۱۳۹۶ خرداد ۲۹, دوشنبه

مزدوران نرم در راستای تلقین پذیرترکردن مخاطب ها، تاثیر‌گذاری وجهت دادنِ افکار و رفتار آنان درنحوه تصمیم‌گیری ها و انتخاب کردن ‌ها، فرایند ارزش گذاری ها، هویت بافی ها و حافظه سازی ها و ایجاد الگوهای فکری و رفتاری مورد نظر قدرت های مستبد سیاسی و دینی گام برمی دارند.

مسعود نقره کار


مزدوران نرم در راستای تلقین پذیرترکردن مخاطب ها، تاثیر‌گذاری وجهت دادنِ افکار و رفتار آنان درنحوه تصمیم‌گیری ها و انتخاب کردن ‌ها، فرایند ارزش گذاری ها، هویت بافی ها و حافظه سازی ها و ایجاد الگوهای فکری و رفتاری مورد نظر قدرت های مستبد سیاسی و دینی گام برمی دارند.

همه شاگرد و او مدرسشان
همه مزدور و او مهندسشان
سنائی
قدرت های مستبدِ سیاسی و دینی درجنگ های گونه گون، به ویژه جنگِ سخت و نرم با دگراندیشان وروشنفکران و مخالفان، ازگروه های اجتماعی متعدد و مختلف به عنوان مزدوراستفاده کرده اند.
مزدوران نقش مهمی درحیات و تداوم حکومت های استبدادی درجهان داشته اندازافلاطون و ارسطو تا ماکیاولی وهگل درباب نقش مزدوران درحکومت مداری مستبدان ووابستگی قدرت ها به مزدوران وطنی و بیگانه، گفته و نوشته اندماکیاولی در"شهریاربه شهریارگوشزد می کند که :" مزدوران کمکی بیهوده و خطرناکند و اگر کسی کاردفاع ازکشورش را به مزدوران سپارد هرگزایمن و آسوده خاطر نتواند بود، چرا که آنان از هم گسیخته و قدرت طلب ، بی بندو باروپیمان شکنند، با دوستان دلیرند و دربرابردشمنان زبون ...". اما علیرغم پندها و توصیه ها مزدوران هنوز حیات و حضور دارند و دروابستگی وپیوند به قدرت های سیاسی و مذهبی و اقتصادی مورد استفاده قرارمی گیرند.
تاریخ میهنمان نیز شاهد حضور و استفاده ازمزدوران به اشکال مختلف بوده است، و اهل فکر و قلم در باب مزدوری و مزدور بسیار گفته و نوشته اند. اگرنخواهیم راه دور برویم ازمشروطه به این سو، قدرت های مستبد درکنار نیروهای نظامی و شبه نظامی و امنیتی و ارگان های مشابه، " لوطی های بدکردار" و  "جاهل ها و لات ها" و" شبه روشنفکران سیاسی و فرهنگی و هنرمندان و قلم زنانِ اجاره ای" را نیز درراستای پیشبرد دیدگاه ها و دستیابی شان به خواست هاو هدف های شان مورد استعمالِ قرارداده اند. پاره هائی از این گروه های اجتماعی درچارچوب زیر"گروه های مزدوری" تعریف بردارند و عمل کرده اند.
مزدور به فرد و مزدوران به گروه و جمعی اتلاق شده است که: " در قبال دریافت پول و کمک‌ها و امکان های مادی دست به عملی که از آن‌ها خواسته می‌شود، ‌می‌زنند". مدرس و مهندس مزدوری پول و منافع شخصی ست . مزدوران دو دسته شده اند: مزدوران سخت و مزدوران نرم. مزدوران فقط درعرصه های نظامی و امنیتی و درگیری های فیزیکی عمل نکرده اند، گسترش و نقش رسانه ها جایگاه و اهمیتِ "مزدوریِ نرم" را درمبارزۀ مستبدین وقدرت های استبدادی علیه دگراندیشی وروشنفکری ومخالفت به سطح توانائی وتاثیرگذاری" مزدوری سخت" رسانده است.
برای تعریف و شناخت عملکرد " مزدوری سخت " کافی ست در حکومت اسلامی به رفتار گروه هائی از شبه نطامیان و نظامیان، ماموران امنیتی و اطلاعاتی و قضائی، گروه های فشار و کشتار، جوخه‌های ربایش و کشتار، نیروهای لباس شخصی و عوامل کشتار دگراندیشان سیاسی وعقیدتی، روشنفکران ومخالفان توجه و دقت شود، مزدوران یا قاتلان اجاره ایی که به عنوان آمر وعامل خدمت ها به حکومت اسلامی کرده اند. ازاین دست مزدوران در ضرب و شتم و ایجاد ارعاب و وحشت تا ترور و قتل و کشتار استفاده شده است. مزدوران به طورمعمول ازمیان افراد ماجراجو و کسانی که روان سرکوب شدۀ آن‌ها با درگیری های فیزیکی و اعمال خشونت و قساوت التیام ‌و آرام می‌گیرد و حس قدرت طلبی شان را ارضاء می کند، برگزیده می‌شوند.
درطولِ تاریخ مان سلاطین و روحانیون، از هخامنشیان تا حکومت اسلامی، از مزدوران سخت، محلی (بومی) یا غیرمحلی، به کرات استفاده کرده‌اند. درانقلاب مشروطه علاوه برنیروهای شبه نظامی و نظامیِ مزدوری، از" لوطی های بدکردار" و درکودتای 28 مرداد سال1332 ازنقش مزدوران داخلی در پیروزی کودتا گفته شده است، مزدورانی که برخی از آنان از میان لوطی ها و جاهل‌ها ولات‌ها بودند. (همه‌ی لوطی ها و جاهل‌ها و لات‌های شرکت کننده علیه انقلاب مشروطه و یا کودتای 28 مرداد، شورش 15 خرداد سال 1342 و انقلاب بهمن 1357 مزدور نبودند و فقط به خاطر کسب پول و منافع مادی به کارهائی که از آن‌ها خواسته شد، دست نزدند. در فرهنگ جاهلیسم علائق و گرایش‌های میهنی، دینی وعاطفی عمل کرده و ‌می‌کند. بسیاری از آن‌ها به نیروی اعمال سلطه و در خدمت حکومت‌‌ها و قدرت‌های سیاسی و دینی بَدَل نشدند، اینان بر مبنای اعتقادهای مذهبی و ناسیونالیستی، پای بندی به پاره‌ای سنت‌های موجود درجامعه، علاقه به دربار و شخص شاه یا خمینی، وطن و ملیت، و وابستگی‌های دیگر به نظام سیاسی یا دینی، به فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی روی آورده‌اند. بنابراین این گروه را یک دست نمی توان مزدور دانست، همچنان که لوطی ها را به نیک کردار و بدکردار و...تقسیم کرده اند).
"مزدوران نرم" اما عرصه فعالیت و کارشان متفاوت است. عرصه سخن و قلم، منبروروضه و مداحی، روزنامه و کتاب و رادیو و تلویزیون ودیگر شبکه های اجتماعی و رسانه ای جولانگه این دست مزدوران بوده و هست. مزدوران عرصه "مزدوریِ نرم" درحکومت اسلامی، به ویزه شاغلان درخارج از کشور، که اکثرآنان مزدورانی به ظاهر خشونت گریز و مخالف منازعه فیزیکی و زور و اجبارمی نمایند، بیشترازمیان شبه روشنفکران و اهل قلم، به ویژه اربابان روزنامه ای و رادیو و تلویزیونی و اینترنتی و سایر شبکه های اجتماعی دستچین شده اند. این مجموعه درلباس و شمایل " نخبگان سیاسی و فرهنگی"، " ژورنالیست و برنامه سازرادیو و تلویزیون" ، " تحلیل گرمسائل سیاسی" در واقع " خبرنگاران مزدور" و " نویسندگان مزدور( هَک رایتر)" ، " تحلیل گران سیاسی مزدور" ...هستند که با ابزارهای فرهنگی و هنری، اجتماعی و سیاسی کار تبلیغ و ترویج همراه با افکارعمومی سازی، پذیرش و توجیه و تحکیم استبداد دینی و تحقق خواست واراده حکومت اسلامی را برنامه ریزی، مهندسی و مدیریت می کنند.
هدف" مزدوران نرم" در جنگی نرم و روانی درراستای تلقین پذیرترکردن مخاطب ها و تاثیر‌گذاری برافکار و رفتار آنان درنحوه انتخاب کردن ‌ها و تصمیم‌گیری ها، فرایند ارزش گذاری ها، هویت و حافظه سازی ها، شایعه سازی و خبرسازی های دروغین و هدفمند، جهت دادنِ افکارعمومی و ایجاد الگوهای فکری و رفتاری مورد نظراربابان شان، که قدرت های مستبدِ ریز ودرشت هستند، قرار دارد.
مزدوران نرم، همچون مزدوران سخت، افراد و یا نیروهای داوطلبی هستند که دستیابی به پول و قدرت وموفقیت و شهرت و پیروزیِ آسان، انگیزه ها و محرک‌های اصلی برای آنان است. اینان نیز، بسانِ مزدوران سخت، تهی ازهرگونه حس انسانی و نوع دوستی وشفقت، درخدمت قدرت‌های سیاسی و دینی ( مذهبی) به ویژه جباران و ستمگران بوده‌اند. مزدوران نرم علاوه برپول و امکان های مادی، آلوده و مبتلا  به روش و منشِ مزدور صفتانه، با کسب شهرت رسانه ای روانِ خود شیفته و محرومیت های عاظفی، ناکامی وبی اعتمادی شان را تسکین می بخشند." ایگو"ی ضعیف و محرومیت های دوران کودکی و نوجوانی و ماجراجوئی نیز برخی ازعوامل کشیده شدن شبه روشنفکران سیاسی و فرهنگی و هنری، به  ویژه پاره هائی از اهل قلم و بیان به "مزدوریِ نرم" هستند. مزدوران نرم همچون مزدوران سخت چشم به دست " سرور" و قدرت دارند، حکومت اسلامی نمونه است. شاید چیزی کف دست شان نگذاشته باشد اما حس مزدورصفتی را ارضاء کرده است. تجربۀ " مزدوران نرم"ِ وطنی نشان داده است نوعِ و شکل نظام استبدادی برای این جماعت مهم نبوده و نیست، و فرقی هم برایشان نکرده و نمی کند که "سرور" و مراد مُکلا باشد یا دستاربند، تاج برسرداشته باشد یاعمامه.
*****
چند واژه و اصطلاح:
Mercenary & Freelance
امروزه برای معادل مزدوری واژه های فوق بکاربرده می شوند که البته تفاوت هائی دارند.اصطلاح " فری لنس" به عنوان معادل مزدوری را بیشتر اصطلاحی رایج در قرن هجدهم می دانند که نخستین بار نویسنده و شاعرمشهوراسکاتلندی، " سروالتراسکات" ( 1771-1832) در رمان " آیوانهو" به کار برد.
Hack Writer
معادل نویسنده مزدوریا اجیربکاربرده شده است.
Fake news/ Hoax
خبرهای دروغ ، اطلاعات نادرست ،ضد اطلاعات"

فرار آخوند از حمله آتش به اختیار !

چندسال پیش (ویژه ابوالحسن بنی صدر) - قسمت اول (دادستان،دادستان، ابوالحسن درنره!)
محمد شوری


آتش به اختیاردرهمان سال اول انقلاب،جمهوری رابرباد دادو نهال تازه شکفته آزادی ورهایی از استبداد تا ثریا رفت کژ!
دکترسیدابوالحسن بنی صدرتوانست باآرای اکثریت مردم،پس ازسالهااستبدادسلطنت،اولین رئیس جمهوری اولین نظام جمهوری درایران شود.امااونیامده مجبورشددوباره راه زندگی تبعیدراهمچنان ادامه دهد.
جمهوری سرنوشت غم انگیزی درایران دارد،گویی سرنوشت ماهمان سلطنت است:قبل ازانقلاب۵۷سلطنت پهلوی وبعداز انقلاب سلطنت فقیه.
آنچه درچندین شماره خواهیدخواندحاصل گردآوری وتلاش شخصی اینجانب است که برای عموم اینک منتشرودرآینده باحاشیه هایی که درپاورقی آن خواهم نوشت بصورت یک کتاب مستقل دردسترس قرارخواهدگرفت.
درپایان یک نکته را تذکرمی دهم وآن اینکه مطالب داخل[کروشه]ازنویسنده است.
منتظرقسمت بعدباشید.
خرداد۱۳۹۶
محمد شوری (نویسنده وروزنامه نگار بیکار)


دادستان دادستان ابوالحسن درنره]
روزنامه کیهان۳۱خرداد۱۳۶۰
مشروح مذاکرات نمایندگان مجلس درمورد طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوری
مجیدانصاری(نماینده مردم زرندکرمان آخرین سخنران پیش ازدستور):
بااشاره به زلزله گلبافت،گفت:
مارفته بودیم آنجاکه مردم رادرموردعدم کفایت سیاسی آقای رئیس جمهورروشن کنیم، ولی مردم قبل ازمسئولین عدم سیاسی آقای بنی صدرراصادرکرده بودند.وفریادمی زدند"دادستان دادستان ابوالحسن درنره".
هاشمی رفسنجانی(رئیس مجلس):
از نظرشخصی هم متاثرم ومدتی تلاش کردیم.
دوستان ماهم اطلاع دارندکه مامخالف با ریاست جمهوری ایشان بودیم،ولی بعدکه شدتلاش کردیم که همکاری بوجودبیاید و برادران یادشان هست که حتی بعدازملاقات باامام گفتم که ایشان رئیس جمهوربمانند وقانون رامراعات کنندوامام امت هم درآخرین بیانات سازنده شان مهلت دادندوخواستندکه مخالفان جمهوری توبه کنندوبه دامن امت واسلام برگردندولی نشد.ومارابه این عمل جراحی مهم که انشاء الله سرنوشت سازباشدوادارکردند.
طبق لیستی که مخالفین وموافقین درآن برای صحبت نوبت گرفته بودنداولین مخالف عزت الله سحابی بود.
وی قبل ازآغازصحبت،راجع به این موضوع طی سوالی ازرئیس مجلس وبااستنادبه اصل۱۲۳قانون اساسی ازوی خواست که درموردطی مراحل قانونی مصوبه مجلس راجع به آئین نامه طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهورتوضیح دهدواینکه آیااین مصوبه ازامضاء رئیس جمهورگذشته است یاخیر؟
لازم به یادآوری است که برطبق این اصل رئیس جمهورموظف است مصوبات مجلس یانتیجه همه پرسی راپس از طی مراحل قانونی وابلاغ به وی امضاء کندوبرای اجرادر اختیارمسئولان بگذارد.
وی ضمن سوال خودبه مصوبات دیگرمجلس استنادکردکه رئیس جمهورموظف است مصوبات مجلس راظرف۵روزامضاء کندواگر دراین مدت امضاء نشدنخست وزیرمی تواند برای اجرای آن اقدام کند.
هاشمی رفسنجانی درپاسخ به این سوال گفت:
اگریادتان باشددرموردفوریت هارئیس جمهور۴۸ساعت مهلت امضاءرادارد.ماهمه طرف قانونی این رارعایت کردیم.ماعصر چهارشنبه بعدازتصویب،بلافاصله این مصوبه رابه دفترریاست جمهورفرستادیم ولی همانطورکه می دانیدایشان سه روزاست که جایشان مشخص نیست.وبااین وجودآنرا در همانجانزددفترنگهبانی گذاشتیم.ثانیابرای مراعات احتیاط براساس اصلی که درهنگام غیبت یابیماری رئیس جمهورشورای مرکب از نخست وزیر،رئیس دیوانعالی کشورورئیس مجلس وظایف اوراانجام می دهند،باتوجه به غیبت ایشان این مصوبه رادادیم این آقایان هم امضاء کردند.ثالثاباصحبتی که بابعضی از آقایان شورای نگهبان می کردیم نقل شده این مصوبان منصرف ازآن اصل است.ولی این نظر قطعی شورای نگهبان نیست.مابایدطی نامه رسمی ازآنهابخواهیم که نظرشان رابگویند به هرحال مااین مصوبه رابه دفترریاست جمهوری دادیم وتاکنون هم۴۸ساعت گذشته است.
معین فر(اولین مخالف طرح):
معین فرضمن اشاره به جوموجودکه صحبت کردن دراین جوبی اثروبی فایده بوده وبرای گوینده خطرات بسیاری رادربرداردگفت:
مطالبی راکه می گویم نه ازباب دفاع ازشخص آقای بنی صدررئیس جمهوراست،که به علت نگرانی ازآتیه جمهوری اسلامی وبه منظور خیرخواهی برای ملت ومخصوصارضای خداست.
دروضع کنونی صحیح نمی دانم ازاختلاف دیدهایی که ازابتدابین من وآقای بنی صدر وجوداشته ویااحیاناایرادهایی که درپاره ای مواردباایشان داشته ام سخنی بگویم،مباداحمل برتبری ازایشان گردد.درحالی که به ایشان احترام فراوانی قائلیم.
اگردلایلی راکه مخالفین آقای بنی صدرعلیه ایشان ابرازمی کنندواعترافات وایراداتی که به ایشان می شودمنحصراهمان هایی باشدکه تاکنون گفته ونوشته شده است،وماازآن مطلع هستیم ومطالبی درکاروموضوعات ودلایل ابرازنشده ای درمیان نباشد،بنده این اعتراضات ودلایل رابه هیچ وجه دلیل برعدم کفایت سیاسی اونمی دانم.سهل است،دراودال برتعهدووظیفه شناسی وکفایت سیاسی ایشان می دانم.
وی سپس بااشاره به شعارهایی که برعلیه بنی صدرداده می شودواجتماع مردم درجلومجلس واعتراض به محتوای شعارهاگفت:
آیااین است روش منطقی که درآینده جمهوری بایدبرای برکناری روسای جمهورومسئولین امور مملکتی بکاربرد؟
معین فربااشاره به سخنان تلویزیونی نخست وزیرکه ازحزب الله نام برده وازحضورآنهادر صحنه تشکرکرده بود،گفت:
معلوم می شودآنچه درآینده بایددراین مملکت حکومت کند،قانون نیست بلکه بستگی داردبه اینکه چه کسی می تواندحزب اللهی بیشتری بسیج کند.
علی اکبرولایتی(موافق):
...بخلاف آقای معین فراین حضورمردم دراطراف مجلس وفعالترشدن شان درصحنه جامعه رادلایل امیدوارکننده ای برای انقلاب می دانم.
دردوجهت بی کفایتی ایشان رابررسی می کنیم:
ایشان رئیس جمهوری اولین حکومت اسلام بعدازاوایل اسلام می باشد.ازاین نظربایدالگوی مجسم ازاسلام باشد.حالااگردلایلی داشته باشیم که اعمال ایشان مطابق اسلام نیست این مساله روشن می شود.
یکی ازخصوصیاتی که ایشان ازخودنشان دادو زیبنده رئیس جمهورنیست دورویی ودو چهره بودن ایشان است.یعنی نفاق.
قبل ازریاست جمهوری ایشان درمسجدبرای سخنرانی شرکت می کردوتظاهربه مسلمانی می کردودرمناظرات تلویزیونی که باچریک های فدایی وحتی بامنافقین می کردوتحلیل هایی که می کردهمواره طرف اسلام رامی گرفت.بعدازانتخاب رفتارایشان دراین زمینه برعکس شد.
دراوایل ریاست جمهوری بودکه باکنارآمدن باملحدین مثل مائوئیست هاوکنارآمدن با دشمنان قسم خورده اسلام مثل منافقین و غیره خلاف اعمال قبل ازریاست جمهوری را مرتکب شد.
یکی ازبزرگترین اشکالاتی که به ایشان وارد است ترویج اعمال استکباری بود.کسانی که اسکورت ایشان رادرهمین چندقدمی مجلس دیده اندازیادنبرده اندوقتی که ایشان می خواستندازاقامتگاه خودکه چندقدم بیشتر فاصله ندارد،مامورین وگاردوی چه کاری کردند.
ایشان بجای اینکه ازامام پیروی کندکه دریک مکان ساده وکوچک زندگی می کنند،دریک کاخ بازمانده اززمان طاغوت اقامت کردند.
دیگرازخصوصیات ایشان فقدان انصاف و مروت اسلامی بودکه بی دلیل مخالفین رامی کوبیدند.
یک نکته مهم وضداسلامی که ایشان داشتندو محورهمه گرفتاری هابوده،خودمحوری ایشان است.
ولایتی برای اثبات بی لیاقتی بنی صدربه مساله جنگ وغافلگیری ارتش ایران دراین جنگ اشاره کرد وگفت:
۷ماه قبل ازجنگ فرماندهی کل قوا رابرعهده داشتند.قبل ازشروع جنگ کم وبیش همه می دانستندکه عراق قصدحمله داردوباهشدارهای مکرر این مساله رابه اطلاع ایشان رساندند. ایشان بعدازشروع جنگ گفتند که مادر خوزستان۲۴تانک داشتیم.بعداز۷ماه که از فرماندهی ایشان می گذشت ماباید۲۴تانک در خوزستان داشته باشیم؟
وی به پرسشنامه های گروه سنجش افکاررئیس جمهوراشاره کردوگفت:به این وسیله به مردم مواردیاس راالقاء می کردو آنهارابه ضدیت بامسئولین وامی داشت.از قبیل:
سوال درموردعدم رسیدگی مسئولین به امور فلان شهرداری.
سوال راجع به عدم وجودآزادی.
سوال راجع به چماقداری،عدم امنیت.
سوال راجع به دخالت روحانیت درامورسیاسی.
سوال راجع به کودتاواحتمال کودتا.
سوال درباره اینکه بنی صدراستعفاء کرده. وسوال راجع به طرح تروریستی رجائی وبهشتی ورفسنجانی و...که درموردبنی صدردارند.
وشرم آورترازهمه پرسیدن سوالی وبکاربردن جمله ای که من شرم دارم دراینجاوازاین تریبون اعلام کنم.
دراینجانمایندگان اصرارکردندکه عبارت مذکور رابگوید.
ولایتی گفت:
سوال دراین موردکه نظرتان راجع به اینکه امام دست نشانده آمریکاست چیست؟
نوبت بعدی مخالف طرح متعلق به حجتی کرمانی بودکه به دلیل عدم آمادگی ازصحبت خوددادی کرد.
مخالفین دیگرکه عبارت ازمحمدمجتهد شبستری،هاشم صباغیان،ونقوی بودنددرجلسه حاضرنبودند.
ازاین جهت نوبت به محمدمهدی جعفری رسیدکه درمخالفت باطرح گفت:.
کاندیدای ما(من وعده ای ازدوستان)آقای بنی صدرنبودوبه ایشان رایی ندادیم.مامعتقدبودیم که درچارچوب حزب کارکردن ازانقلاب دورشدن وعقب افتادن ازانقلاب است.البته کاندیدای ماحائزاکثریت نشد.دلیل این به این معنانشدکه ماکناربنشینیم وبه وظایف اسلامی وانسانی خودعمل نکنیم.
وی سپس نظرخودرانسبت به بنی صدرچنین گفت:
من درپاسخ سوالاتی که نظرمن رانسبت به ایشان می پرسیدنددوچیزگفتم یکی اینکه آن خودمحوری وخودخواهی که درایشان است وبه شوخی دوموضوع رابرادران درموردایشان می گفتندکه آقای بنی صدرکتاب کیش شخصیت رااتوبیوگرافی خودشان است.یا اینکه می گفتندبنی صدرکناب کیش شخصیت رانخوانده.
نکته دیگراطرافیان بنی صدرهستندوبعداز انتخاب ایشان به ریاست جمهوری گفتم که انشاء الله باشایستگی که دارنداین نقیص رارفع کنند.
من بایدتذکربدهم که مخالفتم باطرح عدم کفایت سیاسی طرفداری ازبنی صدرنیست.
قبل ازانتخابات بااوموافق نبودم ولی بعداز ریاست جمهوری فقط به عنوان تکلیف شرعی بود.وقتی عدم کفایت سیاسی بنی صدررابیان می کنیم بایدکفایت های اورانیزبگوئیم.در همین جنگ دیدیم که نیروهای سه گانه در آمادگی پائینی بودند.ولی دیدیم بعدازجنگ این آمادگی بالارفت.دربرخورد بامسائل خارجی ایشان گاهی سخنان غیرمسئولانه بیان می کردند.مثل شکنجه.امادرسخنرانی هایی
سخنانی داشتندکه آبروی جمهوری اسلامی را حفظ کرده است.
سخنان صادق خلخالی(نماینده مجلس به عنوان موافق عدم کفایت سیاسی بنی صدر):
آقای بنی صدربه چنددلیل کفایت سیاسی ندارند.
یکی اینکه درداخل وخارج بدست ضدانقلاب بهانه می دهدوتمام کسانی که باانقلاب مخالفت دارنددراطراف اوجمع می شوند.و افرادی مثل دخترناجی معدوم وفرزندان طاغوتیان وتاجران محتکروحزب جمهوری مسلمان خلق مسلمان به عنوان طرفداری ازبنی صدرخودرامطرح می کنندواینجاست که می گوئیم ایشان بینش سیاسی ندارد.ونمی تواند درراس امورمملکتی قرارگیرد.
وی سپس به تجلیل رادیوهای بیگانه ازبنی صدراشاره کردوگفت:
مساله دیگراین است که وی همیشه ازنهادهای انقلابی مثل سپاه وجهادانتقادمی کرده است.و این معنارامردم درک می کنند کسی که اینقدر بینش نداردواسم تعزیرراشکنجه می گذاردنمی توان گفت صلاحیت دارد.
وی افزود:
من بنی صدررانه کافرمی دانم ونه منافق.بلکه بینش وکفایت سیاسی امردیگری است.
مهندس(عزت الله)سحابی(به عنوان مخالف عدم کفایت سیاسی بنی صدر)
ابرازمخالفت نشانه وحاکی ازآن نیست که من باهمه اعمال آقای بنی صدرموافق باشم. وکسانی که درشورای انقلاب بودندشاهد اختلاف نظربنده وایشان بودند.امابعدازانتخاب ایشان مابه دلیل دلبستگی به جمهوری اسلامی موظفیم که دست بدست هم دهیم که این جمهوری ریشه دارشود.اگرمن به عنوان مخالف صحبت می کنم،نه بدلیل این است که بگویم آقای بنی صدربی عیب ونقص است،من مخالف آنچه هستم که دراین طرح مطرح می شود که مساله ای تاریخی وحساس است.
وی سپس ضمن توضیح اختلافات بین رئیس جمهوری وسران حزب جمهوری اسلامی گفت:
آنروزهایی که ایشان دریکسال پیش بیان می کردآن روندهاهمچنان به عملکردخودادامه دادندولحظه به لحظه ایشان رابه مواضعی کشاندکه برای حفظ ودفاع ازخودکارهایی بکند.وسخنانی نیزبگویدویااحتمالامصاحبه هایی بکند.این روند،روندسالمی نبود.بنی صدرعیبش این بودوهست که حرف زیادمی زندوخیلی جاهاازحدوداحساس مسئولیت خارج می شود.آنطورخارج می شودکه کیان جمهوری اسلامی رادرمعرض سوال وخطر قرارمی دهد.امااین ظاهرمطللب است. تقصیرآقای بنی صدرعدم کفایت سیاسی است وطرف مقابل هم مقصردرایجاداین عدم کفایت سیاسی بود.
وی سپس بااشاره به سخنان حجت الاسلام خامنه ای درنمازجمعه دیروزاشاره کردوگفت:
برادرعزیزجنابعالی معاون وزارت دفاع بودید،نماینده امام بودید،قدرت شما دروزارت دفاع ازوزیردفاع بسیاربالاتربود،خودشماچه کردید؟اگرتقصیری هست واشکالی هست شما هم درآن سهیم هستید.بهرحال بنده فکرمی کنم باشرائطی که پیش آمده وجوی که امروزحاکم است وصرف نظرازاینهابا موضعگیری های آقای بنی صدر،آقای بنی صدر دیگرنمی تواندرئیس جمهورباشدوازاینکه مجلس به فرض محال این طرح راردکندآقای بنی صدرنمی توانددیگربااین وضع بماند.چه خوب بودایشان استعفامی دادکه کاربه ابنجانمی کشید.
ناطق درپایان گفت:
من دراینکه آقای بنی صدرنمی تواندرئیس جمهورباشدموافقم امابانحوه تنظیم طرح مخالفم.
سیدعلی خامنه ای بااستفاده ازماده ۶۶آئین نامه درپاسخ سخنان مهندس سحابی گفت:
من ازآقای مهندس سحابی تعجب نمی کنم که تشریف بیاورنداینجاودرپوشش مخالفت مسائلی راکه بین ماوایشان مطرح بوده مطرح کنند.ایشان ادعاکردندکه سران حزب جمهوری اسلامی یک طرف وآقای بنی صدریک طرف قضیه بوده اند.درصورتی که ایشان و دوستانشان هم درمنازعات شرکت داشتند.اما دریک نقطه باآقای بنی صدرمشترک بودندوآن مخالفت باعناصری درشورای انقلاب بودکه در خط فقاهتی حرکت می کردند.
خامنه ای سپس بااشاره به استعفای خوداز وزارت دفاع پس ازفرماندهی کل قوای بنی صدرگفت:
۱۵روزبعدازخروج من اولین جلسه توطئه برای کودتاتشکیل شد.درحدوداردیبهشت ماه اولین حرکت ضدانقلاب درارتش آغازشد.ودر۲۰تیر ماه تمام مقدمات کودتاماده شده بودوقراربود که کودتاانجام گیرد.ازاینجامی شودفهمیدکه حضورنماینده امام دروزارت دفاع چه اثری در ارتش می توانست بگذارد.
سیدمحمدخامنه ای(موافق):
من دونکته ازسخنان مخالف قبلی(مهندس سحابی)جهت اثبات بی کفایتی سیاسی بنی صدرراگرفتم.یکی اینکه ایشان هرناسزایی رابه سزاتبدیل می کرد.ودیگراینکه آقای بنی صدر تحمل وتسلط برزبان نداشت ومطالبی می گفت که به رسوایی می کشیدوجمهوری رادر انظارعالمیان خوارمی کرد.
وی سپس به حمایت بنی صدرازکودتاچیان وفرخ روپارساواعدامی های مفسدگفت:
همین نیزیکی ازبی کفایتی های ایشان است.
اعظم طالقانی(مخالف طرح):
اولاتاموقعی که مساله انتخابات رئیس جمهور مطرح بوداصلانه به آقای بنی صدررای دادیم ونه کاندیدکردیم وحتی بااین مساله درگیر بودیم.وملاک راروی تقواگرفتیم ودکترحبیبی راکاندیدکردیم وآنهایی که آنروزازآقای بنی صدرحمایت می کردند.واکنون چندسوال برای من مطرح است:
آیاآقای بنی صدرآن روزعامل استعماربوده یانه؟مکتبی بوده وامروزنیست؟آیاعامل رژیم بوده یانبوده است؟وامروزچیزدیگرشده؟..؟..
دشمن ازنقاط ضعف استفاده کردتانهادریاست جمهوری رادردنیاخدشه دارکند.من این توطئه راازطرف آمربکاوانگلیس وشوروی و سمپادهای آنهامی دانم...
[توجه!تمام موافقین طرح عدم کفایت بنی صدر،ازهمان سالهادرپست های کلیدی جابجاشده وهمواره قدرت اجرایی وسیاسی رادرانحصارداشته اند.درواقع ۳۸سال است اداره ی کشوردردست افرادی معدودومحدود است.آیااین همان مفهوم جمهوری ست؟!!]

