۱۳۸۸ خرداد ۲۱, پنجشنبه

نقشه ي دنيس راس براي ايران


نقشه ي دنيس راس براي ايران

پنج شنبه 16 آوريل 2009، نويسنده لقمان تدین نژاد

در فوريه گذشته روزي که دنيس راس شخصيت طرفدار اسراييل، و وابسته به جناح باز ها، به سمت مشاور ويژه ي باراک اوباما در امور «خليج و آسياي جنوب غربي»، يعني ايران ارتقا يافت، منتقدين او بر اين اميد بودند که نفوذ او در اين زمينه جزئي باشد. هرچه باشد بر خلاف هياهو هايي که در اطراف انتصابات جورج ميچل (براي اسراييل و فلسطين) و ريچارد هولبروک(براي پاکستان و افغانستان) برپا شد اين انتصاب با يک تاخير طولاني و به شکل يک خبر کوتاه شبانه، و بي سر و صدا اعلام شد.

نوشته: رابرت درايفوس Robert Dreyfuss

برگردان: لقمان تدين نژاد

با اينهمه ناظرين مسائل خاورميانه و ديپلومات هايي که اميدوار به تضعيف دنيس راس و کنار رفتن او هستند سخت در اشتباهند. او در حال حاضر در حال بنا نهادن امپراتوري خود در وزارت خارجه مي باشد و در همان حالي که افراد مورد نظر خود را استخدام مي کند با شم و استعداد افسانه يي خود در بازي هاي سياسي، به دست و پنجه نرم کردن هاي سياسي، و بنا نهادن پل ها و روابط با يک سلسله از مقامات آمريکايي مشغول است. به گفته ي يکي از افراد مطلع، پرونده ي سياسي ايران مطلقاً از آن اوست. يکي از متخصصين کليدي در امور ايران مي گويد، «چيزهايي که تاکنون ديده ايم حکايت از اين دارد که دنيس راس همه چيز را کاملا در اختيار گرفته است.» اين شخص چنين ادامه مي دهد، «او امروز دارد طوري رفتار مي کند که گويي هيچکس ديگر کاره يي نيست. هرجا توي وزارت خارجه مي روي بتو مي گويند، برو سراغ دنيس، او مسئول اين کار است.»

اين نيز از عجايب روزگار است که اوبامايي که در طول مبارزات انتخابات، گفت و گو با ايران را يکي از مواد عمده ي سياست آينده ي خود خوانده بود، پرونده ي ايران را به چنين شخصي محول کرده است. اوباما از اول رياست جمهوري خود قدم هاي مهمي در نزديک شدن به ايران برداشته است از جمله تبريک تحسين بر انگيز نوروزي و مخاطب قرار دادن «رهبران جمهوري اسلامي ايران» و اظهار اينکه «ما به دنبال مذاکرات صادقانه و بر پايه ي احترام متقابل هستيم.» او ايران را به کنفرانس افغانستان دعوت کرد که در آن مقام ايراني و ريچارد هولبروک با هم دست دادند: به عبارت ديگر او به ديپلومات هاي آمريکايي اجازه داده است که با همتايان ايراني خود مذاکره کنند و حتي در صدد است براي آيت الله خامنه يي رهبر ايران يک نامه ي خصوصي بفرستد. با اينحال دنيس راس بمانند همفکران نئو-محافظه کار خود، آشکارا نسبت به فايده مندي مذاکرات سياسي با ايران بي اعتمادي نشان مي دهد.

دنيس راس بعنوان يکي از مهره هاي ماشين لابي اسراييل در واشنگتن شناخته مي شود و همانطور که بعداً نيز ثابت شد بعيد مينمود که تهران از انتصاب او استقبال کند. راديوي دولتي ايران انتصاب او را «تناقض آشکار در سياست اعلام شده از سوي اوباما مبني بر ايجاد تغيير در برخورد هاي خارجي ايالات متحده» خواند. کاظم جلالي يکي از نمايندگان جناح تندروي کميته ي امنيت ملي در مجلس ايران اين انتصاب را چنين تمسخر کرد، «بهتر بود آريل شارون و يا اهود اولمرت را به سمت نماينده ي اعزامي خود به ايران انتخاب کند.» يکي از مقامات سابق کاخ سفيد مي گويد که دنيس راس به همکاران خود گفته است که به اعتقاد او ايالات متحده، در پاسخ به برنامه اتمي ايران، در نهايت چاره يي نخواهد داشت مگر حمله نظامي.

هرچند دنيس راس يک نئوکان(محافظه کاران جديد) تمام عيار محسوب نمي شود اما در بيشتر طول سابقه سياسي خود با آنها دمخور بوده است. او در سالهاي دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در وزارت خارجه و وزارت دفاع، شانه به شانه ي پل ولفوويتز، و با آندرو مارشال يکي از نظريه پردازان معروف نئوکان و رئيس «اداره ي ارزيابي هاي دقيق Pentagon’s Office of Net Assessments» در پنتاگون کار کرده است. او در سال ۱۹۸۵ در برپايي «انستيتوي سياست هاي خاورميانه در واشنگتن Washington Institute for Near East Policy (WINEP)» که يکي از برجسته ترين سازمان هاي انديشه يي وابسته به لابي اسراييل محسوب مي شود نقش فعال داشت.

راس از سالهاي اواخر دهه ۸۰ تا سال ۲۰۰۰ راهنماي بوش پدر و کلينتون در مورد مسئله اعراب و اسراييل بود و براي خود بعنوان يک ديپلومات ماهر اما طرفدار اسرائيل شهرتي بهم زده بود. او در مذاکرات فلسطين و اسراييل در جولاي سال ۲۰۰۰ در کمپ ديويد نمايندگي آمريکا را بعهده داشت اما ميان او و ياسر عرفات بي اعتمادي متقابل حاکم بود. در طول همان مذاکرات يکبار دنيس راس بصورت کودکانه يي عصباني شد و دفترچه ي يادداشت خود را به ميان ظرف هاي ميوه و شربتي که روي ميز چيده شده بود پرتاب کرد. بي دليل نبود که زماني که عرفات پيشنهاد هاي حقيرانه ي اسراييلي ها را رد کرد، دنيس راس گناه شکست مذاکرات را تماماً به گردن او انداخت. شکست همين مذاکرات به آغاز انتفاضه ي دوم و به قدرت رسيدن آريل شارون انجاميد. دانيل کورتزر Daniel Kurtzer يهودي متعصبي است که در گذشته سمت سفير آمريکا در اسراييل و مصر را بعهده داشته و در سال گذشته در سمت مشاور ارشد اوباما در امور خاورميانه خدمت مي کرد. اين شخص در کتاب خود چنين نوشته است: «احساس ما هميشه اين بود که دنيس از نقطه يي که مورد نظر اسرائيل باشد حرکت خود را آغاز مي کند. او هميشه گوش مي کرد ببيند اسرائيل چه مي خواهد بعد سعي مي کرد عربها را نسبت به آن متقاعد سازد.»

دنيس راس از سال ۲۰۰۱ تا فوريه گذشته که از سوي اوباما به سمت حاضر خود رسيد، در «انستيتوي سياست هاي خاورميانه در واشنگتن» کار مي کرد و مديريت تهيه يک سري گزارش ها را بعهده دا شت که هدف آن به صدا در آوردن آژير هاي خطر در مورد تحقيقات اتمي ايران، و تبليغ نزديکي بيشتر آمريکا و اسرائيل در کار مقابله با آن کشور بود. در تابستان گذشته او در همان حالي که مشاورت اوباما را بعهده داشت يک گروه ويژه را رهبري مي کرد که هدف آن تاليف سندي بود بنام «راههاي استحکام بخشيدن به يک شراکت: چگونه مي توان در مقابل مشکل اتمي ايران همکاري ميان آمريکا و اسراييل را تعميق بخشيد؟» جوهره ي اين گزارش بر انگيختن نگراني ها در مورد برنامه ي اتمي ايران بود و توصيه مي کرد که رئيس جمهور آينده ي آمريکا به ايجاد يک مکانيسم رسمي دست بزند که هدف آن هماهنگ سازي سياست هاي آمريکا و اسرائيل و از جمله «عمليات پيشگيرانه ي نظامي» عليه ايران باشد. او و هولبروک هردو دست به تاسيس بنيادي بنام «اتحاد عليه ايران اتمي United Against Nuclear Iran» زدند که هدف آن گسترش نگراني ها و هشدار عليه ايران در ميان مردم آمريکا و رسانه ها بود. از اعضاي هيئت مديره ي اين سازمان يکي جيمز وولزي James Woolsey رئيس سابق سازمان سيا و ديگري فوآد عجمي يکي از معروفترين متخصصين امور خاورميانه وابسته به جنبش نئوکان بود.

