۱۳۹۲ دی ۱۶, دوشنبه
۱۳۹۲ دی ۱۵, یکشنبه
ابرو گوندش همسر رضا ضراب تا الان چهار بار ازدواج کرده است
این روزها، ترکیه شاهد بزرگترین فساد مالی تاریخ خود است. دهها تن، از
جمله نزدیکان اردوغان و اعضای دولت عدالت و توسعه به جرم فساد مالی دستگیر
شدند. شخصیت کلیدی پرونده فساد مالی، رضا ضراب تاجر ایرانی الاصل و همسر
ابروگوندش خواننده مشهور ترکیه است.
بازداشت رضا ضراب در راس خبرهای رسانههای ترکیه قرار دارد، این روزها نام
بابک زنجاني سوپرمیلیارد ایرانی که دوشنبه هفته پیش در ایران بازداشت شد
هم در پرونده فساد مالی بزرگ ترکیه و درکنار نام رضا ضراب مدام مطرح می
شود. همین در راس خبر ها قرار گرفتن باعث شده رسانه های ترکیه اطلاعات
جدیدی از تاجر ایرانی بازداشت شده، منتشر کنند.
این اطلاعات از
یک سو نشان می دهد، او شریک زندگی دو خواننده بزرگ زن ترکیه بوده و پس از
سال ها رابطه با "گونل" خواننده باکویی، بلافاصله با خواننده مشهور دیگر
ترکیه یعنی "ابرو" آشنا شده و درنهایت با او ازدواج کرده است.

۱۸ دسامبر 2013 رسانه های ترکیه از رشوه ضراب به وزرای کابینه اردوغان
پرده برداشتند. رضا ضراب در مجموع به سه وزیر و مدیرعامل "بانک هالک"
ترکیه ۱۳۷ میلیون لیر ترک پرداخت کرده است. ظفر چاغلایان وزیر اقتصاد ۱۱۰
میلیون لیر، معمر گولر وزیر کشور ۲۰ میلیون لیر و اگِمِن باغیش وزیر امور
اروپای ترکیه ۳ میلیون دلار رشوه دریافت کرده انذ.
او علاوه بر انتقال پول به ایران، به پرداخت رشوه به نزدیکان اعضای
دولت برای تسهیل سرمایهگذاری و تسریع دریافت تابعیت ترکیه برای خود و
نزدیکانش متهم است.
ضراب نیز در اعتراف های خود بابک زنجانی میلیاردر ایرانی را رئیس خود
معرفی کرد. زنجانی نیز این موضوع را تکذیب کرد. رجب طیب اردوغان نخست وزیر
ترکیه نیز اخیرا از ضراب به نیکی و خوبی یاد کرد و او را "خیر" نامید.
در پی همین اظهار نظر اردوغان، مخالفان او در شبکه های اجتماعی مانند فیس
بوک و اینستاگرام کمپینی علیه اردوغان تشکیل دادند و با ایجاد صفحه هایی
خواستار استعفا نخست وزیر ترکیه در پی این فساد مالی شدند.
ضراب تاجر ایرانی الاصل در تبریز به دنیا آمده و از کودکی
در ترکیه زندگی کرده است. ضراب در سال 2009 با ابرو گوندش آشنا شد و خود
را یکی از طرفداران او معرفی کرد. در سال 2010 با این خواننده سرشناس ترک
ازدواج کرد ودر افکار عمومی این کشور شناخته شد.حاصل این ازدواج نوزاد
دختری به نام «آلارا» است.

ازدواج آنها برای ماه ها در کانون توجه برنامه های تلوزیونی ترکیه قرار
داشت. ابرو و ضراب در سال 2011 سفری به ایران داشتند و چند روزی را در کرج
گذارندند. همزمان با انتشار خبر حضور ابرو در ایران عکس های با حجاب او در
رستوران "روما" گوهردشت کرج منتشر شد.
ابرو گوندش در حال حاضر به عنوان یکی از ٤ داور مسابقه آوازخوانی صدای برتر ترکیه "o ses turkey "
است و پس از بازداشت همسرش در یکی از همین برنامه های در پاسخ به سوالی
درباره وضعیت ضراب گریه کرد.او ر اخیرن قسمتی که از این مسابقه پخش شد غایب
بوده است.
ابرو که فعالیت هنری خود را از سال 1992 شروع کرده است تاکنون سه بار ازدواج کرده است و ضراب چهارمین همسر او است.
اولین بار ازدواج ابرو در سن 16سالگی با فردی به نام "حمدی وارد "در سال 1990 صورت گرفته که 6 ماه بعد به طلاق منجر شد.
ابرو در سال 1995 با سردار اورتاچ خواننده سرشناس ترک
آشنا شد و تا سال 2000 این دو نامزد بودند اما این رابطه هیچگاه به ازدواج
ختم نشد.
او پس از طلاق با یک وکیل دادگستری به نام عمر دوراک در
سال 2002 ازدواج می کند اما این ازدواج همزمان می شود با سکته مغزی ابرو
گوندش و دوری از فعالیت هنری که این خواننده پس از بهبودی از این وکیل جدا
می شود.
سومین ازدواج ابرو نیز با عثمان تارکر از هنرمندان کشور ترکیه در سال 2005 بود که پس از هشت ماه جدا شدند.
چهارمین ازدواج ابرو نیز در سن 36 سالگی با رضا ضراب تاجر ایرانی الاصل بود که نزدیک به 10 سال با وی اختلاف سنی دارد.
نفر سوم شراکت بابک زنجانی و رضا ضراب در ایران کیست؟ + اسناد

نفر سوم شراکت بابک زنجانی و رضا ضراب در ایران کیست؟ + اسناد
در گزارشات رسانه های ترکیه نام محمد رجایی بعنوان شریک رضا ضراب نامبرده شده است که در واقع این فرد همان محمد رضا رجاییه است.
در
حالی که رضا ضراب در ترکیه وبابک زنجانی در ایران دستگیر شده و حواشی
فراوانی درباره پرونده های آنها ایجاد شده است، نفر سوم این شراکت پرسود در
سکوت در حال انجام معاملات خویش است.بدست آوردن منافع مالی هزاران میلیاردی تومانی به اسم دور زدن تحریمها کسب وکار پرسودی بوده است که گروهی از نوکیسگان را به کاسبان تحریم بدل ساخته است این گروه از افراد طی 4سال گذشته ومخصوصا دوسال اخیر به ثروتی مافوق تصور دست یافته اند.
در این میان دستگیری رضا ضراب کریدور پولشویی در ترکیه اولین حلقه دومینویی بود که با دستگیری بابک زنجانی که نه هزار میلیارد تومان بدهی پول نفت تنها یکی از قلمهای فهرست طولانی پرونده اوست ادامه یافت واکنون این دومینو به حلقه خاموش وساکت خود رسیده است.
محمد رضا رجاییه مدیرعامل صرافی بانک سرمایه که بیشترین تبادلات پولی را با رضا ضراب داشته است.
گفته می شود ثروتی که رجاییه از این راه حاصل کرده است بالغ بر صدها میلیارد تومان است.
در گزارشات رسانه های ترکیه نام محمد رجایی بعنوان شریک رضا ضراب نامبرده شده است که در واقع این فرد همان محمد رضا رجاییه است.

سایت رسمی بانک سرمایه





همیشگی بهرام به مام میهن؛ به خصوص آنجا که می گوید مردم ایران مهر می کارند و خشم می دروند!
همیشگی بهرام به مام میهن؛ به خصوص آنجا که می گوید مردم ایران مهر می کارند و خشم می دروند!
متن دستنوشته بیضایی را در ادامه می خوانید:
در جــوابِ مِــهــرِ شــُمــا
واژه های چندانی برای سپاسگزاری نیست
واژه هایی که کم نیاورند
پیش مهر شما
و هر کسی نگفته باشد هزار بار!
مهر می کارند و خشم می دروند
واژه های چندانی نیست
جز آنچه در دلم می گویم
بی هیاهو، اگر رساست؛
از شماست که دلم می زند هنوز
کرنش به سرزمینی که از آن نرفته ام
کرنش به مادر و پدرم
که خاکِ آن خاکند!
دورباد از آن خشکسالی و دروغ!
دور باد از آن دیو خشم و آز
دور باد از آن بیداد!
