۱۳۸۸ مهر ۳۰, پنجشنبه

وقتی همه خوابیم رگردان: بهرام بیضایی

مژده شمسایی بازيگر نقش اصلی وقتی همه خوابیم

وقتی در انتهای دهه 1370، بهرام بیضایی کارگردان و فیلم نامه‌ نویس سرشناس سینمای ایران، "سگ‌کشی" را ساخت، میان آن و فیلم قبلی ‌اش "مسافران" 9 سال فاصله زمانی افتاده بود و همین، اشتیاق علاقه ‌مندان فراوان آثار او را به شکلی ورای حد تصور افزون کرده بود.

برخلاف فیلم‌ های محبوبی چون "مرگ یزدگرد" یا "چریکه تارا" یا "باشو غریبه کوچک"، فیلم جدید بیضایی در فضای شهری معاصر می ‌گذرد و باز برخلاف فیلم‌ های شهری دیگری چون "کلاغ" و "شاید وقتی دیگر"، که با وجود مضمون تاریخی و اجتماعی‌شان فضایی فارغ از مناسبات عینی جامعه روز و زندگی روزمره داشتند، کاملا در نسبت با شرایط سال های جنگ و پس از آن قرار می ‌گرفت و آکنده و انباشته از نشانه‌ ها و اشاره‌ های کنایی به پس زمینه‌ ها و محیط و ناهنجاری‌ های جامعه و زمانه رخ دادن وقایعش بود.

به این دلیل و بابت دوری از آن جهان آیینی رویاگون و کابوس ‌وار، که قلمرو اختصاصی بیضایی را در بهترین فیلم ‌هایش شکل می ‌دهد، "سگ‌کشی" محبوبیتی همه‌جانبه نزد همه فیلم ‌بین‌ های حرفه ‌ای به دست نیاورد و منتقدان در رویارویی با آن به دو دسته موافق و مخالف تقسیم شدند. این اتفاقی بود که در خصوص "باشو" و برخی فیلم‌های دیگر بیضایی، مطلقاً رخ نداده بود و همه یک صدا زبان به تحسین آن گشوده بودند.

امسال و در مواجهه اولیه اهالی حرفه‌ای سینما و عرصه نقد با "وقتی همه خوابیم"، فیلم تازه بهرام بیضایی، همان میزان محبوبیت نسبی "سگ‌کشی" نیز به شدت کاهش یافت و حتی فاصله 7 ساله ساخت دو فیلم با وجود اشتیاقی که برای دیدن دوباره نام بیضایی بر پرده سپید سینما به وجود آورد، نتوانست کمک شایان توجهی به اقبال خاص فیلم برساند؛ چرا که عصبیت شدید و افراطی فیلم، میزان واکنشی بودن آن و محدود شدنش به ابعاد کوچک یک جوابیه شتابزده، آن اشتیاق را به سرخوردگی محض رساند.


ماجرا این بود که اولاً بیضایی یک سال و اندی پیش شروع به ساختن یکی از فیلم نامه‌های معاصرش "لبه پرتگاه" کرد و در میانه مراحل ساخت آن فیلم با تحمیل بازیگران اصلی از سوی تهیه‌کننده و اختلافاتی که میان بیضایی و او پیش آمد، فیلم نیمه‌کاره و ناتمام به جا ماند و بیضایی بر آن شد تا به شکلی انتقام جویانه و افشاگرانه ماجرای پشت صحنه فیلم خودش را بسازد و به اصطلاح امروزی ‌ها از آن تهیه‌کننده "یک حال اساسی بگیرد".

ثانیاً بیضایی می‌ خواست در لابه‌لای این شرح پشت صحنه، فیلمی را که گروه در حال ساخت آن هستند نیز نشان بیننده بدهد و بعد از خروج کارگردان از پشت دوربین آن فیلم فرضی، به ما منتقل کند که فیلم مهمل در دست ساخت توسط اطرافیان جناب تهیه‌ کننده با فیلمی که بنا بود کارگردان اصلی و متین و سینماشناس بسازد، چه اختلاف سطح فاحشی دارد.

در خصوص قصد اول، بیضایی عملا حد و سطح این عکس‌العمل را تا آن جا تنزل داد که صحنه‌ های حضور یک سرمایه ‌گذار در فیلمش (با بازی مجید مظفری) به دلیل گریم خاص او که به کاریکاتوری از تهیه ‌کننده مورد غضب بیضایی می ‌مانست، به یکی از مضحک ‌ترین سکانس‌ های واکنشی در تاریخ سینمای ایران بدل شد و عملا این استاد سینما را در جایگاه جوانی لجباز قرارداد که انگار دارد دندان‌ هایش را از خشم به هم می فشارد و با ادا و شکلک درآوردن، حرکات فرد مورد کینه خود را تقلید می ‌کند و از او مضحکه می ‌سازد.

در مورد قصد دوم نیز فیلمی که در دل فیلم "وقتی همه خوابیم" می‌ بینیم و ظاهراً بازیگر اصلی اولیه آن (با بازی مژده شمسایی) فیلم نامه‌اش را نوشته، چنان بی‌منطق، چنان دچار پیچیده‌ نمایی‌ های غیرضروری و چنان عصبی و سطحی است که هیچ گونه همدلی را در ما به عنوان تماشاگر برنمی ‌انگیزد تا احیانا بخواهیم به مناسباتی که اجازه نداد این فیلم ساخته شود، نفرت بورزیم.


فقط محض نمونه، سه شخصیت خشن منفی این فیلم که صحنه‌های پایانی‌اش را تنها به مدد تجسم بازیگران و کارگردان کنارگذاشته ‌شده ‌اش می ‌بینیم، بعد از کشتن اشتباهی زنی به جای مردی، وقتی می ‌بینند مرد دارد آزاد و رها و زنده در مقابل ‌شان راه می ‌رود، از فرط تعجب بر اثر اشتباه ‌شان، کلاه/نقاب‌های خود را از سر برمی ‌دارند؛ آن هم در پیاده‌ رویی که پر از انبوه مردم و شاهدان قتل است!

این گونه واکنش‌ های تشدید شده شخصیت‌ ها در آثار دیگر بیضایی، از "غریبه و مه" و "چریکه تارا" تا "شاید وقتی دیگر" و حتی "سگ‌کشی"، با حرف و حس و جهان آیینی و میزانسن‌ های سنجیده و عمق مضمونی اثر همخوانی داشت و حتی نوعی سبک‌ شناسی تلقی می شد، اگر کسی به منزله نوعی ایراد، صفت "اغراق‌آمیز" را بدان ها نسبت می ‌داد.

اما حالا و در "وقتی همه خوابیم" دنیای صد در صد رئال فیلم جایی برای پذیرش این رفتارها نمی ‌گذارد و نیز این گونه واکنش‌ های تشدی د‌شده خود بیضایی به ممنوعیت ‌ها و تنگناهای هر هنرمند آگاه و فهیم در هر دورانی از حاکمیت قدرت و سرمایه بر جهان اندیشه و هنر در آثار دیگر بیضایی، از "مجلس قربانی سنمار" و "کارنامه بندار بیدخش" تا "دیباچه نوین شاهنامه" و "طومار شیخ شرزین"، با نوع پردازش و میزان بار تمثیلی غنی و سرشاری که داشت و با ظرافتی که در طرح مضمون غمبار "هنرمند تاوان دانایی خویش را پس می‌دهد" به کار می ‌بست، به بیشترین تأثیرگذاری ممکن دست می ‌یافت.


اما حالا که صراحت و مستقیم‌ گویی عجیب "وقتی همه خوابیم" آن را به نوعی جوابیه سینمایی شبیه کرده است، دیگر نمی ‌توان دریافتی جامع ‌تر و تعمیم ‌پذیرتر از این متن داشت تا همسطح آثار دیگر استاد، ماندگار و فاقد تاریخ مصرف و دور از ارجاعات فرامتنی صرف

هیه‌کننده: ب. بیضایی
فیلمنامه‌نویس: ب. بیضایی
فیلمبردار: اصغر رفیعی جم
تدوینگران: ب. بیضایی، سپیده عبدالوهاب
موسیقی: محمدرضا درویشی
بازیگران: مژده شمسایی، علیرضا جلالی‌تبار، حسام نواب‌صفوی، شقایق فراهانی، مجید مظفری، هدایت هاشمی، حسین محب‌اهری، سحر دولتشاهی، رضا مختاری، افشین خورشیدباختری، امیرکاوه آهن‌جان، علی اولیایی.

خلاصه داستان: اين فيلم درباره زنی است كه به‌علت تصادف اتومبيل و از دست دادن همسر و فرزند و كشته شدن راننده ماشين مقابل، احساس گناه می ‌كند و به‌همين دليل، كسی را اجير می كند تا او را بكشد. اما...

عکس جلد مجله تایم که توسط جواد مقیمی عکاس پناهنده خبرگزاری






صدای آمریکا: روزنامه نگارانی که از ایران خارج می شوند از طیف های گوناگونی هستند و تنها برای نشریات همسو با اپوزیسیون کار نمی کنند. وبسایت پرچم که از حامیان محمود احمدی نژاد به شمار می رود هفته گذشته اعلام کرد دو روزنامه نگار تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی به ایتالیا و بریتانیا رفته اند. دست کم دو عکاس خبرگزاری فارس نیز ایران را ترک کرده اند.

جواد مقیمی، عکاس سابق خبرگزاری فارس، در گفت و گویی تلفنی به نیویورک تایمز می گوید از لحاظ احساسی درگیر تظاهرات شده بود: «تظاهرکنندگان جوان بودند، درست مثل خودم. غیرممکن بود که آدم بی تفاوت بماند. احساس وظیفه می کردم که عکس بگیرم و صدای آنان را به خارج برسانم.»

این عکاس ۲۴ ساله می گوید یکی از عکس هایش به شکل ناشناس روی جلد مجله تایم چاپ شد اما او هرگز به کسی نگفت که عکاس آن عکس بوده است.

جواد مقیمی به نیویورک تایمز می گوید زمانی نگرانی اش بیشتر شد که مجید سعیدی همکار سابقش را پس از یک ماه زندان ملاقات کرد. او حال مجید سعیدی را وحشتزده توصیف می کند.

چند روز بعد، مدیر خبرگزاری فارس هشدار داد: «متوجه شده ایم که دو تن از عکاسان ما مخفیانه عکس گرفته و آن ها برای رسانه های خارجی فرستاده اند. ما منتظر اطلاعات بیشتر هستیم و به زودی با آنان برخورد می کنیم.» پس از آن جواد مقیمی با اولین پرواز به ترکیه رفته و در آنجا تقاضای پناهندگی کرد.



گلاویزشدن مرد و زن درنمایشگاه ، فارس






فرمانده نیروی انتظامی درپی نمایش حركات رزمی همزمان مردان و زنان در نمایشگاه عمومی نیروی انتظامی دستور تنبیه افراد خاطی و متخلف رزمی كار در نمایشگاه پلیس را صادر كرد.

متن دستور فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به این شرح است:
رییس ستاد برگزاری هفته ناجا، صحنه‌های بسیار زشتی از مبارزه رزمی كاران زن و مرد در یكی از نمایشگاه‌ها به نمایش گذاشته شد و این خلاف تدابیر ناجاست.

در صورتی كه در برنامه‌ها و تدابیر ابلاغی نیروی انتظامی زنان پلیس از درگیری فیزیكی با مردان منع شده‌اند، چرا باید شاهد اینگونه صحنه‌های زشت باشیم؟

لذا سریعا از ادامه كار نمایشگاه جلوگیری و افراد متخلف و خاطی تنبیه و نتیجه گزارش شود.










تظاهرات در اهواز : "زندگی در ایران حق مسلم ماست"،"دولت کودتا استعفااستعفا"

sabz-e-aazadi.blogspot : امروز، حوالی یک ساعت پیش ، اهواز فضای اعتراضی بعد از انتخابات را بیش و بهتر از هر زمان تجربه کرد. در حالی که کارکنان شرکت لوله سازی در اعتراض به نپرداختن 10 ماه حقوق حود ، به سر دادن شعار "هی هات منه ذله " مردم عادی با پیوستن به آنها فضا را دگرگون کرده ، و شعارها تبدیل به شعارهای این روزهای دیگر نقاط ایران شد ، از جمله ی این شعارها: "زندگی در ایران حق مسلم ماست"،"دولت کودتا استعفااستعفا" ، "یا مرگ یا عدالت" ، "نصر من اله وفتح قریب مرگ بر این دولت مردم فریب" ،"الله اکبر" ، "یا حسین میرحسین".
این جمعیت دقیقن در نقطه مرکزی اهواز-چهارراه نادری- گرد آمده بود و با برخورد به دور از خشونت پلیس ، به صورت جمعی مرکز شهر را ترک کرده و همچنان به شعار های خود ادامه دادند. تنها ، در این میان بسیجیان دوربین های مردم را از آنها می گرفتند . به همین سبب امکان فیلم گرفتن برای زمان زیاد برای هیچ کس ممکن نبود.دوست من تنها موفق شد چند ویدیوی کوتاه بگیرد که میتوانید آنها را ببینید.

ناآرامی در شرکت لوله سازی اهواز/ 28 مهر + فیلم



کارگران کارخانه‌ی لوله بتونی اهواز صبح امروز در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه‌ی خود تجمع اعتراضی برپا کردند.
به گزارش هرانا به نقل از واحد کارگری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، کارگران کارخانه لوله بتونی اهواز، صبح امروز در اعتراض به عدم پرداخت حقوق 10 ماهه از سوی مسئولین کارخانه در میدان شهدای اهواز تجمع اعتراضی برپا کردند.
بر اساس گزارش‌های دریافتی، در این تجمع اعتراضی نیروهای انتظامی نیز حضور داشتند اما تا این لحظه، خبری از برخورد بین پلیس با تجمع کنندگان گزارش نشده است.
در این میان، تجمع کارگران مورد استقبال شهروندان نیز قرار گرفت و در حمایت از ایشان شعارهای بر علیه مسئولین دولتی سر داده شد.
لازم به ذکر است که کارگران کارخانه لوله بتونی اهواز، فردا نیز در اعتراض به وضعیت خود مجددا تجمع اعتراضی برپا خواهند کرد.

حبيب لطيفي دانشجوي محكوم به اعدام در اثر شكنجه به بيماري هاي مختلف مبتلا شده است






فيس بوک Ghasedane AZADI's Notes : حبيب لطيفي , دانشجوي كرد , محکوم به اعدام , بر اثر شکنجه مبتلا به چندين نوع بيماري خطرناک شده است اما از سوي مسئولين زندان سنندج از درمان وي ممانعت ميشود. نامبرده که پيش تر بر اثر شکنجه ي نيروهاي اطلاعاتي دچار خونريزي کليه و بيماري برونشيت مزمن (بيماري عفونت ريه ها) شده بود , نزديک به 3 ماه است که دندان هايش عفونت کرده و اختلال جدي در دستگاه گوارش و معده ي نامبرده ايجاد شده است. اين در حاليست که خانواده و وکيل نامبرده چندين بار به مسئولين زندان و دادگاه مراجعه کرده اما جوابي نگرفته و تا کنون نيز اقدامي در راستاي درمان حبيب صورت نگرفته است.
پس از انتشار اخباري مبني بر اجراي احکام اعدام زندانيان سنندج , خطر اجراي اعدام اين دانشجوي کرد و ساير همبندانش از جمله احسان فتاحيان , افزايش يافته است.

هدفمندکردن يارانه‌ها تورم 70 درصدى به همراه دارد

ايلنا: به اعتقاد يک فعال کارفرمايی اجرای طرح هدفمندکردن يارانه‌ها در بهترين حالت باعث مي‌شود تا تورم به بيش از 70 درصد افزايش يابد.
عباس وطن‌پرور درگفت‌وگو با خبرنگارايلنا گفت: در حال حاضر که نرخ واقعی تورم بيش از20 درصد تخمين زده مي‌شود، اگر لايحه هدفمندکردن يارانه‌ها اجرا شود نرخ تورم با حداقل 50 درصد افزايش به 70 درصد خواهد رسيد.
وی با بيان اين که مسئله هدفمندکردن يارانه‌ها تنها درعنوان لايحه قرارداد و هدف اصلی حذف يارانه‌ها ست گفت: حذف تدريجی يارانه‌ها به ويژه يارانه حامل‌های انرژی يکی از برنامه‌های دولت‌های قبل از انقلاب بود که به دنبال پيروزی انقلاب اسلامی اين موضوع مسکوت ماند.
وى افزود: با و جود آن که در 4 قانون 5 ساله توسعه‌کشور بر هدفمندشدن يارانه‌ها توسط دولت تاکيد شده بود اين موضوع هيچگاه به اجرا درنيامد تا اين که امروز دولت تصميم گرفته در يک اقدام آنی اين وقفه 30 ساله را جبران کند.
به گفته اين فعال کارفرمايی در 30 سال گذشته برمبنای سياست‌های اشتباه يارانه‌ای دولت، ساختار اقتصادی ايران بر مبنای توليد تجارت و مصرف ايجاد شده است که اگر اين يارانه‌ها، ناگهانی حذف شود تمامی اين سيستم برهم خواهد خورد.
وی يادآور شد: در اين حال حذف يارانه‌ها باعث يکدست ‌شدن بازار مصرف ايران خواهد شد زيرا در حال حاضر به دليل همين يارانه‌ها ميان توليدکنندگان داخی و واردکنندگان محصولات خارجی بر سر تصاحب بازار، اندک رقابتی وجود دارد که پس از حذف يارانه‌ها به دليل نابودی توليدکنندگان، بازار ايران يکدست خواهد شد.
اين فعال بخش خصوصی گفت: تنها در حال حاضر آمارهای گمرک کشور حاکی از آ‌ن است که از مجموع واردات انجام شده تنها 12درصد به کالاهای سرمايه‌ای اختصاص دارد و مابقی آمار واردات به کالاهای مصرفی ضدتوليد اختصاص دارد.
به اعتقاد وطن‌پرور جدای از اين که با حذف يارانه‌ها ريزش نيروی انسانی به طور صعودی افزايش چشمگيری را طی مي‌کند، اجرای اين طرح در ارتباط با حذف يارانه انرژی هيچ توجيهی ندارد.
وی يادآور شد: در حال حاضر نيروگاه‌های کشور در قبال صددرصد سرمايه‌گذاری 35 درصد بازدهی دارند که از اين مقدار 40 درصد انرژی توليد شده در شبکه توزيع و انتقال تلف مي‌شود و بخش عمده آنچه که باقی مانده توسط نهادهايی چون شهردارى مصرف مي‌شود و تنها 20درصد انرژی باقيمانده توسط مشترکان صنعتي، تجاري، اداری و خانگی مصرف مي‌شود.
وی مدعی شد: سهم 20 درصدی شهروندان از انرژی توليد شده در حالی است که دولت از آنها هزينه انرژی مصرف شده توسط شهرداري‌ها را هم اخذ مي‌کند که اين در واقع نوعی گران فروشی است.

هدفمند کردن يارانه ها آمده است

تصويب قطع يارانه گندم، برنج، روغن شير و شکر


Mehrnews

آفتاب: نمايندگان مجلس شورای اسلامی ماده 4 لايحه هدفمند کردن يارانه ها که طبق آن دولت تا پايان برنامه پنج ساله کشور موظف به هدفمند کردن يارانه گندم، برنج، روغن، شير، شکر،خدمات پستي، خدمات هواپيمايي، خدمات ريلی "مسافری" است را تصويب کردند.

نمايندگان مجلس شورای اسلامی بعد از ظهر سه شنبه در ادامه بررسی لايحه هدفمند کردن يارانه ها ماده 4 اين لايحه را با 135 رای موافق، 54 رای مخالف و 9 رای ممتنع تصويب کردند.

در ماده 4 لايحه : دولت موظف است به تدريج و تا پايان برنامه پنجساله پنجم توسعه اقتصادي، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ايران نسبت به هدفمند کردن يارانه گندم، برنج، روغن، شير، شکر، خدمات پستي، خدمات هواپيمايي، خدمات ريلی "مسافری" اقدام نمايد.

ترافيک فقرا در دهليزهای کار:مشاغلی که در آنها از قوانين کار، بيمه و حداقل دستمزد خبری نيست.




ايلنا: در همهمه شهر كه گم مي‌شوى اين تنها كارگران هستند كه مي‌توانند تو را با خود به انتهاى درد بكشانند و بوى ناخوشايتد زندگى را روى سرت پخش كنند. باور كنيد اين يك واقعيت است؛ كارگر بودن در روزگار امروز اقتصاد ايران سخت شده است و طعم گس زندگى را در گوشه‌ دهان هميشگى مي‌كند. البته راه براى همه باز است. يعنى هر كس كه بيكار است مي‌تواند براى درنگى جامه كارگرى بر تن كند. در اين شهر هستند مشاغلى كه انتظار بيكاران را مى كشند؛ مشاغلى كه در آنها از قوانين كار، بيمه و حداقل حقوقى كه همواره چالش بين كارگر و كارفرما بوده است، خبرى نيست.
اين مشاغل نه مشاغل زيرپله‌اى و غيرقانونى هستند كه دولت خبرى از آنها نداشته باشد و نه در جمع مشاغلى دسته‌بندى مي‌شوند كه پاره‌وقت بوده و نظارتى هم بر روى حقوق و دستمزد آنها اعمال نمي‌شود.
اين مشاغل جزو آن دسته از مشاغلى هستند كه هر روز در نيازمندي‌هاى صبح تهران آگهى مي‌شوند و هر روز جويندگان كار در نيازمندي‌هاى صبح تهران در روياى به دست آوردن كار به آنها نگاه مي‌كنند و شايد هم صدها مسئول و شاغل بر آن نظر انداخته و بدون كنجكاوى از كنار آن بگذرند.
اما جويندگان كار به طور مداوم هشت دكمه تلفن را پي‌درپى فشار مي‌دهند و با شنيدن حقوق و مزايايى كه هيچ نشانى از حداقل حقوق و دستمزد ندارند گوشى را گذاشته و شانس خود را بار ديگر با آگهى ديگرى امتحان مى كنند و اگر هم جست و جوى طولانى براى پيدا كردن كار حداقل حقوق و بيمه را از ياد آنها برده باشد و آنها تنها به فكر پيدا كردن شغلى باشند براى پر كردن فرم و پيوستن به جمع تمامى ديگر جويندگان كارى كه حداقل حقوق را فراموش كرده‌اند آدرس را دريافت كرده و با نااميدى فرم درخواست كار را پر مي‌كنند تا بتوانند از ساعت 8 صبح تا 6 بعد از ظهر در يك كارگاه بسته بندى پوشاك مشغول به كار شده و ماهى 180 تا 200 هزار تومان حقوق بگيرند و يا در كارگاه مشابهى كه كمى منصفانه‌تر به حقوق كارگران نگاه كرده است 10 ساعت كار كنند و 220 هزار تومان حقوق بگيرند و بعد از يك سال نيز اميدوار باشند كه بيمه شوند.
كارگاه‌هاى بسته‌بندى تنها نشان اين بي‌توجهى به حق و حقوق كارگران نيستند، ‌فروشندگان پوشاك و لوازم آرايشى و بهداشتى و به طور كل تمامى فروشندگان از اين قاعده مستثنى نبوده و از جمع بيكارانى كه مهارتى در توليد نداشته و به پشتوانه فن بيان خوبى كه دارند جذب آن مي‌شوند، نيز در اين جرگه قرار مى گيرند.
فروشنده تازه كار براى حدود 12 ساعت كار 120 تا 140 هزار تومان حقوق دريافت مي‌كند و فروشندگان باتجربه نيز 200 تا 250 هزار تومان حقوق خواهند گرفت و اگر بتوانند در اين راه مهارت از خود نشان داده و فروش خوبى را در پرونده كارى ماهيانه خود ثبت كنند، پورسانت نير دريافت خواهند كرد، اما از بيمه خبرى نيست.
اوضاع در بازار تايپيست‌ها خيلى نگران كننده‌تر است، براى هر صفحه تايپى 120 تومان پرداخت مي‌شود و يا تايپيست استخدام شده از ساعت 30/8 صبح تا 5 بعد از ظهر پشت مانيتور نشسته و تايپ مي‌كند و در نهايت هم ماهى230 هزار تومان حقوق دريافت خواهد كرد.
در اين ميان كارگران ساده نيز جداى از اين وادى بى قانون نيستند. در حالى كه تعيين حداقل حقوق كارگران در ماه‌هاى پايانى هر سال و نيز در ماه‌هاى ابتدايى سال، به چالشى بزرگ بين كارگران و كارفرماها تبديل شده و جلسات مختلف در شوراى عالى كار براى رسيدن به رقم واحدى براى آن برگزار مي‌شود و هر يك از طرفين يعنى كارگران و كارفرمايان در تلاش هستند تا حقوق و دستمزد را بر اساس منافع خود بالا و پايين كنند،‌ كارگران ساده از اين چالش بي‌بهره بوده و حقوق روزمزدى حدود هشت هزار تومان دريافت مي‌كنند كه با احتساب چهار روز تعطيلى ماهيانه، حقوق دريافتى آنها ماهى 208 هزار تومان خواهد بود.
همچنين كارگرى براى 12 ساعت كار چسب زنى كفش كه از 8 صبح تا 8 شب خواهد بود روزى 10 هزار تومان حقوق خواهد گرفت.
در اين بين واژه كارمند نيز كه كمى خوش‌بينى در خصوص حقوق دريافتى را به ذهن مي‌رساند تاثيرى بر اين حقوق دريافتى نداشته و كارمندان آشنا به كامپيوتر براى كار كردن در كافي‌نت نيز براى 12 ساعت كار يعنى از 9 صبح تا 9 شب 200 هزار تومان حقوق در يافت مي‌كنند.
اين در حاليست كه كارمند دفترى نيز كه هشت ساعت كار را تجربه خواهد كرد حقوقى معادل 200 هزار تومان با 15 درصد پورسانت خواهد داشت.
همچنين با وجود اينكه در آگهي‌هاى اشتغال، حقوق منشي‌ها حدود 300 هزار تومان قيد شده و حتى در برخى از موارد در آگهي‌هاى استخدام منشى اين حقوق‌ها ارقامى از 300 تا 500 هزار تومان را نشان مي‌دهند، اما در بسيارى از موارد منشى ها نيز حقوق مناسبى دريافت نمي‌كنند، آنها در قبال هشت تا نه ساعت كار 200 هزار تومان، و حتى با توجه به پاره وقت بودن و يا نوع كار كه پاسخگويى به تلفن، تايپ نامه ها و ... باشد حقوقى كمتر نيز دريافت خواهند كرد.
رقم 200 هزار تومانى حقوق كارگران كه اين روزها بيش از حداقل حقوق كارگران در بين كارفرماها به عرف تبديل شده و نخستين رقمى كه به جويندگان كار در نيازمندي‌هاى صبح اعلام مي‌شود حول اين ارقام مي‌گردد، حدود 70 هزار تومان با حداقل حقوقى كه وزارت كار براى دستمزد يك ماهه كارگران در نظر گرفته است، تفاوت دارد.
اين در حاليست كه در سال‌هاى اخير با رشد مشاغل بازاريابى در دنياى بازاريابان، حقوق ثابت معناى چندانى ندارد و بيشتر كارفرماهايى كه جويندگان كار را به منظور بازاريابى به استخدام در مي‌آورند از ابتدا در خصوص درصد پورسانت با جوينده كار صحبت مي‌كنند و بسيارى از آنها اگر حقوق ثابتى هم براى اين منظور در نظر گرفته باشند، اين امر را يك مزيت مي‌دانند كه در كنار پورسانت پرداختى حقوق ثابتى نيز به فرد پرداخت مي‌كنند.
اما اين پايان راه حقوق و دستمزد نيروى كار بيكار نيست و پايتخت شلوغ ايران نيز تنها پايگاه ناديده گرفتن حقوق و مزاياى كارگران نيست، چرا كه در ساير شهرهاى كشور اوضاع از اين هم بغرنج‌تر است، در ساير شهرها حقوق دريافتى حدود 150 تا 200هزار تومان دريافت مي‌كنند. بيشتر كارفرماهايى كه نمي‌خواهند نيروى كار خود را بيمه كرده و برطبق قانون كار حقوق پرداخت كنند، حدود 150 هزار تومان حقوق ثابت پرداخت كرده و در كنار آن حق پورسانتى نيز براى نيروى خود در نظر مي‌گيرند.
پرداخت حقوق‌هايى به دور از قوانين كار در حالى رقم مي‌خورد كه مدتى است ماجراى تعيين حداقل حقوق كارگران دوبار در سال مطرح شد و البته با مخالفت‌هايى كه با اجرايى شدن آن صورت گرفت حدود يك ماه است كه به فراموشى سپرده شده است و اين در حاليست كه زير پوست اين شهر و ساير شهرهاى كشور مشاغلى انتظار كارگران را مي‌كشد كه چالش‌هاى تعيين حداقل دستمزد، افزايش آن بر اساس تورم و كاهش آن بر اساس مصلحت كارفرماها نقشى در آن ندارد و اينجا قانون خودش را دارد، زيرا نيروى كار فراوان دست كارفرما را براى يافتن نيروى كار بيكار با پرداخت حقوق و مزايايى كه اجحاف در حق كارگران را به نمايش مي‌گذارد، باز گذاشته است و در پس اين اوضاع نگران كننده بيكارى حقوق و دستمزد كارگرانى كه نظارتى بر ساعت كار، حقوق دريافتى و پرداخت حق بيمه آنها نمي‌شود، بيكاران قربانيان، معضل بيكارى هستند تا براى 12 ساعت كار يعنى چهار ساعت بيش از ساعت كار قانونى حقوقى كمتر از حداقل حقوق دريافت كنند و به حقوق 200 هزار تومانى رضايت دهند.

29 مهر 1388

۱۳۸۸ مهر ۲۹, چهارشنبه

گزارش تکمیلی از اعتراض گسترده دانشجویان پلی تکنیک به حامیان کودتاچیان

برنامه انجمن اسلامی جعلی پلی تكنیك (وابسته به طیف غیردانشجویی شیراز) به صحنه انتقاد صریح و اعتراض دانشجویان تبدیل شد.

به گزارش خبرنامه امیركبیر در برنامه دیروز اكبر اعلمی (نماینده سابق مجلس) و شخصی به نام قره باغی كه خود را تحلیل گر سیاسی معرفی می كرد به عنوان سخنران حضور داشتند.

اعلمی پیش از شروع سخنان خود با اشاره به عدم شركت كوچك زاده،‌ رسایی و طلایی در جلسه، گفت كه قصد ترك جلسه را داشته اما به احترام دانشجویان از این كار منصرف شده است.

وی همچنین با اشاره به وجود دوربین های فیلم برداری حراست و نیروهای امنیتی، گفت كه حتی در زمان رژیم سابق نیز چنین جو امنیتی بر دانشگاه ها حاكم نبود. اعلمی سپس خواستار بر چیده شدن همه دوربین ها از سطح سالن شد كه در نهایت نیروهای حراست مجبور شدند فیلم برداری را متوقف كنند.

قره باغی در پاسخ به دانشجویان كه شعار می دادند "دروغگو، دروغگو، ‌شصت و سه درصدت كو؟" مدعی شد كه رای شصت و سه درصدی احمدی ن‍ژاد در دور سوم سفرهای استانی وی خود را نشان خواهد داد. وی همچنین در واكنش به شعار "نه غزه،‌ نه لبنان،‌ جانم فدای ایران" جنبش سبز را به همسویی با امریكا و اسراییل متهم كرد و مدعی شد اگر این جریان بر كشور حاكم شود پای سربازان امریكایی و اسرا‌ییلی به كشور باز خواهد شد!

وی همچنین مدعی شد كه صدا و سیما در 16 سال اخیر محل ظهور و بروز جریان اصلاحات بوده و مدیران این سازمان نیز اصولگرا نبوده اند!

سپس نوبت به سخنرانی اعلمی رسید. هنگامی كه مجری برنامه وی را "دكتر" خطاب كرد،‌ اعلمی پاسخ داد: "خوشبختانه در كشور ما تا زمانی كه دكتر كردان و رحیمی هستند، مدرك دكترا به ما نمی‌رسد".

اعلمی در پاسخ به سخنان قره باغی در مورد مسئله فلسطین و اسراییل گفت اگر شهیدان همت و باكری اكنون زنده بودند و در كشور به روی مردم خودمان گلوله شلیك می‌شد، آیا این شهیدان اولویت را به دفاع از هموطنان خود می‌دادند و یا از مردم ایران غفلت كرده و توجه خود را به فلسطین معطوف می‌كردند؟"

اعلمی با انتقاد از روند كلی انتخابات گفت تا كنون تنها دو انتخابات واقعی و آزاد در كشور برگزار شده است.