دنيس راس در سپتامبر گذشته بعنوان يکي از اعضاي فعال يک سازمان هاي ويژه ي زير نظارت «مرکز سياستگزاري ميان حزبي Bipartisan Policy Center» عمل مي کرد. رياست اين سازمان بعهده ي مايکل ماکووسکي Michael Makovsky ، برادر داويد ماکووسکي است که در «انستيتوي سياست هاي خاورميانه در واشنگتن»کار مي کند و عده يي از بازهايي که از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ در وزارت دفاع آمريکا کار مي کردند توسط آنها سازمان داده شدند. گزارش اين گروه که «برخورد با مشکل: سياست آمريکا در قبال پيشرفت اتمي ايران» عنوان داشت توسط مايکل روبين يکي از تندرو ترين نئوکان هاي «انستيتوي انترپرايز آمريکا American Enterprise Institute» به قلم در آمده بود و متن آن بيشتر به يک اعلام جنگ آشکار شباهت داشت.

هسته ي گزارش بالا پيش بيني شکست مذاکرات سياسي با ايران بود و به همين دليل دنيس راس و همکاران او توصيه مي کردند که «آمريکا پيشاپيش به آرايش ابزار نظامي خود دست بزند» (يعني آماده سازي رزمي) و همزمان در خليج فارس به «قدرت نمايي بپردازد.» اين عمليات بايد بلافاصله با محاصره ي دريايي ايران و جلوگيري از ورود بنزين به آن کشور و صدور نفت از آن همراه شود بطوريکه اقتصاد کشور فلج شود. اين گزارش آشکارا به توصيه ي «عمليات ضربت» در پايان مانوور هاي آمريکا مي پردازد.

گزارش گروه دنيس راس-مايکل روبين در واقع خواهان يک عمليات ضربتي يا تهاجم آمريکا به ايران در يک مقياس وسيع است. در آنجا توصيه شده بود که مراکز تحقيقات اتمي ايران، دفاع ضد هوايي، مراکز سپاه پاسداران، انبار هاي اسلحه، فرودگاه ها و پادگان هاي نيروي دريايي هدف قرار گيرند. اين گزارش در پايان نتيجه گيري مي کرد که نيروهاي آمريکايي در نهايت بايد نيروهاي پياده نظام، ايستگاه هاي توليد نيرو، پل ها، و «کارخانه هاي توليد فولاد و اتوموبيل و اتوبوس و غيره» را نيز بکوبند.

دنيس راس نيز بمانند ساير همفکران نئوکان خود با مذاکره ميان ايران و آمريکا مخالفت نشان نمي دهد. آنها از آنجاييکه صورت گرفتن چنين مذاکراتي را گريز ناپذير يافته اند، در عوض اصرار مي ورزند که بر آن محدوديت زماني اعمال شده و در آن ضرب الاجل هاي چند هفته يي و يا حداکثر يکي دو ماهه تعيين شود. در نوامبر گذشته يکي از متخصصين ايران به نام پاتريک کلاوسون Patrick Clawson که از همکاران راس در «انستيتوي سياست هاي خاورميانه در واشنگتن» محسوب مي شود مذاکران آتي ميان ايران و آمريکا را يک نمايش و تئاتر خواند: «کاري که ما بايد بکنيم اينست که . . . . به جهانيان نشان بدهيم که ما داريم نهايت سعي مان را مي کنيم که ايراني ها را به مذاکره بکشانيم. هدف اصلي ما از اين کار، خود ايران نيست. هدف واقعي ما در اصل افکار عمومي مردم آمريکا و جهانيان است.» او تلويحاً مي گفت که آمريکا بايد بعد از رسيدن به اين هدف خود، چماقش را بردارد.

اما در واقع ممکن است مذاکرات ميان ايران و آمريکا ماهها و شايد سالها بطول بيانجامد. سوار کردن يک فيوز ضعيف در اين مدار، يعني آنچه که دنيس راس و شرکا بدنبالش هستند، شکست اين مذاکرات را تضمين خواهد کرد و زمينه را همانطور که دنيس راس خود توصيه کرده است، براي تحريم هاي شديد تر، محاصره اقتصادي، و «عمليات ضربتي» مهيا خواهد ساخت.





هیچ نظری موجود نیست: