۱۳۸۷ شهریور ۶, چهارشنبه

صمد درآیینه ديگران : تخیلات آرمانخواهانهء یک معلم :م.سحر

غرض از انتشار ديدگاههاي مختلف از فرهيختگان ايران زمين در مورد" صمد بهرنگي"آشنايي بيشترباديدگاها و نظرات م۰ سحراست.اين دو بيتي ها شامل حال تمام آرمانخواهان از دست رفته و يا زنده ميباشد.ما نه تنها آرمانخواهي را ننگ و عار نميدانستيم و نميدانيم،بلکه بآن ميباليم،چه،انسان است و آرمانهايش ! اگر نبودندانسانهای آرمانخواه، جهان طويله اي بيش نبود!بد نيست ازپس خواندن مطالب ذيل دراين وبلاک،موضوع" آشناي با فاشيستهای ايران " "و سازمان " سومکا" وفرمايشات" انديشمندمعاصرو روزنامه نگار و مرد سياسي"وزير اطلاعات سابق و"دبيرکل حزب رستاخيز"،"you tub"ايشانرا در مورد حکومت نظامي، در اصفهان را ملاحظه نماييد۰
*********************************************************************
براي ياد آوری به "م۰ سحر "که عمق انديشه اين"انديشمندسياسي" را بهتر بشناسند.
چهار سال پیش آقای داریوش همایون از مشهورترین شخصیت های مشروطه طلبان پادشاهی ایران در مقاله ای تحت عنوان «پیروزی خشم و کین» در هفته ی نامه ی کیهان لندن، پیرامون فاجعه ی کشتار زندانیان سیاسی در ایران چنین نوشت:
«کشتار شهریور ۶۷/٨٨ زورآزمائی نابرابر دو نیروی سیاسی بود که اگرچه ماموریت شان تفاوت داشت ــ جامعه بی طبقه توحیدی در برابر جامعه بی طبقه سوسیالیستی ــ در خصلت انقلابی خود تفاوتی با هم نداشتند. دژخیم و قربانی به آسانی می‌توانستند جای خود را با هم عوض کنند.» «"خشم و کینه انقلابی" در گوش آن هزاران تنی که پیاپی پشت به دیوار اعدام ایستادند طنین آشناتری داشت تا پاسدارانی که زندانیان هنوز جان بدر برده، تیرهای خلاصشان را می‌شمردند. خمینی واژگان انقلابی چپ را در خدمت ارتجاع مذهبی گذاشته بود و چپ، بهای خونین پوشیدن ردای فرصت طلبانه اسلام را می‌پرداخت.» «فاجعه شهریور آن سال، همچنانکه فاجعه‌های انسانی دیگر انقلاب "شکوهمند" بر خانواده‌های داغدار، بر وجدان جامعه، و بر تاریخ ایران سنگینی خواهد کرد ولی رویدادی بود با شرکت فعال و آگاهانه همدستان فاجعه. هر دو سوی صف تیرباران برای آن لحظه سال ها کوشیده و بسیجیده بودند. خشم و کینه انقلابی یکی بر دیگری پیشی جسته بود.» «هیچ رویداد دیگری به آن اندازه پوچی absurdity خشونت را نشان نداده است: هنگامی که نمازگزاران پرستشگاه خشونت به کشتار هم پرداختند».
*************************************************************
بمناسبت شعري از م۰ سحر، اين پيام را " داريوش همايون" برای وی ارسال نموده است.!
، از طر ف ـآقای داریوش همایون
اندیشمند معاصر و روزنامه نگار و مرد سیاسی
ـ این پیام دریافت شد:

آوریل08 24دوست عزیزم
. یادآور بهار است، ـ با درود و سپاس قصیده بلند شما

با همان قدرت و انرژی و پرخاش بجا.
من برانگیختگی شما را خوب درک می کنم و با آن
انبازم.ـ ارادتمندهمایون
**************************
صمد بهرنگي از نگاه م.سحر:
_____________
این چند تا دوبیتی طنز آمیز مربوط است به کتاب «گفتمان الرجال» که
بخش هایی از آن راپیش ازین روی این صفحات قرار داده ام.
ـاین بخش تصویر طنز آلودی است از روزگاری که نسل ما به تأثیر از شرایط و فضای فکری که آن روز ها بر جهان حاکم بود، تصمیم داشت تا طرحی نو در افکند و جهان را از روی الگویی که در تصور داشت تغییر بدهد .ـ
برای تحقق این آرزو خیلی از هم نسلان من حاضر بودند جانشان را فدا بکنند و کردند.
ـ یکی از قهرمانان بسیار دوست داشتنی و «سمپاتیک» نوجوانان و جوانانی که ما بودیم همین «رفیق قهرمان ما» ماهی سیاه کوچولو بود. این قهرمان کوچک تمثیلی حاصل تخیلات آرمانخواهانهء یک معلم جوان تبریزی به نام صمد بهرنگی بود که اتفاقا سرنوشت خود او بی شباهت بی این شازده ماهی سیاسوختهء کوچولو نیست.ـ

باهم بخوانیم و گذشتهء اندوهبار نسلی را مرور کنیم:
ـگذشتهء اندوهباری که هنوز هم که هنوز است بعضی از ما بار سنگین و طاقت فرسای توهمات ایدئولوژیک و سیاسی اش را روی شانه های زخمی خودمان حمل می کنیم ، تا کی و در کجا آن را به زمین بگذاریم !ـ

. دوبیتی های رفیق ِ کبیر و برادرِ شهید

ماهی سیاهِ کوچولو
مو کوچک ماهی ِ جوبار بودُم
محال اندیش ِ دریابار بودُم
از ایران تا بُلیوی با رفیقان
به کام ِ مرغ ِ ماهیخوار بودُم !
ـهدفمند و عدالتخواه بودُم
دلیر و داهی و آگاه بودُم
به دریا در میان ِ تورِ دشمن
سپهسالارِ قربانگاه بودُم !
ـتن اینجا بود و دل با موج ها بود
که خوش در آرزوی ناکجابود
شتابی بود و جانی ناشکیبا
که بی منّت، مُهیّای فدا بو
دشنا در بـِرکه ها آموختَستُم
دو چشم ِ دل به دریا دوختَستُم
نجاتِ ماهیان ِ برکه ام را
بر آتشدان ِ دشمن سوختَستُم !
ـدو دریا بود و باراندازِ دُشمن
بُلند از هردو سو آوازِ دشن
ندونستُم در این رقصِ دلاویز
دلُم پر می زند با سازِ دُشمن
دو دریا و دو بارانداز بودند
که ناهمرنگ و ناهمساز بودند
یکی شان قبلهء ما بوداگر چند
دوتاشان کژرو و کژ تاز بودند !
ـفلاح ِ ماهیان آمالِ ما بود
سری بر شانه از بهرِ فدا بود
جهان را داد می جُستیم ،
لیکن جهان ِ ما جهان ِ کوسه ها بود !ـ
.....................
م.سحر
********************************************************************************
غلامحسين ساعدي، نوشتاري بلند در معرفي صمد بهرنگي وجوددارد که اول بار در اولين سال انتشار کتاب جمعه به سردبيري احمد شاملو با عنوان «رو در رو يا دوش به دوش» منتشر شد. [شماره 6، پانزدهم شهريور ماه 1358، صفحۀ 10 تا 26].بخشي از اين نوشته در شکل گفتاري با صداي خود او اجرا شده، که قسمت کوتاهي از آن را در اينجا مي‌توان شنيد.
صداي دکتر غلامحسين ساعدي که از همدل و همزبان خود، صمد بهرنگي مي‌گويد.
***
چه بنويسم صمد؟
از خرمن سوخته‌ام بگويم؟
از ريختن آب گوارايم بنويسم؟
از شکستن نگين پربهايم بنويسم؟
از سينۀ داغ‌ديدۀ آتش‌گرفته‌ام بنويسم؟من به تو چه بنويسم صمد؟

بهروز دولت‌آبادي، (ب. چاي‌اوغلو) را يادتان هست؟
رفيق و همراه صمد.
عاشيقي که روزگاري در رثاي دوست، با ساز و صدايش به سوز و زار، «نه يازوم صمد» را خواند و نواخت.
***
به‌يادمان و حرمت نام صمد بهرنگي تا به‌حال چندين سرود ساخته و اجرا شده، يکي از آن‌چند، سرودي است که دکتر برليان خود شعرش را گفته و نواخته و خوانده است.
در اينجا بشنويد! و يکي هم ترانه‌اي با نام «باغ بهرنگ» که سيمين قديري آن را خوانده. ترانه‌اي که در کنار اسم و عنوان اکثر کتاب‌هاي صمد بهرنگي، از شخصيت‌هاي معروف آثار او، مثل «اولدوز» و «ماهي سياه کوچولو» و . . نام برده شده.
اين ترانه را هم از اينجا بشنويد!
***
مطلبي به قلم «ناصر خالديان» از وب‌سايت «نقطه ته خط» در يادمان صمد بهرنگي را در
اينجا بخوانيد!
http://www.parand.se/ra-yadmane-samad.htm

مرحوم استاد سعيد نفيسي در مقاله بزرگداشت سيد اشرف الدين گيلاني ‹‹ نسيم شمال›› سطوري درباره آن بزرگ نوشته است كه مصداق آن توصيفات نه تنها نسيم شمال كه هر آزادمردي همچون او مي تواند باشد ؛ آزادمردي همچون صمد . ‹‹‌ از ميان مردم بيرون آمد ، با مردم زيست ، در ميان مردم فرو رفت وشايد هنوز در ميان مردم باشد . اين مرد نه وكيل شد ، نه پولي به هم زد ، نه خانه ساخت ،نه ملك خريد ، نه مال كسي را با خود برد ›› .

************************

تلخون، ماهي سياه كوچولو، افسانه محبت و افسانه هاي آذربايجان از جمله مهمترين آثار اوست . با اين همه به قول غلامحسين سا عدي:‹‹ شاهكار او زندگيش بود›› . ماهي سياه كوچولو پس از ديده برهم نهادن نويسنده اش در نمايشگاه 1969بولون در ايتاليا ونمايشگاه بي نيال در برانيسلاو چكسلواكي برنده جايزه طلايي شد .








صمد درآیینه ديگران

جخ امروز

ازمادر نزاده ام
نه
عمر جهان بر من گذشته است .
نزدیک ترین خاطره ام خاطره قرن هاست .
بارها به خون مان کشیدند
به یادآر
وتنها دستاورد کشتار
نانپاره بی قاتق سفره بی برکت ما بود ....

احمد شاملو:
‹‹شهري است كه ويران مي شود ،نه فرونشستن بامي .باغي است كه تاراج مي شود ،نه پرپر شدن گلي .چلچراغي است كه در هم مي شكند ،نه فرومردن شمعي وسنگري است كه تسليم ميشود ،نه از پا در آمدن مبارزي !
صمد چهره حيرت انگيز تعهد بود .تعهدي كه به حق مي بايد با مضاف غول وهيولا توصيف شود : ‹‹غول تعهد!›› ،‹‹هيولاي تعهد! ›› چرا كه هيچ چيز در هيچ دور وزمانه اي همچون ‹‹تعهد روشنفكران وهنرمندان جامعه ›› خوف انگيز وآسايش بر هم زن وخانه خراب كن كژي ها وكاستي ها نيست .
چرا كه تعهد اژدهايي است كه گرانبها ترين گنج عالم را پاس مي دارد :گنجي كه نامش آزادي وحق حيات ملتها است .
واين ازدهاي پاسدار ،مي بايد از دسترس مرگ دور بماند تا آن گنج عظيم را از دسترس تاراجيان دور بدارد .مي بايد اژدهايي باشد بي مرگ وبي آشتي .وبدين سبب مي بايد هزار سرداشته باشد ويك سودا .اما اگر يك سرش باشد وهزار سودا ،چون مرگ بر او بتازد ،گنج بي پاسدار مي ماند .
صمد سري از اين هيولا بود .
وكاش .... كاش اين هيولا ،ازآن گونه سر ،هزار مي داشت ؛ هزاران مي داشت !›
رفیق امیر پرویز پویان
کنون ره او
بر کدامین بی نشان قله است،
در کدامین سو؟؟؟
سالهای سال
گرم کار خویش بود
ما چه حرف‌ها که می‌زدیم
او چه قصه ها که می‌سرود.

