Iran might use its nuclear capabilities against the Jewish state. "We should not ignore such a threat. We once ignored it in Europe and we suffered very seriously." On whether Israel might launch a pre-emptive attack, Sandler said: "This depends on how fast Iran will develop its nuclear capabilty, how close it is to it and, of course, on the guts of the new Israeli government. "I don't think that even Netanyahu thinks that Hamas will be removed. "The party that has most of the interest that Hamas should be removed is the Palestinian government in the West Bank. "As we see it, I don't think that Hamas can be totally removed, it can be weakened ... but totally destroyed? I don't think it can be done."
Source:
Al Jazeera and agencies

james petras




http://petras.lahaine.org

New Essays
Israel Asserting Middle East Supremacy: From Gaza to Tehranz

.0130.2009 Fascist Italy and Nazi Germany bombed, invaded and annexed countries and territories as a prelude to their quest for World Empire. Israel’s drive for regional dominance has followed in their footsteps, imitating their style:
The Art of Plain Speaking

: Electric Politics 01.27.2009 [Audio] George Kenney asks James Petras about the 'Israel Lobby,' what's behind it, what makes it different than the tobacco lobby, the NRA, or the AARP. Total runtime fifty six minutes. Latin America: Perspectives for Socialism in a Time of a World Capitalist Recession/Depression
01.20.2009 A serious discussion of the perspectives for socialism in Latin America today requires several levels of analysis, moving from world economic conditions, to US-Latin American relations, to their specific impact on Latin America.
Venezuela: Socialism, Democracy and the Re-Election of President Chavez
01.08.2009 On February 15, 2009, Venezuelan voters will go to the polls in order to vote on a constitutional referendum, which would allow for the indefinite re-election of the President.
The Politics of An Israeli Extermination Campaign: Backers, Apologists and Arms Suppliers
01.02.2009 Because of the unconditional support of the entire political class in the US, from the White House to Congress, including both Parties, incoming and outgoing elected officials and all the principle print and electronic mass media, the Israeli Government feels no compunction in publicly proclaiming a detailed and graphic account of its policy of mass extermination of the population of Gaza.
Bernard Madoff: Wall Street Swindler Strikes Powerful Blows for Social Justice
12.19.2008 Wall Street broker Bernard (‘Bernie’) Madoff, former president of NASDAQ, revered and respected investor confessed to pulling off the biggest fraud in history, a $50 billion dollar scam. Bernie was known for his generous philanthropy, especially to Zionist, Jewish and Israeli causes.
Barack Obama: "America’s First Jewish President"
12.12.2008 According to a nationally prominent Zionist spokesperson, former Congressman, Federal Judge, White House Counsel to President Bill Clinton and early backer of Obama, Abner Mikvner, “Barack Obama is the first Jewish President”.
A Historic Moment: The Election of the Greatest Con-Man in Recent History
12.06.2008 The entire political spectrum ranging from the ‘libertarian’ left, through the progressive editors of the Nation to the entire far right neo-con/Zionist war party and free market Berkeley/Chicago/Harvard academics, with a single voice, hailed the election of Barack Obama as a ‘historic moment’, a ‘turning point in American history and other such histrionics.
The Great Land Giveaway: Neo-Colonialism by Invitation

12.01.2008 Colonial style empire-building is making a huge comeback, and most of the colonialists are late-comers, elbowing their way past the established European and US predators

دادگاه لاهه تحقیقات اولیه درباره جنایات اسرائیل را آغاز کرد


- نتانیاهو خواستار سرنگونی فوری حماس شد- رئیس سرگردان تشکیلات خودگردان!
۱۵ بهمن ۱۳۸۷
admin
دادگاه لاهه تحقیقات اولیه درباره جنایات رژیم صهیونیستی را آغاز کرددفتر دادستان دادگاه بین‌المللی لاهه از آغاز بررسی‌های اولیه درباره جرائم جنگی رژیم صهیونیستی در نوار غزه خبر داد.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، مسئول دفتر “لویس مورنو اوکامپو “، دادستان دادگاه بین‌المللی لاهه در پاسخ به سوال خبرنگار این خبرگزاری گفت: مورنو تماس‌های تلفنی مکرری از سوی وزیر دادگستری فلسطین و از حدود ۲۰۰ سازمان غیر دولتی دراین‌باره، دریافت کرده که خواستار بررسی جنایات جنگی اسرائیل در نوار غزه بودند.وی افزود: این دفتر تمام موضوعات و مسائل مرتبط به این قضیه را مورد بررسی قرار خواهد داد.دفتر مورنو در عین حال شروع بررسی‌های اولیه را به معنی آغاز تحقیق جدی دراین‌باره ندانست.
نتانیاهو خواستار سرنگونی فوری حماس شد
رئیس افراطی حزب راستگرای “لیکود ” در واکنش به شایعات رسانه‌های صهیونیستی در ادامه شلیک موشک به سرزمین‌های اشغالی گفت که اسرائیل باید فوری به این حملات پاسخ داده و به حاکمیت حماس در نوار غزه پایان دهد.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه خبری فلسطین‌الیوم، “بنیامین نتانیاهو ” رئیس افراطی حزب راستگرای “لیکود ” گفت که اسرائیل باید فوراً نظام حاکمیت حماس در نوار غزه را از بین ببرد.این اظهارات در حالی بیان می‌شود که موضوعی که نتانیاهو از آن سخن می‌گوید یکی از بزرگترین اهداف تجاوز رژیم صهیونیستی به غزه بود که حتی این رژیم موفق نشد به اهداف متوسط خود در این حملات دست یابد.نتانیاهو که کارشناسان مسائل داخلی سرزمین‌های اشغالی اظهارات وی را با انگیزه‌های انتخاباتی می‌دانند، گفت که اسرائیل باید فوراً به موشک‌های فلسطینی که از سوی گروه‌های مقاومت به شهرک‌های صهیونیست‌نشین شلیک می‌شود، پاسخ دهد.این سخنان پس از آن بیان شد که برخی رسانه‌های صهیونیست مدعی شدند که صبح امروز یک موشک گراد در شهرک صهیونیست‌نشین عسقلان فرود آمده است.منابع اسرائیلی با طرح این ادعا، اعلام کردند که این موشک، مستقیماً به یک منزل مسکونی اصابت کرده و به سایر منازل اطراف نیز خساراتی وارد آورده است.منابع خبری رژیم صهیونیستی از تلفات احتمالی این حمله موشکی گزارشی منتشر نکردند.از سوی دیگر جنگنده‌های رژیم صهیونیستی دیروز مرکز نوار غزه و نیز مراکزی را در امتداد نوار مرزی با مصر در جنوب این منطقه بمباران کردند.حمله جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به نوار غزه پس از تهدید “ایهود اولمرت ” نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی صورت گرفت که طی آن نیروهای مقاومت فلسطینی را تهدید به حمله مجدد به نوار غزه کرده بود.این حملات رژیم صهیونیستی به بهانه شلیک‌های مجدد موشک‌های فلسطین به سرزمینهای اشغالی در روزهای اخیر انجام شد، این در حالی است که نیروهای مقاومت شلیک این موشک‌ها را رد کرده و انتشار این اخبار از سوی رسانه‌های صهیونیستی را بهانه‌ای برای حمله مجدد رژیم صهیونیستی به نوار غزه می‌دانند.“طاهر النونو ” سخنگوی دولت منتخب فلسطین گفت: ادعاهای رژیم صهیونیستی درباره شلیک موشک‌ از سوی مبارزان فلسطینی به سرزمین‌های اشغالی در زمان کنونی آتش‌بس موقت تلاش برای درست کردن توجیهات واهی در تشدید حملات علیه ملت فلسطین است.وی تصریح کرد که این شایعات تلاش‌های مصر برای تثبیت آتش‌بس را نابود می‌کند و با این هدف به دنبال اعمال فشار بر فلسطینیان به قبول دیکته‌‌ها و شروط اسرائیل هستند.النونو تأکید کرد: ادعاهای اسرائیل هیچ پایه و اساسی ندارد و سران صهیونیست می‌خواهند با ریختن خون فلسطینیان اهداف انتخاباتی خود را محقق کنند.
رئیس سرگردان تشکیلات خودگردان!
کار دنیا را ببینید. همین جناب «محمود عباس» رئیس سابق تشکیلات خودگردان فلسطین را ملاحظه کنید.در حالی که بنا به گفته گروه‌های فلسطینی، دوره قانونی ریاست مشارالیه بر تشکیلات خودگردان به پایان رسیده و فقط به خواست دولتمردان مصر و رژیم صهیونیستی بر سر کار مانده (یا سرکار گذاشته شده)؛ در حالی که بودن خودش در این سمت هیچ مشروعیتی ندارد، مذاکرات سازنده «خالد مشعل» رئیس دفتر سیاسی حماس را سوزانده و تخریب‌کننده خوانده و از سفر او به ایران انتقاد کرده است.تست هوش: شما با توجه به اخبار و مطالب زیر، مصداق ضرب‌المثل «شریک دزد و رفیق قافله» را تعیین و تشخیص هویت کنید:لیونی، وزیر امور خارجه اسرائیل از دولت آمریکا خواست تا از محمود عباس که دوره ریاستش بر تشکیلاتش پایان گرفته است، حمایت کند. صالح بردویل، نماینده حماس در مجلس فلسطین گفت: جاسوسان محمود عباس در جنگ غزه، اطلاعات امنیتی در مورد محل زندگی رهبران حماس و تونل‌های غزه را در اختیار ارتش اسرائیل قرار می‌دادند. مجله هفتگی تایم نوشت: محمود عباس به رغم سال‌ها دست دادن با مقامات اسرائیلی و آمریکایی و حضور در مراسم عکس یادگاری با مقامات غربی، در برقراری امنیت در کرانه باختری و جلوگیری از توسعه شهرک‌سازی‌های اسرائیل ناتوان بوده است. یکی از تظاهرات‌کنندگان نوار غزه گفت: پلیس و نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان محمود عباس، هنگام مقابله با ما همچون شیر عمل می‌کنند، اما هنگام مقابله با اسرائیلی‌ها مانند خرگوش هستند.راهنمایی: ای بابا..! راهنمایی از این بیشتر؟… ما خودمان هم بس که توضیح واضحات دادیم فهمیدیم؛ شما که دیگر بعید است پی نبرده باشید.تست چهار گزینه‌ای: با توجه به سخنان اعتراض‌آمیز رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر مسلمان ترکیه، در اجلاس داووس و این که در حضور رئیس سازمان ملل و سایر مقامات بین‌المللی، شیمون پرز و رژیم صهیونیستی را قاتل و جنایتکار خواند، مصداق ضرب‌المثل«دماغ سوخته» کدام یک از شخصیت‌های زیر می‌توانند باشند:۱- عباس محمود ۲- محمود عباس
جام جم آنلاین

************************************************************************************

“احمد جبرئیل ” دبیرکل جبهه خلق برای آزادی فلسطین و سخنگوی ۸ گروه فلسطینی در مصاحبه مشترک مطبوعاتی با حماس: محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین نیست
۱۵ بهمن ۱۳۸۷
admin
هشت گروه فلسطینی شامل حماس، جهاد اسلامی، حزب کمونیست، جبهه خلق شاخه فرماندهی کل، فتح انتفاضه، گروه الصاعقه، جبهه مبارزه مردمی و جبهه آزادیبخش

گروههای فلسطینی:****
محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین نیست

گروههای فلسطینی در پایان نشست خود در سوریه تاکید کرد که دوره ریاست “محمود عباس ” بر تشکیلات خودگردان فلسطین پایان یافته و وی دیگر رئیس این تشکیلات به شمار نمی‌رود.
احمد جبرئیل
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، “احمد جبرئیل ” دبیرکل جبهه خلق برای آزادی فلسطین شاخه فرماندهی کل پس از نشست مسئولان هشت گروه فلسطینی در کنفرانس مطبوعاتی مشترک “خالد مشعل ” رئیس دفتر سیاسی حماس و “رمضان شلح ” دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین اعلام کرد: دوره قانونی محمود عباس بر ریاست تشکیلات خودگردان (مطابق قانون اساسی فلسطین) پایان یافته است و وی دیگر نماینده ملت فلسطین به شمار نمی‌رود.وی افزود: عباس امروز به عنوان رئیس سابق تشکیلات خودگردان فلسطین به شمار می‌رود و از وی به عنوان رئیس سابق نام می‌بریم و عباس را به عنوان رئیس تشکیلات خودگردان به رسمیت نمی‌شناسیم.جنبش حماس تاکید می‌کند که دوره قانونی ریاست محمود عباس بر تشکیلات خودگردان در نهم ماه ژانویه گذشته پایان یافته است زیرا قانون اساسی فلسطین می‌گوید که مدت دوره ریاست بر تشکیلات خودگردان چهار سال است.در همین حال، “خالد عبدالمجید ” دبیرکل جبهه مبارزه مردمی فلسطین به خبرگزاری فرانسه گفت که روز سه‌شنبه بیانیه‌ای درباره نشست هشت گروه فلسطینی شامل حماس، جهاد اسلامی، جبهه خلق شاخه فرماندهی کل، فتح انتفاضه، گروه الصاعقه، جبهه مبارزه مردمی، جبهه آزادیبخش و حزب کمونیست صادر خواهد شد.وی افزود: در نشست هشت گروه فلسطینی جبهه‌های خلق و دموکراتیک برای آزادی فلسطین غایب بودند و در آن تحولات سیاسی اوضاع غزه بعد از توقف تجاوزگری، تحرکات سیاسی و نتایج مذاکرات در قاهره و موضع‌گیری نسبت به آن بررسی شد.برپایه این گزارش، عبدالمجید گفت: “این گروهها با آتش بسی یک ساله به شرط پایبندی رژیم صهیونیستی به شرایط آتش‌بس یعنی شکستن محاصره و بازگشایی گذرگاههای نوار غزه موافقت کردند “.
*****************************************************************
قطعنامه پایانی فروم جهانی ۲۰۰۹، در برزیل خواهان مجازات اسرائیل و انحلال ناتو شد
۱۵ بهمن ۱۳۸۷
admin
۱۴۲ کشور جهان خواهان مجازات رژیم صهیونیستی و انحلال ناتو شدند
۱۴۲ کشور جهان در یک کنفرانس اجتماعی جهانی در برزیل، خواستار آغاز مجازات رژیم صهیونیستی، انحلال ناتو و مقابله با نظام سرمایه داری شدند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در برزیل،در نهمین کنفرانس اجتماعی جهانی که به میزبانی برزیل برگزارشد شرکت کنندگان در بیانیه پایانی خود تحریم فروش سلاح به رژیم صهیونیستی و انحلال ناتو را خواستار شد.دراین کنفرانس شش روزه که با حضور سران کشورهای آمریکای لاتین برگزار شد ،اعضای کنفرانس خواهان برپایی تظاهراتی جهانی علیه جنگ و سرمایه داری در روزهای ۲۸ مارس تا ۲ آوریل شدند.نهمین کنفرانس اجتماعی جهانی ۱۴ بند را به عنوان خواسته ۱۴۲ کشور منتشر کرد که جزء سیاست‌های سال ۲۰۰۹ این تعداد کشور قرار خواهد گرفت.از مهمترین مواضع این گردهمایی می توان به اصلاح کامل سازمان ملل، انحلال ناتو، استفاده از پول های منطقه ای به جای دلار و ایجاد ساز و کار جهانی برای مبارزه با پول شویی اشاره کرد.این گزارش می افزاید:اگرچه بررسی راه های پایان دادن به بحران اقتصادی موضوع کلی این کنفرانس اعلام شده بود،تحلیلگران و ناظران پیش از شروع به کار این کنفرانس اعلام کرده بودند که این گردهمایی به محلی برای انتقاد شدید از سیاست های نظام سرمایه داری تبدیل خواهد شد.در این کنفرانس که روز دوشنبه پایان یافت کشورهای حاضر در اجلاس از یک سو خواهان توقف فروش سلاح به رژیم صهیونیستی شدند و از دیگر سو مجازات رژیم صهیونیستی را در دستور کار قرار دادند.بند های دیگر بیانیه پایانی کنفرانس مسائلی همچون متوقف ساختن پروژه های اتمی، رعایت حقوق ملت هایی که در جنگ به سر می برند، سرمایه گذاری در طرح های انرژی پایدار، ایجاد مکانیزم مبارزه با گریز از پرداخت مالیات و توقف پروژه‌هایی که به تمامیت ارضی آمازون صدمه می زند را در بر می گیرد.
فریاد ضدجنگ و ضدسرمایه‌داری در گردهمایی عظیم در برزیل
۸ بهمن: گردهمایی عظیم اجتماعی بین‌المللی از امروز در برزیل با حضور یکصد و بیست هزار نفر آغاز خواهد شد.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری “افه ” اسپانیا، محور این همایش که در شهر “بلن ” مرکز ایالت “پارا ” برزیل برگزار می‌شود مخالفت با جنگ و نظام سرمایه‌داری خواهد بود.همچنین فراخوان جهانیان برای نجات سیاره زمین از آثار مخرب تغییرات جوی از دیگر مسائل مهم همایش اجتماعی جهانی امسال به شمار می رود.حضور پنج رئیس جمهور آمریکای لاتین شامل “لولا داسیلوا ” از برزیل، “هوگو چاوز ” از ونزوئلا، “رافائل کورئا ” از اکوادور، “اوو مورالس ” از بولیوی و “فرناندو لوگو ” از پاراگوئه از دیگر نکات بارز این گردهمایی بزرگ بین‌المللی است.سران کشورهای یاد شده روز پنجشنبه در بحث مربوط به آمریکای لاتین و اوضاع این منطقه و همچنین مسائل جهانی مانند جنگ و بحران مالی شرکت خواهند کرد.در همایش شش روزه اجتماعی جهانی فعالان و نمایندگان چهار هزار جنبش و سازمان های غیر دولتی از ۱۵۰ کشور جهان حضور دارند.قبل از آغاز رسمی همایش اجتماعی جهانی امروز تظاهرات گسترده‌ای در شهر “بلن ” در مخالفت با نظامیگری و سرمایه‌داری به عنوان عوامل بروز مشکلات بین المللی برگزار می‌شود.

۱۳۸۷ بهمن ۱۶, چهارشنبه

War Fever In WashingtonBy Eric



Glasnost In London – MargolisFebruary 03, 2009
-- -LONDON – What used to be called "Cool London" looks more like "Crash London" these days. Of all the leading industrial nations, Britain has so far suffered more than any other nation, even the United States.Most major banks, even venerable names like Barclay’s and Lloyd’s, are on life support. The financial district around Canary Wharf is beginning to look like a ghost town, as offices close and whole floors of financial drones are fired. Gloom pervades just about everywhere.Meanwhile, two senior British officials have created a sensation by finally speaking some hard truths that contradict all the lies spewed out by Washington and London about the bogus "war on terror."Lord West, the security minister of Britain’s Labor government (equivalent to the US Homeland Security chief), dropped a bombshell last week by declaring that his nation’s military intervention in Iraq and Afghanistan had actually fueled global radicalism against Britain and the US as well as domestic "terrorism" in the United Kingdom.According to the outspoken minister, the Western power’s recent policies in the Muslim world were encouraging what we term terrorism. Interestingly, I happened to be in London at the time, promoting my new book, American Raj, which argues precisely the same point.West described as "bollocks" former PM Tony Blair’s claims the US-led "war on terror" had nothing to do with growing Islamic radicalism. This comes soon after Britain’s foreign secretary, David Miliband, urged an end to the use of the term "war on terror," which he called deceptive and misleading.In an extraordinary move, cabinet minutes of Tony Blair’s decision to invade Iraq may shortly be made public, raising the possibility of serious criminal charges against some senior British officials. At minimum, the sanctimonious Blair is likely to be exposed as a liar and hypocrite in his claims the Iraq war was justified and necessary.Many Britons are calling for war crimes trials against their former leaders and are angered by plans to send more British troops to Afghanistan. Britain’s soldiers have become as much auxiliaries in the American military machine as were Nepal’s renowned Gurkha troops in the British Empire.While glasnost sweeps London, in Washington, it’s déjà vu and love your government. President Barack Obama vowed to continue President Bush’s war policies in Afghanistan and intensify the eight-year-old conflict by doubling the number of US troops and aircraft there in coming months.In addition, Washington is rife with rumors that the Obama administration plans to dump the US-installed president of Afghanistan, Hamid Karzai, and replace him by one of four CIA-groomed candidates. The problem is, three new stooges won’t be any better than one old stooge.London is warning Washington both against a precipitous change of regime in Kabul that would be widely viewed as crass political manipulation and against a plan to arm tribes in neighboring Pakistan that the US used in by now totally fragmented Iraq.Obama’s dismaying eagerness to expand the war demonstrates political inexperience and a faulty grasp of events in Afghanistan. A change of administration in Washington, and departure of the reviled Bush, offered an ideal opportunity for Washington to declare a pause in the Afghan War and reassess its policies. It also presented an ideal opportunity to offer negotiations to Taliban and its growing number of supporters.The Afghan War will have to be ended by a political settlement that includes the Taliban-led nationalist alliance that represents over half of Afghanistan’s population, the Pashtun people. There is simply no purely military solution to this grinding conflict – as even the Secretary General of NATO admits.But instead of diplomacy, the new administration elected to stick its head ever deeper into the Afghan hornet’s nest. The bill for an intensified war will likely reach $4 billion monthly by midyear at a time when the United States is bankrupt and running on borrowed money from China and Japan.The 20,000–30,000 more US troops slated to go to Afghanistan will also be standing on a smoking volcano: Pakistan. The Afghan War is relentlessly seeping into Pakistan, enflaming its people against the NATO powers and, as Lord West rightly says, generating new jihadist forces.Polls show most Pakistanis strongly oppose the US-led war in Afghanistan and the grudging involvement of their armed forces in it. Intensifying US air attacks on Pakistan have aroused fierce anti-American sentiment across this nation of 165 million.Why is President Obama, who came to power on an antiwar platform, committed to expanding a war where there are no vital US interests?Oil is certainly one reason. The proposed route for pipelines taking oil and gas from Central Asia to the Arabian Sea coast run right through Taliban-Pashtun territory.Another reason: Americans still want revenge for 9/11. In the absence of a clear perpetrator, Taliban has been selected as the most convenient and identifiable target though it had nothing to do with the attacks and knew nothing about them. The 9/11 attacks were mounted from Germany and Spain, not Afghanistan, and planned by a group of Pakistanis. Washington is yet to offer a White Paper promised in 2001 "proving" the guilt of Osama bin Laden in the attacks.There is also the less obvious question of NATO. Washington arm-twisted the reluctant NATO alliance badly for the US-led forces as their vulnerable supply lines come increasingly under Taliban attack. Here in Europe, the majority of public opinion opposes the Afghanistan War as a neocolonial adventure for oil and imperial influence.The US could survive a defeat in Afghanistan, as it did in Vietnam. But the NATO alliance might not.The end of the cold war and collapse of the USSR removed the raison d’être of the North Atlantic Treaty Organization which was created to resist Soviet invasion of Western Europe.According to Zbigniew Brzezinski, one of America’s leading strategists, NATO serves as the primary tool for America’s strategic domination of Europe. Japan fulfills the same role for the US in Asia. The Soviet Union used the Warsaw Pact to dominate Eastern Europe.The US also uses NATO to help deter the creation of a truly united – and rival – Europe with its own unified armed forces. The EU will not become a truly integrated national state until it has its own independent armed forces.NATO’s defeat in Afghanistan would raise questions about its continuing purpose and obedience to US strategic demands. Calls would inevitably come for empowerment of the European Defense Union, an independent European armed force that answers to the EU Brussels, not to Washington.This, I believe, is one of the primary reasons why vested interests in Washington – notably the Pentagon – have prevailed on the new president to expand the war in Afghanistan by claiming that America’s influence in Europe depends on victory in Afghanistan.The US and its allies cannot be seen to be defeated by a bunch of Afghan tribesmen. Coming after the epic defeat in Vietnam and the trillion-dollar fiasco in Iraq, defeat in Afghanistan is simply unthinkable to the military-industrial-petroleum-financial complex that still seems to be calling many of the shots in Washington.

* ورود لاهه به پرونده جنایات جنگی اسرائیل



۱۶ بهمن ۱۳۸۷ admin
برای نخستین بار دو روز پس از برگزاری کنفرانس بین المللی تعقیب جنایات جنگی صهیونیست ها در پاریس که با شکایت ۳۰۰ سازمان حقوقی تشکیل شد، دادگاه بین المللی کیفری در لاهه اعلام کرد در حال بررسی روش های تحت تعقیب قرار دادن فرماندهان اسرائیلی درگیر در جنگ غزه به دلیل ارتکاب جرایم جنگی است.

برپایه گزارش روزنامه تایمز لندن، دادستان دادگاه بین المللی کیفری گفته است که در حال بررسی روش های محاکمه سران اسرائیل در لاهه در صورت درخواست کشور فلسطین است. لوئیس مورنو اوکامپو تصریح کرد:

برخی می گویند فلسطین یک کشور نیست اما در واقع تشکیلات خودگردان فلسطین به مثابه کشور فلسطین است.
مورنو اوکامپو افزود: برخی از مقامات اسرائیلی معتقدند تشکیلات خودگردان فلسطین نمی تواند از سوی غزه به دادگاه بین المللی شکایت کند زیرا در سال ۲۰۰۶ از آن منطقه بیرون آمد. وی گفت: این یک مسئله واقعاً پیچیده ای است و ممکن است حل آن به زمان زیادی نیاز داشته باشد.گروهی از کارشناسان سازمان های بین المللی هم اکنون در غزه به سر می برند تا به جمع آوری مدارک کافی برای کشاندن اسرائیل به دادگاه بین المللی لاهه بپردازند.در مورد نمونه های عینی جنایات جنگی اسرائیل در غزه می توان به استفاده آن رژیم از بمب ها و گلوله های فسفری سفید، مهمات تنگستنی، اورانیم ضعیف شده و حملات گسترده به مردم غیرنظامی بویژه زنان و کودکان و تخریب مراکز متعلق به سازمان ملل اشاره کرد.دادستان دادگاه بین المللی کیفری در لاهه همچنین اعلام کرد: اولین گام برای به دادگاه کشاندن جنایتکاران جنگی اسرائیل تعیین حق شکایت برای فلسطینیان است.بسیاری از سازمان های بین المللی بشردوستانه شکایات خود علیه رژیم صهیونیستی را در کشتار بیش از هزار و ۳۰۰ فلسطینی اعلام کرده اند.براساس قراردادی موسوم به پیمان رم، دادگاه بین المللی کیفری در لاهه وظیفه رسیدگی به جنایات جنگی را برعهده دارد. براساس قوانین بین المللی، این دادگاه زمانی می تواند این کار را انجام دهد که دادگاه های کشور متهم به جنایات جنگی نتوانند این کار را انجام دهند.پرونده های مربوط به کشورهایی هم که این پیمان را امضا نکرده اند باید توسط شورای امنیت سازمان ملل به دادگاه لاهه ارجاع شود. اسرائیل در زمان حاضر عضو این پیمان نیست و دادگاه لاهه تنها در صورتی می تواند به جنایات جنگی این رژیم رسیدگی کند که کشوری که مورد تهاجم قرار گرفته است، شکایت کند.● هاآرتص: جنگ غزه موجب تشدید روحیه نژادپرستی صهیونیست ها شدجنگ غزه موجب تشدید حس نژادپرستی بین صهیونیست ها شده و آنان خود را برای جنایت های بیشتر بدون خجالت و حیا آماده می کنند. اسحق لیئور تحلیلگر روزنامه هاآرتص در مطلبی افزود: اکثریت افراد لیبرال در اسرائیل می گفتند رهبران صرب به دلیل بمباران سارایوو در بوسنی باید برای محاکمه به دادگاه لاهه سپرده شوند اما اکنون این پرسش نیز مطرح است که آیا فرماندهان ارتش اسرائیل نیز باید به دلیل بمباران غزه به این دادگاه سپرده و محاکمه شوند یا نه وی افزود: کسانی که پیش از این خواهان محاکمه صرب ها به دلیل بمباران سارایوو بودند با تحویل افسران اسرائیلی به دادگاه لاهه برای محاکمه مخالف هستند و این افراد این شجاعت و جرأت را ندارند که خط قرمز بین خود و آنچه را که در غزه رخ داد ترسیم کنند. لیئور افزود: اسرائیل در سال های آینده بهای جانبداری از جنایت های ارتش خود را پرداخت خواهد کرد و این ناشی از نبود انتقاد اخلاقی از ارتش است.وی با اشاره به جنایات اسرائیل در جنگ لبنان و نابودی منطقه ضاحیه در حومه جنوبی بیروت و یا کشتار کودکان در قانا و استفاده از بمب های خوشه ای افزود: در گزارش وینوگراد از همه این کشتارها ذکری به میان نیامده زیرا تنفر از جنگ به تنفر از شکست تبدیل شده بود.این تحلیلگر با اشاره به این که ارزش های حاکم بر جامعه رژیم صهیونیستی از کجا آمده است، گفت: منطق افراد نژاد پرستی مانند اویگدور لیبرمن رئیس حزب «اسرائیل خانه ما» و تنفر آنان از اعراب بر زندگی مردم در اسرائیل حاکم شده و این باعث شده است تا مردم بدون شرم از جنایت های ارتش در غزه حمایت و خواهان جنایت های بیشتر شوند.● غزه در آستانه امضای آتش بس جدیدحماس پس از گنجاندن شروط خود در مذاکرات آتش بس با اسرائیل اعلام کرد که توافقنامه یک ساله متارکه فردا (پنجشنبه) امضا خواهد شد.احمد یوسف معاون وزیر خارجه دولت منتخب مردم فلسطین گفت: ما در مسیری درست در حال حرکتیم و معتقدم ظرف همین روزها راهی برای برقراری آتش بس اعلام خواهد شد. یوسف گفت: حماس موافقت با آتش بس را مشروط به بازگشایی همه گذرگاه ها، لغو محاصره و متوقف شدن همه حملات اسرائیل به غزه کرده است. وی تأکید کرد: حماس ترتیبات امنیتی اسرائیل را در گذرگاه رفح در مرز با مصر رد کرده چرا که معتقد است این ترتیبات امنیتی باید با مشارکت مصری ها، فلسطینی ها و اروپایی ها انجام شود اما تلویزیون رژیم صهیونیستی به نقل از معاون وزیر جنگ این رژیم از مخالفت اسرائیل با آتش بس کوتاه مدت خبر داد.«عاموس گلعاد» معاون وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به «عمر سلیمان» رئیس دستگاه اطلاعاتی مصر اعلام کرده است که اسرائیل با تعیین دوره زمانی برای آتش بس مخالف است و این رژیم خواهان آتش بس نامحدود است. در همین حال «احمد عبدالهادی» یکی از رهبران سیاسی جنبش حماس در لبنان گفت که توافق نسبی از لحاظ اصولی درباره آتش بس یک ساله وجود دارد. همزمان با این مذاکرات در قاهره یک فروند موشک گراد به شهر عسقلان اصابت کرد. موشک به منطقه ای در مرکز شهر اصابت کرد و زیان های مادی بر جا گذاشت ولی تلفات جانی در پی نداشت.این نخستین بار است که پس از برقراری آتش بس در ۱۸ ژانویه تاکنون موشکی از غزه به عسقلان شلیک می شود. بنیامین نتانیاهو رهبر حزب لیکود در پی شلیک این موشک تأکید کرد اسرائیل باید به شلیک موشک به عسقلان با قدرت پاسخ دهد. از هنگام برقراری آتش بس تاکنون در چند مورد صهیونیست ها از شلیک موشک از غزه خبر داده اند اما هیچ گروه فلسطینی این خبرها را تأیید نکرده است.از طرفی ایهود باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در راستای اعمال فشار بر فلسطینی ها در نطقی انتخاباتی گفت: باید دالانی ارتباطی بین کرانه باختری و نوار غزه ایجاد شود و اسرائیل و تشکیلات خودگردان بر آن نظارت کنند.وی گفت: می توان با حفر این دالان بین کرانه باختری و نوار غزه به طول ۴۸ کیلومتر، ارتباط جغرافیایی بین این دو منطقه را تحت حاکمیت اسرائیل ایجاد کرد به گونه ای که تشکیلات خودگردان بتواند عبور و مرور از آن را تحت کنترل داشته باشد. وزیر جنگ رژیم صهیونیستی افزود: هزینه این دالان، بین دو تا سه میلیارد دلار خواهد بود که مبلغی منطقی به نظر می رسد
.ایران

اسطوره نبوغ اسراتژیک اسرائیل شکست:










در 19 ژانویه 2009، خبرگزاری فرانسه، نوشته بلند چند کارشناس را خطاب به وزیر خارجه جدید امریکا، هیلاری کلینتون، انتشار داده است: این نکات از آن نوشته درخور بیشترین توجه هستند:

● بسیاری از حامیان اسرائیل حاضر به انتقاد دولت آن نیستند حتی اگر عملیات بس خشن و بد هدایت شده ای، همچون جنگ اخیرش با غزه باشد. یک دلیل آن اینست که نمی خواهند انتقادی بکنند که دشمنان اسرائیل از آن سود برند. اما دلیل دیگرش اینست که رهبران اسرائیل را استراتژهای متفکر و استثنائی گمان می برند. بزعم آنها، این رهبران تهدیدهائی را که متوجه اسرائیل هستند می شناسند و تاریخ گزارش می کند پیروزیهای آنها را بر دشمنان اسرائیل. این تصور از نبوغ اسراتژیک را اسرائیلی ها در دورانی طولانی تبلیغ و القاء کرده اند چنانکه باوری از باورهای محافظه کاران جدید و دیگر سخت سران حامی اسرائیل گشته است. به استناد اسطوره پیروزی داود (پیامبر) بر عرب گلیات، اینطور باورانده می شود که تنها متفکران نابغه می توانند استراژی بیاندیشند و بدان، بر قوای عظیم عربها که اسرائیل را در میان گرفته اند، پیروز شد. بدیهی است این باور به استناد پیروزی اسرائیل در جنگهای 1948 و 1956 و دستیگری آدولف آیشمن در 1960 و جنگ 6 روزه 1967 و عملیات نجات گروگانها در 1976، القاء شده است.
● از حقیقت این پیروزی ها بپرسیم: در 1956، در پی ملی شدن کانال سوئز توسط ناصر، اسرائیل باتفاق فرانسه و انگلستان به مصر حمله بردند. این جنگ ناصر را بر آن داشت که از شوروی سابق اسلحه بخرد. بن گورین، نخست وزیر وقت اسرائیل، نخست امیدوار بود که قسمتهائی از صحرای سینا و قسمتی از لبنان و نیز ساحل غربی رود اردن را به اسرائیل ضمیمه می کند. اما انگلیسی ها و فرانسوی ها درجا به او حالی کردند دست از این خیال بردارد. جنگ با مصر، یک موفقیت نظامی بود اما یک شکست استراتژیک نیز بود:

مهاجمان مجبور شدند مناطق متصرفی را تخلیه کنند و حیثیت و اعتبار ناصر در مصر و دنیای عرب بسیار افزایش یافت، آتش رادیکالیسم را تیز کرد و احساسات ضد اسرائیلی را در سرتاسر منطقه شدت بخشید. این ناکامی سبب شد که بن گورین از فکر ضمیمه اسرائیل کردن سرزمین های عرب منصرف شود. از این رو بود که او در 1967، با ضمیمه اسرائیل کردن ساحل غربی رود اردون مخالفت کرد اما جانشینان او، به او گوش نکردند. 10 سال بعد، سیاستهای تهاجمی اسرائیل در قبال سوریه و اردن، بحرانی را بر انگیخت که جنگ 6 روزه را ببار آورد. دولتهای مصر و سوریه و روسیه و امریکا درگیر این جنگ شدند و بخاطرش سرزنش شدند اما رهبران اسرائیل بودند که آن را آغاز کردند. این رهبران گفتند: بعد از این جنگ، دیگر کشورهای عرب جرأت حمله به اسرائیل را به خود نخواهند داد. مهمتر این که بعد از تصرف ساحل غربی رود اردن و بلندی های جولان و صحرای سینا، این رهبران شروع کردن به شهرک سازی در سرزمینهای اشغالی و اجرای طرح اسرائیل بزرگ از راه ضمیمه کردن سرزمینهای اشغالی به خاک اسرائیل. با آنکه خردمندان هوادار اسرائیل هشدار دادند، اما گوش رهبران اسرائیل بدهکار نشد و بی آنکه در علن، از ضمیمه کردن سرزمین ها سخنی بگویند، در عمل به این کار پرداختند. در اکتبر 1968، مصر دست به جنگ زد برای بازپس گرفتن صحرای سینا. نتیجه جنگ توافق دو طرف با متارکه جنگ در اوت 1970 شد. جنگ شکست استراتژیک سختی برای اسرائیل شد. در پی آن، مصر و شوروی که حامی مصر بود، شروع کردند به ایجاد پایگاههای موشک بقصد حمله به صحرای سینا و بازپس گرفتن آن. امریکا و اسرائیل اهمیتی به ایجاد این پایگاهها از لحاظ برهم زدن توازن قوا میان مصر و اسرائیل ندادند. و چون انورالسادات، رئیس جمهوری مصر بعد از درگذشت ناصر، از راه صلح نتوانست صحرای سینا را بازپس ستاند، راه دیگری جز نظامی، پیشاروی خود نیافت. این شد که مصر در اکتبر 1973 دست به یکی از موفق ترین جنگهای غافلگیرانه زد. اسرائیل از جنگ پیروز بیرون آمد اما بهائی که پرداخت بسیار سنگین بود و پرهیز از آن امکان داشت. حمله بزرگ دیگر اسرائیل، حمله اش به لبنان در 1982 بود. حمله را وزیر دفاع وقت اسرائیل، آریل شارون تدارک و مدیریت کرد. هدف از جنگ، از میان برداشتن جنبش رهائی بخش فلسطین و دست باز پیدا کردن برای ضمیمه اسرائیل کردن ساحل غربی رود اردن و تحقق بخشیدن به طرح اسرائیل بزرگ بود. قرار این بود که اردن از آن فلسطینی ها شود. جنگ خطای استراتژیکی بزرگی از کار درآمد. زیرا سازمان رهائی بخش اسرائیل از میان نرفت و بمباران بیروت از سوی اسرائیل و شرکتش در کشتار فلسطینیان در صبرا و شتیلا، بطور وسیع و بحق محکوم شد. با آنکه نخست شیعه جنوب لبنان بدیده آزاد کننده در ارتش اسرائیل نگریست، اما اشغال طولانی و زشت رفتاری ارتش اسرائیل موجب پیدایش حزب الله لبنان شد. حزب الله که تحت نفوذ ایران است، بزودی خصمی جدی گشت و ایران در مرزهای شمالی اسرائیل، حضور یافت. اسرائیل در خود یارای از میان بردن حزب الله را ندید و در سال 2000، بر اثر مقاومت حزب الله، جنوب لبنان را تخلیه کرد. بدین سان، اشغال لبنان نه تنها مشکل اسرائیل با فلسطین را حل نکرد، بلکه دشمن دیگری نیز برای اسرائیل ایجاد کرد. در اواخر 1980، اسرائیل به قوت گرفتن حماس کمک کرد. سازمانی که اسرائیل برای از میان بردنش امروز به غزه حمله کرده است، همان حماس حمایت شده آن زمان است. استراتژی اسرائیل این بود که عرفات را ناتوان و فلسطینی ها را در پراکندگی و اختلاف نگاه دارد. این استراتژی نیز شکست خورد. زیرا اسرائیل با عرفات به گفتگو پرداخت و عرفات درازای شناسائی اسرائیل، طرح دو دلت، یکی اسرائیل و دیگری فلسطین را پذیرفت. این بار، حماس بمثابه خصمی خطرناک سر برآورد و از شناسائی اسرائیل و زندگی در صلح با آن، سرباز زد. امضای قرارداد اسلو در 1993، شانس بی سابقه ای برای پایان بخشیدن به نزاع اسرائیل با فلسطین، پدید آورد. اما رهبران اسرائیل این فرصت را مغتنم نشمردند. نخست وزیران اسرائیل، اسحق رابین و شیمون پرز و نتان یاهو زیرا بار دولت فلسطینی نرفتند. حتی رابین هیچگاه در علن نگفت به فلسطینی ها اجازه داه می شود دولت خود را داشته باشند. اهود باراک، نخست وزیر اسرائیل بگاه گفتگو در سال 2000 ، در کامپ داوید، حاضر نشد دورتر برود. همانطور که شالوم بن امی، وزیر خارجه در حکومت باراک بعدها پذیرفت، «اگر من یک فلسطینی بودم، موافقت نامه کمپ داوید را نمی پذیرفتم. در فاصله 1993 تا 2001، شهرک های اسرائیلی در نوار غزه دو برابر شدند و اسرائیل 250 مایل راه کشید. رهبران فلسطین و مقامهای امریکا نیز سهم خود را در اجرا نشدن موافقت نامه اسلو ایفا کردند. اما این اسرائیل بود که بهترین فرصت را بسوخت. باراک توافقی را هم با سوریه بر سر تخلیه بلندی های جولان انجام داد. کلینتون، رئیس جمهوری وقت امریکا، این توافق را کارگردانی کرد. اما چون سنجش افکار نشان داد که افکار عمومی اسرائیل بسا از توافق حمایت نکند، باراک پا سست کرد و آن توافق نیز به انجام نرسید.
● تازه ترین کج اندیشی استراتژیک حاصل محاسبان غلط محافظه کاران جدید امریکا و اسرائیل، در پی ترورهای 11 سپتامبر 2001 بود. محافظه کاران جدید که از سال 1998 هوادار جنگ با عراق بودند، حمله به عراق را بمثابه بخشی از استراتژی «تغییر منطقه خاورمیانه»، به پرزیدنت بوش قبولاندند. رهبران اسرائیل نخست با این حمله مخالف بودند. زیرا می خواستند امریکا نخست به ایران حمله کند. اما وقتی دانستند که بعد از عراق نوبت ایران و سوریه است، با شوق تمام، از حمله امریکا به عراق حمایت کردند. در حقیقت، سران اسرائیل، یعنی کسانی چون اهود باراک و بنیامین نتان یاهو و شیمون پرز وزیر خارجه و مشاوران ارشد او در واشنگتن فشار وارد می آوردند برای این که بوش تصمیم خود را تغییر ندهد و به عراق حمله کند. نتیجه چه شد؟ جنگی بس مرگبار و ویرانگر و پرهزینه برای امریکا و سخت بهبود یافتن موقعیت استراتژیک ایران. نیاز به گفتن نیست که این جنگ یک شکست استراتژیک برای اسرائیل بود.
● شکست استراتژیک بعدی اسرائیل، بیرون بردن یک جانبه قوای اسرائیل از نوار غزه در اوت 2005 بود. اسرائیل و حامیان غربی او، این تخلیه را اقدامی در جهت صلح نیز جلوه دادند. اما یک جانبه گرائی، در واقع، بخشی از کوشش وسیع برای بلااجرا کردن «نقشه راه» و و متوقف کردن جریان صلح و تحکیم مهار اسرائیل بر ساحل غربی رود اردن و بی وجه کردن تشکیل دولت فلسطینی برای همیشه بود. تخلیه نوار غزه با موفقیت انجام شد. اما شارون در تحمیل طرح صلح خود به فلسطینی ها شکست کامل خورد. فلسطینی های غزه که توسط اسرائیلی ها محصور شده بودند، شروع به پرتاب راکت و خمپاره به مناطق مسکونی اسرائیل کردند و حماس در انتخابات ژانویه 2006 فلسطین پیروز شد. این پیروزی بیانگر محبوبیت رو به ازدیاد حماس بر اثر فتح گرفتار فساد و ادامه اشغال ساحل غربی رود اردن از سوی اسرائیل شد. اما امریکا و اسرائیل از پذیرفتن نتایج انتخابات سر باز زدند و تصمیم گرفتند حکومت حماس را سرنگون کنند. این کار نیز اشتباه دیگری بود. زیرا حماس فتح را از غزه بیرون راند و محبوبیتش همچنان در افزایش شد.
● جنگ لبنان در تابستان 2006، پرتوی روشنگر بر کمبودهای استراتژی اسرائیل تاباند. هدف حمله درهم شکستن بازوی نظامی حزب الله و برانگیختن دولت لبنان بر زد حزب الله بود. اسرائیل در هر دو هدف با شکستی سخت روبرو شد. حمله های هوائی حزب الله را از میان نبردند اما ویرانی های عظیم ببار آوردند. بمباران مناطق مسکونی نفرت از اسرائیل را در تمامی کشورهای عرب و دنیای اسلام، افزایش داد. نقشه حمله بسیار بد تهیه و بسیار بد اجرا شد. و نیز، این تصور که دولت لرزان لبنان به جان حزب الله بیفتد، نیز، ساده لوحانه بود. بنا بر این، انتقاد سخت کمیسیون وینوگراد، (مأمور ارزیابی حمله اسرائیل به لبنان) از خطاهای استراتژیک حکومت اسرائیل، جای شگفتی نداشت.
● سرانجام، همان خطای استراتژیک را اسرائیل در حمله اخیر به غزه مرتکب شد:رهبران اسرائیل نخست گفتند اینست که به حماس به اندازه کافی خسارت وارد کنند که دیگر نتواند اسرائیل را با راکتهای خود تهدید کند. اما اینک قبول می کنند که براثر حمله ارتش اسرائیل، نه حماس از میان رفته است و نه خلع سلاح شده است. امید به اینکه حماس نتواند اسلحه دریافت کند، امیدی واهی است. در زمان نگارش تاریخچه اسطوره از آغاز شکسته نبوغ اسرائیل در طرح و اجرای استراتژی، حماس آتش بس را نپذیرفته و همچنان موشک به طرف اسرائیل پرتاب می کند. اگر هم به زودی آتش بس را بپذیرد، مجهز به راکت و خمپاره می ماند. آنچه روی داده است، لطمه شدیدی است که وجهه اسرائیل در دنیا به خود دیده است. احتمالا  حماس محبوب تر از آن شده است که پیش از حمله اسرائیل بود. رهبران میانه روی چون محمود عباس سخت اعتبار باخته اند. راه حل دو ملت دو دولت – در صورتی که اسرائیل بخواهد یک کشور یهودی و دموکراتیک بماند و نخواهد رژیم تبعیض نژادی بگردد- بیشتر از هر زمان دیگر، اجتناب ناپذیر گشته است. مرگ و ویرانگری که ارتش اسرائیل در غزه ببار آورد، فزونتر از آن بود که در لبنان ببار آورد. بدین خاطر که حماس کمتر از حزب الله توان جنگ داشت. جنگ با غزه شکست استراتژیک بود. تحمیل چنان مرگ و ویرانی به غزه برای بدست آوردن این شکست استراتژیک، سخت درخور سرزنش است. بدین قرار، در طول زمان، توان نظامی اسرائیل به ترتیبی بکار رفته است که در دراز مدت، به موضع استراتژیک اسرائیل زیان رسانده است. هم از آغاز تا امروز، واقعیت اسطوره را تکذیب می کند که ساخته شده است. واقعیت اینست که اسرائیل دارای استراتژیست های قابل و کارشناسان امنیت توانا به گزینش های استراتژیک بایسته نبوده است. در حقیقت، آنچه بسا بیش از همه درخور توجه است، اینست که اسرائیل اغلب معمار این مصائب بوده است.
انقلاب اسلامی: نویسندگان می باید به سه امر نیز توجه می کردند:
1 – هرگاه حکومت بوش می توانست آلترناتیوی را بسازد که در افغانستان و عراق ساخت، نخست به ایران حمله می کرد. این خدمت بزرگ از ایستادگان بر اصول استقلال و آزادی در تاریخ ملت ایران ثبت است که نگذاشتند تقلاهای حکومت بوش و دستیاران «ایرانی» آنها در ساختن «آلترناتیو» دست نشانده به نتیجه رسد. افزون بر این، بی احساس خستگی، برای مردم ایران و مردم جهان توضیح دادند که جنگ وارونه هدف ادعائی را ببار می آورد. 2 - بنا بر قاعده، زور زورگو را به عکس هدف دلخواهش می رساند. ادامه «بنای اسرائیل» با بکار بردن زور در جنایتی که امحای یک ملت است، موجودیت اسرائیل را بطور برگشت ناپذیر به خطر می اندازد. هم اکنون روشن است که اسرائیل نه تنها نمی تواند طرح اسرائیل بزرگ را اجرا کند، بلکه در مرزهای کنونی نیز آینده نامطمئنی دارد.
2 – اگر بی کفایتی سران اسرائیل در تشخیص استراتژی بایسته سبب شده است که در تمامی جنگها شکست استراتژیک خورده است، بخاطر آنست که ناگزیر بوده است نقش ژاندارم را برای غرب در منطقه بازی کند. بدون حمایتهای مالی و نظامی و سیاسی، اسرائیل پدید نمی آمد و در هیچیک از جنگها پیروز نمی شد. این حمایت دو جانبه بوده است: برپا نگاه داشتن رژیمهای استبدادی فاسد در کشورهای عرب، ارتشهای عرب را در حد ژاندارمهای حافظ رژیمهای مستبد، نگاه داشته است. با همه اینها، زمانه دیگر شده است: این مقاومت مردم بی سلاح و بی دفاع غزه بود که زیر باران بمبها و موشکها برجای ماند و جهانی را بر ضد ارتشی که روشی جز جنایت نمی شناخت، بر انگیخت. این مقاومت انسانی و بس شکوهمند بسا به جنگ بمثابه روش تحصیل محبوبیت در داخل و تحمیل دلخواه خود به فلسطینیان پایان بخشیده است:
زیو استرنهل، تاریخ شناس اسرائیلی: اسرائیل دیگر نخواهد توانست هرکار که خواست بکند:
در 22 ژانویه 2009، مجله فرانسوی کوریه انتراناسیونال، ارزیابی تاریخ شناس اسرائیلی، زیو استرنهل Sternhell Zeev را انتشار داده است. این مقاله نخست در روزنامه هاآرتص منتشر شده است. نکاتی از این ارزیابی:● هر کشوری که وارد جنگ می شود، هدفی دارد. همانطور که کارل فن کلوزویچ ثابت کرده است، یک پیروزی نظامی، نمی تواند خود هدف خویش باشد. این پیروزی تنها بلحاظ تاکتیک اهمیت دارد. برخی پیروزیهای نظامی برای کشور فاتح فاجعه ببار آورده اند. چنانکه پیروزی هانی بال بر رومی ها، تا جنگهای 6 روزه، یکی از بزرگ ترین پیروزی های تاریخ بود اما فاجعه ای تاریخی ببار آورد. از این رو، به افکار عمومی اسرائیل که موفقیتهای جنگ انتقامی جاری، خیره شان کرده است، می باید یادآور شد که بابت جان های انسانها ، بهائی بس سنگین می باید پرداخت. یک پیروزی را به نتایج سیاسی آن می باید سنجید و از یاد نبرد که به هدف که صلح است زیان می رساند یا خیر. ● در این موقعیت، برغم شکست نظامی، هم اکنون حماس چند امتیاز بدست آورده است که در آینده بکارش می آیند: هم اکنون، توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد، بمثابه قدرت مسلط بر غزه، مورد شناسائی قرار گرفته است. و برغم این که یک سازمان تروریست است، جنگ به آن هاله یک قربانی را بخشیده است. علت آن استفاده روزمره از توان آتش عظیم و طاقت شکن است. بسا بلحاظ تاکتیکی، استفاده از این توان آتش بجا بود اما زود افکار عمومی جهانیان را بر ضد اسرائیل برانگیخت. حتی دولتهای طرفدار اسرائیل نیز ناگزیر شدند از آن، دوری گزینند. ظاهرا، با آنکه حماس از مناطق پر جمعیت بسوی اسرائیل راکت و خمپاره پرتاب می کرد، اما اکثر تلویزون ها تن های متلاشی کودکان را پخش می کردند و این تصاویر وجدان بینندگان را سخت جریحه دار می کردند. بدین سان، امریکا و فرانسه نتوانستند در نظر سازمان ملل، خود را حامیان کشتار غیر نظامیان غزه، جلوه دهند. میان بی تفاوتی اسرائیل و افکار عمومی امریکا و فرانسه، دو حکومت امریکا و فرانسه، ناگزیر شدند جانب افکار عمومی خود را بگیرند. در واشنگتن، ژرژ بوش و کندولزا رایس، آشکارا به سیاست اسرائیل پشت کردند و با این کار، زمینه را برای رئیس جمهوری جدید آماده کردند. ● در حال حاضر، ما می باید روی به جانب آینده کنیم: از یاد نبریم که پرسشهای آزار دهنده، همه، بمیان گذاشته نشده اند. زشت کرداری باورنکردنی ارتش اسرائیل در غزه، هنوز در روانهای اسرائیلیان نفوذ نکرده است. برای مثال، آیا لازم بود همسران و کودکان نظار قیان، مسئول بلند پایه حماس، قتل عام شوند؟ آیا لازم بود غیر نظامیانی که به مدرسه تحت اداره سازمان ملل پناه برده بودند، بمباران می شدند؟ کشتن تمامی اعضای خانواده ها، از جمله کودکان، بر وجدان ما اسرائیلی ها خواهند نشست و سنگینی خواهند کرد. این جنگ، بمنزله بی رحمانه ترین و خشن ترین جنگ تاریخ ما، ثبت خواهد شد. وقتی شهادت دادن ها بر خشونتها شروع می کنند برخود افزودن، پرتوی کامل تر بر جنگ خواهند تاباند. اما در حال حاضر، ما می باید روی به آینده نهیم. از آنجا که هدف یک جنگ تحقق بخشیدن به هدفهای سیاسی است، ویرانی که در غزه ببار آمده است می باید بکار ورود هرچه جدی تر به مذاکرات صلح کامل و شامل، زیر نظر جامعه بین المللی، آید. بسا بتوانیم صفحه جدیدی را بگشائیم . نگاهی خالی از وهم بر واقعیت، ما را متقاعد می کند که می باید تدابیر لازم را برای رسیدن به توافق در باره ساحل غربی رود اردن، اتخاذ کنیم. این توافق می باید شامل تخلیه شهرکهای یهودی نشین باشد. غزه از لحاط منافع ملی اسرائیل، اهمیتی نسبی دارد. آینده اسرائیل بمثابه یک کشور یهودی، در ساحل غربی رود اردن تعیین می شود. به این دلیل، ما می باید به اشغال این سرزمین پایان بدهیم. بر سر بلندی های جولان با سوریه به توافق برسیم. تا که وضعیت منطقه تثبیت شود و بتوانیم به مسئله کلیدی که برنامه اتمی ایران است، بپردازیم. سرمایه ای که حسن نیت و تفاهم طلبی که اسرائیل داشت، از دست رفته است و جامعه بین المللی اجازه وارد کردن ضربه نظامی به ایران را بدون موافقت خود، نمی دهد. از آنجا که از این پس مسلم است که دیگر نمی توان وجدان اسرائیل را از دیدن بازداشت، ضرور است که آزادی عمل دولت اسرائیل محدود شود. از این پس، اسرائیل کشوری شمرده می شود که واکنشهای بی تناسبش می باید تحت نظر قرار گیرند و مهار شوند. ◄ دانستنی است که گاردین گزارش می کند که از آغاز جنگ بی رحمانه با غزه، بیش از 700 تن اسرائیلی بخاطر اعتراض به این حمله، دستگیر شده اند. حدود 230 تن از آنها، هنوز زندانی هستند. این استراتژی که هدفش خاموش کردن صدای اعتراض و در هم شکستن مقاومت بود، در اسرائیل، بی سابقه است. در همان حال، وسائل ارتباط جمعی اسرائیل تابع امر حکومت شدند بطوری که در هیچیک از سه کانال ملی تلویزیون، انتقادی از این جنگ به عمل نیامد.
* نماینده سازمان ملل متحد: جنایتهای جنگی که اسرائیل مرتکب شده است جنایات جنگی سیستماتیک هستند:
◄ در 23 ژانویه 2009، مجله فرانسوی نوول اوبسرواتور، سخنان ریچارد فالک، نماینده سازمان ملل متحد در سرزمین های فلسطینی، خطاب به روزنامه نگاران در تاریخ 22 ژانویه را انتشار داده است:
● ریچارد فالک، نماینده سازمان ملل متحد در سرزمینهای فلسطینی، تصریح می کند که عملیات نظامی اسرائیل در غزه، بدون کمترین تردید ضد انسانی بوده اند. در جبلیه، واقع در شمال نوار غزه، نزدیک مدرسه تحت اداره سازمان ملل متحد، که در 6 ژانویه مورد حمله قرار گرفت و حمله های مشابه آن، خاصه های ضد انسانی دارند و جنایت های سیستماتیک (بمعنای از پیش سنجیده و سازمان و سامان یافته و نه اتفاقی و ناشی از بی دقتی و یا خود رأی نظامیان) هستند. هدفهای غیر قانونی گزیده و بمباران شدند. این عملیات گزارشگر قصد جنایتکارانه اند.
● جای کمترین تردید در باره خاصه ضد انسانی داشتن عملیات نظامی بمقیاس بزرگ، از آن نوع که اسرائیل در 27 دسامبر 2008، در نوار غزه، شروع کرد، وجود ندارد. این عملیات نقض حقوق بین المللی در باب انسان است. بیاد آوریم که عملیات نظامی اسرائیل در سرزمین با جمعیت بسیار متراکم انجام گرفته اند و این جمعیت بر اثر 18 ماه محاصره که به افتادن در دام می ماند، توان باخته بود. این جمعیت راه فرار نیز نداشت و نمی توانست به جائی پناه برد و از منزلت حقوقی پناهنده استفاده کند. عملیات نظامی اسرائیل در نوار غزه بی سابقه اند. هیچ کودک و هیچ زن و هیچ بیمار و معلول فلسطینی اجازه ترک کردن منطقه جنگی را نیافت. مرز اسرائیل و غزه در طول جنگ بسته بود مصر نیز مرز خود را با غزه بسته بود. مدارک دال بر نقض حقوق انسان و حقوق بین المللی در باره غیر نظامیان چنان صریح و قاطع هستند که ایجاب می کنند جنایات جنگی اسرائیل موضوع تحقیق قضائی بین المللی قرار گیرند. حکومت اسرائیل در 14 دسامبر، از ورود ریچارد فالک به غزه جلوگیری کرده است. در همان تاریخ نیز او گفته بود: سیاست اسرائیل در قبال مردم سرزمینهای اشغالی، خاصه جنایت بر ضد بشریت را دارند.
* کارتر: آینده از آن اسرائیل نیست، از آن فلسطینیان است مگر این که:
◄ به گزارش آسوشیتدپرس ( 27 ژانویه 2009 )، جيمي كارتر اظهار داشت، رژيم صهيونيستي با فاجعه روبرو خواهد شد مگر اينكه در روند صلح خاورميانه پيشرفت نمايد و دست به تاسيس كشور مستقل فلسطين بزند. اگر اسرائیل راه‌حل تك كشوري را در پيش بگیرد، همانطور كه گرايش‌ها نيز در اين جهت هستند، اسراييل با فاجعه روبرو خواهد شد. زيرا در اين صورت تنها سه گزينه وجود خواهند داشت:

اولين گزينه خارج كردن شمار زيادي از فلسطينيان است كه منجر به پاكسازي نژادي خواهد شد. گزينه دوم محروم ساختن فلسطينيان از دارا بودن حق راي است كه به "تبعيض نژادي" منتهي خواهد شد و سومين گزينه دادن حق راي مساوي به فلسطينيان است كه سبب می شود آنها دولت را به اختیار خود درآورند زیرا جمعیتشان بیشتر از جمعیت اسرائیلی ها خواهد شد. در اين صورت، کشور یهودی در میان نخواهد بود. زيرا تصميمات مهم توسط فلسطينيان اتخاذ خواهند شد. با توجه به این امر که اختلافات جدي ميان اسراييلي‌ها وجود خواهند داشت، می آینده اسرائیلیان با تصور آورد. كارتر همزمان با انتشار كتاب جديدش با نام "ما مي‌توانيم در سرزمين‌ مقدس صلح برقرار كنيم" ، با خبرگزاري آسوشيتدپرس مصاحبه می کرد