وی همچنین با انتقاد از عملكرد مغرضانه و جناحی شورای نگهبان و تركیب نامتوازن آن، به حمایت علنی جنتی و یزدی از احمدی نژاد و عضویت الهام در دولت اشاره كرد و شورای نگهبان را فاقد صلاحیت داوری در مورد انتخابات دانست. به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این هنگام دانشجویان شعار دادند "جنتی،‌ جنتی، تو دشمن ملتی". اعلمی هم ادامه داد: "من هم به اندازه شما از جنتی متنفرم".

سپس قره باغی در سخنانش به دفاع از عملكرد جنتی پرداخت و مدعی شد كه دلیل دشمنی عده ای با جنتی،‌ وفاداری وی به عهدش با امام خمینی است.

وی در ادامه انتقاد از عملكرد اصلاح طلبان در دوره هاشمی و خاتمی پرداخت و مدعی شد افرادی كه در دفتر مطالعات استراتژیك ریاست جمهوری در دوره هاشمی كار می كرده اند، با پول نفت گوگوش را برای اجرای كنسرت به امریكا فرستاده اند!

در ادامه اعلمی ضمن اشاره به سوابق جنتی پرسید: " آن زمان كه مردم در راهپیمایی‌های انقلاب به خیابان‌ها می‌آمدند، جنتی كجا بود؟"

وی در واكنش به شعارهای "مرگ بر ضد ولایت فقیه" كه از سوی عده معدودی از نیروهای بسیجی سر داده می شد گفت: "من با اصل این شعار مشكل دارم. چه كسی گفته مرگ بر ضد ولایت فقیه؟ چرا نمی گویید مرگ بر ضد امام علی؟ چرا نمی گویید مرگ بر ضد امام حسین؟"

به گزارش خبرنامه امیرکبیر وقتی موضوع كهریزك مطرح شد قره باغی كه سعی می كرد به نوعی مرتضوی را از دست داشتن در رسوایی كهریزك تبرئه كند مدعی شد: "یك قاضی طرفدار موسوی كهریزك را به مرتضوی پیشنهاد داد و مرتضوی نیز این مسئله را پذیرفت".

وی در ادامه در سخنانی جالب توجه از دولت دهه شصت موسوی به دلیل سركوب مردم، تراشیدن موی مردان در خیابان ها و زدن زنجیر با مردم انتقاد كرد. وی همچنین از توقیف روزنامه ها در دولت موسوی و هاشمی انتقاد كرد. قره باغی مشخص نكرد كه نظرش در مورد اقدامات دولت احمدی نژاد مانند گشت ارشاد، برخوردهای صورت گرفته در طرح برخورد با اراذل و اوباش، برخوردهای خونین صورت گرفته با مردم در روزهای بعد از انتخابات،‌ توقیف فله ای مطبوعات و بازداشت و حبس روزنامه نگاران چیست.

گفتنی است در جریان مراسم در چند نوبت نیروهای بسیجی قصد درگیری با دانشجویان به قصد ارعاب آنان را داشتند كه با هوشیاری و خونسردی دانشجویان ناكام ماندند. این افراد وقتی از ایجاد درگیری ناامید شدند به فیلم برداری و عكس برداری از چهره دانشجویان معترض و ایجاد اخلال در سخنرانی اعلمی پرداختند.

در نهایت برنامه انجمن اسلامی جعلی با مفتضح شدن نیروهای بسیجی و حامی احمدی نژاد و اعتراض پرشور دانشجویان به دولت كودتا در میان شعارهای "مرگ بر دیكتاتور" دانشجویان پایان یافت.

لازم به توضیح است انجمن جعلی طیف شیراز که مورد حمایت نیروهای امنیتی قرار دارد از سالها پیش توسط وزارت علوم به وجود آمد تا با موازی سازی سعی شود تا با انجمن های اسلامی منتخب دانشجویان مقابله شود.

لازم به ذکر است انجمن اسلامی منتخب دانشجویان پلی تكنیك در دو بیانیه اخیر خود به كودتاچیان در مورد ورود به پلی تكنیك هشدار داده بود و به صراحت اعلام كرده بود كه در صورت ادامه فشارها بر دانشجویان، دانشگاه را تبدیل به كابوسی برای حاكمان خواهد كرد.

روز گذشته همچنین همزمان با اعتراض های دانشجویان، دانشجویان اولین شماره خبرنامه انجمن اسلامی پلی تکنیک در سال تحصیلی جاری را نیز در بین دانشجویان توزیع کردند.

توزیع خبرنامه انجمن اسلامی پلی تکنیک در سال تحصیلی جدید علیرغم تمامی فشارها و تهدیدها بر علیه فعالین دانشجویی و علیرغم احضارهای گسترده دانشجویان به کمیته انضباطی دانشگاه امیرکبیر صورت گرفت.