[عدم کفایت سیاسی بنی صدر،۳ماه بعدازتشکیل مجلس رقم خورد]
روزنامه صبح آزادگان۳۱خراد۱۳۶۰
گزارش جلسه علنی دیروزمجلس:
معین فربه عنوان اولین مخالف باطرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهورصحبت کرد:
مطالبی که می گویم نه ازباب دفاع ازشخص آقای بنی صدررئیس جمهوراست بلکه به علت نگرانی ازآتیه جمهوری اسلانی وبه منظور خیرخواهی برای ملت ومحض رضای خدا است.دروضع کنونی صحیح نمی دانم از اختلاف دیدگاه هاکه ابتدابین من وآقای بنی صدروجودداشته واحیاناایرادهایی که در بعضی مواردبه ایشان داشتم سخنی بگویم. وحمل برتبری ازایشان گردد...
علی اکبرولایتی اولین موافق باطرح عدم کفایت بنی صدر:
یکی ازخصوصیاتی که آقای بنی صدر داشتندوزیبنده ی ایشان نبود،دوروئی ونفاق بود.زیراقبل ارریاست جمهوری درمساجد حاضرمی شدندوطی سخنرانی هاتظاهر به مسلمانی می کرد،ولی بعدازانتخاب درجهت عکس عمل کرد.وبادشمنان قسم خورده ی اسلام ومنافقین کنارآمد.ایشان بازیرذره بین گذاشتن اشکالات وانتشارشایعات آبروی کشور رابردند..
علی اکبردهقان نماینده تربت جام اولین ناطق جلسه دیروزمجلس:
بحث عدم کفایت سیاسی آقای بنی صدر، بحث تازه ای نیست.زیراحدودسه ماه بعدازتشکیل مجلس،این سخن تلویحاازسوی نمایندگان بیان می شد که آقای بنی صدرنمی توانداین مملکت رااداره کندوبایدفرددیگری کرد.سخنرانی۱۷شهریورایشان شدت مساله را بیشترکردوباحادثه ی۱۴اسفنداین حالت به اوج خودرسید.

[آتش به اختیارخودسر!]
روزنامه کیهان۳۱خرداد۱۳۶۰
مجلس شورای اسلامی ساعت ۸صبح امروزباتلاوت آیاتی ازکلام الله مجیدوبه ریاست حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی تشکیل شد.
دراین جلسه حجت الاسلام خلخالی طی سخنانی به تظاهرات دیروزهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران اشاره کردوگفت:که حتی اگرامام فرمان تصفیه هم ندهندحزب الله خود آنهاراتصفیه خواهندکرد.
وی افزود:قبرمجاهدین خلق رادرخیابان های تهران خواهیم کند.
پس ازآن حجت الاسلام موسوی خوئینی هانماینده تهران طی سخنانی با برشمردن تخلفات رئیس جمهورازقانون اساسی اشاره کردوگفت:
که مخالفت من باآقای بنی صدربه معنای پاک بودن مخالفین وی نیست.
خوئینی هادرادامه سخنانش خطاب به مخالفین گفت:مساله آقای بنی صدرمساله اختلاف بین دوجناح سیاسی نیست.و خاطرنشان کردکه وی توسط امام برکنارشده است.
خوئینی دربخش دیگرازسخنانش به یکی ازملاقات های آقای بنی صدرباامام خمینی اشاره کردوگفت:
امام دراین دیداردونصیحت کردند.که یکی از آنهارااینجانقل می کنم.
امام فرمودند:
توجه داشته باش که ملت ایران سخت ضدآمریکاهستند.قلوب ملت ایران پراست ازخشم مقدس علیه آمریکا.نکندکاری بکنیدکه ملت احساس کندکه تمایل به آمریکاپیداکردی.
خوئینی افزود:
آقای بنی صدربه۱۱میلیون رای استنادمی کند، ولی آیااشغال لانه جاسوسی موردتائیداکثریت قاطع مردم قرارنگرفت؟
آیاامام این انقلاب راانقلابی بزرگترازانقلاب اول ندانست؟
ولی آیافکرکردیدکه چراآقای بنی صدرازاولین مخالفین این حرکت بودوازهروسیله ای برای درهم کوبیدن آن استفاده می کرد؟
خوئینی خاطرنشان کردکه آقای بنی صدردرمتن جریان گرایش به آمریکاقرارگرفته است.
خوئینی هم چنین قسمتی ازپیام آقای بنی صدربه امام خمینی راقرائت کردکه درآن نوشته شده بوداگرمجلس رای به عدم کفایت سیاسی من(بنی صدر)بدهدصدام به آبادان حمله می کند.وآبادان رامی گیردوسپس پرسیدکه چه ارتباطی بین برکناری آقای بنی صدروحمله صدام آمریکایی به آبادان وجود دارد؟
خوئینی هم چنین به قرائت یکی ازاسنادلانه جاسوسی پرداخت که درآن گفته شده بودکه کارتربه دلیل علاقه بسیاربه یافتن راه حلی سریع،تمایل داشت درازای گروگان هاشاه را برگرداند،اماتحت تاثیرآقای برژینسکی وسخنان عجولانه آقای بنی صدرمبنی براینکه گروگان هابزودی آزادمی شوندتصمیم خودراعوض کرد.
خوئینی دربخشی دیگرازسخنانش به اظهارات بنی صدردریکی ازنمازهای جمعه اشاره کرد وگفت:
آقای بنی صدردرنمازجمعه فریادمی زدندکه وام هایی راکه به آمربکابدهکاریم نخواهیم داد.
رئیس جمهور ی ای این حرف رامی زندکه می داندذخائرارزی ما دردست آنهاست.
آقای یزدی نقل کردکه همان روزکه آقای بنی صدراین حرف رازدخبرنگاران ازوی پرسیدندکه شماچطوراین حرف رامی زنیدوایشان گفتندکه ذخائرارزی مامنتقل شده است وجزاندکی نمانده وهمان شب کارتردستوربلوکه شدن ذخائرارزی ماراصادرکرد.
خوئینی خاطرنشان کردکه آقای بنی صدر مسلمان است ولی نه اسلام مبتنی برفقاهت اسلامی،بلکه اسلامی ازپیش خودساخته.
خوئینی درادامه سخنانش بخش هایی ازاسنادلانه جاسوسی دررابطه با آقای بنی صدرراقرائت کردولی قبل ازآن خاطرنشان ساخت که هدف ازافشای این اسناداین نیست که بگویدبنی صدرجاسوس آمریکاست! وهیچکس هم حق این رانداردکه بگوید ایشان جاسوس است وآنگاه اضافه کردکه همه کسانی که درخط آمریکاعمل می کنند اجباراجاسوس آمریکانیستند.
خوئینی همچنبن بطورمشروح به مخالفت های رئیس جمهوربانهادهای نقلابی اشاره کردواز همه نمایندگان خواست که دررای دادن خدارادرنظرداشته باشندوافزود:رای به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوردرحقیقت شکست خط سیاسی آمریکادرایران است.
[توجه!جریان آتش به اختیارخودسرکه ازهمان سال نخست عمله ی بازیگردان قدرت بود،بواسطه ی حمایت پنهان،جوعمومی رابه سمت موردنظرملتهب وافکارعمومی رادر راستای اهداف خودشان هدایت می کردندو سپس توسط شوروهیجان کاذب ایجادشده، آنهابه خواسته های خودازمجاری باصطلاح قانونی می رسیدند.طرح اشغال سفارت آمریکا،چنانچه ابتدااگریک شورانقلابی هم بوده باشد،امابادردست گرفت وهدایت شدن آن توسط بازیگردانان قدرت،انقلاب دوم نام گرف!!انقلابی که انقلاب اول رانابودومنهدم کردوام الفسادهمه ی مفاسدوتحریم های پی درپی شد.]

[مطلب خلاف]:
روزنامه صبح آزادگان۳۱خرداد۱۳۶۰
حجت الاسلام سیدعلی خامنه ای دبیروسخنگوی شورای عالی دفاع:
درجواب دومین سوال خبرنگارخبرگزاری پارس که پرسیدآقای بنی صدردرنامه ای که منتشرکردگفته بودهیات وزرای غیرمتعهدها قراربوده است درتاریخ ۱۸خردادماه جاری به ایران بیایندودرنامه آقای بنی صدراشاره به طرح پیشنهادی این هیات کرده بودممکن است دراین موردتوضیحی دهید؟
آقای خامنه ای گفت:
طرحی که آقای بنی صدرمطرح کرده اندقبلا درشورای عالی دفاع موردبحث وتبادل نظر قرارگرفت که بااتفاق آراءدرشورای عالی دفاع مردودشناخته شد.
وی هم چنین گفت:
دونکته درآن طرح وجودداشت که اگرآنهاموردتوجه قرارمی کرفت قابل قبول بودوبطورکلی طرح غیرمتعهدهادرمجموع ازطرح های قبل بهتربود،ولی درعین حال بخاطرنقیضه بزرگی که داشت،قابل قبول نبود.
وی خاطرنشان ساخت:
اگرشورای عالی دفاع تصویب کردکه این طرح دراختیارمردم قرارگیرد،فاش خواهیم ساخت.چون آقای بنی صدردرنامه خودبه این طرح اشاره کرده اندومطلب خلافی هم در نامه گفته شده است شایدبه همین زودی طرح رادراختیارمردم قراردهیم..

[ملت آمده است دیکتاتوری رامحکوم کند]
روزنامه اطلاعات۳۱خرداد۱۳۶۰
درحاشیه مذاکرات مجلس
اخلاق اسلامی راحفظ کنید
درجریان بررسی طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوری،درخارج ازمحوطه مجلس نیزگروه کثیری ازمردم جمع شده بودندو باشعارهای مختلف علیه بنی صدر،تقاضای برکناری اوراداشتند.به همین مناسبت دوتن ازنمایندگان مجلس برای جمعیت سخنانی ایرادکردندکه درزیراز نظرخوانندگان می گذرد:
آقای هادی غفاری اظهارداشت:
امروزمخالفین،سعی دارندوکوشش دارندکه ماوشمارابی انضباط نشان دهندومن به عنوان یک طلبه کوچک به شمامی گویم واز شما خواهش داریم کمال امنیت وآزادی واحترام رابرای مخالفین طرح عدم کفایت سیاسی قائل بشوید.ازشماجزاخلاق پسندیده هیچ چیزتوقع نیست.من دیروزکه باامام ملاقات داشتم ایشان گفتندکه سعی شوددوستانمان ازبکاربردن کلماتی که درشان یک حزب الله نیست جدا خودداری کنند.
احزاب کثیفی مثل پیکاری ها،مائویست هاو حزب توده خائن که۴۰سال فعالیت ننگین وخونینش برماروشن است ومنافقین خلق سعی داشته اندبانفوذدرصفوف ملت قهرمان ما،مسیرمبارزات مارامنحرف کنند.
دوستان من،مساله امروزما،مساله فقط آقای بنی صدرنیست،ملت نیامده است که فقط بنی صدررامحکوم کند.ملت آمده است دیکتاتوری رامحکوم کند.من این تذکررابه شمابدهم که انتظارفرزندان انقلاب اینست که ادب واخلاق اسلامی وحفظ شخصیت بلند مرتبه اسلامی راکه قرآن به شمامی گویدحفظ کنیدوچیزی شماراوانداردکه ازمسیرعدل و عدالت منحرف شوید.
هادی غفاری دربخش دیگری ازسخنان خودگفت:
حزب کثیف توده،رنجبران،چریک های فدائی اکثریت واقلیت منافقین ومائویست هاهمه جریانات مخالف اسلام امروزمی کوشند تامبارزه راازمسیرخدائی واصلی خودمنحرف کنند.بهوش باشیداگرنمایندگان مخالف آمدندپشت تریبون گفتندکه تامین جانی نداریم شمابه دنیانشان دهیدکه ملتی آزاد هستید.همانطورکه زنده یاددکترشریعتی گفته است:"خدایابه ماقدرت تحمل عقیده مخالف رابده"قدرت شمابایدنشان بدهدکه شماتاب تحمل عقیده مخالف رادارید.حزب الله پیروزاست.
سخنان خلخالی:
پس ازهادی غفاری،آقای صادق خلخالی نیزطی سخنانی اظهارداشت:
بااینکه من دراتحادجماهیرشوروی برای مسلمان هابرنامه داشتم،ولی بمجرداینکه موضوع اخیرمملکت راشنیدیم امروزبرنامه ها رالغوکر م وبه هرقیمتی بودامروز ساعت۷/۳۰درجلسه شرکت کردم.
درمنزل امام درقم گفتم آقای بنی صدربیشتر از۶ماه دوام ندارد.ولی ایشان فرمودندکه من این دوره که رئیس جمهورهستم،دوره دیگرهم رئیس جمهورخواهم بود.
ازروزی که امام امت فرماندهی کل قواراازایشان گرفتندبنی صدردرحکم ملت ایران معزول شدوجای گفت وگوندارد.مجلس چه رای به عدم کفایت سیاسی ایشان بدهندکه خواهددادوچه ندهد،ازنظرملت ایران کسانی که بافرمان امام نمی توانستندخودشان راتطبیق بدهندمسلمانمی تواندعهده دار مقامات سنگین باشند.ازریاست جمهوری گرفته تامقامات دیگر؛فعلاآقای بنی صدردرخط دیگری است که آن خط راآمریکا،اسرائیل، بغدادواروپای غربی آنرادوست دارندواین خط ازنظرملت ایران محکوم است.کسی که علیه امت وعلیه امام درمجلس ودرخارج ازمجلس صحبت می کند،نمی توانداحترام داشته باشد.ولی یک مساله هست برای نشان دادن بزرگی خودتان به اوپشت کنید،مواظب باشیدهرکسی یک نفر وکیل مخالف رابزند،مچ اورابگیریدولی احترام ابدا.به آنهاپشت کنید مانمی توانیم کسانی راکه درخط امام ومجلس ومردم نیستنداحترام کنیم.نمی شوداورا دوست داشته باشیم.

[ازاله ی بکارت دختران،آنهم بادشنه!!]
روزنامه کیهان۳۱خرداد۱۳۶۰
همسربنی صدردربنزضدگلوله درحال رهبری مجاهدبن خلق ومهاجمان مسلح به مردم دستگیرشد.
هادی غفاری درجلسه امروزمجلس شورای اسلامی به افشای رهبری عملیات دیروزسازمان مجاهدین خلق که منجربه کشته شدندعده ای ازبرادران پاسدارگردیدپرداخت.
هادی غفاری درسخنان کوتاه خودگفت:
دیشب تاصبح نخوابیدم واجسادبرادران پاسدارراجابجامی کردم،تانام آنهاراپیداکنم وبه پزشکی قانونی ببرم وتمام لباس هایم خونی است که وقتی امروزبه مجلس آمدم آنها راعوض کردم.
هادی غفاری درادامه سخنان خودگفت: دیروزرهبری عملیات رادرخیابان مصدق،خانم بنی صدردراتومبیل ضدگلوله دولت دردست داشت.وی بایک اتومبیل بنزضدگلوله که تحویل رئیس جمهوری شده بودوراننده آن شخصی بنام حسینی بود،وشعارهایی ازآن به نفع بنی صدرپخش می شد.
هادی غفاری گفت:
۵نفرازدستگیرشدگان که هم اکنون درزندان بسرمی برندعبارتنداز:
۱_خانم بنی صدر
۲_خانم غضنفرپور
۳_آقای حسینی ودونفردیگرازمنسویین بنی صدر.
دراتومبیل بنزآنان مقدارزیادی سکه های ۲۰ریالی پیداشد که نمونه آنرادراینجابه نظر شمانمایندگان مجلس می رسانم.ازاین سکه هاباتلفن های عمومی باشهرستانهان تماس می گرفتند؛چون بوسیله تلفن های دیگرارتباط مشکل بود.
هادی غفاری درموردلحظه دستگیری همسربنی صدرگفت:
درآن لحظه موزیکی دراتومبیل پخش می شد که شرم دادم ازگفتن آن.وهم چنین اعلامیه ای حاکی ازپیام بنی صدرنیزتوسط آن پخش می شدکه خلاصه اش این بودکه امروزروزقیام علیه رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی است وقیام کنید.
هادی غفاری هم چنین گفت:
که عده ای ازهواداران بنی صدرفریادمی زدند:
درودبربنی صدر
فرمانده کل قوابنی صدر
وهمسرآقای بنی صدرنیزبرای آنهاابراز احساسات می کرد.
هادی غفاری هم چنین گفت:
مهاجمان دشنه ای بطول بیست سانت درقلب پسربچه ای فروکرده اندویکی ازبرادران پاسدارمارانیزگوش تاگوش سربریدند.
آنهاهم چتین محافظ آقای فدایی رانیزبه قتل رساندند.
غفاری دردنباله سخنان خودگفت:
دیشب ساعت یک به دفترامام تلفن کردم وگفتم به امام اطلاع دهیدکه اینهابادشنه به ناموس مردم حمله کرده اند.
اگرمایل باشیدبه کمیته خیابان فردوسی می رویم وشیشه های اسیدو۲۹۰مجروح دبشب رانشان شمامی دهم.
بعضی ازدخترهارابادشنه ازاله بکارت کرده اند وسرنیزه درچشم کودکان فروکرده اند.
[توجه!درموردهادی غفاری یک ویژه چندسال پیش مخصوص ایشان تدوین خواهیم کرد]

[حمله کنیدوبکشید]
روزنامه کیهان۳۱خرداد۱۳۶۰
هاشمی رفسنجانی(رئیس مجلس):
آشوب مجاهدین وفدایی اقلیت بهترین گواه عدم کفایت رئیس جمهوراست.
هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی درجلسه امروزضمن اشاره به اتفاقات دیشب گفت:
خبرآشوب دیروزمجاهدین واقلیت های فدایی رابنام رئیس جمهوردرحال عزل شنیده اید،در جریان بحث عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوراین خودبهترین گواه عدم کفایت رئیس جمهوراست.
وی سپس افزود:
امام ازبرقراری روابط نزدبک بین این ارگان مخرب ورئیس جمهورنیزبسیارناراحت بود و یک روزدرحضورمن که آقای بازرگان نیزحضورداشت امام بااوقات تلخی به آفای
بنی صدرگفتند:ازجرائم شمااین است که بااین گروه هاارتباط دارید.
بنی صدرگفت:
چه رابطه ای؟من فقط به آنهااسلحه دادم که ازخودشان دفاع کنند.
امام باعصبانیت گفتند:
بدرک که جانشان درخطراست.شمابه آنهااسلحه می دهیدکه ازجانشان دفاع کنند؟
امآقای بنی صدرباتمام این حرف هاموضع خود راعوض نکرد.
فراموش نکنیدکه درجریان انتخابات ریاست جمهوری،آقای بنی صدرگفت که بعدازمن آقای مسعودرجوی محبوبیت دارد.
هاشمی رفسنجانی سپس گفت:که دیروزتمام خبرهارادنبال می کرده ومی شنیده است که رهبران منافقین به آنهامی گفتندکه حمله کنید.وبکشیدوحتی به بیمارستانهاوزخمی هاحمله کنید.
وی سپس اشاره کردکه دلم برای جوان های۱۵تا۲۰ساله می سوزدکه گرفتارشعاری این باندخطرناک شده اند.
وی هم چنین اضافه کرد:
که اینهامحارب لاخداهستند،طاغی هستند، خون ریختند،خون۱۶انسان پاک وشهیدرابزمین ریختند.دیگربه اینهابه عنوان یک حرکت سیاسی نگاه نکنید.دیگرازاین تریبون به اسم آزادی، دفاع ازگروه محارب نکنند.
وی گفت:
که بایدباقاطعیت عمل شودواین گروه مسلح مخرب وبانک سرقت کن هرگزنمی تواندآزادی رابه یک ملت جنگ زده بدهند.

[رهبراپوزیسیون]
روزنامه اطلاعات۳۱خرداد۱۳۶۰
گفتگویی صریح ومستندباآقای ابوالحسن بنی صدر
شمارئیس جمهورهستیدیارهبراپوزیسیون؟
[دوروزاست که ازبنی صدربی خبریم!]
روزنامه اطلاعات۳۱خرداد۱۳۶
بنی صدرممنوع الخروج شد
سیداسدالله لاجوردی دادستان انقلاب اسلامی مرکزدریک مصاحبه ارتباط مستقیم رادیویی که پنجشنبه ازرادیوپخش شدبه سوالات متعددمردم پاسخ داد.
سیداسدالله لاجوردی دراین مصاحبه راجع به محل سکونت آقای بنی صدر،اظهارداشت: تادوروزپیش ازآقای بنی صدراطلاع داشتیم، ولی پس ازآن دوروزدیگر اطلاعی دردست نیست.
لاجوردی افزود:
به مسئولین مرزهای کشوردستورداده شده است که ازخروج افرادمتهم جلوگیری کنند.
دادستان انقلاب اسلامی مرکزدرزمینه اینکه آیاآقای بنی صدرمی توانندازکشورخارج شود؟اظهارداشت:
ایشان نمی تواندبدون کسب اجازه ازمرزها خارج شودوازاین نظرمسائلی که وجود دارد،بایستی پاسخگوباشند.دادستان انقلاب اسلامی مرکزسپس راجع به عکس العمل های گروهک های وابسته اظهارداشت:
دراین رابطه برادران جانبازمنطقه۱۳موفق شدند۹۰نفرازگروهکهاراازیک خانه تیمی دستگیرکنند.این افرادتصمیم داشتندبه گروه های ۴الی ۵نفری تقسیم شوندوبه خیابان هابریزند.ازاین عده مقادیری اسلحه نیزبدست آمده است.
[زنجانی دستگیرشد]
روزنامه اطلاعات۳۱خرداد۱۳۶
۲مشاورو۱۰گاردبنی صدردستگیرشدند
محمدسعیدزنجانی وفریدزنحانی دوتن ازمشاوران وهم چنین ده تن ازافرادگاردبنی صدردستگیرشدندیک مقام آگاه دردادستانی انقلاب اسلامی مرکزدرگفت وگویی کوتاه به خبرنگارمااظهارداشت که محمدسعیدزنجانی مشاورصنعتی وفرید زنجانی مشاوردیگربنی صد و۱۰تن ازگاردوی که ازاهوازعازم تهران بودند،بوسیله پاسداران بازداشت شدندوبه زندان اوین انتقال یافتند.این مقام ضمن اعلان این خبرافزود:موارداتهام بازداشت شدگان بزودی توسط رسانه های گروهی به اطلاع ملت قهرمان ایران خواهدرسید.
[صدای ضبط شده اش هست!؟]
روزنامه اطلاعات۱تیر۱۲۶۰
بنی صدر:
من بزرگترین اندیشه زمان معاصرهستم!
من کتاب تضادوتوحیدخودرابزرگترین اثرقرن می دانم!
درآستانه انتخابات ریاست جمهوری،یکی ازبرادران طی گفتگویی باآقای بنی صدر،که عین نوارآن گفتگوموجوداست،به ایشان گفت:
اقبال مردم به شمابیشترازآنجامایه می گیردکه مردم شماراتاکنون جزءهمراهان امام دیده اند.شمارای واعتبارلازم ازازآنجامی گیریدکه قدم به قدم ازپاریس همراه امام تااینحاآمدید.
آقای بنی صدراین مطلب راانکارکردندوگفتند:نه،چنین نیست.من خودم برای مردم شناخته شده ام،مطرح هستم.
وقتی برادرمصاحبه کننده خواست شواهدی برای اثبات سخن خویش اظهارکندآقای بنی صدرگفت:
من اگربخواهم خودم رامعرفی کنم بایدبگویم من بزرگترین اندیشه جهان معاصرهستم!شماچه می گوئید؟!کتاب تضادوتوحیدمن بزرگترین اثرقرن است!
لازم به تذکراست که این گفتگودریک نوارضبط شده وبزودی متن کامل این نواردرهمین هفته ازطریق مجله اطلاعات هفتگی منتشرخواهدشد.
حالابازهم بگوئیم:چه شدکه آقای بنی صدردربرابرقانون اساسی ومجلس وشورای نگهبان وارگان هاونهادهاودولت
وراهپیمائی۱۵خردادهوس دیکتاتوری کردوهیچ قانون وضابطه ای رانپذیرفت.

[مصلحت نظام،یامصلحت شما؟!!]
روزنامه کیهان۱تیر۱۳۶۰
رئیس مجلس شمادرصحنه حاضریدواجازه نمی دهیدکسی ازمصلحت انقلاب تجاوزکند.
درپی اعلام رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهورواتمام جلسه دیروزمجلس،هاشمی رفسنجانی،حجت اسلام خلخالی وهادی غفاری نمایندگان مجلس برای جمعیت اجتماع کننده درمقابل مجلس سخنرانی کردند.
هاشمی رفسنجانی گفت:
ماباکمک وتشویق واعانت های شما موفق شدیم یکی ازمشکلات بزرگ راه تداوم انقلاب راازمیان برداریم اینکه شمادرصحنه حاضریدواینکه شمااجازه نمی دهیدهرکسی درهرمقامی بتواندازحقوق خودش وازمصلحت انقلاب تجاوزکند.
[توجه!این مصلحت نظام که بعدازآن برخلاف خلاف قانونن اساسی اواخرعمرخمینی تاسیس ودربازنگری قانون اساسی که بامرگ خمینی مصادف شدقانونی شد،همه اعضایش توسط ولی مطلقه فقیه منصوب می شوندتامصلحت مردم،کشورومنافع ملی راتشخیص دهند؛ازهمان سال نخست پیروزی انقلاب طرح کلیدی حکومت اسلامی بودکه اعتقادی به رای ندارد].

[شورای نگهبان یک طرفه قضاوت می کند!]
روزنامه جمهوری اسلامی۷تیر۱۳۶۰
هاشمی رفسنجانی؛
آقای بنی صدرصریحادرمحضرامام گفت:
من شورای نگهبان راقبول ندارم.یک طرفه قضاوت می کند.

[بی دین هافقط به شمارای می دهند!]
روزنامه جمهوری اسلامی۷تیر۱۳۶۰
هاشمی رفسنجانی:
اختلاف ما با آقای بنی صدر در سه مورد خلاصه می شد:
اول ولایت فقیه که آقای بنی صدر این را قبول نداردودربحث هایی که در مجلس خبرگان داشتیم ایشان با صراحت می گفت این اصل را قبول ندارم ودیکتاتوری است.براین اساس ما با ریاست جمهوری ایشان مخالفت کردیم..
مساله دوم:مصوبات مجلس را باید شورای نگهبان تاییدکندواین مورد را آقای بنی صدر وهمفکرانشان این اصل را قبول ندارندو همانطورکه شنیده ایدایشان درسخنرانی هایش گفته است که من بزرگترین اندیشه قرن هستم.
ومساله سوم:افرادناشناخته وکسانی که پای بندبه اسلام وانقلاب نیستنددورایشان را گرفتندودفترهماهنگی تشکیل دادندوروزنامه انقلاب اسلامی انتشاردادندواین مساله مورد اختلاف ما بود.ایشان مرتبامارابه قدرت طلبی وانحصارطلبی متهم می کردوسعی داشت تمام مسایل رادرپشت پرده نگهدارد،بااین که مرتبا شعارمی دادمن حقایق را بامردم درمیان می گذارم.
آقای بنی صدرصریحادرمحضرامام گفت:من شورای نگهبان را قبول ندارم یکطرفه قضاوت می کنند.امام فرمودند:تو(بنی صدر)خیال می کنی که این۱۱میلیون آرای توست؟مردم مسلماننداگربفهمندمرجعشان این آرارا نمی خواهد،تو۵۰۰هزار رای هم نداری.چون آنها که برخلاف مارای می دهند همین بی دینها هستند وآنهادرانتخابات ریاست جمهوری به شمارای ندادند.(نقل از نشریه شماره۱۴رویدادها و تحلیل،دفترسیاسی سپاه پاسداران).
[میدم توهمین خانه حبست کنند]
دریکی ازجلسات امام خیلی ناراحت شدند.امام خطاب به بنی صدر گفتند:اگر بخواهی اینطورباشی دستورمی دهم توی همین خانه حبست کنندوتایکسال نمی گذارم بروی بیرون.خیال نکنی می گذارم بروی اروپا مقاله بنویسی.همینجانگهت می دارم تاکشور آرام شود.
(نقل از نشریه شماره ۱۴رویدادهاوتحلیل، دفترسیاسی سپاه پاسداران)

[بدرک!]
روزنامه جمهوری اسلامی۱۳تیر۱۳۶۰
(نمازجمعه):
(درجلسه ای باحضورآقای رجایی ومهندس بازرگان وآقای بنی صدر)،امام به (بنی صدر) گفتند:تواین گروهک های منافق رامسلح کردی؟
(بنی صد)گفت:خوب من اسلحه دادم خودشان را حفاظت کنند،جانشان حفظ بشود!
امام فرمودند:
مگرتومسئول جان آنهاهستی،به درک که جانشان درخطرباشد،اسلحه مسلمان ها رامی دهی به کی؟به محارب؟
(نقل از نشریه شماره ۲۰رویدادهاوتحلیل، دفترسیاسی سپاه پاسداران).
[توجه!زخم کهنه ی خط فقاهت وخط روشنفکری،همان دعوای مشروطه مشروعه ی دوران انقلاب مشروطیت_که زخمی کهنه شده بود_باتاسیس جمهوری اسلامی دوباره سربازکردواینبارچرکین؛وبوی تعفنش تاالان خسران بسیاری ببارآورده است.یک کلام: روحانیت بااین نوع حکومت که آرای مردم منشاء اثرباشدمخالفندومعتقدنداحکام اسلامی که فقط آنهاازآن قرائت می کنند،لازم الاجراست!]

[طبق اسنادکتابهایش راخودش ننوشته!!]
روزنامه جمهوری اسلامی۷تیر۱۳۶۰
محمدعلی بشارتی(قائم مقام وزارت امورخارجه):
طبق اسناد و مدارک موجود،بنی صدر ماموریت داشته که بیایدورئیس جمهور بشود ومطابق تحقیقات از۲۷کتابی که متعلق به اوست م،هیچکدامش راخودش ننوشته است.(نقل ازنشریه رویدادهاوتحلیل دفتر سیاسی سپاه پاسداران ش۱۴).


[می خواهندماراواداربه دیکتاتوری کنند]
روزنامه صبح آزادگان۱۱تیر۱۳۶۰
بهزادنبوی:
ایشان(بنی صدر)میل داشتند این انقلاب مثل انقلاب مشروطه شود.در واقع خارج رفته ها بیایندوبه طرفداران این خط(بنی صدر)بگویند شماچیزی نمی دانیدومیدان راخالی کنید.
اگر جریان بنی صدر به این هدف نمی رسید می رفت تابه هدف دوم برسد.یعنی ایجادیک مصدق درمقابل امام و نیروهای انقلابی. کسانی که فکر می کنندکارتمام است(کاراین جریان)دچاراشتباهی شده اندکه مسلمانان در جنگ احد مرتکب شدند.خدمتگزاران شمارامی خواهند ازشمادور کنند.مارادرقفس های شیشه ای قرار دهند و می خواهندماراواداربه دیکتاتوری کنندتابگویندتحلیل آقای بنی صدر وبختیاردرست بوده است.
(نقل ازنشریه رویدادها وتحلیل دفتر سیاسی سپاه پاسداران ش۲۰).

[دروغ شاخدار!!]
هاشمی رفسنجانی،نمازجمعه:
۱۰مهر۱۳۶۰ازکتاب:"درمکتب جمعه"ج۴ص۲۰:
«)همین بنی صدررامی بینیدواقعابنی صدرآنقدردراین کارنامه ریاست جمهوری دروغ می گفت که ماهاکه اطلاع داشتیم ازهر مطلبش وبه اندازه کافی می شددروغ در بیاوریم که نشان بدهدکه اینهاهمه دروغ است. اماچه کسی می توانست حرف بزند؟آتش به اختیاردرهمان سال اول انقلاب،جمهوری رابرباددادو نهال تازه شکفته آزادی ورهایی ازاستبدادتا ثریا رفت کژ!
دکترسیدابوالحسن بنی صدرتوانست باآرای اکثریت مردم،پس ازسالهااستبدادسلطنت،اولین رئیس جمهوری اولین نظام جمهوری درایران شود.امااونیامده مجبورشددوباره راه زندگی تبعیدراهمچنان ادامه دهد.
جمهوری سرنوشت غم انگیزی درایران دارد،گویی سرنوشت ماهمان سلطنت است:قبل ازانقلاب۵۷سلطنت پهلوی وبعداز انقلاب سلطنت فقیه.
آنچه درچندین شماره خواهیدخواندحاصل گردآوری وتلاش شخصی اینجانب است که برای عموم اینک منتشرودرآینده باحاشیه هایی که درپاورقی آن خواهم نوشت بصورت یک کتاب مستقل دردسترس قرارخواهدگرفت.
درپایان یک نکته را تذکرمی دهم وآن اینکه مطالب داخل[کروشه]ازنویسنده است.
منتظرقسمت بعدباشید.
خرداد۱۳۹۶
محمد شوری (نویسنده وروزنامه نگار بیکار)

درگیری مردم با نیروی انتظامی با فریادهای یا حسین او را کشتند

درگیری مردم با نیروی انتظامی با فریادهای یا حسین او را کشتند

Mélenchon et Le Pen s'expriment après les résultats des législatives

Michel Onfray les descend tous après les résultats des législatives

Natacha Polony Virée et Grillée Définitivement des médias, en voilà l'ex...

Jean-Luc Mélenchon prend la parole à l’issue des premières estimations (...

۱۳۹۶ خرداد ۲۸, یکشنبه


نبردِ ري (تهران) ـ آغاز جنگ هاي تمام عيار و ميهني ايرانيان براي احياء استقلال ايران و تأمین حاکميت ملّي
هارون الرشيد
دهه سوم ماه مي در سال ۸۱۳ ميلادي نيرويي مركب از ۳۰ هزار داوطلب ايراني كه از خراسان بزرگتر به حركت آمده بود تا مأمون را كه از جانب مادر، ايراني بود خليفه عباسي كند و به اين ترتيب، ايران به استقلال خود نزديك شود، در حاشيه شمال غربی شهر ري (تهران امروز) سپاه امين به فرماندهي علي بن عيسي بن ماهان را درهم شكست و به همدان فراري داد.
     اين داوطلبان ايراني كه مجال نشان دادن شايستگي، دلاوري و ميهن دوستي يافته بودند در جنگ ۱۲ ژوئن ۸۱۳ ميلادي در همدان نيز ارتش ۹۰ هزار نفري عرب را تار و مار كردند كه ضمن آن علي بن عيسي كشته شد.
     داوطلبان ايراني سربازان فراري امين را تا بغداد دنبال كردند و ۲۵ سپتامبر سال ۸۱۳، پايتخت عباسيان را تصرف و امين را كه از طریق دجله در حال فرار بود دستگير كردند و سَر او را براي مأمون به خراسان فرستادند و به اين ترتيب مأمون خليفه شد، اما به وعده هايي كه داده بود عمل نكرد. انگيزه واقعي اين داوطلبان كسب استقلال وطن بود ـ نه نشانيدن مأمون برجاي امين.
     سوم نوروز آن سال هارون الرشيد در توس (خراسان) درگذشته بود، ولي برخلاف انتظار ايرانيان، در بغداد زبيده زن هارون که یک عرب بود پسر خود امين را جانشين پدر كرده و نوه اش را وليعهد او قرارداده بود. اين اقدام بهانه مناسبي به دست سران خراسان داد كه به هواخواهي مأمون برخيزند؛ تا نهايتاً بتوانند كسب استقلال كنند.
     امور اداري و مالي خلفاي عباسي كه باحمايت ايرانيان (ابومسلم خراسانی) بسال 749 ميلادي به قدرت رسيده بودند از همان آغاز كار هم در دست بزرگان ايران بود كه در تصميم گيري هاي سياسي نيز نقش تعيين كننده داشتند.
     بزرگان ايران در گوشه و كنار كشور به ويژه در خراسان از قبل، درانتظار فرصتي بودند تا استقلال و حاكميت وطن را احياء كنند كه شكست مروان اموي در كنار رود زاب از ابومسلم و روي كار آمدن عباسيان راه رسيدن به چنين فرصتي را براي آنان هموار ساخته بود و اين فرصت، با خليفه شدن مأمون به دست آمد.
     فرمانده ارشد سپاهيان داوطلب ايراني در جنگ با نيروهاي امين كه ژنرال طاهر ذواليمينين (طبق بعضي اسناد، زاده ايران ولي عرب تبار) بود پس از بر كرسي خلافت نشانيدن مأمون، و در بازگشت از فتح بغداد، در نيشابور اعلام استقلال كرد كه همان شب به دست عوامل خليفه بغداد به قتل رسيد، اما وطندوستان ديگري از سيستان، ديلمان، مرو و ... بپاخاستند و استقلال وطن تدريجاً تأمين شد. بايد دانست كه عباسيان ابومسلم را كه به دست او به خلافت رسيده بودند بسال 754 ميلادي با طرح توطئه كشته بودند.

۱۳۹۶ خرداد ۲۷, شنبه

صفحه آخر ۲۶ خرداد: آتش به اختیارِ خامنه ای ست یا روحانی؟! آیا نظام ترسید...

گزارش علی جوانمردی: ایاد علاوی دخالتهای ايران را از عوامل بی ثباتی در عر...

حمله ماموران به تجمع کارگران اخراج شده یک معدن طلا در آذربایجان غربی

حمله ماموران به تجمع کارگران اخراج شده یک معدن طلا در آذربایجان غربی

۲۶ خرداد ۱۳۹۶

این تجمع کارگران از مدتی پیش آغاز شده و اغلب آنها کارگران اخراجی معدن از روستاهای آقدره و انگورد هستند. این کارگران می گویند تنها خواسته شان، بازگشت به کار است.
یکی از این کارگران به خبرنگار صدای آمریکا گفته، ساكنان منطقه در فقر شدید بسر می برند و اكنون مسوولین معدن طلای آقدره، كارگران بومی را اخراج و كارگرهایی را از دیگر مناطق برای كار به این معدن برده اند.
به نوشته روزنامه باختر امروز – به مدیریت دکتر حسین فاطمی، وزیر خارجه مصدق – روز ۲۰ مرداد ۳۲: "به موجب اراده ملت، مجلس هفدهم منحل خواهد شد. دکتر شایگان و دکتر صدیقی مأمور مطالعه قانون جدید انتخابات شدند." این روزنامه در روز ۲۱ مرداد نوشت: "اقلیت [مجلس] برای هماهنگ ساختن آیت الله کاشانی با نقشه‌های خود، فعالیت می‌کند." سرمقاله باختر امروز، روز بعد یعنی چهارشنبه ۲۲ مرداد این بود: "آیا روز شنبه یا یکشنبه انحلال مجلس شورای ملی اعلام می‌‎شود؟" و سپس در ۲۴ مرداد نوشت: "بعد از ظهر پنجشنبه (۲۰ مرداد)، نخست وزیر، تقاضای صدور فرمان انتخابات مجلس هجدهم را از شاه نمود." باختر امروز ۲۵ مرداد نوشت: "عاملین کودتا (علیه مصدق) دستگیر شدند." تیتر روز ۲۶ مرداد چنین بود: "خائنی که می‌خواست وطن را به خاک و خون بکشد فرار کرد." در آخرین شماره باختر امروز که ۲۷ مرداد منتشر شد، آمده: "... با فرار محمدرضا پهلوی، درِ سفارت انگلیس در تهران بسته شد"؛ "... معلوم نیست آیا دکتر مصدق خود را رئیس جمهور اعلام خواهد کرد یا شخص دیگری را معرفی خواهد کرد"؛ "جلسه فراکسیون نهضت ملی با حضور نخست وزیر تشکیل یافت. استاد دهخدا نیز در منزل نخست وزیر بود."

بعد از ۶۴ سال، آمریکا اسناد محرمانه مربوط به سقوط دولت مصدق را منتشر کرد

بعد از ۶۴ سال، آمریکا اسناد محرمانه مربوط به سقوط دولت مصدق را منتشر کرد

۲۶ خرداد ۱۳۹۶

مصدق بعد از کودتا در دادگاه نظامی محاکمه شد
دفتر تاریخ در وزارت امور خارجه آمریکا روز پنجشنبه ۲۵ خرداد بعد از نزدیک به شش دهه، بخش دیگری از اسناد مربوط به وقایع موسوم به کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ خورشیدی را منتشر کرد. از جمله اسناد منتشر شده، برنامه ریزی و اجرای عملیات محرمانه موسوم به آژاکس در ایران به منظور مقابله با دولت دکتر مصدق است.
در اسناد منتشر شده جدید برای نخستین بار از سازمانهای اطلاعاتی دولت های بریتانیا و آمریکا و نقش آنها در این عملیات به صراحت یاد شده است.
در سال ۱۹۸۹ وزارت امورخارجه آمریکا تاریخچه ای رسمی از آن دوره را منتشر کرد، بدون این که حتی یک بار از ارتباط بریتانیا یا آمریکا با آن عملیات نامی در میان آورد.
در سال ۲۰۰۰ نیز نیویورک تایمز ۲۰۰ صفحه از اسناد داخلی سازمان سیا مربوط به تاریخچۀ این عملیات را منتشر کرده بود.
اسناد منتشر شده در چهار بخش هستند و شامل اوضاع ایران قبل از سرنگونی دولت مصدق، جزئیات طراحی و اجرای عملیات سرنگونی او و پیامد های بعد از کودتا را شامل می شود.
پیشتر سازمان سیا در سال ۲۰۱۳ ضمنی نقش خود در عملیات آژاکس را تایید کرده بود.
محمد مصدق نخست وزیر دوران ابتدایی سلطنت محمدرضا شاه پهلوی بود که چالش این دو حتی یک بار به استعفا و کناره گیری مصدق منجر شد.
داستان ملی شدن نفت
در اواخر دهه سی برخی سیاستمداران ایرانی خواستار افزایش امتیاز به بریتانیا برای استخراج و بهره برداری از منابع نفت جنوب ایران بودند. این موضوع با اعتراض برخی نمایندگان مجلس دوره شانزدهم که محمد مصدق چهره شاخص شان بود، شد.
بعد از کناره گیری حسینعلی منصور از نخست وزیری، شاه سرلشگر علی رزم‌آرا را به عنوان نخست وزیر معرفی کرد که به رغم مخالفت مصدق و برخی نمایندگان جبهه ملی، او از مجلس رای اعتماد گرفت.
رزم‌سرنوشت بدی داشت. او قصد داشت قرارداد الحاقی نفت (معروف به قرارداد گس-گلشائیان) را در مجلس به تصویب برساند، اما مخالفت جدّی و گستردهٔ جبههٔ ملی، موجب شد که او در ۵ دی ۱۳۲۹ لایحهٔ قرارداد الحاقی را از مجلس پس بگیرد.
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت انگلیس و ایران به عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. بر اساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت. بعد از این بود که اعضای جبهه ملی و مصدق با این قرارداد مخالفت کردند. آنها در مجلس شورای ملی پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در ایران را مطرح کردند. رزم‌آرا چنین استدلال می‌کرد که ما توان فنی در اختیار گرفتن کامل صنعت نفت را نداریم.
در روز ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا در مسجد شاه تهران کشته شد. خلیل طهماسبی عضوفداییان اسلام، گروه اسلامگرای وابسته به نواب صفوی، که آن زمان در اتحاد با کاشانی و جبههٔ ملی بود، همان روز مسئولیت آن را به عهده گرفت.
یک روز بعد از ترور نخست وزیر، اعضای کمیسیون مخصوص نفت در مجلس شورای ملی ایران در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ پیشنهاد ملی شدن نفت را به مجلس ارایه کردند و بعد از همراهی روحانیونی چون کاشانی و جو ضد انگلیسی وقت کشور،‌ در نهایت گروه جبهه ملی در مجلس توانستند با ابستراکسیون و نطق های طولانی، در ۲۴ اسفند ۱۳۲۹ در مجلس شورای ملی این پیشنهاد را تصویب کنند و روز ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ سنا آن را تصویب کرد و به قانون تبدیل شد. متن این قانون به این شرح است: به‌نام سعادت ملت ایران و به‌منظور کمک به تأمین صلح جهانی، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می‌نماییم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثناء ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره‌برداری در دست دولت قرارگیرد.
دولت مصدق
بعد از ترور رزم‌آرا، حسین علا مدتی به نخست وزیری رسید اما اردیبهشت ۱۳۳۰ از سمت خود کناره گیری کرد. سپس دکتر مصدق به پیشنهاد مجلس و تصویب محمد رضاشاه به نخست وزیری رسید.
دکتر مصدق در هفته سوم مرداد ۱۳۳۲ در روزهای دوازدهم و نوزدهم مرداد طی رفراندومی بیسابقه مجلس شورای ملی را منحل کرد. در غیاب مجلس، شاه بر طبق قانون اساسی وقت در روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ دکتر مصدق را از ریاست دولت برکنار و سپهبد فضل الله زاهدی از مقامات سابق دولت مصدق را به نخست وزیری تعیین کرد، ولی دکتر مصدق آورنده حکم برکناری را زندانی کرد و شاه از ایران خارج شد و از طریق عراق به ایتالیا رفت.
دکتر مصدق و وزیر امور خارجه دکتر حسین فاطمی به دیپلماتهای ایران در عراق و ایتالیا دستور دادند که با شاه ملاقات نکنند. در روز بعد برخی از مقام های نظامی بازداشت شدند و عده ای از مردم در خیابانها به تشویق حزب توده مجسمه های شاه را پایین کشیدند و شعارهای ضد سلطنت دادند.
در روز ۲۸ مرداد تظاهرات ضد دولت مصدق از بازار تهران شروع شد و عده ای از مخالفان وی به خانه اش حمله کردند و دولت مصدق سرنگون شد.
از همان روزهای بعد از سرنگونی دکتر مصدق این موضوع مطرح شد که دولتهای بریتانیا و ایالات متحده در سرنگونی وی نقش داشته اند، ولی جزئیات برنامه ها و روابط این دولتها با عوامل داخلی خواهان برکناری دکتر مصدق هنوز هم به طور دقیقه روشن نیست.
انتظار می رود انتشار منتشر شده روز ۱۵ ژوئن بخشهای مهمی از این واقعه را روشن کند.

غارت کنندگانِ سفرهِ مردم چه کسانی هستند؟

Qui sème le terrorisme en Libye récolte les attentats à Manchester, Londres…



  •  
  •  
  •  

Depuis l’odieuse attaque de Manchester le 22 mai 2017 à la sortie d’un concert, tout le monde a compris que les choses ne sont pas aussi cloisonnées que l’on voudrait nous le faire croire.


Les rebelles traquant Mouammar Kadhafi, photo DR

Selon le principe de cloisonnement cher à la propagande de guerre et ses relais médiatiques, les choses ne sont pas liées entre elles. Il y a les riches d’un côté et les pauvres de l’autre. Il y a les démocrates et les autocrates, les civilisés et les barbares. Il y a des guerres humanitaires préventives pour empêcher un dirigeant de massacrer sa population civile d’un côté et de l’autre, les attaques des fanatiques qui, en « loups solitaires », s’en prennent à « notre civilisation ». Ce principe de cloisonnement à l’infini vise à brouiller la compréhension de la complexité et de l’imbrication des événements qui constituent notre vie de tous les jours.
Peut-il y avoir un lien entre une guerre impérialiste maquillée en intervention humanitaire dans un coin de l’Afrique ou d’Asie et une attaque terroriste dans une grande ville occidentale ? Depuis l’odieuse attaque de Manchester le 22 mai 2017 à la sortie d’un concert, tout le monde a compris que les choses ne sont pas aussi cloisonnées que l’on voudrait nous le faire croire. En effet, Salman Abédi, l’auteur de cet attentat suicide est le fils d’un Libyen que l’Angleterre et ses alliés de l’OTAN ont utilisé pour renverser, puis tuer le Guide libyen Mouammar Kadhafi.

La Libye et l’effet boomerang


Six ans après l’intervention occidentale en Libye ayant eu pour conséquences l’assassinat de Mouammar Kadhafi et la transformation du pays en no man’s land, il est clairement établi que l’objectif n’était pas de « sauver un peuple menacé de génocide » par son propre leader. Pour renverser le Guide libyen, plusieurs scénarii furent utilisés et les grandes démocraties ont été impliquées dans toutes sortes de basse manœuvre. Les USA, la France et la Grande Bretagne ont usé de tous les moyens pour assassiner Kadhafi, dans l’optique de mettre la main sur les immenses puits de pétrole du pays.
Le 21 octobre 2010, la France joue sa partition : ce jour-là, le chef du protocole de Mouammar Kadhafi se rend à Paris. Officiellement, il vient pour une visite médicale. Fait curieux pour une consultation chez le médecin, Nuri Mesmari arrive à Paris avec toute sa famille. Seconde curiosité, il ne rencontre pas de médecin. Il aura plutôt des séances de travail avec les agents des services secrets français et rencontrera certains proches du président d’alors, Nicolas Sarkozy. Le 16 décembre, il conduit une délégation qui se rend à Benghazi et qui rencontre – entre autres – Abdalah Ghani, un colonel libyen que Mesmari a présenté comme étant prêt à déserter les rangs de l’armée nationale.
Dans le renversement de Kadhafi, l’homme des USA s’appelait Khalifa Hifter. Colonel de l’armée, il a décidé de déserter pour aller s’installer en Virginie. Il bénéficiera de l’appui du NED (National Endowment for Démocracy) et sans doute de la CIA pendant ses 20 ans d’exil étasunien. C’est lui qui dirigeait les opérations militaires du Conseil National de Transition libyen.
Avant l’attentat de Manchester, peu de personnes étaient au courant de la participation des combattants partis d’Angleterre pour aller combattre en Libye et tuer Kadhafi. Ceux qui en parlaient étaient présentés comme des complotistes, des défenseurs d’un dictateur – dont l’assassinat a été présenté comme un acte de salut public. Depuis le 22 mai 2017, après 22 morts, les médias qui hier occultaient l’appui du Royaume-Uni aux insurgés, voire aux terroristes pour renverser Mouammar Kadhafi, sont obligés de rétablir les faits.

Manchester : 22 innocents tués par un terroriste bien connu


En trois mois, la Grande-Bretagne a été la cible de trois attentats. Il y a eu Westminster le 22 mars, Manchester le 22 mai et Londres le 3 juin. Après l’attentat qui a fait 56 morts en 2005, celui de Manchester (22 morts et 116 blessés), devient le plus meurtrier. Mais qui est ce Salman Abedi, auteur du carnage ?
Né en 1994 à Manchester, il est le fils de Ramadan Belgassem. Pour comprendre l’agressivité de Salman Abédi, il faut remonter le passé de son géniteur : début 1990, alors employé des forces de sécurité de la Libye, Ramadan Belgassem participe à l’un de ces nombreux coups d’Etat contre Kadhafi. La tentative ayant échoué, il prend le chemin de l’exil en Arabie Saoudite. Deux ans plus tard, il s’installe en Angleterre avec sa famille.
En 1993, le couple donne naissance à un enfant, Ismail Abédi. L’année suivante Salman vient au monde. La famille est réputée très pieuse. Lorsque les soulèvements contre Kadhafi se déclenchent en 2011, Ramadan retourne au pays natal. Non pas pour servir l’armée qui l’a employé et payé, mais pour combattre aux côtés des insurgés qui comptent beaucoup d’islamistes dans leurs rangs. La guerre contre la Libye fut atroce.
Officiellement, tout commence avec le renversement du président tunisien Ben Ali. La vague de protestation se propage vers l’Egypte et y emporte le Raïs, Hosny Moubarak. On parle de Printemps arabes. En mars 2011, la Libye entre en ébullition. Une partie de la population descend dans la rue pour exiger le départ de Mouammar Kadhafi à la tête du pays depuis 1969. Contrairement à la Tunisie et l’Egypte, les insurgés libyens sont armés jusqu’aux dents. Après une visite du « philosophe » médiatique français Bernard-Henry Lévy en Libye, l’insurrection devient une guerre ouverte.
Menacé d’éclaboussures par la famille Kadhafi qui dit avoir financé sa campagne électorale en 2007, Nicolas Sarkozy fait de l’assassinat de Kadhafi une affaire personnelle. Grâce à un lobbying intense, il réussit à convaincre Barack Obama et David Cameron de s’engager en Libye. Il obtiendra d’ailleurs une résolution du Conseil de Sécurité de l’ONU pour créer une zone d’exclusion aérienne.
Le résultat, on le connaît : la résolution onusienne est transformée en licence pour tuer le Guide libyen. Assassinat de Kadhafi et de ses proches, destruction des infrastructures de développement du pays, etc. Les soldats étrangers, faisant front commun avec les islamistes, mettent la Libye à sac. Malgré les gestes d’ouverture faits par Mouammar Kadhafi et les propositions de négociation faites par l’Union Africaine, le trio guerrier de l’Otan oppose une fin de non-recevoir.

David Cameron nommément indexé


Kadhafi et son régime ne faisait pas de la liberté des citoyens sa principale préoccupation. Et il n’envisageait pas de laisser le pouvoir de sitôt. De quoi susciter le courroux légitime de certains Libyens. C’est d’ailleurs sur cette vague que les détracteurs du Guide libyen vont surfer pour rallier l’opinion internationale à sa traque. Et pour l’assassiner, les USA, l’Angleterre et la France au moins, soutiendront activement ou passivement les islamistes.
Après l’intervention de l’Otan en Libye, et face aux critiques qui fusaient, le parlement britannique a créé une Commission d’enquête pour savoir si le Premier ministre d’alors, David Cameron, n’avait pas engagé l’armée anglaise pour un dessein inavoué en Afrique. Le rapport de cette Commission d’enquête (une cinquantaine de pages) a été rendu public courant septembre 2016 et les enquêteurs y relèvent cinq objectifs visés par un Nicolas Sarkozy qui a embarqué David Cameron dans son expédition africaine :
1-S’emparer d’une plus grande part de la production libyenne de pétrole
2-Accroître l’influence française en Afrique du Nord
3-Améliorer la situation politique personnelle de Nicolas Sarkozy en France
4-Permettre à l’armée française de réaffirmer sa position dans le monde
5-Répondre à la volonté de Kadhafi de supplanter la France comme puissance dominante en Afrique francophone
Le rapport précise que “des solutions politiques auraient dû être explorées”. Pour les parlementaires britanniques, David Cameron et Nicolas Sarkozy auraient dû savoir que les djihadistes allaient chercher à profiter du chaos en perspective. La montée du terrorisme et des trafics divers dans le Maghreb et en Europe est une des conséquences du chaos qui règne en Libye depuis six ans. A cela, il faut ajouter l’augmentation du nombre des migrants qui arrivent en Europe lorsqu’ils ne se sont pas noyés en mer.

La mondialisation du terrorisme


Jadis l’un des pays les plus stables du continent – avec un taux de scolarisation, de couverture santé, et de développement largement au-dessus de la moyenne -, la Libye est devenue, six ans après l’intervention de l’Otan, un véritable Far West. Les êtres humains y sont vendus tels des moutons en 2017 ! Jouant autrefois le rôle de filtre des immigrants qui entendent gagner l’Europe, la Libye est devenue une terre de transit privilégiée pour les candidats à l’immigration, les passeurs y ayant élu domicile. La Libye est surtout devenue un champ de recrutement, d’entrainement et de recyclage pour les groupes terroristes.
Les djihadistes de tous âges y vont faire leurs armes avant d’aller semer la mort à travers le monde. Le parcours du tueur de Manchester confirme ce statut de la Libye comme terre de prédilection des terroristes. Faute d’Etat doté d’institutions capables de surveiller l’ensemble du territoire et ce qui s’y fait, la Libye accueille désormais les terroristes du monde entier.
Après le 11 septembre 2001 aux USA et à Londres en 2005, l’Afrique et le Proche- Orient étaient devenus les principales cibles, et donc les victimes du terrorisme. Mais depuis trois ans, la donne a changé et on assiste à une véritable « mondialisation » du terrorisme.
Source : Investig’Action

Jihad made in USA

Au moment où le Moyen-Orient s’embrase dans une guerre sans fin,
cet ouvrage interroge : quels sont exactement les liens entre USA
et « jihadistes » ? Crucial, car ce conflit va déborder sur l’Europe,
l’Afrique, la Russie, voire la Chine.

- See more at: http://www.investigaction.net/fr/qui-seme-le-terrorisme-en-libye-recolte-les-attentats-a-manchester-londres/#sthash.ZtZVQF3y.dpuf