۱۳۹۰ آبان ۲۳, دوشنبه

دو نمونه از پديده های جهانی شده در مسير حرکت جهانی سرمايه

دو نمونه از پديده های جهانی شده در مسير حرکت جهانی سرمايه
يونس پارسا بناب

بخش اول: جهانی گرائی شکنجه در فاز فعلی گلوباليزاسيون
درآمد
در زمانی که روند جهانی گرائی سرمايه و تشديد آن بويژه در سی سال گذشته بيش از پيش رسانه يی تر گشته فعالين سياسی منجمله دانشجويان پرسشهای گوناگون و بحث انگيزی را مطرح می سازند که پاسخ به آنها دارای اهميت سياسی در تعبيعه و تنظيم استراتژيهای مبارزاتی چالشگران عليه نظام جهانی است. بخشی از اين پرسشها عبارتند از:
- آيا پروسه ی جهانی گرائی (گلوباليزاسيون) فقط محدود به حرکت سرمايه در سطح جهنی است؟
- آيا حرکت سرمايه قادر است که ديگر گستره ها و زمينه های مربوط به فعاليت های انسانی را زير کنترل خود قرار دهد؟
- آيا پديده هائی مثل شکنجه و روسپيگری که امروز بيش از هرزمانی در گذشته ورد محافل گشته و رسانه ای تر شده اند جزو آن گستره ها و زمينه هائی هستند که حرکت سرمايه به آنها نيز خصلت و بُعد جهانی داده است؟
- آيا پديده ها در نظام های پيشا سرمايه داری نيز به شيوه و بُعد جهانی عمل می کردند؟ و
- آيا هر چه رسانه ای تر و بر ملا تر کردن شکنجه (بويژه شکنجه جنسی) ويا روسپيگری (بويژه روسپيگری کودکان) می توانند در خدمت مبارزات مردم عليه نظام جهانی و نظام های بنياد گرائی دينی- مذهبی (مثل جمهوری اسلامی) قرار گيرند؟
در قسمت اول اين نوشتار بعد از پاسخ به پرسش ها به بررسی پديده شکنجه بويژه جنسی که چند و چون جهانی گرائی آن در طول دهه ی اول قرن بيستم بيش از هر زمانی در گذشته بُعد جهانی پيدا کرده است، می پردازيم.
در قسمت دوم اين نوشتار به بررسی چند و چون روسپيگری در بٌعد و سطح جهانی و مؤلفه های آن بويژه "صنعت سکس جهانی" می پردازيم.

جهانی گرائی محدود به حرکت سرمايه است ولی....
پروسه جهانی شدن محدود به حرکت سرمايه است . ولی اين حرکت که بر پايه ی منطق انياشت سود به وقوع می پيوندد، هر زمينه و حيطه سودآوری را که در مسيرش باشد، زير سيطره خود قرار می دهد. براين اساس، چشم انداز جهانی شدن نتنها استثمار کار و زحمت، تبادل نابرابر بين کشورهای مرکز و پيراموني، تقاضا ها و عرضه ها وانگاشت و عملکرد مصرف را دربر می گيرد، بلکه در ديگر گستره های فعاليت انسانی نيز بعد از رسوخ ونفوذ موقعيت متوفق کسب می کند. امروز جهانی شدن گستره هائی چون مهاجرتهای اجباري، توسعه التراناسيوناليسم و بنيادگرائی های دينی و مذهبي، تخريب محيط زيست، شيوع فساد مالی و سياسي، گسترش پديده های کودکان حياباني، شيوع مواد مخدر، رواج روسپيگري، تشديد نابرابريهای اجتماعی و ... را در بر می گيرد که به نظر نگارنده در درک مهم تحول دنيائی که در آن زندگی می کنيم، جايگاه قطعی دارند. به هيچ وجه نبايد تصور گردد که مجموع اين مسائل در جوامع پيشا سرمايه داری وجود نداشتند. بررسی تاريخی نشان ميدهد که تک تک اين مسائل کم و زياد در جوامع پيشا سرمايه داری وجود داشتند ولی ابعاد و عمق و وسعت آنها مطلقا محلي، ناحيه ای و منطقه ای بوده و به هيچ وجه و شکلی از بُعد و چشم انداز جهانی برخوردار نبودند. در نتيجه راه کارها و راه حل هائی که قربانيان اين مسائل برای رهائی مطرح می ساختند بطور طبيعی "جراحی ها"، دگر ديسی ها و انقلابات