بهرام بیضایی 12 دی 1392
۱۳۹۲ دی ۱۴, شنبه
آیا روشنگری دوای دردِ کارگران وزحمتکشان نیست؟
http://radiobarabari.com/pics/
محمد قراگوزلو کیست؟
نگاهی به گذشته وهم اکنونِ آقای دکترمحمد قراگوزلو
الف: قراگوزلو پیش ازانقلاب57
------------------------------ ------------------------------ ------------------
امکان یابی مکان دفن نئولیبرالیسم-3عروج وافول سوسیال دموکراسی
نگارش: محمد قراگوزلو
قراگوزلو درجایی ازمقاله فوق می گوید؛
نگارش: محمد قراگوزلو
قراگوزلو درجایی ازمقاله فوق می گوید؛
همان زمان، برای خروج از کشور و تماس با یک هسته ی فعال مرتبط با عراق و فلسطین به قم رفتم. با آیتالله مرتضا پسندیده (برادر بزرگتر آیتالله خمینی) ملاقات کردم، در بازگشت به تهران حامل پیامی بودم برای آیتالله مهدوی کنی که امام جماعت مسجد جلیلی (خیابان ایرانشهر) بود و همان جا پیش از تسلیم پیام دستگیر شدم از سوی ساواک
من شخصاً در ده روز نخست اردیبهشت 58 دو بار با آیتالله ملاقات کردم یک بار تنها و به دلیل پیش گفته و بار دیگر به همراه سرهنگ عزیزالله امیررحیمی
متن کامل را درلینک ذیل ملاحظه فرمائید
ازقرارجناب آقای دکترمحمد قراگوزلو،استاد سابق دانشگاه درجوانی،پیام رسانِ
جنایتکارانی بوده است؛ که سینما رکس آبادان وسینمای قم را به آتش کشیدند

http://iranian.com/data/ images/dgpnqwmbbcn.jpg
ازقرار قراگوزلو؛
پیام رسانِ همان جنایتکارانی است؛ که ازفردای انقلاب خون زنان ومردانِ آزادیخواه
و عدالت جو را درشیشه کردند
هواداران قراگوزلو می گویند: نباید انسانها را برحسب گذشته شان ارزیابی کرد؛
می گویند: قراگوزلو دیگرآن جوان مذهبیِ عقب افتاده ومتحجرنیست؛
می گویند: او متحول و مارکسیست شده است
می گوئیم: بسیارخوب ما گذشته ی ننگین وی را بکنارمی گذاریم ودرذیل
نگاهی می کنیم به فعالیت های هم اکنون ایشان
ب: محمد قراگوزلو بعد ازانقلاب57



http://ilna.ir/news/mi_news/Or iginal/1391/09/Small/28271-943 .jpg
http://www.iranglobal.info/sit es/default/files/styles/medium /public/pictures/akshaye- mataleb/afshin.ousanloo.gif? itok=xH9sH3iy
https://www.naakojaa.com/sites /default/files/imagecache/ author/0_43.jpg
فعالان کارگری مانند ستار بهشتی،افشین اسانلو و.....با نگارش چند مطلب دردفاع ازحقوق
کارگران وزحمتکشان،دستگیر،شکنجه و سربه نیست می شوند؛اما آقای محمد قراگوزلو
به عنوان منتقد درداخل کشور،ازانقلاب،جنبش کارگری،رادیکالیسم،سوسیالیسم و
مارکسیسم سخن می گوید،اما همواره ازگزندِ پاسداران سرمایه درامان بوده است
به نمونه ذیل توجه کنید
نام کتاب:امکان فروپاشی سرمایه داری ودلایل شکست سوسیالیسم اردوگاهی
نویسنده : محمد قراگوزلو
ناشر: مؤسسه انتشارات نگاه - تهران
مجوز برای چاپ کتاب: وزارت ارشاد
چاپ اول 1392
قیمت کتاب 185000 ریال
ازقرار قراگوزلو؛
پیام رسانِ همان جنایتکارانی است؛ که ازفردای انقلاب خون زنان ومردانِ آزادیخواه
و عدالت جو را درشیشه کردند
هواداران قراگوزلو می گویند: نباید انسانها را برحسب گذشته شان ارزیابی کرد؛
می گویند: قراگوزلو دیگرآن جوان مذهبیِ عقب افتاده ومتحجرنیست؛
می گویند: او متحول و مارکسیست شده است
می گوئیم: بسیارخوب ما گذشته ی ننگین وی را بکنارمی گذاریم ودرذیل
نگاهی می کنیم به فعالیت های هم اکنون ایشان
ب: محمد قراگوزلو بعد ازانقلاب57
http://ilna.ir/news/mi_news/Or
http://www.iranglobal.info/sit
https://www.naakojaa.com/sites
کارگران وزحمتکشان،دستگیر،شکنجه و سربه نیست می شوند؛اما آقای محمد قراگوزلو
به عنوان منتقد درداخل کشور،ازانقلاب،جنبش کارگری،رادیکالیسم،سوسیالیسم و
مارکسیسم سخن می گوید،اما همواره ازگزندِ پاسداران سرمایه درامان بوده است
به نمونه ذیل توجه کنید
نام کتاب:امکان فروپاشی سرمایه داری ودلایل شکست سوسیالیسم اردوگاهی
نویسنده : محمد قراگوزلو
ناشر: مؤسسه انتشارات نگاه - تهران
مجوز برای چاپ کتاب: وزارت ارشاد
چاپ اول 1392
قیمت کتاب 185000 ریال
مراکز پخش و فروش مقابل دانشگاه تهران و بازار
------------------------------ ------------------------------ ------
آیا شوروی ستیزی،اسم رمزِ قلم به دستانِ سرمایه برای بی اعتبار کردن سوسیالیسم نیست؟
آیا مصونیت سیاسی قراگوزلو بخاطرموضع ضدِ کارگری وضدِ کمونیستی اونیست؟
------------------------------ ------------------------------ ---------------
امکان فروپاشی سرمایه داری - گفتگوی آرش کمانگربا محمد قرگوزلو
http://www.youtube.com/watch? v=1BZar8WA-cQ
------------------------------ ------------------------------ -
خانه کارگرتهدیدی دایمی علیه جنبش کارگری:غفلت جایز نیست
نگارش : امیر پیام
مطلبی از محمد قرا گوزلو زینت بخش سایت های اینترنتی شده است. این مطلب که عنوان « سیاست خارجی جنبش کارگری » را برخود دارد ابتدا در سایت های « اتحاد سوسیالیستی کارگری » (1) و « کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری » که مطالب قرا گوزلو را منعکس می کنند منتشر شد و سپس در دیگر سایتها انتشار یافت. مطلبی که حاوی یک بدعت ضد کارگری است و متاسفانه مورد بی توجهی قرار گرفت. محمد قرا گوزلو می گوید؛
« نگارنده بر این باور است که: الف- جنبش کارگری از سمپات ها و دلالان خانه کارگر تا تشکل های مستقل، جنبشی است که گرایش های مختلف اعم از راست ارتجاعی تا چپ سوسیالیستی را در بر می گیرد. ب- جنبش کارگری، مستقل از مواضع راست و چپ احزاب و گروه ها عمیقا و ذاتا ضد امپریالیست است.» (2
com/2010/11/15/%D8%AE%D8%A7% D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8% B1%DA%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87% D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8% AF%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C-% D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8% AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%DA%A9% D8%A7%D8%B1%DA%AF/
مقاله "سیاست خارجی جنبش کارگری"ازمحمد قراگوزلو را درلینک ذیل ملاحظه فرمائید
HTTP://WWW.KHAMAHANGI.COM/
آیا شوروی ستیزی،اسم رمزِ قلم به دستانِ سرمایه برای بی اعتبار کردن سوسیالیسم نیست؟
آیا مصونیت سیاسی قراگوزلو بخاطرموضع ضدِ کارگری وضدِ کمونیستی اونیست؟
------------------------------
امکان فروپاشی سرمایه داری - گفتگوی آرش کمانگربا محمد قرگوزلو
http://www.youtube.com/watch?
------------------------------
خانه کارگرتهدیدی دایمی علیه جنبش کارگری:غفلت جایز نیست
نگارش : امیر پیام
مطلبی از محمد قرا گوزلو زینت بخش سایت های اینترنتی شده است. این مطلب که عنوان « سیاست خارجی جنبش کارگری » را برخود دارد ابتدا در سایت های « اتحاد سوسیالیستی کارگری » (1) و « کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری » که مطالب قرا گوزلو را منعکس می کنند منتشر شد و سپس در دیگر سایتها انتشار یافت. مطلبی که حاوی یک بدعت ضد کارگری است و متاسفانه مورد بی توجهی قرار گرفت. محمد قرا گوزلو می گوید؛
« نگارنده بر این باور است که: الف- جنبش کارگری از سمپات ها و دلالان خانه کارگر تا تشکل های مستقل، جنبشی است که گرایش های مختلف اعم از راست ارتجاعی تا چپ سوسیالیستی را در بر می گیرد. ب- جنبش کارگری، مستقل از مواضع راست و چپ احزاب و گروه ها عمیقا و ذاتا ضد امپریالیست است.» (2
اگر چه در این گفته موجز و روشن، تطهیر خانه کارگر از نهاد
سرکوب و ابزار ارتجاع حاکم برای تحمیق و اسارت و بردگی طبقه کارگر، و تبدیل
این جریان باند سیاهی و کارگرکش به بخش و جزیی از جنبش کارگری، و ترسیم آن
به عنوان نهاد خودی درون جنبش، و به این ترتیب غسل تعمید خانه کارگر از
جنایات تاکنونی اش، واضح تر از آنست که نیازی به توضیح باشد اما هنوز لازم
به تاکید است که در اینجا:
1- خانه کارگر ابتدا از یک دستگاه عریض و طویل مافیایی به مشتی « سمپات ها و دلالان » تنزل داده می شود تا فورا به درون جنبش کارگری منتقل شده و به بخشی از آن ارتقا یابد.
2- این اصل حیاتی برای جنبش کارگری که محک تاریخی بیش از سه
دهه سلطه خونبار خانه کارگر را بهمراه دارد، یعنی اصل نهاد سرکوب بودن خانه
کارگر دود شده و به هوا رفته و جای آنرا « سمپات ها و دلالان خانه کارگر …. اعم از راست ارتجاعی » گرفته است.
3- صفت « اعم از راست ارتجاعی » که قرار است
به این بدعت ضدکارگری ظاهر چپ بدهد ابدا ربطی به نهاد سرکوب بودن خانه
کارگر و ماهیت امنیتی و پلیسی آن نداشته، بلکه صرفا به معنای وجود افکار و
عقاید عقب مانده و مذهبی و سیاست های راست روانه است. اینجا خانه کارگری ها
از اقشار سنتی و مذهبی و به لحاظ سیاسی عقب مانده جامعه القا می شوند که
بهرحال در جنبش کارگری هم هستند. حزب توده و اکثریت نیزهمان موقع که ارتجاع
اسلامی را ضد امپریالیست و خلقی و انقلابی نامیدند و راه سلاخی کمونیست
ها و بهترین فرزندان طبقه کارگر را هموار نمودند هیچگاه « خصلت دوگانه »
خرده بورژازی معبود خود و ضعف های « اعم از راست ارتجاعی » آنرا پنهان
نکردند.
4- بند ب می گوید: « جنبش کارگری ( و دیدیم از نظر قرا گوزلو شامل خانه کارگر و تشکلات مستقل کارگری هر دو است – پرانتزها از من) عمیقا و ذاتا ضد امپریالیست است.
» و به این ترتیب بین خانه کارگر و تشکلات مستقل کارگری وحدت ذاتی خلق می
کند تا بتواند مبنایی به اصطلاح تئوریک برای همکاری این دشمنان طبقاتی
بتراشد.
5- در بند ب همچنین تاکید می شود جنبش کارگری (شامل خانه کارگر و تشکلات مستقل کارگری) « مستقل از مواضع راست و چپ احزاب و گروه ها
» دارای وحدت ذاتی بر ضد امپریالیسم است. می بینیم که وحدت ذاتی مورد نظر
قرا گوزلو به خانه کارگر محدود نشده و احزاب و گروه های دارای مواضع راست
را هم در بر می گیرد. این احزاب و گروهها چیزی جز جریانات اکثریت و توده
نیستند که « مستقل از مواضع راست » و جنایت بارشان «عمیقا و ذاتا » ضد امپریالیسم اند و لذا دارای وحدت ذاتی با سوسیالیسم قرا گوزلو می باشند.(3)
هدف اینجا پرداختن به نظرات قرا گوزلو نیست (4)، بلکه طرح این
سوالات در برابر فعالان جنبش کارگری است که چرا به این بدعت ضد کارگری
برخورد نشد؟ چرا این نظر در سایت ها جولان داد بدون اینکه مورد انتقاد قرار
گیرد؟ آیا دچار فراموشی جمعی شدیم و یادمان رفت که خانه کارگر با همه زیر
مجموعه هایش نهاد سرکوب طبقه کارگر است؟ چرا ما به تحبیب اینچنانی نهادی ضد
کارگری در پوشش چپ بی تفاوت ماندیم؟ آیا با شیفتگی به ادعاهای «مارکسیستی »
کسی به نظرات مخرب وی به دیده اغماض می نگریم؟ مهمتر اینکه آیا « کمیته
هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری » این نظر را متعلق به خود دانست
که منتشر نمود؟ آیا رفقای ما محتوی ضد کارگری آنرا تشخیص ندادند که چگونه
در زیر عبارات پردازی های چپ، خانه کارگر به عنوان متحد تشکلهای مستقل
کارگری بزک می شود؟ اگر قدرت تشخیص یکی از مهمترین منفعت های طبقاتی مان
آنهم از طرف کمیته ای که خود را ضد سرمایه داری و رادیکال می داند و بنا به
تعریف بیشترین مسئولیت را در این موارد بردوش دارد اینقدر ضعیف است؛ آنگاه
نباید برای سرنوشت کل تشکلهای مستقل کارگری نگران بود؟
آری باید نگران بود، هم برای بی تفاوتی نسبت به پیدایش جریان
ضد کارگری « کانون عالی انجمن های صنفی کارگری »، هم برای انفعال در برابر
تلاشهای مذبوحانه برای تطهیر خانه کارگر، و هم برای برخورد سهل انگارانه
به نقش خانه کارگر و امکان و توان آن برای تخریب تلاش های مستقل کارگری. و
نیز دهها بار باید نگران بود چرا اکنون دیگر این تنها اکثریتی ها و توده ای
ها نیستند که مزدورانه برای خانه کارگر فرش قرمز پهن می کنند و « کانون
عالی انجمن های صنفی کارگری » را « سندیکاهای کارگری » معرفی می کنند (5)،
بلکه کسانی هم در بین خودمان پیدا شده اند که به آنان لبیک گفته و برای باز
نمودن در قلعه جنبش مستقل کارگری از درون بروی خانه کارگر فریاد وحدت ذاتی
ضد امپریالیستی سر داده اند.
آرایش سیاسی در جنبش کارگری ایران صف آرایی دو جبهه متخاصم و
دو قطب آشتی ناپذیراست. در یکسو و در سمت میلیونها برده مزدی و در صف طبقه
کارگر، جنبش مستقل کارگری با همه مبارزات و تشکلات و فعالین و محافل و
اختلافات و نظرات و گرایشات درونی و خودی طبقه کارگر قرار دارد. در سوی
مقابل و در جبهه متخاصم، اما دشمنان طبقه کارگر از کل طبقه سرمایه دار و
احزاب و دستجات سیاسی رنگارنگ آن تا جمهوری اسلامی با همه گرایشات دیروز و
امروز و درون و بیرون اش بهمراه خانه کارگر با همه زیر مجموعه هایش قرار
دارند. سعادت و خوشبختی طبقه کارگر در به زیر کشیدن کل طبقه حاکمه و قدرت
سیاسی آن و در گرو استقرار قدرت سیاسی خود است. اما تا آنروز و در مسیر
حرکت به آنسو، افشا و انزوای فزاینده خانه کارگر و زیرمجموعه هایش و خنثی
نمودن تحرکات و توطئه های آن، و جارو نمودن کل این مجموعه مافیایی و آدمکش
از برابر پیشروی جنبش مستقل کارگری، و اعمال هژمونی این جنبش به عنوان
تنها نماینده و سخنگوی کارگران در ایران و جهان از وظایف اولیه و اساسی
جنبش ماست. وظیفه ای که نه می تواند و نه می باید با نگاهی سهل انگارانه
مورد قصور وغفلت قرارگیرد. بویژه امروز که افشای ماهیت ضد کارگری « کانون
عالی انجمن های صنفی کارگری » امری حیاتی است؛ باید نسبت به توطئه های خانه
کارگر بیش از هر موقع هوشیار بود.
متن کامل را درلینک ذیل ملاحظه فرمائید
http://amirpayam.wordpress.مقاله "سیاست خارجی جنبش کارگری"ازمحمد قراگوزلو را درلینک ذیل ملاحظه فرمائید
HTTP://WWW.KHAMAHANGI.COM/ POST1010.HTM
قابل ذکر است که بعدا محمد قرا گوزلو تلاش نمود تا نظرات موجود در « سیاست خارجی جنبش کارگری » را در نوشته دیگری به عنوان « جنبش کارگری و امپریالیسم » که آنهم در سایت کمیته هماهنگی موجود است توجیه نموده واندکی تلطیف کند. اما این نوشته دوم نیز در تایید همان تبیین ضد کارگری ایشان از خانه کارگر و اعلام تعلق خود به کمپ ضدامپریالیسم است
------------------------------ ------------------------------ ------------------------------
آیا تلویزیون برابری وابسته به " راه کارگر" که به همکاری با قراگوزلو مباهات می کند؛
شریک جرم این عوام فریبی ها نیست؟
تکثیراز جهانگیر محبی۱۳۹۲ دی ۱۳, جمعه
سفیر سابق اسرائیل در آرژانتین: اغلب عاملان انفجار آمیا را کشته ایم
سفیر سابق
رژیم صهیونیستی در آرژانتین اعتراف کرد که این رژیم اغلب افرادی را که گمان
می کرد در انفجار مرکز یهودیان در این کشور آمریکای لاتین دست داشته اند
را از بین برده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، “اسحاق آفیران” در مصاحبه با خبرگزاری یهودیان
آرژانتین، با اعلام این موضوع گفت: اسرائیل توانسته اکثر کسانی را که پشت
حملات خونین به سفارت اسرائیل و یک مرکز فرهنگی یهودیان در آرژانتین بودند
به قتل برساند.
در مارس سال ١٩٩٢، یک خودرو بمبگذاری شده در برابر سفارت اسرائیل در بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین، منفجر شد که ۲۰ نفر را کشت و بیش از دویست نفر دیگر را زخمی کرد. در انفجار دیگری در ژوئیه سال ١٩٩۴، ساختمان سازمان فرهنگی موسوم به “انجمن متقابل اسرائیل و آرژانتین” (آمیا) در بوئنوس آیرس هدف بمبگذاری قرار گرفت که ۸۵ کشته و ۳۰۰ زخمی برجای گذاشت.
آفیران، که بین سالهای١٩٩٣ تا ٢٠٠٠ میلادی سفیر تل آویو در آرژانتین بود، در مصاحبه خود با اشاره به این حملات گفت: “اکثریت افراد مسئول این اقدامات، دیگر در این جهان نیستند، و ما خودمان ترتیب کار را دادیم.”
سفیر پیشین اسرائیل در آرژانتین مدعی شد که عدالت در مورد حامیان اصلی این عملیات هنوز به اجرا درنیامده و افزود: “هنوز هم لازم است آرژانتین دقیقا جواب دهد که در ارتباط با این حملات، چه روی داده است.”
رژیم صهیونیستی تا کنون تلاش زیادی را برای مرتبط کردن ایران و حزب الله لبنان با انفجارهای آرژانتین انجام داده اما این توطئه براساس شواهد بسیار معتبری، توسط موساد طراحی و به وسیله برخی از رهبران یهودی آرژانتین که ازمافیای مالی آن کشور بودند و به صورت مافیایی عمل می کردند، انجام گرفت.
گرچه این اقدام برای کوچاندن دسته جمعی یهودیان آن کشور به سرزمینهای اشغالی فلسطین صورت می گرفت، اما این مسئله بعدها تبدیل به ابزاری تبلیغاتی برای بزرگ جلوه دادن عظمت واقعه گردید. برای مثال در این زمینه می توان به ادعای کشته شدن فردی به نام” پاتریشیو ایرالا” یک مرد پاراگوئه ای اشاره کرد که تا مدتها تصور می شد، وی در میان کشته شدگان است و در آوریل سال ۲۰۰۱ مشخص شد که وی در پاراگوئه به شغل نانوایی مشغول است.
مشکلات فراوان اقتصادی آرژانتین درطول دهه ۹۰، این کشور را به لحاظ اقتصادی با ۱۳۲میلیارد دلار بدهی در وضعیت بسیار نامساعدی قرار داد و این مسئله به همراه طمع رژیم صهیونیستی برای ایجاد رعب و وحشت در میان جوامع یهودی، این رژیم را بر آن داشت تا همچون گذشته دست به اقداماتی برای کوچاندن آنها و یا متهم کردن دیگران بزند.
آرژانتین به خاطر دارا بودن تعداد زیادی یهودی (۳۰۰ هزار نفر) بزرگترین دیاسپورای یهودیان در آمریکایی جنوبی هفتمین کشوری یهودی نشین در خارج از اسرائیل است و این مسئله باعث شد که رژیم صهیونیستی دست به انفجار مرکز یهودیان آرژانتین بزند و تاکنون شواهد بسیاری که در این مورد ارائه گردیده، بصورت سری باقی مانده است.
در طول بررسی ها، دولت آرژانتین رسماً به مقامات آمریکا اعلام نمود که دلایلی در اختیار دارد که عاملین این انفجار از گروه های تروریستی و مافیای یهودی در آرژانتین هستند اما این مسئله به دلیل سانسور هرگز به طورعلنی مطرح نشد. ضمناً در چند سال اخیر نیز آشکار شد که یکی از خاخامهای یهودی که از افراد سرشناس در مرکز یهودیان بوده است یک روز قبل از انفجار، کیسه های حاوی موادی مشکوک به داخل مرکز انتقال می داده و تاکنون این مسئله نیز به صورت سری باقی مانده است.
در مارس سال ١٩٩٢، یک خودرو بمبگذاری شده در برابر سفارت اسرائیل در بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین، منفجر شد که ۲۰ نفر را کشت و بیش از دویست نفر دیگر را زخمی کرد. در انفجار دیگری در ژوئیه سال ١٩٩۴، ساختمان سازمان فرهنگی موسوم به “انجمن متقابل اسرائیل و آرژانتین” (آمیا) در بوئنوس آیرس هدف بمبگذاری قرار گرفت که ۸۵ کشته و ۳۰۰ زخمی برجای گذاشت.
آفیران، که بین سالهای١٩٩٣ تا ٢٠٠٠ میلادی سفیر تل آویو در آرژانتین بود، در مصاحبه خود با اشاره به این حملات گفت: “اکثریت افراد مسئول این اقدامات، دیگر در این جهان نیستند، و ما خودمان ترتیب کار را دادیم.”
سفیر پیشین اسرائیل در آرژانتین مدعی شد که عدالت در مورد حامیان اصلی این عملیات هنوز به اجرا درنیامده و افزود: “هنوز هم لازم است آرژانتین دقیقا جواب دهد که در ارتباط با این حملات، چه روی داده است.”
رژیم صهیونیستی تا کنون تلاش زیادی را برای مرتبط کردن ایران و حزب الله لبنان با انفجارهای آرژانتین انجام داده اما این توطئه براساس شواهد بسیار معتبری، توسط موساد طراحی و به وسیله برخی از رهبران یهودی آرژانتین که ازمافیای مالی آن کشور بودند و به صورت مافیایی عمل می کردند، انجام گرفت.
گرچه این اقدام برای کوچاندن دسته جمعی یهودیان آن کشور به سرزمینهای اشغالی فلسطین صورت می گرفت، اما این مسئله بعدها تبدیل به ابزاری تبلیغاتی برای بزرگ جلوه دادن عظمت واقعه گردید. برای مثال در این زمینه می توان به ادعای کشته شدن فردی به نام” پاتریشیو ایرالا” یک مرد پاراگوئه ای اشاره کرد که تا مدتها تصور می شد، وی در میان کشته شدگان است و در آوریل سال ۲۰۰۱ مشخص شد که وی در پاراگوئه به شغل نانوایی مشغول است.
مشکلات فراوان اقتصادی آرژانتین درطول دهه ۹۰، این کشور را به لحاظ اقتصادی با ۱۳۲میلیارد دلار بدهی در وضعیت بسیار نامساعدی قرار داد و این مسئله به همراه طمع رژیم صهیونیستی برای ایجاد رعب و وحشت در میان جوامع یهودی، این رژیم را بر آن داشت تا همچون گذشته دست به اقداماتی برای کوچاندن آنها و یا متهم کردن دیگران بزند.
آرژانتین به خاطر دارا بودن تعداد زیادی یهودی (۳۰۰ هزار نفر) بزرگترین دیاسپورای یهودیان در آمریکایی جنوبی هفتمین کشوری یهودی نشین در خارج از اسرائیل است و این مسئله باعث شد که رژیم صهیونیستی دست به انفجار مرکز یهودیان آرژانتین بزند و تاکنون شواهد بسیاری که در این مورد ارائه گردیده، بصورت سری باقی مانده است.
در طول بررسی ها، دولت آرژانتین رسماً به مقامات آمریکا اعلام نمود که دلایلی در اختیار دارد که عاملین این انفجار از گروه های تروریستی و مافیای یهودی در آرژانتین هستند اما این مسئله به دلیل سانسور هرگز به طورعلنی مطرح نشد. ضمناً در چند سال اخیر نیز آشکار شد که یکی از خاخامهای یهودی که از افراد سرشناس در مرکز یهودیان بوده است یک روز قبل از انفجار، کیسه های حاوی موادی مشکوک به داخل مرکز انتقال می داده و تاکنون این مسئله نیز به صورت سری باقی مانده است.
اشتراک در:
پستها (Atom)



















