۱۳۸۸ دی ۵, شنبه

ناصر زرافشان / آرایش صحنه سیاسی در 16 آذر امسال تغییر کرده است


انتساب همه این جریانات به یک جریان نامشخص و بی چهره ای – تا اینجا – موسوم به موج سبز یک مقداری از لحاظ تبلیغاتی با فرصت طلبی های سیاسی قابل فهم و توجیه است ولی از تحلیل سیاسی دور است...من امیدوارم به کسی برنخورد. من توی این موج سبز فکر و تفکر نمی بینم.


ناصر زرافشان در گفتگو با رادیو ندا گفت: ”جامعه ما یک جامعه سریع التحولی است علی الخصوص ظرف یکی دو سال گذشته سرعت تحولات مرتب رو به تشدید و رو به افزایش بوده و طبعاً تضادها هم تشدید شده است. بخصوص یکی دو سال [اخير] ما پیوسته شاهد بسته تر شدن فضای سیاسی جامعه بودیم. برخوردهایی که با جنبشهای اجتماعی مختلف، تازه ترینش جنبش دانشجویی، حوادث 16 آذر، جنبش کارگری، جنبش زنان، احکامی که اخیراً از دستگاه قضایی صادر میشود، بازداشتهای گسترده و وسیع و احکام سنگین مجازاتهای اعدام متعدد، همه در واقع نمودهای این تشدید سرکوب است که دو- سه مصداقش در بیانیه [کانون نویسندگان] است. در واقع انگیزه بیانیه هم اعتراض به همین وضعیتی است که متاسفانه روز به روز تشدید مي شود.”
او با اشاره به رويداد هاي روز 16 آذر و برخورد جمهوري اسلامي و امريكا به اين مناسبت، اضافه كرد : ” اگر ظرف این 56 سال جامعه این[روز] را در خاطر خودش نگه داشته، و اگر جنبش دانشجویی روز 16آذر را به عنوان روز دانشجو اعلام کرده، نشان این است که این حرکت و مضمون سیاسی – اجتماعی اش مضمونی است که مورد قبول جامعه بوده است. مضمونی است که نمونه معرف کل نگاه جریان دانشجویی در این سالها بوده است. اما شگفت انگیز است که از یک طرف می بینید که جمهوری اسلامی به شدت و با دامنه ای که سابقه نداشته این جریان را سرکوب میکند و از طرف دیگر هم طی آن همه سال بی اعتنایی به 16 آذر میکرد (و طبیعی هم بود ) و بدون اعتنا از کنارش میگذشت و امریکاییها روی خوش نشان نمیدادند، با تمام ظرفیت رسانه ای شان امسال اخبار جریانات مربوط به16آذر و دستگیریها و مسائل مربوط به حاشیه اش را پوشش دادند. خوب، اینها تمامش دلیلش تشدید مبارزه مردم و گسترش مبارزه مردم است که واقعا ً می بینید موضع گیری های نیروهای مختلف سیاسی تغییر کرده است.
زرافشان افزود : ” با تشدید آهنگ تحولات جامعه الان وقتش است که توی هیجانات و تب و تب شعارها و احساسات تند و شعارهای تند یک مقداری هم فکر بکنیم. عنصر تفکر جایش الان خالی است. یک مقدار بیشتر به تحلیل مسائل بپردازیم ضمن اینکه البته به اعتراض به سرکوب، اطلاع رسانی در مورد تشدید سرکوب جای خودش را دارد. ”
ناصر زرافشان در ادامه خاطر نشان كرد: ” به هر حال بیانیه [كانون نويسندگان] در اعتراض به حوادث 16 آذر، دستگیری مادران و پیش از آن برخوردی که در امامزاده طاهر با مراسم یادبود جان باختگان مختاری و پوینده صورت گرفته بود و عجیب است که نظام جمهوری اسلامی کسانی را به عنوان قاتل گرفته و ظاهراً تعقیب کرده پرونده ای تشکیل شده (حالا رسیدگی آنچنان که باید و شاید صورت نگرفته) و پرونده را جمع کردند. ولی این در محضر جامعه صریحاً اقرار شده که اینها به عنوان قاتل و جانی یک عده را تعقیب کرده ولی سالگرد این اتفاق را نمی توانند تحمل کنند ؛ حتی در سکوت، حتی در گورستان. خوب، اینها همه دلیلش تشدید و گسترش مبارزات مردم است.”
زرافشان در پاسخ به اين پرسش كه آيا روز 16 آذر امسال محدود به دانشجویان و در محدوده دانشگاهها باقي ماند يا از حمايت مردمي برخودار شد، گفت: ” نه، نه. امسال16 آذر وضعیت متفاوتی داشت. در شرایطی 16 آذر برگزار شد که با توجه به رویدادهای شش ماه گذشته جامعه ملتهب بود و هست. از یک طرف حساسیت و میزان توجهی که به این روز چه از ناحیه مردم و جامعه و چه از طرف دستگاههای حکومتی شد به مراتب شدیدتر و حساسیت بالاتر از سالهای گذشته بود. از طرف دیگر آرایش صحنه سیاسی هم در مقایسه با سالهای پیش دگرگون شده بود و نگاه بسیاری از جریانهای سیاسی به روز 16 آذر در مقایسه به رفتار گذشته شان، رفتار سنتی شان تغییر کرده بود و این دقیقاً دلیلش گسترش و تعمیق مبارزات مردم است. کاملاًً شاهد بودیم که مردم حمایت فعال از جریان دانشجویی میکردند. البته این[حمايت] مسبوق به سابقه است. درسالهای گذشته هم این اتفاق افتاد و مراسم شانزده آذر به بیرون از دانشگاهها کشیده شد. ولی امسال خیلی محسوس تر بود.”
او در پاسخ به پرسش تلاش برای مصادره روز دانشجو از سوی جریان موسوم به موج سبز گفت:” آن چیزی که من در روزهای گذشته توی رسانه های مختلف علی الخصوص در رسانه های راست شاهدش بودم یکجوری تلاش برای انتساب جنبش دانشجویی به باصطلاح موج سبز بود که گمان می کنم یک مقداری خلاف واقع و یک مقداری جوهر فرصت طلبی در آن هست. علیرغم تمام حرمتی که برای تمام کسانی که در راه حقوق اجتماعی شان مبارزه می کنند به هر حال قائل هستیم (و باید هم باشیم) گمان می کنم آنچه که رسانه های راست در برخورد با ماجرای 16 آذر و تلاش برای انتسابش به موج سبز کردند یک مقداری خلاف واقع بود . فکر می کنم جا دارد این یک مقداری روشن شود. کسانی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده بودند با دیدگاههای متفاوت در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی. فضای جامعه در جریان مبارزات انتخاباتی ملتهب تر از موارد عادی میشود. بخصوص در 2-3 نوبت انتخابات ریاست جمهوری که در طی سالهای گذشته صورت گرفته ما شاهد تشدید این التهابات موقع انتخابات بوده ایم. این فضای ملتهب زمینه ای می شود برای ترکیدن بغض 30 ساله مردم. مردمی با اعتقادات سیاسی متفاوت، چشم اندازهای سیاسی متفاوت و خواسته های متفاوت. نه عقل این را می پذیرد و نه انصاف که همه این نیروی پنهان نارضایی را هواداران این یا آن کاندیدای انتخاباتی یا پیرو آن قلمداد کنیم.”
وي در بخش ديگري از سخنان خود يادآور شد : ” مگر در سی سال گذشته جامعه ایران، مردم ایران، در خلاء و در بیرون تاریخ زندگی کرده اند که همه آن سی سال و کشتارهای هول انگیز و سرکوب هایی که در این سی ساله علی الخصوص در دهه شصت صورت گرفت و واکنش نتایج همه آنها را، ندیده بگیریم و همه آنها را به حساب انتخابات اخیر و اعتراضات کاندیداهای این انتخابات بگذاریم؟ چنین ادعاهایی یک مایه فرصت طلبی در آن هست. آیا در یازده اردیبهشت همین امسال در جریان تظاهرات روز اول ماه مه، پیش از انتخابات، آن سرکوب شدید و دستگیریهای گسترده که در پارک لاله صورت گرفت، بخاطر اعتراض به نتایج انتخابات بود؟ آیا آن سرکوب شدید و دستگیری گسترده دانشجویان چپ در 16 آذر دو سال پیش که احکام سنگین محکومیتشان هنوز هر روز صادر و ابلاغ می شود، به انتخابات امسال ربطی داشت؟ آیا مبارزات کارگران شرکت واحد و کارگران نیشکر هفت تپه ( كه امثال اینها فراوانند و از سالها پیش ادامه داشته) اینها بعد از انتخابات شروع شده بود و به انتخابات و نتایج انتخابات ربطی داشت؟ این فهرست را میشود با قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 و اعدامهای قبل از آن در تمام دهه شصت تا آنجاها پیش برد.
در این بغض 30 ساله ای که در فضای ملتهبی که بعد از انتخابات ترکید، از چپ گرفته تا میانه و لیبرال و سلطنت طلب از هر طیفی حضور و فعالیت داشتند ( و طبیعی هم است ). و بدیهی است که هر کدامشان در راه رسیدن به اهداف خودشان فعالیت می کردند . انتساب همه این جریانات به یک جریان نامشخص و بی چهره ای – تا اینجا – موسوم به موج سبز یک مقداری از لحاظ تبلیغاتی با فرصت طلبی های سیاسی قابل فهم و توجیه است ولی از تحلیل سیاسی دور است. به عنوان مثال همین 16 آذر یک پیشینه 56 ساله ای دارد و عمر موج سبز 6 ماه است. آیا یک جنشی که 56 سال پیش شروع شده می تواند از موجی ناشی شده باشد که خودش بیش از 6 ماه از عمرش نگذشته است؟ ”
او با اشاره به تقلاهای يك نماینده سابق مجلس جمهوری اسلامی مقیم فرانسه در گفتگو با تلويزيون بي بي سي که ” جنبش دانشجویی کاملا مدنی و تابع موج سبز است” و صدای امریکا براي القای مرتبط بودن آن به موج سبز، به راديو ندا گفت : ” تلاش همه کسانی که در راه حقوق و آزادیهای اجتماعی مبارزه می کنند مغتنم و با ارزش است. از همه باید حمایت کرد. اما در اطلاع رسانی درست و منطبق با واقعیت، در انتقال تصویر واقعیت اجتماعی اگر قرار باشد این اطلاعات و این تصویر مبنای شناختی از وضع جامعه برای ترسیم مسیر آینده باشد،اگر قرار باشد که اطلاعاتی که ما بگیریم که برای تمیز راه از چاه به ما کمک کند، این اطلاعات باید منطبق با واقعیت باشد و کسی وضع مطلوب خودش را به جای وضع موجود معرفی نکند. زرافشان افزود : ” جنبش اجتماعی یک مجموعه تصادفی از تعدادی از مردم نیست که به مناسبت خاص و یا یک روز خاص در یک مقطع خاص گردهم جمع می شوند. یک حرکت برای اینکه جنبش اجتماعی بشود، برای اینکه مداومت داشته باشد که شرط جنبش است، وصف جنبش اجتماعی است، یک مولفه هایی دارد. جنبش اجتماعی از همه چیز واجب تر یک فکر و یک تفکر سیاسی مشخص باید مبنایش باشد. حداقل اش یک چشم انداز مشترک، اعتقادات سیاسی مشترک، یک هدف مشترک. و یک اشتراک بدون شالوده اقتصادی -اجتماعی ممکن نیست. حداقل سازمان و برنامه کار را میخواهد. بدون اینها نمیشود از جنبش اجتماعی صحبت کرد. اگر هیچ کدام از اینها وجود نداشته باشد و فقط هر وقت مناسبتی در کار بود، هر وقت روز خاصی بود ، توده ای از مردم که به هر حال هر گروهشان دیدگاه سیاسی و اجتماعی خاص و خواسته های خاص متفاوت دارند با ماهیت اجتماعی و سیاسی متفاوت، در این روزها و مناسبتها حرکتشان با هم تلاقی و تداخل بکند این را نمیشود اسمش را جنبش اجتماعی گذاشت.
و در ادامه خاطر نشان كرد: ” من امیدوارم به کسی برنخورد. من توی این موج سبز فکر و تفکر نمی بینم. اگر اتفاقی را که افتاد و منجر به حوادث این ماهها شد شما از ابتدایش که مسئله انتخابات بود مرور بکنید و بیایید جلو این را تایید می کنید که تفکر توی این [موج سبز] نیست. جریانهای مختلف اجتماعی با تفکرهای خاص خودشان هستند که توی یک روزهای خاص به مناسبتهای خاص همراه هم اعتراض می کنند. اما این یک جنبش اجتماعی نیست. خوب، البته طبیعی است که عناصر داخلی هم دارد و عده ای فرصت طلب هم طبیعی است که خودشان را میان معرکه می اندازند. نمایندگان خود گمارده این جریان در داخل و خارج هم کم نداریم. اگر مولفه ها نبود یک فرد ( هر کس که میخواهد باشد) نمی تواند عقد اتصال و واسطه جمع کردن همه به عنوان نماد جای خالی این شرایط و مولفه ها را پر بکند.
زرافشان ادامه داد: ” ما با همچو وضعیتی در واقع الان روبرو هستیم و خیال می کنم وقتی این مولفه ها هر کدامشان وجود نداشته باشند نمی شود با تولید و توزیع یک مقدار روبان سبز بین عده ای از مردم جای خالی همه اینها را پر کرد و یک جنبش اجتماعی با آن بوجود آورد. به هر صورت تا جایی که به نسبت و رابطه جنبش دانشجویی و جنبش اجتماعی مربوط میشود من جنبش اجتماعی را بیشتر صاحب هویت، صاحب چهره و ارتباطاتش را با موکلینش یعنی کل جامعه قویتر می بینم. و امسال مخصوصا ً بدلیل تشدید شرایط ، حمایت گسترده مردم را نه در تهران بلکه در اکثر شهرهای بزرگ از جریانات دانشجویی دیدیم.” او با تاکید بر ضد استبدادی بودن جنبش دانشجویی كه ریشه هایش در جامعه عمیق تر است افزود: ” شما اگر به شعارهای 16 آذر دقت بکنید تفاوت ماهوی این شعارها را با مناسبتهای قبلی خواهید دید.”
وي در پايان در پاسخ به چگونگي حمايت از دستگير شدگان گفت: ” خیال میکنم مبرم ترین وظیفه مان اينست كه این جریانات را حول خواسته های خودشان متشکل کنیم. این هزینه ها و این تلفات، این آسیبها هم پروسه طبیعی قضیه است. آنچه از دستمان بر می آید در حمایتشان، در اطلاع رسانی، در دادن سرویس حقوقی تا آنجا که ممکن است. من علیرغم اینکه خودم یک وکیل دادگستری هستم ولی [وقتی] به واقعیت جامعه نگاه میکنم به ظرفیتهای حقوقی آن چنانکه بعضی ها معتقدند خیلی معتقد نیستم. معهذا خیال می کنم آنچه در توان داریم برای کمک به اینها برای تقویت وضع خانواده ها از طریق سازماندهی صندوق هایی برای دستگیرشده ها، از طریق سازماندهی فعالیتهای داوطلبانه کسانی که داوطلب کار حقوقی و پیگیری پرونده های حقوقی هستند و از طریق سازماندهی خود این جنبشها حول خواسته هایشان، باید کمک کرد.
اینها مسائلی است که زمان می برد؛ میدانم. مسائلی است که یک روزه و دو روزه اتفاق نمی افتد. و معجزه ای هم صورت نمی گيرد که ما را از انجام آنها معاف بکند. اما وظایفی است که تا انجام نشود انجام ناشده باقی خواهد ماند. این را نباید فراموش بکنیم. ”

http://www.radioneda.de/2009/12/13/Zarafshan.ram

http://www.radioneda.de/2009/12/13/Zarafshan.mp3


منبع:وبلاگ رادیو ندا


بیانیه نوزدهم خانواده زندانیان سیاسی صادر شد: وعده ما ظهر عاشورا است

نوروز ۵ دی


خانواده های زندانیان سیاسی نوزدهمین بیانیه خود را در آستانه روز عاشورا صادر کردند.
به گزارش نوروز، در این بیانیه آمده است: ظهر عاشورا وعده همه بستگان آزادگان دربند است که هرجا که خیمه حسینی برپاست الله اکبر گویان و با فریاد یاحسین و یازینب، رهایی عزیزانمان را که بیش از شش ماه است در بند و رنجند، طلب کنیم.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. علیک منا جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار.

سلام بر حسین(ع)، سلام بر علی بن الحسین، سلام بر اولاد حسین و سلام بر اصحاب حسین. سلام بر یاران حسین در طول تاریخ. از آن زمان که حجّش را برای احیای دین جدّش نیمه تمام گذاشت و به خواهش مردم کوفه راهی سرزمین کربلا شد تا شب عاشورا که از همراهانش خواست حالا که سفرش را بازگشتی نیست او را ترک کنند و در تاریکی شب، راه خود گیرند و سلام بر یاران او تا امروزکه نامش را ورد زبان خویش ساخته اند و راهش را اختیار کرده اند که راه حق است و صدق و راستی.

سلام بر همه یاران فداکار و جان باخته حسین در روز واقعه و سلام بر اسرای کربلا که نیرنگ و دغل یزیدیان، آنان را که اهل بیت رسول خدا(ص) بودند، خارجی نمایاند اما خطبه های غرّای امام سجاد(ع) و زینب کبری(س) نقشه های دیوسیرتان را نقش برآب کرد.سلام بر حسین، سرور آزادگان عالم که فریاد «هیهات من الذلة» او هنوز در سراسر عالم گوش جان صاحبدلان را به لرزه می اندازد و ندای «ان لم یکن لکم دین فکونوا احراراً» او سرلوحه اعمال حقوق بشردوستان و آزادگان جهان است.سلام بر حسین که در صحرای تفتیده کربلا خونش به دست مدعیان وقیح و رسوای دینداری به ناحق ریخته شد و سر مبارکش به انتظار پاداش، سفاکانه از تن جدا شد.سلام بر حسین که بهترین یارانش در راه او که راه حق بود، فدا شدند و فرزندانش به اسارت درآمدند. سلام بر حسین که ثارالله بود و ابن ثاره و خونش در رود هستی جاری شد و در همیشه تاریخ جوشید و حق را جلوه گر نمود. و چه حقیر و زبون بودند دشمنانش که چشم بر فردا بستند و دوروزه قدرت دنیوی خود را خواستند و بر خواسته باطلشان ابرام ورزیدند و عاقبت شومی را بر خود پسندیدند که اینک پس از قرن ها هنوز ملعونند و نفرین شده.

و سلام بر زینب، بهترین خون خواه حسین. سلام بر زینب، بهترین افشاگر دسیسه های شیطانی یزید. سلام بر زینب، شکوهمندترین پیام آور عاشورا.

و سلام بر زین العابدین و سیدالساجدین، زیباترین روح پرستنده. خدای را شاکریم که بهترین اسوه های عالم را به ما ارزانی داشته است تا لحظه ای خود را در اوج غربت و تنهایی، بدون پیشوا ندانیم.

اقتدارگرایان بدانند، پیشوای ما حسین(ع) است که جان عزیزش را بر سر عقیده اش فدا کرد و ما جملگی درس آزادگی از مکتب او آموخته ایم. پیشوای ما زینب(س) است که همراهی با حسین اش را بر زندگی آرام در مدینه، رجحان داد و داغ از دست دادن بهترین های زندگیش همراه با درد اسارت فرزندان و اهل حرم برادرش را تا پایان عمر در دل داشت. پیشوای ما زینب است که پاسخ دندان شکنش به پرسش متکیرانه و تحقیرآمیز آن مست باده قدرت در بارگاه طاغوتی اش، او را برای همیشه در هم شکست: «و ما رأیت الا جمیلاً» و پیشوای ما زین العابدین(ع) است که اراده ازلی پروردگارش حیات او را رقم زد تا به بازماندگان قافله کربلا بیاموزد که خدایی فقط و فقط از آن خداست و بندگی تنها او را سزد.

اینک ما خانواده های زندانیان سیاسی، در آستانه عاشورای حسینی کتاب های مقتل را می گشاییم و می خوانیم و می خوانیم تا ظلم و ظالم را بازشناسیم و با نثار لعن و نفرین برآنان، حق مظلوم را ادا کنیم و حال که ما خود و عزیزانمان، مصداق بارز مظلوم زمان آن هم در کشوری مدعی حکومت اسلامی و مدعی سیره نبوی، عدل علوی و عشق حسینی است، ظهر عاشورا را انتظار می کشیم تا با شنیدن صدای مؤذن، سرها را بالا برده دست هایمان را رو به آسمان بگیریم و با خلوص برای رهایی عزیزانمان از چنگال بی عدالتی دعا کنیم.

ظهر عاشورا وعده ما و خواهران و برادران و مادران و پدران و فرزندان و همه بستگان آزادگان دربند است که زیر آسمان خدا، زیرچرخ کبود ایران لاله گونمان که معطر به عطر شهیدان است، هرجا که خیمه حسینی برپاست با عرض ادب و ارادت به پیشگاه حسین و اولاد و اصحابش، الله اکبر گویان و با فریاد یاحسین و یازینب، رهایی عزیزانمان را که بیش از شش ماه است در بند و رنجند، طلب کنیم و بدعاقبتی را برای همه آنانی بخواهیم که کام ما و فرزندانمان را، خانواده هایمان را و این ملت رشید و آگاه را با بدعهدی و بدکاری تلخ کردند و می دانیم که بهترین عقوبت دهنده خدای قادر قهار منتقم است.

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

5/10/1388 برابر با تاسوعای حسینی



حرکت‌های اعتراضی در تهران و شهرستان‌ها در روز تاسوعا


دويچه وله : سردار احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، گفته است که سیاست نیروی انتظامی در برخورد با «اغتشاشات» کاربرد «خشونت حداقلی» است. گزارش‌هایی که از تهران و شهرستان‌ها رسیده، حاکی از برخورد شدید نیروهای امنیتی با معترضان است.

درگیری‌هایی که از حدود ساعت یازده صبح امروز در نقاط گوناگون تهران آغاز شده بود، در ساعات بعدی تشدید شد و گسترش یافت. شاهدان عینی از شمار بسیار بالا و بی‌سابقه نیروهای امنیتی در خیابانها و میدان‌های پایتخت خبر داده‌اند.

رویترز و چند خبرگزاری دیگر از بروز حرکت‌های اعتراضی در روز شنبه (۵ دی) در تهران گزارش کرده‌اند. یک منبع خبری خبرگزاری‌ها سایت اینترنتی "جرس" است.

به گزارش "جرس" صدها نیروی یگان ویژه از حوالی ساعت ۹ صبح روز شنبه در خیابان‌های مرکزی تهران مستقر شده‌ بودند.

"فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران" از بسیج نیروهای گارد ویژه، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی، بسیج و لباس شخصی خبر دادند. تمرکز استقرار نیروهای دولتی بیشتر در خیابان آزادی از تقاطع نواب صفوی تا میدان انقلاب و از آنجا تا چهار راه ولی عصر بوده است. شاهدان عینی حضور شمار بالای نیروهای نظامی و امنیتی را مانع شکل‌گیری تجمع‌های بزرگ مردم بخصوص در ساعات اولیه صبح امروز می‌دانند.

خبرنگار "جرس" گزارش داد که تعداد بسیار زیادی از نیروهای گارد ویژه «با تجهیزات کامل» از میدان فردوسی در حال حرکت به سمت چهارراه ولی عصر و انقلاب دیده شده‌اند. "جرس" این بسیج امنیتی را نشانگر تشدید درگیری‌ها در میدان انقلاب دانسته است.

پیش از این جمعیت انبوهی از مردم در حدود ساعت یازده صبح به وقت تهران بدون سر دادن شعاری خاص از میدان امام حسین به سمت میدان انقلاب در حال حرکت بودند که در منطقه پل چوبی ماموران نظامی راه را بر آنان بستند و این موجب درگیری شدید در این منطقه شد. پس از شروع درگیری مردم شروع به شعار دادن کردند.

کنترل، دستگیری، برخورد خشن

شاهدان عینی‌ای که در میدان امام حسین حضور داشتند، از دستگیر شدن عده‌ای خبر می‌دهند. یک شاهد عینی به دویچه‌وله گفت: «در حمله‌ای که نیروهای انتظامی و گارد ویژه به مردم داشتند، علاوه بر اینکه به آنها حمله می‌کردند که بزنندشان، هر که را هم دستشان می‌رسید دستگیر می‌کردند. ولی تعداد دستگیری‌ها چشمگیر نبود. شاید من خود به شخصه ۳ تا ۴ مورد را دیدم. حمله‌شان بسیار شدید بود و نسبت به روزهای دیگر بسیار تفاوت داشت.»

به گزارش "فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران" ماموران "لباس شخصی" بخصوص زنان و دختران را کتک می‌زدند. در این مورد شاهدی عینی به دویچه وله گفت: «در تظاهرات گذشته، مثلا ۱۳ آبان و ۱۶ آذر وقتی مردم را می‌زدند، بیشتر مردها مورد هدف قرار می‌گرفتند. زنها را هم کمتر دستگیر می‌کردند. اما در این تظاهرات امروز به شدت به زنها حمله کردند. من خودم ۳ تا ۴ مورد شکستگی سر و بینی در زنها دیدم.»

سایت "جرس" از به کارگیری گاز اشک‌آور در میدان امام حسین و شلیک تیر هوایی خبر داده است.

بنابر خبرهای منتشر شده در "جرس" و سایت‌های اجتماعی، حرکت مردم از میدان امام حسین به سمت میدان ۲۴ اسفند و آزادی بوده است. نیروهای گارد ویژه راه پیشروی آنان را سد کرده‌اند. مردمی که با خودروهای خود در این حرکت شرکت داشته‌اند، با زدن مداوم بوق، اعتراض خود را به اقدامات نیروهای نظامی نشان داده‌اند.

خبرنگار جرس برخورد نیروهای نظامی با مردم را بسیار خشن توصیف کرده و می‌نویسد با وجود این، مردم را صحنه را ترک نکردند. همچنین گزارش شده که نیروهای نظامی از گارد ویژه، شیشه‌های خودروهایی که در محل هستند یا آنهایی را که بوق می‌زنند، با باتوم می‌شکنند. شاهدی عینی در این باره به دویچه وله گفت: «پلیس با باتوم به مردم حمله می‌کرد و علاوه بر آن شیشه ماشین‌ها را به شدت می‌شکستند. هیچ ماشینی امنیت نداشت، چه آنی که بوق می‌زد، چه آنی که نمی‌زد، چه آنی که با مردم بود و چه آن که نبود. شیشه ماشین‌ها، بغل ماشین‌ها، در ماشین‌ها، همه را خرد می‌کردند و یک حالت زحشیانه‌تری نسبت به روزهای دیگر داشتند.»

تجمع و درگیری‌هایی در مناطق مختلف تهران، از جمله میدان فردوسی، خیابان ستارخان، بین میدان توحید و خیابان دریان نو، خیابان و میدان انقلاب و تقاطع فلسطین و میدان ۷ تیر گزارش شده است.

"این ماه ماه خونه، یزید سرنگونه"، "ما اهل کوفه نیستیم، پشت یزید بایستیم" و "مرگ بر دیکتاتور" از شعارهایی بودند که در تظاهرات امروز به گوش می‌رسیدند.

از وجود درگیری در شهرهای اصفهان، تبریز، مشهد، کرمانشاه و اهواز نیز خبرهایی منتشر شده است.

از تهران گزارش شده که اینترنت دچار اختلال شده و سرعت آن نیز بسیار کند است.

یک فعال حقوق بشر به دویچه وله گفت که امروز فعالان حقوق بشر زیر کنترل ماموران امنیتی بوده‌اند که آنان را از لحظه خروج از خانه تعقیب می‌کرده‌اند. این فعال حقوق بشر این عمل را بی‌سابقه ارزیابی کرد و گفت که ممکن است دستگاه امنیتی در پی دستگیری‌های جدید فعالان حقوق بشر در ایران باشد.

ادامه اعتراض‌ها پس از پراکندگی در بعد از ظهر

ممانعت ماموران امنیتی و نظامی از برگزاری تجمع و تظاهرات در تهران موجب پراکندگی مردم شد. با این حال به گزارش سایت "جرس" مردم تظاهرات و شعاردهی خود را در اتوبوس‌هایی که بین امام حسین و آزادی تردد می‌کنند، ادامه داده‌اند.

ورودی و خروجی‌های متروی تهران نیز زیر کنترل ماموران امنیتی بوده است. وسایل برخی مسافران را بازرسی می‌کرده‌اند. بنا بر مشاهدات خبرنگار "جرس" تمرکز ماموران روی مسافرانی بوده که نماد رنگ سبز به همراه داشته‌اند. به گزارش "جرس" ماموران امنیتی در مواردی تلفن‌های همراه مسافران را ضبط کرده‌اند.

تهدیدات فرمانده نیروهای انتظامی

سردار اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، روز شنبه در جمع خبرنگاران در محل فرماندهی انتظامی استان کرمانشاه گفته است که سیاست نیروی انتظامی در برخورد با «اغتشاشات» کاربرد «خشونت حداقلی» است.سردار اسماعیل احمدی مقدم تأکید کرده است، «آنجایی که این اغتشاشات به تخریب و آشوب کشیده شود، با قاطعیت برخورد خواهد شد و قاطعیت به معنای شناسایی و بازداشت لیدرهاست.»

یورش وحشیانه و ضرب وشتم مادران عزادار توسط نیروهای سرکوبگر


بنابه گزارش " فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" ، نیروهای لباس شخصی به مادران عزادار یورش بردند و آنها را مورد ضرب وشتم قرار دادند.در اثر این یورش وحشیانه یکی از مادران از ناحیه صورت زخمی گردید و تعدادی دیگری از آنها مصدوم شدند.
روز شنبه 5 دی ماه حوالی ساعت 17:15 دقیقه مادران عزادار طبق روال هفتگی خود قصد داشتند که تجمع اعتراضی خود را در میدان آب نمای پارک لاله آغاز کنند.آنها در حال تجمع بودند که نیروی انتظامی و لباس شخصی از تجمع آنها ممانعت کرد. مادران عزادار تجمع خود را در بیرون از پارک در خیابان فاطمی- کارگر آغاز کردند و در حال حرکت بودند.آنها در حین حرکت دست های خود را به نشانه پیروزی برافراشته بودند و به راه پیمائی ادامه میدادند.
نیروهای سرکوبگر انتظامی و بخصوص لباس شخصیها که از اعضای سپاه پاسداران می باشند به سوی مادرا عزادار یورش بردند و آنها را با مشت لگد و باتون مورد ضرب وجرح قرار دادند. یکی از مادران عزادار مورد هجوم یکی از لباس شخصیها قرار گرفت واز ناحیۀ صورت زخمی گردید. سایر مادران علاوه بر ضرب و جرح مورد بی حرمتی قرار گرفتند.در این یورش تعداد زیادی از مادران عزادار مورد اصابت باتون های لباس شخصی قرار گرفتند.علیرغم یورشهای وحشیانه، مادران دلیر به راه پیمائی و اعتراض خود ادامه دادند و تا حوالی میدان انقلاب در زمان تعیین شده همیشگی راس ساعت 18:00 به اعتراض خود پایان دادند.

حمله لباس شخصی ها به جماران و برهم زدن سخنرانی خاتمی

سلام: گفتنی است این 50 نفر با شعارهای "ابوالفضل علمدار خامنه ای نگه دار" به مردم حمله ور شدند و در خیابان های اطراف هم عده ای موتور سوار با سنگ به مردم حمله کردند، این افراد با منتسب کردن خود به ولایت فقیه از یک سو به بیت امام خمینی حمله کردند و دیگر سو تلاش کردند این حرکات ساختار شکنانه و اهانت آمیز را به پیروان رهبر انقلاب منصوب کنند.

50نفر از نیروهای لباس شخصی با حمله به بیت امام در عصر تاسوعا سخنرانی سید محمد خاتمی را نیمه کاره گذاشتند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری سلام از حسینیه جماران، سخنرانی سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ايران به دلیل حمله نیروهای لباس شخصی به بیت امام با باتوم و زنجیر نیمه کاره ماند.این گروه با شکستن شیشه های حسینه جماران وارد حسینیه شدند.

بر اساس این گزارش از ساعاتی پیش نیروهای امنیتی اطراف خیابان جماران را محاصره کرده بودند اما نیروهای لباس شخصی به سادگی توانستند به بیت امام حمله کنند.

گفتنی است این 50 نفر با شعارهای "ابوالفضل علمدار خامنه ای نگه دار" به مردم حمله ور شدند و در خیابان های اطراف هم عده ای موتور سوار با سنگ به مردم حمله کردند، این افراد با منتسب کردن خود به ولایت فقیه از یک سو به بیت امام خمینی حمله کردند و دیگر سو تلاش کردند این حرکات ساختار شکنانه و اهانت آمیز را به پیروان رهبر انقلاب منصوب کنند.

یاسر خمینی، فائزه و فاطمه هاشمی هم در مراسم حضور داشتند.