۱۳۸۹ شهریور ۳, چهارشنبه

تيم محمود احمدی نژاد - اسفندیار رحيم مشایی

تيم محمود احمدی نژاد - اسفندیار رحيم مشایی
بھرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu
و پر رمز و راز است. او، شاید در عمر سی و یک ساله حکومت « مرد ھزار چھره » ، اسفندیار رحيم مشایی
اسلامی، در ردیف نادرترین مقامات دولتی است که تقريبا ھرچه که خواسته را تا به امروز بر زبان آورده است، اما
ھيچ قدرتی توانايی برکناری يا راضی کردن او به استعفاء و کناره گيری از پست ھای دولتی را نداشته است. ھم
چنين مشایی، يکی از معدود افرادی است که حسين شريعتمداری در روزنامه کيھان، عليه او بسيار قلم زده
است. بر این اساس واقعيت ھا نشان می دھد که احمدی نژاد، در ھر شرایطی پشتيبان او بوده است.
مردی که ھمه فن حریف است و در مورد ھمه چيز نظر دارد. از ھر دری سخن می گوید. از علم ریاضيات، فيزیک،
نجوم، تاریخ تا فنون نظامی، دیانت، امامت، ایرانيت، ظھور امام زمان، چگونه می توان به بھشت رفت و... ھر بار
که به او نقدی وارد شود اغلب پاسخ می دھد که شما نفھميدید و یا منظورم این نبوده است که شما می
گویيد. اما او خوب می داند که منظورش چيست.
او سخنان حيرات انگيز می زند و خودش ھم آن ھا را حيرت انگيز می نامد. برای مثال، مشايی در پنجمين
ھمايش ملی، فرھنگی و گردشگری خليج فارس در جزيره كيش، خليج فارس را دارای قدمت ٣٠ ميليون ساله
دانست و يك بار ديگر ثابت كرد سخنانش تا چه اندازه می تواند حيرت انگيز جلوه كند. او، در اين مراسم گفت:
فارسی بودن خليج فارس به قدری روشن است كه نياز به تحقيق انديشمندان ندارد، زيرا در اسناد علمی و »
تاريخی حوزه جغرافيا سابقه خليج فارس بر ھمگان روشن و قطعی است. نام خليج فارس و دريای پارسی از 30
ميليون سال پيش به موازات شكل گيری تمدن ھای انسانی در منطقه موجوديت يافته است. او در نظریه پردازی
آذربايجان غربی، ايلام و كرمانشاه متعلق به كردستان است و اين قوم » : نيز گفته است « اقوام ایرانی » در عرصه
،«. ملائكه مرتب در عرصه كشور در حال پرواز ھستند » : و یا این که گفته است «. از برترين قوم ھای ايرانی است
و... «. ما مردم آمريكا را از برترين ملت ھای دنيا می دانيم »
حمل قرآن با حركات ريتميك دف ھم از جمله اقداماتی بود كه با موضع گيری تند روحانيونی چون آيت لله
گلپايگانی و آيت لله مكارم شيرازی مواجه شد.
او، با سوپر استارھای سينما و خوانندگان پاپ دیدار کند و در این ميان دیدار او از نمایشگاه عکس ھدیه تھرانی و
کمک ميليونی او به این بازیگر حاشيه ساز شد. او شانه به شانه با ھدیه تھرانی عکس گرفت. اما ھنگامی که
با حمله اصول گرایان مواجه شد گفت ما کنار ھم نبودیم با کامپيوتر ما را به ھم نزدیک کرده اند.
موضع گيری ھای او، ھمواره سر و صدای چھره ھای شاخص اصول گرایان در مجلس و حوزه ھا و حتا خامنه ای
رھبر حکومت اسلامی را درآورده است. موضع گيری ھای او از جمله تفسير جدید از دین و قرآن را شامل می
شود که تاکنون جزو تخصص آیت لله ھا و مراجع تقليد بوده است.
مردی که تا چند سال پيش آن قدرھا جلب توجه نمی کرد اکنون در پنج سال اخير، مرد شماره یک خبرساز
مطبوعات شده است. او، در دوران ریاست جمھوری احمدی نژاد، به واسطه پيشينه آشنایی و فاميلی که
داشت، مسئوليت ھای حساس فرھنگی-سياسی حساسی چون ریيس دفتر ریيس جمھوری، ریاست گروه
مشاوران جوان ریاست جمھوری، مسئوليت انتصاب مدير عامل صندوق مھر امام رضا، ریيس كارگروه زيارت و
فرھنگ رضوی، عضویت در شورای فرھنگی دولت با حكم ریيس جمھور، ریيس مرکز مطالعات جھانی شدن و ...
را در کارنامه خود دارد. به تازگی نيز از سوی احمدی نژاد، به عنوان نماينده ويژه رييس جمھور در امور خاورميانه
گمارده شده است.
در دولت نھم، رحيم مشایی با عنوان معاون ریيس جمھور سرپرست سازمان گردشگری و ميراث فرھنگی بود.
تلاش قبلی احمدی نژاد برای قرار دادن او در منصب معاون اول ریيس جمھور با اعتراض گستره چھره ھای
شاخص اصول گرایان و دخالت مستقيم آیت لله خامنه ای بی نتيجه ماند. از این رو، وجود اسفندیار رحيم
مشائی ھم چنان با نفوذ ترین مھره دولت دھم بشمار می رود.
در سال گذشته با اوج گيری اعتراضات عليه رحيم مشایی، خامنه ای در نامه ای خطاب به احمدی نژاد، نوشت:
بسمه تعالی »
جناب آقای دكتر احمدی نژاد، ریاست محترم جمھوری اسلامی ایران با سلام و تحيت
انتصاب جناب آقای اسفندیار رحيم مشایی به معاونت ریيس جمھور بر خلاف مصلحت جناب عالی و دولت و
موجب اختلاف و سرخوردگی ميان علاقمندان به شما است.
لازم است انتصاب مزبور ملغی و كان لم یكن اعلام گردد.
«٨٨/٤/ سيدعلی خامنه ای، ٢٧
معاون سرماي ه گذاری سازمان ،« مھدی جھانگيری » ، در نھايت با افزایش فشارھا بر سازمان ميراث فرھنگی
ميراث فرھنگی و گردشگری به عنوان برگزارکننده اين ھمايش، در ٢٥ آبان ماه استعفاء کرد. تا آب ھا از آسياب
بيافتد و مشایی ھم چنان در پست خود باقی بماند.
اخيرا نيز سخنان او در ھمایش ایرانيان خارج کشور در تھران، به یک جنجال تازه ای در ميان اصول گرایان تبدیل
شده است.
خبرگزاری فارس در خبری اعلام کرد آقای مشایی در جمع ایرانيان خارج از کشور با بيان این كه برخی ھا از من »
از مكتب اسلام دریاف ت ھای » : خرده می گيرند كه چرا نمی گویی مكتب اسلام و م ی گویی مكتب ایران، گفت
متنوعی وجود دارد اما دریافت ما از حقيقت ایران و حقيقت اسلام، مكتب ایران است و ما باید از این به بعد مكتب
منتقدان بارھا به ریيس دفتر ریيس جمھور ھشدار داده بودند که در مواردی که «. ایران را به دنيا معرفی كنيم
تخصص ندارد وارد نشود.
در واکنش به سخنان مشایی، تعداد زیادی از روحانيون سرشناس اصول گرا چون احمد خاتمی ، محمد یزدی و…
و نمایندگان اصول گرا در مجلس چون علی مطھری و احمد توکلی که ریيس مرکز پژوھش ھای مجلس شورای
اسلامی نيز ھست به او تاخته و از سخنانش انتقاد کردند. احمد توکلی از ریيس جمھور اسلامی خواست تکليف
خود را با ریيس دفترش روشن کند و علی مطھری خواستار برکناری رحيم مشایی شد.
افسار » اما تندترین حمله را سردار فيروزآبادی ریيس ستاد نيروھای مسلح آغاز کرد. او، رحيم مشایی را
علما فریاد می زنند اما مثل » : خواند و اظھاراتش را جرمی عليه امنيت ملی ناميد. فيروز آبادی گفت « گسيخته
این که، ایشان افسار گسيخته است، یک بار می گوید با علم ریاضی می شود رفت به بھشت. کدام عالم الھی
در طول تاریخ چنين حرفی را زده و یا کدام یکی از آیات قرآن و روایات اھل بيت معصومين دلالت براین دارد، مگر از
بھشت و مسيرھای نيل به آن به جز اولياء حق کسی می تواند تعبيری ارائه کند و تازه آن ھم الھام الھی است،
یک آقایی می آید در جمع ریاضی دان ھا می گوید ریاضی دان ھا بھتر بھشت را می فھمند، یعنی خوب بالاخره
لازمه رسيدن به بھشت فھم ریاضی است، شھيد دستغيب می فرمودند: آدم باش تا شفاعتت کنند، حيوان را
«. نمی شود شفاعت کرد. باید آدم باشی تا به بھشت بروی، با خوی حيوانی نمی توانی خود را به بھشت ببری
اما احمدی نژاد در برابر این حمله نيز عقب نشينی نکرد و با تاکيد بر اعتماد خود به مشایی، گفته ھای او را نظر
آقای مشایی ریيس دفتر ریي س جمھور است و من به ایشان » دولت خواند. او، روز چھارشنبه ٢٠ مرداد ٨٩ ، گفت
«. مشایی مومن به اصول است و حرف دولت را م ی زند » : احمدی نژاد، اضافه کرد «. اعتماد کامل دارم
نشریه پرتو سخن، نوشت، قائم مقام موسسه امام خمينی حجت الاسلام و المسلمين محمود رجبی، می
« سخنان جنجال برانگيز آقای مشایی پوچ است و جز تبعات نامناسب برای نظام نتيجه ای در پی ندارد » : گوید
ھفته نامه موسسه آموزشی و پژوھشی امام خمينی (ره) متعلق به آیت لله مصباح یزدی » نشریه پرتوسخن که
است ھم چنين در یادداشتی به شدت از مواضع اخير مشایی و حمایت ھای احمدی نژاد از او ابراز نگرانی کرد.
یکی از بزرگ ترین معضلات دولت ھای نھم و دھم حضور یک مدیر ھمه فن » در این یادداشت با اشاره به این که
حریف (!) و در عين حال صاحب نفوذ در شخص ریيس جمھور است که سخنان و مواضع پرچالش وی فضای
به احمدی نژاد کرده شده است که حساب خود را از ،« سياسی و فرھنگی کشور را دچار تنش می نماید
مشایی جدا کند.
بدین ترتيب، تاریخچه ٥ ساله اظھارات رحيم مشایی و مخالفت ھای سخت با او، احمدی نژاد را وادار عقب
نشينی نکرد و ھم چنان به حمایت از او در برابر منتقدان اصول گرا تاکيد می ورزد. باید منتظر ماند و دید که در
آینده چه جنجالی و سوژه ای توسط دولت احمدی نژاد از زبان اسفندیار رحيم مشایی جاری خواھد شد و
سرنوشت این دولت به کجا خواھد رسيد؟!
ھنوز انتقادات به سخنان مشایی در رسانه ھا ادامه دارد، احمدی نژاد پست حساسی را برای او تراشيد.
دانش، شایستگی ھا و » ٢٢ اوت ٢٠١٠ در حکمی با تقدیر از - احمدی نژاد، روز یک شنبه ٣١ مرداد ١٣٨٩
مشایی او را به این سمت منصوب کرد. بی شک این اقدام احمدی نژاد، آن ھم در بحبوبه انتقادات شدید « تجارب
چھره ھای شاخص اصول گرایان در مجلس، در حوزه ھا و حتا نماینده رھبر به سخنان وی در ھمایش ایرانيان
خارج کشور در تھران، ضربه دیگری بر ھمه آن ھاست. بر این اساس احتمالا منتقدین اصول گرای مشایی از این
انتخاب دچار شوک شده اند. باید دید که در روزھای آینده این ترفيع مقام مشایی توسط احمدی نژاد، به چه
جنجال تازه ای در ميان اصول گرایان منجر خواھد شد؟
به گزارش منابع خبری ایران، مشایی علاوه بر ریاست دفتر ریيس جمھور، پست ھای دیگری نظير عضو
كميسيون اقتصادی دولت، دبير كميسيون فرھنگی دولت، ریاست شورای ھماھنگی مناطق آزاد و قائم مقامی
ریيس جمھور در شورای عالی ایرانيان خارج از كشور و... را در اختيار دارد که اکنون پست تازه ای نيز به آن اضافه
شده است.
انتخاب این چھار نماینده ویژه از سوی محمود احمدی نژاد در امور خاورميانه، آسيا، افغانستان و دریای خزر علاوه
بر افزایش حوزه نفوذ و اختيارات اسفندیار رحيم مشایی و جوا ب دندان شکن به کليه منتقدین او در حکومت
اسلامی و به ویژه اصول گرایان و تمرکز بيش از پيش مناسبات خارجی در تيم کوچک نزدیکان احمدی نژاد است.
با استناد به اصل ١٢٧ قانون اساسی و نظر به تعھد، » : احمدی نژاد، در حکم خود برای مشایی قيد کرده است
دانش و شایستگی ھا و تجارب مفيد جناب عالی، به عنوان نماینده ویژه ریيس جمھور در امور خاورميانه منصوب
«. می شوید
صدور این احکام که با استناد به اصل ١٢٧ قانون اساسی صورت گرفته، می تواند به کاھش مداخله وزارت خارجه
در مناسبات برون مرزی و ھم چنين محدود شدن حوزه نفوذ رھبر حکومت اسلامی در روابط و تصميم گيری ھای
ریيس جمھور م ی تواند در » : بين المللی منجر شود. در اصل ١٢٧ قانون اساسی جمھوری اسلامی آمده است
موارد خاص، بر حسب ضرورت با تصویب ھيات وزیران نماینده، یا نمایندگان ویژه با اختيارات مشخص تعيين نماید.
«. در این موارد تصميمات نماینده یا نمایندگان مذکور در حکم تصميمات ریيس جمھور و ھيات وزیران خواھد بود
حميد بقایی، نماینده ریيس دولت در آسيا معرفی شده است از دوستان نزدیک مشائی و ھمکاران سابق او در
رادیو تھران است. بعد از برکناری از رادیو تھران، بقایی ھمراه تعدادی از دیگر ھمکاران برکنار شده از جمله آرش
کوشا، مجيد ھاشمی و علی اصغر پرھيزگار به اسفندیار رحيم مشائی در شھرداری تھران پيوست و به عنوان
ریيس دفتر وی مشغول به کار شد. مسئوليت او در رادیو تھران اداره سایت اینترنتی این رادیو با کمک دو عضو
دیگر بود. بقایی، بعد از معرفی رحيم مشائی، به عنوان معاون اول ریيس جمھور در سازمان گردشگری و ميراث
فرھنگی جانشين او شد. نداشتن تجربه و دانش کاری حميد بقایی از ابتدای معرفی او، وسيله ای برای انتقاد از
او قرار گرفت. در منصب تازه بقایی علاوه بر مسئوليت ھای سابق، اداره امور ھند، چين و ژاپن و کره جنوبی را
زیر نظر گرفته و دارای حوزه نفوذ گسترده ای خواھد بود.
ظھره وند، در منصب تازه مسئوليت محمد مھدی آخوندزاده را که در گذشته به عنوان نماینده ایران در گردھمایی
ھای مربوط به افغانستان شرکت می جست عھده دار خواھد شد. ظھره وند در حال حاضر معاون رسانه ای
سعيد جليلی در دبير خانه شورای امنيت ملی است. در زمان وزارت خارجه کمال خرازی ظھره وند دوم خردادی
ھا به حساب می آمد. آخرین مسئوليت او در آن زمان معاونت محسن امين زاده معاون وزیر خارجه بود. امين زاده
اخيرا به شش سال زندان محکوم شد در حالی که ظھره وند به مقام تازه ای دست یافت. بعد از تغيير دولت،
ظھره وند از دوم خردادی ھا کناره گرفت و به گروه احمدی نژاد نزدیک شد. او سفير ایران در ایتاليا بود. ھنگام
تصدی این پست، ظھره وند به یکی از منابع خبری پيرامون گزارش ترور احمدی نژاد در رم داده بود. ظھره وند
مدعی شد که ھنگام شرکت احمدی نژاد در کنفرانس سالانه خواربار جھانی در رم گروھی از راه تابش اشعه
ایکس قصد مسموم ساختن احمدی نژاد را داشته اند.
آخوندزاده معاون کنونی حقوقی و بين المللی وزارت خارجه از اعضاء نسبتا قدیمی وزارت خارجه و متعلق به طيف
است. او پنجاه و چھار ساله و متولد رشت است. در ھند معماری ساختمان خوانده و مدتی سفير « شمالی ھا »
ایران در بنگلادش بود. به علاوه او ھم چنين در سفارت خانه ھای ایران در پاکستان و ھند نيز خدمت کرده است.
بعد از این دوران دو سال کاردار سفارت ایران در لندن بوده است. آخوندزاده در سال ٢٠٠٣ مدیر کلی حقوق وزارت
خارجه حکومت اسلامی عھده دار بود. در سال ٢٠٠۵ و پس از تغيير دولت، به عنوان سفير ایران در آژانس بين
المللی انرژی اتمی معرفی شد و تا پيش از انتصاب علی اصغر سلطانيه در این سمت باقی بود. آخوندزاده پيش
تر سفير ایران در برلين بوده است.
در منصب نماینده ریيس دولت در امور خزر، آخوندزاده اموری را عھده دار می شود که مھدی صفری سفير کنونی
ایران در چين به مدت ١۴ سال در اختيار داشت. صفری در طول مدت مسئوليت نمایندگی ریيس دولت در امور
خزر و پيش برد منافع ملی ایران توفيقی به دست نياورد.
بی شک این انتصاب ھای جدید در روزھای آتی با عکس العمل منتقدین احمدی نژاد در جناح اصول گرایان منجر
خواھد شد. به احتمال قوی ماموریت اصلی این تيم جدید احمدی نژاد دور زدن سياست ھای رھبر و وزارت امور
خارجه در امور بين المللی و به ویژه تسریع زوند مذاکرات با دولت ھای رقيب و در راس ھمه دولت آمریکاست.
مختصری درباره بيوگرافی اسفندیار رحيم مشایی
در چينن وضعتيی سئوال این است که مشایی کيست؟ چه سابقه ای دارد؟ از جمله اولين فعاليت ھا و وظائف
مشایی در حکومت اسلامی، فعاليت در بين نيروھای امنيتی در مبارزه عليه مخالفين حکومت در کردستان و به
ویژه عليه کومه له بود.
درباره گذشته و بيوگرافی اسفنديار رحيم مشایی، بحث ھای زیادی مطرح شده است. اسفنديار رحيم مشايی
در آبان ماه سال ١٣٣٩ در رامسر متولد شد. در نوجوانی به خوبی قرآن را تلاوت می کرد و در ھيات ھای مذھبی
مداحی اھل بيت را می گفت. او در زمان پيروزی انقلاب ١٨ سال داشت... برگزاری ھيات مذھبی و مراسم
خواندن دعای كميل و ندبه از جمله فعاليت ھای او پيش و در اوايل انقلاب است. او، وارد سپاه پاسداران شد و در
سرکوب مخالفين حکومت اسلامی اسلحه به دست گرفت.
با تشكيل وزارت اطلاعات، او از سپاه به این ارگان رفت و در دوران نخست وزیری موسوی که ری شھری وزیر
اطلاعات بود، مسئول مناطق بحرانی وزارت اطلاعات شد. مشایی، از سوی وزارت اطلاعات مسئول قسمت
استراتژی نظام حکومت » امنيتی کردستان گردید و تلاش كرد كه تجربياتش در كردستان را در آن جا در قالب
تدوین كند و سپس مسئوليت این امر را برعھده بگيرد. در ھمان كردستان با ،« اسلامی در خصوص اكراد ایرانی
محمود احمدی نژاد كه فرماندار خوی بود، آشنا شد. مشایی به واسطه این كه عضو شورای تامين استان بود ، در
جلسات فرمانداران شركت م ی كرد و آشنایی آغازین او با محمود احمدی نژاد از این نقطه آغاز و تا امروز ادامه
پيدا كرد و سپس به خویشاوندی دو خانواده ختم شد.
در مناطق کردنشين به اقدامات امنيتی-اطلاعاتی دست زد. او ھم « مرتضی محب الاوليا » مشایی با نام مستعار
چنين عضو شورای تامين استان آذربايجان غربی نيز بود، البته با نام اصلی اش يعنی اسفنديار رحيم مشایی.
مسئول تدوين استراتژی نظام جمھوری اسلامی در » پس از تشکيل وزارت اطلاعات در سال ٦٣ ، رحيم مشایی
مناطق » بر وزارت اطلاعات، وی مسئوليت « محمد محمدی ری شھری » بود. در زمان تصدی « خصوص اکراد ايرانی
را عھده دار بود. « بحرانی کشور
٦٦ دوباره به تحصيل روی آورده بود. او، پيش از - مشایی نيز چون ديگر ھمراھان احمدی نژاد، در سال ھای ٦٥
تاسيس وزارت اطلاعات به سيستم اطلاعات -امنيتی که در کشور توسط نھادھايی چون سپاه راه اندازی شده
بود، پيوست. رحيم مشائی در اطلاعات سپاه رامسر به فعاليت پرداخت. او، سپس به دليل بحرانی که اوايل
انقلاب علی الخصوص در سال ھای ٥٨ تا ٦١ گريبان مناطق کردنشين را گرفته بود، به دعوت سردار نقدی به
کردستان رفت تا در سمت معاون اطلاعات واحد كومه له اطلاعات سپاه مستقر در قرارگاه حمزه سيدالشھداء
شروع به فعاليت کند. مقارن با فرمانداری احمدی نژاد در شھرستان خوی، او عضو شورای تامين استان آذربايجان
غربی بود. بنابراین، آشنایی مشائی با احمدی نژاد، با عضویت او در شورای تامين استان آذربایجان آغاز شد.
سرانجام آن ھا در اروميه با محصولی، ثمره ھاشمی، و غيره آشنا شدند. تيم آن ھا در سال ١٣۶۵ ، راھی
کردستان شد.
تدوین استراتژی نظام جمھوری » احمدی نژاد به سمت معاونت استانداری کردستان و مشایی عھده دار
گردید. بنابراین، مشائی علاوه بر رابطه خانوادگی، از دوستان دیرینه و در « اسلامی در خصوص کردھای ایرانی
ردیف نزدیک ترین متحدین احمدی نژاد قرار دارد.
سال ٧٦ ) وابسته به وزارت اطلاعات است که عمده ) « موسسه مطالعات علمی » او ھم چنين از موسسين
فعاليت اش تحقيق و پژوھش و ارائه راھکار در خصوص مسائل قوميت ھای ايرانی، شناخت بيش تر آنان و
ھمبستگی ملی است. وی سپس به وزارت کشور رفت و در دوران تصدی علی محمد بشارتی مديرکل اجتماعی
وزارت کشور شد و از آن جا به راديو پيام و سپس به شھرداری منتقل شد. رحيم مشایی مدير مسئول ماھنامه
نيز ھست. اين نشريه با گستره توزيع بين المللی در ايران و جھان منتشر می شود. زبان آن كردی « سوره »
سوران است و به گويش كرمانجی نيز ده صفحه مطلب منتشر می كند كه اخيرا به صورت ويژه نامه كرمانجی
ضميمه مجله می شود. ھم چنين سرمقاله نشريه علاوه بر كردی به زبان فارسی ھم درج می شود. مشخصا
در ميان بدنه وزارت اطلاعات از او به عنوان کارشناس مسائل کردستان ياد می شود.
مشایی تا سال ٧٢ به امور خود مشغول بود تا این كه در دولت اكبر ھاشمی رفسنجانی به وزارت كشور می رود
و مدیر كل امور اجتماعی وزارت كشور می شود. این زمانی بود كه علی محمد بشارتی وزیر كشور بود. بدین
ترتيب خروج گام به گام او از وزارت اطلاعات آغاز شد.مشایی تا سال ٧٦ در وزارت كشور ماند. بعد از آن كه
عبدلله نوری وزیر كشور شد و مصطفی تا ج زاده معاونت سياسی وزارت كشور را بر عھده گرفت، مشایی از این
وزارت خانه رفت.
راه افتاده بود. اسفندیار رحيم مشایی از ساختمان وزارت كشور به ساختمان « رادیو پيام » در آن سال ھا، تازه
می ناميدند، بر عھده گرفت. ھم زمان مدیریت « رادیو موسيقی » جام جم رفت و مدیریت رادیو پيام را كه بسياری
رادیوی تازه تاسيس تھران را نيز برعھده گرفت و آرا م آرام فعالي ت ھای رسانه ای خود را كه سا ل ھا پيش در
كردستان به نوعی دیگر (در قالب مطبوعات) انجام می داد.
٢٤ خرداد ٨٢ در خبرھا آمد كه مشایی، ریيس سازمان فرھنگی- ھنری شھرداری تھران، انتخاب شده است.
محمود احمدی نژاد، شھردار تھران بود. بدین ترتيب، اسفندیار رحيم مشایی به دوست قدیمی خود پيوست و
فعاليت سياسی او در جبھه اصول گرایان آغاز شد. از این تاریخ به بعد بود كه محمود احمدی نژاد او را کشف کرد
و اعتقادش به مھدویت. چرا كه از ابتكارات رحيم مشایی كه در آن مقطع بسياری از آن گفتند ساختن قدمگاه و
مزین كردن مسير امام زمان بود. ھم زمان فرھنگسراھایی كه در دوران غلامحسين كرباسچی شھردار تھران
تاسيس شده بود، به مراكزی برای برنامه ھای مذھبی تبدیل شد. در آن دوره، رسول خادم عضو شورای شھر
دوم تھران در اعتراض به مشایی خبر داد كه او نه تنھا ھزینه یك ساله این سازمان را در ٦ ماه به اتمام رسانده،
بلكه ٥ ميليارد تومان نيز به بخش خصوصی بدھكار است.
اسنفديار رحيم مشایی با آغاز به کار دولت نھم و به دليل آشنايی پيشين ریيس جمھور با وی، در بدنه دولت
