۱۳۹۱ اردیبهشت ۱, جمعه

پادشاه شکارچی فیل "خوان کارلوس " و رابطه اش با دیکتاتور اسپانیا ژنرال "فرانسیسکو فرانکو"



"خوان کارلوس آلفونسو ویکتور ماربا" پادشاه 74 ساله اسپانیا است که سالهاست که به افتخار انتصاب به مقام ریاست افتخاری بخش اسپانیایی نهاد بین‌المللی حمایت از طبیعت (WWF) هم نایل آمده است، تا بتواند از "منافع" تمام حیوانات جهان دفاع کند.


اسپانیا با بحران عمیق مالی و اقتصادی دست به گریبان است و از هر دو اسپانیایی زیر ۲۵ سال، یکی بیکار است. اقتصاد اسپانیا که با بحران بدهی ها مواجه است، از نیمه دوم سال ۲۰۰۸ درگیر مشکلات عدیده اقتصادی شده و تا کنون میلیون ها نفر در این کشور از کار بیکار شده اند ولی با این حال، پادشاه این کشور برای شکار فیل به جنوب آفریقا سفر کرده است.

در زماني كه خوان كارلوس و همراهانش تفنگ به دست دنبال گله فيل ها مي دوند و تفريح مي كنند، پنج ميليون اسپانيايي بيكار نوميدانه در جستجوي كار هستند و در ميان آنها دو ميليون نفر همه پس انداز خود را خرج گذران زندگي كرده و اكنون از فرداي خود بي خبرند.
همين يك ماه پيش، اعليحضرت خوان كارلوس اول گفته بود: فكر بيكاري جوانان خواب را از چشم من ربوده است. روزنامه ال موندو در مقاله اي مفصل نوشته است: چنين ادعايي هيچ تناسبي با شكار فيل ندارد.
ماجراي شكار فيل به يك رشته رسوايي ها و اتفاقات ديگر كه محبوبيت خانواده سلطنتي را خدشه دار كرده ، افزوده شده است. مهمترين اين رسوايي ها اتهام فساد مالي، رشوه خواري و اختلاس اينياكي اوردانگارين ، داماد شاه است كه فوريه سال جاري توسط يك قاضي بازجويي شد و پرونده آن هنوز باز است.
حدود يك هفته پيش، نام نوه پادشاه وارد صفحه حوادث روزنامه ها شد. فرويلان 13 ساله ، پسر شاهزاده النا كه دوست دارد روزي مانند پدربزرگش به شكار فيل  و شير و غيره برود هنگام  تمرين تيراندازي با تفنگ گلوله اي به پايش شليك كرد و مجروح شد. اين در حالي است كه طبق قوانين اسپانيا براي استفاده از يك سلاح آتشين بايد 14 سال داشت.

 روزنامه ال پاریس از روزنامه های  اسپانیا در این باره نوشت، هزینه ترتیب دادن یک سفر به بوتسوانا برای کشتن یک فیل معمولا به ۵۷ هزار و ۸۵۰ دلار می رسد که حدود دو برابر متوسط درآمد سالانه یک شهروند اسپانیایی است.


خوآن کارلوس اول (متولد ۵ ژانویه ۱۹۳۸، رم) پادشاه کنونی اسپانیا در ۲۲ نوامبر ۱۹۷۵، دو روز پس از مرگ دیکتاتور فاشیست اسپانیا "فرانسیسکو فرانکو"، "خوآن کارلوس" طبق قانونی که فرانکو وضع کرده بود، به پادشاهی رسید.
در ۱۹۶۹ دیکتاتور فرانکو , خوآن کارلوس را به عنوان فرمانروای بعدی اسپانیا معرفی کرد.


اما  "فرانسیسکو فرانکو" کیست ? 


ژنرال فرانسیسکو فرانکو (۱۸۹۲-۱۹۷۵) دیکتاتور اسپانیا بود. او پس از جنگ داخلی این کشور، از ۱۹۳۹، تا هنگام مرگش در ۱۹۷۵ بر اسپانیا حکومت می‌کرد.


 در سال ۱۹۳۱ بعداز ده سالی آشوب سیاسی، بر اثر قیام جمهوری خواهان "آلفونس سیزدهم" شاه اسپانیا از کشور گریخت و حکومت جمهوری برقرار شد . دولت جمهوری کمر به انجام یک برنامهٔ اصلاحات اجتماعی و اقتصادی بست . برای مبارزه با قدرت کلیسا که از ایام باستان در مملکت ریشه دوانیده بود، قوانینی بر ضد طبقهٔ روحانیون به تصویب رسید و دیانت از حکومت تفکیک گردید، فرقه یسوعیون (ژزوئیت‌ها) منحل و اموال آنها توقیف شد . مدارس از حوزهٔ نظارت اهل دین بیرون آمد . نهضت قدیمی استقلال "کاتالون " با اعطای حق خودمختاری داخلی فروانی، تسکین یافت . برای طبقهٔ زارعین، دولت مشغول تکه تکه کردن املاک وسیع تر ملاکین مهم و تقسیم آن گردید . در پی اصلاحات دولت جمهوری خواه اسپانیا، آن قدر این اصلاحات اساسی بود که ملاکان مبرز و روحانیون را خشمگین کرد .
 بعد از ۱۹۳۳ بیش از پیش زمام امور حکومت به دست عناصر محافظه کار افتاد که کابینهٔ آنها نه کفایتی از خود نشان می‌داد و نه مورد توجهٔ عامهٔ مردم بود و به همین دلیل اعتراضاتی در اسپانیا رخ داد . در فوریهٔ ۱۹۳۶ انتخابات جدیدی صورت گرفت . کلیهٔ عناصر جناح چپ، یعنی جمهوری خواهان، سوسیالسیت‌ها، آنارشیست‌ها و کمونیست‌ها دست به دست داده، یک جبهه در برابر سلطنت طلبان، روحانیون، افسران ارتش تشکیل دادند . این جماعت (جناح چپ)در انتخابات به پیروزی قاطعی نایل آمدند . پس از این واقعه در ژوئیهٔ ۱۹۳۶ یکی از ژنرال‌های ارتش به نام فرانسیسکو فرانکو بر ضد دولت جمهوری قیام کرد . او توانست بندر بارسلون را فتح کند و خود را آماده نمود تا پایتخت را نیز تسخیر کند . احزاب چپ (جمهوری خواهان، سوسیالسیت‌ها، آنارشیست‌ها وکمونیست‌ها) برای مبارزه متحد شدند و تمامی مملکت دستخوش جنگ داخلی گردید .
 با وخیم شدن اوضاع در اسپانیا دول انگلستان و فرانسه تصمیم گرفتند نگذارند که جنگ داخلی اسپانیا بدل به مبارزه‌ای طولانی و عمومی گردد . به همین جهت دولیتن مزبور ارسال ملزومات جنگی را به دولت جمهوری اسپانیا ممنوع کردند . ایالات متحدهٔ آمریکا نیز جنگ داخلی اسپانیا را مشمول مقررات قانون بی طرفی شمرد . بنا به تشویق انگلستان و فرانسه ،۲۷ دولت از جمله بسیاری از دولت‌های اروپایی موافقت کردند که در جنگ داخلی اسپانیا شرکت نجویند . اما دول آلمان، ایتالیا و اتحاد جماهیر شوروی مداخله کردند . هیتلر و موسولینی به حمایت فرانکو برخاسته و جمهوری خواهان را به عنوان ملعبهٔ دست بلشویسم تخطئه نمودند و حال آنکه اتحاد جماهیر شوروی از جمهوری پشتیبانی کرده و یاغیان , فرانکو را به مزدوری از برای فاشیزم بین‌المللی متهم گردانید . آلمان‌ها، ایتالیایی‌ها و روس‌ها ملزومات جنگی به اسپانیا فرستادند . بمب افکنی فاشیست‌ها بر فراز شهرهای اسپانیا که اولین بمبارانهای هوایی مردم غیر نظامی در تاریخ بود، مردم جهان را سخت متوحش ساخت . شوروی، به علت بعد مسافت هم که شده قادر به عمل مشابهی نبود، لکن هزاران نفر از اشخاصی که متمایل به جناح چپ و صاحب آرای آزادی خواهانه بودند به میل خویش، از ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی روانهٔ اسپانیا گردیدند تا در صفوف قوای ثابت قدم به جمهوری اسپانیا، مبارزه نمایند . جنگ داخلی اسپانیا کشورهای جهان را به دو گروه فاشیست و ضد فاشیست تقسیم نمود .
 بالاخره پس از حدود سه سال جنگ و بعد از آن که یک میلیون نفر در اسپانیا کشته شدند جناح چپ یا جمهوری خواهان، در سال ۱۹۳۹ در برابر لشکریان ژنرال فرانکو سر تسلیم فرود آوردند و وی توانست حکومت مستبدی نظیر رژیم فاشیست، در تمامی کشوری که از پا در آمده بود ایجاد نماید .
 به گواهی محققان در سالهای ۱۹۴۴-۱۹۳۹ تعداد اعدامهای سیاسی به رقم ۱۹۲۶۴۸ نفر رسید

هیچ نظری موجود نیست: