۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۰, چهارشنبه

۱۳۹۹ اردیبهشت ۶, شنبه

Coronavirus : "Masques, le fiasco d'État" ? Edwy Plenel raconte l'enquêt...

حاکمیت جهانی، کروناویروس و بیوتروریسم سفید!
نیره انصاری
فصل نخست
این اپیدمی در بدترین شرایط زمانی و مکانی ایران را هدف گرفت؛ درست بعد از دو بحران داخلی عمده: جنبش اعتراض به افزایش قیمت بنزین که در ماه نوامبر سال گذشته پیش آمد،و سرنگون کردن هواپیمای مسافربری در ماه ژانویه توسط سپاه پاسداران ونیزدر آستانه انتخابات مجلس  در ماه فوریه رخ داد.  از این بیش نقطه آغاز شهر قم بود پایتخت ایدئولوژیک و مرکز معنوی مسلمانان شیعه سراسر جهان، از جمله بسیاری از ناقلان بالقوه بیماری از چین
در میان تمام موضوعاتی که در فضای گفتمانی جهانی‌شدن مطرح هستند، موضوع حاکمیت جهانی و مدیریت فرآیند جهانی‏شدن از اهمیت بیشتری برخوردار است. در واقع حل مسائل مختلف حوزه‌ی جهانی‏شدن در گرو رویکردهای کلان حکمرانی جهانی است. افزون بر این عده‏ای از محققان قائل به هدایت و مدیریت فرآیند جهانی‏شدن هستند. این عده اصطلاح جهانی‏سازی را بیشتر مناسب تحولات سال‏های اخیر جامعه‌ی جهانی می‏دانند. با این فرض که این نگرش مدیریت پروژه‌ی جهانی‏سازی مهمترین مسئله برای کشورها و ملت‏ها به شمار می ‏رود. چه اینکه در صورت صحت این نگرش جهان در آینده آنگونه خواهد بود که مدیران این پروژه‌ی عظیم می‏خواهند. این موضوع دارای جنبه‏های مختلف اقتصادی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی است. چندبعدی بودن و غیرکمّی بودن این موضوع موجب پیچیدگی آن شده‏است. حاکمیت جهانی نیز به عنوان مهم‌ترین موضوع جهانی‏شدن از سیرتاریخی برخوردار بوده و در دوره‏های مختلف کامل‏تر شده‏است. جهانی شدن به سمت یک فرهنگ واحد پیش نمی‏رود. به رغم این‌که در جنبه‏های بسیار زیادی از فرهنگ و رفتار اجتماعی  هم‌گرایی و اشتراک نظر در سطح جهان مشاهده می‏شود، اما بروز اندیشه‏های مخالف نه تنها کمتر نشده که قدرتمندتر از گذشته نیز ادامه دارد. این تشتت فرهنگی در عرصه‌ی حکمرانی جهانی نیز وجود دارد و نظام حاکمیتی جهانی باید آن را در نظر بگیرد. نظام مشارکت کنترل شده‌ی کنونی در سطح جهانی نتیجه‌ی تطورات تاریخی از امپراتوری‏های بزرگ و بعد از آن استعمارگری و پس از آن بلوک‏بندی جهانی است.
گذر زمان و انباشت تجربیات بشر در حوزه‌ی حکومت‏داری شکل خاصی از حکومت در سطح جهان را ایجاب می‏کند که از آن به مشارکت کنترل‏شده یاد می‏کنند. در این حالت حاکمان اصلی جهانی با استفاده از ابزارهای مختلف تلاش می‏کنند افکار عمومی جهانی و کشورهای ضعیف‏تر را به خواسته‏های خود متمایل سازند و این یعنی مشارکت کنترل‏شده در حاکمیت جهانی. در این رابطه مؤلفه‏های حکمرانی جهانی مطرح است که شامل سه مؤلفه‌ی اصلی:
- قدرت یعنی قدرت اقتصادی،
- قدرت سیاسی و امنیتی
- و قدرت ایدئولوژیک می‏شود.
 اما اعمال حاکمیت در سطح جهان نیازمند ابزارهای کارآمد است. در این رابطه سه دسته ابزار کلی اعمال حاکمیت وجود دارد که عبارتند از: سازمان‏ها و نهادهای بین‏المللی، رسانه‏های اارتباط جمعی، متغیرهای ژئوپلتیک.
پس از گذشتن امواج عظیم جهانی‌شدن از روی همه‌ی ابعاد زندگی بشر، شاهد تحول در ساختار و عملکرد دولت‌ها در سطح ملی و فراملی هستیم. در بعد بین‌المللی با ظهور بحران‌ها و چالش‌های عظیم در زمینه‌های مختلف از یک سو و بی‌میلی یا ناتوانی دولت‌های محلی در حل و فصل این دشواری‌ها با سازوکارهای موجود از سوی دیگر، ضرورت ایجاد و توسعه‌ی حکمرانی جهانی که منافع متقابل بشری را در نظر گرفته و به طور مؤثری به این بحران‌ها بپردازد، ضرورت یافت. اهمیت سازمان‌های غیردولتی و فراملی در این تحولات غیر قابل انکار است. درحقیقت با شکل‌گرفتن جامعه‌ی جهانی، حکومتی جهانی نیز به طور جنینی و غیرمنسجم در حال ظهور است که بالطبع به ایجاد و گسترش نظام حقوقی مطلوب خود می‌پردازد. این نظام حقوقی دیگر بین‌المللی نیست بل، جهانی است و موجودیت نهاد دولت ملی را پشت سر می‌گذارد. هرچند در این فرآیند، قدرت‌های غربی به واسطه‌ی امکانات گسترده‌تری که دارند، نقش پررنگ‌تری در راستای استقرار رژیم‌های مرتبط ایفا می‌کنند و می‌توان انتظار داشت که روند امور را در راستای منافع خود شکل دهند. این مطالعه درصدد بررسی ابعاد این گذار و تحقق حکمرانی جهانی در عرصه‌ی حقوقی است.
جنگ و زور، ابزار مشروعیت قدرت در روابط کشورها و نظام های حقوقی پیشین بود که نه تنها، منع و ممنوع نشده بود، بل، وسیله ای برای توازن قوا در مناسبات سیاسی و نظامی کشورها نیز به شمار می رفت، اما جنگ با گسترش تحولات بین المللی، توسعه حقوق بین الملل و تصویب منشور ملل متحد، به کلی ممنوع و هر گونه توسل به زور و تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی نیز مستوجب مسئولیت شد.
حال آنکه،با توسعه فناروی های الکترونیکی و صنعتی روز جهان نیز، ساز و کارهای جنگ های سنتی به کار و زارهای الکترونیکی و بهره مندی از سلاح های هسته ای، شیمیایی و سایبری تغییر یافت و حقوق بین الملل نیز همراه با این تحولات صنعتی و پسامدرنیسم، بتدریج توسعه یافت و ابعاد حقوقی و بین المللی آنرا مورد مطالعه و توجه قرار داد. شیوع گسترده کرونا ویروس و اخیراً، طرح موضوع " بیوتروریسم کرونا ویروس " ، از زمره موضوعات حقوقی و بین المللی است که  می‌توان از منظر حقوق بین الملل مورد بررسی و تفحص قرار داد.
حقوق بین الملل از پیدایش تا پویایی  فناوری های روز جهانی
حقوق بین الملل همگام با تحولات بشری و پیشرفت شایان توجه تکنولوژی نیز شاهد سلاح های نوینی در عرصه روابط دولت ها بوده است که به آن‌ها این فرصت و پروانه را می‌دهد که با توجه به عدم تکافوی قواعد موجود به منظور اِعمال محدودیت‌ها بر آنها، حداکثر صدمه اقتصادی، اجتماعی و درمانی را به دشمن وارد سازد.
روزگاری، جنگ و خسارت با چوب و سنگ چخماق و روزگار دیگر با توپ و اسلحه و زمانی نیز با سلاح های ویرانگر هسته ای به صورت سنتی و توسط نرم افزارهای سخت در می گرفت. اما این پایان ماجرا نیست! از این بیش پس از نگرانی بشر در خصوص انواع سلاح های هسته ای، شیمیایی و سایبری با قابلیت کشتار جمعی، نوع دیگری از سلاح جنگی با عناوینِ « جنگ سایبری،Cyber Warfare»،«جنگ الکترونیک،Electronic Warfare»، و« جنگ بیولوژیک،Biological Warfare» و یا «بیوتروریسم،Bioterrorism Warfare»، و «سایبر تروریسم،Cyberbullying» به صورت تروریسم نرم افزاری به وجود آمد و جهان را در آستانه تهدید و نگرانی قرار داده است.
از این رو، یکی از مسائل مورد توجه حقوق بین الملل مدرن/نوین، پدیده روبه افزایش حملات«بیوتروریسم،Bioterrorism» سنتی یا مدرن آن است.
بیاد داشته باشیم که امکان جمع آوری اطلاعات و ترتیب دادن حملات بیوتروریسم در حد بزرگ و انجام این حملات بزرگ هر چند توسط «کشورهای کوچک و ضعیف و گروه‌های تروریستی» موجب استقبال روزافزون دولت ها در یک جنگ نابرابر از آن شده است.
اگر قرن حاضر را عصر«مدرنیسم، بیوتروریسمِ سبز» در زمینه از بین بردن محصولات مزروعی و دامی و «بیوتروریسم آبی» در امر تغییر باران زایی ابرها از طریق باروری مصنوعی آن‌ها با اراده بشر و از بین بردن منابع آب کشورها و «بیوتروریسمِ سفید» از راه بیماری‌های مختلف همچون «کرونا» به منظور از بین بردن هزاران انسان گرفتار وپزشکان و پرستاران یار و یاور آن‌ها در کمترین زمان و سرآمد آنها، بیوتروریسم نامرعیِ مدرن جنگ افزاری در کنار سخت‌افزار سنتی بنامیم، به نظر دور از ذهن نیست. پیچیده‌ترین ابزار تازه‌ای که تاکنون از آن برای اهداف تروریستی بهره برداری شده است، بیوتروریسم است. برای درک آن ابتداء به مفهوم «بیوتروریسم» و« جنگ بیولوژیک» و پس از آن پیشینه تاریخی استفاده از این سلاح ویرانگر و اَشکال مختلف و پیامدهای حقوقی آن را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهیم.
مفهوم بیوتروریسم
چندی است که کروناویروس و تعداد قربانیان آن، اذهان عمومی کشورهای جهان را به خود مشغول داشته است و گسترش کرونا، آن را به «تهدیدات فرامرزی،Cross-border Threats» بدل شده است. این تهدید فرامرزی چیست؟
ابعاد حقوقی و بین‌المللی آن  و نیز جایگاه آن در حقوق بین الملل چگونه است؟
به استناد تعریف پلیس بین الملل در سال(2007) بیوتروریسم عبارت است: « از منتشر نمودن عوامل بیولوژیکی یا سمی یا هدف کشتن یا آسیب رساندن به انسان ها، حیوانات و گیاهان با تصور نیت قبلی و به وحشت آفرینی، تهدید و وادار ساختن یک دولت یا گروهی از مردم به انجام عملی یاا برآورده کردن خواسته‌ ای سیاسی یا اجتماعی.»
حمله بیولوژیک
«حمله بیولوژیک،Biological Attack» به معنای حمله به نیروهای نظامی با سلاح های بیولوژیک مانند بمب میکروبی با روش‌های مختلف که در مواردی بسیار هم استفاده شده است، اما در بیوتروریسم حمله با سلاح بیولوژیک قابل مشاهده نیست که می‌توانند با ریختن یک قطره سم بیولوژیک در چای یا قهوه ی یک فرد اورا مورد تروربیولوژیک قرار می دهند. حمله بیوتروریسم بسیار خطرناک است زیرا فرد مورد نظر از حمله آگاهی ندارد و کسی متوجه ترور نمی شود.
بیوتروریسم معمولاً در زمان صلح صورت می‌گیرد که ممکن است در خوراک، هدایا و درعطریات آلودگی را منتقل نماید. کشف  و شناسایی یک حمله بیولوژیکی سخت و دشوار بشمار می آید.
آثار حمله بیولوژیک
تأثیرات یک حمله بیولوژیک نوعاَ بر (4) دسته تقسیم می شوند:
- فیزیکی؛ بروز بیماری
- روانی؛ بروز ترس و وحشت
- اقتصادی؛ محدودیت سفر و نقل و انتقال، متوقف شدن فعالیت‌های اقتصادی و کسب و کار
- زیست محیطی؛ آسیب دیدن انسان ها، حیوانات، گیامان، آلوده شدن منابع طبیعی مانند، منابع آب