جذب شد و رياست سازمان ميراث فرھنگی، صنايع دستی و گردشگری را عھده دار شد. او ھم چون غلامحسين
الھام مشاغل و مناصب یب شمار دارد؛ رييس مركز مطالعات جھانی شدن، جانشين ریيس جمھور در شورای
عالی ايرانيان خارج از كشور، عضو شورای نظارت بر صدا و سيما، عضو شورای فرھنگی دولت، نماينده ریيس
جمھور در شورای نظارت بر سازمان صدا و سيمای جمھوری اسلامی ايران، عضو کميسيون ھای اقتصاد و
فرھنگی دولت و در آخر رياست كميته عالی در مورد طرح خط لوله گاز ايران -پاكستان-ھند و ھم چنين عضو ھيات
است. مديرعامل اين موسسه که در زمينه ھای مختلف علوم کامپيوتری فعاليت « رايانه شھر » مديره موسسه
است و مشائی در کنار افرادی چون حميد بقايی، کاظم « خسرو کاظمی آذربايجانی » می کند فردی به نام
کياپاشا، مجيدرضا ربيعی و...، ھيات مديره آن را تشکيل می دھن د . رحيم مشائی از حجاب گرفته تا مسائل اتمی
صاحب نظر است. حتا گفته می شود بسياری از اقدامات احمدی نژاد با ھدايت و نظر مشائی است و دولتی ھا
اگر قصد اقدامی دارند پس از ریيس جمھور و معاونش بھتر است او را نيز در جريان بگذارند !
که با مديريت مھدی جھانگيری معاونت سابق سرماي ه « توسعه جھانگردی و ايرانگردی » گفته می شود شرکت
گذاری سازمان ميراث فرھنگی و گردشگری پس از ابلاغ اصل ٤٤ توسط خامنه ای، در يک معامله درون سازمانی
و عجيب، ھرچه که بود را در مالکيت خود گرفت. شركت مادر تخصصی توسعه ايرانگردی و جھانگردی از نوع
سھامی خاص و ماموريت ھا و وظايف آن، برنامه ريزی و توسعه زيرساخت ھای صنعت گردشگری از قبيل مراكز
اقامتی، اردوگاه گردشگری (كمپينگ) و حمام ھای آب معدنی، مجتمع ھای خدماتي رفاھی بين راھی، مناطق
نمونه گردشگری، مجتمع ھای سياحتی و تفريحی، تاسيسات و تجھيزات جابه جايی گردشگری و اجرای طرح
ھا و پروژه ھا از طريق عقد قرارداد با پيمان كاران و مشاوران صلاحيت دار است. اين شرکت جز در استان ھای
تھران، لرستان، گلستان، آذربايجان غربی، کھگيلويه و بوير احمد و خراسان شمالی، در ٢٣ استان ديگر شعبه
دارد و ھتل صخره ای کندوان، شرکت توسعه فن آوری اطلاعات ميراث آريا، شرکت توسعه مھمانخانه ھای
پرديسان، شرکت ھتل ھای بين المللی راحت، شرکت سرمايه گذاری پاد، شرکت توسعه ھتل ھای شرق
ايران، ھتل بين المللی لاله تھران، ھتل لاله يزد، ھتل لاله چابھار، ھتل بين المللی سرعين و ھم چنين مجمتع
آب درمانی سبلان و... را خريد و فروش کرده است.
مشایی و ماجراھايش در اوج اختلافات سازمان تربيت بدنی و فدراسيون فوتبال در جام جھانی ٢٠٠٦ در آلمان
ھنگامی که دادکان، ریيس فدراسيون فوتبال وقت، از عدم واگذاری بودجه به اين فدراسيون در آستانه جام
يک ميليارد تومان برای اين کار به » : جھانی انتقاد می کرد، علی آبادی ریيس سازمان تربيت بدنی گفته بود
ھيچ کس اما نپرسيد اين پول کجا «. اسفنديار رحيم مشائی ریيس سازمان ميراث فرھنگی و گردشگری داده ام
رفته و کجا ھزينه شده است؟
نيمه مھر ٨٧ ، معاون ریيس جمھور در مراسم افتتاحيه نخستين جشنواره برترين ھای صنعت گردشگری با بيان
پس اين ھمه قدرت، شجاعت و جسارت از » : اين که ملائکه مرتب در عرصه کشور در حال پرواز ھستند، ادعا کرد
کجا می آيد و اين ھمه قلب ھای استوار و محکم چطور شکل گرفته اند؟ برای ھمان فرياد، شعر، ترانه و سرود
اين سخنان او در آن دوره با واکنش برخی از شديد اصول گرايان از جمله حسين شريعتمداری «! فرشتگان است
روبرو شده بود.
گفته می شود که تاثير مشایی بر احمدی نژاد و عدم واکنش احمدی نژاد نسبت به اقدامات او، سبب شد که
شايعه نفوذ مشائی بر احمدی نژاد در جامعه روزبروز گسترده تر شود.
ھنگامی که احمدی نژاد، اسفنديار رحيم مشایی را » : يکی از منابع نزديک به اصول گرايان ھمان زمان گفته بود
به رياست سازمان فرھنگی و ھنری شھرداری تھران منصوب کرد، با اعتراض بسياری روبرو ش د . در دوران
شھرداری نيز، گروھی از مشاوران جوان شھرداری تھران، دليل مخالفت خود را مسايل فرھنگی و ھمگرايی
رحيم مشائی با انجمن حجتيه اعلام کرده بودند که بی تفاوتی احمدی نژاد به اعتراض آنان در نھايت به
«. استعفای جمعی گروھی از مشاوران جوان احمدی نژاد انجاميد
رييس مركز ملی مطالعات » در تاریخ ٩ دی ماه سال ٨٦ رييس جمھور، در حكمی رحيم مشايی را به عنوان
با ھمه امكانات و نيروی انسانی در « مركز گفتگوی تمدن ھا » ، منصوب كرد . براساس اين حكم « جھانی شدن
ادغام شد و اين مركز مستقيما زير نظر رييس جمھور فعاليت خواھد كر د . « مركز ملی مطالعات جھانی شدن »
احمدی نژاد، ھم چنين در پايان اين حكم از ھمه وزارتخانه ھا، سازمان ھا و دستگاه ھا خواست كه ھمه گونه
به عمل آورن د . « مركز ملی مطالعات جھانی شدن » ھمكاری را با رييس
احمدی نژاد در سال ٨٧ ، رياست كميته عالی در مورد طرح خط لوله گاز ايران- پاكستان -ھند که از مھم ترين
موضوعات مطالب مطرح شده در دولت بود را به او سپرد.
يکی از ھمسفرھای اصلی احمدی نژاد در سفرھای مھم اش، غير از ثمره ھاشمی و دکتر پرویز داوودی، رحيم
مشایی است.
استفاده از » چاپ ترکيه گفته بود که « صباح » در اوايل تير ماه ١٣٨٥ ، اسفنديار رحيم مشایی در گفتگو با روزنامه
آيا می » خبرنگار زن روزنامه صباح، که « اليف کورپا » مشايی در پاسخ به سئوال !؟« حجاب در ايران آزاد است
در ايران » : مشایی در ادامه گفته بود «. بله! اين جا ايران آزاد است » : گفته بود ،«؟ توانم روسری ام را بردارم
استفاده از حجاب بدون اجبار است و ھيچ فشاری از طرف حکومت در استفاده از حجاب اعمال نمی شود. اين
يک انتخاب کاملا شخصی است. اگر شما در ايران از روسری و حجاب استفاده نکنيد ھيچ مقام دولتی به شما
تذکری نخواھد داد. البته شايد به شما بگويند که اين کار برخلاف عرف و عادات ملی ماست و اگر استفاده کنيد
ايرانی ھايی » : خبرنگار در ادامه پزسيده بود «. بھتر است. ولی باز تاکيد می کنم که ھيچ اجباری در کار نيس ت
که به قصد تفريح به ترکيه می آيند، يعنی توريست ھای ايرانی در ترکيه، مشروبات الکلی استفاده می کنند و
مشایی با خنده جواب داده «؟ حجابی ھم ندارند و در آب، خانم ھا با مايو می روند. اين شما را ناراحت نمی کند
اين مسائل شخصی شان ھست و اگر دوست دارند می توانند ھم مشروبات الکلی استفاده کنند و ھم » : بود
بی حجاب باشند و ھم با مايو بگردند! درايران به خاطر دستورات دينی استفاده از مشروبات الکلی ممنوع است،
به ھمين علت ايرانی ھا می توانند در خارج از ايران از اين نوشيدنی ھا استفاده کنند. اين يک ترجيح شخصی
دوره اسلام گرايی به پايان » : وی در ادامه گفته بود « ! است، الگوی ما در صنعت توريسم، کشور ترکيه اس ت
رسيده است، بشر سرعتش بالا رفته است، فھمش تيز شده و به يک حقايقی می رسد که آن را لازم نيست
تاكيد آقای مشایی مبنی بر » : خبرنگار ترکيه ای در پايان مصاحبه نوشته بود «. ديگر از دور پوسته اسلام طی کند
اين كه اگر در محافل عمومی ايران بی حجاب باشيد كسی حق برخورد و بازداشت شما را ندارد، برايم بسيار
پس از انتشار این خبر، موج واکنش ھا آغاز شد. ابتدا نمايندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به «. عجيب بو د
اظھارات اسفنديار رحيم مشايی رييس سازمان ميراث فرھنگی، گردشگری و معاون رييس جمھور واكنش نشان
دادند. در عين حال دو روزنامه اصول گرای كيھان و جمھوری اسلامی نيز نسبت به اظھارات معاون رييس جمھور
نمی دانم » : اعتراض كرده و آن را تقبيح کردند . محمدتقی رھبر، عضو فراكسيون اصول گرايان مجلس گفته بود
در اين باره «. چرا آقايان در دولت حرف ھايی می زنند كه بعدا مجبور می شوند حرف ھای خود را توجيه كنند
از قم خبر می رسد اظھارات ریيس سازمان ميراث فرھنگی و گردشگری، از » جمھوری اسلامی نيز نوشته بود
«. جمله موضوعات مورد بحث در جلسه مراجع عظام تقليد بوده و از چنين اظھاراتی ابراز نگرانی كرده اند
و عضو كميسيون فرھنگی درباره اظھارات مشایی « ھفتم » محمد تقی رھبر، نماينده اصفھان در مجلس وقت
اگر آقای مشایی اين صحبت ھا را مطرح كردند، به نظر من بسيار مصاحبه بد و اظھارنظرھای » : گفته بود
نامطلوبی بوده اس ت . كشور ما قانون دارد، كشور ما با تركيه، تايلند، پاريس و... فرق می كند، يك مدير اسلامی
در جايگاه مسئوليتی كه دارد و معاون رييس جمھوری است و در اين نظام كار می كند، اين گونه حرف نمی زن د .
متاسفانه يك عده حساب شده حرف نمی زنند. ما به اين افراد توصيه می كنيم حساب شده حرف بزنند، جامعه،
نظام و مسئوليتی را كه دارند، درك كنند. ما با كسی قوم و خويشی نداريم و با كسانی كه ھنجارشكنی يا
« . اظھارات شان ھنجارشكنی باشد، برخورد خواھيم كرد
ماجرای دیگر رحيم مشایی در استانبول اتفاق افتاد. اسفنديار رحيم مشایی، در چھارم آذر سال ١٣٨٤ در
افتتاحيه نمايشگاه گردشگری کشورھای عضو سازمان کنفرانس اسلامی، شرکت کرد که اتحاديه بنگاه ھای
در شھر استانبول برگزار کرده بود. مراسم افتتاحيه با رقص و آواز زنان ھمراه « تورساب » خدمات مسافرتی ترکيه
بود و ٧ دی ماه سال ١٣٨٥ پس از گذشت بيش از ١٣ ماه از اين مراسم، خبرگزاری ايرانيوز منتسب به قاليباف
(شھردار تھران) تصوير ويدئويی از اين مراسم را پخش کرد که در آن، رحيم مشایی در حال تماشای رقص زنان و
کف زدن در صف نخست شرکت کنندگان مراسم ديده می ش د . فيلم مربوطه، در شرايطی توسط ايرانيوز منتشر
شد که خبر آن بلافاصله توس ط پيامک و بلوتوث ھای افراد ناشناس پخش شده بود. در يکی از اي ن پيامک- بلوتوث
«. ايرانيوز با ھدف اصلاح منتشر کرد: فيلم حضور معاون ریيس جمھور در مراسم (...) رقص و آواز » : ھا آمده بود
يک روز پس از پخش اين فيلم، مدير مسئول و دبير سياسی سايت ايرانيوز بازداشت شدند و دو شب را در
بازداشت گذراندند، اما سعيد ابوطالب و عماد افروغ، دو تن از نمايندگان تھران در مجلس به دفاع از سايت ايرانيوز
پرداختند و رحيم مشایی را مورد انتقاد قرار دادن د . روز ١٢ دی ماه در واکنش به انتقاد شديد دو نماينده مجلس،
رحيم مشایی از سعيد ابوطالب و عماد افروغ به دادستان تھران شکايت کرده و آنان را به نشر اکاذيب عليه خود
متھم کرد! او فيلم را مونتاژ شده دانست و در شکوائيه ای خطاب به دادستان تھران نوشت که سعيد ابوطالب و
عماد افروغ مخالفت آشکار با دولت محمود احمدی نژاد دارند که وی در آن عضويت دارد و به علت آن چه که او
می خواند، « تحرک جدی و آشکار در توسعه صنعت گردشگری کشور » موفقيت ھای سازمان تحت مديريتش در
پيوسته در جھت تضعيف عملکرد او تلاش کرده ان د .
« بررسی دقيق و داوری قوه قضائيه » غلامحسين الھام، سخن گوی وقت دولت نيز اظھارنظر در اين زمينه را به
آقای رحيم مشایی پس از آن که متوجه رقص زنان در برنامه شده، جلسه را ترک » : موکول کرده، اما تصريح کرد
اين در حالی است که زمان فيلم مورد نظر يک ساعت و ٥ دقيقه و ٢٦ ثانيه بود. يک دقيقه و ٤٠ «. کرده است
ثانيه پس از آغاز مراسم در اين فيلم رقص زنان آغاز می شود و تا دقيقه ١٣ و ٣٠ ثانيه، سه رقص جداگانه برگزار
می شود که بر اساس فيلم موجود، در تمام اين صحنه ھا رحيم مشايی نيز حضور داشت. رحيم مشایی در نامه
نوشت که تصوير ويدئويی حضور او در مراسمی که با رقص زنان ھمراه بوده را سعيد ابوطالب « مرتضوی » خود به
گذاشته تا بدين ترتيب نشان دھد که او در مراسم خصوصی رقص شرکت « ايرانيوز » برای پخش در اختيار سايت
کرده است و به مسئول ايرانيوز نيز اطمينان داده که به ھيچ وجه نگران عواقب اين کار نباشد زيرا از حمايت
مجلس برخوردار است و با انتشار اين تصاوير فرصتی برای آقای مشایی باقی نخواھد ماند تا به دفاع از خود
از چشمه ھای جوشان توھم » بپرداز د . عماد افروغ که طرف شکايت رحيم مشائی قرار گرفته بود، اين شکايت را
خوانده و گفته بود که کميسيون فرھنگی مجلس از مدت ھا قبل قصد داشته گزارشی از آن چه « رحيم مشایی
آماده کن د . « ضعف شديد مديريت آقای رحيم مشایی خواند » وی
در ھمان زمان در شھرداری تھران، مشایی متھم به بدھکاری شد. وی تا آن زمان چندين ميليارد تومان بدھی بر
جای گذاشته و بودجه ساليانه سازمان متبوعش را ظرف شش ماه نخست سال به اتمام رسانده بو د . منتقدان
وی می گفتند با بررسی مدير جديد اين سازمان (فرھنگی و ھنری شھرداری تھران) مشخص شده که نزديک به
پنجاه ميليارد تومان از بودجه اين سازمان خارج از رديف خرج شده و تکليف ھفده ميليارد تومان از اموال سازمان
فرھنگی-ھنری شھرداری تھران در ھاله ای از ابھام است. اين ھمان پولی بود که بعدھا گفته شد، مشایی از
بيت المال برای رای آوردن احمدی نژاد ھزينه کرده است. اعطای وام به جوانان، تامين سالن ھای رايگان برای
ازدواج جوانان، کاروان ھای شادی در شھر، ورزش محله و اقداماتی از اين دست از جمله کارھای ھزينه بر
مشایی در سال پايانی دولت ھشتم برای ياری رساندن به احمدی نژاد بود.
٢٩ تير سال ١٣٨٧ اسفنديار رحيم مشايی، در ھمايش نوآوری و شكوفايی در صنعت گردشگری كه در محل
ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است. ...» : مركز ھمايش ھای صدا و سيما برگزار شد اظھار داشت
ھيچ ملتی در دنيا دشمن ما نيست اين افتخار است، البته ما دشمن داريم و ناجوانمردانه ترين دشمنی ھا در
پس از انتشار این « . دنيا به ملت ايران صورت می گيرد. ما مردم آمريكا را از برترين ملت ھای دنيا می دانيم
سخنان مشایی، موج شديدی از انتقادات آغاز شد. علی اردشير لاريجانی، ریيس مجلس شورای اسلامی، به
حوزه علميه قم اعتراض کرد. روزنامه ھای کيھان «. ما با مردم اسرائيل دوست نيستيم » : عنوان اولين منتقد گفت
و جمھوری اسلامی چند سرمقاله درباره اين موضوع نوشتند و مدام تکرار کردند که يا مشایی اشتباه گفته يا
خبرنگار به اشتباه خبر را نقل کرده و بھتر آن است که مشائی از مردم ايران معذرت خواھی کند.
ساکنان سرزمين ھای اشغالی فلسطين را » ششم مرداد ماه، معاون ریيس جمھور اظھارات پيشين خود درباره
«. غير سياسی خواند و تاکيد کرد که در بيان دوستی ملت ايران، نام ملت بر ساکنان اين سرزمين ننھاده است
چندی نگذشته بود که در اواسط مرداد ماه مشائی در کنفرانس خبری خود در کاخ گلستان با تاکيد دوباره بر
بنده به حرف ھايم افتخار می كنم و آن ھا را اصلاح نمی كنم بلكه ھزار مرتبه ديگر نيز » : سخنان قبلی اش افزود
تكرار می كنم كه ما آحاد مردم دنيا را دوست داريم و اين افتخار ماست كه چون اعتقاد و آرمان ھايمان انسانی
است در بين توده ھای مردم در دنيا دشمنی نداري م . مردم ايران با مردم آمريكا فرقی ندارند. ما با ھمه مردم دنيا
این بار مجلس و اصول گرايان فشار زیادی به احمدی نژاد آوردند تا «. دوست ھستيم حتا مردم آمريكا و اسرائي ل
معتقدم آقای مشایی ھم بايد » : مشایی را برکنار کند، اما این فشار تاثيری نداشت. احمد توکلی گفته بود
مايه تاسف است که معاون ریيس جمھور و ریيس سازمان » : علی مطھری نيز ابراز داشت «. استعفاء دھد و برود
ميراث فرھنگی، به تازگي مطالبی را بر زبان رانده اند که عواطف ھمه علاقه مندان به انقلاب اسلامی را جريحه
مشایی بايد به » بسيج دانش جويی دانشكده حقوق دانشگاه تھران ھم در بيانيه ای يادآور شد که «. دار ساخت
مجلس تا پای استيضاح ریيس جمھور ھم رفت، اما احمدی نژاد با قدرت تمام از «. فكر استغفار ھزار باره باشد
معاونش حمايت کرد. حتا توصيه ھای رھبر نيز تاثيری نداشت.
سی و يکم مرداد ماه، مشایی در حاشيه ثبت ملی آيين ھای نيمه شعبان در حالی كه در بين ده ھا دوربين
خدمتگزار ملت ھيچ گاه استعفاء نمی » : داخلی و خارجی احاطه شده بود درباره موضوع استعفای خود گفت
این مساله سبب شد که آيت لله ناصر مکارم شيرازی از مراجع عظام تقليد به ماجرای اظھارات اسفنديار «! دھد
رحيم مشايی و موضع گيری چند تن ديگر از مراجع قم مخصوصا آيات فاضل لنکرانی و نوری ھمدانی، موضع
ریيس جمھور برای ادامه دفاع از اين مھره کليدی دولت نھم وارد فاز تازه ای شد . در اواخر شھريور ماه سال
حرف آقای مشایی حرف دولت است، ملت » : ١٣٨٧ ، احمدی نژاد درباره گفت ه ھای رحيم مشایی، محکم تر گفت
ما و ملت ھا با مردم مشکلی ندارند، ما براي رژيم صھيونيستی نه دولت قائليم و نه ملت. ما اصولا آن را به
رسميت نمی شناسي م . ضمن احترام به ھمه کسانی که اظھارنظر کردند به خصوص نمايندگان عزيز مجلس و با
تشکر از حساسيتی که نشان دادند و درست ھم ھست، اما در اين جا اظھار می کنم که رحيم مشایی مظلوم
را به کار نبرد و به کار نبرده است. رحيم مشایی، سی سال « ملت اسرائيل » واقع شد، زيرا وی ھيچ گاه واژه
«. پاک، انقلابی و فداکار زندگی کرده است، اما به نظرم با اين ماجرای اخير، مظلوم واقع شد
سرانجام روز ٢٩ شھريور، خامنه ای در خطبه ھای نماز جمعه تھران در اين خصوص اظھارنظر کرد و برای پايان
يک نفر پيدا می شود درباره مردمی که در اسرائيل زندگی می کنند يک اظھار نظری » : دادن به اين ماجرا گفت
می کند، البته اين اظھار نظر، اظھار نظر غلطی است. اين که گفته شود ما با مردم اسرائيل ھم مثل مردم ديگر
نقاط دنيا دوستيم اين حرف درستی نيست، حرف غيرمنطقی اس ت . مردم اسرائيل مگر چه کسانی ھستند؟
ھمان کسانی ھستند که غصب خانه، غصب سرزمين، غصب مزرعه و غصب تجارت به وسيله ھمين ھا دارد
انجام می گيرد . سياھی لشکر عناصر صھيونيست ھمين ھا ھستن د . حالا کسی حرفی می زند اشتباه، عکس
العمل ھايی ھم در مقابل آن نشان داده می شود. خوب مساله را بايد تمام کرد. اينکه يک روز يک نفر از اين
طرف بگويد، يکی از آن طرف بگويد، يکی اين جور استدلال کند، يکی از آن طرف حرف بزند، اين درست نيست،
اين التھاب آفرينی است؛ حرفی بود گفته شد و اشتباه بود و تمام. موضع جمھوری اسلامی و موضع دولت
«. جمھوری اسلامی ھم اين نيس ت
با احترام به استحضار » : در واکنش به سخنان آيت لله خامنه ای، رحيم مشایی در نامه ای خطاب به او، نوشت
می رساند نظر به بيانات روشنگر حضرت عالی در خطبه ھای امروز نماز جمعه تھران كه مانند ھميشه فصل
الخطاب بوده و خواھد بود، اينجانب ضمن اعلام تبعيت كامل خود از ديدگاه آن حضرت در موضوع مردم سرزمين
ھای اشغالی تاكيد می نمايد كه به عنوان سربازی كوچك در دولت خدمتگزار تمامی مساعی خود را در چارچوب
سياست ھای نظام مقدس جمھوری اسلامی ايران كه از سوی حضرت ولی امر مسلمين تعيين و تبيين می
گردد، به كار خواھم بست. بديھی است كه موضع اينجانب در موضوع مبارزات ملت مظلوم فلسطين و ر ژيم
غاصب و جنايت كار اشغال گر چنان كه در سخن رانی ھا و مصاحبه ھای فراوان از ابتدای پيروزی انقلاب
اسلامی، آشكارا بيان كرده ام، ادامه مبارزات حق طلبانه مردم فلسطين و بازپس گيری سرزمين ھای اشغالی
اس ت . اينجانب به نابودی صھيونيسم جھانی يقين دارم و آن را در دسترس می دانم و پيروزی نھايی حق طلبان
را نزديك دانسته و برای نصرت آنان و ملت شريف و مومن و انقلابی ايران در سايه سلامت و بقای عزت مند
حضرت مستطاب عالی در ظل توجھات حضرت ولی عصر بھترين و خالصانه ترين ادعيه را به درگاه خدواند متعال
«. عرضه می نمايم
علی مطھری نماينده تھران، روز ٢٨ مھر ماه ٨٧ پرده از راز ماجرای سخنان مشایی برداشت و يادآور شد:
سخنان مشایی درباره دوستی با مردم اسرائيل سخنان حساب شده ای بود و دولت ايران از اين طريق می »
حداقل » : مطھری افزود «. خواست پيام بدھد تا مشکلش را در پرونده ھسته ای با آمريکا و اسرائيل حل کند
انتظار ما اين بود که ریيس جمھور به ايشان تذکر بدھد و توبيخ اش کند. ھمين مقدار نيز کافی بود. ديگران نيز
مساله را دنبال نمی کردند. اما ديديم که آقای احمدی نژاد آن قدر ايستادگی کرد تا اين که رھبر انقلاب نيز وارد
ماجرا شدند و تذکر دادن د . البته ما می دانستيم که سخنان مشایی، نظر خود ریيس جمھور است. علت سئوال
ما نيز ھمين بود که ما می دانيم اين، حرف آقای مشایی به تنھايی نيس ت . فکر می کنم سخن آقای مشائی
درباره دوستی با مردم اسرائيل حرف حساب شده ای بود. دولت ايران می خواست به آمريکا و اسرائيل پيام
«. بدھد تا مشکل شان در جای ديگری حل شود. در کجا؟ در مسائل ھسته ای
این ماجرا دامه با موضع گيری آيت لله صافی گلپايگانی، آيت لله مکارم شيرازی و دیگر روحانيون با نفوذی چون
وحيد خراسانی، نوری ھمدانی ادامه یافت.
به تاريخ ١٨ آبان « دومين ھمايش فرصت ھای سرمايه گذاری در صنعت گردشگری ايران » در چنين شرایطی، در
ماه ١٣٨٧ ، در حضور اسفنديار رحيم مشائی ریيس سازمان ميراث فرھنگی و گردشگری، ھنگام شروع مراسم و
قبل از تلاوت قرآن، ١٢ خانم با لباس محلی دف زنان به ھمراه يکی از خوانندگان کرد کشور، روی سن آمده و در
حالی که قرآن را در سينی گذاشته بودند با حالات ريتميک، آن را به قاری تحويل داده و سن را ترک کردند و
سپس قاری مراسم، کريم منصوری شروع به تلاوت قرآن کرد. پس از پايان تلاوت قرآن، دوباره اين افراد به ھمان
صورت روی سن آمدند و در حالی که دف می زدند قرآن را تحويل گرفته و سن را ترک کردند. آن طور که رضا
موسوی، سخن گوی سازمان ميراث فرھنگی و گردشگری می گفت، مراسم حاملان قرآن يادآور فتح مکه توسط
پيامبر بزرگوار اسلام است که در اين مراسم آيينی، قرآن با احترام خاص و طی مراسم ويژه ای حمل شده و به
قاری سپرده می شود و ھدف از انجام اين مراسم نشان دادن شان و منزلت والای قرآن کريم در ميان مسلمانان
اس ت . با وجود ایت توضيحات باز ھم روحانيون، نسبت به آن اعترض کردند و آيت لله استادی ھم در خطبه ھايش
در اين کنفرانس تعدادی زن با پوشيدن لباس ھای محلی و برخی کارھا اقدام به آوردن » : در جمع مردم قم گفت
قرآن برای قاری کرده اند که برخی افراد آن را اھانت به قرآن کريم دانسته اند. اگر اين عمل در قالب اھانت به
با توجه به مصالح ملی، قرآن را » : کريم منصوری نيز گفت «. قرآن نگنجد نمی توان آن را احترام به قرآن دانس ت
او که از قاريان سرشناس حکومت «. تلاوت کردم و گرنه تمايلی نداشتم که در اين اقدام عجيب ھمکاری کنم
کرمی راد، نماينده مردم «. نمی دانستم قرار است اين گونه قرآن را به من بسپارند » : اسلامی است، گفت
اين چندمين غلطی است که توسط ریيس سازمان ميراث فرھنگی علی رغم » : کرمانشاه در مجلس گفت
تذکرات فراوان به وی در دوره تصدی اين سمت در دولت اصول گرا اتفاق می افتد و در عظمت قرآن ھم ھمين
بس که دشمنان از آن در ھراسند و اين حرکت سازمان گردشگری موجبات تاسف مراجع و بزرگان دين را فراھم
کرده اس ت . مشایی ضمن عذرخواھی از مردم بايد از اين مسئوليت کنار برود و آن را به دست اھل آن بسپارد تا
لاله افتخاری، ریيس فراکسيون قرآن و عترت مجلس «. ديگر شاھد چنين اتفاقی در دولت اصول گرا نباشيم
در يکی از مراسم ھای سازمان ميراث فرھنگی و گردشگری « وھن قرآن » شورای اسلامی نيز با اشاره به
خواستار برکناری فوری مشایی از مناصب دولتی ش د .
بدین ترتيب، شھرت مشایی، بيش تر به خاطر نظریه پردازی ھایی ھست که جالب و شنيدنی ھستند. از بحث
حجاب گرفته تا انرژی ھسته ای و ظھور امام زمان و... اخيرا ھم اظھار نظرش در مورد مکتب ایران و اسلام، قابل
ھدف ما از اين پس معرفی » : توجه است. او، در مراسم اختتاميه ھمايش ايرانيان مقيم خارج از كشور گفت
و این گفته او باعث شد تا بار دیگر انتقادات به عملکرد وی شدت گيرد. اما «. مكتب ايران است نه مكتب اسلام
این اظھانظرھا نه از روی سھو و ناگھانی، بلکه درباره آن ھا در تيم احمدی نژاد بحث و گفتگو و توافق صورت می
گيرد و سپس او آن ھا را با ھدف افکارسازی به جامعه می برد.
مشایی ھم اکنون ١٨ پست و مسئوليت ھای زیر را برعھده دارد:
ریيس دفتر ریيس جمھور ( ٣ مرداد ١٣٨٨ )؛ سرپرست نھاد ریاست جمھوری ( ٢٨ شھریور ١٣٨٨ )؛ نمایندگی ویژه »
؛( ریيس جمھور جھت تصميم گيری در مورد نحوه اجرای اختيارات ھيات وزیران در امور نفت ( ٣٠ مھرماه ١٣٨٨
ریاست شورای ھماھنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی ( ١٠ آبان ١٣٨٨ )؛ دبير کميسيون فرھنگی دولت ( ١٩ آذر
١٣٨٨ )؛ ریاست گروه مشاوران جوان ریاست جمھوری ( ۶ اسفند ١٣٨٨ )؛ مسئوليت انتصاب مدیر عامل صندوق
مھر امام رضا؛ مسئوليت کنترل و نظارت مرکز امور حقوقی بين المللی ریاست جمھوری؛ نماینده تام الاختيار
ریيس جمھور در ستاد مرکزی راھيان نور؛ ریيس کارگروه زیارت و فرھنگ رضوی؛ عضویت در شورای فرھنگی
دولت با حکم رئيس جمھور؛ ریيس کميته عالی در مورد طرح خط لوله گاز ایران - پاکستان - ھند؛ نماینده ریيس
جمھور در شورای نظارت بر صدا و سيما؛ جانشين ریيس جمھور در شورای عالی ایرانيان خارج از کشور ( ( ٨
مرداد ١٣٨۵ )؛ ریيس مرکز مطالعات جھانی شدن ( ٩ دی ١٣٨۶ )؛ عضو کميسيون اقتصادی دولت؛ نظارت بر کار
سخن گوھای دولت و ریيس شورای اطلاع رسانی دولت؛ نماينده ويژه رييس جمھور در امور خاور ميانه.
و فاميل ھاست. در این ميان، جشن « آقازاده ھا » در واقع بيش ترین قدرت در حکومت اسلامی، در دست
عروسی پسر احمدی نژاد و مشایی در مھر ماه ١٣٨٧ برگزار شده بود. برخی خبرگزاری ھای دولتی آن موقع
مراسم ازدواج نزدیک به ٤ ساعت طول کشيد که پذیرایی با ميوه و شيرینی بود و نماز جماعت » نوشته بودند
مغرب و عشا ھم به امامت احمدی نژاد برگزار شد. از شام ھم خبری نبود به ھمين سادگی...؟!
ھمه وقایع و سوژه رحيم مشایی، نشان می دھد که ماجرای عروسی دختر و پسر احمدی نژاد و مشایی به
ھمين سادگی ھا نبوده و ميليارد دلار پول و ثروت ھای بادآورده و قدرت در پشت پرده ماجرای آن خوابيده است.
اصولا اگر با این چشم ھم به مشایی نگاه کنيم بيش تر می فھميم که چه درندگانی بر کشور ما حکم رانی می
کنند. رحيم مشایی، پدر زن پسر ریيس جمھور که کلا با انواع حکومت خانوادگی موفق شده ھفدھمين شغل
مشایی با ١٧ شغل متفاوت رکورد الھام را » خودش را ھم به دست بياورد. چندی پيش رسانه ھا اعلام کردند که
شاید این ھمه شغل و پست ھای بالا در اختيار یک نفر، آن ھم در حالی که ميليون ھا نفر از جمله «. شکست
در صفوف حکومت نيست، بلکه « قحط رجال سياسی » بخش زیادی از تحصيل کردگان کشور بی کارند حاکی از
ھدف اصلی تمرکز قدرت حکومتی در دست یک تيم کوچک است.
یکی از ویژگی ھای تيم احمدی نژاد و به ویژه تفسير جدید آن ھا از دیانت، در واقع ھدف به حاشيه راندن
در این ميان، «. از مكتب اسلام دریافت ھای متنوعی وجود دارد » : روحانيت را مدنظر دارد. رحيم مشایی می گوید
تيم احمدی نژاد دریافت دیگری از اسلامی دارد. مثلا اصلاح طلبان ھنوز به ميراث خمينی چسبيده اند در حالی
که تيم احمدی نژاد به فکر کنار زدن روحانيت سنتی از حاکميت است. با مثلا انتخاب وزیر زن. طرح آشکار و نھان
تاکنون این ھا خط قرمزھای حکومت اسلامی و تابوھای سياسی آن بوده است. به .« شيطان بزرگ » مذاکره با
معنای واقعی ریاست جمھوری ھای قبلی چنين جراتی را نداشتند. حتا یک بار خبرنگاری از محمد خاتمی ریيس
جمھور وقت، درباره انتخاب وزیر زن سئوال کرده بود که خاتمی در جواب او گفته بود با انتخاب زن وزیر نباید ریسک
کرد. این تيم می خواھد با به حاشيه راندن عناصر سنتی حکومت، به ویژه روحانيت کل حکومت را در اختيار
بگيرند. حتا به نظر می رسد به ویژه در رابطه با ماجرای مشایی، خامنه ای نيز دنباله رو سياست ھای احمدی
نزاد شده است.
حسين شریعتمداری، به عنوان مدیر مسئول مھم ترین تریبون اصول گرایان در این جدال نقش اساسی ایفاء می
کند و نماینده رھبر در این تریوبن است. بر این اساس، ھنگامی که او در این باره اعلام موضع می کند صورت
مساله شکل دیگری به خود م ی یرد.
شریعتمداری، در یکی از مقاله ھای خود، در عين دفاع کامل از محمود احمدی نژاد، اظھارات مشایی را با مواضع
اظھارات آقای رحيم مشایی تکرار بی کم و کاست ھمان » : منافقين و سلطنت طلبان یکی دانست. او، نوشت
«. دیدگاه ھای شرک آلود و استعمارپسند گروھ ک ھای حقيری نظير منافقين و سلطنت طلب ھا و... است
در واقع شریعتمداری، در مقاله خود تلاش دارد که رویکرد و مواضع محمود احمدی نژاد را از ریيس دفتر او جدا کند،
در مورد احمدی نژاد سخن می گوید، اما با « ریيس جمھور محبوب مان » و « برادر عزیزمان » با عباراتی ھم چون
وجود این که مشایی را قائم مقام رئيس جمھور م یداند از او یک ھيولا می سازد.
شریعتمداری که بازجویی و شکنجه زندانيان سياسی در سال ھيا اوایل انقلاب در زندان اوین را در کارنامه
خود دارد و نماینده رھبر در ارگان سرکوب و سانسور مھمی چون کيھان نيز ھست قطعا می داند «!؟ درخشان »
که ریيس دفتر بدون مشورت و تبادل نظر با ریيس اش اظھارنظر نمی کند. ان ه مدر شرایطی احمد نژاد به
صراحت می گوید سخنان مشایی سخنان دولت است. بنابراین، عميق تر شدن شکاف در ميان اصول گرایان
اجتناب ناپذیر است. از این رو، نه تنھا چھره ھای شاخص اصول گرایان چون برادران لاریحانی، توکلی، نادران،
مطھری، شریعتمداری، بلکه رھبر نيز نگران نه تنھا عميق تر شدن این شکاف، بلکه نگران روزی است که تيم
احمدی نژاد به او نيز چون آیت لله صانعی، کروبی، خاتمی، رفسنجانی، دستغيب و... حمله کنند؟! از این رو،
شاید بيش ترین ترس کنونی خامنه ای نه از اصلاح طلبان، بلکه از قدرت گيری تيم احمدی نژاد است!
سئوال این است که آیا محمود احمدی نژاد در مسير اسفندیار رحيم مشایی حرکت می کند یا این که این دو ھر
یک راه جداگانه ای در پيش گرفته اند؟ اظھارات محمود احمدی نژاد موید این مطلب است که او مواضع مشایی را
نه تنھا می پذیرد بلکه موضع دولت می داند.
این تيم تجربه زیادی در جنگ، سازمان دھی سرکوب و کشتار، رعب و وحشت و ترور، شکنجه و اعدام دارند. این
تيم دوران کارآموزی سياسی - نظامی خود را در سال ھای نخست انقلاب و دوارن جنگ در مناطق بحرانی کشور
چون آذربایجان غربی و کردستان گذرانده اند. برای مثال، اسفندیار رحيم مشایی در قرارگاه رمضان در کردستان،
را به عھده « کومه له » مسئوليت طراحی و سازمان دھی سرکوب و ترور رھبران، اعضاء، کادرھا و پيشمرگان
داشت. بر این اساس، آن ھا به ھيچ کس، حتا منتقدین خود نيز رحم نمی کنند. سازمان دھی ترور و اعدام برای
آن ھا از آب خوردن نيز ساده تر است. اما تمام مشغله امروزی تيم احمدی نژاد را کنار آمدن با غرب در سطح بين
المللی و برپایی دولت آھنين در داخل کشور گرفته است. الگوی آن ھا، حکومتی مشابه دولت سوریه است که
ریيس جمھوری مادام العمر است و از بازی ھای انتخاباتی نيز خيال شان راحت است. در نخستين اقدام باید از
دست رقيب ھای بين المللی خود، راحت باشند و کليد آن نيز در دست دولت آمریکاست تا سرکوب ھای
شدیدتری را در داخل کشور راه بياندازند. شاید مردم چنين فرصتی را برای کليت حکومت اسلامی ندھند. اما در
ھر صورت ارتقاء پست و مقام اسفندیار رحيم مشایی در دولت از سوی محمود احمدی نژاد، آن ھم در شرایطی
که کاسه صبر متحدین اصول گرایشان از تکرار جنجال ھای مشایی لبریز شده است، نشان دھنده مشت آھين
توسط ریيس دولت است. البته به شرطی که حکومت اسلامی سر پا بماند؟!
یکم شھریور ١٣٨٩ - بيست و سوم اوت ٢٠١٠

۱۳۸۹ شهریور ۲, سه‌شنبه

دو ديدگاه ​: طالقاني و شاملو

تأملی بر گفتار دکتر همايون کاتوزيان در باره کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢


توضيحی کوتاه درباره دلايل پيوند مفاهيم«آزادی و استقلال »

دربين طرفداران «راه مصدق»

*****

تأملی بر گفتار دکتر همايون کاتوزيان در باره کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢

Your browser may not support display of this image.

دکتر منصور بيات زاده

سازمانهای جاسوسی دولتهای استعمارگر انگليس و ايالات متحده آمريکا با کمک و ياری بخشی از نيروهای ارتجاعی و وابسته که شامل بخشی از نيروهای ارتش ،ازجمله ارتشيان بازنشسته ، تعدادی از بزرگ مالکين ، بعضی از بازاريان ، گروهی از رهبران مذهبی و عده ای از چاقوکشان ،اوباش و اراذل چاله ميدانی و زنان روسپی ساکن محله معروف به دروازه قزوين ( شهرنو ـ بعد از کودتا معروف به قلعه زاهدی ) در ٢٨ مرداد ١٣٣٢عليه دولت ملی و قانونی دکترمصدق درمخالفت و مقابله با «آزادی و استقلال سياسی (حاکميت ملی ـ اشتات سوورنيتت) »، کودتا کردند! (١)

درباره چگونگی امرسرنگونی دولت ملی و قانونی دکترمصدق تاکنون از زوايای مختلف ، نوشته های تحقيقی و علمی ، کتابهای تاريخی و مقالات سياسی تحرير شده و بيانيه ها ، اعلاميه ها و قطعنامه های سياسی صادر گرديده است. (٢)

دربسياری از نوشته ها، تحليل ها و تفسيرها چنين نتيجه گيری شده است که کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ در وطنمان ايران، « فاجعه » ای بزرگ آفريد. آن « کودتا » به روند برقراری «حاکميت قانون» و قانونمداری که درحال شکل گيری و انکشاف بود، پايان داد و در عوض کمک به استقرار رژيم ديکتاتوری محمدرضا شاهی که با گذشت زمان حتی به رژيم استبدادی تبديل شد، نمود. بر« استقلال سياسی (حاکميت ملی ـ اشتات سوورنيتت)» (٣) که در اثر مبارزات ملی شدن صنعت نفت برهبری دکتر محمد مصدق عليه سياست و عملکردهای استعماری دولت انگليس ( که دولتی در دولت ايران بوجود آورده بود )، بدست آمده بود ، خط بطلان کشيد؛ مسائلی که در نهايت بضرر شکل گيری يک جامعه مدنی و قانونمدار تمام شد. همچنين نبايد از خاطر بدور داشت که تأثيرات منفی آن کودتای شوم به روند اصلاح طلبی و آزاديخواهی و شکل گرفتن جامعه مدنی و قانونمدار در کل کشورهای خاورميانه صدمه بزرگی وارد نمود!

طرفداران رژيم وابسته به امپرياليسم محمدرضاشاه پهلوی و در رأس آنها، «پهلويست ها»، باوجود اسناد و مدارک زيادی که دلالت بر توطئه و دخالت مأمورين سازمانهای جاسوسی سيا و انتلجنت سرويس در سرنگونی دولت ملی و قانونی دکترمصدق در ٢٨ مرداد ١٣٣٢ دارند، هنوز مدعی هستند ، که سرنگونی دولت دکتر مصدق دراثر کودتا نيروهای ارتجاعی ايران برهبری سازمانهای جاسوسی سيا و انتليجنت سرويس نبوده است ، بلکه دولت دکتر مصدق طی «قيام ملی» و «رستاخيز ملت» سرنگون شد.

اما برعکس ادعای «پهلويست» ها:

ــ روزنامه نیویورك تایمز گزارشی از سیا را به چاپ رساند که به عمليات مشترک آمريکا و بريتانيا در سال ١٩٥٣ (١٣٣٢) برای سرنگونی مصدق نخست وزير ايران مربوط می شد. (٤)

ــ خانم «مادلین البرایت» وزیر امور خارجه اسبق آمریکا در زمان رياست جمهوری پرزيدنت کلينتون،طی یک سخنرانی در کنفرانس روابط ایران و امریکا در تاریخ ٢٧ اسفند ماه ١٣٧٨ در آمریکا،اعتراف کرد که: «در سال ١٣٣٢ ،ايالات متحده امریکا نقش مهمی در هماهنگ کردن سرنگونی رژیم مردمی محمد مصدق بازی کرد.دولت آیزنهاور بر این باور بود که این عمل،به خاطر دلایل استراتژيک قابل توجیه بوده است.ولی این کودتا به وضوح،مانعی برای تحولات سیاسی ایران بود. بنابراین به سادگی می توان درک کرد که چرا ایرانیان هم چنان از این مداخله آمریکا در امور داخلی خود خشمگین هستند... » (٥)

ــ جک استراو ( وزير خارجه اسبق انگليس ـ دولت بلر) همچون مادلين البرايت وزير خارجه دولت پرزيدنت کلينتون، علنأ اقرار کرده اند که سازمانهای جاسوسی آن کشورها در کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ شرکت داشته اند.( ٦)

ــ پرزيدنت کلينتون رئيس جمهور اسبق آمريکا در ژانويه ٢٠٠٥ در نشست کنفرانس «مجمع جهانی اقتصاد در داووس» بيان می دارد که دولت ايالات متحده آمريکا در کودتای ٢٨ مرداد دخالت داشته است . همچنين او در همان نشست اقرار می کند که دولت ايالات متحده آمريکا در جنگ عراق و ايران، از صدام حسين عليه ايران حمايت نموده است. (٧)

با توجه به مسائلی که اشاره رفت ، با صراحت می توان بيان داشت که «ارزش» دفاع از «استقلال و حاکميت ملی ـ اشتات سوورنيتت » ، جايگاهی در «هويت سياسی» آن بخش از سلطنت طلبان که کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ را بعنوان «قيام ملی» و «رستاخيز ملت» تبليغ می کنند، ندارد! درغير اينصورت آنها نيز می بايستی حداقل بخاطر حضور مستشاران نظامی آمريکائی در ايران ، که صاحبمنصبان و درجه داران بالای ارتش شاهنشاهی مجبور به اطاعت از اوامر و دستور حتی گروهبانها و استوارهای آمريکائی بودند، معترض باشند که چنان روابطی هيچگونه رابطه ای با «مستقل» بودن يک کشور باستانی ندارد!

اما از شاهنشاهی که تاج و تختش را مديون سازمانهای جاسوسی و يکعده جاسوسان بيگانه همچون برادران رشيديان، آخوندهای درباری همچون آيت الله بهبهانی ، رجاله ها و چاقوکشان چاله ميدان و زنان روسپی شهرنو در محله دروازه قزوين شهرتهران( قلعه زاهدی ) می دانست ، نمی شد انتظار ديگری داشت!

محمدرضاشاه پهلوی بعد از پيروزی کودتا بخاطر قدردانی و تشکر از کرميت روزولت رئيس بخش خاورميانه «سيا» ، همان فردی که با کمک ژنرال شوارتسکف ، سپهبد زاهدی ... مقدمات کودتای شوم ٢٨ مرداد ١٣٣٢ را طرح ريزی و بعدأ آنرا رهبری نموده بودند، می گويد:

« من تاج و تختم را از بركت خداوند، ملتم و ارتشم و شما دارم... و هرگاه فاطمي را به خاطر سرنگوني مجسمه‌هاي من و پدرم پيدا كنم، بي‌درنگ اعدامش خواهم كرد.» (٨)

سپهبد امير حسين ربيعی آخرين فرمانده نيروی هوايی شاهنشاهی در رابطه با حضور و قدرت آمريکائيها در ايران می گويد:

« ٥ شش روز مانده بود که شاه برود، سروکله هايزر پيدا شد، قره باغی گفت بيائيد جلسه داريم، وقتی آمديم هايزر آمد آنجا نشست و مقدم که در جلسه بود فرار کرد و رفت، هايزر گفت من آمده ام که به شما بگويم شاه بايد برود، بهمين سادگی، به مقدسات عالم بزرگترين ضربه است در زندگی من که تازه فهميدم اصلا شاه درست مثل يک ساختمانی است که بيک چوب پوسيده لغزان سوار است، درست مثل اينکه دم يک موش را بگيرند و بياندازند بيرون.».!(٩)

البته اين تنها «پهلويست ها» نيستند که سعی دارند، رويدادهای تاريخی را برپايه تمايلات و علاقه شان ترسيم کنند، حتی برخی از نويسندگان، تاريخ نگاران و حتی فعالين سياسی متمايل به «سياست های دولتهای غربی » وجود دارند که طی نوشته ها و اظهارنظر، کوشش می کنند چنين جلوه دهند که در امر سرنگونی دولت دکتر مصدق ، تصميمات اتخاذ شده از سوی دکتر مصدق رهبر نهضت ملی ، آنهم تکيه کردن دکتر مصدق بر اصل استقلال و حاکميت ملی ايران ( اشتات سوورنيتت )، آن «فاجعه » را آفريد و نه سياست های هژمونی طلبانه و عملکردهای استعماری دولت های انگليس و ايالات متحده آمريکا، سياست و عملکردهائی که در مغايرت کامل با تمام قوانين بين المللی قرار داشت!

در واقع چنين نويسندگان، مورخين و فعالين سياسی که برای توجيه اظهارات و ادعاهای خود، انتقاد به عملکرد و سياستهای «حزب توده » و متهم کردن دکترمصدق به بی توجهی به اصول قانون اساسی ، آنهم بدين خاطر که چرا به سرکوب و قلع وقمع توده ايها نپرداخت و با توسل به خشونت و قهر سعی ننمود صدای دگرانديشان و منتقدين و مخالفين خود را خفه کند؛ برای دولتهای استعمارگر انگليس و ايالات متحده آمريکا ، برخلاف تمام قوانين بين المللی و حتی قانون اساسی مشروطه، در امر دخالت در امور داخلی ايران،«حقوق ويژه» قائل می شوند!! نظرات و عقايدی انحرافی ،که نمی تواند مورد تائيد افرادی همچون ما سوسياليست های مصدقی که خود را از طرفداران « راه مصدق» می دانيم، قرار گيرد!

فردی و يا سازمانی نمی تواند خود را «مصدقی» و طرفدار «راه مصدق» بداند، ولی از استقلال سياسی و حاکميت ملی ايران ( اشتات سوورنيتت ) دفاع نکند و يا با دخالت بيگانگان و نيروهای استعمارگر، در امور داخلی ايران مخالف نباشد!!

آقای دکتر همايون کاتوزيان که از پايه گذاران سازمان سياسی بنام «جمهوريخواهان ملی ايران» بود ، در مصاحبه ای که در سايت پارلمان نيوز تحت عنوان « پرونده دولت مصدق و كودتای ٢٨ مرداد به روایت همایون كاتوزیان» منتشر شده است همچنين اظهار کرده اند:

«... اما هیچ فرد یا جریان اجتماعی صرفا به خاطر مخالفت دیگران شكست نمی‌خورد بلكه كارهایی كه خودش می‌كند و نمی‌كند نیز در آن تاثیردارد. مصدق اولا اگر در برابر قانون شکنی و تهمت و افترا و فحش و فضيحت آشوبگری توده ای ها و عناصر دست راستی (که درماه های آماده شدن برای کودتا عنان بيشترشان در دست قدرت های خارجی بود) قانون را اجراء می کرد و آنها را طبق قوانين موجود وادار به رفتار مدنی و قانونی می کرد،و ثانيأ اگر دعوای نفت را به بهترين شيوه ممکن درآن زمان حل می کرد ممکن نبود نهضت ملی به آن ترتيب سرکوب شود». (١٠)

البته منظور اين استاد محترم دانشگاه آكسفورد، از «بهترين شيوه ممکن درآن زمان» ، پيشنهاد مطرح شده از سوی «بانک جهانی» بود.

در حاليکه دکتر کاتوزيان در همين گفتگوی منتشر شده در سايت پارلمان نيوز، اذعان می دارد:

« اما هدف از ملی کردن نفت فقط بالابردن درآمد نفتی ايران نبود بلکه ـ حتی مهم تر از آن ـ کوتاه کردن دست شرکت مزبور[شرکت نفت انگليس ـ بيات زاده] از دخالت در امور سياسی ايران و نيز حکومت ضمنی آن در استان خوزستان بود.

درهرحال معنای ملی کردن اين بود که نفت ايران از تصاحب و تسلط شرکت سابق بيرون آيد و متعلق به ايران شود.»؛ بدون اينکه خود به اين موضوع توجه نمايد که اگر بنا ميبود که « نفت ايران متعلق به ايران شود.». جايگزين کردن «شرکت نفت انگليس» بوسيله «بانک جهانی»، ديگر چه صيغه ايست؟

با توجه به اين واقعيت که دکترمصدق با هر نوع «استيلای خارجی » مخالف بود. و در کتاب «خاطرات و تألمات…» در پاسخ به اظهارات و ادعاهای شاه در کتاب«مأموريت برای وطنم»، در بخش ١٨ پاسخ ها، می نويسد:

« مبارزه ای که ملت ايران نمود از نظر تحصيل پول نبود بلکه برای بدست آوردن آزادی و استقلال تام بود و نظر باينکه حل مسئأله نفت با شرکت انگليس مخالف عقيده ملت ايران و آزاديخواهان بود که سالها ابراز شده بود از شخص من ساخته نبود که باز پای شرکت نفت را در معادن ايران بازکنم و افکار عمومی کشور را نديده بگيرم. فرض کنيم که غرب احتياج بخريد نفت از ايران نداشت، پس چاره ی منحصر بفرد اين بود که ملت ايران خود در استخراج نفت اقدام کند و يک ملت آزاد بتواند هرطور که صلاح کار خود را بداند عمل کند. چه بسيار از دول که درآمدی از نفت ندارند ولی از آزادی و استقلال و يک زندگی شرافتمندانه برخوردارند.

پذيرفتن اصل ملی شدن صنعت نفت و بهره برداری شرکت انگليس از معادن نفت دو موضوعی است متضاد که غير از شخص شاهنشاه هيچ فردی قادر نيست آن دو را با هم جمع کند. اگر صنعت نفت ملی شده دخالت يک شرکت خارجی مورد نداشت و چنانچه شرکت خارجی کماکان در بهره برداری از معادن دخالت کند صنعت نفت ملی نشده وضعيت همان است که بود. قبل از آمدن استوکس بايران شرکت سابق نفت با پرداخت ٥٠ ـ ٥٠ موافقت کرده بود ولی مجلس پانزدهم از نظر افکار عمومی نتوانست آن را قبول کند و رد نمود.

قرارداد ٥٠ ـ ٥٠ و بالاتر ار آن ٢٥ ـ ٧٥ که شاهنشاه آن را بزرگترين خدمتی می دانند که به مملکت فرموده اند ارزشی ندارد. چونکه دولت در عمل بهره برداری دخيل نيست و شرکت هرقدر که خواست بدولت بدهد عايدات را بهمان نسبت قلمداد می نمايد و کماکان دولت و ملت هر دو تحت استيلای خارجی خواهند بود.»(١١)

با توجه به محتوی نقل قول نظرات دکتر مصدق، همانطور که قبلا نيز اشاره رفت ، مصدق می بايستی «استيلای بانک جهانی» را بجای «استيلای شرکت نفت انگليس» می پذيرفت تا بتواند از سرنگونی دولت خود جلوگيری کند.

از محتوی اظهارات اين استاد محترم دانشگاه آکسفورد که گويا وظيفه اش بعنوان «محقق و تاريخ نگار»، مغشوش جلوه دادن مسائل تاريخی است و نه بازگوکردن اسناد و مدارک و تفسير صحيح از رويدادها و افشای سياستهای هژمونی طلبانه و عملکردهای استعماری دول انگليس و ايالات متحده آمريکا، می توان چنين نتيجه گرفت که گويا حق سرکوب و سرنگونی دولت های ملی و قانونی از «حقوق ويژه» دولتهای استعمارگر انگليس و ايالات متحده آمريکا بوده ، و از لحاظ حقوقی و سياسی هيچ اشکالی نداشته است که مأمورين آمريکائی برای ايجاد بلوا در روز ٢٨ مرداد ٣٩٠ هزار دلار پول در بين عده ای از روحانيون ، افسران ارتش، اوباش و اراذل، روسپی های «شهرنو»،... تقسيم کردند. باوجود اين ، آن جناب براين واقعيت سرپوش می گذارد، که اگر دکتر مصدق «پيشنهاد بانک جهانی» را می پذيرفت، خود شخصأ بنظرات ملی گرائی اش و ارزش های نهضت ملی ايران، ازجمله اصل «حاکميت ملی ـ اشتات سوورنيتت»، پشت کرده بود ، چونکه ، «استيلای خارجی» را پذيرفته بود. آيا با اتخاذ چنان تصميماتی ، اصولا از«نهضت ملی» چيزی باقی می ماند که بعدأ احتياج به سرکوب از سوی نيروهای ارتجاعی طرفدار دولتهای استعمارگر انگليس و ايالات متحده آمريکا داشته باشد؟!

و اما باتوجه بنظرات آقای دکتر همايون کاتوزيان در انتقاد از دکتر مصدق بخاطر پافشاری و اصرار رهبرنهضت ملی در دفاع از اصل «استقلال »، اصراری که سبب سرکوب نهضت ملی و کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢شد. برای من اين سئوال مطرح است که در چه رابطه ای و چرا و بچه دليل اين جناب دکتر، در شانزدهم آذر ١٣٦٢ (٧ دسامبر ١٩٨٣) توافق کرده بود تا در انتخاب نام «سازمان جمهوريخواهان ملی ايران » ، واژه «ملی» را به «جمهوريخواهان» اضافه نمايند . آيا از واژه « ملی» بخاطر زينت بخشيدن به «جمهوريخواهان» استفاده شده بود و يا اينکه آن «واژه» چون دارای بار سياسی مشخصی، يعنی بيانگر طرفداری از استقلال سياسی (حاکميت ملی ـ اشتات سوورنيتت ) می باشد، مورد استفاده او و ديگر دوستانش در آنزمان قرار گرفت ؟!

اگر تاريخ نگاران ، فعالين و کوشندگان فرهنگی و سياسی برپايه اسناد و مدارک مستند ، باتوجه به محتوی سياست و خواست ها و اهداف دکتر مصدق و سمت و سوی مبارزات و فعاليت های نهضت ملی ايران و همچنين محتوی سياست هژمونی طلبانه و عملکرد دولتهای استعمارگر انگليس و ايالات متحده آمريکا، بيغرضانه «کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ » را مورد ارزيابی و کنکاش قرار دهند ، با توجه به اين اصل مهم که واژه های «آزادی » و « استقلال» بيانگر «ارزش» های کاملا متفاوت هستند و هريک از آنها تعريف مخصوص بخود را دارند. (١٢) حتمأ به اين نتيجه می رسند که آن «کودتا » که بخاطر حفظ هژمونی سياسی و چپاول ثروت ملی ايران توسط دولتهای استعمارگر انگليس و ايالات متحده آمريکا رهبری شد، درمغايرت کامل با تمام قوانين بين المللی قرار داشت .

ولی آن «کودتا »، همچنين با خود يک «پيام و رهنمودی» نيز برای آزاديخواهان ايران بهمراه داشت، و آن اينکه : نظرات ارائه شده از سوی دکترمصدق و طرفدارانش در رابطه با «پيوند» «آزادی » و « استقلال»، که بصورت «آزادی و استقلال دو روی يک سکه اند» فرموله می شد، نظری صحيح بوده است که دکترمصدق باتوجه به رويدادهای تاريخی ايران و درس گرفتن از شکست های تاريخی ملت ايران، آنرا مطرح نموده است!

البته بايد توجه داشت که دکتر مصدق دقيقأ بمعنای واژه های «آزادی» و «استقلال » آگاهی کامل داشته و ارزش های تشکيل دهنده هريک از آن واژه های سياسی را دقيقأ می شناخته است . وی بهيچوجه بر اين نظر نبوده است که آزادی برابر است با استقلال.

دکتر مصدق «آزادی و استقلال» را هميشه درمقابله با «استبداد و استعمار» قرار می داده است. در واقع مبارزه برای کسب آزادی و استقلال و نفی استبداد و استعمار محور اصلی خواست ها و اهداف فعاليتها و مبارزات سياسی دکترمصدق راتشکيل می داده است. خواست ها و اهدافی که امروز نيز در صدر فعاليتهای طرفداران راستين «راه مصدق» قراردارد.

دکترمصدق با توجه به رويدادهای تاريخی در وطنمان ايران به اين نتيجه رسيده بود ، کشوری که مرتب مورد تاخت و تاز، خيانت و توطئه نيروهای وابسته به کشورهای استعمارگر قرار دارد که با گذشت زمان ، حتی استعمارگران ، صاحب نفوذ سياسی در وطنمان ايران شده بودند؛ بطوريکه آنها در چگونگی فعل و انفعالات کشوری، چپاول ثروت ملی ، حتی تعيين نخست وزير و هيئت وزرا دخالت می کردند و برخی از سياستمداران و فعالين سياسی ـ اجتماعی کشور در سطوح مختلف جامعه بخاطر وابستگيشان به بيگانگان در افکارعمومی به «آنگلوفيل»، «روسوفيل»، «آمريکافيل»، «آلمانوفيل» معروف شده بودند، نمی توان و نبايد خواست «آزادی» را بدون طرح و پيوند آن با خواست «استقلال»، در دستور برنامه های فعاليت های سياسی و مبارزات اجتماعی قرارداد.

بررسی تاريخ سياسی ايران در عهد پادشاهان قاجار گواهی براين واقعيت تلخ دارد که، پس از شکست ايران در جنگ با روسيه تزاری در دوران پادشاهی فتحعليشاه قاجار و تحميل قراردادهای ننگين «گلستان» و «ترکمن چای» به دولت ايران،که باعث جداشدن ١٧ شهر قفقاز از سرزمين ايران شد، همچنين علاوه بر پرداخت غرامت جنگی ، نفوذ روسها در دربار شاه ايران به آن حد رسيد، که روسها حق انتخاب و تعيين وليعهد ايران را نيز بدست آوردند. از سوی ديگر انگليسها برای مقابله با نفوذ روسها در ايران ، تشکلات متعدد «فراماسيونری» را پايه ريزی کردند و با کسب امتيازات و منعقد کردن قراردادها و کسب انحصارات متعدد، به گسترش نفوذ خود در ايران دامن زدند.

حتمأ بايد بخاطر داشت که ناصرالدين شاه قاجار زمانيکه امتيازنامه انحصار تنباکو و توتون ايران رابه يکنفر انگليسی بنام تالبوت در سال ١٢٦٨ خورشيدی واگذار کرد، آن قرارداد برای اولين بار باعث مقاومت منفی ايرانيان عليه دربارشاه و نفوذ بيگانان شد. حاج ميرزا حسن آشتيانی رئيس علمای ايران، سيد جمال الدين اسدآبادی و ميرزا رضای کرمانی ... نقش بزرگی در دامن زدن به مخالفت و مقاومت مردم ايفا کردند. اسناد و مدارک تاريخی همچنين حکايت از اين امر دارند که فتوای مرجع تقليد، ميرزا محمد حسين شيرازی ، نقش مهمی در شکل گرفتن نخستين جنبش عمومی عليه نفوذ بيگانگان و دربار شاه داشته است. در واقع با «قيام تنباکو» در سال ١٢٧٠ خورشيدی عليه کمپانی رژی ، مبارزه با نفوذ بيگانگان و دفاع از استقلال کشور وارد فرهنگ سياسی ايران می شود!

اسناد و مدارک تاريخی همچنين حکايت دارند که روسها نيز بخاطر تضعيف نفوذ انگليسها به شکل گرفتن و گسترش آن مقاومت دامن می زده اند.(١٣)

پس از پيروزی انقلاب مشروطه که انگليسها در رقابت با دولت تزاری روسيه که نفوذ زيادی در دربار شاه ايران داشت، بخاطر تضعيف نفوذ روسها که از نظام استبدادی و قدرقدرت بودن پادشاه پشتيبانی می کردند، از طرفداران جنبش مشروطه خواهی پشتيبانی نمودند و در طول زمان سعی کردند تا بسياری از آنگلوفيلها را با ماسک مشروطه طلبی ، در جرگه رهبران جنبش مشروطيت جازنند.

اما اسناد تاريخی گواهی بر اين واقعيت تلخ دارند که دولت استعمارگر انگليس، يکسال پس از پيروزی انقلاب مشروطه (١٩٠٦)، طی قرارداد مخفی ( قرارداد ١٩٠٧) با دولت تزاری روسيه به توافق می رسد که، ايران را به سه منطقه تقسيم کنند، که منطقه شمال، منطقه تحت نفوذ روسيه و منطقه جنوب ، منطقه تحت نفوذ انگليسها باشد.

با پيروزی انقلاب اکتبر(١٩١٧) برهبری حزب بلشويک روسيه (حزب کمونيست)، که رهبران آن انقلاب (لنين ، استالين، ترتسکی) تمام قراردادهای استعماری دوران تزاری، از جمله قرارداد های استعماری مربوط به ايران را لغو می کنند ، در مقابل دولت انگليس تصميم می گيرد که ايران را بصورت مستعمره خود درآورد که با پرداخت پول به وٍثوق الدوله و متحدينش قراردادی استعماری ، معروف به قرارداد ١٩١٩ را تنظيم می کند، که احمدشاه قاجار حاضر نمی شود آن قرارداد را ، که ايران را رسمأ به مستعمره انگليس تبديل می کرد امضاء نمايد؛ انگليسها بوسيله سيدضياء و رضاخان ميرپنج (سردار سپه و رضاشاه بعدی) در سوم اسفند ١٢٩٩کودتا می کنند و مقدمه خلع احمدشاه و استقرار سلطنت رضاشاه پهلوی را فراهم می نمايند....

با توجه به توضيح کوتاهی که درباره نفوذ و عملکرد دولتهای انگليس و روسيه در ايران رفت، روشن شد که چرا و بچه دليل دکتر مصدق بر اصل دفاع از پيوند « آزادی و استقلال » ومبارزه عليه « استبداد و استعمار» تاکيد می ورزيده است و در رابطه با اين «ارزشها» که به ارزشهای محوری هويت سياسی اش تبديل شده بود، پافشاری می کرده و بدرستی حاضر نبوده است در فعاليت و مبارزات خود در آن امر کوتاهی نمايد و دست بسازش بزند! امری که خوش آيند برخی از فعالان سياسی وابسته و «سازشکار» آن دوران و حتی دوران کنونی نبوده و نيست!

همانطور که اشاره رفت ، دفاع از «استقلال ايران» يکی از پايه های اصلی نظرات و عقايد دکتر مصدق بوده است. وی در اين رابطه تز معروف «سياست موازنه منفی» را بخاطر مقابله با سياست نفوذی «سياست موازنه مثبت» در مجلس شورايملی دوره چهاردهم قانونگذاری (سال ١٣٢٣ ) مطرح نمود و برپايه آن «تز» با واگذاری امتياز نفت به کشورهای بيگانه مخالفت نمود. (١٤)

دکتر مصدق برپايه کمک گرفتن از همين نظريه «سياست موازنه منفی» ، با واگذاری نفت به دولت های آمريکا و انگليس مخالفت کرد، امری که در آن ، حزب توده با وی همصدا و همراه بود. دکتر رادمنش از طرف فراکسيون حزب توده در مجلس شورايملی اعلام کرد:

«بنده و رفقايم با دادن امتيازات به دولت های خارجی بطور کلی مخالفيم...». (١٥)

اما زمانيکه «کافتارادزه » جانشين کميسر خارجی دولت شوروی به تهران آمد و خواستار امتياز نفت شمال کشور شد ( در واقع تمديد مجدد قرارداد ١٩٠٧ دوران روسيه تزاری را طلب کرد) ، حزب توده در نظرات خود تجديد نظر کرد و احسان طبری سياست موازنه منفی دکتر مصدق را «سياست يکطرفه» ناميد. و بطور ناشيانه يکی از بزرگترين اشتباهات آن حزب را قلمزد و نوشت: «... بهمان ترتيب که ما برای انگلستان در ايران منافعی قائليم و بر عليه آن صحبت نمی کنيم، بايد معترف باشيم که دولت شوروی هم از لحاظ امنيت خود در ايران منافع جدی دارد.». (١٦)

اما دکترمصدق همچنان برنظرات خود پايبند ماند و سعی کرد تا در مجلس شورايملی لايحه ای به تصويب برسد، تا زمانيکه ايران در تحت اشغال نيروهای خارجی است ، هيئت دولت حق انعقاد هيچ گونه قراردادی را با کشورهای خارجی ندارد. ( بعدأ برپايه همين قرار داد بود که احمد قوام ـ قوام السلطنه ـ استالينن را متقاعد کرد تا ارتش سرخ را از شمال ايران فراخواند، در مقابل با تصويب مجلس شورايملی، امتياز نفت شمال ايران را دريافت نمايد) .

همانطور که در بالا اشاره رفت ، در آنزمان احسان طبری از سوی حزب توده ايران ، با نظرات استقلال طلبانه دکتر مصدق مخالفت کرد که بخاطر بخشی از نظراتش ، يعنی شناختن «حريم امنيت» برای شوروی در ايران، در افکار عمومی شديدأ مورد حمله قرار گرفت. خليل ملکی در دفاع از نظرات احسان طبری ، در رد سياست موازنه منفی که بغلط آنرا «سياست يکجانبه» ناميد، در روزنامه «رهبر » مقاله نوشت و يکمرتبه طرفدارتقسيم دنيا به «مناطق نفوذ» گرديد. (١٧) مطالبی که در مغايرت کامل با تعريف حزب توده در باره «استقلال » قرار داشت ،چونکه حزب توده تا آنزمان مفهوم واقعی «استقلال » را چنين بيان می داشت که:«استقلال يعنی هيچ اراده ی خارجی بر ملت ايران تحميل نشود و ايرانی کشور خودش را به هر طريقی که می خواهد اداره کند».(١٨)

با گذشت زمان، خليل ملکی از حزب توده جداشد و برپايه کمک گرفتن و محور قراردادن تز «سياست موازنه منفی» دکتر مصدق ، تز معروف به « نيروی سوم» را مطرح نمود! همان نظريه ای که آقای دکتر همايون کاتوزيان در دوران جوانی، خود را از طرفداران و مبلغين آن می دانست!

من اين نوشته را با نقل قولی از نامه دکترمصدق (مورخ ١٦ ارديبهشت ١٣٣٠) به «موريسون» وزير امورخارجه وقت انگلستان پايان می دهم. دکتر مصدق در آن نامه می نويسد:

«... مقصود از ملی کردن صنعت نفت کاملا روشن است.

ملت ايران می خواهد از حق حاکميت ملی خود استفاده و بهره برداری از منابع نفت را خود بعهده داشته باشد و جز اجرای قانون ملی شدن صناعت نفت مقصودی ندارد و برطبق مواد ٢ و ٣ آن قانون (سفارن کبرای ايران نسخه [ای] از ترجمه قانون را به جنابعالی خواهد داد) حاضراست به دعاوی شرکت سابق نفت رسيدگی کند و اين امر با عمل کمونيستی که اشعار داشته ايد بهيچوجه قابل مقايسه و تطبيق نيست و نيز بر طبق ماده 7 قانون مزبور حاضراست به مشتريهای سابق به نرخ عادلانه بين المللی نفت بفروشد. ملی کردن صنايع حق حاکميت هر ملتی است و بر فرض اينکه قراردادها يا امتيازاتی با اشخاص و شرکتهای خصوصی نسبت به آن صنايع منعقد شده باشد که از جميع جهات حقوقی هم فرض صحت آن شود چنين قراردادها يا امتيازات مانع از اعمال حق حاکميت ملی نخواهد بود و هيچ مقام بين المللی هم صلاحيت رسيدگی به چنين امری را ندارد...». (١٩)

دکتر منصور بيات زاده

يکشنبه ٣۱ مرداد ۱٣٨۹ - ۲۲ اوت ۲۰۱۰

dr.bayatzadeh@ois-iran.com

www.ois-iran.com

پانويس:

١ ـ تأملی برگفتار آقای دکتر سيدمحمود کاشانی ـ فرزند آيت الله سيد ابوالقاسم کاشانی.

در رابطه با سياست و عملکرد دکترمصدق و کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢

اشاره ای کوتاه به شيوه و متد تبليغاتی سردمداران جمهوری اسلامی. بقلم دکتر منصور بيات زاده

به نقل از سايت سازمان سوسياليست های ايران

http://www.ois-iran.com/pdf185.pdf

ــ در رد ادعای نويسنده کيهان لندن درباره کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ـ خانم بقراط، بسی خفته نمائيد!

نه شاه کودتا کرد، نه مصدق!!

سازمان های جاسوسی سيا و انتليجنت سرويس کودتا کردند!!! بقلم رضا رحيم پور

به نقل از سايت سازمان سوسياليست های ايران

http://www.ois-iran.com/pdf189.pdf

ــ چگونه لمپن ها در کودتای ٢٨ مرداد ٣٢ نقش آفرينی کردند؟

به نقل از سايت سازمان سوسياليست های ايران

www.ois-iran.com/2010/mordad-1389/ois-iran-5233-lompanha.htm

٢ ـ ويژه نامه کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢

(مجموعه ای از مقالات، بيانيه ها و اعلاميه ها در باره کودتای سازمانهای جاسوسی سيا و اينتليجنت سرويس عليه حکومت ملی و قانونی دکتر محمد مصدق در ٢٨ مرداد ١٣٣٢)

به نقل از سايت سازمان سوسياليست های ايران

http://www.tvpn.de/ois/ois-iran-wizahnamahe-%2028-mordad-1386.htm

٣ ـ کتاب «دکتر محمد مصدق و راه مصدق» ـ بقلم: دکتر منصور بيات زاده ، فصل شانزدهم ـ راه مصدق و نيروهای طرفدار، منتقد و مخالف آن «راه»، صفحات ١١٠ و ١١١

به نقل از سايت راه مصدق

www.rahe-mossadegh.ois-iran.com

ــ "حاکميت ملی" و "حاکميت مردم(حاکميت ملت)"، دو مقوله سياسی هستند که معانی آنها کاملا متفاوت است!

و اشاره ای کوتاه به معنای لغت فرانسوی ـ لاتين

Souveränität

به نقل از سايت سازمان سوسياليست های ايران

www.ois-iran.com/pdf186.pdf

٤ ـ مقاله پرفسور يرواند آبراهاميان در مجله علم و جامعه نيويورک در خصوص کودتای ٢٨ مرداد.

روزنامه نیویورك تایمز اخیراً گزارشی از سیا را به چاپ رساند که به عمليات مشترک آمريکا و بريتانيا در سال ١٩٥٣ (١٣٣٢) برای سرنگونی مصدق نخست وزير ايران مربوط می شد.

به نقل از سايت سازمان سوسياليست های ايران

http://www.ois-iran.com/ois-iran-4220-ervand_abrahamian-kodetaye_28_mordad.htm

ــ لينک گزارش مربوط به کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ مندرج در روزنامه نيويورک تايمز

http://www.nytimes.com/library/world/mideast/041600iran-cia-index.html

٥ ـ نقش آمریکا در کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢

به نقل از سايت سازمان سوسياليست های ايران

www.ois-iran.com/2010/mordad-1389/ois-iran-5232-.htm

٦ ـ وزير خارجه سابق بريتانيا در افتتاح نمايشگاه تاريخی در لندن،

جک استراو : ما در ايران اشتباه کرديم

به نقل از سايت سازمان سوسياليست های ايران

http://www.ois-iran.com/ois-iran-4192-jack_straw-kodetaye_28_mordad.htm

٧ ـ کنفرانس «مجمع جهانی اقتصاد در داووس» ـ ژانويه ٢٠٠٥

٨ ـ طراحان و مجريان کودتای ٢٨ مرداد را بشناسيم ، بقلم: دکتر پرويز داورپناه

به نقل از سايت سازمان سوسياليست های ايران

http://www.tvpn.de/ois/ois-iran-3101.htm

٩ ـ کنفدراسيون و بازماندگان رژيم شاه، بقلم منصور بيات زاده ـ نشريه جنبش سوسياليستی ـ شماره ١٣ ـ فروردين ماه ١٣٦٧ / آوريل ١٩٨٨ ـ صفحه ١٣

١٠ــ پرونده دولت مصدق و كودتای ٢٨ مرداد به روایت همايون کاتوزيان

به نقل از سايت پارلمان نيوز

http://parlemannews.com/?n=13041

ــ پرونده دولت مصدق و كودتای ٢٨ مرداد به روایت همايون کاتوزيان

به نقل از سايت سازمان سوسياليست های ايران

www.ois-iran.com/2010/mordad-1389/ois-iran-5234.htm

١١ ـ کتاب خاطرات و تألمات دکتر محمد مصدق، بقلم دکتر محمد مصدق. صفحات ٣٦٥ و ٣٦٦

١٢ ـ به انگيره کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ، با تحريف تاريخ و وارونه جلوه دادن تاريخ معاصر ايران، نتوان ذره ای از ارزش های مليگرائی، آزاديخواهی و دمکرات منشی دکتر مصدق رهبر فقيد نهضت ملی ايران کاست. بقلم دکتر منصور بيات زاده

به نقل از سايت سازمان سوسياليست های ايران

http://www.ois-iran.com/pdf184.pdf

١٣ ـ کتاب تحريم تنباکو ـ اولين مقاومت منفی در ايران ـ تأليف ابراهيم تيموری. چاپ اول، کتابخانه سقراط ـ تهران ـ ديماه ١٣٢٨ .

١٤ ـ کتاب «دکتر محمد مصدق و راه مصدق» ـ بقلم: دکتر منصور بيات زاده ، فصل شانزدهم ـ صفحه ١٠٧

به نقل از سايت راه مصدق

www.rahe-mossadegh.ois-iran.com

١٥ ـ کتاب: گذشته، چراغ راه آينده است؛ پژوهش گروهی: جامی ـ انتشارات نيلوفر ـ چاپ دوم: پائيز ١٣٧١ صفحه ٢١٤ .

١٦ ـ «مردم برای روشنفکران»، شماره ی ١٢ ، مورخه ی ١٩/ ٨/٢٣ مسئله ی نفت و

و صفحات ٢١٧ تا ٢١٩ کتاب گذشته، چراغ راه آينده است.

١٧ ـ روزنامه «رهبر»، شماره ی ٤٢٣، مورخه ی ١٩/٩/٢٣ ، بقلم خليل ملکی..

و صفحات ٢١٩ و ٢٢٠ کتاب گذشته، چراغ راه آينده است.

١٨ ـ صفحه ٢٢١ همان کتاب

١٩ ـ محمد ترکمان ـ نامه های دکترمصدق ، جلد اول، نشر هزاران ـ چاپ دوم: ١٣٧٥ ، صفحه ١٦٦ .

ــ کتاب «دکتر محمد مصدق و راه مصدق» ـ بقلم: دکتر منصور بيات زاده ، فصل شانزدهم ـ صفحه ١١١ .

به نقل از سايت راه مصدق

www.ra