محلي، ناحيه ای و منطقه ای بوده و هر يک از آن راه حل ها براساس ويژه گی های جوامع بمورد اجراء گذاشته می شدند. بطور مثال، برده داری در روم قديم که دو هزار سال پيش يکی از بزرگترين امپراطوريهای جهان محسوب می شد، به هيچ وجه بُعد و چشم انداز جهانی نداشته و در حد اعلای خود يک چشم انداز منطقه ای بود. در عهد زمام داری ژوليوس سزار که اوج امپراطوری برده داری روم محسوب می شود، در اکثر مناطق جهان يا برده داری اصلاً وجود خارجی نداشته (مثل تمدن های موجود در قاره های آمريکا و اقيانوسيه) و يا برده داريهای به غايت متفاوت (مثل برده داری در امپراطوريهای ايران، شبه قاره هندوستان، چين و ماچين) بوده اند. پس آنچه که در جوامع پيشا سرمايه دار ی عمد تاً حاشيه اي، محلی و ناحيه ای بود، در زمان ما در مرکز توسعه سرمايه داری جهانی قرار دارد. برخلاف دوران گذشته، ما اکنون شاهد جهانی شدن و صنعتی شدن فقر، فساد مالي، شکنجه، داد و ستد کودکان و زنان و بالاخره روسپيگری و ... هستسم.
بنا به علل معلوم و روشن که بعداً شرح داده خواهد شد تا اين اواخر، جهانی شدن دو پديده ی شکنجه (بويژه جنسی) و روسپيگری بعنوان صنعت جهانی سکس (بويژه درارتباط با کودکان و نو جوانان) آنطور که شايد و بايد مورد بررسی های جامع و مفصل قرار نگرفته اند. نگارنده در بخش اول اين نوشتار همانطورکه در مقد مه ذکر گرد يد نيم نگاهی به مسئله ی شکنجه و جنبه های جهانی شدن آن بويژه درارتباط با شکنجه جنسی (تجاوز) و در بخش دوم به مسئله ی جها نی شدن صنعت جها نی سکس می اندازد.

تعريف شکنجه و علل رواج آن
واژه شکنجه در فرهنگ نامه ها منجمله در لغتنامه ی دهخدا به آزار و اذيت دادن، پيچيدن و شکستن اعضا ی بدن، عذاب دادن و رنج دادن متهم با آلات و ابزار گوناگون به منظور کسب اقرار تعريف و معنی شده است. ماده يک کنوانسيون منع شکنجه که در سال 1984 توسط سازمان ملل متحده برگزار گرديد تعريف و معنی شکنجه را کاملتر و جامع تر ساخت. مطابق اين ماده تعريف و معنی شکنجه عبارت است از: تحميل عمدی هرگونه رنج و عذاب جسمی يا روانی که توسط مأ مور شکنجه بر فرد تحت شکنجه (به منظور کسب اقرار و اطلاع از او) اعمال می گردد. با اينکه مسئوليت برقراری امنيت اقشار مختلف مردم و پيشگيری از وقوع جرايم و مبارزه با آنها عموماً در جوامع به عهده ی دولت است ولی بررسی و رخدادهای جهان نشان ميدهد که درهر مقطعی که دولتی به هر دليلی از انجام وظايف خود باز مانده و نتوانسته امنيت بويژه معيشتی شهروندان خويش را تأمين سازد برای سرپوش نهادن بر اين هدف (رسيدن رژيم به مرحله ی فرتوتی و بی ربطی خود) به خشونت و شکنجه روی آورده است. بهترين مثال در حال حاضر اقدامات جمهوری اسلامی ايران بويژه در ارتباط با شکنجه جنسی در زندانهای ايران بويژه در سالهای اخير می باشد. مثال بهتر ديگر که برخلاف امر شکنجه جنسی در ايران، در سالهای اخير رسانه يی تر و بر ملاء تر گشته،اقدامات دولت آمريکا بويژه پس از حوادث مرموز يازده سپتامبر 2001 در احداث زندانهای مخوف در گوانتانامو (درخاک اشغال شده کوبا)، در عراق از جمله زندان ابو غريب، در افغانستان و در پايگاه های نظامی آمريکا در اکناف جهان و رواج شکنجه های متنوع جسمی و روانی منجمله جنسی (تجاوز) در روياروئی با مردمان عراق، افغا نستان، پاکستان، يمن و... است.