پیشینه تاریخی  بیوتروریسم

روزگار قدیم :
   پیشینه به کارگیری میکروب‌ها علیه انسان‌ها در جنگ‌های مختلف به هزاران سال پیش یعنی، زمانی که بشر حتا، میکروب را نمی‌شناخت، باز می‌گردد.شاید مشهورترین نمونه بیوتروریسم، هنگام محاصره یک شهر به وقوع می‌پیوست که در آن،دشمن جنازه فردی طاعون زده یا حیوانی متعفن را که محل پرورش میکروبهای مختلف بود،روی یک منجنیق گذاشته و آن را به داخل قلعه یا شهر می‌انداخت تا موجب مریضی و مرگ ساکنین شهر یا نظامیان گردد. نمونه مشابه آنرا در حمله اعراب به ایران در فتح طبرستان تاریخی و شکست اسپهبدخورشید، حاکم باستانی طبرستان با آلوده کرده آب شرب چشمه مشرف به غار اسپهبد خورشید(محل استقرار سپاه وی) و کشته شدن سربازان و خانواده او در اثر آن می‌توان اشاره کرد. شاید مشخص ترین نمونه ترور بیولوژیکی در جنگ جهانی اول به وقوع پیوسته باشد. مدت کوتاهی پس از آغاز این جنگ، آلمان یک کمپین خرابکاری بیولوژیکی در ایالات متحده، روسیه، رومانیو فرانسه راه انداخت.
در آن زمان، یک دانشمند آلمانی به نام آنتون دیلگر در یک روستا در آلمان زندگی زندگی می کرد، اما در سال (1915)، به منطقه ای در ایالات متحده فرستاده شد که حامل کشت هایی از «مشمشه، بیماری بدخیم و کشنده حیوانات و چهارپایان» بود.
دیلگر، یک آزمایشگاه در خانه‌اش در مریلند به راه انداخت. او با کار روزانه در لنگرگاه ها در بالتیمور، اسب ها را در حالی که برای انتقال به انگلستان منتظر بودند، به «مشمشه» آلوده می کرد. وی به عنوان یک عامل کشور آلمان مورد سوء ظن قرار گرفت. اما هیچ‌گاه دستگیر نشد. سرانجام دیلگر به مادرید اسپانیا گریخت و بر اثراپیدمی اینفلوانزا در سال (1918) درگذشت.
روزگار جدید:
 استفاده از بیوتروریسم در معنای امروزی آن پس از تصویب کنوانسیون منع سلاح های بیولوژیکی مصوب (1973) و به طور بارز، پس از سال (2001) به ویژه «بیوتروریسم» غیردولتی باز می گردد. از این رو گفته می‌شود که نظر به تحولات گسترده ی اخیر و پیدایش گونه های نوین سلاح های بیولوژیکی، « شروع» استفاده از عامل های بیولوژیکی را باید مصادف با « شیوع» آن‌ها دانست.
پس از جنگ جهانی دوم نیز دنیا وارد مرحله تازه‌ای به نام جنگ سرد شد. در این مرحله، انگلستان نیز با جدیت سرگرم انجام پروژه های متعددی در زمینه سلاح های بیولوژیک، اجرای آزمایش پخش «اسپورآنتراکس» به وسیله بمب های انفجاری در جزیره غیرمسکونی گرینارد در غرب اسکوتلند بود و تا سال (2000) در خاک این جزیره اسپورهای آنتراکس یافت می شد.
بیوتروریسم محیط زیستی، اکوسیستم/EnvironintalBioterrorism
بررسی وتحلیل در خصوص محیط زیست پیوند مستقیم با سلامت جامعه دارد. زیرا که هرگونه اثر تخریبی زیست محیطی؛ اثر زیانبار بر حیات انسانی دارد و هرگونه اختلال در عناصر سازنده زیست بومها به مانند تغییر در جمعیت حشرات و حیوانات یا گیاهان آن منطقه منجر به تهدیدی برای زندگی انسان و سایر موجودات آن محیط خواهد بود.
فراتر از این با توسعه فناوری های الکترونیکی وصنعتی روز جهان نیز، سازوکارهای جنگهای سنتی به کارزارهای الکترونیکی و بهره مندی از سلاح های هسته ای، شیمیایی و سایبری تغییر یافت وحقوق بین‌الملل نیز همراه با این تحولات صنعتی و پسامدرنیسم، بتدریج توسعه یافت و ابعاد حقوقی و بین‌المللی آنرا مورد مطالعه و توجه قرار داد.
شیوع گسترده کروناویروس و اخیرا، طرح موضوع« بیوتروریسم کروناویروس»، از زمره موضوعات حقوقی و بین‌المللی است که می‌توان از منظر حقوق بین الملل مورد بررسی و تفحص قرار داد.
افزون بر این موارد در قوانین و مقررات بین‌المللی هم پیوند با بیوتروریسم، چه آنجا که انسان به وجه غالب و به نحو مستقیم موضوع حمله بیولوژیکی است مانند اسناد بین‌المللی مرتبط با منع سلاح های کشتار جمعی، اسناد بین‌المللی هم پیوند با بهداشت، سلامت عمومی و نیز امنیت غذایی و چگونگی آماج آسیب های بیولوژیکی قرار گرفتن انسان به طور غیرمستقیم  و محیط پیرامونی وی به طور مستقیم، نظیر تهدیدهای برضد محیط زیست، آب و حیات جانوری و گیاهی. که هیچیک به صراحت اِعمال بیوتروریسم را جرم انگاری کرده‌اند و به منظور تطبیق و تناسب جرائم با مجازات، فارغ از توصیف و امکان انتساب آن به یک دولت باید به آرای دیوان بین‌المللی دادگستری و دیوان بین‌المللی کیفری در خصوص مجازات دولت های متخلفِ مسبب آن در موارد مشابه استناد جست.
به هر روی، در حال حاضر تمسک به طرح عناوینی نظیر «ویروس چینی» از ناحیه دولت آمریکا به چین و ابراز ایجاد توقف در حرکت روبه رشد اقتصاد دولت چین به آمریکا نمی‌تواند مثبت دولت تولید کننده و منتشر کننده این ویروس در سطح جهان و مجازات وی باشد.
باری، می‌توان با کسب تجربه از پیامدها و سیاستگذاری دولت ها در خصوص این ویروس مهلک در موارد مشابه در آتی و ارائه دانش و آگاهی لازم برای مبارزه با آن و مجهز کردن خود به مدیریت بحران بهتر و مسلط شدن به اصول بهتر مبارزه با بیوتروریسم از ایراد خسارات بیشتر در ابعاد انسانی، اقتصادی و اجتماعی جلوگیری بعمل آید.
(ادامه دارد…)
نیره انصاری، حقوق دان، نویسنده، پژوهشگر وکنشگر حقوق بشر
22،4،2020
2،2،1399

James Bond Medley - BBC Proms 2011 Last Night Celebrations in Scotland

GoldenEye // The Danish National Symphony Orchestra feat. Caroline Hende...

Edgar Morin - 28 minutes - ARTE

گزارش جامع کودتای امریکایی انگلیسی در ایران _ قسمت سوم 04222020_

از حقه بازیهائی بنام حق تعین سرنوشت تا تعریف دولت ،ملت و همچنین دولت ...

صفحه تتلو در اینستاگرام بعد از درخواست سکس از دختران زیر سن قانونی مسدود شد

ما برای کرامت و حُرمت انسان آواره شديم نه برای نام و نان

Coronavirus - COVID-19 - SARS CoV02 - Une arme biologique parfaite ?

گارسيا لورکا:دريغا عشق که شد باز نيآمد! شاملو

۱۳۹۹ اردیبهشت ۴, پنجشنبه

UN rights experts appalled by Iran’s execution of child offender



UN rights experts appalled by Iran’s execution of child offender 


GENEVA (21 April 2020) – Two UN human rights experts today expressed their dismay that the Islamic Republic of Iran has again violated international human rights law by executing by hanging this morning child offender Shayan Saeedpour.
The Special Rapporteur on the situation of human rights in the Islamic Republic of Iran, Javaid Rehman, and the Special Rapporteur on extrajudicial, summary or arbitrary executions, Agnes Callamard, also expressed grave concerns that further executions may take place as early as tomorrow morning.
Born on 21 September 1997, Mr. Saeedpour was convicted of murder and sentenced to death in October 2018. The crime allegedly took place on 16 August 2015, when he was only 17-years-old.
The Supreme Court of Iran upheld the sentence in February 2019. This decision reportedly failed to consider Mr. Saeedpour's age at the time of the offence or whether reported mental health concerns meant he had not reached full mental maturity and should have been exempted from the death penalty under Article 91 of Iran's Penal Code.
"We are shocked that the Iranian authorities have once again defied their international obligations by executing a child offender," the experts said. "We have repeatedly reminded the Iranian government and judiciary that international human rights law is clear: the application of the death penalty to child offenders is strictly prohibited and its practice is an egregious violation of the right to life."
The experts noted with great concern that the state prosecutor reportedly pressured the family of the murder victim to request the application of the death penalty to Mr. Saeedpour, which may have been prompted by the fact that Mr. Saeedpour had escaped from prison during protests concerning COVID-19 on 27 March 2020. He was re-arrested a few days later. Under Iranian law, the family of a murder victim can choose to apply the death penalty or accept blood money and pardon the offender.
"Iran consistently claims its officials intervene in cases to prevent the death penalty being applied by asking the victims' families to accept blood money and pardon the offender. We are appalled that in this case Iranian officials allegedly promoted the application of the death penalty to a child offender," said the experts.
The experts have also received unconfirmed reports that the execution of another child offender may have taken place on 18 April 2020. Other individuals involved in prison protests in recent weeks over the COVID-19 outbreak have also reportedly been killed by security officers or may face execution, possibly as early as Wednesday morning, 22 April. While these individuals reportedly were already facing death sentences, it is believed their executions are being expedited due to their participation in prison protests.
"We are highly disturbed that the Iranian authorities are reacting to protests in prisons over COVID-19 by using torture and ill-treatment that results in extra-judicial killings, or through executions," they said.
"We urge the Iranian Government to immediately halt all executions and for security forces to end the use of excessive force that has resulted in the loss of life and to launch independent and impartial investigations into these allegations," the UN human rights experts said.
ENDS
Mr. Javaid Rehman (Pakistan), was appointed as the UN Special Rapporteur on the situation of human rights in the Islamic Republic of Iran on 6 July 2018.
Ms. Agnes Callamard (France), was appointed the UN Special Rapporteur on extrajudicial, summary or arbitrary executions on 1 August 2016.
The Special Rapporteurs are part of what is known as the Special Procedures of the Human Rights Council. Special Procedures, the largest body of independent experts in the UN Human Rights system, is the general name of the Council's independent fact-finding and monitoring mechanisms that address either specific country situations or thematic issues in all parts of the world. Special Procedures' experts work on a voluntary basis; they are not UN staff and do not receive a salary for their work. They are independent from any government or organization and serve in their individual capacity.
UN Human Rights, Country Page — Iran
For more information and media requests, please contact Mr. Ciaron Murnane (cmurnane@ohchr.org)
For media inquiries related to other UN independent experts, please contact Mr. Xabier Celaya (+ 41 22 917 9445 / xcelaya@ohchr.org)
Follow news related to the UN's independent human rights experts on Twitter@UN_SPExperts.

Concerned about the world we live in?
Then STAND UP for someone's rights today.
#Standup4humanrights
and visit the web page at http://www.standup4humanrights.org

Bachelet condemns execution of child offenders in Iran



Bachelet condemns execution of child offenders in Iran 


Arabic | French | Spanish | Farsi
GENEVA (22 April) – The UN High Commissioner for Human Rights Michelle Bachelet on Wednesday condemned the second execution of a child offender in the space of just four days by the Iranian authorities.
Shayan Saeedpour is reported to have been executed in Saqez prison in Kurdistan Province on Tuesday 21 April. He had been sentenced to death for a crime allegedly committed when he was under 18, following a judicial process that appears to have been deeply flawed. Mr. Saeedpour was among some 80 prisoners who escaped from Saqez prison following a protest against prison conditions on 27 March amid the COVID-19 outbreak. He was rearrested on or around 3 April.
Last Saturday, 18 April, Majid Esmailzadeh was also reportedly executed in Ardabil prison in Ardabil Province. He was arrested in 2012, and convicted on a charge of murder allegedly committed when he was under 18.
The death of a third person, Danial Zeinolabedini, also sentenced to death despite being under 18 at the time of the offence, was confirmed on 2 April after he was beaten by officials in Miandoab prison in West Azerbaijan Province. He had been transferred there along with other prisoners who had rioted in Mahabad prison on 28 March in protest at prison conditions and the failure of the authorities to temporarily release them amid the COVID-19 pandemic.
“The executions of these two child offenders are absolutely prohibited under international human rights law,” the High Commissioner said. “Numerous United Nations bodies and experts have made it clear time and time again that the imposition of the death penalty for crimes committed by people below the age of 18 at the time of the offence is strictly prohibited.”
“Despite repeated interventions and engagement by my own Office with the Government of Iran on this issue, the sentencing and executions of child offenders continue,” Bachelet said. “This is both regrettable and, given the clear illegality of these actions, reprehensible. I repeat my call on Iranian authorities to honour its international human rights obligations, immediately halt all executions of juvenile offenders and commute all such death sentences.”
“In addition,” she said, “the beating to death of Danial Zeinolabedini, while in State custody, is a grievous violation of the right to life under international human rights law.”
Bachelet reminded the Iranian authorities that the UN Human Rights Office had requested them to immediately conduct an independent and impartial investigation into Zeinolabedini's death and hold those responsible to account.
“The fact that two of these child offenders who have lost their lives in the past three weeks had been involved in protests driven by fear of the spread of COVID-19 in places of detention raises grave concerns about the possibility of expedited executions of other death-row prisoners who were involved in those protests,” Bachelet said.
ENDS

For more information and media requests, please contact: Rupert Colville - + 41 22 917 9767 / rcolville@ohchr.org or Jeremy Laurence - + 41 22 917 9383 / jlaurence@ohchr.org or Liz Throssell- + 41 22 917 9296 / ethrossell@ohchr.org or Marta Hurtado - + 41 22 917 9466 / mhurtado@ohchr.org
Tag and share - Twitter: @UNHumanRights and Facebook: unitednationshumanrights

Chant de révolte italien - "Bella Ciao" (traduction)

Bella Ciao in 10 Languages HD

Coronavirus : "Masques, le fiasco d'État" ? Edwy Plenel raconte l'enquêt...

À l'air libre (27) Le scandale des EHPAD, Israël, le déconfinement

۱۳۹۹ اردیبهشت ۳, چهارشنبه

از يک دلقکِ عنتر،از جنس ولايت ،بيش از اين انتظاری نيست

تفسیر خبر دوشنبه ۱ اردیبهشت - اخراج پرستاران از بیمارستان های خصوصی

Handel - Dixit Dominus / Coronation Anthem No.1 + Presentation (Cent. re...

Dr Mohammad Estelaami Nov 7, 2015 Ottawa

صادق زيبا کلام!يکی از چهره های دو روِ رژيم وقاحت


گفتگو با اِدگار مورَن

این بحران، می بایست روحیات ما را که مدت هاست در چنگ «بی درنگ» و«بلافاصله» محصورشده است، باز کند

نیکولا تروئونگ (لوموند - ۱۹ آوریل ۲۰۲۰)
ترجمه بهروز عارفی- تقی تام



ادگار مورن: این بحران، می بایست روحیات ما را که مدت هاست در چنگ «بی درنگ» و«بلافاصله» محصورشده است، باز کند.

از نگاه جامعه شناس و فیلسوف، مسابقه برای سودآوری که همچون کمبودهائی در طرز تفکر ما تلقی می شود، مسئول فاجعه های بی شمارِ انسانی است که پاندمی کوید-۱۹ به بار آورده است.

ادگار مورن، متولد ۱۹۲۱، عضو مقاومت فرانسه، جامعه شناس و فیلسوف، اندیشمند فرارشته ای و انظباط ناپذیر، دارای دکترای افتخاری از سی و چهار دانشگاه در پهنه گیتی، از ۱۷ مارس در آپارتمان خود در شهر مونپُلیه، همراه با همسرش صباح ابواِسالم، جامعه شناس در قرنطینه (حصر) به سر می برد. از محل سکونتش، در خیابان ژان ژاک روسو، نویسنده کتاب "راه" (۲۰۱۱) و "میهن زمین (۱۹۹۳) که اخیرا "خاطرات به ملاقات من می آیند" (انتشارات فایار، ۲۰۱۹) را در بیش از ۷۰۰ صفحه منتشر کرده، که در آن روشنفکر خاطره ی داستان ها، ملاقات ها و قوی ترین "فریبندگی های" زندگی اش را روایت کرده و نوع جدیدی از قرارداد اجتماعی را بازتعریف کرده است ، همراه با چند اعتراف، بحران کلی که او را "فوق العاده برانگیخته" تحلیل می کند.

آیا پاندمیِ مربوط به این نوع کوروناویروس قابل پیش بینی بود؟

همه آینده نگری های قرن بیستم که با پیوندزدن جریان های زمان حال به آینده، آتیه را پیشگوئی می کردند، در هم ریخته است. با این همه، همچنان به پیش بینی ۲۰۲۵ و ۲۰۵۰ ادامه می دهند، در حالی که از درک ۲۰۲۰ ناتوان اند. تجریه فوران های پیشامد غیرمنتظره در تاریخ هرگز در وجدان ها رسوخ نکرده است. حال آن که بروز رویدادغیرقابل پیش بینی، قابل پیش بینی بود، ولی نه ماهیت آن. لذا، اصل اخلاقی همیشگی من چنین است: «در انتظار غیرمنتظره باش»

به علاوه، من از جمله کسانی بودم که فاجعه های پشت سرهم را پیش بینی می کرد و آن ها را نتیجه ناگزیرافسارگسیختگی کنترل نشده جهانی شدن فنی-اقتصادی، از جمله در اثر پیامدهای خرابیِ زیستِ کره (بیوسفِر) و فرسایش جامعه می دانست. ولی من هرگز فاجعه ویروسی را پیش بینی نکرده بودم. با این که در این زمینه، پیشگوئی چون بیل گِیت هم وجود داشت که در کنفرانسی در آوریل ۲۰۱۲، از بلائی فوری برای بشریت صحبت کرد که نه هسته ای بلکه بهداشتی بود. او با شیوع اپیدمی ابولا، که خوشبختانه به سرعت مهار شد، اعلام خبر خطر جهانی ویروسی با قدرت شیوع سریع را می دید و اتخاذ تصمیمات ضروری برای پیشگیری های لازم از جمله داشتن تجهیزات مناسب بیمارستانی را پیشنهاد می کرد. اما، به رغم این هشدار عمومی، نه در ایالات متحده آمریکا و نه در جاهای دیگر، هیچ اقدامی صورت نگرفت. زیرا، راحتی فکر و خیال و عادت، از هشدارهای مزاحم نفرت دارند.

عدم آمادگی فرانسه را چگونه می توان توضیح داد؟

در بسیاری از کشور ها، از جمله فرانسه، استراتژی اقتصادی متکی بر ذخیره سازی صفر، جایگزینی ذخیره بهداشتی ما در مورد ماسک، لوازم تست و دستگاه های تنفسی در انبارها شد؛ این امر به اضافه دکترین لیبرالی نگاه تجارتی به بیمارستان و کاهش تجهیزات، به فاجعه اپیدمی کنونی کمک کرد.

این بحران ما را در برابر کدام امر غیرمترقبه قرار می دهد؟

این اپیدمی فستیوالی از نامعلوم ها را برای ما آورده است. ما از منشاء ویروس اطمینان نداریم: آیا بازار غیربهداشتی ووهان منشاء آن است یا آزمایشگاه مجاور آن؟ ما حتی نمی دانیم که این ویروس چه دگردیسی دارد و یا در موقع شیوع چه دگردیسی هائی می تواند داشته باشد؟ ما هنوز نمی دانیم چه زمانی ویروس فروکش می کند و یا این که به صورت بومی باقی خواهد بود. ما نمی دانیم که تا چه زمانی و تا چه میزانی، در اثر قرنطینه، ما با مانع، محدودیت و جیره بندی روبرو خواهیم بود. ما نمی دانیم پیامدهای سیاسی، اقتصادی، ملی و جهانی محدودیت های ناشی از حصر چه خواهد بود. ما نمی دانیم که آیا باید منتظر بد تر از این هم باشیم یا وضعیتی بهتر خواهیم داشت، و یا مخلوطی از این دو: ما به سوی نامعلوم های دیگر می رویم.

آیا این بحران بهداشتی جهانی، بحرانی ناشی از پیچیدگی جهان است؟

شناخت ها به صورتی تصاعدی تکثیر می شوند، در نتیجه از ظرفیت انطباق ما با این شناخت ها فراتر می رود، و به ویژه چالش غامضی را طرح می کند: چگونه با این شناخت ها مواجه شویم، آن ها را انتخاب کرده و با گنجاندن نامعلوم ها، این شناخت ها را به صورتی مناسب سازمان دهیم. از نظر من، یک بار دیگر، این امر کمبود های شیوه شناختی را که به ما تلقین شده، نشان می دهد و موجب می شود که ما آن چه را که جداناپذیر است از هم جداکرده و آن چه را که به صورت یک اصلِ واحد و در عین حال متنوع، شکل می دهد، به یک عنصر کاهش دهیم. در واقع، ظهور برق آسای دگرگونی های سریع که با آن روبرو هستیم، این است که هر چیزی که به نظر ما ازهم جدا می آمد، به هم مرتبط شده اند، زیرا یک فاجعه بهداشتی، همه آن چه را که انسانی ست، یک باره به صورت زنجیره ای به فاجعه تبدیل می کند.

این نکته تراژیک است که اندیشه جداکننده و کاهنده در تمدن ما حکم رانَد و سکان سیاست و اقتصاد را در دست داشته باشد. این کمبود فوق العاده، به خطاهای تشخیص ، پیشگیری و همچنین به تصمیم های ناهنجار منتهی می شود. من می افزایم که حرصِ سودآوری پیش سلطه گران و رهبران ما به اقتصادهای گناهکار منجر می شود، نظیر مورد بیمارستان ها و توقف تولید ماسک در فرانسه. به عقیده من، کمبودها در طرز تفکر ما، در کنار سلطه ی بی چون و چرای حرص لگام گسیخته برای سودآوری، مسئول فاجعه های بیشمار انسانی است که از فوریه ۲۰۲۰ رخ داده است.

ما دارای بینش یکسانی از علم بودیم. حال آن که، هر روز بر بحث و مجادله در مورد اپیدمی و تناقضات درمانی آن افزوده می شود. آیا دانش زیست درمانی (بیومدیکال) یک میدان نبرد جدید شده است؟

این امرحقانیت دارد که قدرت حاکمه علم را برای مبارزه با اپیدمی در اختیار بگیرد. زیرا، شهروندان که ابتدا خاطرجمع بودند، به ویژه به خاطر شیوه درمانی پرفسور رائول، سپس دریافتند که پزشکان نظریه های متفاوت و حتی متضادی دارند. شهروندان آگاه درمی یابند که برخی از دانشمندان بزرگ با صنایع داروسازی منافع مشترک دارند، صنایعی که در وزارت خانه ها و رسانه ها لابی نیرومندی دارند که قادرند برای تمسخر ایده های ناسازگار، کارزار به راه اندازند.

به یادآوریم پرفسور مونتانیه را که همراه با چند نفر دیگر، در مقابل دانشمندان و صاحب منصبان فضل فروش علم، همراه با چند نفر دیگر ویروس VIH، یعنی ایدز را کشف کرد. زمان آن رسیده که درک کنیم که دانش فهرستی از حقیقت های مطلق نیست (برخلاف دین)، ولی نظریه های آن به مرور زمان با کشف های جدید فرو می ریزند. در راس دانشگاه ها، تئوری های پذیرفته شده، گرایش پیدا می کنند که به دگم تبدیل شوند. و کسانی که خلاف جریان شنا کرده اند ، از پاستور گرفته تا انیشتن، و نیز افرادی چون داروین و کریک و واتسون( کاشفان مارپیچ مضاعف DNA)، هستند که موجب پیشرفت علم می شوند. به این معنی که جر و بحث ها نه فقط خلاف قاعده نیستند، بلکه برای این پیشرفت ضروری هم هستند. یک بار دیگر در ناشناخته، هر پیشرفتی که در اثر آزمون و خطا و همچنین با نوآوری هائی که در اثر انتخاب راه دیگری پیش آمده است، ابتدا قدر آن را ندانسته و یا رد کرده اند. ماجرای درمانی ویروس نیز چنین است. نوش دارو می تواند زمانی پدیدار شود که اصلا انتظارش را نداریم.

فوق تخصصی شدن فوق العاده که عبارت است از چفت و بست و طبقه بندی دانش های تخصصی به جای این که رابط آنان باشند، به علم آسیب فراوان رسانده است. به ویژه پژوهشگران مستقل از همان آغاز اپیدمی، همکاری کردند، که اکنون این کار بین آسیب شناسان و پزشکان جهان گسترش یافته است. علم با ارتباطات زنده است و هر سانسوری آن را متوقف می کند. همچنین، ما باید در عین حال که عظمت دانش معاصر را می بینیم، ضعف هایش را نیز ببینیم.

ما در چه شرایطی می توانیم از بحران سود ببریم؟

در رساله ام "درباره بحران" (انتشارات فلاماریون)، تلاش کردم نشان دهم که یک بحران، فراتر از بی ثباتی و بی اعتمادی که ایجاد می کند، به خاطر نقص و ناتوانی در تنظیم سیستمی که بحران در آن آشکار می شود، ناگزیر برای حفظ ثبات اش، جلو تغییر مسیر (واکنش یا پس خورد منفیNegative Feedback ) ایستاده یا آن را پس می راند. این کج روی ها (واکنش یا پس خورد مثبتPositive Feedback ) به گرایش های فعال تبدیل می شوند، که اگر توسعه یابند، سیستم در بحران را به عدم تنظیم و بلوکه کردن تهدید خواهند کرد. در نظام های زنده و به ویژه اجتماعی، توسعه ی پیروزمند کجروی هائی که به گرایش تبدیل شده، به دگرگونی های پس رونده یا پیش رونده یا حتی انقلاب منجر خواهد شد.

در یک جامعه، بحران به دو فرایند متضاد منجر می شود. اولی، در جستجوی راه حل های جدید، تخیل و خلاقیت برمی انگیزد. دومی، یا جستجوی بازگشت به ثبات گذشته است، یا توسل به رستگاری یا مشیت الهی ، و همچنین افشا یا قربانی کردن یک مقصر. این مقصر ممکن است مرتکب اشتباهی شده باشد که ایجاد بحران کرده یا می تواند یک مقصر خیالی باشد که به عنوان سپر بلا باید از میان برده شود. البته، ایده های انحرافی و حاشیه ای به صورت درهم و برهم شایع می شوند: مانند بازگشت به اقتدار، دولت رفاه، دفاع از بخش دولتی در مقابل خصوصی سازی، بازگشت تولید به کشور خود، سازماندهی جدید اقتصاد جهانی (deglobalization)، ضد نئولیبرالیسم، ضرورت اتخاذ یک سیاست جدید. برخی شخصیت ها و برخی ایدئولوژی ها را به مثابه مقصر معرفی می شوند. ما همچنین به خاطر کمبودهای قدرت حاکمه ، شاهد شکوفائی شکل های نوینی ازهمبستگی هستیم: تولید آلترناتیو در مقابل کمبود ماسک در شرکت هائی که خود را با تولید کالای جدید هماهنگ می کنند، یا تهیه ماسک در خیاطی های آزاد، تجمع تولیدکنندگان محلی در یک مکان، تحویل مجانی کالا در محل سکونت، همیاری متقابل بین همسایگان، پخش غذای مجانی به افراد بی خانمان و نگهداری از کودکان؛ علاوه برآن، قرنطینه در شرایط عدم آزادی خروج از خانه، چاره جوئی از طریق مطالعه، موسیقی و تماشای فیلم، توانائی های خودسازماندهی (اتو اورگانیزاسیون) را برمی انگیزد. بدین ترتیب، بحران، خودمختاری و قدرت ابتکار افراد را تقویت می کند.

آیا شاهد خودآگاهی واقعی در سطح جهان هستیم؟

امیدوارم که اپیدمی استثنائی و مرگباری که شاهد آن هستیم، وجدان های ما را به این نکته آگاه کند که ما نه فقط قهرمانان یک ماجرای انسانی باورنکردنی هستیم، بلکه همچنین در جهانی نامطمئن و تراژیک زندگی می کنیم. این باور که رقابت آزاد و رشد اقتصادی داروی هر درد اجتماعی است، این حقیقت را نادیده می گیرد که چنین باوری، این تراژدی تاریخ بشری را تشدید کرده است. جنون ناشی از سرخوشی فراانسانی (ترانس اومانیسم)، اسطوره ضرورت تاریخیِ پیشرفت و نیز اسطوره ی مهار نه فقط طبیعت به دست انسان، بلکه همچنین مهار سرنوشت او را با این پیشگوئی که انسان به فناناپذیری رسیده و با هوشمندی مصنوعی همه چیز را کنترل خواهد کرد، به اوج خود می رساند. در حالی که ما چیزی جز اسباب بازی/بازیگر، توانگر/ اسیر، قدرتمند/رنجور نیستیم. اگر ما با پیرشدن، می توانیم مرگ را به عقب بیاندازیم، هرگز نخواهیم توانست حوادث مرگبار را که در آن تن ما له خواهد شد، از بین ببریم. ما هرگز نخواهیم توانست خود را از شر باکتری ها و ویروس ها که دائما در حال دگردیسی هستند تا در مقابل داروها، آنتی بیوتیک ها، آنتی ویروس ها و واکسن ها مقاومت کنند، خلاص کنیم.

آیا پاندمی بر انزوای خانگی و انزوای ژئوپولیتیک سرعت نبخشیده است؟

اپیدمی جهانیِ کروناویروس، بحران بهداشتی به راه انداخته (که در کشور ما با وخامتی وحشتناک همراه است) ، که با قرنطینه موجب خفقان اقتصادی، دگرگونی شیوه زندگی از برون گرائی به طرف خارج، به درون گرائی در خانه شده و جهانی سازی را دچار بحران خشونت باری کرده است. جهانی سازی نوعی وابستگی متقابل ایجاد کرده بود، اما این وابستگی به هم، با همبستگی همراه نبود. بدتر از آن، این وابستگی در واکنش، انزوای قومی، ملی ودینی ای را ایجاد کرده بود که در دو دهه نخست این قرن، شدیدتر نیز شده است.

آن گاه، در غیاب نهادهای بین المللی و حتی اروپائی که بتوانند با همبستگی در عمل، به اقدام عملی دست زنند، دولت های ملی گوشه گیری پیشه کردند. حتی در این رهگذر، جمهوری چک ماسک های ارسالی برای ایتالیا را دزدید، ایالات متحده یک محموله ماسک فرانسه را به طرف کشور خود برگرداند. در نتیجه، بحران بهداشتی، زنجیره ای از بحران ها ایجاد کرد که به هم پیوسته بودند. این بحران کلان یا اَبَر بحران از مسائل وجودی (اگزیستانسیِل) تا سیاسی و نیز اقتصادی، از مسائل فردی تا جهانی و از جمله خانوادگی، منطقه ها و دولت ها را فراگرفته است. خلاصه، یک ویروس فوق العاده ریز در یک شهر گمنام چین یک دگرگونی جهانی به راه انداخته است.

حواشی این انفجار جهانی کدامست؟

بسان پدیده ای عالم گیر، این بحران سرنوشت مشترک همه افراد بشر را در رابطه با سرنوشت بیواِکولوژیک کره زمین برجسته کرده است؛ این بحران به طور هم زمان بحران بشریت را، که قادر نیست برای خود بشریتی درست کند، تشدید می کند. همچون بحران اقتصادی همه دگم های حاکم بر اقتصاد را متزلزل ساخته، آینده ما را با تشدید کمبود و هرج و مرج تهدید می سازد. بسان بحرانی ملی، بی کفایتی های سیاستی را آشکار می نماید که از سرمایه به ضرر کار حمایت می کند و اقدامات پیش گیرانه و احتیاطی را فدای افزایش سود آوری و رقابت می سازد. مانند یک بحران اجتماعی، نابرابری های بین کسانی که در مساکنی کوچک مملو از بچه ها و پدر و مادرشان زندگی می کنند، وآنان که توانستند به اقامت گاه های ییلاقی شان در مناطق سبزبگریزند، را به شکل خیره کننده ای در مقابل چشم مان قرار داد.

بسان بحرانی تمدنی، ما را وادار کرد تا کمبود همبسگی، و مصرف گرائی مسمومی که تمدنمان به ارمغان آورده است را درک کنیم، و از ما می خواهد به یک سیاستِ تمدن فکر کنیم( به کتاب سیاستِ تمدن که در سال ۱۹۹۷ با سامی نعیر نوشته اشاره دارد). این بحران، همچون بحرانی روشنفکری، می بایست سوراخ سیاه عظیمی را در هوشمندی ما آشکار سازد که پیچیدگی های آشکار دنیای واقعی را از چشم ما مخفی می کند.

بسان بحرانی وجودی( اگزیستانسیل)، ما را وادار میکند شیوه زندگی مان را به زیر سوال ببریم، در باره نیازهای حقیقی و آرزو های حقیقی مان که درزیر از خود بیگانگی زندگی روزمره مخفی شده، از خود پرسش کنیم. بین تفریحاتی از آن قبیل که پاسکال تعریف می کند و ما را را از حقیقت وجودمان دور می کند و آن نوع خوشبختی که از خواندن، شنیدن یا دیدن یک شاهکار، که ما را وا می دارد تا رودررو به سرنوشت انسانی مان نگاه کنیم، تفاوت بگذاریم. و به ویژه، این بحران بایستی روحیات ما را که از مدت ها پیش در قرنطینه مسائل فوری و فوتی ، ثانوی و پیش پا افتاده قرار داشت ، به سوی مسائل اساسی و بنیادی بگشاید: مسائلی چون عشق و دوستی برای شکوفا شدن فردی مان، تجمیع و همبستگی «منِ» ما در «ما» ها، ویا سرنوشت بشریت که هرکدام از ما ذره ای از آن است. خلاصه، قرنطینه جسمی، می بایست به گشایش روحیات ما یاری رساند.

قرنطینه چیست و چگونه آن را می گذرانید؟

تجربه تحمیل قرنطینه خانگی طولانی مدت به یک ملت، تجربه ای بی مانند است. قرنطینه گتوی ورشو به ساکنان آن اجازه گردش در گتو را میداد. قرنطینه در آن گتو به معنی آمادگی برای مرگ بود ولی قرنطینه ما نوعی دفاع از زندگی است. من قرنطینه را در شرائط ممتازی تحمل کردم، آپارتمانی در طبقه هم کف با باغچه ای که توانستم از رسیدن بهار لذت ببرم، از حمایت همسرم صباح برخوردار بودم، همسایه های خوبی داشتیم که خرید هایمان را انجام می دادند، با نزدیکانم، با دوستان وکسانی که دوستشان دارم تماس داشتم، مطبوعات و رادیو تلویزیون از من نظر می خواستند ، که من می توانستم با اسکایپ جواب دهم. ولی از اول می دانستم که بسیاری از خانه های تنگ و کوچک، به سختی جا برای خانواده های پر جمعیت دارند، همینطور اشخاص تنها و بدون سرپناه از قربانیان این قرنطینه هستند.

اثرات یک قرنطینه طویل مدت چه می توانند باشند؟

می دانم که قرنطینه در درازمدت، هر روز بیش از پیش به عنوان یک مشکل تلقی می گرد. ویدئو نمی تواند برای مدتی طولانی، جانشین رفتن به سینما شود، تبلت نمی تواند در دراز مدت جای رفتن به کتابفروشی را بگیرد. اسکایپ و زوم، تماس جسمانی نیست، جرینگ جرینگ صدای لیوان هائی که به هم میزنی چیز دیگری است. غذای خانگی، هرچند عالی، میل به رستوران رفتن را از بین نمی برد. فیلم های مستند تمایل رفتن به مکان ها برای دیدن مناظر، شهر ها و موزه ها و نیز اشتیاق بازدید از ایتالیا و اسپانیا را از بین نمی برد. وقتی انسان به بر آوردن نیازهای ضروری محدود شود، تشنه چیز های غیر ضروری خواهد شد. امیدوارم که تجربه این قرنطینه، مسافرت های تفریحی ، سفر به بانکوک برای آوردن سوغات و تعریف از آن برای دوستان را تعدیل کند.هم چنین امیدوارم مصرف گرائی، یعنی مسمومیت مصرف گرا و اطاعت ازمحرک های تبلیغاتی را به نفع مواد خوراکی سالم و خوشمزه، به نفع فراورده های بادوام و نه یک بار مصرف، کاهش دهد. اما، محرک های بیشتری لازم است، و نیز آگاهی وجدانی تازه برای این که در این زمینه یک انقلاب صورت گیرد. باوجود این، امید است که دگرگونی شروع شده ، شتاب بیشتری گیرد.

آنچه را که « دنیای پس از این»، می نامند، به نظر شما چه خواهد بود؟

پرسش نخست این است که ما شهروندان و هیئت های حاکمه ازتجربه این قرنطینه چه چیزی را نگاه خواهیم داشت. فقط بخشی از آن را؟ همه چیز فراموش خواهد شد ، به فراموشی سپرده شده یا به فولکلور خواهد پیوست؟ آن چه که بسیار محتمل به نظر می رسد این است که فنون دیجیتال( دورکاری، کنفرانس از راه دور، اسکایپ، تشدید استفاده از انترنت)، که توضیح جنبه های مثبت و منفی آن موضوع این گفتگو نیست، به خاطر قرنطینه بیشتر شیوع خواهد یافت. به موضوع اصلی بر گردیم. خروج از قرنطینه آغازدوران خروج از اَبَر- بحران خواهد بود یا وخیم تر شدن آن؟ رونق یا رکود؟ بحران عظیم اقتصادی؟ بحران جهانی مواد غذائی؟ دنبال کردن جهانی شدن یا به سوی خودکفائی رفتن؟

آینده جهانی شدن چه خواهد بود؟ آیا نئولیبرالیسم متزلزل شده مجدداً سکان را بدست خواهد گرفت؟ آیا ملت های عظیم، بیش از گذشته با هم به مخالفت برخواهند خاست؟ آیا منازعات مسلحانه، که در بحران کنونی اندکی تخفیف یافته، به وخامت خواهند گرائید؟ یا این که شاهد جهش رهائی بخش همکاری بین المللی خواهیم بود؟ آیا، همان گونه که اندکی پس از جنگ جهانی دوم رویداد، شاهد پیش رفت های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خواهیم بود؟ آیا ناظر ادامه و تشدید بیدارشدن همبستگی خواهیم بود که در جریان قرنطینه پدید آمد؟ همبستگی نه تنها با پزشکان و پرستاران، بلکه همچنین با آخر صفی ها، رفتگران، باربران وکار گران انبارداری، کارکنانی که خرید هامان را به منازل ما می آورند و صندوقداران فروشگاه ها، که بدون آن ها نمی توانستیم به زندگی خود ادامه دهیم، در حالی که می توانستیم ازسر سندیکای کارفرمایان و بورس پاریس( شاخص cac40) بگذریم؟ آیا فعالیت های پراکنده و متعدد همبستگی و اتحاد که پیش از اپیدمی وجود داشت، وسعت خواهد گرفت؟ کسانی که از قرنطینه خارج خواهند شد، دو باره همان دور کرونومتره، پر شتاب ، خودخواهانه و مصرف گرا را از سر خواهند گرفت؟ یا اینکه جهش تازه ای در جهت یک زندگی دوستانه و دوست داشتنی به سمت تمدنی خواهیم داشت که در آن شعر زندگی سروده خواهد شد، که در آن «من» در «ما» شکفته خواهد شد؟

قادر نیستیم بدانیم که بعد از قرنطینه، آیا رفتار ها و ایده های نوین پَر خواهند کشید تا آن جا که حتی انقلابی در سیاست و اقتصاد را موجب شوند، یا نظمی که متزلزل شده، دوباره به حال اول بر خواهد گشت. می توانیم به شدت هراسناک باشیم از این که به عقب گردی که در بیست سال اول این قرن داشتیم، دو باره بازگشت کنیم (یعنی به بحران دموکراسی، فساد و عوامفریبی پیروزمند، نظام های نوخودکامه، رشد ناسیونالیسم، بیگانه هراسی و راسیسم). درصورتی که راه جدیدی در عرصه های سیاسی-اکولوژیک-اقتصادی-اجتماعی یافت نشود که براحیاء انساندوستی(اومانیسم) مبتنی باشد، همه این اشکال بازگشت به عقب( یا در بهترین حالت در جا زدن) امکان پذیر می گردد. این راه به رفرم های متعدد واقعی ، نه اصلاحات بودجه ای، بلکه به اصلاحاتی در تمدن، در جامعه و اصلاحات در زندگی نظر دارد. این راه می تواند جمع اضداد( آن گونه که در کتاب «راه» یاد آور شدم) باشد: «جهانی شدن»(برای آن چه احتیاج به همکاری دارد) و « سازماندهی جدید اقتصاد جهانی (deglobalization)»( برای ایجاد استقلال مواد غذائی و بهداشتی و نجات زمین ها از تبدیل به کویر شدن)؛ «رشد» (اقتصادی در مورد نیازهای اساسی ، اقتصاد پایدار، کشاورزی مزرعه ای یا بیو) و« کاهش رشد»(اقتصاد کالاهای بی اهمیت، فریبنده و یکبار مصرف)؛ «توسعه»( آنچه که مربوط به تولیدات بهزیستی، بهداشت و آزادی است) و«محدود سازی» (آن چه مربوط به همبستگی جماعتی است)

شما پرسش هائی را که کانت مطرح می کند میدانید- چه می توانم بدانم؟ چه باید بکنم؟ به چه چیز می توانم امیدوار باشم؟-، این ها همان پرسش های زندگی شما بوده و هستند. در مقابل امر پیش بینی نشده چه گرایش اخلاقی(اتیک) باید اتخاذ کرد؟

دوران پس از اپیدمی دورانی نا متعین خواهد بود که نیروهای شر و خیر، هردو رشد خواهند کرد. نیروهای خیر هنوز ضعیف و پراکنده اند. سر انجام بدانیم که غلبه شرمعلوم نیست و ممکن است که نا محتمل تحقق یابد. بدانیم که در نبرد سترگ و خاموش نشدنی بین خدای عشق و قدرت خلاقه( اروس در اساطیر یونانی-م) و خدای مرگ(تاناتوس) ، طرف خدای عشق و قدرت خلاقه را گرفتن ، نیروبخش و سالم است.

مادر شما ، لونا، خود به آنفلوآنزای اسپانیائی مبتلا شده بود. کتاب اخیر شما که با آسیب دیدگی پیش از تولد آغاز می شود، می خواهد به ما نشان دهد که چه کسی به شما نیروی زندگی ، ظرفیت فوق العاده مقاومت در برابر مرگ، را بخشده است. آیا این شور و هیجان زندگی را حتی در قلب این بحران جهانی همچنان حس می کنید؟

آنفلوآنزای اسپانیائی موجب عارضه ای در قلب مادرم شد که پزشکان او را از داشتن فرزند منع کردند. او دوبار سقط جنین کرد، بار دوم موفق نشد ولی فرزندش که بند ناف به گردنش پیچیده بود، به حالت خفگی، تقریبا مرده به دنیا آمد. من شاید در زهدان مادرم قدرت مقاومتی یافته ام که همچنان در من باقی مانده است.

اما در طول تمام زندگی، جز با کمک دیگری نتوانسته ام زندگی کنم، از قابله ای که نیم ساعت قبل از اینکه اولین جیغ را بکشم، با سیلی مرا به زندگی باز گرداند، سپس در دوران مقاومت، در بیمارستان (هپاتیت [التهاب کبد] و سل)، تا صباح، همراه و همسرم. حقیقتی است که «شور زندگی» مرا ترک نکرده است؛ حتی در دوران بحران جهانی افزایش نیز یافته است. همه بحران ها محرک من بوده اند، و این یکی که عظیم است ، محرک عظیمی برای من است.

منبع:

توضیح مترجمان:

در فرانسه، واژه ای که برای ضرورت در خانه ماندن در دوران شیوع ویروس کرونا مورد استفاده قرار می گیرد Confinement است که معنی آن، از جمله "محبوس بودن"، "محدود" و "محصور" بودن و در محل مشخصی ماندن است. در انگلیسی از واژه lockdown استفاده می کنند که از جمله "اقمت اجباری افراد در محل مشخص" و"تعطیلی" معنی می دهد.

در ترجمه مقاله، به جای واژه Confinement ، همان طوری که در رسانه های فارسی زبان معمول شده، از واژه قرنطینه استفاده کرده ایم.

۱۳۹۹ اردیبهشت ۱, دوشنبه

Güney Azerbaijan Concert (Part 11)

Nine Eleven

Rahman (Yasham)

Master Rahman Asadollahi

Rahman Asadollahi-Ay Qiz

اجرای قطعه آذری “آیریلیق” توسط “حسین ضروری “با همراهی ارکستر آوای شفق

اجرای بینظیر قطعه سنه ده قالمازبا صدای حسین ضروری

قطعه جان مریم - با صدای حسین ضروری

قطعه روز بی غروب با صدای حسین ضروری

performance of “sari galin” by Hossein Zarouri

هر روزکه ميگذرد چهره و انديشه های آخوندهای شياد آشکارترميشود

۱۳۹۹ فروردین ۳۱, یکشنبه

خاطرات بدری آتابای(خاطرات تاریخ شفاهی ایران هاروارد)

داستان کتابخانه سلطنتی از زبان بدری آتابای کتابدار و فهرست نویس و رئیس کتابخانه سلطنتی تا سال ۱۳۵۷

فتحعلی شاه کتابخانه سلطنتی را درست کرد و خیلی به خط علاقه داشت.
ناصرالدین شاه هیچ وقت کلید کتابخانه سلطنتی را از خودش جدا نمی کرد.
کتابهای خطی بریتیش میوزیوم از آثار دزدیده شده کتابخانه سلطنتی ایران زمان مظفری است.
با بردن کتابهای کتابخانه سلطنتی در سال ۱۳۱۷ کتابخانه ملی درست شد و بقیه آنجا ماند تا سال ۱۳۴۰….

این کتابخانه سلطنتی اصلا نام ونشانی نداشت، یعنی همان وقت هم که دکتر مهدی بیانی متصدی آنجا بود، آنجا عبارت بود در ضلع قسمت شرق کاخ گلستان . یک انبار بود که چند تا پله می خورد می رفت زیرزمین و یک اطاق هم رویش ، اینجا کتاب های کتابخانه آنجا بود، کتاب ها آنجا بود یعنی بطور انبار. یعنی سابقه اش را البته من سابقه کتابخانه سلطنتی را در جلد دوم ” فهرست های دواوینی” که چاپ کردم شرح داده ام تاریخچه اش را، و اینجا خوب ، مختصری عرض میکنم .
کتابخانه سلطنتی البته کتابخانه ای است که از بقایای کتاب های کتابخانه سلطنتی مراغه که خواجه نصیرالدین طوسی رئیس کتابخانه بود در زمان هلاکوخان مغول ، از آن زمان این کتاب های کتابخانه که الان در کتابخانه سلطنتی،… این کتاب ها همیشه متعلق به کتابخانه سلطنتی بوده، و این سلسله پادشاهان تا زمان اواخر قاجاریه بخصوص در زمان سلاطین صفویه این کتابخانه از مراغه نقل مکان کردند آوردند در اصفهان ، البته مقدار زیادی کتاب هم شاهان صفوی اضافه کردند . زمان زندیه هم کتابخانه بوده ، زمان افشار هم بوده تا میرسد به دوران قاجار . آن وقت، البته ببینید بعد از زمان صفویه تا به زندیه و افشاریه برسد و همین طور تا به قاجار، یک دوره های فترتی همیشه در ایران بوده دیگر، جنگ و جدال و تفرقه بین ملت و دولت اینها خیلی غارت شده تا زمان قاجار. زمان قاجار قسمت عمده ای از این کتابها را آقا محمدخان قاجار از چنگ مردمی که اینها را یا به غارت برده بودند با خانواده سلطنتی صفویه بودند میخواستند حفظ بکنند، در هر صورت به هر وضعی بود او گرفت ، گرفت جمع کرد، خودش که نتوانست کاری بکند ولی فتحعلیشاه قاجار، جون خیلی علاقه به کتاب داشت و به اصلا به شعر خیلی علاقه داشت ، بخصوص به خط ، اصلا خطوط هفتگانه ایرانی را خیلی خوب می شناخت و تشویق می کرد که هنرمندها این خطوط را کامل بکنند .
مرقع-گلشن--کاخ-گلستان--تهران-شناسی
فتحعلیشاه قاجار بنیانگذار این کتابخانه به این صورت فتحعلی شاه قاجار بود که یک اطاقی را در کاخ گلستان بخصوص برای کتابخانه ساختند، و البته آن وقت کتابخانه ها مثل حالا که نبوده فرم همین انبار بوده روی هم میگذاشتند تا زمان محمدشاه، فتحعلیشاه که میرود کتابخانه بعد کتابخانه محمدشاه می شود، ولی حاج میرزا آ غاسی چون خیلی علاقه به کتاب نداشته، فقط کتابی که او دوست داشت قرآن بوده و کتاب ادعیه . چند تا از بهترین کتاب های ایرانی را که نادرشاه از هند آورده بود یعنی کتاب هایی که تمام تذهیب داشت مرصع ، مزین به جواهر به طلا به لاجورد با بهترین عکس ها، حاج میرزا آغاسی اینها را می بخشید در زمان محمد شاه به شدتی که ناصرالدین میرزا که ولیعهد بوده، شکایت پیش پدرش میکند که اگر این صدر اعظم بخواهد این کتاب ها را همه را ببخشد دیگر بعد از چند وقت چیزی یانی نمی ماند، محمد شاه هم روی علاقه ای که به پسرش داشت از همان اواخر عمر محمدشاه که ناصرالدین میرزا ولیعهد بود کتابخانه را میدهد دست ناصرالدین میرزا .