این مقاله را به مناسبت گرامی داشت یاد صمد بهرنگی در آذرماه 1347 نوشت و در مجله آرش (شماره 5، دوره سوم) با امضای مستعار "علی کبیری" به چاپ رساند.
"بودن" را برگزیده ایم، اما "چگونه بودن" را کمتر اندیشه کرده ایم "چگونه بودن" را دانستن، از آگاهی به "چرا بودن" برمیخیزد. و آنان که آگاهی خویش را باور دارند، میدانند که چگونه باید بود، که خوب باید بود. باورداران راستین "تکامل" بی گمان دانندگان راستین "چرا بودن"اند. از آن پس "چگونه بودن" پاسخی نخواهد داشت جز در روند این تکامل نقشی خلاق و بی شائبه داشتن.
صمد رهرو خستگی ناپذیر این روند بود. بنیانهای جامعه خویش را میشناخت و از تضادی که براین بنیانها حکم میراند نیک آگاه بود. میاندیشید که تکامل جامعه بشری در استقرار نهادهایی ست که هر گونه تفاوت زاده روابط اجتماعی را در میان انسانها نا ممکن سازد و چشم انداز جامعه ای تهی از نا برابری صمد را همواره به سوی خود میکشید. میدانست که "آگاهی"، به آدمی توان کوه را میدهد، میدانست که شناختن و شناخت خود را باور داشتن یعنی نیروی پایان ناپذیر عزم تاریخ و انسان را به هم آمیختن و آن را به خدمت تغییر جامعه خویش در آوردن.
میخواند، میرفت، میکوشید، میدوید، میدید، تجربه میکرد، میشناخت. از آن گروه معدودی بود که خواندن را با دیدن و تجربه کردن پیوند میدهند. نه شناخت و تجربه دیگر رهروان را آیه ای از سوی خداوندگار میدانست، و نه با کج اندیشی اعتبار آن را به هیچ میگرفت تا برای تنبلی و فرصت طلبی توجیهی روشنفکرانه بسازد. اعتقادی استوار داشت به این که نظر ما تنها در همراهی با شناختن عینی به نیرویی سازنده بدل میشود.
در روستاهای آذربایجان، صمد بیشترین امکان را برای یک شناخت عینی مییافت. هرگز از این اندیشه عدول نکرد که هر گونه تحولی بدون در نظر داشتن نقش اساسی روستاها، بر بنیانی عقیم و ناراست استوار خواهد بود. بررسی او در هر زمینه ای فرسنگها از مطالعه سترون یک محقق محض، به دور بود. میدانست که شناختن در بسیاری حوزه ها یعنی چشیدن و سهیم بودن.
و همین اعتقاد او را از روشنفکرانی که مردم را جز به شکلی مجرد و قلابی دوست نمیدارند، جدا میساخت. اکنون صمد رفته است، لیک او به یقین انسانی است که "جاری جاویدان در رویش فرداست". سوگواران راستین مرگ صمد آنانند که کمتر میگویند، کمتر هیاهو میکنند، لیک میکوشند تا بیشتر بشناسندش. صمد مرد بی آنکه بهشت شناخته خویش را تحقق یافته ببیند. همین است که مرگ او را دردناک میکند و باز همین است که بر قلمرو تعهد دوستانش وسعت میبخشد.
اگرچه بی چیز مرد، برای دوستانش میراثی برجای نهاد که در هر گام، نشانه راه است. دریافته های صمد دست کم مقدمه ای اساسی بود برای شناخت دیگر وادیها در کوشش هر انسان شرافتمندی به خاطر بنیاد نهادن دنیایی قابل زیست. بر مبنای این دریافتهاست که با اعتقاد میگوییم:
"دیگر بنای هیچ پلی بر خیال نیست،
کوته شده است فاصله دست آرزو"
بکوشیم میراث صمد را بهتر به کار گیریم و برآن بیافزاییم، و در این رهگذر نیک میدانیم که آرزوی صمد انتقال این میراث به تمامی انسانهای ستم دیده روزگار ما بود.
یاران ما


م آزاد :
بهرنگي از تجربه هايش مي‌نوشت و لحن تلخ و تند و گزنده نوشته هايش، از درد حكايت ها داشت. بهرنگي هرگز نمي‌خواست با انتقادهايش آدمي «شجاع» شناخته شود و از اين روشنفكرهاﻯ غرغرو نبود كه در «مطلق» ها غرقه اند.

خسرو گلسرخي:
هروقت به كتاب فروشي مي‌آمد كارش اين بود كه مواظب خريد دانش‌آموزان باشد، او نمي‌گذاشت كه بچه‌ها كتابهاﻯ مبتذل عشقي بخرند. يادم نمي‌رود كه صمد روزي به كتاب فروشي آمده بود به جواني كه ميخواست كتاب جنايي بخرد، خيلي اصرار كرد كه منصرف شود، جوان نپذيرفت. صمد چون معلم بود ميدانست كه چطور حرف بزند. هرطورﻯ بود آدرس جوان را گرفت. جوان كتاب دلخواه را خريد و رفت. ولي صمد كتاب هايي كه مي‌خواست او بخواند خودش خريد و براﻯ همين جوان پست كرد.
همين جوان بارها به كتابفروشي آمد و سراغ صمد را گرفت، ولي صمد رفته بود.
دكتر غلامحسين ساعدي:
صمد بهرنگي تاريخ تولد و تاريخ مرگ ندارد، براي او نمي‌شود شرح احوال و تراجم ترتيب داد. مرگ او آنقدر باورنكردني است كه زندگيش بود و زندگيش هميشه آن چنان آميخته با هيجان بود كه بي‌شباهت به يك افسانه نبود. يك معلم بود اگرچه تبعيدﻯ روستاها ولي عاشق روستاها.... آزمون تنها معيار زندگيش بود.... شاهكار او زندگيش بود.
بعد از چاپ هر كتاب، هزاران هزار نامه از بچه‌ها به او مي‌رسيد و او براﻯ همه جواب مي‌نوشت، و چه حوصله غريبي در اين كار داشت و جيب هايش هميشه پر بود از نامه‌هايي كه بچه ها برايش نوشته بودند.

۱۳۸۷ شهریور ۴, دوشنبه

درراه عدالت march for justice.com















































"Our forces have fired more than 700 cruise missiles and dropped more than 9,000 precision-guided munitions since Operation Iraqi Freedom began."
- U.S. Gen. Richard B. Myers, DoD News Briefing, April 1, 2003

The New York Times Co The New York Times Co
"This war has been advanced on lie upon lie. Iraq was not responsible for 9/11. Iraq was not responsible for any role al-Qaeda may have had in 9/11. Iraq was not responsible for the anthrax attacks on this country. Iraq did not tried to acquire nuclear weapons technology from Niger. This war is built on falsehood."
- Rep. Dennis Kucinich, April 1, 2003

The New York Times Co
"A great deal has been accomplished..........I think this campaign is successful."
- Colin Powell, April 2, 2003

The New York Times Co. The New York Times Co.
"We salute the Air Force, Army, Marine and Navy participants for a very successful joint operation, and all of America is thankful for what they did."
- Victoria Clarke, ASD PA, DoD News Briefing, April 2, 2003

America is not entitled to harness Christianity to serve its colonial policy, which violates the values of Christianity and humanity,”
- Orthodox Church Spokesman Archimandrite Attallah Hanna, April 1, 2003
Picture Sources: Al Jazeera, La Voz de Aztlan, MSNBC, Yahoo, BBC, AP, Reuters, NY Times
Disclaimer
The views and opinions of authors expressed on MarchForJustice.com do not necessarily state or reflect those of The March For Justice.
Some March For Justice Web pages may provide links to other Internet sites for the convenience of users. The March For Justice is not responsible for the availability or content of these external sites, nor does The March For Justice endorse, warrant or guarantee the products, services or information described or offered at these other Internet sites. Users cannot assume that the external sites will abide by the same Privacy Policy which The March For Justice adheres to
.

۱۳۸۷ شهریور ۳, یکشنبه

مادران خاوران؛ بهترین انتخاب


این کودک ناز دانه زندان زاد است
1387-06-04
نویسنده اسماعیل خویی

مادر به نماز و کودک اش در بازی:

با مُشتی خُرده ریز ِ رنگین راضی.
انسان می بین و پاکی ی ذاتی ی او
،شادان از کم نیازی و بی آزی.

زندان زاد است. جانش ، اما، شادی ست.

هر بازی ی او نمودی از آزادی ست.
با کاغذ خانه ی عروسک سازد:
یعنی دلک اش شیفته ی آبادی ست.

این کودک ِ نازدانه زندان زاد است.

هم بندان را دل از نشاط اش شاد است.
بیداد نداند که چه باشد ،اما
،با بود ِ خود، او نمودی از بیداد است.

خیره شدن در رفتن ِ مامان پسرک،

آویخته اشکی ش به مژگان پسرک
.اِنگار نگشته سیر از شیر هنوز:
ک انگشت مکد به جای پِستان پسرک.

تا بوده ، ورا داشته در بر مادر:

دختر گل و بوته ای گُل آور مادر.
وینک سوی دار می رود زن،دل خون
از ضجّه ی دخترک که:"مادر!مادر!"

بی تابی ی او کاهد تاب انسان را.

با زاری ی خود کِشد به آتش جان را.
اعدام شده ست مادرش، امّا او
خواهد بغل و نوازش ِ مامان را.

آن دم که ورا گلوله شارگ بگُسیخت

و خونش بر زمین ِ زندان می ریخت،
یاد آمدش از دختر و از مادر ِ خویش:
لبخندش با سرشک ِ او در آمیخت.

هر چند به خون سرشت فرجام

ِ پدر،از یاد نمی برد جهان نام
پدر.وین نام تو را باشد و فرزندت را:
هان! تا نخوری غصّه در اعدام ِ پدر.

-"قربان ِ تن و توش ِ تر و تازه ی تو!

پُر دل پسری نیست به اندازه ی تو.
اعدام ِ من ات به رزمگه خواند،کاین
پایانه ی من باشد و آغازه ی تو."


















نظرخواهی شهروند از شرکت کنندگان در نوزدهمین کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان
ایران
نوزدهمین کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان ایران 4 تا 6 جولای در دانشگاه برکلی در ایالت کالیفرنیای آمریکا برگزار شد.
برای من که سومین بار بود از طرف شهروند در این کنفرانس حضور داشتم، یکی از بهترین ها بود.
به نظر می رسید مردهای بیشتری در این کنفرانس حضور پیدا کرده بودند که این نشانه ی خوبی برای حضور فعال تر آنان در کنفرانس های بعدی ست. همینطور دختران و پسران جوان بسیاری به چشم می خوردند که باز امید به حضور نسل جوان و تداوم کنفرانس از سوی آنان در سال های آتی را به وجود می آورد.
روز پایانی در ساعاتی که برای صرف ناهار اختصاص داده شده بود، هر که را که در دسترس یافتم نظرش را درباره ی کنفرانس پرسیدم. از آنها خواستم سن، سواد، شغل، شهر/ کشور محل اقامت و این که چندمین بار است در کنفرانس حضور می یابند و همچنین نظر و یا انتقادشان را درباره برنامه های کنفرانس بگویند.
با 12 نفر گفت وگو کردم و نمی توانم نتایجش را تعمیم دهم، زیرا که هیچ معیار علمی برای انتخاب این افراد و یا تعداد آنها رعایت نکردم، اما تقریبا همه از انتخاب مادران خاوران به عنوان زنان نمونه ی سال این کنفرانس، حمایت کردند و آن را بهترین بخش برنامه ی امسال خواندند. چند نظر انتقادی هم در این زمینه وجود داشت.
***
رضا فانی یزدی 49 ساله، مهندس برق، ساکن کالیفرنیا:
طی ده سال گذشته سه بار در کنفرانس شرکت کردم دو بار در برکلی و یک بار در لس آنجلس. به نظرم کنفرانس امسال، کنفرانس نسبتا موفقی بود. در مجموع کار بنیاد پژوهش های زنان ایران را پروژه ی موفقی میدانم که توانسته این همه سال دوام بیاره. ما پروژه های متفاوتی داشتیم به لحاظ سیاسی سر مسائل متفاوت ملی و دیگر که تمام این پروژه ها شکست خوردند و بعضی هاشون دیگر وجود ندارند مثل سازمان و احزاب و ائتلاف های سیاسی. البته به این خاطر نبوده که افراد درگیر در آن پروژه ها به اندازه زنانی که تو بنیاد پژوهش ها هستند زحمت نکشیدند و یا فداکاری های شخصی نداشتند، بسیاری از آن افراد به مراتب فداکارتر بودند و امکانات بیشتری گذاشتند، اما به نظرم آن نگاهی را که دنبال میکردند نگاه محدود و حذفی بود که آن نگاه در بنیاد پژوهش ها نیست. و می بینم در برنامه هایی که سالانه می گذارند دیدگاه های بسیار گوناگونی را دعوت میکنند و استقبال می کنند. گرچه من همیشه گرایشی را می بینم که دوستانی که در خارج کشور زندگی می کنند نهایتا از بحث هاشون وقتی نتیجه گیری میکنی نمی تونن با کسانی که در ایران هستند خیلی راحت ارتباط برقرار کنند. نهایتا همین یکی از بحث هایی هم که امروز بود اینها خودشان را متولی مسائل زنان در ایران میدانند و این با توجه به این است که اینها اصلا خارج زندگی می کنند یعنی بعد از سی، چهل سال که در خارج زندگی می کنند همچنان خودشان را متولی مسئله زنان میدانند و راه حل هایی را به زنانی که از ایران می آیند یا از کمپین های ایران می آیند ارائه میدهند که این راه حل ها در محیط ایران و با واقعیت های موجود جامعه ی ایران به هیچ عنوان همسو نیست. این چیزی است که من هر ساله دیده ام و یا در مباحث زنان در جاهای دیگر می بینم، ولی خب آن اختلافات و نوع هماهنگی که داشتند سال به سال بهتر شده یعنی اوایل با پرخاش و بد و بیراه بود ولی این مسئله سال به سال بهتر میشه.
در کنفرانس امسال دو میزگرد بسیار خوب بود یکی میزگرد خاورمیانه بود که بویژه خانمی که از عراق گزارش داد با توجه به وضعیت بسیار پیچیده مسئله زنان در رابطه با کشورهای اسلامی و بویژه مسئله کنونی که اشغال عراق هست خیلی قشنگ توضیح داد. دیگری میزگرد کمپین یک میلیون امضا و ضدسنگسار بود که در حقیقت بازتابی از آنچه را که در ایران بود اینجا نشان داد. این سمینار هم در مورد زن امروز ایرانی است نه مسئله زن امروز ایرانی در برلین یا شهر برکلی . اگر نصف جمعیت ایران یعنی 35 میلیون زن ایرانی داریم 500هزارتای آن در خارج کشور زندگی میکنند و چه بهتر که همان مسائل زن ایرانی در جامعه ی ایران باشه و راهکارهایی هم که پیشنهاد میکند راهکارهایی باشد که در آن جامعه امکان انجام وجود داشته باشد وگرنه در آمریکا که زن ایرانی به عنوان زن ایرانی مشکلی نداره.