به عبارت ديگر اکثر دولتها چه در کشورهای مسلط مرکز (مثل آمريکا) و چه در کشورهای پيرامونی (مثل ايران) بجای خدمت به مردم و بر قراری امنيت معيشتی و اجتماعی و بجای اصلاح ساختارها و گسترش عدالت اجتماعی به دولتهای بزهکار تبديل می شوند و با اعمال شکنجه های گوناگون بدنی وروانی منجمله تجاوز جنسی تلاش می کنند که قدرت سياسی خود را حفظ کنند.
بر رسی انواع و اقسام شکنجه های مختلف و ابزار و آلات مورد استفاده در جريان شکنجه به خوبی نشان می دهد که پديده ی شکنجه امری نيست که فقط در عصر فرمانروائی نئو محافظه کاران حاکم بر کاخ سفيد در سالهای آغازين قرن بيست و يکم (آنهم در خارج مرزهای آمريکا) رواج يافته است. مدارک واسناد پژوهشهای متنوع از سوی چالشگران ضد نظام بطور مفصل وجامع چندين نکته زيرين را روشن می سازند:
1 � پيشينه ی شکنجه در زندانهای آمريکائی ( چه در خارج از مرزهای آمريکا و چه در داخل آمريکا) به سالهای بعد از پايان جنگ جهانی دوم و آغاز دوره ی "جنگ سرد" ميرسد.
2 � در فاز فعلی جهانی شدن سرمايه (دوره ی "بازار آزاد" نئوليبرالی) شکنجه منجمله آزار و تجاوز جنسی به زندانيان بيش از پيش جهانی گشته و پژوهشگران دراين زمينه شباهتهای نزديکی بين انواع و اقسام شکنجه های بويژه جنسی (منجمله تجاوز) که بر زندانيان درايران، کنگو و... اعمال ميگردند، پيدا کرده اند. دراينجه به چند و چون جهانی شدن شکنجه بويژه شکنجه جنسی (تجاوز) در زندانهای آمريکا و ايران می پردازيم.

بُعد جهانی گرائی شکنجه جسمی در زندانهای جهان و ايران
پديده تجاوز و شکنجه جنسی نيز مثل پديده های نکوهيده و ضد انسانی ديگری مثل ستم ملی و تبعيض جنسی و نژادی و ... در جوامع بشری پيشا سرمايه داری وجود داشته اند ولی اين پديده ها در عصر سرمايه داری به عنوان شيوه های کنترل بر جامعه و استثمار طبقاتی سيستماتيزه گشته و گسترش يافته و در فاز فعلی گلوباليزاسيون سرمايه تشديد يافته و مثل روسپيگری جهانی تر و طبيعتاً همگون تر گشته اند.
رسانه ای شدن موضوع تجاوز و شکنجه جنسی در سالهای اخير در اکناف جهان (از ايالت شرق کشور کنگو گرفته تا سياه چالهای ابوغريب در عراق و بازداشتگاه های ايران) و همدردی افکار عمومی جهانی با قربانيان شکنجه و تجاوز جنسی بويژه درايران نه تنها کمکی به شکستن تابوهای فرهنگی در اين موارد می کند بلکه استفاده از تجاوز و آزار جنسی به عنوان وسيله ای درجهت کسب اطلاعات و قربانيان را نيز بر ملا می سازد. در نظامهای پيشا سرمايه داري، شکنجه عمدتاً و عموماً غير جنسی و فيزيکی بود ولی در سرمايه داريهای کنونی شکنجه و آزار جنسی به حربه و وسيله اصلی شکنجه عليه زندانيان بويژه سياسي، تبديل گشته است.
در نظام های پيشاسرمايه داری ( از انواع و اقسام تفتيش عقايد در اروپای قرون وسطی گرفته تا شکنجه گاه های امپراطوری های عثمانی ، صفوی و رومانف ها در قرون 15 و 16 ميلادی) پديده شکنجه عمدتاً نحوه ها و شيوه های محلی و کشوری را درخود حمل ميکردند و عموماً خيلی با هم تفاوت داشتند. در حاليکه اسناد و مدارک موجود نشان می دهند نوع شکنجه ها منجمله آزار و تجاوز جنسی در ابو غريب عراق، باگرام افغانستان، زندانهای ميسی سی پی و تگزاس و سياه چالهای ايران، مصر، پاکستان و ... از شباهتهای "عجيب و غريب" و همسانی ها و همگونيهای "حيرت انگيز" برخوردار هستند. دراين زندانها برخلاف زندانهای قرون وسطائی و پيشا سرمايه داري، تجاوز يا آزار جنسی تا حد "ازاله بکارت" يکی از انواع شکنجه های اصلی است. در شکنجه غير جنسی (عمدتاً بدنی- فيزيکی) در اين زندانها از شلاق، اعدام نمايشي، گرسنگي، فروبردن زندانی در رير آب و يا پرکردن معده و شکم زندانی از آب و سپس روی شکم زندانی نشستن (water boarding) و قرار دادن زندانيان در بازداشتگاه های تنگ و انفرادی و غيره استفاده می کنند که زندانی سياسی را وادار به "اعتراف" ساخته و حتی از او يک "تواب" بسازند. چون تعداد قابل توجه ای از زندانيان سياسی بويژه جوانان در مقابل اين نوع شکنجه های صرفاً فيزيکی و غير جنسی مقاومت کرده و عموماً حاضر به "اعتراف" و يه "توبه" نميشوند در نتيجه بُعد و پهنای "تعزير" و کسب "پشيمانی" و "ندامت" بسوی اتخاذ برنامه (آلترناتيو) دوم يعنی شکنجه جنسی شيفت می کند. در تمام جوامع بشری (چه در کشورهای توسعه يافته مرکزو چه در کشورهای توسعه نيافته پيرامونی) تجاوز جنسی شکنجه ای است که مربوط به "عنعنه ها"، دغدغه ها و تابوهای فرهنگی می شود.