وفتی محمد شاه می میرد، ناصر الدین شاه خودش کتابخانه را اداره میکند یعنی در حقیقت باید بگوییم ناصرالدین شاه از قسمت ذوق و سلیقه و عشق به کتاب خوانی و کتاب داری هردو یک شخص ممتاز بود، و سعی میکرد از گوشه و کنار ایران کتاب هایی که عتیقه و قدیمی است اینها را با قیمت های گزاف خرید و جمع آوری میکرد، و حتی این سه سفری هم که به اروپا رفت در نمایشگاههایی که در پاریس برقرار می شد به او خبر میدادند که آثار ایرانی مخصوصا کتاب هست بدون گارد، بدون تشریفات سراسیمه میرفت، و چند تا کتاب قرآن ، سعدی ، حافظ که در نمایشگاه پاریس بوده اینها را به قسمت های گزاف می خرید می آورد به کتابخانه، و در زمانی که ناصرالدینشاه رئیس کتابخانه بود، خودش لقب داده بود به خودش که رئیس کتابخانه من هستم. کلید کتابخانه همیشه توی جیب جلیقه اش بود . عجیب، عشق و علاقه ای داشت ، هیچ وقت حتی شب ها این کلید کتابخانه ازا و جدا نمی شد. خوب ، در آن وقت خیلی کتابخانه رونق داشت، شاید در حدود این جور که نوشته ، جزو نوشته هائی که بنده پیدا کردم خواندم ، در حدود پانزده هزار کتاب نسخه خطی داشته، کتاب خطی خیلی نفیس ، خیلی نفیس ، و چند هزار جلد هم ، چندین هزار شاید در حدود بیست هزار جلد کتاب چاپی مثلا بوده ، چاپی هائی که خود آن چاپی ها هم اصلا قیمتی بوده چون چاپ با هندوستان و کلکته بوده یا چاب لیدن.
مرقع گلشن-کاخ گلستان-تهران-شناسی
کتابهای اصلی حتی مثلا انجیلهایی که اولین چاپ کلکته و اولین چاپ لیدن بوده ،قرآن همین طور، در هر حال وقتی بعد از ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه  پادشاه میشود  او این علاقه را به کتاب خیلی نداشته ، آن وقت یکی از درباری ها که بنام لسان الدوله بوده ، یکی از همان ترک هائی بوده که در تبریز با مظفرالدین میرزای ولیعهد بوده وقتی که مظفرالدین میرزا پادشاه می شود به تهران می آید، او لسان الدوله را رئیس کتابخانه میکند. او هم نمیتوانم حالا بگویم یا از روی ندانستن چی بوده ، مقدار زیادی از این کتاب ها را از کتابخانه خارج میکند، و به یهودی ها می فروشد که یعنی منشاء و ریشه کتابخانه خطی بریتیش میوزیوم که رئیسش آن پروفسور با زیل گری هست ، اینها کتاب هائی است که از کتابخانه سلطنتی به توسط یهودی ها به آنجا رفته است.
در هر حال آن وقت خیلی دزدی شد در کتابخانه، خیلی به مقدار زیادی از بهترین کتاب ها را دزدیدند. مثلا” آن مرقع گلشنی که نادرشاه از هندوستان به غنیمت گرفته بود، چندین صفحه از این مرقع گلشن در همین زمان از کتابخانه سلطنتی خارج شد و رفت به کتابخانه بریتیش میوزیوم، و چند صفحه اش هم در دست خود مردم در ایران بود. تا آخر قاجار این کتابخانه دیگر از آن حالت که توی یک اطاق تمیز باشد و به آن برسند، بیرون آمد، یعنی در این مدت ، از زمان ناصرالدینشاه که مرد تا اواخر سلطنت رضاشاه که تقریبا می شود در حدود هشتاد و پنج سال اینجا کتابخانه نبود، یک انباری بود، توی زیرزمین این کتاب ها را ریخته بودند، همین جور توی گونی، و بعضی صندوق های چوبی شکسته ، درش هم ، در آن اطاق هم مهر و موم بود ، هیج کس نه با آنجا کارداشت نه هیچ چیز، که به مرور زمان این کتاب ها تمام بیشترش از بین رفت .
در سال ۱۳۱۷ شمسی رضا شاه  علاقمند شد که یک کتابخانه ملی برای ایران درست کند، چون ما کتابحانه نداشتیم. خوب ، بزرگان ادب و فضل و دانش آن زمان را جمع کردند گفتند یک کتابخانه ای درست کنید بنام کتابخانه ملی که تمام مردم بتوانند استفاده کنند. این کتابخانه ملی را هم ریشه و منشائش از کتابخانه سلطنتی شد ، یعنی مرحوم دکتر مهدی بیانی که استاد دانشگاه بود در آن موقع امر کردند که بیاید توی آن انبارها هرچه که صلاح می داند از این کتابها جدا بکند بفرستند که برای کتابخانه ای که یعنی یک جایی را مثل جلوی آن چیز باستان شناسی بود در تهران، آنجا درست کردند به نام کتابخانه ملیف و این کتابها را مرحوم دکتر بیانی تقریبا در حدود دوازده هزار و خرده ای کتاب چون صورت اینها را همه را بنده فهرست نوشتم، تمام در کتابخانه بود. البته نمی توانم حالا بگویم هست، چون نمی دانم چه بر سرشان آمده، حدود دوازده هزار جلد کتاب که تقریبا پنج هزار کتاب خطی خیلی عالی را با هشت یا نه هزار کتاب چاپی را دکتر بیانی جدا کرد. البته خودش بود، یک عده ای بودند. عباس اقبال بود آشتیانی، حبیب الله یغمایی بود. اینها را چون زیر را امضا کردند من می گویم، و اگر نه من مثلاعباس اقبال آشتیانی را ندیده بودم…
خاطرات بدری آتابای(خاطرات تاریخ شفاهی ایران هاروارد)

آخوند و پاسدار همچون مغول !کشتند و بردند و خوردند

Covid-19 : Monique Pinçon-Charlot répond et analyse

La toile internationale se fait entendre pour Julian Assange

۱۳۹۹ فروردین ۲۸, پنجشنبه

ناقوس مرگ ولايت در سرتاسر ايرانزمين پيچده است۲

Corona Virus: Economic & Social Collapse (Prof. Michel Chossudovsky)

ناقوس مرگ ولايت در سرتاسر ايرانزمين پيچده است

ازدواج اجباری با دختران باکره قبل از اعدام

به تراب حق شناس!"تقی شهرام" و" باندش" جنايتکار بودند۰

Andrea Bocelli: Music For Hope - Live From Duomo di Milano

Julian Assange’s fiancée (and children) revealed for the first time

تبريک به پرفسور مريم ميرزا خانی فرزند افتخار آفرين

دکتر محمد امينی: چگونگی توليد فرقه آذربايجان بدست رفيق استالين

ابراهيم نبوی!چهره بارز يک بی شرم

محاکمه سريع وترورمشکوک عباس هويدا

رفسنجانی!خائنی که ازنوبايد شناخت

نقش محمد خاتمی درقتل سعيدی سيرجانی(2

جلادان نابغه و مخترع و آخوندهای مُنجی رهای بشريت

جلادان نابغه و مخترع و آخوندهای مُنجی رهای بشريت

جلادان نابغه و مخترع و آخوندهای مُنجی رهای بشريت

En Chine, des Africains soupçonnés d'être porteurs du coronavirus victim...

Face au Covid-19, des Africains discriminés en Chine et une diaspora inq...

Xénophobie en Chine: "Je n'ai jamais assisté à une terreur pareille"

Africains maltraités en Chine: Témoignage exclusif

Coronavirus : la Chine accusée de discrimination envers les Africains