میزگرد خاورمیانه؛ صداهای گم شده در رسانه ها
فرح طاهری




گفت وگوی شهروند با ملیحه رزازان عضو کمیته ی محلی نوزدهمین کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان ایران
نوزدهمین کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان ایران از چهارم تا ششم جولای در دانشگاه برکلی ـ کالیفرنیا برگزار شد.




یکی از میزگردهای موفق در این کنفرانس، میزگرد خاورمیانه بود. در این میزگرد دنیا ضیایی همکار شهروند و دانشجوی دوره فوق لیسانس علوم سیاسی دانشگاه یورک از کانادا، نادیا ال علی رئیس مطالعات جنسیت در مدرسه ی مطالعات اورینتالیسم و آفریقایی در دانشگاه لندن و امل امیره استاد دانشگاه جرج میسون در ویرجینیا شرکت داشتند. دنیا از دیدی فمینیستی به اقتصاد سیاسی ایران پرداخت، نادیا ال علی از عراق زیر عنوان" دشمنِ دشمن تو لزوما دوست تو نیست: درباره ی گروه های مقاومت و اشغالگر در عراق" سخن گفت و امل امیره نیز نقش زنان فلسطین را در سالهای مقاومت بررسی کرد.
این میزگرد مورد استقبال بسیار قرار گرفت. بویژه که شنیدن داستان زنان عراقی و فلسطینی روشنگر درد مشترک زنان منطقه بود. گردانندگی این میزگرد را ملیحه رزازان یکی از اعضای کمیته محلی نوزدهمین کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان به عهده داشت. از آنجا که او برنامه گذار "صدای خاورمیانه و شماال آفریقا" در رادیوست، درباره ی این میزگرد و کارش در رادیو با او به گفت وگو نشستم که در زیر میخوانید.
خودتان را چگونه معرفی می کنید؟
ـ ژورنالیست هستم و برای رادیوKPFA در شبکه ی پسیفیکا و برای رادیو محلی سانفرانسیسکو برنامه تهیه می کنم.
چند سال است خارج کشور هستید؟
ـ من 27 سپتامبر 1978 از ایران آمدم بیرون. اوایل اسفند برگشتم ایران و اواخر شهریور 1358 دوباره از ایران آمدم بیرون. قبل از انقلاب دانشگاه صنعتی آریامهر(شریف) قبول شده بودم و وقتی برگشتم رفتم همان دانشگاه و به خاطر شلوغ شدن دانشگاه ها و به خاطر فعالیت های سیاسی که داشتم پدر و مادرم ترجیح دادند که من از ایران بیام بیرون و دیگه هم به ایران نرفتم.
اینجا روزنامه نگاری خواندید؟
ـ نه. کارشناسی ارشد در فیزیک گرفتم و 17 سال در این زمینه کار میکردم، 5 سال پیش کارم را ول کردم و چون به مسائل خاورمیانه علاقه داشتم مخصوصا مسائل سیاسی ـ اجتماعی، تصمیم گرفتم انرژی ام را بگذارم در کار رادیو. چون پنج سال پیش کار داوطلبانه در رادیو KPFA را شروع کردم و دیدم خیلی علاقمندم به این کار.





نیازهای مبرم زن ایرانی در دوران کنونی (1) (2)







نوزدهمین کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان ایران
دانشگاه برکلی ـ 6-4 جولای 2008

نوزدهمین کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان ایران امسال از 4 تا 6 جولای 2008 در دانشگاه برکلی در ایالت کالیفرنیا ـ آمریکا برگزار شد.

نیازهای مبرم زن ایرانی در دوران کنونی(بخش اول)جمعه 4 جولای
مثل هر سال کنفرانس روز جمعه با پیام کمیته محلی ساعت 11 صبح شروع به کار کرد.
اعضای کمیته محلی امسال عبارت بودند از: زهره جواهریان، نورا بیانی، ملیحه رزازان، جمیله داوودی، بهار نواب و ویدا.
پیام کمیته را نورا بیانی ایراد کرد.
در بخشی از این پیام آمده است:
بنیاد پژوهشهای زنان در آستانه ی نوزده سالگی، کارنامه ی درخشانی دارد. از فراهم آوردن فرصتی برای تبادل نظر، نقد و بررسی، باز آفرینی ذهن و زبانی زنانه، به وجود آوردن شبکه ای ارتباطی میان تمام کسانی که مسئله، مشغله، علاقه و کنجکاویشان مسئله ی زنان است
. چرا که در این دوران گستردگی و پیچیدگی مسائل نظری و عملی جنبش زنان، بدون یک کار مستمر و پیگیر در طرح، تقابل، تاثیرگذاری، تاثیرپذیری، نمی توان در مسیر رهائی زنان و ایجاد گفتمانی زنانه علیه هنجارهای زن ستیز سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، گامی جدی برداشت...
در بخش دیگر این پیام گفته شد:
... و اما در یکسالی که ما دست اندر کار آماده کردن این کنفرانس بودیم، جنبش زنان شاهد اجرای وسیع تر سیاست اعدام، سنگسار، حمله به تجمعات و محافل زنان، بستن مجلات زنان، فیلتر کردن سایت های اینترنتی، بستن کافه های اینترنتی و کافه های کتاب، دستگیری کنشگران زنان به بهانه ی اقدام علیه امنیت ملی و جلوگیری از خروج فعالان زن از مرز، تشدید فشار کمیته های انضباطی حراست دانشگاهها و افزایش خودکشی در میان دختران دانشجو بوده است.
جنبش زنان اما علیرغم جو رعب و وحشت، از پای نیافتاده که همه گیرتر و رنگارنگ تر نیز شده است. سایتهای جدید و وبلاگ نویسان هر روز بیشتر میشوند. جنبش زنان با ایجاد محافل، کمپین ها و شبکه ها، حضور و هویت اجتماعی خود را در میدان مبارزه با قوانین حاکم و ارزشها و هنجارهای زن ستیز، به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل کرده است.
جنبش زنان با استفاده ی هوشمندانه از تکنولوژی نوین توانسته رابطه ی گسترده ای با زنان ایرانی در خارج از ایران و به درجاتی زنان منطقه و زنان کشورهای اروپائی و امریکای شمالی به وجود آورد و همراهی جنبش بین المللی زنان از جنبش زنان ایران را ایجاد کند و نشان دهد که زن ایرانی در مبارزاتش تنها نیست.
یکی از معضلات جنبش زنان ایران این بوده است که همواره به عنوان جنبش دوم نگریسته شده و این معضلی است دیرینه و دیر پا:
پریروز انقلاب عمده بود، دیروز جنگ با عراق و امروز امپریالیسم امریکا و خطر حمله ی نظامی.
با چنین دستاویزهایی است که جنبش زنان در سایه قرار می گیرد و دانسته یا ندانسته به تداوم فضای سرکوب و بسته شدن فضای برابری طلبی و آزادی خواهی کمک می شود.
شاید بتوان نگاهی دیگری داشت، حرکتی سیال، جدی و منعطف اما محکم. فراسوی بایدها و شایدها، نبایدها و نشایدها، فراسوی نیک و بد، غرب و شرق، بومی گرایی و سلطه طلبی خارجی، دو سویه کردن این و یا آن.
می توان همزمان خواهان برابری حقوق زنان و آزادی طلبی بود و تشخیص ماهیت زن ستیز جمهوری اسلامی. می توان مخالف جنگ طلبی و قدرت طلبی غرب بود و حمله ی نظامی به ایران.
با چنین نگاهی بود که ما نزدیک به یکسال از زندگیمان را به تدارک این کنفرانس گذراندیم.
گفته شده است که با توجه به رشد تکنولوژی، وسایل ارتباط جمعی مدرن، اینترنت، پالتاک، لزومی به برگزاری این کنفرانس ها نیست، اما، ما بر این باوریم که یک تماس نزدیک سه روزه، رویارویی افکار، ایده های جان های شیفته در محیطی صمیمی و سالم، گاه پر تنش، تجربه ی حسی با هم نشستن، با هم دیدن، با هم شنیدن، با هم دوست داشتن یا نداشتن، تجربه ای است که از ورای سیم ها و کابل های الکترونیکی، میسر نیست..
گزارش: پروین کوه گیلانی
نیازهای مبرم زن ایرانی در دوران کنونی
(بخش دوم)
سخنران بعدی امل امیره بود. او در فلسطین به دنیا آمده و در همان جا بزرگ شد و مدرک کارشناسی خود را در رشته ادبیات انگلیسی از دانشگاه بیرزیت و مدرک کارشناسی ارشد و دکترای خود را در رشته های ادبیات انگلیسی و آمریکایی از دانشگاه بوستن دریافت کرده و در حال حاضر در دانشگاه جورج میسن در ایالت ویرجینا درس می دهد.
او کتاب "دختر کارگر و خیاط: تصویر جنسیت و طبقه در داستانهای قرن نوزدهم آمریکا" را نوشته است و ویراستار دو مجموعه مقاله در مورد زنان جهان سوم و نویسندگان زن عرب آمریکایی است. مقالات او در نشریات بسیاری به چاپ رسیده اند و به زبانهای عربی و عبری ترجمه شده و به دریافت جوایز مهمی نائل آمده اند. او هم اکنون وبلاگی را درباره زنان عرب، فلسطین و سیاستهای فرهنگی اداره می کند و در مورد ادبیات فلسطین، جنسیت، ملی گرایی و ادبیات عربی و اسلامی در دوران پست استعماری تحقیق و مطالعه می کند.
امل امیره از زنان فلسطین و شرکت آنان در مبارزات آنجا گفت. بخشی از سخنان او را در زیر می خوانید:
شرکت زنان در مبارزات فلسطینیان علیه نیروهای اسرائیلی و سیاستهای اشغالگرانه دولت اسرائیل در جریان مقاومت های معروف به انتفاضه (1992ـ1987) چشمگیر شد. حضور زنان در این مبارزات از سویی در چند و چون درگیری های خیابانی و قدرت گیری آن به نفع فلسطینیان موثر واقع گردید، اما از سوی دیگر با باورهای سنت گرایانه جامعه مذهبی و مردسالارانه فلسطین در تناقض افتاد.
چرا که شرکت زنان در سرنوشت جامعه خویش به صورت بالقوه جایگاه سنتی مرد را تضعیف می کرد. مرد فلسطینی به درستی می توانست پیامد حضور زنان را در این مبارزات که همانا بازیابی یا احراز لااقل برخی از حقوق نادیده انگاشته شده آنان در بعضی زمینه ها بود، پیش بینی نماید، از این رو نبرد و دافعه های ناگفته علیه حضور زن و همسانی و همسنگی مبارزات و ایثارهای آنها در مقایسه با مردان، در مبارزات فلسطینی علیه نیروهای اسرائیل و نیز صحنه های دیگر اجتماعی که حضور جدی تر زنان را تجربه می کرد، شکل گرفت؛ دافعه ای که لزوم پافشاری زنان فلسطین را بر حقوق خویش، حساس و حیاتی نموده و او را وامیدارد تا در کنار مبارزه به عنوان یک شهروند، همزمان، مبارزه با "زن ستیزی" را نیز همواره مد نظر داشته باشد .
در این راستا جنبش فمینیستی زنان فلسطین هّم خویش را بر سه زمینه فعالیت به کار بست است؛ 1ـ تغییر و تصحیح قوانین زن ستیزانه 2ـ مبارزه با خشونت علیه زنان 3ـ سعی در احراز سهم بیشتر و حضور فعال تر زنان در صحنه های سیاسی و اجتماعی.
از دستآوردهای اخیر این سیاست می توان حق دریافت پاسپورت بدون اجازه وکیل یا شوهر، اجازه تمرین رانندگی بدون حضور ولی یا شوهر و نیز حق ثبت تولد و گرفتن شناسنامه برای فرزند توسط مادر و همچنین جلب موافقت مقامات فلسطینی برای برقراری و سازماندهی خانه های امن (پناهگاه) برای زنان را یادآور گردید. لغو قانون بخشش یا تخفیف در محکومیت مردان به هنگام ارتکاب به قتل های "ناموسی"، "حق کورتاژ" در صورت حاملگی بر اثر تجاوز یا آمیزش اقوام درجه یک، تغییر قانون عدم مجازات مرد متجاوز در صورت پذیرش ازدواج با زن قربانی تجاوز، اقدام برای تغییر قانون اجازه چند همسری مردان (لااقل حق طلاق از سوی زن در صورت اقدام شوهر به ازدواج مجدد) و نیز حق زن در شکایت و پیگرد قانونی اقوام درجه یک در صورت تجاوز به زن (طبق قوانین م وجود، تنها "ولی زن" حق شکایت علیه متجاوز را داراست) از جمله مواردی هستند که جنبش فمینیستی زنان فلسطین در حال حاضر آنها را تا احقاق حقوق زنان در این زمینه ها دنبال می کند.

۱۳۸۷ شهریور ۲, شنبه

Document - Iran. Le 20e anniversaire du " massacre des prisons " de 1988


عفو بین الملل خواهان مجازات عاملان قتل عام زندانیان سیاسی در ایران شد



















Articles Russie et Géorgie : le contexte du conflit
12 août 2008Après des mois de tensions de plus en plus vives et les récentes escarmouches, le ton entre la Géorgie et la région séparatiste d’Ossétie du Sud est monté d’un cran le 8 août 2008 au matin.
Sanction collective à Gaza : les civils pris au piège
12 août 2008Le blocus imposé par Israël à la bande de Gaza il y a maintenant plus d’un an a piégé la population d’un million et demi de Palestiniens. Les ressources s’amenuisent et l’économie du pays est en ruine.
Le Myanmar ne doit pas revenir en arrière
8 août 2008Vingt années se sont écoulées depuis le bref épisode de soulèvement populaire au Myanmar et la situation ne s’est guère améliorée pour les millions de personnes qui continuent de souffrir sous le joug d’un pouvoir répressif.

La CPI en difficulté dix ans après l’adoption du Statut de Rome
17 juillet 2008Le jeudi 17 juillet a marqué le dixième anniversaire du Statut de Rome, le traité qui a conduit à la naissance de la Cour pénale internationale (CPI).

Plein feu sur la torture
26 juin 2008À l’occasion de la Journée internationale pour le soutien aux victimes de la torture, les membres et sympathisants d’Amnesty International organisent des actions dans le monde entier.

La décision de la Cour suprême des États-Unis concernant les détenus de Guantánamo doit marquer un tournant décisif
18 juin 2008Le 12 juin 2008, la Cour suprême des États-Unis a, dans l’affaire Boumediene c. Bush, reconnu que les personnes détenues à Guantánamo avaient le droit de contester le bien-fondé de leur détention devant des tribunaux civils américains.

Vidéo sur Murat Kurnaz
16 juin 2008
Murat Kurnaz a été détenu en Afghanistan et à Guantánamo pendant presque cinq ans sans inculpation ni jugement.

Des militantes des droits des femmes arrêtées lors de manifestations pacifiques en Iran
16 juin 2008Neuf femmes qui voulaient participer à un séminaire organisé à l’occasion de la journée nationale de solidarité avec les femmes iraniennes ont été arrêtées jeudi 12 juin à Téhéran.

Témoignages
2 juin 2008Majida Razvi, la première femme juge au sein d’une haute cour au Pakistan, Alois Mbawara, un jeune Zimbabwéen qui vit à Brighton, et Murat Kurnaz, un ancien détenu de Guantánamo libéré le 24 août 2006, faisaient partie des invités d’Amnesty International lors de la présentation du Rapport 2008 aux médias.

Les militants de Tiananmen doivent être libérés
30 mai 2008Le 4 juin 2008 marque le dix-neuvième anniversaire de la répression par le gouvernement chinois des manifestations en faveur de la démocratie organisées en 1989 à Pékin sur la place Tiananmen et dans ses environs.
http://www.amnesty.org/fr
عفو بین‌الملل اطلاعیه عمومی ایران:
بیستمین سالگرد «قتل عام زندان» در 1988 بیست سال پس از این¬که مقامات وقت ایران موجی از اعدام‌های گروهی و شتابزده و عمدتا پنهانی را در سپتامبر 1988 آغاز کردند، عفو بین‌الملل فراخوان خود را برای به محاسبه کشاندن کسانی که مسئول «قتل عام زندان» بوده‌اند تجدید می‌کند. در مورد نقض‌های فاحش حقوق بشری از این قبیل، صرف نظر از زمان ارتکاب آنها، هیچ مصونیتی از مجازات نباید وجود داشته باشد. این سازمان هم‌چنین از حکومت فعلی ایران می‌خواهد که از حضور بازماندگان قربانیان در گورستان خاوران در جنوب تهران در روز 29 اوتیا حوالی آن، به منظوریادآوری این سالگرد و دادخواهی برای عزیزانشان، جلوگیری نکند. صدها نفر از کسانی که شتابزده اعدام شدند در این گورستان، و بسیاری از آنان در گورهای دسته جمعی بی‌نام و نشان، دفن شده‌اند. عفو بین‌الملل نگران آن است که مقامات ایران مانع برگزاری گردهمایی¬های اعتراضی شوندیا آنها را پراکنده کنند، و به حکومت ایرانیادآور می‌شود که تحت قوانین بین‌المللی متعهد است به کسانی که به صورت مسالمت‌آمیز تجمع می‌کنند اجازه دهد که نظرات خود را بدون واهمه از دستگیری ابراز کنند. قوانین بین‌المللی حقوق بشر ایجاب می‌کند که مقامات ایران در موارد نقض‌ حق حیات، مانند موارد ارتکابی در طول «قتل عام زندان» ، که در 1988 شروع شد و در سال بعد ادامهیافت، تحقیقاتی جامع و بی‌طرفانه انجام دهند و مسئولان آن را شناسایی‌ و تسلیم عدالت کنند. کوتاهی در این مورد تا کنون و مدت زمانی که از این کشتار گذشته است به هیچ عنوان از این مسئولیت نمی¬کاهد. کسانی که مسئول این کشتار بوده‌اند - کهیکی از بدترین تعدیات ارتکابی در ایران بشمار می‌رود - باید تحت تعقیب قرار بگیرند و در دادگاهی که قانونی و عادی تشکیل شود، با رعایت همه تضمین‌های رویه‌ای لازم، بر اساس استانداردهای بین‌المللی دادرسی‌های عادلانه محاکمه شوند. این افراد در صورتی که مجرم شناخته شوند باید به نحوی متناسب با خصوصیت بسیار سنگین این جنایات، ولی بدون حکم اعدامیا کیفرهای بدنی، مجازات شوند. پس‌زمینه در دوره‌ای‌ که از اوت 1988 شروع شد و تا نزدیک دهمین سالگرد انقلاب اسلامی در فوریه 1989 ادامه داشت، مقامات ایران موج وسیعی از اعدام زندانیان سیاسی را به راه انداختند - که در نوع خود، پس از آن چه در سال‌های اول و دوم پس از انقلاب اسلامی 1979 صورت گرفت، بزرگ‌ترین موج اعدام بشمار می‌رود. باور بر این است که در مجموع بین 4500 تا 5000 نفر، از جمله زنان، در این جریان کشته شدند.
برای ‌اطلاع بیشتر، به گزارش عفو بین‌الملل تحت عنوان ایران:
نقض حقوق بشر 1987-1990 مراجعه کنید (AI Index MDE 13/21/90)
پایان سند عمومی
****************************************
برای‌اطلاع بیشتر، لطفا با دفتر مطبوعاتی عفو بین‌الملل در لندن تماس بگیرید: Tel: 2074135566 44+, email: press@amnesty.org

International Secretariat, Amnesty International,
1 Easton St., London WC1X 0DW,
*******************************
AMNESTY INTERNATIONAL
Déclaration publique
Index AI : MDE 13/118/2008
ÉFAI
19 août 2008
Iran. Le 20e anniversaire du « massacre des prisons » de 1988
Vingt ans après le lancement en septembre 1988, par les autorités iraniennes de l'époque, d'une vague d'exécutions sommaires, massives et le plus souvent secrètes, Amnesty International demande une fois encore que les responsables du « massacre des prisons » soient tenus de rendre des comptes. Il ne devrait pas y avoir d'impunité pour des violations des droits humains aussi manifestes, quelle que soit la période à laquelle elles ont été commises.
L'organisation demande également au gouvernement iranien actuel de ne pas empêcher les proches des défunts de se rendre au cimetière de Khavaran dans le sud de Téhéran ou de marquer cet anniversaire aux environs du 29 août en demandant justice pour les êtres chers qu'ils ont perdus. Parmi les personnes exécutées sommairement, des centaines sont enterrées dans ce cimetière, souvent dans des fosses communes.
Amnesty International craint que les autorités iraniennes ne cherchent à empêcher ou disperser toute manifestation et elle rappelle au gouvernement iranien qu'il est tenu aux termes du droit international d'autoriser les personnes qui se rassemblent pacifiquement à exprimer leurs points de vue sans craindre d'être arrêtées.
Le droit international relatif aux droits humains requiert des autorités iraniennes qu'elles enquêtent de manière exhaustive et impartiale sur les violations du droit à la vie telles que celles qui ont été commises lors du « massacre des prisons », qui a débuté en 1988 et s'est poursuivi pendant l'année qui a suivi ; les autorités sont tenues d'identifier les responsables de ces agissements et de les déférer à la justice. Ni le fait de n'avoir rien entrepris jusqu'à maintenant, ni le temps qui s'est écoulé depuis ces homicides ne réduisent la responsabilité qu'ont les autorités d'agir.
Les responsables de ces homicides – qui constituent une des pires violations des droits humains commises en Iran – doivent être poursuivis en justice et jugés par un tribunal légalement constitué offrant toutes les garanties d'une procédure régulière, conformément à ce que prévoient les normes internationales d'équité des procès. Si l'enquête conclut à leur culpabilité, ces personnes devront recevoir une sanction appropriée prenant en compte la gravité de ces crimes, sans recours à la peine de mort ni aux châtiments corporels.
Complément d'information
À partir d'août 1988 et jusqu'à peu après le dixième anniversaire de la révolution islamique en février 1989, les autorités iraniennes ont procédé à des exécutions massives de prisonniers politiques : il s'agissait de la plus importante vague d'homicides depuis celles qui avaient eu lieu lors de la première et de la deuxième année ayant suivi la révolution iranienne en 1979. Au total, entre 4 500 et 5 000 prisonniers, parmi lesquels se trouvaient des femmes, auraient été tués.
Pour plus d'informations,
voir le document d'Amnesty International intitulé Iran.Violations des droits de l'homme 1987-1990

(index AI : MDE 13/21/90).

حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران _سومکا

آنهاي که ديروز و ديروزها فراموش کرده اند، جا دارد از آنها بپرسيم:
۱_آيا داريوش همايون وزير "اطلاعات "و دبير کل حزب" رستاخيز "رژيم پهلوی وسابقا عضو "سومکا" بوده اند
يا نه؟
۲_آيا شاه اواخر سلطنت ننگين خود ، برای آرام کردن مردم بپا خاسته فرمان دستگيری مشتي از" نوکران و چاکران خانه زاد"که منفورمردم ايران بودند ، صادرنمود ، هويدا،نصيری،و....داريوش همايون،يا نه؟ چه شد که امروز روشنفکران و مبارزان زمان شاه که" وی" در بستن "دهانها" وشکستن" قلم ها" و مجبورکردن شاملوها و ساعدی ها و۰۰۰به ترک خانه و کاشانه خود ومستقيم وغيرمستيقم و بشهادت رساندن دهها مبارزوآزاديخواه نقش داشته است، درکنار وی مصاحبه ميکنيد؟بعيد ميدانيم داريوش همايون از رژيم پهلوي و نوه" رضا خان قزاق" دست برداشته باشد،ولي شما چطور؟ آزادی که شما مد نظر داريد،اينقدر "کل و گشاد" است،شايد منظور شما از" آزادی" "کشتي نوح" است!
هموطن مبارز"محمد رضا شالگوني" روی سخنمان با شما و ديگران است۰





آشنای با" فاشيست" های ايراني وشناخت اين پديده, جزی از وظايف مبارزاتي ماست .



http://sumka.blogfa.com/

http://farmane-ariya.blogfa.com/post-246.aspx

http://farmane-ariya.blogfa.com/post-202.aspx

http://sumka.blogfa.com/post-6.aspx

حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران
بالاتر از سیاهی رنگی هست؟ بله هست! قرمز...رنگ خون

عید جم شد ای فریدون خو بت ایران پرست

۱.سومکا کوتاه شده ی باهماد سوسیالست ملی کارگران ایران است.
۲.سومکا مرامی است پادکمونست و پاداجنبی.
۳.سومکا با لیبرالیسم و سرمایه داری ی افسار گسیخته مخالف است.
۴.سومکا میگوید زن و مرد ایرانی در همه ی حقوق بابرابرند.
۵.سومکا نخبه گرایی و سپس ناسیوکراسی (ملت سروری) را بهتر از دموکراسی میداند.
۶.سومکا میگوید هر اقدام اساسی در خاورمیانه بی در نظر گرفتن نقش ایران بی اثر و سترون خواهد بود.
۷.سومکا میگوید از دوران صفویه ردپای ناپاک دولت انگلستان در اقدامات بر علیه نیرومندی ی ملت ایران آشکار است.
۸.سومکا خواستار سایه بر افکندن شهپرهای گسترده ی سیمرغ آسمان ایران در منطقه و سپس خاورمیانه است.
۹.سومکا خواستار تشکیل یک اتحادیه ی سیاسی-نظامی میان کشورهای:ایران.ارمنستان.تاجیکستان.هندوستان و یونان است.
۱۰.سومکا میگوید سوسیالیسم بدون در نظر گرفتن آخشیج ملیت نابُنک و ناتمام است.
۱۱.سومکا به ایران و فرهنگ باستانی و ریشه دار آن عشق می ورزد.
۱۲.سومکا خواستار نابودی ی نشانه های فرهنگ بیابانی ی "سامی ها" از ایران است.
۱۳.سومکا خواستار نابودی ی همه ی اعراب و تازیان در سراسر نجد ایران میباشد.


۱۴.سومکا میگوید همه ی بدبختی ها و مشکلات گذشته و اکنون در صحنه ی جهانیاز اهریمنی به نام عرب
سرچشمه میگیرد.
۱۵.سومکا از نقش ویرانگر و مزورانه ی یهودی ها در سیاست های جهانی غافل نیست.


۱۶.سومکا میگوید ایرانی ها باید در نیاخاک آمیغی ی خود زندگی کنند.نیاخاک ما آنجایی است که ایرانی نژادان در آن مزییند و در درازای تایخ با نیزه های سربازان پارسی پرچین شده است.
۱۷.سومکا بنیان و ریشه ی ادیان سامی را زیر پرسش میبرد.
۱۸.سومکا اعراب را پست ترین نژاد زمین میداند.
۱۹.از دید سومکا
زردپوست های تاتار.مغول.اوزبک.تورکمن و وابسته های
فرهنگی-نژادی ی آنان وهر کس که با آنان احساس نزدیکی کند حق زندگی در فلات
ایران را ندارند.
۲۰.سومکا خواستار
پالایش نژادی در ایران است.
۲۱.سومکا خواستار اجرای سیاست های «به نژادی» برای نیرومند نگه داشتن نژاد
آریایی میباشد.
۲۲.سومکا میگوید در ایران هرکسی شایسته ی زناشویی نیست.باید از
زادولد عناصر
نامطلوب نژادی جلوگیری کرد.
۲۳.سومکا میگوید بیگانگان حق زناشویی با ایرانیان را ندارند.
۲۴.سومکا میگوید بیکانگان افغانی و عراقی هرچه زودتر باید از کشور بیرون شوند.
۲۵.سومکا در وضع کنونی خشونت علیه بیگانگان را از سوی جوانان اجتناب ناپذیر
میداند.
۲۶.سومکا میگوید جهان از آن نیرومندان است.
۲۷.سومکا خواستار آزادی ی کردان دلیر و همه ی ایرانیان از یوغ حکومت های بیگانه است.
۲۸.سومکا کشورهایی چون
جمهوری آذربایجان .افغانستان.بحرین.ترکمنستان و... را
به رسمیت نمی شناسد.
۲۹.سومکا خواستار تثبیت موقعیت ایران در خلیج فارس و احقاق حق ۵۰٪ ایران در
دریای مازندران(کاسپین) میباشد.
۳۰.سومکا میگوید دشمنی با ایران و ایرانی در نهاد هر بیگانه یی نهفته است.
شاد ایران.


نشان های سومکا
آرمان سومکا (ایران بزرگ)Dr.MoNshizadeh pictures
تاریخچه سومکا
اساسنامه سومکا
سوگندنامه سومکا
نخستین سخنرانی داود منشی زادهنژاد ورجاوند ( سخنرانی )
آرشیو پیوندهای روزانه

****************************
نژاد ورجاوند
آخشیچ نژاد در اندیشه های دکتر منشی زاده جایگاه بس ارزشمندی را داراست.در برنامه های سومکا نیزاز بایستگی ی جلوگیری از کوچ و نشیمن گرفتن مردمانی که صلاحیت آمیختگی ی نژادی با ایرانیان را ندارند سخن به میان آمده.
از دید باهماد سومکا گرچه همه ی نژادها دارای یکسری توانایی هایی هستند ولی در این میان نژاد سفید بویژه تژاد برتر آریایی دارای ویژگی هایی است که سایرین فاقد آن اند.سومکا میگوید:"برای زنده نگه داشتن پایه ی خونی ی ملت باید از آمیختگی با نژادهای ناتوان و پست جلوگیری شود. از این پس میتوان نژاد برتر را سامان داد وحتی چراغ تمدن را به نیروی ذاتی فرهنگی درمیان نژاد های ضعیف بر افروخت."
"اگر امروزه برای بقای این نژاد دست به ایجاد قوانین اساسی نزنیم وبرای تقویت خون برادران و خواهران خود برای صحت فرزندان خود به وسایل عمدی و مصنوعی متشبث نشویم و از شاخه های ضعیف خودرو جلوگیری نکنیم علف های هرز گل های باغ ما را پوشیده و عن قریب از درختان بارور اثری و نوری باقی نخواهد ماند.
برای این است که ما تعقیم(سترون ساختن)عناصر نامناسب را قانون کشور قرار داده و معاینات طبی را در زناشویی واجب می شماریم"(پیکار با اهریمن.انتشارات فرهنگ سومکا.1332)
منشی زاده مینویسد: ما میخواهیم پایه های خونی ملت خود را زنده نگه داریم و از اختلاط با اقوام ضعیف ممانعت کنیم.
ما میخواهیم با اتخاذ تدابیری از اصالت نژادی تا حد امکان دفاع کنیم.و وسیله ی تقویت عامل اصیل نژادی را میان ملت فراهم نمائیم.(هفته نامه سومکا.ش52.)
در جای دیگرمینوسد:ازدواج مرد و زن ایرانی با عناصر غیرآریایی علاوه بر بطلان منجر به مجازات زن و مرد خطاکار آن هم از حقوق اجتماعی میشود.
منشی زاده در پیکار با اهریمن میگوید:"نیاخاک بزرگ ما ایران بزرگ است.انجا که تیره های ایرانی آریایی در آن پخش و پراکنده میباشند....نیاخاک سرزمین اجداد ماست.نیاخاک میهن نیست.نیاخاک زادگاه نیست.نیاخاک آن خاکیست که مجموعه ی تمام سنت های قومی در آن تظاهر پیدا میکند.....این خاک نه همین لکه ی جغرافیایی است که بر روی نقشه ی آسیا می بینید.این خاک تا آنجا از آن ماست که نیزه داران ایرانی از نیزه های خود پرچین ساختند .خواه در سغدیان و هندوکش.خواه در جلگه های دجله. و خواه دره های سند و کوههای قفقاز."

*******************************
سخنرانی های داوود منشی زاده.
در 28/8/1330
نخستین سخنرانی در نخستین نشست حزبی.
هم پیمانان ، هم میهنان عزیز
:
در این لحظه ی تاریخی نخستین جلسه رسمی حزب تشکیل میگردد . که اراده فولادین مردان کار و پیشوایان آن با در دست گرفتن سرنوشت این آب و خاک مقدس فصل نوینی در تاریخ ایران و جهان می گشاید. امروز ، روز آغازتمدن نوین است . امروز در واقع پس از تشکیل" ایرانشهر هخامنشی" و " ایرانشهر ساسانی " ، ایرانشهر سوم ، یعنی ایرانشهر سوسیالیست ملی ، بنام عظمت و توانایی نیاخاک بزرگ با مقاصد زیر تشکیل میگردد :
1 . ایجاد یک دولت نیرومند وملی که کلیه تیره های ایرانی بتوانند از حمایت آن برخوردار باشند .
2 . دفاع از منافع ایران در کشور بیگانه .
3 . اخراج جهودها و بیگانگان ار کلیه مشاغل و مقامات مسئولیت دار اجتماعی .
4 . جلوگیری از مهاجرت جهود های [ سامی های ] عرب و بیگانگان طفیلی دیگر که شایسته آمیزش با ایرانیان نیستند ، به ایران .
5 . فقط ایرانیانی که به فرهنگ خود و پیوستگی خود به این آب و خاک ایمان داشته باشند میتوانند از حقوق و مزایای ایرانی بودن استفاده کنند .
6. هر غیر ایرانی فقط بعنوان میهمان می تواند در ایران زندگی کند .
7 . تأمین حقوق و انجام امور ایرانیان مقدم بر امور افراد خارجی خواهد بود .
8 . سوسیالیسم ملی اصولا مالکیت خصوصی را به رسمیت می شناسد .
9 . رعایت منافع عمومی ملت برای ثروت یک فرد حد معینی دارد .
10. همه ایرانیان مانند اعضای خانواده هایی هستند که برای رفاه خود و توسعه تمدن و فرهنگ خویش کار می کنند.
11 . ... هر ایرانی آزاد است تا کار و شغل خود را بدلخواه انتخاب کند واز آن بهره بردارد .
12 . عده کارگاه ها ی بزرگ ، متوسط وخورد باید در تمام رشته های اقتصاد ،صنعت و کشاورزی متناسب باشد .
13 . کلیه کارخانه ها و موسسات چه خارجی و چه داخلی که به زیان ملت فعالیت میکنند باید ملی شوند .
14.جزای کسانیکه از راه قاچاق و احتکار و یا بهر عنوان از کیسه ملت وبه زیان ملت تحصیل ثروت میکنند مرگ است .
15. ایجاد خدمت کار وظیفه عمومی برای هر ایرانی .
16 . آزاد کردن دولت و در نتیجه ملت از فروض هایی که سرمایه دارای به آن ها تحمیل کرده .
17. اصلاح ِ (و...) بانک های ملی و اسکناس .
18 . تهیه پول کارهای عمرانی بدون استقراض از راه انتشار اسناد خزانه و طرق غیر نقدی .
19. حفظ قدرت خرید و پیشتوانه پول .
20. ایجاد بانک های ...
21. اصلاح و تغییر اساسی در مالیات ها ...
22. ایجاد کامل بیمه ناتوانی و پیری .
23. سهیم کردن افراد خلاق و مولد ثروت در منافع کارگاه ها ی خویش
24. مصادره کلیه منافعی که افراد بیشرف وبی وجدان در مواقع بحرانی از قبیل جنگ و قحطی و ... از راه احتکار ، قاچاق و گران فروشی بدست آورده اند .
25. برطرف کردن بحران خانه و از میان بردن خانه هایی که مخالف بهداشت عمومی هستند.
26. آزادی کامل مذهب و وجدان .
27. مبارزه با مذاهب و فرقی که مخالف نوامیس ملی باشند .
28. از میان بردن تاثیرات شوم و زیان آور بلشویسم وافکار و عقاید ملی در کتب و روزنامه ورادیو .
29. پرورش جوانان چنانکه دارای جسمی نیرومند و توانا و فکری آزاد و قوی باشند بر طبق سنن ملی .
30. آزادی علم در دانشگاه ها ...
31.تشویق حس سلحشوری از طریق اعطای حق دفاع به هر ایرانی آزاد .
32. منحل کردن دسته های نظامی ومزدور
33. ایجاد یک ارتش ملی ...
34. اصلاح مطبوعات ...
35. اصلاح و تغییر قانون انتخابات و... از بین بردن رقابت های غیر اخلاقی ...
36. ایجاد اتحادیه های صنفی
37. اصلاحات لازم در دادگستری ...
38. اصلاحات لازم در امر دولت وحکومت ...
سه دشمن سر سخت و نابکار ما در اجرای این برنامه ها این ها هستند:
مارکسیست ها ، پارلمانتاریست ها وبزرگ تر از این دو سرمایه داری کلان یعنی کاپیتالیسم .
1.نبرد با مارکسیست ها نبردیست بر ضد تئوریهای خانمانسوز و خانمان برانداز جهود بین الملل و مارکس و...
2. نبرد پارلمانی ما نبردی است با کسانیکه به نا حق خود را نماینده ملت میدانند و چون مصونیت دارند ، نباید در مقابل هیچ مقامی حساب پس بدهند .
3. ما دنیا را صحنه کارزارمیدانیم ، به همین دلیل قدرت را به هر صورت که باشد ، فکری ، عملی واخلاقی می ستائیم .
4. مرد در روش ما کسی است که اراده قدرت داشته باشد وچون بکاری آغاز کرد برای انجام آن از جان نیز نترسد .
5. ما در زندگی آسوده را پست وننگین می شماریم و ازآن می هراسیم ودر برابر آن زندگی را دوست داریم که در آن حوادث زیاد ، رزم زیاد، وشادمانی زیاد باشد .
6. ما اهمیت مسائل اقتصادی را به هیچ وجه فراموش نمی کنیم . ولی معتقدیم که اقتصاد همه چیز قوی نمی شود . چه ، آسودگی خوش نیست .
7. ما درنابرابری جسمی و اخلاقی و فکری مردم شکی نداریم اما هر کس باید برترین شرافت را کاری بداند که بدان مشغول است. و کارگر خشت زن و گل کار به قدر عالمی که در جستجوهای علمی عمر میگذراند ، از کار خود خرسند و بدان مفتخر باشد .
8. ما نخستین جنگ را بر ضد اشراف پوسیده و سرمایه داران اعلام میکنیم ...
9. ما دومین جنگ را بر ضد کسانیکه به زندگی پست قانع می شوند و در جستجوی شرافت و کار برنمی آیند اعلام می داریم .
10. ما با روح نظم و فرمان برداری و غرور ملی در مقابل افکار استعماری ملل قوی و کمونیستی ِ ضد ملی سد محکمی ساخته ، در برادری و همکاری مردان ایران می کوشیم .
11. نهضت ما یک نهضت ارتجاعی نیست بلکه انقلابی است . انقلابی که باید در فکر و اخلاق وعمل ظهور کند .
12. ما نخستین دوستداران کارگران و کشاورزان ، میخواهیم مردم خاک وطن را مقدس بدانند. چه ، در آن پرورش یافته و در آن زنده اند .
13.ما می خواهیم ،ملت و میهن خود را مانند دیگر مقدسات بپرستند .
14.ما می خواهیم که زنان و مردان یکدیگر را در همه کارها یاری کنند .
15. سرافراز ترین مردم نزد ما کسی است که برای گروه خود از جان نیز بگذرد . او شهید است و از جمله مقدسان نهضت انقلابی ما .
16. گرچه ما به گذشته و پدران خود مفتخریم ولی کهنه پرست و مرده پرست نیستیم . و می خواهیم با الهام از گذشته ، بزرگترین عصر تاریخ بشری را بدست خود در آینده بنا کنیم .




پیوندها
JoMja




iranian national flage
ArYans

۱۳۸۷ شهریور ۱, جمعه

جنبش جهاني" غزه آزاد" با شرکت۴۶ سازمان" حقوق بشر"کشتی فعالان صلح وارد بندر غزه شد


دو کشتی بین‌المللی حامل بیش از چهل فعال صلح امروز وارد بندر غزه در مناطق فلسطینی شدند.
این اولین بار است که ظرف چند سال گذشته کشتی های بین المللی وارد این بندر می شوند.
خواهر زن تونی بلر، نخست وزیر سابق بریتانیا و نماینده ویژه گروه چهار جانبه صلح خاورمیانه در شمار افرادی است که با این کشتی ها وارد مناطق فلسطینی شده است.
دو کشتی حامل فعالان صلح، از قبرس با هدف شکستن محاصره نوار غزه توسط اسرائیل عازم این بندر شده بودند. آنها می خواهند وضعیت اسفناک فلسطینی ها در غزه را به جهانیان نشان دهند.
اسرائیل پیشتر گفته بود که جلوی این دو کشتی را خواهد گرفت اما امروز مانع ورود دو کشتی حامل فعالان صلح به بندر غزه نشد.
خبرنگار بی بی سی در منطقه می گوید که از زمان محاصره غزه و وضع محدودیت های شدید بر آن از سوی اسرائیل، کمک های انسانی بسیار کمی وارد این منطقه شده است. اسرائیل در واکنش به کنترل نوار غزه توسط حماس، دست به این اقدام زد.
۴۶ مدافع حقوق بشر، که تعداد زیادی بریتانیایی، یک نجات یافته هولوکاست و یک خواهر روحانی کاتولیک ۸۱ ساله در میان آنها دیده می شود، در میان هیات حضور دارند. آنها با دو کشتی چوبی مسافت ۲۴۱ مایلی بین قبرس و غزه را طی کردند. این سفر حدود ۲۰ ساعت طول کشید.
لورین بوت، خواهر زن تونی بلر در بندر غزه
نهضت "غزه را آزاد کنید" - که مقر آن در ایالت کالیفرنیای آمریکاست، در پی آن است که ارتباط دریایی بین المللی با غزه را برقرار کند و در حرکتی "نمادین" می خواهد محموله ای شامل ۲۰۰ سمعک و باطری (برای انجمن کودکان ناشنوای غزه)، و همچنین داروهای ضد درد را به بیمارستان های غزه برساند.
پیش از آغاز سفر هیلاری اسمیت، یکی از اعضای این گروه در کنفرانسی مطبوعاتی در لندن گفته بود: "مسافران این کشتی های آمادگی دارند که برای هفته ها یا حتی طولانی تر، در آبهای غزه منتظر عبور و ورود به اراضی فلسطینی بمانند."
"غزه برای بیش از یک میلیون فلسطینی عملا به یک زندان تبدیل شده است. این منطقه تقریبا دو سال است که تحت محاصره بوده. اسرائیل می گوید که دیگر نوار غزه تحت اشغال نیست پس کشتی های ما از اسرائیل اجازه نخواهد گرفت و به اسرائیلیان نیز اجازه نخواهد داد که وارد آنها شوند."
در ماه مارس امسال هشت گروه مدافع حقوق بشر در بریتانیا گفتند که ساکنان غزه با بدترین شرایط انسانی از زمان جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷ به این سو، مواجه هستند.
تونی بلر، هنوز به غزه سفر نکرده است. برنامه سفر او که با هدف کمک به حل مشکلات اقتصادی فلسطینیان طرح ریزی شده بود، به خاطر نگرانی های امنیتی موقتا لغو شد.



آیا بی پروائی آمریكائی جهان را ویران خواهد كرد ؟ NATIONAL ENDOWMENT FOR DEMOCRACY







NATIONAL ENDOWMENT FOR DEMOCRACY
for Democracy (NED) was created by the Reagan administration in the early 1980s to push democratic reform and roll back Soviet influence in various parts of the globe. In his 1983 speech inaugurating NED, President Ronald Reagan said: "I just decided that this nation, with its heritage of Yankee traders, ought to do a little selling of the principles of democracy."
The private, congressionally funded NED has been a controversial tool in U.S. foreign policy because of its support for groups that push an agenda closely in line with U.S. objectives and because of its association with efforts to overthrow foreign governments. As the writers Jonah Gindin and Kirsten Weld remarked in the January/February 2007 NACLA Report on the Americas: "Since [1983], the NED and other democracy-promoting governmental and nongovernmental institutions have intervened successfully on behalf of 'democracy'—actually a very particular form of low-intensity democracy chained to pro-market economics—in countries from Nicaragua to the Philippines, Ukraine to Haiti, overturning unfriendly 'authoritarian' governments (many of which the United States had previously supported) and replacing them with handpicked pro-market allies."
Funded almost entirely by the U.S. government, NED claims on its website to be "guided by the belief that freedom is a universal human aspiration that can be realized through the development of democratic institutions, procedures, and values. Governed by an independent, nonpartisan board of directors, the NED makes hundreds of grants each year to support pro-democracy groups in Africa, Asia, Central and Eastern Europe, Eurasia, Latin America, and the Middle East."
Today, according to the NED, the organization "continues to focus many of its resources on the remaining communist and authoritarian countries such as China, North Korea, Cuba, Serbia, Sudan, and Burma. NED maintains a long-term, flexible approach that takes advantage of any realistic opportunity to advance democratic ideals, defend human rights, and encourage the development of civil society."
The NED has in recent years bolstered its activities in areas of the world that are the focus of the Bush administration's war on terror, including in the Middle East and North Africa, where, according to its website, the endowment supports "civil society efforts to promote dialogue on the compatibility of Islam and democracy as well as women's rights and political empowerment platforms, and to strengthen the capacity of civil society organizations to combat corruption, advocate for constitutional and legal reform, and pressure governments for accountability and transparency." This new focus was highlighted by President George W. Bush during a major foreign policy speech he gave at the NED in October 2005 about the war on terror. He said: "[T]he United States has adopted a new policy: a forward strategy of freedom in the Middle East. This strategy requires the same persistence and energy and idealism we have shown before and it will yield the same results. ... The advance of freedom is the calling of our time. It is the calling of our country." In February 2004, Bush proposed doubling NED's funding to $80 million to expand its democratization program in the Greater Middle East as part of the war on terror (USINFO.gov, February 2, 2004).
NED works through four core institutes: the National Democratic Institute for International Affairs (NDIIA), the International Republican Institute (IRI), the American Center for International Labor Solidarity (ACILS), and the Center for International Private Enterprise—representing, respectively, the country's two major political parties, organized labor, and the business community.
In summer 2007, NED officers included Vin Weber, NED's chairman and a high profile Washington lobbyist associated with the Project for the New American Century (PNAC) and a host of other neoconservative-led outfits; former Democratic Rep. Richard Gephardt, who serves as vice chair; and Carl Gershman, NED president and a longtime figure in U.S. sectarian politics dating back to the 1970s. The NED Board of Directors includes Morton Abramowitz of the Century Foundation, former Republican Rep. Chris Cox, and Francis Fukuyama, an erstwhile supporter of the neoconservative political faction and well-known political scientist.
به قلم : پاول كریگ رابرتس
مترجم : فریدون گیلانی
gilani@f-gilani.com
www.f-gilani.com
تاریخ نگارش مقاله : 13.08.2008
http://www.antiwar.com/orig/giraldi.php?articleid=13288
رژیم نئوكنسرواتیو بوش و رسانه های آمریكائی تحت اشغال اسرائیل ، جهان بی گناه را به سمت جنگ اتمی سوق می دهند . ( محافظه كاران جدید – نئوكنسرواتیوها – در واقع همان بنیادگرایان آمریكائی اند كه از پیروان نظریه ساموئل هانتینگتون و بنیكسن شمرده می شوند كه علاوه براعتقاد به جنگ تمدن ها، بقای ایالات متحده را در تبدیل كردن این كشور به امپراتور جهان می دانند و بر آنند كه حفظ و توسعه منافع شركت های آمریكائی و نظم نوین جهانی ، جز از طریق توسعه طلبی و جنگ مقدور نیست . این نظریه ، عملا تكامل آغاز امپراتوری ایالات متحده از سال 1893 و پس از جنگ های خونین برای تصرف مكزیك در سال 1848 ، به مرور شكل تئوریك به خود گرفته و با نظریه پردازی های ساموئل هانتینگتون در كسانی مثل هنری كیسینجر ، مایكل لدین ، جان بالتون ، دیك چینی ، بوش های پدر و پسر و عناصری چون كاندولیزا رایس و ... زمینه های عملی گسترده تر و گستاخانه تری یافته . جنگ با اسلام – و نه فقط اسلام سیاسی ساخت بریتانیا و ایالات متحده كه وحشی ترین نمونه آن بر مردم ایران حكومت می راند – اجرای بخشی از این نظریه است – م )‌
در زمان رونالد ریگان ( عمدتا دهه هشتاد – م ) موقوفات ملی برای دموكراسی – NED – به مثابه ابزار جنگ سرد به وجود آمد . ( این ، همان تشكیلات عریض و طویل اقتصادی است كه دستی گشاده دارد و علاوه بر بودجه 75 میلیون دلاری كنگره ایالات متحده برای افراد و اپوزیسیون طرفدار آمریكای ایرائی و تامین صدای آمریكا و ... به موازات سایر بودجه های كاملا محرمانه سی آی ا ، حقوق و مزایای عناصری چون علیرضا نوری زاده ، علی افشاری ، عبدی ، محسن سازگارا ، عطری ، منوچهر محمدی ، حسن زارع زاده اردشیر ، كوروش صحتی ، احمد باطبی و ... را با ارقامی كلان تامین می كند . ضمنا واحد ایران سی آی ا كه در حال حاضر به عنوان یكی از بزرگ ترین واحدهای این سازمان مشغول به كار است ، هم به عناصری از این دست به لحاظ مالی و آموزشی كمك می كند، هم مشتی كارگزار را به عنوان استاد دانشگاه و كارشناس و تحلیل گر سیاسی و شاعر ونویسنده و پژوهشگر و ... به خدمت گرفته است . عین همین برنامه را هم ، در نسبت های متفاوت، وزارت اطلاعات اسلامیست های حاكم برایران انجام داده است . به هر صورت ، وقتی آدم ها و بعضی سازمان ها و احزاب خود را تبدیل به متاع كنند ، هر كسی بیشتر پول بدهد ، لابد مشتری بهتری است كه هیچ ، از نظر آنان آمریكا ، یا اسلامیست های حاكم برایران ، نجات بخش هم از كار در می آیند – م ) امروزه NED عامل تحت سلطه ی كنسرواتیوهای جدید برای تامین هژمونی یا سركردگی جهانی ایالات متحده است. كار اصلی این نهاد، سرازیر كردن پول ایالات متحده و انجام انتخابات آمریكائی در كشورهای پیشین اتحاد شوروی با هدف محاصره ی روسیه به وسیله ی دولت های عروسكی آمریكائی ست .
رژیم نئوكنسرواتیو بوش از NED برای دخالت در امور داخلی اوكراین و گرجستان استفاده كرد تا طرح كنسرواتیوهای جدید ، یا همان بنیادگرایان آمریكائی را برای تاسیس رژیم های سیاسی دوست آمریكا و دشمن روسیه در آن دو كشور سابق اتحاد شوروی عملی كند .
از NED برای دخالت هائی در اسلواك ، صربستان و مونته نگرو هم ، برای تجزیه یوگسلاوی استفاده كردند .
بنا به اظهارات ویكی پدیا و آلن واینشتاین از نویسندگان پیش نویس تاسیس NED در واشینگتن پست سال 1991 ، آن چه امروزه NED انجام می دهد « بیست و پنج سال پیش به صورت پنهانی از طریق سی آی ا صورت می گرفت . »
رژیم بوش ، عروسكی به نام میخائیل ساكاشویلی را به عنوان رئیس جمهوری گرجستان كاشت تا این كشور را وارد ناتو كند .
[ برای اطلاع خوانندگانی كه خیلی جوانند ، سازمان دفاعی آتلانتیك شمالی وحدتی نظامی بود میان ایالات متحده و كشورهای اروپای غربی با هدف مقاومت در مقابل هر گونه حركت شوروی در اروپای غربی . تقریبا دو دهه پیش كه اتحاد شوروی به لحاظ سیاسی از درون فرو پاشید ، دیگر دلیلی برای ادامه كار پیمان دفاعی آتلانتیك شمالی وجود نداشت . نئوكنسرواتیوها اما ، ناتو را هم مثل NED تبدیل به ابزار دیگری برای تامین هژمونی جهانی ایالات متحده كردند . دولت بعدی ایالات متحده ، توافق نامه ی میان پرزیدنت ریگان و میخائیل كورباچف رهبر پیشین شوروی را نقض كرد و كشورهای سابق امپراتوری اتحاد شوروی را به عضویت ناتو در آورد . هدف كنسرواتیوهای جدید مبنی بر محاصره روسیه به وسیله ارتش های متخاصم، بارها اعلام شده است . ]
اعضای اروپای غربی ناتو كه فهمیدند ورود گرجستان به ناتو می تواند باعث تنش با روسیه شود كه گاز طبیعی شان وابسته به آن است ، مانع عضویت این كشور در ناتو شدند . كشورهای اروپای غربی از قصد رژیم بوش برای استقرار سپر دفاع ضد موشكی ( موشك های دفاعی بالیستیك ) در لهستان و جمهوری چك هم بر آشفته اند ، برای آن كه فكر می كنند نتیجه اش حمله كروزهای اتمی روسیه به پایتخت های اروپائی باشد . اروپائی ها فكر نمی كنند جلوگیری از انتقام جوئی اتمی بلوك روسیه به ایالات متحده ، باید به قیمت نابودی آن ها تمام شود . سپر دفاع ضد موشكی ، در مقابل موشك های كروز كارآئی ندارد .
همه كشورها از جنگ خسته شده اند جز ایالات متحده . جنگ ، از جمله جنگ اتمی ، استراتژی نئوكنسرواتیوها برای كسب سركردگی جهان است .
همه ی مردم جهان ، جز خود آمریكائی ها ، می دانند كه مسبب درگیری نظامی میان روسیه و نیروهای گرجستان در اوستیای جنوبی ، فقط و فقط ایالات متحده و عروسك گرجستانیش ساكاشویلی بود . مردم آمریكا ، در جهان تنها كسانی اند كه نمی دانند مبتكر این تخاصم ساكاشویلی بود ، برای آن كه بوش ، چینی و رسانه های خبری آمریكائی كه به اشغال اسرائیلی ها در آمده اند ، باردیگر به آنان دروغ گفته اند .
غیر از امریكائی ها ، همه مردم جهان می دانند ساكاشویلی ی بی ثبات و فاسد كه ادعای دموكراسی می كند و حكومتی پلیسی دارد ، بدون دستور واشینگتن به اوستیا حمله نمی كرد تا با روسیه درگیر شود .
هدف حمله گرجستان به جمعیت روسی در اوستیای جنوبی ، دوگانه است :
نخستین جنبه اش این است كه می خواهد اروپائی ها را قانع كند كه درنگ آنان در عضویت گرجستان در ناتو باعث « تهاجم روس ها » شده است ، در دومین جنبه هم می خواهد به اروپائی ها بگوید كه برای حفظ گرجستان ، باید هرچه زودتر این كشور را به عضویت ناتو در آورند .
برای پاكسازی قومی اوستیای جنوبی از جمعیت روسی ، دوهزار غیر نظامی روسی را به وسیله ارتش گرجی كه ایالات متحده آن را مسلح كرده و آموزش داده است ، كشتند ، و ده ها هزار غیر نظامی نیز مجبور شدند خانه و كاشانه شان را بگذارند و به روسیه فرار كنند . پس از دستیابی به این هدف ، ساكاشویلی و اربابان عروسك بازش در واشینگتن ، بیدرنگ تقاضای آتش بس كردند تا جلو «تهاجم نظامی روسی ها » را بگیرند . امیدشان هم این است كه جمعیت روسی از بازگشتن به خانه و كاشانه شان بترسند ، یا خودشان جلو بازگشت آنان را بگیرند تا خطر تجزیه از بین برود .
تردیدی وجود ندارد كه رژیم بوش ؛ همان گونه كه در مورد سلاح های كشتار جمعی عراق ، مساله اتمی ایران ، و خود ماجرای یازده سپتامبرتوانست مردم سهل انگار آمریكا را بفریبد ، این بارهم می تواند از همان ترفند استفاده كند ، اما بقیه جهان ، دست كم همه ی مسكو ، « تایمز آسیا » و حتی متحدان خریداری شده ی اروپائی ، تره هم برای این نیرنگ خرد نخواهند كرد .
سفیر ام . ك . بهادرا كومار ، دیپلمات عالی مقام سابق سرویس خارجی هندوستان ، در « تایمز آسیا » می نویسد كه رژیم جرج بوش و رسانه های خبری ایالات متحده اطلاعات غلط به مردم آمریكا داده اند . و گزارش می دهند كه « در آغاز خشونت و در گیری ، روسیه كوشید تا شورای امنیت سازمان ملل را قانع كند كه با صدور بیانیه ای از گرجستان و اوستیای جنوبی بخواهد فورا سلاح ها شان را زمین بگذارند . با این حال ، واشینگتن هیچ علاقه ای به صدوراین بیانبه از خود نشان نداد .
http://www.atimes.con /atimes/Central_Asia/JH13Ag02.html
سفیر بهادراكومار می نویسد آمریكائی ها و گرجی ها دست از خشونت و تبلیغ بر نداشتند و سرانجام دولت روسیه به این نتیجه رسید كه راه حل دیپلماسی وخوش بینی برای بازگردندان مردم اوستیای جنوبی به خانه و كاشانه شان هیچ فایده ای ندارد و وضع ، روز به روز دارد بدتر می شود. اگر روسیه می خواست ، می توانست به موجودیت گرجستان به عنوان كشوری مستقل پایان دهد ، و هیچ كاری هم از دست ایالات متحده بر نمی آمد .
مسلما تجاوز نظامی گرجستان به اوستیای جنوبی از طرف رژیم بوش رهبری شده بود . رسانه های خبری آمریكائی و گروه نئوكنسرواتیو ، قبلا زمینه های تبلیغاتی حمله هوائی برق آسا را آماده كرده بودند . نئوكنسرواتیوها مقاله ای را در ستون یادداشت های سردبیر وال استریت جورنال آماده كرده بودند كه ساكاشویلی در آن اعلام كرده بود « جنگ در گرجستان ،‌ جنگی برای غرب است .»
وقتی روسیه برای حفاظت از اوستیای جنوبی در برابر نیروهای گرجی ارتش خود را اعزام كرد و ارتش گرجستان در ماند ، ساكاشویلی اعلام كرد كه : « این دیگر مساله گرجستان نیست . پای ارزش های آمریكائی در میان است . »
بنیاد میراث نئوكنسرواتیوها در واشینگتن دی سی ، بیدرنگ به میزبانی ‌« وارمونگر اریل كوهن» جلسه ای برپا كرد كه ، « واقعه ی فوری ! : جنگ روسیه – گرجستان : چالشی برای ایالات متحده و جهان . »
واشینگتن پست دامنش را بالا زد و لنگ هایش را به سمت طبل های جنگ « رابرت كاگن » دراز كرد كه ، « پوتین حركتش را شروع كرد ! »
فقط آدم ابلهی مثل كاگن می توانست فكر كند كه اگر پوتین می خواست به گرجستان تجاوز نظامی كند ، می توانست این كار را از پكن انجام بدهد ، یا نه ، پس از آن كه ارتش آموزش دیده گرجستان به وسیله ی آمریكائی ها وارد كارزار شده بود ، دیگر تحمل نمی كرد و دستور می داد گرجستان را اشغال كنند تا به دسیسه های آمریكائی در حساس ترین مرز روسیه پایان داده شود ؛ دسیسه هائی كه احتمال دارد رفته رفته به جنگ اتمی بینجامند .
روسپی زبون نیویورك تایمز ، لنگش را برای یاوه سرائی های « بیلی كریستول » باز كرد كه ، « آیا روسیه راهی برای برون رفت از این بحران دارد ؟ » بیلی كریستول پاشنه شرارت جدیدی مركب از روسیه ، چین ، كره شمالی و ایران را معرفی می كند و هشدار می دهد كه « هرگونه تاخیری در برخورد با اینان ، تهدیدهای آینده را گسترش می دهد و زمینه های خطر را آماده تر می كند.»
به زبان ساده تر ، نیویورك تایمز در تعمیق یاوه سرائی های بیلی كریستول می گوید « زمان حمله به روسیه فرا رسیده است . »
دیك چینی معاون پوك مغز رئیس جمهوری ، به ساكاشویلی تلفن زد تا به او اطمینان بدهد كه گرجستان در جدال با روسیه از همبستگی ایالات متحده برخوردار است . معاون دیوانه جرج بوش به عروسك آمریكائی توضیح می دهد : « تجاوز روسیه بی پاسخ نخواهد ماند . » تلفن چینی به ساكاشویلی ، مثل « تضمین » بریتانیای كبیر به لهستان در قبال حمله نازی های آلمان است . فقط احمقی تمام عیار می تواند چیزی جز این به ساكاشویلی بگوید كه « فورا دست بكشید . »
چه عاملی باید برسرویس های اطلاعاتی و ارتش ایالات متحده اثر گذاشته باشد كه بیانیه تبلیغاتی و غیر مسئولانه ی دیك چینی از جنایات جنگی گرجستان حمایت كرده باشد ؟ آیا كسی می تواند واقعا باور كند كه سی آی ا و سرویس های اطلاعاتی ایالات متحده به معاون رئیس جمهوری گفته باشند كه روسیه با تجاوز به گرجستان جنگ را شروع كرده است ؟ ارتش روسیه زمانی وارد اوستیای جنوبی شد كه در حمله نظامی ارتش گرجستان هزاران اوستیائی كشته شده بودند و هزاران شان به روسیه گریخته بودند كه از معرض تهاجم نظامیان گرجی در امان بمانند . بنا به گزارش های خبری ، روس ها آمریكائی هائی را دستگیر كرده اند كه فرماندهی حمله ی نیروهای گرجی به غیر نظامیان را انجام می دادند .
قدر مسلم آن است كه ارتش ایالات متحده ، پس از جنگ های مغلوب در عراق و افغانستان و نقشه جنگ با ایران ، منابعی برای جنگ علیه روسیه ندارد .
با ماجراجوئی مخاطره آمیز در گرجستان ، رژیم بوش در دوره تازه ای از جنایات جنگی مجرم است . نتایج كارچه خواهد بود ؟
بسیاری پاسخ خواهند داد همان گونه كه رژیم بوش راهی برای برون رفت ، یا فرار از یازده سپتامبر ، افغانستان ، عراق و آمادگی برای حمله به ایران یافته است ، ماجراجوئی در گرجستان راهم از سر خواهد گذراند .
با این حال ، احتمالا این بار دم بوش در تله گیر كرده است .
مسلما اكنون روس ها دریافته اند كه ایالات متحده قصد اعمال سركردگی بر روسیه را دارد و بدترین دشمن روسیه است .
چین هم بر آن است كه ایالات متحده ذخائر انرژی این كشور را تهدید می كند و ، به این ترتیب، اقتصاد چین را هدف گرفته است .
حتی هم پیمانان اروپائی آمریكائی ها كه از ایفای نقش خود برای تامین نیرو درجهت امپراتوری آمریكائی ها به تنگ آمده اند ، حالادیگر باید دریافته باشند كه هم پیمان آمریكائی ها بودن خطرناك است و فایده ای ندارد . اگر گرجستان به عضویت ناتو در آید و حمله به اوستیای جنوبی را تجدید كند، عملا می تواند اروپا را با روسیه كه تامین كننده اصلی منابع انرژی اروپاست ، به جنگ بكشاند.
مهمتر از همه آن كه اگر نیروهای روسی به امتداد مرزهای اروپائی اعزام شوند ، كسی جلودارشان نخواهد بود .
بجز میلیون ها دلار كه آمریكائی ها برای خریدن رهبران سیاسی اروپائی پرداخته اند تا اطمینان یابند كه آنان به مردم شان خیانت می كنند ، ایالات متحده چه تحفه ای برای اروپا دارد ؟ هیچ چیز.
تنها تهدید نظامی كه اروپا با آن رو به رو است ، از ناحیه ی كشیده شدن به جنگی است كه هژمونی آمریكائی را تامین می كند .
با كسری هائی در بودجه و تجارت كه از مجموعه كسری های بقیه جهان پیشی گرفته ، ایالات متحده از نظر مالی ورشكسته است . دلار بی جان شده . بازار مصرف آمریكائی به خاطر كمبود محل كار و ، برآن مبنا ، پائین آمدن در آمدها ، و به دلیل ضربه های ناشی از وضع مستغلات و عوارض مربوط به آن ، ‌در حال مردن است . ایالات متحده چیزی ندارد به اروپا بدهد . درواقع ، سقوط اقتصاد آمریكائی ، با بالا بردن ارزش یورو دارد صادرات اروپائی را می كشد .
آمریكا دیرگاهی ست كه زمینه های اخلاق عالی مورد ادعا را از دست داده است . حالا دیگر آمریكائی ها را به ریاكاری و سالوس می شناسند . بوش كه افغانستان و عراق را با فریبكاری و دروغ اشغال كرده است ، به روسیه می توپد كه چرا از نیروهای پاسدار صلح و شهروندان روسی در اوستیای جنوبی دفاع كرده است . بوش ، خفاشی كه « كوسوو »‌ را از قلب صربستان بریده و تسلیم مسلمانان كرده است ، سرسختانه در مقابل سایر جدائی طلبان ، بخصوص اوستیای جنوبی كه می خواهد بخشی از فدراسیون روسیه باشد ، مقاومت می كند .
رژیم نئوكنسرواتیو بوش خشمگین است از این كه روسیه مرعوب تجاوز نظامی حكومت عروسكی گرجستان كه با حمایت ایالات متحده صورت پذیرفته ، نشده است . روسیه به جای قبول سركردگی آمریكائی كه سناریو نئوكنسرواتیوها طالب آن بود ، باعث شد كه ارتش آمریكائی شده ی گرجستان ، از ترس پا به فرار بگذارد .
وقتی كار با ماشین جنگی پیش نرفت ، حالا بوش دهنه ی جنگ لفظی را شل كرده است . كاخ سفید به روسیه هشدار می دهد كه عدم پذیرش هژمونی ایالات متحده می تواند « ضربه ای جدید و دراز مدت به روابط میان واشینگتن و مسكو وارد آورد . »
یعنی آدم های سبك مغزی كه رژیم بوش را احاطه كرده اند ، واقعا نمی فهمند كه اگر روسیه را به فكر حمله اتمی بیندازند ، كاری از دست آمریكائی ها بر نمی آید ؟
رژیم بوش جریان پولی روسیه را در اختیار ندارد كه به آن وسیله بتواند ضربه ای به این كشور بزند . روس ها دلارهای آمریكائی را در اختیار دارند . ( چند روز پس از انتشار این مقاله ، تلویزیون های آمریكائی رسما اعلام كردند كه روسیه با تكیه بردر آمد نفت و گاز ، نه تنها بدهی های خود را پرداخت كرده است ، بلكه 680 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد – م )
رژیم بوش دارائی های روسیه را در اختیار ندارد كه از آن به عنوان وارد آوردن ضربه ای به این كشور استفاده كند . روسیه اما ، دارائی های آمریكائی را در اختیار دارد .
ایالات متحده نمی تواند منابع انرژی روسیه را قطع كند . روسیه اما ، می تواند منابع انرژی متحدان اروپائی آمریكا را قطع كند .
پرزیدنت رونالد ریگان در پایان جنگ سرد با میخائیل گوربا چف رئیس جمهوری شوروی مذاكره كرد . نئو كنسرواتیوها كه ریگان دست شان را از دولت كوتاه كرده بود ، خشمگین شده بودند. محافظه كاران جدید امیدوار بودند كه در جنگ سرد فاتح شوند ، وبه این وسیله سركردگی آمریكائی را بنیان نهند .
تشكل جمهوری خواهان ، هژمونی خود را در دولت بوش اول ( جرج هربرت واكر بوش ) كه بازی را به رونالد ریگان باخته بود ، دوباره برقرار كرد . با این كار برجسته ، اطلاعات از حزب جمهوری خواه پس نشسته بود .
جمهوری خواهان جدید ( نئوكنسرواتیوها ) با جنگ اول خلیج ( فارس – م ) و تبلیغات و دروغ های محض كه عراقی ها بچه های كویتی را در بیمارستان ها با سرنیزه به قتل رسانده اند، بازگشت خود به صحنه را مهندسی كرد .
نئوكنسرواتیوها در دوره ریاست جمهوری بیل كلینتون ( از حزب دمكرات – م ) به حركت دیگری دست زدند و كلینتون را قانع كردند تا با بمباران صربستان ، به جنبش های جدائی طلب امكانی بدهد تا به عنوان كشورهای مستقل ، زیر سلطه ی آمریكائی ها در آیند .
باورود بوش دوم ( جرج واكر بوش – م ) به كاخ سفید ، سلطه ی محافظه كاران جدید كامل شد.
دستور كار آنان سركردگی آمریكائی ها بر جهان ، از جمله هژمونی اسرائیلی ها در خاور میانه بود .
آن چه اكنون در منظر است ، شكست این ایدئولوژی غفلت زده و خطرناك است . عراق ، كه قبلا در دست سنی های سكولار بود و مانعی برای بلند پروازی های ایران به شمار می رفت ، پس از تجاوز نظامی ایالات متحده و اشغال عراق ، دو دستی تقدیم شیعه های متحد ایران شد .
در افغانستان ، طالبان دوباره سربه شورش برداشت و ارتش عظیم ناتو / ایالات متحده ، قادر به مهار كردن اوضاع در آن كشور نیست .
یكی از نتایج جنگ نئوكنسرواتیوها در افغانستان ، از دست رفتن قدرت رئیس جمهوری عروسكی آمریكا در آن كشور مسلمان بود كه مسلح به سلاح های اتمی است . رئیس جمهوری عروسكی آمریكا اكنون در مظان اتهام قرار گرفته ، و ارتش پاكستان به آمریكائی ها اطلاع داده است كه دست از عملیات نظامی در مرزهای پاكستان بردارند ( پس از نوشتن این مقاله ، همین چند روز پیش ، پرویز مشرق از مقام خود استعفا كرد و دولت ، تا این لحظه مانع محاكمه او شده است – م )
عروسك های آمریكائی در مصر و اردن ، ممكن است در آینده به همین سرنوشت دچار شوند.
در عراق ، شیعه ها كه توانسته اند اقدامات خود را برای پاكسازی گروه های قومی سنی در مرزها كامل كنند ، در تقابل با تبلیغات آمریكائی كه با خروج ارتش ایالات متحده از عراق حمام خون راه خواهد افتاد ، اعلام آتش بس كرده اند . مذاكره برسر زمان خروج ارتش ایالات متحده از عراق ، میان آمریكائی ها و دولت عراق ، كه دیگر حاضر نیست نقش عروسك را بازی كند ، در جریان است .
سال پیش ، هوگو چاوس ، جرج بوش را در سازمان ملل مورد استهزاء قرار داد . پوتین رئیس جمهوری روسیه هم با « رفیق گرگ » نامیدن بوش ، او را مسخره كرد .
روز دوازدهم اگوست 2008 ، روزنامه پراوادا بوش را ریشخند كرد كه ، « بوش : چرا خفه نمی شوی ؟ »
آمریكائی ها ممكن است فكر كنند چنان ابر قدرتند كه حضورشان لرزه براندام جهان می افكند. اما روسیه چنین سودائی در سر ندارد .
آن دسته از آمریكائی های ابلهی كه ممكن است فكر كنند « ابرقدرتی » ی آمریكا چنان است كه نمی گذارد هیچ گزندی به آنان برسد ، بهتر است چهره كامل بوش را با خواندن مقاله پراوادا بشناسند و با تصویری كه از او به دست داده شده است ، بیشتر آشنا شوند :
« پرزیدنت بوش ،
چرا خفه نمی شوی ؟ در بیانیه ای كه روز دوشنبه در رابطه با عملیات قانونی فدراسیون روسیه در گرجستان صادر كرده ای ، چرا جرئت نكرده ای بگوئی جنایات جنگی ارتش گرجستان ، با حمایت مستشاران نظامی آمریكائی ، علیه غیرنظامیان روسی اوستیائی صورت گرفته است ؟
« پرزیدنت بوش ،
چرا خفه نمی شوی؟ متحد وفادارت میخائیل ساكاشویلی در حالی اعلام آتش بس می كند كه نیروهایش ، همراه با مستشاران تو ، از مرز اوستیا گذشته اند ، شبانه ، درست به همان صورتی كه تو در عراق عمل كرده ای ، در پناه تاریكی « تشین والی » را منهدم كرده اند و تاسیسات غیرنظامی را ؛ درست مثل تو در عراق ، مورد هدف قرار داده اند .
« پرزیدنت بوش ،
چرا خفه نمی شوی ؟ن هواپیماهای نفربر تو ، هزاران سرباز گرجی را مستقمیا از عراق به صحنه نبرد در اوستیای جنوبی منتقل كرده اند .
« پرزیدنت بوش ،
چرا خفه نمی شوی ؟ برای این واقعیت چه پاسخی داری كه وقتی دیروز سربازان گرجی از میدان فرار می كردند ، به طور كاملا واضح شنیده می شد كه دارند به زبان آمریكائی انگلیسی به آنان دستور می دهند كه « برگردید ! برگردید تو » ؟ و این واقعیت در كجای محاسبات تو قرار می گیرد كه بنا به خبرهای موثق ، سربازان آمریكائی در تلفات گرجی ها وجود دارند ؟
« پرزیدنت بوش ،
چرا خفه نمی شوی ؟ فكر می كنی پس از هشت سال سیاست جنایتكارانه رژیم تو ، كسی پیدا می شود كه برای حرف هایت تره خرد كند ؟ واقعا فكر می كنی كمترین زمینه اخلاقی داری ؟ و واقعا تصور می كنی وقتی در صفحه تلویزیون ظاهر می شوی ، كسی در این كره خاكی پیدا می شود كه انگشت وسطش را به تو نشان ندهد ؟ ( البته كارشناسان ! ، سردبیران ، دبیران و تحلیل گران سیاسی صدای آمریكا و رهبران سازمان های طرفدار حمله آمریكا به ایران ، احتمالا این عمل را فقط جلو آینه انجام می دهند – م )
فكر می كنی پس از ابوقریب ، حقی برای نظر دادن و توصیه كردن برایت باقی مانده باشد ؟ پس از گوانتانامو ؟ پس از قتل عام هزاران غیر نظامی عراقی ؟ پس از شكنجه های سی آی ا ؟‌
واقعا معتقدی پس از ارتكاب چنان جنایتی درعراق و نتایج هولناك چنان تجاوزی ، حق داری در موارد حقوقی بین المللی نظری بدهی ؟
« پرزیدنت بوش ،
چرا خفه نمی شوی ؟ فكر نمی كنی ممكن است روسیه اعلام كند كه سلاح های كشتار جمعی گرجستان (WMD) ، مشخصا در تفلیس و پوتی و شمال ، جنوب ، شرق و غرب این شهرها انباشته شده اند ؟ و این ادعا باید واقعیت داشته باشد ، برای آن كه ماهواره های ضد اطلاعات و تصاویر ماهواره ای نشان می دهند كه كارخانه های سازنده ی شیر خشك و تولید غلات ، سلاح های شیمیائی می سازند و اخیرا آن ها را با « كامیون های مخصوص دور كشور می چرخانند » ؟ اگر مثلا روسیه اعلام كند كه « ساكاشویلی » به جهان كلك زده « و زمان تغییر رژیم » فرارسیده است ، چه پاسخی در مقابل این ادعا خواهی داشت ؟
بسیار زیبا و ساده است ، این طور نیست پرزیدنت بوش ؟
« بنابراین ، چرا خفه نمی شوی ؟ ضمنا ، یادت نرود كه مستشاران نظامی بیشتری به گرجستان بفرستی . این مستشاران آمریكائی خوب و تمام عیار دارند كار می كنند . و شب كه می شود ، همه سبزند و نمای شبانه ی مسخره ای دارند . »
ایالات متحده ابرقدرت نیست . ایالات متحده ورشكسته است . ایالات متحده بر آن است تا كشورهای بسیاری را به هزاران سلاح اتمی مجهز كند .
مردمی كه رژیم دیوانه بوش و ماموران عملیاتی نئوكنسرواتیو او را تحمل كنند ، نمی توانند مدعی زندگی در روی كره زمین باشند .
بيست و يكم اگوست
2008