۱۳۸۷ آذر ۲۸, پنجشنبه

يک جفت کفش، واکنش ستمديدگان جهان






يک جفت کفش، واکنش ستمديدگان جهان "سگ هار! اين هم بوسه خداحافظی" فريدون گيلانی


gilani@f-gilani.com www.f-gilani.com واکنشی که منتظرالزيدی خبرنگار شبکه تلويزيونی بغداد روز يکشنبه چهاردهم دسامبر 2008 در مصاحبه مطبوعاتی جرج واکر بوش از خود نشان داد ، پاسخ منطقی و تاريخی انسان معاصر به ابزار زور و تجاوز نظامی و اشغال سرزمين های ديگر و ابعاد هولناک ناشی از استفاده از اين ابزار بود . اين واکنش طبيعی عليه زورمداران حاکميت سرمايه و ستم بر جهان امروز ، می تواند بنا به سابقه ی تاريخی خود ، شکل های مختلفی داشته باشد . خبرنگار شبکه تلويزيونی البغداد که از فيلترهای چندگانه و چند جانبه گذشته بود تا به تالار مصاحبه مطبوعاتی برسد ، چيزی جز يک جفت کفش نداشت که با بيان بلند و توفانی , سگ هار ! اين هم بوسه خدا حافظی ! , هر دو را با خشمی که مردم ستمديده را نمايندگی می کرد ، به سمت نماينده و سرکرده ی نظام زورمداری که اساس شيوه عمل و سياست های تجاوزگرانه ی سرمايه داری عنان گسيخته جهانی است ، پرت کرد . دانشجوئی هم که همين چندی پيش در سخنرانی لاريجانی در شيراز ، چهره به چهره فرياد کشيد که ,نه من تو را به عنوان رئيس مجلس قبول دارم ، نه آن مجلس را ، نه آن آقای احمدی نژاد را و نه اين نظام را, تبلور چنين واکنشی بود . آقائی هم که چندين سال پيش ، در مراسمی رسمی به جای دست دادن با گرهارد شرودر صدر اعظم وقت آلمان از حزب سوسيال دموکرات ، به صورتش سيلی زد ، به انجام همين وظيفه در ابراز بديهی ترين و طبيعی ترين واکنش معتقد بود . دانشجويانی هم که در همين شانزده آذر سال شمسی 87 ، در دانشگاه های ايران سرود , سراومد زمستون ... , و شعار ,دانشجو ، کارگر ، اتحاد اتحاد , را سر می دهند ، تداوم همين واکنش انسان آگاه در مقابل ستم را نمايندگی می کنند . نويسندگان ، شاعران ، روزنامه نگاران ، محققان ، متفكران و هنرمندانی هم که در آثارشان ، هريک به شيوه و با سبک خود ، براين زورمداری و تجاوز و فريبکاری و عوامفريبی و شرايط طاقت فرسای اجتماعی می توفند ؛ حالا در هر جای جهان که باشند ، شجاعت و غرور اين واکنش را نمايندگی می کنند . ديگران ؛ چه مسلمانان به تنگ آمده غزه و ساير نقاط جهان باشند ، يا دموکرات ها و آزاديخواهان و کمونيست های پرو و کلمبيا و ترکيه و ايران و هرجای ديگر جهان ، ابزارها و امکانات ديگری را انتخاب می کنند . مهم آن است که زورمداران و متجاوزان به حقوق طبيعی و انسانی جهان ، بدانند که چه به شکل توفان اجتماعی يونان ، يا رشد منطق اعتراض در ايالات متحده و ايران و فرانسه و آلمان و ايتاليا و کردستان و ترکيه و آفريقا و آمريکای لاتين و فيليپين و عراق و افغانستان اشغال شده ، نه تنها نتوانسته اند با قدرت نمائی بيشتر ، سکوت و ارعاب و اختناق را در جامعه ی بشری به صورت وظيفه در آورند ، بلکه با گسترده تر کردن ابزار اختناق و دخالت و تجاوز و استفاده های ابزاری از مذهب و وسائل تبليغاتی و بمب و راکت و باتون و لشکرآرائی های پليسی و امنيتی و نظامی ، بر آتش اين واکنش نفت بيشتری می پاشند و باعث رشد و توسعه آن می شوند . اين ، از اصول ديالکتيک است که هر طبقه ای ، تضاد خود را در خود پديد آورد و با بازگذاشتن دست حکومت ها و دولت های ابزاری ، که خود بنا به وظيفه به ايجاد ابزارهای جنبی ی ظاهرا موثر مبادرت می ورزند ، ابعاد ستم را به حدی می رساند که به صورت طبيعی تبديل به عامل تعميق و گسترش هر چه بيشتر و فعال شدن و سازمان يافتن آن تضاد می شود . شايد از اين به بعد نظام سرمايه داری و دولت های زورگو و متجاوز و چپاولگر آن ، در مراسم رسمی از خليفه جعلی مسلمين سيد علی خامنه ای ياد بگيرند که حاضران در جلسه و حتی خبرنگاران را ، پا برهنه به محل جلسه و مصاحبه ببرند ، اما تا زمانی که عامل و انگيزه واکنش وجود داشته باشد ، معترضان صورت های ديگری از آن را کشف خواهند کرد . خامنه ای را به اين جهت قاطی اين بحث کردم که وقتی سخنرانی دارد ، گارد ويژه او نه تنها طرفداران بسيجی و مسجدی او ، بلکه فرماندهان سپاه پاسداران و مقام های بالايش را هم نه تنها پا برهنه به آن حسينه می فرستند ، بلکه کمربندها و دستمال هاشان را هم از آن ها می گيرند ، مبادا کسی از ايشان با آن کمربند و دستمال و هر چيزی شبيه به آن ، بپرد روی صحنه و , رهبر , ی را که مدام کلمه , مردم , را خرج می کند ، خفه کند . يا چيزی در جيب داشته باشد که قابل پرتاب کردن به سمت , رهبر , باشد . اگر چه جرج واکر بوش بنا به خصلت طبقاتی و نظامی گری خود از رو نرفت و پرتاب يک جفت کفش به سوی خود را نشانه آزادی دانست ، حال آن که در حضور خود او منتظر الزيدی را بر زمين کوفتند و زدند و با دستبند به نقطه ای نا معلوم بردند ، بی ترديد شرايط برای خبرنگاران از اين پس بسا سخت تر از پيش خواهد شد . با اين حال ، شبکه تلويزيونی بغداد دست کم اين شجاعت را داشت که روز بعد از خبرنگار خود دفاع کند و بنا به قانون � کدام قانون ؟ ! � آزادی انديشه و بيان ، تقاضای آزادی فوری او را کند . منتظرالزيدی ، جهانی را با واکنش تاريخی خود که نه نارنجک بود و نه بمب انتخاری ، به وجد آورد. حتی بسياری از سربازان و نظاميان آمريکائی هم که خيال می کردند در سال 2003 با اشغال کاخ صدام و شهر بغداد کارشان تمام است و به خانه شان بر می گردند ، خوشحال شدند ، اما آن چه به طور منطقی قابلا تامل است ، اين است که هدف خبرنگار شبکه تلويزيونی بغداد ، مثل هدف همه انسان هائی که با هر مرام و مسلکی عليه ستمگران واکنش نشان می دهند ، فقط آن ششلول کش تکزاسی نبود . منتظرالزيدی ، مثل همگنان خود در نقاط مختلف جهان با شيوه های مختلف ، در واقع خشم مردم ستمديده جهان ، و نه تنها مردم عراق ، را با کلمات و پرت کردن کفش هايش به سوی عامل ستم و زور و اختناق و رياکاری و تجاوز اشغال در جهان امروز نشان داد . واکنش تاريخی اين خبرنگار ، عملا به صورت تفی بود به صورت همه جنايتکاران جهانی که عميق ترين دردها و اعتراض های ستمديدگان جهان را نمايندگی می کرد . سگ های ی هار ، از اين پس بايد منتظر بوسه های خداحافظی بيشتری باشند . البته شكل اين بوسه ها هميشه يكسان نخواهد بود . اين بوسه ها می دانند كه با سلطه سرمايه داری و ابزارهايش بر جهان، هيچ صلح و حقوق بشر و قراردادی واقعيت و اعتبار ندارد و چاره ای جز ابراز واكنش جدی نسبت به عملكرد وحشيانه آن در سراسر جهان برای انسان ستمديده باقی نمی ماند . آذر ماه 1387

دانشجویان یزد: آقای خاتمی ! اینجا کسی چشم به راه اصلاحات نیست !

سه شنبه ، 26 آذر 1387 ، 15:05
پیش از هر چیز ذکر این نکته ضروری است که روی سخن از سویی با جامعه دانشجویی به طور اخص و از سوی دیگر با بدنه ی اجتماعی است,که احیاناalt

هنوز توهم جنبش به اصطلاح عام المنفعه اصلاح طلب و دموکراسی گری در ایران را به عنوان نیرویی مترقی و حرکتی رو به جلو در ساخت سیاسی و بهبود شرایط اجتمایی در ذهن خود می پروراند و گویا فرا روی از شرایط اسفناک اقتصادی,اجتماعی جامعه ایران معضلی است که جنبش اصلاحات می تواند راه بلا شرط آن باشد.

اما دوستان ما نکته ای را فراموش کرده اند و یا هیچ گاه نیاموخته اند که در جوامع با ساخت طبقاتی و شکاف های عظیم اجتماعی ,دولت ها برایند و حافظ این ساختار هستند و در حقیقت این تصور که با تغییر در شخصیت های نهاد های حاکم در این ساخت کارکردهای این ساخت تغییر می کند و بهبود پیدا می کند ، ابلهانه است.در واقع دولت ها و حاکمیت سیاسی و دولتی در جوامع با چنین ساختی تنها حافظ این نظام هستند و هرگز کارکرد های آن با تغییر در گزینه های درون حاکمیت تغییر نمی کند. مسئله ی دیگر اینکه جامعه شاید با چنین شناختی دچار این کج فهمی شود که خاتمی و طیف اصلاح طلب عامل ایجاد اوضاع حرکت های مردمی در سطح جامعه بودند و عامل تحرک جامعه و رشد آزادی خواهی می شوند ,اما این شرایط اجتماعی و بستر اقتصادی و اجبار درون حاکمیت بود که به ناچار گزینه ای همچون خاتمی و شرایط این دوره را توجیه می کرد.در ساخت یکدست حکومت جمهوری اسلامی انتخابات فقط در بین خودی ها صورت می گیرد و برای این منظور ,قوه ی مجریه و مقننه در بین جناح های حکومت دست به دست می شود .اما اکنون دیگر نهادهای حکومتی به حاشیه رانده شده اند و هم مجلس و هم ریاست جمهوری و بخش عمده ای از قوه ی قضاییه در دست جناح راست افراطی و بنیاد گرا قرار گرفته است که به شدت به سمت انحصار طلبی و قبضه ی قدرت سیاسی در همه ی سطوح از سویی و گرایش به میلیتاریسم سپاهی ,نظامی از سوی دیگر دارد و در حقیقت دولت و همه ی سطوح دیگر حوزه ی قدرت سیاسی و حوزه ی اجتماعی تحت تاثیر این تفکر قرار دارد، به شکلی که وزارت خانه و مدیریت های عمده به نیروی نظامی ,سپاهی سپرده می شود,احمدی نژاد خود به شدت وابسته به سپاه و طیف مصباح است ,در سطوح پایین تر قالیباف به عنوان شهردار تهران منصوب می شود و در امور جزیی تر ریاست دانشگاه تهران _فرهاد رهبر_تفکر میلیتاریستی و حضور هرچه بیشتر سپاه در همه ی سطوح قابل مشاهده است.

در چنین ساختی که دولت طبقاتی و اقتدار گرای نظامی و به اصطلاح بنیاد گرا حاکم است هرگز قدرت را به جناح های دیگر حکومت ، خاصه اصلاح طلب نخواهد سپرد .البته از بستر کلی نگاه به وضعیت حاکم بر جامعه ی ایران حاکمیت امکان هیچ گونه عقب نشینی را برای خود نمی یابدو گفتمان اصلاح طلبی عملا گفتمانی عقیم است.

در چنین فضایی و در دورانی که دولت نهم در یک بن بست اقتصادی و اجتماعی به سر می برد ، به دلیل وضعیت بحرانی اقتصاد سرمایه داری و متاثر شدن اقتصاد ایران با توجه به حجم واردات ایران از سویی و گسترش ورشد سرمایه داری نامولد بزرگ بازرگانی و تجاری و نفوذ هرچه بیشتر آن در بوروکراسی دولتی و افزایش رکود تورمی در ایران با تعطیلی بسیاری از کار خانجات و کارگاههای تولیدی از سوی دیگر مشکلات اقتصادی روز به روز بحرانی تر می شودو با گسترش شکاف طبقاتی ,بخش وسیع تری از بدنه اجتماع در زیر خط فقر مطلق قرار می گیرد.

دولت نهم در چنین شرایطی با موجی از شعار های تو خالی و عوام فریبانه ی بهبود و عدالت اقتصادی قدرت را به دست گرفت و حال که به پایان کار دولت نهم نزدیک می شوین ، نگاهی به سیاست های اجرایی و عملکرد این دولت می تواند ماهیت واقعی نئو لیبرالیستی حاکم را به خوبی نشان دهد.این دولت هم علیرغم ماهیت پوچ خود در حقیقت مجری سیاست های بانک جهانی و سیاست های اقتصادی اقتصاد دان های شیکاگو در جهت حذف یارانه ها و تخریب چرخه ی مولد صنعتی محدود کشور از طریق مافیای واردات کالا به نفع دلالان داخلی و خارجی است .آیا خروج ارزش افزوده ی داخلی و سرمایه گذاری های کلان در کشور های حوزه ی خلیج فارس در ایجاد مشاغل و چرخه ی تولید در داخل کشور تاثیری خواهد گذاشت؟

روند خیانتکارانه ی دولت با اجرای سیاست های فعلی در قانون کار باعث شده است که جناح های رقیب دولت فعلی چون کار گزاران و مشارکت هم از سیاست های اقتصادی آن راضی باشند . در دستور کار قرار گرفتن اصل چهل و چهار و حرکت در مسیر خصوصی سازی با ایجاد شرکت های موازی و در حقیقت خودمانی سازی اقتصادی ادامه ی فرایند نفوذ هرچه بیشتر سیاست های نئو لیبرالیستی در حوزه ی اقتصادی ,تغییر در قانون کار و تعطیلی کارگاههای کوچک تولیدی که عمده ی شاغلین آنها زنان هستند و افزایش فشار بر جمعیت شاغل در بخش صنفی برای افزایش بهره وری را در پی داشته است .سرکوب شدید کارگران معترض و درهم کوبی تحرکات کارگری و قرارداد های پیمانی حتی در مواردی که امکان استخدام رسمی کارگران و کارمندان وجود دارد ,در جهت جلوگیری از هرگونه احتمالی در شرایط اسفبار اقتصادی و اجتماعی است و این سیاست ها به عنوان حربه ای در دست کارفرمایان برای فشار آزادانه به کارگران و فعالیت های مستقل کارگری است.آمار رسمی ارائه شده از سوی وزارت کار و امور اجتماعی نشان دهنده ی جمعیت ۳.۵ تا ۴ میلیون نفری بیکاران است که از میان جمعیت جوان و عموما تحصیل کرده و آماده به کار می باشد که البته روز به روز به خیل این ارتش بیکاران در ایران افزوده می شود و در چنین شرایطی کارگران نمی توانند به دلیل ترس از دست دادن شغل خود اعتراض پیگیری نسبت به وضعیت کار و دست مزد و حقوق صنفی خود داشته باشند .فصل ششم قانون کار با اصول ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی متناقض است که آزادی کارگران و حق انسانی آنان را در ایجاد تشکل های کارگری از آنها صلب می کند.اتاق بازرگانی کار تحت رهبری حزب موتلفه نقش مهمی را در انحطاط صنعت و تولید در ایران داشته است.وزارت کار و تشکیلات کارگر نمای کارگری و شورای اسلامی کار هم تنها در حمایت از سیاست های کارفرمایی حرکت می کند ,فرستادن نمایندگان انتصابی دولت به سازمان جهانی نشان دهنده ی سیاست های آشکار ضد کارگری در ایران است.

افزایش مقطعی قیمت جهانی نفت و اجرای سیاست های پولی انبساطی دولت ,تورم و فشار اقتصادی را افزایش داد و فقط جیب دلالان اقتصادی و بوروکراسی عریض و طویل بورژوازی را انباشت و این سرمایه ی عظیم با گردش در مداری نامولد هیچ تاثیر مثبتی بر چرخه ی تولید نداشت ,بورژوازی مستغلات در دهه ی اخیر با نفوذ گسترده و تغییر قوانین زمین شهری باعث شد ۴۰ درصد از سرمایه ی ثابت کشور با شرایط نا بسامان تولید در بخش مسکن سرمایه گذاری شود و تبدیل مسکن از کالای مصرفی به کالای سرمایه ای دسترسی بخش عمده ی جامعه را به سر پناه نا ممکن ساخت .افزایش شدید هزینه های بهداشت و بالا رفتن شاخص هزینه های خانوار و روند رو به رشد خیل بیکاران همزمان با رشد طبیعی حرکت های اجتماعی و سیاسی بخش های جامعه است ,حاکمان همیشه این دوره های نا آرامی و بحران های عظیم اقتصادی و سیاسی را با ترس می نگرند زیرا این نا آرامی ها سبب پیدایش و بروز شرایطی می شود که در آن گروه ها و افرادی که فاقد هر گونه امتیاز اجتماعی و پیوند منافع با طبقه ی حاکم هستند بنا به شرایط زیست اجتماعی به سمت تغییر شرایط موجود و بیرون رفتن از آن شرایط حرکت می کنند و در این شرایط مشروعیت حاکمیت و اقتدار آن کاهش میابد و به ناچار به سمت سرکوب پیش می رود و ایدئولوژی حاکم دیگر نمیتواند شرایط موجود را توجیه کند و چهره ی سرخ واقعیت را پنهان کند و سرکوب هرگز راه برون رفت از این شرایط نخواهد بود ,آنچنان که تاریخ ثابت کرده است.

این شرایط نتیجه ی طبیعی ساخت اقتصادی و سیاسی در جامعه طبقاتی با حاکمیت چنین ایدئو لوژیی است و تنها احمق هایی که دولت ها را از ماهیت طبقاتیشان خالی می کنند می توانند فکر کنند که با گربه رقصانی و تغییر در شخصیت های حاکم در چنین ساختی کارکرد های این حکومت ها تغییر می کند.

از این رو باید پذیرفت که تغییرات و جابجایی مهره های حکومتی در شرایط کنونی نه تنها راه حل پایان دادن به بحران های اقتصادی و اجتماعی نیست ، بلکه از این منظر بهبودی در چگونگی شرایط معیشتی کارگران و معلمان و دیگر اقشار زحمت کش کشور ایجاد نخواهد شد . سناریوی اصلاحات به عنوان آلترناتیو خود خوانده ی وضع موجود به پایان رسیده است و به تاریخ پیوسته است . عدم باور این واقعیت به تداوم مشکلات و صد چندان ساختن آن دامن خواهد زد و تکرار دوباره ی پروسه ی اصلاحات امکان پذیر نیست و مردم دیگر پذیرای سناریوی شکست خورده ی اصلاحات نخواهند بود . دانشگاه نیز به عنوان یگانه تریبون سیاسی جامعه در این فضای پلیسی و حاکمیت نظامی بار دیگر تن به حضور بی ثمر اصلاحات و مجریان آن نخواهند داد و دانشجویان بیش از این در برابر تبدیل فضای دانشگاه به پادگان های نظامی سکوت نخواهند کرد و از تمام نیرو و قوای خود در راه نیل به هدف تغییر وضعیت موجود بهره خواهند جست . پاسخ شفاف ما به آمدن خاتمی در عرصه ی سیاست امروز ایران به عنوان نماینده ی جناح به اصطلاح مترقی و شومن های حکومت نه ی قاطع است و از هر فرصتی برای ابراز این نه استفاده خواهیم کرد ...

نه به اصلاحات ... نه به خاتمی ...

آزادی ! مساوات ! تحریم انتخابات !

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های یزد

بازی پرتاب کفش بسوی بوش :


بازی پرتاب کفش بسوی بوش :

http://blog.zanorg.com/index.php

http://www.kroma.no/2008/bushgame
---------------------------------------------

«خبرنگاری که به بوش کفش پرتاب کرد به دستگاه قضايي تحویل داده شد»

راديو فردا : به گفته ژنرال قاسم عطا، سخنگوی نهاد مسئول حفظ امنیت در بغداد، منتظرالزیدی، خبرنگاری که به سوی رئیس جمهوری آمریکا کفش پرتاب کرد، به قوه قضائیه عراق تحویل داده شده است.
بر اساس این گزارش، این خبرنگار ابتدا توسط ماموران محافظ نوری المالکی، نخست وزیر عراق در اتاق کنفرانس خبری بازداشت شد و سپس در اختیار فرماندهی ارتش عراق در بغداد قرارگرفت و اکنون به قوه قضائیه تحویل داده شده است.
به گفته سخنگوی وزارت کشور عراق، ممکن است اتهام های اهانت به رهبر یک کشور خارجی و نخست وزیر عراق به این خبرنگار وارد شود.
مجازات چنین اتهام هائی حداکثر تا دوسال زندان است.
از سوی دیگر رئیس اتحادیه خبرنگاران عراق امروزبا «عجیب و غیر حرفه ای» توصیف کردن رفتار این خبرنگار ۲۹ ساله، ابراز امیدواري کرد که دولت عراق، به گفته وی، اشتباه این خبرنگار را ببخشد و آزادش کند.

«بازو و دنده هاي خبرنگار کفش پران به سوی جرج بوش، شکسته است»

برادر ِ منتظر الزیدی، خبرنگار عراقی که درجریان کنفرانس خبری رهبران عراق و آمریکا در بغداد، کفش هایش را به سوی جرج بوش پرتاب کرد، می گوید چند دنده و یک بازوی برادرش شکسته است.
ضرغام الزیدی گفته است نمی داند که این جراحات هنگام یورش ماموران امنیتی به برادرش، پس از پرتاب کفش هایش در هنگام برگزاری کنفرانس، به او وارد شده یا پس از آنکه توسط ماموران امنیتی عراقی بازداشت شد.
به گفته برادر اين خبرنگار عراقي، منتظر الزيدي در بازداشت ماموران امنیتی عراق در محوطه امنیتی موسوم به منطقه سبز، در مرکز بغداد، نگهداری می شود.

گاردين: بوش بايد منتظر پرتاب لنگه کفش در کشور خود نيز باشد

تهران - گاردين نوشت : بعد از انتشار گزارشهاي آتي کنگره و دولت جديد آمريکا از جنگ عراق، جورج بوش بايد منتظر پرتاب کفش از سوي مردم خود باشد، چنانکه در گذشته نيز برخورد اعتراض آميز مشابه پرتاب توپ سافت بال به سمت خود را در واشنگتن بخوبي تجربه کرده است.

به گزارش گروه اخبار صوتي و تصويري ايرنا، روزنامه گاردين در تفسيري در شماره روز سه شنبه خود با توجه به حرکت اعتراض آميز "منتظر الزيدي " خبرنگار عراقي در پرتاب لنگه کفش به سمت بوش رئيس جمهور آمريکا، مي نويسد: حرکت الزيدي تجسم احساسات مردم عراق در سراسر اين کشور بود. تظاهرات اعتراض آميزي که مردم عراق در خيابانهاي اين کشور در پي اين حرکت اعتراض آميز خبرنگار عراقي برپا کردند و اعلام حمايت خبرنگاران عرب همه دال بر وجود احساس مشترک و همدردي با الزيدي بود.
گاردين با تقبيح برخورد سرکوبگرانه مقامات آمريکايي و دولت عراق با اين خبرنگار باشهامت و معترض عراقي مي نويسد: بسياري از رسانه ها از جمله شبکه تلويزيوني که الزيدي در آن کار مي کند رفتار خشن و دستگيري الزيدي را با رفتار سرکوبگرانه حکومت "صدام حسين " با ناراضيان مقايسه کرده است .

دختر قذافی به خبرنگار "کفش انداز" جایزه داد

سازمان خیریه "واعتصمو" که توسط "عایشه قذافی" دختر "معمر قذافی" رهبر انقلاب لیبی اداره می شود، به خبرنگار عراقی داد که طی کنفرانس مطبوعاتی کفش های خود را بسوی "جرج بوش" رئیس جمهور آمریکا پرتاب کرده بود، مدال شهامت داد.
"سازمان واعتصمو تصمیم گرفت به منتظر الزیدی نشان افتخار دهد... زیرا آنچه که او انجام داد، نماد شکوه حقوق بشر در سراسر جهان است".
به عقیده مسئولین این سازمان، مقامات عراق نیز باید به این گزارشگر تلویزیونی جایزه داده و او را آزاد کنند.
در حال حاضر این خبرنگار به اتهام توهین به رئیس جمهور آمریکا بازداشت شده است.

تاجر عربستانی ده میلیون دلار بابت کفش‌های الزیدی می‌دهد

یک تاجر عربستانی اعلام کرد که حاضر است ده میلیون دلار برای در اختیار داشتن کفش‌های منتظر الزیدی خبرنگار شبکه البغدادیه عراق پرداخت کند.
به گزارش پرس.تی.وی ـ بیروت،‌ تاجر عربستانی ساکن در منطقه عسیر گفت: «قصد دارم کفش‌های منتظر الزیدی خبرنگار عراقی شبکه البغدادیه را که به سمت جورج بوش رییس‌جمهور آمریکا پرت کرد با قیمت پایه ده میلیون دلار بخرم زیرا این کفش‌ها، کفش‌های آزادی است».
وی افزود: «شیوخ طائفه‌ی ما با من اعلام همبستگی کرده‌ و گفته‌اند که حاضرند حتی در صورتی که قیمت این کفش‌ها در مزایده بیش از ده میلیون دلار شد، نیز شرکت کنند».
این تاجر عربستانی گفت: «پول من آماده است و قصد دارم آن را به شکل نقدی در قبال این یک جفت کفش بپردازم، زیرا این کفش‌ها از تمامی مایملک من با ارزش‌تر است. من قصد دارم این کفش‌ها را برای فرزندانم به ارث بگذارم تا در نهایت تبدیل به مزاری به نام آزادی شود».

۱۳۸۷ آذر ۲۷, چهارشنبه

لنگه کفش» خشم مردم عراق




۲۶ آذر ۱۳۸۷
« منتظر زیدی» ژورنالیست مبارز عراقی، و مخالف تجاوز آمریکا به میهن خود، از ۶ ماه قبل برای پرتاب کفش به طرف بوش برنامه ریزی کرده بود.**شبکه تلویزیونی البغدادیه در بیانیه ای اعتراض خود را به دستگیری خبرنگار خود اعلام کرده است و از مقامات عراقی خواست تا هر چه سریعتر وی را آزاد کند. این شبکه اقدام منتظر الزیدی را در راستای دموکراسی و آزادی بیان دانست که مقامات آمریکایی در دوره جدید در عراق وعده آن را داده اند.

احمد مزارعی
دنیای ما

« منتظر زیدی» ژورنالیست مبارز عراقی، و مخالف تجاوز آمریکا به میهن خود، از ۶ ماه قبل برای پرتاب کفش به طرف بوش برنامه ریزی کرده بود. زیدی که ۲۹سال سن دارد از زمان راه اندازی شبکه تلویزیوی البغدادیه ،در پی تهاجم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی در این شبکه فعالیت می‌کرد. منتظر زیدی که یک کمونیست مستقل است قبل از این برای یک نشریه محلی بنام دیار فعالیت می کرده است. در جریان مصاحبه مطبوعاتی بوش و مالکی، منتظر زیدی که در میان خبرنگاران در سالن حضور داشت، بناگاه از جا برخاست و لنگه کفش خود را به سوی بوش پرتاب کرد و در همان حین فریاد زد:” ای سگ! این هدیه‌ای از سوی عراقی‌ها به توست؛ این بوسه خداحافظی است.» وی به‌سرعت کفش دیگرش را نیز به سوی بوش پرتاب کرد و گفت:” این هم از سوی بیوه‌ها، یتیمان و افرادی است که در عراق کشته می‌شوند
.” پس از آن ماموران امنیتی در سالن او را محاصره و دستگیر نموده و بسرعت از سالن خارج نمودند. شبکه تلویزیونی البغدادیه در بیانیه ای اعتراض خود را به دستگیری خبرنگار خود اعلام کرده است و از مقامات عراقی خواست تا هر چه سریعتر وی را آزاد کند. این شبکه اقدام منتظر الزیدی را در راستای دموکراسی و آزادی بیان دانست که مقامات آمریکایی در دوره جدید در عراق وعده آن را داده اند. یکی از کارکنان تلویزیون بغدادیه اظهار داشت که:” منتظر زیدی، انسانی است که بسیار به وطن خود عشق می ورزد و از اینکه تجاوزکاران آمریکایی این فجایع را در عراق بوجود آورده اند، در رنج و عذاب بسر برده و همواره می کوشید تا به طرق مختلف خشم خود را نسبت به آنان بروز دهد. وی از ماهها پیش برای این حمله خود برنامه ریزی کرده بود.
مردم شهرک صدر در اعتراض به بازداشت خبرنگار شبکه تلویزیونی البغدادیه با برپایی تظاهرات اعتراض‌آمیز به سوی میدان “فردوس” در بغداد حرکت کردند و خواستار آزادی منتظر الزیدی از زندان شدند.

«هیئت دفاع از زنان عراقی» با سرودن شعر زیر از این فرزند ملت عراق تجلیل بعمل آوردند:” امروز ملت عراق یکصدا فریاد کشیدند…الله اکبر الله اکبراین فرزند پاک میهن ماست. زنان عراق به این فرزند خود که از شرف عراق دفاع کرده، افتخار می کنند. این جوانمرد در میان لانه زنبوران در میان صدها مامور “سیا” و ” موساد” و مزدوران محلیشان شجاعانه بپا خواست و معجزه آفرید، او پیام ملت عراق را به گوش جهانیان رسانید:” قرارداد امنیتی از طرف ملت عراق محکوم به نابودیست.”
رهبر جبهه ملی عراق ، عبدالامیر رکابی، در مقاله ای پرشور با عنوان « او انجام داد» نوشت:
” نبوغ منتظر زیدی، شرف کمونیست های عراق را به نمایش گذاشت. ننگ و نفرت بر مزدورانی که به نوکری آمریکا در آمده اند….. دولت عراق می کوشد منتظر زیدی را فردی روانی نشان دهد و یکی از همکاران مجید موسی بنام مفید جزایری عمل قهرمانانه منتظر زیدی را سرشکستگی برای روشنفکران دانسته است. “
عمل متهورانه منتظر زیدی انعکاس فراوانی در سراسر جهاندولت لیبی اعلام کرد که عالیترین مدال خود را بنام « شجاعت» به این خبرنگار عرب داشته است
عراقی اهدا می کند.
در لبنان، حزب الله لبنان با قدردانی از اقدام خبرنگار عراقی در پرتاب کفش به سوی بوش، این اقدام را بیانگر موضع حقیقی ملت عراق در رد اشغالگری آمریکا دانست.حزب الله در بیانیه ای تاکید کرد: اقدام زیدی حرکتی نمادین است و پایان دوره بوش به عنوان الگوی ظلم، تجاوز و اشغالگری را نشان داد.حزب الله لبنان خبرنگار عراقی را یک قهرمان توصیف کرد و از رسانه های ارتباط جمعی لبنان و کشورهای منطقه خواست با اعلام همبستگی با او در تلاش برای آزادی سریع این خبرنگار سهیم شوند.حسین فضل الله رهبر شیعیان لبنان نیز اظهار داشت:” استعمارگران و رهبران خیانتکار جهان عرب باید منتظر پرتاب کفش های مشابه ای از طرف ملتهایشان بر سر و صورت خود باشند.”
گروه حماس در فلسطین نیز اظهار داشتند که : بوش هرقدر بخواهد این اقدام را کم اهمیت جلوه دهد قادر به محو آن نخواهد بود.
در اردن نیز روزنامه نگاران بهمراهی حزب کمونیست این کشور دست به تظاهرات زده و از وی تجلیل بعمل آورده اند. آنان طی اطلاعیه ای خواستار آزادی منتظر زیدی شده و در پایان با سر دادن شعارهای زیر تظاهرات خود را پایان داددند: ” نابود سیاست استعمارگرانه امپریالیسم آمریکا” …..” سرنگون باد حکومت طایفه ای قبیله ای و دست نشانده عراق”…. ” درود و افتخار بر رفیق منتظر زیدی” …یکی از جالبترین عکس العمل ها در عربستان صورت گرفت که طی آن یکی از شهروندان کشور عربستان اعلام کرد به افتخار عمل قهرمانی این روزنامه نگار عراقی که کفش های خود را به سوی رئیس جمهور آمریکا پرتاب کرده است، ۱۰ میلیون دلار برای آن کفش پرداخت کرده است. آقای حسن محمد مخافه اعلام کرد که او به اندازه کافی زمین و املاک دارد و می تواند بعنوان مدال آزادی این کفش را خریداری نماید. وی سپس ادامه داد با سران و شیوخ منطقه خود صحبت کرده و آنها نیز برای سهیم شدن در این افتخار بزرگ بخشی از این پول را می پردازند. آقای مخافه که ۶۰ سال عمر دارد گفت:” کفش آقای زیدی بسیار ارزشمندتر از زمین و املاک من می باشد و اولاد من بعد از من آنرا به ارث خواهند برد، این کفش در آینده زیارتگاه آزادیخواهان خواهد گشت. “
حادثه فوق موجب شادی بزرگی در کشورهای عربی گردیده است. مردم به این شکل کینه و خشم خود را به آمریکا و مزدورانشان نشان می دهند. در عراق این عمل ضمن آنکه تظاهرات بسیاری را در پشتیبانی از زیدی بهمراه داشته، برای مردم این کشور روز بزرگ و گرامی بوده ، آنچنانکه مردم این روز را همچون یک روز مذهبی بیکدیگر تبریک گفتند.
«زنده باد کفش منتظر زیدی

۱۳۸۷ آذر ۲۶, سه‌شنبه

Shoes thrown at Bush on Iraq trip






برای ديدن فيلم کليک کنيد

dvertisement
President Bush ducks as the shoes are thrown
A surprise visit by US President George Bush to Iraq has been overshadowed by an incident in which two shoes were thrown at him during a news conference.
An Iraqi journalist was wrestled to the floor by security guards after he called Mr Bush "a dog" and threw his footwear, just missing the president.
The US president has now continued to Afghanistan to inspect troops there.
He arrived before dawn at Bagram air force base, and is due to hold talks with President Hamid Karzai.
Earlier in Baghdad, Mr Bush and Iraqi PM Nouri Maliki signed the new security agreement between their countries.
The pact calls for US troops to leave Iraq in 2011 - eight years after the 2003 invasion that has in part defined the Bush presidency.
If you want the facts, it's a size 10 shoe that he threw
US President George W Bush
Bush shoe-ing worst Arab insult
Speaking just over five weeks before he hands over power to Barack Obama, Mr Bush also said the war in Iraq was not over and more work remained to be done.
His previously unannounced visit came a day after Defence Secretary Robert Gates told US troops the Iraq mission was in its "endgame".
'Size 10'
In the middle of the news conference with Mr Maliki, Iraqi television journalist Muntadar al-Zaidi stood up and shouted "this is a goodbye kiss from the Iraqi people, dog," before hurling a shoe at Mr Bush which narrowly missed him.
Showing the soles of shoes to someone is a sign of contempt in Arab culture.

Muntadar al-Zaidi was quickly wrestled to the ground and hauled away
With his second shoe, which the president also managed to dodge, Mr Zaidi said: "This is for the widows and orphans and all those killed in Iraq."
Mr Zaidi, a correspondent for Cairo-based al-Baghdadiya TV, was then wrestled to the ground by security personnel and hauled away.
"If you want the facts, it's a size 10 shoe that he threw," Mr Bush joked afterwards.
Al-Baghdadiya's bureau chief told the Associated Press that he had no idea what prompted Mr Zaidi to attack President Bush, although reports say he was once kidnapped by a militia and beaten up.
"I am trying to reach Muntadar since the incident, but in vain," said Fityan Mohammed. "His phone is switched off."
Correspondents said the attack was symbolic. Iraqis threw shoes and used them to beat Saddam Hussein's statue after his overthrow.
'American security'
Mr Bush's first stop upon arriving in Baghdad was the Iraqi presidential palace in the heavily-fortified Green Zone, where he held talks with President Jalal Talabani.
PREVIOUS BUSH VISITS TO IRAQ
Nov 2003: Serves Thanksgiving dinner to troops in Baghdad
June 2006: Meets new Iraqi Prime Minister Nouri Maliki
Sept 2007: Visits Anbar province - former stronghold of Saddam Hussein
"The work hasn't been easy but it's been necessary for American security, Iraqi hope and world peace," Mr Bush said during his talks with Mr Talabani.
The Iraqi president called Mr Bush "a great friend for the Iraqi people, who helped us liberate our country".
The BBC's Humphrey Hawksley, in Baghdad, says the key issue at present is exactly how American troops will withdraw within the next three years and what sort of Iraq they will leave behind.
President Bush said events have been necessary for US security and world peace
The US media has just published details of a US government report saying that post invasion reconstruction of Iraq was crippled by bureaucratic turf wars and an ignorance of the basic elements of Iraqi society.
The report is circulating among US officials in draft form, says the New York Times.
It reveals details of a reconstruction effort that cost more than $100bn (£67bn) and only succeeded in restoring what was destroyed in the invasion and the widespread looting that followed it, the newspaper said.
Troop promises
George Bush says being pelted with shoes could be one of the 'weirdest' moments of his presidencyMr Bush's visit, unannounced in advance and conducted under tight security, follows the approval last month of a security pact between Washington and Baghdad that calls for US troops to be withdrawn from Iraq by the end of 2011.
US troops are first to withdraw from Iraqi cities, including Baghdad, by June next year.
Defence Secretary Gates said on Saturday that "the process of the drawdown" had begun.
"We are, I believe, in terms of the American commitment, in the endgame here in Iraq," he told US troops at an airbase near Baghdad.
Mr Gates has been picked to stay on as defence secretary by President-elect Barack Obama.

The end in sight for US troops in Iraq?
President Bush leaves the White House in less than six weeks. He said in a recent interview with ABC News that the biggest regret of his presidency was the false intelligence that Iraq had weapons of mass destruction.
Finding these was one of the key justifications for the invasion. None were ever found.
Mr Obama has promised to bring home US combat troops from Iraq in a little over a year from when he takes office in January.
More than 4,200 US troops and tens of thousands of Iraqi civilians and security personnel have been killed since the invasion in 2003.
There are currently about 149,000 US soldiers in Iraq, down from last year's peak of 170,000 after extra troops were poured in to deal with a worsening security situation.
As Mr Bush arrived in Baghdad, Gen David Petraeus, the head of the US Central Command, which includes Iraq, said attacks in the country had dropped from 180 a day in June 2007 to 10 a day now.
In a sign of modest security gains in Iraq, Mr Bush was welcomed with a formal arrival ceremony - a flourish that was not part of his previous three visits.
He arrived in the country on Air Force One, which landed at Baghdad International Airport in the afternoon, after a secretive Saturday night departure from Washington on an 11-hour flightm

مردم غزه از فشار تحريم اسراييل به خوردن علف رو آورده اند فارس:



25آذر:ساندی تايمز: هفته‌نامه "ساندي‌تايمز" در گزارشى نوشت: "جنديه ابو عمره" 43 ساله و دختر 12 ساله‌اش هر روز صبح به دنبال جمع‌آورى گياهان و علف‌هاى وحشى نوار غزه براى خانواده خود مي‌روند تا با خوردن آن شكم خود و خانواده را سير كنند. اين هفته‌نامه انگليسى در ادامه مي‌نويسد: ابوعمره در حالى به دنبال جمع كردن گياهان خودروى غزه در خيابان‌هاى اين شهر مي‌رود كه كاروان كمك‌هاى غذايى سازمان ملل هنوز منتظر اجازه اسرائيل براى ورود به غزه هستند. اين مادر فلسطينى با نشان دادن برگ‌هاى گياهى كه در كنار خيابان‌هاى غزه مي‌رويد، گفت: ما يك وعده غذا در روز مي‌خوريم كه آن "خبّيزه" (نوعى گياه خودرو) است. ابوعمره مي‌افزايد: هر روز بيدار مي‌شوم و شروع به يافتن چوب و پلاستيك براى سوزاندن مي‌كنم. گدايى نيز مي‌كنم اما هنگاميكه هيچ چيز پيدا نكنم، اين گياهان را مي‌خوريم. اين نشريه انگيسى با بيان اينكه ابوعمره و همسر بيكارش هفت دختر و يك پسر دارند مي‌نويسد: خانه محقر آنها از زمانيكه آخرين كمدشان را براى گرم شدن سوزانده‌اند هيچ اسباب و اثاثيه‌اى ندارد. رباب دختر 12 ساله ابوعمره كه همراه مادرش براى جمع آورى علف‌ها مي‌رود، گفت: به ياد ندارم ميوه‌اى ديده باشم. ساندي‌تايمز مي‌افزايد: شرايط زندگى براى 5/1 ميليون نفر از ساكنان غزه از ماه گذشته به دليل محاصره اين منطقه توسط اسرائيل و ممانعت از ورود كمك‌هاى غذايي، دارويى و سوختى رو به وخامت گذاشته است. اوضاع انسانى در حالى در غزه روز به روز بحراني‌تر مي‌شود كه "زيپى ليونى" وزير امور خارجه اسراييل تأكيد كرد كه فشارها بر نوار غزه ادامه مي‌يابد و اين رژيم از ابزارهاى خود براى مقابله با مقاومت فلسطينيان استفاده مي‌كند.

۱۳۸۷ آذر ۲۵, دوشنبه

يونان بپا خواسته عليه ظلم ، بي عدالتي....

يونان شورشي!يونان غرق آتش و خون! يونان بپا خواسته عليه ظلم ، بي عدالتي


آخرين ديدار" جورج بوش" از عراق،


آخرين ديدار" جورج بوش" از عراق، يک خبرنگار عراقي با پرتاب کفشهايش بسوی وی انزجارخود را ابراز نمود!



McClatchy reports that the man who hurled his shoes at Bush during his press conference was an Iraqi journalist. CNN notes that this is considered an insult among Muslims:
An Iraqi television journalist hurled two shoes at President Bush on Sunday during a joint news conference Bush was holding with Iraqi Prime Minister Nouri al Maliki to mark the signing of a U.S.-Iraq security agreement
.
Bush had just finished his prepared remarks in which he said the security agreement was made possible by the U.S. surge of troops earlier this year, whhen the journalist, Muthathar al Zaidi pulled his shoes off and hurled them at the president. "This is a goodbye kiss, you dog," Zaidi shouted.
Bush dodged the shoes and was not struck. Bodyguards quickly wrestled Zaidi to the floor and hauled him, kicking and screaming, from the room. Two other Iraqi journalists were briefly detained after one of them called Zaidi's actions "courageous."
Earlier from AP: BAGHDAD — On an Iraq trip shrouded in secrecy and dissent, President George W. Bush on Sunday hailed progress in the unpopular war that defines his presidency and got a size-10 reminder of opposition to his policies when a man hurled shoes at him during a news conference.
"This is the end!" shouted the man, later identified as Muntadar al-Zeidi, a correspondent for Al-Baghdadia television, an Iraqi-owned station based in Cairo, Egypt.
Bush ducked both shoes as they whizzed past his head and landed with a thud against the wall behind him.
"All I can report," Bush joked of the incident, "is a size 10."
The U.S. president visited the Iraqi capital just 37 days before he hands the war off to President-elect Barack Obama, who has pledged to end it. The president wanted to highlight a drop in violence in a nation still riven by ethnic strife and to celebrate a recent U.S.-Iraq security agreement, which calls for U.S. troops to withdraw from Iraq by the end of 2011.
"There is still more work to be done," Bush said after his meeting with Iraqi Prime Minister Nouri al-Maliki, adding that the agreement puts Iraq on solid footing.
"The war is not over," Bush said, adding that "it is decisively on it's way to being won."
It was at that point the journalist stood up and threw his shoe. Bush ducked, and it narrowly missed his head. The second shoe came quickly, and Bush ducked again while several Iraqis grabbed the man and dragged him to the floor.
In Iraqi culture, throwing shoes at someone is a sign of contempt. Iraqis whacked a statue of Saddam Hussein with their shoes after U.S. marines toppled it to the ground after the 2003 invasion.
Bush brushed off the incident, comparing it political protests at home.
"So what if I guy threw his shoe at me?" he said.
In many ways, the unannounced trip was a victory lap without a clear victory. Nearly 150,000 U.S. troops remain in Iraq fighting a war that is intensely disliked across the globe. More than 4,209 members of the U.S. military have died in the conflict, which has cost U.S. taxpayers $576 billion since it began five years and nine months ago.
Polls show most Americans believe the U.S. erred in invading Iraq in 2003. Bush ordered the nation into war against Saddam Hussein's Iraq while citing intelligence claiming the Mideast nation harbored weapons of mass destruction. The weapons were never found, the intelligence was discredited, Bush's credibility with U.S. voters plummeted and Saddam was captured and executed.
For Bush, the war is the issue around which both he and the country defined his two terms in office. He saw the invasion and continuing fight as a necessary action to protect Americans and fight terrorism. Though his decision won support at first, the public now has largely decided that the U.S. needs to get out of Iraq.
In the news conference with al-Maliki, the U.S. president applauded security gains in Iraq and said that just two years ago "such an agreement seemed impossible."
"There is hope in the eyes of Iraq's young," Bush said. "This is the future of what we've been fighting for."
Said al-Maliki: "Today, Iraq is moving forward in every field."
Air Force One, the president's distinctive powder blue-and-white jetliner, landed at Baghdad International Airport in the afternoon local time after a secretive Saturday night departure from Washington. In a sign of security gains in this war zone, Bush received a formal arrival ceremony _ a flourish absent in his three earlier trips.
Bush soon began a rapid-fire series of meetings with top Iraqi leaders.
He met first with Iraqi President Jalal Talabani and the country's two vice presidents, Tariq al-Hashemi and Adel Abdul-Mahdi, at the ornate, marble-floored Salam Palace along the shores of the Tigris River. Defending the war, Bush said, "The work hasn't been easy, but it has been necessary for American security, Iraqi hope and world peace."
Later, Bush's motorcade pulled out the heavily fortified Green Zone and crossed over the Tigris so he could meet al-Maliki at the prime minister's palace. A huge orange moon hung low over the horizon as Bush's was ferried quickly through the city.
The two leaders sat down together for probably the last time in person in these roles. They signed ceremonial copy of the security agreement. Bush's national security adviser, Stephen Hadley, said the trip proved that the U.S.-Iraq relationship was changing "with Iraqis rightfully exercising greater sovereignty" and the U.S. "in an increasingly subordinate role."
The Bush administration and even White House critics credit last year's military buildup with the security gains in Iraq. Last month, attacks fell to the lowest monthly level since the war began in 2003. Still, it's unclear what will happen when the U.S. troops leave. While violence has slowed in Iraq, attacks continue, especially in the north. At least 55 people were killed Thursday in a suicide bombing in a restaurant near Kirkuk.
It was Bush's last trip to the war zone before Obama takes office Jan. 20. Obama won an election largely viewed as a referendum on Bush, who has endured low approval ratings because of the war and more recently, the U.S. recession.
Obama, a Democrat, has promised he will bring all U.S. combat troops back home from Iraq a little over a year into his term, as long as commanders agree a withdrawal would not endanger American personnel or Iraq's security. Obama has said that on his first day as president, he will summon the Joint Chiefs of Staff to the White House and give them a new mission: responsibly ending the war.
Obama has said the drawdown in Iraq would allow him to shift troops and bolster the U.S. presence in Afghanistan. Commanders there want at least 20,000 more forces, but cannot get them unless some leave Iraq.
The trip was conducted under heavy security and a strict cloak of secrecy. People who made the 10 1/2-hour trip with the president agreed to tell almost no one about the plans, and the White House released false schedules detailing activities planned for Bush in Washington on Sunday.
The new U.S.-Iraqi security pact, which goes into effect next month, replaces a U.N. mandate that gives the U.S.-led coalition broad powers to conduct military operations and detain people without charge if they were believed to pose a security threat. The bilateral agreement changes some of those terms and calls for all American troops to be withdrawn by the end of 2011, in two stages.
The first stage begins next year, when U.S. troops pull back from Baghdad and other Iraqi cities by the end of June.
Gen. Raymond Odierno, the top U.S. commander in Iraq, said Saturday that even after that summer deadline, some U.S. troops will remain in Iraqi cities.

گزارش واحد صنفی انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک از ناکارآمدی مدیریت علیرضا رهایی











یکشنبه ۲۴م آذر ۱۳۸۷

خبرنامه امیرکبیر: واحد صنفی انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک تهران گزارشی صنفی از وضعیت دانشگاه امیرکبیر آماده کرد است. متن این گزارش به شرح زیر است:

از زمان روی کار آمدن دولت نهم و در پی آن علیرضا رهایی، پلی تکنیک با تلخی ها و مشکلات بسیاری روبرو بوده است که مشکلات و کاستی های رفاهی، صنفی و آموزشی از مهمترین آنهاست. رهایی و تیم مدیریتی او علاوه بر منبع انسانی و مالی دانشگاه (در کنار سو استفاده های کلان مالی تیم مدیریتی رهایی که اخبار آن هر چند وقت یکبار به گوش می رسد) با کج سلیقگی و انتصاب مدیران و مسئولین ناکارآمد در امور اجرایی بر مشکلات موجود افزوده اند. با توجه به هزینه های بی رویه در مواردی چون جشن ۵۰ سالگی و تبلیغات تلویزیونی، و از طرفی افزایش درآمد های دانشگاه از راه افزایش شهریه دانشجویان واحد بین الملل و مرکز آموزشهای آزاد (به ریاست رحیمی مشاور رهایی، که چگونگی صرف در آمد های آن همواره محل تردید بوده است) به نظر می رسد دانشگاه از منابع مالی لازم برای ارائه خدمات مناسب به دانشجویان برخوردار است اما در کمال تعجب کیفیت خدمات رفاهی دانشگاه روز به روز کاهش می یابد و مسئولین رهایی کمبود بودجه را دلیل این رخدادها می دانند. چند سال است که یک اتاق نیز به ظرفیت خوابگاه های پلی تکنیک افزوده نشده (افزون بر این که چند خوابگاه فرسوده و از رده خارج شده اند) و اتاق های کوچک خوابگاه ها هر سال ساکنین بیشتری به چشم می بینند.

علاوه بر کمبود امکانات رفاهی‏‏، حاکم کردن فضای پادگانی (همگام با دانشگاه) در خوابگاه ها و سخت گیری های بی مورد و غیرمنطقی مانند کنترل ورود و خروج دختران، تعیین دستوری نوع پوشش در خوابگاه و انواع ممنوعیت های تازه ای که در خوابگاه ها اعمال می شود زندگی خوابگاهی را در پلی تکنیک سخت تر از پیش نموده است. هر گونه اعتراض یا مقاومت در مقابل قوانین سخت گیرانه نیز این روزها به بیرحمانه ترین صورت با محرومیت از خوابگاه و برخورد های انضباطی و… روبرو می شود.

مسأله دیگر لغو اردوهای تفریحی مختلط است که که از نگاه جنسیتی و کوته بینانه حاکم بر دولت نهم سرچشمه می گیرد. با توجه به توهین آمیز بودن الزام برگزاری اردو با تفکیک جنسیتی، و اصرار دانشگاه بر این امر، شورای صنفی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در اقدامی پسندیده برگزاری هر گونه اردوی مجزا را تا به نتیجه رسیدن مذاکرات شورای صنفی با دانشگاه، به حالت تعلیق در آورده است.

امور تغذیه دانشگاه نیز از تبعات مدیریت فراهانی بی نصیب نمانده است. کمبود فضای سلف از یک طرف و کندی شیوه سرویس دهی فعلی سخت گیری شدید در کنترل ژتون (که موجب کاهش بیشتر سرعت سرویس دهی شده است) باعث ایجاد صفهای طولانی و خسته کننده هر روزه در سالنهای غذاخوری دانشگاه شده است. به همین دلیل بسیاری از دانشجویان پلی تکنیک که این روزها با فشرده شدن ساعات درس ها و حل تمرین های پیاپی عمومآ وقت چندانی برای صرف غذا ندارند، از خوردن غذای سلف منصرف می شوند. دانشجویانی که به هر دلیل موفق به رزرو غذا نشده اند نیز با قانون فراهانی مبنی بر عدم الزام امور تغذیه به فروش نقدی در بسیاری از روزها از حق استفاده از غذای دانشگاه محروم می شوند. افزایش قیمت هر پرس غذا همزمان با کاهش کیفیت آن، کم شدن میزان هر وعده غذایی (که باعث اتمام غذا حتی زودتر از ساعت مقرر می شود) نارضایتی بیش از پیش دانشجویان را از وضع تغذیه در پی داشته است.

۱۰ پرسش انجمن اسلامی دموکراسی خواه دانشگاه تهران از خاتمی

: اگر پاسخ شما به این ۱۰ پرسش منفی است نیایید

خبرنامه امیرکبیر: در آستانه حضور محمد خاتمی در دانشگاه تهران، انجمن اسلامی دانشجویان موکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در نامه ای خطاب به وی ۱۰ پرسش را مطرح کرد. متن این نامه خطاب به محمد خاتمی به شرح زیر است:

جناب آقای خاتمی،
با سلام و احترام ؛
در شرایطی که اطراف شما را طرفدارانی پر کرده اند که انتقادات جدی را نسبت به شما بر نمی تابند و همگان را نیز چون خود شیفته ی شما می خواهند، آمدنتان به دانشگاه فرصت خوبی است برای ما که به عنوان بخشی از افکار عمومی دانشجویان سوالاتمان را از شما که روزی خود را رئیس جمهوری پاسخگو معرفی می کردید، بپرسیم و بخشی از انتقاداتمان را نسبت به عملکرد ۸ ساله ی ریاست جمهوری تان بیان کنیم. سوالات و انتقاداتی که نه برای دامن زدن به اختلافات، نه برای جار و جنجال و بهانه دادن به روزنامه ی کیهان و خبرگزاری فارس که برای تعامل، گفت و گوی انتقادی و پیشبرد دموکراسی پرسیده می شوند. امیدواریم شما خود را از دریچه ی چشم طرفدارانتان همچون قهرمانی نقدناپذیر نبینید و با پاسخگویی به این سوالات، که تنها بخشی از سوالات و انتقادات ماست، راه را برای تعامل و گفت و گویی سازنده و انتقادی بگشایید.

آقای خاتمی،
اولین باری که در سمت رئیس جمهور به دانشگاه تهران آمدید را به یاد می آورید؟ ۱۶ آذر ۱۳۷۶ و سخنرانی در محل برگزاری نماز جمعه در میان خیل عظیم طرفدارانی که شما را قهرمان می پنداشتند. آن روز برای دانشگاهی که زیر فشار دهشتناک اختناق اقتدارگرایان به سر می برد اصلاحات نوید رهایی بود. همچنین آخرین باری که با عنوان رئیس جمهور به دانشگاه تهران آمدید را نیز به خاطر می آورید؟ ۱۶ آذر ۱۳۸۳، تالار شهید چمران دانشکده فنی و سخنرانی در میان اندک طرفداران باقی مانده و خیل عظیم منتقدان بیرون سالن . منتقدینی که محصور بین داربست هایی بودند که بهر طریق ممکن می خواستند مانع حضور منتقدین در مراسم سخنرانی شما شوند و منتقدین جز با شکستن در اجازه ی ورود پیدا نکردند. آن روز دانشگاه از اصلاحات و اصلاحاتیان هم زخم خورده بود و باز هم در مقابل اقتدارگرایان، که خاتمی این بار در میان آنان بود، تنها مانده بود. آن روز رئیس جمهور اصلاحات به جای شنیدن صدای ما در پاسخ اعتراض دانشجویان فریاد زد: «می دهم از سالن بیرونتان کنند.»… اکنون ۱۶ آذری دیگر است و این بار در شرایطی به دانشگاهمان می آیید که آموخته ایم برای پیشبرد دموکراسی نه باید شیفته بود و نه متنفر. آموخته ایم که قهرمانی که نقد نشود به ضد خود بدل می شود و اکنون نه قهرمان می خواهیم، نه رئیس جمهوری محبوب که تنها کوله باری از حرف های شیرین باشد با عبایی شکلاتی!