نحوه و مکانيسم فشار از طريق اعمال تجاوز جنسی بويژه درمورد زنان جوان بسيار پيچيده تر از ساير آزارها و شکنجه هاست. به کلامی ديگر اين نوع شکنجه مثل برداشتن "ازاله بکارت" با تابوهای فرهنگی و قرارداد های اجتماعی سروکار دارد و به راحتی قابل روايت و بازگوکردن نيست. عموماً جوانان وديگر زندانيان سياسی بعد از تجربه های دردناک و هواناک شکنجه فيزيکی و غير جنسی درزندان، پس از آزادی انواع و اقسام شکنجه هائی را که بر آنها در زندان روا شده، بطور کامل و دقيق بازگو کرده و حتی بصورت مقاله و کتاب و غيره منتشر می سازند. درصورتيکه تاکنون به ندرت ما شاهد بازگوئی های قربانيان تجاوز وآزار جنسی بوده ايم. به نظر روان درمانگر ها و پژوهشگران مسائل جنسی عمومی شدن بحث در مورد قربانيان تجاوز جنسی کمک می کند که قربانيان اين نوع شکنجه ها احساس اعتماد و آسودگی خاطر کرده و راجع به شکنجه هائی که برآنها روا شده صحبت کنند. بازگوئی اين تجاوزات و حساسيت و حمايت افکار عمومی جهانی نيز ميتوانند حد اقل در کوتاه مدت از تشديد اين نوع تجاوزات جلو گيری نمايند. در مبارزه اصولی و جدی عليه آزار و تجاوز جنسی که امروز در سياه چالهای مخوف از ايران، مصر، عراق، افغانستان و پاکستان گرفته تا شرق کنگو، غرب سودان، زندانهای بخشی از ايالات منحده آمريکا و زندانهای مخفی متعلق به سازمان "سيا" در پايگاه های نظامی آمريکا عليه زندانيان سياسی اعمال می گردند، بايد به چندين نکته اساسی توجه کرد.
1 � وقتی زندانيان از يک زندانی سياسی با اعمال شکنجه های فيزيکی و غير جنسی "اعتراف" می گيرند، هدفشان صرفاً اين نيست که تا با نمايش آن اعتراف در رابطه فرد با حزب و سازمان و گروهش اختلاف ايجاد کرده و يا او را در ميان يارانش منزوی و بی اعتبار سازند. عموماً زما نی که شکنجه گران در طرح اول (شکنجه بدنی) با ناکامی روبرو می شوند، متوصل به اعمال طرح دوم (شکنجه جنسی) می شوند. اين نوع شکنجه با مسائل جنسی مربوط است که کاملاً خصوصی و شخصی است و وقتی علنی می گردد بر خلاف شکنجه بدنی و فيزيکی ايجاد شرم می کند. اين نوع شکنجه با تابوهای فرهنگی جامعه درارتباط است. عموماً بازجويان درکشورهای ايران، مصر، عراق ، افغانستان و پاکستان برخلاف اعترافات، تجاوز جنسی را علنی نميکنند، بلکه آنرا چون "رازی" بين خود و زندانی نگاه ميدارند. مکانيسم پيچيده تجاوز جنسی دراين است که فرد قربانی در حال هراس و دلهره به سر ميبرد که مبادا اين راز برملا شود. احساس تحقير و شرم از يک سو و احساس شديد گناه از سوی ديگر باعث می شوند که قربانيان آزار جنسی بعد از خلاصی از زندان از ديگران وحتی نزديک ترين خويشاوندان خود فاصله بگيرند. خودکشی و ابتلاء به امراض روانی و روحی بين قربانيان تجاوز جنسی به مراتب بيشتر از قربانيان شکنجه های غير جنسی است.
2 � عوارض شکنجه های بدنی (غير جنسی) با تجاوز جنسی خيلی متفاوت هستند. کتک خوردن، گرسنگی کشيدن و شکنجه های ديگر فيزيکی مثل اطو کردن بدن قربانی و زير آب قرار دادن زنداني، و... با رهائی فرد از زندان قطع می شود و تأثير آنها بتدريج از بين ميروند ولی طبق نظر روان کاوان و پژوهشگران حقارت و شرم ودرد ناشی از تجاوز با اتمام دوران زندان پايان نمی گيرند.
3 � هدف شکنجه گران اين است که رازی را از درون زندانی سياسی درباره يارانش بيرون بکشند. زمانيکه با اعمال شکنجه فيزيکی نمی توانند يه هدف خود دست يابند آگاهانه و با برنامه متوسل به اعمال شکنجه های جسمی می شوند. آنها با تجاوز جنسی اين دفعه راز ديگری به قربانيان خود می دهند. اين راز، فشار، حقارت و شرمی است که به قربانيان وارد کرده اند که به اصطلاح قابل روايت و گفتنی نيست. بعقيده خيلی از روان درمانگران هرگونه اطلاع رسا نی و رسانه ای ساختن شکنجه های جنسی کمکی است به افشای اين راز ها که قرار بوده بين زندانيان و زندانبانان بماند. برملا ساختن اين رازها خود بخود شيوه پيچيده تجاوز جنسی را نه تنها دچاراختلال و سردرگمی می سازد بلکه رژيم های فرتوت ودرمانده مثل جمهوری اسلامی سرمايه را نامشروع تر در افکار عمومی جهانی و آسيب پذ يرتر در درون جنبش همگانی مردم ايران می سازد.
4 � بررسی چند و چون پيچيدگی شکنجه جنسی درزندانها و بازداشتگاه های جمهوری اسلامی بويژه در تابستان 2009 بروشنی نشان می دهد که نوع، بُعد و پهنای اين شکنجه ها نيز چندان تفاوتی با تجاوزات و شکنجه های جنسی رايج در زندان های عراق، افغانستان، پاکستان و بازداشتگاه های سازمان "سيا" در پايگاه های نظامی آمريکا دراکناف جهان ندارند. اين امر حکايت از اين دارد که شکنجه جنسی نيز مثل برده داری جنسي، کودکان خياباني، اعتياد به مواد مخدر و... به يک پديده جهانی تبديل گشته و در فاز فعلی گلوباليزاسيون جهانی ترگشته است.

منتخبی از منابع
1 � درباره جزئيات و شيوه های شکنجه درزندانهای جمهوری اسلامي، رجوع کنيد به: Sadeghmeol-eng.com و وب سايت سينما و فرهنگ Cinema and Culture at http://www.Cinemapen.com و عبدالفتاح سلطاني، "داستان شکنجه"، درمجله ی "چشم انداز ايران"، در ماهنامه شماره 67 (ارديبهشت و خرداد 1390 )، صفحات 40 � 38.
2 � درباره جهانی شدن "شبکه ی صنعتی � نظامی � زندانی" و رواج شکنجه به شيوه ی آمريکا دراکناف جهان، رجوع کنيد به:
- بروس فرآنکلين "رواج عادی شکنجه در زندانهای آمريکائی" دروب سايت www.historianagainstwar.org و
- ارل اسميت و انجلا هتری "جهانی شدن شبکه ی صنعتی � زندانی آمريکا" و "رابطه ی زندانهای خصوصی با در صد محبوسين و صنعت زندان سازی درآمريکا" در مجله ی "جوامع بدون مرز"، چاپ لندن، شماره های 2 و3 (سال 2007 )
3 � درباره ی جزئيات شکنجه درزندانهای ايالات آمريکا (تکزاس، ميسی سی پي، فلوريدا و...) و زندانهای آمريکائی درعراق، افغاتستان و....رجوع کنيد به:
- مجله ی "اخبار قانونی زندان" سال پانزده، شماره 7 (ژوئيه 2004 )،
- الی هوروز نبلات (Rosenblatt) در " بيعدالتی جنايتبار" (چاپ بوستون 1966 )، گزارش جامعی درباره ی شکنجه درزندانهای آمريکا ارائه ميدهد. طبق اين گزارش 42 ونيم درصد زندانيان ماهانه حد اقل يک بارمورد شکنجه قرار ميگيرند. اين کتاب بطور مبسوط روشن ميسازد که شکنجه منجمله شکنجه ی جنسی (تجاوز) دهه های متمادی پيش از برملاء ورسانه ی تر شدن اين بيعدالتی درزندانهای آمريکا معمول بود.younes parsa benab

21 آبان 1390   

هیچ نظری موجود نیست: